جلسه 041 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)
شماره جلسه
41
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 041 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در رابطه با راههای مقابله با افکاری که شیطان در ما تولید میکند بود افکار منفی، شما در روانشناسی روز در کتابهای روانشناسی که مراجعه بکنید دائماً به شما میگویند شما در معرض قوا و نیروهایی هستید که شما را به سمت افکار منفی میکشانند یا نیروهایی هستند که در شما افکار منفی تولید میکنند.@ انسان بین دو کشش قرار دارد کششی او را به سمت پیشرفت میکشاند و کششی او را به سمت عقبگرد و تنبلی، اما هیچ وقت به منشأ این افکار و ریاضیات تولید فکر اشارهای نمیکنند، چرا؟@ چون اساساً اطلاعات تخصصی در این زمینه برای آنها وجود ندارد این قرآن کریم هست خداوند تبارک و تعالی که خالق آسمانها و زمین و انسان هست که به ما اطلاعات دقیق در مورد حملهها میدهد حملهها را برای ما شمارهگذاری میکند حدود و صغورش را مشخص میکند نوع فکرها را تعیین میکند راههای مقابله را میگوید.@ این یک روانشناسی فوق پیشرفته هست که ما در قرآن کریم و دست معصومین میتوانیم اینها را بیابیم راههای مقابله با افکار منفی که یک اصل پذیرفته شده هست در روانشناسی دینی و روانشناسی غیردینی روانشناسی مدرن اینکه اول ما بدانیم قدرتی، نیروی وجود دارد که در ما تولید فکر منفی میکند.@ قرآن این شخصیت را کامل با همه ابعاد وجودیاش به ما مشخص میکند برای ما روشن میکند و به ما معرفی میکند بعد میگوید این را حواستان باشد باید این را دشمن بگیرید باید این را عبادتش نکنید دنبالش نروید تولید فکر میکند آن تولید فکر را تبعیت نکنید.@ لذا در آموزشها شما ببینید میگوید وقتی که شما میخواهید کار بکنید صبح که از خواب بلند میشوید، در دعاها حالا بحث یاد را میگویم و توضیح میدهم(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ) یعنی اول از این وسواس و وسوسه را میپذیرد.@ میگوید هست و به شما میگوید شما باید کجا بروید برای درمانش که در بحث ذکر توضیح میدهم پس این هست 2 ـ کسی وجود خارجی دارد در من تولید فکر میکند حتی در خواب هم که ما میخوابیم ارتباط برقرار میکنیم چون وقتی ما میخوابیم فقط بدن ما هست که استراحت میکند فکر و روح خواب ندارد.@ انسان بخش روحیاش خواب ندارد خواب مربوط به بخش بدن شما هست حالا این فکری که بیدار است دارد کار میکند شما میبینید به محض اینکه خوابتان میبرد در خستهترین حالتها تا میخوابید فعال هستید مسافرت میروید مباحثه و مذاکره میروید میبینی که انسان اصلاً خواب ندارد چون مجرد است.@ اینطور نیست که بگوییم بیل زدیم خسته شدیم بخوابیم بدن هست که یک موقعی خسته میشود کم میاورد باید استراحت بکند استراحت میکند روح اینطوری نیست روح فعال است شیطان در همانجا هم میتواند ارتباط برقرار بکند برای او خواب و بیداری ندارد او بیدار هست برای ما کار میکند اثر خودش را روی ما میگذارد ما هستیم که میخوابیم.@ بنابراین در خواب هم میتواند برای ما تولید صورت و تولید فکر بکند که وقتی از خواب بلند میشویم به ما برنامه بدهد گاهی وقتها در خواب برنامه میدهد صبح بلند میشوی اجرا میکنی میاید به صورت مادرت، پدرت، خواهرت، برادرت، دوستت یک حرف زشت، یک حرف غلط، یک صورت زشت را ایجاد میکند.@ صبح که بلند میشوی با پدر و مادرت، با همسرت درگیر هستی بدبین هستی بعد هم این خوابها را منشأ اثر قرار میدهی فکر میکنی که همینطوری هست، نه، خواب دیدم باید این کار را بکنم، حالا خواب هم دیده باشی خیلی وقتها اینها اعتبار ندارد و میتواند منشأ شیطانی داشته باشد.@ یک موجود خارجی هست که در من تولید فکر میکند چیزهایی که او دوست دارد چیست یعنی او دوست دارد من چکار بکنم؟ او دوست دارد من فرمولها، حدود الهی را برای کسب خوشبختی خودم در دنیا و آخرت رعایت نکنم گاهی وقتها به من میگوید عمل نکن این حدود را رعایت نکن.@ گاهی وقتها حالتی در من ایجاد میکند که من حتی اگر به دستور او عمل هم نکنم خود پذیرش این حالت عین عمل نکردن است یک نوع توقف است یک نوع پَسرفت است، آن حالتها چه بود؟ ایجاد غم و ترس در ما، در حمله صورتهای مقدس وقتی که به مقدسات شما حمله میکند، سؤال کردن که وقتی ما قرآن میخوانیم در قرآن خواندن فکرهای منفی به سرمان میزند نسب به خود قرآن، خدا، انبیاء.@ نماز میخواهیم بخوانیم در نماز خواندن اینطوری میشویم سمت حرم میخواهیم برویم نسبت به آن امام یا امامزادهای که آنجا هست افکار زشت و منفی سراغمان میاید جاهای خوب فکرهای بد سراغمان میاید اما وقتی که سراغ آن جاهای خوب و کارهای خوب نمیرویم فکرمان آزاد و راحت هستیم چرا آنجا حمله میکند؟@ راه مقابله با شیطان این هست که اولاً بدانی که او از تو چه میخواهد یعنی پیشنهادش چیست ما مأمور به دشمنگیری هستیم(فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) باید او را دشمن بگیریم بعد میگوید پناه ببرید، بالأخره این یک مبارزه است.@ باید بلد باشی یک کسی آمده الان بین شما و همسرت میخواهد اختلاف بیاندازد شما و پدر و مادرت، شما و دوستت، چکار باید بکنیم، یک وجود خارجی آمده با ما حرف میزند تولید پیام میکند اول از این او دوست دارد من غمگین بشوم یعنی من اگر هیچ دستوری را اجرا نکنم فقط همین که از این پیام غمگین بشود خودش عبادت شیطان است.@ بترسم عبادت شیطان است بنابراین شما وقتی تولید فکر منفی نسبت به مقدسات در شما میکند نسبت به خدا و ائمه و مقدسات، همین که به تو بربخورد و ناراحت بشوی او پیروز شده در تولید فکر منفی تو باید بدانی که یک نفر دارد از دل تو و زبان تو فحاشی میکند تو مطلقاً فحاشی نمیکنی، چرا؟@ اگر تو فحاش بودی اهل فحاشی و اهل بدگویی از خدا و مقدسات بودی جزء عقائد خودت بود آدم در بیان عقائد خودش ناراحتی ندارد ناراحت نمیشود میگوید عقیدهام است 2×2 این آب شفاف و روشن است دیگر ناراحتی ندارد.@ چرا تو از این افکار ناراحت میشوی؟ برای اینکه قبولش نداری آن فحشی که در موقع نماز، موقع قرائت قرآن، به نماز، خدا و مقدسات در ذهن تو ایجاد میکند در حرم افکار کثیفی در شما ایجاد میکند شما خودت یکدفعه احساس حیا میکنی احساس ناراحتی میکنی.@ چرا در حرم امام رضا، چرا کنار خانه خدا، چرا در مسجدالنبی، چرا موقع نماز خواندن، چرا پیش یک آدم مقدس، چرا اینطوری شده، پس این افکار مال تو نیست که ناراحت شدی، به محض اینکه تو این فکر را بپذیری و ناراحت بشوی او بُرد کرده میگوید نگاه کن من دارم فحش میدهم غصهاش را این دارد میخورد غم جزء پیامهای شیطان است.@ ما اصلاً سراغ غم نباید برویم هر جا ببینیم میخواهد به ما چنبره بزند باید از دست غم در برویم لذا اول از این راه مقابله با شیطان این هست که ناراحت نشویم یعنی وحشتزده نشویم اگر وحشتزده بشوی آنجا نیش را خوردی مثل مار میماند.@ باید کاملاً آرامشت را حفظ بکنی یک فکری در من تولید شد یک فحشی، یک حرف رکیکی زد یک کسی میخواهد بیاید، دقیقاً مثل این است که یک نفر قصد دارد در یک مسابقه ورزشی خیلی مهم، در کنکور، سر کلاس دانشگاه برای اینکه تو رتبه به دست نیاوری قبل از جلسه خیال دارد.@ حرفهای بدی بزند و ذهنت را طوری مشغول کند که تو دیگر حوصله جواب دادن به سؤال را نداشته باشی تستها را نتوانی بزنی تو هم میدانی قرار است این حرف را به شما بزنند، چکار میکنی؟ اصلاً کلاً این را به خودت نمیگیری او هر چه میخواهد بگوید میگوید.@ تو قشنگ میایی بسم الله الرحمن الرحیم را میگویی سر جلسه امتحان مینشینی وضویت را میگیری شروع میکنی به جواب دادن سؤالات، میدانی که او میخواهد تو اینجا نتوانی تستت را بزنی یک خبر دروغ منفی به تو میگوید یک حرف بد به تو میزند راجع به پدرت، مادرت که تو اضطراب داشته باشی و کنکور رد بشوی، چکار میکنی؟@ میگویی نه من باید این را انجام بدهم، میخواهد به خودت فحش بدهد اعصابت را خورد بکند میداند که تو اگر اعصابت خورد بشود حرص و جوش بخوری قلبت میگیرد ناراحتی قلبی داری میداند که اگر عصبیات بکند ممکن است بتواند تو را بکشد نمیاید به تو تیر بزند و بکشد میاید یک کاری میکند که آن قلب تحریک بشود.@ شیطان میداند که تو نسبت به خدا و مقدسات حساس هستی همه دوست دارند کسی نمیتواند خدا را دوست نداشته باشد مقدسات همیشه مقدس هستند برای همه مقدس هستند گناهکارترین آدمها مقدسات را پاک و مقدس میدانند و دوستشان دارد تو هم اهل این نیستی که بروی به مقدسات توهین بکنی.@ در بیداری در حالتهای عادی شما هیچ وقت نمیروی به یک روحانی به یک آدم مقدس به یک امامزاده به حرم توهین بکنی پس فکر مال تو نیست وقتی مال تو نیست مال او است گناهش هم گردن او است تو هم غصهاش را نخور.@ اولین مسأله در مورد تولید افکار منفی به خصوص در بخش صورتهای مقدس حمله از سمت راست این هست که ما کلاً غصه نخوریم ناراحت نشویم چون خود غم منشأ خیلی از مفاسد میشود ناراحت نشود که این فکر را کرده.@ بدان که یک نفر در تو طمع کرده که از این طریق میخواهد در تو مشکل ایجاد بکند پس ما اول آرامش داریم از این فکر اثر منفی نمیگیریم که مضطرب بشویم چون تو اگر این را قبول بکنی بعداً میگویی من هر وقت حرم میروم این فحشها میاید هر وقت میروم قرآن بخوانم این فحشها میاید هر وقت میروم که نماز بخوانم این فحشها میاید.@ نماز نمیخوانم که خدای نکرده در نمازم توهین به خدا نشود قرآن نمیخوانم که یک موقع در رابطه با قرآن این اتفاق برای من نیفتد او هم همین را میخواست او میخواست تو نماز نخوانی ولی دید که داری نماز میخوانی از دستش داری در میروی.@ در نماز آمد تولید فکر کرد به مقدساتت فکر کرد در بخش شک و شبهه هم همینطور است یک موقعهایی شک و شبهه ایجاد میکند که جلسه قبل راههای درمانش را توضیح دادیم که باید چکار بکنیم پس ما اساساً از فکرهای منفی نباید ناراحت بشویم و منشأ اثر ندهیم.@ 2 ـ شناخت ماهیت فکر خیلی مهم است ماهیت فکر و خیال مثل باتلاق میماند که شما وقتی میخواهی از چیزی از خیال در بیایی اگر با آن درگیر بشوی در بیایی در واقع مثل تلاش کردن در باتلاق است برای خارج شدن از باتلاق.@ تو خودبهخود فرو میروی هر چه میخواهی تلاش کنی از باتلاق بیرون بیایی دوست نداری در باتلاق بمانی حرص و جوش میزنی دست و پایت را تکان میدهی زودتر انسان غرق میشود بنابراین نباید اصلاً تلاش کنی که مثلاً در حرم بروی و ذهنت را بگیری که این فکر نباشد یک فکر دیگر باشد، نه.@ یک شخص خارجی دارد فحش میدهد به من چه، اصلاً نمیخواهیم بیرون کنیم چون وقتی ما تلاش میکنیم بیشتر میماند اصلاً خاطرهسازی میکند بعد ولت میکند وقتی خاطرهسازی کرد ولت کرد بعداً هر وقت میخواهی قرآن بخوانی یاد گذشته میافتی یک گناه صورت گرفته.@ در یکی از سؤالها همین بوده که ما چطور به خاطرات گناه غلبه کنیم؟ شیطان خاطرهسازی میکند شما در یک صحنه با تداعی دائماً یادت میاید گفتیم حمله از عقب ما نباید اصلاً به عقب برگردیم چه در کدورتها چه در گناهان چه در شکستها، اصلاً نباید به خاطرات منفی فکر بکنیم اتفاقی افتاده قابل جبران هست راه جبرانش را هم کامل توضیح دادم.@ بنابراین برای اینکه خاطرهسازی نشود من اساساً در ذهنم خیلی درگیر نمیشوم به اینکه بخواهم این فکر را از خودم بیرون کنم بلکه من فقط به مثبتها و کارهای خودم میپردازم به چیزهای قشنگ، مثبت و کارهای خودم میپردازم.@ توضیح دادم مثال زدم لیوان را نگاه کنید این لیوان تقریباً یک سانتش خالی است این یک سانتی که خالی هست هوا دارد اگر ما بخواهیم این یک سانت هوا را پر کنیم چکار کنیم؟ بیاییم فوت کنیم که هوا خارج بشود، نمیشود.@ بعد بگویم حالا من میخواهم این یک سانت هوایش را بگیرم این لیوان را کج کنم که این آب بالا بیاید که این را پر کند دارد پر میکند از آنطرف خالی میشود تلاش بیهوده است من باید در این آب بریزم فرمول این بود که نفس را اگر مشغول نکنی مشغولت میکند من فقط باید فکرهای قشنگ داشته باشم.@ اگر فکرهای باطل و زشت سراغم آمد به آنها کاملاً بیتوجه هستم اصلاً به آنها محل نمیگذارم پس بیمحلی، منشأ اثر قرار ندادن، امیرالمؤمنین(ع) میفرماید کسی که فکرهای منفی میکند و فکر منفیاش را ادامه میدهد در آن فکر میافتد به عمل تبدیل میشود.@ لذا اصلاً به فکر گناه و فکر منفی اصلاً فکر نکنید و نگذارید ادامه پیدا بکند اگر دراز کشیدید میبینید در دراز کشیدن دارد سراغت میاید در خوابیدن، در رختخواب، در اتومبیل، دارد سراغت میاید ضبط و رادیو را روشن کن چیزهای قشنگ را بیاور.@ یعنی جایش را با یک چیز حق پر کن برای برطرف کردن باطل ما باید سراغ حق برویم نباید برویم با باطل درگیر بشویم حق فقط میتواند باطل را بیاورد(جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ) باطل خودش میرود(إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً) فکرهای منفی فقط یک خیال و توهم است خودش میرود.@ فقط کافی است من به آن اهمیت ندهم منشأ اثر قرار ندهم چیزهای مثبت را انجام بدهم حتی با خواب، صبح از خواب بلند شدی یک خواب منفی نسبت به شوهرت، زنت، دوستت دیدی بعد صبح سر صبحانه میبینی که یک حالت دیگری داری دیگر نمیتوانی راحت در چهرهاش نگاه کنی سلام کنی صبح به خیر بگویی و بخندی.@ پس منشأ اثر بوده وقتی منشأ اثر بوده این فکر را ادامه میدهد دوباره بعدازظهر هم یک خواب میبینی چند روز دیگر یک خواب میبینی بعد یواش یواش همین افکار منفی جدی میشود و خیال میسازد صورت خارجی را برای انسان.@ لذا میفرماید(مَن طَلَبَ عَیبً وَجَدَه) هر کس دنبال عیبگیری از دیگران هست آن عیب را میسازد پیدایش میکند در حالی که آن شخص عیب ندارد ولی خیال برای ما میسازد در حالی که اصلاً اینطور نیست لذا اصلاً نباید کلاً به افکار منفی فکر کرد.@ ناراحت شد منشأ اثر قرارشان داد بهترین راه این هست که من بفهمم که یک وجود خارجی دارد این فکر را تولید میکند و من به آن اهمیت نمیدهم مثل رادیوهای بیگانه است شما هر وقت بازش بکنید به شما فحش میدهند از بالا تا پایین فحش میدهد.@ مثل ماهواره است ساخته شده میلیاردها تومان دارند خرج میکنند که در شما ناامیدی و ترس و فساد ایجاد کنند خودت هم میدانی ماهوراه را میبندی کاری ندارد رویت اثر نمیگذارد ارتباطت را با او قطع میکنی از نظر بحثهای ارتباطات خارجی هم اینطوری است.@ شما وقتی در یک محیط آلوده هستی استمرار بودن شما در یک محیط آلوده آلودهتان میکند راهش این هست که شما در آن محیط نباشید یا ارتباطتت را قطع بکنی با منشأ تولید فکر، حالا از اینجا میرسیم به قسمت آخر، در قسمت آخر چطوری ما میتوانیم یک کاری بکنیم که این با حق پر شود یعنی این آب را پر بکنیم و ارتباطمان با منشأ تولید فکر قطع بشود.@ میفرماید که شما باید ارتباطتان را با نقطه مقابل تقویت بکنید یعنی به جای افکار موهوم به جای خیالات سراغ مسائل حقیقی و واقعی بروید به آن چیزها فکر بکنید دنبال واقعیت و حقیقت باشید شیطان میخواهد شما را از راه خدا دور کند.@ لذا این فرمول خیلی مهم هست(ذِکرُ الله مَطرَدَۀُ الشَّیطان) ذکر خدا طردکننده شیطان است شما واقعاً تا یاد خدا میکنید یعنی اصل و حقیقت خودت آن هم با معرفت، معرفت نباشد نه، میگویند ما میرویم نماز میخوانیم باز در نماز بیشتر اذیت میشویم، شما نماز نمیخوانید.@ یک مثال بزنم شما الان دارید درس میخوانید شب امتحان است این خواهر شما هم دوست دارد کارتون یا فیلم سینمایی نگاه کند بعد شما وسوسه میشوی که کارتون را تعقیب بکنی چهار دقیقه درس میخوانی تمرکزت را سفت نگه میداری چهار خط میخوانی درست هم هست.@ اما وقتی که میخوانی مطلب را چهار صفحه خواندی ولی تمام مدت زبان داشته میخوانده ولی فکر پیش فیلم سینمایی و کارتون بوده چهار صفحه هم خواندی ولی فایده نداشته تو اصلاً نخواندی خواندنی صورت نگرفته جذبی صورت نگرفته ما سر نماز جذب نداریم.@ گفتن اگر یک موقع جن دیدی بگو بسم الله الرحمن الرحیم جن میرود گفت یک جنی دیدم گفتم بسم الله الرحمن الرحیم نرفت، دوباره گفتم نرفت، بعد گفت با قرائت مثل این قاریها گفت بسم الله الرحمن الرحیم، جن گفت الله الله، این جن فرار نمیکند چون ما واقعاً بسم الله الرحمن الرحیم نمیگوییم، یعنی ما پناهی نمیبریم.@ ارتباطمان قطع نمیشود با منشأ فساد و فکر، بعد میخواهیم حلش کنیم حل نمیشود یعنی هجرت باید صورت بگیرد وقتی میگوییم ذکر خدا طردکننده شیطان هست یعنی تمام دل و وجود تو پیش خدا بیاید یعنی شما این را پر کردید محال است شما بتوانید در این هوا بکنید یک سانتش خالی است آن یک سانت جولان دارد.@ هوا میتواند برود و بیاید بقیهاش امکان ندارد هوا بیاید چون پرش کردی وقتی کسی پر شود از خدا، از حرفهای قشنگ، کارهای قشنگ، برنامه داشته باشد و در تمام شبانهروز وقتش را با چیزهای قشنگ پر بکند این فرصت نگرانی و اضطراب و فکرهای منفی ندارد شیطان از خلأها استفاده میکند.@ معرفی کردیم شیطان طائف، یعنی طواف میکند ببیند کجا خالی است آنجا سراغ شما میاید ما گفتیم نسبت به بسیاری از گناهان معصوم هستیم مثلاً شرابخوری، زنا، قمار، آدمکشی ما معصوم هستیم این کارها را انجام نمیدهیم، چرا انجام نمیدهیم؟@ چون قلب ما اصلاً فضای باز برای این کارها ندارد ما زمانی گول میخوریم که فضای خالی داریم خودمان این فضای خالی را ایجاد کردیم آن هم سراغ ما فقط مواقعی میاید که میتواند بو بکشد و طمع کند که این آدم اینکاره هست من میتوانم روی این قسمت دست بگذارم و فشار بیاورم اذیتش کنم.@ ولی وقتی که شما دستگیره نگذاشته باشید نمیتواند شما را اذیت کند برای همین قرآن میگوید شما باید پناهندگیتان به خدا(فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ) قرآن میخواهید بخوانید به خدا پناه ببرید پناه به معنای حقیقی یعنی کسی که هست و من را میبیند و من نسبت به او معرفت دارم.@ و الا اگر همین لفظخوانی و عربی خواندن باشد بین قرآن خواندن و چیزهای دیگر فرق زیادی نیست کتاب مقدس است یک ثوابی هم میدهند اما اثری نیست برای همین هم نماز اثر نمیکند چون ما اصلاً نماز نمیخوانیم نماز یعنی ارتباط.@ مثل ارتباطی که شما الان با من برقرار کردید من الان دارم صحبت میکنم شما حواستان به من هست تا وقتی که دارید به من گوش میکنید حواستان به من هست شیطان نمیتواند بیاید شما را راجع به هیچی وسوسه بکند چون شما وقت نگذاشتید تمام ذهن و دلتان پای سخنرانی است.@ سر کلاس استاد است مشغول درس و مطالعه است مشغول کار است برای این کارها وقت ندارید پس شما زمانی میتوانید از باطل نجات پیدا کنید که ذهنت را با حق پر کنی(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ) آن که ربوبیت من را به عهده دارد مالک مدبر من و همه مردم است.@ (مَلِكِ النَّاسِ) پادشاه مردم، به چه کسانی آدم پناه میبرد چقدر قشنگ است هم رب است مالک مدبر است هم پادشاه است به پادشاه پناه میبرم(إِلهِ النَّاسِ) به معشوقم و الهام پناه میبرم آن که من عاشقش هستم و او هم من را دوست دارد او هم عاشق من است.@ آدم یکبار سوره ناس را همینطوری بخواند با توجه به معنیاش بخواند(قُلْ أَعُوذُ) بگو پناه میبرم به مالک مدبرم، پادشاهم، معشوقم، (مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ) آدمها هستند شیاطین هستند پناه میبرم.@ سوره را اگر انسان درست بخواند پناه ببرد چون یادتان باشد هر جا در قرآن گفتن این را بخوانید این عبادت را انجام بدهید برای اینکه خواندن خیلی مهم نیست خواندن ابزار است که شما به سراغ یک حقیقت بروید خواندن یک شماره تلفن است شما باید شماره تلفن را بگیرید اگر اشتباه گرفتید طرف جواب نمیدهد.@ میخواهی با یک استاد صحبت کنید بگویید استاد من فلان مشکل را دارم شما به من چه توصیهای میکنید پس باید شماره را بلد باشید شماره را بگیرید استاد باشد جواب بدهد حالا شکر خدا هر وقت زنگ میزنی خدا گوشی را برمیدارد هیچ وقت نیستم ندارد.@ بر خلاف همه کسان دیگر، ائمه و خدا همیشه گوشی را برمیدارند وقتی برداشتند این ارتباط برقرار میشود پس تو باید به وسیله لفظ و عبادت به محضر خدا بروی(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ).@ واقعاً پناه میدهد خودش گفته پیش خودم بیایید بنابراین کسانی که ارتباطشان با منشأ خیر منشأ زیبایی منشأ کمال منشأ عاطفه منشأ عشق همیشه ارتباط دارند هیچ وقت پیشنهادهای کثیف شیطان را قبول نمیکنند همیشه پیشنهادها و افکار کثیف در ظرف خلأ و گدایی و کمبود به ما توصیه میشود.@ اگر ما فکر منفی سراغمان میاید یکجا کمبود داریم اگر پیشنهاد جهنم میدهند ما قبول میکنیم یکجا کمبود داریم اگر پیشنهاد گناه میدهند ما میپذیریم یک پاکی کم داریم که به سمت گناه میرویم پس کمبودها و خلأها کمک میکند به نفوذ افکار منفی، من وقتی که با مطلق با کمال مطلق ارتباط دارم کمبود ندارم.@ فلانی من را تحویل نگرفت برای من هدیه نخرید به من نخندید پیشنهاد ازدواجم را رد کرد به او پیشنهاد محبت و ارتباط دادم قبول نکرد به من اَخم کرد من احساس کوچکی و باختن کردم احساس کردم له شدم این مال آدمی هست که کمبود دارد.@ یک کمبودی هست که از یک دختر یا یک پسر ولو عزیزترین کس، حتی همسرش له شدم له شدن ندارد خدا اصلاً انسان را له نیافریده خدا میگوید من بینهایت دوستت دارم اشباعت هم میکنم معشوقت هم من هستم کجا کمبود پیدا میکنی.@

وقتی او معشوق و اله من هست چقدر قشنگ است شما وقتی در سجده خدا را بغل میکنی سرت را که از سجده برمیداری آنقدر لذت دارد که میگویی(أشهد) یعنی چشیدم، نه اینکه میگویند، چشیدم(أشهد أن لا إله إلا الله) من اصلاً معشوقی جز خدا ندارم.@ کسی در عشق نمیتواند حریف خدا بشود در دل من، نه نامزدم، نه شوهرم، نه زنم، نه پدرم، نه استادم، هیچ کس، (وحده) یکتا معشوق است یکتاز قلب من است(وحده لا شریک له) اصلاً در عشق شریک ندارد عشقش را به هیچی نمیفروشد یک همچین کسی اصلاً خلأ پیدا نمیکند عقده عاطفی پیدا نمیکند.@ همه مباحث گسترهای که در روانشناسی تحت عنوان عقدههای روانی مطرح هست همه اینها مال این هست که این شخص با کانون همه کمالات ارتباط نداشته هیچ وقت در مورد کسی که با کانون تمام کمالات ارتباط دارد چیزی به اسم عقده ایجاد نمیشود.@ کمبود محبت، کمبود عاطفه، این بچه پدر و مادرش مردند از بچگی کمبود عاطفه داشته، پیغمبر هم پدر و مادر نداشت انسانهای بزرگ یتیم بزرگ شدند امام خمینی(س) یتیم بزرگ شده اگر قرار باشد نداشتن پدر و مادر عقده روانی و کمبود عاطفی ایجاد بکند که خدا این کار را نمیکرد.@ آدمهای بزرگ را مخصوصاً این کانونها را از آنها میگیرد که بدانند اینها با خدا هیچی نیاز ندارند اینطور نیست که اگر کسی طلاق گرفت بیفتد در فشار عاطفی سنگین مجبور بشود برود گدایی عاطفه بکند، نه آدم داشته باشد یا نداشته باشد ازدواج کرد یا نکرد، پدر و مادر داشت یا نداشت، دوستش مُرد یا نمرد، اصلاً دچار کمبود نمیشود.@ ممکن است ناراحت بشود از اینکه دوستی را از دست داده اما خودش خلأ پیدا نمیکند یک آدمی که پولدار ثروتمند است هیچ وقت شیطان به او نمیگوید هیچ کس نمیاید به او پیشنهاد بکند که بیا برویم تخممرغ بدزدیم برویم کنار مغازهها یک مشت تخمه بدزدیم در خانهمان کیسه کیسه تخمه است بروم تخمه بدزدم که چی، ما خودمان داریم.@ برای چه برویم بدزدیم چرا برویم گدایی بکنیم از چه کسی گدایی بکنیم در همین کمبودها هست که شیطان چنبره میزند روی انسان، انواع انحرافات و ترسها و دلشورهها و بیماریها را به ما تحمیل میکند شما نگاه کنید به قدری این کمبودها خطرناکند و این گدایی آزاردهنده است که در ترانههای ما هم آمده.@ بخش سرودها و ترانههایی که مباحث عرفانی دارد خوانده میشود کاری ندارم، ترانههای روز، عشقی و عاشقی که الان تولید میشود شما نگاه کنید در بازار ترانه، در بازار ترانه که شما میروید میبینید این موسیقی را میخواهیم بشنویم که شاد بشویم لذت ببریم شنگول و شاد بشویم آهنگ تندی هم دارد میشود با آن رقصید ولی حرفهایش تمامش غمآور است.@ یعنی ما حتی در بخش موسیقی هم عُرضه نداریم شادی ایجاد بکنیم آن خوانندهای که میخواند بیوفایی، قال گذاشتن، برو گمشو، برو بمیر، الهی بمیری، خدا سرت بیاورد، آمدم جواب ندادی، همهاش حرفهای مزخرف، یعنی همهاش عقده است عقدههای یک آدم که نمیتواند با بینهایت با کمالهای بزرگ خودش را ارضا بکند.@ محتاج آدمهایی مثل خودش شده محتاج گداهایی مثل خودش شده حالا آن گدا ناز کرده او را تحویل نگرفته شش ماه با او بوده ولش کرده حالا یکدفعه احساس شکست و خلأ میکند ما موسیقیهایمان و ترانههایمان هم مشکل دارد.@ آن کسی که شعر را مینویسد آن کسی که میخواند آن کسی که گوش میکند آن کسی که میپذیرد آدم باید خیلی کوچک باشد اینطوری فکر بکند خیلی ریز باید باشد که این چیزها در او منشأ اثر باشد نه خدا ما را برای گدایی نیافریده خدا صمد است معشوق من صمد است.@ میگوید تو هم باید مثل من صمد بشوی هیچ جا باج ندهید من اگر نتوانم مثل خدا صمد بشوم معشوقم اوست باید مثل معشوقم بشوم اصلاً عشق یعنی شباهت دو عاشق و معشوق به همدیگر، شما به معشوق خودت شبیه بشوی تا بتوانی تکمیل بشوی.@ بلال که میدانید سیاهپوست است قیافهای هم ندارد حالا بعضیها هستند سیاه هستند نمکی و خوشکل هستند او نه خوشکل هم نبود میگویند مخرج شین هم نداشته درست نمیتوانسته ادا بکند این رفته بوده خواستگاری یک دختر زیبا، چقدر اعتماد به نفس خوب است.@ رفته خواستگاری یک دختر زیبا(إن تُزَوِجُونا الحَمدُ لله وَ إن لَم تُزَوِّجُونا فَاللهُ أکبر) دختران را به ما میدهید خدا را شکر میکنیم اگر دخترتان را به ما بدهید اگر نمیدهید خدا بزرگ است، نه خودم را میروم میکشم در خانهتان بنزین میریزم خودم را آتش میزنم.@ نه این کار آدمهای کوچک است آدمهای ریز اینطوری هستند آدمهایی که خودشان هیچی ندارند میخواهند از کسی چیزی بگیرند و الا اگر من کسی که قرار است با او ازدواج بکنم اگر عاشق من نباشد به چه درد میخورد اگر او هم عاشق من نباشد ذلت است.@ خانمها و آقایان برای من نامه مینویسند که این دختر یا این پسر دیگر تحویلم نمیگیرد چکار کنم؟ علی(ع) فرمود(ما رَأیتُ ذُلً مِثلَ إشتِغالِ قَلبی بِفارِقِ القَلبِ مِنّی) هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش به من مشغول نیست گفتم ضربالمثل خوبی هست برای کسی بمیر که برایت تب میکند.@ اگر قرار است او عاشق من نباشد من برای چه عاشق او باشم چرا این عشقهای یکطرفه اتفاق میافتد در دختر و پسرهای ما؟ کمبود، برای اینکه ما سراغ منبع نرفتیم قرآن میگوید سراغ منبع بیا دیگر به هیچ کس احتیاج پیدا نمیکنید.@ پس یاد خدا، نه اینکه بگوییم یاد خدا شیطان را برطرف میکند تسبیح را در بیاورم سبحان الله الحمد لله، نه منظور از یاد خدا این نیست یعنی یاد کمال بینهایت یاد معشوق خودت، خدایی که خداست نه خدای ذهنی تو، امام صادق(ع) فرمود وقتی به مورچه میگویند خدا را میشناسی، میگوید بله خدا یک موجود بزرگی است که شاخکهایش از من بزرگتر است.@ مورچه هم فکر میکند که خدا شاخک دارد این خداهای ذهنی ما نه، خدایی که خودش را به این قشنگی در قرآن معرفی میکند خدایی که خودش را اله من معرفی کرده خیلی پیام بزرگ است خیلی فرهنگ عالی است(إِلهِ النَّاسِ) دلبر مردم معشوق مردم.@ نه فقط خدای مردم یعنی آن کسی که من میتوانم با او رفیق بشوم رابطه دوستی برقرار کنم عاشق و معشوقی، اصلاً من برای همین خلق شدم روح من مال اوست در تعریف انسان گفتیم انسان نه زن است نه مرد، جنسیت که نداریم جنسیتی که ما داریم مال بخش حیوانی ماست.@ بخش انسانی ما که جنسیت ندارد او یک روح خالص از خداست یاد خدا اگر درست یاد بشود انسان با خدا پر است یعنی خودت را پر کن با خدا، خودت را پر کن با کارهای قشنگ و الهی و انگیزههای الهی و انسانی، ریاضیاتش را هم که مفصل در جلسات قبل توضیح دادیم آن چیزهایی که قیمتی است.@ وقتی شما مشغول به او باشید اصلاً فرصت ندارید که فکر کثیف و آلوده و منفی بکنید فکرهای منفی آنجاهایی هست که ما سوءتغذیه پیدا کردیم فکر منفی سراغ کسی میاید که سوءتغذیه دارد یعنی یک جاهایی ما کم داریم شیطان همانجاها دست میگذارد.@ پرش کن با معشوق بینهایتت با کمالات واقعی و حقیقی، نه با کمالات خیالی و موهوم و حسی و نباتی و حیوانی هم نه که معرفی کردیم با اینها پر کنی چون حق نیست ظرف تو بینهایت است مثل مُهرهای میماند که شما یک پیچ کوچکتر در آن بگذارید بخواهید پیچ بدهید، نمیشود باید با هم سازگاری داشته باشند.@ من بینهایتطلب هستم روح بینهایت دارم با بینهایت هم ارضا میشوم معشوق من هم بینهایت است من انسان هستم بدن نیستم زن نیستم مرد نیستم مذکر و مؤنث نیستم رئیس نیستم مرئوس نیستم عمو و دایی و خاله نیستم اینها جنبه حیوانی من هست من یک آدمم من یک انسانم، من حریف خدایم.@ اگر خودم را خوب بشناسم وقتی رفتم سراغ معشوق خودم، شما دیدید وقتی دو نفر که عاشق هم هستند اصلاً چشم و گوششان کس دیگر را نمیبیند قاعده است(حُبُّکَ لِشَیءٍ یُعمی وَ یُصِّم) ممکن است از معشوق این خوشکلتر خیلی باشند از معشوق این بهتر خیلی باشند این اصلاً بهترها را نمیبیند فقط معشوق خودش را میبیند.@ اصلاً من وقت ندارم جای خالی ندارم من وقتی به کارهای بزرگ و کارهای قشنگ مشغولم فضای خالی ندارم پس یاد خدا، یعنی معنویت حقیقی، از چه شروع میشود؟ از لفظ شروع میشود بعد میاید سراغ توجه، ترجمه، معنا، محتوا، بعد ما را به سمت عمل میکشد چطور الان همه شما عزیزان نسبت به بسیاری از گناهان معصوم هستید؟@ برای اینکه در آن قسمتها شما پاک هستید ارضاشده هستید اصلاً نیازی ندارید این کار را بکنید بقیه گناهان هم همینطور، بقیه افکار منفی هم همینطور، پس افکار منفی از خلأ ایجاد میشود از ضعف و کمبود است.@ ما وقتی که با محتوای حقیقی پُرش کردیم هیچ وقت آن افکار منفی سراغمان نمیاید خیالات و خوابها زمانی سراغ من میاید که من یک خلأ دارم اما اگر در حقیقت آمدم و خلأ من در حقیقت بود یعنی با خدا رابطه برقرار کردم در این رابطه و عشق خلأ دارم نوع خوابهای شخص از این به بعد تغییر میکند.@ مثلاً خواب میبیند مکه میرود با کسی که خواب میبیند دبی میرود فرق دارد دو جور آدم هستند کسی که خواب کیش را میبیند با کسی که خواب کربلا را میبیند دو جور آدم هستند آن که خواب کربلا را میبیند عاشق است در بخش فوق عقل و بینهایت کمبود دارد یعنی در این عشق بینهایت کمبود دارد.@ لذا خواب کربلا، مکه، امام حسین، رسول الله، امام زمان را میبیند یک کسی نه در بخش حیوانی دچار کمبود است بخشهای دیگرش مشکل دارد میبینی خوابهای اینطوری میبیند همهاش خواب مرغ و کباب میبیند مشکل پیدا کرده.@ یعنی چون آن بخش فعال نیست وقتی فوق عقل فعال بشود کمبودهای بخش پایین هم برای آدم خواب نمیاورد انحراف هم نمیاورد افکار منفی هم نمیاورد چون پُر است بخش اصلیاش که بینهایت است مشغول است بخش پایینی اگر غذا نداشت نداشت انشاء الله جلسه بعد به بقیه سؤالات بپردازیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@