باعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث جلسه گذشتهمان درباره حمله سمت راست بود که گفتیم مصادیق مختلفی دارد وسواس، فکرهای منفی در مورد مقدسات، بدعت و دینسازی و مصادیق دیگری هم هست که ما از وسواس شروع کردیم که توضیح مختصری دربارهاش دادیم گفتیم که خداوند تبارک و تعالی نظام خلقت را نظام ریاضی قرار داده دین خدا هم یک دین ریاضی هست حدوددار است.@ شیطان هم میداند اگر کسی ریاضیات و حدود الهی و اندازههای الهی را رعایت بکند حتماً سعادتمند میشود بنابراین دو حمله دارد حمله چپ برای اینکه شخص را مقاوم بکند در مورد اندازهها و حدود الهی یعنی اصلاً به او پیشنهاد میکند که نماز نخوان روزه نگیر حلال و حرام را رعایت نکن حجاب را رعایت نکن واجبات را رعایت نکن محرمات را انجام بده این ایستادگی کامل هست در مقابل خداوند تبارک و تعالی.@ یعنی شخص میداند که نباید این کار را انجام بدهد حرام است خدا راضی نیست امام زمان راضی نیست این کار جهنمساز است این کار با فطرت انسان وجود انسان خوشبختی و سعادت انسان سازگاری ندارد ولی بیتقوایی میکند بیتوجهی میکند به اندازهها و حدود الهی نسبت به فرامین الهی رعایت نمیکند.@ کسانی که از نظر ایمان و اعتقاد ضعیف هستند یا جاهل هستند بسیار مورد حمله از سمت چپ قرار میگیرند در مورد کسانی که مقاومت میکنند میگویند نه ما میخواهیم حدود الهی را رعایت بکنیم یا عبادت الهی را وظائفمان را انجام بدهیم شیطان به آنها دسترسی ندارد بنابراین حمله بدل میزند حمله بدل همان حمله سمت راست است یعنی از طریق صورتهای مقدس شخص را به انحراف میکشاند.@ مثلاً اگر کسی میخواهد نماز بخواند روزه بگیرد عبادات الهی را انجام بدهد شیطان همین پیشنهاد را به او میکند در این جمع هم راحتش میگذارد ولی در مورد کوچکترین اجزاء عبادات و واجبات الهی سعی میکند شخص دقیقاً اندازههایی که خدا داده را رعایت نکند.@ رعایت نکردن اندازهها یعنی به نتیجه نرسیدن چون حدود ریاضی است شما وقتی که عدد را تغییر بدهی به نتیجهای که میخواهی نمیرسی در تمام قواعدی که ما با عدد و اندازه سروکار داریم وقتی عدد را رعایت نکنیم به نتیجه مطلوب نمیرسیم لذا او میگوید حالا که میخواهی عبادت را انجام بدهی انجام بده ولی با اعداد من.@ در مورد شستشو توضیح دادیم در مورد نجاست و طهارت توضیح دادیم که او به ما میگوید این اندازهها را تغییر بده یعنی میگوید حالا مثلاً فرض بفرمایید اگر در رساله دو بار نوشته، میگوید شما احتیاطاً سه بار بریز شما نباید حریم را باز نگه دارید اگر حریم را باز بکنید بگویید سه بار دفعه بعد چهار بار را هم روح احتیاطاً میپذیرد که چهار بار بریزد میگوید چهار بار دیگر.@ وقتی چهار بار را پذیرفت میتواند به شما تلقین کند که نه نچسبید خوب نیست اینطوری دلم مطمئن نشد دلم یعنی همان شیطان، یکبار دیگر بریز از عدد دو که شما تجاوز بکنید میتواند تا ده، بیست، صد، این کار را بکند نمونههایش هم بیماریهای وسواسی هست که ساعتها وضوی آنها و ساعتها غسل آنها طول میکشد.@ آن اندازه که خدا گفت شکستی راه باز میشود که هر عددی را بپذیری هر اندازهای را قبول بکنی وقتی آن حدود را نخواهی رعایت بکنی دیگر فرقی نمیکند و گفتیم چه تبعاتی بیماری وسواس دارد بیماری وسواس باعث میشود انسان در درازمدت از عبادت متنفر بشود.@ در طول عبادت حضور قلب خودش را از دست بدهد در نماز به جای اینکه دقت بکند دارد با خدا و معشوق خودش حرف میزند از خدا لذت ببرد همه فکرش این هست که این کلمات را درست ادا کرده یا نه از مخرج بود یا از مخرج نبود یک وضویی که قرار است برای ما طهارت بیاورد میشود عامل نجاست روح ما، یک غسلی که قرار است پاکی بیاورد خودش انواع بیماریها را در نفس ما ایجاد میکند.@ سؤالی که مهم هست این هست که یک وسواسی باید از خودش سؤال بکند که من برای چی میخواهم عددها را تغییر بدهم چه کسی دارد به من میگوید که این عددها را تغییر بده آیا دین خدا اینقدر سخت است او که گفته دو بار کافی است کارشناسان دینی گفتند دو بار کافی است من چرا سه بار و چهار بار میکنم؟.@ این سؤال خیلی مهم است امام صادق(ع) میفرماید شما خودتان هم میتوانید از وسواسی سؤال بکنید اگر از وسواسی سؤال بکنید وسواسی میگوید این شیطان است که دارد من را به این کار وادار میکند ولی گاهی وقتها شخص وسواسی فکر میکند این احتیاط خوب است.@ باید از شخص وسواسی سؤال کرد شما اگر یک چیزی را نجس میدانی با تعریف خودت نجس میدانی یا با تعریف خدا نجس میدانی؟ اگر تعریف خودت هست خودت که کارشناس نیستی نجاست تعدادش مشخص است راه اثباتش هم مشخص است یا باید با چشم خودت ببینی.@ بنابراین اگر در دستشویی رفتی در منزل دانشگاه هر جای دیگر چیزی افتاد خیس بود آنجا تو نمیتوانی حکم بکنی که این نجس است آب به شما ترشح کرد من نجس شدم نمیتوانی، ولی وسواسی میگوید بله من نجس شدم آب به من پاشیده خوب آب پاشیده شده باشد آب که نجس نیست میگوید نه در توالت بوده، در توالت بوده لزوماً همه جای توالت نجس نیست.@ خیسیهایی هم که ما آنجا میبینیم نجس نیست برای اینکه میگوید شما باید با چشم خودت یقین کنی که عین نجاست در اینجا قرار دارد یا نجس شده اگر خودت یقین نداری نمیتوانی حکم بکنی ولو خیس هم باشد تو نمیتوانی نجاستسازی بکنی ولی شیطان میاید برای ما تشریح میکند دینسازی میکند.@ الان به اکثر وسواسیها بگویی چیزهایی را نجس میدانند که در دین نجس نیست چیزهایی را آب میکشند که لزومی برای آب کشیدن ندارد ما باید بدانیم خدا از ما آن اندازهها را میخواهد اصلاً کلاً اعتقاد به نجاست و پاکی مخصوص چطور آدمهایی هست؟ آدمهایی که به دین اعتقاد دارند.@ اگر شما واقعاً به دین اعتقاد داری و میگویی خدا گفته اندازههای خدا روشن و آسان است پس این حرفها مال خدا نیست بیماری وسواس، وسواسی به خدا نزدیک نمیشود از خدا دور میشود یک نماز با حضور قلب نمیتواند بخواند از یک عبادت لذت نمیتواند ببرد وسواسی حدود و اندازههای ریاضی خدا را هم متهم میکند و خود خدا را هم متهم میکند.@ میگوییم بالاخره خدا بهتر میداند یا تو؟ اندازهها کدام درست است آن که خدا داده یا آن که تو دادی؟ کار به یک جایی رسیده بود یک بنده خدایی به او گفته بودند که مرجع تو اینطوری میگوید، مرجع تقلیدت که شما میگویی مرجع تقلید دارم اینطوری میگوید مقلد چه کسی هستی که تو اینقدر آب مصرف میکنی؟ گفت من مقلد فلانی هستم.@ میگوید فلانی خودش اینطوری گفته او حالیش نمیشود میگوید شما اگر میخواهی غسل بکنی به اندازهای که عرفاً اگر زیر دوش بایستی آب به همه جای بدنت میرسد تجسس هم لازم نیست بکنی که آیا آب رسیده یا نرسیده میبینی نه 30 دفعه این همینطوری زیر دوش میایست خم میشود راست میشود چپ میشود اینطرف که مطمئن بشوم آب حتماً رسیده دین خدا اینقدر سخت نیست.@ یکی از بزرگان دین غسلی کرده بود در حمام خارج شد یک کسی آمد به او گفت که فکر کنم یک قسمتی از بدن شما آب به آن نرسیده از این فضولهایی که برای خودشان وسواس دارند نسبت به دیگران هم وسواس دارند گفت من مسئول این نیستم.@ من مسئول این هستم که مقداری که عرفاً لازم هست زیر دوش بایستم من پشتم را چشم ندارم که ببینم من مقداری که زیر دوش میایستم عرفاً خیس میشود کافی است وسواسی یک دین جدایی برای خودش درست میکند یعنی حدود و اندازههای دیگری را میدهد.@ چون خیلیهایشان هم با احکام آشنا نیستند همین بیماری را به دیگران هم منتقل میکنند بیماری وسواس هم یک بیماری هست که ژنتیکی منتقل میشود یعنی بچه میبیند که مادر اینطوری رعایت میکند او هم همینطوری میشود باید اینقدر آب بکشی.@ باید مثلاً خانه میایی از در که داخل میایی اگر کسی پایش یک ذره نم داشته باشد نجس است پایش را روی فرش بگذارد نجس است دست بخورد به یک جا نجس است دستگیره نجس است ما کسانی را داریم که دستگیرههای خانه را آب میکشند و خیلی چیزهای دیگر را که آب کشیدنی نیست را آب میکشند حالا من نمیگویم چون هی رواج پیدا میکند.@ یعنی شیطان میگوید این که نجس شد پس این هم خورده به این این هم نجس است همینطوری، این خیلی خطرناک است زن و شوهری که باید روابطشان پر از صمیمیت و عشق و محبت باشد.@ زن اینقدر حساس است که مرد از در داخل میشود حالا آن لحظهای که در اخلاق هست در معاشرت زن و شوهر هست که باید چطوری با هم روبرو بشوند همانجا برو در حمام، سلام و علیک و دست دادن و روبوسی و این چیزها اصلاً حرام روبوسی نجس میشوم کثیف میشوم این نجاستی که شما میگویی از کجا آمده کدام دین گفته نه همینطوری برو در حمام.@ حالا آن یک مصیبت، از حمام درآمدن و تا بخواهد بیاید در خانه و فضای خانه آن هم یک مصیبت، که این حوله نباید به هیچ جا بخورد بعد این بیچاره تا بیاید بنشیند در خانه باید سه تا حوله عوض بکند من یک جمله یک فرمایشی از امام انتخاب کردم از امام امت(س) راجع به وسواس هست.@ در کتاب بسیار شریف و نفیسشان کتاب اربعین برایتان بخوانم ایشان میفرماید که بدان که وسوسه، شک، تزلزل، شرک و مانند آنها از خطورات و القائات ابلیس هست که در دلهای مردم میاندازد شک هم همینطور میبینی بعد از 30 سال 40 سال تازه میاید نسبت به عقائدش در آن شک ایجاد میکند.@ شک در مورد خدا در مورد پیغمبر در مورد قرآن در مورد ائمه حق ماست هیچ اشکالی ندارد کسی شک بکند در مورد خدا دینش اصلاً، حقانیت دینش، در مورد ائمه هیچ اشکالی ندارد اما شک باید با آن درست برخورد بشود.@ یعنی من الان شک کردم دو راه وجود دارد اگر من به این شکم بمانم یک کسی آمد به امام رضا(ع) عرض کرد من خدا را قبول ندارم خدا، قیامت اینها را قبول ندارم امام رضا(ع) فرمود که ما این را قبول داریم در روایت دیگر داریم که حضرت سؤال میکند که تو مطمئنی یقین داری که نیست یا شک داری؟ یک ذره فکر کرد گفت تردید دارم یعنی از مرحله یقین آمد به شک.@ حضرت فرمود اگر وجود نداشته باشد قیامت و خدا چه کسی باخته من باختم یا تو باختی؟ گفت هیچ کدام، تو به عقائد خودت دلخوش بودی ما هم به عقائد خودمان دلخوش بودیم بعد هم مُردیم رفتیم پی کارمان، قیامتی وجود نداشته باشد خدایی هم وجود نداشته باشد کسی نباخته هر کس به دین خودش دلشاد بوده.@ حضرت فرمود اگر آخرت وجود داشته باشد چی اگر قیامت وجود داشته باشد چه کسی باخته؟ یک ذره فکر میکند میگوید اگر وجود داشته باشد من باختم. یک خانم آمریکایی وقتی داستان مسلمان شدن خودش را بیان کرد میگفت من یک دوست مسلمانی داشتم همین برخورد را با من کرد.@ یک بار آمد منزل ما یا در یک جلسهای به من گفت ببین اسلام هست این چیزها را گفته اینها را گفته اگر راست باشد تو باختی، گفت این را گفت و رفت، میگفت من شب دیگر نتوانستم از این فکر در بیایم اگر بعد از مسیح هم پیامبری آمده باشد من باید دین او را بپذیرم از طرف یک خدا آمدند.@ کتاب آسمانی او هم همان کتاب انجیل ماست، کاملتر، اگر راست باشد من چکار کنم من نمیتوانم جوابگو باشم میگفت همین دغدغه باعث شد تا من تحقیق کنم تا مسلمان بشوم شک خوب است شک بکنیم اشکال ندارد ولی وقتی شک کردی این شک را شیطان اینطوری نگه نمیدارد که همینطوری در شک و تردید نگهات میدارد تا بمیری.@ اگر راست باشد چی اگر قیامت وجود داشته باشد میدانید ابدیت شوخی نیست الان اینجا دقت بکنید ما نشستیم اینجا، یک کسی یک نفر از بیرون بگوید سالن را ترک کنید بمب گذاشتند چند نفر میمانند یک بچه بیاید بگوید یک صدایی بیاید بگوید بگوید در خانمها سوسک، موش، این را بگوید چند نفر میمانند اصلاً جلسه به هم میخورند.@ بعد ما بگوییم مثلاً خانمها خیلی وزین آقایان وزین حرف گوش نکنند دقت بکنند بگویند حالا یک حرفی زده رفته بمب کجا بود نفر دوم بیاید داد بزند آقا بمب گذاشتند بروید دو نفر بیایند بگویند، چند نفر در کلاس میمانند سه نفر بیایند بگویند.@ آقا مسئله قیامت عقل میگوید اگر یک چیزی شایع شد باید تحقیق بکنیم قیامت مسلمانها معتقد هستند یک میلیارد و چند صد، مسیحیها معتقد هستند یهودیان معتقدند اکثر قریب به اتفاق مردم روی کره زمین به قیامت معتقد هستند کم هستند کسانی که اعتقاد ندارند یک شایعه زیادی است خدا یک شایعه است شایعه بزرگی هم هست شما دو نفر اعلام کنند بمب کار گذاشتند میگویید راست گفتند برویم ولو دروغ هم باشد من باید فرار کنم.@ عقل میگوید آدم از خطر احتمالی باید فرار بکند اگر قیامتی که میلیاردها انسان دارند میگویند هست خدایی که میلیاردها انسان روی کره زمین دارند میگویند هست راست باشد و من در مقابل این خدا ایستاده باشم چه فاجعهای درست میشود نباید بروم تحقیق بکنم؟! یک کسی یقین دارد میگوید من یقین دارم خوش به حالش، اما اگر شک داری باید با شکت عاقلانه برخورد بکنی.@ در مورد یک شایعهای مثل بمبگذاری مثل شایعههای دیگر، فلان چیز گران میخواهد بشود میرفتی تحقیق میکردی خطر وقتی پیش میامد منشأ اثر در تو میشد احتمال خطر میدادی احتیاط میکردی چطور در مورد یک مسئله به این مهمی احتیاط نکردی مسئله قیامت است شوخی نیست.@ نص قرآن است میگوید قیامت یعنی پنجاه تا سؤال از نحوه زندگی شما میکنند راست است یا دروغ است؟ اگر یقین داری که دروغ است میلیاردها آدم میگویند راست است بیا با آنها صحبت بکن بحث کن هزاران جلد دهها هزار جلد کتاب تحقیقی و علمی در این زمینه نوشته همه را میتوانی رد بکنی بیا صحبت کن.@ اگر مطمئن نیستی و شک داری شک کار علمی است یعنی روش علمی دارد آقا من شک دارم میروم به یک کارشناس مراجعه میکنم مثل اینکه من الان سرما خوردم سردرد دارم دندان درد دارم دندان درد داشته باشم میتوانم بروم پیش پزشک گوش و حلق و بینی یا نه؟ اگر بروم هم دکتر میگوید تو دیوانه هستی هم بقیه میگویند تو دیوانه هستی میگویند باید بروی پیش دندانپزشک.@ آقا من شک دارم باید بروم پیش کارشناس خودش، کارشناس دینی، یک استاد خبره، سؤال کنم من راجع به خدا شک دارم راجع به دین شک دارم راجع به پیامبر شک دارم راجع به قیامت شک دارم میتوانید با من صحبت بکنید کمکی به من بکنید من شکم را برطرف بکنم یا نه.@ ما هزاران جلد در این زمینه کتاب تحقیقاتی داریم مال سنین مختلف، هیچ کس هم نمیتواند ردشان بکند با استحکام در مورد قیامت در مورد ائمه در مورد خدا، خصوصیات خدا، همه چیز جواب داده شده دهها هزار جلد کتاب به زبانهای مختلف در یک زبان هم در سطوح مختلف نوشته شده.@ اما من میروم سر کار به همکار خودم که او هم هیچی حالیش نمیشود میگویم تو بیا برای من اثبات خدا کن آن بنده خدا کارشناس نیست به پدرم میگویم به خواهرم میگویم آنها را هم مریض میکنم خیلی کار اشتباهی است شما سؤال داری برو پیش کارشناسش کارشناس مذهبی.@ کارشناس مذهبی یعنی روحانی؟ نه هر کس عمامه سرش بود عبا روی دوشش بود کارشناس است؟ نه روحانیون هم مثل پزشکان یک دوره عمومی دارند در درسهایشان شما الان فرض بفرمایید چشم درد داشته باشید پیش پزشک عمومی میروی یا نمیروی؟ نمیروی میگویی باید بروم پیش متخصص، آن هم متخصص چشم.@ روحانیون ده سال تقریباً درس میخوانند دوره عمومیشان هست بعد از ده سال رشتههای تخصصی به خودشان میگیرند الان جدیداً از سال ششم به بعد هم میروند در رشتههای تخصصی کار میکنند مثل پزشکی که قبلاً هشت ساله بود پزشک عمومی بعد کردن هفت ساله، حالا الان از شش سال به بعد تقریباً هفت سال به بعد راههای تخصصی میروند.@ یکیشان میروند فقه کار میکند یکی میرود فلسفه کار میکند یکی میرود قرآن کار میکند تفسیر کار میکند یکی میرود حدیث کار میکند یکی میرود تاریخ اسلام کار میکند کلام کار میکند رشته تخصصی است روحانی متخصصی که تخصصش با سؤال شما با مشکل شما تناسب داشته باشد نه پیشنماز مسجد.@ پیشنماز مسجد ممکن است تخصصش اصول باشد فقه باشد چون روحانی هست نمیتوانیم بگوییم باید همه سؤالات من را جواب بدهد اگر بلد نبود بگوییم روحانیش هم نتوانست سؤال من را جواب بدهد اشتباه است نه کارشناس، من یک سؤال تفسیری دارم روحانی میگوید من در تفسیر تخصص ندارم من عمومی تخصص دارم یعنی درس عمومی خواندم در روحانیت، درسهای حوزه، متخصص تفسیر فلان آقا هست آنجا بروید.@ الان حوزه علمیه شماره تلفن داده سایت هم داده چندین شماره تلفن چندین سایت هر کس هر جای دنیا یک سؤال در مورد هر چیزی فرق نمیکند چه چیزی باشد هر چیزی راجع به مسائل دینی باشد حوزه علمیه مرکز پژوهش دارد شما هم سؤالت را میکنی در سایت هم در خانهات نشستی جوابت را برایت میفرستن تخصصی تخصصی ده تا برای یک سؤال ده تا پانزده تا بیست تا جواب برایتان میفرستند برای سطوح مختلف.@ الان بهانه نیست یک کسی بگوید من شک کردم در مورد خدا در مورد دین در مورد پیغمبر شما شک داری متخصصان هستند شبانهروز در سایت دارند فعالیت میکنند شما بنشین سؤالت را تایپ کن بده آنجا، من سؤال دارم، نه نمیخواهی تایپ کنی نمیتوانی با اینترنت کار کنی آدرس پستی دارد یک نامه بنویس جوابش را هم برایت ارسال میکنند.@ هیچ کس الان نمیتواند بگوید من نمیدانستم من شک کردم من واقعاً سؤال داشتم هیچ سؤالی بیجواب نمیماند پس اگر شیطان به ما حمله کرد بعد از دو سال سه سال چهار سال عبادت راجع به خدا دین پیغمبر سؤال در ذهن ما ایجاد کرد متخصص الا ماشاء الله ما در این مملکت متخصص داریم.@ دهها سایت علمی قدرتمند مشغول پاسخگویی به سؤالات هستند از سؤالات بدتر، شبهات، یعنی سؤالاتی که روی لجبازی و عناد طراحی شده آنها را هم جواب دادند و جواب میدهند هر سؤالی بکنید متخصصانی آنجا نشستند در رشتههای مختلف جواب سؤالات شما را میدهند ما هیچ سؤال بدون جواب نداریم.@ بنابراین شک اشکال ندارد ما بکنیم اما شیطان اینطوری که برخورد نمیکند خیلی ناجوانمردانه برخورد میکند سؤال را ایجاد میکند و تو را همانجا نگه میدارد میگوید ببین الان مثلاً از کجا معلوم هست خدا هست حالا که شک داری نماز را هم ول کن روزه را هم رها کن.@ بعد حالا که تو وقت نمیگذاری بروی سراغ بیماریت این شکت را برطرف بکنی فکر نمیکنی که اگر در این حالت بمیری چقدر خطرناک است ما اگر شک هم برایمان ایجاد بشود حق نداریم دست بزنیم به ترکیبات دینیمان، سؤال طبیعی است نمازت را بخوان سؤال هم داری بخوان باشد.@ رها کردن دین مثل عریان شدن موقعی هست که میخواهد لباسش را عوض بکند شما الان لباست کثیف شده نجس شده رفتی بنایی کردی میخواهی بروی لباس نو بپوشی نمیگویی که این لباسم الان نجس است عریان بروم تا خانه آنجا لباس نو بپوشم تا خانه باید همان لباس کثیف تنت باشد آنجا خصوصی لباست را عوض میکنی.@ سؤال که برای انسان پیش میاید نباید دینش را کنار بگذارد بگوید من که برایم شبهه پیش آمد دیگر دینم را کنار بگذارم دیگر همه چیز را رعایت نکنم بگذارم کنار چون برایم شبهه پیش آمده این حرف حرف شیطانی هست.@ شبهه پیش آمده شما در ظرف یک ساعت خودت را به یکی از این مراکز اینترنتی که در شهر آزاد هستند همه جا هست پانصد تومان پول بده بگو آقا این سؤال را برای من در بیاورید صد تا جواب برایت میدهند در آن سؤالی که میخواهی.@ رادیو معارف الان هست دارد سؤالات را جواب میدهد یک تلفن میزنی شبانهروز به سؤالات شما جواب میدهد الان سیدیهای آموزشی آمده نهاد نمایندگی ولی فقیه یک سیدی داده 22 هزار تا پرسش و پاسخ.@ یعنی تمام دانشجویان کشور در طول چند سال هر چه سؤال داشتند در تمام زمینهها فقه، منطق، فلسفه، عرفان، کلام، مسائل اجتماعی، مسائل سیاسی، مسائل حقوقی، مسائل خانوادگی، مسائل احکام هر چه سؤال داشتند چند هزار دانشجو سؤال کردند جوابش در یک سیدی در جیبت بگذار در خانهات بگذار.@ پس دقت بکنیم نباید شیطان ما را فریب بدهد و اگر تردیدی در ما ایجاد کرد توقف ایجاد بشود تردید یک موقعی ایجاد میشود انسان میگوید من یک چیزی هست برایم حل نشده حالا حل نشده جواب دارد.@ پس این که امام میفرماید شک و تزلزل از القائات شیطان است دقت کنید و این القائات منشأ تخیلات باطل است و اوهام خبیثه میگردد که حالا در مورد خدا و ائمه و این چیزها پیش میاید من مفصل اینها را توضیح میدهم.@ حال کسانی که گمان میکنند که وسواس آنها از روی کمال تقوا و احتیاط در دین است مانند وسواس داشتن در شستشو و طهارت و وضو گرفتن و غسل کردن چرا راجع به امور دیگری که از احکام الهی که احتیاط بیشتر لازم است احتیاط و مراقبت نمیکنند.@ امام سؤال میکند میگوید اگر واقعاً وسواس شما از روی دینداری است خیلی چیزهای دیگر هم هست که شما باید رعایت بکنید آنجا که خیلی بیشتر باید رعایت بکنید بخصوص مسائل اخلاقی مسائل اعتقادی مسائل دیگر احکام.@ حالا خودش مثال میزند آیا تاکنون کسی را میشناسید که در اموال شبههناک که حلال و حرام بودن آنها کاملاً معلوم نیست وسواس داشته باشند میخورند همچین نوش جانشان هم هست همچین کیف میکنند تردید نمیکنند نمیگوید من رفتم خانه فلانی میدانم خمس نمیدهد لقمهاش هم حرام هست همچین هم میخورد که نگو.@ اما فقط موقع شستشو دینداریش میگیرد موقع غسل کردن دینداریش میگیرد اینها هم هست اگر قرار است احتیاط بکنی در اینها هم احتیاط بکن در حیا احتیاط بکن در حجاب احتیاط بیشتری بکنیم در مسائل اخلاقی، ارتباط با پدر مادر، با همسر، با فرزندان آنجا احتیاط بیشتری بکنیم اینطور جاها ما به خودمان خیلی باج میدهیم اصلاً هم وسواس نداریم.@ و از تصرف در آن پرهیز کنند تاکنون کدام شخص وسواسی را دیدهاید که عوض یک مرتبه خمس و زکات دادن چند مرتبه داده باشند در پول دادن در کمک به فقرا وسواسیها میگویند احتیاطاً ما صد تومان دادیم صد تومان دیگر بدهیم چرا اینجا شیطان نمیگوید به دلم نچسبید این صد تومان کم بود ده تا صد تومان بدهم اینطور جاها چرا دلم اصلاً مطرح نیست.@ و به جای یک مرتبه حج چند مرتبه رفته باشد یا از خوردن غذای شبههناک پرهیز کرده باشد خدا رحمت کند امام را در اینطور مسائل فوقالعاده دقیق، پس اگر اهل طهارت واقعی هستی چرا اهل حلیت واقعی نیستی یعنی حلال و حرام آن هم نجاست است حرام نجاست است جلسه قبل گفتیم کینه جزء نجاست روح است.@ چطور وقتی کینه در دلت میاید نمیگویی این نجس است دلم نجس شد دلم را بشویم دلم را پاک کنم احتیاطاً حرف نزنم احتیاطاً تهمت نزنم احتیاطاً غیبت نکنم احتیاطاً کینه به دل نگیرم احتیاطاً قبول نکنم این حرفی که در مورد دیگری زده منشأ اثر قرار ندهم.@ چطور یک خواب میبینی شیطان چون در خواب هم میاید خودش را به شکل پدرت مادرت همسرت برادرت در خواب به شما عرضه میکند یک کار زشتی هم در خواب میکنی از خواب بلند میشوی نسبت به همسرت بدبینی نسبت به پدرت بدبینی نسبت به مادرت خواهرت برادرت دوستت، امامت، استادت بدبین میشوی میگویی آن خواب پس اینطوری بوده.@ چرا اینجا احتیاط نمیکنی نمیگویی این القاء شیطان بوده وسوسه بوده قبول میکنی بلافاصله تا خواب میبینی منشأ اثر است تا یک چیزی به ذهنش میاید سوءظن یکی از همینها است سوءظنها را شما تحقیق بکنید شما هر وقت به یک کسی بدبین میشوید بگویید من حالا بدبین شدم بنشینم روی کاغذ بنویسم میتوانم این حرف زشت و عمل زشت را به چه صورتهای قشنگی هم تفسیرش بکنم.@ بعد وقتی این کار را میکنی روی کاغذ میاورید میبینید که صورتهای قشنگی که میتوانید تفسیر بکنید همیشه بیشتر از صورتهای زشت است ولی همیشه ذهن ما در اولین کلمات بد یا اولین حرکات بد رفتارهای بد میرود سراغ بدترین نوع تفسیر، زود به پدر مادر خواهر برادر همسر و دیگران بدبین میشویم.@ چرا اینطور جاها احتیاط نمیکنیم اگر قرار باشد وسوسه و وسواس منشأ تقوا داشته باشد اینطور جاها ما احتیاط بکنیم بگوییم من دیدم با چشم خودم شنیدم با گوش خودم انشاءالله که اینطور نیست ولی نه ما با خیالش هم بدبین میشویم به آدمها، با خاطره بدبین میشویم شیطان راحت به ما القا میکند.@ بنابراین شخص وسواسی باید بداند وسواس داشتن ربطی به دین و دیانت ندارد بلکه مخالف دین و از جهل و نادانی و نفهمی است ولی چون حقیقت امر را به شخص وسواسی نگفتند و او را نه تنها از این حرکت انحرافی منع و ملامت و سرزنش ننمودند بلکه از کار او تعریف و تمجید هم کردهاند او هم این عمل زشت را تعقیب کرده تا به حد کمال رسانده و خود را ملعبه دست شیطان و بازیچه لشکریان و یاران او قرار داده و از ساحت قدس مقربین دور کرده است.@ وسواس این کار را با آدم میکند وسواس جهنم میبرد. نکتهای که در وسواس هست این هست که در وسواس خیلیها این را یک کمال و پز میدانند یک پرستیژ میدانند میگوید من اینقدر اهل نظافت هستم که مثلاً یک ظرف را که یک نفر آب خورده باید چهار بار بشویم تعریف میکند او هم میگوید این چقدر با کلاس است پس ما پنج بار بشوییم هیچی همینطوری از همدیگر وسواس را یاد میگیرند.@ بعد هم شیطان مینشیند برایشان فرع میزند میافتند در رقابت نسبت به همدیگر که چه کسی بیشتر احتیاط میکند و چه کسی بیشتر مثلاً بهداشت را رعایت میکند ولی این بهداشت نیست حالا بعضیها خودشان میگویند ما وسواسی هستیم اعتراف میکنند.@ ولی شیطان اندازهها را تغییر میدهد وسواس را میگذارد میگوید بهداشت، از یک حدی که میگذرد شما میخواهی بهداشت را رعایت بکنی مریضی میاورد میگوید آقا موهای من چرب است اینقدر شامپوی ضد چربی میزند که چربی مورد نیاز بدنش از بین میرود سرش خشک میشود چربی بدنش را میگیرد.@ میگوید باید چند بار دستت را بشویی پیغمبر فرمود(اَلتُرابُ رَبیعُ الاَطفال) خاک بهار بچههاست بچهها خاکبازی باید بکنند گِل بازی باید بکنند در این خاک و گِل یک چیزهایی هم گیر بچهها میاید خود پیغمبر هم گِل بازی میکرده ما میگوییم بچه نه باید در محیط آپارتمان، بسته، بعد مرتب صد بار به این بچه بگوییم برو دستت را بشوی بچه بیچاره هر روز حمام ببریمش هر روز دستش باید شسته بشود.@ این با کوچکترین تغییر جا یک جایی کمی خاک به او برسد مریض میشود میافتد چون بدنش نسبت به میکروب کلاً عادت ندارد این بچههایی که در خاک و خُل بزرگ میشوند همیشه سالمتر هستند در محیطهایی که بازی میکنند خاکبازی میکنند در خیابان، در کوچه، در بیابان اینها همیشه سالمتر و قویتر هستند.@ نمیگویم بهداشت رعایت نشود دست شسته نشود دست در اسلام سفارش شده حتماً قبل از غذا و بعد از غذا شسته بشود داریم از خانم فاطمه زهرا(س) که دست را تأکید زیادی میکنند که دست را حتماً قبل از غذا و بعد از غذا بشویید مسواک زدن حضرت میفرماید اگر سخت نبود میگفتم واجب است نمیگوییم بهداشت رعایت نشود اما وقتی زیادی به آن سمت میرویم بیماریهای زیادی برای ما درست میشود بشر زندگیش پر است از این افراطها.@ بعد حضرت امام میفرماید آری وسواس از خطرات شیطانیه و اعمال ابلیس لعین است که به وسیله آن اشخاص وسواس را افسار کرده است یعنی در بندشان کرده که دیگر تکان نخورند بعد یک داستانی را نقل میکنند که یکی از مسلمانان در وضو گرفتن وسواس داشت چندین بار اعضای وضو را میشست ولی به دلش نمیچسبید و آن را نادرست میخواند و تکرار میکرد.@ عبدالله سنان میگوید به حضور امام صادق(ع) رفتم و از آن شخص یاد کردم گفتم با اینکه او یک مرد عاقل است در وضو گرفتن وسواس دارد امام صادق فرمود این چه عقلی است که در او وجود دارد چگونه مرد عاقلی است با اینکه از شیطان پیروی میکند هیچ آدم باشعور و عاقلی وسواسی نمیشود اگر عقل داشته باشد میداند که این کار حرام محض است مخالفت با خداست ملعبه شیطان شدن هست.@ گفتم چگونه از شیطان پیروی میکند؟ حضرت فرمود از او بپرس این وسوسه که به او دست میدهد وسواسی که دارد از چیست خود در جواب خواهد گفت از کار شیطان است. یک قسمت دیگری حضرت امام دارد در مورد وسواس که بد نیست این را هم انشاالله جلسه بعد برایتان بخوانم و توضیحی در این باره خدمتتان انشاالله بگویم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 037 - دشمنشناسی (اسلامشهر)
متن کامل (خام) جلسه 037 - دشمنشناسی (اسلامشهر)