بأعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته بحثمان به حمله از راست رسید و حمله چپ و راست را توضیح دادیم و گفتیم حمله از چپ که توسط شیطان صورت میگیرد حملهای هست که ما را دعوت به گناه میکند و ایستادن مستقیم، مخالفت مستقیم با حدود الهی و دستورات خداوند تبارک و تعالی.@ حمله راست حمله از طریق مقدسات هست که آن هم باز با ایستادن در مقابل خداوند هست و رعایت نکردن حدود الهی اما به شکل دیگری، یعنی تغییر اندازهها و حدود الهی، اگر شیطان دسترسی پیدا نکند به شخصی که او را وادار به معصیت بکند نتواند این کار را بکند او را در صورتهای مقدس به دام میاندازد.@ یعنی او را تشویق میکند که به سمت امور مقدس، مسائل عبادی، ظاهر مقدس و استخدام مقدسات برود و بعد اندازهها و حدودی را که خداوند تبارک و تعالی در امر مقدسات برای ما لازم دانسته را تغییر میدهد با اندازه و حدود خودش شیطان شخص را وادار میکند که این کار را انجام بدهد کمااینکه خود شیطان هم اینگونه بود.@ خود شیطان هم وقتی شش هزار سال عبادت میکرد بعد از شش هزار سالی که امیرالمؤمنین(ع) فرمود که معلوم نیست شش هزار سال دنیایی هست یا شش هزار سال آخرتی، وقتی که خداوند تبارک و تعالی امر کرد که به آدم سجده بکند با بقیه فرشتهها، البته گفتیم شیطان فرشته نبود.@ ( أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ) ابا و خودداری کرد تکبر ورزید از کافرین بود یعنی یک کفر پنهان داشت که با صورت مقدس عبادت روی آن کفر پنهانش را پوشانده بود بعد از اینکه خداوند امر کرد و او مقابله کرد یک پیشنهاد شیطان به خدا میدهد.@ به خداوند عرض میکند حالا دقت کنید که این پیشنهاد همیشه به ما داده میشود این پیشنهاد را به ما میدهد و ما را هم از همین طریق فریب میدهد، پیشنهاد میدهد که خدایا تو من را از سجده بر آدم معاف کن در عوض من تو را طوری عبادت میکنم که هیچ کس تو را اینگونه عبادت نکرده باشد ولی اگر بخواهی دستور بدهی که سجده بکنم من سجده بکن نیستم.@ یعنی شیطان به خدا پیشنهاد میدهد که تو تابع من بشو من با اندازهها و حدود خودم تو را عبادت میکنم تو هم مطیع من باش من را وادار به سجده به آدم نکن دقیقاً همین خصوصیت را در حمله از راست به ما تحمیل میکند و القاء میکند که اگر قرار است عبادت خدا را بکنید بنده خدا باشید نماز بخوانید روزه بگیرید حج بروید.@ اول از این توصیهاش این هست که ما نرویم ولی اگر هم حریف ما نشود میگوید اگر میخواهید بروید بروید اما با اندازههاو حدودی که من میدهم این کلمه اندازه و حدود را خوب دقت کنید که با آن زیاد کار داریم اول یک توضیحی بدهم در جلسات آغازین هم در این باره توضیح دادیم خداوند تبارک و تعالی تمام نظام خلقت را ریاضی خلق کرده.@ آنچه که در قرآن خیلی خداوند تأکید میکند که ما درک بکنیم روی آن فکر بکنیم این هست که تمام مخلوقات الهی و همه حدود و همه قوانین الهی بر اساس یک ساختار ریاضی خاصی تنظیم شده(كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) (قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً) (أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً) همه چیز در نزد خداوند عدددار است.@ شما اگر در رشتههای مختلف علوم، در تمام دانشگاههای دنیا دقت بکنید میبینید که تمام رشتهها مشغول مطالعات تجلیات ریاضی خدا هستند یعنی یک فیزیکدان یک شیمیدان یک ریاضیدان یک زیستشناس یک پزشک و تمام رشتههای دیگر اینها مشغول این هستند که مخلوقات خدا و قوانین ریاضی مخلوقات خدا را بشناسند.@ تجلی ریاضی کاملی کرده که خداوند در تمام نظام مراتب خلقت هم اینطوری هست مرتبه عالم ماده، عالم برزخ و بالاتر از برزخ، (كُلُّ شَيْءٍ) یعنی هیچ چیز نیست استثناءبردار نیست(كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) تمام چیزها نزد خداوند ریاضی است قاعدهدار است بنابراین روح انسان و جسمش ریاضی است.@ مسائل روحی انسان مسائل فردی و اجتماعی ریاضی است مسائل مادی هم ریاضی هست این ریاضیات را دین به ما یاد میدهد دین یعنی مجموعه قوانین ریاضی است که حدود و اندازههای خلقت را به ما مینمایاند به ما نشان میدهد که شما باید با چه فرمولهایی حرکت بکنید تا به هدف خلقتتان برسید.@ مثل اینکه یک جنین در رحم مادر باید با چه فرمولهایی حرکت کند که سالم متولد بشود یک دانه در دل خاک با چه فرمولهایی حرکت میکند که یک گُل خوب میدهد یک درخت خوب میشود تمام اینها ریاضی است و دانشمندان در طول هزاران سال مشغول کشف این فرمولهای ریاضی که خداوند تبارک و تعالی در نظام خلقت قرار داده هستند.@ مهمترین حرکتی که در نظام خلقت انجام میشود حرکت ریاضی انسان از خدا تا زمین که ما قوس نزول را برایتان رسم کردیم و حرکت ریاضی انسان از دنیا تا بینهایت تا خدا و آخرت هست که گفتیم در مسیر یک مسیر ریاضی دنیا را دارد بین عالم ریاضی دنیا و عالم ریاضی برزخ و بالاتر از آن روابط ریاضی باز حکمفرما هست.@ یعنی یک سلسله روابط قانونی و حدود و اندازههای دقیق وجود دارد مثل رابطه ریاضی بین رحم با رابطه ریاضی بین دنیا، رحم مادر با دنیا که هر دو دو عالم هستند شرائطشان فرق دارد اما با هم روابط کاملاً ریاضی و حساب و کتابدار دارند روابط دقیق وجودی با همدیگر دارند بین دنیا و برزخ، برزخ و بالاتر همینطور هست.@ پس همه چیز نزد خدا ریاضی هست دین هم که مسئول هدایت انسان در ریاضیات خلقت هست خودش هم ریاضی است برای همین هم شما میبینید که در دین ما هیچ کتابی به اندازه رساله ریاضی نیست رساله اگر دقت کرده باشید از اول تا آخرش عدد در آن هست یعنی شما همیشه با عدد سروکار دارید.@ حدود ریاضی دقیق سروکار دارید در فقه اینطوری است در اخلاقیات هم ما با حدود سروکار داریم در بالاتر از اخلاق در معارف هم ما باز با یک سلسله از فرمولها و ریاضیات و قواعد و قوانین عقلی و فوق عقلی سروکار داریم پس هیچ چیز بیحساب و کتاب نیست.@ در حرکت یک گُل در حرکت یک جنین از رحم مادر به دنیا، در حرکت یک اتم، الکترون، نوترون، پروتون شما دست روی هر چیزی بگذارید فقط با عدد و ریاضیات و قاعده و قانون سروکار دارید شما نمیتوانید دست روی چیزی در این عالم بگذارید که بیحساب و کتاب و گُتره باشد قاعدهمند نباشد تحت هیچ فرمولی قرار نگیرد.@ بشر هنوز نتوانسته و نه میتواند که یک همچین چیزی را کشف بکند که من در نظام خلقت خدا یک چیزی را کشف کردم که قاعدهمند و ریاضی نیست حتی ما در مباحث خانواده و روابط اخلاقی گفتیم که حتی چیزهایی مثل عشق، مثل عواطف، مثل روابط اخلاقی تمام اینها ریاضی است و فرمول دارد همه اینها قاعدهمند هست.@ ما اگر این فرمولهایی که خدا به ما داده دقیقاً رعایت بکنیم مثل یک جنینی که درست در رحم مادر حرکت کرده سالم متولد میشویم به آخرت، اما اگر این ریاضیات و حدود الهی را که کاملاً ریاضی است رعایت نکردیم در واقع وارد حدودهایی شدیم که با ساختار ریاضی ما و ساختار ریاضی عالم هماهنگی ندارد و شیطان هم دقیقاً این را میداند.@ یعنی میداند که شما اگر اندازهها و عددها را تغییر بدهید دیگر به آن مقصدی که باید برسید نمیرسید حرکت انسان در دنیا برای رسیدن به خوشبختی و سعادت دنیایی و برای خوشبختی و سعادت آخرتی دقیقاً مثل این مثالی است که میزنم.@ مثل یک شماره تلفن هست که شما میخواهید شماره تلفن بگیرید مثلاً از دوستتان خواستید که شماره تلفن منزلش را به شما بدهد شما بعد در شهرستان با ایشان تماس بگیرید بعد فرض بفرمایید رقمی که به شما میدهد یک رقم 4 به شما میدهد شما بگویید من از عدد 4 خوشم نمیاید میخواهم 5 بگیرم.@ هزار سال هم که شما 5 بگیری موفق نمیشوی که با دوستت تماس بگیری یعنی فقط باید همان 4 را رعایت بکنی عدد اگر تغییر بکند شکست در آن اتفاق میافتد در فیزیک و شیمی یک اتم اینطرف و آنطرف بشود یک مولکول اینطرف و آنطرف بشود یک کوروموزوم اینطرف و آنطرف بشود یکی، حتی نصفی، یک موقع نصف برای ما مشکل درست میکند.@ عدد خیلی دقیق است مثلاً قند خون میگویند قند باید رقمش از این تا این طبیعی هست بیشتر از این خطرناک است طرف بیماری قند میگیرد و آدم را میکشد تعداد گلبولها ریاضی است آزمایشگاه به تو عدد میدهد همه را خدا عدددار خلق کرده حالا یک کسی بیاید با این عددها بازی بکند و تغییر بدهد چه اتفاقی میافتد.@ مثلاً در آزمایشگاه یک نفر بیاید اشتباهاً در آزمایشگاه مریضی داشته باشد دکتر برایش آزمایش نوشته باشد آن کسی که این آزمایش را انجام داده عدد را دقیق نزده باشد یا زده باشد.@ موقع تایپ یک رقم جابهجا شده باشد کم و زیاد شده باشد دکتر وقتی آزمایش را میبیند آزمایشگاه هم آزمایشگاه معتبری بوده اشتباهاً موقع تایپ یک عدد اینطرف آنطرف شده باشد میگوید نه شما سالم هستید آزمایش نشان میدهد یعنی اعتماد به عدد میکند اگر عدد اشتباه زده شده باشد چه فاجعهای اتفاق میافتد.@ در حالی که این مریض است دارو و درمان خودش را دریافت نمیکند و دکتر هم اشتباهاً فکر کرده که این مریض نیست چه فاجعهای میشود عدد فوقالعاده مهم است در تمام شئون زندگی انسان، اصلاً همه چیز ریاضی است.@ اگر عددها و حدودهایی که خدا به عنوان مهندس عالم و خالق این اتمها و الکترونها تغییر پیدا بکند فاجعه اتفاق میافتد در نظام فیزیکی، شیمیایی، در اکوسیستم، در زندگی گیاهان و حیوانات وقتی رقمها تغییر پیدا میکند یکدفعه میبینید که لایه اُزُن پاره میشود از هر 60 نفر یک نفر سرطان میگیرد میمیرد چرا؟@ چون بشر طبیعت را دستکاری میکند یعنی میاید عددها و رقمهایی را که خدا در این نظام قرار داده بشر دستکاری میکند و فکر میکند به نفع خودش است وقتی دستکاری میکند فاجعه به بار میاید.@ ما هزاران مورد داریم که بشر دستکاری کرده عددهای خدا را در طبیعت آنچه که نصیب شده فاجعه، بیماری، بیماریهای خیلی خطرناک، یکبار و دوبار نه، صدها و هزاران بار بشر رفته فضولی کرده عددهای خدا را دستکاری کرده.@ رقمهای خدا را در زندگی گیاهان، در زندگی حیوانات، در فضا، در آبها عددها را تغییر داده این همه گرفتاری برای بشر درست شده شیطان این را خوب میداند بنابراین میداند که اگر شما بخواهید دقیقاً طبق فرمولهای خدا حرکت بکنید یعنی طبق حدود الهی حرکت بکنید به سعادتتان میرسید.@ اول میگوید این حدود را کنار بگذار نمیخواهد رعایت بکنی یعنی اولین کاری که میکند این هست که خدا را پیش ما متهم میکند میگوید این قوانین چیست اینها خرافات است اینها چیست سه بار، دو بار، نماز، دو رکعت، سه رکعت، پنج رکعت، حدود حجاب، حدود روابط زن و مرد، حدود طلا بر مرد حرام است بر زن جایز است.@ فلان کار بر زن حرام است بر مرد جایز است اینها حدود است ریاضی هم هست میگوید اینها خرافات است اینها را کنار بگذار این حرفها چیه، الان در عصر کامپیوتر و فضا چه کسی این حرفها را حالیش میشود اینها را کنار بگذار.@ یعنی شما یک فشار خون را میگویی ریاضی است آن کسی که خودش آن قوانین خدا را مسخره میکند خودش دارد در دانشگاه درس میخواند در آن عددهایی که خودش در رشته خودش میخواند خیلی مقید است مثلاً اگر پرستار یا دکتر هست میگوید من موقع عمل باید یک چیز به صورتم ببندم که آلوده نشوم میخواهیم ماده بیهوشی تزریق کنیم.@ میلیگرمش حساب میشود اضافه تزریق بکنید طرف میمیرد اینها را قبول دارد ریاضیات را در این چیزها قبول دارد وقتی نوبت به خالق کل سیستم، همین سیستم بدن، میرسد میبینی که خدا را مسخره میکند دین خدا را هم مسخره میکند عددهای خدا را هم مسخره میکند.@ تو در این دانشگاه آمدی 20 سال داری درس میخوانی با عددهای خدا سروکار داری یکی از آنها تا به حال اینطرف و آنطرف نشده آنوقت چرا وقتی در قالب یک دین در قالب دستورات زندگی فرمولها را به تو میدهد رساله به تو میدهد.@ چیزهای دیگر میدهد مسخره میکنی این هم همان داده یعنی همانی که این بدن را خلق کرده که هشت هزار سال است نخبههای عالم دارند مطالعه میکنند و هنوز نتوانستند حتی یک عضوش را کامل بشناسند همان خدایی که این بدن را خلق کرده همان خدایی که گُل و گیاه و حیوانات و آسمان و کیهان و کهکشانها را خلق کرده و دارد اداره میکند و روزیشان را دارد میدهد.@ همان خدا فقه و اخلاقیات و عقائد را برای ما فرستاده همان خدای اتمهاست همان خدای الکترونها و نوترونها و پروتونهاست چطور در آنجا میگویی آنها باید دقیق رعایت بشود یک شماره تلفن میخواهی بگیری میگویی من اگر شماره دوستم را اشتباه بزنم نمیگیرد این را میفهمی بعد چطور شمارههای خدا را خیلی راحت تغییر میدهی.@ شیطان در مرحله اول میاید یک کاری میکند که ما اساساً عددهای خدا را تخصصی نمیگیریم میگوییم اینها دینی و مذهبی و خرافی است مال 1400 سال پیش است 1400 سال پیش خیلی جدید است 4 2×2 مال چند سال پیش است قواعد هندسه و ریاضی مال چند سال پیش است.@ اینها قدیمیتر است یا فرمولهای دین اسلام، ریاضی قدیمیتر است ریاضی تا بشر بوده و خدا بوده قوانین ریاضی هم بوده پس چطور گذشت زمان این را تغییر نداده سر جای خودش علمی است قوانین شیمی، فیزیک، قوانین اتمها و الکترونها مگر گذر زمان یک حقیقت را تغییر میدهد که اینها قدیمی است مال 1400 سال پیش است اینها ریاضی است.@ خالق برای شما فرستاده کتاب قرآن کتاب ریاضی است پیامبر اگر 1400 سال پیش که زمان زیادی هم نیست حرفی زده با فرمولهای ریاضی عالم حرف زده هر چه که گفته دقیقاً ریاضی است یک کسی بگوید 4 2×2 مال ده هزار سال پیش یک میلیون سال پیش بوده هنوز هم 4 2×2 است.@ بیا بنشینیم تغییرش بدهیم جدید و مدرن بشویم بیاییم این 4 2×2 را 5 یا 3 بکنیم حرف احمقانه است دین خدا را هم کسی نمیتواند تغییر بدهد بگوید این مال قدیم بوده ما بیاییم قوانین قرآن و اسلام را تغییر بدهیم.@ در بیماری وسواس چون حملههای شیطان مختلف است یکی وسواس هست یکی بحث فکرهای خیلی بد و زشتی هست که علیه خدا و دین و پیغمبر و مقدسات در ذهن انسان میاید که راجع این هم صحبت میکنیم حملههایی که به مقدسات ما در ذهن ما میشود یکی بحث بدعت و دینسازی هست.@ اینها حملههای سمت راست هست که حالا ما نمیرسیم همه اینها را بگوییم اینها خودش یک دوره تقریباً 40 ـ 50 جلسه میکشد خود بحث وسواس، بدعتها، بحث حمله از سمت راست بحث فوقالعاده مهمی هست ما چند جلسه بیشتر نمیتوانیم در این مورد صحبت کنیم.@ خیلی کلی بگویم در بیماری وسواس شیطان میاید میگوید حالا که میخواهی نماز بخوانی وضو بگیری غسل بکنی تیمم بکنی شستشو بکنی با عددهای من این کار را بکن یعنی میاید عددهایی که خدا گذاشته تغییر میدهد.@ در ریاضیات خدا میگوید اگر شما یک چیز نجسی را داشتید و عین نجاست، نجاست هم مشخص است که چه چیزهایی نجس هست تعدادش مشخص است در رساله که این چند چیز نجس است مثلاً بول، غائط، خون، منی، مردار اینها نجس هستند دیگر اضافه هم نمیشود همینها نجس هستند ثابت است.@ میگوید اول از این بدانید که در عالم این چیزها نجس است نجس یعنی یک چیزی که با ساختار شما هماهنگی ندارد یعنی اگر روی بدنتان و لباستان قرار بگیرد باید از آن دور بشوید ارتباط شما با آن یا آن با شما باعث آسیبهایی در نظام فیزیکی شما و نظام روحانی شما حتی خواهد شد.@ لذا این چیزهایی که نجس هست را بشناسید، حالا وقتی نجس شد چکار بکنیم؟ اگر نجس شد میفرماید اگر آبی که شما میخواهید با آن شستشو بکنید آب کُر باشد یا آب شیر باشد آب جاری باشد آب زیاد که حالا آب زیاد هم تعریف دارد مثلاً آب کُر چند مَن هست دقیقاً ریاضی بیان شده.@ اگر در این آب خواستید نجاست را بشویید اول از این اصل نجاست را که برطرف کردید یکبار اگر شستشو داده شد بعد از برطرف کردن اصل نجاست و عین نجاست در آب کُر یکبار، نهایتاً دو بار تمام، بیشتر از آن نه، اگر با آب قلیل خواستید بشویید عین نجاست را برطرف کنید دوبار یا نهایتاً سه بار بشویید.@ حالا شما نگاه کنید شیطان چه بازی سر انسانها در میاورد طرف میخواهد برود بشوید شیطان از دو چیز استفاده میکند یکی از جهالت استفاده میکند افرادی که وسواسی هستند غالباً اندازهها و ریاضیات و حدود را نمیشناسند یا اگر بشناسند از طریق مذهبی وارد میشوند.@ میگوید یکبار آب ریختی، میگوید نکند درست پاک نشده باشد او به شما میگوید خدا میگوید اگر عین نجاست برطرف شد شما آب ریختید یکبار به آن شیء آب ریختید آن پاک میشود البته به این کلی که من میگویم یک مقدار توضیحات و تفصیلات دارد که در رساله نوشته مراجعه کنید.@ مثلاً اگر پارچهای باشد چطوری باشد فرش باشد چطوری باشد عصارهاش را باید بگیرید حالا اینها جزئیاتش است فعلاً سر عدد داریم بحث میکنیم تا شما آب را میریزید میگوید نکند خوب پاک نشده یکبار دیگر آب بریز احتیاطاً که قشنگ به دلت بچسبد، این دلت یا دلم از کجا شروع میشود میگوید به دلم نچسبید، این دلم کیست؟@ چون ما یک قاعده داریم عقل ما میگوید خداوند تبارک و تعالی گفته این آب را بریزید عقل دارد میگوید بریزید بعد وقتی به تو نمیچسبد این دیگر تو نیستی که میگویی به دلم نچسبید این دلم کار تو نیست میگویی حالا احتیاطاً یکبار دیگر میریزی.@ نه شاید خوب نشده باشد یکبار دیگر هم بریز دیگر داستان از اینجا شروع میشود تبعاتی که به بار میاورد خیلی وحشتناک است ما مورد داشتیم که رفته غسل بکند غسل برای آقا بیش از یک دقیقه نیست یعنی کل غسل زیر دوش بایستد بخواهد غسل بکند مشخص هست چقدر میشود یک دقیقه، حتی از نظر میزان ظرف هم گفتند.@ مثلاً من یادم هست در جبهه که کمبود آب داشتیم میخواستیم یک وضوی کامل بگیریم یعنی دو نفر با مقداری آب وضو میگرفتیم یک دقیقه شخص زیر دوش بایستد میتواند تمام بدنش را شستشو بدهد سر و گردن و سمت راست و سمت چپ، آب به همه جای بدن میرسد.@ یک خانم بخواهد غسل بکند حالا بگوییم موهایش هم بلند است باید در تمام زوایای موهای یک خانم آب برود چون در غسل غیر از وضو هست در وضو شما همینطوری که آب را بریزید آب دست را روی پوست بکشید کافی هست.@ آنهایی که موهایشان کوتاه هست همین دست روی سرشان بکشند کافی است موهایشان بلند است به مقداری که روی پیشانی اگر بیاید مقداری فرق را باز کنند آب را برسانند آنها که مثل من خوشبخت هستند دیگر آنها هیچ مشکلی ندارند دردسر مو ندارند.@ در وضو شما همین روی محاسن را هم دست بکشید کافی هست در غسل آب باید به زیر مو برسد حالا شما زیر دوش ایستادید آب میرسد یک دقیقه کافی است برای یک خانم اگر موهایش هم بلند باشد بخواهد آب به تمام قسمتهای موهایش برساند بگوییم دو دقیقه، شاید دو دقیقه هم نخواهد.@ ما مورد داشتیم 6 ساعت تمام در غسل زیر دوش، تازه آن هم عبادتش دیر میشود روی نارضایتی میاید مورد داشتیم موقع وضو ظهر شروع میکند وضو میگیرد غروب که دیگر نماز دارد قضا میشود دیگر دست برمیدارد از وضو گرفتن چارهای ندارد سر نماز میاید وسواس انسان را به جنون میکشاند نه به دلم نچسبید دین خدا را سخت میکند.@ (يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ) میفرماید خدا برای شما آسایش را میخواهد نه سختی را، چرا دین خدا را سخت میکنید شیطان دین خدا را سخت میکند یعنی میاید حدود میدهد حدود ریاضی خودش را میدهد میگوید دو بار نه، دو بار خوب نیست اصلاً بد است تو دو بار آب بریزی احتیاط کن.@ مسائل شرعی است شوخی نیست احتیاط کن مسائل شرعی و الهی، سه بار بریز چهار بار بریز پنج بار بریز این سه و چهار و پنج بار سر از صد بار میاورد اسراف گناه کبیره است آن هم در این وضعیت آب که این همه دارند میگویند آب را صرفهجویی کنید.@ میبینی یک نفر شش ساعت زیر دوش بایستد بخواهد یک غسل بکند میدانید چقدر شیطان این را مسخرهاش کرده و مسخره کردن دین خداست یک کسی که مسلمان نیست یا تازه مسلمان شده یا ایمانش قوی نیست مثلاً ببیند مادرش اینطوری است پدرش اینطوری است خواهرش که مسلمان است اینطوری است چه فکری راجع به دین میکند.@ شش ساعت زیر دوش، حالا این یک رقم متوسط است که من گفتم بیشتر از این هم داریم برای یک وضو چند ساعت، نگاه میکند از کجا معلوم، شاید اینطوری شده باشد، به مرور زمان زدگی در دین ایجاد میکند شخص هر وقت میخواهد وضو بگیرد عزا میگیرد یعنی متنفر از عبادت و وضو و غسل به مرور زمان میشود.@ در مرحله آخر وقتی خسته شد خوب شیطان خستهاش کرد اول جرأت نمیکرد به او بگوید نماز نخوان دید این میخواهد نماز بخواند حالا که میخواهی نماز بخوانی با حدود و اندازههای من بخوان احتیاط، (بسم الله الرحمن الرحیم) نه ح را درست نگفتم باید یکبار دیگر بگویم(بسم الله الرحمن الرحیم) نشد، یکبار دیگر، از نماز جماعت او را میاندازد.@ میگوید من نماز جماعت که نمیتوانم بخوانم چون میخواهم سبحان الله بگویم باید خودم باشم سبحان الله باید درست گفته بشود پس اولین مرحله گناه این هست که از جمع کنار میکشد شیطان کارش این هست مثل گرگی هست که به گله میزند آن گوسفندی را میدرد که تنها افتاده.@ اول از جماعت انسان را بیرون میکشد با فکرهای مقدس، نه تو حضور قلب باید داشته باشی حضور قلبت در نماز فرادا خیلی بهتر است نماز جماعت نمیخواهد بروی در خانه حال بیشتری میدهد اینطوری طرف را کنار میکشد بعد هزارتا بلای دیگر هم سرش میاورد.@ بعد میگوید برو خانه خودت بخوان بعد میخواهد بگوید سبحان الله، یک موقع ما میگوییم سبخان الله، دیگر اینقدر این ح غلیظ میشود ح، خ میشود ص همان س است یک مقداری کمی غلیظتر، دیگر تبدیل به شراط میشود صراط را شراط میگوید معطل میکند بعد این هی میگوید، میبیند نشد، نماز را به هم میزند خسته میشود.@ خوب که خستهاش کرد همه هم به او ایراد میگیرند میگویند تو چکار میکنی سر سفره معطل هستیم بیا سر غذا، دارد نماز میخواند این الان نمازش شروع بشود 4 بعدازظهر تمام میکند همه متنفر میشوند خودش هم مورد سرزنش قرار میگیرد.@ بعد جاهایی میبُرد شیطان میگوید ول کن نمازت را نخوان یعنی آن کفری که اول میخواست ایجاد بکند چون در روایت داریم(ما بَینَ الکُفرِ وَ الإیمان إلاّ تَرکَ الصَّلوۀ) بین کفر و ایمان هیچ فاصلهای جز ترک نماز نیست نماز را شخص رها کرد در وادی کفر افتاده یعنی بیچاره اگر بینماز بمیرد بدبخت است با مردنش شروع انواع و اقسام دردسر و عذابهاست.@ آن نمازخوان را به اینجا کشاند که خستهاش کرد رها کرد نماز را ول کن در شستشو، در قرائت، سه رکعت، چهار رکعت، دو رکعت، درست خواندم، درست نخواندم، تکرار بکنم، بیشتر بخوانم، به دلم نچسبید، همین دلم دلم یکدفعه میبینی شخص افتاد در وادی جنونآمیز وسواس، وسواس در این مقدار هم نمیماند.@ یعنی اگر کسی در این قسمت به شیطان باج بدهد در شستشو در قرائت در انجام کارها، به شیطان باج بدهد اخلاقش هم بعداً وسواسی میشود یعنی در مسائل اخلاقی هم وسواسی میشود در رفتارهای دیگرش، در خانه را قفل میکند شب میاید میخواهد بخوابد میگوید قفل کردم یا نکردم، یکبار دیگر بروم نگاه کنم، یکبار دیگر برو نگاه کن.@ میگوید به خدا خودم قفل کردم میگوید یکبار دیگر برو من خیالم راحت بشود من مطمئنم که قفل کردم بین زن و شوهر، فرزند و والدین، خواهر و برادر، دوست اختلاف میافتد این وسواسی بقیه را تحت فشار میگذارد که کنترل کنید این در حتماً بسته شده باشد ده بار میرود پشت در نگاه میکند که قفل کرده یا نکرده.@ از رفتار به اخلاق میکشد در مسائل اخلاقی هم شخص دچار وسواس میشود احتیاطهای بیش از حد، غیر لازم، یواش یواش سر از فضولی و جستجو و تفحص و سر از اینکه احتیاطاً، یک موقعهایی که خوب شخص را خسته کرد در آن بعد از 10 سال 15 سال 20 سال نماز خواندن خوب ذله و خستهاش میکند.@ یک روز که سر نماز ایستاده به او میگوید حالا خودمان هستیم داری نماز میخوانی اصلاً خدا هست، یک سؤال خدا هست یا نیست؟ پیغمبر هست؟ قرآن راست است؟ داستان را شروع میکند و به عقائد انسان میزند وسواس بیماریاش اینطوری است به اعتقادات انسان میکشد.@ لذا اگر کسی بخواهد مسخره نشود و خودش مسخرهکننده دین خدا نشود باید اساساً سمت وسواس بویش هم به مشامش رسید سمتش نرود با آن مقابله کند حالا راه مقابله را هم توضیح میدهم یعنی بداند در رساله چند تا نوشته نوشته دو بار، همین، هر چه به تو گفت نه یکبار دیگر بریز، بگو نمیریزم.@ برای اینکه گرفتار وسواس نشویم در خود رساله فقها هم هست یک سلسله از کارها هست در رساله مشخص شده میگوید اگر شما احتیاطی انجام بدهید عبادت باطل است نباشد زیادش بکنید برای اینکه جلو را بگیرند نه این درست نشد یکبار دیگر، میگوید احتیاطی حق ندارید انجام بدهید.@ همان عددی که ما گفتیم، تمام، نجاست تعریف دارد بول نجس است شما میروید در توالت، دستشویی هم دارد به قول امروزیها روشویی هم دارد کاسه توالت هم هست این از در وارد میشود خودکارش روی زمین دستشویی میافتد که دو متر با کاسه توالت فاصله دارد میگوید نجس شد، شما عین نجاست را دیدید یا ندیدید؟@ راه اثبات نجاست این هست که خودت با چشم خودت عین نجاست را ببینی نجس شدن را ببینی، میگوید نه ببینید یک نفر قبلاً آنجا بوده بعد از کجا معلوم اینجا ترشح نکرده باشد این هم که اینجا افتاده یعنی اکثر قریب به اتفاق وسواسیها که شما مراجعه میکنید میبینید که نجاست را تصور میکنند یعنی میگویند فکر میکنند، ندیدند، میسازند.@ میگویند اینطوری شده پس اینطوری شده پس نجس است شاید نجس باشد پس من احتیاطاً باید بشویم هیچ کس حق ندارد با شاید دست به سمت آب ببرد شاید نه، شما باید حتماً با چشم خودت ببینی.@ و الحمد لل رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 036 - دشمنشناسی (اسلامشهر)
متن کامل (خام) جلسه 036 - دشمنشناسی (اسلامشهر)