أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ تتمهای از بحث آرزوها که جزء حمله شیطان از جلو باقیمانده بود این تتمه را هم عرض بکنیم البته عرض کردم بحث ما خیلی بحث ناقص و کلی هست قطعاً سؤالاتی در این زمینه برای همه عزیزان پیش میاید قرار شد که انشاء الله یک جلسه را اختصاص بدهیم به پرسش و پاسخ که انشاء الله در خدمتتان خواهیم بود.@ در بحث آرزوها این نکته را باید عرض بکنیم اگر انسان آرزوها را بر اساس قیمتهای اصلی خودش قیمت شخصیت حقیقی خودش بچیند به آرزوهای دنیاییاش هم بهتر میرسد این یک قاعده است یعنی هر کس میخواهد به آرزوهای دنیاییاش بهتر برسد از دنیایش بیشتر لذت ببرد و کمتر غم و غصه و اضطراب داشته باشد اول از خود حقیقی شروع بکند.@ اگر خودش را در مجرای حرکت به سمت آرزوهای اصلی خودش بیاندازد از کمالات و آرزوهای جمادی و حیوانی و گیاهی بیشتر لذت میبرد اما اگر تکلیف خودش را روشن نکرده باشد دائماً دلش در انتخابهای مختلف گرفتار میشود چقدر ما آدم داریم در رشتههای پزشکی، مهندسی و سایر رشتهها که اینها قبول هم شدند ولی الان از رشته خودشان بیزارند.@ از اول تنظیم نکرده بود که میخواهد چکار بکند یعنی میبینی که این رشته را انتخاب کرده ولی روزبهروز دارد پژمردهتر، افسردهتر، مضطربتر میشود اما اگر کسی خود حقیقیاش را پیدا بکند و بفهمد که میخواهد چکار بکند.@ آن رشته را باید درست در راستای جریان نشاط و شادی و آرامش خودمان انتخاب بکنیم حالا قبولی است یک جایی را زدیم به اسممان افتاده حتماً باید دانشجو بشویم.@ علت اینکه بعدش شکست پیش میاید این هست که ما به یک آرزو به نام دانشجو شدن فقط فکر کردیم که این آرزوی خیلی غلطی هست که الان متأسفانه در اکثر قریب به اتفاق خانوادههای ما هست که این بچه ما اول باید دانشجو بشود، اگر بخواهد دانشجو بشود این که امتیازی نیست.@ اول اگر میخواهد دانشجو بشود باید مشخص کنیم که این در چه مسیری میخواهد زندگی بکند شغلش، جریان ازدواجش، الان ما چقدر خانم داریم که رشتههایی را انتخاب کردند که اساساً با ظرافت زنانگی با روح زنانگی با آرامش زنانگی با بدن زنانگیشان اصلاً سازگاری ندارد ولی انتخاب کردند صرفاً چون میخواسته دانشجو باشد.@ حالا یکجایی برویم به ما بگویند دانشجو هستیم مکانهای غلط رشتههای غلط واحدگیریهای غلط، گاهی وقتها واحدگیریهای ما کار را خراب میکند چون مهندسی آرزو نداریم یکدفعه 18 واحد 20 واحد 22 واحد گاهی وقتها، بعضی از دانشجوها 24 واحد بعضی جاها میگیرند و پر میکنند بعد دیگر این هیچی برای خودش نمیماند.@ یعنی این صبح تا شب این فقط به فکر این هست که 24 واحد را رد بکند من حتماً باید چهار ساله لیسانس بگیرم، نه، پس بقیه آرزوهایت چی، تو یک مردی یک زنی فردا میخواهی پدر بشوی مادر بشوی احتیاج به یک بدن قوی و بانشاط سالم داری به یک پوست خوب احتیاج داری به یک روح آرام احتیاج داری.@ تو که خودت را له کردی در این همه واحدهای زیاد 12 واحد 16 واحد 14 واحد کمتر، به برنامههای دیگرت هم برسی به آرزوهای دیگر به معشوقهای دیگرت هم فکر بکن به معشوق بخش انسانیات هم فکر کن.@ ما الان خیلی وقتها دانشجوهای عزیز که میایند چون غالب اکثر قریب به اتفاقشان فطرت پاکی دارند خودشان از یک شهود قشنگی نسبت به خودشان برخوردار هستند خودش میگوید من میدانم الان فلان جاها دارم کم میگذارم در روح خودم.@ بعد میگویم تو که میدانی داری کم میگذاری چرا وقت نمیگذاری؟ میگوید نمیرسم، برای چه نمیرسی؟ کلاس زبان دارم کلاس کامپیوتر دارم رشته درسی خودم هست موسیقی هم باید بروم، چه خبر است این فتیلهها را پایین بکش یک مقدار یواشتر و آهستهتر، ولی به همه کارهایت برس.@ تو که در این رشته دفن میشوی بعداً فارغالتحصیل میشوی ولی با یک روان ناآرام با یک بدن ضربه خورده و مریض، اما کسی که اول میفهمد چه کسی است چه کار میخواهد بکند در انتخاب همسرش دقت میکند این همه شکست ندارد اینطور نیست که هر کس از راه رسید هول شویم برویم ازدواج کنیم.@ نه من قیمت دارم با هر کسی نه، با هر پیشنهادی نه، باید آن کسی که من میخواهم با او ازدواج کنم با آرزوهای اصلی من منافات نداشته باشد ما الان چقدر دختران و پسران بانشاط داریم عروسی یک چیز خوب هست یک چیز ارزشمندی است ازدواج میکنند بعدش دچار افسردگی میشوند، چرا؟@ خوب تنظیم نکرده کسی را که انتخاب کرده با تمام آرزوهای اصلی آن سازگاری ندارد با ارزشهای آن سازگاری ندارد آن یک چیز دیگر میخواهد این یک چیز دیگر میخواهد آن این را میکشد به سمت دیگر.@ این به یک ارزشهای دیگر فکر میکند قبلاً نشستند با هم خوب صحبت کنند اگر هم صحبت کردند تحقیقات لازم را نکردند به همدیگر دروغ گفتن فقط کار را جوشش دادند مثل دانشجویی که زود باید جوش بخورد ما دانشجو بشویم حالا کجا و رشتهاش بماند، نه چرا باید عجله بکنیم فکر بکنیم که قرار است یک عمر زندگی کنیم.@ یک عمر آن هم عاشقانه میخواهیم زندگی کنیم با فرمولی که خدمتتان در بحث ازدواج عرض کردم یعنی دو سال بعد برای همدیگر تازهتر بشویم پنج سال بعد عاشقتر و تازهتر بشویم نه اینکه عشق و عاشقیها بماند فقط مال دوران دوستی و نامزدی و عقد، بعدش تحمل کردن همدیگر باشد این خیلی بد است.@ از اول تنظیم نکردی فکر نکردی خودت را پیدا نکردی با ناخودت ازدواج کردی یعنی ناخودت تصمیمگیرنده بوده در عملیات ازدواج، انتخاب رشته، انتخاب دوست، انتخاب شغل، خودت دخالت نداشتی.@ خودت تو هر وقت خواسته جلو بیاید به او گفتی خفه شو سر جایت بنشین کنار زدی با خود حقیقیات انتخاب نکردی وقتی با خود حقیقیات انتخاب نکردی در هر کدام از انتخابهایت شکست میخوری یعنی این قطعی و مسلم است.@ انسان بدون حقیقیاش پای هر قراردادی برود در آرزوهایش و بخواهد امضا بکند هر آرزویی را و شروع بکند به سرمایهگذاری در آن آرزو حتماً به شکست منجر میشود چون با خود حقیقیات نرفتی او باید حتماً تصمیم بگیرد او هست که کانون آرامش و شادی هست وقتی دخالتش نمیدهی قرارداد بعداً به شکست منجر میشود.@ پس دچار خودفراموشی نشویم اگر بخواهیم دچار خودفراموشی نشویم باید همیشه اصلیترین آرزو و بزرگترین معشوقمان را در نظر بگیریم بر اساس ارتباطمان با آن سایر انتخابها را انجام بدهیم.@ یک خانمی را در نظر بگیرید متأهل است دانشجو هم هست ده جور دوستانش به او پیشنهاد میدهند از مهمانیها، برنامههای ورزشی، تفریحی، هنری، علمی، اما این خانم وقتی میخواهد تصمیم بگیرد و به آنها جواب بدهد اول این را در نظر میگیرد که من شوهر دارم خانواده دارم میخواهم بچهدار شوم شاید بچه هم داشته باشد.@ بعد هم کار اصلی من درس است بعد از اینها و بر اساس اینها به بقیه پیشنهادها فکر میکند تنظیم میکند اما اگر قرار باشد یادش برود که شوهر دارد کمااینکه یک عده یادشان میرود یادش برود که بچه دارد کمااینکه یک عده فراموش میکنند.@ یادش برود که رشته اصلیاش چیست میافتد در این پیشنهادات، ماه به ماه ترم به ترم مشروط میشود شوهرش از او متنفر میشود بعد هم زندگیاش از هم میپاشد بچههایش هم از او متنفر میشوند.@ ما در مشاورهها به کرات داشتیم آدمهایی که یادشان رفته چه کسی هستند دختری بوده یادش رفته که به خانوادهاش تعلق داشته به پدرش به مادرش، حدش را مشخص نکرده همینطوری رها کرده وقتش را، به هر پیشنهادی بله گفته آن وسط له شده اما کسانی که وقتی میخواهند تصمیم بگیرند حواسشان هست که چه کسی هستند.@ من باید پدرم و مادرم در جریان باشند به عضویت من در این خانواده لطمه وارد نشود به روابط حسنه و عاشقانه من با اعضای خانوادهام لطمه وارد نشود بعد به پیشنهادهایی که میشود فکر میکنم و تصمیم میگیرم این آدم موفقی میشود.@ ما باید دقت کنیم که برای چه خلق شدیم چه کسی هستیم اول خودمان را با معشوقمان با آن کسی که اجازه ما دست اوست مال او هستیم(إِنَّا لِلَّهِ) همه ما مال خدا هستیم اول با او کنار بیاییم وقتی با خدا به توافق رسیدی بقیه توافقاتت همیشه خوب در میاید.@ لذا در حدیث داریم اگر کسی با خدا به صلح برسد در درون خودش رابطهاش را با خدا تنظیم بکند خدا رابطهاش را با همه چیز تنظیم میکند خدا که میگوییم یعنی خود حقیقیات هم در نظر بگیر اما اگر کسی رابطهات را با خود حقیقیات یا با معشوقت که اله و الله هست تنظیم نکنی هر تصمیمی بگیری آخرش باخت است.@ ممکن است موفقیتهایی در کارت داشته باشی اما ته کار چون یک نظام ابدی سر راهت هست میفهمی که نمیارزید اینطوری خودت را تلف بکنی ولو به نتائجی هم رسیدی ولو مردم هم خوششان آمد ولو برایت کف زدند ولو معروف و مشهور هم شدی نه خدا برایت کف میزند نه فرشتهها، باخت کردی.@ این قاعده یادمان نرود ما اول رابطهمان را با خدا تنظیم کنیم اگر کسی رابطهاش را با خدا تنظیم نکرده باشد در روابط عاشقانهاش با زنش با شوهرش با پدر و مادرش با دوستش با استادش با شاگردش با هر کس دیگری شکست میخورد در شراکت شکست میخورد در همکاری شکست میخورد.@ آخر سر میگوید من خودم را تلف کردم خیلی در ذوقش میخورد خیلی جوابهای منفی میشنود خیلی سرش کلاه میرود خیلی میفهمد اشتباه تصمیمگیری کرده و اساساً خیلی اشتباه تصمیم میگیرد.@ پس مواظب باشیم که اگر خواستیم تصمیم بگیریم تصمیمهای قلابی و غلط و دشمن نگیریم بعضی از تصمیمات و آرزوها واقعاً دشمن ما هستند کما اینکه یک سلسله از آرزوها هم واقعاً دوست ما هستند.@ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(إنّی مُحارِبٌ أمَلی وَ مُنتَظِرٌ أجَلی) من دشمن آرزوهایم هستم، کدام آرزوها همه آرزوها؟ نه فقط آرزوهای قلابی غلط و فریبنده، دشمنشان هستم که اگر به من پیشنهاد بشود قبول نمیکنم ردشان میکنم قیمت من این نیست و منتظر اجلم هستم یعنی به لحظه باشکوه وفات فکر میکنم چون زندگی ما اینجا نیست.@ دوران رحمی جزء عمر انسان محسوب نمیشود ما هنوز زندگیمان را شروع نکردیم ما الان فقط در رحم هستیم مثل یک جنین، چطور شما تاریخ تولد مینویسید نُه ماه قبل از تولدتان را جزء عمرتان حساب نمیکنید الان هم در رحم دوم که دنیا هست این عمر زندگی نیست.@ این کاری که ما داریم میکنیم زندگی میدانید چه موقع شروع میشود زمانی که تو هر چه بخواهی بدون معطلی آماده باشد هر آرزویی داشته باشی این فقط از لحظه باشکوه وفات شروع میشود که تو پادشاه میشوی و دستور میدهی همه انجام میدهند.@ لذا اگر کسی آرزو دارد که اینجا پادشاهی بکند خیلی اشتباه کرده اینجا جزء عمر ما نیست فقط باید تلاش بکنیم آخرین عرضمان یک نصیحتی هست که خداوند تبارک و تعالی به موسی(ع) کرده این بحث آرزو را با این مطلب تمام کنیم(یا مُوسی لا تُطَوِّل فِی الدُّنیا أمَلَک فَیَقسُوَ قَلبُک وَ القاسِ القَلب مِنّی بَعیدٌ).@ موسی آرزوهایت را طولانی نکن در دنیا، قسی القلب و بیرحم میشوی نسبت به خود حقیقیات و معشوقت اصلاً فراموش میکنی که چه کسی هستی و فراموش میکنی معشوقت کیست معشوقی که منتظر تولد سالم توست دوستت دارد و همیشه هم قرار است با او زندگی بکنی.@ وقتی من قرار است با یک نفر برای ابدیت زندگی کنم از الان برنامهام را تنظیم میکنم که با او زندگی کنم نمیشود من یک عمر با او قهر باشم وقتی آنطرف میروم بخواهم با او زندگی کنم آن لحظه اصلاً ملاقات خوبی نخواهد بود تو یک عمر از او فرار کردی.@ لذا در یکی از حدیثها فرمود که هر چقدر قرار است با من زندگی بکنی با من از الان رابطه داشته باش و دوست باش چقدر میخواهی با من زندگی بکنی خداوند فرمود قرار است چقدر با من باشی هر چقدر قرار است با من باشی و با هم تنها باشیم برنامهریزی کن ما میاییم اصلاً برنامهمان را با این زندگی تنظیم نمیکنیم.@ میاییم یکسره با معشوقهای دیگر زندگی میکنیم بعد موقع وفات میرسد قرار است با کس دیگری پیوند برقرار کنیم یعنی حق تعالی، این پیوند برایمان تلخ میشود اصلاً همه کس و کار و دوستان ما آنها که ما را عاشقانه دوست دارند بینهایت ما را دوست دارند آنطرف هستند.@ اصلاً اصل رفاقتهای ما و دوستیهای ما و زندگی ما و همه چیز ما آنطرف است ما از اول تنظیم نمیکنیم اصلاً کنار میگذاریم(فیقسُوَ قَلبُک) یعنی قلبت قسی میشود اصلاً یادت میرود چه کسی هستی این را قساوت قلب میگویند قساوت قلب یعنی بیرحمی نسبت به خود حقیقیات، خودفراموشی، وقتی آرزوهایت زیاد است وقت نمیکنی به خود حقیقیات سر بزنی.@ هر وقت هم کسی میخواهد خود حقیقیات را به یادت بیاندازد یک آینه باشد برای اینکه تو خود حقیقیات را در آن نگاه کنی هم از آن شخص متنفر میشوی هم از آن آینه بدت میاید دوست داری آینه را بشکنی(فیقسُوَ قَلبُک) قلبت قسی میشود، قسی بشود چه میشود؟@ وقتی تو به معشوقت پشت بکنی و هر دفعه با یک کسی باشی خودفروشی بکنی و هر جایی و هرزه بشوی از معشوق اصلیات دور میشوی(وَ القاسِ القَلب مِنّی بَعیدٌ) کسی که قلبش تیره است قساوت قلب دارد بیرحم شده دیگر از من دور میشود، حیف نیست. گاهی وقتها به عزیزان میگویم نماز میخوانی یا نه؟ میگوید نه نماز نمیخوانم، میگویم خدا را دوست داری؟@ بله دوستش دارم، این چطور قهر کردنی است مگر خودش دستور نداده مگر خودش مشخص نکرده که رابطه با او از طریق نماز، میگوید سرم شلوغ است ناراحت نیستم بدم هم نمیاید ولی تنبلی میکنم.@ میگویم عزیزم سراغ هر کاری میروی رفاقتت را با خدا به هم نزن تنها رفیقی است که تا ابدیت با ماست هیچ کس دیگر با ما نیست جز خودش، وقتی قرار است ما با این رفیق باشیم تا ابدیت چرا رابطهمان را با او خراب بکنیم به چه قیمتی، میخواهی به چه کسی برسی به چه چیزی برسی؟ میارزد تو خدا را به چه کسی بفروشی؟@ سیدالشهدا در دعای عرفه به خداوند تبارک و تعالی عرض میکند که خدایا چه پیدا میکند کسی که تو را نداشته باشد حالا همه هم سراغ ما آمدند وقتی که تو با خدا قهر هستی به چه دردی میخورد وقتی خودت را از قیمت انداختی به چه دردی میخوری.@ حمله بعدی حمله از عقب هست حمله از عقب حمله از گذشته است شیطان هم از آینده حمله میکند که سرعت ما را کم بکند یا متوقف بکند یا عقبگرد، پس دقت کنید هدف شیطان کم کردن سرعت.@ اگر تو داری به سمت هدف اصلیات حرکت میکنی میگوید این خیلی خوب دارد پیشرفت میکند سعی میکند که سرعتت را کم کند اگر میخواهی با بیست قبول بشوی میگوید بزنم لااقل با پانزده قبول بشود پس مواظب این باشیم که سرعت ما را کم نکند.@ گاهی وقتها به قدری آرزوها و وحشت و ترس و ناامیدی را در ما ایجاد میکند نسبت به آینده خودمان که سرعت ما را کم میکند گاهی وقتها توقف ایجاد میکند گاهی وقتها هم نه به قدری ضربهاش محکم است که عقب برمیگردی.@ دیدی وقتی کسی توپ به سمتش پرتاب بشود سینهاش را جلوی توپ میدهد توپ همینجا میماند یعنی متوقفش کرده ولی گاهی وقتها نه وقتی دارد میاید این را محکم برمیگرداند یک ضربه میزند که تا وقتی توپ پایین رسید برمیگردد.@ شیطان گاهی وقتها اینطوری میکند یعنی شما به محض اینکه تصمیم میگیرید که حرفهای قشنگ کارهای قشنگ بکنید حواست باشد که سراغت میاید قبلاً گفتیم که حمله شیطان روی صراط مستقیم است نه روی صراط جهنم.@ در جهنم که همه جهنمی هستند شیطان خیلی با اینجور آدمها کاری ندارد اما وقتی آدم تصمیم میگیرد که آدم خوبی باشد از وقتی که تصمیم میگیرد فکرهای قشنگ و آرزوهای قشنگ و برنامهریزی بکند حملهها شروع میشود دلهره و ترس و ناامیدی این نسبت به جلو.@ در حمله از عقب هم شیطان باز آن اهداف را دارد یعنی شیطان یکی اینکه تولید غم میکند اصلاً با شادی ما موافق نیست و کسی که اسیر غم میشود کاملاً بنده شیطان است باید حواسش باشد غم سراغش نیاید یعنی اگر قرار است تصمیم بگیرد تصمیمات و انتخابات و ارتباطات و رفتارها و افکارش غمآور نباشد غم بسیار خطرناک است.@ احادیثش را مفصل خواندیم و قبلاً بحثش را کردیم. یکی دیگر از چیزهایی که شیطان هدفش بود ترس است ایجاد ترس و دلهره است ایجاد ناامیدی است چه نسبت به اهداف دنیایی چه نسبت به اهداف آخرتی.@ این را هم ما باید خیلی حواسمان جمع باشد در حمله از عقب یعنی گذشته، در گذشته سه چهارتا دستگیره وجود دارد که شیطان آنها را میگیرد تو باید قبل از اینکه شیطان از گذشته تو علیه تو استفاده کند تو را از پشت نگه دارد.@ یک موقع اگر دستش به جلو نرسید نتوانست حمله از جلو، بیاید جلویت بایستد با آرزو با ترس با غم با خیلی چیزهای دیگر جلویت را بگیرد داری از دستش فرار میکنی نهایتاً دست میاندازد ما را از پشت میگیرد پشت و عقب ما چند دستگیره وجود دارد که اگر از بین نبری شما را میگیرد و نگه میدارد یا سرعتت را کم میکند یا متوقفت میکند یا حرکت به عقب و هلاکت میکند.@ بنابراین باید دقت کنیم که در گذشته ما چیزی که دستاویز باشد نباشد اگر هم بود خداوند به ما قدرت داده که همه را پاک کنیم یکی گناهان ما هست انسان فطرتاً با گناه سازگاری ندارد اساس انسان فطرت انسان براساس خوبی تشخیص خوبیها و پاکی آفریده شده(فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها).@ خداوند اساساً به انسان خوبی و بدی هم یاد داده بچه کوچک هم از بچگی میفهمد خوب چیست بد چیست فطرتاً همه مسلح هستند به تشخیص خوبی و بدی، ما وقتی کار خوب انجام میدهیم خیلی راضی هستیم شاد هستیم و آرام هستیم وقتی کار بد انجام میدهیم در درونمان احساس ضربه خوردن عقب ماندن شکست خوردن و آلودگی میکنیم گناه غمآور است.@ گناه ترس، اضطراب و غم میاورد حتی گناهانی که بیشترین لذات و خنده و تفریح در آنها باشد در ذات خودشان و بعد از انجامش غم سراغ انسان میاید ناراحت میشود، حالا باید چکار بکند حالا ما گناه کردیم آلوده شدیم؟@ مثل این هست که بنده میخواستم بنایی کنم یک لباس تن من بود به این گچ خورد رنگ خورد گِل خورد پاک میکنیم لباس را که در نمیاوریم دور بیاندازیم عزا هم نمیگیریم غصه هم نمیخوریم بدنمان کثیف شد حمام میرویم غصه خوردن ندارد شیطان این کار را نمیکند.@ شیطان میاید دائماً با گناهان احساس بیآبرویی، آلوده بودن، قهر با خدا را در ما ایجاد میکند میگوید تو خیلی بد هستی تو میدانی تا به حال چکار کردی گذشتهات را نگاه کن چقدر آلوده بوده چقدر گناه کردی چقدر فساد و فحشا و منکرات، خجالت نمیکشی پیش خدا آمدی رویت میشود الان پیش خدا بیایی با او حرف بزنی.@ اصلاً تو کجا مسجد کجا، تو کجا و حرم کجا، تو کجا و امام زمان کجا، تو کجا و خدا کجا، تو کجا و آرزوهای اینطوری کجا، تو کجا و رفاقت با خدا و امام زمان کجا، همهاش دروغ است.@ در اراذل و اوباش وقتی یکی از آنها توبه میکند دیگران برای اینکه این را پشیمان کنند از توبهاش و برگردانند به خودشان و نرود درست بشود چون دیدن اینکه یک نفر از اینها رفته درست شده برای آنها خیلی حقارتآمیز است.@ چون میفهمند خوب شدن او بدی اینها را به رخشان میکشد پوزخند به او میزنند تمسخرش میکنند(إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ) این اصل اساسی است قرآن میگوید همیشه مجرمان مؤمنین را مسخره میکنند اگر حوصله مسخره شدن نداری نمیتوانی عاشق باشی.@ کسی عاشق میتواند باشد که در راه رسیدن به معشوقش زخمزبان و مسخره شدن را بتواند تحمل کند مجرمین قاعدهاش این هست که همیشه شما را تحقیر میکنند میگویند امل هستید بیسوادیت، گمراهید، میگویند نمیفهمید، پیامبر فرمود مؤمن را پخمه حساب میکنند و به او ابله میگویند.@ دیوانه تو یادت هست تا دیروز چکار میکردی این همه گناه کردی تا دیروز این همه فساد داشتی حالا برای ما مقدس شدی بله تا دیروز اشتباه میکردم الان میخواهم درستش کنم حماقت این هست که من بفهمم اشتباه میکردم و ادامه بدهم حالا فهمیدم تا الان نمیدانستم 20 سال هم طول کشیده 30 سال هم طول کشیده نمیدانستم.@ حالا فهمیدم که اشتباه کردم وقت دارم راحت هم میتوانم جبران کنم به شما ربطی ندارد به رخ آدم میکشند شیطان گناهان را خیلی بزرگ میکند ما نه اینکه گناهانمان را فراموش کنیم و از آنها نترسیم و نسبت به گناه شجاع باشیم.@ نه اما این فکر که من نمیتوانم گذشتهام را جبران کنم فکر شیطانی است در طبقهبندی گناهان شماره یک گناهان آن که بیشترین گناه هست شرک به خداست شماره دو ناامیدی از خداست فرمود بعد از شرک به خدا هیچ گناهی بزرگتر از بدبینی نسبت به خدا و ناامیدی از خدا وجود ندارد.@ حتی اگر انسان آدم کشته باشد نه یکی صد تا، به امام(ع) عرض کرد که ماه رمضان رفتم خانه یکی از سرداران مأمون دیدم دارد غذا میخورد به او گفتم تو مگر مسلمان نیستی مگر روزه نمیگیری؟@ گفت چرا ولی چه روزهای بگیرم مأمون به من دستور داده که من 60 نفر از سادات و علویون و شیعیان زن و مرد و پیر و جوان را سر بریدم در چاه انداختم 60 نفر را کشتم حالا چه روزه و چه نمازی، سادات بچههای پیغمبر، حضرت فرمود به او بگو این ناامیدی تو گناهش از کشتن آن 60 نفر خیلی بالاتر است چون ناامیدی دروغ است.@ یعنی من یک گناهی کردم که از عفو خدا و خدا بزرگتر است خدا نمیتواند ببخشد زورش نمیرسد ببخشد لذا چون نمیتواند ببخشد من را جهنم میبرد و یک دروغ بزرگ است(إلهی إن کانَ ذَنبی عِندَکَ عَظیما) بعد از نماز میخوانیم خدایا اگر گناه من نزد تو عظیم است.@ (فَعَفوُکَ أعظَمُ مِن ذَنبی) عفو تو از گناه هم خیلی بزرگتر است(إلهی إن لَم أکُن أهلاً) خدایا اگر من اهل این نیستم که به رحمت و مغفرت تو برسم(فَرَحمَتُکَ أهلٌ أن تَبلُغَنی وَ تَسَعَنی) رحمت تو اهل این هست که من را در بر بگیرد و پاکم بکند.@ لذا این یک دروغ است که کسی با یک عمر فحشا و فساد از خدا ناامید بشود یک دروغ بزرگ است و دروغ عقیدتی هم هست چون خدا را کوچک دیده گناهش از اینجا بزرگ میشود چون خدایش را نشناخته خدا را کوچک و ضعیف دیده گناه خودش را بزرگتر از خدا دیده خودش را بزرگتر دیده برای همین ناامید میشود.@ لذا وقتی میخواهی بروی در حرم با امام رضا که پدر تو هست پدر مهربانی که میلیاردها برابر از پدر طبیعیات بیشتر دوستت دارد میخواهی پیش پدر مهربانت برود میگوید در حرم نرو میخواهی نماز بخوانی میگوید حالا بعد از این همه آلودگی و خجالت ایستاده نماز میخواند بعد از این همه فحشا تازه میخواهد محجوب بشود نمیخواهد بگذارد.@ بنابراین حواسمان باشد که حمله از عقب یکی گناهان ماست گناهان ما را به رخمان نکشد ما هم نباید این خصوصیت را نسبت به کسی داشته باشیم اشتباهاتش را به رخش بکشیم این خیلی بد است در حدیث داریم اگر کسی را به خاطر گناهش سرزنش بکنیم یک موقع هست ما میخواهیم اصلاح بکنیم بحث امر به معروف و نهی از منکر هست بحث تربیت هست.@ ولی یک موقع هست ما به رخ کسی میکشیم سرزنش میکنیم به خصوص اگر خودمان آن گناه را مرتکب نشویم یک کسی مرتکب شده باشد شیطان اینجا سراغمان میاید ما را بزرگ میکند او را در نظر ما کوچک میکند نگاه کن بدبخت بیچاره را، نه میشد جایتان عوض بشود.@ میفرماید اگر کسی کسی را سرزنش بکند نمیمیرد مگر اینکه خودش به همان گناه دچار بشود کسی را سرزنش نکنید گذشته کسی را به رخش نکشیم اگر هم شیطان گذشته ما را به رخمان کشید توجه نکنیم آشتی، خداوند همیشه آغوشش باز است این یادتان باشد که هیچ وقت در خانه خدا بسته نمیشود لبخند خدا تمام نمیشود آغوشش باز باز است.@ فرمود اگر گناهکاران میدانستند که من چگونه به انتظار آشتیشان نشستم از شوق من میمردند کلام خداست، اگر میدانستند که چگونه منتظرشان هستم که برگردند و آشتی کنند از شوق من میمردند(إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ) توبهکنندگان را دوست دارد. میگوید مگر میشود من جبران کنم؟@ بله که میشود قاعده و راه دارد بله شما اگر خودت مریض باشی فرض کن که سرطان گرفته باشی بخواهی خودت خوددرمانی بکنی نمیشود سرطان تو را میکشد اما خودت را بسپار به یک پزشک متبحر درمانت میکند.@ خداوند برای ما راه گذاشته راه ریاضی و فنی گذاشته برای خودمان، طب روحانی گذاشته 30 سال اشتباه رفتی میتوانی جبران کنی یکی از قشنگیهای عمر دنیا همین است که انسان میتواند همه گذشتهاش را جبران کند و همه ابدیت را به دست بیاورد علی(ع) فرمود(بَقیَۀُ العُمر لا قیمَۀَ لَها) آدمهایی که آدمها را نمیشناختند نشستند فکر کردند دیگر خیلی زور زدند گفتن وقت طلاست.@ این مال اندیشههای آدمهای کوتاهبین است که گفتن وقت طلاست، وقت را با یک کمال جمادی به نام طلا، طلا چیست، وقت چیزی است که تو میتوانی بینهایت خوشبختی با آن به دست بیاوری قابل قیمت نیست.@ امیرالمؤمنین(ع) فرمود(بَقیَۀُ العُمر لا قیمَۀَ لَها) اصلاً قیمت ندارد نمیشود برایش قیمت بگذارید(قَد یُدرَکُ بِها ما فات) هر چه که خرابکاری کردی میتوانی با آن درست بکنی(وَ یُحیی بِها ما مات) هر چه هم مرده میشود زندهاش کرد.@ یک رابطه قشنگ مرده یک عشق مرده یک دوستی مرده یک صمیمیت مرده، این حرف شیطان است که بگوید ما به تنفر رسیدیم از همدیگر، نمیتوانیم عاشق هم باشیم غلط است این حرف شیطان است:@
این کار مال آدمهای عُقدهای و کینهای و مریض و بیظرفیت است آدمی که قرار است مثل خدا بشود یعنی بزرگ بشود اسمهای خدا رویش بیاید غفور، غفار، جواد، کریم، این که اصلاً بنبست در زندگی خودش ندارد نه در کسانی که با او رابطه دارند بنبست دارد نه در رابطه خودش با دیگران بنبست ایجاد میکند.@ اصلاً کسی که قرار است درست حرکت بکند و مسیر خدایی شدن را برود مطلقاً در زندگیاش بنبست وجود ندارد کاملاً میشود جبران کرد روش دارد که ما چطوری جبران کنیم.@ در شرح حدیث عنوان بصری در بحث عمر مفصل توضیح دادیم که ما اگر خواستیم 50 سال اشتباهمان را جبران کنیم طوری که تمام 50 سال برسانیم وقت تلف شده نداشته باشیم آینده را هم به دست بیاوریم فرمول و روش دارد خود خدا این فرمولها را در اختیار ما گذاشته شما نمونههایی مثل حر را دارید.@ حر باز یک شب وقت داشت بعضی از افراد لحظهای که سیدالشهداء گفت(هل من ناصر ینصرنی) آنجا امام را که دیدند گفتن امام است پسر فاطمه زهراست از صبح تا غروب با امام حسین جنگیدند گفتن برویم گفت میشود ما بیاییم گفتن بله چرا نمیشود.@ یزید امام حسین را کشته بدتر از یزید داریم به امام سجاد میگوید میشود جبران کنم، امام را کشته، میشود حاضری جبران کنی بیا، حاضر نشد جبران کند و الا امام به او جواب مثبت دارد گفت میشود، پس اساساً بنبستی وجود ندارد فقط باید بلد باشید که اشتباهی که ما کردیم بیماریمان از نوع حق الله بوده ما به سه نفر ممکن است ظلم کرده باشیم.@ گناهانمان اینطوری است یا نسبت به دیگران ظلم کردیم یا به خودمان، یا به خدا، این هم فرمول دارد که ما چطوری گذشته را جبران کنیم اگر به خداست نماز نخواندیم روزه نگرفتیم فساد و فحشا داشتیم کارهایی که گفته حرامهایی را مرتکب شدیم.@ انسان روابط نامشروع داشته مشروب خورده این بین تو و خداست فقط، اول از این برای کسی تعریف نکنید نروید بنشینید سفره دلتان را باز کنید خیلی زشت است انسان سفره دلش را باز کند برود به یک نفر بگوید که من خیلی گناه کردم میخواهم جبران کنم.@ گاهی وقتها برای انسان عُقده میشود آدم دوست دارد که خودش را یک مقدار ضایع بکند که سبک بشود این کار را نکنید برو به خودش بگو که من ظلم کردم چرا به کس دیگر میگویی، من یک موقعهایی که مشاوره میایم کسی میگوید من آمدم راجع به گذشتهام بگویم.@ میگویم گفتن ندارد به هیچ کس نگویید این حرف خودش اشاعه فساد و فحشاست به هیچ کس نگویید، یک فقط با خودش در میان بگذارید خودش هم آغوشش باز است لبخندش روی ما هست اخم نمیکند قهر نمیکند روترش نمیکند رویش را برنمیگرداند هر چقدر هم گناهت سنگین باشد دیگر بدتر از یزید که نمیشود.@ امام معصومی در دستمان نیست که بکشیم خانوادهاش را بکشیم افرادش را بکشیم بچههایش را بکشیم زن و بچهاش را اسیر بگیریم و کتک بزنیم، فقط به خودش، به هیچ کس هم نگو خودت هم ضایع نکن پیش خدا برو و به خدا بگو.@ اول پشیمانی حقیقی مراحلش و ریاضیاتش را میگویم قلباً پشیمان شو خدا را مسخره نکن خیلی بد است اول تصمیم به آشتی بگیر اما اگر تصمیم به آشتی نگرفتی بلند میشوی حرم میروی مسجد میروی.@ احیا میروی سینهزنی میروی دسته میروی ولی تصمیم نداری دست از گناهان و انحرافاتت برداری این مسخره کردن خداست مسخره کردن معصوم است اول دست از مسخرگی برداریم خیال نداشته باشیم اذیت و آزاری کنیم خیال نداشته باشیم آنها را برنجانیم تصمیم بگیریم که میخواهیم واقعاً آشتی بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@