جلسه 029 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)
شماره جلسه
29
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 029 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در حمله جلو از حملههای چهارگانه شیطان به آرزوها اختصاص داشت در جلسات گذشته مفصلاً درباره چینش آرزوها قیمتگذاری آرزوها و برقراری یک رابطه خوب با آرزوهایمان چه آرزوهای دنیایی و چه آرزوهای آخرتی سخن گفتیم.@ چند فرمایش را از فرمایشات الهی و فرمایشات معصومین انتخاب کرده بودیم درباره آرزوها که بسیار مهم هست و این نکته را باز تذکر میدهیم که اگر کسی نتواند سوار آرزوهایش بشود حاکم بر آرزوهایش بشود و با آرزوها ضعیف و ذلیلانه برخورد بکند در هم کوبیده میشود.@ توسط آرزوها له میشود و دچار انواع تحقیرها عقدهها آسیبهای جسمی و آسیبهای روحی میشود و از همه بدتر این که سعادت ابدی خودش را از دست میدهد اگر کسی قیمت ابدیت را بداند و باور بکند که یک موجود ابدی است به راحتی حاضر نیست به آرزوهای بیارزش این اجازه را بدهد که حاکم بر قلب انسان بشوند.@ در سوره حجر آیه 3 خداوند تبارک و تعالی در مورد کسانی که به سخنان پیغمبر اهمیت نمیدهند هر چقدر پیامبر تلاش میکند با آن خُلق عظیم خودش با آن عاطفه الهی بینهایت خودش که اینها را متوجه حقیقت انسانی خودشان بکند اما آرزوها و شهوتها آنها را کور کرده هر چقدر تلاش میکند تلاشش به ثمر نمیرسد.@ خداوند در نهایت میفرماید که رهایشان کن دیگر اینها به قدر کور شدند که تو را نمیبینند و حقیقت را نمیبینند حتی خود حقیقیشان را هم نمیبینند و به قدری کر شدند که صدای تو را هم نمیشنوند صدای خود حقیقیشان را هم نمیشنوند این یادتان باشد خدا و پیغمبر وقتی سخن میگویند سخنشان سخن خود حقیقی ماست.@ یعنی با قیمت اصلی ما با ما حرف میزنند کسی که قیمتش در دستش نیست هر وقت خدا و پیغمبر با او حرف میزنند گوشش گوش انسانی نیست یعنی با گوش بخش حیوانی یا با گوش بخش جمادی یا با گوش بخش گیاهی خودش میشنود.@ خیلیها که میروند سر درس بسیاری از اساتید، اساتید قدرتمند، اساتید بزرگ، اولیاء خدا میروند اما هیچ وقت آدم نمیشوند برای این هست که اساساً تا زمانی که نشستند دارند گوش میکنند گوش بخش انسانیشان کر است چون آرزوهای آنها و شهوتهای آنها این گوش را کر کرده و چشمهایشان هم کور هست.@ هر چقدر استاد، ولی خدا، پیغمبر تلاش میکند که خود حقیقشان را به آنها نشان بدهد اینها نمیبینند چرا؟ چون جلسه گذشته خواندیم که آرزو انسان را کور میکند آرزوهای حیوانی آرزوهای پست هر چقدر تلاش میکند صدای آن کودک عزیز روان را به گوشش برساند که به من برس من را بزرگ کن من نیاز به تغذیه دارم نیاز به رشد دارم من موجود ابدی هستم به اندازه و به بلندای ابدیت باید به من برسی و من را تغذیه بکنی اصلاً این صدا به گوشش نمیرسد.@ لذا نگاه بکنید چقدر غمانگیز است این فرمایش الهی خدا نکند این صحبت را خدا در مورد ما بکند و ما مشمول این آیه بشویم(ذَرْهُمْ) ولشان کن(يَأْكُلُوا) تا بخورند(وَ يَتَمَتَّعُوا) همین بهرهمندیهای موقت دنیا را داشته باشند میافتند در لذتها در عیش و نوشهای دنیایی(وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ) این خیلی خطرناک است آرزو آنها را گمراه بکند غافلشان بکند به بازی بگیردشان.@ کلام خداست، دارد بندهاش را نگاه میکند میبیند این بنده خیلی بچهبازی در میاورد هر چه صدا میکند از عرش که تو مال منی و من هم مال تو هستم به کمتر از من خودت را نفروش توجه نمیکند بچهبازی است آن پایین همهاش دارد بازیهای بچگانه میکند.@ عروسکبازی ماشینبازی خانهبازی دوستبازی لباسبازی و بازیهای وهمی مسابقات بچگانه با دیگران سر کمالات جمادی کمالات نباتی کمالات حیوانی مسابقه گذاشتند هر چه صدایش میکند این خودش را به کری میزند(ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ) آرزو اینها را به بازی بگیرد.@ قسمت آخرش خیلی غمانگیز خیلی دردناک است(فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ) بعداً خواهند دید ما یک موقعی میخواهیم یک کسی را تهدید بکنیم میگوییم میبینیم، خواهیم دید، خواهیم دید آینده است(فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ) یعنی خواهید دید که خودتان را خیلی مفت فروختید خیلی خودتان را دست کم گرفتید.@ لذا امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(اِتَّقوا باطِلَ الاَمَل) بپرهیزید از آرزوی باطل، آرزوهای سرابی بپرهیزید بپرهیزید یعنی حواست باشد اگر به تو پیشنهاد دادن قبول نکنی اگر شیطان وسوسهات کرد در ذهنت افتاد راه نیافتی دنبالش بروی بگویی من میخواهم مثل این بشوم مثل آن بشوم من میخواهم اینطوری بشوم آنطوری بشوم هی برای خودت برنامهریزیهای غلط نکن عمر و جوانیت را تلف نکن.@ (اِتَّقوا) یک کار عملی است یعنی باید حواست باشد دلت هرزه نشود هر جایی نشود هر کسی نتواند در آن بیاید هر کسی نتواند استفاده بکند چهارراه و خیابان نشود که همه بیایند از توی این دل تو رد بشوند هر چیزی بیاید در این دل تو رد بشود و برود خیلی قیمت دارد اینقدر قیمت دارد که فرمود(حَرَمُ الله) حرم خداست.@ (اِتَّقُوا باطِلَ الاَمَل فَرُبَّ مُستَقبِلِ یَوماً لَیسَ بِمُستَدبِرِه وَ مَغبُوطٍ فی اَوَّلِ لَیلَۀٍ قامَت بَواکیه فی آخِرِه) چه کسانی که صبح میکنند اما به شب نمیرسند، یک سؤال فرق من و شما که الان زنده هستیم اینجا نشستیم با کسانی که سال گذشته هم سن و سالهای من و شما بودند.@ ما سالی حدود 30 هزار نفر در اتومبیل میمیرند یکیشان هم اصلاً فکر نمیکند وقتی دارد سوار اتومبیل میشود از اتومبیل پیاده نمیشود یکیشان اینطوری فکر نمیکند فرق ما با آنها چیست میشد ما جای آنها باشیم یا نه؟ میشد، میشد آن اتومبیلی که ما در آن نشسته بودیم راننده خوابش بگیرد.@ شما دیدید که در پیام نوروزی دائماً راهنمایی و رانندگی میگفت اکثراً در اثر خوابآلودگی کشته شدند راننده ما خوابش میبرد و ما الان نبودیم بعد چقدر زیبا میفرماید(وَ مَغبُوطٍ فی اَوَّلِ یَومٍ) صبح اول روز همه میگویند خوش به حال این آقا(فی اَوَّلِ یَومٍ مَغبوط) همه غبطه او را میخورند(فی اَوَّلِ لَیلَۀ) اول شب همه میگویند خوش به حالش.@ میدانید ما چند تا عروس داماد داریم همه میگویند خوش به حالشان اول شب، آخر شب در بوق بوق رانندگی ماشین عروس تصادف میکنند میمیرند یا شب که برمیگردند خانه میخوابند با گاز میمیرند تمام یک زندگی یک شبه، چقدر در خیالش و اندیشههایش و رؤیاهایش برای این شب برنامه داشته و برای بعدش.@ (وَ قامَت بَواکیهِ فی آخِرِه) آخر شب همه برایشان گریه میکنند اول شب همه میگویند خوش به حالشان، آخر شب همه به حال اینها گریانند اینجاست که آرزوها مفتضح میشود اگر کسی آرزوهایش را قبلاً تنظیم نکرده باشد و خودش را در مسیر درست آرزوها نینداخته باشد با یک اتفاق اینطوری که هر لحظه ممکن است سراغش بیاید همه آن کاخ باشکوهی که از آرزوها ساخته بود روی سرش خراب میشود و آنجا له میشود.@ بزرگان دین میگویند بعضیها به قدری مست آرزو میشوند و مست جوانی میشوند و مست غفلت میشوند که وقتی میمیرند حالیشان نیست که مُردند یعنی هر چه به آنها میگویی آن داستان تمام شد این هی برمیگردد پشت سرش را نگاه میکند هی آنطرف را نگاه میکند سراغ دنیا را میگیرد.@ میفرمودند مدتها در برزخ میگذرد که این تازه متوجه بشود ای بابا آن لحظهای که سوار ماشین شد از داخل ماشین وارد برزخ شده بود(اِتَّقُوا خِداعَ الآمال فَکَم مِن مُؤَمَلٍ یَومَ لَم یُدرِکهُ وَ بانی بِناءٍ لَم یَسکُنهُ وَ جامِعِ مالٍ لَم یَأکُلهُ) چه کسی جز معصوم میتواند اینگونه حرف بزند.@ از آرزوهای فریبنده مثل سراب میمانند میکشاند انسان را در خودش، میگوید مواظب باشید اینطوری فریب نخورید هی برای خودتان برنامه و آمال بچینید بعد یادت برود که آدم هستی هر چه هم هی صدایت میکنند تکانت میدهند تو آدم هستی حواست باشد باید کجا بروی برنامههایت را درست تنظیم کن روحت را درست تنظیم کن تغذیه روحت را جسمت را درست تنظیم کن برنامه زندگیت را درست تنظیم کن متوجه نیست هی میگوید باشد بعد فعلاً کار دارم.@ (کَم مِن مُؤَمِلٍ) چه بسیار آرزومندهایی که(مُؤَمِلٍ یَومَ لَم یُدرِکهُ) هیچ وقت به آرزویش نرسید(کَم مِن) یعنی خیلی آدمها اینطوری هستند برای خودشان نقشه و برنامهریزی میکنند روی ناآگاهی عدم شناختی که از خودشان دارند مینشینند یک سلسله چیزهایی را میچینند میگویند ما میخواهیم به این برسیم از وظائف اصلیشان غافل میشوند بعد میروند میبینند که نه خبری نبود.@ (وَ بانی بِناءٍ لَم یَسکُنهُ) چه کسانی که ساختمان ساختند خودشان در آن ساختمان ننشستند ساکن آن ساختمان نشدند. قشنگ یادم هست یک جوانی آمده بود من خیلی به او اصرار میکردم که درست را بخوان کارهایت را تنظیم بکن یک مقداری هم حرف گوش میکرد درسش را میخواند.@ بعد یک موقعی آمد گفت من میخواهم بروم با ماشین کار بکنم گفتم مگر نیاز به کار داری؟ گفت بله نیاز دارم، گفتم خرجت را مگر پدر مادرت نمیدهند؟ گفت چرا لباست غذایت را پوشاکت را پول تو جیبی به اندازه؟ گفت چرا، گفتم برای چی میخواهی روی اتومبیل کار بکنی؟.@ گفت من خیلی خواستهها دارم که دیگر نمیتوانم به پدر مادرم بگویم، گفتم خواستههایت را کنار بگذار کار تو الان درس خواندن است درس بخوان که خودت به یک جایی برسی انشاالله، هوسهایت را کنترل کن میدانی تو وقتی بخواهی اتومبیل بخری با آن رانندگی کنی مسافرکشی کنی چقدر عمرت، وقتت، انرژیت تلف میشود.@ اگر زمانش بود میگفتیم بله خوب هم هست بروی کار بکنی یک مقدار کار بکنی یک مقدار درس بخوانی ولی تو الان فقط وقت درس خواندنت هست هی جوانان دیگر را دیده بود که به کجاها رسیدند چه داشتند کور شد نتوانست هر چه گفتیم بابا تو الان فقط به درست برس.@ اتومبیل خرید حالا شما خودتان هم میدانید وقتی اتومبیل آمد چقدر هوس پشت سر اتومبیل میاید حیف نیست من اتومبیل تنها سوار بشوم فلانی را سوار بکنم فلانی را هم سوار بکنم خلاصه از موافق و مخالف سوار بکنیم یک موقعی میگوید مگر ما چه مشکلی داریم ما هم دل داریم برویم یک گشتی بزنیم.@ هیچی سوار میشوند با یکی از دوستان بروند گشت بزنند این فرمایش خیلی زیباست از پیامبر(اَلشَبابُ شُعبَۀُ مِنَ الجُنون) جوانی شعبهای از دیوانگی است آدم باید خیلی حواسش جمع باشد جوانی خیلی نکند خداوند جوانی که جوانی نمیکند را دوست دارد عاقل است حواسش هست هوس سراغش نمیاید آرزوهای قلابی سراغش نمیاید نه اینکه ادای پیرها را در بیاورد منظورم این نیست یا پیری بکند بتواند به آن قسمتهای شیطنت روحش غلبه بکند.@ حالا برویم بیفتیم در جاده از این سبقت بگیر و از آن سبقت بگیر و لایی کشیدن سر از ته دره درآورد چهار روز اتومبیل داشت این آقا پسر با دوستش هر دو کشته شدند تمام یک ابدیت آرزو تمام شد هر روز هم ما این را میبینیم ولی از مستیهای خودمان دست برنمیداریم.@ (وَ جامِعِ مالٍ لَم یَأکُلهُ) ای کاش فرصت بود فقط راجع به این صحبت میکردیم در سلسله مباحث معاد حدود 15 ساعت فقط راجع به همین یک بحث صحبت کردیم چه بسیار جمعکننده مالی اصلاً از آن مال استفاده نمیکند پارسال یک مورد داشتیم در مشاورهمان صد میلیارد سرمایهاش بود گدا زندگی کرد در حسرت هم مُرد بقیه را هم گذاشت برای بقیه، بقیه میخورند حسرتش و عذاب و بدبختیش مال اوست.@ خیلیها جمع کردند اصلاً از کسانی که جمع میکنند غالباً اینطوری است این را شما بدانید اکثر کسانی که جمع میکنند خودشان موفق به استفاده کامل نیستند اگر استفاده هم بکنند طوری استفاده میکنند که فقط دورشان میکند مریضشان میکند غافلشان میکند احمقانه مصرف میکنند عاقلانه مصرف نمیکنند.@ لذا حضرت میگوید که مواظب باشید آرزوهای فریبنده سراغتان نیاید چشمک نزند من میخواهم یک همچین زندگی داشته باشم خوب حالا برو به کجا میرسید بروید کاخهای شاه را ببینید سرنوشتش را هم ببینید خودش و خانوادهاش.@ اسکندر خیلی زیبا میگوید، میگوید دستهای من را از تابوتم بیرون بگذارید که همه بدانند من که جهانگیر بودم دست خالی دارم میروم هیچ چیز را با خودت نمیبری اگر عرضه داشتی از آن ابدیت بسازی بساز زیادیش وبال گردنت هست قرآن میفرماید اضافه مالتان را به صورت سکههایی که جمع کردید آتشینشان میکنند و میچسبانند به پیشانی و پهلویتان، هر چه بیشتر عذاب بیشتر هر چه ثروتمندتر گرفتارتر و معطلتر.@ (اَلاَمَلُ کَالسَراب یُقِرُّ مَن رَآهُ وَ یُخلِفُ مَن رَجاه) آرزو مثل سراب میماند که فریب میدهد کسی را که میبیندش و دروغ میگوید به کسی که به او امیدوار است به او امیدوار هستی وقتی جلو میروی تمام جانت را شیره جانت را عمرت را جوانیت را گرفت هیچ کامی به تو نمیدهد آرزو اینطوری است.@ لذا اگر این فکرهای کارتونی سراغ ما بیاید یعنی درست و عاقلانه فکر نکنیم یکسره گرفتار هوسها باشیم و برنامههای غلط آرزوهای دروغ آرزوهای فریبنده، نه خوشی دنیا و آرامش دنیا را خواهیم دید و نه خوشی و آرامش آخرت را، خیلی آدم کلاه سرش میرود.@ (اَلاَمَلُ خادِعٌ غارٌ ضارٌ) اینها را من فقط معرفی میکنم این را هم بگویم بحث دشمنشناسی ما فقط یک معرفی کلی از بعضی از حملات شیطان هست ما نمیتوانیم در این تعداد جلسات یک بحث جامع خود بحث مهندسی آرزوها شاید حدود 40 جلسه بطلبد چینششان، ما فقط داریم معرفی میکنیم خیلی اجمالی نمیرسیم به همه مباحث دشمنشناسی.@ (اَلاَمَلُ خادِعٌ غارٌ ضارٌ) در سه تا کلمه بینهایت حرف خوابیده، آرزو، فریبنده، گولزننده و مضر است یعنی ضرر میزند انسان را له میکند یعنی اینطور نیست که اگر تو یک آرزو داشتی برایت مفت تمام بشود بگوید من حالا یک مدتی بله، من بعضی وقتها این جوانان میایند برنامه به من میدهند برنامههایشان را میخوانم میگویم حالا چکار کردید؟.@ میگوید من یک مدت سکه جمع میکردم بعد خسته شدم ولش کردم بعد تمبر جمع میکردم خسته شدم بعد پاکت سیگار جمع میکردم بعد قوطی کبریت جمع میکردم یک مدت رفتم باشگاه، یک مدت رفتم موسیقی، یک مدت رفتم خط، همه را هم ول کردم، الان چه چیزی داری؟ هیچی.@ اینطور نیست که اگر هر کسی پیشنهاد داد و هر جا یک اطلاعیه یک کلاسی زده بودند اطلاعیه یک جلسهای زده بودند پیشنهاد یک دورهای گذاشته بودند بگویی میارزد من بروم خیلی باید حواست جمع باشد خیلی باید در مورد عمرت، چون عمر شما با آن قرار است یک ابدیت را به دست بیاورید.@ تسبیح دستمان بگیریم صبح به صبح صد مرتبه این ذکر شریف را بگوییم من ابدی هستم من انسان هستم این را باور بکنیم که من یک موجود ابدی هستم شما مثل یک جنینی که با نُه ماه یک عمر دنیا را میخرد قرار است برای یک عمر دنیا در رحم باشد وسائل یک عمر دنیایی را که نمیدانیم چقدر هست تهیه بکند در رحم دنیا ما قرار است وسائل یک ابدیت را تحصیل بکنیم یک عمر ابدی را.@ مفت که دستمان ندادند که هر دفعه دلت بخواهد این مهمانی این جلسه این کلاس این دوره حالا برویم فعلاً وقت بگذرانیم پایت حساب میکنند، چطوری حساب میکنند؟ به بلندای ابدیت هم حساب میکنند ولی ما اصلاً عمرمان بیارزشترین چیزمان هست هزینه هم نمیکنیم.@

گرانترین سرمایه انسان عمرش هست چون با آن میتواند یک ابدیت را بخرد عمر گذشته را هم اگر خراب کردیم هیچ عیبی ندارد در حمله از عقب توضیح میدهم اگر تا 20 سال هم خراب کردیم 30 سال هم خراب کردیم باقیماندهاش میتواند هم گذشته را جبران بکند هم آینده ابدی تو را تأمین بکند به شرطی که عرضه داشته باشی بلد باشی که از این باقیماندهاش چگونه استفاده بکنی.@ (لَو رَأَی العَبدُ اَجَلَه وَ سُرعَتَهُ اِلَیه اَبغَضَ الاَمَل) میگوید اگر بنده مرگ را میدید و میدید که به چه سرعتی مرگ دارد به سراغش میاید از آرزوهایش بدش میامد نه اینکه دلمرده بشویم و پژمرده بشویم آرزوهای خوب و قشنگ دنیایی آرزوهای مفید دنیایی و آخرتی را فراموش بکنیم منظور این نیست این هست که شما سازماندهی بکنید آرزوهایتان را.@ زیادی هوس داشتن فریب آرزوهای قلابی و کمارزش را خوردن باعث میشود که یک موقعی که مشغول بازی هستی حضرت ملکالموت(ع) میاید سراغت میگوید برویم، کجا؟ وقت تمام است.@ یک لحظاتی که میبینی سه تا سؤال امتحانی داری مانده اگر این سه تا را جواب بدهی 20 میگیری بعد همه را هم بلدی این سه تا سؤال را، میخواهی بنویسی ممتحن میاید از زیر دستت میکشد میگوید وقت تمام است این سه تا سؤال را من جواب ندهم رد میشوم بلد هستم اجازه بدهید بنویسم نه آقا وقت تمام است.@ ممتحنها میگویند سؤالاتی را که بلد نیستید و سخت است بگذارید آخر سر اول آنهایی که بلد هستید وقت بگذار اینها را جواب بده بعد که همه را جواب دادی بنشین سر آنها، اما وقتی انتخاب غلط میکنی میروی سراغ یک سؤال دو نمرهای وقت میگذاری.@ حالا سؤالات پنج نمرهای بود بلد بودی هی میخواهی ور بروی که این سؤال دو نمرهای را یک طوری حلش بکنی هی به مغزت فشار میاوری پنج نمرهای را جواب بده اول امتیاز اینها را بگیر همینطوری میبینی یک کسی که میتوانست قبول بشود رد میشود خیلی بد است آدم سؤال را بلد باشد نمره خوبی هم داشته باشد بیایند ورق را از دست آدم بگیرند بگویند فرصت ندارید.@ ما نمیدانیم چه موقع ورق را از دستمان میگیرند به هم سن و سالهای خودمان که نگاه میکنیم میبینیم که خیلی هم قاچاقی زندگی کردیم قبلیهای ما که ده سال پانزده سال بیست سال سی سال از ما کمتر عمر داشتند وقتشان تمام شد ما چه بکنیم هر لحظه ممکن است وقت تمام بشود.@ بنابراین انسان خیلی باید عجله بکند به مهندسی آرزوهایش و چینش دقیق آرزوهایش فکر بکند و این را عملی بکند مستی نکند(لَو ظَهَرَۀِ الآجال اِفتَضَحَتِ الآمال) اگر مرگها و اجلها ظاهر بشود شما بروید در بهشت زهرا ببینید چقدر قشنگ کامل ظهور پیدا میکند چقدر مثل ما را آنجا دارند میشویند صبحها برویم یک سر بزنیم به این قسمتی که دارند میشویند.@ خیلی هم خوب هست آدم عبرت بگیرد بگوییم من جای تو بودم، میشد من جای تو باشم اگر اجلها ظاهر بشود آرزوها مفتضح میشود میفهمیم ما چقدر دچار سراب و خیال و فکرهای کارتونی بودیم نشستی برای 30 سال آیندهات برنامهریزی میکنی در حالی که قرار است 16 ساعت دیگر بمیری عجیب است خودت هم نمیدانی با یک رد شدن از خیابان، یک سکته، یک رانندگی بد خودت هم نمیدانی.@ لذا فرمودند برای دنیایتان چنان برنامهریزی کنید که انگار همیشه خواهید مُرد حضرت فرمود(کُن لِدُنیاکَ کَأَنَّکَ تَعیشُ اَبَدا) برنامهریزی درست تنبلی در کار دنیاییتان نکنید طوری برنامهریزی کنید که انگار همیشه خواهید بود(وَ کُن لِآخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَدا) برای آخرتت و برای ابدیتت طوری برنامهریزی کن که انگار فردا قرار است وفات پیدا بکنی یعنی آنجا متولد بشوی اگر لحظه تولدت آنطرف چیزی نبرده باشی خیلی بد است.@ یک پدر مادری که سالها زحمت کشیدند بچهدار نمیشدند دوا و درمان کردند تا بچهدار بشوند چقدر خوشحال میشوند نُه ماه هم قند در دلشان آب میشوند که میخواهند پدر و مادر بشوند یک دفعه بچه متولد میشود میبینند که نصف این بچه حیوان است نصفش صورت انسانی است.@ مگر ندید یکیش را یک خانمی انداخته بود در کیسه زباله زیر همین پل گیشاب انداخته بود نصف بدنش انسان نصفش یک چیز دیگر اصلاً خود مادر متنفر میشود ما وقتی که آنجا متولد میشویم نظام آنجا برای ما آینه میشود خودمان میفهمیم که چطوری زندگی کردیم البته الان هم ما معیارهایی داریم که بتوانیم در طول درس گفتم و میگویم که بتوانیم بفهمیم تا اینجا چکار کردیم.@ اگر لحظه زیبای وفات و تولد ما به بهشت رسید ما میتوانیم عرضه داریم از شرائط میلیاردها برابر زیباتر از اینجا استفاده بکنیم یا آنجا میرویم ابزار نداریم وقتی ابزار نداریم جهنم میشود جهنم چیست؟ جهنم محصول بیعرضگی در استفاده از بهشت است.@ جهنم مخصوص کسانی است که نمیتوانند از بهشت استفاده بکنند ابزار لازم را با خودشان تهیه نکردند کسی هم آنجا اذیتشان نمیکند خودشان آزار میبینند خودشان از اینکه نمیتوانند استفاده بکنند مثل کسی که اینجا نابیناست کسی اذیتش نمیکند ولی همین که از نور نمیتواند استفاده بکند آزاردهنده است مثل ناشنوایی هست که نمیتواند از فرکانس استفاده بکند آزاردهنده است.@ بنابراین ما باید خودمان را تربیت بکنیم یعنی وقت بگذاریم واقعاً بهشتی تربیت بکنیم خودمان را، حتی بهشت هم غایت ما نیست غایت ما چیز دیگری است ما به بالاتر از بهشت هم باید فکر بکنیم(اَلاَمَلُ یُنسیِ الاَجَل) آرزوها باعث میشود که انسان چنان کور و کر بشود که لحظه وفات فراموشش بشود.@ یعنی اصلاً یادش میرود آدم است زن نیست مرد نیست دختر نیست پسر نیست مادر نیست پدر نیست گیاه نیست حیوان نیست بدن نیست یادش میرود هی مشغول آرزوهای اینطوری میشود در این مستی و مشغول بودن بازیها یک دفعه یک اتفاق آن لحظه سوت پایان میخورد بفرمایید بروید آنطرف، کار داریم، نه وقت تمام شد باعث میشود آدم فراموش بکند.@ لذا ما در چینش آرزوهایمان در مهندسی آرزوها هر کس طوری آرزوهایش را بچیند که لحظه وفات یادش برود این دچار فریب شده دچار حماقت شده طوری ازدواج بکند طوری بچهدار بشود طوری جذب شغلش بشود طوری جذب درسش بشود طوری جذب اجتماع بشود طوری بیفتد در رفیقبازی طوری با ثروت ارتباط برقرار بکند که یادش برود آدم است.@ یادش برود وفات دارد یادش برود یک تولد باشکوه دارد یادش برود یک حیات ابدی سر راهش هست هر چه میخواهد باشد هر چقدر باارزش، آرزوهای بیارزش را نمیگویم آرزوهای با ارزش را میگویم هر چقدر هم باارزش باشد فریب است وای به حال بیارزشهایش.@ میگوید من درس خواندم یک عمر خدمت به مردم کردم خدمت به مردم جزء کمالات انسانی نبود قیمت بود ثواب داشت ارزش داشت خیلی هم ارزش داشت اما برای کسی که خود حقیقیش را پیدا کرده خدمت به مردم یک اوج است اما وقتی تو خود اصلیت را فراموش کردی خدمت به مردم در جدول خدمتها و کمالات جزء کمالات انسانیت قرار نمیگیرد جزء کمالات حیوانی است.@ حیوانات هم خدمت به همنوع میکنند بهتر از ما هم خدمت به همنوع میکنند ریاضی است تقسیمبندی کمالات خدمت به خلق برای ما فریبنده نباشد ما باید اول رابطهمان را با ابدیتمان و با خود حقیقمان تنظیم بکنیم کسی که به خودش خیانت میکند چه خدمتی به خلق دارد بکند.@ علی(ع) میفرماید کسی که در حق خودش ظلم میکند چطوری میتواند در حق دیگران عدالت بکند تو کودک عزیز روانت را من انسانیت را من ابدیت را فراموش کردی داری به آن ظلم میکنی زیر نقاب خدمت به خلق داری خودفراموشیت را توجیه میکنی اینکه از خودت میترسی اینقدر خودت را مشغول مردم میکنی که یک لحظه به خودت فکر نکنی چون از خودت میترسی.@ دیدید کسانی که به سیگار، اینترنت، چت کردن، ماهواره، مواد مخدر برای چی پناه میبرند؟ برای اینکه با همه آنها که شما صحبت میکنید دوست ندارند یک لحظاتی با خودشان باشند اصلاً دوست ندارند هیچ وقت با خودشان باشند.@ برای همین از صبح تا شب در 24 ساعت به اندازه 48 ساعت برنامه میریزند که یک موقع خودشان با خودشان تنها نشوند چون اصلاً تحمل خودشان را ندارند یک عمر از خودش فرار کرده از خودش بدش آمده متنفر از خودش از چهره حقیقی خودش بیزار است به آن نپرداخته چطور میتواند ببیندش.@ مثل مادری که بچه خودش را در کیسه زباله میاندازد میبرد میاندازد زیر پل، خوشش نمیاید این بچه را ببیند محصول خوبی نبود بارداری مبارکی نبود ما وقتی عمرمان را درست استفاده نکرده باشیم حوصله خودمان را نداریم از خودمان متنفر هستیم همهاش میخواهیم به یک چیزی غیر از خودمان فکر بکنیم.@ خوب خوبهایمان میگوییم برویم یک وقتی بگذاریم برای خدمت به مردم اما یک لحظه بگویی خدمت به مردم را متوقف کن ترمز را بکش یک لحظه هم با خودت باش میبینی اصلاً حوصله خودش را ندارد اصلاً دوست ندارد با خودش حرف بزند از خودش بیزار است.@ هر وقت قرار است به خودش فکر بکند وقتی به او میگویی خودت چی وقتی دو سؤال راجع به خودش از او میکنی میگوید بس است حوصله ندارم تو را به خدا ول کن یک حرف دیگر بزن، چرا؟ ما قشنگتر از خودمان زیباتر از خودمان کیست عاشق خودمان بشویم کسی که عاشق خودش نیست دروغ میگوید عاشق مردم است امکان ندارد کسی عاشق خود حقیقیش نباشد میخواهد عشق به مردم داشته باشد عشق به خلق خدا داشته باشد.@ (اَلاَمَلُ یُفسِدُ الاَمَل وَ یُنسی اَلاَجَل) آرزوها باعث تباه شدن کارهای ما میشوند یعنی کارهایی که ما میتوانستیم تلاش بکنیم مثل یک جنینی که خیلی زحمت کشیده اما چون فکر دست اضافه و پای اضافه بوده فکر سر اضافه بوده بدردش هم نمیخورده غدههای اضافه، اصلیها را تهیه نکرده زحماتش هم هدر رفته.@ باید چشم تهیه میکرد چشم تهیه نکرده کارش هدر رفته ما باید یک کاری بکنیم زحماتمان تلاشمان عمر و جوانی که داریم مصرف میکنیم هزینه گرانی که داریم میپردازیم واقعاً به ثمر برسانیم بعداً از آن لذت ببریم از عمر و جوانی که صرف کردیم واقعاً لذت ببریم وقتی هم به عقب برمیگردیم یکبار از ما سؤال بکنند.@ این سؤال را الان من دارم از شما میکنم از ما سؤال بکنند بگویند اگر ده سال برمیگشتی عقبتر دقیقاً همین کارهایی که تا الان کردی میکردی؟ بگوید بله من درست عمل کردم همین مسیری را که آمدم کمااینکه به یکی از بزرگان گفتند شما اگر هفته دیگر بمیری چکار میکنی؟.@ در تلویزیون یک برنامهای داشت روز آخر مصاحبه میکرد که اگر امروز روز آخر عمر شما باشد چکار میکنید برنامه جوانان سؤال میکردند خبرنگار میرفت میگفت اگر شما روز آخر عمرت باشد چکار میکنی همه میگفتند ما میرویم آشتی میکنیم با فلانی و فلانی حلالیت میخواهیم گذشتهمان را جبران میکنیم رابطهمان را با خدا، در 24 ساعت میخواهید همه این خرابکاریهای عمرتان را جبران بکنید.@ حالا فکر کنید که هست، مگر نیست؟ ممکن است باشد، گذاشتی چه موقع جبران بکنی چه موقع آشتی بکنی با انسانها با پدرت با مادرت با دوستانت، چه موقع خطاها را جبران بکنی اشتباهات را، ظلمها را، قهر بودنت با خدا را، چه موقع قرار است بیاید.@ گفتند شما اگر یک هفته عمر داشته باشی چکار میکنی گفت من اگر یک هفته عمر داشته باشم هیچی همان کاری که یک عمر کردم میکنم هیچ تغییری در برنامهام داده نمیشود چون درست زندگی کردم کارها را خراب میکند باطل میکند و باعث فراموشی مرگ میشود.@ (اَصَدَقُ الشَیء اَلاَجَل اَکذَبُ الشَیء اَلاَمَل) راستترین چیز مرگ است از همه راستها راستتر است هیچ کس به آن شک ندارد دروغترین چیز آرزو هست برای چی؟ برای اینکه میلیاردها انسان به یک میلیاردم آرزوهایشان نمیرسند خیلی دروغ است لذا باید انسان درست این را طراحی بکند.@ و در فرمایش دیگری دارد میفرماید که(اَقرَبُ الشِیء اَلاَجَل) نزدیکترین چیز به ما مرگ است بنابراین خیلی باید در چینش آرزوهایمان دقت بکنیم فریب شیطان را نخوریم که هی وزوز بکند در گوش ما، هی به ما پیشنهاد بدهد ما هم بگوییم باشد از این به بعد من تصمیم میگیرم جوانیم را عمرم را نشاطم را صرف همین کار بکنم، نه اگر قرار است صرف بکنی باید ما به ازای ابدی داشته باشی.@ مثل یک جنین خوب، یک جنین خوب هر کاری میکند مابهازای دنیایی دارد یعنی در دنیا حتماً به دردش میخورد اگر دست تهیه میکند پا تهیه میکند به مصرفش هم نیست دست و پا و چشم موارد مصرفش نیست ولی خیلی هوشیار است میگوید بعداً به دردم میخورد.@ الان در رحم با آنها کاری ندارم ولی من چند روز دیگر از اینجا میروم من همیشه در رحم نمیمانم آنجا که رفتم صدها برابر یک عمر رحمی میخواهم زندگی بکنم نیاز دارم یعنی هر کاری میکند به نفعش هست چون تیز است زرنگ است حواسش هست که باید چکار بکند.@ این بحث هم تمام شد فکر میکنم یک تتمهای شاید داشته باشد اگر رسیدیم میگوییم خدمتتان جلسه بعد اگر نرسیدیم میرویم انشاالله سراغ حمله از عقب، ولی بحث حمله از جلو بحث بسیار مهم و جدی هست باید به مصادیقش که عرض کردم و مصادیق دیگری هم که دارد فکر بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@