جلسه 028 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)
شماره جلسه
28
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 028 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)

بتاعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در حملههای شیطان به حمله از جلو اختصاص داشت و یکی از مظاهر حمله از جلو که حمله نسبت به آینده ماست بحث آرزوهاست توضیح دادیم که آرزوها سلطان دل انسان هستند و موتور حرکت انسان به سمت جلو و آینده هستند چه آینده موقت و مشکوک که عمر دنیا هست و چه آینده قطعی و ابدی که از وفات شروع میشود و عمر آخرتی ما هست.@ در هر دو صورت آرزوها ما را به سمت جلو سوق میدهند در حمله از جلو که توضیح دادیم شیطان با دستکاری آرزوها و به هم زدن نظم و ترتیب آنها و تغییر در قیمت و ارزش آرزوها انسان را به آرزوهایی که در شأن او نیست آرزوهای پست مشغول میکند و او را از رسیدن به آرزوهای اصلیش باز میدارد و به این وسیله هم خوشی و سعادت دنیا را از او میگیرد و هم سعادت آخرت را.@ در این باره توضیحات مفصلی دادیم که ما برای اینکه مورد این حمله قرار نگیریم و عمر و وقتمان صرف آرزوهای بیپایه و بیارزش نشود تا از آرزوهای مهممان باز نمانیم چند کار را باید انجام بدهیم یکی بحث قیمتگذاری آرزوها هست یعنی آرزوها را اندازهگیری بکنیم و با تشخیص ارزشهای آرزوها بدانیم که باید به سراغ کدام آرزو برویم و حد و قیمت ما کدام یک از آرزوها است.@ که در همین باره ما قیمتگذاری و ارزشگذاری آرزوها را جلسه گذشته شروع کردیم که تقسیم شد به آرزوهای جمادی یعنی آرزوهایی که خواص و کمالات جمادی را دارند ارزششان ارزش جمادی هست.@ آرزوهای نباتی و گیاهی مثل رشد، قدرت بدنی، زیبایی، لطافت، تغذیه، تولید مثل و آرزوهای حیوانی که ازدواج، تشکیل خانواده، کار، تفریح، مسکنگزینی، تربیت و بزرگ کردن بچهها، ورود در زندگی اجتماعی طی سلسله مراتب اجتماعی، مقام، شهرت، محبوبیت اینطور مسائل جزء کمالات حیوانی بودند.@ و توضیح دادیم که ما تمام این کمالات میتوانند به نوبه خودشان مفید و مؤثر باشند به شرط اینکه به عنوان ابزار از آنها استفاده بشود تبدیل به هدف نشوند کاری که شیطان میکند این هست که آرزوهای پایینتر را آرزوهای جزئی را جزء هدف برای ما قرار میدهد و ما دچار خودفراموشی میشویم یعنی خود اصلی خودمان را آن خود ابدی خودمان را فراموش میکنیم.@ آن خودی که قرار است متولد به ابدیت بشود که همان تعبیر کردیم از آن به کودک عزیز روان آن نفخهای که از خدا در وجود همه انسانها وجود دارد آن روح ویژه انسانی حقیقت انسانی ماست حتی گفتیم علم هم یک وسیله هست هدف نیست جزء کمالات فرشتگان هست.@ کمال انسان فقط بینهایت است که اله او معشوق او محبوب او خداوند تبارک و تعالی است باید توجه داشته باشیم خدا همه قشنگیهاست همه کمالات است همه زیباییهاست ما را هم برای این خلق کرده که مثل خودش باشیم یعنی مَثَل او به تعبیر دقیقتر باشیم و چون همان روح را داریم ما هم به کمتر از بینهایت شدن راضی نیستیم.@ اگر انسان خودش را به کمتر از خدا بفروشد ضرر کرده حتی بهشت هم در حرکتهای آخرتی پاداش انسان نیست بعضی از انسانها آخرت را خیلی خوب وجه همت خودشان قرار میدهند حرکت هم میکنند میرسند اما این که به معشوق اصلی خودشان یعنی اویی که همیشه خواستنش، دلشان همیشه او را میخواست یعنی حق تعالی برسند یا نرسند این امر دیگری هست.@ توضیحی که دادیم این هست که آدمها قیمتشان را از نوع آرزوهایشان میگیرند یعنی هر کس میخواهد بداند قیمتش چیست شخصیتش چقدر قیمت دارد چقدر ارزش دارد ببیند که آرزوهایش چه چیزهایی هست.@ اگر فهرستی شما از آرزوهای خودتان در بیاورید بعد با توجه به این مبنایی که در این دو سه جلسه خدمتتان عرض کردم تقسیمبندی کنید ببینید کدامشان جزء کمالات جمادی است کدامشان جزء آرزوهای گیاهی هست کدامشان جزء آرزوهای حیوانی هست کدامشان جزء آرزوهای فرشتهای هست و کدامشان جزء آرزوهای انسانی هست.@ از مجموع آنچه که خودتان نوشتید میتوانید قیمت خودتان را بدست بیاورید انسان مساوی هست با هوسهایش، آرزوهایش و معشوقش، هر چه که معشوق اصلی شماست دل شما را میبرد قیمت شما هم همان خواهد بود.@

پس آنچه که دغدغه اصلی انسان در زندگی قرار میگیرد و انسان برایش نفس میکشد برایش تلاش میکند خوابش را میبیند هوسش را میکند در آرزوهایش را میپروراندش آن قیمت انسان هست آن معشوق حقیقی انسان هست یعنی معشوقی هست که برای ما وجود دارد نه معشوق حقیقی ما، چون معشوق حقیقی همه ما خداوند تبارک و تعالی است.@ اگر کسی خودش را به کمتر از خدا هم بفروشد باز هم ضرر کرده توضیح دادم مهندس این عالم یعنی خداوند تبارک و تعالی وقتی که میخواهد موجودات را، چون همه اتمها و الکترونها و گیاهان و سلولها و مولکولها و درختان و حیوانات و انسانها و فرشتهها و جنها و کیهانها و کهکشانها را همه را او آفریده قیمتها دست خودش هست.@ وقتی که نوبت به ما رسیده در کتابش فرمود(لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ) با خدا دنبال محبوب و معشوق دیگری نباشید چون برای شما معشوقی جز خدا وجود ندارد بنابراین انسان اگر بداند قیمتش کیست و چیست از اول هدفش را طوری قرار میدهد که به خواسته اصلی و نهایی خودش برسد.@ ما سراغ هر چه که میرویم عاشق هر چه که میشویم در واقع چون تجلی خداست بهرهای از کمالاتی که خدا در او قرار داده دارد عاشقش میشویم و الا بعد از یک مدت از او زده میشویم و خسته میشویم اویی که ما واقعاً میخواهیم و واقعاً دل ما را آرام میکند خداوند تبارک و تعالی است.@ حالا جایگاه بقیه آرزوها چیست؟ مثل آرزوهای جمادی لباس، پول، اتومبیل، مسکن اینها آرزوهای جمادی هستند ورزش جزء کمالات گیاهی بود ورزش، قدرت بدنی، زیبایی، لطافت، تولیدمثل اینها جزء کمالات گیاهی بود اینها چه جایگاهی دارند؟.@ کمالات حیوانی ازدواج کردن، بچه بزرگ کردن، عروس داماد داشتن، در زندگی اجتماعی شغل داشتن، طی سلسله مراتب اجتماعی مقام داشتن، از مقامهای پایین به مقامات عالی رسیدن، شهرت، محبوبیت اینها چه جایگاهی دارند؟ میگوید اینها به ذاته بد نیستند اگر به آنها مستقل نگاه کنی شر و دشمن تو میشوند و محل دفن تو میشوند.@ تو یعنی همان کودک عزیز روان یعنی همان خود حقیقیت خود انسانیت دفنت میکنند یعنی اصلاً فرصت پیدا نمیکنی با معشوقت زندگی بکنی اصلاً فرصت پیدا نمیکنی که بزرگ بشوی تا بالغ تا عاشق بشوی تا بعد بخواهی با معشوقت زندگی بکنی یعنی حق تعالی، این فرصت را به تو نمیدهند.@ لذا اکثر قریب به اتفاق آدمهایی که در این آرزوها دفن شدند هرگز موفق به برقراری یک رابطه عاشقانه با خداوند نشدند و اینها اکثراً آخرت خودشان و ابدیت خودشان را به خطر انداختند.@ اما اگر به عنوان وسیله به اینها ما نگاه کردیم و فقط به مقداری رفتیم سمت این نوع کمالات که بتوانیم حیات دنیایی خودمان را حفظ بکنیم اما به هیچ وجه از سرعت رشد ما و بلوغ ما و عشق ما نسبت به حق تعالی کم نکند خود اینها میشوند یک وسیلهای برای عبادت.@ من یک فرمایشی را از نبی اکرم(ص) بخوانم داستان مربوط به یک جوانی هست که خیلی نیرومند بود و آدم چابکی بود اصحاب پیغمبر با پیغمبر بودند دیدند این جوان صبح اول وقت مشغول کار و تلاش میشود اطرافیان حضرت گفتند که خیلی کار و تلاشش خوب است اما ای کاش این قدرت بدنی و کار و تلاشش را در راه خدا و عبادت به کار میگرفت.@ پیامبر فرمود که این سخن را نگویید زیرا اگر او برای تأمین زندگی خویش کوشش میکند تا خود را از ذلت درخواست کردن از مردم حفظ کند و به دیگران احتیاجی نداشته باشد و از مردم بینیاز باشد با این عمل در راه خدا گام برمیدارد یعنی این هم کار الهی هست.@ کار، تلاش کارهایی که ما میکنیم در مسائل دنیاییمان اگر به این مقدار باشد که شخصیت ما آبروی ما نیازهای اساسی ما حفظ بشود اینها خودش جهاد در راه خداست و عبادت است و ثواب دارد پس دقت کنید وقتی میخواهیم راجع به آرزوها صحبت بکنیم ما نمیخواهیم آرزوهای گیاهی، جمادی و نباتی و حیوانی را بمیرانیم.@ اصلاً اسلام حذف طبیعت جزء برنامههایش نیست بلکه پرورش طبیعت و تربیت طبیعت جنبههای حیوانی مدنظر او هست ما فقط باید یاد بگیریم که جماد نیستیم گیاه نیستیم حیوان نیستیم فرشته هم نیستیم از همه اینها بالاتر هستیم کمال ویژه خودمان را پیدا بکنیم آرزوی اصلی خودمان را پیدا بکنیم.@ آن محبوب و معشوق اصلی دلمان را پیدا بکنیم اول جریان زندگیمان را براساس آن هدف برنامهریزی بکنیم بعد به سراغ کمالات جمادی و نباتی و حیوانی اگر رفتیم این عبادت میشود ارزش میشود شما سراغ ورزش هم که بروید یک ارزش میشود ثواب میشود یک عبادت هست.@ شما الان ببینید مقام معظم رهبری در فتوای خودشان ورزش را واجب میدانند مثل نماز خواندن ما هم همینطور نسبت به تمام برنامههایی که برای جوانان برای دانشجویان خودمان برای طلبههای خودمان مینویسیم من همیشه به همه آنها میگویم در برنامهها که ورزش مثل نماز واجب است باید انجام بشود.@ مثل نماز لازمه زندگی است لازمه سلامتی است یک عبادت هم هست اگر انسان حواسش باشد که این بدنش را برای چه چیزی میخواهد درس را برای چه چیزی میخواهد مدرک تحصیلی را برای چه چیزی میخواهد شغل را برای چه چیزی میخواهد تشکیل خانواده را برای چه چیزی میخواهد.@ زیرک باشد هوشیار و عاقل باشد که بداند باید از تمام این ابزار برای رفاقت و برقراری یک رابطه عاشقانه با خدا باید استفاده بکند همه این کارها میشود یک عبادت و یک ارزش، اما اگر ما به سراغ این کمالات رفتیم ولی اصل کاری را فراموش کردیم یعنی آن هدف اصلی را فراموش کردیم که ما انسان هستیم.@ فکر کردیم غایت من این هست که من در نهایت بشوم مثلاً یک آدم معروف و مشهور حالا یک ورزشکار یک بازیگر یک نویسنده یک تاجر یک آدم مشهور عمری هم در شهرت به سر بردم همه هم من را میشناختند میلیونها نفر هم آمدند از من امضا گرفتند بعد موقع مردن هیچی دست من را نمیگیرد.@ توضیح دادیم فرمول حرکت ما از دنیا به آخرت چه چیزی بود؟ رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست و ما جنینی هستیم که در رحم دنیا قرار داریم باید مثل یک جنین از تمام امکانات رحم استفاده کنیم برای حفظ سلامتیمان و حیاتمان در رحم یعنی در دنیا ولی اکثر جذب ما و کسب ما و انرژی و قدرت و عمر ما صرف آمادگی برای لحظه بسیار شیرین باشکوه و زیبای وفات، که ما از اینجا دیگر راحت میشویم.@ دیگر از محدودیتها، نه شنیدنها، غمها، غصهها، دردها، مریضیها، اضطرابها از همه چیز نجات پیدا میکنیم اگر کسی حواسش باشد یک لحظه بسیار باشکوه این چنینی سر راهش قرار دارد که به سراغش خواهد آمد خودش را برای لحظه باشکوه آماده میکند اما اگر خدای نکرده ما الان جنینهایی داریم حالا فرصت نیست اگر فرصت بود عکسهایش را میاوردیم اینجا عزیزان میدیدند بد نبود.@ حالا ما در دانشگاهها که تدریس داریم بحث روابط دنیا و آخرت را فیلمها و اسلایدهایش را نمایش میدهیم شما فرض بفرمایید یک بچهای پنج تا سر درآورده سر کمال هست اما زیادیش باعث دردسر میشود برای دنیا ما یک سر نیاز داریم چهار تا دست آورده چهار تا پا آورده وقت صرف کرده.@ یعنی وقتی که در رحم قرار بوده سلامت و نیازهای ضروری دنیا را تهیه بکند صرف چیزهایی کرده که زیادی است به دردش نمیخورد حالا وقتی با چهار تا دست میاید نمیتواند با مردم زندگی بکند با چهار تا پا بیاید نمیتواند زندگی بکند با دو تا سر روی هم، با دو تا صورت، یک صورت پشت یک صورت جلو این خیلی بد است ولی چشم نیاورده مثلاً میبینی چهارتا دست دارد اما چشم ندارد گوش ندارد این بد است.@ ما باید در حرکت جنینمان به سمت آخرت دقت بکنیم اگر بیش از حد نیازمان سراغ آرزوها رفتیم سراغ کمالات دنیایی رفتیم اینطور نیست هر کس بیشتر مصرف کرد بیشتر خوش گذراند به نفعش هست.@

یعنی شما وقتی که مصرف اضافه داری موقع تولد کم میاوری یکی بیفتد در پول درآوردن بیفتد در ثروت بیفتد در عیاشی و کیافیهای ثروتمندان، بعد بگوید دارندگی و برازندگی نه اینطور نیست شما اضافه که مصرف کردی اضافه خوردی اضافه پوشیدی اضافه گشتی اضافه لذت بردی اضافه تفریح رفتی اضافه مسافرت رفتی وقت همه محدود است موقعی که سوت پایان را میزنند تو اصلاً آمادگی تولد نداری.@ برای همین حضرت مسیح(ع) میفرماید رد شدن یک شتر از سوراخ سوزن راحتتر از رفتن یک ثروتمند به بهشت است چرا؟ چون او ثروتش گولش میزند این فکر میکند کمالات مادی کمالات جمادی مثل پول، ثروت، اشیاء زینتی، طلا، جواهرات، تجملات کمال او محسوب میشوند.@ چقدر هم تلاش میکند از عمری که با آن میتواند ابدیت را بخرد میاید این عمر را مفت میفروشد میاید یک مقدار سنگ و جواهرات و یک مقدار چیزهای کانی و معدنی تهیه میکند با آن هم پز میدهد به دیگران فخر میفروشد وقتی سوت پایان را میزنند آنجا چیز دیگری از ما میخواهند.@ شرائط زیستی ابدیت در نظام برزخی شرائطی است میلیاردها برابر قویتر و پیشرفتهتر از اینجا آنجا خیلی ابزار و وسائل نیاز هست که ما بتوانیم در آن فضایی که میلیاردها برابر بزرگتر از اینجاست زندگی بکنیم بعد میبینی اینطرف هیچی ندارد از او یک چیز دیگری میخواهند آن چیزهایی هم که این تهیه کرده همه را برای وراث گذاشته اینطوری بدرد نمیخورد.@ حضرت میفرماید که اگر تلاش او برای کمک به پدر مادر ضعیف و کودکان ناتوان خود باشد تا زندگی آنان را اداره کند و بینیازشان نماید باز هم در راه خدا قدم برمیدارد ولی اگر کار و کوشش و تلاش میکند تا مال بیشتری جمع کند و به وسیله آن نسبت به مردم فقیر و بیچیز و نیازمند مباهات و فخرفروشی نماید فکرش ناپاک و نیتش پلید است.@ حالا شما نگاه کنید چقدر ما آدمهایی داریم که از بچگی اینطوری تربیت میشوند پز دادن مباهات کردن با دیگران بزرگ شدن برای جلو زدن از دیگران، کار و تلاش و جمعآوری پول و ثروت برای اینکه از بقیه جلو بزنند.@ حضرت میفرماید اینطور آدمها آدمهایی هستند که فکر ناپاک و پلیدی دارند و راه شیطان ملعون را میپیمایند چون یکی از بزرگترین ابزارهای شیطان برای اینکه بتواند یک نفر را نگذارد به آرزوهای حقیقی و متناسب با شخصیتش برسد این است که به او پیشنهاد آرزوهای قلابی بکند آرزوهای دروغین بکند.@ پیشنهاد بدهیم ثروتمند بشو او هم بپذیرد من نمیگویم هر کس ثروتمند شد جهنمی است منظور این نیست خیلیها هستند ثروت دارند عرضه دارند از ثروتشان درست در جهت رسیدن به هدف خلقتشان استفاده بکنند بلد هستند چکار بکنند کم هم نیستند اینطور آدمها.@ ولی اگر انسان ظرفیتش را نداشته باشد این جزء آرزوهایش قرار بگیرد کار، درس، تحصیلات، شهرت همه اینها برای این هست که به آنجاها برسد یا خود همین شهرت میبینی که وقتش را تلف کرده جوانیش را فدا کرده صرف رسیدن به کمالی که لایق انسان نیست.@ پس اولین کار و مهمترین کاری که ما باید انجام بدهیم بحث مهندسی آرزوهاست یعنی دقیقاً باید قیمت آرزوها را بشناسیم وقتی که به ما پیشنهاد میدهند افراد دوستان رفقا حتی پدر مادر نادان، فامیلهای نادان، رادیو، تلویزیون، یک فیلم سینمایی یک داستانی که میخوانیم آدمهایی که میبینیم یک موقعی نوع زندگیشان نوع ارتباطی که با آنها داریم هی به ما دستور میدهد دائماً در ذهن ما شیطان هم که وجود دارد تولید فکر میکند میگوید مثل این بشو.@ وقتی به شما الگو میخواهد معرفی بکند در دل شما میخواهی تصمیم بگیری مثل چه کسی بشوی باید حواست باشد اول آن کسی را که تو انتخابش کردی برای اینکه مثل کسی بشوی اویی را که تو انتخابش کردی اول در این جدول بگذارش قیمتش را تعیین کن ببین آیا تو مثل این بشوی به نفعت هست یا به نفعت نیست اول این را معین کن.@ ما بعد از اینکه آرزوهایمان را ارزیابی کردیم خودمان را قیمت گذاشتیم که الان من بعد از بیست سال 25 سال 30 سال قیمتم چیست به کجا رسیدم در حرکت انسانی خودم در حرکت حقیقی خودم چقدر به تولد سالم نزدیک شدم.@ یکی از چیزهایی که میتواند کمک بکند که ما فریب شیطان را نخوریم در بحث آرزوها و ما دنبال آرزوهای باطل و دروغین نرویم این هست که دائماً به آرزوی اصلیمان فکر بکنیم که این بحث مستقلی دارد بعداً در موردش چند جلسهای باید صحبت بکنیم.@ دائم ما باید به آرزوی اصلیمان فکر بکنیم یعنی کسی که هدف اصلی مدنظرش هست دائماً به کمال مطلق جمال مطلق علم مطلق ثروت مطلق قدرت مطلق زیبایی مطلق مهربانی مطلق لذت مطلق خوشی مطلق آسایش مطلق که خداوند هست فکر میکند او هیچ وقت گول پیشنهادهای پست را نمیخورد.@ یعنی این وسط کسی نمیتواند سر او را کلاه بگذارد چون حواسش هست کجا میخواهد برود هدف را شناسایی کرده کاملاً با او در ارتباط هست آدرس غلط شیطان به او نمیتواند بدهد برای همین هم رسول خدا(ص) میفرماید(کُلُّ اَحَدٍ یَمُوتُ عَطشان اِلاّ ذاکِرَ الله) هر آدمی ناکام میمیرد.@ یعنی به کام اصلی خودشان به کام دلشان نمیرسند مگر یک گروه کسانی که از اول یاد معشوقشان بودند با معشوقشان پیوند برقرار کردند اینطور آدمها هم زندگیشان شاد و آرام هست هم موقع رفتن موقعی که میخواهند از اینجا بروند آرام میروند و درست هم به هدف خودشان میرسند.@ بنابراین ما نمیخواهیم بگوییم باید ما یا آخرت را انتخاب بکنیم یا دنیا را، گفتیم کار غلطی هست قرآن به ما میگوید حواست به هدف اصلیت باشد(وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا) نصیب و بهرهات را هم از دنیا فراموش نکن.@ اما این زیرکی نیست که تو فکر بکنی هر چقدر اینجا از بقیه جلو بزنی بهرهبرداری بیشتری بکنی واقعاً قیمتت بالا میرود نه در کمالات انسانی در عاشق شدن در برقراری رابطه با خدا در رفاقت با خدا هر چقدر جلو بزنی بله آدمتر هستی موفقتر هستی در غیر این صورت در هر کمالی که جلو بزنی معلوم نیست واقعاً جلو باشی.@ باید اول اشتباهاتمان را اصلاح بکنی درست فکر بکنیم به خودمان و قیمت خودمان اگر کسی خودش را زن دید مرد دید این را توضیح دادیم که ما زن نیستیم مرد هم نیستیم زن بودن و مرد بودن ما جنبه حیوانی ماست حقیقت ما غیر از جنبه جنسی ماست من یاد گرفتم که زن نیستم مرد نیستم.@ پس اگر تمام وقت و عمر و جوانیم را صرف تحصیل کمالات زنانه یا تحصیل کمالات مردانه کردم فقط حیوانیت را قدرتمند کردم یک سلسله کمالات قدرتمند حیوانی تحصیل کردم ولی انسانیت نیست انسان نه زن هست و نه مرد، قبلاً هم در این باره توضیح زیادی در آغاز بحث انسانشناسی دادیم.@ سومین کاری که ما میتوانیم بکنیم در بحث حمله از جلو یعنی دقت بکنیم آرزوها ما را فریب ندهد و شیطان توسط آرزوها به قلب ما مسلط نشود که وقت و عمر و جوانی ما را صرف سراب بکند این هست که به ریاضیات آرزوها توجه بکنیم و آرزوهایی را که در شأن خودمان نیست را همیشه کوچک ببینیم خودمان را بزرگتر از آنها ببینیم.@ یک کسی که یک ماشین شیک از جلویش رد میشود یک دفعه دلش را میبرد و چشمش را میبرد این خودش را تحقیر کرده یعنی آن شخص کسی که این ماشین را سوار شده از جلوی شما رد شد اگر دلت را برد توانسته تو را تحقیرت بکند.@ اگر رفتی در خیابان یک نفر توانست با چیدن چهار تا سنگ معدنی روی همدیگر یک مقدار آجر و یک مقدار فلز و یک مقدار پرده و پارچه دل تو را ببرد پس خیلی کم ارزش هستی که توانستی اینقدر راحت خودت را بفروشی.@

اگر خدا دل آدم را ببرد خیلی خوب است اگر امام زمان دل آدم را ببرد این برد کرده خیلی دل قیمتی هم میخواهد که خدا ببردش امام زمان ببردش اگر کسی امام زمان دلش را برده باشد خدا دلش را برده باشد این هیچ چیز بیرونی نمیتواند تحقیرش بکند و اذیتش بکند.@ از کنار هر کس رد میشود هر کس را میبیند هر چیزی را میبیند اصلاً تحقیر نمیشود نهایت آرامش را دارد چون خودش را به بالاترین قیمت فروخته بقیه چیزهایی که پایینتر هستند دل آدم را نمیبرند ما زمانی دلمان میرود مال چیزهای پست که خودمان را مفت فروخته باشیم.@ وقتی خودمان را مفت فروختیم با هر چیزی دل ما بالا و پایین میشود یکسره در اضطراب است این را میبیند میخواهد آن را میبیند میخواهد هر نوع هوس پستی سراغش میاید و هر لحظه آرزوی یک چیزی میکند دیگر این شخصیت روی آرامش میبیند این شخصیت روی سعادت میبیند.@ هر چقدر هم داراتر میشود چون اساساً گداست روحش پست شده تحقیر شده هر چقدر هم به آرزوهایش میرسد فشار عصبیش بیشتر است چون همیشه به چیزهای محدودی فکر میکند که آنها را ندارد و چون اصلاً دچار خودفراموشی شده یادش رفته که کیست.@ و همیشه قیمت خودش را ارزش خودش را شخصیت خودش را در آرزوهای پست دیده این هیچ وقت دیگر به نشاط و آرامش نمیرسد این هر لحظه به او یک پیشنهاد میشود در ذهنش یک پیشنهاد میافتد این دیگر چه موقع میتواند آرام باشد چه موقع میتواند سعادتمند باشد چه موقع میتواند از چیزهایی که دارد لذت ببرد.@ حتی از چیزهایی هم که دارد لذت نمیبرد از آن چیزهایی که میشود واقعاً از آن لذت برد اما این نمیتواند لذت ببرد چرا؟ چون همهاش چیز بالاتری را میخواهد چیز دیگری را میخواهد مختلف متنوع، اما اگر خودش را شناخت قیمت خودش را شناخت قیمت دلش را شناخت معشوقش را شناخت و با معشوقش ارتباط برقرار کرد پیوند برقرار کرد اصلاً مجذوب آرزوهای باطل نمیشود.@ اگر به پول فکر میکند به تحصیلات فکر میکند به کار فکر میکند به رشد اقتصادی فکر میکند همه برای این هست که به معشوق خودش سریعتر برسد اصلاً شخصیتش له نمیشود خورد نمیشود اینطور نیست که اگر پسر خوبی بود دختر خوبی بود در خانهشان، پایش باز شد دانشگاه یک دفعه دچار مسخ شخصیتی بشود شخصیتش را ببازد.@ در محیط دانشگاه له بشود دائماً در معرض باشد این و آن را ببیند و شخصیتش له بشود داراییهای این و آن را جذابیتهای این و آن را ببیند له بشود نه چون حواسش هست.@

یعنی قشنگیهای دیگران فریبش نمیدهد چشمکهایی که از اطراف به او میخورد اصلاً دلش را نمیبرد چون خودش را به بالاترین قیمت فروخته به معشوق اصلیش خیالش هم راحت است پیوندش را برقرار کرده او را که میخواسته پیدا کرده دیگر هوسبازی هم ندارد دنبال کس دیگر یا چیز دیگری هم نیست.@ کار شیطان پیشنهاد دادن هست چشمک زدن هست گذاشتن آرزوهای جمادی گیاهی و حیوانی سر راه انسان هست و هی اینها را بزرگ میکند جذابشان میکند و هی به آدم چشمک میزنند تا ببینند آیا تو واقعاً عاشق خدا هستی یا نه واقعاً میخواهی به عالیترین درجات انسانی برسی یا نه.@ یک کسی که با پیدا کردن یک شغل با خدا قهر میکند نمازش را کنار میگذارد یک کسی که با پیدا کردن یک شغل یا یک ازدواج حاضر است حیایش را حجابش را روابط صحیح زن و مرد را فدا بکند این خودش را خیلی دست کم گرفته.@ اما خیلیها هستند اینقدر ضعیف هستند چون خودشان را نمیشناسند این تا یک پیشنهاد به او میدهند اول خیلی خوب است یک رابطه گرم صمیمی خوب با خدا، مشغول درس، یک شغل به او پیشنهاد میدهند در یک شرکتی که اسمش شرکت است ولی باطنش جهنم است وقتی میرود در آن شرکت یا سازمان عضو میشود اولین کاری که میکند رابطهاش را با خدا قطع میکند.@ نماز را کنار میگذارد بعد یواش یواش حجاب را کنار میگذارد حیا را کنار میگذارد اصلاً با خدا قهر میکند یواش یواش قیمتهای دنیایی سراغش میاید یعنی آرزوهایی که شیطان برایش چیده سراغش میاید(إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً) ما همه چیز را چشمکزن آفریدیم تا ببینیم کدام یک از شما بهتر عمل میکنید.@ اگر قرار باشد چشمکی نباشد شیطان و وسوسهای نباشد قیمت آدمها هم روشن نمیشود ارزش آدمها روشن نمیشود آدم خوب از بد شناخته نمیشود شیطان اصلاً نقشش همین هست که بیاید ما را تعلیم بدهد بیاید ما را ورزش بدهد و تمرین بدهد از او ارائه پیشنهادهای خلاف و باطل و کم ارزش و از ما نپذیرفتن اگر اینطوری شد ما قوی میشویم.@ اما اگر در معرض پیشنهادی مختلف قرار نگیریم فقط یک پیشنهاد همیشه باشد که دیگر اصلاً رشد حاصل نخواهد شد باید پیشنهادهای مختلف به ما بشود در مورد آرزوها بحث کردیم گفتیم که آرزوها پایانپذیر نیستند.@ یک فرمایشی هست از امام صادق(ع) میفرماید که(طُوبی لِمَن لَم تُلهِهِ الاَمانیُّ الکاذِبَه) امام صادق میگوید خوش به حال کسی که یعنی شما یک موقعی در یک لحظهای به محضر امام صادق(ع) برسی به او بگویی آقا من چه موقع خوش به حالم میشود؟ میفرماید خوش به حال کسی که آرزوهای دروغین حواسش را پرت نکند(لَم تُلهِهِ) او را به بازی نگیرد غافلش نکند.@ برای همین اگر کسی واقعاً آرامش میخواهد سلامت جسم سلامت روح شادی مستمر نشاط مستمر را میخواهد قبل از اینکه وارد ارتباطات کلان اجتماعی بشود اول آرزوهایش را تنظیم بکند که دچار حمله از جلو نشود.@ بگوید من کیستم میخواهم چکاره بشوم اگر پزشک میخواهم بشوم اگر مهندس میخواهم کارشناس دیگری میخواهم بشوم کارگر میخواهم بشوم صنعتگر میخواهم بشوم هنرمند میخواهم بشوم چطوری باید از این شغل خودم استفاده بکنم که آدمیتم دچار خدشه نشود.@ فرمایش بعدی از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید(اَلاَمانیُّ تُعمی عُیُونَ البَصائِر) آرزوها چشم را کور میکند پیامبر هم دارد(حُبُّکَ لِشَیءٍ یُعمی وَ یُصِم) انسان وقتی عاشق میشود کور و کر میشود مواظب باشیم قبل از اینکه قیمتمان دستمان بیاید و تصمیمات اساسی را نگرفتیم اگر آرزوهای دیگر بیاید به ما پیشنهاد بشود ما گول خورده باشیم میدانید چه اتفاقی میافتد؟ معنایش این هست هم دنیای مضطرب و ناآرامی داریم هم آخرت ناآرامی خواهیم داشت.@ یک مقدار فکر بکنیم ببینیم آیا ما کور شدیم یا نه چیزی ما را کور کرده یا نکرده فرمایش بعدی(اَلعَمَلُ سُلطانُ الشَیاطین عَلی قُلُوبِ الغافِلین) هیچ مکتبی به اندازه مکتب اهل بیت قواعد دقیق روانشناسی ندارد اینها چیزهایی هست که دهها سال و صدها سال بعد باید روی آن کار بشود چقدر دقیق است.@ شما در هیچ مکتب مدرن در مکاتب روانشناسی بحثی از مهندسی آرزوها ندارید این معصوم است که اول میاید برای اینکه ما درست تربیت بشویم به ما یاد میدهد که چطوری آرزو بکنیم و چه چیزهایی آرزو بکنیم و آرزوهای متناسب ما باید چه چیزهایی باشند آرزوهای متضاد نداشته باشیم آرزوهای دروغین هم نداشته باشیم آرزوهای فریبدهنده هم نداشته باشیم.@ میفرماید که آرزو سلطان شیاطین بر دلهای غافلین هست، غافل یعنی چه کسی؟ کسی که خودش را نمیشناسد قیمت خودش را نمیشناسد هدف خلقتش را نمیداند معشوقش را نمیشناسد این غافل میشود فکر میکند یک حیوان است فکر میکند یک زن است یک مرد است در این دنیا همه آرزوی این این هست که به همه آرزوهای زنانه یا آرزوهای مردانه خودش برسد.@ خیلی ما را بد تربیت کردند خیلی به ما قیمتهای اشتباه دادند و آدرسهای غلط دادند به ما میگویند که آرزویت چیست به یک جوان میگوید من همه آرزویم این هست که یک ازدواج موفق بکنم یک تحصیلات خوب داشته باشم یک شغل خوب داشته باشم یک خانه آنچنانی، بچههایم را بزرگ بکنم این که حیوانات هم دارند انجام میدهند این آرزوی یک انسان نیست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@