اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. بحثمان در دشمنشناسی به اینجا رسید که ما چهار حمله را از طرف شیطان با آن مواجه هستیم حمله از جلو عقب راست و چپ و حمله از جلو که همان آینده بود حمله در فکر ما و اندیشه ما نسبت به آینده، آینده را توضیح دادیم که ما دو آینده داریم آینده قطعی که از وفات ما شروع میشود تا ابدیت و یکی هم آینده مشکوک هست که عمر دنیایی ماست. بعد عرض کردیم که شیطان کارش این هست که هم آینده قطعی را از ما بگیرد و هم آینده مشکوک را و آنهایی که تحت مجموعه ولایتی شیطان قرار دارند نه دنیای خوبی دارند و نه آخرت خوبی ولی کسانی که در مجموعه ولایتی الله قرار دارند و تحت ولایت خدا حرکت میکنند هم دنیای خوبی خواهند داشت و هم آخرت خوبی. پیامها را تقریباً به صورت کلی معرفی کردیم پیامهایی که از طرف خدا و فرشتهها داده میشود یعنی فکرهایی که از طرف خدا و فرشتهها تولید میشود در ما علائمش امید، شادی، آرامش، اطمینان هست و پیامهایی که از طرف شیطان تولید میشود ناامیدی، اضطراب، ترس، بدبینی هست. که جلسه گذشته مقداری از کارهایی را که شیطان درباره آینده به ما تحمیل میکند تا بتواند ما را غمگین و ناامید بکند و بترساند را توضیح دادیم بعد توضیح دادیم که دو تا اسلحه مهم شیطان دارد که میتواند علیه ما استفاده بکند البته سلاحهای مختلفی دارد که دانه دانه در طول بحث معرفی میشود ولی دو تا از مهمترینشان یکی غم هست و یکی ترس که در قرآن کریم هر دو را توضیح داده وسوسه میکند نجوا میکند تا غمگین بکند. چون غم هم آینده قطعی را از ما میگیرد هم آینده مشکوک را و عمر دنیا را از ما میگیرد نه میگذارد در دنیا لذت ببریم و نه میگذارد به آخرت مقرون به خوشبختی برسیم ترس هم همینطور از سلاحهای مهم شیطان ترس هست. در حمله از جلو شیطان دائماً نسبت به آینده در ما دلهره و غم و ترس ایجاد میکند نسبت به کارها و فعالیتهای مثبتی که میخواهیم بکنیم چه فعالیتهای مثبتی که برای دنیای خودمان میخواهیم انجام بدهیم و چه فعالیتهای مثبتی که برای آخرت خودمان میخواهیم انجام بدهیم. در هر دو نسبت به ما ترس و بدبینی ایجاد میکند که ما دست روی دست بگذاریم و تصمیمات خوب و قشنگ را برای آینده دنیاییمان و برای آینده آخرتیمان نگیریم برای همین بحث ترس را مطرح کردیم و این توضیح را هم دادیم که خاصیت ترس این هست که(یُعَظِّمُ عَلَیکَ ما لَیسَ بِعَظیمٍ) آن چیزی که واقعاً بزرگ و وحشتناک نیست برای شما بزرگ و وحشتناک جلوه میدهد. یا اگر سختی و خطری دارد این سختی و خطر را در ذهن و دل انسان بسیار زیاد میکند طوری که شخص بترسد یا اقدام به این کار نکند یا در اثر ترسی که دارد از شدت بزرگی آن کار و خطر آن کار اشتباهاتش زیادتر بشود و در نهایت با همین اشتباهات و آلوده شدن به انحرافات دیگر کار را خراب میکند. یکی از مواردی که گفتیم شیطان ترس در ما ایجاد میکند برایتان مثال زدیم و امروز هم یک مقدار مبسوطتر در موردش بحث میکنیم کلاً کارهای خیری هست که هم برای دنیای ما مفید است و هم برای آخرت، هر کار قشنگ و هر کار زیبایی که شما بخواهید انجام بدهید شیطان در آن تصرف میکند یعنی تولید فکر میکند که تو به سمت آن زیبایی و قشنگی نروی یا اگر میروی به نحوی خرابش میکند. فرمول کلیش از امام باقر(ع) بود که خدمتتان در آخرین لحظات جلسه گذشته عرض کردیم(مَن هَمَّ بِشَیءٍ مِنَ الخَیر فَلیُعَجِلهُ) هر کس همت میکند تصمیم میگیرد کار خوبی را انجام بدهد هر کار خوبی را عجله بکند در اینجا عجله عیبی ندارد(فَاِنَّ کُلَّ شَیءٍ فیهِ تَأخیر فَاِنَّ لِلشَیطانِ فیهِ نَذِرَه) اگر کار خوب و قشنگی را انسان قرار است انجام بدهد در آن تأخیر بکند معطلی بکند امروز و فردا بکند شیطان مهلت پیدا میکند تا ما را از آن کار منصرف بکند و یا خراب بکند. مثالی را که برای شما زدیم بحث ازدواج بود که ازدواج یک کار بسیار خوبی است که آثار و خیرات و برکات دنیوی و اخروی خیلی زیادی برای انسان دارد و هیچ کدام از کارهای دنیایی انسان به اندازه ازدواج کامل نیست یعنی مجموعه خیرات را در بر ندارد ممکن است انسان یک کار خیر دو تا سه تا ده تا کار خیر انجام بدهد هر کدام یک بُعدی از خیرات و برکات و آثار مثبت را داشته باشند. اما ازدواج تمام مراحل سیر و سلوکی را که انسان باید طی بکند به طور کامل در خودش دارد یعنی عواملی دارد صحنههایی دارد برای انسان که انسان را واقعاً میسازد اگر انسان بلد باشد عُرضه داشته باشد مهارتهایش را یاد گرفته باشد که بتواند از این مهارتها چگونه باید استفاده بکند و بالا برود. شیطان در این کار تأخیر میاندازد و این را یک امر بسیار بزرگ یا منفور جلوه میدهد اساساً این یادتان باشد به صورت یک فرمول کلی هر کار قشنگی را شیطان از آن بدش میاید هر کار خوبی و مفیدی را او بدش میاید از حلالها متنفر است. کاری میکند که انسان به سمت حلال نرود و در نقطه مقابل کارهای حرام و مخرب را به انسان پیشنهاد میکند یعنی در ذهن و دل انسانها وسوسه میکند کارهای خوب قشنگ سازنده مثبت را منفور جلوه میدهد اما حرامش را به انسان توصیه میکند و تشویق میکند. مثلاً به جای ازدواج که یک امر حلال هست روابط مشروع بین دختر و پسر با انواع مختلفش میاید روابط نامشروع و آزاد را پیشنهاد میدهد که در این روابط مفاسد و خطرات و انحرافات و غمها و غصهها و ترسها و دلشورهها و خون دلهای زیادی را به طرفین تحمیل میکند و آثارش هم فردی نیست. یعنی اینطور نیست که اگر یک دختر و پسر رابطه نامشروع و آزاد برقرار کردند این همه گرفتاریهایی که عرض کردم فقط به خودشان برسد بلکه به نسلشان به خانوادههایشان و به اجتماع هم این مفاسد منتقل میشود. در نقطه مقابلش ازدواج هست ازدواج خیرات و برکات زیادی دارد که شیطان از آن اصلاً خوشش نمیاید و ترس زیادی را از جنبههای مختلف به جوانان تحمیل میکند تا به سمت یک همچین کاری نروند مسلم هست جوانان تنبل تنپرور راحتطلب بیحوصله یا آنهایی که از نظر ایمانی در حزب خدا نیستند مؤمن نیستند از نظر ایمانی ضعیف هستند آنها را میتواند شکار بکند و به آنها میتواند تحمیل بکند که ازدواج را یا اصلاً انجام ندهند و یا خیلی خیلی دیر به این کار اقدام بکنند. نبی اکرم(ص) میفرماید(تَزَوَّج وَ الاّ فَاَنتَ مِن اِخوانِ الشَیاطین) ازدواج کن و الا از برادران شیاطین هستی یعنی اساساً دوری از او این راه را به این سمت باز میکند نمیگوییم در همه موارد در اکثر قریب به اتفاق موارد وقتی که انسان خودداری میکند از این کار، میرود به سمت اینکه از حزب خدا خارج بشود به سمت حزب شیطان میرود عضو حزب شیطان در میاید. باز در فرمایش دیگری میفرماید(شَرارُکُم عُزابُکُم وَ العُزابُ اِخوانُ الشَیاطین) بدترین شما مجردها هستند و مجردها برادران شیاطین هستند یکی از ترسهایی که شیطان در رابطه با ازدواج ایجاد میکند ترس مالی هست مسائل اقتصادی که ما الان این مشکل را در کشور خودمان داریم. از طرفی شیاطین دست به کار شدند دشمن دست به کار شده با تهاجم فرهنگی که کرده با شبیخون فرهنگی که کرده و با تعبیر زیبایی که مقام معظم رهبری داشت این اواخر با ناتوی فرهنگی تلاش میکند که جوانان ما به بلوغ زودرس برسند و بلوغ جنسیشان با ماهواره با اینترنت با حتی تلفنهای همراه و چیزهای دیگر بتوانند کاری بکنند که اینها فعالیت جنسیشان تسریع پیدا بکند یعنی زود به بلوغ جنسی برسند. از طرفی هم شرائط طوری هست که بین بلوغ جنسی تا بلوغ اقتصادی برای ازدواج حدوداً ده سال بلکه بیشتر گاهی وقتها تا پانزده سال فاصله است و در این فاصله انواع پیشنهادهای حرام و آلوده را شیطان به انسان میدهد. آنچه که الان دارم عرض میکنم مخاطبم صرفاً جوانان نیستند بلکه از طرفی خود جوانان باید این یقین را داشته باشند که خداوند تبارک و تعالی در این امر خیر آنها را تنها نمیگذارد حتماً پشتیبانی میکند از آنها و کمکشان میکند ولی بیشتر خانوادهها و مسئولین هم در این مسئله سهیم هستند. قرآن میفرماید(وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ) جوانان خودتان را عزبهای خودتان را(أَنْكِحُوا) شما شرائط ازدواج را برایشان فراهم بکنید یعنی خانوادهها جزء وظائفشان باید باشد بدانند پدر مادر بخصوص در قرآن و روایات هم آمده که موظف هستند شرائط ازدواج فرزندشان را فراهم بکنند. همانطور که سعی میکنند برای یک دختر جهیزیه تهیه بکنند برای یک پسر هم باید مقدمات اقتصادی ازدواج را فراهم بکنند و مهمتر از مقدمات اقتصادی مقدمات غیر اقتصادی هست که حالا راجع به این هم توضیح خواهم داد. خیلی از افراد میترسند اول از این خود جوانان ترس دارند از این امر به خاطر مسائل وهمی که هست بخصوص مسائل اقتصادی و سختگیریهای اقتصادی که برای خودشان در امر ازدواج در نظر میگیرند هم دخترها این اشتباه را میکنند و خانوادههای دختر که سختگیری میکنند در مسائل اقتصادی ازدواج و هم خود پسرها و خانوادههای پسرها این تکلف را دارند و این باعث میشود که جوانان کمتر این فکر به سراغشان بیاید و رغبت به ازدواج داشته باشند. یعنی یک جوانی الان مثلاً دوران دبیرستانش را طی کرده الان شده 19 ـ 20 سالش بگوید من میخواهم ازدواج بکنم خیلیها بیفتند به جانش که چه خبر است از برادر بزرگتر خجالت بکش او الان 30 سالش هست چیزی نگفته 60 سالش هست چیزی نگفته بعد هم به او میگویند که تو نه تکلیف درست معلوم هست نه تکلیف سربازیت معلوم است نه تکلیف شغلت معلوم است میخواهی چکار بکنی. که اینها را ما در دورهای که داشتیم دوره میثاق مقدس مقداریش را هم خیلی سال پیش از تلویزیون پخش شده از شبکه سه توضیح دادیم اینها را که هیچ کدام از اینها یعنی مشکل سربازی یا مثلا مسئله کار دلیل این نیست که ما برای ازدواج جوانانمان اقدام نکنیم که حالا در این باره توضیح بیشتری میدهم. قرآن میفرماید(إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) اگر فقیر باشید شما اقدام بکنید برای این کار و خداوند از فضل خودش دارد وعده میدهد دروغ که نمیگوید خداوند تبارک و تعالی، علت این ترس ما بیایمانی ماست اینکه شیطان میتواند ما را وسوسه بکند خانوادهها را وسوسه بکند جوانان را وسوسه بکند اینکه ما به قدرتی مافوق آن چیزی که در جیبمان هست اعتقاد نداریم میگوییم من هستم و جیبم. با اینکه میلیونها بار تجربه شده شما الان بروید به اکثر کسانی که الان خانواده تشکیل دادند و صاحبخانه شدند برای خودشان، اتومبیل دارند به آنها بگویید شما موقعی که ازدواج کردید چه چیزی داشتید اگر اکثر قریب به اتفاقشان نگفتند ما قرض کردیم رفتیم ازدواج کردیم با قرض شروع کردیم و الان به اینجا رسیدیم. چطور خدا آن موقع شما را تنها نگذاشت امتحان هم کردید و دیدید نه یک مورد ده مورد صد هزار مورد، این را که خودتان دیدید چطور الان این اعتقادتان را در مورد فرزندانتان و جوانهایتان از دست دادید او که روزیرسان شماست خداوند تبارک و تعالی میگوید اگر فقیر هم باشید من کمکتان میکنم. این نص قرآن است(إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) اصلاً ازدواج خودش ذاتاً برکتزا است یک چیزی داریم به نام کار، آدم میرود یک جا مشغول میشود کار میکند و پول به دست میاورد هر کاری کار مثبت، کار حرام نه، در این کنار این کار مثبت چیزهای دیگری هم هستند که امروز انشاالله در این جلسه و جلسات آینده به آن میپردازیم آنها هم منشأ اقتصادی دارد یعنی برای ما رشد اقتصادی میاورد برای ما تولید پول میکند. صرفاً کار که نیست یکیش کار است وظیفه واجب عقلی است که همه باید داشته باشند انجام بدهند کار بکنند اما غیر از این چیزهای دیگری هم هست که پولساز هست برای ما و کمک میکند به ما، یکی خود نفس ازدواج است. جوانی آمد خدمت رسول خدا عرض کرد که من وضع مالیم خوب نیست فقیر هستم چه بکنم حضرت فرمود برو ازدواج بکن این برایش سخت بود هضم این کلام، بار دوم و بار سوم مراجعه کرد حضرت همین را فرمود این یک طرف. طرف دیگر یک کسی آمد گفت آقا من ازدواج نکردم حضرت فرمود تو ازدواج کردی او نیامده بود بگوید من زن ندارم حضرت به او گفت برو زن بگیر او مشکلش زندار بودن یا نبودن نبود مشکلش مشکل اقتصادی بود میگفت من وضع مالیم میخواهم خوب بشود حضرت فرمود برو ازدواج بکن اگر میخواهی خوب بشوی یکی از چیزهایی که میتواند رشد اقتصادی برای شما بیاورد خود ازدواج است ما نگاهمان را باید درست بکنیم. (اَلبَرَکَتُ مَعَ النِساء) در اینجا میفرماید برکت با خانمها و بچههاست اصلاً نفس آمدن زن در زندگی نفس آمدن بچه در زندگی خودش برکتزا است خودش رشد اقتصادی میاورد خودش برکت میاورد چون جمع تشکیل میشود نگاه کریمانه خداوند به جمع بیشتر هست آن هم جمعی که در آن خانم باشد و بچه باشد این را خداوند خیلی برکت میدهد اصلاً خداوند به برکت زنها و بچهها به مردها برکت میدهد و رشد اقتصادی میدهد. شما ببینید در تمام دنیا پول ثروت رفاه در اختیار کسانی هست که خانواده دارند مجردها خیلی کم از ثروت و آرامش و برکت اقتصادی بهرهمند هستند نفر دوم مشکلش ازدواج بود پیامبر فرمود ازدواج کردی؟ عرض کرد نه من وضع مالی خوبی ندارم میخواهم ازدواج بکنم مشکل مالی دارم. خیلی حرف است این را دقت بکنید اینها شوخی نیست مسخره نیست نماینده خدا فرستاده خدا دارد به ما گزارش میدهد دارد حرف میزند میگوید اینها مؤثر است فرمود تو مگر سوره توحید را نداری تو مگر قل هو الله را نداری؟ گفت چرا، فرمود تو مگر انا انزلناه نداری؟ گفت چرا، فرمود تو مگر سوره قل یا ایها الکافرون نداری؟ عرض کرد چرا، پس چرا میترسی. جالب اینجاست که در روایت آخرش دارد تزوج تزوج تزوج سه بار حضرت تأکید میکند که برو ازدواج کن خود این اقدام تا میترسی و شیطان شما را میترساند خانوادهها را میترساند بزرگان را میترساند باعث میشود که هم فساد زیاد بشود در فرد و اجتماع هم که رشد اقتصادی نیاید. اما اگر گفتی الهی به امید تو خدایا تو در قرآن وعده کردی ما داریم عمل میکنیم از ما حرکت از تو برکت، اقدام بکنیم ببینیم چقدر فراهم میشود چند چیز را خداوند تضمین کرده یکی خرید مسکن هست که شما تا شجاعت اقدام برای خرید مسکن را پیدا نکنید یعنی بزنید در دل اینکه من باید خانه بخرم. نه اینکه یک موقعی شجاعت مثلاً یک کسی بگوید یک آپارتمان 60 متری 70 متری 100 متری 150 متری کافیش هست بگوید که خود خدا گفته من بروم یک خانه 500 متری بخرم نه این حماقت است له کردن خودمان است نه در شأن خودمان میگوییم هر کس در شأن خودش اقدام بکنید خداوند کمک میکند. یکی در حج هست اقدام برای حج یکی هم در ازدواج هست که به طور معجزهآسایی خداوند تبارک و تعالی مشکلات مالی را حل میکند اگر قرار باشد یک برنامه تلویزیونی بسازند افراد بیایند تجربههای شخصی خودشان را در این سه امر بگویند دهها سال برنامه تلویزیونی ادامه پیدا خواهد کرد که چطوری خدا کمک کرده این لطف خدا. پس یک تضمینی ما این طرف داریم مسئله مهم این هست که مقوله زن نداشتن شوهر نداشتن آزار و اذیتش و فشاری که به انسان میاورد از این جهت که انسان برود به سمت آلودگیهای دیگر، بیشترش بزرگ کردن قضیه است و توهماتی هست که شیطان ایجاد میکند یعنی وقتی که انسان آرامش دارد که همسر دارد شاید خیلی نیازی به ارضاء خودش هم نداشته باشد. یعنی این آرامش فکر از این جهت که من همسر دارم خودش خیلی به انسان کمک میکند خانوادهها باید کمک کنند آقا پشتیبانی کنید از بچهها عقد نگه دارید حتی شده نامزدی بکنند چند وقت نامزدی عقد طول بکشد تا انشاالله این درس تمام بشود تا انشاالله یک شغل نیمه کارهای پیدا بکند تا انشاالله درسش تمام بشود سربازی را بتواند بگذراند خیلی وقتها خدا کمک میکند. دولت هم برای کسانی که ازدواج میکند چه سربازشان چه دانشجویشان و مراکز خیریه غیر دولتی هم امکانات زیادی گذاشتند کمک میکنند و اینکه بهانه نیست که من درس دارم میخوانم درسم تمام نشده سربازم سربازیم تمام نشده چه کسی گفته که حالا حتماً سربازی باید تمام بشود درس باید حتماً تمام بشود. درس تمامی هم ندارد میگوید کارشناسی بخوانم بعد کارشناسی ارشد هم بخوانم بعد دکترایم را هم بگیرم انسان فتیله این کارها را یک مقدار پایین بکشد با یک کیفیت کمتری ولی اقدام بکند خیرات و برکاتش خیلی بیشتر هست این حرف هم حرف غلطی است که ما اگر ازدواج بکنیم به درسمان نمیرسیم حواسپرتیها وقت تلف کردنهای یک مجرد خیلی بیشتر از یک متأهل هست. یک متأهل اگر وقتی هم میگذارد برای زن و زندگی در عبادت میگذارد همهاش برایش عبادت است همه تمرکز است من صدها دانشجو صدها طلبه را میشناسم از شاگردان خودم از کسانی که با آنها زندگی کردم میدانم اینها بیشترین رشد علمیشان بیشترین رشد تحصیلیشان کسان دیگری را میشناسم از غیر طلبه و دانشجو رشد اقتصادیشان بعد از ازدواج بوده. اصلاً ازدواج تمرکز میاورد آرامش میاورد انسان میتواند وقتش را بگذارد بچه مجرد فردا هر پیشنهادی به او بدهند وقتش را تلف میکند بلند بشویم امروز برویم باشگاه، امروز برویم استودیو، امروز این فیلم را میخواهند نشان بدهند برویم امشب بیرون بگردیم خیلی وقت تلف کردنهای زیادی دارد سازماندهی هم نیست انرژی زیادی از یک جوان گرفته میشود. آنطوری نه آنطوری منظم میشود آنطوری سر خط میاید اگر غیر از درسش میخواهد وقت بگذارد هر کاری میگذارد برای عبادت هست هر کاری میکند جهاد فی سبیل الله هست یک کار ارزشی هست عمر تلف نمیشود در این کار ما باید یک مقدار به ایمانهای خودمان تردید بکنیم و این فکرمان را عوض بکنیم در این قضیه، نگذاریم ما الان وضعیت خوبی در کشورمان نداریم. سن ازدواج ما در این سالهای اخیر به شدت افزایش پیدا کرده آماری که سال گذشته اعلام کردند من در یکی از مراکز آماری در یک گزارش میخواندم 29 و سال و 7 ماه برای پسرها 27 سال و 9 ماه برای دخترها، از آن طرف هم میگویند سن زایمان 35 سال هست خیلی این کار غلط است. هیچ چیز ارزشی در نظام زندگی ما وجود ندارد که به واسطه آن بخواهیم ازدواج را تأخیر بیندازیم، تحصیل نه، اگر قرار است تحصیل بشود با ازدواج خیلی بهتر انجام میشود کار و رشد در هر زمینهای شما بگویید بعد از ازدواج به نص قرآن به تصریح فرمایش معصومین(ع) و به تجربه که میلیونها نفر انجام دادند بهتر انجام میشود. من چند تا روایت بخوانم(اِتَّخِذُوا الاَهل فَاِنَّهُ اَرزَقُ لَکُم) از نبی اکرم(ص) خانواده تشکیل بدهید روزیتان را بیشتر میرساند حالا یک موقع هست ما یک مشکل در اعتقادمان هست در ایمان هست به این حرفها، این یک بحث دیگر است ولی اگر بخواهیم از کسی که ریاضیات عالم در مشتش هست از عالم اله بگیرید تا ناسوت در دستش هست. همه فرمولهای ریاضی عالم در دستش هست او دارد به ما میگوید من دارم به شما خبر میدهم ازدواج رشد اقتصادی میاورد خیر و برکت برای شما میاورد بعدی را نگاه کنید باز از حضرت هست(زَوِّجُ اَیامَکُم فَاِنَّ الله یُحسِنُ لَهُم فی اَخلاقِهِم وَ یُوَسِعُ لَهُم فی اَرزاقِهِم وَ یَزیدُهُم فی مُرُواتِهِم). حالا خواهش میکنم به این روایت کامل دقت کنید تا ببینیم چرا شیطان واقعاً از این کار میترسد آیا شیطان فقط میخواهد ما گناه بکنیم با ازدواج نکردن، اصلاً بحث این نیست خیلیها هستند که ازدواج نمیکنند و به گناه آلوده هم نمیشوند. اما مسئله ازدواج نکردن فقط آلودگی نیست بحث این هست که ازدواج یک مکتب کامل انسانسازی هست که کسی که مگر حتماً آدم باید نیاز جنسی داشته باشد که به سمت ازدواج برود نه خود ازدواج یک میدانی از مجموعهای از فضائل اخلاقی و انسانی برای انسان ایجاد میکند که اگر کسی هوشیار باشد اینها را بشناسد نه اینکه بلد نباشد برود اعصابش خورد بشود اگر این مهارتها را بلد باشد واقعاً احساس میکند که روزبهروز دارد رشد میکند. حضرت میفرماید که مجردهای خودتان را برایشان شرائط ازدواج را فراهم بکنید، چرا؟ ببینید حضرت دست روی کجا گذاشته شما الان اکثر احادیث ازدواج را نگاه کنید بحث این نیست که طرف انحراف پیدا میکند فشار به او میاید آلوده جنسی میشود، نه. آن هم در بحث دوره میثاق مقدس توضیح دادیم یکی از آثار ازدواج این هست که انسان به هر حال یک عفتی پیدا میکند یک احتمال خطر از او دور میشود اما اصلاً مسئله این نیست ببینید در اکثر قریب به اتفاق روایات که در مورد ازدواج هست بحث روی سازندگیهای انسانی است بحث حرکت به سمت الله هست بحث جهاد فی سبیل الله هست و مسائل دیگر. میفرماید(فَاِنَّ الله یُحسِنُ لَهُ فی اَخلاقِهِم) اخلاق انسان خوب میشود برای انسان سازندگی دارد هدف خلقت را توجه بکنیم قرار است ما چه بشویم در هدف خلقت قرار است ما شبیه خداوند بشویم مَثَل خدا بشویم یعنی اسماء الهی در ما تجلی پیدا بکند ما تخلق به اخلاق الهی پیدا بکنیم. این که حضرت فرمود(تَخَلَقوا بِاَخلاقِ الله) این هدف خلقت ما و ما روزبهروز به کمال مطلق نزدیکتر بشویم و ما خودمان همانگونه بشویم در نامهای که خداوند در بهشت به بهشتیان مینویسد این متن نامه را دقت بکنید(بسم الله الرحمن الرحیم مِنَ الحَیِّ القَیُّومِ الَّذی لا یَمُوت اِلَی الحَیِّ القَیُّومِ الَّذی لا یَمُوت) از زنده پایداری که هرگز نمیمیرد به زنده پایداری که هرگز نمیمیرد. یعنی انسان و خدا اینطوری میشوند اگر او حی قیومی است که هرگز نمیمیرد انسان هم حی قیومی هست که هرگز نمیمیرد بعد میفرماید(عَبدی عَلَیکَ مِنی السَلام) بنده من از من به تو سلام باد سلام خدا کلام خداست کلام خدا فعل خداست این یادتان باشد خداوند کلامی غیر از فعل ندارد هر چه بگوید همان است. (أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ) هر چه بگوید همان است تا میگوید سلام، شما مظهر سلام میشوید یعنی بینهایت شدن یعنی عمر جاودانه پیدا کردن یعنی از هر جهل و ضعف و عیب و ترس و غم و غصه انسان در امان میشود مظهر سلام میشود. بعد میفرماید بنده من من خدایی هستم که هر چه اراده بکنم همان میشود و امروز تو مثل من خواهی بود که هر چه اراده بکنی همان خواهد شد ازدواج مکتبی است که انسان را به سمت کامل شدن خیلی سرعت میدهد یعنی یک قدم کسی که ازدواج کرده با دهها و صدها قدم یک مجرد برابری میکند. میفرماید(یُحسِنُ لَهُم فی اَخلاقِهِم) خداوند اخلاق اینها را درست میکند با ازدواج، خیلی ناپختگیها، ضعفها، ترسها، اضطرابها، سختگیریها، تنگنظریها، محدودبینیها در ازدواج از بین میرود و انسان پخته میشود. خدا رحمت کند مرحوم شهید مطهری(ره) میفرمود که ما مجتهدینی داشتیم که تا آخر عمر مجرد بودند از علما و مجتهدین بعضیها حالا انگشتشمار به یک دلیلی ازدواج نکردند میگوید شما وقتی زندگی این علما را میبینید میبنید که اینها در زندگیشان با اینکه شخصیتاً آدمهای بزرگی بودند مجتهد بودند عالم بودند اما ناپخته بودند خامیهایی در زندگی اینها دیده میشود اینها مال این بود که اینها ازدواج نکردند. چون هر کدام از دستورات دین یک مجموعهای قسمتی از وجود انسان را کامل میکند و ازدواج بیشترین بخش زندگی انسان را، الان میگویم چقدر، در حدیث داریم دو سوم شخصیت انسان را میسازد اگر انسان بلد باشد از آن استفاده بکند ازدواج مثل اتومبیل میماند مثل یک تلفن همراه است مثل یک کامپیوتر میماند که شما باید بلد باشی از آن استفاده بکنی. اینطور که ما الان در جوانان خودمان میبینیم اغلبشان فرمولهای لذت بردن از همدیگر، فرمولهای یک زندگی عاشقانه و یک عشق پایدار را بلد نیستند اصلاً نمیروند یاد بگیرند حضرت میفرماید شما وقتی که ازدواج میکنید ده سال بعد باید برای هم تازه باشید بیست سال بعد باید تازهتر بشوید مثل دوران نامزدی و این شدنی است. ولی فرمول دارد چند نفر حاضر هستند این فرمولها را یاد بگیرند و عمل بکنند ما فکر میکنیم ازدواج همان چند ماه اولش خوب است و خوش است دوران نامزدی و دوران عقد بعد از عروسی که باید همدیگر را تحمل بکنیم آمار طلاق هم که خدمتتان عرض کردم چقدر وحشتناک است برویم یاد بگیریم این فرمولها را، کامل میکند انسان را میسازد انسان را. میفرماید اول از این اخلاق را خیلی خوب میکند خیلی سازندگی دارد بعد میفرماید(وَ یُوَسِعُ لَهُم فی اَرزاقِهِم) در ارزاق اینها خداوند توسعه میدهد روزیشان را زیاد میکند خانواده متأهلی برکت در آن هست(وَ یَزیدُهُم فی مُرُواتِهِم) در مروت و جوانمردیها باز این هم سازندگی است اضافه میکند. یعنی انسان با ازدواج از پوست خودش در میاید یعنی یواش یواش اسمهایی مثل جواد مثل کریم مثل غفور اسمهای قشنگ خدا را در ازدواج پیدا میکند یواش یواش هم زنش هم مردش و بیشتر به خداوند تبارک و تعالی شبیه میشود دیگر آن جوان خودخواهی که فقط خودش را میدید دیگر نیست الان خیلیها را دوست دارد به خیلی چیزها فکر میکند به خیلی ارزشها فکر میکند. (مَن تَرَکَ التَزویج مَخافَتَ العَیلَه فَلَیسَ مِنّا) هر کس به خاطر ترس از مخارج زندگی ازدواج نکند از ما نیست قابل توجه جوانان و خانوادهها که این قدر سر راه جوانان مشکل ایجاد نکنند و هی گره نزنند که حالا بایست تا بعد، چه خبرت است ما هی جوانان را متهم نکنیم که چه خبرت است حالا تو هنوز بیست سالت است. زود هم اتهام میزنیم یعنی فکر میکنیم این یک انحراف جنسی وحشتناک خیلی خطرناکی دارد بعد هم متهم میکنیم که چرا داری اصلاً دارد گناه نکرده که دارد نیاز دارد 1 ـ گناه نکرده همیشه این نیست خیلی وقتها نیازهای فوق مسائل جنسی وجود دارد که یک نفر میخواهد ازدواج بکند. مثل نیازهای عاطفی از آنها مهمتر نیازهای علمی هست بسیاری از افراد با ازدواج میتوانند نیازهای علمیشان را برطرف کنند استقلالی که پیدا میکنند در سایه آن استقلال میتوانند به کارهای علمیشان خوب بپردازند از آن بالاتر نیازهای معنوی وجود دارد ما نادیده میگیریم و انگ میزنیم. امام صادق میفرماید(مَن تَرَکَ التَزویج مَخافَتَ الفَقر فَقَد اَساءَ الظَنَّ بِالله عَزَّوَجَلّ) هر کس ازدواج را ترک بکند به خاطر اینکه میترسد فقیر بشود به خاطر مشکل مالی، میگوید این آدم بدبین به خداست سه تا چیز بود یکی ترس یکی حرص یکی بخل که گفتیم اینها ابزار شیطان است و همه اینها ناشی از سوءظن به خدا بدبینی به خداست. اینجا رساندیم به آن حدیث که حضرت میفرماید اگر کسی از روی ترس از مشکلات اقتصادی، نه فقط ازدواج بلکه کارهای قشنگ دیگری هست که انسان میتواند انجام بدهد بترسد بترسد که نکند من فقیر بشوم این کار را بکنم میگوید این به خاطر این هست که به خدا بدبین است خدا را قبول ندارد. فکر میکند خودش همه کاره است فقط باید به خودش تکیه بکند در حالی که اینطوری نیست ما یک ابزار هستیم و روزیدهنده خداوند تبارک و تعالی است بحث ازدواج اینجا بس است مفصلش را در میثاق مقدس توضیح دادیم عزیزان به آنجا مراجعه کنیم. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
جلسه 022 - دشمنشناسی (اسلامشهر)
متن کامل (خام) جلسه 022 - دشمنشناسی (اسلامشهر)