جلسه 010 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در دشمنشناسی در جلسه گذشته به اینجا رسید که ما طبق اصل اصالت تخصص اطلاعات قطعی و مسلم درباره خودمان و دشمنمان را و بایستههای رابطه ما با دشمنانمان را باید از سازنده خودمان و سازنده جهان یعنی رب العالمین بدیع السماوات و الارض و خداوند تبارک و تعالی بگریم.@ چون هیچ کس مثل او که خالق کل شیء هست و به کل شیء محیط هست نه ما را میشناسد نه عالم را نه دشمن ما را و نه روابطی که بین ما برقرار هست که حالا هفت دسته اطلاعات تخصصی میشود که من این هفت دسته را هم امروز برایتان مینویسم.@ در قرآن کریم قرآن یعنی کتاب تخصصی کاتالوگ انسان و جهان آنچه که ما هر چه که بخواهیم از حقائق عالم و خلقت در آن میابیم قرآن را همان کسی فرستاده که اتمها و الکترونها را خلق کرده همان کسی فرستاده که میلیونها دانشمند در طول هزاران سال مشغول مطالعات تجلیات او هستند.@ در قرآن چند تذکر مهم به ما میدهد در سوره اسراء میفرماید که(رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ) رب یعنی مالک مدبر پروردگار شما مالک مدبر شما اویی که مالک شماست و تدبیر شما را میکند(أَعْلَمُ بِكُمْ) آگاهتر است به خود شما، شما را خدا بهتر از خودتان میشناسد و بهتر از هر کس دیگری.@ در جای دیگری میفرماید سوره نساء آیه 45(وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِكُمْ) خداوند دشمنان شما را هم بهتر از خودتان میشناسد هم شما را بهتر میشناسد هم دشمنانتان را و در سوره اسراء آیه 25 میفرماید که(رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما فِي نُفُوسِكُمْ) پروردگار شما مالک مدبر شما بهتر میداند که در جانهای شما در دل شما در وجود شما چه چیزی هست.@ ما اطلاعات تخصصی در مورد خودمان دشمنمان و چگونه زندگی کردن چگونه به سمت هدف خلقت حرکت کردن را از ربمان باید بگیریم یعنی همان اصل اصالت تخصص است اویی که شما را خلق کرده بهتر از همه شما را میشناسد کما اینکه در هر سیستمی سازنده سیستم بهتر از هر کس دیگری آن سیستم را میشناسد.@ طبق این اصل اصالت تخصص اطلاعاتی که گرفتیم این بود که انسان موجود دو بُعدی هست سه مرحله وجود دارد یک مرحله قبل از خلقت که همه ما با یک روح واحد موجود بودیم و آن همان حقیقت محمدی و نور محمد بود که مرحله قبل از دنیای ماست و یک مرحله ما به این بدنها تعلق میگیریم.@ یعنی آن نفخه آن حقیقت به این بدنها تعلق میگیرد و این بدنها با تعلق آن روح خلق میشوند و به این دنیا میایند که شخصیتهای فردفرد ما را ساخته مرحله دنیای ما و مرحله سوم مرحلهای که مسیر برگشت را طی میکنیم که نمودار منحنیش را رسم کردیم در جلسه گذشته و همینطور نمودار خطی که امروز با نمودار خطی بیشتر کار داریم.@ عرض کردم که عزیزان توجه داشته باشند که ما وقتی نمودار خطی را رسم میکنیم یعنی اول قبل از دنیا را بعد تولد و دنیا را میکشیم بعد وفات و برزخ و بعد قیامت به این معنا نیست که ما یک مسیر خطی داریم و یک مسیر مادی داریم، خیر، حرکت ما یک شدن هست مجموعه این عوالم همه با هم موجود هستند.@ مثالی را که برایتان زدیم فرمولی را که ذکر کردیم این بود که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست که رحم و دنیا با هم موجود هستند در یک جا فاصله زمانی و مکانی از همدیگر ندارند برزخ ملکوت و دنیا هم با هم موجود هستند و به تعبیر پیامبر(اِنَّ مَعَ الدُنیا آخِرَۀٌ وَ الآخِرَۀُ مُحیطَۀٌ بِالدُنیا) حقیقت این هست که همراه دنیا آخرت هست و آخرت احاطه بر دنیا دارد.@ که روابطش را جلسه قبل هم توضیح دادیم که روابط وجودی برزخ ملکوت با دنیا چگونه هست مثل دنیا با رحم مادر هست و توضیحاتی هم که در جلسه قبل خدمت عزیزان عرض کردیم همانطور که جنین در رحم مادر فرصتی دارد برای اینکه خودش را برای تولد سالم به دنیا آماده بکند ما هم در رحم دنیا فرصتی به ما داده شده برای تولد سالم به برزخ یا ملکوت که اسم مشهورش قبر بود.@ عالم قبر یا همان عالم ملکوت و برزخ که عرض کردیم به همین بزرگی که دنیا نسبت به رحم دارد به همین بزرگی هم ملکوت نسبت به دنیا دارد به همین زیبایی و کمالاتی که در دنیا نسبت به رحم وجود دارد و پیچیدگی سیستم به همین نسبت هم برزخ و ملکوت با دنیا دارد طوری که خداوند دنیا را در مقابل آخرت یک بازیچه مثل یک اسباببازی میداند یک بازیچه میداند.@ عظمت دنیا خیلی مهم است هم دنیا را خدا خلق کرده هم آخرت را، در مورد دنیا میگوید بازیچه است کوچک است در مورد آخرت میگوید عظیم است مهم است یک نفر خلقشان کرده پس او بهتر میتواند قضاوت بکند در مورد هر دوی آنها، ما در رحم دنیا فرصتی داریم که خودمان را برای شرائط زیستی زندگی برزخ آماده کنیم.@ همانطور که جنین در رحم مادر فرصتی دارد که خودش را برای دنیا آماده بکند مسلم هست که جنین ضمن اینکه باید حیات خودش را در رحم حفظ بکند و نیازهای خودش را در رحم حفظ بکند عمدهترین کارش در رحم کسب تحصیل قوای مورد نیاز برای زندگی در دنیا، اندامزایی و ارگانزایی و اینطور چیزها که باید خودش را آماده بکند برای دنیا کار جدی جنین این هست.@ ما هم کار جدیمان در دنیا همین است جدیترین کار مهمترین کار انسان آمادگی برای مرحله بعدی زندگیش است که مرحله جاودانه است مرحله ابدی است مرحله اصلی هست (وَ إِنَّ الدَّارَ الْ‏آخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ) قرآن میفرماید آخرت حیات حقیقی شماست اینجا ما آنچنان حیاتی نداریم آنچنان زندگی نداریم.@ همانطور که جنین در رحم مادر بسیاری از قوایش را نمیتواند استفاده بکند نه از چشمش نه از دستش نه از پایش نه از گوشش نه از دستگاه تنفسش بسیاری از تواناییهایش نمیتواند استفاده بکند ما هم در دنیا تواناییهای بینهایتی داریم که دنیا اصلاً جوابگوی آنها نیست.@ ما در مرحله بعد که به برزخ متولد میشویم آنجا هست که قوای بینهایت ما که در دنیا با ما هست اشباع و ارضا میشود و ما میتوانیم بهرهبرداریهای بینهایتی بکنیم بنابراین باید خودمان را برای آن شرائط زیستی آماده بکنیم لازمه آمادگی برای آن شرائط زیستی اطلاع از آن شرائط هست یعنی ما باید بدانیم که در شرائط زیستی بعد از وفات وضعیت به چگونه و ما باید چگونه خودمان را برای آن شرائط زیستی آماده بکنیم.@ الان سؤال بکنیم که ما قرار است برویم یک اردو اولین سؤالی که شما میکنید، کجا؟ این طبیعی است فطرتاً انسان میپرسد کجا، کجا یعنی من باید بدانم کجا میخواهم بروم که خودم را برای آن آماده بکنم برای همین هم در اسلام مهمترین چیزی که برای ما واجب شمرده شده شناخت ابدیت و نظام ابدی هست.@ شناخت خودمان اینکه از کجا آمدیم در کجا هستیم و به کجا میرویم که جلسه گذشته در موردش صحبت کردیم و اینکه آن جایی که میخواهیم برویم چطور جایی است تا خودمان را برایش آماده بکنیم.@ پیامبر میفرماید(اِنَّ الله تبارَکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُلَّ عالِمٍ بِالدُنیا جاهِلٍ بالآخِرَۀ) خداوند تبارک و تعالی دشمن میدارد مبغوض میدارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت است یعنی در نظامهای دنیایی و سیستمهای دنیایی آگاهی دارد.@ مثلاً در یک دو سه ده تا رشته از رشتههای علوم دنیایی وارد است تخصص دارد دکترا دارد مهندس است اما وقتی به او میگویی تو به عنوان یک انسانی که از پیش خدا آمدی در این جا مدتی هستی و معاد داری معاد یعنی چی؟ بازگشت، جلسه قبل توضیح دادیم بازگشت فرع بر رفتن است یعنی ما یک آمد داریم حالا میخواهیم برگردیم.@ چه کسی میتواند حقیقتاً معتقد به معاد باشد؟ کسی که اعتقاد داشته باشد من قبلاً پیش خدا بودم آمدم و برمیگردم برگشتن منطقاً زمانی است که ما بپذیریم قبلاً پیش خدا بودیم بگوییم آقا شما به عنوان یک انسانی که قبلاً پیش خدا بودی با یک روح به آن عظمت اینجا حالا در جیفه دنیا گرفتار شدی میخواهی برگردی آیا قوانین و فرمولهای برگشت را بلد هستی یا بلد نیستی؟.@ اصلاً میدانی کجا میخواهی بروی و میدانی چطوری باید بروی این خیلی سؤال مهمی است برای همین در اسلام انسانها را به دو دسته تقسیم کردند یا انسانها میدانند که به کجا دارند میروند که اینها آدمهای خوبی هستند ممدوح هستند یا اصلاً نسبت به آنجایی که میخواهند بروند هیچ آگاهی ندارند نسبت به قواعد حرکت به سمت ابدیت و آخرت اطلاعاتی ندارند هر نوع دانش دیگری داشته باشند به درد نمیخورد.@ ممکن است در دنیا کاری انجام بدهند ثواب هم داشته باشد خدا هم به آنها ثوابی بدهد اما خودشان بهرهبرداری از خودشان نمیتوانند بکنند حرکت خودشان به عنوان یک جنین در رحم دنیا یک حرکت کور و عقیم هست فوقالعاده این مهم است که ما ابدیت را بشناسیم آخرت را بشناسیم فرمولهای حرکت، قوانین حاکم بر حرکت نفس به سمت ابدیت و آخرت را بشناسیم تا بدانیم باید چگونه به آن سمت برویم باید چگونه خودمان را آماده بکنیم.@ این اطلاعات تخصصی را دین در اختیار ما قرار میدهد دین عبارت است از مجموعه اطلاعات تخصصی که از طرف خداوند تبارک و تعالی برای تنظیم رابطه انسان رابطه دنیا و ابدیت انسان در اختیار انسان قرار گرفته شده.@ دین به ما میگوید که ما چطوری در دنیا خوشبخت باشیم و چگونه مثل جنینی که در رحم مادر آرام است دارد زندگیش را میکند و چگونه وقتی که وفاتش فرارسید بتواند خودش را برای آن شرائط آماده بکند اصلاً آماده باشد برای آن شرائط، چگونه در نظام ابدی بتواند خوشبخت زندگی بکند این مجموعه را دین میگویند.@ دین با هفت شناخت مبتنی بر هفت دسته از اطلاعات تخصصی ما را راهنمایی میکند که من اینها را امروز عرض خواهم کرد. اگر یادتان باشد جلسه گذشته حدیثی را از امیرالمؤمنین(ع) عرض کردیم که فرموده بود(رَحِمَ اللهُ اِمرَأً عَلِمَ مِن أَین وَ فی أَین وَ اِلی أَین) خدا رحمت میکند کسی را که بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود.@ پس ما برای اینکه مشمول رحمت خدا بشویم و خوشبخت بشویم به سه دسته اطلاعات احتیاج داریم اینکه از کجا آمدیم در کجا هستیم و به کجا میرویم حالا چطور من میگویم هفت دسته، ببینید دسته اول یعنی اطلاعات دسته اول شماره 1 که ما به آن احتیاج داریم اینکه ما قبل از دنیا چه وضعیتی داشتیم که توضیح دادیم اینکه به کجا میرویم دسته سوم بود.@ دسته دوم خودش به پنج دسته تقسیم میشود شناخت روح یعنی همان نفس که تعلق به بدن گرفته شناخت جسم، شناخت رابطه روح و جسم، شناخت عالم طبیعت یعنی کل این سیستمهای ریاضی که در عالم هست اکوسیستم اطراف ما، کره زمین به عنوان چیزی که ما داریم در آن زندگی میکنیم و با ما رابطه دارد نظام تأثیر و تأثر با همدیگر داریم و همچنین شناخت رابطه جسم و روح با طبیعت.@ برای اینکه یک انسان را ما بتوانیم هم در دنیا هدایتش بکنیم که در دنیا چگونه زندگی بکند که خوشبخت و راحت باشد و هم در نظام ابدی خودش چگونه خوشبخت باشد به این هفت دسته اطلاعات تخصصی یا سه دسته اطلاعات تخصصی نیاز داریم اینکه قبل از دنیا چگونه بودیم در دنیا چگونه باید باشیم در دنیا به این پنج دسته اطلاعات احتیاج داریم با دسته سوم مجموعاً هفت تا میشود.@ پنج تا در دنیا نظام آخرت نظام قبل از دنیا و نظام دنیا، پس ما هفت دسته اطلاعات تخصصی نیاز داریم تا بتوانیم یک انسان را برایش قانون تنظیم بکنیم در مسائل سیاسی در مسائل اجتماعی در مسائل ازدواج خانواده در مسائل اقتصادی در مسائل مختلف زندگی که به آن احتیاج دارد هفت دسته اطلاعات تخصصی نیاز هست.@ این هفت دسته اطلاعات تخصصی انحصاراً در اختیار خداوند هست چون خودش هر سه سیستم را خلق کرده سیستم قبل از دنیا او خلق کرده سیستم دنیا را او خلق کرده سیستم بعد از دنیا را هم او خلق کرده مالک همه سیستمها و مالک خود انسان یک نفر هست و سیستمها همه ریاضی هستند روابط ریاضی هم با هم دارند.@ مثل رابطه رحم مادر با دنیا که روابط ریاضی بین اینها برقرار هست ما و علم بشر خیلی کوچکتر از آن هست که بتواند مجموعه روابط ریاضی بین رحم و دنیا را تشخیص بدهد همه دانشمندان هم اعتراف کردند که ما نمیدانیم چه روابط ریاضی بین اینها وجود دارد که یک موجودی در رحم مادر خودش متناسب با شرائط زیستی دنیا تربیت میشود.@ چه کسی این کار را میکند هیچ کس نمیداند خود خدا هم دارد از قرآن به ما میگوید، میگوید ما این کار را داریم انجام میدهیم (أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ) ما داریم این کار را انجام میدهیم ولی چه کسی دارد یک سلول را تبدیل میکند به یک بدن کامل و موجود زنده یعنی خاک را تبدیل به گیاه میکند به مواد میکند گیاه میشوند یعنی خاک تبدیل به یک ماده زندهای به نام گیاه میشود گیاه جذب بدن میشود.@ این ماده گیاهی بعدها تبدیل میشود به خون و سلولهای زنده، این چیزی است که بشر از آن عاجز است فقط میداند این میشود، چه کسی دارد این کار را انجام میدهد؟ رب العالمین میگوید ما داریم این کار را انجام میدهیم دقیقاً عین همین رابطه بین دنیا با کجا برقرار است از نظر ریاضی و روابط با آخرت و ملکوت برقرار هست.@ در نسبت یادتان نرود گفتیم که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا، از رحم مادر به دنیا ما پنج نوع تولد داریم دقیقاً همین پنج نوع تولد را هم از دنیا به آخرت داریم که الان فرصت نمیکنم این پنج نوع تولد را بگویم.@ ولی آنچه که مهم هست این هست که یکی از تولدها آن تولدی که در دنیا به درد ما میخورد یا تولد سالم است یا تولد سالم قوی، آن سه دسته تولد تولد بیمار، ناقص و ضعیف مطلوب نیستند که الان فرصت نیست این عزیزانی که علاقمند هستند به مباحث معاد ما مراجعه کنند آنجا حدود 140 جلسه این روابط ریاضی را کاملاً توضیح دادیم.@ همانطور که از رحم به دنیا ما تولد سالم را میخواهیم یعنی جنین باید دقیقاً متناسب با شرائط زیستی دنیا تربیت بشود در رحم و دقیقاً با همان فضا آماده بشود ما هم در رحم دنیا باید دقیقاً با شرائط زیستی ملکوت یا برزخ خودمان را آماده بکنیم و تربیت بکنیم.@ اطلاعات تخصصی مربوط به روابط دنیا و برزخ را چه کسی میخواهد به ما بدهد مگر ما خودمان بلد هستیم؟ بلد نیستیم همانطور که ما از رحم به دنیا را هم هنوز نمیدانیم فقط سازنده میداند فقط خدا میداند که این روابط چگونه هست و ما باید چگونه رفتار بکنیم در چهار مرحله انتخابها ارتباطات رفتارها و کنترل فکر افکارمان اندیشههایمان عقائدمان تا خوشبخت متولد بشویم هم در دنیا هم در آخرت.@ بنابراین تنها کسی که میتواند ما را هدایت بکند رب العالمین است به همین جهت هم در قرآن یک سفارش فوق العاده مهم به ما میکند خداوند تبارک و تعالی که به پیامبر میفرماید به همه مردم این را بگو(قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى) بگو که در حقیقت هدایت خدا همان هدایت حقیقی است.@ یعنی غیر از هدایت خدا هیچ هدایتی تخصصی و علمی نیست چون هر کس بخواهد بیاید راجع به انسان بگوید تو اقتصادت باید اینگونه باشد مدیریتت باید اینطوری باشد هنر باید اینطوری باشد روابط زن و مرد باید اینطوری باشد تربیت کودک باید اینطوری باشد این غذاها را باید بخوری این غذاها را نباید بخوری این نوع افکار و اندیشهها را باید داشته باشی یا نداشته باشی.@ هر کس بیاید یک همچین ادعایی بخواهد بکند که من میتوانم انسانها را خوشبخت بکنم بدون این هفت دسته اطلاعات تخصصی جز اینکه بشر را گمراه بکند کار دیگری نمیکند برای همین امر هدایت انسان انحصاراً در اختیار خداوند تبارک و تعالی است(قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ) هدایت خدا فقط هدایت است.@ خدا کیست؟ خدا خالق کل این مجموعه است تمام این سیستمهای ریاضی و روابطشان را میلیاردها موجود با روابط ریاضی مرتبط با هم را او خلق کرده این الله است میگوید این شخص فقط میتواند انسان را هدایت بکند(قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى) کس دیگری نمیتواند هدایت بکند.@ در اصل اصالت تخصص هم گفتیم حتی در مورد یک انگشتر توضیح دادیم تنها کسی که میتواند ما را هدایت بکند در مورد یک انگشتر یک ساعت یک کامپیوتر در درجه اول سازنده سیستم است و در درجه بعدی متخصصی که از طرف سازنده نمایندگی مجاز داشته باشد در هر سیستمی اینطوری است.@ همین اصل اصالت تخصص که اصل فطری و عقلی است به ما میگوید در مورد انسان هم با این مجموعه خلقت با این نمودار حرکتش فقط خداوند تبارک و تعالی میتواند انسان را هدایت بکند یا کسانی که از طرف خدا با ذخیره این هفت دسته اطلاعات تخصصی میایند و به عنوان خلیفه خدا مظهر خدا پیامبر خدا یا امام معصوم انسانها را هدایت میکنند.@ هر کس دیگری غیر از اینها بخواهند بیایند زمام هدایت انسان را یا حکومت بر انسان را به دست بگیرند این کار عقلانی نیست کار تخصصی نیست در این سیستمهای پیچیدهای که ما با آن سروکار داریم هنوز هم بشر با میلیونها دانشمند حتی یکی از این سیستمها به صورت کامل نشناخته در این مجموعه فقط سازنده و ادارهکننده سیستم میتواند انسان را هدایت بکند کس دیگری نمیتواند هدایت بکند.@ هر کس آمد گفت من مربی شما هستم استاد شما هستم میخواهم شما را هدایت بکنم میخواهم شما را خوشبخت بکنم اولین سؤالی که از او میکنیم و باید بکنیم عقل ما به ما میگوید مگر شما اتومبیلتان را میبرید پیش هر کس که مدعی هست مکانیک است میگویید نه این پارچه را این اتومبیل را به این قیمت خریدم خیلی گران است نمیتوانم دست هر کسی بسپارم.@ شما یک آرایشگاه میخواهید بروید خیلی باید مطمئن باشید که او آیا تخصص دارد یا نه دست یک آدم ناشی موهایتان را نمیسپارید چطور انسان ممکن است خودش را با این بلندا با بلندای ابدیت بسپارد دست کسی که هیچ شناختی از خودش ندارد و اشتباه میکند و معصوم نیست نمیدانم دارد.@ برای همین در اسلام امر هدایت و رهبری یا باید به خود خداوند یا نماینده مستقیم خدا علما و دانشمندانی هم که ما خودمان را به آنها میسپاریم مراجع تقلید ولایت فقیه آنها علمشان از زمین نیست در دانشگاه و از روی زمین به دست نیاوردند آنها مجموعه اطلاعات تخصصی که در قرآن و کلمات معصومین هست را با پانزده سال سی سال چهل سال زحمت در اختیار ما قرار میدهند به صورت تخصصی.@ شما الان فکر کنید در رساله که یک کتاب ریاضی است هیچ کتابی به اندازه رساله ریاضی ندارد عدد ندارد دو مرتبه سه مرتبه پنج مرتبه هفت بار ده بار بیست بار اینها همه ریاضی است تا حالا فکر کردید چرا ما در رساله عدد داریم حالا بعد در بحث حمله از سمت راست که یکی از مصادیقش وسواس است در درس وسواس توضیح میدهیم انشاالله بحث عددها را هنوز ما وارد اصل بحث شیطانشناسی و دشمنشناسی نشدیم انشاالله جلسه بعد وارد میشویم.@ رساله که به ما میگوید این کار حرام است این کار واجب است این کار مستحب است این کار مباح است این کار مکروه است مبتنی بر هفت دسته اطلاعات تخصصی است که در قرآن هم کلمات معصومین(ع) به ما رسیده سالها دهها سال تلاش میکنند به آن که تلاش میکنند مجتهد میگویند مجتهد یعنی چی؟ یعنی کسی که سختکوش است خیلی تلاش کرده تا توانسته به این مقام برسد بتواند استنباط بکند وظائف زمان ما را.@ بگوید شما در این زمان آن که خدا میخواهد و میگوید چیست کس دیگری نمیتواند، برای همین هم اگر ما خودمان را به یک استاد بسپاریم اگر آن استاد فقط بخواهد بیاید نظرات خودش را بزند و حرفهای خودش را معلوم نیست اعتبار داشته باشد اما اگر بیاید حرف خدا را بزند و حرف معصوم را به ما بگوید یعنی حرف تخصصی بگوید از خودش حرف در نیاورد چون حق ندارد از خودش حرف در بیاورد حرف تخصصی بزند قابل اعتبار است.@ به همین جهت امام جواد(ع) میفرماید کسی که دل میدهد به یک گوینده مینشیند پای درس یک گوینده(مَن اَسقی اِلی ناطِقٍ فَقَد عَبَدَه) کسی که دل میدهد گوش میدهد به یک حرف گوینده یک کتاب باز میکند میخواند و دلش را میدهد به این کتاب میخواند میگوید این در حال عبادت گوینده است عابد گوینده است.@ (فَاِن کانَ الناطِقُ عَنِ الله فَقَد عَبَدَ الله وَ اِن کانَ الناطِقُ عَن اِبلیس فَقَد عَبَدَ اِبلیس) اگر گوینده از خدا بگوید حرف خدا را بزند حرفهای تخصصی بزند اظهارنظر شخصی نخواهد بکند این شخص عابد خداست و اما اگر از ابلیس بگوید یعنی حرف غیر تخصصی بزند او عابد ابلیس است.@ پس ما حق نداریم هر چیزی را بخوانیم هر چیزی را ببینیم یا پای درس هر کسی بنشینیم هر کتابی را بخوانیم بگوییم میارزد، نه نمیارزد، اگر شما تجویز کردید که یک مادر باردار هر چیزی را میتواند بخورد هر چیزی را میتواند بشنود و ببیند برای خودتان هم تجویز کنید در این دنیا هر چیزی را میتوانید بخورید هر ارتباطی میتوانید داشته باشید هر رفتاری میتوانید داشته باشید هر اندیشهای میتوانید داشته باشید هر انتخابی میتوانید داشته باشید.@ اما ما وقتی برای یک مادر باردار میگوییم اشعه نزند این قرصها را نخورد این داروها را نخورد این حرکتها را انجام ندهد چون روی جنین اثر میگذارد ما خودمان جنین هستیم در رحم مادر، در رحم دنیا ما الان جنین هستیم ولی اختیار خودمان با خودمان است سازندگی با خودمان است نمیتوانیم هر چیزی را جذب بکنیم.@ ما باید چیزهایی را جذب بکنیم که دنیایمان را خوشبخت بکند و شاد بکند و غیر از این همزمان بر اینکه اینجا شاد و آرام و خوشبخت هستیم به محض اینکه وفات فرارسید که نمیدانیم چه موقع هست ما سالم در سیستم بعدی وارد بشویم و تواناییها ابزار کافی برای بهرهبرداری از شرائط زیستی میلیاردها برابر بیشتر از دنیا را داشته باشیم باید اینطوری خودمان را تربیت بکنیم اگر بخواهیم اینطوری تربیت بکنیم این تربیتها تربیت تخصصی هست.@ بنابراین باید خودت را به متخصص بسپاری به خداوند تبارک و تعالی و به معصومین(ع) به عنوان مظاهر خداوند خلیفه خداوند، خلیفه گفتیم یعنی مظهر، یا خداوند یا معصومین(ع) باید به آنها بسپاریم ببینیم برای ما چه میگویند.@ درس ما در اینجا تمام شد یعنی ما خیلی فشرده و مختصر بحث انسانشناسی را برای شما مطرح کردیم اما این بحث بحث خیلی فشردهای بود امیدوار هستم در این محدودیت زمانی توانسته باشیم یک بحثی را که مفید باشد خدمت عزیزان تقدیم کرده باشیم.@ اما اصل بحث انسانشناسی که قبلاً ما تدریس کردیم و الان هم ادامه دارد این بحث تقریباً بیش از 100 جلسه در موردش بحث شده این فرمول دهها ساعت توضیح دارد و بحثش مفصل است اما ما به خاطر بحث دشمنشناسی مجبور شدیم مقدمتاً یک بحث انسانشناسی خیلی مختصر خدمت عزیزان تقدیم بکنیم.@ دقیقاً الان از نظر ریاضی سر و شکل گرفتیم نظم فکری داریم میدانیم داستان خلقتمان چه بوده از کجا آمدیم کجا هستیم قرار است کجا انشاالله برویم چه مراحلی را داریم میدانیم هم چه کسی باید به ما اطلاعات تخصصی بدهد چه کسی سیستم را خلق کرده چه کسی سیستم را دارد اداره میکند و ما در این وضعیت در این حرکت باید خودمان را به چه کسی بسپاریم.@ در این حرکت که ما داریم خداوند تبارک و تعالی به ما میگوید در این حرکت شما دشمنی دارید به نام شیطان جریان زندگی شما و حرکت شما یک شدن است مسیر فیزیکی ما به سمت آخرت طی نمیکنیم اینطور نیست که آخرت و قیامت یک جایی مثلاً آن طرف آسمانها یک جایی هست به نام قیامت و آخرت ما آنجا منتقل میشویم نه ما یک شدن داریم.@ مثل جنین در رحم مادر که یک شدن دارد اما به محض اینکه شد یعنی آن شکل کامل را گرفت بدون طی هیچ فاصله زمانی و مکانی به دنیا متولد میشود ما هم همینطور هستیم پس جریان حرکت ما به سمت هدف خلقتمان در درون خودمان اتفاق میافتد صراط مستقیم خودمان هستیم صراط مستقیم در درون خود ماست.@ ما بیرون از این وجود خودمان در این جادههای دنیا و آسمان چیزی به اسم صراط مستقیم نداریم باید در نظام درونی خودمان این مسیر را طی بکنیم صراط خودمان هستیم این اتفاق در درون خودمان باید انجام بگیرد همانطور که در رحم مادر جنین حرکت مکانی ندارد در همان رحم تکون پیدا میکند در همانجا هم رشد پیدا میکند از همانجا هم تولد پیدا میکند، به کجا؟ به دنیایی که محیط بر رحم هست.@ ما هم همین جا تکون پیدا کردیم همین جا هم رشد میکنیم همین جا تولد پیدا میکنیم به آخرتی که محیط بر دنیاست پس ما شدن داریم در این شدن همانطور که جنین دشمن دارد ممکن است مادر سیگار بکشد مواد مخدر مصرف بکند داروهای بدی مصرف بکند روی جنین تأثیر بگذارد و چیزهایی هم هست که کمک میکند به حرکت جنین.@ ما هم در دنیا چیزهایی داریم که کمک میکند به ما در حرکت به سمت آخرت و چیزهایی داریم که برای ما خطرساز است یکی از آن موجودات که خطرساز است بعداً میگوییم که خطرسازیش به نفع خود ما هست برای ما هست به خاطر ما آفریده شده و به نفع ما تمام میشود این دشمنی، یکی از آن موجودات شیطان هست که انشاالله میخواهیم درباره شیطان صحبت بکنیم.@ اما این نکته را عرض کنم که چرا بنده دارم راجع به این صحبت میکنم بحث شیطان یکی از علما یک کتابی نوشت در رد شیطان بعد یک نفر شیطان را دید حالا یا خواب دید یا دیدش به او گفت فلانی یک کتاب در رد تو نوشته که مردم آگاه بشوند گول تو را نخورند گفت من خودم به او گفتم بنویسد گفت چرا خودت گفتی؟.@ گفت میخواستم این را گولش بزنم دیدم هیچ طوری نمیتوانستم گولش بزنم به او گفتم تو یک کتاب در رد من بنویس او هم دوست داشت اظهار علم و فضل و این چیزها بکند برای همین فریبش دادم گفتم تو هم یک کتاب بنویس حالا ما هم اینجا به امر شیطان نشستیم یک درسی را برای شما میگوییم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@