أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ پدر و مادر و بزرگان یک شناخت دیگری از ما دارند به ما چیزی میگویند که ما آن شناخت را نداریم و چون آن شناخت را نداریم اطلاعات و پرهیزها و باید و نبایدهایی را که آنها به ما میگویند را نمیتوانیم بپذیریم چون آن چیزهایی که آنها میگویند بر اساس یک قیمت ویژه از ماست ولی ما آن قیمت را نمیشناسیم لذا زیر بار هم نمیرویم شما الان ببینید میگوید:@
یعنی یک بچه یک گوهر دستش باشد چون نمیشناسد یک شکلاتی یک قرص نانی به او بدهی چون مبنای او فقط خوردن است او از ارزش این را میداند که آن شیء باید خوردنی باشد شما دست طفل بدهی گوهر را به شما میدهد چون نمیشناسد قیمت دستش نیست.@ بنابراین وقتی ما خودمان را نشناسیم قیمت خودمان دستمان نباشد نه عقل خودمان به دادمان میرسد نه اینکه ارتباط داریم با بزرگان و دانشمندان و عقلا کمک ما میکند به راحتی زیر بار نمیرویم آنها به ما میگویند خیلی راحت مسیر این است به این شکل این انتخاب را بکن.@ با این شخص ازدواج نکن با این دسته از دخترها با این دسته از پسرها ازدواج نکن این رشته را انتخاب نکن با این افراد رفاقت نکن این کارها را انجام بدهد ما نمیتوانیم گوش بکنیم و از آنها استفاده بکنیم زیر بار نمیرویم و باورش نمیکنیم.@ نکته بعد هم این هست که کاملتر از بحثهای دیگرمان ما حتی خدا را هم نمیتوانیم بشناسیم اگر خودمان را نشناسیم یعی عظیمترین موجود که حق تعالی است حضرت حق او هم شناختش منوط به این هست که من خودم را بشناسم برای اینکه خداوند کاملترین تجلیاش انسان است آیهای نشانهای مظهری بزرگتر از انسان ندارد.@ دانشمندان ما بزرگان ما میگویند انسان کون جامع است یعنی هستی جامع، تمام مراحل خلقت در انسان هست از ماده تا خدا، یعنی ماده هست طبیعت در آن وجود دارد برزخ در آن وجود دارد عالم ملکوت عالم جبروت در آن وجود دارد مافوق آن هم در آن وجود دارد تا خود خدا، همه در انسان هست.@ ولی انسان تا خودش را نشناسد به این شناختها هم نائل نمیشود و حق را نمیتواند بشناسد برای همین بزرگترین راه شناخت خداوند تبارک و تعالی یعنی معشوق اصلی انسان حقیقت خلقت مبدء خلقت نفس انسان است بعضیها از طریق طبیعت میروند.@ مثلاً از طریق فیزیک، شیمی، ریاضیات، کیهانشناسی، کهکشانشناسی، گیاهشناسی که خدا را بشناسند آنها هم راه خوبی هست نور هستند اما خداوند تجلی که در انسان کرده در هیچ مخلوقی نکرده حتی در فرشتهها، کاملترین تجلی خداوند در انسان هست.@ اصلاً حدیث داریم(إنَّ اللهَ خَلَقَ آدَمَ عَلی صُورَۀٍ) خداوند انسان را به صورت خودش خلق کرده برای همین هم در فرمایشات بزرگان داریم که معصومین(ع) تا انسان خودش را نشناسد خدا را هم نمیشناسد(عَجِبتُ لِمَن یَجهَلَ نَفسَه کَیفَ یَعرِفُ رَبَّه) امیرالمؤمنین(ع) میفرماید من تعجب میکنم کسی که خودش را نمیشناسد چطوری میتواند پروردگارش را بشناسد امکان ندارد.@ لذا دم از خداشناسی زدن دم از عبادت درست انجام دادن دم از معنویت زدن دم از عرفان زدن بدون خودشناسی باطل است دیدید بعضیها یک حس معنوی قشنگی به آنها دست میدهد آن جنبه الهی در وجودشان آنها را میکشاند به سمت عرفان و معنویت، بعد میگردند کجا بروند پیش چه کسی بروند چکار کنند.@ بزرگترین آیه خدا فراموش میشود کنار گذاشته میشود یعنی خود انسان بعد میگویند بیا سر کلاس عرفان بنشین عرفان یاد بگیر شما نگاه کنید چقدر از مردم ما عبادت میکنند بیاثر، امام صادق(ع) فرمود 60 سال بعضی از شما نماز میخوانید یک رکعتش هم پذیرفته نمیشود.@ امیرالمؤمنین(ع) فرمود(رُبَّ تالِ القُرآن وَ القُرآنُ یَلعَنهُم) بسیار قرآن خوانی که قرآن آنها را لعنت میکند در نهجالبلاغه فرمود(رُبَّ صائِمٍ لَیسَ لَهُ مِن صِیامِهِ إلاّ الجُوعِ وَ العَطَش) بسیار روزهداری که بهرهای از روزهاش نمیتواند ببرد جز گرسنگی و تشنگی، فایدهای ندارد.@ این همه ماه رمضان میاید ما میگوییم ضیافت خدا، مهمانی ویژه خدا در این مهمانی خیلی جشن و سرور هست خیلی این مهمانی بزرگ است بزم الهی باعظمتی هست ولی چند نفر وقتی ماه رمضان میاید از صمیم قلب واقعاً شاد هستند و وقتی ماه رمضان میرود غصه دارند که از این مهمانی میخواهند بیرونشان کنند.@ ما وقتی خودمان را نمیشناسیم وقتی ماه رمضان میاید ناراحت میشویم وقتی میخواهد برود خوشحال، کم هستند افرادی که واقعاً چشم به راه نسبت به ماه رمضان باشند چون خودشان را نمیشناسند آدمها معمولاً اینطوری خودشان را نمیشناسند نه از نماز میتوانند لذت ببرند نه از روزه میتوانند لذت ببرند نه از قرائت قرآن.@ قرآن فرمود شراب مؤمن است یعنی باید بتواند مستی بیاورد باید بتواند انسان را شاد بکند نسبت به تمام غمها و غصهها و افسردگیها و عوامل افسردگیها کاملاً انسان را بیخیال بکند چرا قرآن این کار را با ما نمیکند برای اینکه ما خودمان را نمیشناسیم شما تا خودت را نشناسی هیچ عبادتی به دردت نمیخورد کمک زیادی نمیتواند به تو بکند.@ حج میرویم و میاییم به تعبیر امام زمان(ع) کور و کر میرویم و برمیگردیم به تعبیر امام زین العابدین با باطن حیوانی میرویم کعبه و برمیگردیم نه عمرهمان به دردمان میخورد نه تمتعمان به دردمان میخورد نمازمان به دردمان نمیخورد دعایمان به دردمان نمیخورد.@ قرائت قرآنمان به دردمان نمیخورد اذکار به دردمان نمیخورد احیاها به دردمان نمیخورد داشتن یک دوست معنوی به کارمان نمیاید از یک استاد نمیتوانیم بهرهبرداری کنیم، چرا؟ چون بدون شناخت حقیقت خودمان به سراغ این معانی میرویم لذا رابطهاش را با خودمان نمیتوانیم درک بکنیم.@ میگوییم نماز، میگوید آنهایی که نمیخوانند مگر چه شده آنها هم دارند زندگی میکنند یک عده نماز نمیخوانند حالا ما که خواندیم کجا را گرفتیم چه شدیم آنها نخواندند هیچ طوری نشد میگوید روزه، این حرفها چیه خرافات چیه.@ برای اینکه تو نمیدانی این نماز با وجود تو چکار میکند وقتی تو خودی از خودت سراغ نداری که طبق آن قیمت نماز برایت هدیه است روزه برایت جشن است قرآن برایت شراب است تو خودت را نمیشناسی وقتی خودت را نمیشناسی بله ممکن است همینطوری برای ثواب، برای دوری از جهنم، حالا میگویند خوب است.@ مشکل اقتصادیمان حل شود، فلان مریض شفا پیدا کند جنبه طبیعی است این نیست که من یک انسان هستم غذایم قرآن و نماز است برای اینکه خودم را شاد نگه دارم و سرمست باشم باید قرآن بخورم و قرآن خورده نمیشود نه نماز خورده میشود نه با ذکر سرمست میشویم(الذِّکرُ مُجالَسَۀُ المَحبُوب) ذکر همنشینی با محبوب است.@ چند نفر وقتی ذکر میگویند این همنشینی را احساس میکنند و از آن لذت میبرند و طالب این هم نیستند که قطع بشود دو نفری که همدیگر را دوست دارند اول از این خلوت با هم را دوست دارند بعد هم دوست ندارند ملاقاتشان کوتاه باشد.@ لذا ما اگر خودمان را نشناسیم نه خدا را میتوانیم بشناسیم که تجلی کاملش هستیم نه میتوانیم با خدا رابطه درست و دقیقی برقرار کنیم معصومین هم همینطور، با آنها هم نمیتوانیم یک رابطه درستی برقرار کنیم اگر میخواهیم برقرار کنیم رابطه ما یک رابطه انگلی هست برای اینکه در کارهای دنیایی با معصومین از اینها استفاده کنیم.@ اگر قبرشان میرویم اگر زیارتشان میرویم اگر نذر روضهای میکنیم میبینیم که ته قضیه یک خواسته حیوانی و طبیعی است من وقتی خودم را میشناسم به قیمت میتوانم ارتباط با معشوقم برقرار کنم ببینید قرآن چه حرفی میزند میگوید شما معشوقی جز خدا ندارید دنبال معشوق دیگری نگردید.@ (وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ) جز او معشوق دیگری نیست عاشق هر چیزی بشوید چند وقت دیگر دلت را میزند ممکن است از او متنفر بشوی و از آن جدا بشوی یک زمانی هم او تو را ترک میکند و هم تو او را ترک میکنی(لا یَبقی لَک وَ لا تَبقی لَه) نه او معشوق برای تو میماند نه تو برای او میمانی تعبیر امیرالمؤمنین(ع) هست.@ ولی وقتی که انسان خودش را میشناسد میرود یک معشوقی را انتخاب میکند که هیچ وقت از او جدا نشود طلاقی در او صورت نگیرد همیشه پیش معشوق باشد همیشه شاد باشد همیشه قوی باشد حالا کلمه(لا إله إلا الله) برای کدام آدم گفته شده برای آدم طبیعی؟@ شما الان به جوان بگویید شما معشوقی جز خدا ندارید از این چه میفهمد مثلاً بگویید همآغوشی با خدا، دور خدا گشتن، همنشینی با خدا، مست شدن با خدا، هر چه به او میگویی میایستد نگاه میکند اما اگر خودش را شناخت فهمید چه کسی است از کجا آمده داستان آمدنش روی زمین چه هست قرار است اینجا چکار بکند بعداً قرار است کجا برود.@ آن موقع در شناخت معشوقش دقت بیشتری میکند در شناخت غذاهایش دقت بیشتری میکند شما نگاه کنید چقدر در قرآن با زبان عشق سخن گفته شده یادتان باشد زبان قرآن زبان عشق و عرفان است خدا هر وقت بخواهد بگوید کارهای قشنگی بکنید میگوید معشوق شما دوست دارد که شما این کار را بکنید(إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ) فلان چیز.@ مال زمان محبت است وقتی میگوید فلان کار را نکن میخواهد بگوید این کار بد است میگوید به عشقمان صدمه میزند به رابطهمان صدمه میزند بین تو و الهات بین تو و معشوقت جدایی میافتد(إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ) صحبت از تنبیه و میزنم و میکشم و جهنم نیست.@ تنبیه و جهنم مال آدمها نیست مال کسانی است که از اول تا آخر باطنشان را حیوانی نگه داشتند مطلق، (أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) با انسانها اصلاً خدا رابطه تهدیدآمیز صحبت نکرده همهاش تشویق و محبت است دیگر نهایت حرفی که زده خیلی تند است خدا گفته دوست ندارم این کار را بکنید برای چه کسی این زبان قابل فهم است یعنی چه کسی وقتی این را بخواند میگوید عزیز من دوست ندارد.@ یک دوستی داشتیم یک لباسی میپوشید از این لباس هم خوشش میامد اصلاً از این رنگ خوشش میامد بعد چند وقت دیدیم نه آن لباس را میپوشد نه اصلاً از آن رنگها استفاده میکند، به او گفتیم چه شد؟@ گفت نامزدم از این رنگ خوشش نمیاید همین کافی بود از این رنگ خوشش نمیاید همین دلیل است از این موجهتر دلیل میخواهید که محبوبمان دوست ندارد دلیل موجهی هم هست از ترس جهنم و شوق بهشت خیلی بد است اینکه در شأن آدم نیست بگوید از ترس جهنم این کار را نمیکنم.@ این کار را اگر بکنم جهنم میروم یا اگر این کار را بکنم بهشت میروم این که خودخواهی است، نه معشوق من عزیز من اله من دوست ندارد یا دوست دارد، تا خودت را نشناسی نه خدا را میشناسی نه خلقت را میشناسی نه آدمها را میشناسی.@ نه دوستت را میشناسی نه دشمنت را میشناسی نه میتوانی از خودت لذت ببری نه میتوانی شاد باشی نه میتوانی خوشبخت باشی نه میتوانی با معشوقت و هدف خلقتت آشنا بشوی اصلاً من چه کسی هستم که خلقت برای من خلق شده یعنی من خلق شدم.@ خدا آمده یک تشکیلات به این عظمت را راه انداخته که طبیعتش از همه جا کوچکتر و تنگتر است فعلاً چند هزار میلیارد سال نوری بُعدش را کشف کردند بعد هم میگوید همه این آسمانها و ستارهها و کهکشانها و کیهانها را برای شما گذاشتند بعد هم این در مقابل آن چیزی که شما قرار است به آن برسید بازیچه است.@ این فقط یک رحمی هست که تو در آن تربیت بشوی آنجایی که تو قرار است بروی خودش در قرآن میگوید بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است بهشت هر یک نفر، بعد من بگویم این یعنی چی، من چه کسی هستم.@ بالأخره همانی که همه اتمها و الکترونها و بدن و سیارات و کهکشانها و گیاهان و درختان و حیوانات را خلق کرده همان دارد گزارش میدهد که همه اینها برای شما خلق شده و تو برای چیز دیگری، خودت را مفت نفروشی ارزان نفروشی و من غایت تعریفی که از خودم میکنم میگویم خوشبختی چیست.@ میگوید من یک ازدواج موفق کنم یک خانه داشته باشیم یک اتومبیل داشته باشیم بچهدار بشویم پدربزرگ و مادربزرگ بشویم بعد هم بمیریم، یعنی اصلاً نمیدانم برای چه آفریده شدم تا عزیز من خودت را نشناسی هیچ چیز را نمیشناسی باید عاشق خودت بشوی رغبت کنی که خودت را بشناسی.@ رغبت کنی که این اشرف مخلوقات را این گُل سرسبد خلقت را بشناسی ولی ما به شناختن غیر خودمان علاقهمند هستیم یک عمر بگذاریم پروانه و سوسک و مارمولک و موش و درخت و گیاهان و کهکشانها و ستارهها و کیهانها را بشناسیم نه اینکه اینها بد است اینها همه نور هستند همه خوب است.@ ولی زمانی مفید خواهد بود که تو بدانی این چیزها برای من خلق شده من چه کسی هستم بدانیم که اینها برای چه کسی خلق شده(مَن عَرَفَ نَفسَه عَرَفَ رَبَّه) کسی که خودش را بشناسد پروردگارش را هم میشناسد اگر نشناختی یک شناخت ذهنی ممکن است از خدا داشته باشی آن هم خدای خودت خدای ذهن توست خدای حقیقی که نیست.@ ولی آن شناختی که تو برایش خلق شدی نیست آن معرفتی که داریم اگر کسی از خدا پیدا بکند هر لحظه احساس میکند در بهشت است آن معرفت کجا این شناختهایی که ما از خدا داریم کجا.@ با توجه به این نکاتی که گفتیم بحثمان را جمعبندی کنیم تا از جلسه آینده برویم سراغ این بحث که مبنا و اطلاعات تخصصی مربوط به شناخت ما کجاست چطوری باید خودم را بشناسم جلسه آینده انشاء الله این را حل کنیم بعد هم برویم یک مقداری راجع به خودمان صحبت کنیم البته کم صحبت میکنیم.@ چون این دوره دوره انسانشناسی نیست دوره دشمنشناسی هست ما چون دیدیم اگر بخواهیم دشمنشناسی بکنیم لازمهاش این هست که اولش انسانشناسی باشد مقداری هم در مورد خودمان بحث کردیم یک مقداری بدانیم چه کسی هستیم و الا وقتی ما ندانیم چه کسی هستیم میگویند شیطان از جلو و عقب حمله میکند مفهوم نیست.@ از راست و چپ حمله میکند برایم مفهوم نیست شیطان تولید فکر میکند برایم مفهوم نیست اول خودم را بشناسم بعد که میخواهیم دشمنشناسی کنیم آنوقت راحتتر میتوانیم این دشمن را بشناسیم و از حملههایش آسیب که نبینیم هیچ، بلکه از این حملهها استفاده برای رشد خودمان کنیم.@ چون شیطان به نفع ما خلق شده به عنوان یک خدمتگزار برای ما خلق شده اگر گفته یک دشمن هست یعنی اینکه اگر نتوانی از این نعمت خوب استفاده کنی به ضررت تمام میشود مثل نعمت برق اگر نتوانی از آن خوب استفاده کنی شما را میکشد.@ مثل نعمت آب که اگر نتوانی خوب از آن استفاده کنی خفه میشوی خیلی نعمتهای دیگر هست که اینطوری است که اگر شما درست نشناسی و درست نتوانی با آنها ارتباط برقرار کنی به جای اینکه این نعمت به نفعت تمام شود به شما آسیب میزند حالا سراغ جمعبندی برویم(لا مَعرِفَۀَ کَمَعرِفَتِکَ بِنَفسِک) هیچ شناختی مثل اینکه تو خودت را بشناسی نیست.@ الان جوانهای ما علاقههای مختلفی دارند وقتی میخواهند انتخاب رشته یا استاد یا کلاس یا کتاب بکنند سراغ چه رشتهها، چه استادها، چه کتابها و چه کلاسهایی میروند چند نفر علاقهمند میشوند که خودشان را بشناسند عاشق خودشان باشند بفهمند که خدا قشنگتر و زیباتر و کاملتر از آنها خلق نکرده بزرگتر از خودشان در عالم وجود ندارد.@ پز یک جوان ما الان چه شده، افتخارش در تحصیلات چیست وقتی میگویند تو چه بلد هستی چه میگوید، چند نفر میگویند من توانستم قبل از 30 سالگی قبل از 25 سالگی خودم را بشناسم و پایههای سعادت و خوشبختی و آرامش و شادی و عشق و همه چیز را بریزند برای همین هم الان سالهای سال میتوانند از آن بهرهبرداری کنند.@ این فوقالعاده مهم است که ما عاشق خود حقیقیمان باشیم به شناخت خودمان اهمیت بدهیم پزمان این نباشد که لیسانس گرفتن در فلان رشته، دکترا گرفتن در فلان رشته، هر چه هست غیر است من لااقل در یکسال گذشته حدود صد تا در آمار مشاورهای خودم دارم.@ صد نفر فارغالتحصیلان عالی دانشگاه، فوق لیسانس بالا، دکترا و متخصصین به من مراجعه کردند افسردگی، خیلیها اگر دیپلم باشند آرزویشان این هست که من یک زمانی بروم لیسانس بگیرم فوق لیسانس بگیرم دکترا داشته باشم نگاه کن آن کسی که رسیده تو آرزو داری مثل او باشی ببین او چطور دارد زندگی میکند.@ از رشتهاش از شغلش از زندگیاش از ازدواجش، از بچههایش از روابطی که با همسرش و بچههایش دارد با دیگران دارد از روابطی که با اشیاء و عالم دارد راضی است خودش از خودش میتواند لذت ببرد میتواند خودش را شاد نگه دارد یا نه، تمام این موفقیتهایی که به دست آورده از نظر علمی به دادش هم میرسد.@ خوش به حال کسی که قبل از اینکه عاشق غیر بشود عاشق خودش بشود بخواهد وقت مطالعاتی بگذارد روی چیزهای دیگر، یک وقت برای خودش بگذارد یک سری به خودش بزند هر وقت به او بگویند برو فلان داستان فلان رمان فلان کتاب را بخوان بگو من خودم خیلی مهمتر و واجبتر از دیگران هستم عمر نمیگذارد.@ ما اینقدر بیکاریم که مینشینیم داستانهای خیالی مطالعه میکنیم داستانهایی که دروغ است افسانه است روی کتاب یا فیلم نوشته افسانه، ولی وقت داریم اینها را پیگیری کنیم بعد هم مینشینیم با آنها گریه میکنیم و میخندیم، در حوادث تلخش اوقاتمان تلخ میشود میدانید چقدر این کارها به ما صدمه میزند در حوادث شیرینش هم میخندیم همهاش خیال:@
شکوههای خیالی، غمهای خیالی، ما اینقدر بیکاریم مینشینیم با کارتون جلو میرویم با کارتون زندگی میکنیم وقت میگذاریم چیزهایی که اصلاً به ما ربطی ندارد و دانستن و ندانستنشان هیچ فایدهای برای ما ندارد بلکه ضرر دارد روی آنها سرمایهگذاری میکنیم که آنها را بشناسیم.@ ولی خودمان که عزیزترین موجود هستیم محترمترین موجود هستیم گل سر سبد خلقت هستیم هیچ علاقهای به شناخت خودمان نداریم. سؤال: چند نفر وقتی قرآن میگوید(إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شیطان دشمن شماست شما هم او را دشمن بگیرید.@ درکی از شیطان دارند امر الهی رب العالمین است بدیع السماوات و الأرض است دارد میگوید یک شیطان دارید تو هم این را دشمن بگیر از آن استفاده کن که قوی و شاد بشوی بالا بیایی چند نفر میشناسند و میتوانند بگویند ما در زندگیمان یک صحنههایی از صبح که از خواب بلند شدم تا غروب چند تا درگیری با شیطان داشتم.@ چند تا صحنه بین من و همسرم، بین من و نامزدم، بین من و استادم، بین من و شاگردم، بین من و دوستم، بین من و پدر و مادرم ایجاد کرد و من با پاسخ مناسب توانستم یک عشق خوبی را تولید کنم شیطان وقتی بین شما و هر کس دیگری که شما دوستش دارید میاید بلد باشید با او دشمنی کنید.@ در روابطتان با دیگران به محض اینکه شیطان را دشمن میگیری علاقهات به طرف مقابل بیشتر میشود طرف مقابل هم علاقهاش به تو بیشتر میشود ولی ما نه وقتی این میاید وسط قرار میگیرد چون مهارت نداریم گول میخوریم و آنوقت رابطهمان با طرف مقابل خراب میشود که توضیحش را دادم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@