در جلسه گذشته ملاک های بسیار مهمی را در مورد خودشناسی و انسان شناسی عرض کردیم، عرض کردیم نوع نگاه ما به ماه مبارک رمضان ضیافت الهی، نزول قرآن، لیله القدر، اینها و نوع احساس ما در برخورد با هر کدام از این ها نشان می دهد که بخش انسانی ما، و بخش فوق عقلانی ما، چقدر فعال است. و ما چقدر خودمان را می شناسیم به معنای واقعی خودمان. ما آنقدر عظمت داریم، که خداوند فرمود این ماه را به خاطر شما عظمته کرمته فضلته اینها را به خاطر ما انجام می دهد قرآن عظیم برای ما نازل می شود و لیله ی قدر به خاطر ما است. قدرت ما است که در یک شب می توانیم به اندازه هزار ماه حرکت کنیم، و این لطف و انعام عظیم الهی است که به هر کدام از ما این فضیلت را عطا کرده و اجازه داده که ما بتوانیم این جهش عظیم را در این شب انجام بدهیم. این ماه بسیار مبارک و شیرین را برای ما قرار داده به قول امام سجاد عیدالله الاکبر را در اختیار ما قرار داده که عید خداوند تبارک و تعالی است و این عید انسانیت است همانطور که عرض کردم در نوروز افراد احساس عید بودن، تازه شدن می کنند، که این تازگی مربوط به بخش طبیعی آنهاست، یکی از رموز خودشناسی این است که کسی که در ماه رمضان احساس تازگی، نشاط، تولد، بزرگی و جشن به او دست بدهد، نشان می دهد که این چقدر خودش را می شناسد چقدر انسان است چقدر حقیقت انسانی خودش را شناخته و با خودش انس دارد خودی که از جنس الله است خودی که از جنس اهل بیت است نه خودی که زن است یا خودی که مرد است و مربوط به کمالات زمینی و مادی است.
بعضی از جهات عظمت این ماه را عرض کردیم یکی از آنها این بود که خدا (ذل من ) است و (و لا یمن علیه) توضیح دادیم که ما با هیچ کدام از عبادتهایمان با هیچ کدام از کارهای خیر مان منتی بر خدا نداریم و این خداوند است که بر ما منت می گذارد و به ما این توفیق را می دهد که ما بتوانیم کار خیری را انجام بدهیم، هر کس موفق به طاعت و موفق به عبادت و موفق به جهاد موفق به ایثار می شود مدیون خداست و بیشتر مدیون خداوند است و بیشتر باید ممنون خدا باشد اگر انسان در ذات خودش خدای نکرده نعوذ بالله، یک لحظه طلبکار از خدا باشد این از هر گناهی کثیف تر و آلوده تر است. پیامبر فرمود اگر من (لو لم تذنبوا خشیتُ لکم اکبر من ذالک العجب) شما اگر گناه نکنید من از بدتر از گناه بر شما می ترسم. تعبیری خیلی تندی است بدتر از گناه، یک چیزی است که از گناه خیلی بدتر است و آن این است که انسان یک کار ثوابی انجام دهد کار خیری انجام دهد و یک کار عبادی انجام دهد و علیه خودش تمام شود. از این در فساد خودش در خودخواهی خودش درتکبر خودش در خودبرتربینی نسبت به گناهکارها تأثیر داشته باشد یک کسی که موفق به طاعت می شود حق ندارد خودش را برتر از معصیت کارها و گناهکارها بداند چون فرمود اگر کسی احساس بکند در درون خودش بهتر از یک نفر است (فهو مستکبر) این مستکبر است. و بدترین گناه این است که انسان کار خیری انجام دهد و کار ثواب انجام دهد خودش را لوس کند برای خدا و اهل بیت و بخواهد منتی سر اهل بیت بگذارد و طلبکار باشد از اهل بیت. این خیلی خطرناک است. لذا حضرت فرمود اگر شما گناه بکنید و خودتان را بدهکار بدانید (سیئه تسوئکه خیر من حسنه تعجبک) یک گناهی بکنی و خجالت زده باشی خیلی بهتر از این است که یک کار خیر انجام دهی و طلبکار شوی از خدا و اهل بیت. این خیلی بدتر است لذا در (یا ذالمن و لا یمن علیک) دقت کنیم که ما منتی بر حق تعالی هیچ وقت نداریم این لطف و منت خداست که امشب همه را جمع کرده اینجا در این بهشت، لطف کرده که اینجا بیاییم و خودمان را سبک کنیم، مغفرت الهی را جذب کنیم، ان شاءالله بهشت را نصیب خودمان کنیم در این بهشت دعوت مان کرده خداوند تبارک و تعالی، او منت بر سر ما دارد امیرالمومنین بر سر ما منت دارد یک وقت یک کسی نگوید من عزاداری می کنم این یک اصطلاح خیلی بدی است که بعضی از عزاردارها می گویند که ده شب عزاداری کردیم حالا مزدش را بگیریم این خیلی زشت است یک کسی بخواهد عزاداری کند و مزد بگیرد خود عزاداری توفیق است و خود خرج کردن برای اهل بیت و مجلس برپا کردن برای اهل بیت توفیق است خود این منت است خود این مزد است که به ما دادند. مزدی از این بالاتر که دل شما را متوجه غیب کردند متوجه خانواده آسمانی تان کردند متوجه بهشت کردند و تمرکز شما را به بهشت و بالاتر از بهشت رساندند این خیلی قیمت دارد این آن نعمتی است که باید ما شکر کنیم و دائماً از خداوند تبارک و تعالی تشکر کنیم.
یکی از چیزهایی که خداوند تبارک و تعالی باید بر ما منت بگذارد نمی گوییم «باید» این «باید» را خودش بر خودش فرض کرده نه از ناحیه ما، یکی از منت هایی که خداوند بر ما دارد و می گوید این را از من بخواهید «منّ علی بفکاک رقبتی من النار» خدایا منت بگذار بر من به این که من را از جهنم نجات بده. به واسطه این همه معصیت هایی که کردم چه کارهای خوبی کردم و منت گذاشتم چه نمازهایی که کردم عبادتهایی که کردم و بی توجه و بی حضور قلب و با جسارت و با بی ادبی بوده و هیچ توجهی نداشتم چه گناهانی که کردم، همه این ها را تو بر من ببخش و منت بگذار بر من و من را نجات بده، «منّ علی بفکاک رقبتی من النارفی من تمنّ علیه) در بین همه کسانی که به آنها منت می گذاری و نجاتشان می دهی اسم من را هم در بین آزاد شدگان بنویس. مبادا که ما خدای نکرده جز آزاد شدگان نباشیم. یک روایتی از لطف خداوند تبارک و تعالی، برای شما بخوانم، بسیار زیباست در مورد لطف الهی.
فرمود: هر کس نماز سنتی در این ماه، یعنی نماز مستحبی در این ماه برای خدا به جا بیاورد خداوند برای او بیزاری از آتش جهنم می نویسند. خوب، خدا رحمت کند مرحوم آقا شیخ عباس قمی را فرمود که این ماه که در های بهشت باز می شود و درهای جهنم بسته می شود خدا نکند که ما کاری نکنیم که ما جز آزادشدگان از جهنم نباشیم. باز خود ایشان حدیث می آورد که در آخر هر روز از روزهای ماه رمضان، در وقت افطار حق تعالی هزار هزار کس را از آتش جهنم آزاد می کند. و چون شب جمعه و روز جمعه می شود در هر ساعتی هزار هزار کس را از آتش جهنم آزاد می کند. ببینید ما با چه خدای رحیم و مهربانی چه خدای رئوفی سر و کار داریم. که هر یک مستوجب عذاب شده باشند و در شب و روز آخر ماه، به عدد آنچه در تمام ماه آزاد کرده یعنی عید فطر ان شاءالله، روز آخر و شب آخر، آزاد می کند. پس ای عزیز مبادا بیرون رود ماه مبارک رمضان و گناهان تو باقی مانده باشد. خیلی خطرناک است. این همه مغفرت خدا بریزد و ما باز هم گناهکار در ماه رمضان بمانیم. که بسیار خطرناک است. این منت خداوند تبارک و تعالی است بر سر ما، و این چیزی است که ما حتماً باید جز اولین چیزها بخواهیم که ان شاءالله در مهمانی به روی ما باز شود اول درون ما پاک شود تا ما احساس ضیافت و مهمانی و جشن سرور، شرکت در ضیافت، ملاقات خوبان که در این ضیافت شرکت دارند به ما دست بدهد.
«و ادخلنا الجنه برحمته یا ارحم الراحمین» خدایا من را ضمن اینکه آزاد می کنی داخل در بهشت کن، فرصت نداریم راجع به این موضوع صحبت کنیم وقت مان بسیار بسیار کم است حتماً عزیزان را توصیه می کنم آن مباحث بهشت را مراجعه کنند بهشت یکی از چیزهایی است که خداوند تبارک و تعالی با آن بندگان خوب خودش را درمان می کند. یکی از مباحث انسان شناسی این است که خداوند در قرآن، صدها آیه را به بهشت اختصاص داده، و به نعمتهای آخرتی به وسعت بهشت که فرمود، رغبت داشته باشید سرعت بگیرید از همدیگر، و سبقت بگیرید، سارعوا الی مغفره من ربکم و الجنه عرضها السموات والارض» به سرعت بیایید به سمت مغفرت خداوند که خداوند پاک تان کند و شما را وارد بهشت هایی بکند که به اندازه همه آسمانها و زمین است. بهشت یک نفر است به اندازه همه آسمان ها و زمین، حضرت می فرماید سبقت بگیرید، ان کنتم راغبین لا محال فرغبوا فی الجنه عرضها السموات و الارض» اگر شما واقعاً اهل رغبت هستید و میل دارید میل تان را به بهشت برسانید. با میل به بهشت زندگی کنید علی ع فرمود کسی که شوق بهشت می آید سراغش، «شوقوا انفسکم الی نعیم الجنه» خودت تا را مشتاق بهشت و نعیم بهشت بکنید. نعیمی که جاودانه است که نعیمی که ممنوع نیست، ممنون هم نیست، آن نعیم پایدار بهشت به این رغبت داشته باشید، که «تحب الموت و تمقت الحیات» اگر یک کسی شایق بهشت باشد زندگی را به زور تحمل می کند همه اش اشتیاق آینده اش را دارد چون جدی می گیرد آن را دوست دارد مرگ را، اسم مرگ می آید دقیقاً طبیعی ترین آدم کسی است که وقتی اسم وفات می آید لذت ببرد. نه اینکه تا به او گفتند مریض هستی سرطان داری، فلان مریضی را داری ترس و اضطراب و احساس بدبختی و تاریک شدن دنیا بیاید سراغش. اگر کسی درست زندگی کند وقتی به او می گویند وفات، یعنی تولد. او اشتیاق می گیرد او شوق می گیرد، می گوید من چند دقیقه دیگر ، چند روز دیگر، چند ساعت دیگر می خواهم به رحمت خدا بروم. از یک رحمت یک درصدی خدا که در دنیاست، به رحمت نود و نه درصدی خدا که آخرت است می خواهم بروم. می خواهم آنجا پیش خانواده آسمانی، و پیش همه ملائکه الله و انبیاء و اولیا و صدیقین و شهدا و صالحین بروم. می خواهم بروم پییش همه کسانی که در دنیا دوست شان داشتم و همیشه سر نماز خواستم من به راه آنها هدایت شوم «صراط الذین انعمت علیهم» کی ها بودند؟ انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین. یک عمر از خدا این راه را خواستم و الان الحمدلله رسیدم به آخر عمر، و دیگر فرصتی ندارم می توانم بروم آنجا، این اشتیاق خیلی اشتیاق بزرگی است. خدمت یکی از بزرگان بودیم در همین ماه مبارک رمضان، که خوب ایشان سن زیادی داشتند، بیش از 70 سال، گفتند یکی از من سوال کرده که دوست داری برگردی به 20 سالگی؟ گفتم نه دوست ندارم گفتم من این مسیر را طی کردم تا اینجا آمدم الان اشتیاقم به جای دیگر است و به چیز دیگری است این حب موت، (تحب الموت) مال کسی است که خودش را خوب می شناسد آخرت را می شناسد، الله را می شناسد، برزخ را می شناسد، و اینکه نمی چسبد به دنیا. چسبندگی ندارد.
نکته ی که خیلی خیلی مهم است، این است که وقتی می گوییم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیا است، حالت جنین باید حالات ما در دنیا باشد، خوب، جنین جدی ترین مسئله اش تولد است، اگر یک کسی آخرت بهشت، نعیم آخرت دائماً در طول روز فضای ذهنی اش را اشغال می کند کارهای دنیایی اش خیلی به شیرینی و شادی و سهولت رد می شود سخت گیری ها، تکلف ها، مسابقات، چشم و هم چشمی ها، رقابت های جهنمی، از رو ذهن این آدم برداشته می شود. بدهکاری ها، فشارهای اقتصادی و مالی که چون فشار اقتصادی مالی و بیشتر روی کسانی می آید که دنیا را جدی می گیرند. آزاد می شود روح انسان وقتی مثل یک جنین هدف اصلی اش تولد سالم به آخرت باشد. وقتی بزرگترین مسئله که خدا می گوید که باید بزرگترین مسئله تو تولد سالم باشد رسیدن به اهل بیت باشد رسیدن به خانواده آسمانی ات باشد، رسیدن به من باشد یک کسی که بزرگترین دغدغه ی زندگی اش آخرت است مثل یک جنین دائماً از صبح تا شب هزاربار یاد تولدش می افتد. همه اش به تولدش فکر می کند چون هر لحظه ممکن است متولد شود، هر لحظه ممکن است متولد شود.
شما همین امروز فردا ان شاءالله پس فردا بروید یک سر به بهشت زهرا بزنید ببینید چندتا جوان تر از خودتان را بردند و دفن کردند، ببینید دهها و صدها نفر جوانتر از ما را بردند دفن کردند، ببینید چقدر پدر ومادرها آمدند برای دفن بچه هایشان، پدر ومادرهایی که آرزو داشتند این بچه ها بزرگ شوند و به جاهایی برسند بچه هایی که فکر می کردند یک زمانی پدر و مادرشان را دفن می کنند و خودشان بزرگ و پیر می شوند رفتند. و دیگر کسی این را باور کرد که هر لحظه ممکن است به آخرت برود، آخرت بزرگترین دغدغه زندگی اش است تولد سالم بزرگترین دغدغه زندگی اش است وقتی این بزرگترین دغدغه زندگی اش شد شوق آخرت شوق بهشت، و شوق بالاتر از بهشت آمد در دلت، آن موقع است که دلت خیلی شاد می شود. خیلی آرام می شود. دیگر تو رقابتت با مردم سر جهنم و قطام جهنم نیست. دیگر کینه ای از کسی به دل نمی گیری. سر دنیا با کسی دعوا نمی کنی. زن وشوهر خواهر و برادر، اعضای خانواده دیگر سر دنیا با همدیگر قیل و قال ندارند. فرمود کسی که قیل و قال می کند با دیگران، من شفاعتش نمی کنم. من زناکار، شرابکار، قمارباز، قاتل را ممکن است شفاعت کنم در قیامت، اما یک کسی که اهل قیل و قال است را شفاعت نمی کنم. اهل بگو و مگو است اهل دعوا نیست اهل جر و بحث است این آدم خیلی آدم خطرناکی است. یک کسی که دلش آزاد شود به قیامت، دلش آزاد شود به آخرت با هیچ کس جر و بحث راه نمی اندازد راحت رد می شود گیر نمی دهد وراجی نمی کند همه اش در پی اثبات خودش نیست که حق با من بوده فلانی را بزنم زمین رویش را کم کنم، اصلاً این طوری نیست، حضرت فرمود اگر حق هم با شما باشد سکوت کنید و رد شوید و بروید. دلتان را آشفته نکنید برای اینکه بخواهید این را ثابت کنید رد شوید بروید چون سرعت تان کم می شود ما را دعوت کردند که با سرعت به سوی مغفرت خدا و بهشتی که به اندازه همه آسمان ها و زمین است برویم، آدمی که اهل رقابت بر دنیاست بر سر دنیاست با خواهر و برادر و باجناق و جاری اش، همسایه اش، مسابقه سر کیفیت زندگی می گذارد با دیگران، این آدم سرعت دیگر ندارد. این آدم در این لجن زار همینطوری می ماند. سرعت که ندارد اصلاً حرکت ندارد و روز به روز حرکتش هم بدتر می شود عقب گرد دارد. ما وقت نداریم وایستیم با کسی جر و بحث کنیم وقت نداریم هی بگوییم حق با من است یا وقت رقابت با کسی را نداریم. ما وقت دعوا کردن با همسر مان فرزندان مان پدر و مادرمان خواهر و برادر مان را نداریم یک کسی که حوصله جر و بحث دارد در زندگی یک کسی که یک سره تلخی دارد یک کسی که یکسره پرخاشگری دارد با فامیل و با فامیل همسر و خانواده و دیگران یکسره جنگ و دعوا در محیط کار دارد این آدم اصلاً سرعت ندارد یعنی در این لجن زار جهنم دنیا دعوا ها وجهنم ها و عصبانیت ها همینطوری مانده. رشدی نمی تواند بکند، (وادخل الجنه) حرف خیلی بلند است یک کسی تا بهشت را نشناسد نمی تواند این دعا را درست بگوید، علامت خودشناسی این است وقتی اسم بهشت می آید دلت شاد شود دلت آرام شود، اشتیاق بیفتد در دلت، دلت خنک شود وقتی اسم بهشت می آید، وقتی اسم جهنم می آید، بترسی، بترسی علی علیه السلام فرمود: «به خدا قسم اگر شب تا صبح من را روی بدترین خار ها بکشانند شب تا صبح، و دستهایم را به غل و زنجیر بکشند برایم محبوبتر از این است که در حق یک بنده خدا ظلم کنم و قیامت مجبور شوم جلوی خدا بایستم که به کسی ظلم کرده باشم.» حالا شما نگاه کنید مردم چقدر راحت گران فروشی، بدفروشی، قاچاق، دروغ گویی در معاملات، خمس ندادن، زکات ندادن، حقه سر دیگران، کلک زدن به دیگران، قرض گرفتن و ندادن، چقدر با هم با خشونت و ظلم رفتار می کنند اگر می دانستند چه کار دارند با خودشان می کنند که اینطوری رفتار نمی کردند.
با بداخلاقی ها با تندخویی ها، با زودرنجی ها با حساسیت ها با نق و غر ها اگر می دانستند دارند با خودشان چه کار می کنند، دیگر این کار را نمی کردند، قاعده ای که همیشه توضیح دادیم و تذکر دادیم در درسها به شما، چی بود؟ این که نفس ما قبر ماست، هر کس می خواهد ببیند قبرش چه شکلی است ببیند که روحش چطوری است اگر یک روح شاد و آرام و منبسط و پاک از کینه ها پاک از رقابت ها پاک از مسابقات و چشم و هم چشمی ها دارد قبرش هم آرام و شاد است. اگر در روح تان اهل بیت می آیند و می روند، خدا دائماً می آید و می رود، بهشت می آید و می رود در روحت، قبرت هم اینها می آیند اگر در نفست جهنم می آید، اینترنت می آید ماهواره می آید، هر کسی هر شکلی هر آدمی هر شخصیتی می آید قبرت هم همانطور است. اگر دعوا و درگیری و اختلاف و کشمکش و رقابت و رو کم کردن و بی محبتی و بی مهری می آید در قبرت، کینه است در دلت، اگر آتش است در دلت، اگر عصبانیت است اگر زودرنجی و لوس بودن و حساسیت است اگر خودبینی است قبرت هم شکل خودت است. قبر هر کس شبیه خودش است همین الان شبیه الان ماست قبر ما. ببینیم در قبر ما کی می آید و چی می آید. مار می آید در قبر ما؟ یا پیغمبر می آید در قبر ما؟ حضرت زهرا و اهل بیت می آیند یا جهنمی ها و ملائکه عذاب می آیند؟ نفس خودت را ملاک قرار بده ببین کی ها در آن رفت و آمد می کنند در طول روز، حتی در خواب میتوانی بفهمی که در نفست کی ها می آیند و می روند، خوابهای یک آدم هم رنگ خودش است، شکل خودش است، یکی از مبانی انسان شناسی نوع خواب های یک آدم است، از نوع خوابهای یک نفر می توانی بفهمی کی است و چه کاره است.
خوب، ببینیم ما چه کاره هستیم، (وادخلنی الجنه) خیلی قیمت دارد، خدایا من را داخل بهشت بکن، این کار یک آدم حسابی است، که بهشت را می خواهد از خدا، اشتیاق دارد، کیلویی رد نمی شود برود از کنار این یک جمله، دستش را می برد بالا و می گوید خدایا داخل بهشت کن مرا، (من علیه بفکاک رقبتی من النار فی من تمن علیه و ادخلنی الجنه) خدا به دل ما نگاه می کند ببیند ما در گفتن این کلمات اینکه می خواهیم جهنم نرویم و بهشت برویم چقدر جدی هستیم. اگر سهل انگارانه و همینطوری داریم فقط دعا می خوانیم و می رویم جدی نیستیم اصلاً کسی هم با این دعاها کاری ندارد، خدا با کسی کار دارد که جهنم را تجسم می کند ومی ترسد از آن، ما صدها آیه راجع به جهنم داریم باید ببینیم و بترسیم. و صدها آیه و هزاران حدیث در مورد بهشت داریم و باید آدم بخوانیم و اشتیاق پیدا کنیم. شوقش بیاید. ببین در دلت کی ها و چی ها می آیند؟ نوع آرزوها و معشوقها و محبوبهایت کی است قیمتت هم در می آید، ببین که تو با خودت چه کار کردی، این ها ملاک های انسان شناسی است، و مبانی انسان شناسی است، که ما چقدر واقعاً اشتیاق مرگ، اشتیاق بهشت، اشتیاق آخرت اشتیاق خانواده آسمانی مان، چقدر دل مان برای فاطمه زهرا تنگ می شود چقدر دل ما برای اهل بیت تنگ می شود. این ها ملاک های بسیار مهمی است. (وادخلنی الجنه) خدایا من را داخل به بهشت کن. بعد چی؟ می رویم سراغ اسم های برجسته ی خدا، «برحمتک یا ارحم الراحمین» خدایا من ترا به رحمتت قسمت می دهم که ای کسی که از همه رحیم تر هستی، و مهربانتر هستی، این را من از تو می خواهم.
یکی از ملاک های انسان شناسی دعای بعد از این دعاست که فرمودند هر کس این دعا را بخواند، گناهان گذشته و حال و آینده اش آمرزیده می شود. چرا اینطوری می گویند چون این دعا یک دعایی است که اگر یک کسی جدی بخواند و باور داشته باشد نسبت به فقرات این دعا، دروغ نگوید به خدا وقتی دارد دعا میکند این شخص اگر هم مرتکب گناه شود پایش لرزش داشته باشد اینقدر آدمی که جدی است شخصیتش عزیز است پیش خدا، شخصیتش بزرگ است که پیش خدا، این اگر پایش بلغزد دچار یک فحشایی یک منکراتی یک گناهی هم شود، زود خدا وجودش را بازسازی می کند. نمی گذارد اصلاً گناه به او بماند چه گناهانی که در گذشته داشته چه گناهانی که الان مرتکب ممکن است شود یک شخصیت برجسته اگر یک موقعی هم دچار گناه شود ما که معصوم نیستیم، برای همین قرآن می فرماید، متقین کسانی هستند که، راجع به متقین دارد می گوید، متقین کسانی هستند که «الذین اذا فعلوا فاحشته او ظلموا انفسهم» کسانی که ممکن است یک موقعی یک دفعه پایشان بلغزد دچار فاحشه ای بشوند یا ظلمی به نفس کنند. فاحشه یعنی گناه نسبت به دیگران، فحشا و منکرات نسبت به دیگران، می گوید به خودشان ظلم کنند زود بر می گردند زود توبه می کنند زود جبران می کنند. متقین هم یکموقع ممکن است پایش بلغزد ممکن است یک گناهی کند یک آدم با تقوا و بزرگ و خوب ممکن است یک موقع پایش بلغزد، ما نباید یک کسی را پایش لغزیده سرزنشش کنیم، نه خدای نکرده با اینکه آدم خوبی است آدم بزرگی است اگر یک دفعه پایش لغزید سرزنشش کنیم این ممکن است سراغ همه ما بیاید. فقط 14 نفر بودند که هیچ وقت گناه نمی کردند و پایشان نمی لغزید. هر کسی ممکن است پایش بلغزد و گناه کند. خدا می گوید این آدم چون آدم خیلی قیمتی و بزرگی است اگر یک موقع پایش بلغزد دچار فحشا و منکرات شود زود من از نفسش این را پاک می کنم و بازسازی می کنم برایش، این دعا دعای خیلی مهمی است همه تان حفظ هستید و بلد هستید ولی باید جدی خوانده شود یعنی حیا کنیم از اینکه این را جدی نخوانیم پیش خدا داریم با خدا حرف می زنیم. خدا نکند که یک دفعه خدا به دل ما نگاه کند ببیند که ما شوخی می کنیم این دعاها را می خوانیم ما داریم مسخره بازی در می آوریم وقتی این دعاها را می خوانیم. جدیت می خواهد اگر انسان جدی بخواند این دعا را، هم گناهان گذشته هم گناهان حالش و هم گناهان آینده اش هم بخشیده می شود یعنی اگر در آینده این دچار گرفتاری و مشکلی باشد چون شخصیتاً شخصیت شبیه الله است این دعا انسان را شبیه الله می کند این دعا انسان را شبیه اهل بیت می کند به بزرگی اهل بیت تربیت می کند، این اگر آینده هم گناهی مرتکب شود، گناهانش آمرزیده می شود. این دعا با محتوایش انسان را بیمه می کند البته این دعا مختص ماه مبارک رمضان هم نیست، همیشه انسان می تواند این دعا را بخواند. حالا بعضی از فقراتش را با هم می خوانیم (اللهم ادخل علی اهل القبور السرور) این دعا دو جنبه دارد یک جنبه اش ما را شبیه می کند به اهل بیت، شبیه می کند به الله، یک جنبه اش هم این است که و شخصیت ما را شبیه امام زمان می کند و دست ما را در دست امام زمان می گذارد این دعا یک جنبه خواهش دارد یک جنبش کنش دارد، خواهش این است که واقعاً از خدا ملتمسانه این را بخواهیم، و خودمان هم در انجام این فقرات جدی باشیم، کنشش این نقدهای دیگر است که در رابطه به امام زمان علیه السلام است بعید است که در این چند دقیقه وقت بتوانیم بگوییم ان شاءالله از شب بیست و سوم برایتان بگویم که اوج این بحث مان است.
خدایا «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» یک آدمی که شبیه الله است، شبیه اهل بیت است، اصلاً طاقت ندارد هیچ کس را در جهنم ببیند و در عذاب ببیند. به فکر اموات است، به فکر بدوارثان بی وارثان بی کسان است، به فکر آدمهای خوبی که ممکن است به خاطر حق الناسهای گرفتاری هایشان آن طرف گرفتار باشند است، و اساساً شخصیت این آدم از زمین و کره زمین و عالم دنیا خارج می شود و به ملکوت به مدد اهل برزخ می رسد. یک آدم اینطوری مددکار اهل برزخ است. نه اموات خودش، اموات دیگران را هم از این خیر می بینند. این آدم نجات دهنده ده ها صدها هزاران و میلیونها نفر از آتش می شود در دنیاست در زمین است ولی شخصیتش بزرگ است، در روایت داریم قیمت هر آدمی به همت های آن آدم است تصمیم ها آرمانها، نقشه هایی که یک آدم برای خودش می کشد، اوجی که یک انسان برای خودش سراغ دارد قیمت یک آدم را مشخص می کند. ببینید شما برای از زندگی خودتان، و فرزندان تان چه تصمیم هایی گرفتید چه برنامه ریزی هایی برای خودتان کردید یک کسی بگوید من می خواهم وکیل شوم وزیر شوم رئیس جمهور شوم خیلی خودش را نازل و پست دیده، یکی می گوید من دکتر شوم و مهندس شوم باز هم خودش را خیلی دست کم گرفته، ببین چقدر قدر است این دعا، ما را چقدر شبیه می کند آرمان به ما می دهد قیمت به ما می دهد می گوید بیا بیرون از رو زمین برو برزخ میلیونها آدم را از آتش خاموش کن. یک آدم باید خیلی نورانیت خیلی خنکی داشته باشد که بریزد روی این آتش و خاموش کند بقیه را و نجات بدهد. یک آدم باید شخصیتش خیلی دست گیر باشد شخصیتش کمک کننده باشد خیّر باشد واقعاً خیر بر وجودش، رحمت و رحیمیت بر وجودش حاکم باشد، که این قدر می تواند مرده ها را نجات بدهد. دستش را می گیرد حالا خدا نکند یک کسی کینه داشته باشد، این خیلی خطرناک است، یک کسی مرده ای است رفته، حالا هی کینه دارد، یک موقع هایی می بینی خانمها می گویند که آره، خدا رحمت کند مادرشوهرم را دعایش می کنم ولی دلم از دستش فلان است نمی دانم فلان کس را دعا می کنیم ولی اعصاب مان از دستش خرد است این خوب نیست. شخصیتی که قرار است شبیه خدا شود، اصلاً در زندگی اش معامله ی با افراد نمی کند اصلاً اینقدر کوچک نمی کند بیاید درگیر مسائل شخصی با دیگران بشود. اصلاً اینطوری نیست. شما هر وقت با هر مسئله ی درگیر می شوید قیمتت هم همان است او اینقدر سرعت دارد، فرمود در این بهشتی که می خواهید بیایید یک جا فرمود «سارعوا الی مغفره من ربکم» یک جا فرمود «سابقوا» از بقیه سبقت بگیرید واینستا با کسی کل کل کن واینستا با زن و بچه و شوهرت کل کل کن و هی بخواهی ثابت کنی حق با تو بوده. ما اگر اینگونه فکر کنیم هیچ وقت در زندگی های ما طلاق اتفاق نمی افتد، اگر طلاق هم اتفاق بیفتد حداقل مهم این است که ما مسئولش نباشیم. جهنمش مال ما نباشد، ما عاملش نباشیم، درست فکر کنیم، می گوید اصلاً معطل بندگان من نشوید شما با من طرفید، بیایید به سمت من، بیایید به سمت من با عجله بیایید معطل نکنید خودتان را، ببینید علی علیه السلام چقدر زیبا می گوید من که در کوچه می روم به من فحش می دهند می گویم با یک علی دیگری است. مگر حضرت علی شخصیت ندارد مگر نمی تواند جواب بدهد، ولی من بخواهم بایستم جواب این آدم را بدهم خوب این آدم جوابش را خودش در همین دنیا می گیرد و خداوند به خاطر فحشی که این به من داده گناهان من را می بخشد و به من درجه می دهد چرا وایستم خودم را معطل کنم سرعت بگیر بیا نایست با هر کس دست به یقه شوی. آدمهایی که همیشه با دیگران با همسر و فرزندان شان و پدر و مادر و دوستان وهمکاران شان یکسره تنش دارند اینها آدمهای نادانی هستند که عمر شان را در جهنم تلف می کنند و عذاب و فشار آخرت را برای خودشان می خرند. با عجله بدوید بیایید، بهشت منتظر شماست، انبیا منتظرتان هستند خانواده آسمانی تان منتظرتان است. امام حسین منتظر تان است امام زمان منتظرتان است مادرتان حضرت زهرا منتظرتان است ملائکه الله منتظر شما هستند، عجله می کنند می گویند بیایید زود بیایید معطل نکنید، در دنیا نمانید در این لجن زار، ما وایستیم هی جر و بحث و ناراحتی و دعوا، «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» یک آدم چقدر بزرگ می شود که می تواند یک عالم اهل قبور را شاد کند شادی بفرستد برای همه شان، بعضی ها را دیدید می خواهند یک کیلو خرما خیر کنند می گویند این فقط برای ننه جانم است بابا بفرست این را برای همه خدا به ننه جانت هم بیشتر می دهد تو جگرش را داشته باش، از ننه جانت خارج شو، بیا بیرون دست از سر این ننه جانت بردار بگو خدایا این را می دهم برای هر که لازم است اصلاً من فضولی هم نمی کنم من دوست دارم همه مرده ها شاد شوند مرده های خودم و هر که را تو صلاح می دانی این پول و این خیرات را و این مبرّات فرستادم فقط برای هر کس تو دوست داری. اصلاً من چه کاره ام در محضر تو، فضولی بکنم بگویم کی برود بهشت کی نرود بهشت، به کی بدهم به کی ندهم خدایا هر که را صلاح می دانی، تو که مهربانتر از من به مادر من هستی، به اموات من هستی، یک آدمی که خودش را بزرگ می کند شبیه الله می کند می گوید خدایا من این را فرستادم برای همه، خدا می گوید اول اموات خودش، اول پدر و مادر خودش، خدا خدایی بلد است، هی محدود عمل نکنیم، این دارد به ما یاد می دهد که هیچ وقت در هیچ چیز محدود نگاه نکنیم، این خانه را وقف کردم فقط برای بابای خدا بیامرزم، برای چی، خوب بگو وقف کردم برای خودت و به عشق خودت فرستادم مال خودت خدایا به هر که دوست داری بده. آدمهای بزرگ، کسانی هستند، در روایت داریم اینها وقتی می روند در قیامت، آدمهایی که بزرگ فکر می کنند، وقتی صحنه قیامت می شود، به به، به به، چقدر بزرگ اند، در صحنه قیامت هر چی کم دار می آورد ثواب برای اینکه بهشت برود وایستاده آنجا شیر، قرص محکم، شبیه الله شده خودش دیگر، می گوید خدایا از ثواب های من بده به اینها بروند بهشت کسی لنگ نماند. آنجایی که قرآن می گوید ولا تزر وازره وزرا هیچ کس بار کسی را تحمل نمی کند یک آدمهای خاصی هستند می گویند خدایا از صواب های ما بده به اینها بروند، ما گناه کسی را بر نمی داریم ببریم ولی صوابهای مان را می دهیم به دیگران. در روایت داریم اینقدر از این صوابهایشان می دهند و آدمها را نجات می دهند هیچ چیز برای خودشان باقی نمی ماند.
چقدر جگر می خواهد آدم شبیه الله شود این جگر را باید در دنیا داشته باشی، خروج از خودت، قمار کردن با خدا، و اهل بیت، در مسائل مالی، در مسائل جانی، هر وقت می گذری از آن در رویت باز می شود، وقتی که می ترسی چرتکه می اندازی وقتی می خواهی برای امام زمانت خرج کنی، وقتی می خواهی برای دینت خرج کنی یکسره اضطراب داری، وقتی می خواهی برای دینت خرج کنی می خواهی غلبه ای بر نفست کنی این دیگر عاشقانه نیست. عاشقانه زمانی است که تو با عشق هزینه می کنی، می ریزی پای خدا، می ریزی پای بندگان خدا، می ریزی پای امام زمانت می ریزی پای دینت با عشق نه با اینکه هی به تو بگویند که بخواهی غلبه کنی و نفست، ثواب دارد ولی عشق یک چیزی دیگر است.
عشق یک چیز دیگر است. عشق این است که به حضرت پول می دهد به امام صادق علیه السلام می گوید برایم یک خانه بخر، چند روز بعد می آید می پرسد که خانه خریدی برایم، می گوید بله یک خانه خریدم بغل خانه خودم در بهشت، می گوید آقا چی شد؟ می گوید همه را صدقه دادم ولی تضمینی یک خانه بغل من داری در بهشت گفت دست شما درد نکند. تمام شد دیگر . رفاقت با خدا و اهل بیت همین است. جگرش را داری، آنهایی که چرتکه می اندازند، به لیاقت رفاقت صمیمیت نمی رسند. آنهایی که جگر دارند هزینه کنند خرج کنند خودشان ذهن شان، قلم شان، گفتار شان، هنر شان، موقعیت اجتماعی شان، تحصیلات شان، فنی که بلدند همه چی را می ریزند پای اهل بیت، جسماً روحاً وقف می کنند هزینه می کنند و هزینه می شوند آنها فقط مقام رفاقت را به دست می آورند، «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» یعنی از این حالت خانم بودن آقا بودن، محدود بودن بیا بیرون تو بینهایتی، محدود نگاه نکن، کوچولو نمان، بزرگ باش، به یاد همه، همه را دعا کنیم همه را یاد کنیم، که ان شاءالله فقرات بعدی را می خوانم، تا برسیم به بزرگترین تکلیف شب قدر مان.
والحمدلله رب العالمین