جلسه 031 - انسان در گستره منازل آخرت
شماره جلسه
31
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
6
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 031 - انسان در گستره منازل آخرت

بابسلام علیکم و رحمۀ الله.@ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ آخرین بحثمان را هم درباره یاد موت خدمت عزیزان تقدیم میکنیم عرض کردیم که یاد موت یکی از عوامل شادی و آرامش انسان هست کسانی که از یاد موت میترسند یا ناراحت میشوند در اثر خودفراموشی و فراموشی ماهیت جنینی خودشان و ماهیت رحمی دنیاست و الا موت یک تولد هست به عالمی بسیار بسیار زیباتر، کاملتر، پیشرفتهتر، شیرینتر و پاک.@ آنهایی که خود حقیقیشان را و خانه ابدی خودشان را فراموش میکنند و به تعبیر قرآن روی زمین سنگین میشوند و به حیات دنیا راضی میشوند و از آخرت غافل میشوند وقتی اسم موت میاید خیلی خوششان نمیاید ناراحت میشوند و یاد موت برای آنها غم میاورد.@ اما برای یک انسانی که درست زندگی کرده ایمان حقیقی به آخرت دارد خوب زندگی کرده موت یعنی آسایش از همه سختیها، یعنی یک راحتی مدام، یک زندگی بیدردسر، یک زندگی مقرون به شادی و نشاط، یک زندگی مقرون به آرامش و معنویت خیلی زیاد، آن هم در کنار محبوب حقیقی خداوند تبارک و تعالی و در کنار خانواده حقیقی خودمان که خانواده آسمانی ما هستند.@ بنابراین اساساً موت و یاد موت خودش یک آینه است برای اینکه انسان خودش را در این آینه نگاه بکند قرآن خطاب به یهودیها که ادعا میکردند از دوستان خدا هستند اینطور میفرماید که(قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ وَ لا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ).@ ای کسانی که یهود هستید اگر که گمان میکنید که دوستان خدا هستید پس تمنای موت بکنید چون هیچ دوستی نیست که تمنای ملاقات با محبوب خودش را نداشته باشد آرزوی ملاقات با محبوب خودش را نداشته باشد(فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ) اگر راست میگویید، بعد میگوید شما هرگز نمیتوانید تمنای موت بکنید، چرا؟@ (بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ) به خاطر اینکه شما آنقدر معصیت کردید آنقدر گناه کردید آینده خودتان را خراب کردید و خداوند به ظالمین آگاه هست شما ظالم هستید چطور میتوانید آرزوی مرگ بکنید بنابراین آرزوی مرگ یک آینه هست برای اینکه انسان تشخیص بدهد که در زندگیاش تبهکار بوده مجرم بوده یا صالح بوده.@ کسی که آرزوی مرگ ندارد یعنی خرابکاری زیاد کرده یعنی از آینده میترسد اما یک کسی که درست زندگی کرده وقتی اسم مرگ میاید یعنی وقتی اسم عروسی و تولدش میاید آن هم به یک عالمی آنقدر بینهایت شیرینتر و زیباتر و کاملتر از اینجا، قطعاً قند در دلش آب میشود خوشحال میشود.@ مرگ برایش ترسآور نیست نگرانکننده نیست غمانگیز نیست این آینه خوب هست نیازی دیگر به این نداریم که حالا حتماً یک کسی پیدا بشود به ما بگوید درونتان چطوری هست شما چه شکلی هستید نه این آینه بسیار شفاف و قدرتمند در اختیار ماست با نگاه کردن در این آینه میتوانیم بفهمیم که ما چه کردیم عمرمان چطوری گذشته.@ دوستی مرگ یاد مرگ برای کسانی که خودشان را آماده کردند برای آن، لحظه بسیار باشکوه و شیرینی هست پس سخن از مرگ، سخن از تولد به بهترین شرائط زندگی است و شادیآور و آرامبخش است مگر اینکه یک کسی در حق خودش خیانت کرده باشد.@ یعنی خود اصلی و خود حقیقیاش و خود انسانی و فطریاش را فراموش کرده باشد در حق خودش خیانت کرده باشد خوراک لازم را به او نداده باشد در حقش ظلم کرده وقتی اسم موت میاید یعنی جایی که انسان محاکمه میشود به اینکه با خودت چکار کردی کسی که(الخائن خائف) خائن همیشه ترسان است.@ شخص خائن همیشه میترسد اما یک کسی که خود حقیقیاش را پیدا کرده عاشق خود حقیقیاش هست او را به موقع تغذیه کرده به آن رسیده در حقش کوتاهی نکرده این چه ترسی دارد از اینکه از او سؤال بکنند که با خودت چکار کردی.@ فکر کنید یک خدمتگذاری در خانهای کار میکند صاحب آن خانه بچه را به او میسپارد میگوید من میروم یک ماه دیگر از مسافرت برمیگردم با این خوب رفتار کن به این خوب برس اگر من بیایم ببینم به این خوب رسیدی خوب رفتار کردی و این از تو راضی هست چقدر به تو جایزه میدهم.@ یک کسی که در مدت نبودن آن شخص ارباب خانه خیانت نکرده به این بچه با مهربانی رسیده به آن توجه کرده به خواستههایش توجه کرده خوب از او پذیرایی کرده این هر چقدر زمان آمدن صاحبخانه نزدیکتر میشود واقعاً خوشحالتر است، چرا؟@ چون میداند وقتی که برگردد ببیند چقدر به این بچه خوش گذشته این بچه ابراز رضایت بکند این هم زودتر به پاداش خودش میرسد. کسانی که به خود الهی خودشان که از خدا در ما دمیده شده آن خود را حرمت میگذارند احترامش را نگه میدارند و دوستش دارند و از او پذیرایی میکنند به او میرسند پاک نگهش میدارند.@ آنها نسبت به لحظهای که باید خود الهیشان را تحویل خدا بدهند خیلی دلشاد هستند خیلی خوشحالند میگویند لحظهای میرسد که از من میخواهند که این خود الهی را تحویل بدهم از من میخواهند بپرسند با این خود الهی که از خداست و در ماست و امانت خدا در ماست چه کردی.@ من هم کوتاهی در حقش نکردم هر چقدر توانستم دوستش داشتم به او خدمت کردم خوراکهایش را به موقع به او دادم اصلاً از او کم نگذاشتم این خیلی خوشحال است وقتی که اسم وفات میاید یعنی اسم جایزه، اسم خشنودی خداوند، اسم پیروزی در یک امتحان میاید این خیلی خوشحال است چون آماده است.@ اما یک کسی که به خودش و خدا و آن خود حقیقیاش که از خدا هست در خودش خیانت کرده و او را دائماً مانع تغذیهاش شده مانع رشدش شده غذایش را به او نداده غذا و سهمش را به بخش حیوانی داده به حیوانات وجودش، به بخش گیاهی وجودش دائماً رسیده و اصلاً این بخش را فراموش کرده.@ این وقتی زمان محاسبه فرا میرسد لحظهای که از شخص سؤال میکنند تو با این خود الهی، با این امانتی که ما به تو از خودمان سپردیم چه کردی یاد مرگ برایش اصلاً خوشایند نیست و دائماً از یاد مرگ فرار میکند.@ پس این یک آینه کامل، تمامعیار، تمامقد و شفاف هست که ما خودمان را در آن ببینیم. امیرالمؤمنین(ع) به یکی از آثار یاد مرگ میپردازد و برای ما یکی از آثار یاد مرگ را میگوید که این اثر همه خوشبختی و آرامش را برای انسان ایجاد میکند میفرماید(مَن ذَکَرَ المَوتَ رَضِیَ مِنَ الدُّنیا بِالیَسیر) کسی که یاد موت را میکند به کمی از دنیا راضی است.@ یعنی یک آدم پرتوقع نیست آدم سختگیر نیست به حداقلها به کمی راضی هست معنای این به کم راضی بودن چه اتفاقی میافتد؟ یعنی اگر یک کسی به کم راضی شد(بالیسیر) سختگیر نیست آسان میگیرد اگر کسی سختگیر نبود و به کم راضی شد چه اتفاقی برایش میافتد؟ نتیجهاش چیست؟@ نفسش راحتتر است تعلقاتش کمتر است دلشورههایش، اضطرابهایش، مسابقه با کسی ندارد خودش را با کسی اصلاً مقایسه نمیکند چشم و همچشمی ندارد و نمیخواهد چون به کم راضی هست به یسیر راضی هست.@ دیگر نه به دزدی میرسد نه به کلاهبرداری میرسد نه به دروغ میرسد نه به پول حرام میرسد نه به غیبت میرسد این باعث میشود در دنیا یک زندگی شاد و آرام داشته باشد در آخرت هم یک زندگی شاد و آرام داشته باشد تمام بدبختیهای انسان این هست که انسان میخواهد آن حس بینهایتطلبی را که خدا به او داده در دنیا اشباع بکند.@ نمیداند که آن حس بینهایتطلبی ما فقط با یک چیز ارضاء میشود و آن خود خداوند تبارک و تعالی است اینکه شعار دین اسلام(لا إله إلا الله) هست یعنی بدان تو دلبری جز خدا نداری معشوق و محبوبی جز خدا نداری.@ و به غیر از خدا آن دل بینهایتطلب تو آن عطش بیپایان وجود تو را نمیتواند آرام بکند فقط خداست که میتواند تو را آرام بکند لذا انسان وقتی در دنیا با آن محبوب حقیقیاش انس میگیرد با معشوق اصلیاش با آن چیزی که عطش دلش را فرو مینشاند انس میگیرد خیلی دیگر در دنیا سختگیر نیست فقط برایش مهم هست با خدا باشد.@ برایش مهم هست با خدا رفت و آمد داشته باشد برایش مهم هست با خدا انس داشته باشد رفیق باشد دنیا چطوری میگذرد خیلی برایش مهم نیست مهم این هست که با معشوقش و محبوبش باشد این فوقالعاده سختگیریها را از بین میبرد لذا هم یک دنیای شاد و آرام دارد هم یک آخرت شاد دارد.@ در اثر چه به دست میاید؟ یاد مرگ، اینکه من به زودی از اینجا خواهم رفت و چیزهایی را که برایش یک عمر میخواهم تلاش بکنم هیچ کدام آنجا به درد من نمیخورد. مثلاً 40 سال گذاشتم تا بشوم یک مقامی از مقامات کشور، بعدش دیگر برای من کارآیی ندارد.@ آنجا اصلاً به درد من نمیخورد چقدر زحمت کشیدم تحصیلات عالیه به دست آوردم چقدر زحمت کشیدم شهرت و محبوبیت به دست آوردم چقدر زحمت کشیدم خانه و مسکن و اتومبیل و چیزهای دیگر تهیه کردم هیچ کدام آنجا به کار من نمیاید لذا چیزی که خیلی به کار نمیاید انسان باید فقط به اندازه کفاف به آن بپردازد وقتی بیشتر جمع بکند از آخرت خودش زده.@

یعنی قاعدهاش این هست که هر چه اینجا دلدادگیات بیشتر باشد سهم آخرتت کمتر میشود سهم شب اول قبر به بعدت کم میشود یعنی در حیات ابدی که بیشترین نیاز را داری آنجا کم میاوری(مَن ذَکَرَ المَوتَ رَضِیَ مِنَ الدُّنیا بِالیَسیر) آسان است.@ در روایت داریم(المُؤمِنُ یَسیرُ المَؤُنَۀ) آسان خرج است در خرج سختگیر نیست ولخرج نیست مصرف نیست سختگیر و بخیل نیست خیلی توقع ندارد به حداقلها راضی هست شرط ندارد برای خوردن این غذا باید این چیزها باشد برای لباس باید اینطوری باشد.@ برای این وسیله رفت و آمد باید اینطوری باشد برای مسکن باید اینطوری باشد عمرشان را اینطوری تلف نمیکنند لذا خیلی این شخص شخص آرامی هست یاد موت برای این شخص خوشبختی، شادی و آرامش میاورد همین که من نمیخواهم، من که اینجا نیستم، من که اینجا نمیخواهم بمانم مصرف بکنم.@ من که چند روز دیگر از اینجا میروم، من زندگیام جای دیگر است، حیات حقیقی من اینجا نیست چند وقت دیگر تازه زندگی من شروع میشود این باعث میشود خیلی به دنیا نپیچد خیلی هم اجازه نمیدهد دنیا به او بپیچد خودش را آزاد نگه میدارد و این آزادی و کم بودن تعلقات برای انسان شادی و نشاط میاورد.@ فرمایش بعدی از امام صادق(ع) هست میفرماید(ذِکرُ المَوتِ یُمیتُ الشَهَوَات) مرگ چه کارهای قشنگی میکند چقدر آدم را سبکبار میکند یاد مرگ شهوات را در دل انسان میمیراند.@ یک بنده خدایی که میگفت برای من یک شرائط بسیار فجیع گناه و معصیت کمرشکنی فراهم بود هر وقت اذیت میشدم فشاری به من میامد که مجبور بودم مسیری را میخواستم طی بکنم تا خودم را برسانم به جایی که باید گناه بکنم.@ فقط این فکر که شاید در این مسیری که من سوار اتومبیل بشوم تا خودم را به آنجا برسانم تصادف بکنم بمیرم و اگر در این حالت بمیرم چطوری رویم میشود به خدا نگاه بکنم با خدا سخن بگویم، میگفت هر وقت این فکر را میکردم آن شهوت از سر من میپرید.@ طلب آن گناه از سر من میپرید و من به آرامش میرسیدم که اگر من در این مسیر میمردم بد حالتی میمردم(ذِکرُ المَوتِ یُمیتُ الشَهَوَات) هوسبازیها، آرزوهای طول و دراز، اینها را از بین میبرد. (یُمیتُ الشَّهَوَات فِی النَّفس وَ یَقلَعُ مَنابِتَ الغَفلَۀ) یقلع یعنی قلع میکند میکَند آن رویشگاههای غفلت را.@ یعنی اگر علف غفلت، درخت غفلت در دل انسان سبز بشود یاد مرگ آن را میکَند کنار میاندازد انسان را سرحال میاورد بهوش میاورد که تو چند روز دیگر جایت اینجاست چند روز دیگر در دست مردهشوی هستی چند روز همه چیزهایی که برایش تلاش کردی همه را از دست میدهی چیزی برایت نمیماند.@ (وَ یُقَوِی القَلب بِمَواعِدِ الله) دل را تقویت میکند به وعدههای خدا، دل انسان قدرتمند میشود هیچی مثل تقویت دل برای انسان نیست چون همه حیثیت حقیقی یک انسان قلب اوست و این قلب هر چقدر قویتر باشد بهتر است هر چه یقین و باورش بالاتر باشد به نفعش هست.@ لذا میفرماید این یاد مرگ یقین به وعدههای الهی را در دل انسان تقویت میکند(وُ یُرِقُ الطَبعَ) طبع انسان را رقیق میکند انسان دیگر سختگیر نمیشود غلظت و فشار و تأکید و تعصب ندارد. چند وقت پیش افطار گذرم افتاد به دفتر آقایی که ضمن اینکه از ایمان بالایی برخوردار هست وضع مالی فوقالعاده خوبی دارد.@ دفترشان رفتم بدون هماهنگی قبلی کارم طول کشید به مغرب خوردیم بعد خیلی تعارف کرد که افطار باشید گفتیم باشه افطار میخوریم دیدم دو تا چایی آورد با خرما خوردیم بعد گفتم که افطار میخواهی چه به ما بدهی؟@ گفت افطار گرفتم یک افطار خوب سفارش دادم دیدم یک نان بربری تازه سفارش داده بود با یک سطل ماست، همین، این غذای این آقا بود یعنی طبع دیگر سختگیر نیست وقتی ایمان باشد خیلی سختگیر نیست حالا من حتماً باید این را بخورم آن را بخورم دیدید در خانهها چقدر سختگیر میشوند.@ در ماه رمضان سفرهها همیشه سختگیرانه است مثل غیر ماه رمضان نیست باز غیر ماه رمضان بهتر است خیلی آسان. طبع انسان رقیق میشود طبع هی دستور نمیدهد هی فرمایش نمیدهد هی خورده فرمایش ندارد باید این غذا را بخوری این لباس را بپوشی این کار را بکنی آن کار را بکنی.@ نه اصلاً یاد مردن آدم را رقیق میکند و این رقت خیلی مبارک است. (وَ یُکثِرُ أعلامَ الهَوی) پرچمهای هوای نفس را از بین میبرد عَلَمهای هوای نفس را از بین میبرد هر جا نفس بخواهد سرکشی بکند هر جا بخواهد قلدری بکند هر جا طمعی بخواهد او را به نابودی بکشاند یاد مرگ او را زمین میزند آرامش میکند.@ این فکر فکر خیلی مبارکی است که اگر من در این فاصله بمیرم در چه وضعیتی هستم خیلی فکر خوبی است خیلی این فکر مبارک و کارساز است. (وَ یُطفِیءُ نارَ الحِرص وَ یُحَقِرُ الدُّنیا) چه کسی میتواند غیر از معصوم اینطور حرف بزند تمامش درس روانشناسی است آتش حرص انسان را خاموش میکند.@ یعنی اینطور نیست که وقتی انسان یاد مرگ با او بود دلش هرزه بشود این را میخواهم آن را میخواهم یکسره سفارش داشته باشد و به آنچه که دارد قانع نباشد حرص را از بین میبرد و روح قناعت را بر انسان حاکم میکند(وَ یُحَقِرُ الدُّنیا) دنیا را تحقیر میکند.@ یعنی چی دنیا را تحقیر میکند؟ یعنی شما میبینید که همه آدمها بدون استثناء یک موقعی به خاک میافتند و فقط از دنیا همین یک گور و کفن گیرشان میاید هر چه که داشتند را قبل از آن مرحله از آنها میگیرند دنیایی که اینگونه هست که من هر چه برایش تلاش میکنم آخر همه را از من میگیرند و همه چیز دست من عاریهای است مال من نیست.@ یک زمانی هر چه دارم، ندارم، و فقط به روزی میرسم که از من یک چیز میخواهند آن هم یک قلب سالم، دیگر هیچی آنجا فایده ندارد دنیا خیلی تحقیر میشود خیلی کوچک میشود کسانی که تلاشهایی میکنند که به اندازه هزاران نفر درآمد داشته باشند برخوردار باشند آخر سر میبینند که بیش از حد یک نفر استفاده نکردند.@ مثلاً یک کسی که الان میلیاردها میلیارد ثروت دارد چه میخورد؟ همانی را میخورد که بقیه میخورند چکار میخواهد بکند آنوقت خیلیها هم هستند که همان چیزی را که بقیه میخورند نمیتوانند بخورند، مریضی دارند گرفتاری دارند پرهیز دارند همان چیزی که بقیه راحت میخورند نمیتواند بخورند.@ همانطوری که راحت بقیه میخوابند اینها نمیتوانند بخوابند همانطور که بقیه راحت قهقهه میزنند و بخندند اینها راحت نمیتوانند بخندند سلامتی و آرامشی که اینها دارند آنها ندارند آنها پر از حرص و جوش و تلاش و مراقبت از اینکه گرگها آنها را نخورند.@ اصلاً خودش به گرگ تبدیل شده این چه آرامشی است میگوید دنیا را لجنمال میکند پیش آدم تحقیر میکند اصلاً آدم خوشحال نمیشود جای اینطور آدمها باشد یک کسی که یاد موت میکند خودش را شناخته اصلاً خوشحالش نمیکند آرزو ندارد که هیچ وقت جای همچین آدمهایی باشد.@ چون یک آدمی که بصیر است یک آدمی که با خود حقیقیاش انس گرفته وقتی به آدمهای اینطوری نزدیک میشود آتش، حرارت، سختی، فشار و تنگی و غربت را میفهمد یعنی در خانههای آنچنانی آنها هم که میرود میبیند قبرستان است نور ندارد نمک ندارد شور ندارد صفا ندارد حس ندارد اعضای خانواده هم همه با هم همینطور هستند.@ من الهی، من آسمانی، من جاودانهشان خیلی ضعیف است و نکته مهم مهم و جالب این هست که آرامش و شادی صفت من حقیقی است هر چقدر انسان من طبیعیاش را چاق بکند هر چقدر به من طبیعیاش بیشتر احترام بگذارد و برسد حجم شادی و آرامشش کمتر میشود خیلی عجیب خدا این ساختار را خلق کرده.@ میگوید تو هر چه به خود طبیعیات بیشتر برسی سطح غصههایت و اضطرابهایت بیشتر میشود احساس خوشبختیات کمتر میشود خطر شکستت بیشتر است اما هر چه خود حقیقیات را تقویت میکنی هم از دنیا بیشتر میتوانی لذت ببری و هم از آخرت، این قانون را به این شفافی و خوبی خدا در اختیار ما میگذارد.@ معصومین چقدر زیبا سخن میگویند(یُحَقِرُ الدُّنیا) دنیا وقتی تحقیر شد دیگر روی انسان سلطه ندارد انسان اسیرش نمیشود چون دنیا پیشش ذلیل میشود برایش رقابت و مسابقه ندارد چشم و همچشمی برای اینجا ندارد با کسی هم دعوا ندارد چون چیز پستی است.@ میگوید من برای چه به خاطر یک همچین موجودی دعوا بکنم که به تعبیر حضرت میگوید تو را تنها میگذارد تو هر چند نخواهی تنهایش بگذاری او تو را تنها میگذارد وفادار نیست خائن است دروغگوست فریبکار است تنهایت میگذارد برای چه با این رفیق بشوم(یُحَقِرُ الدُّنیا) دنیا را برای انسان تحقیرش میکند.@ آن ابهت و قدرت و سلطه را از آن میگیرد انسان وقتی که بخواهد به شادی و آرامش برسد باید حتماً به سلطه و قدرت و هیمنه دنیا غلبه بکند آنهایی که آرامش ندارند برای این هست که هیمنه دنیا آنها را میترساند تحقیرشان میکند.@ اگر کسی هیمنه دنیا جلوی چشمش گرفته شد دنیا را تحقیر کرد دنیا را ریز دید این یک آدمی است خیلی قدرتمند، از آن حساب نمیبرد لذا یک همچین آدمی آزاده است آزاده به معنای حقیقی.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@