جلسه 029 - انسان در گستره منازل آخرت
شماره جلسه
29
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
6
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 029 - انسان در گستره منازل آخرت

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره عوامل عذاب و فشار قبر بود من چند روایت را خدمت عزیزان عرض میکنم که به ترتیب عوامل فشار و عداب قبر را معرفی کردم اولین روایت که از ابن عباس هست نقل میکند از پیامبر که عذاب قبر سه ثلث هست سه قسمت، یک ثلث برای غیبت، و یک ثلث برای نمامی و سخنچینی و یک ثلث برای عدم اجتناب از بول هست.@ سه قسمت شد عذاب قبر یک قسمت در مورد غیبت هست اینکه انسان غیبت بکند غیبت عامل عذاب قبر هست 2 ـ سخنچینی، که این هم کمتر از غیبت نیست انسان حرف اینطرف و آنطرف منتقل بکند امانتداری یک مجلس را نکند در یک مجلسی چیزی را بشنود برود جای دیگری نقل بکند.@ چون در روایت داریم(المَجالِسُ بِالأمانَۀ) باید در مجالس امانت را رعایت بکنید یک کسی در جایی نشستید سخنی به شما میگوید حرفی از خودش میزند چیزی میگوید یا انسان چیزی را متوجه میشود بعد میرود جای دیگر بیان میکند و فتنهانگیزی ممکن است بشود یا غیبت بشود اینها تبعات سختی دارد.@ یک ثلث هم مسأله طهارت هست اجتناب نکردن از بول که انسان خوب از نجاست و بول پرهیز نکند و رعایت پاکی و نجسی را نکند البته عرض کردم رعایت پاکی و نجسی تا یک حدی خوب است آن حدی که خود شرع معرفی کرده از یکطرف که رعایتش از حد میگذرد خودش یک نجاست روحی برای انسان میشود.@ وسواس میشود و منشأ فشار قبر خیلی زیادی برای شخص میشود فشار نفس و فشار قبر خیلی زیادی را برای انسان ایجاد میکند باید انسان رعایت بکند که اگر میخواهد پاکی و نجسی را رعایت بکند از حد نگذرد همان حدی که شارع مقدس گفته و بیشتر از آن خودش و دیگران را اذیت نکند.@ اینها هر کدام بحثهای مختلفی را میطلبد یعنی غیبت جداگانه، سخنچینی جدا، و بحث اجتناب از نجاست هم بحث دیگری هست که ما به این چیزها الان نمیپردازیم چهارمین عامل بداخلاقی هست که تنگخلقی فشار قبر میاورد.@ یک داستان مفصلی از امام صادق(ع) در مورد سعد نقل شده که وقتی سعد به شهادت رسید(شَیَعَهُ سَبعُونَ ألفَ مَلَک) هفتاد هزار فرشته سعد را تشییع میکردند چیز شوخی نیست تصور کنید هفتاد هزار فرشته بیایند تشییع جنازه آدمی که خیلی هم خدا دوستش دارد هم رسول خدا.@ بعد خود پیغمبر لباسش را در میاورد(کانَت بِلا رِداءٍ وَ لا حِذاء) تمام کار کفن و دفن سعد را خودش انجام میدهد غسل را هم خود حضرت انجام میدهد چقدر آدم مبارکی بوده که همه کارهایش را پیغمبر کرده.@ کسی را که رسول خدا غسل میدهد چقدر باید آدم بزرگ و عزیزی باشد و واقعاً هم اینطوری بوده چون جنگیده مجروح شده بعد هم به شهادت رسیده به هر حال آخر سر حضرت میفرماید که یعنی به کمک جبرئیل و ملائکه این را دفنش میکنند خیلی آدم مهمی بوده بعد از اینکه دفن میکنند.@ میفرماید(إنَّ سَعدً قَد أثابَتهُ ذَنبَۀٌ إنَّهُ کانَ فِی خُلقِهِ مَعَ أهلِهِ سُوء) الان سعد را فشار قبر گرفت چون سعد در خانه خودش در خانواده خودش بداخلاقی میکرده یعنی در نظام حقاللهی خیلی آدم موفقی بوده در ارتباطش با خداوند خیلی آدم موفقی بوده در ارتباطش با نبی اکرم، ولی در خانه کجخلقی داشته.@ همان کجخلقی چون حق الناس هست به هر حال او را دچار فشار و سختی میکند. باز فرمایشی دارد از امام صادق(ع) میفرماید که به مردی در قبرش گفته میشود ما به تو یکصد ضربه شلاق از عذاب الهی میزنیم میگوید من طاقت آن را ندارم این گفتگو ادامه میابد تا میرسد به یک ضربه، آنقدر چانه میزند به یک ضربه میرساند.@ پس آنگاه میگویند هیچ چارهای از یک ضربه نداریم، میگوید این یک ضربه را چرا به من میزنید؟ میگویند این را میزنیم به خاطر آنکه شما روزی نمازی را بدون وضو خواندی بیدقتی کردی بدون وضو نمازی را خواندی و همچنین بر ضعیفی عبور کردی بدون آنکه کمک نمایی پس یک ضربه از عذاب الهی بر او وارد میسازند و قبرش از آتش پر میشود.@ اصلاً نباید آدم در احکام الهی سهلانگاری بکند آن هم تعمداً، و نکته مهمتر میگوید به یک فقیری به یک ضعیفی گذشتی کمکش نکردی، اینکه(دَخَلَت إمرَاَۀٌ فِی النّار لِهِرَۀ) از پیامبر نقل هست که یک زنی یک خانمی به خاطر یک گربه وارد جهنم میشود وارد عذاب میشود.@ اینطوری است ما نمیتوانیم وقتی که یک کسی به ما احتیاج دارد حتی یک حیوان به ما احتیاج دارد خودمان را به ندیدن بزنیم و رد شویم و برویم گرسنهاش باشد باید به او غذا بدهید به یک درختی هم شما نمیتوانید بیتوجه باشی.@ درختی هست گلی هست گلدانی هست که نزدیک انسان هست میتواند باید کمک بکند باید به او آب بدهد او زنده است شعور دارد تسبیح دارد حالا بگذریم از کسانی که خیلی راحت اینها را اذیت میکنند میسوزانند به تن اینها زخم میزنند و پیش آنها خشک میشود اصلاً اینها ککشان نمیگزد یک حیوان همینطور.@ انسان که دیگر خیلی، بخصوص اگر این انسان مسلمان باشد بالأخص اگر شیعه باشد نمیتوانی شما همینطوری راحت رد بشوی بیست میلیون نفر در پاکستان خیلیهایشان هم شیعه هستند در بدترین وضعیت الان گرفتار هستند ما بگوییم به ما چه.@ در لبنان، در فلسطین، در افغانستان، در عراق، در خیلی جاهای دیگر مردم گرفتاری دارند نمیشود ما خودمان در آسایش و امنیت باشیم شکمهای سیر، یخچالها پر، جای صد وعده غذایی در خانه ذخیره داریم بعد آنها در گرسنگی در امکانات اولیه هم لنگ هستند غذا ندارند بخورند این اصلاً جور در نمیاید این انسانی نیست.@ اگر میخواهی اینطوری باشی در رفاه باید برای دیگران هم این را بخواهی به آنها هم انسان کمک بکند در کشور خودمان، حالا پاکستان جای خودش، عراق و افغانستان، در کشور خودمان هم همینطور، نمیشود هر طوری دلت خواست زندگی بکنی بعد اطرافت پر از آدمهایی باشند که دستشان به دهانشان نمیرسد و گرفتاریهای زیادی دارند.@ هر کاری انسان میتواند بکند باید بکند، نکند و ببیند فشار دیگران را، تنگی دیگران را، و اذیت نشود ناراحت نشود کمک نکند آن فشار را برندارد عذاب دارد. در نقطه مقابل ما وقتی که یک نفر را شاد میکنیم یک مشکلی را از یک کسی برطرف میکنیم یعنی به جای تنگی انبساط ایجاد میکنیم به جای سختگیری، به کسی سخت نمیگیریم.@ یک کسی گرفتار است نیازمند است محتاج است سخت نمیگیریم. خدمت حضرت آمد گفت آقا من خیلی بدهکارم فلانی از من پول میخواهد شما بیایید به او بگویید که به من فرصت بدهد من واقعاً ندارم حضرت آمد به او گفت، چند بار حضرت تأکید کرد که فرصت بده، گفت من فرصت نمیدهم.@ قرآن فرموده(فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَيْسَرَةٍ) فرصت بدهید تا به یک آسانی برسد فشار نیاورید که طلبم را همین الان میخواهم، گرفتار است نمیتواند الان بدهد، چک میخواست ندهد، چک داده من میروم اجرا میگذارم، نمیتواند به هر حال برایش یک مشکلی پیش آمده نمیتواند.@ حضرت فرمود در آیه قرآن شنیدی که جهنمیها دچار سوء الحساب میشوند حساب سخت، خدا خیلی به آنها سخت میگیرد؟ بله، گفت تو از مصادیق آن هستی حالا که به بندهها سخت میگیری خدا هم به تو فشار میاورد به تو سخت میگیرد.@ خدا اگر بخواهد به کسی سخت بگیرد انسان به واسطه نماز و روزهاش جهنم میرود چه برسد به واسطه گناهانش، تو ایستادی در مقابل من خدا دو رکعت توانستی بخوانی که دو رکعتش را با من حرف بزنی بیادبی نکنی و ذهنت هزارجا برود این توهین نیست به خدا، بیادبی نیست؟@ خدا اگر قرار باشد به ما سخت بگیرد ما باید از عبادتهایمان توبه بکنیم از نماز و روزههایمان توبه بکنیم از عبادتهایمان، چه برسد به گناهان، میگوید تو سخت میگیری به بندگان خدا، خدا به تو سخت میگیرد آدم سختگیر فشار قبر زیاد و سوء الحساب دارد و ما سوء الحساب هم داریم.@ چون یک عده از بندگان خدا در دنیا به بندگان دیگر خدا فشار میاورند بداخلاقی میکنند سختگیری میکنند اعصاب دیگران و اطرافیان را خورد میکنند با حرفهایشان با توقعاتشان با نق و غرشان، با حرفهای بیمنطق فشار میاورند اینها دچار سوء الحساب میشوند خدا از اینها سخت انتقام میگیرد که شما در دنیا بقیه را اذیت میکردید بهانهگیریهای بیهوده، حرفهای بیخود، حرفهای بچهگانه، اینها همهاش برای انسان سوء الحساب میاورد.@ در نقطه مقابل وقتی شما برای دیگران آسانی میگیری برای دیگران آسایش قائل میشوی خدا برای شما آسایش میگیرد از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(فََوَالذّی وَسِعَ سَمعُهُ الأصوات ما مِن أحَدٍ أودَعَ قَلبً سُرورَاً إلاّ وَ خَلَقَ اللهُ لَهُ مِن ذلِکَ السُّرور لُطفَاً فَإذا نَزَلَت بِهِ نائِبَۀٌ جَری إلَیها کَالماءِ فِی إنحِدارِهِ حَتّی یَطرُدَها عَن کَما تُطرَدُ غَریبَۀٌ إبِل).@ میگوید سوگند به کسی که همه اصوات را میشنود یعنی خداوند تبارک و تعالی هیچ کس نیست که دلی را شاد بکند، در بعضی از روایات داریم مسلمانی یا مؤمنی را شاد بکند.@ اینجا حضرت میفرماید یک قلبی را به حق شاد بکند مگر اینکه خداوند تبارک و تعالی از آن شادی یک لطفی را خلق میکند از شادی که وارد کرده به دل دیگران اگر شخص به او مصیبت و گرفتاری برسد خداوند به واسطه شادی که وارد کرده آن مصیبت را رد میکند.@ الان هر کدام از من و شما بخواهیم فهرست بکنیم که خداوند چه بلاهایی را از سر ما تا به حال دفع کرده چه خطرات، چه تصادفات، چه بلاهایی را چه مصائب سنگینی را از ما، چه نکبتهایی را از ما برطرف کرده میتوانیم خیلی بنویسیم.@ هر کدام از ما خیلی خاطره داریم که اگر اینجا خدا به من و خانواده و فرزندم و پدر و مادرم و ناموسم رحم نمیکرد چه اتفاقاتی میافتاد میفرماید وقتی به یک دل شادی وارد میکنی این شادی برای تو ذخیره است جدای از اجر آخرتی هم که دارد.@ این هست که حتماً در خود دنیا هم این شادی به داد آدم میرسد وقتی انسان یک نفر را غمگین میکند سختگیری میکند اعصاب یک نفر را خورد میکند غر میزند نق میزند فحش میدهد تلخی میکند خودش در دنیا اول قربانی میشود و بعد دنیا یک جاهایی به او سخت میگیرد و ضربه میخورد این یک اصل خیلی مهم هست.@ نبی اکرم(ص) (مَن سَرَّ مُؤمِنَاً فَقَد سَرَّنی وَ مَن سَرَّنی فَقَد سَرَّ الله) هر کس مؤمنی را شاد بکند من را شاد کرده و هر کس من را شاد بکند خدا را شاد کرده خشنود کرده خیلی مهم است یا زیاد داریم در این رابطه ما فرمایش از بزرگان زیاد داریم که همانطور که سختگیری عذاب قبر است خوشحال کردن دیگران، شاد کردن دیگران، آسایش قبر است هیچ فرهنگی اینها را ندارد.@ (إنَّ فِی الجَنَّۀِ دارً یُقالُ لَهُ دارُ الفَرَح لا یَدخُلُها إلاّ مَن فَرَّحَ یَتامَ المُؤمِنین) خوش به حال کسانی که کار خیر انجام میدهند خَیِرها آنهایی که متوجه ایتام هستند میفرماید در بهشت یک خانهای هست که به آن خانه شادی میگویند، این باید اول معنا بشود.@ بهشت که خودش همیشه خانه شادی است یعنی هیچ کس در بهشت غصه ندارد همه در بهشت حالت عادی ندارند یعنی شما همیشه در بهشت یک حالت ذوقزدگی و شادی و لذت و سرور و سرمستی دارید اصلاً حالت معمولی کسی در بهشت ندارد.@ چون دائماً به او لذتهای جدید، مسائل جدید، سرورهای زیاد عرضه میشود چیزهایی که تا به حال ندیده، نشنیده همه چیز جدید دائماً این در بهشت تکرار میشود لذت اینکه جاودانه است یک لذت خیلی باعظمت هست که میداند در این لذتی که قرار دارد و در این خوشی قرار دارد جاودانه است.@ حالا میگوید در یک همچین جایی یک جای مخصوص هست که به آن خانه شادی میگویند ما نمیتوانیم بفهمیم این یعنی چی، آنجا خانه شادی در بهشت میخواهد آنجا چه اتفاقی برای آدم بیفتد چطوری شاد بشود؟ یک کسی که شاد است چطوری میخواهد شاد بشود آن هم یک شادی زائد الوصفی مثل شادی بهشت.@ حالا این را ببرند در یک خانه جدا، میگوید در آن خانه شادی همه بهشتیها نمیتوانند بروند بعضیها میتوانند برود در خانه شادی بهشت(لا یَدخُلُها إلاّ مَن فَرَّحَ یَتامَ المُؤمِنین) داخل آن نمیشوند مگر یک عده خاصی، یکی از آنها چه کسانی هستند؟@ کسانی که یتیمان مؤمنین را شاد بکند به ایتام توجه بکند و یتیمان را شاد بکند تو به یک قلب به یک یتیم شادی وارد میکنی و خداوند تو را میبرد در خانه شادی بهشت. و همچنین(إنَّ فِی الجَنَّۀِ دارً یُقالُ لَهُ دارُ الفَرَح لا یَدخُلُها إلاّ مَن فَرَّحَ الصِبیان) در بهشت خانهای هست به نام خانه شادی، داخل آن نمیشود مگر کسی که بچهها را شاد بکند.@ کدام دین آنقدر فرهنگش در مورد بچهها بالاست، شما جایی سراغ دارید اینطوری سخن بگویند؟ کجا، کدام دین، کدام آیین میتواند اینطوری حرف بزند؟@ میگوید در خانه شادی بهشت کسی وارد نمیشود مگر کسانی که بچهها را شاد بکند اصلاً شاد کردن بچهها یک عبادت است انسان بتواند بچههای خودش را، بچههای دیگران را، بچههای در خیابان را، قدیمیها چه رسمهای خوبی داشتند آن موقع که خورد و خوراک مثل الان نبود که وضع مالی مردم هم اینطوری نبود.@ میدیدیم پیرمردهای مؤمنین خیلی حواسشان جمع بود همیشه در جیبشان یک نخودچی و کشمشی میگذاشتند شکلات میگذاشتند نقل میگذاشتند گاهی وقتها خرمایی بود.@ هر وقت به یک بچهای میرسیدند یکی به او میدادند یا یک مشت از این نخودچی و کشمش در دستش میریختند این بچه خیلی ذوقزده میشد خیلی خوشحال میشد این یک شاد کردن است برای آنها هدیه گرفتن با آنها خندیدن با آنها بازی کردن اینکه بچهها را آدم شاد بکند این یک تجارت آخرتی است.@ حالا یک کسی بگوید این کار شد من در خانه حوصلهام سر میرود کار است آدم اطرافیانش را شاد بکند شاد نگه دارد نگذارد غصه به آنها برسد فشار به آنها برسد یک عبادت بزرگ است.@ زیاد اگر بخواهیم این بحثهای تولید شادی را بخوانیم خیلی است فقط میخواهیم بگوییم در نقطه مقابل این فشار آوردن، اذیت کردن، بچهها را اذیت کردن، یتیمها را اذیت کردن، حقشان را خوردن، ناراحتشان کردن، به آنها غصه دادن، حرص و جوش به آنها دادن، اینها عذابهای خیلی خطرناک و شدیدی را از طرف خداوند برای انسان دارد.@ فرمایش بعدی فرمایشی است از امام صادق(ع) از قول نبی اکرم(ص) (ضَغدَۀُ القَبرِ لِلمُؤمِنِ کَفارَۀٌ لِما کانَ مِنهُ مِن تَضییعِ النِعَم) میفرماید فشار قبر برای مؤمن کفاره ضایع کردن نعمتهای الهی است که در دنیا داشته.@ مؤمنی که نعمتهایی که خدا به او داده را ضایع میکند از قوای خودش، نعمتهای خودش، از آرامش خودش، از همسری که خدا به او داده، از فرزندی که خدا به او داده، از عزتی که خدا به او داده، از توفیقی که برای درس خواندن، برای مطالعه، برای تحقیق، برای عبادت به او داده این نعمتها را ضایع بکند از این نعمتها استفاده نکند.@ خشنود نباشد شاکر نباشد استفاده نکند و نعمتهای عظیم الهی را که به او داده شده ضایع بکند میفرماید که این شخص فشار قبر دارد اینکه در قرآن کریم خداوند تبارک و تعالی یک هدیه بزرگی به نام قرآن داده ما به جای اینکه با آن لذت ببریم آن را بخوانیم با آن رفیق باشیم میبینی که اصلاً انس نداریم.@ لذا در قیامت میفرماید قرآن به خداوند عرض میکند خدایا این بنده تو من را ضایع کرد به من توجه نکرد تو هم ضایعش کن قرآن هم دعایش مستجاب است و واقعاً انسان ضایع میشود و خدا نکند انسان به دست خدا بخواهد ضایع بشود که ضایع شدن حقیقی همان است پس کفران نعمت کسی نباید بکند از نعمتها باید استفاده بکند و خشنود باشد.@ در روایت بعدی از امیرالمؤمنین(ع) هست سه تا عامل را برای فشار قبر ذکر میکند دو تا را قبلاً ذکر کردیم که فرمود(عَذابُ القَبرِ یَکُونُ مِنَ النَمیمَ وَ البُول وَ عَذَبِ الرَّجُلِ عَن أهلِه) از سخنچینی، بول و اینکه انسان از خانواده خودش دوری بکند.@ از همسر خودش دوری بکند و همسر خودش را در مضیقه بگذارد حالا دوری جنسی بکند نیاز جنساش را برطرف نکند دوری عاطفی بکند نیاز عاطفیاش را تأمین نکند به هر حال وظیفهاش را انجام ندهد.@ آن وظیفهای که خداوند به گردنش گذاشته که باید انجام بدهد هی برای همسرش قهر و ناز بکند پشتش را بکند میتواند نیازش را تأمین بکند تأمین نکند و طرف را وادار به خواهش و التماس و معطلی بکند بعضیها واقعاً لذت میبرند از اینکه دیگران التماسشان را بکنند.@ دیگران به دست و پایشان بیفتند دیگران از آنها خواهش بکنند و این خیلی روح آلوده و خطرناکی هست کسی که دیگران را وادار میکند به اینکه دستبوسش باشند به او احترام بگذارند به او توجه بکنند تحویلش بگیرند حسابش بکنند با زور با قدرت با نق و غر با قلدری اینها خیلی عذابشان سخت است.@ امام صادق(ع) فرمود(وَ إن لَم یَکُن فی طَبعِه) اگر کسی همسرش در طبعش هم نباشد حق ندارد تأمین عاطفی همسرش را عقب بیاندازد بگوید من از او خوشم نمیاید دوستش ندارم، نمیتوانی این حرف را بزنی به خصوص مسأله ازدواج، در مسأله ازدواج حتی پدر و مادر هم ولایت ندارند.@ یعنی اینطور نیست که بگویی به خاطر پدرم با فلان کس ازدواج نکردم رفتم با کس دیگر ازدواج کردم به خاطر مادرم با فلان کس ازدواج نکردم رفتم با کس دیگر ازدواج کردم اصلاً این را اسلام قبول ندارد میگوید ما ولایت پدر و مادر را برداشتیم که تو اگر ازدواج کردی وظائفت را درست انجام بدهی نمیتوانی بعداً بگویی من خوشم نمیامد.@ امام صادق(ع) میفرماید خوشت میاید یا نمیاید وظیفهات تأمین همسرت است تأمین عاطفی، تأمین معنوی و تأمین اقتصادی، آن قانون سهتایی که قبلاً خدمتتان عرض کردم، دوست ندارم، نمیخواهم، خوشم نمیاید، اصلاً این حرفها نیست یک سلسله وظائف هست جبری است.@ اگر مردی همسری انتخاب کرد وظیفهاش این هست که تأمین نفقه بکند نمیتواند بگوید من خوشم نمیاید تأمین نفقه نمیکنم در مضیقه اقتصادی بگذارم کسی که همسرش را در مضیقه اقتصادی میگذارد خساست، خانم میگوید الان من در خانه شوهرم هیچ وقت پولی نمیگذارد ما همیشه در خانه لنگ هستیم.@ یعنی اگر احتیاج بشود بیرون یک چیزی بخریم یک دارو یک موقع نیاز بشود بخریم پولی در خانه نیست برویم بخریم مرد در خانه پول نمیگذارد از نظر نیازهای عاطفی کوتاهی میکند سهلانگاری میکند نیازهای دیگر سهلانگاری میکند یا زن خدای نکرده نسبت به شوهرش بخواهد این کار را بکند گروکشی بکند قهر و ناز داشته باشد تأمین نکند سخت بگیرد این فشار قبر دارد این عذاب قبر دارد.@ ما فقط یک چیزی میگوییم، میگوییم عذاب قبر و فشار قبر خیلی ساده از کنارش رد میشویم که این یک همچین چیزها و گرفتاریها و مشکلاتی دارد خدا نکند انسان گرفتار همچین جایی بشود تنها هیچ کاری هم از دستش برنمیاید.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@