جلسه 026 - انسان در گستره منازل آخرت
شماره جلسه
26
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
6
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 026 - انسان در گستره منازل آخرت

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ یک بحث کوچکی داریم در مورد حضرت ملک الموت که توضیح مختصری در جلسات قبل دادیم شخصی آمد از زنادقه، یک زندیقی آمد خدمت امام علی(ع) (إدَّعَت تَناقُضَ فِی القُرآن) گفت در قرآن تناقض هست.@ افرادی که نگاههای سطحی دارند هم در زمان ما یک همچین ادعاهایی را دارند به امیرالمؤمنین(ع) عرض کرد که خداوند یکجا در قرآن میفرماید(اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها) خدا هست که تحویل میگیرد قبض میکند ارواح را موقع موتشان، در یک جای دیگری در قرآن هست(يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ) شما را ملک الموت توفی میکند میگیرد.@ در یک جای دیگر میفرماید(تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا) رسولان ما فرستادههای ما شخص را قبض روح میکنند در یک جای دیگر دارد(تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ) که آیه را خواندیم(الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ) (الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ) اینها را به امیرالمؤمنین(ع) گفت، گفت بالأخره اینجا خداست ملک الموت است رسل هستند ملائکه هستند.@ چهار شخص را توفی را به او نسبت داده تحویل گرفتن روح را به آن نسبت داده بالأخره کدامشان درست است؟ از این امور پیش میاید.@ معمولاً در روایات هم ما داریم مثلاً(أوَّلُ ما خَلَقَ الله العقل أوَّلُ ما خَلَقَ الله القلم أوَّلُ ما خَلَقَ الله اللوح أوَّلُ ما خَلَقَ الله نوری) شخص ممکن است دچار تحیر بشود که بالأخره(أوَّلُ ما خَلَقَ الله) یکی باید باشد چطور یکجا در روایت داریم(أوَّلُ ما خَلَقَ الله نور) پیغمبر است یکجا داریم(أوَّلُ ما خَلَقَ الله قلم) است یکجا داریم عقل است یکجا داریم لوح است.@ چطوری اینها با هم جمع میشود جاهای دیگری در قرآن اینطوری هست یکجا میگوید(خَلَقتُ) یکجا میگوید(خَلَقنا) من خلق کردم، ما خلق کردیم، نسبتها گاهی وقتها به خود خداست گاهی وقتها به جمع است گاهی وقتها به فرشتههاست، این چطوری هست؟@ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(فَهُوَ تَبارَکَ وَ تَعالی أجَلُّ وَ أعظَمُ مِن أن یَتَوَلّی ذلِکَ بِنَفسِهِ) خداوند اجل و اعظم است شأنش اجل از این هست که خودش مستقیماً(بنفسه) اقدام بکند برای قبض روح، پس چی؟ (وَ فِعلُ رُسُلِهِ وَ مَلائِکَتِهِ فِعلُه) چقدر زیبا جواب میدهد، چون اینها مقام فعل خداست مقام فعل خدا مشخص است.@ در مقام فعل خداوند از وسائط استفاده میکند از واسطههای زیادی استفاده میکند برای همین هم یکجا میگوید (خَلَقتُ) یکجا میگوید(خَلَقنا) ما خلق کردیم.@ (نا) زیاد در قرآن داریم(إنا أنزلنا) (إنا جعلنا) (فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا) جمع است چقدر زیبا حضرت جواب میدهد میفرماید خداوند خودش اجل از این هست که مستقیماً اقدام به این کار بکند فعل رسل و ملائکه که گفته(تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا) (تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ) فعل اینها فعل خداست چون اینها بدون اذن خدا کاری نمیکنند هر کاری بکنند معصوم هستند.@ بدون اذن خدا هم که فرشته کاری نمیکند پس اگر فرشته کاری کرد انتسابش به خداست(وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ) این قرآن است در مورد ملائکه خداوند در قرآن میفرماید(بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ) به امر حق تعالی عمل میکنند(فَمَن کانَ مِن أهلِ طاعَۀ تَوَلَّت قَبضِ رُوحِهِ مَلائِکَۀُ الرَّحمَۀ) کسی که اهل طاعت هست فرشتههای رحمت قبض روحش میکنند.@ (وَ مَن کانَ مِن أهلِ المَعصِیَۀ) که اگر کسی از اهل معصیت باشد(تَوَلّی قَبضِ رُوحِهِ مَلائِکَۀُ النِقمَۀ) ملائکه عذاب و نقمت مسئولیت قبض روح او را قبول میکنند(وَ لِمَلِکِ المَوتِ أعوانٌ) ملک الموت اعوان زیادی دارد یک عالم لشکر دارد فرشته است.@ در بحث فرشتهها اگر یادتان باشد در شرح دعای سوم صحیفه سجادیه گفتیم ملک الموت که میگوییم موت مخصوص انسان نیست تمام جنها که بخواهند موت داشته باشند تمام انسانها، تمام گُلها، یک گُل بخواهد موت داشته باشد.@ گل که میمیرد درخت که میمیرد حیوانات همه کار ملک الموت است یعنی ملک الموت یک کارش این است که دائماً لحظه به لحظه دارد تحویل میگیرد این فرشته عظیم خداوند میلیاردها ملائکه زیر نظرش هستند که همه مأمورهای ملک الموت هستند کار ملک الموت را به اذن خداوند و به اذن ملک الموت انجام میدهند.@ (وَ لِمَلِکِ المَوت أعوانٌ مِن مَلائِکَۀِ الرَّحمَۀِ وَ النِقمَۀ) اعوان و یاران زیادی دارد از فرشتههایی که اهل رحمت و اهل نقمت هستند(یَستُرونَ عَن أمرِه) که کارهایشان را با دستور ملک الموت انجام میدهند(وَ فِعلُهُم فِعلُهُ) تمام کارهای آنها به ملک الموت انتساب دارد فعل آنها فعل ملک الموت است.@ (وَ فِعلُ مَلِکِ المَوت فِعلُ الله) فعل ملک الموت هم فعل خداست چون ملک الموت هم بدون اذن خدا همچین کاری نمیکند(لأنَّهُ یَتَوَفّی الأنفُس عَلی یَدِ مَن یَشاء) زیرا ملک الموت توفی میکند دریافت میکند نفسها و جانها را میگیرد.@ (عَلی یَدِ مَن یَشاء) به دست هر کس که او بخواهد بنابراین خداوند تبارک و تعالی به دست ملک الموت یا به دست اعوان ملک الموت که قبض را میگیرد در واقع خدا قبض انجام میدهد پس همه در طول هم قرار دارند چیز مستقلی نیست بدون اذن خدا موتی حاصل نمیشود.@ موت هم فرشته مخصوص دارد مثل حیات که فرشته مخصوص دارد مثل ریزش باران، شمارش باران، و کارهای دیگر که در شرح صحیفه سجادیه دعای سوم بخش کارهای ملائکه مفصل توضیح دادیم بنابراین هیچ منافاتی ندارد چه بگوییم خدا جانها را میگیرد چه بگوییم ملک الموت میگیرد چه بگوییم اعوان و انصار ملک الموت میگیرند هیچ فرقی ندارد.@ بنابراین خداوند یکجا خودش را ذکر میکند که خدا میگیرد یکجا میگوید ملک الموت میگیرد یک جا میگوید ملائکه دیگر میگیرند که جزء اعوان و انصار ملک الموت هستند هیچ فرقی هم ندارد چون همهشان به اذن خداوند تبارک و تعالی انجام میشود.@ امام صادق(ع) این قضیه را اینطوری توضیح میدهد این آیات را برای حضرت خواندند تفاوت آیات را حضرت صادق(ع) اینطور جواب میدهد(إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی جَعَلَ لِمَلِکِ المَوت أعوانً مِنَ المَلائِکَۀ یَقبِضُونَ الأرواح بِمَنزِلَۀِ صاحِبِ الشُّرطَه لَهُ أعوانٌ مِنَ الإنس یَبعَثُهُم فی حوائِجِ الشُرطَه لَهُ أعوانٌ مِنَ الإنس تَتَوَفاهُمُ المَلائِکَه وَ یَتَوَفاهُم مَلَکِ المَوت مِنَ المَلائِکَۀِ مَعَ ما یَقبِضُ هُوَ وَ یَتَوَفاهَ اللهُ عَزَّوَجَلّ مِن مَلَکِ المَوت).@ امام صادق(ع) میفرماید ملک الموت مثل رئیس پلیس میماند رئیس شرطهها، رئیس پاسبانها، که رئیس پاسبانها آنجا نشسته میگوید بروید فلانی را بگیرید فلانی را دستگیر بکنید فلانی را بکشید فلانی را زندانی بکنید در واقع چه کسی دارد دستور میدهد؟ مسئولش کیست؟@ رئیس است میفرماید ملک الموت هم مثل رئیس شرطهها رئیس پلیس اعوان و انصار دارد دستورات ملک الموت را اجرا میکنند آنها توفی میکنند به ملک الموت تحویل میدهند ملک الموت هم به خدا تحویل میدهد پس هیچ منافاتی با همدیگر ندارد.@ نکته بعد که خیلی زیباست از امام صادق(ع) در مورد عظمت فرشته مرگ هست که چقدر عظمت دارد و ما این را هم در اردو اسماء الله و هم در شرح صحیفه سجادیه دعای سوم برایش توضیحاتی دادیم امام صادق(ع) میفرماید به ملک الموت گفتند تو چطوری میتوانی شرق و غرب عالم همه جا باشی و قبض روح بکنی؟@ (کَیفَ تَقبِضُ الأرواح وَ بَعضُها فِی المَغرِب وَ بَعضُها فِی المَشرِق فِی ساعَۀٍ واحِدَۀ) در این یک لحظه که جان یک نفر را میگیری همان لحظه جان یک میلیون نفر دیگر را ممکن است در سطح دنیا بگیرد.@ الان ثانیهای آدمها دارند میمیرند ثانیه به ثانیه دارند از زمین کم میشوند، چطوری میگیری؟ (فَقالَ أدعُوها فَتُجیبُنی) کاری ندارد من اینجا نشستم نفس را صدایش میکنم خودش میاید بعد میفرماید(إنَّ الدُّنیا بَینَ یَدَیَ کَالقَسعَۀِ بَینَ یَدَی أحَدَکُم یَتَناوَلُ مِنها ما یَشاء) میفرماید کل دنیا در دست من مثل یک ظرف آب در دست شماست.@ عظمت ملک الموت را دقت کنید چون ملک الموت که کره زمین ویژهاش نیست که شما فکر کنید یک فرشته کوچک همهیکل من و شما، یکذره بزرگتر، بعد اینطوری میدود در کره زمین بال میزند یکذره آمریکا یکذره اروپا تندتند قبض روح میکند.@ پیغمبر میفرماید خداوند فرشتههایی دارد که اگر کل آب دریاها و اقیانوسها را روی انگشتش بریزند نوک یکی از انگشتانش خیس میشود یکذره تر میشود میگوید فرشتههایی دارد که اینطوری هستند ملک الموت میگوید تمام این دنیا عوالم دیگر، کرات دیگر، موجودات دیگر آنجا هستند همه کارشان با ملک الموت است.@ یعنی این کره زمینی که ما فکر میکنیم خیلی بزرگ است در مقابل ملک الموت مثل یک اتمهای این آب میماند در دست ملک الموت، مثل اینکه شما یک مشت ارزن در دستتان باشد یکی از آنها کلش کره زمین بشود تازه خیلی ما کره زمین را بزرگ کردیم.@ ملک الموت تمام نظام خلقت خدا هر چقدر بزرگ است همه عوالم همهاش در دست ملک الموت است میگوید چطور شما یک ظرف آب را از هر جایش بخواهید میخورید من هم تمام دنیا در دستم مثل یک ظرف آب در دست شماست باز مثال میزند(وَ الدُّنیا عِندی) دنیا نزد من.@ (کَالدِّرهَم فِی کَفِّ أحَدِکُم یُغَلِبُهُ کَیفَ یَشاء) مثل یک سکه است در دست شما که هر طوری دلتان بخواهد آن را میچرخانید اینطرف و آنطرف میکنید کل دنیا در دست من اینطوری است(وُکِلَّ بِکُم) ما یک حرفی میشنویم(وُکِلَّ بِکُم) یعنی شما اصلاً لحظه به لحظه که این سلولها دارند میمیرند شما دیدید بدنتان پوست میاندازد لحظه به لحظه که سلول میمیرد در درون شما میلیونها، دهها میلیون سلول میمیرد و سلول جدید حیات پیدا میکند.@ ملک الموت دارد آن سلولها را میکشد قبض میکند و فرشته دیگری دارد به جدیدها حیات میدهد ما همینطوری یک چیزی میشنویم.@ فکر میکنیم موت فقط برای آدم است و آن لحظهای که میخواهد در آن عالم برود، نه موت ثانیه به ثانیه آن به آن دارد در ما اتفاق میافتد ما در طول عمرمان 40 سال که عمر بکنیم حدود هشت بار دانشمندان میگویند کل بدن عوض میشود در این 40 سال ملک الموت و اعوان و انصارش ببینید چقدر این بدن را میراندند و سلولها عوض شده سلولهای جدید آمده.@ کار دائم ملک الموت این هست که تمام قبضها را انجام میدهد خیلی این عظمت دارد کل دنیای شما در نزد من مثل یک سکه است دست یکی از شما هر طور دلتان بخواهد من به تمام نظام خلقت خدا احاطه دارم هر جا قرار باشد قبضی صورت بگیرد موتی صورت بگیرد من آنجا هستم اعوان و انصار من هم هستند. الان بنده دارم با شما حرف میزنم، من چه کسی هستم؟@ بدن که نیستم خیال هم که نیستم وهم هم که نیستم قوای من هستند عقل هم نیستند عقل هم جزء قوای من است.@ پس منی که دارم الان از قوه عاقلهام استفاده میکنم فکر میکنم که باید برای شما چه بگویم بعد در همان لحظه آن فکر را تصور میکنم به کلمات، بعد تبدیل به حروف میکنم، به صوت، پشت سر هم این کار را میکنم من چه کسی هستم؟ شما به من دسترسی ندارید، به چه چیز من دسترسی دارید الان؟ نهایتاً چه چیزی از من به شما میرسد؟@ یک صوت به شما میرسد ولی صوت من هستم یا نه، صوت من هست یا نه؟ بله، صوت منتسب به من است مسئولیت صوت، مسئولیت کلام، مسئولیت صدا با من است ولی من صوت نیستم خدا هم همینطور است خدا هم تمام قوای عالم که قوای خداست بعد از آن قوای ملک الموت است یک لحظه اراده میکند.@ همه قوا در استخدامش هستند هر کاری میخواهد میکند بقیه فرشتههای خدا هم همینطور هستند یعنی میکائیلی که مسئول رزق است دارد رزق من و شما را میدهد تا رزق سلولهای من و شما را میدهد که هر سلول چقدر گیرش بیاید هر حیوان هر درخت هر گیاه هر اتم چقدر غذا گیرش بیاید رزقش به او برسد.@ دارد بینهایت محاسبات را در آن واحد میکائیل(ع) انجام میدهد رزق میرساند امام سجاد(ع) در دعای سوم فرمود تمام برفها و بارانها به عدد شمارش میشود و معلوم است کجا قرار است زمین بیاید.@ یکدفعه میگویند پنج میلیارد قطعه برف آن هم برفهایی با این اندازه، اندازههایش مشخص، برود پنج تا در سر این آدم بیاید ده تا در سر آن آدم بیاید هزارتا روی ماشین بریزد ده هزار تا در جوی آب بریزد تمامش مشخص است.@ تعبیری که امام سجاد(ع) دارد(مُشَیِءِ السِّجل) میگوید فرشتههایی که با دانههای برف به پایین میاید مشایئت میکنند برف را تا آنجایی که باید زمین بخورد یعنی هیچی بیحساب و کتاب نیست دقیقاً مشخص است که این دانه برف باید کجا بیاید.@ میفرماید فرشته میاورد میگذارد همانجایی که باید بگذارد ما فقط صورتی از این عالم را داریم میبینیم(يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْ‏آخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ).@ این صحنه دارد میلیاردها میلیارد موجود دارند کار میکنند تا من و شما تردد میکنیم میرویم میاییم غذا میخوریم راه میرویم این همه فعالیت، پشتش میلیاردها مجموعه عوامل دارند کار میکنند تا من و شما روی صحنه داریم کار میکنیم اگر بخواهیم نزدیک بکنیم مثل رحم مادر است جنین در رحم مادر فقط همانجا را میبیند و آن عالمش است.@ میگوید من اینجا دارم غذا میخورم اینجا زندگی میکنم نمیداند بیرون از رحم چه عالمی با چه عظمت همه مشغول هستند تا این رحم سرپا باشد خورشید، ماه، ستارهها، هوا، باد، آب، آن همه فرشته، هزاران هزار فرشته دارند کار میکنند تا این جنین از رحم غذایش به او برسد.@ ولی او چه میداند که چه خبر است چه میداند عالمی که احاطه دارد به این رحم چکار دارد میکند اصلاً درکی از آن ندارد مثل ما، ما الان هیچ درکی از میلیاردها فرشتهای که اطرافمان هستند و برای ما دارند کار میکنند نداریم ما خودمان را میبینیم میگوییم من آب خوردم حالا این آب را خوردی چه کسی آن را پایین داد؟@ خدا گاهی وقتها یک نفر را مریض میکند یک قطره آب از اینجا پایین نمیرود تا معلوم بشود که چه کسی دارد پایین میدهد چه کسی این آب را هدایت میکند به تمام این میلیاردها سلول میرساند غذا را چطوری تقسیم میکند که به چشم به مویرگهای چشم، به ابرو، به مژه، به استخوانها، به غضروفها، به تمام رگها و اعصاب برسد.@ چه کسی دارد این کار را انجام میدهد؟ خودمان؟ خودت که انجام نمیدهی پس یک کسی دارد انجام میدهد(هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ) آن کسی است که دارد در رحمها شما را صورتگری میکند یک سلول تخمی که تشکیل میشود چه کسی این سلول تخم را تکثیر میکند بعد به آن دائماً شکل میدهد.@ رویش تصویرگری میکند روی آن یک تکه آب تصویرگری میکند تا یک بچه کامل در میاید قلب، مغز، سلسله اعصاب، چشم، گوش، دست، پا، دستگاه تنفس، بشر نمیتواند حساب بکند چه کسی دارد این کار را انجام میدهد(أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ) این منی که شما امناء کردید شما این را بچه میکنید یا ما داریم این را بچه میسازیم.@ (أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ) دانهای که کاشته میشود چه کسی آن را درخت میکند شما این کار را میکنید؟ اتم به اتم این دانه، الکترون به الکترون این دانه، مولکول به مولکولش را فرشتهها روی همدیگر میچینند تا از زمین بیرون بزند.@ نقاشی، طراحی، سازماندهی، تقدیر، چه کارهایی میشود تا این یک برگ بشود بیرون بیاید ما به این چیزها عادت کردیم همینطوری راحت از کنار این چیزها رد میشویم خیلی ساده رد میشویم میگوییم موت، تولد، گیاه رویش کرد، درخت رویش کرد، گندم در آمد از یک دانه هفتصد دانه.@ یکذره فکر کن چه کسی دارد این کار را میکند از کجا آمده مدیریت این عالم را نگاه کن روی کره زمین میلیونها آدم میروند میلیونها آدم متولد میشوند، مدیریت این نظام مرگومیر و حیات دنیا را چه کسی دارد انجام میدهد بشر دارد انجام میدهد؟ قبض روحها را چه کسی انجام میدهد؟@ یکذره ما فکر بکنیم عظمت خلقت را یک مقدار فکر بکنیم که چه اتفاق باعظمتی دارد اطراف ما میافتد و ملائکه عظیم الهی چه قدرتی دارند که این کار را انجام میدهند از طرف خدا، یک دانه ارزن، یک دانه شکر کف دست شما باشد این چقدر است این خیسی و تری و زبری و بزرگیاش چقدر است.@ در دست فرشته خدا از این هم کوچکتر است چرخاندن این زمین، اداره این زمین، این منظومه شمسی، این کهکشان راه شیری، این کیهان، چه کسی دارد اینها را انجام میدهد؟ از این بحث بگذریم بحث فرشته ملک و کارهایش را، برویم به سراغ ادامه بحثمان.@ بحثمان درباره منزل دوم قبر بود که قبر را توضیح دادیم حالت قبر را، بحث خوش آمدگوییها و بحث نجواهایی که قبر با انسانها دارد اینها همه را خدمتتان عرض کردیم انواع قبرهای افراد را توضیح دادیم و گفتیم که در مورد عالم ملکوت یا عالم برزخ اسم دیگرش قبر است.@ اگر میگویند فشار قبر دارد نکیر و منکر هست بشیر و مبشر هست پنجتن هستند در قبر میایند قبر باغی از باغهای بهشت است یا چاهی از چاههای جهنم است حضرت فرمود(هُوَ البَرزَخ) قبر کجاست؟ برزخ است یعنی عالم ملکوت، نه این قبر خاکی که جنازه را در آن میگذارند.@ ما فکر کنیم اینجا ملک الموت میاید پنجتن هم اینجا میایند نکیر و منکر و بشیر و مبشر اینجا میایند نه، این قبر اصطلاحاً به این گور یا همان قبر میگویند ولی همه اتفاقاتی که برای ما میافتد در برزخ اتفاق میافتد و الا گور خاکی با ما کاری ندارد که بخواهد به ما بگوید که چه آوردی.@ اصلاً چه چیزی در گور خاکی میرود من که در گور خاکی نمیروم از من جسمم میرود ما میگوییم وفات دارد روی سنگ قبرش تاریخ وفات مینویسیم وفات یعنی انتقال این از کره زمین از عالم ماده به عالم دیگر به نشئه جدید.@ اگر قرار باشد وفات باشد و من همانی باشم که در قبر میگذارند که وفات صورت نگرفته من همان سر جای خودم هستم در همین دنیا زیر خاک رفتم وفات معنا ندارد.@ وفات زمانی معنا دارد که ما از دنیا خارج بشویم از شرائط زیستی دنیا خارج بشویم به شرائط زیستی جدید برویم که حضرت فرمود برزخ پاداش و عذاب بین دنیا و آخرت است هم پاداش و هم عذاب بین دنیا و آخرت است.@ در مورد قبر یک قاعده من بگویم که جلسات گذشته گفتیم قبر انسان نفس انسان است و نفس انسان قبر انسان است و هر کس میخواهد بداند قبرش چطوری هست باید ببیند شخصیتش چطوری هست روحش چطوری هست.@ حالا بحث وحشت قبر که مطرح کردیم در وحشت قبر این نکته را تذکر دادیم که وحشت قبر ناشی از چیست؟ آرامش قبر ناشی از چیست؟ وحشت قبر ناشی از عدم آمادگی برای قبر است انس نداشتن با قبر است شما با چیزی که انس ندارید وقتی با آن برخورد میکنید میترسید اما وقتی با آن انس داشته باشید دیگر از آن نمیترسید.@ بنابراین این قاعده یادمان نرود هر چقدر سطح دلبستگی ما به مادیات به دنیا و کمالات جمادی و نباتی و حیوانی بیشتر باشد میزان وحشت ما در قبر هم بیشتر است هر چقدر سطح تعلقات ما به طبیعت، دنیا، کمالات دنیایی کمتر باشد آرامش ما لذت ما در قبر بیشتر هست.@ نتیجه: اگر قبر نفس هست شما هر چقدر میخواهید قبرت را یعنی نفست را شاد بکنی و آرام بکنی چون علامت ایمان شادی و آرامش است چه کسانی بیشتر شاد میشوند و بیشتر آرامش دارند؟ کسانی که سطح تعلقاتشان به کمالات جمادی، نباتی و حیوانی کمتر است آنهایی که سطح تعلقاتشان به این کمالات بیشتر هست روح ناآرام، میزان شکست بالاتر و قبر تنگتر و تاریکتری دارند.@ بنابراین اگر یک کسی میخواهد در دنیا شاد زندگی بکند دستور این نیست که از مادیات و کمالات مادی استفاده نکند یا بهرهبرداری نکند دستور این هست به آنها تعلق نداشته باشد وابستگی به آنها نداشته باشد که اگر از دست داد به هم بریزد و قبرش تنگ بشود.@ امام صادق(ع) بچهاش را دوست دارد ولی وقتی بچهاش را میگیرند یک احساس انبساط دارد(سُبحانَ الذّی یُقتَلُ أولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ إلّا حُبّا) پیش خدا رفت منزه است خدایی که بچه ما را میکشد و ما جز محبت او در دلمان چیزی اضافه نمیشود تعلق ندارد.@ عاطفه پدری سر جای خودش، گریهاش را میکند ولی شاکی نیست روی اخلاقش، روی احساس خوشبختیاش، در کنار خدا هیچ نوع تأثیری ندارد لذا وقتی میخواهیم بدانیم ما میزان فشار قبرمان چقدر است باید ببینیم میزان تعلقاتمان به مسائلی که اطرافمان هست چقدر است.@ کمالات جمادی، پول، ماده، اتومبیل، لباس، مسکن، کمالات گیاهی، هیکل، بدن، زیباییاش، لباس، تجملات، یا کمالات حیوانی که مفصل اینها را توضیح دادیم آنچه که مربوط به دنیاست بنابراین میزان وابستگی هست که فشار قبر میاورد نه میزان بهرهبرداری، هر چقدر دلبسته هستی فشار قبرت هم بیشتر است.@ روی این حساب طبق یک آمار جهانی میزان خودکشی، میزان اضطراب، میزان طلاق، میزان غصه و شکست در دو گروه بیشتر است کسانی که تحصیلات بالاتری دارند و کسانی که ثروت بیشتری دارند آسایش بیشتری دارند هر چقدر سطح آسایش بالا رفته پول، امکانات، میزان آرامش و شادی کم شده، چرا؟@ تعلق بیشتر شده یعنی این قبلاً یک دست کت و شلوار داشت همین برایش مهم بود حالا 5 دست کت و شلوار دارد سطح آسایشش بالا رفته یک اتومبیل نداشت حالا یک اتومبیل هم دارد خانه نداشت خانه دارد این خانه قبلاً یک فرش داشت حالا پنج تا فرش دارد دو سهتا اتاق دارد مبلمان دارد.@ این دلش بین همه اینها تقسیم میشود کافی است یک مبل یک فرش یک لباس یکطوری بشود این را تکان میدهد یعنی این خودش را به تعداد بیشتری از تعلقات بسته بنابراین هر تکانی که آنها بخورند این هم با آنها تکان میخورد حالا چاره چیست چاره این است که ما نداشته باشیم.@ مثلاً خانه نداشته باشیم؟ خدا رحمت کند امام را دوازده جفت دمپایی داشت به او میگفتند این دوازده جفت دمپایی اسراف نیست برای روی فرش جدا دارید برای توالت جدا دارید برای باغ جدا دارید برای مهمانی جدا دارید.@ فرمود اسراف شما میکنید که یکی را میپوشید همهاش تندتند پاره میکنید دوازده جفت دمپایی دارد ولی وابسته نیست حاکم اسلامی یک مملکت است میلیاردها قلب به او وابسته است اصلاً این تعلق ندارد موضوع این هست تعلق نداشته باشیم نه گداصفت زندگی بکنیم بعضیها به خودشان، زن و بچهشان بخیلانه فشار میاورند که ما دنبال دنیا نیستیم.@ همت ندارد برود کار بکند آدم تنبلی است نه ما فقط فکر آخرت هستیم وسعت نمیدهد بعد اسلام را بهانه میکند که ما نباید تعلق داشته باشیم تو تنبل هستی تو بخیل هستی داشتنش عیبی ندارد مهم تعلق است اگر گرفتن، اگر آسیب دید، اگر شکست، اگر سوخت به هم نریزی.@ خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشهای را گفتند آقا خانهتان را دزد برده گفت حلالش من قیامت حوصله ندارم اصلاً وقت ندارم قیامت بایستم ببینم چه برده چه نبرده من آنجا آنقدر برای خودم کار دارم چقدر آدم بزرگ است.@ نه اینکه دزدی و ظلم را تجویز بکند بحث یک بحث دیگر است شما داشته باشید تعلق نداشته باشی شاد هستی و آرام، علت اینکه سرمایه افزایش پیدا میکند آسایش بالا میرود آرامش پایین میاید برای اینکه بیش از حد آسایشی هست که دلبستگی و وابستگی ایجاد میکند الان نگاه کنید چقدر غصهها برای تلفن همراه زیاد شده دوربین دارد ندارد مدلش چند است مدلش چند نیست چه میگیرد چه میدهد دکمههایش اینطوری کار میکند دکمههای آنطوری کار میکند.@ یک نفر در چند سال چقدر اضطراب تلفن همراه را داشته بفروشم یکی دیگر بخرم وام بگیرم که یک مدل بالاتر بخرم سر تلفن همراه، سر لپتاپ، لپتاپ میخرند با چه بدبختی دستشان میگیرند اینطرف و آنطرف میکشانند استفاده هم بلد نیست از آن بکند به اندازه ماشین حساب بیشتر استفاده نمیکند.@ سر کامپیوتر، سر لباس، سر اتومبیل، سر خانه، وسائل خانه چقدر دلبستگی، اضطرابش زیاد شده سرمایه، آسایش مثل قند خون است آسایش خوشمزه است قند خوشمزه است نمک خوشمزه است چربی خوشمزه است و واجب و لازم هست باید باشد آسایش، سرمایه، پول، پول به تعبیر قرآن مایه قوام شخصیت یک نفر هست.@ درست هم هست اما اگر چربی بیشتر از حد بشود قند بالاتر از حدی برود نمک بالاتر از حدی برود همین بدن را میکشد و از بین میبرد بعضیها ظرفیت ندارند سطح آسایششان از یک حد بالا برود از یک حد بالا برود میافتند در رفاهطلبی، تجملگرایی، دلشان، بخش انسانیشان میمیرد دیگر اینها شاد نیستند.@ دیگر نمیتواند دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند دیگر نماز شب نمیتواند بخواند دیگر گریه نمیتواند بکند آن موقع که اینطوری نبود روحیهاش خیلی خوب بود ولی الان روحیهاش به هم ریخته.@ قبلاً یک سیکلی داشت یک پیشدانشگاهی بود یک دیپلمی داشت مسجدش به موقع بود نماز جماعتش را میامد هیئتش را میامد نمازجمعهاش را میرفت حرمش را میرفت از وقتی که پایش باز شد در مرکز علمی یکذره درس خواند چهارتا مدرک به دست آورد میبینی که به زمین و زمان ایراد میگیرد به همه بدبین است.@ همه برایش زیر سؤال هستند این را قبول ندارد آن را قبول ندارد کسی به دلش نمیچسبد مشغولیات برای خودش درست کرده مشغولیات ذهنی، دل چی؟ دل هیچی گیرش نمیاید ما فکر کردیم آدم کامپیوتر است یک خیک علم است هی باید در آن اطلاعات برسیم مثل کامپیوتر مثل سیدیها که اطلاعات در آنها میریزند دکتر شوم مهندس شوم این رشته را بخوانم آن رشته را بخوانم.@ این کتاب را بخوانم آن کتاب را بخوانم این را یاد بگیرم آن را یاد بگیرم هیچی به دلش نمیرسد فقط مغزش را پر کرده نهایتاً به اندازه یک سیدی هم اطلاعات در این نیست شما الان بعضی از سیدیها را نگاه بکنید از اطلاعات چندتا دکتر و مهندس در آن اطلاعات بیشتری ریختند یک سیدی است در جیب هم جا میگیرد.@ این آقا 40 سال درس خوانده به اندازه یک سیدی هم اطلاعات ندارد تازه به سرعت یک سیدی هم اطلاعاتش را نمیتواند بیرون بدهد این خیک علم به چه درد میخورد.@ وقتی تو دلت مرده است وقتی قلب سلیم نداری وقتی اخلاق نداری وقتی حسادت داری وقتی چشم وهمچشمی داری وقتی نخوت و تکبر تو را گرفته این اطلاعات علمی به چه درد میخورد لذا میبینی وقتی علم و تحصیلات بالا میرود آرامشبیار نیست.@ انسان باید قوام آرامشش را از جای دیگر بگیرد که اگر رفت سطح اطلاعاتش را در حوزه یا دانشگاه یا جای دیگر بالا برد یا کار تجاری کرد کار اقتصادی کرد درآمدزایی کرد سطح آسایشش را بالا برد رابطهاش با خدا ضعیف نشود میگوید ما قبلاً زن نگرفته بودیم خیلی رابطهمان با خدا خوب بود.@ چقدر خواهران نامه مینویسند برای من در این برنامهها، مینویسند ما قبل از ازدواج چقدر معنویتمان خوب بوده بعد از ازدواج اصلاً دلمرده شدیم قبلاً درس نخوانده بودیم با خدا یک حال و هوای دیگری داشتیم با اباالفضل یک بروبیایی داشتیم با خانم فاطمه معصومه یک بروبیایی داشتیم با امام زمان، الان دیگر سطح علممان بالا رفته بلای جان آدم میشود.@ پس تحصیلات و آسایش چیز بدی نیست ثروت هم چیز بدی نیست، چه چیزی بد است؟ اینکه آدم ظرفیت نداشته باشد دانشگاه برود ظرفیت نداشته باشد حوزه برود درس بخواند بعد تمام ذهنش و دلش مشغول معلومات خودش باشد کلاسم، مدرک تحصیلیام، استادیم، پایهام، درس دادنم، کتابم، بعد میبینی هیچی از خودش نمانده هیچی از این آدم نمانده.@ ثروت بد نیست ولی اگر بداند اینکه انسان قبلاً قلبش را به پایههای آرامش و شادی بسته باشد ثروتش افزایش پیدا بکند میبینی که ساعتها، روزها این جیجیویجیهای دنیا ذهن و مغز و دل این آدم را اشغال میکند ظهر اذان گفتن دوازده تا(حی) گفتند که بشتاب، این هنوز مشغول چرتکه انداختن در خریدهایش است.@ چه خریده چه فروخته لباس، هدیهاش، کادویش، چه برایش آوردند، چه خرید، چه میخواهد برای دیگران بخرد، چه به دست آورد، چه از دست داد، میبینی که نمازش رفت 3 بعدازظهر 4 بعدازظهر 5 بعدازظهر، آنوقت باید با بیحیایی هم جلوی خدا بیایستد ساعت 5 بعدازظهر بگوید چهار رکعت نماز ظهر میخوانم اینطوری پوست کلفت میشود.@ پس وحشت قبر را دقت بکنید از کجا میاید وحشت قبر از بیظرفیتی ما، دلبستگی ما به امور دنیایی، قلب ما را که قبر ماست روح ما را که قبر ماست فشار میدهد بیمحتوا میکند اذیتش میکند قبر ما هم به طبع همینطور است.@ لذا هر کس میخواهد یک قبر بزرگ و شاد داشته باشد باید سطح تعلقاتش را کم بکند تا بتواند آدم حسابیها را در قبرش دعوت بکند نه اینکه صبح تا شب ذهنش مشغول کسی باشد که با آن در قبر نمیاید بعضیها 15 سال 20 سال ذهنشان مشغول یک آدمی مثل خودشان است.@ در این ترانهها نگاه کنید طرف یک عمر گذاشته پای یک کسی که هیچ وقت به آن نرسیده یا به آن نمیرسد اگر این دلدادگی را برای امام زمان گذاشته بود برای خدا گذاشته بود برای کسانی که قرار است در ابدیت با آن باشند گذاشته بود این دل را به اینها داده بود.@ این الان خیلی رشد کرده بود ولی میبینید نه، دلی که صرف اتومبیل کرده صرف مدرک تحصیلی و کنکور کرده صرف به دست آوردن یک رتبه و مقام کرده صرف لباس و تزئینات و تجملات دنیا کرده میبینید اصلاً یک دقیقه این نوع دلدادگیها، یک دقیقه این نوع دغدغهها را به خدا و اهل بیت به آن چیزهایی که در قبر نیاز دارد اصلاً نداده این قبرش خیلی خالی است.@ (فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ) سبک است هیچی ندارد(فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ) مادرش جهنم است یعنی این را باید بسپاری دست جهنم آدمش بکند یعنی این آدم فقط در جهنم تربیت میشود(أفئِدَتُهُم هَواء) هیچی در این دلشان نیست اصلاً چیزی با خودش نیاورده.@ تمام این مدت داشته این قلبش و دلش که قبرش هست را از چیزهایی پر میکرده که هیچ کدامش را نمیخواهد با خودش ببرد و آن چیزهایی که باید با خودش میبرد هیچ وقت برایش وقت نگذاشته هیچ وقت آنها را جذب نکرده لذا یک قلب خالی دارد یک نامه عمل سبک دارد سنگین نیست چیزی با خودش ندارد.@ در زیارتنامه اهل بیت میخوانیم(وَ عَناصِرَ الأبرار) میگوید شما عنصر نیکان هستید عنصر وجودی نیکان، نیکان درصد دارد مثل طلا عیار دارد این 17 است این 14 است این 18 است این 24 است همینطوری بالا برو وقتی میگوییم 24 است یعنی میزان طلایش بیشتر است.@ به اهل بیت میگوییم شما عنصر آدم حسابیها هستید عنصر تو چقدر امیرالمؤمنین دارد قبر تو چقدر پیغمبر دارد قبر تو یعنی نفس تو، چقدر نفس تو از فاطمه زهرا برخوردار است چقدر فرشتهها در آن میروند و میایند چند درصد وجود تو را خانواده آسمانی تشکیل میدهد چند درصد وجود تو را بهشت تشکیل میدهد.@ همینطوری خودمان را وزن بکنیم همینطوری الان میتوانیم خودمان را یک وزنکشی بکنیم در میاید که وزن ما چقدر است میگوید شما عنصر اهل بیت هستید اینکه امیرالمؤمنین در قبر میاید بسته این هست که تو چه امیرالمؤمنینی را برای نفس خودت ساخته باشی.@ چند درصد وجودت عشق خدا، اهل بیت و حق هست چند درصدش باطل و رفتنی است وزن چقدر داری حالا دقت کنید آیه را برایتان بخوانم تا خوب جا بیفتد چون وزن حق است(وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ) روز قیامت میزان داریم آدمها را میکشند.@ حالا در بحث سؤال که فردا شب میخواهیم بگوییم بیشتر روشن میشود میکشند ببیند این چه دارد ترازوی اعمال که میگویند شما فکر نکنید یک فرشته غولی آنجا ایستاده یکی از این باسکولها دستش هست ما را در آن میاندازد سنگ هم میاندازد میکشد همه را میکشند با میزانهای خودشان، ولی وزن در آنجا چیست؟@ روی کفه ترازو چه میگذارند و ما را با آن میسنجند؟ حق، (وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ) وزن حق است تو چقدر حق با خودت آوردی چقدر با حق پیوند خوردی چقدر عاشق حق هستی چقدر دوست حق هستی چقدر به حق انس داری این خیلی مهم است که تو چطوری زندگی کردی تو را مسنجند.@ تو چقدر وزن حق داری وزن حق است آنجا معلوم میشود که ما چقدر با خودمان حق آوردیم چقدر باطل آوردیم پس میزان قبر فشار قبر را یادمان باشد چه هست فشار قبر ناشی از دلبستگی ما به باطل، کدام قبر بزرگ و شاد است؟@ قبری که پر از حق باشد هر چقدر میزان حق قبر بیشتر باشد عنصر حق در قبر بیشتر باشد یعنی در قلب، این قبر و این قلب بزرگتر و شادیآفرینتر و آرامشبخشتر هستند و هر چقدر کمتر سطح اضطرابش بیشتر، سطح غصههایش بیشتر هست لذا باید ما توجه بکنیم که هر کاری میخواهیم بکنیم خودمان هستیم باید با خودمان کار بکنیم باید یقه خودمان را بگیریم و روی خودمان کار بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@