جلسه 518 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
518
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
5
روز
31
متن کامل (خام) ‌ جلسه 518 - خانواده آسمانی

با عرض پوزش چون من رفته بودم عیادت والدین فیشها را جا گذاشتم، سوادم جا مانده، بعد متن بیانیه را ندارم، برای همین هم امشب به یک جلسه دیگر جهنم مهمان‌تان می‌کنیم بعد ان‌شاءالله از هفته بعد دو جلسه بهشت برویم تلافی‌اش در بیاید.@

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@بحثمان درباره عوامل ورود انسانها به جهنم بود که اولین موردش را غفلت عرض کردیم. دوتا آیه از آیات الهی را در این باره خدمتتان عرض کردیم، می‌پردازیم به روایات.@اولین روایت از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «رُبَّ مَسْرُورٍ وَ مَغْبُونٍ وَ هُوَ لاَ يُشْعِرُ يَأْكُلُ وَ يَشْرَبُ وَ يَضْحَكُ وَ حَقٌّ لَهُ مِنَ اَللَّهِ أَنْ يَصْلَى اَلسَّعِيرَ» آگاه باشید خیلی از آدمها هستند که ظاهراً شاد و شنگول هستند بگو بخندهای زیادی دارند، خیلی‌ها هم می‌گویند خوش به حال اینها و حسرت زندگی و حال اینها را می‌خورند.@«رُبَّ مَسْرُورٍ وَ مَغْبُونٍ» مغبون یعنی زیانکار و باخته، در حالی که خیلی شنگول و شاد است حواسش نیست که باخته. مولانا یک داستانی را تعریف می‌کند که چندتا دزد خر یک بنده خدایی را دزدیده بودند و بردند فروختند.@خلاصه آن هم نمی‌دانست که خرش را بردند و فروختند، بعد می‌گفتند که بیا بنشین با ما یک غذایی بخور، یک غذایی درست کردند، بعد شعرشان این بود (خر برفت و خر برفت و خر برفت) این هم با آنها می‌زد و می‌خواند و شادی می‌کرد، نمی‌دانست که این (خر برفت) خر خودش بوده که بردند و فروختند.@خیلی‌ها در شادیهایی شرکت می‌کنند که نمی‌دانند پشت این شادی چقدر غم وجود دارد؛ در احوال جهنم یادتان هست علی (علیه السّلام) فرمود: «لَا خَیْرَ فِی لَذَّةٍ مِنْ بَعْدِهَا النَّارُ» در لذتی که بعدش جهنم است هیچ خیری نیست، در خوشی و شادی که بعدش قرار است یک عده بروند بسوزند هیچ خیری نیست.@عروسیها و مهمانیها و مسافرتهایی که در آن می‌گویند و می‌زنند و می‌خندند و برویم کجا و چکار کنیم، ولی نمی‌دانند که بعد از این مجلس عروسی چه ذخیره‌ای از آتش و گناه و معصیت را برای خودشان پایه‌گذاری می‌کنند.@یک موقع هست آدم یک گناهی را انجام می‌دهد یک چیزی برایش ذخیره می‌شود، یک موقع هست نه پایه‌گذاری می‌شود یک سلسله معاصی، در این مهمانیها؛ نطفه‌های بسیاری از افکار و خیالات و روابط نامشروع و غلط چیده می‌شود در همین مهمانیها و ارتباطات و اختلاطات و بعد فجایعی بار می‌آید.@پیامبر می‌فرماید چه بسیاری از این آدمهایی که می‌گویند و می‌خندند «رُبَّ مَسْرُورٍ» ولی در کنارش می‌فرماید «وَ مَغْبُونٍ» یعنی باخته است، نمی‌فهمد که سرش کلاه رفته، نمی‌فهمد دچار خسران است، حالیش نیست، الان الکی خوش است، جمع می‌شوند و می‌گویند و می‌خندند و بازی و تفریح می‌کنند.@و خیلیها هم حسرت اینها را می‌خورند که اینها چه زندگی‌هایی دارند خوش به حال اینها، چه مهمانیها و مجالس و جلساتی، ولی نمی‌فهمند که باطن او چی هست یعنی او بوی گند گناه و جهنم را خوب استشمام نمی‌کنند و متوجه نمی‌شوند. @دیگر چی؟«وَ هُوَ لاَ يُشْعِرُ» خودش نمی‌فهمد، خودش متوجه نیست، نمی‌گوید «و هو لا یعلم» نمی‌داند، می‌گوید «لاَ يُشْعِرُ» شعور با دانستن فرق می‌کند، یک موقع هست که قرآن می‌گوید «لا یعلمون» بعضیها نمی‌دانند، ولی بعضی وقتها می‌گوید «لا یشعرون» شعور از شَعر می‌آید، شَعر یعنی مو، خیلی ریز و باریک است، می‌گویند این باریکتر از موست یعنی ریزبینی.@شعور دقت زیاد است، ریزبینی هست، یک موقع هست شما فهم می‌گویید، یک موقع دانستن می‌گویید، ولی یک موقع می‌گویید شعور، شعور یعنی اینکه شخص باید یکسری دقت داشته باشد، یعنی ریزبینی بکند، یک مقدار عمیق نگاه کند تا یک چیزی را درک کند.@قرآن می‌گوید این اصلاً دقت نمی‌کند، دارد فقط می‌گوید و می‌خندد، می‌گوید من می‌خواهم مثل فلانی باشم، چشمش به چهار نفر آدم می‌خورد که علی الظاهر خوش هستند، من می‌خواهم مثل این شاعر، هنرپیشه، ورزشکار و... بشوم یعنی الگوهایی که انتخاب می‌کنند، نمی‌فهمند و آن شعور را ندارند که باطن این سبک زندگی چه در می‌آید.@«و هو لاَ يُشْعِرُ» یعنی اصلاً حواسش نیست متوجه نیست که دارد چه اتفاقی می‌افتد، باریک‌بینی و ریزبینی نمی‌کند که هر خنده و لذت و شادی ارزشش را ندارد، شادیهایی که قرار است پشتش غم و غصه و عذاب و خون کردن دل امام زمان و حضرت زهرا و قهر با خودت باشد، شادیهایی که بدون رعایت بخش فوق عقلانی باشد تمام خود تو را درگیر می‌کند.@شما یک شادی سراغ دارید که من اصلی شما در آن دیده نشود و شخص بعداً غمگین نشود، یک شادی اینطوری سراغ دارید؟ رفته عروسی و آمده می‌گوییم حال خوش است، می‌گوید نمی‌دانم اعصابم خورد است در دلم پر از غم است من وسط عروسی هم داشتم داغون می‌شدم.@چرا؟ چون شما داری به خود اصلی خیانت می‌کنید یک خودی را به زنجیر می‌کشی تا یکذره شاد باشی، چه کسی شاد باشد؟ بخش حیوانی؛ بخش حیوانی شاد است، بخش عقلی کاملاً تعطیل است و آسیب می‌بیند بخش فوق عقلی هم که اصلاً در آن مجالس له می‌شود در آن خوشی و شادی‌های حرام. در این شادیها شخص دارد خیلی چیزها را از دست می‌دهد.@

قاعده‌اش این است یعنی شما وقتی که شادیهای نامشروع داری خیلی شادیهای آخرتی را از دست می‌دهی، خیلی خنده‌ها و تفریحهای ابدی و جاودانه را داری از دست می‌دهی. لذا شادیهایی که شما بخش فوق عقلی‌تان در آن نمی‌بینید خیلی این شادیها گران است.@در این شهربازیهایی که در کشورهای مختلف می‌سازند آنهایی که رفتند شهربازی و بخصوص ترن هوایی سوار شدند می‌دانند که جان آدم در دهان آدم می‌آید؛ بعضی از شهربازیها هست که ترنشان 15 کیلومتر است، (دقت کنید) 15 کیلومتر یعنی یک سفر طولانی، ما اینجا الان شهربازیهایمان ترنمان چقدر است؟ هزار متر می‌شود؟ 15 کیلومتر طرف بالا و پایین‌اش می‌کنند.@مصاحبه صاحبش را می‌خواندم می‌گفت من طوری طراحی می‌کنم و می‌توانم طراحی کنم و اتفاق هم افتاده که شخص بعد از پایان ترن بمیرد، یعنی یکطوری تنظیم می‌کنم که یکطوری لذت ببرد که وقتی آنجا رسید از شدت این ترس و هیجانی که دارد بمیرد.@بعضیها همین کار را با خودشان و با دیگران می‌کنند یعنی نمی‌دانند که یک دل‌مردگی وحشتناک پشت این مجلسها هست یک خورد شدن و تحقیر شدن و له شدن و یک غم فوق‌العاده، چون خیانت به خود اصلی‌ات می‌کنی؛ شما وقتی که خود اصلی‌ات را خیانت می‌کنی غم مساوی هست با همین خیانت، یعنی این سنت خداست.@وقتی که آب جوش یکجا بریزد چه اتفاقی می‌افتد؟ می‌گوییم آب جوش ریخته دیگر؛ یک کسی از پنج متری بیافتد چه اتفاقی می‌افتد؟ قانون عمل و عکس‌العمل، قانون قضا و قدر؛ قدر خودفراموشی قضای نتیجه، قضایش چیست؟ غصه‌های طولانی، خوردی اعصاب، به پوچی رسیدن، افسردگیهای شدید.@شما قدر خودفراموشی را انتخاب بکن، قدر غفلت از خود و خانواده آسمانی‌ات را انتخاب بکن پشتش ناکامی، شکست، افسردگی، مریضیهای شدید جسمی و روحی. «يَأْكُلُ وَ يَشْرَبُ وَ يَضْحَكُ» می‌خورد و می‌نوشد و می‌خندد، نگاه این حدیث پیغمبر برای چه موقع بوده؟ برای امروز ماست، می‌خورد و می‌نوشد و قهقهه می‌زند.@«وَ حَقٌّ لَهُ مِنَ اَللَّهِ أَنْ يَصْلَى اَلسَّعِيرَ» سزاوار است که خدا این را در جهنم بیاندازد، آن هم نه هر جای جهنم، سعیر، سعیر یک جای خیلی وحشتناکی است در جهنم. من برای اینکه حال شما خیلی بد نشود یک سلسله از این قسمتهای روایتها را برایتان نمی‌خوانم از اوضاع آنجا، بعضیها را برای شما می‌خوانم.@این آدم اصلاً نمی‌فهمد دارد چکار می‌کند، فقط فکر کرده که دنیا یعنی همین که دور هم جمع بشویم و هر شب مهمانی بگیریم و پارتی و عروسی و جشن تولد باشد، مسافرت باشد، خارج و داخل برویم، اینطرف و آنطرف، خوش باشیم، زندگی یعنی این، کباب درست کنیم بخوریم، کوه برویم پارک برویم این زندگی است، غفلت این است.@فرمایش بعدی از امام عزیزمان و پدر مهربان و حکیم‌مان حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست «لَا تَکُنْ غَافِلًا عَنْ دِینِکَ حَرِیصاً عَلَى دُنْیَاکَ مُسْتَکْثِراً مِمَّا لَا یَبْقَى عَلَیْکَ مُسْتَقِلًّا مِمَّا یَبْقَى لَکَ فَیُورِدَکَ ذَلِکَ الْعَذَابَ الشَّدِیدَ» ببینید روان‌شناسی را دقت کنید، بی‌نظیر است، شخصیت‌شناسی و روان‌شناسی که دارد به ما می‌گوید.@می‌فرماید که: غافل از دینت نباش «لَا تَکُنْ غَافِلًا عَنْ دِینِکَ» غافل از دینت نباش «حَرِیصاً عَلَى دُنْیَاکَ» نسبت به دنیایت حریص باش، اینطور نباش. بعضیها با حرصشان در دنیا به خودشان و اطرافیانشان خیلی صدمه می‌زنند، احمقانه است این نوع صدمه زدنها و حرصها.@نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «لو تعلمون ما ذخر لکم ما حزنتم علی ما زوی عنکم» شما اگر می‌دانستید خدا برای شما چی ذخیره کرده هی وقت به خاطر چیزهایی که نداشتید و به شما داده نشده، هیچ وقت به خاطر محرومیتهایتان غصه نمی‌خورید.@این را یک طرف قضیه داشته باشید، یک آدم هوشیار و عاقل خب یکسری چیزها در دنیا دوست دارد که به او داده نشده، بقیه دارند و این از آنها محروم است ولی خدا عادل است اگر کسی اینجا محروم باشد با ضریب آخرتی و ابدی به او می‌دهد، کسی در دستگاه خدا ضرر نمی‌کند.@«سبحان الذی لا یعتدی علی أهل مملکته» خداوند به اهل مملکتش ظلم نمی‌کند، اگر کسی اینجا دارد و کسی ندارد، آن کسی که ندارد خدا سهمش را به او می‌دهد ولی ابدی و جاودانه به او می‌دهد.@می‌گوید اگر شما می‌دانستید که چه چیزی خدا برای شما ذخیره کرده اصلاً به خاطر چیزهایی که نداشتید و به شما داده نشده غصه نمی‌خوردید. می‌گوید مؤمن وقتی که آخرت می‌رود و به او می‌گویند که این به خاطر چیزهایی بوده که به تو ندادیم، دلت می‌خواست، نداشتی، نتوانستی، مریض بودی نتوانستی استفاده کنی، گرفتار بودی هر چیزی، حالا بیا همه را جاودانه به تو می‌دهیم.@امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید مؤمن می‌گوید ای کاش در دنیا هیچ کدام از دعاهایم را اجابت نمی‌کردند هیچی به من نمی‌دادم، کاش بدترین وضعیت را داشتم که اینجا... چون شما اینجا هر چه دارایی بیشتر دارید از سهم آن طرفت دارد کم می‌شود، مفتی نیست.@یک کسی دارد می‌آید صد نفر را در مال خودش سهیم می‌کند، زیرک است، شادی و آرامش و مهربانی و مال دارد، می‌آید بقیه را در سهم خودش شریک می‌کند یعنی با آن تجارت آخرتی می‌کند علم و معرفت دارد این کارش برکت دارد، دائم تک‌خور و خودخور نیست.@یک عده اصلاً نه لذت می‌برند از اینکه خوب اینجا بچرانند و خوب استفاده کنند و تک‌خوری کنند و فقط روی دنیا تمرکز می‌گیرند و حریص هستند. یک لطیفه‌ای برای شما بگویم کار حریص اینطوری است.@می‌گویند یک راننده‌ای بود ترمز بریده بود باید یکجا ترمز می‌کرد ماشین را یکجا نگه می‌داشت، یک طرف جاده دو نفر آدم بودند یک نفر طرف جاده 48 نفر (حالا نمی‌دانم آن کسی که جوک را ساخته 48 تا را از کجا شمرده).@می‌گفت این گفت من بزنم دو نفر را بکشم ماشین را نگه دارم بهتر از این است که بروم 48 نفر را بکشم، بگذار ماشین را این طرفی بزنم حالا این دو نفر مردند لااقل این ماشین بایستد بقیه نمیرند، زمانی که فرمان را پیچاند که برود سمت این دو نفر، این دو نفر دویدند رفتند آن طرف خیابان پیش آن 48 نفر، این رفت دنبالشان دنبال آن دو نفر، همه را زد فقط برای اینکه آن دو نفر را زده باشد.@بعضیها قفل کردن ذهنشان در دنیا اینطوری است یعنی قفل می‌کنند دیگر شعورشان نمی‌رسد که به هر قیمتی این تلویزیون به درد نمی‌خورد، به هر قیمتی والا به خدا این ازدواج و اتومبیل و خانه به درد نمی‌خورد، ذهنشان قفل می‌کند.@یعنی یکجا نمی‌گوید که من اگر الان بخواهم یک قدم جلوتر بروم خیلی حرام می‌کنم، خیلی آتش به پا می‌شود خیلی فتنه می‌شود ولش کن، همینطوری احمقانه دنبال آن مال و زمین و خانه و آدم می‌دود.@نمی‌فهمد حالا به همان چیزی که می‌خواهی رسیدی، آن آدم و زمین و خانه و تلویزیون و یخچال و شغل، بعد که به آن می‌رسی سنت خدا اینطوری است توسط همان فرد، همان شیء، همان ماشین، همان شغل له و تحقیر می‌شوی و همه چیز را هم از دست می‌دهی، این سنت الهی است.@می‌دود تا دنیا را بگیرد بعد می‌بیند همان که دنبالش رفت و گرفت حریصانه، همان دکترا که با قیمت ظلم کردن به زن و بچه و شوهرش و ندیدن خیلی چیزهای دیگر، من فقط بروم دکترا بگیرم. الان ما چقدر داریم افراد می‌خواهند در خانه‌شان دکترا بگیرند پدر شوهر و بچه‌هایش را در می‌آورد که می‌خواهد دکترا بگیرد، پدر زن و بچه‌ها را در می‌آورد که آقا می‌خواهد دکترا بگیرد.@بعد که می‌شود، حالا رسیده به یک شغلی که در این شغل خودفروشی، خودشیفتگی، استکبار، عیاشی، کیافی، غفلت پر است، حالا آن را گرفتی، بقیه جهنم را هم بفرمایید، سرازیری است، به یک سربالایی رسیدی حالا بعدش سُر می‌خوری و پایین می‌روی، حریص بودن خیلی خطرناک است.@می‌بینی در دنیاشان حریص هستند نسبت به دینشان غافل. «لَا تَکُنْ» ببینید چقدر زیبا می‌فرماید: «غَافِلًا عَنْ دِینِکَ حَرِیصاً عَلَى دُنْیَاکَ مُسْتَکْثِراً مِمَّا لَا یَبْقَى عَلَیْکَ» مستکثر یعنی کسی که زیاد به یک چیزی می‌پیچد کثرت می‌خواهد داشته باشد به چیزی که برایش نمی‌ماند.@«مِمَّا لَا یَبْقَى» باقی نمی‌ماند، زیاد می‌پردازد به چیزهایی که هیچ کدام، مال است دست بچه‌ها و ورثه می‌رود، الان ما چقدر داریم مراجعات اینطوری. میلیارد میلیارد گذاشته.@حضرت می‌فرماید بچه‌هایت اگر بروند در کار خیر استفاده کنند ثوابش برای بچه‌هایت است شقاوت و بدبختی‌اش برای توست، اگر بروند در حرام استفاده کنند که گناه هم برای آنهاست و هم برای تو هم بدبختی دارد جهنمش هم برای توست، در هر دو صورت. آدم خودش یک کاری بکند.@طرف آمده خانه هم دارد، وضع خانه‌اش هم خوب است، می‌گوید می‌خواهم برای امام زمان یک کارهایی بکنم، کارهایی انجام بدهم برای غربت امام زمان؛ می‌خواهی چکار کنی؟@می‌گوید من چندتا خانه و آپارتمان و مغازه دارم، می‌خواهم برای امام زمان هزینه کنم، می‌گویند که برو سند بزن و بفرست هزینه بشود برای امام زمان، می‌گوید نه، الان نه، می‌خواهم بعد از اینکه مُردم. نمی‌تواند بکَند، اصلاً نمی‌تواند این را ببیند، می‌گوید اگر مُردم یکطوری تنظیم کنید که اگر من مُردم این برای امام زمان خرج بشود.@این دقیقاً مثل آن انباری می‌ماند که یک کسی گذاشته بود بعد از مرگش انفاق کنند. پیامبر آمد انفاق کرد اموال که تمام شد، یک خرما خشکیده هم ته انبار افتاده بود، حضرت فرمود اگر این خرما خشکیده را خودش زمان حیاتش می‌داد بیشتر به او می‌رسید تا کل این انباری که بعد از مرگ به او رسیده.@تو که الان استقرار داری، محل زندگی‌ات خوب است اوضاعت خوب است رهایش کن، این اضافه‌ها را رها کن، می‌گوید نمی‌توانم این باید باشد بعد از مردن. تا زنده‌ای یک فکر و کاری بکن الان بفرست، برای خودت هم داری می‌فرستی، چون خودت آنجا می‌روی و آن را می‌بینی، برای خودت است، آنجا برایت باغ و بهشت و قصر برای خودت می‌شود، برای خودت داری می‌فرستی، برای خدا که نیست، خدا چه بهره‌ای می‌برد؟@خدا می‌گوید این گوسفندی که شما می‌دهید قربانی که شما می‌دهید به من نه گوشتش می‌رسد نه خونش، هیچی به من نمی‌رسد برای خودتان است، شخص می‌ترسد. مستکثر یعنی زیاد دنبال چیزهایی هست که به دردش هم نمی‌خورد، مطالعات اضافه الکی راجع به چیزهایی که اصلاً آخرت به دردش نمی‌خورد در دنیا هم خیلی به کارش نمی‌آید.@شما نگاه کنید که الان چقدر آدمها می‌نشینند مطالعه می‌کنند زندگی آدمهایی که بسیار از خودشان پایین‌تر هستند و چون مشهور هستند می‌گوید فلان شخصیت را برویم بنشینیم بخوانیم، فلان نویسنده، شاعر، فیلسوف، هنرپیشه، ورزشکار.@فلان ورزشکار چند بار ازدواج کرده با چه کسی ازدواج کرده، چند تا بچه دارد، تلویزیون، روزنامه، مقالات، شبکه‌های مجازی، زندگی دیگران، مصاحبه با زندگی فلان، اصلاً این به چه درد من می‌خورد دانستن اینها، که مثلاً اگر می‌خواهید بدانید فلانی زندگی‌اش چطوری است، شوهرش کیست، زنش کیست، با چه کسی ازدواج کرده.@یک مشت بیکار می‌نشینند اینها را می‌خوانند، صفحه حوادث را بخوانیم، داستانهای پلیسی و جنایی و وهمی و عشقی، ته‌اش برای شما چه می‌ماند؟ یک عالم اعصاب خورد در این خواندنها، کسب ایجاد می‌شود، جلسه قبل گفتم یک عالم کسب می‌شود جذب جان تو می‌شود، بعد هم به چه درد تو می‌خورد؟!@بعضی از عزیزان می‌آیند به من می‌گویند که من الان دارم زبان می‌خوانم، پسر من الان 12 ترم زبان خوانده، می‌گویم خب حالا یک فضل است، علم که نیست، علم فقط سه‌تاست، بقیه فضل است، در اسلام علم سه‌تاست؛ اعتقادات، اخلاقیات، شرعیات، فقه.@بقیه علوم برای زندگی دنیایی‌ات است به اندازه کفایت خوب است یاد بگیری ثواب و ارزش هم دارد ولی بیشتر دنبال آن رفتن و از حقایق زندگی و روحی و خودشناسی و ابدیت‌شناسی ماندن این اصلاً به درد نمی‌خورد.@می‌گویم حالا این زبان یاد گرفته می‌خواهد با آن چکار کند؟ خوب است زبان یاد گرفته؛ مثلاً قرار است کشور خارج برود و مبلغ بشود و قرار است از این زبان چه استفاده‌ای بکند؟ یک موقع هست آدم می‌رود یاد می‌گیرد قرار است از آن یک استفاده‌ای بکند هدفدار است، می‌گوید من الان می‌روم زبان یاد بگیرم قرار است من مثلاً خارج از کشور بروم زندگی کنم یک دلیل عقلانی دارد.@ما اول نه می‌گویم برو زبان یاد بگیر شاید به دردت بخورد. آخرت و ابدیت و سؤالهای قیامت را بشناسند شرعیات را بشناسند اینها به دردشان نمی‌خورد؟ به بچه‌اش می‌گوید نه فعلاً نمی‌خواهد اینها را یاد بگیری، اصلاً بچه‌هایشان را نمی‌گذارند یاد بگیرند.@بچه اینقدر که دنیایی است و سیندرلا را می‌شناسد و قهرمان کارتونها را می‌شناسد و قهرمانهای قلابی که اصلاً وجود خارجی ندارند یا کسان دیگر را می‌شناسد اهل بیت و خانواده آسمانی‌اش را نمی‌شناسد.@آنقدری که ورزشکار و هنرپیشه‌ها را می‌شناسد، شما برو به او بگو ابوالفضل، علی‌اکبر، نرجس خاتون، حضرت خدیجه، امام زمان، امام سجاد، خانواده‌اش را نمی‌شناسد اصلاً خانواده خودش را نمی‌شناسد.@راجع به آنها می‌تواند چند ساعت حرف بزند وقتی می‌گوییم راجع به خانواده آسمانی‌اش، کس و کاری که قرار است با اینها محشور بشود هیچی نمی‌داند. ده سال هم زیارت امام رضا می‌رود، می‌گوییم خب حالا از امام رضا چه می‌دانی؟@پنج حدیث از او حفظ هستی؟ پنج جمله از امام رضا، امام هادی، امام عسکری، امام مجتبی، از امام حسینی که این همه برایش عزاداری می‌کنی، ولی تا دلت بخواهد چیزهایی بلد است که به کارش نمی‌آید.@«مُسْتَکْثِراً مِمَّا لَا یَبْقَى عَلَیْکَ» اینطوری نباشید، بپردازید به چیزهایی که اصلاً به درد شما نمی‌خورند، بقیه همچین کیف می‌کنند این چقدر این چیزها را خوب بلد است؛ بلد است حافظه‌اش را پر کرده از چیزهایی که هیچ خاصیتی ندارد؛ دانستن اینها چه کار دنیای شما را پر می‌کند چه کار آخرت شما را پر می‌کند.@اگر قرار است یک فضلی را یاد بگیری، (علم که نه) یک فضلی را یاد بگیری باید کاربرد داشته باشد. دانشگاه می‌روم، چه می‌خوانی؟ مثلاً خانم است، بعد می‌بینیم این خانه رفته یک رشته‌ای را انتخاب کرده که این اصلاً کاربردی برای یک خانم دارد، تا دکترایش را هم گرفته.@به او می‌گوییم می‌خواهی با آن سر کار بروی؟ می‌گوید نه شغلش که به دردم نمی‌خورد، حالا پس برای چه تا دکترا رفتی یک رشته‌ای می‌رفتی که به کارت می‌آمد، آقایان هم همینطور؛ نه آخر فقط دانشگاه رفتنش مهم است، اینکه بگویند این خانم دکترا دارد رشته‌اش مهم نیست.@دکترا یعنی تو 10 ـ 15 سال زحمت کشیدی راجع به یک چیزی که بخشی از وجود توست؛ نه من فقط دانشگاه قبول شوم هر رشته‌ای شد من بروم دیگر حالا این را قبول شدیم.@همین چند وقت پیش سخنرانی داشتم در یکی از این کشورهای اروپایی، 3 ـ 4 تا دانشجو آنجا آمده بودند، با چه خسارتی بندگان خدا، جان کنده بودند تا اروپا بیایند بعد دانشگاه بروم، وارد دانشگاه بشوند بعد به آنها گفتم که شما اینجا چه می‌خوانید؟@گفتند فارسی می‌خوانیم، نمی‌دانیم گریه کنیم یا بخندیم، فارسی! از اینجا زدی رفتی اروپا در یک دانشگاه اروپایی قبول بشوی که بیایی ادبیات فارسی بخوانی؟! کشور خودت نمی‌شد زبان خودت را یاد بگیری؟@حالا اعتبار علمی کدامشان بیشتر است حالا کار به بقیه کارها نداریم، رشته ادبیات فارسی کدام دانشگاه رشته‌اش در دنیا اعتبارش بیشتر است؟ اینکه بگویند فلانی از دانشگاه مثلاً فلان کشور اروپایی ادبیات فارسی گرفته یا از دانشگاه تهران، شهید بهشتی، علامه؟@مستکثر، این چندتا دیپلم، لیسانس، ارشد گرفته، چند تا می‌رود دکترا می‌گیرد، این زبان را خواندم می‌خواهم شش تا زبان دیگر را هم یاد بگیرم؛ بعد اخلاق، شوهرداری، زن‌داری، بچه‌داری، تربیت، با خانواده همسرت چطوری زندگی کنیم، با خودت، چطوری شاد و آرام باشی و چطوری از زندگی لذت ببری، مبارزه با غم، چطوری اصلاً غم را راه ندهی، اصلاً سوار بشوی به مشکلات زندگی، شاد باشیم، بلد هستیم؟@هر چه شما استکثار بیشتری داشته باشید نسبت به چیزهایی که به دردت نمی‌خورد یعنی داری از خود اصلی‌ات فرار می‌کنی، دچار خودفراموشی می‌شوی، هر چه خودت را تنها می‌گذاری خودت تنهاتر می‌شود.@وسط یک عالم ارتباطات تنها است، به خدا قسم بارها من شنیدم می‌گوید من صدتا رفیق دارم یک عالم با این شبکه‌های مجازی، ولی وسط همه اینها تنها هستم، اصلاً برای اینکه تنها هستم پناه آوردم به این وضعیت.@حالا یک کسی می‌بینید نه هیچ کدام از این ارتباطات را هم ندارد اما تنها نیست، این تنهایی‌هایش پر از شلوغی است و کیف می‌کند، نه از تنهایی می‌ترسد و نه از تنهایی ناراحت می‌شود.@یکی رفته بود سر زده بود به یکی از عرفا، گفت تنهایی، گفت تنها شدم، تو آمدی من تنها شدم چون مجبورم با تو مشغول باشم خودم و همه ارتباطات و معشوقهایم را رها کنم.@از خودمان فرار نکنیم، این واقعاً بیماری حاد زمان ما این هست که افراد از خودشان فرار می‌کنند. انگار از خودشان بیزار هستند، دوست ندارند با خودشان تنها باشند، خلوت کنند، و از خودشان لذت ببرند؛ چون از خودش فرار می‌کند معشوقهای خودش را هم قطعاً فراموش می‌کند، لذا یک آدم تنها می‌شود.@شوهر و زن دارد، اما چقدر من پرونده اینطوری دارم، زنش خوب، شوهرش خوب، بچه‌هایش خوب، عروس و داماد دارد، وضع مالی خوب است هیچ مشکلی ندارد، وسط همه اینها این آدم تنهاست، این آدم غمگین است شاد نیست.@وسط هزار ارتباطی که ظاهراً در آن الکی خوش است و دارد کیف می‌کند این آدم تنهای تنهاست، این آدم اگر 24 ساعت در خانه تنهایش بگذاری دق می‌کند و می‌میرد، تلفنش را فقط از او بگیر، 24 ساعت به کسی تلفن نزن، کسی به تو تلفن نزند، داری خودت بخوری و از خودت لذت ببری یا نه؟ تلویزیون روشن نکن و از خانه بیرون نرو، می‌توانی یا نه؟@استکثار باعث می‌شود که انسان دچار خودفراموشی بشود با خودش غریبه می‌شود، دیگر حوصله خودش را ندارد، دیگر تحمل خودش را ندارد، این هر جا که می‌رود باید سر خودش را شلوغ کند و الا نمی‌تواند سرپا باشد.@امیرالمؤمنین فرمود اینطوری نباشید؛ برایتان بخوانم: از دین خود غافل و به دنیایت آزمند یعنی حریص مباش از آنچه برایت نمی‌ماند بسیار گردآوری نکن یعنی دنبال این نگرد که چیزی که قرار نیست برای تو بماند دائم بروی و جمع کنی، نمی‌ماند تو را رها می‌کند و می‌رود.@الان شب اول قبر این همه شنیدنی‌ها و دیدنی‌ها و جمع کردنی‌ها و مصرفها کجایش به درد تو می‌خورد؟ اول برزخ که تو بخواهی بروی این استکثارها به چه درد تو می‌خورد، زیاده‌خواهیها، زیاده‌طلبی‌ها به کارت نمی‌آید.@دیگر چی؟ «مُسْتَقِلًّا مِمَّا یَبْقَى لَکَ» مستقل یعنی کاهنده، کم‌کننده، کم جمع‌کننده، از قلیل می‌آید. می‌گوید نمی‌خواهم کافی است؛ وقتی نوبت آخرت می‌شود آدم زاهدی است کافی است، خوب است 50 آیه خواندی کافی است.@زیارت رفتی، دیدی که بعضی از مردها، زنها ماشاءالله اشتهادار خوب، چون زنها معمولاً آمادگی‌شان برای ارتباط با غیب و معنویت بیشتر از آقایان است، مثلاً خانم می‌خواهد حرم بروم سه ساعت بماند، مرد می‌گوید در حرم چکار می‌کنی؟ نیم ساعت در حرم بودی، حالا یک سلامی می‌خواستی بدهی بیا برویم.@اصلاً مرد متوجه نیست که این زن خانه‌اش رفته پیش پدر و خانوده آسمانی و قوم و خویشش رفته، این مرد می‌فهمد که آدم با رفیقش چهار ساعت ده ساعت 20 سال حرف بزنند چیزی نیست، نمی‌فهمد آدم با خدا ده ساعت بنشیند حرف بزند کیف دارد نمی‌فهمد، با امام رضا؛ می‌گوید کافی است.@قرآن می‌خواند کافی است، یا اصلاً نمی‌خواند، وقتم تلف می‌شود قرآن بخوانم، اذان و اقامه و صلوات و ذکر و دعا و کمیل و حرم نه، آدم قانعی است، بقیه را هم مسخره می‌کند چقدر حرم می‌روی، چقدر دعا، نماز، ذکر، کلاس! این آدم است بینهایت‌طلب است باید به اندازه بینهایت‌طلبی‌اش بخورد، این دارد کار درست را می‌کند ولی او نمی‌فهمد.@«مستقلا» یعنی کم می‌خواهی و کم می‌طلبی «مِمَّا یَبْقَى لَکَ» از چیزهایی که برایت می‌ماند. یک بنده خدایی داشتم برایش وصیت‌نامه می‌نوشتم، این شرح حال همه ما هست، گفت بیا برای من وصیت‌نامه بنویس. نوشتم و بعد رسیدیم به آن بخشی که مربوط به آخرتش بود. رسیدیم به رد مظالم، بعد گفت چکار کنم؟ گفتم من یک رقم برایت می‌نویسم.@گفت چقدر؟ گفتم اینقدر، خیلی است! گفتم خیلی است اینکه برای خودت نوشتم، نه نه کمش کن، گفتم کمش کنم به بقیه می‌رسد و به تو چیزی نمی‌رسد، گفت مگر من حق مردم را خوردم، آقا آدم نمی‌داند آنقدر حق‌الناس گردن ما هست مادی و معنوی که اصلاً خبر نداریم.@غیبت یک نفر را کردی، به یک نفر تهمت زدی، اعصاب یک نفر را خورد کردی، یک نفر را بیجا سرزنش کردی، یک نفر را تحقیر کردی، فردای قیامت ثوابها همه را برمی‌دارند و به او می‌دهند تا راضی بشود، هیچی برای تو نمی‌ماند.@یکی قیامت می‌گوید خدایا این چه پرونده‌ای است که به من دادی من اصلاً نه نماز شب خواندم نه زیارت رفتم نه این همه کارهای خیر کردم اینها برای من نیست اشتباه شده، می‌گویند نه اشتباه نشده فلانی غیبت تو را کرد، اذیتت کرد، زنت، شوهرت، فلانی، گرفتیم به تو دادیم که جبران بشود.@یکی هم می‌گوید که من این گناهان را من مرتکب نشدم، اشتباه شده پرونده عمل من، نه اشتباه نشده، غیبت فلانی را کردی فلانی را اذیت کردی گناهانش را به تو دادیم.@ما خیلی واقعاً زاهدیم برای آخرتمان؛ می‌خواهیم برای آخرت خرج کنیم برای امام زمان می‌خواهیم دست در جیبمان بکنیم پول خردمان و اضافه پولهایی که می‌دانیم به همه عیش و نوشهای دنیامان لطمه نمی‌زند، می‌گوییم حالا این برای امام زمان؛ در این عشق و دلدادگی نیست، کسی که دوستش داری باید بتوانی از خودت بزنی و با لذت به او بدهی. اصلاً عشق یعنی همین.@نمی‌تواند برای امام زمان خرج کند، برای امام زمان یعنی برای خودت، برای آخرت یعنی برای خودت، نمی‌تواند، اصلاً آدم تعجب می‌کند.@به بعضیها می‌گوییم مغازه دوتا داری یکی را برای امام زمان بگذار، خانه دوتا داری یکی را برای امام زمان بگذار، ماشین دوتا داری یکی را برای امام زمان بگذار، این چطور حرف زدن است! انگار داری به او فحش می‌دهی، این را برای امام زمان بگذار یعنی این را ذخیره کن برای بهشت و آخرت خودت، نمی‌فهمد.@این بنده خدا به من می‌گفت کم کن، نه اینقدر رد مظالم! ما نمی‌فهمیم. الان بعضی از عزیزان می‌آیند می‌گویند چقدر بنویسیم؟ می‌گویم 50 میلیون، 100 میلیون از اموالم برای رد مظالم بگذار، می‌گوید آقا چه خبر است؟! می‌گویم آقا تو که مردی و میمیری خیالت راحت است، دیگر رها کن، دیگر دردت می‌آید، نترس این را بعد از مرگت برمی‌دارند الان نمی‌خواهیم دست به آن بزنیم، بعد از مرگت است برای خودش هم هست.@مُرد، شب خوابش را دیدم یک اوضاع افتضاحی داشت که نگو، زخمی و داغون و تشنه و گرسنه، گفت به دادم برس. بلند شدیم گفتیم حال این خیلی خراب است، رفتم یقه ورثه را گرفتم گفتم چکار کردید اموال این را؟ این که اموال زیاد داشته؟ زده بودند در ساخت و ساز برای خودشان و چقدر هم من به او گفتم که این آدمهای ناجور و بی‌تقوا را وصی خودت نگذار.@به زور از یقه طرف گرفتم و مال این بنده خدا را بدهید، بردیم برایش پرداخت کردیم یک مقدار رد مظالمش را، همه را نه، یک مقدارش را.@دوباره من خواب دیدم که بغلش کردم، می‌خواهم او را ببرم به این آب بدهم در همان حال، غذا بدهم، یک کوه جلوی من است، گفتم خدایا من این را کجا ببرم من که از کوه نمی‌توانم این را بالا ببرم، دیدم کوه شکاف خورد و باز شد، رفتم یک جا دیدم پر از نوشیدنی و غذا و شراب، این همان رد مظالم بود، گفتم بنشین بخور.@ما نسبت به یک چیزی که قرار است برایمان بماند خیلی زاهد هستیم، جمع نمی‌کنیم، آقا چه خبر است ثواب «آه من قلة الزاد و طول الطریق» علی (علیه السّلام) فرمود آه از کمی توشه و طولانی بودن راه.@تو این همه برای دنیایت حرص زدی برای چند سال است؟ بگو 100 سال، بگو 100 سال زنده‌ایم، شاداب تا آخرش، خوب هم مصرف کن، 120 سال؛ برای 120 سال تمام عمرت را برای اینجا گذاشتی، برای ابدیت چقدر تلاش کردی؟ می‌دانید برزخ یعنی چی؟ برزخ یعنی اینکه تو وفات می‌کنی تا (دل آدم می‌رود این تا را می‌شنود) قیامت توشه باید داشته باشی.@به خدا برزخ که شما می‌روید غذا دارد، آنجا غذا هست، نوشیدنی هست انواعش، ولی بینهایت از اینجا گرانتر است؛ از رحم مادر بچه یک خون می‌خورد، دنیا می‌آید ببینید چقدر دنیا باکلاس است نسبت به رحم مادر؛ ما چند نوع نوشیدنی و میوه و شربت و دستر و شیرینی و گوشت و غذا در دنیا داریم؟@خدا برای بشر در این دنیا چکار کرده چه تشریفاتی، یک بهشتی برایش راه انداخته، تازه می‌گوید اینها را با رحمت یک درصدی‌ام آفریدم، 99 تا را آنطرف برای شما گذاشتم، خدا می‌خواهد با بنده‌اش چکار کند؟@وارد آخرت که می‌شوید در برزخ، خانه‌های آنجا، یک قصرش از این دنیا بزرگتر است، خانه‌، شراب، غذا، مهمانیهای آنجا، آنجا دانشگاه، مسافرت، حوزه علمیه دارد، آنجا به خدا یک زندگی اینطوری است.@هر چقدر اینجا بزرگتر از رحم مادر است آنجا هم بزرگتر از اینجاست، قرار است آنجا زندگی کنیم آن هم با کلاس آخرت، یک مقیاس 99%، چقدر آدم باید هزینه ببرد؟. این پدرمان که دارد این حرف را می‌زند خودش ببینید سبک زندگی‌اش چطوری بوده، چقدر حریص بوده به آخرت و بی‌رغبت بوده به دنیا.@آنقدر باغ و نخلستان آباد کرد همه را می‌بخشید. راوی می‌گوید کَنده رفته قنات به آب رسیده، چاه است برای خودش است، کَنده، می‌گوید امیرالمؤمنین بیرون آمد دستش روی لبه‌های چاه بود می‌گفت دیر می‌شود من بیرون بیایم وقفش کنم برای آخرتم، از بس حریص بود، یک قلم و کاغذ بیاورید همین الان بنویسم بفرستم برود، برود که دیگر دستم نباشد، برود ذخیره بشود امنیت هم دارد.@«ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ» آن که پیش شماست نابود می‌شود آن که پیش خداست می‌ماند. برزخ فوق‌العاده است، اصلاً ما نمی‌فهمیم برزخ چقدر باشکوه است. خود خدا در قرآن می‌گوید: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ» هیچ کس نمی‌فهمد من برایشان چی ذخیره کردم.@می‌گوید عطر بهشت به تو بخورد همه دنیایی‌ها می‌میرند، اگر یکذره از عطر بهشت مردم استشمام کنند از بس عالی است که مردم تحمل نمی‌کنند جان می‌دهند، موسیقی بهشت، اگر یک لحظه از آوای موسیقی بهشتی به گوش انسان بخورد انسان را می‌کُشد اینقدر انسان را مفتون و شیدا می‌کند انسان را می‌کُشد.@آنوقت نسبت به آن زندگی ما خیلی زاهد و بی‌رغبت هستیم و بنابراین ذخیره‌ای هم نمی‌کنیم؛ اصلاً گیرم گناه نکنیم باید برای آنطرف ذخیره کنیم «آه من قلة الزاد و طول الطریق» کمی توشه و طولانی بودن راه. راه طولانی است.@دانشگاه دارد به خدا هزینه دارد دانشگاهش را آنجا آزاد حساب می‌کنند آنجا باید شهریه بدهید حوزه‌هایش هم همینطور است، ازدواجش هم همینطور است مهریه حوریه‌ها خیلی گران است مهریه شوهرهاش هم گران است، شوهرهای آنجا مثل مردهای هندی مهریه می‌گیرند هر چه را بخواهی باید پول بپردازی.@مهمانی‌های بهشتی دارد، به خدا آنجا مسافرت دارد، ما آنجا سفر داریم، بهشتیان در یکی از تفریحاتشان در بهشت (حالا یواش یواش در بحث بهشت می‌رسیم) یکی از تفریحات بزرگشان مسافرتهای بهشتی است، آن هم در بهشت مسافرت یکی چیزی است.@اینجا روی کره زمین یک تکه از این کره فسقلی 200 کشور، در یک چهارمش که خشکی است 200 کشور درست کردند، مقدار زیادی از این خشکیها که اصلاً هیچی، سه چهارمش هم که آب است، بعد می‌خواهند مسافرت بروند، کجا؟ مثلاً کجا می‌خواهی بروی؟ از اینجا می‌خواهم اصفهان، شیراز، مشهد سفر بروم، آنجا سفر داریم.@اینها هزینه می‌خواهد ما خیلی زاهد هستیم، زاهد هستیم یعنی به معنای بی‌رغبتیم نسبت به آخرت، اصلاً حواسمان نیست قرار است وارد یک سیستمی بشویم که بینهایت از اینجا زیباتر و جذابتر و کاملتر و شیک‌تر و پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر و قشنگ‌تر است.@اصلاً حواسمان نیست که برای زندگی آنجا هزینه می‌کنیم، چرا؟ دائم صرف وقت تلف کردن و اضافه‌خواهیهای اینجا هستیم، اینجا بدون قناعت می‌خواهیم همه چیز داشته باشیم همه چیز هم برای بقیه بگذاریم حریصانه، خودمان دست خالی برویم، هیچ غصه‌ای مثل این نیست که انسان وارد آنجا بشود و بفهمد دست خالی است.@یک شب من خواب دیدم که من را در قبر گذاشتند، داشتند من را دفن می‌کردند، اطرافیان را داشتم نگاه می‌کردم، چیزی که من را آنجا خیلی آزار می‌داد دائم این فکر بود که من دارم چه با خودم می‌برم؟ من اصلاً الان چه دارم؟ خیلی آزاردهنده است وارد یک کشوری بشوی نه زبانشان را بلد هستی نه پول داری نه آشنا داری همه غریبه، می‌خواهی چکار کنی؟@الان بگویند بهترین و پیشرفته‌ترین کشور دنیا، همین الان سوار هواپیمایت می‌کنیم و تو را آنجا می‌بریم، من نمی‌خواهم آنجا بروم، خیلی پیشرفته و عالی است همه دوست دارند آنجا زندگی کنند، من الان چطوری بروم نه پول دارم نه زبان بلدم، هیچی، می‌خواهم بروم آنجا چکار کنم؟ غریبی و غربت و بی‌پولی آدم را می‌کُشد سرگردانی و بلاتکلیفی، ما چه کسی را داریم؟.@استکثار اینجا قشنگ است، رفیق و دوست جمع کنید، وقتی رفتی یک میلیون فرشته فقط استقبال من می‌آیند، دو هزارتا شهید، صد هزار تا شهید پیش من می‌آیند، الان انبیاء عزام استقبال من می‌آیند الان چهارده معصوم استقبال من می‌آیند.@کس و کار آنجا دارم، بی‌کس و کار نیستم، این آدمی است که در دنیا عرضه دارد ابدیت و آخرت ساخته برای خودش رفیق و دوست درست کرده قصرهایش را ساخته، دانشگاه‌هایش را تنظیم کرده، برنامه مسافرتی‌اش را چیده، برنامه مهمانی‌های بهشتی‌اش را چیده، ملاقاتهای ویژه‌اش را گذاشته، کار کرده، در دنیا بیکار نبوده زحمت کشیده.@شما ببینید وقتی که یکبار حرم حضرت عبدالعظیم زیارت می‌روید حضرت امامزاده طاهر، امامزاده حمزه (سلام الله علیها)، اینها به قول امروزیها عند معرفت هستند آن ته شعور معرفت هستند.@ملاقاتی تو می‌آید، به خدا هر باری که شما حرم می‌روید حضرت می‌گوید یک بازدید از طرف من طلب دارد، آدم عشق نمی‌کند در برزخ برود و حضرت عبدالعظیم چهارصد بار بیاید به او سر بزند آن هم سر زدن آنها، امام رضا به دیدن تو بیاید، امیرالمؤمنین و سیدالشهدا به دیدن تو بیاید، کیف ندارد؟@اصلاً آدم یک موقعی می‌بیند برای 10 هزار 20 هزار 100 هزار سال آنجا مهمانی ذخیره دارد با این 50 ـ 60 سال عمر خیلی خوب کار کرده، خیلی خوب در آورده.@عزیزان من به آخرت دل بدهید، با کراهت حرم نروید، هول هول حرم نروید و در بیایید، با عشق در حرم برو، این آدمی که آنجا هست از شوهر و پدر و مادر و زن و بچه و از همه کس به تو نزدیکتر است و بیشتر تو را دوست دارد قربش بیشتر است با دلدادگی در حرم برو نه فقط برای خواسته‌هایت، برو عشقبازی و دلدادگی آنجا بکن.@خب نتیجه، این را هم بخوانیم کافی است. «فَیُورِدَکَ ذَلِکَ الْعَذَابَ الشَّدِیدَ» اگر تو اینطوری باشی که در چیزهایی که برایت نمی‌ماند و با خودت آخرت نمی‌بری زیاده‌طلب باشی در چیزهایی که برایت می‌ماند و می‌بری آدم قانعی باشی، مستقلاً، برای اینطور کارها رغبت نداشته باشی این تو را به عذاب شدید می‌کشاند.@عذاب شدید این نیست که یک کسی بیاید تو را کتک بزند، عذاب شدید این است که حسرتش بیچاره‌ات می‌کند، می‌بینی مسافرت رفتنها و مهمانیهای آنجا را، یکی از عذابهای جهنمیان این هست که تمام لذت بهشتیان را می‌بینند.@شوهرش را می‌بیند و خودش نمی‌تواند، زنش را وسط بهشت می‌بیند، بچه‌اش، برادرش، خواهرش، دوستش، رفیقش، شاگردش را می‌بیند استاد وسط جهنم است، اینها به حرفهای ما عمل کردند و گوش کردند کجا رفتند ما الان در چه وضعیتی هستیم.@اینها که دارم برای شما می‌خوانم آیه قرآن است. جهنمیان همه آن لذات را می‌بینند و حتی جای خودشان را هم در بهشت می‌بینند که قرار بوده کجا باشند، خیلی اینها کشنده است این عذاب شدید است. یک موقع است آدم نمی‌فهمد و نمی‌بیند، یک موقع هست دائم به او نشان می‌دهند که تو قرار بوده کجا باشی و الان کجا گیر هستی.@«فَیُورِدَکَ ذَلِکَ الْعَذَابَ الشَّدِیدَ» تو را وارد می‌کند این کار به عذاب شدید. یک بند دیگر یعنی یک روایت دیگر داریم راجع به غفلت که از عوامل جهنم رفتن است این را ان‌شاءالله می‌گذاریم برای بعد، دو جلسه بهشت از ما طلب داریم اول برویم این دو جلسه را و بعد ان‌شاءالله برمی‌گردیم یک سر به جهنم هم می‌زنیم.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@