باعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره همرنگی انسان با موتش بود این که موت هر کس سکرات موت هر کس قبر هر کس شبیه خودش هست یعنی تناسب با ساختار نفس خودش دارد چون در شبهای گذشته توضیح مفصل در این باره عرض شد ترجیح میدهیم بیشتر به سراغ اصل مباحث فرمایشات خود معصومین برویم در این باره من چند روایت را خدمت عزیزان عرض میکنم.@ فرمایشی هست از امام عسگری(ع) میفرماید(دَخَلَ عَلیُ ابنُ مُحَمَّد عَلی مَریضٍ مِن اَصحابِه وَ هُوَ یَبکی وَ یَجزَ مِنَ المَوت) علی بن محمد احتمالاً همان امام هادی(ع) پدر بزرگوار خودشان باشند بالای سر یکی از اصحابشان رفتند که گریه میکرد و بیتابی میکرد از مردن یعنی در سکرات موت بود گریه و بیتابی میکرد که من الان میخواهم بمیرم.@ (فَقالَ لَهُ یا عَبدَ الله تَخافُ مِنَ المَوت لِاَنَّکَ لا تَعرِفُه) تو از مرگ میترسی به خاطر اینکه نمیشناسی چیست این حقیقت انتقال را برای یک مؤمن میگوید چقدر هم زیباست این فرمایش حضرت(ع)، اگر انسان آخرت را بشناسد و بداند که چطور جایی است بسیار به آنجا اشتیاق پیدا میکند و دوست دارد که زودتر به آنجا متولد بشود.@ (أَرَأَیتُکَ اِذَ التَسَخطَ وَ تَقَذَرتَ وَ تَعَذَیت مِن کَثرَتِ القَظَر وَ الوَسَخِ عَلَیک وَ اَصابِکَ قُروحٌ جَرَب وَ عَلِمتَ اَنَّ الغَسلَ فی حَمامٍ یَزیلُ ذلِکَ کُلَّهُ اَمّا تُریدُ اَن تَدخُلَهُ فَتَغسِلَ ذلِکَ عَن) خیلی زیبا حضرت سؤال میکند چقدر جالب.@ میگوید خودت را در نظر بگیر که کثیف شدی آلوده شدی و از شدت آلودگی داری اذیت میشوی کثافت و آلودگی تمام وجودت را گرفته و از شدت آلودگی داری اذیت میشوی این را در نظر بگیر و چرکهای زیادی به سراغ تو آمده وجودت را چرک و آلودگی و این چیزها گرفته.@ و خودت هم میدانی که اگر بروی در حمام بروی داخل حمام بشوی(یَزیلُ ذلِکَ کُلَّهُ) تمام این چرک و آلودگیها از تو بیرون میشود از تو بیرون میرود با این حال میخواهی که بروی در حمام یا نه، برای کسانی که بدنشان آلوده است یا عرق زیادی کردند یا بخصوص در تابستان گرمای زیادی در بدنشان هست یکی از لذتبخشترین چیزها همین هست که حمام بروند.@ با اشتیاق وارد حمام میشوند به محض اینکه وارد میشوند آب را میگیرند روی سر و بدنشان یک صابونی چیزی بزنند شستشویی بدهند بدنشان به آرامش میرسد چرکها و چربیها و عفونتها از بدنشان دور میشود چقدر لذتبخش است.@ (اَو ما تَکرَهُ اَن تَدخُلَهُ فَیبقی ذلِکَ عَلَیه) یا نه دوست نداری بروی در حمام و آن چرکها و آلودگیها بماند حضرت از او سؤال میکند(قالَ بلی یابن رسول الله) چرا من دوست دارم بروم این کار را بکنم خودم را نجات بدهم.@ (قالَ فَذلِکَ المَوت هُوَ ذلِکَ الحَمام) موت حمام است برای مؤمن یک حمام گرفتن است این موت را که شما درک میکنی از موت عبور بکنی دیگر به پاکی و آسایش میرسی(وَ هُوَ آخِرُ ما بَقیَ عَلَیکَ مِن تَمحیص ذُنوبِک) آخرین چیزهایی که به تو باقیمانده از تو از بین میبرد گناهانت را تمام چیزهایی که آلودگیها و سختیهایی که با تو بوده گناهانی که با تو بوده همه از بین میروند.@ (وَ تَنقیَتِکَ مِن سَیِّئاتِک) تو از گناهان خودت دیگر با موت خارج میشوی(فَاِذا اَنتَ وَرَدتَ عَلَیه وَ جاوَزتَهُ فَقَد نَجَوتَ مِن کُلِّ غَمٍّ وَ هَمٍّ وَعَظاً) موقعی که تو داخل بشوی بر آن موت نجات پیدا میکنی میگوید(وَ جاوَزتَ) از موت رد بشوی یعنی بروی به سمت برزخ انشاء الله بروی در قبرت نجات پیدا میکنی از هر غم و اندوه و اذیتی.@ (وَ وَصِلتَ اِلی کُلِّ سُرورٍ) به تمام شادیها راه پیدا میکنی تو با موت، ببینید چقدر مؤمن پیش خدا عزیز است و حرمت دارد چقدر احترام دارد مؤمن، کسی که مؤمن باشد شیعه اهل بیت محب اهل بیت باشد باارزشترین مخلوق خدا نزد خدا همینها هستند.@ شیعیان امیرالمؤمنین محبین امیرالمؤمنین مؤمنین حقیقی که خداوند تبارک و تعالی با موت برای اینها بهشت را مهیا میکند و به قول حضرت همه شادی را برایشان آماده میکند(وَ وَصِلتَ اِلی کُلِّ سُرورٍ وَ فَرَحٍ) به هر شادی و خوشی تو میرسی.@ تا این را برای این شخص گفت امام(ع) (فَسَکَنَ الرَجُلُ وَ الستَسلَمَ) دیگر ساکت شد آرامش پیدا کرد تسلیم شد(وَ نَشَطَ) کاملاً به نشاط آمد(وَ غَمَز عَینَ نَفسِه) چشمهایش را بست(وَ مَضی لِسَبیلِه) با آرامش از دنیا رفت.@ این یک نمادی هست که امام هادی(ع) میاید بالای سر شخص نه اینکه فقط بالای سر این شخص بیاید بالای سر همه میایند اینها، حالا انشاء الله روایتهایش را میخوانیم دانه دانه ببینید چطوری هست که مؤمن میخواهد از دنیا برود خداوند تبارک و تعالی آنقدر مؤمن برایش محترم است آنقدر مؤمن برایش عزیز است که نمیگذارد مؤمن به اضطراب بیفتد.@ میگوید از همان لحظه قبل از اینکه بخواهد وارد بشود مقدمات را به او میگویند خوشامدگویی به او میکنند و با یک حالت نشاط شادی و سلام و صلوات او را به برزخ میبرند آدم باید خیلی قدر بداند محبت امیرالمؤمنین(ع)، اهل بیت، شیعه بودن و ایمان را خیلی باید قدر بداند.@ هر چقدر انسان حرمت خودش را بیشتر نگه بدارد هر چقدر به ایمان بیشتر پایبند باشد احترامش حرمتش نزد خداوند تبارک و تعالی بیشتر خواهد بود نباید انسان خدای نکرده بازی بکند غفلت بکند.@ سوره نحل آیه 32 باز در مورد مؤمنین ببینید چه میفرماید(الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) آدم اگر دقت بکند این کلمات از خدا صادر شده خدا دارد این حرفها را میزند چقدر شیرین است.@ کسانی که(تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ) ملائکه آنها را تحویل میگیرند، تحویل میگیرند یعنی چی؟ یعنی از دنیا میگیرند ملائکه مثل پرستارانی میمانند که یک بچه را از شکم مادرشان در میاورند و تحویل میگیرند مثل پزشکی که این کار را میکند میگوید(الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ) در حالی که پاک باشند.@ (يَقُولُونَ) ملائکه به آنها چه میگویند؟ (سَلامٌ عَلَيْكُمْ) سلام که میگویند سلام ملائکه یعنی سلامتی، سلام همینطوری شوخی نیست یعنی سلامتی بر شما باد(سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ) بفرمایید داخل بهشت بشوید عجب مژدهای است نباید این را دست کم بگیرد خیلی باید فکر بکند آدم مرور بکند در ذهنش چه موقع میشود این کلمه را آدم با گوش خودش بشنود.@ چه موقع میشود بشنود که به او بگویند(سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ) بفرمایید داخل بهشت بشوید(بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) به خاطر عملهایی که کردید به خاطر زحماتی که در دنیا کشدید بروید پس اینجا دو قید دارد اگر کسی بخواهد کلمه(سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ) را بشنود دو قید دارد 1ـ طیبین پاک باشد 2ـ اهل عمل باشد.@ تنبلی در عمل نکند سستی در عمل نکند واقعاً اهل عمل باشد تا آن کلمه زیبا را بشنود و آن چیز زیادی هم نیست هیچ چیز زیادی نیست که انسان عمل بکند پایبند باشد چند روز هست چقدر است مگر عمر دنیا، مقید باشد عمل بکند تا برسد به آنجایی که یک سلام جاودانه بشنود.@ (ادْخُلُوا الْجَنَّةَ) میدانید یعنی چی؟ (ادْخُلُوا الْجَنَّةَ) یعنی وارد بهشتی بشوید که خود خدا میگوید که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به فکر هیچ کس بهشت خطور نمیتواند بکند یعنی هیچ کس نمیتواند تصور بکند بهشت چطور جایی هست از بزرگی و زیبایی و جلالت و عظمت و پیشرفت هیچ کس نمیتواند تصور بکند.@ خود خدا هم میگوید(فَلا تَعْلَمُ) اصلاً کسی امکان ندارد بتواند اگر یک جنین بتواند تصور بکند که دنیا چقدر بزرگ است چه نعمتهایی در آن هست ما هم میتوانیم تصور بکنیم که بهشت چطور جایی هست اصلاً امکان ندارد ما بتوانیم تصور بکنیم یک چیزهایی برای ما میگویند.@ مثلاً آنجا نهرها جاری هست قصرها هست مهمانیها هست چه و چه چیزهایی که در مورد بهشت میگویند اما ما آن چیزی که میشنویم رنگ دنیا به آن میدهیم یعنی به اندازه درک دنیاییمان میخواهیم بهشت را در موردش فکر بکنیم.@ در حالی که اصلاً ما چون رابطهمان با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست که حالا حدیثش را برایتان میخوانم همین نسبت را حدیثش را برایتان بخوانم این را چون اینطوری هست وضعیتمان نمیتوانیم تصور بکنیم بهشت یعنی چی؟@ حالا شما تصور بکنید که ما چقدر میخواهیم کار بکنیم چقدر خدا از ما توقع دارد چقدر ما عمل داریم میکنیم چقدر باید صبر و پایداری بکنیم صبر و پایداری که شیرینی دارد سختی ندارد نه نمازش سختی دارد نه روزهاش آدم روزه میگیرد به لذت میافتد روزه میگیرد به نشاط میافتد به طاعت الهی، نماز میخواند به حظ و لذت میافتد جهادش که تفریح هست فرمود جهاد امت من یک تفریح هست.@ واقعاً تفریح هم بود ما این هفت هشت سال که رفتیم و آمدیم آنهایی هم که رفتند همه دیدند یک تفریح بود یک لذت بود در دنیا لذت آخرتش هم اگر کسی پایبند باشد به اینها برای لذت بزرگتر آماده میشود تا بشنود از فرشتهها(سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ) بفرمایید داخل بهشت بشوید.@ یک روایت راجع به نسبت برایتان بخوانم از نبی اکرم(ص) که خیلی مهم است آنهایی که میخواهند کار علمی بکنند بخصوص در بحث نسبت که هی به ما میگویند شما این نسبت رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رحم مادر به دنیاست را چطوری در میاورید.@ پیغمبر میفرماید من اصلاً تشبیه نمیکنم خروج نفس را خروج مؤمن را از دنیا به هیچ چیز نمیشود تشبیهش کرد مگر(ما شَبَّهَۀُ خُروجَ المُؤمِنِ مِنَ الدُنیا اِلاّ مِثلَ خروجِ الصَبیِّ مِن بَطنِ اُمِّه) من تشبیه نمیتوانم بکنم خروج مؤمن از دنیا را مگر به خروج یک طفل یک بچه از شکم مادرش.@ بعد میفرماید(مِن ذلِکَ الغَمِّ وَ الظُلمَۀِ اِلی روحِ الدُنیا) از آن غم فشار و تاریکی و رحم مادر به نعمت دنیا چطوری یک جنین از ظلمت تاریکی رحم مادر و تنگنای رحم مادر خارج میشود میاید در یک دنیایی که بینهایت بزرگتر از رحم مادرش هست.@ نور و روشنایی و بهجت و سرور و تحویل گرفتن و مادر عزیز و پدر عزیز و فک و فامیلهایی که تحویل میگیرند مراقبش هستند میافتد به قول پیغمبر به سالها سلطنت میافتد که مادر کنیزش میشود و پدر غلامش میشود همه هوایش را دارند هر نیازمندی دارد برایش آماده میکنند.@ سلطنت است به سلطنت میافتد غذایش را به موقع به او میدهند حمامش میبرند زحمت شستن خودش را هم بچه نمیکشد هر وقت دلش بخواهد جایش را خراب میکند کس دیگر میاید میبرد او را میشوید سلطنت دارد پیامبر میفرماید من تشبیه نمیکنم خروج مؤمن را از دنیا مگر به خروج(صبی) بچه از شکم مادرش.@ اگر کسی بخواهد به آخرت برود همینطوری هست وقتی میخواهیم از رحم دنیا خارج بشویم انسان میرود به یک روح و نعمت دنیایی. در حدیث معراج بخوانم(اِذا کانَ العَبدُ فی حالَۀِ المَوت یَقومُ عَلَی رَأسِهِ مَلائِکَه) موقعی که عبد بنده خدا در حالت موت قرار میگیرد فرشتهها بالای سرش قرار میگیرند.@ (بِیَدِ کُلِّ مَلَکٍ کَأسٌ مِن ماءٍ کَوثَر) در دست هر فرشتهای یک پیاله از آب کوثر هست(وَ کَأسٌ مِنَ الخَمر) یک پیاله از شراب هست از آن شراب بهشتی که از همه غصهها غمها اضطرابها ناراحتیها آدم را پاک میکند شراب طهور است پاککننده است.@ (یُسخَونَ رَوحَهُ حَتّی تَذهَبَ سَکرَتُ وَ مَرارَتُ وَ یُبَشِرُونَهُ بِالبُشرَ العُظمی) میگوید این را به او میخورانند آب کوثر را به او میدهند شراب را به او میدهند ما همینطوری راحت از کنار این رد میشویم یک کسی آب کوثر بخورد شراب هم با آن بخورد.@ میگوید آن سختی و حالتی که دارد موقع مردن همه از بین میرود به سکون و آرامش تبدیل میشود آن تلخیها و بشارتش میدهند به بشارت عظیمی(بِالبِشارَتِ العُظمی وَ یَقولونَ لَهُ طِبتَ وَ طابَ مَسواک) پاک شدی وقتی این را به او میخورانند خصوصیت این شراب و آب کوثر پاکی است از مردن از درد از غصه آرام آرام میشود.@ (وَ طابَ مَسواک) پاک شدی و جایگاهت هم جایگاه پاکی هست(اَنَّکَ تَقدِمُ عَلَی العَزیزِ الحَکیمِ الحَبیبِ الغَریب) این شراب است آن شراب یک شراب دیگر است این که الان دارم میگویم یک شراب دیگر است فکر کن انسان در آن حالت یک اضطرابی دارد که من الان میخواهم بروم وارد کدام عالم بشوم در چه وضعیتی میخواهم بروم.@ یک دفعه نگاه میکند چند تا ملک عزیز چند تا فرشته دوست داشتنی که بالای سرش هستند من بارها به عزیزان عرض کردم همیشه سعی بکنید برای فرشتهها صلوات مخصوص بفرستید فقط نباشد در احیاهای ما برای جبرئیل و عزرائیل و میکائیل و اسرافیل و فرشتهها بگویند.@ اصلاً این یک ادب است چون حقیقت دارد صبح به صبح که از خواب بند میشویم اینها با هستند اذان صبح که میشوند تا گفت الله اکبر اینها میایند با ما همراه هستند بد است که وقتی همراه ما هستند ما حضور اینها را خیرمقدم نگوییم حضور ملائکۀ الله هستند فرستادههای خدا هستند عزیزترین کسانی هستند که با ما هستند.@ و انسان خوب است ادب بکند همیشه صبح اذان را که گفتند به فرشتههایش سلام بکند برایشان یک صلواتی هدیه بکند به هر دوی آنها و محافظان انسان هستند دوستان انسان هستند انسان به اینها سلام بکند مغرب هم که میشود دوباره جدید میشوند باز انسان مغرب دقت بکند به اینها سلام بکند خیرمقدم به آنها بگوید به آنها صلواتی چیزی هدیه بکند و این خیلی شیرین هست.@ و فرشتههایی که از قبل، شما بنشینید یک مدتی به تمام فرشتههایی که از اول عمر از شکم مادر با شما بودند برای شما زحمت کشیدند در بچگی چقدر مراقب شما بودند که شما نمیرید اینطرف و آنطرف نخورید هر جا خواستید زمین بخورید اذیت بشوید خیلی مراقبت و محافظت کردند.@ قرآن میگوید برای شما از پشت و جلو فرشتهها بودند این همه فرشته خداوند بسیج کرده با ما هزاران فرشته با ما بودند با تکتک ما بودند انسان باید ادب داشته باشد اینها همه به ما خدمت کردند ملائکۀ الله پاک معصوم موجودات به این دوست داشتنی انسان یک تمرکزی بگیرد دقائقی ساعتی بنشیند برای این ملائکۀ الله بخصوص صلوات که خیلی مهم است بعد قرآن بخواند هدیه بکند و برای اینها تحیت بفرستد.@ اینها خیلی مهم هستند آنهایی که با او هستند و آنهایی که بعداً میایند قرار است با ما باشند هر کدام از ما تا ما بخواهیم از دنیا برویم بعد برزخ را طی بکنیم بعد برویم در قیامت بعد از قیامت انشاء الله برویم آنطرف هزاران هزار فرشته مأمور یک نفر ما هستند.@ انسان باید مبارک باشد برای فرشتههای خودش هم مبارک باشد فرشتهها خشنود باشند از اینکه خداوند آنها را مأمور شما کرده نه یک آدم بیخیر و برکتی که فقط هی گناهش حال ملائکۀ الله را به هم بزند نه یک آدمی که مبارک باشد آنها هم خیلی خوشحال میشوند و برای انسان استغفار میکنند.@ یعنی ملائکه معصوم از خداوند تبارک و تعالی میخواهند که خدایا این را مشمول مغفرت خودت بکن لذا خیلی مهم است که انسان با این همه هزاران هزار فرشتهای که مأمور او هستند از اول بسته شدن نطفهاش تا بعد از قیامت انسان با اینها رفیق باشد دوست باشد چون همراه ما هستند و مبارک باشد برای اینها، این توجه خیلی اهمیت دارد برای ملائکۀ الله.@ موجوداتی که بسیار پاک، خلاصه این همه قرآن تجلیل از ملائکه کرده و مقام اینها، این همه موجودات پاک و معصوم را خدا مأمور ما کرده بد است که ما برای آنها مبارک نباشیم همیشه این را عادت بکنیم هر روز حداقل چند تا صلوات برای لااقل این چهار تا فرشتهای که با ما هستند بلکه همه ملائکۀ الله.@ یکی از صلواتهای بسیار شیرین خیلی شیرین است این صلوات و لذتبخش است و انس و قدرت زیادی در انسان ایجاد میکند صلوات روزهای ماه مبارک رمضان است شما مفاتیح را که باز بکنید دعاهای روزهای ماه مبارک رمضان یکیش صلوات است.@ که شما از انبیاء هست تمام انبیاء، ائمه، بعد فرشتهها مسئول بهشت مسئول جهنم رضوان و مالک و اسرافیل و همه برایشان صلواتهای مخصوص دارید خیلی خوب است این را انشاء الله حداقل یکبار آنهایی که سواد دارند عربی میدانند عربی آنهایی که نمیدانند فارسیش را بخوانند.@ آنهایی که سواد ندارند به یک باسواد بگویند یک روزی بنشیند کنارشان فکر نمیکنم بیشتر از پنج دقیقه وقت آدم را بگیرد این صلوات مخصوص را انسان بخواند از ته دل به اینها درود بفرستد خیلی لذتبخش است این صلوات.@ حالا شما تصور بکنید در این حالت این فرشتههای عزیز میایند بالای سر انسان چقدر خوشحالکننده است در آن لحظه برای انسان، انسانی که چقدر دلشوره دارد چقدر اضطراب دارد که میخواهد از دنیا برود و میخواهد وارد یک جای غریبی بشود اینها تمام آن اضطراب را از انسان میگیرند تمام آن وحشت را از انسان میگیرند.@ با پیالهای از آب کوثر با پیالهای از شراب بهشتی بیایند به استقبال انسان و به انسان این را بنوشانند بعد با انسان سخن بگویند این شراب یک نکته مژدهای که به انسان میدهند این خیلی عجیب است حضرت میفرماید که(یُبَشِرونَهُ بِالبَشارَۀِ العُظمی) عظیمترین بشارت را به او میدهند.@ آن بشارت چیست؟ تو پاک شدی جایگاهت هم پاک و تو الان وارد میشوی آدم وقتی تصورش را میکند تو الان وارد میشوی به خدای عزیز، عجب لحظهای است که انسان قبل از اینکه بخواهد برود در بهشت خودش، بخواهد با کسی روبرو بشود اولین ملاقات با خود خداوند تبارک و تعالی است عجب صحنهای است.@ خدا بکند انسان آماده باشد برای این صحنه و چقدر میارزد انسان در دنیا بارها و بارها تمرین بکند این صحنه را بعضیها به آنها میگویند که شما قرار است دو ماه دیگر بروی پیش رئیس جمهور بروی پیش رهبر بروی پیش یک کسی قرار است آنجا سخنرانی بکنی نیم ساعت یک ربع صحبت بکنی چقدر تمرین میکند که آن حرفها را میخواهد بزند.@ به شما میگویند شما معلوم نیست نوبتت چند دقیقه دیگر چند ساعت دیگر میرسد ولی چند دقیقه چند ساعت چند ماه دیگر قرار است بروی پیش خدا، قرار است با خدا سخن بگویی رودررو با خدا(اِنَّکَ تَقدِمُ) وارد میشوی(عَلَی العَزیزِ الحَکیم) بر خدای عزیز حکیم.@ این دو اسمش دیگر خیلی دل میبرد از انسان(اَلحَبیبِ القَریب) آن خدای دوست داشتنی نزدیک، این اسم حبیب و اسم قریب از آن اسمهایی هست که انسان در خستهترین حالتهایش به آن نشاط میدهد.@ یک موقع هست به انسان میگویند تو بلند بشو نماز بخوان بلند بشو قرآن بخوان میگوید من حال ندارم اصلاً کسل است این را حتماً حواستان باشد که دارم چه میگویم این را در اسماء الله مفصل توضیح دادم یک موقع هست میبینی نمیکشی این تصویر را بردار بنشین یک گوشه اصلاً نمیخواهد ذکر بگویی بنشین خدا را اینطوری صدا بکن بگو یا حبیب و یا حبیب و یا حبیب.@ اصلاً میبینی آدم برای این اسم اصلاً سنگین نیست ممکن است بخواهد بگوید یا الله سنگین باشد بخواهد اسمهای دیگر را صدا بکند یا دعا بخواند مثلاً یا قرآن بخواند سنگین باشد اما برای این اسم اصلاً روح سنگین نیست یعنی خیلی خیلی سنگین باشی خسته باشی وقتی میدانی قرار است با خدا با این اسم حرف بزنی اصلاً نشاط همه وجود آدم را میگیرد.@ میبینی برای این اسم خیلی حال میاید برای آدم برای چیزهای دیگر ممکن است خیلی اینطوری نشود ولی برای این اسم اصلاً روح سبک است عُجب دارد خوشحال است شوق دارد بنشیند روبه قبله این همه اسمهای قشنگ خدا دارد اصلاً هر کدامش یک شراب است بنشین با این اسم حرف بزن یا حبیب و یا حبیب و یا حبیب.@ دیگر چی؟ یا رفیق و یا رفیق و یا رفیق اسمهایی که شبهای قدر میخوانی یک صدتایی آدم برود که همچین وجودش آدم حال بیاید جوشن که شما میخوانید یک دور میخوانید مثل یک لحظهای هست که انسان چشمش به معشوق میافتد.@ اما وقتی که این تسبیح را میگیری خدا را در بغلت میگیری و در آغوش خدا میروی با این تسبیح و شروع میکنی یک دل سیر صدایش میکنی با این اسم اسم شریف یا حبیب و یا حبیب و یا حبیب بعد تسبیح که به آخر میرسد میبینی نه دلت همچین سیر نشده دوست داری یک دور دیگر هم بروی.@ دوست داری یک بار دیگر هم خدا را اینطوری صدا بکنی بعد میگویی یا حبیب و یا حبیب و یا حبیب وسطش یک دفعه یادت میافتد که ای بابا من کیستم خدا چه وقتی در اختیار من گذاشته خدا چقدر من را فارغ کرده یک گوشهای او دارد با من خلوت میکند.@ تمام کسانی که ذکر میگویند و مأنوس میشوند با ذکر بعد از یک مدت میفهمند که همهاش خیال بوده که داشتند میگفتند یا حبیب و یا حبیب و یا حبیب بلکه حقیقتش این بوده که او داشته میگفته یا حبیب و یا حبیب و یا حبیب او داشته ذکر میگفته برای همین هم دیشب چه خواندیم یا ذاکر، ذاکر خداست.@ ما فکر میکنیم که توهماً ذاکر کیست؟ ما فکر میکنیم ما ذاکر هستیم ما داشتیم میگفتیم بعداً که یک ذره جلو میرویم میبینی که همینطوری است او داشت میگفت ذاکر او داشت میگفت یا حبیب او داشت میگفت یا کریم، داشتم از حرم میامدم یک نگهبانی از نگهبانان حرم صدایم کرد گفت میخواهم یک سؤال بکنم.@ گفت این درست است وقتی من دارم ذکر میگویم من مدتها ذکر میگفتم ولی بعد دیدم که نه من ذکر نمیگویم او دارد ذکر میگوید درست فهمیدم؟ گفتم بله درست فهمیدی همینطوری است او دارد صدایت میکند و ذاکر اوست خدا ذاکر است بعد یک دفعه به خودت میایی ما کیستیم من کیستم اینجا کجاست این کیست دارد حرف میزند این کیست که دارد میگوید یا حبیب و یا حبیب و یا حبیب.@ من از همه جا بریدم از همه جا قطع شدم در یک مجلس خلوت و انس نشستم حق، خدا شوخی نیست خدا با من خلوت کرده من را از همه چیز بریده همه چیز هم از من بریده و بعد با من نشسته دارد حرف میزند دو نفری، اگر آدم بفهمد که این چیست اگر آدم قدر بداند که این یعنی چی.@ میخواهم بگویم این اسمها شوخی نیست وقتی میگوید من الان میگویم شما از یک سخنران مثل من با دل سیاهم هزار تا آلودگی دارید میشنوید این حرف را میگویید حالا فرشتهها میایند این را میگویند.@ آن لحظه انسان وقتی شراب را خورده آب کوثر را هم خورده اصلاً آن لحظه آدم به قدری آمادگی برای معرفت دارد پاک پاک شده از همه حجابها یک دفعه این چهار تا اسم میگذارند جلویش ببین چه اتفاقی برای آدم میافتد ما الان نه کوثر را خوردیم نه شراب را خوردیم داریم این اسمها را میشنویم.@ آن لحظه آدم کوثر را خورده شراب را هم خورده تمام حجابهایش رفته کنار، بعد به یک درجهای از لطافت معرفت رسیده حالا یک دفعه این فرشته هم میداند که تو الان در چه وضعیتی هستی مست شدی دست میگذارد روی اسمهایی که هر یک دانهاش آدم را جادو میکند هر یک دانهاش آدم را دیوانه میکند عزیز حکیم حبیب قریب.@ ببین این میت این مؤمن چه به او میگذرد در آن لحظه، چه حالی به او دست میدهد این میت، خدا میداند این چه میخواهد این چه چیزی مستش میکند چه چیزی به اوج نشاط انفجار شادی میرساندش استقبال را شما نگاه بکنید اگر قرار است آدم استقبال را هم یاد بگیرد از خدا یاد بگیرد.@ دو تا پیاله آن هم فرشتهها بیاورند کوثر و شراب بعد که مست شدی همه چیز یادت رفت جز خدا آنجا شروع میکنند اسم به تو میگویند. فرمایش بعدی باز از وجود مقدس نبی اکرم(ص) (اَلمَوتُ ریحانَۀُ المُؤمِن) فرمایش بعدی(تُحفَۀُ المُؤمِنِ مِنَ المَوت) تحفه مؤمن از موت است.@ در فرمایش دیگری امیرالمؤمنین(ع) (اَفضَلُ التُحفَۀِ المُؤمِن اَلمَوت) این نگاهها خیلی مهم است در انسانشناسی فوقالعاده مهم است شما ابدیت را بردار کسانی که انسان را بدون ابدیت نگاه بکنند به او بگو بهترین صحنه تو زمانی است که میمیری این را فحش میداند که تو به او میگویی میگوید خودت بمیری.@ اما وقتی که به بلندای ابدیت انسان درست ترجمه میشود نگاه میشود ببین چه ادبیاتی میاید که هیچ جای دنیا دیگر این حرفها نیست بالاترین تحفه مؤمن لحظه تولدش هست ولی آدم یک قرار با خدا بگذارد دوستانه و مردانه خدا خیلی رفیق است خواندیم(یا نِعمَ الطَبیب یا نِعمَ الرَفیق) ای بهترین طبیب ای بهترین رفیق خدا خیلی رفیقباز است.@ یعنی اگر کسی به او گفت خدایا میخواهیم رفیقت بشویم او هم میگوید با هم رفیق میشویم ما جزء احکام اسلامی داریم خدا اینقدر رفیق است که ما غیر از نذر یک داستانی داریم به نام عهد، عهد یعنی خدا میگوید اگر کاری داری به من بگو میخواهی قراری بگذاری قولی بگذاری با هم ما پایش میایستیم.@ رفیقها اینطوری هستند رفیقها با هم یک قولهایی میگذارند قرارهایی با هم میگذارند خدا اینقدر نزدیک است با بندهاش که میگوید بندهام هر وقت خواست با من عهدی ببندد من هستم پایش ایستادم هر چه دلت میخواهد بگو من امضا میکنم، چه خدایی، میگوید میخواهی با من عهد بندی قول و قرار بگذاری بیا بنویس من پایش امضا میکنم اینها سفید امضا میدهم بنویس خدا با بندهاش عهد میبندد.@ این عهد را ببندیم بگوییم خدایا ما که حالیمان نیست از عذابهای آنطرف از غصهها و عذابها و تنهاییها و غربت و فشار آنطرف فقط ما میدانیم پیغمبر تو دروغ نگفته ائمه دروغ نمیگویند آنطرف کمرشکن است ما نمیتوانیم تحمل بکنیم.@ من گاهی وقتها به عزیزان میگویم یک موقعهایی میخواهند تصمیمات خطرناکی در زندگیشان بگیرند میگویم برو یک دقیقه این گاز خانتان را باز بکن دستت را یک دقیقه 60 ثانیه روی آتش نگه بدار اگر توانستی یک دقیقه نگه بداری این کاری که میخواهی انجام بدهی برو انجام بده ما اصلاً نمیتوانیم گرزهای ملائکه را تحمل بکنیم عذابهای قبر را نمیتوانیم تحمل بکنیم.@ ما نه فشارش را میتوانیم تحمل بکنیم نه تنگیش را میتوانیم تحمل بکنیم نه آتشش را میتوانیم تحمل بکنیم هیچی یک کسی بیاید قلدری بکند بگوید نه من میتوانم تحمل بکند بابا تو داری با خدا مخالفت میکنی درگیر میکنی خودت را با امام زمان، این تصمیم بد را در زندگیت نگیر این کار خطرناک را با خودت نکن.@ تو میدانی خدا راضی نیست میدانی غضب خدا شامل حالت میشود میدانی غضب امام زمان شامل حالت میشود نکن تصمیمی که داری نکن خودت میدانی خوب نیست میایستد بعضی وقتها انسان لجاجت میکند من یک موقعی به اینها میگویم برو یک دقیقه دستت را روی گاز بگیر اگر یک دقیقه توانستی نگه بداری برو یک همچین حماقتی بکن.@ 60 ثانیه نگه دار روی این آتش ببین میتوانی تو آتش دنیاست آتش رحمت است آتش عذاب نیست آتش غضب نیست آتشی است که خدا از روی رحمت در اختیار ما گذاشته آن آتشی که از سوی غضب هست آن اصلاً قابل مقایسه با این نیست این آتش رحمت را تو میتوانی تحمل بکنی یک کبریت بگیری زیر دستت.@ آدم به خدا بگوید مردانه بگوید، بگوید خدایا من واقعاً نمیتوانم یک همچین آتشی را تحمل بکنم من اصلاً نمیتوانم تحمل بکنم بنابراین خدایا من میخواهم با تو یک عهدی ببندم خدایا تو به من مهربانتر از خودم به خودم هستی بهتر از من من را میشناسی.@ حکیم هم هستی عادل هم هستی کار ظالمانه نمیکنی کار عبث نمیکنی من را هم که تو دوست داری من را هم برای بهشت و بالاتر از بهشت خلق کردی به قول امام سجاد(ع) به خداوند عرض میکند خدایا تو اگر من را جهنم ببری دشمنانت خوشحال میشوند اگر ببری بهشت پیغمبر خوشحال میشود حالا تو خوشحالی دشمنانت را بیشتر دوست داری یا خوشحالی پیغمبرت را؟.@ آدم اینطوری بایستد حرف بزند با خدا ببینید چقدر قشنگ امام سجاد با خدا حرف زده خدایا اگر ما را جهنم ببری دشمنانت خوشحال میشوی ولی اگر من را بهشت ببری اگر من را ببخشی پیغمبر خوشحال میشود کدامش برای تو عزیز است ای خدا، بعد حضرت میگوید خدایا من میدانم که تو آن را که پیغمبر دوست دارد را بیشتر دوست داری.@ هیچ وقت دوست نداری دشمنانت خوشحال بشوند پیغمبر ناراحت بشود آدم این حرف را بزند بگوید خدایا من با تو قرارداد میبندم عهد میبندم خدایا من خودم عُرضه ندارم خودم را پاک بکنم خودم عُرضه ندارم کاری بکنم من خودم را میسپارم به تو در دنیا.@ الان این دعاهای روز را که میخوانیم زیارتهای روز را که من در برنامهها برای همه عزیزان نوشتم امروز خودمان را سپردیم به موسی بن جعفر علی بن موسی امام جواد و امام هادی چهارشنبه بود خودمان را به آنها سپردیم فردا انشاء الله خودمان را میسپاریم به امام حسن عسگری.@ بعد بگو خدایا من نمیدانم میخواهی با من چکار بکنی ولی من از تو یک خواهش دارم عهد میکنم من گله نمیکنم از تو غر نمیزنم از تو راضی هستم قول میدهم صدایم در نیاید گله نکنم نق نزنم غر نزنم احساس بدبختی نکنم زیر سایه تو، تو هم هر کاری میخواهی بکنی من را پاک کن از اینجا ببر من موقع مردن دیگر راحت باشم.@ خدایا ببین الان دارم به تو میگویم میخواهی هر کاری بکنی بکن این عهدی هست که سیدالشهدا(ع) با خدا بسته اینطوری بسته من عهد امام حسین را برایتان بگویم خدایا قول میدهیم دو نفری است رفاقتی است هر کاری میخواهی بکنی با من بکن فقط من یک چیزی از تو میخواهم من تحمل عذاب و قهر تو را ندارم من نمیتوانم من تحمل این را ندارم.@ بنابراین خدایا هر کاری میخواهی بکنی آخرش به خیر بشود عاقبت بخیرم بکن من لحظهای که میخواهم بروم دوست دارم آن لحظه حتماً فرشتهها بالای سرم بیایند من میخواهم آب کوثر بخورم من میخواهم شراب بخورم من میخواهم خوشحال بیایم پیش تو، هر کاری که دلت میخواهد با من بکن.@ من قول میدهم صدایم در نیاید من قول میدهم بداخلاقی نکنم قول میدهم شکایت نکنم قول میدهم احساس بدبختی پیش تو نداشته باشم قول میدهم به تو اعتماد بکنم ای خدا چون من میدانم تو من را دوست داری تو من را رها نمیکنی من اگر خودم هم خودم را رها بکنم در اثر نفهمی تو من را رها نمیکنی تو حواست هست.@ من اگر غفلت بکنم تو غافل نیستی من اگر با خودم دشمنی بکنم تو با من دشمنی نمیکنی خدایا قرار میگذارم با تو که من موقع مردن از اینجا میخواهم راحت بروم تو رفیق مایی بد ما را که نمیخواهی اگر تو این را به خدا بگویی خدا میگوید مردانه پایش میایستی یا نه میگوییم بله مردانه پایش میایستیم یا علی یا علی پایش میایستیم تمام شد.@ دیگر حالا زندگیت را بکن مراقبتهایت را هم بکن زندگیت را بکن خدای مهربان خودش هوای همه کارها را دارد انشاء الله مراقب ما هست چون قول دادیم به همدیگر، عهد کردیم قول دادیم خدایا آن موقع ما را راحت بکن چون من دوست ندارم نه موقع مردن سخت باشد نه آنطرف سخت باشد هر کاری میخواهی بکنی بکن.@ چقدر قشنگ است این عهد چقدر این خدا به ما نزدیک است و رفیق خوبی است که آدم میتواند با خدا یک قرارداد اینطوری هم ببندد و شاد زندگی بکند در این دنیا خواهش میکنم این را دقت بکنید این عرائضی که کردم حتماً امشب بنشینید یک قرارداد اینطوری با خدا امضا بکنید.@ بگویید خدایا تو رفیقی تو دوستی با همدیگر قرار اینطوری میبندیم من میخواهم خیالم راحت باشد از آن طرف اگر خیالم راحت باشد در دنیا هم دیگر به من خوش میگذرد در دنیا هم دیگر هیچی به من غصه نمیدهد چون من میدانم تو هوای من را داری.@ قرار نیست من عاقبت به شر بشوم قرار نیست من جهنم بروم قرار نیست من بد بمیرم قرار نیست نکیر و منکر را ببینم من انشاء الله میخواهم بشیر و مبشر را ببینم اصلاً نکیر و منکر را به من نشان نده(اَرِ) در دعاها داریم میگوید خدایا نکیر و منکر را اصلاً نبینم از من دورشان بکن.@ (وَ اَرِ عَینی مُبَشِراً وَ بَشیراً) بشیر و مبشر را به من نشان بده آدم بنشیند یک قراری ببندد در این ماه مبارک رمضان انشاء الله فردا شب شب بیست و سوم یک قرار ببندد خدا هم حتماً پایش میایستد(إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ) خدا قولش را خراب نمیکند.@ ولی به شرط اینکه تو هم پایش بایستی مردانه تو هم پای قولهایت باش آنوقت اینطوری انسان چقدر به او خوش میگذرد هم در دنیا خوش میگذرد هم در آخرت حالا این روایت را برایتان بخوانم.@ (اَفضَلُ تُحفَۀُ المُؤمِنِ اَلمَوت) وقتی این قول و قرار را با خدا گذاشتی اینها همه را توضیح دادم برای اینکه این یک دانه حدیث را بفهمیم دیگر وقتی که انسان یک قول و قرار اینطوری با خدا میگذارد بهترین تحفهاش آن لحظه است چون به خدا گفته خدایا من آن لحظه میخواهم عروسیم باشد.@ یکی از روایت(اَلمَوتُ عُرسُ المُؤمِن) عروسی مؤمن است اگر انسان با خدا یک همچین عهدی ببندد پایش هم بایستد هر چه سنش بالاتر میرود شوقش بیشتر میشود هر چه موهای سفید در سرش در صورتش میبیند اشتیاقش بیشتر میشود میگوید من دارم به لحظه عروسیم نزدیک میشوم به لحظهای که خدا به من قول داده خدا قول داده آن لحظه خراب نباشد.@ دیگر این آدم اضطراب دارد دیگر این آدم در خانه بداخلاقی میکند این آدم سر کسی داد میزند این آدم نق و غر دارد این آدم را اضطراب میگیرد این آدم حسادت سراغش میاید اصلاً اینطوری نیست این آدم خیلی شاد است که با خدا یک همچین قول و قراری گذاشته(اَفضَلُ تُحفَۀُ المُؤمِن اَلمَوت) بالاترین تحفه برای مؤمن لحظه عروسیش هست لحظه موت هست.@ خدایا به حق محمد و آل محمد به حق همه شهدا اولیاء انبیاء دوستان خودت به تمام اسماء حسنی و صفات اولیای تو قسمت میدهیم لحظه مرگ ما را تحفه ما قرار بده خدایا به حق محمد و آل محمد قسمت میدهیم بهترین لحظه ما را لحظهای که به ملاقات تو میاییم قرار بده.@ به محمد و آل محمد قسمت میدهیم افضل تحیات و درود و صلوات خودت را به محضر مقدس چهارده معصوم عائد و واصل بفرما در فرج آقا امام زمان(ع) تعجیل بفرما حضرت را از ما راضی و خشنود بفرما.@ ما را از سربازان فداکار و فرزندان وفادار حضرت قرار بده نائبش را در پناهش حفظ بفرما خدایا به حق محمد و آل محمد افضل تحیات و درود و صلواتت را به روح پرفتوح امام امت شهدای اسلام عائد و واصل بفرما اموات ما مؤمنین و مؤمنات مسلمین و مسلمات بدوارثان و بیوارثان ببخش و بیامرز.@ اسرای ما را خلاصی ببخش رزمندگان اسلام هر جای عالم هستند نصرت عطا بفرما مستضعفین و محرومین جهان را نجات بده خدایا شیعیان مسلمین پاکستان، عراق، افغانستان، لبنان، کشمیر هر جا که هستند نجاتشان بده دعاهای ما را به اجابت برسان.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 022 - انسان در گستره منازل آخرت
متن کامل (خام) جلسه 022 - انسان در گستره منازل آخرت