أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
این هفته بحثمان درباره جهنم هست، و توضیح دادیم که جهنم مثل خود بهشت یک ساختار حقیقی و ریاضی دارد؛ یعنی یک امر اعتباری نیست. اگر کسی که بدن سالمی دارد طبق قانون با مشتش محکم به یک شیء سختی ضربه بزند، به همان میزان که ضربه میزند و ضربه سخت هست متقابلاً ضربهای به دست خودش وارد میشود.@نتیجه میتواند چیزهای مختلفی باشد و آسیبهای مختلف با درجات مختلف. بسته به این هست که با چه شدتی با مشت به یک شیئی بزند یا یک شیئی به بدن انسان لطمه وارد بکند. خب هر درجه آسیبی که به ما برساند ما تعجب نمیکنیم، میگوییم این یک اتفاقی بوده، ضربهای خورده این تغییرات در بدن ما اتفاق افتاده.@مثلاً پوست خراشیده شده، پوست کَنده شده، به استخوان رسیده، استخوان شکسته شده، دست قطع شده، همه اینها عذابها و سختیهایی هست که در اثر یک حادثه شخص مثلاً در اثر بیاحتیاطی به خودش وارد میکند.@این درد یک امر حقیقی است بر اثر بیاحتیاطی و مشکلات حالا به بدن انسان وارد شده و مراتب مختلفی دارد، مثل یک بیماری که انسان برایش ایجاد میشود. جهنم محصول رعایت نکردن بهداشت روانی است.@یعنی اگر انسان قواعد سلامت روح و بهداشت روانی را رعایت نکند به همان میزانی که فاصله میگیرد از بهداشت روانی و سلامت روح دچار مریضی میشود و این مریضی عکسالعملش در نظام آخرتی به صورت انواع دردها، مریضیها، محرومیتها، چه جسمی و چه روحی به انسان وارد میشود این یک امر حقیقی هست.@در جلسات گذشته بحثمان درباره نامهای جهنم بود. اولین چیزی که از نامهای جهنم خواندیم همین خود جهنم بود که بُعد گودال بودن آن و عذابی هست که در یک ارتفاع پستی در یک گودی گرفتار انسان میشود و انسان سقوط میکند در درهای پر از عذاب که این دره بسیار بسیار عمیق هست.@فرمود اگر 70 سال یک سنگ را رها کنید که 70 سال این سنگ برود 70 سال طول میکشد که به ته جهنم برسد، سرعت یک سنگ وقتی که از بالا رهایش کنید چقدر هست؟ چقدر ارتفاع دارد؟ چقدر سرعت دارد؟ و چقدر ارتفاع را میتواند طی کند؟.@حالا اگر در طول 70 سال این همینطوری یکسره پایین بیاید این عمق جهنم هست. در واقع اسمهایی که ما درباره جهنم و درباره بهشت داریم در واقع شکلهای مختلف نفس انسان هست چه در جهنم آسیبهایش و چه در بهشت مراتب عالی و دلپذیرش، مراتب نفس خود انسان هست؛ چه گودیها و سقوطهایش و چه ارتفاعات و اوجهایش همه مراتب نفس یک انسان هست.@یعنی نفس انسان این درجه از وسعت را دارد که 70 سال سقوط بکند یا اصلاً نهایت نداشته باشد یا اوجی بگیرد که آن هم نهایت نداشته باشد؛ این فعلاً به عنوان یک اصل موضوع خدمت شما عزیزان باشد تا انشاءالله به اثبات این بیشتر میرسیم. درباره اثباتش که بهشت و جهنم در واقع مراتب نفس خود انسان هستند.@جهنم اسمهای دیگری دارد، من چون فرصت کم هست فقط این اسمها را معرفی میکنم، برویم به سراغ بحث از خود جهنم، چون گفتم شناخت جهنم برای ما فوقالعاده مهم هست. مایی که از نیازهای ضروری ما شناخت جهنم هست که خداوند و معصومین (علیهما السلام) این شناخت را بر ما واجب کردند.@به خاطر اینکه اگر انسان جهنم را خوب بشناسد با رذائل نفس خودش بیشتر آشنا میشود، آن موقعهایی که دارد میسوزد و متوجه نیست، و دارد دیگران را آتش میزند و متوجه نیست، آشنا میشود، و اگر ایمانی داشته باشد از این جهنمها پرهیز میکند که نه بسوزد و نه دیگران را بسوزاند.@وقتی که انسان جهنم نرود به طور طبیعی بهشت جای او هست؛ یعنی لازم نیست کار دیگری بکند؛ بعضیها تلاش میکنند به بهشت بروند ولی حواسشون به جهنم نیست و آتش جهنم که در اعمال، اخلاق و اعتقاداتشان هست و بهشتشان را میسوزاند.@ولی بعضیها توجه دارند که به جهنم نروند و از آتش پرهیز میکنند و خودبهخود بهشت نصیبشان خواهد شد. (یکی دیگر از نامهای جهنم) پس جهنم را به خاطر اینکه به چند جهت جهنم گفتند یکی آن جنبه گودال بودن آن هست که جلسه گذشته دربارهاش صحبت کردیم و گفتیم که معنایش عمق زیاد هست و اینکه عمق زیاد را هم معنا کردیم که چقدر زیاد هست.@یکی جهات دیگر که به جهنم جهنم میگویند این هست که آتشی که در جهنم هست به انسان حمله میکند خود آن آتش حملهور هست و انسان را مورد آسیب قرار میدهد. اسم دیگرش جحیم هست که جحیم آتشی هست که افروختگی آن بسیار شدت دارد.@یک موقع هست یک آتش ملایمی روشن هست انسان در این آتش ملایم میرود، بالأخره ما چون با آتش سازگاری نداریم یک آتش به اندازه یک کبریت که آتش بسیار ملایمی هست یا آتش یک شمع که خیلی ملایم هست اما همان هم انسان را میسوزاند.@ولی یک موقع هست شما یک آتشی دارید که افروختگی فوقالعاده شدیدی دارد، نعره دارد، شدت دارد، خب آن قطعاً نزدیک شدن به آن یا ورود در آن بسیار سختتر هست؛ پس جحیم از این جهت هست.@یک اسم دیگر دارد در قرآن به آن (لظی) میگویند، چون زبانه دارد، زبانه میکشد، به آن (لظی) میگویند، این شعله و آتشی هست که شعلهور هست و زبانه میکشد.@جای دیگری در جهنم هست که اسمش (سقر) هست که مربوط به افراد متکبر هست و بسیار آتشش وحشتناک و شدید هست برای افرادی که وقتی با دستوری از دستورات الهی روبرو میشوند با تکبر و قلدری و نخوت این دستور را اجرا نمیکنند و کنار میگذارند یا خدای نکرده، نعوذبالله از این بدتر، این دستور را مسخره میکنند.@مثلاً با خمس روبرو شده خمس نمیدهد بعد مسخره هم میکند و با قلدری میگوید من خمس و زکات نمیدهم، حجاب را رعایت نمیکنم، حقوق زن و بچه و فرزند و شوهر را رعایت نمیکند و قلدری میکند؛ بعضیها با تکبر رعایت نمیکنند، بعضیها قلدری میکنند و بیادبی هم میکنند نسبت به دستورات.@سقر جای افرادی هست که این چنینی با دستورات الهی برخورد میکنند نماز نمیخوانند، به فکر فقرا و نیازمندان نیستند، اینطور افراد هست، حالا گروههایی هستند که بعداً در موردش سخن خواهیم گفت.@و یکی از دلایلی که به آن سقر میگویند در لغت آمده که سقر شکل انسان را به هم میریزد، یعنی از حالت معمولی در میآید، این آن زمانی است که یک موقع انسان با ایمانش یک گناهی انجام میدهد در حالی که مؤمن هست گناه انجام میدهد، آن گناه شکل این آدم را عوض نمیکند؛ مؤمن است حالا ضمناً یک گناهی هم کرده.@ولی یک موقع هست که نه انسان گناهی میکند که در آن باطن انسان یواش یواش تغییر میکند، استحاله شخصیتی این شخص پیدا میکند و خصوصیات شخصیتیاش عوض میشود، این همان جایی است که گرفتار آتش سقر میشود؛ یعنی تحولات روحی.@یک جوانی را میبینید خیلی خوب و عالی و نمازخوان و بااخلاق، نسبت به پدر و مادرش مهربان و مؤدب، یکدفعه پا میگذارد میرود خارج از کشوری، دانشگاهی، فضای دیگری که الان تحولات متأسفانه هست.@یواش یواش میبینید که اخلاق این آدم عوض میشود، بعد میبینید که خیلی از چیزها را دیگر کنار میگذارد، خیلی از چیزها را دیگر باور ندارد، نسبت به خیلی چیزها شک میکند، نسبت به خیلی چیزها تغییر میکند و از خیلی چیزها میبُرد، این تحولی هست که در درون این شخص اتفاق افتاده و دیگر آن آدم خوب و صاف و مؤمن و مثلاً مهربان و مؤدب و مطیع خدا نیست، این الان یاغی شده، باطنش تغییر کرده.@سقر آتشی هست که ریخت و قیافه انسان را به هم میریزد یعنی شدت آتش به قدری هست که انسان وقتی نگاهش بکنی اصلاً نمیفهمی که این انسان هست و دگرگونی در وجود انسان میافتد.@اسم بعدی (حطمه) هست، «وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ»، این (حطمه) به این جهت میگویند که در آن حطم هست یعنی در هم شکسته شدن و آتشی هست که در عمق جان نفوذ میکند یعنی فقط بدن را نمیسوزاند خود روح را هم میسوزاند.@خدا رحمت کند امام را میگفت: پناه میبریم به خدا از آتشی که علاوه بر جسم روح انسان را هم میسوزاند. گاهی وقتها بعضیها هستند که ایمانشان خوب است اخلاقشان هم خوب است یک موقعی در عمل یک گناهانی میکنند یک ضعفهایی دارند، این نه اخلاقش به هم ریخته نه اعتقاداتش، حالا یک گناهی هم میکند.@ولی یک موقع هست که انسان دچار گناهانی میشود که هم روی اخلاق انسان اثر میگذارد خُلق و خوی انسان را عوض میکند، آدم را بداخلاق و بدبین و حسود و زودرنج و حساس و متکبر میکند، شکل را عوض میکند، در هم میکوباند شخصیت انسان را، روح را هم جهنمی میکند.@کنار این آدم، آدم یک موقع هست میگوید نه من مثلاً شوهرم خیلی مرد خوبی است، زن من خیلی خانم خوبی است مؤمن و بااخلاق است، اما این چندتا کار را هم انجام میدهد خوب نیست؛ یک موقع هست نه اصلاً میگوید که شخصیتش قابل تحمل نیست شخصیتش یک طوری هست که ما در خانه از دستش در عذاب هستیم.@این جهنم و حطمه به روح این نفوذ کرده، الان دارد او را میسوزاند، بعداً هم معلوم میشود. افرادی که روح دیگران را آتش میزنند با زبانشان، با اظهارنظرهایشان، با قضاوتهایشان، با تکه انداختنهایشان شخصیت افراد را مورد حمله قرار میدهند.@دائماً دیگران را نقد میکنند و دائم از بقیه ایراد میگیرند و این ایراد را هم با بیحیایی و پررویی به افراد میگویند، رویشان میشود که خیلی راحت این چیزها را به زبان بیاورند، اینها مشمول این آتش جهنم هستند.@چون افراد را در هم میشکنند، افراد را خورد و له میکنند، همسر و فرزند و اطرافیان و همکارانش را، و عیبهای دیگران را خیلی راحت برملا میکنند خیلی راحت به رخ دیگران میکشند، یک نفر را میخواهند توبیخش کنند، مثلاً میشود راحت به صورت فردی به او بگویند، میبینی میخواهد از یک کسی در خانواده انتقاد کند در جمع این را ضایع میکند و اینها چیزهای کمش است.@به هر حال اخلاقها و رفتارهایی که روح دیگران را میسوزاند یا اعتقادات دیگران را دچار تردید میکند به اعتقادات دیگران حملهور میشود، عقائد و ایمان دیگران را مورد حمله قرار میدهد این آن آتشی هست که بسیار بسیار وحشتناک است.@«نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» آیه قرآن است، یعنی تسلط پیدا میکند روی قلبها، یعنی نه فقط جسم را میسوزاند، روح را هم آتش میکشد. شما دیدید یک موقع یک کسی میگوید فلانی یک حرفی زد سوختم، آتش گرفتم، مثلاً دوست داشتم بمیرم، این آن موقعی هست که شما جسم یک نفر را آتش نزدید بلکه شخصیت و روح یک نفر را آتش میزنید و این بسیار بسیار خطرناک است.@(هاویه) اسم دیگر جهنم هست که این هم مثل خود جهنم ناظر بر سقوط یک انسان است. سقوط یعنی شخص در آنجا پرت میشود در عمق در چالهای پرت میشود؛ لحظاتی که انسانها پرت میشوند، یکدفعه میبینید که یک حالتی دارد روی لبه زندگی میکند اما پرت نمیشود، آن لحظهای که انسان سقوط میکند هاویه میشود و به ته جهنم میرود.@بعضی وقتها انسان وسوسه بعضی از کارها را دارد اما این در حد وسوسه است روی مرز است روی پرتگاه است، ولی یک موقع هست که این وسوسه رویش اثر میگذارد و یکدفعه خودش را پرت میکند در وضعیت خیلی بدی.@مثلاً یکدفعه یک تصمیمی برای خودش و خانوادهاش میگیرد یک تغییر سبک زندگی، یکدفعه سقوط میکند، یک تغییر محل زندگی از یک جایی به یک جایی، که در یک محلهای زندگی میکند که آنجا فطرتگرایی هست، یکدفعه تصمیم میگیرد برود در منطقهای زندگی کند که در آنجا به شدت طبیعتگرایی هست یکدفعه سقوط میکند.@یک شغلی را انتخاب میکند که تا قبل از آن مثلاً با یک درآمد هر چند کمی، اما سالم بود، ایمان و اخلاقش سالم بود، یکدفعه تصمیم میگیرد برود سراغ یک شغلی که در آن لقمه حرام هست اینجا این شخصیت سقوط میکند، خانوادهاش را به سقوط میدهد، خودش سقوط میکند، و یک موقعهایی هست که از آن بدتر اعتقادات انسان سست میشود.@یعنی انسان از بهشت در جهنم سقوط میکند، از توحید و ولایت و محبت اهل بیت یکدفعه سقوط میکند، به خدا و اهل بیت و به همه عقائدش شک میکند و تزلزل در او اتفاق میافتد یا خدای نکرده اعتقاداتش را از دست میدهد، اینجا آن لحظهای هست که انسان در هاویه سقوط کرده و اصلاً الان متوجه نیست که در کدام جهنم دارد میافتد.@اینها در واقع هم ابعاد مختلف جهنم هست که جهنم از ابعاد مختلف ظهورات و شکلها و فضاهای گوناگونی دارد، تنوع عذاب دارد و هم در نظر کارشناسان حدیثی هم از امیرالمؤمنین نقل شده که این اسمها درهای جهنم هست یعنی یک در جهنم است یک در هاویه است یک در حطمه است یک در جحیم است یک در سقر است، جهنم هفت در دارد.@به هر حال در واقع چه در بگوییم چه بُعد بگوییم هیچ فرقی نمیکند، ورودیهای جهنم در نفس خود انسان هست این ورودیهای جهنم هست که انسان بالأخره در شخصیتش این فضا را برای جهنم و سوختن باز میکند.@پس وقتی که میگوییم جهنم درهای مختلفی دارد، این درها براساس شخصیت انسانها به روی انسانها گشوده میشود، انسانها از دری وارد جهنم میشوند که دیگران ممکن است از آن در اصلاً وارد جهنم نشوند، یعنی دیگران آن ضعف را ندارند، ولی از یک در دیگری وارد جهنم بشوند که آن ضعف را دارند.@پس درهای جهنم هم در واقع مطابق با ساختار نفس انسان هست اینکه انسان از چه دری وارد بهشت یا وارد جهنم میشود این بسته به خودش هست که شخصیت ما الان در چه وضعیتی هست، جهنمی هست یا بهشتی هست.@به سراغ بحث از خود جهنم برویم، یک فرمایشی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) دارد فوقالعاده زیبا هست که این را من برای شما بخوانم، میفرماید: «مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ وَ مَا خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ كُلُّ نَعِيمٍ دُونَ الْجَنَّةِ مَحْقُورٌ وَ كُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِيَة» فوقالعاده است در یک خط امیرالمؤمنین چکار کرده.@میفرماید که: آن بدی که شما میگویید شر بدی هست اگر بعدش قرار است بهشت به شما بدهند پس دیگر بدی نیست. در زندگی انسان یک چیزهایی هست که آدم خوشش نمیآید، دوستش ندارد، ولی به خاطر این که این را تحمل میکند نق و غر نمیزند و این را تحمل میکند بهشت دارد، خب پس این دیگر بد نیست، بگوییم زندگیمان پر از شر است، خیلی بد است، نه.@یک کارگری یک کار ساده به او میدهند مثلاً 50 هزار تومان میگیرد، یک کار سخت به او میدهند 200 هزار تومان میگیرد، خب الان برای آن کسی که دارد کار سخت انجام میدهد دلسوزی دارد یا ندارد؟ نه، میگوید کار سخت دارد میکند عوضش چقدر دارد میگیرد؟ 200 هزار تومان دارد میگیرد، دیگر برای چه ناراحت است، بله میتواند برود کار سادهتر انتخاب کند پول کمتری بگیرد.@اما یک کاری که سخت است ولی پاداش بالایی دارد این که دیگر شر و بدی نیست. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) میفرماید که: «مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ» آن چیزی که شما شر میدانید و فکر میکنید شر و بدی هست اگر بعدش بهشت هست خب دیگر که بد نیست.@مثلاً طاعت الهی، خیلی از افراد حجاب برای خانمها خیلی سخت ممکن است باشد، اذیت بشوند، رعایت خیلی از مسائل شرعی برای آقایان سخت باشد و اذیت بشوند، این که بدی نیست، اینکه بگوییم عجب دین بدی داریم آنها چه دینشان خوب است مثلاً همه کار در آن آزاد است، پس این دیگر برای انسان چیزی نمیماند.@میگفت نه من یک دینی دارم که در آن یک سلسله بایدها و نبایدها دارد آن هم به نفع ماست، برای خدا که نیست، چیزی از اطاعت ما به خدا نمیرسد، میگوید دینشان خیلی خوب است در آن همه چیز هست در آن زنا و شراب و روابط آزاد هست راحت است، همه کاری آدم میکند راحت است. دیدید بعضیها میگویند برویم مسیحی بشویم مثلاً چون در آن همه کاری راحت است.@من یک موقعی سخنرانی داشتم برای مسیحیان در سنپترزبورگ روسیه، بعد راجع به اسلام و توحید و انسان صحبت کردم، اینها به شدت گریه کردند و تحت تأثیر قرار گرفتند که این چه دین خوبی هست و چنین و چنان.@بعد رئیس آن مجموعه خصوصی به من گفت که ما و خیلی از مسیحیان میدانیم که اسلام دین برتر است اما فقط به خاطر اینکه در آن مشروب آزاد نیست دین را قبول ندارند یعنی به سمت اسلام نمیآیند و الا ته قضیه پشتش میدانند چه خبر است.@بعضیها اینطوری هستند میگویند اسلام چیز خوبی است ولی اگر مثلاً این حجاب و مشروب نخوردن را نداشت خیلی دین ...، خیلیها اینطوری هستند اسلام را اینطوری با سختیهایش.@حضرت میفرماید بالأخره این سختیها که برای خدا نیست برای شماست، این سختیها برای این هست که شما مقام بگیرد و رشد بکنید، این سختیها چیزهایی هست که شما اگر به آن آلوده بشوید و نخواهید رعایتش کنید مثل این است که کسی نخواهد بهداشت را رعایت کند، خب آتش میگیرد و میسوزد.@حضرت میگوید اگر سختی دارد، احترام و حرمت پدر و مادر، الان پدر و مادر مریض شدند شما باید به اینها رسیدگی کنید، وقت بگذارید، بیمار هستند باید پرستاری کنید، بالای سر آنها باشید، شب نخوابی دارید، الان دچار مشکل مالی شده باید پشتیبانی مالی کنید پدر و مادرت را یا پدر و مادر همسرت را، فرقی ندارد، به هر حال دوست یا یک مسلمانی، سختی دارد اما این سختی پشتش بهشت است.@روزه گرفتن سخت است اما پشتش بهشت است، در روایت داریم یکی از درهای بهشت مخصوص کسانی است که صائم هستند، اهل روزه هستند، بله سختی دارد اما این سختی وقتی بعدش بهشت است دیگر سخت نیست، شما دارید یک چیز موقتی را تحمل میکنید.@سختی موقتی را که در دنیا به شما لذت و آرامش و شخصیت و نورانیت و محبوبیت میدهد اطاعت خدا لذت دارد کسی که سختیهای دین خدا را رعایت میکند در خود دنیا عزت و شرافت پیدا میکند، آرامش روحی و روانی دارد، شادی دارد، در همین دنیا، آخرت خدا نمیدهد، همین دنیا وقتی این سختی را تحمل میکنید.@شما وقتی که روزه میگیرد در روایت داریم روزهدار دو لحظه خوشحال است، یکی موقع افطار، یکی آخرت؛ شما روزه گرفتی ولی همان لحظه خدا شادیاش را به شما میدهد شما موفق شدید حجم زیادی جهنم را از خودتان شیطان را دور کنید شخصیتتان تقویت میشود این خودش این شادی را دارد اما شادی بهشتی دارد، یک شادی ابدی و جاودانه دارد، این دیگر سخت نیست.@علت اینکه خیلیها خوششان میآید بروند سمت عرفانهای کاذب و قلابی، میگویند خب این هم عرفان است؛ الان چرا جوانهای ما بعضیهایشان جذب میشوند این عرفانهای مختلفی که الان مثل قارچ هم دائم سر در میآورد در جاهای مختلف، و چرا اصلاً دشمن برای ما عرفان میسازد؟ اسلام میسازد، تشیع قلابی مثل بهائیت میسازد، اسلام قلابی مثل وهابیت، میگوید اینها اسلام است.@تشیع قلابی برای چیست؟ برای اینکه در این خیلی از مسئولیتها ندارد خیلی حرامها در این آزاد است خیلی واجبات دیگر واجب نیست، خوب است! علت اینکه خیلیها جذب اینطور مکاتب میشوند برای چه جذب میشوند؟@برای اینکه نمیفهمد که «مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ» میخواهد راحتطلبی کند، میگوید خب خوب است هم دین و هم خدا و هم پیغمبر و هم اسلام و هم اهل بیت را داریم و هم اینکه مثل بقیه لازم نیست خیلی چیزها را رعایت کنیم هر کاری دلمان بخواهد انجام میدهیم.@عرفانهای کاذب هم همین است میگوید مگر شما خدا را نمیخواهید؟ ما به شما خدا و معنویت میدهیم ولی در آن هم آزاد هستید هر کاری دلتان بخواهد بکنید، چرا؟ چون مردم نروند اسلام ناب محمدی را رعایت کنند، برای دشمنان اسلام تنها یک اسلام، اسلام خطرناک است، آن هم اسلام ناب، بقیه اسلامها اصلاً خطرناک نیست خودشان هم پول میدهند تقویت میکنند کمک میکنند بقیه اسلامها اصلاً خطرناک نیست.@زمان شاه مگر شاه حرم نمیرفت، مگر زیارت نبود، ما بعضی از پادشاهانمان مراسم عزاداری برگزار میکردند کارهای دیگر میکردند، نوحه و سینهزنی و دسته راه انداختن و روزه و مکه و مدینه و عراق و مشهد آزاد بود.@اسلام تا زمانی که با منافع نامشروع ظالمین و ستمگران و طاغوتها برخورد نداشته باشد آنها کاری با آن ندارند؛ معروف است که یک موقعی در این شهر صدای اذان بلند شد، سفیر انگلیس گفت این چیست؟ این چه صدایی است؟ گفتند اینها اذان میگویند، موقع نماز یک صدایی میکنند و یک چیزهایی میگویند، گفت با منافع ما که مشکلی ندارد؟ گفتند نه، گفت باشد هر چقدر دلشان میخواهد اذان بگویند.@زمان شاه هم همینطور بود اسلام آمریکایی یعنی همین، اسلام آمریکایی یعنی اینکه تو اجازه داری هر چقدر خواستی گریه کن اعتکاف کن، روضه بخوان، سینه بزن، کربلا برو، مشهد برو، ولی با منافع استکبار کاری نداشته باش، به سیاست و تشکیل حکومت برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت کاری نداشته باش.@اسلام آمریکایی، خوب هم هست یعنی طرف هم حس معنویت و مسلمانی دارد حجاب میخواهی رعایت کن میخواهی رعایت نکن من با این کاری ندارم، میخواهی حجاب رعایت کن، میخواهی رعایت نکن، با اینها اصلاً من کاری ندارم، مشروب میخواهی بخور، میخواهی نخور، با اینها کاری ندارم، آنطرف نیا، آن طرف پیدایت نشود.@اول از این حرف از استقلال و آزادی و اینطور چیزها نزن، با منافع استکبار و ما کاری نداشته باش آزاد هستی، طرف میگوید خب اسلام خوبی است، اصطلاحاً اسلام سکولار میگویند، اسلامی که با دنیای دیگران کاری ندارد، بالأخره عیسی به دین خود، موسی به دین خود.@چکار کاری حالا در افغانستان و پاکستان مردم چه بلایی به سرشان میآید، در فلسطین و لبنان و یمن و میانمار و آفریقا مسلمانها دارند چه بدبختی میکشند، چکار داری که کشور را نابود میکنند، قلتعام راه میاندازند، تو کاری نداشته باش، یک مسأله شخصی است تو فقط نمازت را بخوان، دینات را داشته باش و با هیچ چیز کاری نداشته باشد.@خیلیها میگویند خوب است یک اسلامی داریم، بالأخره خدا را که داریم اسلام را داریم این خوب است؛ آدمهای مفتخور و تنبل و تنپرور و شهوتپرست و خوشگذران اسلامهای اینطوری دارند.@دشمن هم برای ما انواع و اقسام اسلام اسلام آمریکایی، دین اهل سنت آمریکایی مثل وهابیت دارد که کاملاً با آمریکا و اسرائیل سازگاری دارد اصلاً کمکشان هم میکند، میگوید مگر اسلام نمیگویید، اگر شیعه میخواهید این هم نمونهاش بهائیت برای شما گذاشتیم، سنی هستید وهابیت برای شما گذاشتیم.@اینها را نمیخواهید عرفانهای دیگر برای شما داریم، مثل این عرفانهایی که الان مد شده عرفان حلقه و عرفان سرخپوستی و عرفان اوشو و عرفانهای مختلف، انواع عرفانها، اینها افراد را ارضا میکند، مگر تو معنویت نمیخواهی به تو میدهم.@یک عدهای که سراغ مذاهب اینطوری میروند برای این هست که میگوید من تکلیف ندارم هم خدا و دین و معنویت را دارم اینجا هم راحت هستم همه چیز راحت است. دینش را راحت عوض میکند این همان سقوط است این همان هاویه است که انسان در آن سقوط میکند.@«وَ مَا خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ» آن چیزی که تو میگویی خیلی خوشمزه و قشنگ و خوب و ناز و لذیذ است اما وقتی که بعدش جهنم است حضرت میگوید آن که دیگر خیر نیست؛ لذتی که بعدش جهنم است خیر است؟@شما الان بسیار تشنهات است، میگویند اینجا شربت است ولی در آن سمّ است بخوری کارت تمام است، سرطان میگیری، کور میشوی، میمیری، لذت دارد، خوردن خیلی لذت دارد ولی بعدش جهنم دارد، این چی؟!@دیدنی، شنیدنی، بو کردنی، لمس کردنیهای لذیذ، لذتهای مختلف، جسمی، ظاهری، خیالی، وهمی لذت و کِیف دارد، میگوید خوشم میآید، بله خوشت بیاید، ولی بعدش چی دارد؟ بعدش جهنم دارد.@آن کِیف کردنی که قرار است تو بعدش بسوزی و بعدش آسیب بزند به ساختار شخصیت تو و بعدش تغییر شخصیتی پیدا بکنی بعدش بیغیرت و بیناموس بشوی، این که خیر نیست.@در روایت داریم اگر کسی 40 شبانهروز موسیقی حرام گوش کند این غیرت از او میرود، بیحیا میشود، نسبت به ناموسش اصلاً هر طوری گشت، هر طوری شد، با هر کس بود، بیغیرت میشود، این بیغیرتی مراتب هم دارد؛ خب حالا الان این موسیقی لذت هم دارد دائم بنشین گوش کن، ولی ته قضیه این هست که تو بیناموس و بیغیرت و بیحیا و بیعفت میشوی، این خوب است؟ این پشتش جهنم دارد.@«وَ مَا خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ» خیر نیست آن چیزی که تو خیر میدانی، خوب نیست آن چیزی که تو خوب میدانی و بعدش جهنم است. امیرالمؤمنین برای اینکه خیال ما را راحت کند میفرماید: «وَ كُلُّ نَعِيمٍ دُونَ الْجَنَّةِ مَحْقُورٌ» هر نعمتی هر لذتی غیر از بهشت حقیر و پست است.@بهشت یک چیز جاودانه و ابدی است اصل نعمت است، شنیدید میگویند این اصل جنس است، اصل نعمت و لذت و خوبی و آرامش و شادی است آن هم جاودانه، یکذره فکر کنیم، جاودانه. یک کسی که وارد بهشت بشود که بیرونش نمیکنند جاودانه است یعنی بینهایت آنجاست.@ما متأسفانه حجاب عادت نمیگذارد بفهمیم، باید اینها را کنار بگذاریم، ما باید روی کلمه بینهایت یک عالم تمرکز و تمرین ذهنی و خیالی داشته باشیم تا به قدرت برسیم، آنهایی که میخواهند روح خیلی قوی داشته باشند، روحهای قوی و وسیع داشته باشند وسعت سینه و نفس پیدا کنند، قدرت پروازیشان زیاد باشد باید روی کلمه ابدیت کار کنند، باید روی کلمه جاودانگی ذهنشان کار کند تیز باشند و حواسشان باشد.@دیدید بعضیها کار اقتصادی میکنند بعد شما آنجا میروید حرف از دو میلیون و ده میلیون و صد میلیون میزنید اصلاً شما را بیرون میکنند، مسخرهات میکنند، میگویید ما آمدیم مشارکت و سرمایهگذاری کنیم، میگویند چقدر پول دارید؟ میگویید 200 میلیون، به شما میخندند و بعد میگویند نه ببخشید.@اصلاً کلاً کار اقتصادی ما زیر 50 میلیارد نیست، میلیارد است این حرفش در میلیارد است این آدمهایی که دارند با هم حرف میزنند و با هم کار اقتصادی میکنند وقتی 5 تومان میگویند، (قدیمها وقتی 5 تومان میگفتند یعنی چقدر؟ ما بچه بودیم میگفتند 5 تومان، ما میگفتیم 5 تومان یعنی چی؟ میگفتند یعنی 5 هزار تومان، بعداً شد 5 میلیون تومان، میگفتند 5 تومان، میشد 5 میلیون تومان) الان اینها میگویند 5 تومان، 5 تومان یعنی چی؟ 5 میلیارد تومان.@این اصلاً کلاً حرفش این است اصلاً زیر میلیارد نمیتوانی با این حرف بزنی، شاخکهایش فقط با این بسته شده، یعنی این به قول امروزیها سنسورها و آن حساسیتهایش روی میلیارد به بالاست، اصلاً پایین میلیارد حرف بزنی با این نمیتوانی معاشرت کنی و حرف بزنی، نه میتوانی از آنها زن بگیری، نه میتوانی به آنها زن بدهی، نه میتوانی با آنها معامله کنی نه هیچی.@اینها افق زندگیشان صدها میلیارد به بالا هست، این آدم اینطوری است روی این بسته شده. اشراف اینطوری هستند، اینها اشراف دنیایی هستند، بعضیها اشراف آخرتی هستند یعنی وقتی بخواهی با این حرف بزنی کمتر از ابدیت و بهشت اصلاً ذهنش جای دیگر نمیرود این آدم نفسش وسعت پیدا کرده.@آن در دنیا وسعت پیدا کرده یعنی سلیقهاش زیر میلیارد نمیگیرد، این در آخرت وسعت پیدا کرده سلیقهاش اصلاً غیر بهشت را نمیگیرد «وَ كُلُّ نَعِيمٍ دُونَ الْجَنَّةِ مَحْقُورٌ» هر چیزی را غیر از بهشت پست میداند، برو بابا اصلاً حرفش را نزن، مگر من دیوانهام بروم یک لذتی را انتخاب کنم که تهاش جهنم است و بهشت ابدیام را از دست بدهم؟! بهشت ابدی مگر شوخی است. این خودش را مالک بهشت میداند.@و میفرماید «عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ» اندازه همه آسمانها و زمین است بهشت زمین دارد، مسکن دارد، کاخ دارد یک چیز حقیقی است مثل یک ویلای مثلاً هزار متری با یک ویلای ده هزار متری، بعد الان به یک کسی بگویند که یک کاری بکن آن ویلای ده هزار متری را هم باید بدهی، میگوید مگر من دیوانه هستم این کار را بکنم، ویلای ده هزار متریام را بدهم! برای چی؟ برای 50 متر زمین! نه من همچین کاری را نمیکنم، دیوانگی است.@شما نگاه کنید ما کسانی را داریم در بهشت که یک متر هم زمین در بهشت ندارند ولی بهشتی هستند، آنجا مستأجر هستند مهمان دیگران هستند، یک متر هم برای خودشان ندارند، یعنی بهشتیان انواع و اقسام آدمها را دارند، شما را جهنم نمیبریم بهشت برو ولی آنجا خانه نداری، کاخ و چیزی آنجا نداری مهمان هستی.@از جمله کسانی که در بهشت مهمان هستند کسانی هستند که میتوانند زیارت امام حسین بروند و نمیروند، تنبلی میکنند در زیارت امام حسین، آنجا بهشت ندارند، بهشتی هم هست بنده خدا آدم خوبی است ولی زمین ندارد مستأجر است.@باز کسانی را داریم که یک بهشت دارد به اندازه همه آسمانها و زین، ملک این شخص است، کاخ دارد به اندازه این کره زمین، یک کاخش به اندازه این کره زمین است. نسبت دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیا بود، قاعدهمان این بود؛ بچه در رحم مادر اگر به او بگویند که تو به زودی چند وقت دیگر وارد یک فضایی میشوی بینهایت از رحم مادر بزرگتر است، میفهمد و باور میکند؟ نه درکی ندارد.@حالا یک کسی شرافت دارد و این را عوض نمیکند، وقتی به این میگویند که این کار ثوابت را از بین میبرد، یعنی چی سرمایه است از دست نمیدهد! مثل بعضیها هستند خیلی زاهد هستند راحت ثوابها را از دست میدهند.@طرف آنقدر در مورد بهشت حریص است آمده به پیغمبر با هیجان میگوید یا رسول الله من نماز جماعت، (همیشه دقت داشت نماز جماعت بیاید اول وقت صف اول، آن روز نرسید) آمد رسید پیغمبر تکبیر را گفته بود (الله اکبر بسم الله الرحمن الرحیم) این به بسم الله پیغمبر رسید و قامت بست و نماز را خواند، پیش پیغمبر رفت و گفت من به الله اکبر نرسیدم از بسم الله شما.@حضرت فرمود این کوه ابو قبیس را میبینی؟ گفت بله، فرمود اندازه این کوه طلا داشته باشی و همه را در راه خدا صدقه بدهی دیگر به ثواب این یک تکبیر من نمیرسی، کلی طرف حسرت میخورد که من از این...، حالا اینجا طرف نماز جماعت هست نمیرود شرکت کند، جالب است، مسجد نمیرود، اذان میگویند بلند نمیشود نماز بخواند، این نمیفهمد که بعداً چه چیزی را از دست میدهد حالا میرسیم روایتش را میخوانیم.@بگذار بخوانم: «الجنة حسرة أهل النار» جهنمیان بهشتی که داشتند را میبینند؛ خیلی وحشتناک است، داری از این طرف میسوزی و داغون هستی و بعد بهشت خودت را میبینی که چه داشتی و از دست دادی.@این اینقدر شرافت دارد که کمتر از بهشت اصلاً فرهنگش این نیست، نه با غیر بهشتیان ازدواج میکند، نه در محل غیر بهشتی شغل انتخاب میکند، نه در منطقه غیر بهشتی خانه میگیرد، نه با آدمهای غیر بهشتی رفت و آمد دارد، نه غیر لقمه حلال میخورد، اصلاً نمیشود به این یک پیشنهاد حرامی بدهی، نمیپذیرد و زیر بار نمیرود، اگر به او بگویی انگار که آتشش زدی، چه داری میگویی! دیوانهای تو داری به من این پیشنهاد را میدهی؟! فازش بهشت است و بالاتر از بهشت.@«وَ كُلُّ نَعِيمٍ دُونَ الْجَنَّةِ مَحْقُورٌ» هر نعمتی غیر از بهشت حقارت دارد، خودت را به آن نفروشید. کجا خانه میگیرند، کجا ویلا میدهند، کجا اقامت میدهند. دیدید الان بعضیها از وسط این بهشت دارند تلاش میکنند بروند در جهنم اقامت بگیرند.@از بهشت تلاش میکنند و نمیتوانند در این بهشت لذت ببرند این بهشت برایشان عذابآور است، نمیتوانند در این بهشت لذت ببرند، میگوید من بروم چکار کنم که بروم در جهنم اقامت بگیرم، تفکر آدم چقدر عوض میشود.@زن و بچههایش را رها کرده خانوادهاش را رها کرده رفته قاچاقی تا برسد به یک جایی که بتواند برود در یکی از این کشورها اقامت بگیرد، در راه غرق شده مرده، در راه او را کشتند، اینها که من در این یکی دو ماه اخیر خبر دارم، اصلاً طرف را کشتند، اقامت در جهنم، تلاش برای اقامت در جهنم، چون روحیهاش با بهشت سازگاری ندارد.@حالا این آدم بعداً به او نشان میدهند، میگویند تو جایت این بود و خودت این را انتخاب کردی، آن هم با شهوت انتخاب کردی، یعنی با حرص و ولع زیاد خواستی در بهشت نباشی و با حرص زیاد تلاش کردی از بهشت در بیایی و به جهنم بروی.@حالا این عملش را انجام داده، یک عده در بهشت زندگی میکنند آخرش به جهنم میروند، این خیلی عجیب است، یعنی در بهشت دارد زندگی میکند حسرت زندگی جهنمیان را دارد.@دیدید الان خیلیها حسرت زندگی آنطرف آبیها را دارند، میگوید آنها خوش به حالشان توانستند در بروند و فرار کنند آنجا بروند، ما بدبخت هستیم اینجا گیر هستیم، اگر من هم میتوانستم من هم در میرفتم، نمیتوانم، اینجا گیر هستم.@یعنی اصلاً از وضعیت نورانی اینجا لذتی نمیبرد، ذهنش در جهنم است عشقش در جهنم است، شخصیتهایی که دوست دارد همه جهنمی هستند، الگوها همه جهنمی هستند، اسمهایی که انتخاب میکند برای بچه و شرکت و ساختمانش، سبک زندگیاش جهنمی است، ولی حالا وسط بهشت است.@این اصلاً شعور و لیاقت بهشت را ندارد؛ در روایت داریم یک عده را روز قیامت میبرند (که حالا میرسیم میخوانم) اینها قیامت میگویند که شما بهشتی هستید بهشت بروید، اینها یکدفعه ذوقزده میشوند (شوخی نیست به آدم بگویند بهشتی، حکم کنند که تو بهشتی هستی).@بعد اینها را فرشتهها میآیند با احترام میبرند، بعد در بهشت را به روی اینها باز میکنند بفرمایید، اینها همینطوری میایستند، پیامبر میگوید اینها اصلاً نمیتوانند بروند، این همینطوری ایستاده ذوقزده است، یعنی اصلاً پایش نمیکشد، اینقدر ذوقزده شده که دارد داخل را نگاه میکند که اینجا چه خبر است.@پیامبر میفرماید اگر فرشتهها به دادش نرسند سکته میزند و میمیرد، اینقدر هیجان دیدن بهشت، میگوید آدم را تا دم مرگ میبرد، یعنی آدم از شدت هیجان و خوشحالی میخواهد بمیرد، خب آنجا که مرگی نیست، ولی ذوقمرگ میشود، وقتی میگویند طرف ذوقمرگ شد اینطوری است، به اینجا میرسد.@تا دم در بهشت میآیند و فرشتهها میگویند ببخشید اشتباه شد شما جهنمی هستید، یعنی شما نگاه کنید آدم چقدر میسوزد، این همان سوزش روح است، یعنی چه شما گفتید که بهشتی هستید؟! اینجا را به ما نشان دادید؟! یکی از اعتراضهایی که این آدمها میکنند میگویند خدایا کاشکی نشانمان نمیدادی، میگفتی برو جهنم، ولی ما الان از اینجا چطور بگذریم؟ این را رها کنیم جهنم برویم؟@این افرادی هستند که در بهشت زندگی میکنند هوس جهنم را دارند، یکی از افرادی که در وسط بهشت است، خوش به حال آنها، دائم خوش به حال جهنمیان، فاسقان، گناهکاران، آمریکاییها، اروپائیها، دائم حسرت این را دارد.@راحت نماز نمیخوانند و روزه نمیگیرند و حجاب ندارند، خمس و زکات ندارند، جبهه و جنگ ندارند، خدا او را وسط بهشت گذاشته ولی حسرت زندگی جهنمیان را دارد قدر بهشت را نمیداند. شوهر و زن و بچه صالح خوب دارد و قدر نمیداند.@«وَ كُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِيَة» هر سختی که غیر از جهنم باشد عافیت است، خودش عافیت است. چون این سختیهایی که شما میکشید اول از این کفاره گناهان است؛ خدا آنقدر مهربان است که میگوید من یک کارهایی را به شما میگویم نکن خودت روی اشتباه و تنبلی و بیکلگی و بیفکری میروی و برای خودت دردسر درست میکنی حالا اذیت میشوی.@من که به شما گفتم موقعی که میخواهی ازدواج کنی دقت کن، این شرایط را رعایت کن؛ روی هوا و هوس رفتی ازدواج کردی حالا همین همسر جهنم تو شده مایه عذابت، با این حال باشد اگر اذیت شدی من این اذیت را کفاره گناهانت میکنم، این خداست به این مهربانی، درجات آخرتی هم به تو میدهد.@پس این سختی دیگر سختی نیست در واقع عافیت است چون داری با این سختی از چه چیزی دور میشوی؟ از جهنم؛ با این سختی به چه نزدیک میشوی؟ به بهشت، دیگر سختی ندارد، تحملش کن اوج میگیری و بالا میروی.@در روایت داریم در بهشت درجاتی هست که انسان جز با درد و بیماری به آن نمیرسد پس اینقدر نق و غر نزن و بگو خوش به حال آنهایی که سالم هستند و من اینجا الان مریض هستم.@شما اگر مریض هستی و درد داری و مشکلات داری و او الان سالم است و تو سرطان داری و او میبیند و تو نمیبینی، و او میشنود و تو نمیشنوی، تو داری به شدت از عذاب فاصله میگیری و به شدت به بهشت نزدیک میشوی پس این عافیت است این دیگر بلا نیست.@این چه نکبتی است در زندگی دچار شدم چرا پدرم اینطوری است؟ چرا مادرم اینطوری است؟ چرا همسرم اینطوری است؟ چرا بچهام اینطوری شد؟ چرا مریض شد؟ چرا من مریض شدم؟ چرا ما بدهکاریم؟ چرا ما مستأجریم؟ هر چیزی «وَ كُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِيَة» هر سختی غیر از جهنم خودش عافیت است.@«ثَوَابُ الْعَمَلِ عَلَى قَدْرِ الْمَشَقَّةِ فِيه» امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود ثواب و پاداش یک عمل به اندازه سختیاش است. بله یک خانمی میگوید من برای چه بچهدار بشوم دردسر بچهداری را برای چه بکشم، راحتطلبی میکند.@یک مادری دوتا سه تا بچه آورده یک بچه سه قلو آورده، میدانید یعنی چی، این دوقلو و سه قلو پدر و مادر را صاف میکنند، یعنی میگوید من را به خدا رساند، راست میگوید واقعاً به خدا میرساند اذیتهای بچه؛ امام و علامه فرمودند من حاضرم تمام (علامه و امام شوخی نیست) عبادتهای کل عمرم را بدهم ثواب اذیت بچه را به من بدهند، شوخی است؟@یک مادر نادان میگوید دیوانه و روانی شدم این بچه دائم دارد من را اذیت میکند، این دارد تو را به خدا میرساند، البته دو طرفه به خدا میرساند، خُل و دیوانهام کرد؛ داد نزن، غر نزن، بچه را تنبیه نکن، اگر تنبیه لازم است تنبیه تعقلی، نه تنبیه از روی خالی کردن غیض.@بله خیلی از کارها زور دارد و سخت است واقعاً زور دارد، درست است به نفس فشار میآید، اما به کدام بخش؟ بخش چی؟ بخش حیوانی، بله به آدم فشار میآید و اذیت میشود، گرم است، سرد است، سخت است، گرسنگی و تشنگی است، اسارت است، بیپولی و مستأجری است، بله سخت است، ولی عافیت است.@«وَ كُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِيَة» فقط جهنم نرویم، هر چه میخواهد سخت باشد سخت باشد، هر چه سخت بهتر، چون پاداشمان بالاتر است، بهشت ما وسیعتر است به خدا نزدیکتر میشویم، حالا جهنم نرویم. امام حسین (علیه السّلام) در دعای عرفه چه میگوید؟ میگوید خدایا هر کاری میخواهی با من بکنی بکن من را جهنم نبر، هر کاری داری در همین دنیا.@بارها گفتم که خدا آنقدر مهربان و رفیق است که از شما قبول میکند با او قرارداد ببند، بگو خدایا بزن قدش، با هم رفیق هستیم، یا رفیق، یا حبیب، خدایا تو که من را دوست داری، من هم که تو را دوست دارم، قبولت دارم، تو ما را جهنم نبر، من هم قول میدهم سختیهایی که باید برای دین تو بکشم یا در دنیا غر نزنم، ناشکری نکنم، متقابل.@خدا میگوید ناشکری نکن و غر نزن، قبول کن که اینها روی انتقام و غضب من نیست من با تو مشکلی ندارم اینها برای تو خوب است، شاکر باش، باشد جهنم نمیروی و تمام، خدا هم قبول میکند.@آدم با خدا کنار بیاید، باشد من این شوهرداری و زنداری را قبول میکنم، غر نمیزنم، بچهها را با اخلاق بزرگ میکنم در خانه بداخلاقی نمیکنم، نق و غر نمیزنم، سرزنش نمیکنم، کسی را اذیت نمیکنم، باشد ولی جهنم نروم، شاکر باش.@یکذره فکر کنیم، همینطوری از من نشنوید و رد بشوید، اینکه امام میگوید من ثواب عبادتهایم را میدهم و ثواب اذیت را میگیرم، ببین اذیت چه خبر است در اذیت شدن، در اذیت شدن چه خبر است.@حالا این اذیتهای قهری است، یعنی بالأخره زن تو است خواستی با او ازدواج کنی این سختیها را هم دارد، شوهرت است بچهات است خودت باردار شدی، دوستش هم داری، بچه یک عالم حال به آدم میدهد یک سختیهایی هم دارد، خب باشد.@اما یک موقع هست یک کسی به عشق خدا خودش سختی قهری ندارد، به عشق خدا خودش سختی را قبول میکند، اصلاً کشته و مرده سختی است؛ میگوید نه من معشوقم یکطوری است که اصلاً دوست دارم خودم را به خاطرش به زحمت بیاندازم.@به این خانم میگویند خانم تو که پولدار هستی شوهرت هم که راضی است، ناهار میخواهد خانه بیاید زنگ بزن یک رستوران غذا بیاورند، این کار مزه ندارد، بله حالا هفتهای یک بار، ماهی یک بار اشکال ندارد، ولی من عشقم این هست که سه ساعت چهار ساعت در آشپزخانه برای شوهر و بچهام زحمت بکشم و خودم غذا درست کنم، این اختیاری است عاشقانه است.@میگویند روز مرد است برو برایش یک لباس بخر، میگوید نه من دوست دارم شش ماه جلوتر بروم کاموا بخرم خودم برای شوهرم یک بلوز ببافم، این یک چیز دیگر است، همه هم میفهمند که این یک چیز دیگر است.@میتوانم بروم یک جعبه بگیرم و کادویم را در آن بگذارم، ولی نه مینشینم دو ساعت کار هنری میکنم یک جعبه را خلق میکنم، در این جعبه که خودش یک اثر هنری است یک کادو میدهم به یک کسی که دوستش دارم.@این خیلی فرق میکند، میگوید من چون دوستش دارم برایش دوست دارم هزینه کنم، هزینه بشوم، برایش سختی بکشم. علی (علیه السّلام) چه فرمود؟ «الْمُحِبُ لِلَّهِ يُحِبُ تعب لِلَّه» آدمی که عاشق خداست سختی راه خدا را خیلی دوست دارد.@این سختی قهری نیست که حالا شوهرم است، پدرم است، تابستان گرم است، زمستان سرد است، برای خدا تحمل کردیم، نه سختی قهری است، میتواند لذت ببرد، نمیبرد؛ یعنی خودش به عشق خدا سختی را برای خودش میخواهد، این دیگر خیلی حرف است، این خیلی انسان را به خدا میچسباند، همسایه خدا میکند.@خودش میتواند لذت ببرد حلال، میتواند لذت ببرد حرام، هیچ کس هم نمیفهمد، سراغش نمیرود؛ اصلاً لذت حرام به او هجوم میآورد و او ردش میکند؛ حلالش هم که هست خودش به خودش سختی میدهد؛ میتواند بخوابد، نماز شب واجب نیست، اما این عاشق است، بلند شوم چند رکعت نماز بخوانم، یکذره ذکر بگویم و یکذره قرآن بخوانم.@روزه مستحبی به او واجب نیست اما خودش روزه را انتخاب میکند؛ خدا برایش مریضی انتخاب کرده، میگوید خدایا هر چه انتخاب کردی همان خوب است، الان باید سرطان داشته باشم، باشد، الان باید پا نداشته باشم، باشد، لذت میبرد، نق و غر ندارد، اگر قرار است دست و پا نداشته باشم، باشد، راضی است، آن تعب را فی الله عاشقانه تحمل میکند.@طرف نابینا است وقتی مینشینی کنارش و صحبت میکنی میبینی که آنقدر شاکر است اینقدر این شاد و آرام است که نگو. این با کسی که یکسره نق و غر دارد و به خدا و زمین و زمان و آدمها غر میزند یکی است؟ نه اصلاً یکی نیست.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@