أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
گرامی میداریم هفتۀ بسیج را که از یوم الله برای ما است، چون خداوند تبارک و تعالی نعمتی را در این روز به ما عطا کرد که امروز ما کشورمان، انقلابمان، آزادی و استقلالمان، پیشرفتمان، و امنیتمان را مدیون این شجرۀ طیبه هستیم.@این شجرۀ طیبه ظهوری از انسان نشان داد که در تاریخ بشریت در این حجم البته بینظیر هست، هیچ وقت کرۀ زمین به این اندازه انسانهای خوب که بتوانند مسیر ماده تا بینهایت را طی بکنند، مسیر دنیا تا بینهایت را طی کنند، تجربه نکرده بود، انسانهایی که در یک حجم صدها هزار نفری تا (عند ربهم) رشد کردند.@و به قول فرماندۀ آنها و امام آنها، ره صد ساله را یک شبه طی کردند، و یک مکتب و یک فرهنگ از خودشان به یادگار گذاشتند که امام فرمود اگر این تفکر دلنشین در سراسر کشور حاکم باشد، ما قطعاً هیچ مشکلی در کشور نخواهیم داشت، معضلات و مشکلات زمانی رخ داد که ما از فرهنگ بسیجی و تفکر بسیجی فاصله گرفتیم.@معمار انقلاب اسلامی که امام بسیج و بسیجیان هست، فرمود تنها چیزی که میتواند کشور را نجات بدهد تفکر بسیجی است، و تفکر بسیجی مجزه زیاد کرده است که باید در موردش دهها ساعت و روز و هفته سخن گفت، که معجزاتی که تا به حال این تفکر ایجاد کرده و این فرهنگ ایجاد کرده چه چیزهایی هست.@دشمنان ما که از بیرون ما رصد میکنند بهتر میفهمند که معجزات تفکر بسیجی در این کشور چه هست، در جنبههای مختلفی که کشور در این 40 سال به اندازۀ 400 سال رشد داشته با وجود معضلات و مشکلات مختلفی که دارد برای آنها دیدنیتر است، ما چون حجاب عادت داریم خیلی خوب متوجه نمیشویم که فرهنگ بسیج و تفکر بسیج چه عظمتی دارد و چه معجزاتی میکند.@به هر حال ما همه چیزمان را مدیون این یوم الله عزیز هستیم، روز 5 آذر و مدیون بسیجیان و امام بسیجیان هستیم؛ ما در مباحث خانوادۀ آسمانی تعداد زیادی از مباحث ما شاید در حدود 2 الی 3 سال از مباحث ما دربارۀ روابط بین اعضای خانوادۀ آسمانی با یکدیگر بود.@آخرین بحثمان که دربارۀ سخنچینی بود تمام کردیم، از این جلسه میخواهم در مورد یک موضوع فوقالعاده مهم، بلکه مهمترین مسئلۀ ما بحث آخرت و بهشت و جهنم مطالبی را خدمت شما عرض کنم که بحث بسیار بسیار مهمی است.@بحث محل استقرار ماست و حیات ابدی و جاودانۀ ماست، بحث جایی است که ما برای آن آفریده شدیم، و به زودی وارد این فضا خواهیم شد، بسیار به ما نزدیک هست، ما را احاطه کرده، و ما با یک تولد به آنجا وارد میشویم.@شناخت آخرت فوقالعاده مهم هست، نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: «إنَّ اللهَ تبارَكَ وَ تَعالى يُبغِضُ كلَّ عالِمٍ بِالدُّنيا جاهلٍ بِالآخِرَةِ» خداوند تبارک و تعالی دشمن میدارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت هست.@خدا نکند که خدا از یک کسی بدش بیاید و نسبت به کسی دشمنی و بغض داشته باشد، نه خیر دنیا خواهد دید و نه خیر آخرت، یکی از مواردی که خدا خیلی بدش میآید اینکه یک آدمی بداند آخرت سر راهش هست و آخرت را نشناسد، آماده شدن برای آخرت بحث دیگری است، خود آخرتشناسی یک وظیفه است.@یعنی ما باید بدانیم کجا داریم میروم، امیرالمؤمنین (علیه السّلام) میفرماید رحمت خدا شامل حال کسی است که بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود «رَحِمَ اللهُ اِمْرَاً عَلِمَ مِن أینَ وَفی أینَ وَ إلی أینَ» رحمت خدا شامل حال کسی است که بداند از کجا آمده، الان در کجا است، و قرار است به کجا برود.@ما سه مرحلۀ حیات داریم یکی اینکه از آخرت به دنیا آمدیم، ما قبلاً آخرت بودیم به دنیا آمدیم، میگوییم به دنیا آمد، این روح بینهایت انسان که به نطفه و جنین در رحم مادر تعلق میگیرد، صاحب روح میشود، این روح از کجا میآید؟ از جایی آمدیم، وطنی داشتیم، در جایی هستیم، و به جایی میرویم.@اگر کسی بخواهد رحمت را جذب بکند، باید این سه تا فهم را داشته باشد، من کیستم، از کجا آمدم، الان در کجا هستم، و قرار است کجا بروم، چون ما به زودی وارد این فضا میشویم و یک حیات جدیدی را آغاز خواهیم کرد، که این حیات چطور حیاتی هست، زندگی و روابط آنجا چگونه هست، انشاءالله اینها را خواهیم گفت.@به هر حال به این نکتۀ پیغمبر خیلی دقت کنید، پیغمبر میفرماید خدا خیلی بدش میآید از کسی که دنیا را خوب میشناسد، تخصصهای دنیایی دارد، علوم دنیایی دارد، برای علوم دنیایی وقت میگذارد، اما آخرت را نمیداند، «جاهلٍ بِالآخِرَةِ».@اینجا چند رشته بلد است، چند تخصص بلد است، دکترا دارد، عالم است، رشتههای مختلف بلد است، زبان بلد است، کامپیوتر بلد است، تخصصهای مختلف دنیایی دارد، اما وقتی به او میگویند قرار است کجا بروی، آنجا چطور جایی است هیچ آگاهی ندارد.@الان با وفات کجا میخواهی بروی، بلافاصله بعد از وفات وارد چه عوالمی میشوی میبینی هیچی، سکرات موت چیست، خود موت چیست، برزخ چیست، قبر چیست، محاسبات برزخ چیست، زندگی برزخی چیست، حشر چیست، قیامت چیست، پنجاه تا سؤال قیامت چیست، زندگی آخرتی چه چیزی هست، نه.@این یعنی یک کسی کورکورانه دارد زندگی میکند، و با کوری میمیرد، و این خیلی سخت است، قرآن کریم هم این کوری را به آن تصریح میکند «وَ مَنْ كانَ في هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى» کسی که در دنیا کور است در آخرت هم کور است.@ما داریم وارد جایی میشویم که نمیدانیم چطور جایی است، قطعاً هم نمیتوانیم خودمان را برایش آماده بکنیم، ما الان محکم به دنیا و زندگی دنیا چسبیدیم، و حواسمان نیست که به زودی وارد چطور جایی میشویم و آنجا چه محاسباتی از ما میشود و آنجا چه چیزهایی لازم دارد، آنجا بالاخره حیات است.@یک حیاتی است مبتنی بر حیات دنیا، آخرت جایی است که مبتنی بر حیات دنیا است، پایۀ حیات آخرت را حیات دنیا میسازد، هر چه که قرار است انسان در آخرت ببیند، خوبی یا بدی، سعادت یا شقاوت، پایههایش را در دنیا میگذارد، آن اصل را یادتان نرود که ما 20 سال است داریم این را میگوییم که رابطۀ دنیا با آخرت مثل رابطۀ رحم مادر هست با دنیا.@یعنی رحم پایۀ زندگی دنیاست، اگر عالم رحمی نباشد، دنیا معنا ندارد، اصل آن اتفاقاتی هست که آنجا میافتد و پایهها آنجا گذاشته میشود، اگر ما از رحم مادر شش نوع تولد به دنیا داریم، تولد سالم، سالم قوی، ضعیف، بیمار، ناقص و معلول، از دنیا هم شش نوع تولد داریم، آدمها در یکی از این شش نوع تولد از اینجا میمیرند وفات میکنند.@وفات کلمهاش واضح است یعنی انتقال، منتقل میشوند و به تعبیر نسبت به آخرت متولد میشوند، اینکه این چطوری آنطرف میرود، بسته به این هست که کیفیت زندگی دنیایی این آدم چطوری است، این آدم دارد در دنیا چکار میکند، چه اخلاقی دارد درست میکند، چه روحیاتی دارد درست میکند، چه عقائدی دارد، چه اعمالی دارد.@این سه تا یادتان نرود، اعمال، اخلاق، عقائد، این سه تا اصل هستند، این سه تا همۀ آخرت ما را میسازند، اعمالی که انجام میدهیم، خلقیاتی که داریم و اعتقادات، چیز دیگری خارج از این سه تا نیست.@دین هم همین سه شاخه را دارد، یک بخش اعمال دارد که به آن فقه اصغر میگویند، یک بخش اخلاقیات دارد که به آن فقه اوسط یا طریقت که حرت را میرساند، یک بخش هم اعتقادات را دارد که به آن فقه اکبر یا حقیقت میگویند، یک حقایق ثابتی در این عالم وجود دارد که ما باید آنها را بشناسیم و ببینیم و به آنها اعتقاد داشته باشیم.@مجموعۀ رفتارها، اخلاقیات، و عقاید یک شخص سرنوشت حیات جاودانۀ انسان را مشخص میکند، خیلی این مسئله مهم است، که حضرت میفرماید خدا دشمن میدارد کسی را که، نه اینکه ابتدائاً یک کسی منفور خدا باشد، دشمن میدارد یعنی یک کسی که نمیداند آخرت چطور جایی است خودبهخود منفور هم میشود.@یک کسی که فکر آینده نیست، آینده را نمیشناسد، نمیرود یاد بگیرد، مثل یک کسی که درس نخوانده، کسی که درس نخواند منفور پدر و مادر، منفور مربیش، منفور مدرسهاش و دانشگاهش میشود، پای احساسات وسط نیست، پای طرد است، مدرسه میگوید تو نمره نیاوردی، درس نخواندی، باید درس میخواندی، نخواندی ما هم نمیتوانیم بیشتر از این شما را تحمل بکنیم، یک فرصتهایی به تو میدهیم رساندی رساندی، نرساندی اخراج هستی، این ظهور آن تنفر است.@نه خداوند احساساتی است، از بعضیها خوشش میآید از بعضیها بدش میآید، نه خدا رحمان هست، همه بندگانش را دوست دارد، بندگانی که میفهمند و مطیع هستند را بیشتر دوست دارد، اما یک کسی که مورد نفرت قرار میگیرد یعنی خودش تنفرانگیز است، خودش هم میداند میگوید من باید درس میخواندم نخواندم الان قطعاً من رد میشوم، قطعاً نمره نمیآورم، قطعاً حذف میشوم خودش میداند.@این نَفَرَ تنفر است این دوری هست، پس موضوع آخرت جدیترین مسئله ما است که باید خیلی جدی بگیریم، خداوند تبارک و تعالی که ما را خلق کرده میگوید من برای شما یک مراحلی خلق کردم، از یک جایی شما را دمیدم و خلق کردم، از روح خودم که همان نور محمد و آل محمد هست، در دنیا شما را قرار دادم «وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حين» شما یک استقرار و بهرهمندی موقت در دنیا دارید، خیلی نیست.@اینقدر در دنیا حیاتش کم است، که وقتی وارد آخرت میشوند، حیات آخرتی را میبینند به آنها میگویند چقدر در دنیا بودید، «كَمْ لَبِثْتُم» چقدر آنجا بودید، میگویند «لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْم» یک روز، نصف روز، الان چقدر در رحم مادرتان بودید، الان کسی یادش هست؟ نُه ماه ما آنجا بودیم، الان کسی گذر این نُه ماه را یادش هست.@ما زنده بودیم، تجربه کردیم، شنیدیم، خوردیم، ساخته شدیم، چه کسی الان یادش هست، اصلاً یادم نمیآید، حتی الان شما هیچ کدام باورتان نمیشود، به شما بگویند آقا باور میکنید 50 سالت است، تمام شد، باور میکنی 60 سالت هست، 40 سالت هست، 30 سال گذشت، نه، اصلاً اینطوری نیست، چقدر طول کشید، 20 چطوری بود؟ مثل یک خواب بود، بقیهاش هم همینطور است یعنی آدم یک دفعه به خودش میآید میبیند تمام است.@یک استقرار موقتی دارید بعد تازه زندگی شروع میشود، یعنی به برزخ متولد میشوید، تازه اول زندگی است، آنجا اول حیات است، داستان شروع میشود، پایههایش را هم اینجا میگذاریم، اینکه آنجا شما وقتی وارد میشوید، سالم میروید، یا غیر سالم، ضعیف میروید، بیمار میروید، انسان آنجا چطوری میرود، اینجا گذاشته میشود.@آنجا خانهتان کجاست، چقدر بزرگی دارد، اصلاً آنجا خانه داری یا تو را جهنم میبرند، یک موقع خانه ندارد او را جهنم میبرند باید برود عذاب بکشد، خانه داری، خانهات چقدر قشنگ است، چقدر بزرگ است، چند تا اتاق دارد، چند تا کاخ دارد، چه کسانی با تو در آن خانه هستند، با چه کسی ازدواج میکنی، کدام دانشگاه درس میخوانی، آنجا هم دانشگاه و مدرسه دارد، آنجا همه چیز دارد.@چطور حضرت میفرمایند یک کسی که قرآن بلد نیست وقتی به آنجا وارد میشود، خدا نکند کوتاهی کرده باشد که قرآن یاد نگرفته باشد، بالاخره نتوانسته، میگوید باید قرآن بخواند، باید یاد بگیرد، آنجا آموزش دارد، از کلاس نهضت سودآموزی دارد، تا عالیترین مدارجی که انسان به علم خدا نزدیک میشود، شوخی نیست.@اینکه شما در کدام پایه آنجا ثبتنام میکنید بسته به این هست که اینجا چقدر علم نصیب شما شده، چقدر معرفت نصیب شما شده است، مقوله فقط علم هم نیست، حوزۀ علمیه است، یک کسی طلبه است میگوید من میخواهم بروم آنجا درس بخوانم، درسهایی را که نخواندم را جبران کنم، علومی را که دوست داشتم یاد بگیرم جبران کنم.@خدا حفظ بکند حضرت آیت الله جوادی آملی میفرماید آخرت خیلیها به خدا میگویند خدایا ما در دنیا ریاضیات خواجه را دوست داشتیم یاد بگیریم نتوانستیم، متأسفانه الان این ریاضیات دست دشمنان ماست و خودمان استفاده نمیکنیم، دشمنان ما از فرمولهای ریاضی ایشان استفاده کردند و میکنند، از خیلی از علوم اسلامی دارند استفاده میکنند مال دانشمندان ما، شاگردان ائمه، ما خودمان استفاده نمیکنیم یکیش همین ریاضیات خواجه است، علوم دانشمندان اسلامی، آنها بهتر استفاده میکنند.@میگوید ما در دنیا توفیق نشد این را میخواهیم یاد بگیریم، چون بالاخره انسان میخواهد رمز و رازها را بداند، میخواهد با خلقت آشنا بشود، با داستان خلقت آشنا بشود، با کیفیت خلقت آشنا بشود، همه چیزهایی که شما اینجا دارید آنجا هم دارید، مهمانی دارید، رفت و آمد دارید، مسافرت دارید، دانشگاه دارید، حوزه دارید، کلاسبندی شده دارید، نظم زندگی دارید، مهمانیهای بهشتی دارید، همه چیز آنجا هست.@ازدواج هست، غذا هست، خوراک هست، همه چیز آنجا هست، خانهتان متراژش چقدر است، کاختان چه شکلی است، فرشتان آنجا چه شکلی است، چند نفر خدمتگذار دارید، کجا میتوانید بروید و بیایید، کجاها طردد اجازه دارید بکنید، چقدر طردد میخواهید بکنید، اینها همه آنجا هست.@در روایت داریم بهشتیان وقتی میخواهند به مقامات همدیگر نگاه بکنند، بعضی از آنها اینطوری نگاه میکنند یعنی همانطور که الان ما ستارهها را نگاه میکنیم، تلسکوپ میاندازیم چند میلیون سال نوری آنطرفتر را با تلسکوپی میبینیم، آن خانۀ او است، اینقدر فاصله است.@بعد میگوید او کیست؟ این برادرت بود، «إِخْوَانُنَا كُنَّا مَعَهُمْ فِي الدُّنْيَا، فَبِمَ فَضَّلْتَهُمْ عَلَيْنَا» خدایا اینها در دنیا با ما بودند، چطوری اینها آنجا رفتند ما اینجا هستیم، همسایهمان بود، رفیقم بود، شاگردم بود، این پای درس من بود، این الان آنجاست من که استاد هستم اینجا هستم، همسرم بوده، دوستم بوده، اینقدر فاصله است.@پس ببینید پایههای حیات برزخی و حیات جاودانه را شما اینجا در دنیا میگذارید، اینکه اول از این آدم جهنم میرود یا نمیرود، عذاب قبر و فشار قبر و بدبختیهای آنجا، مریض میشود، چون اگر کسی بیمار برود باید بیمارستان برود، آخرت بیمارستان دارد، بیمارستانش هم جهنم است، باید برود درمان بشود و بعد به بهشت برود.@خدا نکند یک کسی مریض از دنیا برود، غیر سالم از دنیا برود، در روایت داریم «اللَّهُمَّ أَخْرِجْنِي مِنَ الدُّنْيَا سَالِماً» خدایا من را از دنیا سالم متولد کن، اخلاقهای بد، اخلاقهای زشت، اینها کار دست ما میدهد، محال است کسی با اخلاق بد از دنیا برود و بیمارستان آنجا نرود، چون آن اخلاق باید از انسان گرفته بشود.@دستم را نگاه کنید گفتیم این سه حوزه تعیینکنندۀ حیات جاودانۀ ما است، این کوچک اعمال، این بزرگ اخلاق، این که از همه بزرگتر است عقاید است، اینها سه تا جهنم و سه تا بهشت دارد، سبکترین جهنمها در آخرت جهنم اعمال است، که امیرالمؤمنین فرمود برای یک گناهی که انسان با خودش ببرد، اینجا توبه نکرده باشد و پاک نشده باشد، برای یک گناه آنجا صد سال گرفتار است.@اخلاق خیلی وحشتناک است، اخلاق اصلاً زمان ندارد، یعنی به قول امام معلوم نیست چند قرن آخرتی انسان در جهنم گرفتار میشود، برای یک خُلقش، برای یک حسادتش، برای یک غیبتش، برای زودرنجیاش، برای حساسیتاش، برای خبرچینیاش، برای کینهاش، این جهنمش وحشتناک است، جهنم اخلاق یک داستانی دارد.@از همه بدتر جهنم عقاید است، بهشتهایشان هم همینطور است، پس اینها را ما باید خیلی جدی بگیریم، ما وارد این فضاها به زودی میشویم، لذا خدا میگوید من شما را جاودانه آفریدم از روح خودم آفریدم، دنیا را محل زندگی شما قرار ندادم، شما همه چیز را با دنیا معنا نکنید و تفسیر کنید، همه چیز شما دنیا نباشد، دنیا یک رحم برای شما است، یک دوران رحمی است، توقع خوشی اینجا نداشته باشید، که همه چیز به نفع شما باشد، همه چیز به کام شما باشد، اذیت نشوید، مشکلات نداشته باشید، اینجا جای ساختن است، اینجا فقط باید بسازی خودت را آماده بکنی حیات آنطرف است.@«وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوان» حیات حقیقی آنطرف است، یک گروهی از محققین ایرانی زحمت کشیدند با کسانی که چند ثانیه مرگ داشتند کما نه، کما داستانش فرق میکند، آنهایی که کما داشتند پنج ماه کما بوده، چهار ماه کما بوده، اینها مصاحبههایش هست الان میتوانند ببیند از فضای مجازی و صدا و سیما در بیاورند ببیند.@آدمهای مشهوری هم هستند آنها را میشناسید، بازیگران هستند، ورزشکاران هستند، آدمهای غیر مشهور هم هستند که کما رفتند، سکته کردند رفتند دیدند و برگشتند حالا دارند تعریف میکنند که داستان آنجا چیست، آنها را نمیگویم، هم خارجیها، هم ایرانیان.@کسانی که در اتاق عمل تمام کرده، 50 ثانیه یک دفعه مرگ داشته، شوک زدند این برگشته، با آنها مصاحبه دارند میکنند، که آنجا چه چیزی دیدند و داستان چطوری است؛ حالا انشاءالله بتوانم من اینها را به دست شما برسانم، تلاش دارم میکنم که تمامش را پیدا بکنم به دست شما برسانم، چون این در یک حجم خیلی محدودی برای بعضی از اساتید چاپ شده، راجع به اعترافات اینها، متأسفانه سطح وسیع شاید هم نخواستند، خاص است دست چند تا از اساتید این اعترافات نوشته شده است.@برای 50 ثانیهای که این رفته این صدها ساعت بعضی از آنها بیشتر از سال خاطره دارند تعریف کنند، در 50 ثانیه، دشمنان ما خیلی از اینها استفاده کردند، یک فیلمی ساختند آمریکاییها حتماً این را ببینید، به نام رابطه، آنها خیلی خوب اینها را در میآورند با تکنولوژی که دارند.@یک کسی آنطرف میرود، ارتباطات دارد، حرف دارد، خاطره دارد، میآید، بعد از اینکه برمیگردد، بقیه به او میگویند تو کلاً 20 ثانیه آنطرف رفته بودی چطور این همه چیز تعریف میکنی، چه چیزی آنجا گذشته، یعنی 20 ثانیۀ ما.@فضای آنجا یک فضای اینطوری هست، یک فضایی هست که ما الان نمیتوانیم بگوییم باید آدم با آن کانال آشنا باشد، آن یک کانال دیگر است، یک هستی دیگر است، یک عالم دیگر است، ولی حالا بعداً توضیح میدهم که ما چطوری به آن نزدیک هستیم، چقدر به آن نزدیک هستیم.@میگوید شما به زودی با یک تولد از اینجا وارد آنجا میشوید، یک جنین از رحم مادر وقتی میخواهد متولد بشود چقدر طول میکشد، نُه ماه در عالم زندگی کرده، فقط یک حرکت میکند از رحم مادر این در میآید ناگهان وارد یک عالمی میشود بینهایت بزرگتر، زیباتر، کاملتر، پیشرفتهتر با میلیاردها آدمی که زودتر از او به دنیا آمدند زندگیهایشان را شروع کردند و یک عالم قوانین و مقررات، با صدها میلیارد ستاره و کیهان و کهکشان، یعنی چی، من کجا بودم اینجا کجاست.@ما به زودی وارد یک عالمی میشویم بینهایت شلوغتر از اینجا، اینجا خلوتش با اینکه 7 ـ 8 میلیارد آدم هستیم، ولی خلوتش مثل خلوت رحم مادر است، همۀ ما تنها هستیم هر یک نفر خودش در این رحم تنها هست و در عالم خودش است.@بقیۀ آدمها مثل اجزاء یک رحم میمانند که فقط ما با آنها ارتباط داریم و الا من دارم حرکت میکنم، من دارم زندگی میکنم، نزدیکترین آدمها به من اجزاء این رحم هستند، یا من را خوب میسازند، یا من را بد میسازند، یا من از آنها تأثیرات مثبت میگیرم، یا تأثیرات منفی میگیرم ولی من تنها هستم.@قرآن چقدر قشنگ میگوید «وَ كُلُّهُمْ آتيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْدا» تمام این میلیاردها، ما چند میلیارد آدم داشتیم از زمان حضرت آدم تا الان، چون عوالم قبل از حضرت آدم انسانها بودند، دورههای مثل ما آمدند از آدم تا آخرتشان، قبلاً هم بوده، خیلی بوده، نمیتوانیم بگوییم چقدر، حضرت فرمود یک میلیون نسل انسان آفریده شده ما الان آخرین نسل آدمها هستیم، این یک میلیون هم که میگوید عدد کثرت است، ما نمیدانیم چقدر آفریده است.@خدا میگوید همۀ این آدمها که میآیند تنها وارد آخرت میشوند، یعنی تولدها تنها است، الان یک مادر پنج قلو باردار است، آن پنج تا در رحم مادر دارند با هم زندگی میکنند، اما هیچ چیزشان با هم قاطی نمیشود، هر کس میآید تنها به دنیا میآید، تنها هم محصول دوران جنینی خودش را میبیند.@ما واقعاً اینجا تنها هستیم اما به زودی وارد یک عالمی میشویم که آنجا زندگی است، آنجا خیلی شلوغ است، خیلی باشکوه است، خیلی جذاب است، خیلی زیباست، خیلی شاد است، خیلی پرهیجان است، هیجانهایش هم تمام نمیشود، یعنی شما هر لحظه در آن فضا یک چیز جذاب و جالب و عالی دارید، ما به زودی وارد یک همچین فضایی میشویم.@پس این اصل را در نظر بگیریم، خدا میگوید من برای شما آخرت را دوست دارم، آیه را بخوانم «تُريدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللهُ يُريدُ الْآخِرَةَ» سورۀ انفال آیه 67، میگوید شما زندگی و شرایط ناپایدار دنیا را میخواهید ولی خداوند برای شما زندگی جاودانه و پایدار را میخواهد، حیات پایدار را میخواهد.@خدا وکیلی خدا بهتر میفهمد یا ما؟ خدا بهتر میداند و بهتر میفهمد «الله رَّبُّکمْ أَعْلَمُ بِکمْ» خدا به شما آگاهتر است، میداند چه چیزی برای شما بهتر است، ما هستیم که با حماقت خیلی وقتها به خدا میگوییم تو نمیفهمی ما بهتر از تو میفهمیم، بعضیها با عملکرد زندگیشان و سبک زندگیشان میگویند یعنی چی خدا گفته این کار را بکن این کار را نمیکنم، سریع در اعمال، اخلاق، اعتقاداتش جلوی خدا میایستد.@خیلی عجیب است یک آدم اینقدر لجباز باشد، برای همین هم روز قیامت اینها به شکل میمون متولد میشوند، به شکل انسان نمیآیند، آدمهای لجباز و عنود به شکل میمون محشور میشوند، کسانی که متعصب هستند، اینطوری هستند.@میگوید من شما را خلق کردم، بیشتر از هر کس دیگر شما را دوست دارم، علاقۀ من به شما، محبت من به شما، مثل یک اقیانوس بیپایان هست، شما به اندازۀ یک قطره به هم علاقه دارید به همدیگر و به خودتان، من شما را به این بزرگی که خلق کردم دوستتان دارم، برای دنیا شما را نمیخواهم برای تمام هستی تا خودم هستم میخواهم کنار من زندگی بکنید و خوش باشید، این خداست، خدای عزیز و مهربان که جان ما به فدای او باشد.@«وَ اللهُ يُريدُ الْآخِرَةَ» شما یک زندگی کوچک دنیایی رحمی ناپایدار را میخواهید که یک لذتش را میخواهی ببری همان یک لذتش کوفتت میشود، شما در دنیا یک لذت دارید که هزار جور آدم برایش بدبختی نکشد، زحمت نکشد، کوفتش نشود، نه خوراکیش، نه نوشیدنیاش، هر چی که میخواهی بگویی هزار و یک جور بدبختی برای انسان دارد.@امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در نهجالبلاغه راجع به دنیاشناسی غوغا کرده، میگوید مثل مار است خوشات میآید، خوشکل هم هست خوشات هم میآید به آن دست میزنی بنابراین سم آن تو را میکشد، دنیا اینطوری است.@آخرت خالص است، آخرت در هیچ کدام از لذتهای زندگیات دردسر نداری، دانشگاه میخواهی بروی، حوزه میخواهی بروی، ازدواج میخواهی بکنی، مهمانی میخواهی بروی، هر پیشرفتی که میخواهی بکنی، آنجا دردسر ندارد، ضمناً حیات برزخی، هزینههایش را باید از دنیا ببری، هر کس هزینه از دنیا فرستاده باشد، به اندازهای که از دنیا هزینه فرستادی استفاده میکنی.@آنجا زندگی اشرافی است، یک کاخش از این دنیا بزرگتر است، میخواهی آنجا زندگی بکنی، باید هزینه بپردازی، هزینهاش عمر شما در این دنیا است، اعمال، اخلاقیات، و عقاید شما هزینه آخرت است، خدا میگوید من برای شما ابدیت را میخواهم.@سورۀ آلعمران آیۀ 152، «مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الْآخِرَةَ» بعضی از شما کسانی هستند که فقط دنیا را میخواهند اینجا برایشان خیلی مهم است و مهمتر از همه چیز است، «وَ مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الْآخِرَةَ» بعضی از شما هستند که ابدیت را میخواهند واقعاً در آخرت جدی هستند.@«مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ في حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصيب» میفرماید که هر کس محصول آخرت را بخواهد ما به محصولش اضافه میکنیم، هر کس آخرت را بخواهد ما بیشتر به او میدهیم «نَزِدْ لَهُ في حَرْثِهِ» اضافه میکنیم.@«وَ مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الدُّنْيا» اما کسانی که محصولات، محصولات دنیا، فرزند است، ازدواج است، خانه است، مال است، خوراک است، لذتهای دنیایی است، میگوید کسی که اینها را میخواهد «نُؤْتِهِ مِنْها» به او میدهیم «وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصيب» اما آخرت دیگر بهرهای ندارد.@این مثل چه چیزی میماند؟ اگر بخواهیم در نسبت رابطۀ دنیا با آخرت مثل رابطۀ رحم مادر با دنیا است، چطوری این را میتوانیم توضیح بدهیم؟ جنین وقتی ناقص به دنیا بیاید اینطوری است، یعنی کار کرده آنجا بوده اما چیزی اینجا نیاورده.@حالا بعضی از جنینها ناقص هم میآیند بهره هم دارند، بعضی از جنینها، حالا من فیلمها و عکسهایش را باید برای شما نشان بدهم، در آخرتشناسی خوب است ما باید این را به شما نشان بدهیم، بچه به دنیا آمده چهار کیلو، پنج کیلو، اما دست ندارد، پا ندارد، سر ندارد، فقط یک تکه سلولی است که بزرگ شده، روی آن کار شده بزرگ شده، اصلاً هیچ چیز آن به درد دنیا نمیخورد.@بعضی از آدمها اینطوری هستند، حالا آنها در دنیا کفار و منافقین و مشرکین اینطوری هستند، شیعیان و مسلمانان از این مرگهای اینطوری ندارند، اما مرگهای مریض دارند آن خیلی خطرناک است، ناقص نیستند، اما مریض و ضعیف را دارند هر دو آنها هم خوب نیست.@ «وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصيب» سوره شوری آیه 20، نصیبی دیگر ندارد، ما باید برای آخرت وقت بگذاریم، ما باید برای شناخت آخرت وقت بگذاریم، ما باید ذهنمان درگیر مسئله آخرت بشود، مهمتر از ذهنمان، قلبمان درگیر بشود، بعضیها ذهناً شکر خدا درگیر میشوند، اما قلب درگیر نمیشود.@یعنی کار فکری میرود میکند، میگوید حالا اگر اینطوری است که من باید آخرت را بشناسم و اگر نشناسم مورد تنفر خدا قرار میگیرم، با آخرت ذهنش کار میکند اما قلبش درگیر نمیشود، قلبش عاشق آخرت نمیشود، درگیر نیست، به مرگ، به برزخ، به سکرات موت، به حیات جاودانه، به آخرت فکر نمیکند.@دلیل اینکه یک نفر قلبش درگیر شده این هست که تصمیماتش، یعنی انتخابها، ارتباطات، رفتارها، و چینشهای فکریش را براساس آخرت انجام میدهد، و بسیار شاد است، آدمی که درگیر آخرت میشود خیلی شاد میشود، آدمهای زودرنج، حساس، کینهای، اهل غیبت، سخنچینی، بداخلاق، آدمهایی که بدبینی دارند اینها درگیر آخرت نیستند.@اگر یک کسی درگیر آخرت بشود خیلی شاد میشود، آخرت یکی از خوبیهایش این هست که باعث میشود، انسان در زندگی دنیاییش خیلی لذت ببرد، یک فیلم دیگر هم داشتند، شاید همۀ شما دیده باشید، چند بار تلویزیون نشان داده، یک کارخانهای از آدمها سلولهایی را میگیرد و شبیه آنها را درست میکند.@در یک جزیرهای، در یک جایی اینها را تربیت میکنند، اینها آنجا زندگی میکنند، چون آنجا متولد شدند، برای آنها یک زندگی خوب ترتیب دادند، منظم، هیچ کس هم نمیداند که بیرون از این فضا یک عالمی هست، کرۀ زمینی هست، همه آنجا میروند.@برای اینها دائماً یک فیلمی نشان میدهند از دنیا، از شهرها، دریاها، جنگل، زندگی آنجا، دائماً به آنها میگویند شما نوبتی قرعهکشی میکنیم هر روز نوبت هر کس شد او را به جزیره میفرستیم، اینها همه کشته و مردۀ جزیره هستند زودتر از این فضای محدود در بیایند به آنجا بروند.@دریا را میبینند، کشتیها را میبینند، فضا را میبینند، جنگل را میبینند، زندگیها را میبینند، چون خودشان زندگیشان آنجا محدود است، داستان این هست که آن شخصی که اینها از او سلولسازی کردند در معرض خطر افتاده، اینها را در یک جایی میبردند، میگفتند بروید برای جزیره آماده بشوید، آنها را میکشتند، قلبش را در میآوردند به طرف پیوند میدادند حالا اینطرفش که برای ما نیست ما واقعاً داریم میگوییم.@ولی شوق را دارم میگویم، یک کسی که آخرتشناسی بکند، شوقش در دلش بیفتد، لحظۀ باشکوه وفات، لحظۀ جشن تولدش به برزخ، لحظۀ استقبالی که از این میکنند، و لحظۀ ورودش، استقرارش در آنجا، اگر یک کسی دلش، ذهن نه، ذهن کار مطالعاتی میکند.@شما الان دارید سر کلاس میآیید ذهنتان درگیر میشود، انشاءالله قلبتان هم درگیر بشود، قلب درگیر به آخرت بشود زندگی دنیایی خیلی شاد است، آرام است، انسان خوب زندگی میکند، آدم آسیب نمیبیند، آخرت انسان را میسازد، آخرت یک جایی است که خدا میگوید من همۀ انبیاء را به عشق آخرت ساختم، انبیاء چرا گناه نمیکردند؟ چرا معصوم بودند؟ «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّار» اینها چون مدام یاد آنجا بودند خالص میشدند، چون یاد آخرت بودند کارهایشان را برای دنیا انجام نمیدادند.@یک زن اگر بداند آخرت چطور جایی هست دیگر شوهرداریش را به غیر خود خدا نمیفروشد منت هم سر شوهرش نمیگذارد، غصه هم نمیخورد اگر شوهرش رعایت نکرد، زن رعایت نکرد، بچه رعایت نکرد، دیگران رعایت نکردند، غصه نمیخورد، چون میگوید من تمامش را به خودش فروختم و ما به ازایش را میگیرم این یعنی خالص است.@این دیگر کینه میتواند به دل بگیرد، این دیگر دعوا راه میاندازد، این دیگر غصه میتواند داشته باشد، این به غیبت میافتد، غیبت، تهمت، حضرت داریم مال آدمهای بیشخصیت است، افراد بیشخصیت غیبت میکنند، افرادی که حقیقت ندارند، حقیقت نداشته باشد، آدم وقتی بیشخصیت شد به غیبت کردن میافتد، بیشخصیت شد هار میشود به این و آن میپرد.@آدمی که شخصیت دارد، منش انسانی دارد، اصلاً تجاوزکار نیست، این آدم هار نیست، این آدم شیرین است، زندگی کردن با او شیرین است، رفتار با او شیرین است، کار کردن با او شیرین است، توقع انفجار و اتفاق و دعوا و درگیری و این چیزها را از او نداری.@آخرت یک همچین جایی است که همۀ انبیاء با عشق آن خالص شدند، هر کس میخواهد اخلاصش بیشتر بشود، آخرتشناسیاش را بیشتر کند، قلبمان را با آخرت درگیر کنیم، قلب باید با مسئلۀ ابدیت و آخرت درگیر باشد، ما وقت زیادی نداریم به زودی زود وارد آنجا میشویم.@ببینید چقدر کوچکتر از شما به برزخ رفتند، الان در همین مجلس، بنده برادر کوچکترم آنجا رفته، بعضی از عزیزان بچههایشان زودتر از خودشان رفتند، بعضیها برادرشان، خواهرشان، بعضیها همسرشان رفتند، بعضیها پدر و مادرشان رفتند نه در سن خیلی بالا، همه دارند میروند.@به ما خیلی خیلی نزدیک است، «اَقْرَبُ الشَیء اَلْاَجَل» نزدیکترین چیز به تو اجل است، ببینید دهها هزار نفر در اتومبیل مینشینند دیگر پیاده نمیشوند، ببینید هزاران نفر تابستانها دریا میروند و برنمیگردند، اتفاقاتی که ما فکرش را نمیکنیم.@بنابراین خیلی به ما نزدیک است، خیلی بدبختی است که انسان برای جایی که به زودی سراغش میآید و نزدیکترین چیز به انسان هست خودش را آماده نکند، اینقدر ذهن و قلبش مشغول درگیریهای دنیاییاش، گذشتهاش، خاطرات گذشته، دلشورههای آینده دنیاییاش باشد که یادش باشد من الان به زودی میخواهم وارد آنطرف بشوم این را چکار بکنم.@بدترین چیز این هست که انسان آماده نباشد، یعنی ذهنش درگیر یک مسئله از مسائل دنیایی است، ده سال، بیست سال مشغول است، در یک لحظه وارد آن عالم میشود، آن جا یک چیز دیگر از آدم میخواهند، میگوید خدا بیامرز 40 سال حرص و جوش زد تا این خانه را بسازد، به این زمین و خانه برسد، در آن نرفته مُرد.@یکی از اعضای همین کلاس ما، آمد به من گفت میخواهم یک مقدار پول لازم دارم، گفتم برای چی میخواهی؟ گفت میخواهم ماشین بخرم، گفتم الان برای تو صلاح نیست، تو الان خرجهای واجبتر از ماشین داری، گفت نه آقای شجاعی میخواهم بخرم، گفتم صلاح نیست، من اصلاً برای تو این کار را صلاح نمیبینم، برو شما الان یک کار مهمتر داری، به او گفتم چیست، گفتم اگر میخواهی پولی هم چیز بکنی من این را حاضرم به تو کمک بکنم آن را نه، برو این کار را بکن.@رفت نمیدانم از کجا پول جور کرد و ماشین خرید، چقدر هم بچۀ خوب و نازی بود، این هفته ایشان با من صحبت کرد، سه چهار روز بعد زنگ زدند گفتند مُرد، در دره سقوط کرد، چند تا از دوستانش هم سوار کرده بود، تمام شد به برزخ رفتند.@همین چند روز پیش یک آقای محترمی منزل ما آمده بود، دیدم خیلی گرفته است، همیشه او را سرحالتر میدیدم، گفتم چه شده؟ گفت این برادر ما دائم آمد به ما اصرار کرد داداش یک موتور بگیر، بابا را راضی کن یک موتور برای من بگیرد، گفتم نه من که این کار را نمیکنم، ولش کن، گفت من رفتم مسافرت پدرم هم مخالفت کرده، بالاخره اینقدر به پدرم فشار آورد که پدرم برایش موتور خرید، 48 ساعت هم نشد تصادف کرد.@خیلی وقتها چیزهایی که فکر میکنیم خیلی به نفع ما است باعث مرگ ما میشود، دنیا اینطوری است، خیلی به ما نزدیک است، بنابراین باید واقعاً قلبمان را درگیر وفات بکنیم، دائم از آن نترسیم، آقا چیه راجع به مردن حرف میزنی، مردنی در کار نیست، اصلاً مردنی نداریم، ما جاودانه هستیم، خدا در این کتابش که ما را خلق کرده، و راهنمای خلقت انسان و جهان است 80 بار دارد تذکر میدهد که مردنی در کار نیست، این را بفهمید، شما اصلاً مردن ندارید.@یک زمانی در رحم مادر بودید از آنجا وفات کردید به دنیا، یک مدت در دنیا هستید از دنیا وفات (یعنی انتقال) به برزخ انتقال پیدا میکنید، تا قیامت هم در برزخ هستید، نمیدانیم قیامت چه موقع است، بعد تازه زندگی مرحلۀ عالیتر شما پیش خدا شروع میشود، تا خدا هست، بارها گفتیم عمر ما به اندازۀ عمر خداست، آن را خراب و ضایع نکنیم، دنیایمان را جدی و عزیز بگیریم دنیا خیلی قیمتی است چون شما میتوانید حیات جاودانه بسازید.@امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: «بَقِيَّةُ العُمرِ لا قيمَةَ لَها، يُدرِكُ بِها ما قَد فاتَ، و يُحيي ما ماتَ» بقیه عمرتان قیمت ندارد چرا؟ «يُدرِكُ بِها ما قَد فاتَ» هر چه که خراب و ضایع کردی میتوانی درست کنی، در اعمال، اخلاق، اعتقادات این سه تا است که آخرت را میسازد، همۀ اینها در بقیۀ عمر قابل جبران است، تمام اعمال، اخلاقیات و اعتقادات را میتوانی اصلاح بکنی و جبرانی بکنی، اینقدر قیمت دارد.@«و يُحيي ما ماتَ» هر چه که از تو مرده است میتوانی زندهاش بکنی، اینقدر عمر قیمت دارد، من همیشه این را گفتم و میگویم آنهایی که در بهشت هستند حسرت پنج دقیقه وقت ما را میخورند، جهنمیان که بماند چقدر حسرت میخورند ولی آنهایی که در بهشت هستند میگویند ای کاش پنج دقیقه دنیایی به ما بدهند این آرزو را دارند.@این یک مقدمه دربارۀ آخرت هست، من میخواهم یک مقداری کلاسهای اولمان را درگیر آخرت بشویم، بعد برویم سراغ بهشت و جهنم که با ساختار آنجا هر دو آشنا بشویم، ما این چند سال را مدام بهشت با شما صحبت کردیم، و دهها ساعت تولید کردیم سیدیهایش هست، ولی بالاخره لازم است یک مقدار هم راجع به جهنم بگوییم، اگر انسان جهنم را نشناسد در آن میافتد.@به قول یکی از علما به او گفتند آقا شما مدام میآیید راجع به بهشت صحبت میکنید جهنم را چرا نمیگویید، گفت جهنم را میروید میبینید، بهشت را که نمیبینید برایتان میگویم، خدا رحمت کند میرزا میگفت جهنم اصلاً شما را راه نمیدهند، بهشت انشاءالله همۀ شما خواهید رفت.@ولی انسان باید به قول امام سجاد (علیه السّلام) میگوید بالاخره یک روزی شما همه اگر در جهنم هم بروید در میآیید به بهشت میروید، اما «وَ لَکِنْ تَنَافَسُوا فِی الدَّرَجَات» با هم در درجات بهشت مسابقه بگذارید نه مسابقه در تلفن همراه و مبل و اتومبیل و خانه و لباس، مسابقه سر سفره و غذا، مسابقاتتان سر ابدیتتان باشد، سر آن با هم مسابقه بگذارید.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@