بحث مان درباره ی ظلم به موضوع شخصیت علامات ظالم رسیده که در این باره روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داریم راجع به شخصیت ظالم است و علامت ظالم، که این را من توضیح می دهم خدمت تان، می رویم سراغ، بحث بعد که بحث بسیار مهمی است بحث انتقام از ظالم. پیامبر می فرماید: لظالم ثلاث علاماتٍ شخص ستمگر سه نشانه دارد، یقهر من دونه بالغلبه، و من فوقه بالمعصیه، و یظاهر الظلمه، آدم ستمگر سه تا نشانه دارد، یکی اینکه به زیردستهای خودش از طریق قلدری و زور ستم می کند غلبه می کند یقهر من دونه، این از نظر روانی خیلی مهم است خواهش می کنم دقت کنید. چون همانطور که جلسه گذشته گفتیم انتقام الهی از شخص ظالم خیلی سخت است. فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره. ذره ای ظلم اگر با انسان باشد و با خودش ببرد حق الناس است دیگر. حالا ظلم به حیوانات ظلم به گیاهان ظلم به طبیعت و ظلم به خود ظلم به مردم و ظلم به غیب خانواده ی آسمانی خداوند تبارک و تعالی اینها یک مجموعه ای از ظلم ها است. یکی از جاهایی که لغزشگاه انسان است آنجایی است که اختیار به دست انسان می افتد. (ای خدا زین اختیارها داد داد/ خاک ما را اختیار برباد داد. یا ای خدا زین امتحان ها داد داد/ خاک ما را امتحان برباد داد.) اختیار آنجایی است که شخص قدرت دارد کاری را انجام دهد و مدیریت ریاست، مسئولیتی به عهده ی او می افتد. اجازه پیدا می کند که در مورد دیگران، تصمیم بگیرد، در مورد همسرش، فرزندش، پدرش مادرش، یا جایی رئیس می شود شرکتی ساختمانی مؤسسه ای سازمانی به محض این که انسان در مقام فوقیت قرار می گیرد یعنی برتری و علو، به هر درجه، در نظام ارتشی است الان سرباز است فقط کارش اطاعت کردن است. اما وقتی شد گروهبان چندتا سرباز رفت زیر دستش احتمال خطر وجود دارد احتمال ظلم وجود دارد چون زیردست پیدا می کند علامات ظالم حضرت می فرماید یکی از علائم ظالم این است که یقهر دارد غلبه دارد من دونه بالغلبه که زیر دست خود را از طریق زور گفتن مقهور خودش می کند. با فشار با زورگویی طرف مقابل خودش را تسلیم خودش می کند. مقهور خودش می کند طرف مقابل مجبور است اطاعت کند. از اینجا داستان ظلم شروع می شود. اختیاری خدا به کسی داده برای تعادل، خوب بالاخره نظام اجتماعی یک نظامی است که نظم می خواهد رئیس و مرئوس می خواهد حاکم و محکوم احتیاج دارد در شرکت و سازمان و خانواده و در یک جامعه یک نفر باید همیشه تصمیم نهایی را بگیرد علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید که لابد للناس من امیراً برا و فاجر مردم همیشه پادشاه لازم دارند و امیر لازم دارند چه می خواهد پادشاه بد باشد چه می خواهد پادشاه خوب. از نظر امیرالمومنین یک پادشاه بد بهتر از پادشاه نداشتن است که می شود هرج و مرج و ظلم و تباهی، حتی یک پادشاه بد هم یک نظمی ایجاد می کند و لو نظم ظالمانه ای است یک تعادلی ایجاد می کند مردم احتیاج به امیر دارند یعنی همیشه آنجایی که پای جامعه وسط است حالا این جامعه می تواند جامعه دو نفره باشد یک زن و شوهر، یا یک جامعه ای باشد زن و شوهر و فرزند باشد یک جامعه سه نفره، تا یک جامعه چند میلیون نفره. ده ها میلیون نفر. همیشه به یک نفر احتیاج دارد که نفری باشد که تصمیم نهایی را بگیرد و حرف آخر را در اجتماع بزند تا جامعه بی نظمی اختلاف هرج و مرج درش اتفاق نیفتد. یک نفر باید تصمیم بگیرد همیشه. این سیستم فطری و طبیعی نظام خلقت است. خوب در روابط زن و مرد خداوند تبارک و تعالی می فرماید که مرد است که رئیس خانه است از جهاتی و باید زن اطاعت بکند از مرد. ممکن است مرد اشتباه هم بکند، ولی وقتی که مسئولیت گردن یک نفر است تعادل برقرار است، زن هم به نوعی رئیس است که در روابط همسران توضیح دادیم در مباحث همسران جوان گفتیم که چهارتا جلسه ی 90 دقیقه است حقوق خانمهاست و سه جلسه 90 دقیقه هم حقوق آقایان است. مراجعه کنید عزیزان به آن مباحث حقوق زن و مرد مراجعه کنند. جاهایی در خانواده زن باید حرف آخر را بزند و همه اعضای خانواده باید از آن خانم تبعیت بکنند و در جاهایی در امور خانواده مرد حرف آخر را می زند آنجا همه باید از مرد تبعیت بکند این تعادل را خدا ایجاد می کند که کجا کی حرف آخر را بزند برای اینکه نظم و حقوق برقرار شود. تا مشکلی پیش نیاید. هرج و مرج در زندگی پیش نیاید بی مسئولیتی و تنبلی و از زیر بار مسئولیت در رفتن پیش نیاید. چیزی که الان خیلی اتفاق می افتد در خانواده متأسفانه، مردهای ضعیف و مفت خور و سوء استفاده کن، خانم می رود کار می کند، کارمند است یا شرکت دارد یا مغازه دارد یا خیلی کارهای دستی در خانه می کند خیاطی می کند مرد یواش یواش خود را از زیر بار مسئولیت تأمین نفقه کنار می کشد نه تنها کنار می کشد بلکه می گوید که آن پولت هم مال من است. باید یارانه ات را کارتش دست من باشد باید کار می کنی برای حقوقت، من تصمیم گیری بکنم. اسلام می آید چه کار می کند؟ می آید تعادل برقرار می کند. می گوید یک نفر حرف آخر را بزند تصمیم بگیرد. کی چی مسئولیتی دارد مسئولیت های مرد تقسیم بندی شده مسئولیت های زن تقسیم بندی شده مسئولیت های واجب مسئولیت های اخلاقی تا تعادل برقرار شود. حالا یک موقع می بینی یک شرکت است یک موقع می بینی مسجد است، مسجد است یک نفر باید حرف آخر را بزند در مسجد. هیئت است بسیج است اداره است یک نفر آخر حرف آخر را باید بزند ممکن است آن نفری که حرف آخر را می زند، قوی ترین شخص نباشد، اما به هر حال به هر دلیلی به حق یا ناحق این فعلا رئیس است. همه هم باید چه رئیس حق چه رئیس ناحق حرفش را اطاعت کنند تا تعادل برقرار باشد و ظلم نباشد. این خیلی مهم است. چون هیچ ظلمی بالاتر از بی نظمی نافرمانی و هرج و مرج وجود ندارد. هیچ معصیتی هم بالاتر از این وجود ندارد. خوب حالا که این از این ضرورت دارد اما مسئله سر همان شخصی است که قرار است حرف آخر را بزند آن شخصی که قرار است حرف آخر را بزند در جایگاهی قرار می گیرد که می تواند ظلم کند و این خیلی خطرناک است و این آدم باید یاد بگیرد که فرض بفرمایید یک جا در خانه همه حرفش را گوش می کنند یک حکمی ندهد در خانه یک تصمیمی نگیرد که ظالمانه باشد حالا مرد خانه شدی، خوب مرد خانه هستی. قانون می گوید حرف آخر را تو بزن، اسلام هم همین را می گوید، درست. ولی یک موقعی یک خانواده را به یک سمت نبری که چون من مرد هستم هر چی گفتم باید همان شود. مواظب باش اگر می خواهی دستوری بدهی در هر رابطه در رابطه با یک مهمانی، در رابطه با یک عروسی، در رابطه با یک مسافرت در رابطه با یک تصمیم جابجایی خانه، در رابطه با یک تصمیم خرید در رابطه با هر چیزی که تو تصمیم بگیری مواظب باش این تصمیم قلدری نباشد زورگویی نباشد. و این خیلی خطرناک است افراد از علو خوش شان می آید افراد از اینکه زیر دست داشته باشند حرف بزنند و بقیه اطاعت کنند خوش شان می آید و این همان سقوط انسان به جهنم است که لذت می برد از علوّ. اگر کسی که رئیس شد از ریاست لذت ببرد جهنمی می شود. اصلا در روایت داریم من طلب ریاسته هلک آدمی که طالب ریاست است هلاک می شود عشق کند که من زیردستانی دارم که من دستور می دهم آنها حرف من را گوش می کنند این شروع جهنم رفتن است تلک دارالاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا ما بهشت را برای کسانی قرار دادیم که در دنیا خیال و اراده و آرزو و تمنای ریاست و علو و برتری را ندارند. در وجودشان نیست این حس. که من رئیس شوم من برتر باشم من حرف آخر را بزنم. زنی که در خانواده دنبال زن سالاری است چون مادرم همیشه در خانه حرف آخر را می زد من هم باید حرف آخر را بزنم. مردی که همیشه دنبال مردسالاری است که من همیشه بابایم وقتی یک چیزی می گفت همه قبول می کردند باید من هم اینطوری باشم در خانواده این جهنمی می شود. صرف لذت از این کار جهنم می آورد برای انسان. این که حالا هیچ چی، حضرت فرمود هر کسی اگر با بند کفشش پز بدهد به یک نفر با خودکارش با لباسش با قیافه اش با یک انگشتر پز بدهد با یک نفر یعنی حس برتری که من دارم تو نداری دلت بسوزد، با پرده خانه، با بچه اش، با زنش با شوهرش با اتومبیلش، بخواهد دل کسی را بسوزاند، بخواهد یک کسی را کوچک کند با این اتومبیلی که الان دارد بقیه نگاه کنند و بگویند خوش به حال اینها، چه ماشینی چه لباسی چه قیافه ای چه کفشی حضرت می فرماید همین مقدار هم دیگر نمی گذارد شخص وارد بهشت شود. حتی اراده خیلی مهم است حضرت آیت الله حائری شیرازی من یادم است خیلی قدیم ها در یکی از کتاب های اخلاق شان نوشته بودند اگر یک فقیری که فقیر است الان، فقیر که دیگر زیردست است دیگر چیزی ندارد، می گوید اگر در آرزوش این باشد که من یک زمانی پولدار شوم به گداهای دیگر پز بدهم، این جهنم دارد. بنابراین این که یک کسی در ذات خودش از ریاست مدیریت، بالاتر بودن کیف کند حتی در محیط خانه، این وحشتناک است یعنی این یک اراده ی علوّ دارد. علوّ یعنی برتر آمدن روی دیگران. این با چی سازگار نیست این با هوأنت سازگار نیست هوأنت یعنی چی؟ یعنی ما آدم ها را مثل خودمان ببینیم و دوست داشته باشیم. وقتی که لذت می برم از این که یک آدم زیردست من است یک آدم کوچک من است از این کیف کنم، لذت ببرم یا بخواهم خودم را به این ریاست و برتری برسانم اینجا آن لحظه سقوط انسان به جهنم است پس دقت کنید ریاست یک امری است که باید حتماً امضای خدا زیرش باشد. حتما یعنی خدا بگوید که در خانه کی حرف آخر را بزند زن بگوید چشم، مرد هم بگوید چشم، مرد هم حالا اگر شد رئیس خانواده که حرف آخر را بزند نباید سوء استفاده کند. از این به بعد حق نداری خانه بابایت بروی من مرد خانه هستم اجازه نمی دهم خانه بابایت بروی. خانه خواهرت نرو، هی سوء استفاده از قدرت مردانه علیه زن. یا نه در خانواده زن سالار است مرد زن ذلیل است این هم فاجعه است مردی هم که این طوری است خودش زمینه ظلم و فساد را فراهم می کند این هم جهنمی است آن مرد باید مردانگی خودش را حفظ کند زن هم زنانگی خودش را، هر کدام بخواهند جای خودشان را عوض کنند در جهنم می افتد یعنی دارند روی صراط مستقیم سقوط می کنند حالا زن می بیند یک مرد ضعیف النفس دارد که هر چه بگوید مرد گوش می کند زن سوء استفاده کند از این. یعنی بنشیند قوانینی در خانه بریزد که برای همه ی افراد خانواده چیزهایی را تعیین کند که خدا راضی نیست. این می شود ظلم. پس ظالم شدن خیلی کار سختی نیست. ظالم شدن ما با آن فاصله زیادی نداریم. این طور نیست که وقتی می گوییم ظالم شما صدام و هیتلر و .... کسان دیگر بیاید در ذهن تان. نه خود ما، یک معلم، رئیس است در کلاس، می تواند ظالم شود. اصلا همین که رفت سر کلاس و همه باید حرفش را گوش کنند می تواند یک معلم یک دفعه ظالم شود. یقهر من دونه بالغلبه. من یادم است زمان طاغوت معلم ها قلدری می کردند کتک های زیادی می زدند قلدری می کردند بچه ها را به استثمار می کشیدند. برو ماشین من را ببر بشوی. یادم است قشنگ معلمان به بچه ها می گفتند برو ماشین من را بشوی. برو سبزی بخر برای ما بیار. یعنی دانش آموز می رفت سبزی می خرید می برد خانه اش یعنی لیست خریدهایش را که خانمش داده بود می داد به شاگردش می خرید، برو بخر بیار، شاگرد مگر می توانست اطاعت نکند هم کتک میخورد هم نمره از او کم می شد یک کارهایی که معلم می خواست مدیر می خواست ناظم می خواست کارهای ظالمانه ای بود از بچه ها، بچه ها را به استثمار می کشاندند. معلم این کار را نمی کرد، این ظلم بود. نقطه مقابل دانش آموزان هم بودند که بعدا توضیح می دهم که زیردست ها چطوری به بالادست می توانند ظلم بکنند آن هم یک داستانی بود. ما دانش آموزانی داشتیم که قد و هیکلشان از معلم بیشتر بود زمان ما. قد و هیکل شان از معلم ها بیشتر بود. اینها کسانی بودند که چند سال رفوزه ای بودند. بعد لات بودند قد و هیکل بزرگ از معلم هم بزرگتر می نشستند همیشه خلاف های آخر کلاس بودند. می نشستند آخر کلاس حرف هیچ کس را هم گوش نمی کردند به مدرسه به مدیر به ناظم به همه ظلم می کردند به بچه های دیگر هم ظلم میکردند. مبصر کلاس بود ظلم می کرد به بقیه. من یادم است که مبصر ما به من می گفت که اگر ورقه ات را به من ندهی، من شاگرد ممتاز بودم شاگرد اول بودم همیشه، می گفت ورقه ات را بده به من، می گفت تو باید همیشه موقع امتحان پیش من بنشینی، این طوری بود. یک موقع می دیدم ورقه من رفته ته سالن دور می زد می آمد. این طوری همه هم بودند، آن نوچه ها بودند و کسان دیگر بودند و اینها. بعد شاگرد قلدر قد بلند هیکل قوی من یادم است معلم را اینطوری می گرفت در دستش یقه معلم را می گرفت می برد گوشه کلاس، معلم را اینطوری می کرد ما به او می گفتیم مثلا ببخش کوتاه بیا می گفت نه پر رو شده آقا. می گفت آقا پررو شده یعنی این طوری بود داستان. معلم مگر جرأت داشت حرف بزند. یعنی می خواهم بگویم روح ظلم، در زیر دست است در بالادست هم هست. در همه ی آدم ها این وجود دارد. که به محض اینکه به قدرت برسند ظلم می کنند. شما در تاریخ استعمار نگاه کنید کشورهایی که الان خودشان مستعمره حقیقی هستند نه ظاهری، مستعمره حقیقی باطنی هستند ظاهراً استقلال دارند مثل ژاپن مثل آلمان ولی باطناً مستعمره آمریکا و کشورهای دیگر هستند چون بدون آنها اجازه ندارند آب بخورند و هیچ کاری نمی توانند بکنند اینها یک زمانی خودشان شما هیتلر را نگاه کنید چقدر تجاوز داشته به کشورهای دیگر. ژاپن را شما نگاه کنید چقدر به کشورهای دیگر لشکرکشی داشته. همین افغانستان را شما نگاه کنید پادشاهان قبلش به کشورهای دیگر تجاوز داشتند یا نداشتند ترکیه ببین داشتند یا نداشتند لشکرکشی هایی که می کردند تاریخ شما ببینید هرجا این کشورهایی که الان ظاهراً ضعیف هستند یک زمانی که قدرت داشتند چه کار می کردند؟ حمله می کردند به کشورهای دیگر. تا به یک قدرت نظامی به یک قدرتی می رسیدند که می توانستند به یک کشور تجاوز کنند تجاوز می کردند. آدم طبعش این طوری است. ما هم همینطوری هستیم. طرف یک کارمند خیلی منظم قانون مدار عدالت محور بعد می شود رئیس خودش همان کارهایی که انتقاد می کرد به رئیس های قبلی خودش همان کارها را می کند. شخص است دسته راه می اندازد نهضت راه می اندازد شما نگاه کنید انقلابی بودن سالها علیه ستم شاهی جنگیدند در زندان شکنجه دیدند الان آمدند شدند نماینده مجلس، خودش شده وزیر خودش شده رئیس در جمهوری اسلامی می بینی چقدر ظلم می کند به زیردستانش. همان هیچ فرقی نکردند. این یک زمانی علیه شاه می جنگید، علیه ستم شاهی و قلدری زمان شاه می جنگید می گفت ما کار مان این است که با ظلم بجنگیم. سازمان های دیگر را شما نگاه کنید سازمان های تروریستی یک زمانی می جنگیدند آن وقت خودشان رفتند عامل تروریست های دیگر شدند عامل آمریکا و عامل عراق و کسان دیگر شدند. کسانی که می گفتند ما برای مردم می جنگیم 17 هزار نفر از این مردم را ترور کردند و کشتند. شما نگاه بکنید به محض این که قدرت می آید دست یک کسی تعادلش به هم می خورد. چون گفتیم که ما رو صراط هستیم صراط پلی است توی جهنم، از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر. یکی از چیزهایی که تعادل انسان را در صراط مستقیم الهی به هم می زند این که انسان یک جا رئیس شود. فرق نمی کند کجا، خانواده مسجد، هیئت، در نظام یا هر جای دیگر یک جایی که شخص زیر دست داشته باشد احتمال ظالم شدنش خیلی زیاد است خطرناک است. انسان به محضی اینکه جایی مدیر شد یا رئیس شد باید بگوید خدایا من را حفظم کن. من را خدایا به خودم وامگذار که حکمی بکنم، که ظالمانه باشد. گاهی وقتها سرم کلاه برود، به من ظلم شود، در قانون اول ظلم خواندیم دیگر، انسان مظلوم باشد بهتر از این است که ظالم باشد. تا شما ریاست آمد سراغت مدیریت آمد سراغت رفتی یک جا مدیریت گرفتی این خطر وجود دارد پس این یک نکته علامت ظالم این است که به محضی این که زیردست پیدا کرد یقهر من دونه بالغلبه با قلدری و زور غلبه می کند بر زیردستان و زیردستان را ساکت می کند دوست دارد همه از او حساب ببرند زن سالاری یک جور جهنم است مرد سالاری جهنم است فرزند سالاری، الان ما چقدر فرزندان داریم که ظلم می کنند چرا؟ میدانند که پدر و مادر نازشان را میخرند بیماری حادی که در کشور ما الان وجود دارد بیماری فرزند سالاری است فرزند می داند بابا حرفش را گوش می کند مادر حرفش را گوش می کند توقعات بی جا انتظارات بیجا قهر غر نق، پدر و مادر را وادار می کنند به کارهاییکه پدر و مادر اذیت می شوند. این می شود ظلم. ما چقدر بچه ها داریم الان که ظالم اند به پدر و مادر، برای درس خواندنش ظلم می کند برای ازدواجش ظلم می کند برای کار کردن ظلم می کند برای هر کاری به پدر و مادر قلدری می کند چون پدر و مادر حرف گوش می کنند در روایت داریم که خدا لعنت کند پدر و مادری که بچه هایش را بهشان محبت بیش از حد می کند خدا لعنت کند پیغمبر فرمود پیغمبر رحمت است می گوید خدا لعنت کند پدر و مادری که اجازه می دهند به بچه که بچه به آنها قلدری کند. بی ادبی کند چون بچه عاق می شود اینطوری. بچه ای که بتواند پدر و مادرش را ناراحت کند غلبه کند نق بزند غر بزند پدر و مادر را وادار کند به یک کار، جهنمی است برای همین توی پدرو مادر این را جهنمی کردی لوسش کردی، هی لی لی به لالاش گذاشتی حالا الان جلوی تان قد علم کرده بی ادب است جسور است گستاخ است تو جهنمی اش کردی. لذا می گوید این پدر و مادر با این که بچه جهنمی می شود این پدر و مادر هم جهنمی می شوند چرا چون این جهنم را اینجا ایجاد کردند خدا رحمت کند مرحوم اشرفی اصفهانی شهید محراب، حضرت آیت الله اشرفی اصفهانی ایشان وقتی می خواست بچه هایش فرمان بدهد در خانه، احتیاط می کرد، می گفت مبادا من بی موقع به بچه ام یک دستوری بدهم که این بچه، به خشم بیاید. وقتی به خشم بیاید عاق می شود جهنمی می شود. لذا همیشه در همه موارد دستور نمی داد به بچه اش خیلی وقتها کارهای خودش را خودش می کرد. این طور نبود که بچه بعضی ها اینطوری اند، وقتی زیردستند این طوری اند. طرف می گفت آدم پنچری قطار را بگیرد اما داداش کوچک خانه نشود. بعضی ها چون داداش کوچکه هستند خواهر کوچکه هستند برادر بزرگتر ها و خواهر بزرگترها دائما به این بیچاره ظلم می کنند برو این را بخر برو این کار را کن ... همه ظلم ها به این بچه می شود تازه یک غلط هایی هم در خانه می کنند وقتی شجاعت ندارند بپذیرند می گویند فلانی کرده ما که نکردیم. می دانند هم که خودشان کردند پدرو مادر فکر می کنند او کرده و او هم می گوید به خدا من نکردم ولی زبان بسته نمی تواند از خودش دفاع کند وقتی یک جایی زبان بستگی ایجاد شد ظلم ایجاد می شود وقتی یک کسی در مقابل شما کوتاه آمد این خطر وجود دارد که تو جهنمی شوی. وقتی دیوار کسی در مقابل تو کوتاه بود آنجاست که تو ممکن است به جهنم بیفتی. همسر است، کارمند است، کارگر است، نیروی خدماتی است یا هر کس دیگری که نمی تواند در مقابل تو قد علم کند دیوارش خیلی کوتاه است و تو راحت تصمیم می گیری که مثلا این کار را انجام بده زن است زبانش بسته است نمی تواند مشکلات دارد مرد به راحتی طلاقش می دهد. فکر میکند کار خوبی است میگوید من اختیار طلاق دارم طلاق می دهم طلاق ظالمانه صدها و هزاران سال جهنم دارد این طور نیست که شما بگی دلم خواست طلاق بدهی، آن هم چی، مهریه ات را باید ببخشی، تازه، اگر می خواهی با تو زندگی کنم، بیا محضر بنویس که مهریه ات را بخشیدی تا من با تو زندگی کنم، زن هم الان دیوارش کوتاه است زورش نمی رسد بنده خدا می خواهد زندگی کند بالاسر بچه هایش باشد می خواهد در به در نشود می خواهد گرفتار نشود قبول می کند می رود محضر می نویسد مهریه ام را بخشیدم بعد که مهریه اش را بخشید مرد قلدر و زورگو می رود طلاقش می دهد. اگر یک جایی دیوار کوتاه بود این طوری نیست که اگر کوتاه بود ما رد شویم برویم. من مردم هر کاری دلم خواست می کنم. الان شما ظلمی که الان خیلی وسیع است همین است مهریه زنها خورده می شود خیلی راحت. زشت ترین و کثیف ترین و جهنمی ترین لقمه ها همین است که یک کسی به زور مهریه زنش را بکشد بالا. شما عهد کردید عقد را براساس این مهریه بستی این حق مسلم زن است باید به او بدهی می گوید نمی دهم. اینقدر اذیتش می کنم که برود ببخشد. باشد تو اذیت کن او هم می بخشد، ولی خدا هم کوتاه می آید؟ خدا هم می بخشد؟ هرگز. بعضی لقمه حرام را می خورد خودش هارتر و قسی القلب تر آلوده تر و ظالم تر می شود. خوردن دارد این پول؟ که وادار کردی طرف پولش را ببخشد. این می شود ظلم. بانکها شما نگاه کنید چقدر ظلم می کنند به مردم می گوید وام می خواهی همین درصد را من می نویسم اینقدر درصد باید بیایی سود بدهی می خواهی بخواه نمی خواهی نخواه بیچاره گرفتار است بعد هم از او ده جور ضمانت می گیرند وادارش می کنند که یک سود خیلی کلان بپردازد. ظلم است. نزول خورها، آنهایی که قدرت دارند می شینند یک قانونی وضع می کنند به نفع پولدار ها و بانکدارها و شرکت ها و دولت به ضرر کی؟ به ضرر مردم. ما الان چقدر قوانین داریم که قوانین شان درست نیست قوانینی است که عادلانه نیست. پس این طور نیست که اگر یک جا اختیار با من بود هر چه دلم خواست انجام دهم. الان یک جنسی خوب دقت کنید دارم چی می گویم غلبه که می گویم این طوری است یک جنسی در بازار کم است دست من هم است. می گویم خوب حالا که دست من است هر جوری که دلم خواست قیمت گذاری می کنم همه هم می خواهند چند برابر می خرند. این می شود ظلم. این طور نیست که اگر حالا من هر کس حرفم را گوش می کند پس هر چه دلم خواست بذل بکنم. این نیست. این یک گروه. خصوصیت بعدی و من فوقه بالمعصیه آدم هایی که رئیس نیستند زیردستند و مرئوسند آنها چی؟ می گوید اینها هم ظالمند چون اطاعت مافوق خودشان را نمی کنند کارمند است تخلف می کند ظالم است دیگر. از زیر کار در می رود. الکی برای خودش اضافه کار می نویسد. رئیسم متوجه ممکن است نشود. می نشیند روزنامه می خواند تلویزیون دارد تماشا می کند با رفیقش حرف می زند، با کسان دیگر حرف می زند، بعد می نویسد من اینقدر ساعت کار اضافه کاری داشتم هیچ کس هم نمی فهمد. مأموریت رفته ده ساعت می نویسد 15 ساعت. زیردستی که ظالم است. حق مافوق، زن است به شوهرش خیانت می کند اطاعت نمی کند شوهر می گوید فلان جا نرو خانه فلانی نرو به فلان کس زنگ نزن، ... زن تخلف می کند این ظلم است دیگر. شرعاً اجازه نداری قانونا اجازه نداری. ولش کن این حرفها چیست روی مردها زیاد می شود پس باید همینطوری یکسره سوء استفاده کنیم حالا که مرد نمی فهمد نیست غائب است نمی بیند هر کاری دلمون خواست می کنیم. نمی شود. می گوید خانم شما آزادی هر جا می خواهی بروی برو، خانه مادرت می خواهی بروی برو، بعضی جاها را من خط قرمز می گذارم، دوست ندارم با این جور افراد رفت و آمد کنی، زن می رود خانه آن جور افراد و بعد می گوید خانه مادرم بودم. خانه خواهرم بودم مرد هم چیزی نمی گوید نمی داند خانه همسایه بودم در حالی که آنجاها نبوده این می شود ظلم. فرزند ظلم می کند به پدر و مادرش، پدر و مادر خط قرمزهایی را می گذارد فرزند یواشکی می رود آن خط قرمز ها را می شکند، ببینید علامت ظالم، همین طوری آدم جهنمی می شود. بالادست با معصیت بهش زور می گوید. نافرمانی می کند در مسجد در اداره در موسسه می داند نباید فلان کار را انجام دهد فلان حرف را بزند فلان تلفن را بزند فلان کار را انجام دهد ظلم است می داند پشت سر کسی نباید حرف بزند می زند، ظلم است می داند هرج و مرج ایجاد نکند و می کند و ظلم است زیردست است ولی ظالم است. گزارش دروغ می نویسد علیه مافوقش حرف ناصحیح می زند علیه مافوقش، غیبتش را این طرف و آن طرف می کند شلوغی می کند توطئه می کند فشار می آورد تا این را بردارند یا این را یک بلایی سرش بیاید یا بهش فشار بیاید یا .... به هر حال هر جوری یک ضربه ای بخورد می شود ظلم. همیشه ظلم مال بالادست ها نیست پایین دست ها هم می توانند با بالادست ها ظلم بکنند. با نافرمانی با اطاعت نکردن، سرباز است حرف مافوق خودش را اطاعت نمی کند فرزند است حرف مافوق خودش را اطاعت نمی کند می شود ظلم. قوانین کشوری را رعایت نمی کند قوانین بین المللی را رعایت نمی کند قوانین دولت را رعایت نمی کند قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت نمی کند می شود ظلم دیگر. پس پایین دست هم می تواند ظلم کند به بالادست. از بی اطلاعی غفلت محبت، تغافل بالا دست سوء استفاده کردن و نافرمانی کردن. می شود ظلم. می گوید مهربان است می بخشد. متوجه نمی شود نه متوجه می شود خودش را می زند به تجاهل و تغافل تو سوء استفاده نکن. خدایش که می بیند خدای او دارد ترا می بیند فرشته ها دارند تو را می بینند. اهل بیت دارند تو را می بینند بعد می گویی کسی نمی بیند. پس هر جایی که اختیار آمد دست ما راه ما باز شد دلیل نمی شود که هر تصمیم دلمان خواست بگیریم. جلوی شوهرش می گوید که من از شما این حجاب را درخواست دارم باشد رعایت می کنم شوهر نیست بعد می بینی که حجاب را رعایت نمی کند می رود مسافرت می گوید حالا که شوهرم نیست داداش هایم نیست بابایم نیست رعایت نمی کند ظلم است دیگر. پس پایین دستی ها هم می توانند ظالم باشند نسبت به بالا دستی ها مسئله کجاست که انسان ظلم می کند؟ آنجایی که می افتد به اختیار و توان، می گوید حالا اختیار دارم این کار را می کنم. می گوید آقا حمله کردید اسیر را گرفتید در این ساعت ها حق ندارید اسیر را بکشید. یک کسی می گوید من که اسلحه دارم کسی نمی تواند کاری بکند بزنم بکشم. حرام است خوشم نمی آید از او ناراحتم، تیراندازی کرده چند نفر از دوستانم کشته شدند حالا بکشمش. نمی شود فرمانده دستور داده که اسیر باید کشته نشود. یا فرمانده دستور می دهد اسیر نگیرید اصلا بکشید. باید کشته شود آنجا اگر دل رحمی بکنید ظلم است. دلرحمی ات ظلم است چون ساعتی است که اگر شما بخواهی اسیر بگیری. قوای تان تقسیم می شود وشکست می خورید. اسیر یک ساعتی دارد آدم بگیرد و ببرد. فرقی نمی کند چه در دل رحمی بیجا، مثل محبت بی جای پدر و مادر به بچه ظلم است. مثل واکسن نزدن پدر و مادر است ظلم است یا نیست؟ بگوید دلم نیامد بچه ام تب می کند برای چی واکسن بزنم اذیت شود. بچه ام را آمپول نزنم. بچه ام گریه می کند این را بهش ندهم خوب همینطوری یک دفعه می شود ظلم. و یظاهر ظلمه این علامت سوم است. می فرماید که پشتیبان ستمگران است یکی از علائم ظالم این است که نسبت به ظالمین پشتیبانی می کند طرفداری می کند از قلدر ها و ظلمه، در محیط کار است شرکت است در اداره است هر جایی است یا در محله ای است یا در دولت است در نظام است یا هر جای دیگر که یک کسی ظلم می کند یک کسی از او طرفداری بکند نوچه اش بشود طرفداری اش بکند به هر دلیل. خوب این از بعضی البته بعضی علامات ظالم است چقدر مرزش لطیف است و انسان می تواند یک دفعه سقوط کند و ظریف است انسان سقوط بکند به ظلم. بحث بعدی درباره ی ضرورت مبارزه با ظلم است. یکی از چیزهایی که خدا در روایت داریم االظالم والمظلوم کلاهما فی النار ظالم و مظلوم هردوی شان در جهنمند. هم ظالم و هم مظلوم. ما مظلوم داریم مظلوم هایی هستند که بهشتی می شوند به خاطر ظلم که می خوانم برایتان روایت هایش را. که به نفع مظلوم کار می کند ظالم. و ظالم امتیاز می گیرد و بهشت می رود آنجایی که مظلوم می تواند حقش را بگیرد و نگیرد ظلم کرده. می تواند حقش را بگیرد و نمی گیرد. اجازه می دهد به او ظلم شود. یا روی حیا یا روی نمی دانم خجالت کشیدن یا روی بزدلی روی ضعف نفس، اجازه ظلم می دهد سکوت می کند در مقابل انسان، در روایت داریم برادر حقیقی کسی است که برادرش را چه ظالم باشد چه مظلوم کمک کند. شخص سوال می کند آقا ما برادرمان اگر مظلوم باشد کمکش کنیم می فهمیم یعنی چی. اما اگر ظالم باشد کمکش کنیم یعنی چی؟ حضرت فرمود جلوی ظلمش را بگیرید. جلوی ظلم برادرت را بگیر. الان شما فرزند خانه هستی می دانی بابایت دارد قلدری می کند مادرت دارد قلدری می کند کار ناحقی می کند به مادر و پدرت تذکر بده. مادر حقش سه برابر پدر است. سه برابر پدر حق دارد مادر. حالا الان یک بابایی دارد ظلم می کند در خانه بچه ام می داند که بابایش دارد ظلم می کند از کی باید طرفداری کند؟ باید از مادرش طرفداری کند مادرش پشتیبانی بکند خوب مادر الان به کمک بچه به حرف زدن بچه به قول امروزی ها به دیپلماسی فعال بچه احتیاج دارد بچه سکوت می کند ظلم است دیگر. یا نه زن خانه دارد ظلم می کند به مرد. زن خانه است دارد کار را خراب می کند بچه هم می تواند به مادرش تذکر بدهد که نکند این کار را یا با خواهش یا با چاپلوسی یا با محبت یا با بوسه یا با حتی لوس بازی جلویش را بگیرد. اجازه ندهد که آن تجاوز صورت بگیرد. آن ظلم صورت بگیرد. یا نه داداشت است خواهرت است دارد کار ظالمانه علیه پدر و مادر می کند می توانی جلویش را بگیری. این در سطح خانواده و خودی ها. بالاتر ظلم هایی است که ظلمه می کنند طاغوتها ظالمین در سطح جهان می کنند استکبارها قلدرها و زورگوها و شما وظیفه است که با آنها بجنگی. باید با ظلم در هر شکلش جنگید و مبارزه کرد. یک کسی بگوید به من ربطی ندارد مثلا الان سر آفریقایی ها چی می آید سر غزه و لبنان و افغانستان و عراق و سومالی یمن و ... اینها چی می آید اگر کسی اینطوری بگوید روایتش را الان برایتان می خوانم می فرماید در جنایت اینها سهیم است. و روز قیامت ترا با همان جنایت کارها محشور می کنند چون راضی بودی و هیچ اقدامی نکردی. حداقل یک تظاهرات می توانستی کنی، یک راهپیمایی می توانستی بروی یک پلاکارت می توانستی بنویسی، شما نگاه کنید در کشور غربی، خیلی از این مردمی که در غرب هستند فرهنگ خیلی خوبی دارند دولت شان جنایت می کند مردم می آیند علیه دولت تظاهرات می کنند پلاکارت می زنند شما می خواهید برای چی به عراق حمله کنید. علیه ایران در آمریکا دولت چندتا تصمیم گرفت و تهدید کرد به ایران می خواهد حمله کند مردم آمریکا ریختند در خیابان مسیحی ها یهودی ها، کسانی هستند که آمریکایی بودند که چرا باید به ایران حمله شود کار غلط است کار ظالمانه است این وظیفه وجدانی هر کسی است. شما نگاه کنید چقدر مردمی هستند آزاده در دنیا، یهودی هستند مسیحی هستند هندو هستند بودایی هستند کشورهای دیگر دین ندارند خیلی هایشان ولی اگر می بینند مثلا به فلسطین به غزه به لبنان یا جاهای دیگر دارد تجاوز می شود کشتی راه می اندازند گروه راه می اندازند گروه صلح راه می اندازند کمک های امدادی می فرستند برای آنجا. گروه حقوق بشر تشکیل می دهند این سکوت شراکت در ظلم ظالم است. الراضی بفعل قومٍ کداخل فیهم و معهم کسی که راضی باشد به عمل کسی کداخل فیهم مثل او هست. معهم و با آنها هم محشور می شود. مثل این است که خودش آن ظلم را کرده. شما الان خانمی است که تحت فرمان شوهر است، مثلا عروسی های فاسد نمی رود ولی دلش می خواهد آنجا برود در نامه عملش می نویسند شرکت کرده آنجا، نرفته ولی در نامه عملش می نویسند که شرکت کرده. آدمی است که تحت فرمان پدر مادر است جای خلاف نمی رود ولی با خلافکارها خوشش می آید در گناه و جنایت ها و ظلم ها و فسادهای جمعی شرکت کند دلش می خواست آنجا باشد می نویسند پایش. منکر هر جا اتفاق بیفتد و تو به آن راضی باشی یا دوستش داشته باشی در نامه عملت می نویسند. چون نیتت است. یعنی می خواستی باشی و نتوانستی مانع داشتی دوست داشتی بدت نمی آمد در آن فساد باشی ولی الان مجبوری رعایت کنی ولی قلبا راضی نیستی به این وضعیت. به یک محیطی فراهم شود که آن منع برداشته شود تو هم مثل بقیه هستی. لذا ما چقدر آدم هایی داریم که نماز را به زور می خوانند روز قیامت هم بی نماز محشور می شوند چون نماز را دوست نداشتند از اول. زوری نماز خوانده زوری باحجاب بوده و روز قیامت بی حجاب محشور می شود و با بی حجابها به جهنم می رود. چون دوست نداشته متنفر بوده از این کار. اگر یک کسی به ظلم ظلمه راضی باشد یا سکوت بکند می نویسند پایش. قرآن نگاه کنید شرط دین و غیر دین هم ندارد ببینید مالکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین و الرجال و النسا و الولدان الذین .... اهلها چه تان شده ببینید خداست ها، لحن گفتار خدا را نگاه کن چه تان شده شماها که نمی روید جهاد بکنید بجنگید تقاتلون نمی روید بجنگید برای نجات در راه خدا و مستضعفین و در راه خدا و در راه مستضعفین یک کسی نگوید که شرک است اینجا. این را خود خدا آورده. فی سبیل الله والمستضعفین هر جای عالم مستضعف باشد و یک کسی راضی به آن ظلم باشد شریک است در آن. انسان اگر قدرت داشته باشد باید ظلم را برطرف کند. زنان مردان و کودکان، دقت کنید من الرجال و النساء و الولدان بچه هایی که داد می زنند یقولون ربنا خدایا ما را نجات بده از این ظلم، الان ببینید در این کشورهای اطراف ما چقدر دارد جنایت می شود همه جای دنیا. قربانی ها را نگاه کنید چون جنگ هوای نفس است. ما در جنگ اسلام می دانید ما در اسلام جنگ نداریم اصلا کلا جهاد است جهاد هم برای اهداف متعالی است نه برای کشورگشایی و زمین و مال و دنیا کلاً هر جا باشد حرام است لذا امیرالمومنین علیه السلام وقتی لشکر معاویه تجاوز می کند به مرزهای اسلامی، می بیند که مجبورند با آنها بجنگند حضرت می فرماید وقتی که حمله کردید پیامبر هم همین را دارد. حمله کردید حق ندارید زخمی ها را حق ندارد بکشید با زن ها هیچ کاری نداشته باشید با بچه ها کار نداشته باشید با حیوانات شان کار نداشته باشید ظلم نکنید به حیوانات شان با گیاهان و درختان شان هم نسوزانید چون این هم ظلم است. جهاد یعنی یک جنگی که در آن جوانمردی است برای انسانیت انجام می شود نه برای ظلم و کشورگشایی. لذا قرآن می گوید که شما چه تان شده که جهاد نمی کنید و جنگ نمی کنید علیه کسانی که مورد ظلم در دنیا قرار گرفته اند نمی گوید مسلمان، می گوید مستضعف، هر جا مستضعفین است جهاد واجب است مرد زن و کودکی دارد ظلم می شود دارد مورد بمباران قرار می گیرد مورد قحطی قرار می گیرد مورد تحریم غذایی و دارویی قرار می گیرد همه جای دنیا است می خواهد افغانستان باشد می خواهد عراق باشد یمن باشد می خواهد سوریه باشد می خواهد یک کشور آفریقایی باشد فرق نمی کند خدا رحمت کند آیت الله بهجت را گفت من اگر برای شیعیان شبها دعا نکنم برای چینی ها دعا می کنم که مبادا خدای ناکرده آنها برایشان مشکلی پیش بیاید. انسان باید مظهر خداوند باشد رحمان و رحیم باشد مهربان باشد راضی به ظلم راضی به گرسنگی و تنهایی و قحطی و غربت گرفتاری هیچ کس نباشد. اگر می تواند رفع ظلم کند باید بکند. به من ربطی ندارد ما نداریم. This is your problem نداریم این مشکل شماست در اسلام نیست. به ما مربوط است بنابراین قرآن می فرماید باید در راه اینها جهاد کنید کسانی که دائما می گویند خدایا ما را نجات بده. حتی در قرآن می فرماید اگر یک گروهی مومن بودند و داشتند ظلم می کردند شما وظیفه دارید با این گروه مومن، دو گروه مومن افتادند به جان هم، دقت کنید دو گروه مسلمان یا مومن افتادند به جان هم، اقتتلا من المومنین دو گروه از مومنین افتادند به جان هم می گوید بازشان دارید آنی که نمی خواهد کوتاه بیاید دست از ظلمش بردارد با او بجنگید تا این که تسلیم امر خدا شود. با اینکه مومن است باید با او جهاد کنید بزنید در سرش که بنشیند سر جایش و فتنه درست نکند در مملکت اسلامی. روحانی است مرجع تقلید است پیشکسوت جهاد و خون است زندان رفته شکنجه رفته یار امام است هر کس اگر یک جایی فتنه درست شد باید بزنی سرش که فتنه درست نشود اختلاف و چند دستگی و تفرقه ایجاد نشود. سابقه مهم نیست مهم عملکرد فعلی است این الان دارد فتنه درست می شود باید بنشیند سر جایش. پس ما یک وظیفه ی دائمی مبارزه با ظلم داریم باید همیشه هر جا ظلم است باید با آن مبارزه شود هرکس بنابر وسع خودش باید روح مبارزه با ظلم داشته باشد و اگر کسی نداشته باشد و همه اش در لاک زندگی خودش باشد به من چه که کجا چه اتفاقی دارد می افتد بابا این صحنه اخبار را نگاه کنید این بچه های که بمب خوردند بچه هایی که دست و پایشان قطع شده بچه کوچک می شه بچه تو باشد، بچه تو در ناز پروردگی بزرگ شود آن هم بچه یک مسلمان است انسان است او در قحطی و گرسنگی و غذا و تیرخورده و مجروح و دست و پا سوخته و تو اصلا ککت هم نگزد همه ش در زندگی خودت باشی. این اسمش آدمیت است؟ هرگز. این رحمانیت و رحیمیت است؟ هرگز. پیامبر می فرماید یک مسلمان به مسلمان دیگر 7 تا حق دارد حداقل هفت حق یکی اش این است که هر چه برای خودش میخواهد برای طرف مقابل هم بخواهد برای مسلمان های دیگر هم بخواهد بنابراین روحیه ی ضد ظلم داشتن یک امر واجب الهی است. خدا نکند روز قیامت ما محشور شویم، در حالی که پرونده ما مشحون از رضایت به ظلم است. ظلم های استکباری و جهانی یا ظلم های کوچک. خیلی باید حواسمان را جمع کنیم شما می دانی شوهرت دارد به بچه ها ظلم می کند داری سکوت می کنی میدانی زنت به بچه ها ظلم می کند و سکوت می کنی عاقبت این ها خراب می شود کی مقصر بوده؟ مادر مادری که لال بوده پدر پدری که لال شده کوتاه آمده. مومن اینطوری نیست گفتیم خداوند یک عده را فقط انسان حقیقی می داند در قرآن با باطن انسانی می گوید همه انسانها سرمایه انسانی شان را دارند از دست می دهند والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا عملوا الصالحات تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر حرف حق می زنند حق را می گویند توصیه می کنند توصیه به حق می کنند توصیه به صبر می کنند بگوید حالا که دارد پول ما را می دهد این که حالا دارد چنین و چنان می کند ما که حالا وابسته به این هستیم هر جنایتی خواست بکند بکند، من اگر بخواهم صدایم در بیاید نان خودم بریده می شود. پس این یک مقدمه باشد ان شاءالله برای جلسه بعد می خواهیم برویم سراغ مصادیق و فرمایشات معصومین در این زمینه که ما وظیفه ی مبارزه با ظلم داریم یک روایت را بخوانم امروز کمتر خواندیم از اینها در وصیتی که امیرالمومنین هنگام شهادت شان به سیدالشهدا و امام حسن علیهم السلام این طوری می فرماید کونا لظالم خصما و لمظلوم عونا توصیه می کنم شما دو نفر دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید. یک موقع است یاور مظلوم بودن این است که سکوت کنی مثل امام حسن صلح کنی چون اگر دست به شمشیر ببری ظلم و فتنه بیشتر می شود مثل خود امیرالمومنین که سکوت کرد 25 سال ساکت شد. گفت اگر من دست به این شمشیر ببرم خیلی ها خون شان بی جهت ریخته می شود به خیلی ها ظلم می شود و تشخیص این که مبارزه با ظلم یک جا به کوتاهی خودسازی کادر سازی است کار فرهنگی است سکوت است مثل امیرالمومنین که 25 سال وزیر سه تا خلیفه ای بود که حق به خلافت آنها راضی نبود. خودش هم راضی نبود ولی وزیر شان شد و کمک شان هم می کرد. یک جا هم به جنگیدن است مثل سیدالشهدا. سیدالشهدا ده سال در مقابل معاویه روش امام مجتبی را گرفت یعنی سکوت، معاویه که مرد پسرش مرد روش عوض شد جنگید. پس اینکه من باید تشخیص بدهم که کجا مبارزه با ظلم به چه روشی باید انجام بدهم این خودش یک عقلانیت و فهم است که باید از خدا و معصوم کمک بگیرد انسان. که شیوه ی مبارزه با ظلم چگونه است. یک جاهایی انسان بی گلکی می کند به جای شجاعت، حد گستاخی و تهور را در پیش می گیرد و کار را خراب می کند مثل گروه هایی که زمان شاه امام به آنها می گفت دست به اسلحه نبرید بی خود دست به اسلحه بردند خیلی هایشان. و خیلی چیزهای دیگر پس ببینید امیرالمومنین آن وظیفه وظیفه ما است می فرماید کونا لظالم خصما و لمظلوم عونا نسبت به ظالم دشمن باشید و نسبت به مظلوم یاور باشید. شیوه اش را انسان خیلی باید دقت کند کجا و چگونه باید عمل کند که روایت هایش را گذاشتیم برای بحث انتقام از ظالمین برای جلسه بعد. والحمدلله رب العالمین.
جلسه 467 - خانواده آسمانی
متن کامل (خام) جلسه 467 - خانواده آسمانی