جلسه 464 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
464
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
12
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 464 - خانواده آسمانی

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه ‌شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی WWW.montazer.ir.@

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

بحثمان دربارۀ ظلم هست، دو سه تا نکته را امروز دربارۀ ظلم خواهیم خواند، یک نکته دربارۀ اینکه انسان به خاطر امتحانی که خداوند تبارک و تعالی به عنوان یک سنت لا یتغیر در نظام خلقت نسبت به انسان انجام می‌دهد، انسان فرصت ظلم کردن پیدا می‌کند.@یعنی انسانها هم در یک مقاطعی مظلوم واقع می‌‌شوند به آنها ظلم می‌شود، ظلم‌های گوناگون از سوی افراد مختلف، آشنا، غریبه، دوست، دشمن، و کوچکتر، بزرگتر، و هم انسان در مقاطعی از زندگی خودش قدرتی پیدا می‌کند برای ظلم کردن، اینها امتحان الهی است، که در آن موقعی که مورد ظلم قرار می‌گیرد، آیا به وظیفه‌اش درست عمل می‌کند یا نه.@گاهی اوقات انسان مورد ظلم قرار می‌گیرد و وظیفه‌اش تحمل است، صبر است، چون قدرتی ندارد برای رد آن ظلم، استغاثه و التجاء و توسل وظیفه‌اش هست، گاهی وقتها نه کسی که به انسان ظلم می‌کند، حقش آنقدر عظیم است که شما نمی‌توانی کاری بکنی، مثل پدر و مادر که حق عظیمی دارند، ولی انسان هستند، گاهی وقتها توقعاتی از فرزندانشان دارند، ظلم‌هایی می‌کنند که انسان باید تحمل بکند، چاره‌ای ندارد.@گاهی وقتها ظلم‌هایی هست که انسان می‌تواند جلویش را بگیرد، تجهیز نیرو بکند، کمک تهیه بکند، و مبارزه بکند، جهاد بکند، برای برطرف کردن آن ظلم‌ها، که در بسیاری از موارد وظیفه این هست که انسان با آن ظلم مبارزه بکند.@فرصت‌هایی هم پیش می‌آید که انسان توانایی برای ظلم دارد، مثل ظلم به همسرش، ظلم به خانواده همسرش، ظلم به فرزندانش، ظلم به دوستانش، ظلم به زیردستانش، ظلم به بالادست‌ها، ظلم به کسانی که به گردن ما حق دارند، ظلم به پدر و مادر، و ظلم به ولی نعمت‌ها، انسان این فرصت‌ها را پیدا می‌کند که ظلم بکند.@ظلم به مردم، ظلم به خریدار، ظلم به فروشنده، ظلم به همسایه، این هم جزء امتحانات الهی هست که خداوند، این زمینه را فراهم می‌کند که ما چه می‌گوییم و چه می‌کنیم، که مباحث مبسوط این را در دوره رشد و قدرت در سایه سختی‌ها عرض کردم عزیزان به همان مباحث مراجعه کنند.@اما چون گفتیم ظلم کردن حق‌الناس هم هست، انتقام و نتیجه سختی را هم در پی دارد، هم در دنیا و هم در آخرت انسان باید ظالم نشود، اگر یادتان باشد جزء اولین روایت‌هایی که از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) خواندیم این بود که یک کاری کنید وقتی که به ملاقات خدا می‌روید مظلوم باشید نه ظالم، چون وقتی که مظلوم بودید، مظلوم ثروتمند و طلبکار وارد بارگاه و درگاه الهی می‌شود، اما شخص ظالم بدهکار و شرمنده و دست خالی وارد آن درگاه می‌شود.@لذا اگر قرار باشد انسان بین این دو تا یکی را انتخاب بکند، که ظالم به درگاه خدا باشد یا مظلوم بهتر است که مظلوم وارد درگاه خدا بشود، به شرطی که خودش در ایجاد ظلمی که به او می‌شود، دخالت نکند، آنجاهایی که وظیفه‌اش مبارزه با ظلم هست کوتاهی نکند، و ظالم‌پروری نکند.@خیلی وقتها بچه‌ها به پدر و مادر ظلم می‌کنند، سوار پدر و مادر می‌شوند، یک بیماری حادی که در کشور ما وجود دارد و در کشورهای دیگر کمتر هست، بیماری فرزندسالاری هست، این بیماری باعث تسلط ظالمانه فرزندان و توقع ظالمانه فرزندان و جرأت فرزندان و بی‌ادبی و گستاخی و جسارت فرزندان نسبت به والدین می‌شود.@در حدیث داریم خدا لعنت کند پدر و مادری را که بیش از اندازه به فرزندش محبت می‌‌کند، و با این محبت کردنش باعث می‌شود که فرزندان گستاخ بشوند، جری بشوند، نسبت به پدر و مادر خودشان، این بچه ظالم می‌شود، عاق والدین می‌شود، اما چه کسی این کار را کرده؟ پدر و مادر اینها را اینطوری کردند، در مقابل فرزندشان کوتاه آمدند، و فرزندشان اینقدر جسور و گستاخ و بی‌ادب و ظالم شده.@گاهی وقتها انسان در مقابل بعضی از افراد دیگر این اجازه ظلم را می‌دهد و آنها را نسبت به خودش ظالم تربیت می‌کند، این خودش داشته و نقش داشته، انسان اگر می‌تواند جلوی ظلم به خودش را بگیرد نباید این اجازه را به ظالم بدهد.@لذا سکوت، حیای احمقانه، دل‌رحمی‌های بیجا، محبت‌های بی‌جا، باعث می‌شود کسانی که با شما در ارتباط هستند فرصت ظلم پیدا بکنند، و آنها ظالم بشوند، این چیز خوبی نیست؛ اینجا امیرالمؤمنین (علیه السّلام) یک قاعده به ما می‌گوید در مورد آنجایی که ما فرصت می‌‌کنیم خودمان ظلم بکنیم، حالا نسبت به هر کس که با ما زندگی می‌‌کند، یا با ما در ا رتباط هست.@می‌فرماید: «اذْكُرْ عِنْدَ الظُّلْمِ‏ عَدْلَ اللهِ فِيكَ وَ عِنْدَ الْقُدْرَةِ قُدْرَةَ اللهِ عَلَيْكَ» آنجایی که می‌توانی ظلم بکنی حواست باشد، به یاد داشته باش که خدا نسبت به تو به عدل رفتار بکند، یعنی اینطور نیست که وقتی ظلم بکنی بی‌نتیجه باشی، خدا حتماً انتقامش را می‌گیرد.@در روایت داریم که بیشترین گناهی که جوابش خیلی زود داده می‌شود توسط خداوند ظلم هست، خیلی زود دامن ظالم را می‌گیرد، گاهی وقتها این ظاهری هست، گاهی وقتها هم این انتقام باطنی هست، دقت کنید که اگر ظلم می‌توانید بکنید مفت نیست.@مثل عصبانیت است، مثل زودرنجی و حساسیت است، مثل حسادت و بدبینی است، که مفت نیست، اینطور نیست که اگر کسی عصبانی باشد، بگوید دادی زدم به جایی برنمی‌خورد، این عصبانیت هم فشار قبر برای آدم می‌آورد و هم باطن انسان را زشت می‌کند.@یعنی در سیر ما به سمت عالم قانونی ملکوت نقصان ایجاد می‌‌کند، مثل اینکه یک دارویی مادر بخورد بگویید حالا این را خوردم، حالا سیگار کشیدم، حالا قلیان کشیدم، حالا این کار را کردم، چه اشکالی دارد، چرا اشکالش روی بچه ظاهر می‌شود، یک ذره‌اش هم ظاهر می‌شود، یک میکرونش، یک الکترونش جذب می‌شود، اینطور نیست که اثر نداشته باشد، به جایی برنخورد.@این چیزها را تماشا کردم، این چیزها را دیدم، این چیزها را شنیدم، این چیزها را خوردم، این خیالات را داشتم، تمامش روی بچه می‌ریزد و به بچه شکل می‌دهد، بنابراین در ظلم اینطور نیست کسی بگوید حالا ما یک ظلمی کردیم، یک دادی زدیم، یک کتکی زدیم، یک شلاقی زدیم، یک کمربندی زدیم، یک سیلی زدیم، یا حق همسرم را رعایت نکردم، حق پدر و مادر را رعایت نکردم، حق فرزند را رعایت نکردم اینگونه نیست، خداوند تبارک و تعالی جزا می‌دهد از ظلم نمی‌گذرد.@حضرت می‌فرماید موقعی که امکان ظلم داری حواست باشد که عدل خدا هم هست، اینطور نیست که اگر شما یک تصمیمی بگیری به جای برنخورد، هر طوری دلت بخواهد تصمیم بگیری، راجع به هر کسی اینگونه نیست.@انسان اگر بخواهد در مورد هر کس تصمیم بگیرد باید حواسش که پاسخگوی تصمیمی که دارد می‌گیرد در مورد یک کسی باشد، یک موقع هست تصمیم دارد یک کسی را تنبیه بکند، یک موقع تصمیم می‌گیرد کسی را جریمه بکند، یک موقع تصمیم می‌گیرد کسی را اخراج بکند، یک موقع تصمیم می‌گیرد یک عمل سختی نسبت به کسی، کسی را محروم بکند.@یک موقع تصمیم می‌گیرد قهر بکند، قهر کردن کار بسیار خطرناک و زشتی است، ولی یک جایی که لازم هست عبادت خداوند هست، باید انسان یک جاهایی تصمیم بگیرد قهر بکند، مثلاً با فرزندش، یا با همسرش، یا با یک کس دیگری که دارد با او ارتباط می‌گیرد، لازم است دقائقی، ساعاتی، ارتباط را قطع بکند، گاهی اوقات لازم است برای همیشه ارتباطش را قطع بکند.@ولی اگر می‌خواهد این کار را بکند باید مسئولیت این کار را بپذیرد یعنی بداند که این قطع ارتباط اذن خدا پایش هست، خدا حتماً اذن داده و اجازه می‌دهد که ما این کار را بکنیم، و الا در اکثر قریب به اتفاق موارد قهر کردن در روایت داریم اگر دو نفر سه روز با هم قهر باشند از دین خدا خارج می‌شوند، از ولایت خدا به ولایت شیطان سپرده می‌شوند.@اینطور نیست که قهر کردن یک چیز مفتی باشد می‌گوییم حالا قهر می‌کنیم، قهر کردن یک موقع‌هایی بسیار خوب است و درمان است، ولی باید لازم باشد که این کار را انجام بدهم، مسئولیتش را قبول بکنم، اینطور نیست که یک کسی بگوید من این دارو را می‌خواهم بدون تجویز پزشک بخورم، این آمپول را می‌‌خواهم بزنم.@نه اگر قرار است دارویی خورده بشود، جراحی بشود، آمپولی زده بشود، اذن می‌خواهد، اجازه می‌خواهد حالا استفاده بکن، اگر یک موقعی قرار است انسان یک کار اینطوری بکند، و با یک نفر برخورد تند بکند، محروم بکند، جریمه بکند، اخراج بکند، اذن می‌خواهد، باید این اذن را داشته باشید.@اینطور نیست که یک مادر بگوید عصبانی هستم من هر دفعه بچه را می‌زنم، بعضی وقتها پدرها یا مادرها نامه می‌نویسند می‌گویند ما عصبانی هستیم خودمان ناراحت هستیم ولی چکار کنیم، مدام دست روی زنم بلند می‌کنم، یا دست روی بچه‌ام بلند می‌‌کنم، کتکشان می‌زنم، نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم، این بچه زبان‌بسته مدام زیر دست من دارد کتک می‌خورد.@آن موقعی که داری ظلم می‌کنی علی (علیه السّلام) می‌فرماید حواست باشد یک خدای عادلی هم هست که دارد این را می‌بیند و جزایش را به تو خواهد داد، جزایش هم این است که انسان گرفتار کسانی می‌شود که مثل همان رفتار را با تو انجام می‌شوند، یعنی گرفتار کسی می‌شود که او هم می‌گوید من هم جلوی خودم را نمی‌توانم بگیرم، می‌زند، تنبیه می‌کند، ظلم می‌کند، و محروم می‌کند انسان را، او هم مثل شما است، یعنی یک قاعده در نظام عالم است.@چطور در نظام فیزیکی می‌گوید وقتی که یک نیوتن نیرو به یک شیء وارد بکنی، یک نیوتن نیرو به تو وارد می‌‌شود، در نظام معنوی و متافیزیک و اخلاق هم همینطور است، در نظام معنوی هم بالاتر از نظام اخلاقی، در نظام روحی هم همینطور است، شما وقتی ظلم می‌کنید به شما ظلم می‌‌شود.@پس حضرت می‌‌گوید حواست باشد در هنگام ظلم عدالت خدا را در نظر بگیر، دست عدالت الهی هست، دست انتقام الهی هست، «وَ عِنْدَ الْقُدْرَةِ قُدْرَةَ اللهِ عَلَيْكَ» آن موقعی که قدرت داری که یک کاری را انجام بدهی، الان رئیس شدی، یک جا مدیر شدی.@الان مرد خانه شدی، هر تصمیمی بگیری بقیه باید رعایت بکنند، الان به تو یک کاری واگذار شد، شما الان قدرت داری، یا نه پول داری، با پول خیلی کارها می‌شود کار کرد، دیگر باید حواست باشد، موقعی که به یک توان و قدرت رسیدی قدرت خدا بالای سر تو هست، «يَدُ اللهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ» ید مظهر قدرت است، همیشه یک قدرت بالاتر هست.@اینطور نیست که اگر تو قدرت داشته باشی از قدرتت بتوانی سواستفاده بکنی، هر کاری دلت خواست انجام بدهی، باید توجیه داشته باشی که داری این کار را انجام می‌دهی، اذن داشته باشی، چون خدا حتماً از تو سؤال می‌‌کند در مورد تصمیماتت، اینطور نیست که چون قدرت داری من می‌توانم این کار را بکنم دستم می‌آید این کار را انجام می‌دهم.@ما دهها، صدها، هزاران بار دیدیم شخص قدرت داشته، از قدرتش سواستفاده کرده، یک پرونده را جابجا کرده، یک پرونده را جابجا کرده، یک سند را جابجا کرده، قاضی قدرت داشته سواستفاده کرده، شخص در دستگاه قضایی قدرت داشته سواستفاده کرده، در دولت قدرت داشته یک پرونده را از بین برده، یک ظلمی کرده، یک چیزی را تصویب کرده، قانون ظالمانه‌ای را چون قدرت داشته وضع کرده، و خیلی چیزهای دیگر.@اینطور نیست اگر تو قدرت داشتی هر چه دلت بخواهد انجام بدهی و هیچ کس هم به کسی نباشد، حضرت می‌فرماید حواست باشد هنگام قدرت، قدرت خدا هم بالای سر تو هست، و اینها به خودت برمی‌گردد، اذن می‌خواهد اگر قرار است انسان از قدرتش استفاده بکند، قدرت یک امانت خداست در دست انسان، اذن می‌خواهد.@من مرد هستم هر کاری دلم بخواهد می‌کنم، من زن هستم شوهرم حرفم را گوش می‌کند، زن ذلیل است، هر چه به او بگویم قبول می‌کند، ناچار است، پس من از این موقعیت و محبوبیتم پیش شوهرم استفاده می‌کنم، یک سلسله قوانین در خانه می‌گذارم علیه شوهرم، مثلاً با این نرو، با آن نرو، خانه مادرت نمی‌خواهد بروی، مسافرت اینطوری هست.@خیلی از خانمها قانون ظالمانه در روابطشان با همسرشان وضع می‌کنند، خیلی از مردها قوانین ظالمانه، راضی نیستم خانه مادرت بروی، اینجا نرو، آنجا نرو، این کار را نکن، مریض است، بددل است، قلدر است، بعد می‌‌بینی همه اینها را سواستفاده می‌‌کند.@یا قوانینی که خیلی وقتها والدین نسبت به بچه‌ها می‌گذارند ظالمانه است، چون قدرت دارد بچه هم حرف گوش می‌کند، بچه هفت سال اول باید آزاد باشد، هر قانونی در خانواده توسط پدر یا توسط مادر وضع بشود در هفت سال اول که جلوی آزادی بچه را بگیرد ظالمانه است، بچه گوش می‌کند چون از پدر و مادر می‌ترسد، حساب می‌برد، یا نه ممکن است حساب نبرد، حرمت دارد، عقلش می‌رسد حرمت پدر و مادر را رعایت می‌کند، ولی این قانون ظالمانه است.@اینطور نیست که تو بگویی من دستم باز است بگویی هر طور دلم می‌خواهد وضع بکنم، قانون بگذارم، برای شوهرم، برای زنم، برای خانواده همسرم، من می‌گویم اینطوری باید باشد، این نیست.@در مقابل خدا ما اصلاً منی نداریم، در خانواده، زن‌سالاری جهنم است، مردسالاری جهنم است، خداسالاری است، خدا هر چه گفت، قوانین گذاشته، این حدود اختیارات مرد است، این هم حدود اختیارات زن است.@تازه وقتی خدا می‌گوید این حدود اختیارات زن است، این حدود اختیارات مرد است، این حقوق زن است، این حقوق مرد است، می‌گوید این جنبه حقوقی برای این هست که دعوایتان نشود، و الا بیش از اینها شما باید در حق همدیگر باید رعایت بکنید، چون حیطه، حیطه حقوقی نیست، حیطه، حیطه عشق و عاطفه و زندگی و مودت است، پس به این باید خیلی توجه بکنیم.@یک فرمایش دیگر دارد امیرالمؤمنین (علیه السّلام) «إِذَا حَدَتْكَ الْقُدْرَةُ عَلَى ظُلْمِ النَّاسِ فَاذْكُرْ قُدْرَةَ اللهِ‏ سُبْحَانَهُ‏ عَلَى‏ عُقُوبَتِكَ وَ ذَهَابَ مَا آتَيْتَ إِلَيْهِمْ عَنْهُمْ وَ بَقَاءَهُ عَلَيْكَ» هر وقت قدرت تو، تو را وادار کرد که به مردم ستم بکنی، دعوتت کرد این قدرت که حالا ظلم بگیر، قانون ظالمانه بگذاری، حق دیگران را بخوری، سواستفاده بکنی، می‌گوید به یاد داشته باش که خداوند بر کیفر دادن تو توانا است، می‌تواند انتقام را بگیرد و می‌تواند تو را کیفر بدهد.@بعد حضرت می‌فرماید که آن گناهی که می‌کنی تمام می‌شود و می‌گذارد اما گناه و کیفرش می‌ماند، الان ظلم شد تمام شد رفت، اما انتقام الهی می‌ماند، و سختی کار این هست که اگر در دنیا ما جبران نکنیم انتقام به آخرت بیفتد کار خیلی دشوار می‌شود.@چون تو پنج دقیقه به یک نفر ظلم کردی، ده دقیقه به یک نفر ظلم کردی، این در مقیاس آخرت پنج دقیقه، ده دقیقه نیست، در مقیاس ابدیت ده سال، صد سال می‌شود، کمااینکه یکی از خلفا به پسرش قرار گذاشته بودند، خود پسر تعریف می‌کند، می‌گوید با پدرم که خلیفه بود قرار گذاشتیم که هر کس مُرد بیاید در خواب آن یکی برای دیگری از برزخ بگوید آنجا چه خبر است.@بابا میمیرد و پسر حالا امشب، فردا شب، یک هفته بعد، دو هفته بعد، صبر می‌کند، ببیند پدر به خوابش می‌آید، نه نیامد، شد یکسال نیامد، دو سال نیامد، سه سال نیامد، ده سال گذشت، بعد از ده سال پدر به خواب پسرش می‌آید، می‌گوید بابا کجا رفتی، قرار داشتیم قول داده بودیم، گفت هیچی نگو اینجا اوضاع خیلی خراب است.@گفت من ظلمهای کلانی کردم به خانواده پیغمبر و اهل بیت و چیزهای دیگر آنها هنوز پرونده‌اش در این ده سال باز نشده، در این ده سال فقط دارم عذاب می‌کشم به خاطر اینکه یک آدم نالایقی را به عنوان شهردار منصوب کردم، او هم یک پل ضعیف ساخته یک اسبی پایش رفته لای این پل شکسته گیر این پای اسب هستم.@یعنی فقط به خاطر یک شکستگی پای یک حیوان، حیوان شخصیت دارد، حیوان هم مثل انسانها عبادت می‌کنند، شخصیت دارند، عزیز هستند، پیش خدا، ملائکة الله، اهل بیت محترم هستند، حیوانات همه شخصیت دارند، می‌گوید فقط گیر شکستگی پای آن اسب هستم این ده سال، یک آدم بدی را نصب کردم او یک پلی ساخته که اینطوری شده.@ما اینجا در همین شهرری خودمان یادتان هست، پل ساختند روز اول افتتاح ماشین رفت رویش خراب شد آن زیر در پیکان شش نفر له شدند، حضرت می‌گوید این می‌گذرد، تو حالا امضا کردی این ساختمان از استحکام برخوردار است، ده میلیون رشوه گرفتی، بعد زلزله آمد و این همه آدم کشته شدند، قتل نفس مگر شوخی است.@«أوَّلُ ما یَسئَلُ عَنه الدَّم» قیامت اگر بخواهند یک کسی ارفاقی بدهند، می‌گویند ببینید اگر در نامه عملش خون نیست می‌شود یک کاری کرد اما اگر خون باشد نمی‌شود، ما الان پزشک داریم بیخود می‌نویسد برود عمل بشود، مگر شوخی است که برود عمل بشود، می‌شود عمل نکند می‌نویسد عمل بشود، چاقو در بدن طرف می‌اندازند این جراحی عوارض دارد.@مگر شوخی است، اصلاً نمود ظلم هم ندارد، هیچ نمود ظلمی هم ندارد، می‌گوید من پزشک هستم تشخیص دادم که عمل بشود، ولی واقعاً دروغ هم می‌گوید اصلاً اینطوری نیست، می‌توانست عمل نشود، می‌گذرد، حضرت می‌فرماید این ظلم تو ظاهرش گذشته اما کیفر می‌ماند، بماند آنجا خیلی عقابش سخت است.@یک داد زدم، یک فحش دادم، یک سیلی زدم، به همین راحتی، یک تهمتی زدم، یک غیبتی کردم، یک فتنه‌ای کردم، یک اختلافی انداختم، یک خبرچینی کردم، اینها ظلم است، راز یک کسی را فاش کردن، سرّ یک کسی را فاش کردن، یک کسی آمد پیش من درددل کرد، حالا پیش من حرف زد، من کجا بگویم، این ظلم است، این تجاوز است.@تلفن یک نفر را کنترل کردم، موبایل یک نفر را نگاه کردم، پیامک یک نفر را بدون اجازه او خواندم، اینها ظلم می‌شود، می‌گوید می‌گذرد تمام می‌شود، اما جزایش می‌ماند، حضرت علی می‌فرماید حواستان جمع باشد دست انتقام الهی هست و کیفرش برای تو می‌ماند.@این را باید خیلی انسان دقت بکند، اینکه دست ما باز است، که ما این کارها را انجام بدهیم دلیل نمی‌شود می‌توانیم انجام بدهیم، انجام بدهیم، می‌ماند گرفتاری می‌آورد.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@