جلسه 462 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
462
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
11
روز
28
متن کامل (خام) ‌ جلسه 462 - خانواده آسمانی

بحث مان درباره ظلم بود زشت ترین نوع ظلم ها را تمام کردیم امروز می پردازیم به شدیدترین ظلمها، قبلاً در بحث زشت ترین ظلمها یک روایت داشتیم که ظلم و ضعیف افحش الظلم ظلم کردن به انسانی که ضعیف است و قادر به دفاع از خودش و مطالبه ی حقش نیست زشت ترین ظلمهاست. درباره ی شدیدترین ظلم از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود اشتدّ غضب الله ظلم من لا یجد ناصر غیرالله غضب خدا شدت می گیرد بر کسی که به کسی ظلم کند که جز خدا یاوری ندارد. یعنی هر چقدر که طرف مقابل ما ضعیف تر باشد و ما خدای ناکرده تصمیم به ظلم به او داشته باشیم شدت غضب خدا بر ما بیشتر خواهد شد. و انسان عکس العمل شدیدی را از خداوند تبارک و تعالی دریافت می کند اشتدّ شدت می گیرد غضب خداوند. سخت است این غضب الهی بر کسی که ظلم میکند به کسی که جز خداوند یاوری ندارد. قریب به این مضمون چندین روایت داریم ازوجود مقدس امام صادق علیه السلام است می فرماید ما من مظلمه اشد من مظلمه ... عزوجل هیچ مظلمه وستمی سخت تر از آن نیست که ستم دیده در قبال آن ظلم یاوری جز خدا نداشته باشد قبلا این را عرض کردم خدمت تان سر راه ما یک همچین افرادی قرار می گیرند انسان آن موقع باید حواسش را جمع کند مراقب باشد به همچین کسی ظلم نکند. گاهی وقتها هستند افرادی قوی هستند ما تا آن موقع که اینها قوی هستن مراعات می کنیم ولی یک موقع هایی ضعیف می شوند و به ما نیاز پیدا می کنند گاهی وقتها مثل حتی پدر و مادر انسان، پدر و مادر تا زمانی که جوان هستند انسان به آنها تکیه دارد. گاهی وقتها پیر و فرتوت می شوند و به شدت در همه ی جهات زندگی به فرزندان شان وابسته می شوند و نیارد خدا نکند یک کسی در آن زمانیکه پدر و مادرش یا همسرش یا فرزندانش یا کس دیگری که هیچ کس را جز خدا نداردو هیچ توان و قوه ی ندارد به انسان محتاج شود انسان رعایتش را نکند و خدای نکرده در حقش ظلم کند. از خانواده شروع می شود تا همسایگان و دیگر افراد در جامعه که انسان در مقابل این گونه افراد قرار می گیرد امتحان الهی است. خیلی باید انسان دقت کند که در این ورطه نیفتد اساسا هر وقت ما با کسانی روبرو می شویم که در مقابل ما ضعیف هستند ما در امتحان شدیدی قرار می گیریم کسانی که در مقابل ما کوچک هستند ضعیف هستند از حق شان نمی توانند دفاع کنند باید خیلی انسان مراقبت کند گاهی وقتها پدر و مادر به بچه های خودشان هم چون بچه ها هیچ کس را جز پدر و مادر ندارند ظلم می کنند ظلم های به فرزندان شکل هایش فرق دارد وقتی می گوییم ظالم شما فکر نکنید که یک کسی است یک چاقویی شلاقی دستش باشد خیلی وقتها بچه های زبان بسته بخاطر نادانی ها و خودخواهی های پدر ومادر به آنها ظلم می شود برای همین در روایت فرمود ارحموا اولادکم به فرزندان خود رحم کنید. خیلی وقتها پیش می آید که وقتی انسان روش برخورد صحیح را با فرزند می شناسد می بیند که خوب رفتار نکرده و به این بچه خیلی ظلم شده گاهی وقتها انسان این را می فهمد و بعد ظلم زیاد می کند این است که مادر نمی داند که بچه باید در هفت سال اول آزاد باشد به غیراز دو موردی که قبلاً عرض کردیم جایی که خطر دارد و جایی که حق الناس حق کسی به این باشد جلوی بچه را حق ندارد بگیرد. ولی یک جایی است که افراد می دانند و خودخواهی های شان اجازه نمی دهد که جلوی ظلم به بچه را بگیرد. تا کسان دیگر. این موارد موارد زیادی است که ما بخاطر خودشیفتگی ها و خودخواهی های مان فشارهای بیش از حدی به اطرافیان مان می آوریم توقع های بیش از حدی از اطرافیان مان داریم مرد است که از زنش توقع زیادی دارد که در توان زنش نیست یا زن واقعا اذیت می شود اگر بخواهد این کار را انجام دهد یا زن است از شوهرش توقع کارهایی را دارد که برای مرد سخت است یا مرد توان تهیه آنها را ندارد همه اینها یک نوع ظلم است. خیلی انسان باید حواسش جمع باشد که خدای نکرده اگر یک کسی جلوی ما کوتاه می آید و ساکت است و چیزی نمی گوید ما سوء استفاده نکنیم. در حالی که می دانیم. خدا رحمت کند بانو دباغ را ایشان می فرمودند که من در پاریس که بودم برای امام که مهمان می آمد از مهمانها پذیرایی می کردم یک شب مهمانها زیاد شدند امام هم مهمانها را تا دیروقت راه انداختند و بعد دیدم که آمدند آشپزخانه گفتند شما امشب مهمان خیلی داشتید ظرف خیلی داشتید من آمدم کمک شما. ما خیلی وقتها مرد داریم که مهمانهای خودش هم است البته فرق ندارد زن و مرد ندارد ولی خیلی وقتها است مرد بنا به دلایلی دوستان و فامیل هایش را دعوت کرده رعایت حال همسرش را باید بکند الان غذا درست کرده از صبح پا شده سختی های پختن غذا و پذیرایی مهمان را داشته الان شده ده شب یازده و دوازده شب تازه کلی ظرف مانده و حداقل اگر هم این کار را نمی کند در جمع کردن ظروف و مرتب کردن منزل کمک کند چون بالاخره یکنفر اینقدر جان ندارد که یکسره این همه کار کند بسیار خوب است انسان منصف باشد اگر انسان توانی دارد یک موقع است انسان توانی ندارد یا مرد است خودش هم تا دوازده شب بیدار بوده و شش صبح هم باید برود بیرون از منزل سختش است به هر حال افراد باید توجه داشته باشند به اطرافیان شان. یعنی که خدای نکرده یعنی همیشه انسان باید مراقب باشد شما می خواهید غذا بخورید باید مراقب باشید که کسی نباشد که غذا نخورده باشد یا در شلوغی ها کسی مورد غفلت قرار نگرفته باشد. من مثال های بسیار ساده می زنم بخاطر اینکه خیلی جلوی چشم است بهش توجه نداریم ولی انسان باید از همین جاها شروع کند یا توقع از فرزندانش برای درس خواندن و کار کردن و ... توقع از عروس و توقع از داماد توقع از اطرافیان خیلی مهم است ما آنجایی که دچار خودشیفتگی می شویم ظلم مان زیاد می شود توقع ما از افراد بالا می رود و رعایت حال افراد را نمی کنیم. امام رضا علیه السلام به خادم هایش گفته بود که اگر داشتید غذا می خوردید و من صدایتان کردم جواب ندهید غذای تان را بخورید. حالا وقتی ما خیلی وقتها است طرف دارد غذا می خورد سر سفره چند نفر را از جا بلند می کنیم برای رسیدگی به کارهای خودمان. از آنها چیزهایی می خواهیم بعضی ها هم هستند در خانواده که آنقدر متواضع و مهربانند که این کار را می کنند و آماده هستند که کسی نیازی داشته باشد و اینها نیاز آنها را برطرف کنند و از سرسفره بلند شوند ولی این دلیل نمی شود که اگر کسی این آمادگی را دارد ما از او بخواهیم که بلند شو برو این کار را انجام بده. فقط یک جا است که علمای اخلاق گفتند که اشکال ندارد و آن آب خواستن است چون آب دادن خیلی ثوابش زیاد است اگر به کسی گفتی برای من یک لیوان آب بیاور او را به فیض بزرگی رساندی. چقدر خوب است که انسان همیشه سعی کند که حتی آب آوری را هم او انجام دهد. یعنی او همیشه در خانه یا جاهای دیگر این آمادگی را داشته باشد که او داوطلب شود و او کارهای این چنینی را انجام دهد.

خوب، این ظلم ها خیلی زیاد است در اجتماع، ظلم هایی که مردها سر مهریه سر زنها می کنند یا حتی زنها خیلی جاها به همسران شان ظلم های مالی می کنند. باید خیلی انسان دقت کند که خدای ناکرده اینها عواقب سختی دارد هم دردنیا و هم آخرت. یک فرمایش است از نبی اکرم صلی الله علیه و آله در باره دفع ظلم است که به ما کمک می کند می فرماید ان عبد ظلم فلم ینتصر و لم یکن له من ینصره ... فدع الله قال الله لبیک ان انصرک عاجلا و عاجلا می فرماید هر وقت به بنده ای ستم شود و نتواند انتقام بگیرد و کسی هم نباشد که کمکش کند می گوید نگاهش را به آسمان بیندازد و خدا را بخواند از خدا بخواهد در روایت داریم که خدا می گوید لبیک من هم در دنیا و آخرت به تو کمک می کنم. ایاک نعبد و ایاک نستعین. یکی از آن جاها این است که ما از خود حق تعالی کمک بگیریم کمتر هم ما به این فکر می افتیم که از خداوند کمک جدی دریافت کنیم در رابطه با مشکلات مان. ما متأسفانه آنقدر شرک بر زوایای وجودی ما غلبه دارد که این جور موارد اگر مورد ظلم قرار بگیریم به سراغ آدمها و بندگان خدا اول می رویم. از خداوند کمک نمی گیریم.

خوب بخش بعدی ما درباره ی ظالمترین مردمان است که چه کسانی از بقیه ستمکارتر هستند. چندتا آیه است در این زمینه خدمتان عرض کنم خیلی مهم است و من اعظم ممن ذکر بایاته ربه ثم اعرضه عنها ان من المجرمین منتقمون سوره سجده آیه 22 می فرماید چه کسی ظالمتر از کسی است که آیات الهی را به یاد او بیاورند نشانه های خدا را و او از آن آیات روی برگرداند بعد می فرماید انا من المجرمین ما از مجرمین انتقام می گیریم. آیات یعنی نشانه ی خدا. نشانه ی خدا یعنی هر چیزی که رنگ خدا دارد. حالا می خواهد سخن خدا باشد آیه ای از آیات الهی باشد حدیثی باشد مسئله شرعی باشد وقتی به یک کسی تذکر می دهند در امر به معروف و نهی از منکر خوب یک کسی دارد منکر انجام می دهد کار غلط و زشت و گناه انجام می دهد یک کسی به او تذکر می دهد. که این کار گناه است زشت است این کار حرام است می بینی بعضی ها بدشان می آید وقتی به آنها تذکر داده می شود. اعرض عنها یعنی روی بر گرداند از آیات الهی که این دامنه اش خیلی زیاد است من حالا سعی می کنم با بیان ضعیف و قاصرم چند نمونه از آن را عرض کنم یک موقع است مسئله در حد مسائل شریعت است یعنی مسائل فقهی همین که شما در رساله دارید می گوید یک کسی به انسان می گوید که آقا قرائت شما فکر کنم صحیح نباشد اگر شما بخواهید بیرون بروید آینه نداشته باشی به یک آقا می گویی سرو وضع من چطوری است برایت مهم است که بیرون می روی ظاهرت مرتب باشد اگر کسی گفت یک لکه روی صورتت است روی لباست است جیبت اینطوری است خوشحال می شویم و تشکر می کنیم یا ناراحت می شویم؟ خوشحال می شویم وتشکر می کنیم. حالا ما الان داریم در شریعت یا مسیری را می رویم یک کسی به ما می گوید قرائتت اشتباه است رکوع تان غلط بود یا وضوی تا غلط است یک تذکر این طوری به ما داد به یک خانمی در مورد حجابش تذکر دادند به یک آقایی در مورد این که مثلاٌ این انگشتر طلا نباید دستت کنی در مسائل شریعت یا خمست را بده یا مواظب باش پول حرام نخوری و به زن و بچه ندهی یا فلان کار را انجام نده مراجع تقلید هیچ کدام اجازه نداده اند که این را انجام بدهی یا موسیقی حرام گوش نکنید یا مثلاً در مورد آرایش یک شخص به او تذکر دهند آقایی که رعایت مسائل شرعی را نمی کند رعایت ظواهر شرعی را نمی کند یا خانمی که رعایت نمی کند یا چیزهایی که مربوط به شریعت است امر به معروف یعنی اگر معروفی را انجام نمی دهد می گوید خوب نمازت را اول وقت بخوان به او تذکر می دهند یا حرامی را منکری را انجام می دهد به او می گویند این کار را نکن وقتی به او بر میخورد خدا می گوید این آدم مجرم است. یک آدمی است که جز ظالمترین آدمهاست که وقتی که یک امر صحیحی را به او تذکر می دهند یک امر درستی را به او تذکر می دهند بدش می آید ناراحت می شود به اوبر می خورد یا مثلاً ما در حیطه شریعت فعلا عرض کردم در حیطه طریقت هم می گویم بعضی ها اینطوری اند البته گفتن داریم تا گفتن یک موقع انسان بد حرف میزند تحقیر و سرزنش می کند آن خوب نیست. با مهربانی با درستی شما سیدالشهدا علیه السلام را نگاه کنید و حضرت مجتبی علیه السلام چقدر رعایت می کنند می بینند پیرمرد وضویش غلط است می خواهند به او بفهمانند که وضویش غلط است می آیند خیلی زیبا می گویند آقا ما می خواهیم وضو بگیریم اختلاف داریم شما نگاه کنید ببینید وضوی کدام یک از ما درست است هر وضوی کامل می گیرند پیرمرد می فهمد که وضوی شماها درست است وضوی من غلط است چقدر دقت دارند که اگر می خواهیم یک موقع به یکی تذکری بدهیم تحقیرش نکنیم. دلش را نشکنیم خردش نکنیم و حق هم نداریم در موقعی که او دارد آن معصیت را انجام می دهد و ما که انجام نمی دهیم خودمان را از او بهتر بدانیم این خیلی خطرناک است که انسان وقتی یک کسی گناهکار است گناهی را انجام داده و من آن گناه را انجام ندادم و احساس کنم که پیش خدا از او پاکتر هستم این خیلی خطرناک است. حالا با مهربانی انسان تذکر می دهد به آن شخص ولی اگر آن شخص ناراحت شود و به او بر بخورد راجع به دین و آیین خدا دارد با شما صحبت می کند راجع به حکم خدا دارد به شما صحبت می کند چرا به شما برمی خورد چرا ناراحت می شوی این آدم استکبار دارد یعنی نمی پذیرد و زیر بار حق نمی رود می گوییم آقا این روش شما غلط است در رساله جور دیگر است شما شرعا حق ندارید این کار را بکنید این کار حرام است به او بر می خورد آرایشگر حق ندارد در آرایش چیزهایی را که حرام است رو سر و صورت مردم پیاده کند لقمه اش را هم اگر بخورد حرام است. چه آرایشگاه مردانه چه آرایشگاه زنانه. خوب این حرام است دیگر به او بر می خورد. یک کسی که وقتی به او تذکر می دهید یک چیز حق را آیات الهی را به او بر می خورد ناراحت می شود استکبار دارد این را به او گفتی این ظلم است خدا گفته از این ظالمتر دیگر کسی نیست خدا می گوید که کلام من حکم من و حق را دارید به او می گویید و در مقابل حق پذیرش ندارد. مادر است پدر است خیلی وقتها حرفهایی می زنند پدر و مادر حق شان خیلی عظیم است بعد از خدا، بعد از اولیای الهی پدر و مادر هستند. پدر و مادر می گوید بچه در مقابل پدر و مادر روترش می کند. ناراحت می شود خوب این زشت است این کار غلطی است پدر و مادر اگر تذکر می دهند تو نباید اخم کنی حتی اگر حرف اشتباه می زنند. یکی از حق ها این است که دیگر. حالا من وارد حیطه شریعت خارج شدم رفتیم سراغ حیطه اخلاق و طریقت. در اخلاق همینطوری این زن داری نیست رفتارت با شوهرت درست نیست رفتار با بچه ات درست نیست رفتارت با عروست غلط است اینطوری آدم نباید با پدرشوهر و مادر شوهر حرف بزند حرمت دارند مثل پدر و مادر می مانند پدرزن و مادر زن مثل پدر و مادر می مانند داماد به او بر می خورد که من حرمت این را نگه دارم. این که انسان وجود و مقاومت خودش را به صفر برساند در مقابل حق این می تواند رشد کند. ما به میزان مقاومت هایی که داریم وقتی حق را می گویند به ما زیر بار نمی رویم آیات الهی را می گویند هی توجیهش می کنیم از آن فرار می کنیم یا توجیهش می کنیم این پوست کلفتی است این مقدار پوست کلفتی اگر انسان با توبه و گریه با انابه با جبران شکست در خودش شکست. و الا این عذاب دارد این ظلم خیلی بزرگ است خوب به تو می گویند که با مادرزن و پدر زن و مادرشوهر و پدرشوهر نمی توانی این طوری رفتار کنی با مشتری با بزرگتر با کوچکتر با برادر بزرگ با خواهر می بینی این زیر بار نمی رود می خواهد هرجور خودش می خواهد رفتار کند. من عصبی ام من پرخاشگرم نمی شود این طوری یا حسادت نسبت به فلانی. مواظب باش این رفتار حسودانه تأثیری روی رفتار دیگران می گوید نمی توانم من فلانی را می بینم می خواهم خفه اش کنم می شود ظلم دیگر. می داند غلط است رفتارش می داند که در حیطه ی اخلاق الان شوهرداری که دارد می کند ظلم به شوهرش است زن داری که دارد می کند ظلم است به زنش. یا مثلا به خانواده اش می داند خودش ولی خوب باز پوست کلفت است اینها هستند که عذاب های زیادی دارند. اینها به شدت له می شوند در روایت داریم آدم های متکبر را در قیامت حتی برای محاسبه هم تحویل شان نمی گیرد. در روایت داریم افراد مستکبر که می داند باید نماز بخواند و نمی خواند باید روزه بگیرد نمی گیرد پوست کلفتی می کند. می داند این کارش غلط است و حرام است ولی اصرار دارد که این کار غلط را ادامه بدهد. هر چه که باشد فرقی نمی کند. حضرت می فرماید آدم متکبر را خداوند به اندازه ی مور می کند می اندازد رو دست و پای جهنمی ها. و چون آنجا مردنی هم در کار نیست این دائماً زیر دست و پا است. حقارت له شدن را دارد ولی نمی میرد. و این آخرین کسانی که در قیامت به آنها رسیدگی می شود افراد مستکبر هستند افرادی که وقتی به آنها می گویی غلط است ادامه می دهند. یک چیز کوچک در روایت داریم اتقوالمحقرات من الذنوب از گناهان کوچک بپرهیزید چون در گناه کوچک استکبار خیلی سراغ آدم می آید در گناه کوچک آدم می ترسد طرف اگر در مورد زنا قرار بگیرد دزدی قرار بگیرد ترس برش می دارد اگر مرتکب شد ترس و ذلت و حقارتش با او هست توبه اش پشیمانی اش است ولی می بینی یک کاری می کند همیشه هم آن کار را انجام می دهد می گوید این طوری نیست. چه اشکالی دارد. در رساله نوشته جایز نیست یعنی حرام است پس نکن این کار را. ولی این دائما این کار را انجام می دهد. مثلا به خانم می گوید در مقابل نامحرم قرار گرفتی آرایش نکن این ممکن است چادر و مقنعه هم داشته باشد ولی صورتش را آرایش می کند مرد است مثلا صورتش را تیغ می اندازد یک چیز کوچک می خواهم بگویم ولی همیشه هم این کار را می کند می گوید از این گناهان بترسید چون در این گناهان شما خدا را کوچک می کنید در آن گناهان که انجام می دهید نمی ترسید خوب استغفرالله من این کار را کردم عذاب وجدان می گیرم و توبه و پشیمانی دارد خدا می بخشد. غیبت مثل آب خوردن غیبت می کند پشت سر دیگران حرف می زند غیبتی که از زنا بالاتر است زنا به آن شدت و وحشتناکی به آن عذاب به آن تلخی و سختی حالا غیبت را می گوید. غیبت می کند ناراحت نیست می داند دارد غیبت می کند پشت سر طرف حرف می زند و می داند کارش غلط است و اصرار دارد که این کار را انجام بدهد ده سال بیست سال سی سال انجام می دهد ناراحت هم نیست عذاب وجدان هم نمی گیرد. در حیطه ی اخلاق و طریقت زیاد است موارد اخلاقی خیلی است می داند حسادت بد است می داند طرفداری بیجا دارد از یکی از اعضای خانواده اش می کند ولی اصرار دارد این کار را انجام دهد می داند ظلم می کند مادرش ولی نمی رود عذرخواهی کند از همسرش، بخاطر ظلمی که مادرش کرده یا بالعکس. می فهمد ظلم را ولی اصرار دارد که آن کار را ادامه بدهد. این از مصادیق ذکر بایات ربه ثم اعرض عنها بعد اعراض و دوری می کند یعنی قبولش نمی کند فرار می کند حق را به او می گویند ناراحت می شود. می گوید مدیریتت غلط است نمی دانم اینجا حق فلانی را خوردی یا داری حق می خوری بهش بر می خورد رئیس جمهور است ناراحت می شود وزیر است ناراحت می شود نماینده مجلس است ناراحت می شود مدیر کل است ناراحت می شود مدیر است به او بر می خورد که چرا از من نقد شد اگر انتقاد درست است جبرانش کن اگر غلط است با اخلاق رفتار کن. استکبار نکند انسان. یعنی وقتی با یک چیزی حق روبرو می شود عصبی و ناراحت نشود اعراض نکند. بله درست است حق با شماست رانندگی می کنیم اشتباه هم کردیم در رانندگی یک کسی از بغل ما رد می شود یک چیزی هم به مامی گوید این چه طرز رانندگی کردن است به ما هم بر می خورد بابا تو خودت هم می دانی که بیجا پیچیدی و بیجا ترمز کردی برو عذرخواهی کن. نمی گوید ببخشید من اشتباه پارک کردم اشتباه پیچیدم عذرخواهی می کنم. او اعتراض می کند اعصابش خرد شد که شما بد رانندگی کردی شما تنها راهی که داری بگویی معذرت می خواهم ببخشید. تقصیر من بود. نه اینکه برو بابا تو هم یک چیزی به او بگویی. زیاد اتفاق می افتد. دلم خواست وقتی یکی به این مرحله می رسد که دلم خواست خیلی خطرناک است. خدا می گوید این از ظالمترین آدمهاست. دوست داشتم به کس چه ربطی دارد می خواهم بروم جهنم. اگر می خواهم بروم جهنم کی را باید ببینیم. اگر نخواهیم برویم بهشت کی را باید ببینیم. وقتی یک دفعه شخص می رسید به یک مرحله اینطوری یک عواقب وحشتناکی در انتظار این شخص است. که رسیده به استکبار و مقاومت. اعراض این طوری است که انسان در اثر حب و بغض های بیجا اعراض و دوری می کند رعایت نمی کند تن نمی دهد جریمه می شود خسارت و ... خیلی اتفاقات وحشتناک. دوست دارم این طوری غذا بخورم و دوست دارم این طوری بخوابم آن تکوین خودش را نشان می دهد دیگر ساختار خلقتی است اما در تشریع آنی است که تو باید با اختیار رعایتش کنی اینجاست چون به ما اختیار دادند انسان وحشی می شود.

ای خدا زین امتحان ها داد داد خاک ما را امتحان بر باد داد

اختیار دادند می خواهند امتحانت کنند زیر بار هم نمی روی. امام موسی بن جعفر علیه السلام از در خانه ای رد می شود و یک کنیزی آمده در خانه زباله ای را بگذارد و از خانه هم صدای ساز و آواز می آید به حضرت می پرسد صاحب خانه آزاد است یا برده است می گوید نه آزاد است امام می گوید بله آزاد است که این کار ها را انجام می دهد اگر آزاد نبود با خودش این کار را نمی کرد. بُشر صاحب خانه می گوید چرا دیر آمدی می گوید یک آقایی رد شد اینطوری گفت این در وسط فسق و فجورش رمز را می گیرد و پا برهنه دنبال حضرت می دود و دامان حضرت را می گیرد و می گوید من دیگر نمی خواهم آزاد باشم می خواهم عبد باشم. عبد است عبودیت است که برای انسان آزادی به معنای واقعی می آورد تمام قدرت های یک عبد از تمام آزادی های یک عبد از عبودیتش است شما آنجایی که این را رعایت نمی کنی گرفتارت می کند به آقا می گوید من دیگر از این به بعد می خواهم عبد باشم و هر چه خدا گفت انجام دهم. به قدرت می رسد انسان. اگر کسی که بخواهد آزاد باشد می گوید اختیار دارم هر کاری دلم خواست می کنم. اینجایی که انسان را واگذار می کنند به خودش که می گوید حق دارم هر کاری دلم خواست می کنم آزادم هر کاری دوست داشتم می کنم یا فلان کار را دوست ندارم حکم شرعی برایش می خورد می گوید دوست ندارم انجام دهم حرام به او می خورد می گوید دوست دارم انجام بدهم. وقتی شما این احساس را می کنید که آزادید و هر کاری دلتان بخواهد می کنید آن موقع است که این اتفاق که در قرآن می گوید من اعظم ممن ذکر بایات ربه فاعرض عنها بعد می گوید انا من المجرمین لمنتقمون ما از مجرمین انتقام می گیریم. خیلی حرف است خدا دنبال انتقام از بنده اش بیفتد. در سیستم تکوینی انتقام جا در جا گرفته می شود شما سم را بخورید جا درجا می کشد ترا. یک چیز داغ را بگیری بی دقتی کنی جا در جا می سوزاند. این تکوین است یعنی انتقام آن اشتباه سریع گرفته می شود اما یک موقع است نظام نظام تشریعی است آنجایی که تو اختیار داری و یک سلسله دستورالعمل به تو دادند که انجام بدهی می توانی رعایت کنی و می توانی نکنی ولی تو سوء استفاده می کنی همین که سوء استفاده می کنی می روی به سمتی که البته همان لحظه جا در جا انتقام گرفته می شود. چون قلب تاریک می شود انسان از نورانیت می افتد از عبادت می افتد یعنی شما تودهنی بدتر از این نیست یک موقع است زن وشوهر دعوا می کنند تحمل می کنند همدیگر را ظلم هم مرد می کند زن هم دارد ظلم می کند ولی همدیگر را تحمل می کنند و کنار هم هستند و ده بیست سال کنار هم زندگی می کنند و این ظلم هم اتفاق می افتد سیستم تشریع که اختیار است خیلی سریعتر از اخلاق خیلی سریعتر جواب می دهد اما متوجه نمی شویم. یعنی فرشته ها همچین تو دهنی به طرف زدند که اگر باطن کار خودش را می دید که فرشته ها چطوری تو دهنی به این می زنند یا خدا چطوری تو دهنی به این می زنند اگر می فهمید این از موقعی که من دستم را می گذارم دستم را روی ظرف داغ و می سوزم ببینید تکوین این است من اشتباها ظرف را داغ را بر می دارم بلافاصله می سوزاند جا در جا. کاری هم ندارد که تو می فهمی یا نمی فهمی تکوین رحم ندارد. چند وقت پیش بود رفته بودیم داشتیم بر می گشتیم قم منزل. این رانندگی خوش انصاف به ما نگفته بود صندوق عقب یک باطری گذاشته بود گفتم آب بزنم به صورت مان این آب را ریختم بنزین بود تاریک هم بود ریختم تو صورتم، جیغم رفت بالا. هی چشم و صورتم می سوخت و خودم خنده ام گرفته بود خوب این است رحم نمی کند اگر اسید بود چی اصلا شوخی ندارد می خواهم بگویم در نظام اخلاق اثر کار خدا زودتر از اسید و برق است که برق می گیردت برق می گیرد جا در جا می کشد. در اخلاق اینقدر سریع نتیجه می دهد ولی شخص متوجه نمی شود. بعد می خواهد نماز بخواند آسمان با او قهر است نمی تواند نماز بخواند. می خواهد برود حرم می بیند در قفل است می رود سمت حرم حضرت نمی گوید نیا تو می روی و نزدیک حرم می شوی ولی می بینی که هیچ کس با تو آشتی نیست. می روی سر نماز می بینی هشت رکعت نماز خواندی هیچ چیز نفهمیدی. بعد می بینی یک هفته گذشته اشک نتوانستی بریزی و گریه کنی. می بینی ده شب گذشته یک شب در یکی از این بزم ها صدایت نکردند که پا شو بیا. این طوری تو دهنی می زنند به آدم یعنی ده شب گذشته نتوانستی یک نافله ای بخوانی و یک سحری و ... ما متوجه نمی شویم خیلی سریعتر از اسید و برق دارد اثر می گذارد خیلی سریعتر است می بینی یک دفعه فاصله ات از امام زمان خیلی دور شد از خانواده آسمانی ات خیلی دور شد ببینید اصلا تعجب ندارد یک نفر مادرش یا همسرش را... یک فیلم سینمایی من بچه بودم یک خانمی به شوهرش می گفت چرا نمی آیی شوهر می گفت عزیزم ما آن هفته با هم یک ناهار خوردیم آن هفته یک ناهار خوردیم خوب این را در فیلم می گذارند که افراد بخندند آیا کسی دلش برای همسرش تنگ نشود برای بچه ونوه اش تنگ نشود برای پدر و مادرش تنگ نشود تعجب ندارد این. یا تلفن نزند در طول روز. بعد می بینی که این بنده خدا الان شش ماه است یاد خدا نیفتاده دلش برای حضرت فاطمه زهرا تنگ نشده برای امام زمان تنگ نشده برای پیامبر تنگ نشده. این خطر دارد ما اصلا متوجه نیستیم فکر می کنیم یک چیز عادی است فاطمه زهرا مادر اصلی است خانواده آسمانی ات، امام حی است می گوید نه دلم برایش تنگ شده نه دلم برایش می سوزد نه می روم کمکش کنم شما در کشور ما نگاه کنید یک چیز یک سنتی در کشور ما است در جاهای دیگر نیست در کشور ما اگر یک مظلومی یک جا وجود داشته باشد یکی بتواند کمکش کند و کمکش نکند اگر کسی مظلومی را ببیند و کمکش نکند مثل ظالم است هیچ فرقی نمی کند در فرهنگ ما طرف دارد عابد است نماز می خواند بچه آمده پر خروس را می کند این خروسه جیغ می زند این عابد دارد نمازش را می خواند تماشا می کند که این خروسه کشته شود زمین دهن باز می کند با همان سجاده اش می برد او را داخل. وا می ایستی یک خروس جلوی تو کشته شود و ظلم شود این خطرناک است حالا یک نفری کنار خیابان ایستاده آبی می خواهد بنزینی می خواهد از کنارش رد شوی مردانه نیست مسئولیت هم دارد. یادم است یک موقعی زمان جنگ بود با فرمانده ما داشتیم می رفتی یک جایی در همین تهران حواسمان نبود یک دفعه فرمانده گفت بزنید کنار بیایید پایین بدوید ببینیم رفتیم دیدیم یک خانمی ماشینش پنچر شده کنار خیابان رفتیم جک دارید جک نداشت چهارنفر ما ماشین را بلند کردیم رودست مثل جک یک نفر 5 دقیقه لاستیک را عوض کرده چهار نفر زور زدند نگه داشتند این می شود کار جوانمردانه. اگر نشود می شود ناجوانمردی بعد یک کسی اینقدر قساوت پیدا می کند که امام زمان الشرید الطرید الفرید الوحید اصلا دلش تکان نمی خورد که امام زمانش تنهاست بابای زمینی اش چرا. می گوید صبح از خانه بیرون می آید می گوید بابایم حالش بد بود مادرم حالش خوب نبود یا سر کار می گویند بابایت حالش بد است زنت شوهرت بچه ات .... پدر و مادرت ... حالش بد است می گوید بدوم بروم به او برسم. بعد انسان در مراحل اخلاق و مرحله بالاتر از اخلاق و عقاید چنان جنایتی با خودش می کند که نتیجه اش زود ظاهر می شود. اما متوجه نیست شما نگاه کنید ما در شرح دعای سوم از دعاهای صحیفه توضیح دادیم راجع به فرشته ها خداوند چندتا فرشته می فرستد در روز زیاد هم است کم نیستند این با تو است از صبح تا شب یحفظونهم ... جلو و عقب محافظت می کنند ما را انقدر قساوت می گیرد که حواس مان به فرشته های که با ما هستند اقلا یک سلام کن به آنها صبح. یا شب می خواهند بروند یک خداحافظی با آنها بکن. ماها غافل هستیم از غیب. بخاطری که جنابت و ظلم زیاد می کنیم بخاطری که اعراض از آیات الهی زیاد داریم اصلا فکر ما نیست این طوری چیزها این میکائیل و اسرافیل و عزرائیل و جبرئیل که بهترین دوستان ما هستند ما در سی سال چهل سال پنجاه سال هیچ سابقه رفاقت با این فرشته های الهی را نداریم. 5 دقیقه با این فرشته ها صفا نمی کنیم دوست شوید صمیمی شوید ما اصلا فکر این چیزها نیستیم. این جدا معصومین جدا امام زمان جدا بعد فکر می کنیم که ما خیلی آدم های طبیعی و سالمی هستیم. بابا شوخی است مگر که امام زمان هر روز بگوید هل من ناصر ینصرنی وتو هیچ قلبت تکان نخورد ناراحت نشوی تپش قلب و اضطراب و نگرانی نگیری من باید چه کار کنم اعراض این طوری است انتقام این طوری است یعنی مهر می خورد به قلب. در روایت داریم اگر کسی می فهمد که باید چه کار کند و نمی کند خدا هفتاد بلا به سرش می آورد کمترینش این است که لذت مناجات را از او می گیرد. این تازه کمترین است یعنی می زند در دهنش. مثل اینکه تو می خواهی پدر و مادرت برخورد خوش با تو بکنند و نمی کنند. مادرت قهر کند همسرت با تو قهر کند یعنی چی. اگر آسمان با آدم قهر کند خیلی فاجعه است حالا دنیایی ها خیلی من را دوست دارند همه می میرند برایم به چه درد می خورد تو هیچ آبرویی بالا نداری. اعراض یعنی تو الان خوشت هم نمی آید که با مادرت فاطمه زهرا روبرو شوی. دو نفر که همدیگر را دوست داشته باشند وقتی با هم روبرو می شوند یک عالم دلتنگی و اشتیاق دارند برای همدیگر یک عالم آغوش دارند یک عالم بوسه ی ذخیره شده دارند یک عالم حرفهای نگفته دارند یک عالم عاطفه هایی که پای هم بریزند. دو روز است سه روز است شش روز است یک ماه است ندیدم طرف را یک عالم عاطفه ذخیره شده. الان ما واقعاً امام زمان را ببینیم چه کار می کنیم با ما مادرمان فاطمه زهرا و پیامبر عاطفه ذخیره شده داریم وقتی زیارت نامه می خوانی به حضرت عبدالعظیم و حضرت معصومه بگو که عرف الله بینا و بینکم فی الجنه خدا ما را با تو در بهشت معرفی کند برای اینکه یک عالم شخص برای آدم سالم و طبیعی یک عالم عاطفه معنوی ذخیره شده با علی اکبر و علی اصغر دلتنگش می شوی ما جرم می کنیم پوست کلفتی می کنیم در برخورد با آیات الهی آن چیزی که می فهمیم باید انجام دهیم از زیرش در می رویم می گوید این کار را نکن این حدود را باید رعایت کنی زیر بار نمی رود طرف. دوست ندارم و خوشم نمی آید خداست حضرت معشوق این را می گوید نماز می خوانی می گویی که معشوقی جز خدا ندارم خوب همین معشوقت می گوید این کار را نکن. بعد می ایستی و جلویش می گویی دلم می خواهد می شود یک آدم یکی را دوست دارد و می گوید این کار را انجام نده می شود آدم انجام دهد. می شود اصلا ما داریم این کا ررا می کنیم از یک طرف می گوییم عاشق خدا و اهل بیتیم و از یک طرف هم هر کاری دلمان می خواهد می کنیم و می گوییم دلمان خواست. این خیلی خطرنک است انا من المجرمین منتقمون ما از مجرمین انتقام می گیریم انتقامش هم خیلی زود ظاهر می شود دیگر ما را در جمع های نورانی راه نمی دهند دیگر در های نورانی روی ما بسته می شود در غیب بسته می شود 50 دفعه می روی حرم اما هیچ اتفاقی در آن برایت نمی افتد مگر نمی گویی باذن الله و باذن رسوله و باذن الائمه المعصومین و باذن الملائکه المحدقین ملائکه ای که دارند اینجا طواف می کنند پر فرشته است یک عالم خبر است در این عالم ولی هیچ اتفاقی در این عالم نمی افتد دل ما قفل قفل است این نشان می دهد آدم سنگین است تاریک است حجاب دارد. میکده است آدم میکده برای چی می رود شما می روید قهوه خانه رفتی نشستی بالاخره در این قهوه خانه آدم می رود باید یک کار قهوه خانه ای انجام دهد یا یک چایی می خورد یا دیزی می خورد یا قلیان می کشد یک خوشی باید به او بگذرد نمی شود بروم قهوه خانه و بیایم. نمی شود در میکده ای انسان وارد شود و بیاید. باید یک اتفاقی برایت بیفتد هیچ شادی به ما داده نمی شود و هیچ شادی ... چهل سال است دارد نماز میخواند چهل سال امام صادق علیه السلام فرمود 50 سال انسان نماز می خواند یک رکعتش هم قبول نیست چون مجرم ومستکبر است قُد است اخلاق را رعایت نمی کند جسور و بی ادب است گستاخ است. از این بدتر دیگر این که 50 سال قهر باشد طرف 50 سال در بسته است قهر هستند باتو. می گوید هیچ اتفاقی برایم نیفتاد ببین هیچ مشکلی در زندگی من نیفتد من سالم هستم ببین من خوشگلم و پولدارم و فکر می کند که حتما باید در اینجا ها اتفاقی بیفتد یعنی اگر من اعراض کردم باید تصادف کنم یا مریض شوم یا سرطان بگیرم یا .... نه. اتفاقا ممکن است اینقدر بدشان بیاید از آدم که خیلی بیشتر هم بدهند به آدم در روایت داریم دیگر خداوند می گوید از بعضی از بندگانم آنقدر بدم می آید که وقتی می آیند دعا می کنند به فرشتگانم می گویم بدهید به او زود بدهید که برود چون از صدایش خوشم نمی آید. که بشنوم. می گوید پس چرا فلانی اگر آبرو دارد پیش خدا چرا سرطان گرفته چرا مشکل مالی دارد چرا بچه اش مرد و سرطان گرفت بعد آن فلان فلان شده ها را نگاه کن نه خدایی نه نمازی نه چیزی .... همه چیزشان به راه خانه اتومبیل و همه درس خوان و خوشگل و سالم ... این فکر می کند واقعا ... ما ینطوری نمی توانیم بسنجیم. یک بی ادبی به پیغمبر گفت برو به خدا بگو من این همه معصیت ترا کردم تو چه کار کردی با من من هیچ مشکلی ندارم همه چیز دارم. خداوند فرمود به او بگو که همین که لذت صحبت کردن با خودم را از تو گرفتم بس توست این نیست داستان خیلی ادامه دارد انتقام به اینجا نمی ماند طرف الان بالاخره اگر تو آبرویی داری قیمتی داری بالاخره غیب باید ترا بپذیرد چرا نمی پذیرد چرا عرضه نداری دو رکعت نماز بخوانی وقتی می روی سر نماز اتصالی نیست چرا راه رویت باز نمی شود چرا اشکت نمی آید چرا تمرکز نداری چرا می روی حرم اتفاقی نمی افتد. ببین با خودت چه کار کردی. چرا قرآن می خوانی مست و شاد نمی شوی. چرا وقتی اسم غیب و خانواده آسمانی ات بالا می آید به جای اینکه خوشحال شوی دلت می گیرد جرم این طوری است انتقام این طوری است. این جز ظالم ترین مردم اینها هستند. کسانی که وقتی با آیات خدا نشانه های خدا دستورات خدا روبرو می شوند پوست کلفتی می کنند اعرض عنها. اعراض کردن می شود جرم بعد خدا می گوید ما از مجرمین انتقام می گیریم. انتقامش هم گفتم چطوری است این طوری نیست که حالا حتما تو مریض شوی تصادف کنی سرطان بگیری فقیر شوی مشکل مالی پیدا کنی ... نه اتفاق در کجا می افتد؟ ببنید من در نظام تکوین یک اشتباه می کنم به یک چیز داغ دست می زنم آن اتفاق در ساختار بدنی و تکوینی من می افتد ولی وقتی با قلبم جنایت می کنم اعراض جنایت با قلب است یعنی قلب و دلت و نفس دارد جنایت می کند انتقام در کجاست؟ در قلبت است می بینی ذکر نمی توانی بگویی تسبیح نمی توانی بگویی صلوات نمی توانی بفرستی نماز خوب نمی توانی بخوانی نمازهایت قضا می شود از اول وقت به آخر وقت می افتد و ... طرف رانگاه می کنی می بینی هیچ ارتباطی اعتباری و آبرویی برایش در غیب نمانده است. هیچ چیز. این پوست کلفتی های خودماهاست. که این روش غلط را انتخاب می کنیم. آیاتش را هفته بعد ان شاءالله ادامه می دهیم.

والحمدلله رب العالمین.