جلسه 014 - انسان در گستره منازل آخرت
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
6
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - انسان در گستره منازل آخرت

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدآئهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در منزل دوم از منازل آخرت به منزل قبر رسیده بود که قرار شد درباره عوامل جلوگیری از فشار قبر صحبت بکنیم و عواملی که فشار قبر را ایجاد میکنند درباره عوامل جلوگیری چند عامل را در روایات ذکر کردند که اگر اینها را خود شخص انجام بدهد و یا دیگران برای او انجام بدهند فشار قبر از شخص و عذاب قبر برداشته میشود.@ مثل همان عوامل وحشت قبر که بعضیها را خود شخص انجام میداد بعضیها را دوستان و اطرافیان و خانواده در مورد فشار قبر و عذاب قبر هم همینطور است برداشته شدن عذاب قبر و فشار قبر در بعضی از عوامل به خود شخص مربوط است و در بعضی از موارد دیگر به اطرافیان و دوستان و خانواده او مربوط است.@ باز مهمترین عوامل همانطور که در سکرات و ترس و وحشت قبر گفتیم برای برداشته شدن فشار قبر همان دو عامل اصلی اولی بود که دوستی و رفاقت و انس با حقتعالی بود و دوستی و رفاقت و انس با اهل بیت(ع) این دو بسیار بسیار مهم هستند و هر چقدر این رفاقت، صمیمت و اُنس بیشتر باشد عذاب و فشار از صاحب قبر دورتر هست.@ و با آن معیاری که عرض کردیم که نفس ما قبر ماست معنایش این است که شخص در دنیا با رفاقت با خداوند تبارک و تعالی و دوستی خداوند، انس با خدا، انس با کلام او و همچنین دوستی با محمد و آل محمد(ع) دنیایش را شاد بگذراند فشار را از روح خودش بردارد.@ معنای برداشته شدن فشار قبر یعنی همین که ما الآن که در قبر خودمان هستیم یعنی نفس خودمان، بتوانیم با معنویت ارتباط و انس با حقتعالی با معنویت ارتباط و انس با پیامبر و آل خودمان را آدمهای قدرتمند و شادی بکنیم. فشارهای عصبی را با یاد آخرت، یاد قبر، انس با حقتعالی از خودمان برداریم.@ پس آیا ما در قبر بوسیله انس با حقتعالی و انس با اولیائش از عذاب قبر و فشار قبر نجات پیدا میکنیم یا نه؟ این بستگی به این دارد که ما الآن که در زندگی دنیا هستیم با همان عوامل از فشارهای روانی، عصبانیتها، بداخلاقیها، تندخوییها، تکبرها، حسادتها، زودرنجیها و حساسیتها میتوانیم خودمان را نجات دهیم یا نه؟@ چرا؟ چون اثر ذاتی انس به خداوند تبارک و تعالی، گرم بودن رابطه با خدا، قوی بودن رابطه با حقتعالی و اهل بیت(ع) اثر ذاتیاش شادی و آرامش است. پس اگر ما الآن مدعی هستیم که آدمهایی هستیم که از نظر ارتباط معنوی آدمهای معنویای هستیم و آدمهای قویی هستیم آدمهای اهل ذکری هستیم.@ میگویند طرف ذاکر است مداح است روحانی است اهل مسجد است هیئتی است از اینها توقع میرود که شادترین آدمها آرامترین آدمها، طلبه است بسیجی است به قول معروف حزب اللهی است انتساب به حزب الله دارد از این اینجور آدمها توقع میرود که اینها آرامترین، شادترین، بیکینهترین، قدرتمندترین آدمها باشند.@ زودرنج نباشند عصبی نباشند اهل حساسیت نباشند پرخاشگر نباشند حسود نباشند متکبر نباشند خودخواه و خودبین نباشند اگر دین ما و معنویت ما در اینجا به داد ما نمیرسد و روح ما را شاد نمیکند نباید توقع داشته باشیم در قبر که وضعیت بدتری هست وضعیت سختتری هست بتوانیم با دارائی خودمان آنجا شاد باشیم.@ پس این را خوب توجه بکنیم که وقتی میگوییم آنجا برداشته میشود عذاب قبر و فشار قبر، باید اینجا هم معنویت بتواند ما را در مقابل مشکلات بلاها و سختیها در مقابل حوادث در مقابل گرفتاریهای دنیا شاد نگه دارد در مقابل فشارهای خارجی فشارهای بیرونی آرام نگه دارد.@ نه آدمهای مچاله حساس و زودرنجی که دائماً ضعیف هستند آدمهای بیانگیزه و پوچگرا شده باشند ولی بگویند حالا اهل نماز هم هست مثلا نماز میخواند مسجد میرود هیئت میرود جلسهای هست اما ناراحتی اعصاب دارد قرص هم میخورد پس این معلوم است هیچ کدام از مسائل معنوی او به داد او نرسیده کمک او نکرده.@ این دو تا از عوامل مهم هست باز از عوامل مهمّ برداشته شدن فشار قبر خوش اخلاقی هست باز این هم با مسئله نفس مربوط هست هر چقدر اخلاق انسان خوش باشد، آدم خوشاخلاق فشار دارد یا آدم بداخلاق؟ آدم بداخلاق فشار دارد در روایت داریم هم خودش را در فشار قرار میدهد هم دیگران را، اولین کسی که از دست آدم بداخلاق در عذاب قرار میگیرد کیست؟ خودش هست.@ اولین شخصی که از حسادت آسیب میبیند شخص حسود است حضرت میفرماید حسود اگر میدانست با بدن خودش حداقل، روح که دیگر بماند با بدن خودش چه میکرد هرگز این کار را نمیکرد یعنی وقتی حسادت میآید مثل یک خوره و مریضی میافتد در بدن.@ چه بسا خیلی از آدمها بیماریهای صعب العلاج میگیرد و در اثر آن میمیرند و این بیماری اثر حسادتها و فشارهای روانیای هست که خودش به خودش آورده لذا خوشاخلاقی یعنی اینکه آدم در همه شرائط بتواند شاد باشد بخندد لبخند داشته باشد آرامش داشته باشد نشاط داشته باشد زود مچاله نشود آدم خوشاخلاق یعنی این.@ انقدر این خوشاخلاقی مهم است که وقتی در یکی از جنگها دو تا از اعضای دشمن دو تا از کفار را اسیر گرفتند و پیامبر دستور به قتل آنها را داد وقتی خواستند اینها را اعدام بکنند جبرئیل(ع) مشرف شد خدمت حضرت عرض کرد که یا رسول الله خداوند فرمود آن یکی را نکُش چون آدم خوشاخلاقی هست.@ در منزل آدم خوشاخلاقی هست حالا درسته کافر هست اما خداوند میخواهد که بواسطه خوشاخلاقیاش از کشته شدنش بگذرد شاید هم به همان دلیلی که قبلا گفتیم که خداوند این کار را میکند تا شخص بعداً طلبی از خدا نداشته باشد.@ همین که پیغمبر آمد آن کافر قبلی که محاربه بوده در جنگ با پیغمبر بوده کشتندش این یکی را که میخواستند بکشند رسول خدا دستور داد نکشند بعد او سئوال کرد چرا مرا نکشتند؟ حضرت فرمود چون جبرئیل(ع) به من خبر داده که تو در خانه خیلی آدم خوشاخلاقی هستی آدم مهربان و خوش اخلاقی هستی با اطرافیانت هم همینطور. گفت هیچ کس از اخلاق من خبر ندارد اگر تو الآن از اخلاق من خبر میدهی معلوم است که تو پیغمبری که توانستی از مسائل درونی من خبر بدهی همان جا مسلمان میشود.@ ببینید خوشاخلاقی آدم را نجات میدهد قرار بود اعدام شود به عنوان دشمن خدا جایش کجا بود؟ جایش جهنم بود این خوشاخلاقی هم ایمان را به او داد هم جهنمش را تبدیل به بهشت کرد در نقطه مقابل مؤمنین اگر بداخلاق باشند دیگر فرقی نمیکند هر چقدر مؤمن باشند حتما گرفتار عذاب میشوند.@ در روایت داریم که امام صادق(ع) درباره سعد من این داستان را همیشه تعریف کردم ولی اینجا از زبان امام صادق داستان را تعریف میکنم نه از زبان پیغمبر خیلی جالب است سعد میدانید که سعد بن معاض وقتی که در رکاب پیغمبر شهید شد اول مجروح شد یک سه روزی در جنگ خندق زخم برداشت بعد سه روزی جنازهاش بود و بعد هم به شهادت رسید.@ در بعضی از روایات داریم که جبرئیل و میکائیل و در بعضی از روایات داریم که جبرئیل(ع) با هفتاد هزار فرشته آمدند تشییع جنازه سعد، پیامبر پابرهنه آمد یعنی بدون عبا و عمامه و پابرهنه به معنای اینکه من خیلی عزادارم از شهادت سعد، به تشییع جنازه سعد که آمد سعد را دفن کردند.@ حالا امام صادق داستان را میگوید آن داستان را که از قول من زیاد شنیدید که پیامبر بعد از اینکه سعد را دفن کرد یک مقداری حالتی به پیغمبر دست داد سرش را بلند میکند پیغمبر به آسمان جالب اینجاست که این را امام صادق تعریف میکند از قول پیغمبر، پیغمبر سرش را برداشت و این سئوال را کرد خدایا آیا مثل سعدی هم دچار فشار قبر میشود؟@ یک کسی که هفتاد هزار فرشته به تشییع جنازهاش آمدند، انقدر این سعد شخصیت بزرگی هست شهید هم هست و این همان بحثی هست که ما قبلاً هم گفتیم ما دو تا پرونده پیش خدا داریم یک پرونده حق الناس یک پرونده حق الله.@ در پرونده حق الله ممکن است شخص به شهادت برسد در روایت هم داریم هر قطره خونی که از شهید ریخته شود تمام گناهان شهید آمرزیده میشود(یُغفَرُ لِلشَّهید کُلَّ ذَنبٍ). اما یک چیز دیگر هم دارد یک پرونده حق الناس هم هست پرونده حق الناس با پرونده حق الله قاطی نمیشود(إِلاَّ الدَّین) بعد از روایت داریم(إِلاَّ الدَّین) یعنی حق الناسها پروندهاش جداست.@ اینطور نیست که اگر من حزب اللهی بودم بسیجی بودم سید بودم مجروح بودم آزاده بودم شهید شدم همیشه نماز شب میخوانم با خدا خیلی رفیقم با امام زمان خیلی رفیقم بعد بتوانم هر ظلم و جنایتی در حق دیگران هم بکنم و اینها قاطی بشود بگویند آدم معنوی و کاردرستی بود اگر حق کسی را خورده، نه اصلا پرونده حق الله با حق الناس قاطی نمیشود.@ در مورد پرونده رابطه سعد با خدا آنقدر عالی است که در رکاب پیغمبر به شهادت میرسد آن هم در رکاب پیغمبر به شهادت میرسد، اما در پرونده حق الناس که ضعیف است امام صادق میفرماید پیامبر سرش را بلند کرد و فرمود آیا مثل سعد نیز فشار قبر دارد؟@ بعد حضرت خودش به امام صادق میفرماید که او در میان خانوادهاش بداخلاق بود بنابراین خوشاخلاقی خیلی نقش مهمی در برطرف شدن فشار قبر و عذاب قبر هست حالا ما یک روایت دیگر هم اینجا داریم در همین رابطه برایتان بخوانم.@ این روایت هم از نبی اکرم(ص) است میفرماید که(إِنَّ العَبدَ لَیَبلُغُ مِن سُوءِ خُلقِهِ أَسفَلَ دَرَکِ جَهنَّم) بنده خدا به خاطر بداخلاقیش به پایینترین درجه جهنم هم میرسد همان جا که منافقین هستند قرآن در مورد منافقین فرمود(إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ) اینجا دارد(إِنَّ العَبدَ لَیَبلُغُ مِن سُوءِ خُلقِهِ أَسفَلَ دَرَکِ جَهنَّم) پایینترین درجه جهنم آدم با بداخلاقی به آن میرسد.@ یک موقع کسی ممکن است سئوال بکند بگوید نه آقا ما نماز میخوانیم روزه میگیریم حزب اللهی هستیم جبههای هستیم خیرات میدهیم سفره میاندازیم زیارت میرویم حرم میرویم صدقه میدهیم.@ در جواب باز از نبی اکرم سئوال کردند(إِنَّ فُلانَۀَ تَصُومُ النَّهار وَ تَقُومُ اللَّیل وَ هِی سَیِّئَۀُ الخُلق تُؤذی جیرانَها بِلِسانَها) در مورد یک خانم از پیغمبر سئوال کردند که یک خانمی هست انقدر این زن رابطهاش با خدا خوب است خیلی زن عابدی هست(تَصُومُ النَّهار) روزها همیشه روزه است(و تَقوُمُ اللَّیل) همیشه هم نماز شب میخواند یعنی یک زنی که انقدر با خدا انس دارد.@ خیلی هنر میخواهد کسی روزها روزه بگیرد شبها همیشه با خدا مأنوس باشد اما بداخلاق است(وَ هِی سَیِّئَۀُ الخُلق) بداخلاق است(تُؤذی جیرانَها بِلِسانَها) با زبانش همسایههایش را آزار میدهد اگر اهل خانه باشد که دیگر بدتر، همسایههایش را با زبانش آزار میدهد.@ حضرت فرمود(لا خَیرَ فیها) در این زن هیچ خیری نیست یعنی نه نمازش به درد میخورد و نه روزه، چرا؟ چون اثر ذاتی نماز و روزه باید خوشاخلاقی باشد اگر کسی نماز میخواند خوشاخلاق نیست نمازش هم به درد نمیخورد روزه میگیرد و خوشاخلاق نیست روزهاش هم به درد نمیخورد.@ لذا حضرت فرمود(لا خَیرَ فیها هِیَ مِن أَهلِ النّار) او جهنمی است پیغمبر صریح میگوید آقا نماز میخواند روزه میگیرد حضرت میفرماید نه این اصلاً نه نمازش قبول است نه روزهاش، به چه درد میخورد نماز و روزهای که نمیتواند اخلاق آدم را خوش بکند.@ مسجد و حرمی که نمیتواند اخلاق آدم را خوش کند قبر آدم را شاد بکند قرآنی که قبر انسان که نفس انسان است آرام نمیکند خدماتی که یک نفر میکند سالها در مسجد سالها در هیئت سالها در جاهای مختلف خدمت بکند ولی وقتی تندخو است بدخلاق است متکبر است دعوایی است سر هر چیزی به هر کس میپَرد این دیگر چیزی برایش نمیماند.@ خیلی صریح پیغمبر رحمت این حرف را میزند(لا خَیرَ فیها) هیچ خیری در این آدم نیست(هِی مِن أَهلِ النّار) اهل جهنم هست. پس یادمان باشد خوشاخلاقی نقش زیادی در برطرف شدن فشار قبر دارد.@ لبخند این که انسان سعی بکند همیشه لبخند به لبش باشد خندیدن، خوشاخلاقی، خوشبرخوردی و انسان باید نفس خودش را، قبر خودش را با تمرین گسترده بکند آنهایی که خُلقشان تنگ است باید تلقین کنند.@ امام(ره) سلام الله تعالی علیه امام امت فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد یعنی این قبر تنگ را باید شروع کنی تصمیم بگیری این قبر تنگ را بازش بکنی گستردهاش بکنی از آن تنگی و فشار دربیاوری یواش یواش تمرین کن، یواش یواش لبخند و خوشاخلاقی را شروع کن.@ اینکه الآن من میخواهم با یک نفر حرف بزنم چطور حرف بزنم چه جوابی بدهم چه سئوالی از او بکنم گاهی وقتها انسان سئوال میکند تنگی میآورد گاهی وقتها سئوال میکند اصلا تنگی هم ایجاد نمیشود گاهی وقتها حرف میزند یک نفر را با حرف زدنش فشار میدهد گاهی وقتها حرف میزند اصلا هیچ فشاری به کسی نمیدهد.@ پس این را خیلی باید دقت بکنیم تمرین بکنیم چون اگر تمرین نکنیم انسان با بداخلاقی بمیرد پیغمبر فرمود(سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی است که دیگر آمرزیده نمیشود. چرا آمرزیده نمیشود؟ برای اینکه تبدیل به خُلق شده یعنی تولیدکننده گناه و آلودگی است حالا اگر فرصت شد نمیدانم دیگر امشب فردا ما بیشتر فرصت داریم یا نه در این دوره.@ علی(ع) میفرمایند وقتی میت را در قبر میگذارند آدمایی که گناهکار هستند 90 مار به اینها میچسبد در یک جا دیدیم 99 مار به اینها میچسبد در قبر، و این 99 مار همان اخلاقهای شخص هستند و إلاّ معنا ندارد که 99 مار از کجا بیایند برای چه آدم وقتی بمیرد باید 99 مار سراغش بیاید؟@ معلوم است قبر او که همان نفس او بوده تولیدکننده این 99 مار بوده، مارهایی که با آن دیگران را در فشار قرار میداده اذیت میکرده روی اعصاب دیگران راه میرفته هیچ کس از دست و زبان او در آرامش نبوده از خلق او در آرامش نبوده.@ خانواده یک جور، همکاران یک جور، زیردستان یک جور، بالادستها یک جور همیشه از خُلق او در فشار بودند از حسادتش از تکبرش از عجبش از قدرتطلبیش از شهرتطلبیش از خودخواهیش در فشار بودند.@ این 99 مار بزرگان فرمودند مرحوم شیخ بهائی میفرماید اینها خُلقیات خود انسان هستند اخلاق خود انساناند که میآیند به سراغ انسان، خیلی تهدید تند است(سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود.@ پرسیدند چرا؟ فرمود این هر وقت بداخلاقی میکند از کسی عذرخواهی میکند دوباره چند ساعت بعد دو روز بعد به همین شخص میپَرد دوباره یک غر دیگر، یک نق دیگر، یک زخم زبان دیگر، یک فشار دیگر، یک نیش دیگر، خودش را که درست نمیکند.@ آن مار همینطور در وجودش او زبانه میکشد و یک سره این و آن را دارد میگزد و اینکه پیغمبر میفرماید روز قیامت امت من به صورت حیوانهای مختلف و موجودات مختلف محشور میشوند برای این است که باطن این شخص این مار را با خودش داشته، در وجود خودش داشته.@ پس ما یا در دنیا خودمان زحمت میکشیم این مارها را از بین میبریم یا آنجا این مارها به جان ما میافتند و به راحتی هم دیگر دست بَردار نیستند در دنیا راحتتر است از بین بردن مارها و اژدهاها، عقربها و کِرمها تا آن طرف.@ اگر این جا ما از بین بردیم که بردیم و اگر اینجا از بین نبردیم آن طرف این مارها به سراغ ما میآیند مارهای بدبینی، مارهای حسادت، مارهای تکبر، مارهای تحقیر، مارهای تمسخر و مارهای مختلف.@ خدا رحمت کند حضرت امام(ره) سلام الله تعالی علیه فرمود اگر انسان یک خُلق از اخلاق بد را با خودش ببرد شما در اربعین نگاه کنید اینطور میفرماید معلوم نیست چند قرن از قرنهای آخرتی در جهنم گرفتار میشود قرنهای دنیایی نه قرنهای آخرتی. بنابراین آدم باید خیلی به داد خودش برسد این موطن قبر این منزل قبر خیلی منزل خطرناکی هست خیلی منزل وحشتناکی است و ما آن را داریم همین الآن حامل قبر خودمان هستیم.@ ببینیم چطور آدمی هستیم آدم باید یقه خودش را بگیرد اگر حسود است باید یقه خودش را بگیرد و این مشکل را حل کند اگر متکبر است باید یقه خودش را بگیرد اگر فحاش است باید یقه خودش را بگیرد اگر تندخو و زودرنج و حساس است این باید حتما یقه خودش را بگیرد و اینها را از بین ببرد.@ اگر نتواند از بین ببرد هر یک باری که یک نفر به او چیزی میگوید به او برمیخورد وجود او آتش میگیرد قبر او پر از آتش میشود این قبر تو که الآن با حرف یک نفر، با کار یک نفر پر از آتش شد پس تو آتش گرفتی، نمیتوانی دیگران را ببخشی نمیتوانی دیگران را حلال بکنی، دائما در دلت پُر از کینه است پُر از نفرت است.@ امیر المؤمنین(ع) میفرماید که من در کوچه که راه میروم به من فحش میدهند میگویند با یک علی دیگری هستند چرا؟ چون میداند حضرت خیلی زیرک است میداند اگر بایستند دلخوری ایجاد بشود بخواهد این حرفها را هر بار به خودش بگیرد خودش چقدر میسوزد.@ ما نه، ما توهمی هم دشمنی میتراشیم یعنی اگر طرف هیچ منظوری ندارد هیچ منظوری نداشته به یک کس دیگر هم میگفته میگوییم نه حتما با من بوده آدمهای نادان این کار را میکنند یعنی دیوانهوار دنبال جهنم میگردند دیوانهوار منتظر هستند که یک چیزی به آنها بربخورد اگر یک روز یک بار کسی چیزی به آنها نگوید که برنخورد واقعا ناراحتند.@ در روانشناسی ما آدمهایی داریم اینطور هستند که اگر یک روز به آنها خوش بگذرد یک روز کسی اذیتشان نکند سربهسرشان نگذارد حرفی به آنها نزند خیلی ناراحت اند و اصلا میگردند دنبال اینکه یک نفر را یک چیزی یک سوء برداشتی بکنند بنشینند غصه بخورند.@ انگار که اصلا دوست ندارد آرام باشد دوست ندارد شاد باشد همیشه دوست دارد از دیگران طلبکار باشد دوست دارد از دیگران دلخور باشد آنهایی که همیشه معایب کار دیگران را میبینند، تلخیها را میبینند، زشتیها را میبینند، عیبها را میبینند، با بدیهای هم میخواهند زندگی کنند اینها که هیچ وقت قبر آرامی ندارند آدم خوب است خوبیهای افراد را ببیند با آنها زندگی کند.@ پیامبر یک زنی داشت خیلی اذیت میکرد بداخلاق بود گفتند که تو چطور او را تحمل میکنی فرمود من با خوبیهایش، ما چرا انقدر بدجنسیم؟ چرا انقدر بدجنسیم که میخواهیم با بدیها زندگی کنیم با بدیها میخواهیم تصمیمگیری کنیم با ضعفها میخواهیم تصمیمگیری کنیم؟@ یعنی واقعا در این آدم خوبی وجود ندارد؟ زیبایی وجود ندارد؟ خیرات وجود ندارد؟ نورانیت نیست؟ اینطور که نمیشود همه را بزنیم همه را از بین ببریم بعد فقط همان نقاط ضعف را ببینیم و بعد هم بر اساس همان نقاط ضعف قضاوت بکنیم در مورد همدیگر.@ شما نگاه کنید چقدر طلاقها دارد بیخود در این کشور اتفاق میافتد چقدر خانوادهها بیهوده دارند متلاشی میشوند چقدر دوستها بینشان قهر و دعوا اتفاق میافتد ما باید مراقبت بکنیم قرآن دارد تصریح میکند ما اگر بداخلاقی داریم قرآن تصریح میکند که شماها عواملی دارید که شماها را به جان هم میاندازد.@ (إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) شیطان حتما آدمها را به جان هم میاندازد وقتی ما میدانیم که به جان هم افتادنمان کار شیطان است کار خدا که نیست کار فرشتهها هم که نیست. اگر من الآن دائماً مشکل دارم با افراد، با بقیه با کسی یعنی من خودم مشکل دارم یعنی من یک چیزی در اخلاقم هست که تا بخواهم یک مقداری با کسی معاشرت داشته باشیم به جان همدیگر میپَریم.@ در واقع اول میپَریم به جان خودمان، با خودمان نمیتوانیم کنار بیاییم آرام نیستیم شاد نیستیم باخودمان مشکل داریم برای همین هم با دیگران هم مشکل پیدا میکنیم چون قبر من الآن خراب است قبر من پُر از آتش است تنگ است چون تنگ است با دیگران دعوایم میشود.@ آدمهایی که روحشان وسعت دارد وسعت روح دارند روحهای بزرگی دارند روحهای شادی دارند خوشاخلاق هستند اینها که به راحتی با کسی درگیر نمیشوند(نِصفُ العاقِلِ اِحتمال وَ نِصفُهُ تَغافُل) نصف شخصیت یک عاقل تحمل است نصفش هم بیخیالی است.@ مؤمن خیلی زیرکتر و عاقلتر از آن است که خودش را به فشار قبر بیندازد آنهایی که تند و تند زودرنج اند، تند و تند عصبانی میشوند، تند و تند حساساند، تند و تند پرخاشگری میکنند و به دیگران نیش میزنند، تند و تند غصه میخورند اینها خیلی از نظر عقلی ضعیف هستند.@ کسی انقدر تند تند خودش را به فشار قبر بیندازد؟ تو نمیفهمی اگر تو بمیری آن طرف چه ماجرایی اتفاق میافتد برای خودت؟ این را آدم باید بفهمد که من برای چه خودم را انقدر آزار بدهم برای چه خودم را شکنجه بدهم؟@ دیدیم که صفت خوشاخلاقی با یک کافر چکار کرد عبرت بگیریم ببینیم اگر کسی ممکن است نمازش ضعیف باشد روزهاش ضعیف باشد جنبههای دیگرش ضعیف باشد اما اخلاق خوش خیلی میتواند انسان را نجات بدهد جزء مهمترین و کلیدیترین عوامل نجاتبخش در آخرت است.@ طرف کافر است خدا میگوید باشد خوشاخلاق است به من شبیه است آدم بداخلاق اصلا شباهتی به خدا ندارد با خدا فاصله دارد ولی آدم خوشاخلاق، ما داریم آدمهایی میشناسیم که در دوروبریهایمان دوستانمان فامیلمان همسایههایمان آدمهایی هستند که شیرین شیرین اند ولی شما نگاه کن از نظر مثلاً حجاب ضعیف است.@ ما که بداخلاق و پرخاشگر هستیم و متکبر با تکیه بر همین 4 رکعت نمازی که در مسجد و هیئت میخوانیم آنها را جهنمی میدانیم که چرا مثلا فلان خانم حجابش ضعیف است این جایش ته جهنم است خودمان که خُلق گناهساز داریم خودمان را جهنمی نمیدانیم او یک گناه کرده گناه بدنی است ما یک گناه داریم گناه روحی است.@ گناههای بدنی جهنمشان کوتاهتر و کمتر از گناههای روحی است یک زناکار زودتر نجات پیدا میکند یک شرابخوار زودتر نجات پیدا میکند از جهنمش و از جهنم گناههایش تا یک آدم حسود تا یک آدم متکبّر تا یک آدم بددهان، این که گناهش بالاتر است چون گناه خُلقی است.@ خدا رحمت کند حضرت امام را فرمود جهنم اخلاق غیر از جهنم اعمال است یک عدهای میروند جهنم برای عملهایشان دزدی کرده، زنا کرده، مشروب خورده یک عمل بدی انجام داده اینها زودتر نجات پیدا میکنند.@ یک جهنمی ما داریم جدای از جهنم اعمال به نام جهنم اخلاق انسان به خاطر خُلقش میرود در آن جهنم و حالا حالا هم به قول خود حضرت امام، قرنهای آخرتی باید آنجا گرفتار باشد تا این خُلق کِبر، خُلق حسادت، خلُق بداخلاقی از وجود او تراشیده شود مثل یک سنگ آهنی که میفرستند در کوره چقدر باید در کوره باشد که آهنش خالص بیاید بیرون چقدر باید آتش تحمل کند تا خالص شود.@ به قدری خوش اخلاقی پیش خدا عزیز است به قدری این شیرین است شما شیرینی یک آدم خوشاخلاق را قشنگ احساس میکنید میگوید این درست است از نظر حجاب ضعیف است یک مقدار از نظر نماز و عبادات ضعیف است ولی آدمی هست که اصلا دلش کینه ندارد.@ با مادرشوهر با پدرشوهر با خواهرشوهران با همسایهها یک آدم شاد آرام خوشمشرب خوشرفتار حُسن سلوک با بقیه دارد همه از او راضی اند همه از کنار او بودن لذت میبرند مثل عسل که شیرین عسل حالا بله عبادتش ضعیف است این به نجات نزدیکتر از آدمی هست که شبها را تا صبح عبادت میکند روزها را تمام روزه میگیرد ولی نیش میزند.@ پیامبر فرمود(لا خَیرَ فیها) اصلا در این آدم خیری نیست(هی مِن أَهلِ النّار) اهل جهنم است همچنین آدمی، برای همین ما باید روی این کار سرمایهگذاری کنیم باید زحمت بکشیم باید یقه خودمان را بگیریم بحث خودسازی خیلی جدی است.@ خودسازی یعنی من واقعا قبرم برایم مهم است آخرتم و شب اول قبرم برزخم برایم مهم است اصلا نمیخواهم در آن شرایط قرار بگیرم و برای همین هم باید سرمایهگذاری کنم تصمیم بگیرم روی خودم کار کنم هیچ میدانی هم برای انسان زیباتر آسانتر ولی سازندهتر از خانواده نیست.@ انسان از خانه خودش شروع بکند تمرین بکند تمرینها را شروع بکند از منزل خودش از فامیل خودش بعد همسایهها بعد دوستان بعد محل کار، رفقا، زیردستان، بالادستان یواش یواش شروع کنیم اصلا خداوند زندگی را به ما داده و سختیهای زندگی را که ما تمرین بکنیم.@ از فواید ازدواج مرحوم ملا محسن کاشانی در مهجت البیضا یکی از آن این است که انسان ازدواج که میکند همسرش از همه جهت با او یکسان نیست فرق دارد از نظر فکر عقائد از نظر نوع تربیت اینکه ما توقع داشته باشیم مثل ما فکر بکند مثل ما باشد صددرصد تطبیق داشته باشد اینطور نیست.@ خیلی جاها تنش هست در این تنش برنده کیست؟ آنی که خوش اخلاق میماند. بچه را خدا برای همین میدهد آزار بچه، بعضیها هِی نامه مینویسند که ما اعصابمان خورد شده داریم دیوانه میشویم بچهها ما را اذیت میکنند لجبازاند اینطور نیست بچه دارد معصومانه وظیفه خودش را انجام میدهد.@ خدا رحمت کند حضرت امام(س) را نوهشان به ایشان گفته بود این بچهها خیلی مرا اذیت میکنند امام فرموده بود من حاضرم ثواب همه عبادتهای عمرم را بدهم تو ثواب اذیت بچهداری را به من بدهی چون بچهداری صاف میکند اذیتهای بچهداری همان آتش جهنمی هست که هزار و یک جور بیماری را از نفس پاک میکند.@ یک کسی میفهمد که اذیتهایی که از بچهداری میشود پاکش میکند جهنم اوست او جهنمش را دارد طی میکند دارد صاف میشود همان کوره آدمپزی اوست که الآن دارد در آن کوره ساخته میشود لذا به راحتی با بچه اعصابش خورد نمیشود.@ یک کسی این را نمیداند همان فشار را هم تحمل میکند جهنم خودش را هم زیاد میکند اعصاب خودش را هم خورد میکند. در محیط کار هم همینطور مخالفتهایی که میشود خلاف میل ما خلاف نظر ما در همسایهداری در مهمانی در فامیلبازی خیلی کارهای دیگر از این چیزها هست.@ همه اینها بهانهای هست برای اینکه ما از بین این مشکلات خوشاخلاق دربیاییم نه اینکه هر بار اگر چیزی خلاف میل و نظر ما بود شمشیر بکشیم پرخاشگری بکنیم اینجا ما باختیم پس ببینید ما در تمام لحظات داریم امتحان میشویم در تمام لحظات داریم آزمایش میشویم یک موقعهایی میسوزیم یک موقعهایی بهشت تولید میکنیم.@ و وای به حال کسی که دیگران را آتش میزند هم باید جواب آتش آنها را بدهد هم جواب خودش را. وای به حال کسی که با خُلقش پدر و مادرش را آزار میدهد همسرش را آزار میدهد دوستانش را آزار میدهد این خیلی خطرناک است.@ برای همین عزیزان توجه کنیم ما عامل بهشت رفتن دیگران با بداخلاقیهای خودمان نشویم بگذاریم دیگران با فضیلتهای دیگر بهشت بروند نه با تحمل ما. الآن چقدر آدمها هستند که پدر و مادرشان به خاطر داشتن همچنین بچههایی بهشتی میشوند ولی این بچهها بخاطر اینکه سالهای سال پدر و مادرشان را آزار دادند جهنمی هستند.@ خیلی از افراد هستند که زن و بچهشان به واسطه اینکه این آقا را تحمل کردند بهشتی هستند ولی این آقا بخاطر اینکه دائما خانواده را آتش زده جهنمی است. ما چرا باید انقدر بدسلیقه باشیم که جهنم را انتخاب کنیم دیگران به خاطر ما و تحمل ما بروند بهشت، بخاطر تحمل ما و اخلاقمان ولی ما خودمان باید برویم به جهنم، این هم یک عامل.@ یکی دیگر از عوامل که گفتیم انس با خدا انس با رسول الله، خوشاخلاقی، یکی از عوامل انس با کلام الله هست چون کلام الله حضرت فرمود شراب مؤمن است قرآن شراب مؤمن است کسی که بداخلاقیهایش را فشارهای روانیش را فشارهای نفسانی و فشار روحش را با قرآن میگیرد پس قرآن توانسته او را شاد کند انبساط بدهد.@ کسانی که با مسجد رفتن با حرم رفتن با ذکر گفتن با صلوات فرستادن با کارهای عبادی شاد میشوند و غصههایشان فراموش میشود همین عوامل بعد از مرگشان هم اینها را شاد نگه میدارد چه کسی از بیرون به آنها هدیه کند چه خودشان با خودشان ببرند.@ انس با کلام الله و بخصوص سورههای خاصی باعث میشود نفس انسان شاد شود به شرط اینکه آن دستور را بفهمیم از حضرت علی(ع) که میفرماید(لا خَیرَ فی قَراءَۀٍ لا تَدَبُّر فیها) در خواندنی که تدبر نیست خیری نیست اگر قرآن قرار است شراب باشد اثرگذار باشد باید معنایش را بفهمیم و به آن محتوا عمل کنیم.@ حالا من سورههایش را بخوانم یکی سوره زخرف هست، یکی سوره(نساء) هست در جمعهها، سوره(یس) هست قبل از خواب یا قبل از غروب، سوره(یس) از سورههای قدرتمند است قلب قرآن است سوره (یس)، سوره(ن) هست(ن وَ الْقَلَمِ) در نمازهای واجب یا مستحب اگر کسی این سوره را بخواند.@ سوره(تکاثر) هست(أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِر) خیلی موثر است سوره قدرتمندی هم هست انسان را از بسیاری از وسوسهها، چشم وهمچشمیها و ناآرامیها و مسابقهها نجات میدهد این سوره خیلی سوره خوبی است اگر انسان به محتوایش توجه کند.@ این سوره را اگر کسی قبل از خواب بخواند گفتن او فشار قبر و عذاب قبر ندارد چون واقعا فشار روح و عذاب روح بسیاری از آن برای مسابقهها و مقایسهها هست و این سوره ضد مقایسه است ضد مسابقه است ضد اینکه من بخواهم از دیگری جلو بزنم، رویش را کم کنم من بالاتر هستم ضد علوّ است خیلی این سوره کارساز است، کم هم هست دو سه خط بیشتر نیست.@ کوتاه در عرض یک دقیقه این سوره خوانده میشود اگر انسان محتوایش را به خودش تلقین بکند با این سوره انس بگیرد این دیگر فشار به او نمیآید چون این سوره همین الآن یک آمپول قدرتمندی هست که اگر کسی این سوره را به خودش تزریق بکند نفسش از رقابت، چشموهمچشمی، مقایسه، علوّ و بسیاری از بیماریها آرام میشود.@ آنقدر شاد میشود آنقدر آرام میشود اصلاً دیگران هر چه پیشرفت کنند او ناراحت نمیشود از حسادت آدم را نجات میدهد جلو زدن دیگران او را تحریک نمیکند که از هر راهی بخواهد پُز بدهد، بخواهد فخرفروشی بکند آدم را نجات میدهد در کجا؟ در قبل از خواب.@ سوره تبارک بالای سر قبر، آنهایی که برای کسی میخواهند بخوانند سوره تبارک بخوانند سوره تبارک را بخوانید به مرده خیلی میرسد و نجات پیدا میکند دیگر چه؟ صلوات هست، که حضرت فرمود صلوات بر من(پیامبر) سبب نور در قبر هست.@ انس با صلوات که در بحث صلوات مفصل گفتیم عزیزانی که میخواهند اصلاً صلوات یعنی چه محتوا معنایش و صلوات چه سلوکی هست چون صلوات یک مسیر سلوکی است یک مقام است باید مراحلش طی شود انسان اهل صلوات شود صلوات جزء وجود انسان شود جزء حقیقت انسان شود فقط یک لفظ نباشد.@ انقدر صلوات عظمت دارد که فرمود ثواب(سُبحانَ الله)، (لا إِلهَ إِلاّ الله)، (اَلحَمدُ لله) و(اللهُ أکبر) را دارد همه را با هم صلوات دارد اصلاً تمام عقائد در صلوات جمع است اگر کسی اهل صلوات باشد خیلی مهم است و لذا انسان خیلی باید سعی کند در طول روز مترنم باشد به این صلوات و با هر بهانهای صلواتی ختم کند.@ دائماً اهل صلوات باشد تسبیح دستش باشد صلوات بگوید در راه دارد میرود مینشیند میخواهد بخوابد صلوات یک ثروت عظیم برای امت پیغمبر است انقدر عظیم است که فرمود هیچ چیز در روز قیامت به اندازه صلوات نامه عمل شخص را سنگین نمیکند چون صلوات انسانساز است صلوات مظهر ارتباط و عشق و اطاعت از پیامبر و اهل بیت است.@ آنهایی که بیشتر اهل صلوات هستند پذیرشهایشان راحتتر است مقاومتهایشان کمتر است شما نگاه کنید یک مقدار که پوستکلفتی میکنید در مقابل احکام خدا اگر دقت کرده باشید میبینید زیاد اهل صلوات نیست آدمهای پوستکلفت خیلی اهل صلوات نیستند صلوات انسان را از پوستکلفتی، از مقاومت، از مَن مَن کردن درمیآور.@ صلوات آنقدر انسان را شیفته پیامبر و آل میکند که انسان به راحتی به احکام آنها به مرام آنها تن میدهد خیلی سازندگی دارد حالا اینها را در بحث صلوات عرض کردیم به بحثش مراجعه کنید.@ حج، عوامل دیگر حج هست در روایت داریم امام صادق(ع) فرمود که هر کس 4 بار حج انجام دهد هرگز فشار قبر ندارد چرا؟ چون 4 دوره حج رفتن آن هم با سختیهای حج و آن بیست و چند چیز را انسان بر خودش حرام بکند سلوک حج را به جا بیاورد واقعا در نفس دیگر نباید فشاری وجود داشته باشد.@ چون حج مثل ماه مبارک رمضان است میهمانی خداست انسان 4 بار برود در ضیافت اختصاصی حقتعالی و مُحرم شود و لبّیک بگوید به خدا، دور خدا بگردد، حق تعالی را با دلش طواف بکند، با بدنش خانه خدا را، با دلش خود خدا را طواف بکند این نفس دیگر، اگر پوستکلفت باشد اگر با 4 بار حج پاک نشود حقّش واقعا فشار قبر است.@ کمااینکه ما در لشکر عمر سعد کسانی داشتیم 50 تا حج کرده بودند آمدند سر امام حسین را بریدند اینها حجهایشان از آن حجهایی که سازنده باشد نبوده اصلا هیچ کدامشان مُحرم نشدند از اولش هم محرم نشدند ولی اگر کسی 4 تا حج برود مؤمنی که واقعا مؤمن هست 4 بار حج برود نفسش پاک میشود فشار از او خارج میشود.@ دیگر چه؟ مُردن بعد از ظهر پنج شنبه تا قبل از ظهر جمعه، امام صادق(ع) فرمود که هر کس از مؤمنان بعد از ظهر پنج شنبه تا قبل از ظهر جمعه از دنیا برود خداوند او را از فشار قبر پناه بدهد بعضیها این سعادت را دارند.@ این به این خاطر است چرا این امتیاز را گذاشته و به ما اعلام کرده؟ چرا به ما گفتند که اگر کسی بعد از ظهر پنج شنبه تا قبل از ظهر جمعه بمیرد فشار قبر از او برداشته میشود؟ برای اینکه اثر معنوی مثل ماه مبارک است رحمهای زمانی هست اثر سازندگی بعد از ظهر پنج شنبه تا قبل از ظهر جمعه میتواند یک نفس را کاملا پاک بکند.@ شما به اعمال شب جمعه و روز جمعه در مفاتیح نگاه بکنید هر کس به این اعمال مراجعه کند یک بار هم انسان سعی کند انجام دهد حداقل یک بار در عمرش انجام بدهد اعمال شب جمعه یک شب جمعه را فارق کند در حرم امام رضایی زیارتگاه دیگر این کار را انجام بدهد.@ اعمال روز جمعه هم یک وقت دیگر بگذارد چون اعمال خود شب جمعه شما اگر شروع کرده باشید میدانید اعمال شب جمعه را که شروع میکنید تا صبح کاملا وقت را پُر میکند انقدر زیاد و لذتبخش است انواع و اقسام قضاهای سازنده و مؤثر یک بار هم اعمال صبح جمعه را انسان انجام بدهد.@ میبیند که این شب جمعه و روز جمعه چقدر خیرات و برکات دارد برای اینکه به ما بفهمانند به مردم بفهمانند که باید قدر شب جمعه تا ظهر جمعه را انسان بداند انقدر مهم است که خدا رحمت کند حضرت امام را در پاریس در بحبوحه انقلاب وقتی آمده بودند با او مصاحبه کنند صبح جمعه خبرنگاران آمده بودند گفته بود صبح جمعه مگر وقت مصاحبه است؟@ بروید من الآن باید اعمال صبح جمعه روز جمعهام را انجام بدهم رفته بود یک چند ساعتی خبرنگاران نشسته بودند ایشان اعمالش را انجام داده بود بعد آمده بود مصاحبه، یک رهبر در آن بحبوحه انقلاب در آن فشارها و در آن کُشتوکشتارها چقدر آرامش دارد.@ ما به کوچکترین بهانهای نمازهایمان را کنار میاندازیم نماز اول وقتمان را کنار میگذاریم انقدر قبرمان تنگ است اینها چکار میکنند؟ لذا به ما میخواهد بفهماند که این زمان چقدر مهم است خدا یک چنان پاداشی برایش گذاشته و خوش به حال کسانی که اهل این کار هستند.@ یعنی اهل این هستند که شب جمعه برایشان از مواقع دیگر متفاوت است فرق دارد به روز جمعهشان هم احترام میگذارند، غسل جمعه، حضرت علی(ع) میفرماید که یکی از اعمال جمعه همین غسل جمعه است.@ فرمود از اصبغ نقل شده میفرماید(کان امیرُ المؤمنین(ع) إذا أَرادَ أن یُوَبِّخَ الرَّجُل یَقُولُ لَهُ) حضرت همیشه به او میگفت(أَنتَ أَعجَزُ مِن تارِکِ الغُسلِ یَومِ الجُمعَه) تو از آدمی که غسل جمعه نمیکند عاجزتری میخواست یک نفر را توبیخ بکند.@ غسل جمعه خیلی آثار مهمی در قبر دارد حتی کسانی که دائما اهل غسل جمعه هستند بالاخره غسل جمعه را انجام میدهند حالا بعضیها میدانند جمعه نمیتوانند انجام دهند مسافرند گرفتارند پنج شنبه شب جمعه غسل جمعهشان را انجام میدهند بعضیها قضا میشود شنبه هم میتوانند این کار را بکنند بالاخره نیت غسل جمعه را دارند از بین پنج شنبه تا شنبه، این نیت را دارد و این کار را میکند.@ اینها را داریم که مانع از بین رفتن بدن انسان حتی در قبر میشود انقدر اثر دارد ما جدی بگیریم فاصله بین ظهر پنج شنبه را تا قبل از ظهر جمعه، نماز جمعه حرمها اینها را خیلی جدی بگیریم ارتباط با اینها را و سعی کنیم که إن شاء الله با اینها خودمان را شاد بکنیم.@ دو چیز دیگر هست یکی جریدتین هست که با میت میگذارند اینها را دیگر خودتان به مفاتیح و رساله مراجعه کنید، دو چوب خیس هست که اگر میت برایش بگذارید زیر بغلش هم هست چوب خاصی هست که خیس است اگر کسی این چوبهای خیس را با میت دفن بکند.@ حضرت میفرماید تا وقتی که این چوبها در قبر خیس هستند آب اصلا این آثار را دارد خیسی آب این چوبها(جریدتین) اگر با آن باشد میفرماید تا وقتی که این چوبها با او هست او آنجا وحشت ندارد آن خیسی مانع عذاب میشود مستحب است با میت این چوبها را بگذارند که البته الآن اینها را خیلی هم رعایت نمیکنند.@ و یکی هم آب روی قبر ریختن هست امام صادق(ع) میفرمایند شما وقتی آب روی قبر میریزید تا وقتی که آب و خاک قبر خیس هست میت عذاب ندارد اینها دیگر رمز و رازهای این نظام خلقت هست که ما شاید ندانیم چرا ولی بالاخره اینها فرمایشات صریح معصومین هست که روی قبر آب ریختن میفرماید که تا وقتی که خاک قبر رطوبت دارد شخص عذاب ندارد، دو سه تا عامل دیگر ماند اگر إن شاء الله رسیدیم فردا شب.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@