جلسه 422 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
422
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
12
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 422 - خانواده آسمانی

بحثمان در آسیب شناسی روابط اعضای خانواده ی آسمانی رسید به شناسایی بدترین هم نشینان که ده مورد را گفتیم از فرمایشات علی (علیه السلام) هست، هفت موردش را عرض کردیم. مورد هشتم، این هست که (شر اخوانک من اغراک بهوی ولهک بالدنیا). بدترین برادران تو کسی است که تو را به هوای نفس، تحریک بکند. و به دنیا شیفته بکند. این نکته فوق العاده مهم است چون انسان، حرکتش به سمت آخرت هست و روز به روز به لحظه ی باشکوه وفات نزدیک تر می شود. اگر آمادگی نداشته باشد برای آن لحظه ی باشکوه، تلخ ترین لحظه ست برای انسان، لحظه ی تولد به آخرت. ما، به جایی نزدیک می شویم که شرایط آنجا یک شرایط قانونیست. شرایط حقیقی و وجودی ست. دقیقاً، مثل دنیا با رحم مادر هست. یعنی لحظه ی تولد یک بچه، با احساسات نوع تولد عوض نمی شود، با گریه نوع تولد تغییری نمی کند. 9 ماهی در رحم مادر بوده، خیلی قانونی، 45 درصد پدر، 55 درصد مادر، در 5 دسته ژن. سلامت و زیبایی و هوش و عقل و اخلاق و دین، هرچی که مادر پدر داشته اند، داده اند به هم، در این ریخته اند این ژن ها را به همدیگر، با اسپرم تبدیل شده این سلول تخم، داده هایی که شوهر موقع بارداری زن دارد به زن می دهد، و دریافت هایی که خود زن دارد، روی این نطفه یک سره فرشته ها داده ها را می گیرند و می آورند روی سلول. و این سلول شکل پیدا می کند تا زمان تولد.

یک بچه با مجموعه ی دارایی های پدر و مادر، و مجموعه دریافت های دوران بارداری، به دنیا می آید. هرچیزی که می خواهد باشد، این یک چیز قانونی است، حالا دعا هم بکنند، صدقه هم بدهند، کار هم بکنند، همه ی این ها مؤثر هستند، می مانند می مانند تا لحظه ی تولد، که لحظه ای هست که معدل اسپرم، تخمک، از طرف پسر و دختر، دارایی های این ها، و کل زحماتی که دوران بارداری کشیده اند، معدلش درمی آید می شود این بچه حالا چه شکلی است، چقدر سلامت دارد، هوشش چه جوری است، عقلش چه جوری است، اخلاقش چه جوری است، دینش چه جوری است، همه ی این ها با همین در می آید. تمام یعنی، سیر رشد را هم بعد از دوران بارداری که تمام شد، آمد به دنیا، حالا مادر دوباره شیر می دهد، مادر دوباره دارد شکل می دهد، با شیردهی، با اخلاقیاتش، و محیط دارند روی بچه نقاشی می کنند تا بچه بزرگ شود .

مجموعه نقاشی های دوران وراثت و دوران بعد از تولد، دوران محیطی، بچه را شکل می دهد، دقیقاً عین همین مسئله در رحم دنیاست، ما در رحم دنیا دائماً دریافت می کنیم، اخلاق های مختلف، خصوصیات مختلف، هرچیزی که دریافت می کنیم، خیالاتتان، توهماتتان، تعقلاتتان، افکارتان، چیزهایی که ازشان لذت می برید، چیزهایی که باهاشان خوشحال می شوید، از چی ناراحت می شوید، همه ی این ها مجموعاً دارد رح شما را برای برزخ شکل می دهد. اگر آن چیزی را که دریافت می کنید، حق باشد، آن طرف مشکل ندارید، ولی اگر چیزهایی که دریافت می کنید، تصویرهایی که دارید می بینید، شکل هایی که دارید می بینید، فیلم، عکس، موسیقی، خیال، افکار، محبت، عقاید، گرایشات، کشش ها، باورها، خوش آمدن ها، بد آمدن ها، غصه ها، شادی ها، هرچیزش باطل باشد، جمع می شود آن طرف آدم را گرفتار می کند. یک دفعه می بینی، 1000 سال، 2000 سال، یک میلیون سال، به قول امام چند قرن آخرتی گرفتار می کند آدم را، آن ها ی بریده بشود، چون باطل اضافه است، مثل بچه ای که دم آورده، شاخ آورده، پا و دست اضافه آورده، اضافه است، زائد است، باطل است، باید برش بخورد، خیلی هم سخت است، چون باید در جهنم برش بخورند این ها، پس خوب دقت کنید آدم وقتی دارد زندگی می کند، باید خیلی به صادرات و وارداتش توجه بکند، به دریافت هایش دقت بکند. دریافت های بدی هم در طول روز داشته باشد، چاره ای نیست، آدم بالاخره ارتباط دارد، بیرون می رود، تلویزیون نگاه می کند، با آدم های مختلف سروکار دارد، دریافت های مختلفی دارد، خوب یا بد، باید بلد باشد چه جوری این ها را، آخر شب بریزد بیرون نگذارد بمانند عفونی شوند، همان آخر شب که رفت خانه، بریزد بیرون، چه جوری می تواند این ها را، در بحث شب های احیاء در بخش استغفار توضیح دادیم، بلد باشیم نگه نداریم چیزی را، اگر چیزی جمع شده زود بریزیم بیرون و تخلیه کنیم.

خب، خیلی دقیق حساب می کنند واردات صادرات ما را، فکر نکنیم اینجوری است که من دلم بخواهد هرچیزی را ببینم، بخورم، هرچیزی را بشنوم، هرجا بروم، مهمانی هرجا رفتم، هر لقمه ای را بخورم، هر شغلی را داشته باشم، هر عقایدی، هر باوری، هر رفتاری داشته باشم، هر حرفی را بزنم، اینجوری نیست، این دائماً تو را شکل می دهد، حرفی که می زنی، کلمه ای که به کار می بری، روی نفس ضبط می شود، یک سیستمی هست اتوماتیک به قول ما، هر چی که دارد ای انجام می دهی، تخیل می کنی، داری به چیزیفکر می کنی، ضبط می شود، میروی در رختخوب درمورد یزی فکر می کنی، بد یا خوب ضبط می شود روی نفس، نفس را شکل می دهد، یک کسی در رختخواب می خوابد، یک تفکر، در بحش خیال داریم، در رختخواب خیال سازی می کند، یک عالم باطل ها و جهنم ها و گرفتاری هایی که داشته، 20 سال، 30 سال جمع کرده همه را در رختخواب، این فقط موقع خواب شب در رختخواب، رختخوابش می شود استحمام نفسش، وقتی می خوابد سرش را می گذارد روی بالش، تمام آشغال ها و گرفتاری ها و جهنم ها و تاریکی هایی که دارد، همان چند لحظه که خوابش ببرد همه را می ریزد دور، بلد است چه کار کند، یک کسی می بیند نه این می رود در رختخواب لجن تر می شود، آلوده تر می شود، گرفتار تر می شود، بدتر می شود، فردایش دوباره همینطور، پس فردایش همین طور، استحمام بلد نیست بکند، تخلیه بلد نیست بکند، تخلیه فوق العاده هم است در مسائل نفسانی، تخلیه اصل اساسی است، خب، این خیلی خطرناک است برای انسان که تخلیه نداشته باشد، شب به شب، روز به روز، ما که می گویم 5 وعده نماز، برای این که تخلیه انجام بدهیم، هم با نماز تخلیه بکنیم هم دریافت. ولی خب ما نه بلدیم نماز بخوانیم چون اصلاً نمی خوانیم فقط شکلش را در می آوریم، حالت فانتزی است، می رویم می ایستیم، شکلک نماز را در می آوریم، الله اکبر چند تا جمله عربی که نمی فهمیم چی هستند، تمام شد، هیچی، هیچ اتفاقی نمی افت در این نماز، نه تخلیه ای صورت می گیرد نه تجلیه ای ، نه قدرتی صورت می گیرد، نه نیریویی می آید، نه شادی ای، نه آرامشی، نه بصیرتی، هیچی، نماز نیست، یک شکلکی از نماز، فانتزی انجام می دهیم، هیچ، آن که نماز می خواند، چرا، 5 وعده کسی نماز بخواند.

نماز، خب چرا او اگر نمازبخواند اتفاقات قشنگی می افتد برایش، روزی 5 وعده، به قول پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، می گوید نماز نهر است، تصفیه می کند، ولی باید ببینیم واقعاً با این نماز خواندن هایی که داریم تصفیه می شویم یا بدتر می شویم، ما خیلی وقت ها نماز هایمان بیشتر گرفتارمان می کند، نه اینکه نخوانیم، نخواندنش کفر است، نماز نمی خواند کافر است، کفر من الایمان الی ترک الصلاه. بین کفر و ایمان فاصله ای جز ترک نماز نیست، آن که نماز نمی خواند حسابش جداست، نه اینکه نخوانیم، درستش بکنیم، تقویتش بکنیم، رویش کار بکنیم، تمرکز بگیریم، سعی بکنیم روی نماز، هی سعی بکنیم، هی سعی بکنیم تا این به کیفیت بیفتد. مثل یک تکه سنگی است که شما پیدا کردید، هی شروع می کنید به این را ساییدن تا یواش یواش یواش می شود یک جواهر، براق می شود، یک جواهر ارزنده می شود، باید کار کنیم روی نماز هایمان که در بحث نماز مفصل گفتیم، ما نماز را اصلاً جدی نمی گیریم، دغدغه مان نیست، جدی هست برود کلاس، حالا آمدی کلاس، 2 سال، 3 سال، 5 سال، چقدر روی نماز تمرکز کردی، هیچی، باید منجر بشود به تمرکز. منجر بشود به تفکر، که حالا در اردو ان شاالله مفصل توضیح خواهیم داد پس ما این مجموعه دارایی هایمان آخرتمان را معلوم می کند، ما جهنمی هستیم، بهشتی هستیم، درمان می خواهیم، تولدمان سالم است، سالم قوی است، سالم معمولی است، بیمار است، اگر بیمار است، چه نوع بیماری است، اگر قلبی است، جوارحی است، جوانحی است، درمانش کجاست، چقدر جهنم دارد، چقدر عذاب دارد، چه نوع عذابی دارد، چه نوع درمانی دارد، چند سال طول می کشد درمانش، تا قیامت می کشد، نمی کشد، چه جوری است، این می بینیم همه اش الآن داریم معلوم می کنیم، با اخلاق هایمان، رفتارهایمان، انتخاباتمان، چینش های فکری مان، با هوس هایمان، آرزوهایمان، با سبک زندگی مان، با همه چیز داریم تکلیف آخرتمان را مشخص می کنیم و به این زودی هم متولد می شویم، خیلی هم وقت نداریم، وقت زیادی نداریم، با این باور اینکه ما به زودی هم می رویم، متأسفانه خیلی ها ندارند، 60 سالش هم که هست، 70 سالش هم که هست، باز هنوز باور ندارد به زودی متولد می شود به آخرت، هوس های خیلی طولانی دارد برای آینده.

خب پس ما نیاز داریم به اینکه وقتی داریم زندگی می کنیم، سبک زندگی مان به گونه ای باشد که نوع دریافت هایمان، صادرات وارداتمان تناسب با بهشت داشته باشد، حداقل بهشت دیگر، جهنم که نمی خواهیم برویم، دوست نداریم برویم، خیال هم نداریم برویم، جای ما هم نیست آنجا. پس باید تناسب داشته باشد، اگر نمی خواهی بروی باید سبک زندگی، لقمه هات، رفیق هایت، دیدنی هایت، شنیدنی هایت، خوردنی هایت، همه چیزت را باید تنظیم بکنی. یکی از آن چیزها، رفقا هستند، دوستان هستند، این جور نمی شود من بخواهم سبک زندگی بهشتی داشته باشم، بهشتی شوم، بعد یک آدم های پیزوری ضعیف به درد نخور شل تنبل و بی حوصله را انتخاب بکنم برای رفاقتم، اینجوری به درد من نمی خورد. رفیقی که تنبل است، سست است، بی حال است، وقت گیر است، ترمز ایجاد می کند، باید بگذاریدش کنار، بی تعارف، توی رودرواسی نمی شود گیر کرد، مسئله آخرت و بهشت و جهنم است، شوخی نیست، نه خب، پسرخالم است، پسرعمویم است، ناراحت می شود، صله ی رحم سرجایش، ارتباط مؤثر را دارم می گویم. صله ارحام، یک موقعی است، کافر هم هست، ولی خب باید خانه اش بروی، ارتباط هم داری، طبق شرع هم باهاش رفتار می کنی ولی تاثیرپذیری نداری، نباید هم داشته باشی، اما رفاقت خیلی مهم است، تو می خواهی انتخاب کنی، رفیق، دوست می خواهی انتخاب کنی، دست خودت است، می خواهی قاعده مند بروی جلو، باید حتماً رفیق هایت را درست انتخاب بکنی، آن هایی که قرار است تاثیرگذار باشند در رابطه، یک موقع است می گویی نه من سرکار می روم، خب سرکار هم انتخاب نکرده اند که، چهار نفر دفتردار هستیم، در یک اتاقیم، یکی مشرک است، یکی کافر است، یکی هم یهودی است، یکی هم مسیحی است، منم که بدتر از همه ی شان. خب، زیاد ارتباطی نداریم، ارتباط کاری است، نشستیم با هم گپی می زنیم چایی میخوریم، نه خانه همدیگر می آییم نه جایی می رویم، خیلی هم گرم نمی گیریم بریزد در من مشکلات روحی روانی را، کفرهایش را، شک هایش را، تردید هایش، شبهاتش را نمی ریزد در من، ولی اگر ارتباطی دارید که قرار است باهات درد و دل کند، حرف بزند، مطلب جهان بینی بهت بگوید، مسائل راجع به خلقت و هدف خلقت بگوید، اگر تو آمادگی نداشته باشی نمی توانی، یعنی فردا یک رفیق بد، آیاتش را خواندیم.

(یا لیتنی اتخذت مع رسول سبیلاً، یا ویلتا لم یتخذ فلاناً خلیلاً) ای کاش با فلان کس رفیق نمی شدم، لذا حضرت می فرماید بدترین رفیقان تو کی هستند، بدترین دوستانت، بدترین مهمانی هایی که می روی، بدترین هم نشینانت، کسانی هستند که اغراک بالهوی. با هوای نفس تحریکت می کند، تحریک های نفسانی در تو ایجاد می کند، پیشنهادهای نفسانی ب تو می دهد. هوس های دنیایی سر راه تو می گذارد. وقتی باهاش هستی یاد دنیا می اندازدت، نه یاد آخرت. تحریک های دنیایی، بنشین این را نگاه کن، این را ببین، در خانه اش ماهواره گذاشته، شبکه هایی ارتباط دارد که همه اش تحریک هست، چیزهایی هست که وقتی نگاه می کنی غافل می شوی از آسمان، هدف خلقتت، غافل می شوی از آخرتت، شب اول قبرت، از خودسازی، از توجه به نفس، عنایت به نفس، فقط تو را به دنیا بیشتر توجه می دهد، حواست را پرت می کند، در تو غفلت ایجاد می کند، این را ببین، اینجا برویم، آنجا برویم، این را بخوریم، اگر باهاش هستی همه اش غرقت می کند در غفلت، خود اصلی یعنی بخش پنجمت را از یادت می برد، و همه اش با بخش های پایینی یک سره در تو ارتباط ایجاد می کند.

این ها خیلی خطرناک هستند، گاهی وقت ها انسان چاره ای ندارد، همچین کسانی در زندگیش هستند ولی خودش انقدر محکم است و موضع گیری های خودش انقدر استحکام دارد که اصلاً آلودگی ایجاد نمی شود درش، خودش مداوا هم می کند اینجور افراد را، رویش هم هیچ تاثیری ندارد، ما الآن داریم هم خانم ها، هم آقایان، صدتا فامیل اینجوری دارند زندگی می کنند اما راه خودشان را قوی دارند می روند، هیچ مشکلی هم ایجاد نمی شود، یک موقعی هست من تاثیرپذیری دارم، حق ندارم همچین ارتباطی داشته باشم این ارتباط حرام است، این ارتباط زنا نیست، که بگویند دو نفر زنا کرده اند، اه اه زنا شده، هشتاد ضربه شلاق دارد، اعدامشان کنید، بدتر از زناست، خیلی بدتر از زناست، چون این همینجوری می چسبد به تو، می گویی خب ما که کاربدی که نمی خواهیم بکنیم، دوستیم، رفیقیم، مهمانی می خواهیم برویم، مسافرت برویم، نمی دانی یواش یواش ابدیتت و آخرتت و شب اول قبرت و باورهایت دارد استحاله می شود و تو اصلاً متوجه نمی شوی. اصلاً حواست نیست، می رسی به یک جایی می بینی که 20 سال، 30 سال، 40 سال عمرت را پای این ارتباط ها از دست دادی، با این دوست های غافل.

(من نجالس یا روح الله، من یذکرکم الله رویته). به مسیح گفتند، ای روح الله ما با کی مجالست کنیم، کسی که دیدنش شما را یاد خدا می اندازد. و وقتی حرف می زند، علم شما را زیاد کند، آدم بگردد رفیق های اینجوری پیدا کند، برای معاشرت، برای دوستی، برای مهمانی رفتن، برای مسافرت، نه خاله بازی، این هایی که می خواهی بنشینی راجع به پرده و لباس و نمی دانم ماشین و دنیا و یک موقع دنیای یک نفر آخرتی است، دقت کنید، و الهک بالدنیا. راجع به دنیا توضیح می دهم، هوس در تو ایجاد نکند، هی نداشتن، هی عقده، هی باید بروم بخرم، باید پول جمع کنم، پس من بروم وام بگیرم، من این کار را کنم، آن کار را کنم، ناداری های دنیایی، ضعف های دنیایی، این ها را به رخت نکشد که من چقدر چیز ندارم، چقدر کمبود دارم، چقدر پس باید بدوم، کار کنم، دوشیفت کار کنم، وام بگیرم، قرض بگیرم، خودم را به دنیا برسانم. پس این گوشی من، این گوشی را لازم دارم، می خواهم، دیدین بعضی ها را؟ من باید این گوشی را بخرم، این تبلت را می خواهم، من این لپ تاپ را می خواهم، این انگشتر را می خواهم، باید این ساعت را داشته باشم، فرشم باید اینجوری باشد، مبلم باید اینجوری باشد، من باید تلویزیونم اینجوری باشد، باید ماشین اینجوری سوار شوم، یک سره هوس، ماشینش هم خوب است، می رود می نشیند با یک آدم مشنگی، که فقط از دنیا همین چیزها سرش می شود، انقدر راجع به ضعف های ماشین این و قدرت های ماشین خودش حرف می زند که شخص حالش از ماشین خودش به هم می خورد، من هم باید بروم یکی بگیرم که مثلاً، بعد می بینی حالا 4تا، 5تا، توانایی یا به قول چیزها، آپشن، چیز دارد که خیلی هم مهم نیست، دستم اینجایش می خورد، آنجا جای چی چی دارد، چیزهای الکی. همه اش کمبود، همه اش فقر، همه اش عقده، نیاز، من این، ما الآن خانم داریم مثلاً در یک لحظه، من می شناسم، همه ی کریستل هایش را یک دفعه می شکند، نمی دهد به یک فقیر، همه را می شکند، حالم را به هم زد، بروم کریستال بخرم، جدید. تند تند وسایل خانه اش حالش را به هم می زند. پول داری، وضعت خوب است، خیلی خب، حالا حالت را به هم می زند، جمعش کن در کارت بگذار به یک خانواده هدیه کن، برو نو بخر، عیبی ندارد، ثواب کردی، به یک کسی چیزی رساندی، می خواهی پرده ات را عوض کنی، می خواهی، نمی دانم، چرا نابودش می کنی، دوست داری لباس بخری، آقا لباس هایتان را بگذارید کنار، ما در قم این رسم خوب را داریم، یک روحانی خیلی خوبی زحمت می کشد، این روحانی خودش مستأجر است بنده خدا، در آن خانه مستاجری یک قسمتی را گذاشته، همه ی محل هم می شناسند این را، چقدر روحش بزرگ است، من می خواهم چهارتا پیرهن بخرم، پیرهن هایت را از دور خارج کن، برو این ها را خارج کن، بشور، اتو کن، رخت آویز بهش بزن، کاور بکش رویش، هدیه بده آنجا، شلوارت را، کت شلوارت را، کفش هایت را، بده به مردم، خیلی ها استفاده می کنند حالا اگر شما داری وضعت خوب است، برو نویش را بخر، ولی این را رد کن با آبرو بده دست کسی که نیاز دارد، نیازمند هستند. رفیق ما باید جوری باشد که هی یک سره هوس های ما را بالا نبرد. هی کمبودهای دنیا را به رخ ما نکشد. هی تو سر ما دنیا را جلوه ندهد. هی حقارت و کوچکی ندارد. می رود خانه دخترخاله اش و می آید تحقیر شده، پرده شان را دیدی؟ مبل های شان را دیدی؟ فرششان را دیدی؟ ظرف هایشان را دیدی؟ تلفنشان را دیدی؟ تلویزیونشان را دیدی؟ همه اش حقارت، رفته آنجا تحقیر شده برمی گردد، مرد تحقیر می شود، زن تحقیر می شود، بچه ها تحقیر می شوند، این رفت و آمدها اصلاً چیز خوبی نیستند، اگر کسی قرار است یک سره برود یک جا تحقیر شود، نرود، انقدر بی ظرفیت است، ما خودمان را باور کنیم، ما اینیم، زندگی مان هم این است، هیچکس هم تحقیر نمی شود. چرا ما کوچک بشویم، چون نداریم؟ چون بقیه دارند، ما نداریم؟ ما خودمان را باور کنیم. این بچه تلفن می دهی دستش، این بچه فاسد میشود، خراب می شود با این تلفن هوشمند، دست این بچه است، خب چه کار کنم، پسرخاله هایش دخترخاله هایش دارند، این باید داشته باشد، این را کی گفته؟ کجا آمده؟ آیه ای داریم برایش؟ اصل قانونی است، عقلی است، تربیتی است؟ وحی شده؟ نه.

همه داشته باشند من نداشته باشم؟ همه رفیق هایم وایبر، واتساپ تلگرام دارند، من نداشته باشم؟ نداشته باش اشکال ندارد. بنده که تلفنم عادی است، یک تلفن معمولی دارم، چند صباحی چند ماهی تلفن هوشمند داشتم، هدیه اش دادم به کسی که نیاز دارد. الآن طوری شده؟ ازم کم می شود؟ واتساپ ندارم، شخصیتم کوچک شده؟ له شده؟ فقیرم؟ ندارم؟ مشکل چی است الآن؟ طرف با وایبر و واتساپ شخصیت می گیرد با شبکه اجتماعی شخصیت می گیرد، نداشته باشد کلاس ندارد، خب، خوش به حال این کلاس ها، این کلاس ها، فردا می روی شب اول قبر، تازه می فهمی که یا لیتنی التخذت مع الرسول سبیلاً. یا ویلتا لم اتخذ فلاناً خلیلاً. ای کاش من هیچ شبکه ای وصل نمی شدم. ای کاش با وایبر و واتساپ و تلگرام و چی و چی و چی رفیق نمی شدم، این ها رفیقند دیگر. از بابا و ننه و شوهرت هم مهم تر شده اند برایت. دوستانت برایت مهم تر شده اند از این شبکه ها، چیز ناموسی اگر کسی نداشته باشد بی شخصیت است، تلفن نداری اینجوری؟ یک جوری می گویند شخص احساس می‌کند که الآن چه جرمی مرتکب شده من تلفن اینجوری ندارم، وصل نیستی شما، این را نداری؟ آخ آخ خاک بر سرت. نصف عمرت فناست. بی کلاس، بی شخصیت، اجتماعی نیستی، به روز نیستی، آپ تو دیت نیستی. بدترین آدم ها کسانی هستند که دائماً هوس در آدم ایجاد می کنند. هوس های دنیا، هرچیز که باشد فرق نمی‌کند. از شکمی بگیرید، خوراکی و شکمی، تا چیزهای دیگر. وقت، عمر، بودجه، انرژی، تلف می شود، تازه کاشش فقط این باشد، یک عالمه خیال سازی های باطل، یک عالم توهمات باطل، اندیشه ساختن های باطل ایجاد می کند با این کارش. (و والهک بالدنیا).

این جایش مهم است، دقت کنید، به دنیا شیفته ات بکند، شیفته ی دنیا بکندت. یعنی چی، یعنی غفلت بیاورد از آخرت برای تو. از ابدیت، از خانوده آسمانیت، از امام زمانت، شخص آنقدری که پای شوهرش، زنش، بچه اش، پدرش، مادرش، رفیق هایش وقت می گذارد، بودجه می گذارد، 5 دقیقه وقت برای امام زمان ندارد. ما الان شاید 2، 3 هزار نفر در مؤسسه وقت می گذارند، فرم پر کرده اند می خواهیم برای امام زمان کار بکنیم، وقتی دعوتشان می کنی، وقت ندارم، گرم می شوند یک چیزی می نویسند، من وقت ندارم کار کنم برای امام زمان (علیه السلام). بعضی ها هم بدتر، می گویند چقدر پول می دهید به ما. چقدر می ماسد برای ما، برای امام زمان کار کنیم، چقدر می ماسد. وقت نداریم برای خدا. برای خانواده آسمانیمان نداریم، وقت برای صله ارحام نداریم، حضرت فرمود (وغایت تأویلا صلتک ایانا) قرآن می فرماید بوی بهشت از 500 سال راه می رسد، کسی که صله ارحام نکند بوی بهشت را استشمام نمی کند. حضرت فرمود فکر نکنید همین فک و فامیل های دنیاییتان را داریم می گوییم این ها کفش است، باید با ما صله ارحام داشته باشید، باید با ما رفت و آمد داشته باشید، من رفت و آمدم با حضرت زهرا (سلام الله علیها) کجاست.

بله بالا ما را می شناسند، ولی به عنوان این که ما با هم رفت و آمد می کنیم چی، به عنوان مادر و پسر، مادر و دختر، اهل بیت ما را می شناسند، حضرت عبدالعظیم ما را می شناسد، حضرت معصومه (سلام الله علیها) ما را می شناسد؟ فرشته ها با ما هستند؟ ما با فرشته ها رفت و آمد داریم، با انبیاء حضرت ابراهیم، اسماعیل، آدم، نوح، با شیث، کو؟ رابطه ها ی ما کجا هستند؟ ما اصلاً با آسمان رفت و آمد داریم، با غیب رفت و آمد داریم، با ملائکه الله، با شهدا، با صدیقن، با صالحین، ما اصلاً با خانواده مان رفت و آمد نمی کنیم، غریبیم با این ها. هنرپیشه ها را می شناسیم، فوتبالیست ها را می شناسیم، زندگینامه هایشان را می شناسیم، تاریخ را مطالعه کرده ایم، سیاستمداران دنیا را می شناسیم. راجع به امام جواد (علیه‌السلام) چه می دانی؟ راجع به ام البنین، ابوالفضل، علی اکبر، حضرت رقیه، راجع به امام سجاد (علیه‌السلام) یا پیغمبرت چه می‌دانی؟ راجع به ائمه ات، پدران آسمانیت، خانواده آسمانیت چه می دانی؟ درباره ی امام زنده ات که الان آواره و طرد شده و تنها و غریب و مظلوم است چه می دانی؟ چقدر وقت گذاشتی با خانواه آسمانیت رفت آمد بکنی، ارتباط داشته باشی، بفهمیش، من دکترا دارم، دکترایت به چه دردت می خورد، پروفسور هم که بشوی، پروفسور فیزیک است، با ماده سروکار داری، شیمی است، جبر است، مکانیک است، معماری است، گچ و خاک و مدل و طرح، افتخارت به این است، پزشکی است، بدن و اعصاب و عضله و عصب و چشم و گوش و غضروف و این هاست، به چی می نازی؟ که فکر می کنی مثلاً اگر پزشک همه ی دنیا شدی، پروفسور مغز و اعصاب شدی پس تو حتماً آدم موفقی هستی، درست عمل کردی، انرژی هسته ای هستی، هرچی که هستی، چه پزی دارد، چه افتخاری دارد، بله ممکن است یک خدمتی هم به مردم بکنی، باشه خیلی خوب است، برای کشورت، برای دینت، برای مملکتت، خیلی خوب است، ولی تو با آسمان و غیب آشنایی؟ می دانی کجا می خواهی بروی اصلاً؟

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، فرمود : (ان الله تبارک و تعالی یبغض کل عالم بالدنیا جاهل بالآخره). همه تان هم شنیده اید این حدیث را. خداوند دشمن می دارد کسی را که دنیا را می شناسد، آخرت را نمی شناسد، تو خانه های آخرت را می شناسی؟ دوستان آخرتی داری؟ پنجاه منزل آخرت را می شناسی؟ برایش آمادگی داری؟ آنها را جزو زندگی مثل اینکه اصلاً حساب نکردیم، انگار جزو حیات ما نیست، قبر، آخرت، برزخ، پنجاه تا، ایستگاه های آخرت، جزو زندگی ما نیست برای همین هم دلسوزی و وقت گذاشتن، هزینه کردن، کلاس رفتن، استاد داشتن، دقت کردن، سازندگی این منازل جزو بحث اصلی زندگی ما نیست.

خب اگر نیست و نمی خواهیش پس نخواه دیگر، هیچی. پس صبر کن بروی آنجا، وقتی آماده نبودی می فهمی که چه جوری زندگی کردی. اصلاً جدی نگرفتیم این ها را برای همین هم می گویم هرجور دلم خواست زن داری می کنم، هرجور دلم خواست با زن و بچه ام رفتار می کند چون حواسم نیست این رفتار من را آنجا گرفتار می کند. من حق ندارم هرجور دلم خواست با زنم، بچه ام، شوهرم رفتار کنم. هیچکس نمی تواند هرجور دلش خواست با شوهرش رفتار کند. تو اگر مجبوری دوازده ساعت کار کنی به خاطر مشکلات اقتصادی ات، نیا بقیه اش را، می خواهم بروم حرم، هیئت، جمکران، بیخود کردی می روم جمکران، همه اش معصیت است، زن و بچه ات نمی بیننت، تخلیه عاطفی نمی کنی این هارا، تخلیه عاطفی کن زن و بچه ات را، روابط جنسیت، روابط عاطفی ات، روابط پدر و فرزندی ات، وظایفت را انجام بده، حالا برو جمکران، درست است. شوهر، زن، آخرین اولویت، بچه ها، دارند له له می زنند، تربیت ندارند، تربیت نمی شوند، بابا نمی بینند بالای سرشان، مادر نمی بینند، بعد با کدام اولویت ها داریم زندگی می کنیم؟ تو اگر نمی توانستی به زن و بچه برسی بیخود کردی ازدواج کردی بچه دار شدی، بیخود کردی شوهر کردی الآن که نمی خواهی به وظایفت عمل بکنی. سال به سال یک مسافرت نمی‌رویم. یک رستوران نمی‌رویم، پارکی نمی رویم، سینمایی نمی رویم، صفایی کنیم، نمی خواهد گران قیمت هم باشد، ارزان قیمت، هیچی صفا و صمیمیتی، مسافرتی، گشتی، حرمی، زیارتی، هیچی. هیچی. وقت ندارم، نمی رسم.

بعد خود آقا با رفیقانش رفیق بازی، بپریم برویم جمکران، برویم سوریه، عمره، امامزاده داوود، امامزاده صالح، عبدالعظیم، قم، مرد خوب رفیق باز است، با رفیق هایش خیلی خوب می رود این طرف آن طرف، ولی با خانواده ات کجا رفتی؟ فقط رفیق ها؟ این خوب نیست. دنیا، یعنی چی، و والهک بالدنیا. شمال دنیا نیست. سینما رفتن، پارک رفتن دنیا نیست، این ها جزو زینت هایی است که خدا گذاشته برای استراحت انسان، به این ها نمی گویند دنیا، من والهک بالدنیا یعنی تو را غافلت بکند، شیفته‌ی دنیا بکند، از ابدیت، خانواده آسمانیت، از آخرت، خودسازی، از یادگیری، از انجام وظایف بیفتی. ما الآن افرادی هستند می آیند اینجا می گویند ما این مشکل را داریم، می گویم این برنامه را دادم بهت بنشین رویش کار کن. می گوید نمی رسم. مثل کسی که می گوید من سرطان دارم، دارم می میرم، با این مشکلی که داری، تو ده تا مشکل روحی نوشتی برای من، یعنی فحشای باطنی است، حسادت که داری، زودرنجی که داری، عصبانیت داری، اینها هرکدام چند میلیون سال گرفتاری می آورد برای آخرت، این را سرطان نمی داند، ولی اگر رفت دکتر، دکتر بهش گفت سرطان داری، همه وقتش را می گذارد برای درمان، پولش را، ماشینش را می فروشد، خانه اش را می فروشد، سرطان دارم، باید درمان کنم خودم را، چند سالش است؟ 65 سالش است. اصلاً می ارزد تو زنده باشی؟ حالا نه، پولش را هم بدهد، برس به درمان، درمان کن، ولی برای آخرت، وقتی نوبت آخرت می رسد، وقت نداریم، نه پول حاضریم هزینه کنیم، نه وقت بگذاریم، من که سی دی گوش نمی کنم، کتاب نمی خوانم، من جلسه نمی آیم، شوهرم که اصلاً این حرف ها را قبول ندارد، من حوصله این حرف ها را ندارم، همه اش اینجوری است، من بچه دارم، شوهر دارم، بچه کوچک دارم، بابا تو اگر سرطان بگیری، بچه کوچک هم داشته باشی تو درمانت را می کنی، تو روحاً بدتر از این سرطان جسمی بهش مبتلا هستی. این اگردرمان نشود برود شب اول قبر گرفتاری می آورد برایت، با عصبانیت، با زودرنجی، با حساسیت، با بد اخلاقی، با سوء ظن، با آزار زن و بچه، با آزار شوهر، با حق الناس، این ها اگر برود شب اول قبر من، این ها که هزاران سال گرفتارت می کند آنجا. این ها اصلاً نگرانت نمی کند الآن؟ تا می گویند سرطان داریم، نه شبه سرطان داری، حالا یک مریضی است، وقت پیدا می کند، هم پول پیدا می کند، نداشته باشد هرچی دارد می رود می فروشد. بروم درمان کنم. می رسد به آخرت. من وقت ندارم. حوصله ندارم. کار ندارم. من باشگاه می روم. کلاس می روم. نرو. ورزش کن در خانه. اگر نمی رسی برای آخرتت. در خانه. ورزش کن به آخرتت برسی. به شوهرداریت، به زن داریت، حرف خیلی مسخره است، یک کسی بگوید من وقت ندارم روی خودم کار کنم، شوهرداری یاد بگیرم، زن داری یاد بگیرم، هفت سال اول، هفت سال دوم، هفت سال سوم، نمی رسم، این فقط یک توجیه است، یک دروغ است، یک بی باوری است نسبت به وظایفمان.

کسی است خودش را نمی شناسد اینجوری حرف می زند می گوید من وقت نمی کنم. چرا نوبت دنیا می شود خیلی وقت باز می شود، اگر مریض شوی، وقتت باز می شود، برای عروسی و دامادی و عقد و نامزدی و مهمانی و مسافرت و قشنگ همه چی وقت دارد، شب کنکور اگر عروسی باشد می رود. نمی شود عروسی نرفت که. ولی یک سال مانده به کنکورش، کنکور دارم سال دیگر، نمی رسم. این می شود دنیا. دنیایی که نمی گذارد تو به آخرت برسی، خطرناک است. هرچی می خواهد باشد. دانشگاه است، درس است، دکتراست، ارشد است، کارشناسی است، امتحان است، هرچیزی که نمی گذارد تو به ابدیتت برسی، کی گفته دکترا بگیر وقتی ظرفیت نداری به آخرتت برسی، این دکترا نحس است، وقتی به آخرتت نمی رسی این دکترا نحس است، ما ضد علم و دانشگاه و تخصص نیستیم ها، تشویق می کنیم، ولی به شرط اینکه به ابدیتت لطمه نخورد. تو حق نداری وقتی نمی توانی، وقت نداری به خودتت، آخرتت، خانواده آسمانیت، ابدیتت، جاودانگیت، امام زمانت که الآن منتظر تو است، وقت نداری بهش برسی، الآن دارد هل من ناصر ینصرنی می گوید، تو وقت نداری بهش سر بزنی کمکش بکنی، برای چی بار دنیایی برداشتی، به امام زمان می توانی بگویی آقا من دکترا می خواندم وقت نکردم بیایم خدمت شما، شما در همان آوارگیتان تشریف داشته باشید، هی هرروز بگویید هل من ناصر ینصرنی. ولی من متأسفم. شرمنده که نمی توانم بیایم خدمت شما. این داستان ماست، همه ی داستان همه ی ماهاست. ما همیشه به امام زمان می گوییم وقت نداریم، چون من دانشجوام، من دکترم، من مهندسم، من شوهر دارم، من زن دارم، من تاجرم، من کاسبم، من وقت ندارم. من استادم، درس دارم، تدریس دارم. مرده شور استادیت را ببرند. به چه درد می خورد استادی تو، وقتی امام زمانت دارد صدایت می کند، هرروز هل من ناصر ینصرنی می گوید و تو بی خیال بی خیال. من شئونات خودم نمی گذارد من خودم سرم شلوغ است. این وضعیت خیلی بد است. آدم هایی که ما را اینجوری می کنند باید باهاشان قطع ارتباط بکنی، دوستان، فامیل ها، هرکسی که نمی گذارد من برسم به چادر امام زمانم، دشمن من است.

قرآن می گوید: (ان من ازواجکم و اولادکم عدواً لکم) بعضی از همسرانتان، فرزندانتان دشمنان شما هستند. آقا من را صدا می کند، هل من ناصر ینصرنی، من می گویم وقت ندارم؟ نمی رسم؟ ما کار امام زمان رفته در اولویت چندم، وقتی می رود در اولویت چندم، قرآن می گوید شما می شوید فاسق. فقط کسی آدم است، باطن آدمی دارد که امام زمان در اولویت اول زندگیش باشد. خدا، اهل بیت، جهاد. اولویت اول زندگیش باشد. یک کسی این سه تا معشوق در رأس معشوق هایش نباشد.

قرآن می گوید فاسق است. هرچی می خواهد باشد. رفیق ها، دوستان، ارتباط ها، دانشگاه، درس، مدرک تحصیلی، کار، درآمد، تجارت، کار هنری، هرچی که می خواهد باشد، وقتی نمی گذارد من ابدی بشوم، جاودانه بشوم، خودسازی بکنم، نمی گذارد من خودم را تربیت بکنم، جهنم است. معصیت است. مقدس ترین صورت ها هم باشد معصیت است. آقایی مداحی می کرد، برایتان خیلی جالب است، این آقا تعقیبات نماز می خواند، صدای خوبی داشت، تعقیبات را می خواند یک جایی ما بودیم، مداحی هم می کرد، یک موقع دیدم دیگر نمی خواند، هروقت هست میکروفون را می دهد دست کس دیگر، جلسات مداحی هم اصلاً فعال نیست. بهش گفتم چی است داستان؟ گفت من دیدم همه ی ذهنم آمده، نماز هم که می خوانم، فکر می کنم الآن تعقیبات را برای مردم چه جوری بخوانم، از کجا بخوانم، روضه چه جوری بخوانم، سبک، سر نماز هم که با خدا حرف می زنم مشغول این هستم، دارم تسبیحات می گویم با خدا حرف می زنم، می بینم من در تسبیحات نیستم در اینم که این را تمامش کنم، دیدید که بعضی ها، الله اکبر الله اکبر الله اکبر، تند تند، چون می خواهم الآن میکروفون را بگیرم برای مردم بخوانم. دیدم من اصلاً از آخرت افتاده ام. جایی بودیم با همین، نماز جماعت می خواندیم، بعد خب حالا آدم می خواهد تکبیر بگوید، ان الله و ملائکته، خب یک صلواتی آدم می فرستد، بعد می خواهی با خدا نشستی، الله اکبر الله اکبر الله اکبر، باید تاثیر داشته باشد روی قلب، باید اتفاقی بیفتد. چون می خواهی وصفش کنی اتفاقی در قلبت بیفتد. الحمدالله می گویی که بیماری های روحی روانیت قطع شود، دیگر حسادت نداشته باشی، با الحمدالله رقابت نداشته باشی، خودشیفتگی هایت کنار برود، این الحمدالله دارو است دیگر، قویترین داروی ضد جهنم همین چهارتا ذکر است، از این چهارتا قویتر نداریم، در اردو بهش می رسیم، تمرین می کنیم، عزیزان متوجه می شوند، این ذکر را که می خواهی بگویی، درمانت بکند. این چی است، اینجوری گفتن، بعد ما شروع می کردیم طبق باور خودمان ذکر می گفتیم. بعد ما گفتیم الله اکبر الله اکبر الله اکبر، این اینجوری می کرد ان الله و ملائکته، چی شد؟

این در فاصله ای که ما ده تا الله اکبر گفتیم این 34تا الله اکبر گفته، 33 تا الحمدالله، 33 تا سبحان الله را هم تمام کرده بود، چون می خواهد مداحی کند، تعقیبات خوان است، چی شد. این تمام کرده. همه چی هول هولی، نماز، تعقیبات هول هولی، اذان هول هولی، اقامه هول هولی، همه چی هول هولی، چیه؟ ما سرنماز هم فکرمان در دنیاست. پس کی می خواهیم آدم شویم؟ کی می خواهیم ساخته شویم، کی می خواهیم باطن انسانی پیدا کنیم، به محبت بیفتد قلبمان، کی می خواهیم به عشق بیفتیم، کی می خواهیم با خانواده آسمانی رفت و آمد بکنیم، بروی آسمان، کی نوبت پروازهای ما می شود، نوبت خواب های قشنگ ما می شود؟ کی نوبت سلوک ما می شود؟ هیچ وقت، 40 سال، 50 سال، 60 سال، هنوز هم من شلوغ شلوغ شلوغ هستم. نه خوابی دارم، نه پروازی دارم، نه سجده ای دارم، نه حضور ی دارم، نه لذتی دارم، نه شرابی دارم، هیچی. پس اشتباه نکنیم ها، می گویند پا شویم برویم شمال، نگوییم این دنیاست، نه دنیا نیست، آخرت است، شمال بروید، سیخ هایتان را هم ببرید، جوجه هایتان را هم سیخ بزنید، پارکتان را هم بروید، بازی هایتان را هم بکنید این دنیا نیست، این چیزیست که کمک می کند من به آخرت برسم.

حضرت فرمود کسی که عرضه ندارد نمی تواند یک سوم لذتش را به لذت حلال بگذارد، وقت های عبادت و کارش هم به درد نمی خورد، مؤمن باید وقت لذت حلال داشته باشد، ولی حلال برای قدرت گرفتن در آن دو بخش نه اینکه یک دفعه بازیگوش بشود، یک سره برویم اینجا سیخ بازی کنیم، آنجا سیخ بازی کنیم، کباب باز بشود، نه، تفریحت را برو، مسافرتت را برو، شمالت را برو، خوب است، یک ساعت می خواهی تلویزیون نگاه کنی، نگاه کن، بخند، با خانواده با دوستان، این ها عین آخرت است، ثواب هم دارد، هیچ اشکالی ندارد، ولی جدی باش، همینجوری که اینجا جدی هستی، روی سجاده هم جدی باش، در اذان و اقامه ات جدی باش، در تعقیباتت، در تهجدت، در سحرت جدی باش، حرم می روی، حرم برو، ملاقات برو، حرم را بازیگوشی نرو، همینجوری کور کور بروی، کور کور برگردی، جدی باش، در کلاست جدی باش، در مطالعه ات جدی باش، در دستورالعمل ها جدی باش، وقت بگذار، آن هایش هم لذت دارد، برو بگو بخند صفا کن، همه چیز را خداوند عبادت می نویسد، پارکت را، ورزشت را، تلویزیونت را، تفریحت را، سینمایت را، همه را خدا عبادت می نویسد برایت ولی به شرطی که جدی باشی وقتی نوبت آخرتت هم هست، یک موقع نشود، خوردن چلو کباب و بازی کردن و تلویزیون برایت لذت بخش تر از نمازت بشود، آن موقع وای به حال ما می شود. لذت بخش تر از حرم باشد برایت، لذت بخش تر از معرفت برایت باشد، آن موقع است که غفلت دل ما را گرفته، برو از آنها لذت ببر ولی لذت انسانیت باید خیلی بیشتر باشد. رفت و آمد با خانواده آسمانیت باید خیلی برایت لذیذ باشد. خیال پردازی، حالا در اردو توضیح می دهیم خیال بازی کردن، پرورش خیال، در خیال لذت بردن از آسمان و غیب باید برایت خیلی شیرین باشد، تو باید بگردی دنبال دو ساعت وقت، الآن هیچکس خانه نیست من هم خسته ام ولی می توانم در خیالم بروم تا بهشت و برگردم.

خیلی خوب است دو ساعت آدم وقت دارد، تمرکز را می گیرد، پرواز را شروع می کند، تا این برود در بهشت و برگردد تا برود در دامن حضرت زهرا (سلام الله علیها) برود به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، سری بزند برگردد تمریناتش را در قرب اهل بیت گفتم، تمرین های چند دقیقه ای دادم بهتان، تمرین ها را گسترش بدهید، ببینید چه اتفاقی می افتد برایتان. همان تمرین هایی که در دوره ی قرب اهل بیت دادم، کار کنید هر روز آن ها را، با حضور قلب کار کنید نه اینکه حالا یک چیزی استاد گفته، ظرف می شورم این کار را می کنم، نه وایستا همان دو دقیقه را تمرکز بگیر خیالت را آزاد کن برو، همه را غافل کن، دو دقیقه وقت داری تا مردن، ببینم چه کار می کنی. برو ذهن را ول کن برو در این خیالت. الآن می خواهی بخوابی، رختخواب باید جزو بخش های شیرین تو باشد الآن می خواهم بخوابم دیگر هیچکس با من کاری ندارد موقعی که می خواهم بخوابم همه می گویند بگذار بخوابد دیگر، راحتش بگذارید، خب خیلی خوب است، الآن من را راحت می گذارند من سرم را می گذارم روی بالش تازه می خواهم خیالم را شروع کنم، رختخوابش محل پروازش است، سرش را می گذارد روی بالش می رود تا آن طرف، تا هزارجای قشنگ می رود، ذهنت را آزاد بگذار بیفتی به لذت و کیف، به پرواز، این سرش را می گذارد روی رختخواب همه اش کثافت کاری و ناراحتی و گندکاری و دعوا و درگیری و خشونت و کی خورد، کی داد، دادگاه و همه اش همین چیزها در ذهنش است. بعد هم می گوید من خواب زده می شوم، خوابم نمی آید، بدخواب شدم. چون تو آرام نیستی. شاد نیستی. گفتم عقربه ی ذهن، در خیال، در تنهایی، هرجا برود، تو همانجایی هستی، آن کاره ای. بیاید در محسوسات، بیاید در مخیلات، بیاید در موهومات، در معقولات یا بیاید در مسائل فوق عقلانی، ببین خیال کجا می رود، آن کاره ای. قیمتت همان است. ارزشت همان است. درجه ات همان است. در تنهایی ها کجا می رود ذهنت، در خیال کجا می رود، در تاکسی، موقع رانندگی، دو ساعت می خواهی رانندگی کنی، این دوساعت رانندگی عشق است، من در دو ساعت رانندگی حوصله ام سر می رود، تنهایم می خواهم بروم تا فلان جا یک کسی را سوار کنم پیشم باشد، حوصله ام سر نرود. یعنی چه.

اصلاً این دو ساعت تنهایی را عشق است رانندگی کردن، بنشین پشت فرمان، همه ی آسمان را بکش توی ماشینت. بکش توی اتومبیل، تنها نیستی. اصلاً تنها نیستی. نه حتماً کسی پیش من باشد من می خواهم اینجا بروم دیدید بعضی ها می خواهند بروند پیش خدا هم پاشیم برویم مشهد، البته مستحب است کسی مسافرت می رود پیغمبر فرمود دو نفر بهتر از یک نفر، سه نفر بهتر از دو نفر، چهارنفر بهتر از سه نفر، از این لحاظ که مسافرت جمعی باشد خوب است، دلم برای امام رضا (علیه السلام) تنگ شده دلش دارد له له می زند می گوید چون هیچکس نیست من نمی روم. شما نامزد بازی هم می خواهید بروید بکنید کسی را می برید با خودتان یا می گویید هیچکس نباشد؟ آقا کسی نباشد، من دلم تنگ است برای امام رضا، دارم می میرم از دوری امام رضا (علیه‌السلام). بپر برو فرودگاه یک جایی بگو یک بلیت به من بدهید سوار شو برو، برو شرکت اتوبوس رانی بپر پشت ماشین برو. با خیالش برو بهش می رسی می فهمی چهارده ساعت چه جوری گذشت، با خیال امام رضا (علیه‌السلام) برو. ما بلد نیستیم.

اشتباه نکنیم وقتی می گویم والهک بالدنیا، نگوییم اگر گفته برویم پارک و سینما، این دنیاست ما نباید با این ها برویم، نه تو باید مشکلت را این طرف حل بکنی. تو فرقی نمی کند چه مسجد بروی چه سینما بروی، هردویش غافلی، هیچ فرقی برایت نمی کند. تو در مداحی، در تعقیبات خواندن، در سخنرانی، تو غافلی کلاً، پس توجهی نداری به ابدیت، در شوهرداری، در زن داری، در بچه داری، غافلی حواست نیست کی هستی و ابدیت سر راهت است، حواست نیست خانواده آسمانی داری، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به عنوان مادرت قبول نکردی، پدرت و خانواده آسمانیت را قبول نکردی، صله ارحام هم نداری، پس تمام شد عرض بنده. شر اخوانک من اغراک بالهوی و والهک بالدنیا. بدترین آدم هایی که تو باهاشان ارتباط داری کسانی که تاثیر می گذارند روی تو، کسانی هستند که با هوس تو را غافلت می کنند. فریبت می دهند. و شیفته ی دنیا می کنند. برویم رفیقانی انتخاب بکنیم که هم بتوانیم در دنیا باهاشان خوش بگذرانیم هم رفیقان آخرتی و یاران آخرتی خوبی برای ما باشند، نگو ندارم، چیکار کنم، بگرد پیدا کن. در این کلاس الحمدالله همه تان همینجوری هستید شکر خدا، با هم رفاقت کنید، صمیمیت داشته باشید، به هم کمک بکنید. اینجوری باشد انسان. اگر انسان بخواهد، خدا سر راهش همه جور آدمی، آدم های خوب، قوی، به درد بخور سر راهش قرار می دهد. والحمدالله رب العالمین.