جلسه 416 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
416
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
11
روز
8
متن کامل (خام) ‌ جلسه 416 - خانواده آسمانی

خانواده آسمانی 416 8/11/94

بحث ما درباره قرین و همنشین بد بود. آیه‌ی 27 سوره مبارکه فرقان را هفته گذشته توضیح دادیم. این جلسه هم می پردازیم به یک آیه دیگر از آیات قرآن:

«و من یعشُ عن ذکر الرّحمان نقیّض له شیطان فهو له قرین؛ و انّهم لیصدّونهم عن السّبیل و یحسبون عنّهم مهتدون حتّی اذا جاءَنا قالَ یا لیتَ بینی و بینک بُعد المشرقین و بئس القرین»

هر کس که از یاد ما دوری می‌کند، (از یاد رحمان، از ذکر رحمان) از یاد خدای مهربان دوری کند، یک شیطانی را بر او می‌گماریم که همنشین او باشد. حالا این شیاطین چه کار می‌کنند؟ (و انّهم لیصدّونهم عن السّبیل) این شیاطین انسان را از یاد خدا باز می‌دارند. اینهایی که درگیر قرین سوء و این شیطانها می‌شوند در خیال شان فکر می‌کنند آدمهای هدایت یافته‌ای هستند کارشان درست است و مسیر درستی را دارند طی می‌کنند. تا کی؟ تا وقتی که می میرند و می‌آیند پیش ما، خداوند می‌فرماید. قالَ یا لیتَ بینی و بینک بُعد المشرقین و بئس القرین.

صحنه که عوض می‌شود وارد برزخ می‌‌شوند آنجا می‌گویند ای کاش به اندازه بُعد شرق و غرب بین من و تو فاصله بود. به کی دارند می‌گویند؟ به همان قرین خودش، شیطانی که با او بوده. (فبئس القرین) تو چی همنشین بدی هستی. یا در واقع باید بگوییم که چه همنشینی بدی بودی. کدام شان بهتر است هستی یا بودی؟ ادامه دارد دیگر، پس هست، می‌ماند با او این قرین، با او هست، و آثارش با او هست، دیگر هم از او جدا نمی‌شود. این ترجمه را فعلاً داشته باشیم تا برسیم سراغ توضیح.

خوب، خداوند تبارک و تعالی دارد از اوایل خلقت تعریف می‌کند مثل اینکه بگوییم هر وقت دو هیدروژن با یک اکسیژن کنار هم جمع شوند، آب تشکیل می‌شود. آثار قرین شدنِ هیدروژن دو تا و یک دانه اکسیژن می‌شود آب. پس خدا دارد گزارش می‌دهد از نظام خلقت، دارد قانون خلقت را تعریف می‌کند. فقط صرفاً یک موعظه اخلاقی نیست. می‌خواهد بگوید در نظام خلقت که یک نظام ریاضی است اینگونه طراحی شده است. که هر کس از خدا فاصله بگیرد از یاد خدا فاصله بگیرد گیر همنشین بد می‌افتد. هر کس که فاصله بگیرد از یاد الله، گیر همنشین بد می‌افتد. (نغیّض له شیطاناً فهو له قرین) این شیطان هم می‌تواند شیاطین انسی باشد هم شیاطین جنّی. هر دویش است. خود خدا هم تأکید می‌کند.

خوب، مشخص است که انسانی که انس با حق تعالی دارد اهل معنویت است، هیچ وقت یک همنشین بد را انتخاب نمی‌کند. یک شیطان را انتخاب نمی‌کند. گرایشی به انتخاب همنشین بد و شیطان ندارد. کسی که واقعاً دلش انس با خداوند داشته باشد ها، نه که بگوییم این نماز می‌خواند مذهبی است چادر سرش است، این نه. یک کسی که واقعاً دلش می‌تپد برای خدا، انس با حق تعالی دارد یاد خداوند تبارک و تعالی دارد این هست. که اساساً این قلب و این دل قرین بد، قرین جهنمی، قرین ضد خدا و شیطان را نمی‌پذیرد. ذاتاً نمی‌پذیرد. اما اگر یک کسی فاصله گرفت از الله، گیر چی می‌افتد؟ گیر دوست بد می‌افتد. حالا این دوست بد دو جور است، شیاطین انسی هستند که هر کس می‌تواند باشد. یک همسر بد، یک خانواده بد همسر، یک دوست بد، همسایه بد، و آدمهای بد کلاً، گیر اینها می‌افتد.

دیگر چی؟ شیاطین جنّی هم هستند، خوب شیاطین جنّی چه کار می‌کنند، همان حمله ها را دارند، حمله جلو، عقب، راست و چپ. این حمله ها زیاد می شود البته حمله‌های جلو و عقب و راست و چپ که قبلاً گفتیم، برای مؤمنین هم هست. چه شیطان می‌گوید چی؟ (الاقعدّنک الصراط المستقیم) من روی راه مستقیم تو کمین می‌کنم برای بنده‌هایت. بعد از راه جلو، عقب، راست و چپ به آنها حمله می‌کنم. برای مؤمنین هم هست. حتی پیغمبر هم از حمله‌های شیطان در امان نیست. (کذالک جعلنا لکلّ النبی العدوّاً شیاطین الجنّ و الانس یا شیاطین الانس و الجنّ) ما برای هر پیغمبری دشمن گذاشتیم، چون دشمن برای حرکت ما به سمت الله لازم است. قبلاً در این بحث در این کلاس مفصل توضیح دادیم. که چرا ما در حرکت به سمت خداوند و به سمت بهشت هم نیاز به شیطان و وسوسه‌های شیطان داریم هم نیاز به دشمن داریم. بدون شیطان و دشمنان انسان عشقش به الله ثابت نمی‌شود، حتی به خودش. ایمانش تثبیت نمی‌شود. رشد نمی‌کند، قدرت پیدا نمی‌کند، شباهت به الله پیدا نمی‌کند. این یک امر بدیهی است که باید ما دشمن داشته باشیم.

گلبولهای کدام بدن قوی اند، ضد میکروب اند، آنهایی که واکسن زدند. شما وقتی که واکسن می‌زنید، دشمن را وارد می‌کنید، واکسن دشمن است دیگر میکروب ضعیف شده است. واکسن را که تزریق می‌کنی، میکروب را تزریق می‌کنی از همان جنس بیماری، گلبولهای می‌آیند با آن مبارزه می‌کنند، قوی می‌شوند. در مورد اصل بیماری، خوب، حالا یک کسی که واکسن نزده به محض اینکه بیماری بیاید بدن را درگیر می‌کند چون گلبولها آمادگی ندارند. می‌آیند و بدن درگیر می‌شود. و آنهایی که واکسن زدند، یعنی تجربه مبارزه با این نوع میکروب را بدنش قبلاً دارد، قوی شدند، گلبولها خوب حالا دیگر میکروب هم که بیاید بدن درگیر نیست. چون مبارزه می‌کند و نمی‌پذیرد این بیماری را.

ما به شیطان احتیاج داریم، به دشمن هم احتیاج داریم. لذا خداوند برای پیغمبران ما هم دشمن گذاشته، شما ببینید یک پیغمبر بدون دشمن سراغ دارید یک پیغمبر بدون اینکه هیچ شیطانی به او حمله کند سراغ دارید. نه. ولی مسئله این است که مؤمن و پیغمبر وقتی که دشمن به او حمله می‌کند و شیطان وسوسه اش می‌کند چون مؤمن است، از وسوسه‌های شیطان برای عشق به خداوند استفاده می‌کند. مثلاً شیطان وسوسه‌اش می‌کند که یک کار حرام انجام دهد ولی انجام نمی‌دهد. یک خواهر بد، یک شوهر بد، یک خانواده همسر که بد هستند، یک همکار بد، وسوسه‌اش می‌کند به کار زشت، به یک حرام، به یک خلاف، معصیت خدا، زیر بار نمی‌رود.

وقتی شما زیر بار نروید امتیاز می‌گیرید هی به خدا نزدیکتر می‌شوید. شما هر بار که یک وسوسه‌ای در دل تان می‌آید نسبت به این که من یک کار حرام انجام دهم، یک کار زشت انجام دهم، به محض اینکه انجامش نمی‌دهی، امتیاز می‌گیری، قدرت پیدا می‌کند روحت، یک چیزی را بخورم، خلاف میلت، نمی‌خوری اش، روحت قوی‌تر و پاکتر و صافتر و نورانی‌تر می‌شود. ولی وقتی می‌خوری، یا آن کار را انجام می‌دهی درگیری، آلوده ای، بعد خودت می‌فهمی که چقدر ذلیلی، سست شدی، شل شدی، احساس باخت می‌کنی. در آن معصیتی که انجام شده. پس مؤمن از حمله‌های شیطان چه جلو و عقب و راست و چپ به نفع خودش استفاده می‌کند. و شیطان در واقع یک مربی است برایش، یک باشگاهی است برای اینکه او را قوی تر کند. حمله های شیطان برای قوی کردن مؤمن هست. ولی کسی که مؤمن نیست و فاسق است، انس با خدا ندارد، اهل نماز نیست، اهل معنویت نیست، به معنای واقعی، اهل انس با غیب نیست، انس با خانواده آسمانی‌اش نیست، این به محض اینکه وسوسه بیاید، وسوسه را قبول می‌کند، هر وسوسه‌ای بیاید می‌پذیرد، وقتی پذیرفت، شیطان نفوذ بیشتر و وسوسه‌های بیشتری می‌کند، یعنی این الان یک وسوسه‌ای را می‌پذیرد یعنی شکست خورده. پس دفعه بعد هم راحت‌تر وسوسه را می‌پذیرد. همینطور دائم دائم می‌پذیرد این وسوسه‌ها را تا شیطان وجودش را می‌گیرد.

خوب، چه اتفاق می‌افتد، این قرین که آمد، (و انهم لیصدونهم عن السبیل) می‌آید انسان را از راه خداوند باز می‌دارد، در حالی که فکر می‌کند کارش هم درست است. و کارش به جایی می‌رسد که مؤمنین را مسخره می‌کند حزب اللهی ها را مسخره می‌کند، آنها را غافل می‌داند، آنها را امّل می‌بیند، آنها را گمراه می‌بیند، خودش فکر می‌کند کارش درست است. خوب، پس چرا ما گیر آدمهای بد می‌افتیم؟

1- برای امتحان؛ انسان برای امتحان گیر آدمهای بد می‌افتد. هم شیطان جنّی و هم شیطان انسی. مؤمن هر چقدر ایمانش بیشتر می‌شود، آدمهای بدی بیشتری گیرش می‌آید. ولی این گیر آمدن انسانهای بد، اینکه انسان بد بیشتری به تورش بخورند به نفعش است چرا؟ چون که از بدی آنها استفاده می‌کند، ادب از کی آموختی؟ از بی ادبان.

هر چقدر هی وسوسه‌اش می‌کنند، این آدم بهتری می‌شوند. اوج می‌گیرد، هر چه منفی جواب می‌دهد اوج می‌گیرد، مثل هواپیما که هر چه جریان مخالف بیشتری زیر بالش می‌آید، اوجش هم بیشتر می‌شود. مثل بادبادک، مثل کایت، که اگر آن جریان مخالف می‌آید این هی بالا می‌رود اوج می‌گیرد، به خدا نزدیکتر می‌شود به تعداد ندیدنها، به تعداد نخوردنها، به تعداد عفت ورزیدن‌ها، حیا ورزیدن ها، به تعداد جوابهای منفی که به شیطان می‌دهد امتیاز مثبت می‌دهد می رود به خدا نزدیکتر می‌شود و اوج می‌گیرد.

گاهی وقتها بعضیها برای یک گناه نکردن، همین یک گناه نکردن، پرهیز از یک گناه، تمام پرده‌ها و حجابها از جلو چشم شان کنار می‌رود. همین یک گناه نمی‌کند، یک گناهی سر راه شان قرار می‌گیرد، انجام نمی‌دهند، این پرده‌ها از جلوی شان کنار می‌رود، و خداوند باب بسیاری از حکمت‌ها و نورانیت‌ها علمها رؤیتها، مکاشفه‌ها را به رویش باز می‌کند. یک کار بدی در روز به او پیشنهاد می‌شود، یا شیطان وسوسه‌اش می‌کند، یا آدمهای بد، این دقیقاً به رفتار شرعی‌اش عمل می‌کند، شب یک خواب قشنگ می‌بیند. خواب زیبا، یک خواب زیبا می‌بیند. چون امروز گناه نکرده. پیشنهاد به او شد، فلان وسوسه شد عمل نکرد. و حداقل در خواب راهش باز می‌شود. یک خواب خیلی زیبایی می بیند و یک راهنمایی می‌شود. یک چیزی گیرش می‌آید یک هدایتی می‌شود. یک مسیری جلویش باز می‌شود. پس این مال آدمهای خوب.

آدمهای بد بخاطر لیاقت شان اینطوری می‌شوند چون، آدمهای بدی هستند، فاصله می‌گیرند از الله، آدمهای بد گیرشان می‌آید. ولی فرق این خوردن به تور آدمهای بد، با اینکه مؤمنین می‌خورند به تور آدمهای بد چیست؟ این که مؤمنین وقتی به تور آدمهای بد می‌خورند، و وسوسه‌ها، پیروز می‌شوند، غلبه می‌کنند، رشد می‌کنند، ولی فاسق‌ها وقتی به تور آدمهای بد می‌خورند، در کمین وسوسه‌های شیاطین قرار می‌گیرند، شکست می‌خورند. چون از الله فاصله گرفته. خوب فرقش چی شد؟ این دو طرف، خوب دقت کنید. در یک طرف مؤمن می‌خورد به تور وسوسه‌ها و شیطان‌ها، آدمهای بد، فاسق هم همینطور، اونی که فاصله گرفته از الله، در مؤمن قدرت و پیروزی و امتیاز پیش می‌آید، چرا؟ این سؤال مهم است چرا؟ چون مؤمن خدا را کنار خودش دارد الله و یاد خدا یاد قیامت یاد معاد او هست لذا وقتی که به صحنه بد می‌خورد، به آدم بد می‌خورد، به وسوسه می‌خورد، به دوست بد می‌خورد، هیچ وقت تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد وقتی مقاومت می‌کند، با قدرت جواب منفی می‌دهد، این اوج می‌گیرد. کنار خداست. ولی وقتی یک نفر از الله یعنی نیروی مقابل بدی، یعنی خیر محض، فاصله می‌گیرد، دیگر ذکر ندارد، یاد خدا را ندارد، انس با خدا ندارد، این نیرو ندارد که، و کسی که خدا را نداشت چی دارد اصلاً، وقتی کسی که اتصال به الله، و کانون غیب ندارد چی دارد، این دست تنهاست الان، الان یک گوشه ای حالا در این تنهایی، شیطان آمده سراغش، دوست بد آمده سراغش، همنشین بد می‌آید سراغش، همکار بد می‌آید سراغش، فامیل بد سراغش می‌آید، وسوسه‌ می‌آید، وسوسه را می پذیرد. وقتی وسوسه را پذیرفت، می‌رود در چنبره شیطان. حالا شیطان حمله جلو دارد عقب، راست و چپ دارد همه جور وسوسه‌ای دارد، یا دوست بد، به محضی که شما به دوست بد جواب مثبت دادی، ممکن است در کار خلاف کم باشد اما یواش یواش سر از گناهان و خلافهای بسیار سنگین، انسان در می‌آورد.

خوب، این فرقش است. لذا دقت کنید قاعده خلقت را خدا چگونه بیان می‌کند؟ از سنت و ناموس خلقت دارد بیان می‌کند. چی؟ (و من یعشی عن ذکر الرحمن نقیّض له شیطانا فهو له قرین) هر کس که روی بر گرداند از یاد خداوند، یک شیطانی را بر او می‌گماریم، که قرین می‌شود، همنشین او می‌شود پس بعضی ها می‌آیند به ما می‌گویند ما سحر شدیم، ما جن زده شدیم، البته تا حالا اکثر قریب به این موارد سحر شدیم جادو کردند بخت ما را بستند، جن زده شدیم، در مباحث سحر و جادو، سه جلسه آخر توضیح دادیم، اکثر اینها که اصلاً واقعیت ندارد. ولی حالا اگر هم واقعیت داشته باشد یعنی مثلاً چشم زخم، نمی‌دانم سحر، جادو، دیگر نمی‌دانم، بخت بستن، این چیزها رو آدم اثر کند. این مال این است که شخص خودش فاصله می‌گیرد تا این چیزها رویش اثر می‌گذارد این قاعده خیلی قاعده مهم است یعنی سیستم دفاعی شخص ضعیف است چون الله را ندارد آسمان را ندارد غیب را ندارد، اهل بیت را ندارد، با خانواده آسمانی نیست، خوب سیستم دفاعی ندارد، بیاید رد کنند، چون شما سیستم دفاعی تان کی هست؟‌ الله و فرشتگان هستند. می‌گویید (ایاک نعبد و ایاک نستعین) تو که از الله که کمک نمی‌گیری، از فرشته‌ها هم کمک نمی‌گیری، با سبک زندگی که انتخاب کردی، بین خودت، الله و فرشته‌ها فاصله انداختی، تو یک آدم تنهایی، شدی یک آدم تنها، راحت یک دوست بد، یک فیلم، یک موسیقی، یک عکس، یک کلیپ، یک تصویر، حتی یک پیامک، هر چیزی راحت روی تو اثر می‌گذارد.

من یادم است سرطان که داشتم، دکتر به من می‌گفت، شما در ایامی که شیمی درمانی می‌کنید، باید مثلاً کباب نخورید، می‌گفتیم خوب چرا نخوریم؟ کباب که برای بدن ما لازم است قوی می‌کند بدن ما را، شما ببینید در شیمی درمانی، خوب بدن درگیر تعداد زیادی سلولهای سرطانی است حالا این سلولهای سرطانی از بدن شخص سرطانی چطوری خارج می‌کنند، با تزریق موادی که سلولها را از بین می‌برد. یک سری مواد شیمیایی می‌زنند که کل سلولها را از بین ببرد، این مواد شیمیایی شعور ندارند، یعنی وقتی می‌روند در بدن، هم سلولهای سرطانی را از بین می‌برند، و هم سلولهای خوب و مثبت را از بین می‌برند، لذا شخص دائماً در شیمی درمانی، در معرض بمباران از بین رفتن سلولهاست برای همین بدنش ضعیف می‌شود لاغر می‌شود، حتی اینقدر بدنش مقاومت ندارد، موی سرش را نگهدارد، نمی‌تواند نگه دارد، ابروها، مژه‌ها، آنهای که محاسن دارند محاسن شان ریخته می‌شود هیچ چیز در بدن نمی‌ماند چون بدن نمی‌تواند این مو و ابرو و مژه را در بدن نگهدارد. بدن به غایت ضعف می‌رسد من هنوز هم که بعد از فکر می‌کنم، سیزده چهارده سال از شیمی درمانی ام می‌گذرد، هنوز خیلی از قسمتهای سرم و بدنم، موهایش در نیامده است. وقتی ریخت دیگر ریخت.

خوب، حالا شخصی که دارد شیمی درمانی می‌کند در اوج ضعف است، اصلاً سیستم دفاعی ندارد حالا این باید حتماً سرما نخورد، دقت نخورد سرما بخورد بسیار آسیب می‌بیند، یا یک میکروب وارد بدنش نشود. دکتر می‌گفت شما که کباب را می‌خوری، البته برای آدم سالم خیلی خوب است. ولی شما که می‌خوری، چون بخشی از گوشت که به سیخ وصل است، از داخل این کاملاً پخته نمی‌شود که صد در صد، یک قسمتی خام دارد آن بخش خامش، ممکن است میکروب داشته باشد. بعد روی آتش میکروبش از بین نرفته باشد و بدن شما را آلوده کند. سیب نمی‌توانی بخوری، انگور، خیار نمی‌توانی بخوری، نمی‌دانم چیزهاییکه بیرون هست، انجیر نمی‌توانی بخوری، چیزهایی که راحت می‌شود خورد، مستقیم، ولی چرا هندوانه را می‌شود خورد، چون قسمت خوردنی‌اش داخل است، پرتغال می‌شود خورد، اینهارا می‌شود خورد که قسمت خوردنی آن داخل است. چیزی که پوست داشته باشد و داخلش دست به آن نمی‌رسد. پس ببین بدن اینقدر ضعیف می‌شود که اصلاً سیستم دفاعی ندارد. خوب با کوچکترین میکروب یک بدن درگیر است یک سرماخوردگی که مثلاً برای یک نفر با بدن سالم، یک هفته‌ای خوب می‌شود، ده روزه خوب می‌شود برای امثال بنده یک سرماخوردگی یک ماه دو ماه سه ماه بدن را درگیر می‌کند. هنوز هم همینطوری است وقتی یک سرما می‌خوریم زود خوب نمی‌شویم خیلی سخت بدن ما درگیر می‌شود. خیلی خوب، حالا در کسی که با الله ارتباطش را قطع کرده، با معنویت ارتباطش را قطع است، با آسمان ارتباطش قطع است، این آدم به شدت آسیب‌پذیر است چون سیستم دفاعی ندارد. حالا اگر یک رفیق بد، نه خیلی بد، یک تصویر بد، یک صحنه بد، یک پیشنهاد کم، به او شود، این آدم راحت گول می‌خورد راحت می‌رود در فساد.

یک مسافرت، یک سفر خارجی، یک فیلم، یک فیلم سینمایی، یک کارتون حتی، نمی‌دانم، یک قطعه موسیقی می‌تواند یک آدم را نابود کند. گاهی اوقات افراد با یک قطعه موسیقی، حتی گاهی اوقات عطر، با یک عطر بد استشمام می‌کند و عوض می‌شود تصمیم بدی می‌گیرد. این خیلی مهم است ها دقت کنید دارم چی می‌گویم.

یک لباس گاهی وقتها به یک کسی آمده که دارد هلک هلک خودش را می‌کشاند، دارد می‌رود، مسیرش را هم طی می‌کند، بالاخره خودش را یک طوری روی صراط نگهداشته، یک آدم بدی پیدا می‌شود، یک لباس مزخرف برای این هدیه می‌خرد، پیشنهاد می‌دهد و این لباس را می‌پوشد، روحیه اش عوض می‌شود و سقوط می‌کند روی صراط. یک لباس بد، یک آرایش موی بد، یک عینک، هر چیزی، یعنی بعضی‌ها اینقدر سیستمشان ضعیف است که با یک همچین چیزهایی، با یک چشمک، با یک پیام اینترنتی، با یک پیامکی، با یک دوستی الکی، در تاکسی در اتوبوس، در شرایط اینطوری آسیب می‌بیند چون سیستم دفاعی ندارد، این آدم وصل به آسمان، و الله و غیب نیست که در مقابل یک صحنه‌ی پر هیجان شیطانی، هم قرار بگیرد ککش هم نگزد. بتواند مسیر را طی کند. اصلاً اینطوری نیست. پس خوب دقت کنید این قاعده فوق العاده مهم است.

(و من یعشی عن ذکر الرحمن نقیّض له شیطانا فهو له قرین) قاعده را خوب دقت کنید قاعده خلقت است همه آدمها این را دارند، به محض اینکه شما از آسمان از غیب از خانواده آسمانی از هیئت از مسجد از نماز جماعت، چرا می‌گویند مستحب است که برای کسی که نماز جماعت نمی‌خواند دختر ندهید، برای اینکه این آدم فاصله دارد از اجتماع، یعنی این آدم سیستم ضعیفی دارد. سیستم دفاعی شخصیتی که نماز جماعت نمی‌خواند سیستم ضعیفی است. اهل جماعت نیست، فرادی نماز می‌خواند این آدم، آدم ضعیفی است. با کسی که نماز جماعت نمی‌خواند معامله هم خوب نیست بشود. یعنی کار اقتصادی هم خوب نیست شود چرا؟ چون سیستم دفاعی ندارد ضعیف است. یعنی چی؟ یعنی جماعت خیلی انسان را قوی می‌کند، جمع، داشتن دوستهای خوب، داشتن رفیق‌های خوب، داشتن محافل خوب، تردد در محافل خوب، اینها انسان را قوی می‌کند. یک کسی که تک می‌پرد، از جمع خودش را کنار می‌کشد، این آسیب‌پذیر است.

پس نگوییم چرا شیطان من را وسوسه می‌کند چرا خوابهای بد می‌بینم، چرا سحر روی من اثر گذاشته، چرا فلان چیز اتفاق افتاده، چرا روحیه‌ام اینطوری شده، چرا بداخلاق شدم، چرا تند شدم، چرا نمی‌دانم سر کوچکترین مسئله داغ می‌کنم، عصبی می‌شوم، تو معنویت نداری، معنویت به این معنا که رفاقت و انس با غیب نداری. نه اینکه نماز نمی‌خوانی، نماز هم می‌خواند بنده خدا، نمازش حواس پرتی است، انس نمی‌آورد برایش، این از صبح که نماز می‌خواند، ظهر و مغرب و عشا، نمی‌دانم شب جمعه‌ای هست حرم می‌رود، ملاقاتی، دوستی، ارتباطی، انسی، لذتی، چیزی گیرش نمی‌آید، چیزی نمی‌خورد، اصلاً روح این آدم، خوب بنابراین هم معنویتش به درد بخور نیست، اینطور نیست که چون حالا نماز می‌خواند، بله همین مقدار نماز آبکی، نماز به درد نخور، همین قرآن بدون توجه به معنی، خیلی از آفتها را جلوگیری می‌کند اما همه را نه. شما باید دائماً با کانون قدرت تان ارتباط داشته باشید. اینکه می‌گویند یاد خدا انسان را نجات می‌دهد، (ذکر الله مطردد الشیطان) یعنی یاد خدا طرد کننده شیطان است. وسوسه به هیچ وجه وقتی کسی که اهل یاد خداست اهل معنویت است انس با غیب دارد شیطان به هیچ وجه رویش تأثیر بد ندارد اثر منفی ندارد یعنی شیطان تأثیرات خوب روی این می‌گذارد. شیطان می‌شود خادمش. می‌شود مرکب این، فقط با وسوسه‌های بیشتر این را اوج می‌دهد مثل بادبادک خوب بالا می‌برد. اوج می‌دهد. وقتی انسان قدرت ندارد یعنی جریان منفی را، فقط با جریان منفی کار می‌کند با جریان مثبت ارتباط را قطع کرده بله طبیعی است که آسیب می‌بیند الان سیستم دفاعی اصلاً ندارد شیطان می‌آید با یک وسوسه، در خواب حتی، در خواب هم می‌تواند او را آزار بدهد اذیت کند اعصابش را خرد کند با چند تا خواب بد، با یک خواب بد، شخص می‌بینید که از خواب بلند می‌شود روحیه‌اش، نظرش، سبک زندگی‌اش عوض می‌شود. حتی با خواب.

گفتم اگر کسی سیستم دفاعی نداشته باشد با یک عطر، با یک لباس، با یک موسیقی، با یک پیامک، با یک کلیپ همین، با یک تصادف، با یک هر چیزی می‌تواند آسیب ببیند. کاملاً مسیرش تغییر کرد. می‌گوید وضع روحی‌ام خیلی خوب بود، چنین و چنان، خودش فکر می‌کند خیلی خوب است، بعد می‌گوید نمی‌دانم چطوری شد یک دفعه در این شبکه یک کسی یک پیغام داد، پیامک داد، دوستم یک موسیقی پخش می‌کرد یک جا دیدم، یک عروسی رفتم، یک مهمانی رفتم، یک دفعه نرفتم بعد از آن چی شد. تو گاردت باز بوده، اصلاً سیستم دفاعی نداشتی، کاملاً گاردت باز بوده، یک دفعه یک چیزی کوچولو، یک چیز خیلی کوچک توانسته ترا اسیر کند، و گرفتار شیطان کند ترا. لذا آدمی که می‌خواهد گرفتار شیطان نشود، باید تحفظ داشته باشد. تحفظ داشته باشد یعنی چی؟ یعنی قدرتمند عمل کند. شل عمل نکند. در دستورات، (خذ الکتاب بالقوه) قرآن می‌گوید وقتی دستورات دین را می‌گیرد، محکم نگهدارید آن را، باج ندهید در دستورات دینی، چون باج بدهید از آن مقدار شل کردن‌های شما شیطان می‌آید سراغ تان. حجاب یک زن را بتواند شل کند، نفوذهای بد دیگر هم در روحیه‌اش دارد، اخلاق یک نفر را بتواند شل کند نفوذهای دیگر هم در او دارد در کار اقتصادی بتواند خمس را از شخص بگیرد، بگوید نه همین نمازت را بخوان، روزه بگیر، کربلان برو پیاده، خمس نمی‌خواهد بدهی. یک کسی خمس را بردارد، بتواند یک مال حرام بفرستد در دل یک کسی، تمام است. شما نگاه کنید اصحاب عاشورا، عمر صعد، اینها همه محبت داشتند به امام حسین، شناخت داشتند به امام حسین، هم علاقه داشتند هم شناخت داشتند هم اعتقاد داشتند، خود عمر صعد می‌گوید که من معتقدم که جلوی حسین بایستم جهنم می‌روم. همه هم محبت دارند هم شناخت دارند هم یقین دارند، دقت کنید، دارم چی می‌گویم، محبت، شناخت، یقین، در اهل معرفت، پس چی شد، که امام حسین را کشتند آنطوری، آن هم با آن درجه از قساوت، شمر خودش معلم حدیث است، امام حسین می‌گوید اینها شکم شان از حرام پر شد. لقمه حرام، سیستم را از کار می‌اندازد. موبایل من چرا کار نمی‌کنم، می‌گوید ویروس دارد، کامپیوتر کار نمی‌کند، ویروس آمده، کامپیوتر کار نمی‌کند، هر چه می‌خواهی اطلاعات را بگیری نمی‌آورد، اطلاعات از بین می‌رود، قاطی می‌شود، چی شد دستگاه که سالم است که من تازه دیروز رفتم سه میلیون پول دادم این را خریدم، درسته است شما دیروز دادی دستگاه سالم است نو است، ولی ویروس آمده داخلش، سیستم از کار می‌افتد وقتی ویروس بیاید.

یک لقمه حرام می‌آید سیستم از کار می‌افتد دیگر کار نمی‌کند. می‌گوید این آدم، که آدم خوبی بود با حیا بود با عفت بود، چرا یک دفعه این طوری شد، رفت دانشگاه چرا اینطوری شد، چرا رفت سربازی اینطوری شد، چرا رفت خارج اینطوری شد، گاردش باز بوده، سیستم دفاعی نداشته، رو هوس هم بلند شده هول هول شده خیلی هم خوشحال شده، که می‌خواهد برود اینجا، رفته باخته محیط را، هر کس چهل روز موسیقی حرام گوش کند غیرت و حیا از او می‌رود. گاهی وقتها آدم این زنهای بزک کرده را در خیابان می‌بیند یک موقع این زن، چقدر بی حیاست، که از سبک زندگی مادرش فاطمه زهرا، اینقدر فاصله گرفته. راحت حاضر است هزارتا چشم از صبح تا شب ببینندش، هزارتا زنا برایش بنویسند. خیلی ها، ببین این بیست سال اینطوری در خیابان می‌گردد، می‌رود روز قیامت نامه اعمالش را باز می‌کنند می‌بیند یک میلیون زنا نوشتند در آن، می‌گوید من اصلاً زنا نکردم، من شوهر داشتم، آدم خوبی بودم، با نامحرم، می‌گویند تو همه را به هوس انداختی نوشتند پایت، یک بار دوبار ده بار هم نه. حالا این زن زیباست وسوسه شده، زیبایی‌هایش را به بقیه نشان داده، مردش چرا اینطوری است، ما الان بیماری بزرگتر از بدحجابی، بی غیرتی مردها را داریم، مرد دارد هیکلش دو متر است، آستین کوتاه پوشیده، بازوهایش هم، دور بازویش هم چهل سانت است بی غیرت بی غیرت است، هیچ حس هم نسبت به ناموسش، هیچ غیرتی ندارد، داداش بی‌غیرت، پدر بی‌غیرت، شوهر بی‌غیرت، بی حیا، هیچ اصلاً غیرتی وجود ندارد.

علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: شنیدم خانم‌های شما که در بازار می‌روند شانه‌هایشان به نامحرم می‌خورد، (اما تستحیون، الا تستحیون، اما تغیرون) حیا ندارید غیرت نمی‌کنید شماها، که زنت شانه‌اش به نامحرم خورده، بیا ببین نگاه کن دختر، تا الان نوامیس شیعه الان دارند چه کار می‌کنند، بیا ببین، پسرهای تو، مردهای شیعه، ببین چه کار می‌کنند چی شدند، اصلاً نسبت به نوامیس خودشان. بیا ببین. یک موسیقی، چهل روز گوش می‌کند بی‌حیا می‌شود. اصلاً طرف هیچ کار بدی نکرده، نه رفته با نامحرم ارتباط گرفته، نه فیلمی دیده، نه هیچ چیز، اما در خانه است، اما همین موسیقی، همین ساز، همین دریافت، حیا را می‌ریزد. عرض کردم، گاهی وقتها اینقدر سیستم دفاعی آدم ضعیف است که با یک عطر با یک عطر، در انتخاب عطر آدم خیلی باید دقت کند شما یک نرم افزار عطر را که نگاه کنید، بعضیها روی گوشیهایشان دارند، نوشته اساساً روی عطرهای خاص، بعضی ها از عطرها هستند نوشته که این طراحی شده برای تحریک سکسی، این عطر این طوری طراحی شده. طراحی جنسی، طراحی سکسی، تحریک سکسی، موسیقی‌ها هم همینطور هست.

در بحث موسیقی من توضیح دادم، البته حالا سی دی‌اش بیرون نیامده، در انسان شناسی قم، که ما هر پنج بخش مان موسیقی دارد، بخش حس، بخش خیال، بخش وهم، بخش عقل و بخش فوق عقل، قیمت هر آدمی همان طور که به گرایشهایش است نوع موسیقی‌هایی که یک نفر گوش می‌کند نشان می‌دهد این آدم چقدر قیمت دارد. جمادی گوش بکند، گیاهی است، حیوانی است، عقل است یا فوق عقل است، نت‌ها، موسیقی‌ها، سازها، شعرها، همه‌اش، قیمت یک آدم را مشخص می‌کند. به محض اینکه از الله، از آسمان، از بهشت فاصله بگیرید در جهنمید. نمی‌شود من بیایم از مرکز قدرتم فاصله بگیرم، از الله، از آسمان، از خانواده آسمانی، از فرشته‌ها، بیایم در فاصله دوری بایستم و بعد آسیب نپذیرم. اینقدر انسان، سیستم مثل بدن است دیگر، خوب حالا چرا اینطوری است، سیستم نظم دارد، شما صبحانه می‌خورید، دلیل نمی‌شود که ناهار نخورید، من صبحانه خوردم پس ناهار نخورم، آدم گرسنه اش می‌شود، ممکن است کاری کند که مصرف انرژی دارد، حالا بعضی‌ها نه، مصرف انرژی ندارند، صبحانه بخورند تا شام بخورند خوب اند چیزی نخوردند. ولی نه این الان صبحانه خورده، تا ظهر کار کرده، کالری زیادی مصرف کرده، خوب حالا ناهار باید بخورد. حالا ناهار می‌گوییم نخورد، شام می‌توانیم بگوییم نخورد، او از صبح هیچ چیز نخورده، خوب باشه شام نمی‌خورد، فردا هم صبحانه نخورد، می‌شود؟ نه. الان به یک نفر بگویی، بعضی از عزیزان اینقدر ساده می‌گیرند، من فکر می‌کنم که واقعاً سهل انگاری است، می‌گوییم این برنامه که ما برایتان نوشتیم واقعاً اینطوری است شما باید هر روز از این برنامه استفاده کنی، می‌گوید رفتم روز اول استفاده کرده، بعد پنج روز نرسیدم استفاده کنم، بعد روز ششم استفاده کردم، بعد یک هفته استفاده نکردم، بعد نمی‌دانم، بیست روز استفاده کردم، یک ماه استفاده نکردم، ببینید چه روحی است، مگر می‌شود آدم غذا نخورد. بنده که یک موقع در طول هفته ممکن است دوازده سیزده جلسه داشته باشم، الان دارم می‌گویم، غیر از ایام تعطیلات، مثلاً مثل تعطیلات تابستان کمتر است، اما غیر تعطیلات تابستان بنده بیشتر از آن چیزی که برای بقیه می‌گویم می‌شنوم. می‌روم می شینم این طرف آن طرف می‌شنوم، کتاب دارم، استاد دارم، درس دارم، می‌روم زنده هم می‌شنوم. خیلی بیشتر از آنی که برای کسی بخواهم حرف بزنم.

یاد می‌گیرم، می‌شنوم، موعظه می‌شوم، آدم دارم، استاد دارم، برایم حرف می‌زند، مگر می‌شود آدم غذایش را نخورد، غذا نخور پس چطوری زنده هستی، بعد می‌گوید من زنده ام، ببین من زنده‌ام، الان یک ماه است سی دی گوش نکردم، به قول آن حسن کچل که تلویزیون نشان می‌دهد که چند روز سیب نخوردم ولی هنوز نمردم، این هم مثل خود حسن کچل تنبل است. می‌گوید زنده‌ام، سی دی گوش نکردم، کتاب نخواندم، استاد ندیدم، جلسه نرفتم، نماز نخواندم، هیئت نرفتم، حرم نرفتم، بله این حیات، حیات جنسی است، حیات حیوانی است، تو حیات انسانی نداری، تو مُردی، متوجه نیستی. تو خیلی وقت است مُردی، اصلاً متوجه نیستی که مُردی، قرآن می‌گوید (استجیبوا لله و لرسول، اذا دعاکم لما یحییکم) اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت می‌کنند به چیزی که آن چیز به شما حیات می‌دهد.

اگر اجابت کنید به شما حیات می‌دهند. خوب آنها اجابت نمی‌کنند، چی؟ قرآن می‌گوید آنها این حیات را ندارند. پس چرا اینها زنده است شوهر کرده بچه دارد، زن دارد بچه دارد رئیس است فرمانده است استاندار است وزیر است، حیات گیاهی و حیات حیوانی دارد. برای همین هم قرآن مردم را به شش گروه تقسیم کرد، یادتان نرفته که این تکرار خوبه که نگذارد از یاد مان برود شش گروه گفت قرآن، سنگ، کمتر از سنگ، حیوان، کمتر از حیوان، شیطان، فقط یک گروه را خدا به عنوان انسان قبول می‌کنند، که باطن انسانی دارند، وقتی هم می‌میرند، می‌روند در بهشت. بقیه همه لنگ اند چی؟ (الی الذین آمنوا و عملوالصالحات و تواصو بالحق و تواصو بالصبر) بقیه که همه خسران دارند بقیه همه دارند سرمایه اصلی وجودی شان را از دست می‌دهند. خیلی این آیه قدرتمند است دارد از یک احکام فوق العاده به ما خبر می‌دهد. فاصله بگیری خوراک شیطانی. جوجه‌هایی که دور مامان شان هستند هیچ وقت گربه‌ها سمت شان نمی‌توانند بروند، حتی شیر که اینقدر قوی است، ببر، پلنگ، وقتی به گله می‌زنند عوض به گله نمی‌زنند به راحتی، چون خودشان زیر دست و پای گله خیلی وقتها له می‌شوند. گله‌ها می‌دانند که اگر بخواهند تک تک با شیر روبرو شوند نمی‌توانند ولی وقتی که دسته جمعی می‌روند به سمت اینها، اینها فرار می‌کنند. آنها صبر می‌کنند ببینند که کدام شان تک می‌افتد گربه‌ها هم اینطور هستند کدام شان تک می‌افتند از گله. از گله جدا شود می‌شود خوراک گرگ، خوراک شیر.

به قول یکی از بزرگان شیطان سگ درگاه خداست. آشناها را نمی‌تواند، به سراغ آشناها نمی‌رود. فقط غریبه‌ها را. آنهایی را که با الله، با آسمان، با غیب، با بهشت با مرکز قدرت غریبه هستند، دور اند، اینها می‌افتند در چنبره غم و غصه، بعد خوب حالا، این فطرتش هم خداجو هست دیگر در این فطرت خداجویی که می‌افتد بدبختی می‌گوید که خوب بروم حرم ببینم دعای من استجاب نمی‌شود ای خدا به دادم برس این امام رضا به دادم برس تو رفتی حرم برای اینکه آسیب دیدی. من اصلاً از شما جدا هستم حالا آمدم به شما می‌گویم کمکم کنید. توبه نمی‌کند برگردد بیاید سبک زندگی‌اش را عوض کند شیوه زندگی‌اش را عوض کند می‌گوید بروم حرم بعد هم می‌گوید خدا جوابم را نداد.

تو همان موقع هم که در حرم هستی، خدایی نیستی، همان موقع که در حرم هستی در وسوسه شیطانی، در تحریک شیطانی، اصلاً خود شیطان دستت را می‌گیرد می‌برد حرم، می‌داند دیگر، بگذارد ببرمش در حرم بی اعتقادش کنم می‌گوید برو یک ذره گریه کن ببین اگر کسی تحویلت گرفت. با خود شیطان می‌رود شیطان بلد است قواعد را دیگر. خوب حالا وقتی شیطان آمد روی این چنبره زد چه اتفاقی می‌افتد؟ (و انّهم لیصدونهم عن السبیل) دیگر اینها راه خدا خوششان نمی‌آید ذائقه ها عوض می‌شود. از هر چه رنگ دین، مذهب، معنویت، آسمان، غیب، خانواده آسمانی هست متنفر می‌شوند. این دیگر الان اسمش زهرا بوده، می‌گوید بگذارید شیلا. از این به بعد به من بگویید شادی. نگاه می‌کند در شناسنامه اش فاطمه است، زهرا است، متنفر است از این اسم برده عوضش کرده.

اسمش علی بوده، اسمش رضا بوده، اسمش جواد بوده، همه را عوض می‌کنند، چون متنفر است نمی‌تواند این اسم را برای بچه اش هم بگذارد همینطور است. اگر با دختری هم آشنا شود بخواهد ازدواج کند اسم دختر فلان باشد می‌گوید اسمت را عوض کن یک چیزی دیگری بگذارد من اینطوری راحتم صدات کنم اینطوری کلاس دارد. زهرا کلاس ندارد فاطمه کلاس ندارد. راست هم می‌گویند بندگان خدا. چون در کلاس بخش حیوانات آنها جایی ندارند. طبعش می‌گیرد به چیزهای اینطوری. از دین بدش می‌آید، از مظاهر دینی بدش می‌آید، از نماز، از روحانی، از مذهب بدش می‌آید، از هیئت بدش می‌آید از حرم بدش می‌آید، اصلاً نمی‌تواند موسیقی قرآن را نمی‌تواند بشنود، یک جا قرآن پخش کنند می‌گوید دلم گرفت. دلم گرفت کدام دل را دارد می‌گوید؟ دلی که با قرآن، با موسیقی قرآن، و با آسمان هیچ سنخیتی ندارد. این دلش چیز های جهنمی می‌خواهد. از این موسیقی ها می‌گذارند خوشحال می‌شود. چون در قاعده اسم، دستهای من را نگاه کنید، گفتیم خوب جماد داریم، گیاه داریم، حیوان داریم، عقل داریم، و فوق عقل داریم، بعضی اسمهای جمادی دارند، اسمش را گذاشته زمرد، یاقوت، طلا، اسم یک سنگ می‌گذارند، اسم جواهر، مادرش گذاشته. بعضی اینها خودشان تقصیر ندارند دیگران برایشان انتخاب کردند. بعضی اسمهای گیاهی می‌گذارند، مثلاً نرگس، نسترن، مریم، نیلوفر، اسم گیاهی است. بعضی اسمهای حیوانی دارند، آهو، غزال، غزاله، اسمهای اینطوری میگذارند روی بچه هایشان. چکاوک، نمی‌دانم چیزهای اینطوری انتخاب می‌کنند. اسمهای پرنده، چرنده، چیزی می‌گذارند روی بچه ها. بعضی ها اسمهای عقلانی دارند، در حد عقل است، ارسطو، افلاطون، سقراط، مثل اینها، اسم فیلسوفها، دانشمندها، را می‌گذارند. بعضی اسمهای انسانی می‌گذارند، اسمهای الله، اسمهای خانواده آسمانی، کیف هم می‌کنند، مست می‌شوند، اصلاً با این اسمها.

سیدالشهدا فرمودند: والله اگر هزار پسر به من بدهند اسم همه شان را می‌گذارم علی. شما نگاه کنید علی اکبر، علی اوسط، علی اصغر، علی اوسط حضرت امام زین العابدین (علیه‌السلام ) است همه علی. چون روح این آدم می‌کشد به آنجا. بعضی ها هم اسم ها را دوست دارد اسم بدی نیست هیچ کدام، اما خوب بعضی ها می‌گویند چرا من حالا اسم گیاه رویم باشد اسم یک سنگ رویم باشد، اسم یک انسان را رویم می‌گذارم، اسم یک فرشته را روی خودم می‌گذارم، اسم یک بهشتی را، اسم خانواده آسمانی خودم را می‌گذارم، مادرم خانم فاطمه زهرا چهل تا اسم دارد معصومه است طاهره است، همه شان هم فوق العاده زیباست انتخاب می‌کنم می‌گذارم من را اینطوری صدا کنید. این سیر عکسش خیلی بد است یک کسی اسم آسمانی رویش بگذارند بعد برود یک دفعه یک اسم پایینی بگذارد انگار که از آن درجه یک دفعه ساقط می‌شود می‌افتد. خیلی حرف بود در اینها، (و انهم لیصدونهم عن السبیل) دیگر از راه بدشان می‌آید، از سبیل خدا، راه خدا بدشان می‌آید از هر چی که علامت خداست متنفر می‌شود چون که قرینش نمی‌گذارد برود. هی وسوسه‌اش می‌کند نرو با این رفیق نشو، با این جمع نرو، راضی نیستم من، مردها را دیدی، خودشان هم شیطانی هستند خانم شان الهی است راضی نیستم فلان مجلس بروی، زنش را نمی‌گذارد بروند در این فضا، بچه‌هایش را نمی‌گذارد بروند در این فضاها، یا بعضی از زنها نمی‌گذارند شوهرهایشان در آن فضاها بروند، می‌گویند که یعنی الان اگر اینها بروند در آن فضاها، مزاحم ما هم می‌شود می‌خواهد بیاید ماهواره را جمع کند جلوی من را بگیرد، نمی‌گذارد فلان عروسی بروم، نمی‌گذارد شوهرش آگاه شود، بچه‌هایشان را نمی‌گذارند بفهمند، این ها خیلی خطرناک اند چون هم خودشان را جهنمی می‌کنند و هم دیگران را. گناهان آنها را هم می‌ریزند در نامه عمل خودشان.

(انّ من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم فاحضروکم) قرآن می‌فرماید: بعضی از همسران شما و فرزندان تان دشمن شما هستند بپرهیزید از آنها. خوب در حالی که از سبیل و راه خدا و علامت و نشانه‌های بهشت و بهشتیان دور هستند متنفر اند (یحسبون انهم مهتدون) می‌گویند ما کارمان درست است هدایت کار ماست، ما درست داریم می‌رویم مسیر را، ما درست انتخاب کردیم، راه راه ماست بقیه گمراه اند، هر چه مسلمان و متدین و مذهبی است می‌گویند اینها همه گمراهند، (ان الذین اجرهم کانوا من الذین آمنوا) قرآن چقدر صریح است آدمهای مجرم هر وقت به مؤمنین می‌خورند مسخره شان می‌کنند. (یضحکون) (و اذا مروا بهم یتغامزون) وقتی رد می‌شوند با یک غمزه با یک کنایه‌ی با یک نیشی با یک چیزی با این حزب اللهی ها و متدینین برخورد می‌کنند. (و اذا انقلبوا .. . فکهین) وقتی می‌روند پیش همجنسهای خودشان بگو بخندهایشان هم به راه است یک دفعه صحنه عوض می‌شود وارد برزخ می‌شود می‌میرند آن طرف (الیوم الذین آمنوا من الکفار یضحکون) صحنه عوض شد. این وری ها به اینها می‌خندند اینها هم دیگر خودشان هم شروع می‌کنند خودشان را لعنت کردن. هم همدیگر را لعنت می‌کنند هم خودشان را.

(و هم یحسبون انهم مهتدون حتی اذا جاءنا) وقتی می‌آیند این طرف، در صحنه برزخ (قال) حالا یک دفعه صدایش در می‌آید چی غلطی کرده با کیها زندگی کرده همه اینهایی که دوستانش بودند و رفیقهایش، همه اینها جهنمی بودند. (قال یا لیت بینی بینک بعد المشرقین) ای کاش بین من و تو به اندازه شرق و غرب فاصله بود. چون قرینها می‌آیند همه با هم می‌روند آنجا.

شده عمل، شده مار، شده عقرب، شده اژدها، حالا دیگر چه کارش می‌خواهد بکند، این مار و عقرب و اژدها را، (فبئس القرین) بد رفیقی بود. بد همنشینی بود. و بد همنشینی هست. بئس القرین. بد همنشینی هست. چون با او هست دیگر. می‌ماند پیشش. پروردگار به حق محمد و آل محمد ما را از قرین سوء دور بدار. خدایا به حق محمد و آل محمد ما را مأنوس به انس خودت مأنوس به یاد خودت بفرما. خدایا شیاطین را دوستان بد را همنشینان بد را از ما دور بفرما. خوب قبل از اینکه دعا بکنیم من یک تذکر بدهم در مورد اردو ....