جلسه 413 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
413
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
10
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 413 - خانواده آسمانی

خانواده آسمانی 24/10/1394

یک روایتی از امام صادق علیه السلام درباره اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر شروع کردیم و نیمه تمام بود. فوق العاده این روایت مهم بود که فرموده بود: «لاتدعوا فی عیوب من اقبل الیکم بمودته ولاتوقفوها لیست من اخلاق رسول الله و اخلاق اولیائه» فرمود به عیب های کسی که برای دوستی به شما رو کرده تنه نزنید. اگر قرار است با کسی دوست باشیم یا زندگی کنیم؛ پدر است، انسان دارد با آنها زندگی می کند، پدر و مادر، فرزند، خواهر، همسر، بعضی ها هستند که می خواهند دوست باشند و انسان هم تصمیم هم دارد که با آنها دوست باشد، می فرماید که به عیب هاش تنه نزنید. عیب هایش را به رخش نکشید. گذشته اش را به رخش نکشید. چرا؟ ضد رابطه است. در واقع یک جهنمی است که نمی گذارد یک رابطه خوب شکل بگیرد یا ادامه پیدا کند. این خیلی مهم است که انسان یاد بگیرد به کسی نیش و طعنه نزند. ولاتقفوها علی سیئه چون این را جلسه قبل توضیح دادم دیگر راجع به آن صحبت نمی کنیم. ولاتقفوا علی سیئة یخضع لها فانها لیست من اخلاق رسول الله و من اخلاق اولیائه. می فرماید که بخاطر گناهی که دارد می کند، از دوستی خودت بازش ندار. قهر نکن باهاش. حالا این آلودگی پیدا کرده باید کمک بکنید. گاهی وقت ها من می بینم مثلا در خانه پدر خانه، پسر خانه، دچار یک مشکلی می شود یک لغزشی براش اتفاق می افتد می بینید همه یک دفعه علیه اش چنان موضع می گیرند و ترکش می کنند، و قهر می کنند بایکوت می کنند که شخص فرصت اینکه بخواهد خودش را نگه دارد وخود آن مشکل و مصیبت یک داستان هست و این قهر و بریده شدن دیگران ازش یک مصیبت بالاتر است. بالاخره او به دو مصیبت گرفتار هست. مثلا فرض کنید در مدرسه پاش لغزیده. یک کسی بردندش مواد کشیده. دختری خوبی بوده حالا یک دفعه گولش زدند یک دوست پسری پیدا کرده یا حادثه ای با این دوست پسر براش اتفاق افتاده یا برعکس مرد خانه است اتفاقی براش می افتد. زن خانه اتفاقی براش می افتد. نباید بخاطر این اتفاقی که افتاده باید بگوئیم نه من نه تو. اتفاق افتاده. اول از این باید حتما در ارتباطی که با دیگران داریم، اعضای خانواده خودمان بخصوص؛ پدر،مادر، همسر، خواهر، فرزندان، اگر لغزشی یا گناهی، معصیتی، اشتباهی افتاد بجای اینکه پدر و مادرهای نادان به بچه هایشان بگویند چقدر بی تربیتی. بی تربیتی درواقع به خودت هست دیگر. تو این بچه را بی تربیت بار آوردی. بچه که همین جوری بی تربیت نمی شود. بی تربیت یعنی چی؟ یعنی محروم از چی بوده؟ از تربیت بوده. بی ادبی بی تربیت بی نزاکت. اینها را باید کی به بچه می داده؟ وقتی ما داریم به بچه مان توهین می کنیم به خودمان توهین می کنیم. ما چیزی لازم داشته که ندادیم بهش. ما شرعا و قانونا عرض کردم در ارتباط سه حقوق را باید رعایت کنیم. یعنی سه دهش عطا کردن باید داشته باشیم. 1- مسائل اقتصادی: یعنی تامین اقتصادی زن و بچه به نحو شایسته. نه اسراف کار. نه تنگ بگیریم و خساست کنیم. میانه. میانه یعنی اقتصاد. سخت گیری نکنیم. فشار نیاریم. از آن طرف هم ولخرجی و اسراف نباشد. در مهارتهای 1 و 2 بیست جلسه توضیح دادیم.

دهش بعدی ما وظیفه ای که ما داریم باید در اختیار خانواده قرار بدهیم عشق و عاطفه، اخلاق، ادب و احترام که بزرگتر از اقتصاد است.ببینید بزرگتر و مهمتر از اقتصاد است.

3- معنویت. یعنی تامین شرایط حیات انسانی و فطری برای حرکت به سمت آخرت. که این شخص بتواند سالم متولد بشود به بهشت. هر مردی باید زنش را بهشتی کند و هر زنی هم باید مردش بهشتی کند. هر پدر و مادری باید بچه هایشان را بهشتی تربیت کنند. وظیفه آنها این است. بچه ها حقشان است که بهشتی تربیت شوند. معصیت و گناه نکنند.

قبلا گفتم ما سم خانه ببریم و بده بچه ها بخورند بهتر از این است که ماهواره بگیریم و خانه بگذاریم. یک جنایت است.این بچه فردای قیامت یقه ات را می گیرد. من نمی دانستم من را در محیط آلوده، مدرسه آلوده، دوستان آلوده، فامیلی آلوده، دیدنی های آلوده همه اینها را برای من درست کردی و من را بدبخت کردی و من را این جوری شکل دادی. بچه فردای قیامت گله می کند. همه گناهان را دامن پدر و مادر می ریزد.

از بچه سلب اختیار نمی شود. چون اوخودش تشخیص های خودش را دارد ولی ما مقصیریم. پس ببینید ما هر وقت میخواهیم ببینیم بابام چرا این جوری شد، مامانم چرا این جوری شد، خواهرم چرا این جوری شد، زنم چرا این جوری شد، شوهرم چرا این جوری شد، پسرم یا دخترام چرا این جوری شد، اول خودت نگاه کن که خودت در این ماجرا چه نقشی داشتی. تو کوتاهی کردی تو ضعف تربیت داشته بهش نرسیدی بهش به اندازه کافی محبت نکردی بهش تامین عاطفه نکردی تامین مالی نکردی تامین مسائل عقیدتی نکردی. هی نیا بزن در سر فرزندت، دخترت یا پسرت که این بی دین شده، این کافر شده، این نمی دانم فاجز شده این فاسق شده اول نگاه کن آن چیزی که برای بی دین نشدن بداخلاق نشدن کافر نشدن فاسق نشدن نیاز داشته بهش دادی یا ندادی. آن چیزهای که همسرت لازم داشته بهش دادی آن چیزهای که فرزند و پدر و مادرت نیاز داشتن بهش دادی بعد نری بگی چرا این جوری شد. گله آدم زمانی که می کند که کوتاهی نکرده باشی. تازه آن جائی که کوتاهی نکردی امام می گوید حق نداری گله کنی. چه برسد که کوتاهی کرده باشی بعد هم گله کنی. تو حق نداری بخاطر اشتباهی که کسی کرده یا لغزشی که کسی کرده بگوئی حالا دیگر نمی خواهم. قیچی. دیگر با تو دوست نمی شوم. ولی حضرت می گوید این کار را نکن. یعنی این کار تو ازگناهی که کرده خیلی بدتر است. خود این گناه. اینکه قبلا ما خیلی سفارش کردم ما باید ریاضیات گناهان را بشناسی. عددو اندازه گناهان را بشناسیم. قیمت ها دستمان باشد. آقا یک گناه چقدر جهنم دارد. یک عبادت چقدر بهشت دارد. همه چی ریاضی نیست! ما طبق ریاضیات جلو برویم. ما مثلا یک کسی یک زنا می کند می گویم آخ آخ آخ این دیگر شد فاسق فاجر و فلان. بعد خودمان می رویم غیبت می کنیم که هفتاد برابر است. می گویم زنا کرده. خوب کرده تو حق نداری بگوئی این زنا کرده. تو نمی توانی این زنا کرده این فحشا مرتکب شده. نمی توانی عیب شوهرت را این طرف آن طرف بگوئی. یک لغزشی براش پیش آمده. چرا یک موقع هست می خواهی مشکلی را برطرف کنی می روی پیش یک کارشناس امین مشکلت را می گویی. او فاش نمی کند سرزنش نمی کند تو سرتان نمی زند. درمان می کند. مثل پزشک است. هیچ وقت پزشک به شما نمی گوید تو غلط کردی از دیوار بالا رفتی. کاری نداره تو از دیوار بالا رفتی مقصری تصادف کردی. پزشک می داند اصلا او مشروب خورده پشت ماشین نشسته تصادف کرده . هیچ وقت دیدید یک پزشک بیاید کسی تو چرا غلط کردی مشروب خوردی و تصادف کردی حالا اومدی بیمارستان! من شیفت بودم کشیش بودم شب می خواستم بخوابم. تو فلان شده تصادف کردی اومدی نگذاشتی من بخوابم. هیچ پزشکی تا به حالا دیدی. بدترین پزشک این حرف را نمی زند. مریض هست. الان مریض هست باید بهش برسم . سرزنش نمی کند. در سر کسی نمی زند. چرا یک موقع هست شما می خواهی مشکلت را با همسرت حل کنی می روی پیش یک مشاوره داستان ما این است. خیلی خوب. مشاور حل می کند. این هم سرزنش ندارد. ولی یک موقع هست به خواهرت بگوئی، به خانواده همسرت بگوئی، به فک و فامیل و دوستان بگوئی این خودش فحشاش هزار برابر بیشتر از آن کسی که این کار را کرده. نباید تا یک نفر پاش می لغزد ما همی بگویم خداحافظ. برو دامنشو بگیر. کمکش کن. دستش را بگیر. راهنمائی اش کن. ببین چرا این جوری شده. اولین کسی که باید سرزنش کنی خودت هستی. من چیکار کردم، من کوتاهی کردم، از دست من کاری برمی آمده که کوتاهی کردم بچه ام این جوری شده.

گفتم یک آقائی از این دوستان خبر دادند که بچه اش در مدرسه یک کاری کرده بود. باید بچه را اخراج می کردند. صداش کردند و رفته گفته بود که بچه شما همچین کارهای کرده باید اخراجش کنیم. این هم پرونده اش خوش آمدی. یک موقع من دیدم داره گریه می کند. چرا؟ گفتش من پدر بدی بودم بچه ام به خاطر کوتاهی من خرد شد. آبروش رفت. حالا پرونده اش گذاشتن زیر بغل که ببرم مدرسه دیگر. ببینید چقدر منصف است. عدالت خوب هست که آدم همیشه به خودش نگاه کند. حالا بچه من این جوری است ،خانم من این جوری هست، تندخو هست اگر این بدبین هست اگر این الان این جوری هست هر چیزی. اول به خودم نگاه کنم که من چه نقشی داشتم. داشتم که خوب باید خودم را سرزنش کنم از آن ور معذرت بخواهم که بخاطر من این جوری سرزنش شدی. دوم اگر نقشی نداشتم خوب حالا افتاده. برای من هم ممکن است اتفاق بیفتد. ما چه حقی داریم بخاطر گناه و لغزشی که کرده بگویم بعد رابطه مان را با قطع کنیم و بگویم این اتفاق برای تو افتاده. باید برویم کمکش کنیم. آبروش را حفظ کنی ترمیم کنی بچه حالا یک گناهی کرده بعد مادر گوشی را برمی دارد به خاله بچه به عمه بچه دایی بچه مامان بزرگ بچه به همه خبر می دهد که بچه این جوری شده. حرمتش از کعبه بالاتر است. برای چی بچه را آبروش می بری. سی جا می خواهد راجع به او بگوید. بچه همسرت هیچ کس هیچ کس. شما نمی توانی راحت راجع به کسی حرف بزنی و اتفاقی که براش افتاده بگویی. گاهی وقت ها من می بینم اتفاقات دوستان و رفقا. زن به شوهرت می گوید تو چرا فلان اتفاق افتاده به من نگفتی. من باید از کس دیگری بشنوم. مرد می گوید من برای چی باید بگم. گفتنی نیست. گفتن من حرام است. حالا بقیه می گویند به خودشان مربوط است . دارند گناه می کنند. چرا من باید بگم. مثلا در یک محلی اداره ای موسسه ای بسیجی هیئتی جای یک اتفاقی افتاده یک مشکلی براش پیش آمده باید بلند شویم به همه بگوئیم. کر کور لال. چه ذوقی دارد چه لذتی دارد که پاشیم برویم. خودت هستی. هو انت داری آبروی خودت را می بری. وقتی راجع به کسی صحبت می کنی باید آبروی خودت را می بری. فانها لیست من اخلاق رسول الله و اخلاق اولیائه. این جز خلقیات پیغمبر و دوستان خدا نیست که یک کسی بخاطر گناهش طردش بکنید. بخاطر لغزشش طردش بکنید. بخصوص خودش ناراحت وپشیمان باشد. اگر ناراحت و پیشمان بود بهتر. اگر نبود تو نمی توانی طردش کنی. بایددرمان بشود. باید این مسئله حل بشود. من می توانم یک کاری بکنم به مرحله ای برسان با اخلاق و منش خوش خودش به زشتی کارش پی ببرد. معذرت خواهی کند. اظهار پیشیمانی کند کار تمام شود. پس این فرمول فرمول خیلی مهمی بود. آخرین حدیث این بخش مان بود. این بخش دیگر تمام شد که سرزنش ممنوع. قطع ارتباط بایکوت کردن به قول امروزی ها این چیزها ممنوع هست. خیلی بچه ها بخصوص دست پدر ومادرهای که آگاهی به مسائل تربیتی ندارند آسیب می بینند. خیلی از جوان ها آسیب می بینند. ما الان خیلی وقت ها جوان ها دخترها پسرها را می بینیم مشکلات براشان پیش می آیند از خانه فراری می شوند در بیرون از خانه اتفاقات بدی براشان پیش می آید ولی بیشترین کسی که باید سرزنش بشوند کی هستند؟ پدر و مادر هستند بزرگترها باید سرزنش بشوند. ما باید بگویم این فرار کرد این بلا سرش آمد این پسر از خانه رفت. چرا این بلا سرش آمد چرا این جوری شد؟ همین جوری کسی همین جوری بیرون می رود؟ اگر کسی عاطفه کانون گرم امنیت اخلاقی احترام ببینید از یک جا فرار می کند؟ مگر کسی بیخودی درخواست طلاق می دهد، مگر کسی بیخود طلاق می دهد، بله یک موقعی درصد هست. ما گفتیم 95درصد طلاق ها بیخود هست. توهم است. فشار میاد بهش این کار را می کند. نمی خواهم بگویم این کاری که کرده درست بوده. نمی خواهم بگویم. بحث اصلا سر این نیست. ولی بالاخره ما باید به سهم خودمان کمک کنیم به این قضیه . بله کار اون غلط، کار اون اشتباه، کار اون نادرست. هر چی. ولی باید حلش بشود این داستان.ما نباید کسی را سرزنش کنیم. خدا می گوید این دو نفر زنا کردند خدا دوست ندارد زنای کسی فاش بشود. لذا باید حتما چهار نفر باشند، دیده باشند همه صحنه ها را دیده باشند، سه نفر باشند هر کدام هشتاد ضربه شلاق به این سه نفر بزنند. خدا دوست ندارد این فحشا لو برود، خدا دوست ندارد مچ کسی گرفته بشود. بنا نیست هی کسی رو بگردیم دوربین بذاریم یک جا شهود کنیم یک جا چیکار کنیم یکجا چیکار نکنیم کس را. اصلا بنا نیست این جوری باشد. بخصوص اینها که حیطه مسائل شخصی هست. قرار نیست یقه کسی گرفته بشود. خدا دوست ندارد یک چیزی هست بین بنده با خدا خوب خودشان می روند بعدا با هم حل می کنند. پس این را خیلی دقت کنیم که ما هم باید خلقیات خدا و پیغمبر را داشته باشیم. لذا حضرت نگاه می کند چقدر به ما حرمت گذاشته در این کلام، چقدر به ما احترام گذاشته امام صادق، برای اینکه ما راضی بکند ما این اخلاق بد را نداشته باشیم هیچ حرفی نمی زد هیچ تهدیدی نمی کند هیچی نمی گوید. درحالیکه پشتش تهدید دارد جهنم دارد خلقیات این. یک کسی بخواهد یک کسی را طرد کند بخاطر لغزش، بخاطر گناهانی که کرده بخاطر اتفاقی که براش افتاده بخاطر گناهی کرده طرد کند و قطع رابطه کند، شروع کند جوسازی و مسائل دیگر خیلی مصائب دارد. ده ها صدها سال عذاب دارد. کاری باهاش نداریم اما حضرت این را نمی گوید. حضرت می گوید ما چقدر زیبا با ما حرف می زند. برای اینکه ما بتوانیم قوی بشویم این خلق پیغمبر نیست. یعنی تو لیاقتت چی هست، خلق ... خلق کی را داشته باشی. تو قیمتت خلق پیغمبر هست. مگر نمی خواهی با پیغمبر محشور شوی اخلاق پیغمبر را داشته باش. به مااجازه دادند که با ائمه و همه درج ائمه محشور شویم.مگر غیر از این است. ان یبلغنی المقام المحمود عندلله. ما آن مقامی که شما اهل بیت پیش خدا دارید همان را میخواهیم. اگر قرار است ما به آن مقام برسیم با مادرمان فاطمه زهرا محشور بشویم، با امیرالمومنین محشور بشویم باید آن خلقیات در زندگی داشته باشیم. نباید بگوییم ما شمالی ها این جور هستیم. همین که هست. ماترک ها این جور هستیم ما اصفهانی این جور هستیم ما لرها اینجوری هستیم. یعنی چی. اینها همه اش شرک هست. اخلاق شان بد هست یا داهات شما روستای شما شهر شما آداب بدی دارند باید کنار بگذارید. شرک به خداست. ما رسم داریم جهیزیه باید حتما این جوری باشد. ما رسم داریم مهریه باید حتما این جوری باشد. بیخود هست. ما باید بنده خدا باشیم. ما افتخارمان این هست که فرمول های زندگی مان از الله دریافت بکنیم نه از آدم های کوچکی که ما را نمی شناسند. رسم چی. وقتی می گوییم رسم خودت را به اندازه کسانی که این رسم را گذاشتن کوچک می کنی. دیگر شما نمی آئی سر نماز بایستی بگوئی الحمدلله رب العالمین یا بگوئی سبحان ربی. خدا که می گوید من که رب تو نیستم. تو می گوئی من رب تو هستم اگر من رب تو هستم.

مربی و رب یعنی پرورنده. اگر تو زیر نظر من داری زندگی می کنی پس حرف های من را گوش کن. فرمول های من را برو. تو داری می گوئی ربی. مال خودمی. تو رب منی. تو مربی منی. افتخارم عزتم به این است که تو رب منی.

پس از او تبعیت کن. افتخارت این باشد. نمی توانی بگوئی: ایاک نعبد. ایاک نعبد یعنی من فقط فرمول های زندگیم را از تو می گیرم از هیچ کس فرمول نمی گیرم، از هیچ کس دستور نمی گیرم. بابا خدابیامرزد می گفت با زن ها باید این جوری کرد. گور پدر بابات صلوات. بابا خدا بیامرزد چی دیگر. بابای خدا بیامرزم، مادر خدابیامرزم، ما الگوداریم. تا گفتی فلان می گفت الگوت به همان اندازه پائین میاد. گفتیم قیمت هر آدمی و شرافت هر آدم الگوهایش هست. زشت است تو یکدفعه بگوئی فلان می گفت. من هم بدم میاد یک موقع بعضی از این رسانه ها این جوری می کنند: علی علیه السلام گفت. خوب خیلی قشنگ و باریک الله. علی علیه السلام . خیلی خوبه. الگو گذاشته. بعد یک دفعه بعد از علی علیه السلام دو دقیقه بعد یک آهنگی می زند می گوید جورج فلانی گفت. آقا علی کجا جورج کجاست. یک دفعه انقدر پائین نکش. بردیم آُسمان زدیم زمین . خدا میگوید شما الگوهایتان کمتر از معصوم نباید باشد. الله و اهل بیت. یعنی انسان های کامل. یعنی متخصص معصوم. غیر از اینها تو الگو انتخاب کنی به همان اندازه قیمتت پائین آمده، شرافتت پائین آمده. تو می گویی ایاک نعبد . ایاک نعبد یعنی من کیفم این است که فقط تو برای من طراحی می کنی همه چیز زندگیم را. خیالم راحت. عشقم این هست . امنیت و آرامش دارم. در زندگیم اشتباه نمی کنم. خود همین که من فرمولم را از الله می گیرم خیلی برای من آرامش و شادی می آورد در زندگی من. می دانم که اصلا تغییر نمی کند. دینم را به کسی بسته نمی شود. برای همین در روایت داریم من دخل فی الدین برجال خرج من الدین برجال. هر کس با آدم ها وارد دین شود با آدم از دین خارج می شود. استاد هست آیت الله هست مرجع تقلید هست یک دفعه لغزش پیدا کرد. ما مگر در این سی سال نداشتیم. مرجع بود لغزش پیدا کرده . مرجع بوده از کل حرفهای که زده ابراز بیزاری کرده. حالا من با این آقا وارد دین شدم اگر این زمین خورد من هم زمین می خورم یا نمی خورم زمین؟ من نمی خورم. من می گویم این آقا برای این قبول داشتم که حرف متخصص معصوم را می زد. خدا و متخصص معصوم اشتباه نمی کنند. حرف حرف درستی است. حالا این زمین خورد یا زمین افتاد به من چه. انشاله خدا کمک کند بلندش کند ولی من با خدا و پیغمبر فقط کار دارم. من با خدا و اهل بیت فقط کار داشتم. با کسی کار ندارم. این استاد آمده از حرف های خدا و پیغمبر زده من هم را بالا بالا کشیده خودش وسط راه اتفاقی افتاده زمین خورده. خورد زمین خدا انشاله کمکش کند. دعا باید کنیم. بالاخره حق استادی گردن ما دارد. حق زحمت کشیده سالهاست. هر چی. دعاش می کنیم. از خدا عاقبت بخیری می خواهیم و دعا می کنیم تا بالا برود. این هم به او بسته نیست. با آدم ها کسی نباید بالا برود. با کی باید بالا بروی؟ ایاک نعبد و ایاک نستعین. اگر یک کسی قرار حرف خدا و اهل بیت برام نزنه وقت تلف کردن بشینم حرفش را گوش کنم. الگو می خواهد برام تعیین کند. باید قیمت من الله و معصومین است. آخرت من هم آنجاست. من هم قرار است به اندازه خدا رشد کنم. عمر من هم به اندازه عمر خداست. او الحی لایموت است من هم قرار است چی بشوم؟ حی القیوم لایموت . نامه ای که از بهشت برای مومنین خدا می فرستد که فراموش نکردید. من الحی القیوم الذی لایموت الی الحی القیوم الذی لایموت. از زنده ای پایداری که هرگز نمی میرد به زنده پایداری که هرگز نمی میرد. چقدر بزرگ شدی تو. اگر قرار است من به اندازه مربی بزرگ بشوم به هیچ وجه نمی توانم یک قدم از مربی چیکار کنم؟ فاصله بگیرم. به محض اینکه یک قدم از مربی فاصله گرفتی به همان یک قدم شباهت را از دست می دهی. ایاک نعبد و ایاک نستعین. آقا خدا این کار را امضا می کند انجام می دهیم. اهل بیت امضا می کنند انجام می دهیم. اگر اینها امضا نمی کنند همه اش جهنم است. هر چیزی که هست. اینها امضا نمی کنند. هر چیزی که هست. معامله هست، کار اقتصادی هست، کار هنری هست، لباس هست، پوشاک است، مسافرت هست، ازدواج هست، تربیت هست . هر چیزی هست. وقتی امضا الله و متخصص معصوم پاش نیست یعنی جهنم دارد و خطرناک است. قلابی است. در اسکناس باید کی تائید کند، دیدید که روش دو تا امضا خورده. رئیس کل بانک مرکزی و وزیر دارایی. تازه وقتی این را امضا کرد، امضا راست باید باشد. یعنی اسکناس باید معتبر باشد. معتبر نیست به چه درد میخورد. یک میلیون به ما بدهند خوشحالی دارد! همه اش قلابی است. پول باید درست باشد. آقا سبک زندگی نسخه ای که برای ما می نویسند... کلاس چی چی درمانی. الان مد شده. از مردم پول زیادی هم می گیرند هر جلسه. کلی جیب مردم را خالی می کنند. هیچی. یک مشت توهمات به مردم می دهند و آقا... این چیزی که این آقا می گوید. این چیزی که او می گوید امضای کی پاش هست؟ شما یک دکتر حرفش را گوش کنی، باید نظام پزشکی حرفش را قبول کرده باشد. نظام پزشکی تائیدش کند این دکتر هست. آن وقت می توانی بهش مراجعه کنی. یک جائی باید تائید شده باشد. آقا من میخواهم بروم یکجائی حرف بشنوم اگر قرار از خدا و اهل بیت نباشد اعتبار نداشته باشد حرفش کلاس ندارد اصلا. حرفش بی ارزش است. نباید بیاد اونجا بشیند بجای اینکه حرف خدا را بزند حرف خودش را بزند. باید حرفی بزند که سند داشته باشد. سند داشته باشد. آقا شما چرا کلاس کار پائین میاری کتاب باز می کنی از روی حدیث می خونی یا آیه می خونی. حرف تخصصی همین هست. غیر از اینها کسی حرفی برای گفتن نداریم. اگر غیر معصوم و الله کسی حرفی برای گفتن داشته باشد هر کسی باشد نظریه است. نظریه به درد من نمی خورد. فرضیات به درد ما نمی خورد. ما موش آزمایشگاهی نیستیم چند روز برویم سراغ یک نفر در این مجله در این شبکه در آن شبکه در اینترنت در ... بعد هم یک چیزی گوش می کنیم بعدش می فهمیم غلط است. ... نمی توانیم این جوری برویم . چند سال سر کار هستیم. بایدپای خدا و معصوم وسط باشد. امضا کند. ایاک نعبد و ایاک نستعین. کیف یک مومن همین هست که در الگوگیری و عمل خیالش راحت است که خطا و اشتباه نمی کند. لذا چقدر قشنگ ما را راهنمائی کرد امام. حرفش را زد با ما با قیمت خودش و خدا صحبت می کند. هیچی نمی گوید. می گوید: این اخلاق اخلاق خوبی نیست. این کار را نکن. بعد برای اینکه ما متوجه شویم این اخلاق چقدر بد است و باید فاصله بگیریم این از اخلاق رسول الله و اولیائش نیست. اگر اخلاق رسول الله و اولیائش نیست پس ما این وسط چیکاره هستیم. ما چرا این کار را بکنیم. فاصله میگیریم. اخلاق غیر از اعمال است. اخلاق خیلی خطرناک است. کسی یک موقع در عمرش زنا کرده، صدتا زنا کرده، صدتا زنا تمام شد. حد دارد. مشخص. انقدر جهنم. انقدر دزدی کرده مشخص. انقدر مشروب خورده مشخص است. با جهنمش. اخلاق ته ندارد. پیغمبر فرمود بداخلاقی گنای است که آمرزیده نمی شود. سوء الخلق ذنب لایغفر. بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی شود. بداخلاقی منظور تندخوئی نیست. عصبانیت و غضب نیست. بداخلاقی و حسادت خیلی نرم است. کشنده است. اخلاق است. یک کسی حسود است یعنی لحظه به لحظه دارد جنایت می کند. یک کسی که بدبین است لحظه به لحظه است. یک کسی که خسیس است لحظه به لحظه دارد جنایت می کند. چون خلقش است. دائما تولید آتش می کند. خلق دیگر... سرطان است . دیگر به این راحتی خوب می شود؟ چون تولیدکننده دارید. تو باید این اخلاق را ببری. آنجا طرف خیلی خوب هستی آدم مثبتی است روحش هم روح پاکی هست حالا رفته چهار دفعه زنا کرده اتفاق افتاده براش یک مشروبی خورده، این نقطه است افتاده پاکش می کند. روح سالم است. مثل جسم که سالم است یک جا صدمه دیده درستش می کنند یا لکه است برمی دارند. اصل بدن سالم است. اینها می شود درمان کرد. ولی وقتی روح آلوده بشود تولیدکننده گناه است. تو حسادت با توست خیلی خطرناک هست. تو علو با توست می خواهی از بقیه مردم جلو بزنی می خواهی همیشه یک و برتر باشی می خواهی جلوتر باشی خیلی خطرناک است. این دیگر خلق است. تو زودرنجی داری حساسیت داری خیلی خطرناک می شود. اخلاق که می گویند. علم اخلاق یعنی خلق. خلق یعنی صفت پایدار نفس. یعنی جز، چی شده. عادت نفس هست. دائما این نفس این را تولید می کند. پس این را انسان باید به داد خودش برسد. امیرالمومنین علیه السلام کفی ان رجل غفلة ان یضع عمرها فی ما لا ینجی. در بحث غفلت اینها را توضیح دادم.برای غافل بودن یک نفر همین بس.

غافل که گفتیم یعنی ... غافل یعنی مسیر را اشتباه می رود سر از جهنم در می آورد. برای غفلت هر کس همین بس که عمرش را در چیزی می گذارند که نجاتش نمی دهد. وقتش در کارهای می گذارند که نجات دهنده نیست.

جنین را نگاه کنید در رحم مادر کمی وقت را برای رحم می گذارد بقه اش را برای دنیا کار می کند. دنیا را باور کرده. می داند که نه ماه دیگر. وقت ندارد. شش هفت هشت نه ماه می آید بیرون. می آید بیرون که بی نهایت بزرگتر و زیباتر کامل تر و پیچیده تر از رحم مادر است و تجهیزاتش باید خیلی قوی باشد. این نه ماه کاملا کار می کند. می دود. اندازم زایی می کند. ما باید از جنین یاد بگیریم. اگر یک کسی سالم وارد آخرت شود نمی تواند عمرش را هر جوری تلف کند. دلم خواست این را ببینم. دلم خواست این جا بروم. دلم خواست با این باشم، دلم خواست به این شوهر کنم. دلم خواست این زن را بگیرم. دلم خواست با این بچه این جور رفتار کنم، دلم خواست... دلی نیست. وقت زیادی نداری. اگر سوت پایان بزنند بخواهی آن طرف بروی با خودت بداخلاقی داشته باشی، می خواهی چیکار کنی. عصبانیت با خودت بده باشی می دونی یعنی چی.

طرف رفیق جون جونی پیغمبر هست. نگاه کنید. سعد که شهید در راه خدا شده که گفتم که شهید اولین قطره خونی که ریخته می شود تمام گناهش ریخته می شود. ولی حق الناس این جوری نیست. تا داخل قبر می گذارند. فشار قبر. پیغمبر فرمود: «انه کان فی خلقه مع اهله سوءا» بداخلاق بود. تو شهید شدی دمت گرم به قول معروف. ولی خدا می گوید حالا شهید شدی ما داریمت. ولی با زن و بچه ها چکار کردی. داد زدی. اذیتشون کردی، با شوهرت چیکار کردی. بداخلاقی کردی. حق الناس که خدا نمی گذرد. لذا فرمود: یغفر الشهید کل ذنب الا الدین. همه چی برای شهید آمرزیده می شود ولی بدهی و حق الناس نه. رفیق جون جونی پیغمبر هست. در رکاب پیغمبر هست. آن هم در آن زمان جنگیدن که خیلی قیمت داشت. خدا حق الناس نمی گذرد. تا اینکه بداخلاقی و بدبینی و اذیت کردن این را داشته باشی، زودرنجی و حساسیت داشته باشی، بقیه را آتش می زنی. بگذار کنار این خلقت. ببر این خلق را. نچسب. بعضی ها انقدر عاشقانه اخلاق های زشتشان را نگه می دارند که نگو. خیلی عاشقانه می گوید من حسودم. چیکار کنم. من مغرورم. اِ حاضر هم نیست دست بردارد. من وسواسی هستم. دست برنمی دارد. باید بکنی کنار بگذاری. وسواس هستی. خسارت دارد وسواسی. برو خودت را درمان کن. راه دارد بشین درمان کن. بکن. اگر بماند خیلی گرفتاری درست می کند. خوش به حال کسی که وجودش انقدر نرم و لطف است انقدر شکل پذیر است تا می فهمد یک کاری خوب نیست تمام می کند. خوب نیست می گذارد کنار. یعنی یک اخلاقی دارد که به قول حضرت یک قرن آخرتی باید در جهنم باشد تا خوب بشود، این در همین دنیا یک ساعت می کند کنار می گذارد.

34:30

یاد کنیم از یکی از دوستان خوبمان. ایشان من در کربلا امسال دیدم. آمده بود از خودش شکایت کند. ما صبح مشاوره داشتیم تا 12 شب، دیدم این آمد. بعد گله اش از خودش این بود. گفت استاد من رسیدم الان به یک جائی که هفته ای یکبار عصبانی می شود. حالم خیلی بد هست. چرا هفته ای یکبار عصبانی می شوم. این چه جوری بوده. این شیشه و هروئین می کشیده. داغون بوده. این هر روز عصبانی بوده. برنامه گرفته ولی انقدر وجودش نرم است این آدم برنامه گرفته یواش یواش شیشه هروئین همه کنار گذاشته سه سال پاک. حالا عصبانیت هاش انقدر کم کم کرده رسیده به هفته ای چقدر؟ یکبار. از این هفته ای یکبار خیلی می ترسد. من هفته ای یکبار عصبانی می شوم. نگران هست. حق هم دارد نگران باشد. البته من گفتم تو پیشرفت خیلی خوبی کردی، انقدر وحشت زده نباش. این همه پیشرفت کردی انشاله این هم کنده می شود. صدها برابر این را کنار گذاشتی این هم می رود. یک ذره بیشتر غذا بخور. بعضی ها نه اصلا بهشان برنمی خورد که این جوری هستند. زنش اذیت می کند، مادرش را اذیت می کند، عروس اش اذیت می کند، داماداش اذیت می کند، مادر زن را اذیت می کند، خانواده همسر را اذیت می کند، همین. اصلا ناراحت نیست این جوری است.

تامین عاطفی جزء واجبات است. مثل نفقه. لبخند مثل نماز واجب است. مثل روزه واجب است. لبخندنزدن بداخلاق کردن مثل زنا مثل شراب مثل قمار حرام است. بیشتر از اینها. نه مثل آنها. هزار برابر بیشتر از اینها حرام است. شوهر من چند سال کلاس می آید و برنامه دارد ولی من اصلا ازش تامین عاطفی نمی شوم.

به من نمی رسد به بچه ها نمی رسد. لبخند ندارد نرمش ندارد مهربانی ندارد مثل برج زهرمار است. به ما نمی رسد. آدم چقدر باید پوست کلف باشد.

من یک موقعی مثلا برنامه بعضی از عزیزان رامی خوانم نوشته برنامه سوم. برنامه چهارم. بعد برنامه را می خوانم می بینم چه چیزهائی نوشته. بعد شوخی می کنم. زنگ می زنم بهش می گوید برنامه من را ننوشتی می گویم چرا نوشتم. برنامه تو این هست که بیائی کتک بخوری تا خوب شوی. چون دیگر با برنامه امکان ندارد. بیا من یک کتکی بهت بزنم تا خوب شوی.

می گوید نه خانم این جوری هست. نه عمل می کند. برنامه گرفته عمل نمی کند یا گوش کرده عمل نمی کند. بعضی ها اصلا شروع نکردند، حضرت فرمود: کلید همه بدبختی های انسان در دو چیز است: تنبلی و بی حوصلگی. تنبلی اصلا شروع نمی کند ولی بی حوصله یعنی کسی که شروع می کندولی ادامه نمی دهد.

آقا فهمیدی از این به بعد با خانواده ات چه جوری رفتار کنی برو شروع کن. دوباره پوست کلفتی، دوباره لج باری، دوباره... آقا ما برای خوب بودن با این که خانواده مان چه جوری هست کاری نداریم. برای خوب بودن فقط تنها انگیزه مان این است معشوق ما می پسندد که ما این شکلی باشیم. خدا من را این جوری دوست دارد. بهشت این جوری من را راه می دهند. حداقل خیلی آدم طمع کاری باشم، خیلی آدم بی سلیقه ای باشم می گویم آقا بهشت من را این جوری می خواهد باید من خودم را آماده کنم. بهشت. اما اگر نه یک جور محبت در دلت باشد به خانواده ات به مادرت فاطمه زهرا انقدر به مادرت فاطمه زهرا ....بگوئی مادرم فاطمه زهرا دوست ندارد من این جوری بگردم.

بابام امیرالمومنین دوست ندارد من اخلاقم این جوری باشد. عشق. کاری با واجب و حرامش ندارم اصلا. نه. اونها این جوری دوست ندارند. خدای عزیزم، معشوقم، اله ام، من را این جوری دوست ندارد. طرف الان دارد خودش را جهنمی می کند که شوهرم، مادرشوهرم، خانواده شوهرم گفتن که این جوری بیرون بیا. میگم بابا این جوری میای بیرون که این را که آسمان دوست ندارد تو این جوری بیرون بیای. تو می خواهی دل بنده خدا را بدست بیاری ولی دل تمام آسمان را از خودت می رنجانی. جهنم می خری بخاطر شوهر، مادرشوهر و چند نفر دیگر. بعضی ها می گویند این جوری است. یا مد است . مردم این جوری دوست دارد. اِ بخاطر مردم که مد است. خوب ببین در آسمان چی مد هست.

ببین در بهشت چی مد هست. بهشتیان چه جوری هستند. این را نگاه کن. ما کاری با زمین نداریم. در بهشت چه جوری مد هست.

لذا بلافاصله می گوید چی؟ تا می گوئی ایاک نعبد و ایاک نستعین، فقط تو، سریع الگوگیرهایت را به تو می گوید. «اهدنا الصراط المستقیم». راحت هم می گوید. آدم هایت را می گوید، الگوهایت را هم می گوید. صراط الذین انعمت علیهم کی ها هستند قیمت های تو؟ انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین.

الگوهایت مشخص شدند. تمام. همه چیز مشخص و همه چیز قشنگ. الگوها کاملا دقیق و شفاف است. بعد هم قرآن چقدر قشنگ می گوید حسن اولئک رفیقا اینها رفیق های خوبی برای شما هستند. می خواهی با اینها محشور شوی؟ با اینها بهشت بروی، اگر بخواهی در آخرت با اینها باشی باید در دنیا با اینها باشی. نمی شود مادرم فاطمه زهرا فاصله داشته باشم بعد بخواهم آنجا با مادرم فاطمه زهرا باشم. می شود؟ خود حضرت زهرا فرمود بعضی از شما ها آنقدر دنیا با من فاصله می گیرید که در قیامت می خواهم بیام نجات بدهم سیصدهزار سال طول می کشد تا پیداتون کنم. این سیصدهزار سال در اینجا فاصله ایجاد شده. سبک زندگی ات غلط است. سیصدهزار سال. اینجوری هستی تو. تو شبیه حضرت زهرا نیستی. شبیه بهشتی ها نیستی. شبیه خانواده آسمانی ات نیستی شبیه اصل و ریشه خانواده آسمانی ات نیستی، شبیه امیرالمومنین بابات نیستی، شبیه بابات امام زمان نیستی. فاصله داری تو با آنها خوب پس اون رو فاصله اتفاق می افتد. تو میگویی من می خواهم در دنیا و آخرت با شما باشم، هی هم شصت سال دروغ می گویی: صراط الذین... تا می گویی صراط الذین که در نماز می خونی حالا در نماز چی می گویی صراط الذین انعمت علیهم. راهشان را می روی یا نه؟ نه. خوشم نمیاد از اینها. بعضی ها این جوری هستند. عملا می گوید از اینها خوشم نمیاد. دروغ می ایستد جلوی خدا و رودروری خدا و دروغ هم به خدا می گوید. فرشته ها می گویند حیا کن. حیا کن. تو ایستادی جلوی خدا می گویی راه اینها رامی خواهم بروم. بعد هم تا راه اینها را می خواهم عرضه کنم می گویی خوشم نمیاد. از این چیزها خوشم نمیاد. من این سبک زندگی را دوست ندارم. من سبک زندگی جهنمی ها را دوست دارم. نماز هم می خواند. اگر خدا فقط بخاطر این نمازها آدم ها را ببخشد خیلی هست. که این نمازها یک عمر دروغگویی و پرروئی است. چشم در چشم خدا بایستی و مسخره حرف بزنی. من تو را می خواهم. تو را دوست دارم فقط تو ایاک نعبد فقط راه تو رامی روم از هیچ کس الگو نمی گیرم فقط هم از تو کمک می گیرم. من هم به راه راست هدایت کن. راه این جور افراد. السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. این وری. اِ. چی شد تو داشتی با من حرف می زدی داشتی به من گفتی که من دوست دارم می خواهمت فقط تو فقط تو فقط تو خوب خداحافظ.

ما رفتیم این وری. خیلی مسخره است. این جوری حرف زدن. تو داری با خدا حرف می زنی. نماز مقام است وقتی به باطن نماز نگاه می کنیم که چی هست هم هیجان هم شور هم شادی می گیرد هم عظمت آن را میگیرد. لحظه نماز خدا را نگاه می کند. تمام انبیا دارند نگاهت می کنند، شهدا دارند نگات می کنند، فرشته ها دارند نگات می کنند، حرف زدن جلوی اینها با خدا جلوی همه اینها می خواهی با خدا حرف بزنی. نماز را بخوانم راحت شوم. مثل خدا از ماخواسته. یک چیزی عربی خواسته که نمی فهمیم به چه درد می خورد. خدا به این دلا و راست شدن و به این جملات عربی اش که نمی فهمیش کاری ندارد. تازه اگر بفهمی مگر کار می کنی. حالا آمدیم فهمیدی عملی می کنی یا نه! قرار نیست با این نماز بالا بروی که چی. نباید آدم مسخره زندگی بشود. جدی باشیم. خدا دنیا را بیهوده خلق نکرده. افحسبتم انما خلقکم عبثا و انکم الینا لاترجعون شما فکر می کنید ما شما را بازی خلق تان کردیم. بازیچه. دوست داشتیم شما را بازیچه بیاریم اینجا و شما قرار نیست آن طرف بیاید؟ به سوی ما نمی آئید؟ اگر این جوری فکر می کنید خوب هر کاری دلت می خواهد بکن. قربون امام برم چقدر قشنگ با ما حرف می زند. چقدر زیبا . فانها لیست من اخلاق رسول الله . آدم عشق رسول الله باشد همین یک کلمه می آید تمام است. اصلا زد در خال. اسم اعظم گفت.

چه حرف قشنگ هست. چقدر امام ما را دوست دارد و حرمت به ما می گذارد. این کار را نکن پیغمبر این کار را نمی کرد.تمام.

اگر کسی دل داشته باشد این حرف را می فهمد. این از هزار تا تهدید به جهنم بدتر است. وقتی به آدم بگویند پیغمبر این کار را نمی کرد.

مادرت فاطمه زهرا این جوری نیست. تو اگر قرار هست به تو ملحق بشوی آنها این جوری نیستند. یک چیزی بهتون میگم امیداورم به قلبتون بره و براتون بماند. انشاله برود و بماند یک صلوات ختم بفرمائید.

در جهنم آدم وقتی می افتد آن چیزی که بیشتر از جهنم آزارش می دهد بیشتر از خود جهنم، این است که متوجه می شود کی ها را از دست داده و چی ها را از دست داده.

این خیلی کشنده است. و جالب است در جهنم آدم را یکجائی نمی برند که فقط عذاب بدهند بلکه می بیند چی ها را از دست داده و کی ها را از دست داده.

یعنی جاش در بهشت بهش نشان می دهد و می گویند جات این بود این را انتخاب کردی. تو آنجا جات بود اینجا چیکار می کردی. اصلا ملائکه می گویند: ما سلک منکم. سلک. سلوک شنیدی. ما سلک منکم فی سقر. اصلا چی شما را تا جهنم کشاند. بابا تو اونجا بودی اینجا کجاست. چرا اینجا آمدی.

آقااین حس که آدم بتوانست با پیغمبر همسایه باشد و الان اینجا با مار و عقرب ها گیر هست خیلی کشنده است بدتر از خود مار و عقرب هست. امام سجاد چی می گوید:

آه. آه می کشد. آه ان حیل بینی و بین محمد المصطفی. آه اگر بین من و پیغمبر فاصله بیفتد. خیلی درد دارد. الان متوجه نیستیم. الان که داریم فلان شبکه و فلان کجا و این فیلم و آن فیلم از این کس وآن کس داریم الگو می گیریم و حواسمان نیست. چون جنین در رحم مادر وقتی دست و پا ندارد الان حواسش نیست و در رحم مادر درد نمی کشد میاد در دنیا دردهایش شروع می شود. اینجا پا می خواهد و این ندارد یا چشم می خواهد و این ندارد، حالا کوری و رنج کوری شروع می شود. ما الان هر چی فاصله می گیریم با مادرمان فاطمه زهرا می گویم حالا عشق همین است دیگر. آنجا آدم می فهمد که با پیغمبر نبودن یعنی چی. حقارت آنجا آدم احساس می کند. پستی را آنجا احساس می کند باختن را آنجا احساس می کند. یوم التغابن یعنی روز باخت آدم می فهمد که با خودش چیکار کرده. چه ظلم و جنابتی در حق خودش کرده که انقدر مقام داشت که بیاد بایستد پیش امام حسین جلوی امام حسین و محضر خدا بگوید اسئل الله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله. من آقا مقام شما را می خواهم پیش خدا ما پائین تر پیش خودت. خدا چقدر شرافت به این داده . وایستا با امام حسین این جور حرف بزن. با اهل بیت، فقط امام زمان یک دعای دارد در روزهای ماه رجب می گوید از خدا بخواه عیش و نوشتان با ما باشد.

ماه رجب خیلی مهم است. همه شراب ها را هم دارد. شراب خوردنتان و نوشتان و بهشتان با ما باشد حتی بهشت بدون اینها جهنم است. چه برسد جهنم. این را بخواه از خدا. این کسی که می توانسته بایستد به خدا بگوید من این را می خواهم. حالا ببین کارش به کجا رسیده، آقا عمرمان را نگذاریم در کارهای که براش آفریده نشدیم. اگر مریضی اگر حسادت اگر بدبینی اگر زودرنجیه اگر تنبلیه اگر خساسته اگر گیر دادن به این و آن هست زود کنار بذار. وقت و عم را دادند برای این کارها؟ اینها ما را نجات می دهد. اینکه جهنم، اژدها، مارها و عقرب های که آتش های که در پشت مان دارد دور بریزیم. وقت نداریم. زود خودت آرایش کن و پاک کن و زود حمام برو. زود استغفار کن.

استغفار حمام نفس است. زود توبه کن. زود توبه کن . عجله کن وقتی نمی ماند. شما از پارسال چندتا عضو زیر سی سال این کلاس به رحمت خدا رفتند؟ همین یک ساله. زیر سی سال. پنج تا زیر سی سال این کلاس آن طرف رفتند. بالای سی سال کار نداریم. همین زیر سال. ما وقتی نداریم. هی برو الیی و تللی وقتت را این طرف و آن طرف تلف کن. این همه ما کار داریم. باید اینها را پاک کنی. وقتت را برای این کارها بگذار. وقت دیگری نیست. یک عزیزی آمده الان در موقعیتی که باید خودسازی کند می گوید من می خواهم بروم ارشد . گفتم عزیزم می خواهی ارشد بروی آهسته برو. می خواهی دکترا بروی هر جا می خواهی بروی مواظب باش این ارشد سنگینت نکند. باید پول بدهد و باید بخواند. درس بی موقع آدم را جهنمی می کند. اگر می خواهی بروی دانشگاه ، دانشگاه و مدرک ودرس خوب هست. ولی تو مواظب باش یک وقتی برای زیبا کردن خودت بگذاری. تو باید یک وقتی برای خودسازی بگذاری. تو باید وقتی بگذاری که اگر با قرآن انس نداری، قرآن لعنت می کند. حالا یک سال دیرتر دانشگاه برو. اگر رفتی با یک واحد نمکی و کم. ده یا دوازده واحد. نه هیجده و بیست واحد پر می کنی دیگر وقت نداری برای هیچ بخشت. آن وقت یک دکتر و مهندس جهنمی می شوی. خادم هم هست به مردم خدمت می کند ولی خودش بی بهره است.

الان وقت بگذار یک شوهرداری خوب یک زن داری خوب یک بچه داری خوب یک خانواده خوب اینها را سازماندهی کن. یک سال عقب بنداز. برو مرخصی تحصیلی بگیر و وقت بذار خودت را اول آماده کن.

یک استادی داشتیم هر وقت بچه ها این جوری می کردند می گفت استاد 5 روز دیگر، شاید تا 5 روز دیگر انشاله مردی. شاید مردیم ما. انشاله اگر مردیم خدا خواست مردیم خواست ما را پیش خودش ببرد زشت نرویم. اگر دعوتمان کرد پیش خودش، خوشگل و زیبا و نورانی برویم. روشن برویم. بی عیب برویم. وقت نداری ما . ما باید وقت بگذاریم. چقدر خیال های ما راحت هست. حالا باشه من دکترا بگیرم. دکترات بگیری این بچه اژدها الان با تو هست دکترا بگیری اژدها هفت سر می شود. ارشد بگیری اژدهای هفت سر می شود.

حالا... کنکور قبول بشوم، حالا این سفرم را بروم، حالا این مدرکم را بگیرم. حالا بذار وقت تلف بکنی بماند، می شود یک اژدهای هفت سر مگر دیگر زورت بهش می رسد حالا. خیلی سخت تر هست. فقط زود توبه بکند آدم زود برسوند به خودسازی زود سراغ بازگشت برود زود سراغ آَشتی با خودش با خودش با خودش برود. با معشوقش با خانواده آسمانی اش.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.