اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
بحثمان در روابط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر در مورد گذشت از لغزش ها بود که بحث عمده ای از بحث را تقدیم محضرتان کردیم. یک تتمه دارد که انشاله در این جلسه عرض خواهیم کرد.
فرمایشی از وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام است که می فرماید: «احتمل لوقت وصفت عدوک» این خیلی مهم است. لغزش دوستت هنگام حمله دشمنت تحمل کن. این نکته فوق العاده نکته مهمی است. امیرالمومنین علیه السلام درس بزرگی در مورد امنیت اجتماعی جامعه اسلامی به ما می آموزد. اینکه وقتی ما دشمن واحدی داریم و جامعه اسلامی با دشمن روبرو هست، نباید به جون هم بیفتیم، نباید اختلافاتی را که می شود ازش گذشت مطرح کرد. قرآن کریم حتی به اهل کتاب هم پیشنهاد وحدت می دهد. از نظر قرآن کریم مانباید با پیروان سایر ادیان جنگی داشته باشیم. جنگ زمانی است که آنها به ما حمله می کنند وما موظفیم دفاع کنیم. انسان می تواند با غیر هم کیشان و دین خودش یک رابطه صلح آمیز داشته باشد. خدا شهید مطهری را رحمت کند. ایشان در کتاب داستان و راستان شان داستانی را نقل می کنند که یک کافر ویک مسلمان شریک بودند. مغازه یا تجارت خانه ای اداره می کردند. این کافر در کفر خودش خیلی محکم بود. به طوری که شاگردهای خودش را می برد در مغازه آموزش کفر می داد به آنها و آن مسلمان هم همین طور. شاگردهای خودش در مغازه به آنها ایمان یاد می داد. این دو هرگز دوستی شان و شراکت شان به هم نخورد. پس انسان می شود با دیگران رابطه صلح آمیز داشته باشد. حالا اگر اختلاف دینی هم هست ولی مشترکات زیاد هست. «قل تعالی الی کلمه سواء بیننا و بینکم » قرآن می فرماید که به اهل کتاب بگو بیائید در مورد کلمه ای که مشترک بین ما و شماست، با هم متحد باشیم که غیر خدا را نپرستیم و به او شرک نورزیم. حداقل در توحید در خدا با همدیگر مشترک باشیم. این راه و رسم یک زندگی عقلانی و خداپسندانه است. حالا کسانی که در جامعه اسلامی در یکسره بیان مطرح کردن اختلافات شیعه و سنی هستند، ببینید چقدر خیانت می کنند به دین، به قرآن، به مردم به اصل اسلام خیانت می کنند.
خدا حضرت امام را رحمت کند. می فرمودند که بر سر ولایت حضرت امیر هم نباید امروز دعوا کرد. یعنی نباید برای اینکه ما بخواهیم این را ثابت کنیم که حق با علی امیرالمومنین علیه السلام بوده یک سر جدال با اهل سنت راه بیندازیم. ما مشترکات زیادی داریم. حالا دشمن که می خواهد هم شیعه و هم سنی را از بین ببرد، بخصوص در زمان کنونی که ما با توطئه های دشمنان قسم خورده اسلام صهیونیست جهانی و استکبار جهانی روبرو هستیم و می خواهد کشور و کشورهای اسلامی را براش برنامه دارند و می خواهند نابود کنند. شما ببینید داعشی ها وقتی حمله کردند درست است آن بوق های تبلیغاتی در سوریه، در ایران، در جاهای دیگر آتش اختلاف مذهبی را می خواند شعله ور کنند و تلاش هم می کنند از بعضی از پیروان نادان و احمق در هر دو مذهب استفاده می کنند. چه شیعیان به قول امام زمان جاهل و احمق و چه جاهلان و احمق سنت که به کلیات دستورات روساهایشان اهمیت نمی دهند . تعصب های کور دارند واین آتش را شعله ور می کنند.
شما دیدید ظاهر قضیه بوق های تبلیغاتی این را می گویند اما واقع قضیه این جور نیست. الان در ایران اهل تسنن با شیعیان در وضعیت خوبی به سر می برند. در سوریه اصلا این جور نیست. شیعیان و اهل سنت با هم می جنگند. در عراق هم همین طور. با هم می جنگند یعنی کنار هم می جنگند علیه توریست های آمریکائی، اسرائیلی و عربستانی. توریست های انگلیسی، که دینی اصلا ندارند و فقط در پوشش اسلام این همه جنایت را می خواهند انجام دهند تا مردم را نسبت به اسلام و دین اسلام بدبین کنند جهانیان را. و بیشتر قربانیان داعشی را تا الان اهل سنت بودند نه شیعیان. وقتی ما دشمن مشترک این جوری داریم دمیدن درآتش اختلاف یک خیانت به اسلام و قرآن و جامعه اسلامی است. کسانی که یک سره اسم ولایت به اسم عشق به اهل بیت یا آن طرفی ها همین طور اهل سنت متعصب هم همین طور، همه اش به اختلاف می دمند فقط خودشان را نابود نمی کنند. فقط به دشمن خودشان به طرف مقابلشان حمله نمی کنند بلکه ریشه خودشان را می زنند. دشمن اگر حاکم بشود اگر دستش برسد نه شیعه می شناسد ونه سنی. دشمن اگر دستش برسد همه کسانی که به آنها خدمت کردند را نابود می کنند. حتی نوکرهای خودشان را، حتی در تاریخ این رفتارهای اینها را نگاه کنید ببینید این گونه است. حالا این در سطح کلان مسئله امنیت بین المللی جامعه اسلامی و امنیت ملی کشور اسلامی هست. حضرت می فرماید که لغزش دوستت هنگام حمله دشمنت تحمل کن. یعنی یک موقعی دشمن واقعی ما را اینجوری نابود می کند. به جون هم نپریم. اختلاف نکنیم. گاهی وقت ها مسئله، مسئله شیعه و سنی نیست. خود شیعیان این کار را می کنند . در کشور مسئولین خصوصا مسئولین سیاسی مسئله حفظ وحدت را رعایت نمی کنند، و تعصباتی دارند و اشتباهات فاحشی رادر جامعه مرتکب می شوند که دائما اختلاف ایجاد بکنند. این هم بسیار خطرناک است. مردم باید مسئولینی که آتش افروز هستند شناسائی کنند و آنها را طرد کنند . به آنها رای ندهند. آنها را به بقیه معرفی کنند که اینها بسیار برای وجود جامعه بسیار خطرناک هستند. در حیط روابط شخصی و خانوادگی همین طور. در حیطه روابط شخصی و خانوادگی گاهی وقتها انسان باید تحمل بکند بخاطر اینکه نمی داند رمز و راز دشمنی ها چگونه خواهد شد. گاهی وقتها انسان یکسره گیر می دهد و ایراد می گیرد از همسرش از خانواده همسرش، از پدر ومادر همسرش، و بعد زندگی به جائی می رسد که او هیچ پناهی جز همین خانواده همسر یا همین همسر ندارد. یک زن می بینی تمام اعضای خانواده اش را ناگهان یا به تدریج از دست می دهد و فقط آن مانده و همسرش و خانواده همسرش. اگر اهل صبر و صبوری ومهربانی باشد آنها آن را مثل خانواده خودش عزیز و گرامی می دارند، یک مرد هم همین طور. باید خیلی دقت کنیم که این چیزها خیلی انسان بهش توجه کند که به حال فقط فکر نکند در روابطش. به آینده فکر کند به اینکه چه بسا یک زمانی ما با کسانی که داریم می جنگیم، در فامیل، در خانواده، چرخش روزگار به گونه ای باشد به مدارای آنها به مهربانی احتیاج داریم. به حمایت آنها احتیاج داریم. آدمی که سخت گیر هست، آدمی که لغزش ها را تحمل نمی کند، آدمی که نق و غر می زند، آدمی که سرزنش می کند، آدم هائی که عیب های دیگران را می بیند این آن زمانی که تنها می افتد از حمایت و پیشتیبانی کسانی که ازش توقع دارد، برخوردار نیست. فقط انسانهائی که حمایت می شوند انسان هائی پیشتیبانی می شوند انسانهائی همیشه تنها نیستند که رفتارشان با دیگران مهربانان باشد. به دشمنی به جنگ نرساند رفتارهایشان با دیگران. کینه ورزی و کینه توزی نکنند. والا گاهی وقتها می شود افراد در این کار افراط می کنند وبعد خداوند کار را به گونه ای می گرداند که انسان به مدارای همان کسی که سالها اذیتش کرده دشمنی کرده در حقش نیازمند می شود. گاهی وقتها پدر ومادر ها هستند. من می بینم پدر ومادرها تنهائی های زیادی را تحمل می کنند چون بچه هایشان از آنها دلخوشی ندارند. بخاطر اینکه بچه ها را اذیت کردند. سخت گرفتند به بچه ها. اینها گاهی وقتها بچه ها مردن پدر و مادرشان هم برایشان مهم نیست. گاهی وقت افراد کاری می کنند که همسر و فرزند آدم آرزوی مرگ انسان را می کند. چرا آدم باید اینگونه رفتار کند. بعد زمان می گذرد اتفاق می افتد. ما دیدیم مردهائی که ظلم کردند ، خشونت به خرج دادند در اثر یک تصادف زمین گیر شدند، فلج شدند، معلولیت پیدا کردند حالا به مدارای همین زنی که سالها بهش ظلم کرده، به بچه های که سالها بهشان ظلم کردند نیاز دارند. و آنها هم الان نمی توانند با این مرد کنار بیایند. ما هیچ نمی دانیم از آینده خودمان که چه خواهد شد. یک موقعی همان کسی که اذیتش می کنیم، بداخلاقی بهش می کنیم، بهش می تازیم، زمان به گونه ای خواهد شد که به شدت به پاش می افتیم.
لذا بزرگان اهل حکمت بزرگان دین همیشه گفتن که مواظب باشید دشمنی نکنید و اگر حتی دشمنتان هم (نکته خیلی جالب است که حضرت می فرماید) با دوستت صدرصد همه اسرارت را نگو. و همه زندگیت را در کف دستش نگذار. یک حریم های شخصی و خصوصی هم برای خودت نگه دار که آنجا هیچ کس نفوذ نداشته باشد. چرا؟ چون بهترین دوست ممکن است یک روز دشمن تو بشود. و با دوست هم صددرصد دشمنی نکن. یک راهی همیشه بگذار. چه بسا این دشمن تو یک روزی دوست تو بشود. خیلی مهم است آموزش. پس زمانی که دشمن مشترک داریم نباید از همدیگر ایراد بگیریم. ایرادها را الان در سطح کشور رسانه ای می کنند. به جون هم می پرند، اختلاف می کنند، تشج ایجاد می کنند، ناامیدی و سیاه نمائی ایجاد می کنند. اینها کارهای افرادی است که اصلا به فکر مصالح جمعی کشور و امنیت ملی کشور نیستند.
فرمایش بعدی از وجود مقدس امام صادق علیه السلام است. این روایت فوق العاده مهم و کارگشاست. حتما این را که من می گویم قسمت به قسمتش را می گویم تا یادداشت بفرمایئد که خیلی مهم و کلیدی و راهگشا برای همه زندگی ماست.
«التمسوا لاخوانهم العذر فی ذراتهم و حفوات تفصراته فان لم تجدوا لهم العذر فی ذلک فاعتقدوا ان ذلک انهم لقصورکم ان معرفته وجوه عذر» فوق العاده است این فرمایش. یک بخشش را ما در مباحث دشمن شناسی درس دادیم. اما نمی دانم آن مباحث دشمن شناسی جدیدی که از طریق تلویزیون ضبط شد و پخش شد اینها را دارد یا نه. چون ما دشمن شناسی را دو دوره درس دادیم. می فرماید: برای لغزش ها و تقصیرها دقت کنید. تقصیر هم می گوید. لغزش ها و تقصیرهای برادرانتان. برادران گفتیم شما کی می شود؟ فرق نمی کند.خواهرت، فرزندت، پدرت، مادرت، دوستت، همسایه ات، فامیلت، انما المومنون اخوه . مومنین همه از یک ریشه هستند. همه با هم برادر هستند. التمسوا التماس مثل اینکه به کسی بگوئیم التماس دعا. التماس کردن یعنی چی؟ یعنی درخواست کردن، طلبیدن، می گوید موقع هائی که عزیزان شما دچار لغزش می شوند یک تقصیری ازشان سر می زند، محکومشان نکنید. بدبین به آنها نشوید. برایشان بگردید یک عذری پیدا کنید. شاید مجبور بوده، شاید فریب خورده، هزارتا عذر . در دشمن شناسی تمرین کردیم. مثال های زیادی ازصحنه های خیلی زیادی بد و زشت آوردیم و گفتیم در این صحنه زشت و بد چیزی را از کسی می بینیم و چیزی رااز کسی می شنویم، چکار می توانیم بکنیم؟ آیا در مورد عزیزی یک مومنی بخصوص اگر ما یک چیزی شنیدیم باید زود باور کنیم و منشا اثر در وجودمان بشود؟ اگر دیدیم یا شنیدیم باید بدبین شویم؟ حضرت می فرماید: نه. بدبینی حرام است. سوء ظن حرام است. شما اگر موقعی یک همچین چیزی دیدید بگردید برایش عذر پیدا کنید. یک عذر مناسب. التمسوا لاخوانهم العذر. دنبال عذر بگردید. اصلا خودتان بتراشید. بعد فی ذلاتهم و حفوات تقصیرهم در لغزش ها و تقصیرهای که پیش می آید. تقصیر هم هست. تقصیر هست اتفاقا. حالا یک کاری کرد، یک حرفی زد، یک لغزشی براش اتفاق افتاد. فرزندت، همسرت یک لغزشی اتفاق افتاد. بعد می فرماید: لذلک... اگر عذری را در این مسئله نتوانستید پیدا کنید. بگید من نمی توانم هر چی می گردم نمی توانم دلیل موجهی برای این کار پیدا کنم. نمی تونم یک دلیل موجهی برای رفتار این شخص پیدا کنم. دقت کنید می فرماید اینجاست که اخلاق الهی و انسانی خودش را نشان می دهد . می گوید شما اگر نمی توانید یک دلیل موجهی برای افراد پیدا کنید برای لغزش ها و تقصراتشان پیدا کنید، فاعتقدوا مطمئن باشیدو اعتقادتان این باشد که شما مشکل دارید نه او. دقت کنید. فاعقتدوا ذلک انهم. عیب ما چی هست؟ لقصورکم ان معرفتکم عذر اینکه شما ناتوانید که بگردید همه جهات عذر را پیدا کنید. اگر دست یک آدمی با معرفت باشد، آگاه باشد برای کار بد و لغزشی که از یک نفر سر می زند، پدر و مادر، همسر یا تقصیر حتی هست یک گناهی سر زده، می گرد یک عذر حتما پیدا می کند. این جور نیست سریع بگرد محکوم کند، به رخش بکشد، نابودش کند، با عجله برود تلفن بردارد به همه کس زنگ بزند شوهر من این جوری، زن من این جوری، بچه من این جوری، گاهی وقت مادر آن قدر دقیق است که می تواند مسئله را با فرزند حل کند. حتی نمی گذارد پدر بفهمد. پدر زمانی بایدمتوجه شود که مادر می داند یا احتمال می دهد اگر نگوید بچه به خطر بیفتد. چطور یک زن کدبانو و عاقل در حیطه خانه اگر مسئله ای پیش بیاید این جور نیست که سریع زنگ بزند این مسئله این جوری پیش آمده پا شو بیا درستش کن. مثلا حالا فرض کنید یک گاز نشتی دارد یک خانم هیچ وقت نمی رود این کار را بکند خانم خودش آچار برمی دارد یک دقیقه حلش می کند، اگر قراره یک نوار تفلون ببندد می بندد یک پیچ سفت می کند. این که کاری ندارد که دیگر عجز ندارد که اگر یک خانم از این هم عاجز باشد یعنی چی اصلا.
نمی آید سرو صدا کند، دادو فریاد کند که پاشو بیا برات ... نه خودش درستش می کند. یک پیچ هست. مشکلات این جوری را زن می تواند خودش حل کند. یا مسئله خیلی فنی و مهمی است که کار زن نیست. در مسائل مشکلات پیش می آید بین یک خانواده، پدر فهمیده، باید به مادر دیگر نگوید. اولا اینکه به مادر لطفی نکرده، مادر اضطراب می گیرد، مادر ناراحت می شود، خاطرش رنجیده می شود برای چی به مادر باید همیشه گفت. می تواند بین پدری و فرزندی حلش کند. من الان فهمیدم بچه ام یک کاری کرده، یک جوری دوتائی حلش می کنیم که دیگر تمام بشود. ولی یک موقع هست کی زن و شوهر به همدیگر خبر می دهند؟ زمانی که به تنهائی از حل مسئله برنمی آیند و ممکن است خطری فرزند را تهدید کند که بعد فردا پدر یا مادر نگوید چرا به من نگفتی که چرا این فاجعه درست شده ولی اگر میشود حلش کرد حل کنیم. نگذاریم کس دیگری بفهمد. آبروی فرزندانتان را پیش مادر یا پدرش نبرید. پیش خواهر و برادرانش.
دیروز یکی از عزیزان یک رفتاری کرد من چقدر خوشم آمد. آمد گفت استاد من یک خاطره بگویم. می خواست یک ذره بخندیم. بعد عکس گرفته بود از غذاش یک غذای از بیرون سفارش داده بودند و عکس گرفته بود. بعد گفت این غذا را نگاه کن. من نگاه کردم دیدم بله این گوشه غذا یک سوسک هست. همراه غذا پخته شده. بعد گفتش این از فلان جا سفارش دادیم وآوردند. یک جای خیلی مهم ومعروفی هم هست. ولی در این غذاشان سوسک هم بود. ما هم خوردیم تا رسیدیم به سوسک. بعد عکس گرفته بود. گفتم چیکار کردی شما؟ گفتش هیچی عکس گرفتم زنگ زدم به آن شرکت گفتم بیاید بقیه غذا را ببینند و ببرند و دقت کنند. ولی هر چقدر دوستان دیگر خواستند عکسی بگیرند یا گزاشی بگیرند یا کاری کنند نگذاشتم. این درست است. این مسئله است ولی نباید آبروی یک شرکتی ببرید. بالاخره داره مدت ها غذای پاکیزه می دهد حالا یک اتفاقی افتاد. یک شخص یک مجموعه را نباید از نون خوری بیفتند و کارشان تعطیل بشود که حالا ما یک بار در غذای اینها این را دیدیم.
یا یک خانم خانه داری چنین اتفاقی براش بیفتد. در غذای خانم خانه دار ممکن است. دست او نیست . یک چیزهای در می رود یک فضله موش می افتد کل غذا از بین می رود. یک آدم متدین داشتیم . استادمان فرمودند که خیلی متدین بود چلوکبابی داشت. یک بار کل غذای آن روز که برای هزاران نفر پخته بود را عوض کرد. یعنی نداد بیرون. خودش یک فضله موش پیدا کرده بود. می توانست هیچی نگوید . برای مردم هم مشکلی پیش نمی آید ولی نگاه کنید تقوا به این معناست که غذای ناجور دست مردم ندهد. غذای خوب فروشی مطمئن خوب سرشناس حالا یک بار این اتفاقی هم افتاده . دوستم گفت اصلا نگذاشتن هیچ کس عکسی بگیرد یا حرفی بزند، چیزی نه. خودم عکس گرفتم بهشون گفتم بیا نشان دادم بهشان غذا را گفتم که دقت بکنید. این کار درست می شود.
پس یک موقع هست ماخودمان می توانیم مسئله را خودمان حلش کنیم. نگذاریم به جای دیگر برسد. زن و شوهر هستند مسائل زیادی بینشان اتفاق می افتد. بین شان حل کنند. بچه ها نفهمند. نباید بگذارندبچه ها بفهمند. مادر زود احساس بی پناهی نکند و بچه ها را زود سپر کند و جلو بیاندازد و پشت بچه ها پنهان شود تا چهارتا طرفدار جمع کند. یا پدر پشت سر بچه ها پنهان شود و آبروی مادر را ببرد یا ضعف های مادر را مطرح کند تا بعدا طرفدار داشته باشد. این کار، کار خیلی غلطی است. یا میرم به مادرت می گویم، می روم به برادرانت می گویم ، میرم به خانواده ات می گویم، زمانی این کار لازم هست انجام بشود که طرف مقابل حاضر نیست از اشتباهش دست بردارد. حالا مرحله به مرحله آدم این کار را می کند. آن هم مثل نهی از منکر هست که اسلام به ما آموزش دادند. ولی تا وقتی می شود آدم به تنهائی حل کند، تنهائی کار کند. تنهائی حلش بکند. در خودش حل بکند. این زمانی است که شما تازه حکم کردید که این اشتباه کرده ولی حضرت می فرماید اگر یک چیزی دیدی زود مچ گیری نکنید، زود عکس العمل نشان ندهید. عذرهای زیادی ممکن است داشته باشد. من یادم هست یک مادری پیش من آمده بود گفت پسرم با چندتا دختر رابطه دارد. گفتم که شما روی چه حسابی می گوید پسرت با چندتا دختر رابطه دارد؟ گفت با پیامک هاش. پیامک هاشو خوندم. گفتم بیار ببینمش. آوردش. دیدم حرفهائی زده شده درش که ظاهرش این هست که طرف مقابل یک جنس مخالف هست. بهش گفتم بچه ها در این سن دوستانش همین جوری بهم می گویند. دوستان همجنس شان این جوری بهم می گویند. به پسرت بدبین نشو. گفت شما این رانگاه کن چه جوری یک پسر می تواند به پسر من بگوید. گفتم مردهای بزرگ هم بهم این حرفهارا می گویند. شما جدی نگیرید. گفت آرامش ندارم. گفتم حالا من برای شما تحقیق می کنم. بعد یک شرایطی را فراهم کردم تلفن های آن بندگان خدا را تهیه کردم. جلوی مادر تماس گرفتم بعد دیدم سه تا آقا برداشتند. گفتم اینها دوستانش هستند. گفتم از اینها حرف ها می زنند. دوستانش هستند. یک چیزهای بهم می گویند. گاهی وقت ها من دیدم آقایان به دوستانش خواهر جون می گویند. و این گونه صدا می کنند. من بارها دیدم. یا برعکس خانم ها این جوری می گویند. اصلا نمیشه این جوری حکم کرد. اصلا در هیچ محکمه ای پسندیده نیست و نه روش حساب می کنندو نه هیچ عقلی این چیزها را می پذیرد. مضافا اینکه این فضاها فضا غیرقابل اعتمادی نیست. چیزی که من خودم تحقیق کردم با یک گروهی روی این کار کردیم. من بارها دیدم یک پیامک اشتباها برای کس دیگری رفته. یک آقائی می گفت من به خانم شک کردم چون یک پیامک ناجوری از یک آقائی که می شناسم آمد. گفتم آن قطعا اشتباها فرستاده. میخاسته برای خانمش بفرسته برای خانم شما فرستاده. این اتفاق زیادمی افتد. افراد اشتباها با یک تشابه اسمی اشتباها با یک لغزش دست برای کس دیگری می فرستند. بارها هزاران بار این اتفاق افتاد. و نمی شود اعتماد کرد پیامک از یک کسی به یک کسی دیگری اشتباها می رود. و حتی شده پیامک های که برای سه ماه یا چهارماه پیش بوده مخابرات مجددا ارسال کرده.
گاهی وقتها شده یک پیامکی که بین دو نفر رد و بدل شده با یک اسم دیگری ارسال شده. اینها هست. اینها مسلم هست و اتفاق افتاده. مسلمی که نمی توان گفت استثناست. اگر هم استثنا باشد آدم باید چیکار کند؟ لحاظ کند. بی خود آبروی کسی را نبرد چون آبروی خودش را می رود.
گاهی وقت ها حتی دو تا پیامک که یکی مثلا شما فرستادید برای دخترخاله تان یکی هم فرستادید برای دادشتان، دو پیامک را ترکیب می کند دستگاه و مخلوط می کند و با هم می فرستد. به هیچ وجه نباید روی این پیامک ها حساب باز کند. برای خود ما هم ممکن است از این اتفاق ها و پیامک ها بیاد. جدی نگیرید اینها را که ا فلانی برای من این پیامک فرستاد. اصلا جدی نگیرید اینها را. اگر مرسوم نیست یا از طریق سیستم مخابرات شده یااز طریق دستگاه آن شخص اتفاق افتاده یااز طریق خود شخص. یک اشتباه هست. براساس پیامک نمی شود قضاوت کرد روی رفتارهای دیگران. عذر. حضرت می فرماید فان لم تجد عذرا یک تکه ای دارد باز از یک معصوم دیگر هست. اینجا همین کلمه را فرموده فان لم تجد عذرا فی ذلک اینجا دوباره حضرت می فرماید فلتمس عذرا دوباره بگرد دوباره التماس کن . دوباره به خودت فشار بیار شاید بتوانی عذری بتراشی. آن وقت جالب است وقتی در مورد بچه مان می شود، درمورد عزیزترین کسانمان می شود، عذرتراشیمان عالی است. خوب ذهن مان فعال می شود عذر می تراشیم. چون می خواهیم تبرئه اش کنیم. مثل یک وکیل مدافعه که چه جوری می تواند یک نفر رااز عذرهای مختلف تبرئه می کند حتی راه های که خود شخص بلد نیست خودش را تبرئه کند وکیل بلد است. می گوید این جوری بگو این جوری بگو، این عذر را بیار این عذر را بیار. تمام است. خدا رحمت کند استاد ما را حضرت آیت الله مجتهدی را . در حوزه ما وقتی غایب می شدیم از طلبه سوال نمی کردند برای چی غائب شدی. اسم می آورد می گفت آقای فلانی، بله، شما دیروز غائب بودی. حاج آقا کار خیر داشتیم. تمام است. این کلمه کار خیری برای معلم کافی بود. دیگر غیبتی چرا نه. تمام است. کار خیر داشتم. این کلمه بقدری به طلبه شخصیت می دادند که طلبه غیبت کرده و طلبه تشخص داده که باید غیبت کند. کار خیری بوده کافی است. احترام این جوری می گذاشتند. اساتید بقدری احترام می گذاشتند و به طلبه شان اعتماد می کردند که استاد وقت کم می آورد و ورقه امتحانی دست ما بود می گفت ورقه ها را ببرید منزل بنویسید بیارید. ببینید برگه امتحانی است. قرار است براساس آن نمره ثلث شما را تعیین کنند. نمره اصلی. آن موقع هر استادی از شاگردش جداگانه امتحان می گرفت و نمره را اعلام می کرد. امتحان گروهی نمی گرفتند. هر استادی شاگردش را امتحان می کرد و نمره اش را رد می کرد. چون همه به گزارش آن استاد اعتماد داشتند. بعد شاگرد خداشاهد است دو سه مرتبه که برای ما این امتحان پیش آمد، وقتی استاد به ما می گفت این ورقه ها ببرید خانه ، مخصوصا آن روز کتاب را باز نمی کردیم. مباحثه درسی هم که واجب بود و داشتیم می گفتیم بچه ها ورقه هایمان را بنویسیم بذاریم کنار بعدکتابمان را باز کنیم. اصلا کسی سوءاستفاده نمی کرد. اعتماد. انقدر این اعتماد زیاد وقشنگ بود هیچ کس دلش نمی آمد این را خراب کند. هیچ کس دلش نمی آمد از این اعتماد سوء استفاده کند. ولی وقتی یک کسی دائما نق می زند، غر می زند، مچ می گیرد، دائما هی عیب پیدا می کند، دائما آلودگی استخراج می کند از فرزندش ضعف بیرون می آورد، آقا بچه شما الان یک اشکال یک ضعفی دارد هی به رخش نکش. نماز نمی خواند بعد بهش گفتی نماز خوندی گفت آرم بگو باشه. نگو نه فلان فلان شده خودم دیدم نخوندی. این خوب نیست. این کار را کردم. تمام. بسیاری از پدر ومادرها متوجه نمی شود فرزند این کار را کرده و آنها اصلا ندیدن.
نه بار هیچی نگوید یکبار تذکر بدید. ولی وقتی داری یکسره تذکر می دهد لجاجت و فساد ایجاد می شود. تنفر ایجاد می شود. حالا نگاه کنید. می گوید آقا پدر ومادر من در حق من خیلی ظلم کردند ولی من درکشان می کنم. آنها آگاهی نداشتن، تربیت نشده بودن، شرایط جسمی شان شرایط روحی شان فرهنگشان اقتضا می کرد که من را این جوری اذیت کنند ولی اونها اگر مثل من این غذاها را خورده بودند، این اطلاع داشتند شاید این کار را نمی کردند. آن آموزشی که آنها دیدن، آن اطلاعی که آنها دارن، محیطی که آنها در آن تربیت شدند، آداب و رسومی که آنها بزرگ شدند همین اقتضا دارند. نه از پدرخانم و مادرخانمی دلخور می شود چون آنها هم یک آداب و رسومی دارند یک تربیت های شدند. نه از پدرشوهر و مادرشوهر دلخور میشود و می فهمم که آنها کارشان غلط است، صرف اینکه ما می دانیم یک کار غلط است دلیل نمی شود شخصی که دارد این کار را انجام می دهد دشمنی کنیم. چون آن نمی داند. پیامبر از امتش کتک می خورد بیهوش می شد وقتی بهوش می آمد دستش را بالا می برد می گفت: اللهم الغفر قومی فانهم لایعلمون. خدایا اینها را ببخش اینها نمی دانند. چرا ما این جوری نباشیم. چرا ما به بقیه سخت بگیریم. چرا بقیه را اذیت می کنیم. چرا مچ می گیریم. خیلی وقت ها افراد گناه های دارند که گناهان ظاهری هم هست ولی آدم نباید ببیند تا یک نفر گناهی را انجام می دهد، برود در وجود این و یکسره داغونش کند. شایداین الان نمی داند واقعا شایدمتوجه نیست. شاید به این درک نرسیده ، شاید.... چرا یکسره ما اختلاف و درگیری، تو سر زدن، مچ گیری... نه. آدم باید مطمئن باشد. در نهی از منکر می گویند شما باید در نهی از منکر باید مطمئن باشد این شخص می داند حرام است. شاید نمی فهمد، درکی ازش ندارد. آیا واقعا درکی از این حرام دارد، چیزی از این حرام می فهمد؟ حرام و حلال را می فهمد. فلسفه اش را می داند؟ فاعتقدوا ان ذلک انکم این را مطمئن باشید. حضرت می گوید اعتقادتان این باشد اینکه نمی توانید از کسی عذر پیدا کنید ضعف از شماست. شماست که نمی توانید برای طرف یک توجیهی مناسب درست کنید و هی بدبین می شوید و زود هم می خواهید مچ گیری کنید یا آبروی طرف را می خواهید ببرید. لقصورکم عرفته وجوه العذر حضرت چقدر مودبانه حرف می زند. نمی گوید شما تقصیر دارید، می گوید لقصورکم تقصیر ندارید قصور دارید. توانائیهایتان کم است در وجوه شناختن عذر را پیدا کنید. پس باید تقویت بکنید. می گوید حالا بالاخره حتما یک دلیلی دارد من نمی دانم. این قشنگ است. وقتی به اینجا می رسد می گوید حتما یک عذری بوده. حالا نمی شود به این شخص بدبین بود. نمی شود یک آدمی این جوری با این سابقه با این فهم حالا یک چیزی ازش در رفته، چیزی ازش صادر شده نمی شود هم چیز را یک دفعه نابود کند. بالاخره یک مخمصه ای بوده، یک گرفتاری بوده، یک اضطراری پیش آمده. قرآن می فرماید: فمن اضطر غیر باغ ولاعاد فلا اثم علیه . قرآن اضطرار را می پذیرد برای مومن. پیامبر دارد فی من اضطرتم نه چیز از امت من برداشته شده . یکی جا آنجائی است که به اضطرار می افتد. مانمی دانیم در این وضعیت شاید مضطر بوده. وقتی مضطر بوده بعضی از حرام ها حلال می شود مثل گوشت حرام مثل گوشت ذبح نشده. مثل گوش خوک. فمن اضطر غیر باغ و لاعاد فلا اثم علیه هر کس به اضطرار افتاده باشد نه بخاطر طغیان یا گناه یا هوس بازی . هیچ راهی نداشته، فلا اثم علیه این گناه ندارد.
البته موارد اضطرار مشخص است. این جوری نیست هر کس بگوید من مجبور شدم. واقعا مجبور باشد. بگوید من مجبور شدم بروم پول نزولی بگیرم. نه همیشه این جوری نیست. پول نزول آتش و حرام است. نه. یک موقع هست یک اتفاق های در زندگی می افتد یک اضطرارهای دارد. حالا کاری نداریم.
قرار نیست روی این بحث تخصصی کار کنیم. فعلا کلیاتش را می گویم. بحث تخصصی اش را در دشمن شناسی ما توضیح دادیم. آنها ده ها مثال زدیم وبراش عذر آوردیم و براش دانه دانه عذر آوردیم و گفتیم اگر برای فلانی من همچی صحنه ای را دیدم یا همچین چیزی شنیدم یا اگر آمدند گفتند این جوری هست من چیکار می توانم بکنم؟ چه چیزهای می توانم بگویم و چه عذرهای خوبی می توانم دربیارم.
شخصی به نام حسین کاتب می گوید در مجلس امام رضا علیه السلام بودیم که مردی از برادرش شکایت کرد. فلانی این جوری کرده، این جوری می کند. آمد گله گی کرد. حضرت چند بیت شعر برایش می خواند.
من عربی شعرها را نمی خوانم. ترجمه اش این هست که:
عذر برادرت را در باب گناهانش بپذیر
اگر گناهی کرد، معصیتی کرد، یک لغزشی صورت گرفت، حالا گفت من به این دلیل این مسیر را رفتم، به این دلیل گناه مرتکب شدم، به این دلیل این جوری شدم، می گوید عذرش را بپذیر. سخت نگیرد.
و عیب هایش را بپوشان
در برابر دروغ زنی و تهمت زدن بی خرد و گرفتاری های روزگار شکیبا باش
این اتفاق می افتد. گاهی انسان با افراد دروغگو و تهمت زن روبروست. می گوید جنگ و دعوا راه نیندازید. صبوری کنید.
واز سر بزرگ منشی پاسخ مده و گندگی نکن، درشتی صحبت نکن. از موضع قدرت با اطرافیانت سخن نگو و ستم کار را به حساب رس او واگذار کنو «وکلظلوم الی حسیبه» و رهایش کن.
در روایت داریم یکی از اسم های که برای معصومین می گویم چی هست؟ می گوئیم شما به حساب خدا گذاشتیم ظلم های که در حق شما شده. خیلی وقت ها آدم به جای اینکه دلش را آلوده کند، کینه به دل بگیرد، و زندگی و روح و روانش را خراب کند. بالاخره یک ظلم های می شود و ماهم نمی توانیم کاری بکنیم. زورمان هم نمی رسد. می گوید ذهنت را آلوده نکن، خودت را درمانده کن، حرص و جوش نخور. حرص و جوش خوردن در واقع خدمتی است به دشمنت. مثل حسادت می ماند. کسی که حسود هست بزرگترین خدمت را به دشمن خودش می کند. آدم حسود نمی داند که فشاری دارد در حسادت به بدنش می آورد، بدن را نابود می کند. گاهی وقتها یک بدن در اثر شدت حسادت می میرد. مریض می شود و نمی تواند بلند شود تا مرگ می رود. بیماری های دیگر می گیرد که دیگردرمان پذیر نیست از نظر جسمی. روحی که بماند.
حضرت می فرماید می دانست که اگر چه خدمتی به دشمنش می کند، هرگز این کار را نمی کرد. حالا به خودش که خیانت می کند و دنیا و آخرت خودش را خراب می کند، هیچی. دشمن خودش را شاد می کند. شیطان را شادمی کند. حسود بیشترین خدمت را به شیطان می کند. عبد شیطان است. آدم حسود که باج نباید این جوری به شیطان بدهد. ان الشیطان عدوا. شیطان برای شما دشمن است. او را به دشمن بگیرید. بدان که وقتی حسادت می کنی در حال سجده به شیطان هستی. وقتی حسودی می کنی شیطان را سجده می کنی. از عبادت خدا خارج می شوی. وقتی حسادت سراغت می آید. وقتی چشم نداری موفقیت، دارائی و پیروزی دیگران را ببینی. آسایش را در دیگران ببینی، نعمت را در دیگران ببینی که چرا آنها راحتند و من نیستم. چرا آنها دارند و من ندارم. وقتی این حس سراغت می آید یعنی تو در حال سجده به شیطان هستی و شیطان قهقه می زند که تو داری او را سجده می کنی و بنده خوبی برایش شدی. در بدبینی هم همین طور است. در بدبینی وسرزنش انسان همین طور است.
حالا حضرت می فرماید: «کلظلوم الی حسیبه» درواقع حضرت می گوید بابا برادرت هست. می خواهی چیکار کنی. مادرت هست، برادرت هست، پدرت هست، پسرت هست. نمی شود انسان برای هر موردی درگیر بشود، حرص و جوش بخورد، غصه بخورد، حرف بزند، نق بزند، گوشی را بردارد به صد جا خبر بدهد. ما هم برای بقیه همچین دردسرهای داریم. ما هم ممکن است برای بقیه چنین مشکلاتی درست کنیم. دیگران شاید مجبورند ما را تحمل کنند. ماهم کوتاهی هائی، تقصیرهائی برای دیگران داریم. زحمت هائی برای دیگران داریم.
حضرت می گوید اگر یک موقعی با این جور آدم هائی برخورد کردید «کلظلوم الی حسیبه» رهاش کن. بسپارش به خدا. خدا هست . خدا که نعوذبالله نمی میرد. خدا هست. قیامت که هنوز نرسیده. محاسباتی هنوز شروع نشده. دادگاه که هنوز شروع نشده. دادگاه هست. دادگاه که تشکیل بشود دادگاه عدل هم هست. به کسی ظلم هم نمی شود. ولی این دادگاه سر راه ما هست چرا باید دائما حرص و جوش بخوریم. دنیا سر راه را خراب کنیم. یک زمانی این بنده خدا را به خاطر ظلمی کردند محاکمه اش می کند. تمام شد. ولش کن. از این قشنگ تر این که ببخشیش. بخشیدن خیلی قشنگ تر از این است که حالا بایستیم محاسبه اش کنیم و آنجا محاکمه کنیم.
عفو و مغفرت باعث می شود انسان شبیه خداوندتبارک و تعالی بشود. یک کسی که در حقش ظلم می کند این ظلم یک فرصتی است برای اینکه گناهان ما بخشیده شود.
ببینید دقت کنید من می خواهم چی بگویم. یک موقع هست یک کسی در حق ما ظلم می کند ما با کینه گیری و دعوا گناهان خودمان را افزایش می دهیم. هم چوب ظلم را می خوریم هم گناهمان اضافه می شود.
یک موقع هست یک کسی در حق ما ظلمی می کند، اشتباهی می کند، به خصوص نزدیک ها، اقرب ها، دوستان، عزیزانمان، یک ظلمی می کند و مامی توانیم با این ظلم و گناهی که در حق ما کرده، به گناهان خودمان بزنیم و بخشیده بشود. خیلی جالب است. گناه دیگران را بزن به گنا خودت تا بخشیده شوی. چیکار کن؟
بگو خدایا بخشیدمش. تا می گوئی خدایا بخشیدمش خدا هم می گوید من هم بخشیدمت. تو گناهان و اشتباهات دیگران را می بخشی، من شایسته ترم که گناهان تو را ببخشم.
خدا خیلی دوست دارد وقتی یک بنده انقدر عرضه دارد، هم خشنود می شود، جزای خیر می دهد و هم می بخشد. فقط هم ببخش نیست. خدا این بنده را دوستش دارد. این بنده را ازش خوشش می آید. بهش چیزهای دیگری هم می دهد. می گوید هم گناهانت را می بخشم هم بهت درجه می دهم که انقدر عرضه داری ظلم دیگران را ببخشی؛ پدر، مادر، خانواده همسر، باجناق، خواهر، برادر، دوست، شاگرد، استاد، مدیر هر چی هست، حالا که عرضه داری من هم گناهان تو را بخشیدم. اصلا این کار کار قشنگی هست، خدا را خشنود می کند. خدا یک پاداش های دیگری برای این بنده که این جوری هست در نظر می گیرد.
آدم بیاد چیکار کند بخاطر اشتباهات دیگران گناه بکند خودش. حالا او یک گناهی کرد من صد برابر بیشتر از آن گناه کنم. کینه به دل بگیرم، اختلاف راه بیندازم، دعوا راه بیندازم، حالا یک گناهی شده اول ارزیابی کنیم گناه این چقدر است . من چقدر باید آلودگی در روحم ایجاد بشود که بخواهم با گناه او مقابله کنم شاید هم نتوانم مقابله کنم و این داستان بدتر بشود. و دیگران مربی ما نیستند. که اگر آنها این کار را کردند ما جایز باشیم این کار را بکنیم. نه. اینجاست که چیزی به نام شیطنت و به نام نفس اماره و به نام بخش حیوانی در ما له می شود. این حرفها زور دارد برای ما.
بعضی از دوستان به من می گویند ما سر کلاس شما نمی آئیم چون حرفهای می زنیم که زورمان می آید. راست هم می گویندبندگان خدا. ما مخصوصا این سی دی را گوش نکردم.
بنده خدا یک معضلی داشت. نمی توانست پدر ومادرش را ببخشد. بعد من بهش سی دی کینه دادم. گفت معلوم است در سی دی کینه شما می خواهی بگوئی کوتاه بیا. من هم نمی خواهم کوتاه بیام. این حرفهای شما می خواهید در این سی دی بزنید به من زور می آید.
این کلمه به من زور می آید، من یعنی چی؟ یعنی بخش حیوانی مسلط. بخش شیطانی که روی این آدم مسلط است. لذا می گوید من این سی دی را گوش نمی کنم. چون من اگر بخواهم این سی دی را گوش کنم یا این کتاب را بخوانم معناش این هست که من باید دست از هوس بازی ها بردارم. خوب نمیخام بردارم. این آدم دارد آگاهانه جهنم برای خودش درست می کند. بله این حرف ها شنیدنش زور هم دارد. بله به بخش حیوای زور می آید. چون جهنم باید باهاش خاموش کنی. جهنم خاموش کردن زحمت دارد. بخشیدن زحمت دارد. عفو کردن زحمت دارد تا برسد به جای که انسان زحمت ندارد بلکه ازش باید چیکار کند؟ لذت هم می برد. کیف می کند که می بخشد. کیف می کند که ندید هم می گیرد. چرا؟ چون این ول کردن آدم ها (خیلی قشنگ است) رها کردن، کلظلوم ولش کن. وقتی ولش می کنی سمت کی می روی؟ نزدیک به خدا می شوی. به الله نزدیک می شوی. آدمی که می تواند آدم ها را ول کند برود به آغوش خدا، آغوش خدا را رها می کند که بچسبد به این گناه و یقه این آدم را بگیرد. نه. آقا یک گناهی کرد . گناهان دیگران مثل طوفان یا بادی است که ما را پرت می کند به بغل خدا. چرا ما بایستیم و معطل شویم. بسپار خودت را و برو بغل خدا بیا.
این دارد تو را پرت می کند به بغل معشوق خودت. برو دیگر چرا ایستادی. نه. من باید بایستم این را حالشو بگیرم، آبرویش را ببرم، بشورم بگذارم کنار، فکش بیارم پائین. چیکارش کنم.
آقا یک کاری کرد تو را انداخت بغل خدا. فرصت قشنگی بود برو در بغل خدا. قربون گناهان و ظلم هائی که ما را چیکار می کنند؟ به خدا نزدیک می کند. فرصت های خوبی است سخت های زندگی برای پرورش عشق برای پرورش انسانیت برای پرورش شباهت به خداوند برای ساختن حیات جاودانه ما.
ما فقط ازش فرار می کنیم، ازش می ترسیم. نترس. بگذار یک مقدار تلخی ها بیاد بعد برات خیلی شیرین می شود. اساسا آخرت یک کسی غیر از طاعتش باز سختی ها آباد می شود.با فحش های که شنیده، با غیبت و تهمت هائی که شنیده، اذیت های که شده، نق های که بهش زدن، تحقیرهای که بهش شده، این ثروت های یک آدم است. با مریضی هاش، با بدهکاری هاش، با خیلی چیزهای دیگر. این ثروت ما برای آخرت هستند. نه اینکه ما نعوذبالله خودمان این چیزها را بخواهیم. زندگی این چیزها را دارد. در حق ما هم ممکن است انجام بدهند، بنابراین اگر شد اینها را به عنوان ثروت نگه داریم. اینها را خرابشان نکنیم و ضایع شان نکنیم.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل الطاهرین