جلسه 400 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
400
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
8
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 400 - خانواده آسمانی

جلسه 400

خانواده آسمانی 21/8/94

بحث این جلسه دربارهی روابط ا عضای خانواده ی آسمانی ،درباره ی گذشت کردن از لغزش ها است. ما باید چند نکته رادراین رابطه اصل قرار بدهیم و مورد توجه قرار دهیم . یکی اینکه معصوم همین چهارده نفر هستند دیگر ما غیر از این14نفر معصومی نداریم و البته کسان دیگر هم هستند که آ نها هم معصوم هستند ،گناهی در زندگی شان مرتکب نمی شونداما به اوج معصومین نمی رسند. مثلافرض بفرمایید ابالفضل العبا س (علیه السلام ) ، زینب کبری (سلام الله علیه )، حضرت معصومه(سلام الله علیه )، ،بعضی از امامزادگان عزیزمان ، بعضی از اولیای الهی این طور هستند، ولی به معنای حقیقی و تمام کلمه همین 14 نفر معصوم هستند .

ما همه در معرض گناه هستیم ، گناهان کبیره ، گناهان صغیره ، هیچ کس نیست که بگوید گناه نمی کنم ،گناه نکردم ، دچار گناه ظاهری یا گناه باطنی نشدم .همه این را داریم . قر آن کریم هم درباره ی متقین، دقت کنید، خیلی حرف است ،در مورد متقین ، آدم های مهمی هستند که جزء اصحاب یمین هستن د؛میگوید"الذین اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم "کسانی هستند که با آن درجه اگریک زمانی دچار فحشایی شود،به کسی ظلم بکند به خودشان ظلم کرده اند. اینها زود توبه می کنند . پس این ممکن است که اگر آدمی باشد ،خوب ، مؤمن، بزرگ، با تقوی یک موقعی هم لغزشی درزندگیش صورت بگیرد ؛نباید آدم ها به خاطر گناهها یشان از چشم ما بیفتند. به طور عموم آدم ها ، به خصوص کسی که دوست توست ، برادر توست ، عزیز توست ، به تو نزدیک هست نباید از چشمت بیفتد، چون دارید بااو زندگیمی کنید، خواهرتان است ، برادرتان است ، پدر و مادرتان هستند ، همسرتان است ، فرزندان هستند، دوستان هستند ، برادران و خواهران مؤمنینی هستند که با هم هستید. به هیچ وجه نباید افراد به واسطه ی گناهانشان ازچشم ما بیفتند . امام کاظم (علیه السلام) فرمود:از عمل زشت یک شخص بدتان بیاید ، برائت بجویید، اما نه از خودش. ما به هیچ وجه حق نداریم نسبت به هیچ شیعه ای بد باشیم. بگوییم "ازش بدم می آید "،"حالموبه هم می زنی"،"ازت خوشم نمی آد".اگر کسی این طور بگوید خیلی آسیب های دنیایی و اخروی می بیند .ممکن است کسی عمل زشتی انجام بدهد ، خوب انسان نسبت به عمل وی برائت می جوید. پس این احتمال در مورد همه ی ما هست و گناه یا معصیت نباید کسی را از چشم ما بیندازد.

بحث امر به معروف و نهی از منکر هم غیر از مسئله ی از چشم افتادن است . نهی از منکر با یک شرایطی باید انجام شود .ما باید مطمئن شویم که اول اینکه کاری که این شخص انجام می دهد منکر است ، یک موقع می بینید یک نفر دارد غیبت می کند اما غیبتش گناه نیست . ما مواردی داریم که غیبت جایز ، بعضی وقت ها واجب است .مثل دروغ است که بعضی مواقع جایز بعضی مواقع هم واجب است .اگر کسی دروغ می گوید و یا کسی غیبت می کند، ما نمی دانیم واقعا این غیبت ، از موارد حرام است یا خیر . بعضی مواقع می شود تشخیص داد بعضی وقتها هم نمی شود. یا شاید آن فرد این نکته را می داند ، توجه دارد که غیبت حرام است اما باتوجه به این مسئله ، آن فرد در ذهن خودش این غیبت را از مواردی می داند که جایز است . یا دروغی می گوید که به حسب ایمانی خودش اعتقاد دارد که این دروغ الان لازم است . شما می دانید که او دروغ می گوید اما آن فرد می داند این دروغی که الان می گوید ، اگر راستش را بگوید پشتش یک فتنه خوابیده است،اما شما نمی دانید به او ایراد می گیریدکه "تو برای چه دروغ گفتی؟" او یک چیزیمی داند که شما نمی دانید. پس ما نمی توانیم خیلی راحت به افراد انگ بزنیم که " توچرا غیبت می کنی "، " این آدم غیبت کاری است "،"این آدم دروغگو است "؛ نه به ظاهر خیلی نمی شود راحت قضاوت کرد . باید بدانیم که این کاری که دارد می کند منکراست. حقیقتا گناه است ،یک ،خودفرد هم می داند گناه است ،دو،اگر من هم بگویم احتمال تأثیر دارد ، سه،حالا نهی از منکر می کنم . اگر این شرایط فراهم نباشد نهی از منکر واجب نیست . بعد اگر من نهی از منکر می کنم نباید خودم را بهتر از آن فرد ببینم . یک کسی حجاب ندارد ، یک کسی مشروب خورده ، یه کسی نعوذ بالله زنا کرده در عین حالیکه به اوانتقاد می کنم خودم را بهتر از او می دانم .چون وظیفه ی شرعی من تذکر دادن است، شرعا واجب است ( توضیح دادیم هفته ی گذشته ) ولی این دلیل نمی شود که اگر من کسی را نهی از منکر می کنم خودم را از مقدس تر یا پاک تر از او بدانم .اصلا این طور نیست ، اگر کسی این چنین فکر کند خودش انحراف دارد .خود این یک گناه است،این یک فحشای باطنی است که انسان دارد.خود شیفتـــگی است.من گناه نمی کنم، این شخــــص گناه می کرده پس من از این فـــرد بدم بیاید یا نسبت به این تندی کنم.

برویم سراغ روایات از معصومین (علیهما السلام )، اول از وجود مقدس نبی اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم)است. . "فی ذکر صفات المومن" پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم)می خواهندصفات یک مؤمن را بیان کنند. یکی از صفات "لطیف علی أخیه بزلته و یرعی ما مضی من قدیم صحبته" دقت کنید می فرمایند مؤمن نسبت به بردارش در لغزش هایش لطیف است.حالا لطیف را به هر کدام ازاسمهایش بگیرید ، یعنی مهربان و آسان گیر است . این جور نیست که دائم مچ بگیرد وتندی بکند ونق بزند وسرزنش کندوغر بزنه و دنبال لغزش باشه . در روایت داریم کسی که دنبال لغزش آدمهاست ،خدا دنبال لغزشهایش می افتد . یعنی خدا رسوایش می کند . خدا تحقیرش می کند .خیلی بد است ،انسانها با زشتی های یکدیگر ، با لغزش های یکدیگر ، با عیب های همدیگر ، با شیطنت های همدیگر کار داشته باشند . یک نفس آنقدر باید رذالت داشته باشد و جهنمی باشد که دائم بخواهد آتش جمع کند. نفس جستجو گر در عیب ها و لغزش های دیگران ، این آدم ، و نفسی که این عیب ها را می بیند ، دائم می بیند ، تشخیص می دهد ، در می آورد ، این آدم جهنمی است . این قضیه خیلی شفاف است. حضرت می فرمایدکه "لطیف علی اخیه بزلته "(زلت یعنی لغزش ) . بربرادرش لطیف است ، در لغزش های برادرش آسان گیر است ، مهربان است . تندی نمی کند ، مچ گیری نمی کند، غر غر نمی زند ، تحقیر نمی کند ، طرف راخرد نمی کند. این خیلی مهم است "و یرعی ما مضی من قدیم بصحبته "مراعات روابط قدیمی را می کند . در روایت داریم "ان الله یحب حفظ الحب القدیم "خدا مودت و رفاقت قدیمی را خیلی دوست دارد که حفظ شود. بعضی می بینید ده سال ، بیست سال با یک زن زندگی کردند، با یک شوهر زندگی کردند .بعد سرچهار تا مسئله ی بچه بازی یک زندگی را متلاشی می کنند. شما با همه یک عمر زندگی کردید ، حرمت دارد . حضرت می فرمایند:"کلما طالت الصحبت اکده الحرمه ". حضرت علی (علیه السلام ) می فرمایند : هر چه مصاحبت دو نفر با هم طولانی تر شود رعایت حرمت اون رفاقت واجب تر است ، بیشتر تأکید می شود . بیست سال ، سی سال ما با هم کار کردیم ، با هم نون و نمک خوردیم ، رابطه داشتیم ، دوست بودیم ، برادر بودیم.زن و شوهر بودند، باجناق بودند، شاگرد و استاد بودند ؛ هر چه قدر مصاحبت دو نفر طولانی تر می شود ، رعایت حرمت آن واجب تر است .رعایت حرمت پدر و مادر که آن بحثش جداست (فوق العاده خطر ناک است) واجب است . رابطه شاگرد و استادی از اون مهم تر است و روابطی از این قبیل .حضرت می فرماید که مؤمندر صفات روحی اش "لطیف علی اخیه بزلته" ، در لغزش های برادرش آسان گیر است . مهربان است . تحملش زیاد است. آنقدر باید باشه که حضرت فرمود:اگر پنجاه نفر آمدند علیه او شهادت دادند، آنها شهادت شان را می دهند ، ممکن است از این پنجاه نفر چهار نفربگویند این فرد زنا کرده است ، ما هم دیده ایم . ببرند شلاقش بزنند. ولی اگر خودش به شما گفت" نه " ، شما بگویید"نه "، همان "نه" تو درست است من این پنجاه نفر را قبول ندارم ، تورا قبول دارم . خیلی مهم است ، تورا قبول دارم . آیا ما واقعا نسبت به کسانی که اطرافمان هستند این جور هستیم یا خیر با حرف یک نفر ، دو نفر ، چهار نفر بهم می ریزیم . خودمان هم یک شیطان می شویم. خودمان هم آتش می گیریم و می سوزیم و دین و ایمانمان را از دست می دهیم . مؤمنی که حرمتش از کعبه بالاتر است ، زندگی با او ،دوستی با او ،خیلی مسئولیت دارد .هر کس آمد راجع به کسی حرفی زد ،گوش دهیم بعد منشأ عمل بشود. حالا شما فکر کنید این را حضرت می گوید پنجاه نفر آمدندشهادت دادند ، وای به حال کسی که سوء ظن پیدا کند . این شخص دیگر خیلی بی عرضه است. حالا به روایات سوء ظن که امام صادق (علیه السلام )می گویند هم می رسیم .و دوستی قدیم را رعایت می کند ، دوستی قدیمی خیلی حرمت دارد . می گوید براحتی با چیزی آن رابهم نریزید.نگذارید یک رابطه با کوچکترین مسئله ای خراب بشود . این خانم مادر زن تو بوده است. حکم مادر برای تو دارد . پدر زن حکم پدر را دارد. پدر شوهر و مادر شوهر حکم پدر و مادر دارند . با آنها زندگی کرده ای ،سر سفره ی آنها نشسته ای ، نون و نمک شان را خورده ای ،بعد یک دفعه می بینید با کوچک ترین چیزی با خانواده ی همسر بهم می زنند. رابطه خراب می شود. عروس شما است ، داماد شماست ، حرمت دارد ، می بینید اصلا کسی رعایت نمی کند . یک دفعه غریبی می کنند. شیطان عجیب افراد را ، دو برادر را روبروی هم قرار می دهد . قرآن می فرماید " ان شیطان ینزق بینهم " شیطان بین شما اختلاف می اندازد . بین شما را بهم می زند . خیلی اشتباه است اگر فکر کنیم که اگر با یک نفر زیر یک سقف زندگی می کنیم دشمن نداریم . نه شما همین در را ببندید بروید ماه عسل . اول عروسی رفتید در یک ویلا ، ما هستیم و این ویلا و یک کنار دریایی و هیچ کس هم نیست . دو نفر می خواهند یک ماه عسل بگذرانند . شیاطین تو همان ویلا می آیند . دائم افکار تان را علیه هم ، تو خواب می آیند افکارتان را علیه همدیگر تحریک می کنند . این عشق ، صداقت و پاکی یک نفر است که باید ذهنش را کنترل کندو نگه دارد و به کسی بد بین نشود . مچ گیری ، رو در رو ایستادن ، به رو آوردن ، سرزنش کردن ، تحقیر کردن ؛اینها همه از کارهای جهنمی هستند.

روایت بعدی از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السلام ) است ، (محضر مقدس شان صلواتی ختم بفرمایید)."علیک بمداراه الناس و اکرام العلماء و صفح عن زلاه اخوان فقد ادبک سیدالاولین و الاخرین بقوله أعف عن من ظلمک و سلم قطعک و أعط من حرمک" .چه قدر زیباست .اگر مردم همین یک روایت را عمل کنند . تمام موانع ظهور حضرت برطرف می شود .اگر مردم این کار را کنند ، خدا تمام خیر و برکت از زیر پایشان و از آسمان برایشان می ریزد." علیک بمداراه الناس " با مرد جنگ و دعوا نکنید . با مردم خشونت نداشته باشید ، با مردم با مراء و تندی رفتار نکنید. به دیگران تند نشوید. رعایت مردم را کنید . دوست شان داشته باشید . که بحث دوست داشتن بحثی است که قبلا راجب به آن تذکر داده ایم . باز هم باید بگوییم "التودد إلی الناس نصف العقل "خیلی مهم است " مهر ورزی کردن با مردم نصف عقل است ". غربیه گی نکردن . یک موقع می بینید یک راننده تاکسی اینقدر قشنگ از مهمانهایش پذیرایی می کند . کسانی که به تاکسی اش وارد می شوند با مهربانی برخورد می کند. یک سراننده هم هست که اخم دارد. فروشنده هست با مهربانی با دوست داشتن برخورد می کند.می فهمید که این فروشنده همه ی مشتری ها را دوست دارد ، نه اینکه پولی از آنها بگیرد .ما به یک کشوری از این کشور های اسلامی رفتیم . به یمن رفتیم . بیست و چند سال پیش ، ما فکر کردیم اینجا مثل ایران است . الان مثلا می خواهیم بگوییم یک پارچه رابیاور ، می ترسیم . توجه کردید به یک پارچه فروش بگید یه پارچه بیاور میگه " خانم ، آقا می خواهید بخرید یا نمی خواهید بخرید ، من می خواهم از ان بالا بیاورم زحمت گردن من نیندازید".البته درایران هم ما فروشنده های خوبی داریم . خانم می آید ، برایش ده تا توپ پارچه را باز می کند،خانم نگاه می کند می گوید نمی خواهم. آقا می گه نمی خوام .خداحافظ شما.خیلی خوش آمدید. توپ ها جمع می کند با حوصله می گذارد کنار . این وظیفه من (فروشنده) است که مشتری می آید باید جنس را ببیند . در یمن بامسئول فرهنگی سفارت رفتیم یک پارچه ای را ببینیم . گفت کدام را می خواهید ، گفتم اینها چیز های خوبی هستند ولی این بنده خدا اذیت می شوند. گفتند نه اینجا این طور نیست ، اینجا هر جا که بروی هر جنسی بخواهید ، می آوردند ببنید . غیر از آن رفتیم جنس های دیگر هم خریدیم ، هر جا که رفتیم همه مهربان بودند ، همه احترام زیادی به مشتری می گذارند. ادب زیاد ، احترام زیاد ،حرمت زیاد. بیست تا سی تا توپ پارچه را باز می کند هر کدام را نخواستید می بندد می گذارد سر جایش . این مدارای با مشتری است . اگر با مشتری مدارا کنید ، سخت نگیرید، با او راه بیایید ،مدارا یعنی این . مثلا راننده تاکسی 500 تومان کم آورده ، می گوید آقا پول خرد ندارم . باشد 500 تومان خدمت شما . حالا بعضی می گویند این 500 تومان را بینداز صندوق صدقات ، نگذاری جیب خودت . حالا این بنده ی خدا دارد کار می کند ، یک جوان است دارد کار می کند . یک پیر مرد است دارد کار می کند ، یک لقمه نان در بیاورد . حالا 500 تومن از جیب تو بره تو جیب یک شیعه ، یک مسلمان ، یک بنده ی خدا . ثوابش که بیشتر است . خودش میشود صدقه ، مگر تو نمی خواهی صدقه بدهی ، صدقه را مگر فقط باید به گدا داد یا به مسکین داد . به دوستتان هم یک پولی بدهید می شود صدقه ؛ یک هدیه می خرید ، می شود صدقه؛صدقه علامت صدق است . صدق در رفاقت ، محبت . صدقه یعنی قشنگی تولید کردن . صدقه یعنی زیبایی تولید کردن . یک نمونه همین است "آقا 500 تومان ، 1000 تومان پول خرد ندارد ، مال خودتان باشد" . این یعنی مدارا. یا راننده نسبت به مردم ، کرایه چه قدر است ؟ 725 تومان . یا در نانوایی هم این جور کردند و همه را به درد سر انداختند . نان 125 تومان ،طرف می گوید 25 تومانی ندارم ، معمولا هم که فروشنده نمی گذرد ، می گوید 150 تومان بده، خوش امدی ، خداحافظ شما ، خوب این حروم خوری می شه . بعضی رعایت می کنند یک نصف نانی می برند و می دهند ، بعضی نه می گیرند می گذارند جیبشان . ما راحت باشیم ، سخت نگیریم . نه این گفت 125 تومان و من 150 تومان دادم 25 تومانش را هم بر نگرداند ! اشکال ندارد ذهنتان را مشغول نکنید. نه قیامت یقه شو می گیرم! برای 25 تومان !

مدارا کردن یعنی راه آمدن ، یعنی سر به سر نگذاشتن ، یعنی دهان به دهان نگذاشتن ، یعنی گذشت کردن . یعنی رد شدن ، یعنی ندیدن ، یعنی خودت را بزنی به نفهمی " لا عقلک التجاهل " هیچ عقلی مثل این نیست که انسان خودش را به نادانی بزند.اصلا متوجه نشدم ."نصف العاقل احتمال و نصفه تغافل "نصف شخصیت عاقل این است که تحمل می کند و نصف آن بی خیالی است . می خواهید بروید خرید این قدر چونه نزنید . مگر شخصیت تان را از سر راه آوردید که این همه چونه می زنید ، آخر هم فروشنده می گوید ، خانم باشد 100 تومان هم ندهید ؛ نمی ارزد . چونه هم می خواهید بزنید یک بار بگویید اگر تخفیف داد ، داد ؛نداد ، نداد ؛ تمام شد . ولی بایستید، حالا او می گوید این می گوید ، او می کشد این می کشد . ولی چه قدر خوبه که فروشند ه ها با اخلاق ، با مهربانی با مشتری رفتار کنند . مشتری از دفعه ی بعد می گوید من از این فروشنده خوشم آمده است ، از این به بعد می خواهم تو مغازه ی او جنس بخرم.

ما رفته بودیم یک کبابی در قم کباب بخریم ، دیدیم شلوغ است .مهمان زیادی هم در خانه داشتیم ،ایستادیم. همین طوردر صف ایستاده بودیم ، دیدیم فروشنده دائم می گوید : بفرمایید.کباب ها را که می گذاشت روی شعله یک نان سنگک تازه داغ از همان تنور در می آورد می گذاشت روی (سینک؟سینی؟......کلمه نامفهوم) ، روغن کباب ها می ریخت روی نانها . نان داغ سنگک با روغن کباب ، که هیچ کس هم نمی تواند از آن بگذرد ، روی میز می گذاشت ، هر کدام از مشتری ها که می خواستند ، تا غذایشان حاضر بشود یک شکم سیر نان سنگک تازه با روغن کباب می خوردند .آنجا این جور است . خوب مشتری می آید این جا می بیند این جوری است ؛ دفعه ی بعد هم که کباب خواست ، می گوید می رویم کباب می خریم ، یک شکم سیر هم از اینها می خوریم . در خانه که سر این نان های روغنی دعوا هست ، بگذار حداقل ما بخوریم . خوب به این شکل مشتری جمع می شود . مگر چه قدر هزینه دارد .یک بار آقایی داشت گله می کرد ، مغازه کبابی داشت.به او گفتم من یک راهی به شما یاد بدهم که مشتری هایت زیاد شود ، خیر و برکت هم خدا به شما می دهد ؟! این پیشنهاد را به او دادم . نزدیک بود ما را بزند .یعنی خیلی حرمت داشت که ما را نزد. چی ؟!من نان تازه بگذارم با روغن کباب ، بدهم مشتری بخورد ؟ گفتم بابا صبح تا شب مگر چند تا نان می شود .این نانها زیاد نمی شود .یک نفر می بینی عُرضه دارد. با مشتری، با مراجعه کننده، با خریدار مدارا دارد.آدمی که مدارا می کند یک چیزی پیدا می کند که دیگر این چیز قیمت ندارد. اهل مدارا است .آن چه چیزی است ؟ من به شما بگویم ببنید چه قدر می ارزد .این است که وقتی آدم مدارا کنندهمی خواهد وارد قبر شود ، عزرائیل با او مدارا می کند . عزرائیل می آید بامهربانی بالای سرش.از همان لحظه ی اول توی قبر که می رود ملکه با او مدارا می کند. می گوید این آدمی بوده است که به مردم سخت نمی گرفت . ریز نمی شد. ریز بین نبود. شب اول قبر راحت ، فرشته ها راحت، هر جا می رود راحت با او رفتار می کنند. قیامت هم که می شود اصلا به رویش نمی آورند که او خیلی از کارها را کرده است . می گویند بفرمایید بروید بهشت . مدارا یعنی این . ولی کسانی که مچ می گیرند .کسانی که در خانه ، محل کار ، این طرف ، آن طرف مچ می گیرند. سفت هستند. سخت هستند.در مسائل و لغزش ها ی دیگران ریزند. از همان شب اول قبر عزرائیل سخت جان او را می گیرد. توی قبرهم فرشته ها سخت از او سوال می کنند .از اوریز سوال می کنند. به او گیر می دهند شدید.این بد بخت تا قیامت همین جور است . قیامت هم که صحنه ی این می شود که محاسبات اصلی و خیلی از حق الناس ها و مسائل دیگر مطرح است . آنجا هم به او گیر می دهند ،چون شخصیتاً این رامی طلبد . بعضی می گویند اگر این طور رفتار کنیم می گویند هالواست دیگر،میگویند ما را فلان پنداشته است .خیال می کنند ما نمی فهمیم. چنین و چنان . بله بگذار بگویند ؛شما سودتان را می برید. اگر قرار است از شما لغزش نگیرند، راحت بمیرید، راحت زندگی کنید .شاد زندگی کنید. آرام زندگی کنید ، آن طرف شاد بروید ،شاد محشور شوید.حالا چهار نفر هم به شما بگویند آدم ساده لوحی هستید . آدم نفهمی هستید .سرش کلاه گذاشتیم.پیغمبر(صلی الله علیه و آله ) همین جور بود.می گفتند او خیلی ساده است."هو اُذن"در قرآن آمده "همه ی وجود این آدم گوش است ".پیغمبر می دانست بیشتر حرفهایی که طرف میزنددروغ است اما خوب گوش می داد. می شنید . قرآن می گوید :بگو این اُذن بودن من به نفع شماهاست .اگر پیغمبر می خواست همه چیزرا که می دانست به رخ بکشد، مچ بگیرد که کسی نمی توانست طرف پیغمبر بروند ."فبما رحمه من الله لِنت لهم و لو کنت..............؟؟؟؟ من حولک "تو با رحمت خدا با مردم نرم شدی ،اگر می خواستی تند باشی، سخت باشی ؛همه ازدورت می رفتند. یک مرد خانه ، یک زن خانه این طور است . یک موقع مرد خانه میرود ، زن سی جور سوال از او می کند . این سوال ها زشته ، تجاوزه ، خوب نیست . این ها را (تجاوز چشمی ، زبانی )را قبلا توضیح دادیم. کجا رفتی ، چه کسی بود . این که تلفن زد چه می گفت . نباید سوال کنید. خواهرم بود . خوب چی می گفت . به تو چه . اصلا چرا سوال کردی چه کسی بود . مرد از زن سوال نکند.داشتی صحبت می کردی ، با چه کسی صحبت می کردی ، چه می گفت . زن است ،دوست دارد، رفیق دارد ، خواهر دارد ، فامیل دارد،می خواهدبا آنها حرف بزند .می خواهند شخصی هم حرف بزنند. بین شان راز است . چرا از همسرت سوال می کنی؟چه کسی بود . کجا بود . خانم شما رفته بیرون ،نیامده ، دیر آمده است.سوال نکنید: کجا بودی ؟خوب مگر عقلش کم است اگر می توانست زود تر بیاید و نیامده است. برای چه سوال می کنید: کجا بودی ؟ چرا دیر آمدی ؟خیلی بد است . چرا اگر نگران هستید یا الان نگران شدید . عادتا اینقدرهم دیر نمی آمد.این طور بگید:عزیزم دلم برات تنگ شده بود . دلم تپید . دلم لرزید. نگران شدم . اگر خیلی زیاد سر کار بودید، بگو: خدا پدر و مادرت را بیامرزد ؛چند تا حرف قشنگ بزنید ، بگویید یک زنگ می زدید ، یک پیغامی می دادید. تمام . ولی بعد از آن هم گیر ندهید. او هم ممکن است عذر بیاورد که باطری نداشتم ، شارژم تمام شد. تمام . عذر پذیری خیلی مهم است . در روایت داریم از حضرت سوال کردند. بدترین بدترین بد ترین آدم ها چه کسانی هستند. حضرت فرمودند: بدترین بدترین بدترین آدم ها کسی است که از کسی عذر نمی پذیرد. دائم گیر می دهد. دائم سوال می کند . می خواهد ثابت کند که طرف دارد دروغ می گوید. می خواهد ثابت کند طرف کلک زده است. ثابت کند طرف مشکل دارد . خوب نیست هر چه می خواهید مچ زنتان را بگیرید. مچ شوهرتان را بگیرید . مچ دیگران را بگیرید. بعضی ها این جور هستند. کلکسیون دارند. بدی های مادر زن ، پدر زن همه را در ذهن دارند. از شب عروسی دارندتا 60 سالگی . آنها هم برای مادر شوهر و پدر شوهر و خاندان شوهر را در ذهن نگه می دارند. خوب اینها را نگه می دارید ، می دانید یعنی چه . 30 سال ،40 سال آتش نگه داشتیدبا خودتان . دریا دریا آتش تولید کردید. مار و عقرب و اژدها آفریدیدواینها بعدا بزرگ می شوند . شب اول قبر می آیند سر وقتتان . 40 سال کینه . 40سال دل خوری . کینه به محض اینکه می آید در دل ،آتش آفریده می شود.اژدهاآفریده می شود .مار و عقرب آفریده می شود . برای چه در دلت نگه می دارید.دائم هم پرورشش می دهید .مثل حسادت . اینها همه فحشای باطنی است . از زنا و مشروب و قمار و کارهای دیگر خیلی خطر ناک تر است . فحشای باطنی هم جهنمش فرق دارد . خیلی خطر ناک تر و طولانی تر است . این فرد نه دنیا را دارد نه آخرت را . برای چه نگه می دارید. سوال نکنید . پیامک کسی را نخوانید. چشمتان را روی صفحه ی تلفن کسی نیندازید. کسی دارد کتاب می خواند نگاه نکن چه دارد می خواند. دارد روز نامه می خواند ،نگاه نکن چه روز نامه ای دارد می خواند . از او سوال نکنید چه دارد می خواند.چرا یک موقع می بینید یک پدر ، یک فرزند ، یک مربی می خواهد یک بابی را برای گفتگو باز کند و قصد فضولی ندارد ؛ این یک بحث دیگر است . غیر از این آدم اصلا سوال نکند.دائم گیر ندهد ، در کارهای دیگراندائم ریز نشود. بچه ها در کار پدر و مادر . پدر و مادر در کار بچه ها . زن و شوهر در کار یکدیگر . وقتی که ذهنتان آزاد است . روحتان بهشتی می شود .آنوقت این جوری می آیید روی سجاده می خواهید نماز بخوانید . روی سجاده می توانید نماز بخوانید.می توانید حضور قلب داشته باشید . بروید حرم .می توانید با کسی که زیارتش می کنید ارتباط برقرار کنید. دعا می کنید .اشکتان در می آید . چون روحتان خلوت است . دائم مردم نمی آیند تو روحتان و بروند . با مردم کاری ندارید. با مردم زندگی نکردید ؛ با بدی هایشان ، با ضعف هایشان ، با عیب هایشان . نه . چرا با قشنگی های مردم ،با کمالات مردم ، با خوبی های مردم. این قدر مردم خوبی ها دارند که آدم با همین خوبی هایشان زندگی کند دیگر مشکلی پیدا نمی کند. چرا با ضعف ها زندگی کنیم . مدارا با مردم . مدارا با همه ، مدارا کردن ، سخت گیری نکردن . به محض اینکه می افتید در سخت گیری ، در گیر دادن، در ثبت کردن ،"ببین من همه ی پیامک هایش را نگه داشته ام "،خوب بی خود کردید نگه داشتید. راه را برای شیطنت های بعدی نگذارید .برای خودتان ثبت نکنید . در روایات داریم یکی از بدترین آدم ها کسی است که لغزش های دیگران را در دل و ذهنشان ثبت می کنند که بعد به روی طرف بیاورند.می گوید "ازش دارم ، اما فعلا با هم خوب هستیم ، هیچ چی ، ولی اگر یک موقعی خواست یک کاری بکند بعدا...."؛"آره رفتیم باهاش نشستیم صدایش را ضبط کردم ". خیلی جنایت کردید صدایش را ضبط کردید . چرا صدایش را ضبط کردید ؟ برای چه عکس می گیرید ؟ برای چه فیلم می گیرید؟برای چه سند سازی می کنید ؟ خوب آنوقت خدا هم رسوایت می کند.خدا هم آن وقت از توهمه چیز دارد.فرشته ها هم که دارند. نفست هم کههمه چیز را ثبت می کند. خدا در قیامت با کرامت کاری می کند که آن چیز هایی که شمادر وجود خودتان هم ثبت شده است به خود شما هم نشان نمی دهد. فحشاهایتان ، گرفتاری هایتان ؛ یک کاری می کند شما از خودت هم غافل بشوید. می گوید: بفرمایید با اکرام بروید بهشت . با بقیه هم شما این طور رفتار کنید . هر طور که دوست دارید خدا با شما رفتار کند همان طور رفتار کنید. میروید در قبر می گویید خدایا من عبادت درست وحسابی که ندارم . به قول استاد ما که می فرمود : در قیامت اگر خدافقط به خاطر نمازهایمان ما را مؤاخذه کند ، جای ما ته جهنم است. نه برای گناهانمان ، اگر گناهان را ببخشد ؛ خدا بگوید گناه ها ، فحشا و منکراتتان را بخشیدم . هر کاری کردید . این چه جور نمازی بود خواندید. فقط به نمازهایمان خدا گیر بدهد ، جایمان ته جهنم است . از بس در نمازهایمان و عبادت هایمان به خدا و آسمان و غیب توهین است.حالا با بقیه گناه ها چه کار کنیم .پس ما خیلی چیزی در دستمان نداریم . عبادت هایمان هم گرفتاری دارد . خودش یک داستانی دارد . فردا نگویید آقای شجایی این جور گفت،پس نماز نخوانیم . بهانه نگیرد کسی .آن که می شود کفر ؛ نه وظیفه ی ما است که این واجب را انجام دهیم . ولی خیلی لوس نشیم . خدا اگر بخواهد به همین نماز هم گیر دهید بیچاره ایم . خوب ولی خدا به چه چیز نگاه می کند . می گوید این بنده ی من اهل مغفرت بود . این بنده ی من اهل عفو بود ، این بنده ی من به دیگران سخت نمی گرفت . این بنده ی من مچ نمی گرفت. این بنده ی من با بزرگواری از کنار دیگران رد می شد.راضی می شد. رضا مقامی است که برای امام رضا است . یکی از دلایل که بزرگان فرمودند : امام رضا ، رضا است . چون مقام رضا دارد. وقتی می روید داخل حرم هم خودتان راضی هستید هم ایشان از شما راضی است . زود از شما راضی می شود . زود دلتان با ایشان نرم میشود.زود باایشان دوست می شوید. باور نمی کنید ، آدمی که دریا دریا گناه دارد ، میرسد به حرم امام رضا (علیه السلام ) وحشت ندارد برود داخل . امام رضا (علیه السلام ) قبلا کوتاه آمده اند. بیا داخل . مگر خودشون نگفته اندکه(این نامه ای که یک سال هم بیشتر طول کشید ، خواندیم ، فرد و جامعه ی متعالی را )که دریدگی نکنید . کسی را اذیت نکنید . نیش نزنید. پدرش را به رخش می کشد. مادرش را به رخش می کشد ، برادرش را به رخش می کشد. خواهرش را به رخش می کشد. عیب خودش را به رخش می کشد. "تو سیاهی ""تو کوتاهی ""تو چنینی ، تو چنانی ". این حرف ها خیلی خطر ناک است آدم به همسرش ، به دوستش ، به کس دیگری بزند. عیب گیری خطر ناک است . خیلی خطر ناک است . خیلی جرأت می خواهد یک نفر عیب یک کسی را بایستد جلویش بگوید این عیب ظاهری را داری. به همسرتون نگویید. به کسان دیگر نگویید. ما الان چه قدر پدر و مادر داریم که بچه های خوب دارند. بابا این بچه ها مال تو هستند. این بچه را زن شما به دنیا آورده است . خودت به دنیا آورده اید.45 درصد ش ژن تو است،55در صد ش ژن زن شما است.چرا بچه ات را اینقدر سرزنش می کنی ؟چرا ؟"قیافشو""آی کی یو ""فلان " ،همین طور می زنندتو سر بچه . "خنگه " اگر خنگ است بچه شما است . "بی تربیت " اگر بی تربیت است بچه ی شما است .یعنی شما به خودت فحش می دهید. چرا بچه را اینقدر تحقیر می کنید. ایراد به زنش می گیرد .بلد نیست چه طور با او حرف بزند. با حقارت .تو مگر خودت چی هستیکه با دیگران این جور حرف می زنی . آدمی که سخت نمی گیرد ، خدا هم برایش سختنمی گیرد . خدایا من تسلیمم. من هیچ چیز ندارم ."لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاتا و لا نشورا "خدایا من هیچ چیزم برای خودم نیست . هیچ چیز هیچ چیز هیچ چیز. عمراست تو داده ای ، وجود است تو داده ای ، سلامت است تو داده ای، فهم است توداده ای ، ذهن است تو داده ای ، دل است تو داده ای ، توفیق عبادت است تو داده ای ، عبادت است تو داده ای ، اشک است تو داده ای ، دوست است تو داده ای ، محبوبیت است تو داده ای ، پدر و مادر و دوستان خوب است تو داده ای ، غذا است و سیری شکم است تو داده ای ، انرژی و قدرت است تو داده ای . مااز خودمان چه چیز داریم."لااملک لنفسی نفعا و لا ضرا " خدایا من نمی گویم گناه نکرده ام .ائمه راه خوبی یاد داده اند که انسان خودش را نجات دهد ."الهی ان اخذتنی بجرمی اخذتک بعوک "خدا اگر بخواهی من را به جرمم بگیری و بگویی تو مجرم هستی ، من هم می گویم تو هم عفوفی ، توهم اهل بخششی . فقط اینجا خدا یک سوال از شما می کند . اگر راست بگویی می گوید برو . می پرسد : تو هم اهل بخشش بودی یا نبودی . تو هم اهل گذشت و عفو بودی یا نبودی .یا دائم گیر دادی به مردم .یک کس می گوید : بله خدایا من برای مردم خیلی سهل گرفتم. اصلا سخت گیری نکردم ،مدارا کردم . خدایا من خیلی از کسانی که در حق من اجحاف کردند ، دروغ گفتند ، اصلابه رویشان نیاوردم . پدر ، مادر ، خواهر ، برادر ، همسر ، فرزند ، دوست ، شاگرد ، استاد ، خیلی چیز ها ولی من رد شدم ؛ دلم را خیلی مشغول نکردم .دل چرکینی نکردم . خدا می گوید راست می گوید این بنده ی من . خدا با این بنده چه کار می کند . می گوید تو گذشتی ، من خدای تو هستم نگذرم !من که اولی هستم به گذشت ؛ بیا برو . آدمی که عفو می کند ، مغفرت دارد ، خدا اصلا کاری با او ندارد . پس فقط این نیست که آدم گناه نکند .آدم باید اهل مغفرت باشد.آدم باید اها عفو باشد. آدم باید اهل مدارا با مردم باشد . مچ نگیرد. سخت نگیرد. هر گناه کاری ، هر معصیت کاری را دیدید بگویید که می شد من جای این فرد باشم .هر کس را دارند اعدامش میکنند بگویید می شد من جای این باشم . چه بسا بعدا من هم مثل این شخص بشوم . مگر نبودند خیلی ها شدند. مدارا مدارا خیلی مهم است . چون بحثش را قبلا در بحث های دیگر کردیم الان دیگه راجب به آن بحث نمی کنیم .

"و اکرام العلما " . علیک یعنی واجب است برتو، این کار را حتما انجام بده .اینقدر ضروری است که حضرت با علیک شروع کرده اند. یعنی برای حرکت به سمت آخرت و ابدیت برای تو ضروری است ، اکرام علما. علما، روحانیون ، دانشمندانی که در دین هستند. حرمت دارند. دانشمند اگر متدین باشد حرمت دارد . اگر متدین هم نباشد ، باز حرمت دارد تا جایی که با دین تو کاری نداشته باشد، ضرر نداشته باشد به خصوص علما ، علمای دین آنها خیلی حرمتشان لازم است . خدا رحمت کند شهید دستغیب یک داستانی را تعریفمی کردند از یک آقایی که خیلی مرد متدینی بوده است . بعد از دنیا رفت . یک مومنی شنیده بود که روح مومنین را می برند دار السلام نجف . می برند خدمت امیر المؤمنین . گفت رفتم آنجا توسل کردم که خوابش را ببینم . آخر خواب دیدم چند تا از مؤمنین بهشت آمدند . گفتم فلانی آمده اینجا (طرف مرده بود ). گفتند نه اینجا نیامده است . گفتم ای وای اگر نیامده در بهشت پس جهنم است . می گوید رفتم جایی که می گفتند جهنمی ها را می برند ،آنجاتوسل کردم،دیدمش . تو اینجا چه کار می کنی تو جهنمی ها . گفت : به خاطر 3 چیز 1- قطع رحم کردم . از فامیل ها دوری کردم ، رفتم مکه . گفتم مکه جای خوبی است زندگی کنیم . از همه ی فامیل ها در شهرم ، رهایشان کردم چسبیدم به مکه ، ارتباطم با فامیلام همه قطع شد. 2-یک غیبت از یک دختر کردم که دیگر نتوانست ازدواج کند . دیگر خاستگار برایش نیامد و ازدواج نکرد ، به این دلیل الان اینجا هستم. 3- حرمت امام جماعت مسجدمان را رعایتنکردم. عالم دین است حرمت دارد . در سینه اش پر از معارف الهی است . بی نهایت نوردر سینه اش دارد. گفت : من همیشه جلوتر از امامجماعتمان راه می رفتم . بی ادبی می کردم ،حرمت نگاه نمی داشتم .شما باید از عالم عقب تر بایستید. نه استاد ، استاد فرضش خیلی فرق می کند . یک عالم حرمت دارد . مراجع بزرگ ما ، اولیای خدا چشمشان به یک جوجه طلبه می خورد ، سال اولی حرمت نگه می داشتند. مرجع بزرگ ، روحانی ، آیت الله چشمشان به یک طلبه می خورد به خصوص اگر سادات باشد حرمتش بیشتر ، حرمت نگه می داشتند. مبادا خدایی نکرده یک موقع کسی راجب به روحانیون حرف در دهانش بیاید. بله ما روحانیونی داریم که به قول مقام معظم رهبری سکولار هستند. متدین نیستند .آنها مشخص است که متدین نیستند . اصلا این روحانی لباس روحانیت را ، دین را وسیله ای برای کارهای دیگر قرارمی دهد ، مشخص است . ولی این جور نیست که شما عموم طلبه ها ، عموم روحانیت را خطاب قرار دهید. او استثناء است . خیلی آدم باید حرمت نگه دارد . یک کسی می گوید "آخوندا"، این نمی فهمد دارد با خودش چه کار می کند. بعدا یک دفعه قیامتمیلیونها عالم یقه اش را می گیرند . این گیر داره . برای چه به این همه آدم توهین کردید. برای چه این همه توهین را در ذهن بقیه کردی .برای چه این همه آدم را از روحانیت دور کردی . این یک خیانت و جنایت است که کسی از روحانیت ، به خصوص از مرجعیت دور بشود. یک کسی یک کاری می کند مردم از مرجعیت دور بشوند ، از روحانیت دور بشوند از علما دور بشوند . این خیلی خطر دارد . اکرام العلماء. ائمه هم علماء را خیلی اکرام می کردند . از خودشان بالاتر که ما کسی را نداشتیم . آنها هم خیلی اکرام علماء را می کردند .

"عن صفح عن زلاه الاخوان "موضوع بحث مان این است . صفح یعنی ندیدن ، گذشتن ، به رو نیاورد ن. از لغزش های دیگران گذشتن . من آدم های این جوری الحمدالله زیاد دیدم . مثلا به طرف می گوید: مادر شوهرت به تو این حرفها را زد ،خواهر شوهرت این حرفها را زد ،تو چه گفتی ؟ می گوید هیچ چیز نگفتم . من بودم چشمش را در می آوردم . می گوید خب برای چه ؟ مگرچه گفته است ؟می گوید : این جوری حرف زده دیگر . می گوید از نظر من اینها چیزی نیست . بعضی اصلا توهین را نمی بینند.بعضی ها گناه را نمی بینند. بعضی ها تندی دیگران را اصلا متوجه نیستند. بعضی ها اصلا رفتارهای دیگران را برای خودشان توهین آمیز نمی دانند.ولی بعضی ها هستند که اینقدر من دارند. از سفره که می نشینند مواظب است که چه جلویش می گذارند ، بشقابش کجا بود ، استکانش کجا بود ، می خواست غذابیاورد چه جوری آورده.در همه چیز توهین می بیند به خودش. استکانش را نگاه کن ، سالادش را ببین . لیوانش کثیف بود . چنگالش این جوری بود . غذا که برای ما آوردند این جوری بود . هزار تا محبتی که در حق طرف کرده است را اصلا نمی تواند ببیند. همین که عرض کردم بعضی ها از یک رابطه" نار "دریافت می کنند و بعضی ها در یک رابطه "نور "دریافت می کنند . چون روح خودش این جوری است . خاستگار هم که میآید برای خودش ، برای دخترش ، برای خواهرش . هزار تا ایراد از خاستگار می گیرد . یک نفر میرود خاستگاری یک دختر ، یک عالم خوبی دارد . صدها حسن دارد .دائم گیر می دهد به بعضی ضعف ها . حالا تو خودت کی هستی ، تو خودت چی هستی ، اینقدر ایراد می گیرید. ایراد نگیرید . به خصوص آنهایی که ازدواج کردند. بابا شماعقد کردید . دیگر تمام شد . چشمهایت را باز می کردی ببینی با چه کسی ازدواج می کنی.عروسی کردید تازه بعد از عروسی یادش افتاده که زن من این عیب ها را دارد ، ول کن دیگر ، بابا زن تو اگر این عیب ها دارد هزار تا محاسن و خوبی ها و قشنگی ها دارد . برای چه آنها را نمی بینیکه با آنها صفا کنی . به خاطر همه ی اون خوبی ها و قشنگی ها که دارد دوستش داشته باشی .فقط همین چهار تا ضعف را می بینی ، می گویی این در چشمم است ، این اعصابم را خرد می کند . باعث می شود دوستش نداشته باشم . اگر نمی توانی دوست داشته باشی ، بدان وضعت خیلی خراب است . چون دوست داشتن و نداشتن امر دلی نیست ، این اختیاری نیست . آقا ازدواج کردی (این را قبلا در بحث مهارت های زندگی گفتیم ) نفقه واجب است . هیچ مردی نمی تواند بگوید من زنم را دوست ندارم برای همین به او خرجی نمی دهم . ما الان آدم هایی را سراغ داریم که زن و بچه شان خیلی لنگ هستند. نمی دونید اینها چه جنایتکارانی هستند. چه شمر هایی هستند.راحت نفقه نمی دهد. در فشار میگذارد. قانون ، شرع می گوید آقا اگر تو رفتی ازدواج کردی نفقه ی همسرت واجب است بایدبه او سهل بگیری ،خساست نکنی ، خساست ذلت است . علت خساست رذالت است . در روایت داریم آدم بخیل و خسیس "البخل جامع لمثابه العیوب " تمام زشتی ها یهمه ی عیوب جمع می شود در آدم خسیس در آدم بخیل ، در آدمی که ترس دارد خرج کند ، در آدمی که وقتی هم خرج می کند به رخ می کشد . چه قدر بهت دادم . اینقدر بهت دادم . چه کارش کردی ؟. نفقه شرعا واجب است. دوستش داشته باشی یا دوستش نداشته باشی حق است ،واجب است . می گوید از بچه ام خوشم نمی آید به او نفقه نمی دهم . از زنم خوشم نمی آید ، برایش خرج نمی کنم .2-عاطفه . حضرت فرمود "وان لم یکن فی طبعهن " خیلی جالب است حضرت می فرماید:اگر زنت در طبعت هم نیسست از هر چیز زنت خوشت نمی آید ، واجب است دوستش داشته باشی. یعنی او باید بفهمد که تو دوستش داری و به او هم بگویی که دوستت دارم ولو در طبعت هم نیست . ابزار عشق و محبت جزءواجبات است. این جور نیست که من خوشم نمی آید پس نمی توانم به او محبت کنم . این یک جنایت است . یک ظلم است . ابراز محبت کردن ولو از کسی که دوستش نداری از همسری که دوستش نداری واجب است . باید به او محبت را بکنید. چون فعلا همسر توست . نیاز عاطفی اش این است که تو به او محبت کنی . همان نیاز غذایی باید به او بدهید. این آدم شعورش می رسد به یک سگ ، به یک گربه ، سگ خریده ، گربه خریده، کبوتر دارد به اینها محبت می کند به همسرش محبت نمی کند . بچه ی توست باید حدی که نیاز دارد به او محبت شود . اگر لمسی است ، بغل ، بوسه ، نوازش ، یک موقع لمسی نباشد؛ سمعی باشد ، باید بشنود ،دوستت دارم راعزیزم راحرفهای قشنگ را.بصری باشد باید برایش هدیه بخرید . یا هر سه آنها هست . هر سه را. باید ببینی چه طور است . زنت ، شوهرت ، بچه ات چیست . لمسی است ، سمعی است ، بصری است . بعد آنی که باید دریافت کند باید به او بدهی . نمی توانید بگویید نمی خواهم . دوست ندارم . واجب است مثل نماز خواندن است . مثل روزه گرفتن است . واجب شرعی است . ندهید مثل این است که نماز نخواندید. یکی هم تأمین معنویت برای خانواده . تو باید خانواده ات را با دین آشنا کنی . آشنایی اعضای خانواده ، کتاب ، سی دی ،استاد ، فیلم ، هر چی که خانواده رو آگاه می کند. حضرت می فرمایند:"لا یلق الله سبحانه احد بذنب اعظم من جهاله اهله ی و اولاده ی" هیچ کس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمی کند.آقا می توانی به خانمت مطلب یاد بدهی، نمی توانی بگذار برود درس بخواند.نه ، خودش این کار را می کند ، بعد هم می گوید راضی نیستم بروی ؛اجازه نمی دهد زنش برود ، اذیت می کند .این الان نیاز به غذا دارد . نیاز به معارف دارد .نیاز به دین دارد . نیاز به آموزش دارد . نیاز به اخلاقیات دارد .نیاز به شریعت دارد . نیاز به معارف دارد . باید برود یاد بگیرد. این خیلی خطر ناک است . راضی نیستم بروی یاد بگیری . خوب حالا با این شخص راضی نیستم بروی یاد بگیری ، عیبی ندارد یک شخص دیگر ، این همه استاد هست باید برود یک جا یاد بگیرد. می توانید تأمین کنید ،تأمین کنید. تأمین نمی کنی شرایط را فراهم کن . پدر خوب باید کسی باشد که برای بچه اش در همه سنین ، برای همسرش ،برای خودش کتاب خوب سراغ داشته باشد. مادر خوب همین طور است ، گاهی نیاز های ضروری زندگی ، کتاب است ،سی دی است ، استاد است ،کلاس است ،درس است ، جلسات علمی است ، زیارت رفتن است ، مسجد رفتن است ، عذاداری است ، حرم رفتن است ،جزء نیاز های ضروری زندگی است . مستحب هم نیست ، واجب است همه ی اینها .مثل آب خورد ن است . از این سه وظیفه نمی توانی کوتاهی کنید . پس دقت بکنیم به وظایف مان فکر بکنیم . سخت نگیریم . لغزش ها را نبینیم .صفح خیلی حرف قشنگی است . فالیعفو والیصفحو . باید اهل عفو باشید هم اهل ندیدن . عفو یعنی اگر یک کاری در ذهنتان مطرح شد که تو این ظلم را در حق من کردی ؛ بی خیال شوید.کینه نگیرید. خود فرد آمد گفت آقا من معذرت می خواهم . تمام . یا اصلا نگفت رها کن . عیب نداره .چون آلودگی اش با شما می ماند .صفح یعنی به رویش هم نیاور،از مقوله ی مغفرت است . اصلابه رویش نیاورید. انگار اتفاقی نیفتاده است . این آدمی که این جور عبور می کند؛ممکن است بگویید مکر ما ساده ایم این کار را بکنیم . نه اصلا همین سادگی قشنگ است . بله ساده باشید. پیامبر فرمود:مردم در آخر الزمان مؤمنین حقیقی را پخمه می دانند. بگذار بگویند پخمه ، بگذار بگویند ساده اید بگویند تو عقب افتاده هستی . تو زیرکی ، چرا ؟ چون تو جهنم برنمی داری ، آرامش دارید. زیرک تر از شما کسی نیست . زیرک تر از کسی که اهل تغافل و تجاهل است کسی نیست . حضرت می فرماید : نصف العاقل الاحتمال و نصفه تغافل . این شخص همه ی عقل را دارد . چون نصف شخصیتش آدم با تحملی است ، صبور است ، زود جوش نمی آورد ، زود داغ نمی کند ، حرفهای تند نمی زند . حرفهای بی ادبانه نمی زند ، حرفهای خشن نمی زتد ؛نصف دیگر او هم بی خیالی است . اصلا مطرحش نمی کند . این را می گویند یک آدم فوق العاده زیرک . زیرک می دانید کیست ؟ چون فرمود دنیا متن جهنم است ، زیرک کسی است که از جهنم سالم بیرون بیاید. از بغل یک عالم اژدها ، مار ، دریاچه های گناه ، درختان وحشت آور . در فیلم ها دیدید جنگل ها یشان خیلی تاریک ووحشتناک است . قرآن می فرماید : جنگل های جهنم این طور است . کأنه رؤس شیاطین . کسی در جنگل جهنم گیر کند . می خواهد از یک تکه از اون جهنمی که هر شاخه اش سر یک اژدها است ؛ هر شاخه ی درختان آنجا سر یک شیطان است، سرهایی که شما اصلا آنها را نمی شناسید ؛ از شدت غربت و وحشت،آنجا گیر بیندازنت. زمینش آتش و پر از مار و عقرب ، درختش همین طور ، غذایش همین طور .مگر تو می توانی در این جهنم ها بروی . شما اگر توانستید یک شب 4 کیلومتر در جنگل ساده ی شمال پیاده بروید.وحشت می کنید . در روز کلی از آن لذت می برید . شب به شما بگویند برو می ترسید .آن وقت در جهنمی که خدا درست کرده است می توانی بروی . زیرک یعنی کسی که در زندگی اش وقتی زنش ، شوهرش ،همسایه اش ،دوستانش ، اطرافیانش ،پدرش ، مادرش آتش تولید می کنند نسوزد. راحت از کنارش رد شود. این هم خیلی زیرک است . خیلی آدم عاقلی بوده که از جهنم رد شده است اما نسوخته . اونایی که دائم مچ می گیرند . دائم تذکر می دهند. دائم سرزنش می کنند. دعوا می کنند و مراء دارند پیغمبر فرمود:مراء کنید من شفاعت شما را نمی کنم . چون قیل و قال کردن (مراء کردن )دهان به دهان گذاشتن . ولو حق با تو است . گیر ندهید . حضرت می فرماید:حق با شماهم هست کار را به بحث نکشانید .دائم گیر ندهید. بعضی ها خوششون میاید دائم حرف بزنند ، خوب حرف نزن ، ولش کن . حق با توست ولی جهنم درست نکن . کار را به تلخی نکشان . میگوید نمی توانم ، من دائم باید تذکر بدهم . حالا صبر کن ، دائم تذکر بده ، دائم حرف بزن ، حرف بزن ، حرف بزن . موقع مردن می بینید این آدم چه قدر شلوغ است . این آدم چه قدر برای خودش اژدها ، آتش ، مار، عقرب تهیه کرده است . زیرک یعنی یک کسی که می داند اگر حرف بزند آتش درست می شود ، جر و بحث درست می شود . دل را برای چه شلوغ کنم . من خلوتم را با معشوقم لازم دارم . برای چه با مردم ، باآتش ، با جهنم ، با حرف این و آن شلوغش کنم . برای چه دلم را پر کنم . معشوق های ما همیشه کنارمان هستند . چه قدر خدا دوست دارد ببیند که شما به عشق او ؛اهل بیت چه قدر خوشحال می شوندببینند بچه هایشان به عشق آنها آنقدر سرشارند که سر دنیا با کسی دعوا نمی کنند . "من بکاء علی دنیا دخل النار ". کسی که سر دنیا دعوا دارد ، جهنمی است .سر غذا ،لباس ، اتو ،خیلی از بحث ها که الان زندگی ها سرشون تلخ می شود . بعد هم سر از طلاق در می آورند . بابا شما اینقدر دارایی و ثروت ، عشق ، معشوق ،آدم های بزرگ تر ندارید، که دست از این جیفه ی چهار نفر آدم های زمینی بردارید. مادرت فاطمه زهرا (سلام الله علیه )اشباعت نمی کند . یک مادر دارید تمام عالم را اشباع می کند. یک حضرت معصومه (سلام الله علیه ) هست که اگر آدم با همین حضرت معصومه رفیق باشد

از مهرت ای خورشید جان/ چون ذره ام هر سو روان / مجذوب حسن دیگران / ای ماه خوبان نیستم "

حضرت معصومه برای من بس است . امام صادق (علیه السلام ) می گویند : در صحنه ی محشر اگر حضرت معصومه (سلام الله علیه ) بیایند همه را شفاعت کنند ؛ خدا همه را می پذیرد. این حضرت معصومه (سلام الله علیه ) با دل آدم چه کار می کند . این امام رضا (علیه السلام ) با دل آدم چه کار می کند . عشقت به امام رضا (علیه السلام ) عشقت به حضرت معصومه (سلام الله علیه )عشقت به امامزاده حضرت عبدالعظم (علیه السلام )عشقت به الله ، عشقت به امام زمان اینقدر پرت نکرده است که دست از این جیفه ی دنیا بردارید. غصه نخورید .با کسی دهان به دهان نشوید . جر و بحث نکنید. خودتان را خراب نکنید . خوتان را تاریک نکنید . خودتان را جهنمی نکنید . آتش برندارید . کم هستند . اینها کم بودند برای دل تو ، برای زندگی تو کم هستند. اگر کسی معرفت نداشته باشد اصلا نمی تواند از امام رضا (علیه السلام )عاطفه های زیبا ، نوازش های زیبا را بگیرد . به خدا وقتی آدم معرفت پیدا می کند ، می بیند هر لحظه در آغوش معصومین است . آنها دارند بوسه بارانش می کنند. این آدم اصلا کمبود ندارد. نوازش های خدا را هر لحظه می بیند. لحظه به لحظه بوسه های خدا و نوازش های خدا را می بیند. مگر حضرت نگفتند که هر وقت که شما یاد ما را می کنید اول ما یاد دل شما را کرده ایم . مگر غیر از این است "ولکنه اول من المذکور و ثانی من الذکر " می گوید هر وقت دلت تنگ می شود دل من اول بیشترتنگ شده است . می گوید دوستت داریم ،جواب می دهد : ما بیشتر . هیچ وقت نمی توانی به اهل بیت بگویید دوستتان داریم و جانمان را فدایتان می کنیم و آنها نگویند ما بیشتر . اهل بیت همیشه می گویند ما بیشتر . الان دیگر الحمدالله حرم امام رضا (علیه السلام ) را اصلاح کردند ، درست شده است ؛ هم خانم ها هم آقایان را صف بندی کرده اند . می توانند بروند در آغوش بگیرند . ببوسند . نگویید رفتم ضریح را در آغوش کشیدم اول یک دل سیر بوسیدم . اگر چسبیدید به ضریح دارید می بوسیدش ؛ امام رضا (علیه السلام )چسبیده اند تو را گرفته اند ، دارند تورا می بوسند . "پشت هر یا رب تو لبیک هاست "این طور نیست که شما بگویید من دارم می بوسم او نمی بوسد . چرا او هم دارد شما را می بوسد.خدا هم می بوستت. و با اینها آدم چه قدر اشباع است . چه قدر شاد است . حالا این بیاید سرشکم ، سر سفره ،سر ران و سینه ی مرغ ،سرته دیگ ، سر رنگ نوشابه و سر سالاد و سر کجای ماشین و کجای هواپیما و کجای پنجره و غیر پنجره و اتوی لباس و رنگ لباس و مدل لباس و سر اتومبیل . خانم می گوید اگر نروی پرایدت را نکنی پژو از طلاق می گیرم سر خیلی چیز های دیگر ، آیا کسی ناراحت می شود .اگر ناراحت شود ، قیمت او همین است . در بحث شادی و غم گفتیم، قیمت آدم ها نوع غصه هایشان است . قیمت آدم ها نوع شادی یشان است . اگر برای بالا شاد هستید ، خیلی قیمت دارید . اگر خدا می تواند شادت بکند خیلی بالا هستی . اگر حضرت عبدالعظیم می تواند شادت بکند . اگر حضرت معصومه می تواند شادت بکند . اگر شهداء ، این شهای گمنام عزیز ، اگر اینها می توانند مستت کنند خیلی قیمت دارید . و اگر دنیا می تواند تو را عصبانی بکند خیلی پایینی ، کوچک مانده اید . بیایید بالا . این دیگر عقب افتادگی است یک کسی بتواند این جور ناراحت بشود .