جلسه 399 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
399
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
8
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 399 - خانواده آسمانی

خانواده آسمانی 14/8/94

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه‌ی شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.

بحثمان درباره‌ی روابط اعضای خانواده‌ی آبسمانی با یکدیگر هست، بحثی را که این جلسه خدمتتان تقدیم می‌کنیم یکی - دو موضوع دیگر از این مباحث را إن‌شاءالله این جلسه عرض می‌کنیم، یکی نهی از منکر هست. منکر یعنی چه؟ منکر یعنی آن چیزی که ارتکاب آن نهی شده و زشت هست، کار زشتی که ما از ارتکاب او نهی شده‌ایم. زشت چیست؟ زیبا چیست؟ در بحث گناه این‌ها را مفصل توضیح داده‌ایم که چون ساختار انسان یک ساختار ریاضی هست (مثل بدن انسان)، روح او هم مثل بدنش است. اگر یک چیزی برای بدن ضرر داشته باشد یعنی با ساختار بدن سازگاری ندارد. این می‌شود منکر، این می‌شود خطر، این می‌شود آن‌چه که سلامت ما را تهدید می‌کند.

روح هم همین‌گونه است، یک ساختار کاملا ریاضی دارد و شادی‌اش، آرامش‌اش، خوشبختی‌اش و تعادلش با عوامل خاصی تأمین می‌شود و استمرار پیدا می‌کند. این‌جور نیست که انسان در هر شرایطی بتواند خودش را شاد و آرام نگه دارد و شادی و آرامش هم جزء اصول اساسی نظام روحی انسان هست. یعنی ملاک و مبنای سلامت روح انسان هست. این‌جور نیست که اگر یک نفر شاد نبود یا آرامش نداشت اشکالی نداشته باشد. قبلاً گفتیم، غم هم گناه است هم بیماری است و شادی هم ضروری است هم واجب است. این در اخلاق اسلامی یک اصل است. ولی این شادی و آرامش در هر شرایطی ایجاد نمی‌شود، یعنی انسان باید ورودی‌ها و خروجی‌های نفسش را به گونه‌ای کنترل کند که همیشه شاد و آرام باشد، مثل بدن که شما نمی‌توانید هر چیزی را بخورید. بدن در معرض هر ماده‌ای قرار بگیرد یک‌جور عکس‌العمل نشان نمی‌دهد، یک موادی هست که اگر به بدن برسد برای بدن خوب است، مفید است، اگر بدن مریض باشد سالم می‌شود، اگر ضعیف باشد قوی می‌شود، این خوب است. بعضی از مواد هست، نه. اگر به بدن برسد بدن را می‌اندازد، مریض می‌کند، به بدن آسیب می‌زند. روح هم همین‌طور هست، قانون دارد.

پس بدانیم معروف و منکر یعنی چه. امر به معروف یعنی امر به چیزهایی که برای سعادت و سلامت دنیایی و آخرتیِ ما ضروری هستند و خدا به آن‌ها امر کرده. منکر یعنی چه؟ منکر یعنی چیزهایی که برای حرکت ما به سمت هدف زندگی‌مان و تأمین حیات دنیاییِ مقرون با سعادتمان ضرر دارد. این می‌شود منکر. نهی از منکر یکی از واجبات مهم الهی است، یکی از واجبات بزرگ نهی از منکر هست که در روایت داریم هیچ عملی در درگاه خداوند تبارک و تعالی، حتی جهاد در راه خدا به پای یک امر به معروف و نهی از منکر نمی‌رسد. امر به معروف و نهی از منکر هست که سلامت جامعه را حفظ می‌کند، سعادت جامعه را حفظ می‌کند. امر به معروف و نهی از منکر یعنی عشق انسان‌ها به یکدیگر.

چطور یک مادر یا یک پدر چیزهایی را که برای بچه‌شان (که نادان هست، نمی‌داند) ضرر دارد از او دفع می‌کنند و یک کسی بگوید چکار دارید؟ بگذار بچه بخورد، هر چه دلش خواست بخورد، هر کاری دلش خواست بکند، در جواب چه می‌گوید؟ می‌گوید نه این برای بچه‌ی من ضرر دارد. آدم‌های آگاه وقتی می‌خواهند از جیبشان یک شکلات دربیاورند به یک بچه بدهند، اگر احتمال بیماری بدهند اول به پدر و مادرش می‌گویند که ما می‌خواهیم یک شکلات بدهیم، برایش ضرر ندارد؟ ممکن است مریض باشد. این خیلی مهم است.

در امر به معروف و نهی از منکر عشق به معروف، عشق به انسان‌ها، عشق به الله، عشق به سعادت انسان‌ها خوابیده. امر به معروف و نهی از منکر فضولی در کار مردم نیست، امر به معروف و نهی از منکر حساس بودن در مورد سعادت انسان‌هاست. منکر چیزی است که اگر یک نفر از او نهی نشود فردای قیامت به شما می‌گوید شما که می‌دانستید چرا من را از این باز نداشتید؟ شما که می‌دانستید این جهنم دارد، آتش دارد، مار و عقرب دارد،‌ اژدها دارد، تنهایی دارد، تشنگی دارد، گرسنگی دارد، چرا من را از این عمل باز نداشتید؟ شما نمی‌توانید بگویید من فکر می‌کردم در کار شما نباید دخالت کنم، در کار شما نباید فضولی کنم، گفتم راحت باشی، گفتم آزاد باشی. می‌گوید خدا لعنتت کند که به من نگفتی. مادر، پدر،‌ دوست، هر کس باشد می‌گوید خدا لعنتت کند که به من نگفتی. خدا لعنتت کند که من را از این کار بازنداشتی، خدا لعنتت کند که به من تذکر ندادی.

این‌قدر مسئله‌ی منکر سخت است، این‌قدر جهنم سخت است، این‌قدر عذاب آن‌طرف سخت است که آن‌جا می‌گویند ای کاش به زور ما را به این کار وادار می‌کردید. این به این معنا نیست که ما باید به دیگران زور بگوییم اما یک جاهایی انسان باید برای کسانی که حیطه‌ی تربیتی او قرار دارند هم زور بگوید. چطور انسان وقتی در مورد فرزندش هست زور می‌گوید، مادر به بچه زور می‌گوید، یعنی بچه بخواهد و نخواهد مادر به او غذا می‌دهد، آن چیزهایی که نیاز دارد را به او می‌دهد. بخواهد و نخواهد به زور داروهایش را به او می‌دهد، بخواهد یا نخواهد چیزهایی که برای بچه ضرر دارد به زور از او می‌گیرد، به زور از او دور می‌کند، بچه را از چیزی که برایش ضرر دارد یا از آدم‌هایی که برای این بچه ضرر دارند دور می‌کند. این‌ها زورگویی‌های پدر و مادر است. تا بزرگ هم شوند پدر و مادر همین زورگویی‌ها را دارند.

این زورگویی‌ها خوب بوده یا بد است؟ اگر ما به هر سعادتی رسیده‌ایم از زورگویی‌های پدر و مادرمان بوده که رسیده‌ایم. یعنی اگر پدر و مادر می‌خواستند (به قول امروزی‌ها، روشن‌فکرهای نادان و احمق، بی‌سوادی که اصلاً چیزی از مسائل انسانی نمی‌دانند) بگویند که بگذارید آزادی باشد، هر کس هر کاری دلش خواست کند، زور چیست؟ اگر پدر و مادر می‌خواستند مثلاً بچه را مدرسه نفرستند، بگویند که به بچه زور نگوییم، بچه را مدرسه نفرستیم. اگر پدر و مادرتان به شما می‌گفتند می‌خواهید مدرسه بروید یا نروید، دوست داری برو دوست داری نرو، چند نفر می‌رفتند؟ دوست داشتی مشق بنویس، دوست داشتی ننویس، دوست داشتی امتحان بده، دوست داشتی نده، فکر می‌کنید اگر فردا چنین چیزی را در یک مدرسه اعلام کنند، چند نفر به مدرسه می‌روند؟ اگر این جبر نباشد کسی باسواد نمی‌شود. ما الآن داریم به پدر و مادرانمان درود می‌فرستیم که خدا خیرشان دهد ما را به زور به مدرسه فرستادند، که ما باسواد شدیم. اگر می‌خواستند بگویند که عزیزم، دوستت دارم، بخاطر تو که راحت باشی باشد تو مدرسه نرو. این خیانت است. الآن هم می‌گوییم خدا لعنت کند شما را که بخاطر حرفِ ما گوش کردید، ما را مدرسه نفرستادید، من بی‌سواد شدم. عزیزم گفتم ناراحت نشوی، برایت واکسن نزدم، الآن این بچه فلج می‌شود، این بچه مریضی‌های غیرقابل درمان می‌گیرد.

پدر و مادر به هیچ‌وجه در این‌جور مسائل کوتاه نمی‌آیند. بچه بخواهد و نخواهد واکسنش را می‌زنند، دردش بیاید، بخواهد و نخواهد می‌برند عملش می‌کنند، بخواهد و نخواهد آمپولش را می‌زنند، بخواهد و نخواهد داروی تلخ را به او می‌دهند، بخواهد و نخواهد او را مدرسه می‌فرستند، بخواهد و نخواهد باید تکلیف‌هایش را انجام دهد. یعنی بلافاصله بعد از این‌که بچه به مدرسه رفت مادر هم احساساتش کاملاً عوض می‌شود. یعنی مادری که تا چند روز پیش، هفته‌ی پیش، تا دیروز دلش نمی‌آمد بچه را از خواب بیدار کند، الآن محکم بیدارش می‌کند. به هیچ‌وجه زیر بار نازِ بچه نمی‌رود،‌ بلند شو مدرسه‌ات دیر شد، بلند شو، الآن دیگر وقت خواب نیست. این مادر جدی می‌شود، روشش کاملاً عوض می‌شود.

در امر به معروف و نهی از منکر عشق به انسان‌ها خوابیده، فضولی نیست. در بعضی از جاها داریم انسان باید به زور انسان‌های دیگر را از منکر دور کند، به زور انسان‌ها را به بعضی از معروف‌ها وادار کند. در همین گزارشِ فسادی که نهاد ریاست جمهوری (مربوط به اعتیاد و فسادهای آقایان و خانم‌ها، مصرف مواد مخدر) انتشار داد، میزان مصرف مواد مخدر و فساد در آقایان خیلی خیلی، چندین برابر خانم‌ها بود. تحلیل‌گر چه نوشته بود؟ تحلیل‌گر نوشته بود چون خانم‌ها در ایران از مراقبت مردانه برخوردار هستند(پدر، برادر، همسر) کمتر به فساد دچار می‌شوند. این مراقبت را بردارند، چه اتفاقی می‌افتد؟ مثل کشورهای دیگر. کشورهای دیگر جرم و جنایت، مصرف مواد مخدر و فساد و تباهی، دخترها و پسرها و زن‌ها و مردها خیلی فاصله ندارد، ولی در کشور ما چرا خانم‌ها در امنیت بیشتری هستند؟ در سلامت بیشتری هستند؟ برای این‌که مراقبت می‌شوند. ممکن است خودشان هم خوششان نیاید ولی این مراقبت‌ها به نفعشان تمام شده.

پس امر به معروف و نهی از منکر مثل یک سازمان پزشکی در مورد بدن است که ممنوع می‌کند. باید قانون تصویب شود که هیچ‌کس در مجامع عمومی سیگار نکشد. این زور هست یا نیست؟ زور است. ولی به نفع جامعه هست یا نه؟ چرا، جامعه این را احتیاج دارد. در مسائل معنوی هم همین‌طور هست، در مسائل دینی هم ما یک جاهایی احتیاج داریم که قانون بگذاریم و تلخ هم باشد اجرایش کنیم. دیگر کسی نمی‌تواند بگوید که این چه مملکتی است؟ ما آزاد نیستیم. اگر آزادی در مورد مسائل فردی باشد هیچ‌کس با او کاری ندارد اما وقتی که قرار است یک اجتماع با او آسیب ببینند، آزادی اصلاً معنایی ندارد، این گناه و یک ظلم به دیگران هست.

بحث امر به معروف و نهی از منکر بحث مبسوطی هست، الآن ما نمی‌خواهیم راجع به او صحبت کنیم. بحث کرده‌ایم، عزیزانی که دوست دارند به بحث‌های مبسوط امر به معروف و نهی از منکر ما مراجعه کنند. الآن فعلاً کاری با آن‌ها نداریم. آن‌چه که این‌جا به عنوان حقوق برادران دینی، وظیفه‌ی واجب اعضای خانواده‌ی آسمانی نسبت به یکدیگر آمده نهی از منکر هست. امر به معروفش هم همین‌طور هست. انسان اگر عاشق یک انسان باشد، یک انسان را دوست داشته باشد امر به معروفش می‌کند(پدرش، مادرش). شما نگاه کنید، در قرآن در قرآن چقدر داریم انبیاء فامیل‌هایشان را، اقوامشان را، برادرانشان را، خواهرانشان را، عموهایشان را، نصیحت می‌کردند. این کار را نکن، عذاب خدا دردناک است. علاقه باعث می‌شود انسان هم امر به معروف کند هم نهی از منکر.

یک کسی که نسبت به ناموسش بی‌خیال است، نسبت به همسرش بی‌خیال است، نسبت به فرزندانش بی‌خیال است، که این فرزندان هر چه خوردند، هر جا رفتند، هر سی‌دی‌ای را دیدند، هر کتابی را خواندند، با هر کس دوست شدند، هر تصویری را نشستند نگاه کردند، به هر شبکه‌ای که دلشان خواست وصل شوند، وقتی یک مادر این‌قدر بی‌خیال است یعنی بچه‌اش را به معنای واقعی دوست ندارد. یک احساسِ حیوانیِ کاذب هست. ولی اگر کسی بچه‌اش را دوست داشته باشد جلویش می‌ایستد حتی به این قیمت که زور به او بگوید و تلخ به او بگیرد و سخت به او بگیرد که مبادا این آلوده شود. همین که در مورد مدرسه زور می‌گوید و اصلاً‌ کاری با رضایت بچه ندارد، می‌گوید این بچه بعداً عقلش می‌رسد، می‌فهمد که من در حقش خیلی لطف کرده‌ام، کاری ندارد که بچه از مادر راضی است یا راضی نیست؟ زور خودش را می‌گوید.

در مسائل معنوی و فکری هم داستان همین‌طور هست. در مسائل معنوی و فکری، واجبات، محرمات، این مسائل هست. یعنی مرد باید حتماً جلوی زنش بایستد، در مورد مسائل شرعی، در مورد واجبات، در مورد محرمات، خانه خط قرمز دارد، حریم دارد. این‌جور نیست که زن من، مرد من، بچه‌ی من بتواند هر کاری خواست در خانه انجام بدهد. واجبات و محرمات خطوط قرمز هستند، در اختیار کسی هم نیستند. در بخش واجبات و محرمات، ما نه زن‌سالاری داریم و نه مرد سالاری. این خداسالاری است، خدا محوری است. خدا گفته، پس باید اجرا شود. ولی در بخش‌های دیگر نه، در بخش‌های دیگر اجباری در کار نیست.

ببینید امام صادق علیه‌السلام چه می‌فرماید: «مَنْ رَأَى أَخَاهُ عَلَى أَمْرٍ يَكْرَهُهُ فَلَمْ يَرُدَّهُ عَنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ فَقَدْ خَانَهُ» الله‌اکبر. هر کس برادرش را، عزیزش را ،فرق نمی‌کند، یا نه یک غریبه‌ای هست، این وظیفه‌ی برادری است. اما انسان گاهی اوقات یک غریبه را هم می‌تواند نصیحت کند. بارها شده من در تاکسی سوار شده‌ام دیده‌ام این عزیز راننده که من هم نمی‌شناسم، یک مجسمه‌ی سگ برداشته گذاشته آن جلو یا آویزان کرده. به او می‌گویم باباجان، عزیزم پیغمبر فرموده هرجا سگ یا مجسمه‌اش یا عکسش باشد فرشته‌ها دیگر نمی‌آیند. یعنی فرشته برای حفاظت ماشین نمی‌آید، کسی از تو حفاظت نمی‌کند، خیر و برکت از تو می‌رود، ممکن است تصادف‌های سخت کنی،‌ تا به حال ده‌ها بار شده من این را به راننده گفته‌ام. خیلی با مهربانی به او گفته‌ام، گفته‌ام برادرم پیغمبر این‌جوری می‌گوید، این به نفع شما نیست، برای سلامتی‌تان خوب نیست،‌ این برای خیر و برکتتان خوب نیست. یک مورد نشده که طرف ناراحت شود، یا این کار را نکند. بارها شده جلوی چشم خودم دیده‌ام کنده‌اند یا برداشته‌اند از شیشه به بیرون پرت کرده‌اند. یک غریبه هم باشد ما باید به آن‌ها تذکر دهیم. باید دوستشان داشته باشیم. به شرط این‌که بدانیم اثر می‌گذارد، احتمال اثر بدهیم. الآن نمی‌خواهیم بحث تخصصی امر به معروف و نهی از منکر کنیم.

می‌گوید شما یک عزیزی دارید، می‌دانید دارد یک عمل ناپسند انجام می‌دهد و تو می‌توانی جلویش را بگیری، اگر نگیری به او خیانت کرده‌ای. می‌گوید بچه‌ام است، گناه دارد، ‌بگذار راحت باشد،‌ بگذار آزاد باشد، همین‌جور یکدفعه این بچه دارد از دست انسان بیرون می‌آید. در روایت داریم خدا لعنت کند پدر و مادری را که اجازه دهند بچه‌شان نسبت به ایشان بی‌ادبی کند. بچه‌ای که یک‌بار به پدر و مادر بی‌ادبی کرد،‌ جرأت کرد حرف نامربوط بزند. یک موقع هست بچه دو سه ساله است نمی‌فهمد دارد چه می‌گوید، رفته در کوچه یک چیزی یاد گرفته فکر می‌کند حالا این هم یک چیزی است. او را هم باید آگاهش کرد، جلویش را گرفت، که این کار، کار خوبی نیست. آن هم تنبیه‌های بدنی نه، به هیچ وجه، تنبیه‌های رفتاریِ خاص خودش را دارد. تنبیه یعنی آگاه کردن. آگاه سازی‌های خاص خودش را دارد، جلوگیری‌های خاص خودش را دارد. این فرق می‌کند با یک بچه‌ای که عقلش می‌رسد الآن رفته شده پنج سالش، شش سالش، هفت سالش، خوب و بد را از هم می‌فهمد، تشخیص می‌دهد، ممیز است. بچه‌ها حدود شش سال، هفت سال ممیز هستند. خوب و بد را می‌فهمد. این یاد بگیرد به پدر و مادرش تندی کند،‌ بی‌ادبی کند، جسارت کند، پدر و مادر هم بخاطر این‌که دوستش دارند هیچ‌چیزی به او نگویند و این بچه با این فرهنگ همین‌جوری بار بیاید،‌ این بچه عاق والدین می‌شود.

فردا خودِ پدر و مادر به محض این‌که ناراحت می‌شوند بچه عاق می‌شود، بچه آخرتش را از دست می‌دهد. خُب از اول نمی‌گذاشتید این بچه این‌جوری شود، جلوی بچه را می‌گرفتید. محرومش می‌کردید، امتیازاتش را می‌گرفتید، اگر لازم بود تنبیه هم می‌شد، که جرأت نکند به پدر و مادر چپ نگاه کند، خیره به پدر و مادر نگاه کند، طلبکار باشد. حالا الآن شده بیست سالش می‌بینی که پدر و مادر را فحش می‌دهد، گاهی اوقات من شنیده‌ام پدر و مادر را می‌زنند، این یعنی این بچه دیگر تمام است. بچه‌ای که دستش روی پدر و مادر بلند می‌شود یا فحش دهد، این یعنی نه دنیا دارد و نه آخرت. چه کسی این کار را کرده؟ پدر و مادر. چرا؟ می‌گوید بچه‌ام را دوستش داشتم. چه جور دوست داشتنی است؟ اگر دوستش داشتی نباید می‌گذاشتی این جهنمی شود. نباید بگذاری بچه جهنمی شود. دوستش داری جلویش را بگیر، با او اخم کن، تنبیه‌اش کن، امتیازاتش را از او بگیر.

تو می‌دانی این پول‌ دارد می‌گیرد، حرام می‌کند برای فساد، باید پول قطع شود. چون داری به گناه بچه‌ات اعانت می‌کنی. یا همسرت، فرقی نمی‌کند. این یک وظیفه است، یک عشق است، یک دوست داشتنِ حقیقی است که اگر یک کسی یک اشتباهی می‌کند باید جلویش را گرفت و تو می‌توانی جلویش را بگیری، باید بگیری. به اسم عزیزم هست، بچه‌ام هست،‌ گناه دارد. می‌گوید بچه‌ام من را می‌زند، پدرش را می‌زند، خواهرش را می‌زند، برای ما چاقو هم می‌کشد، فحش هم می‌دهد، به زور از ما پول می‌گیرد، بعد هم می‌رود فساد می‌کند. بچه ساقط است، از خانه بیرون بیاندازش. می‌گوید بیرون بیاندازمش این می‌رود بد می‌شود. بد می‌شود؟ می‌خواستی از این بدتر شود؟ اگر می‌رفت فحشا می‌کرد، سیگار می‌کشید، مشروب می‌خورد، معتاد می‌شد، می‌کشدنش، زندان می‌افتاد خیلی بهتر است. برود معتاد شود، برود بکشندش، کشته شود، زیر ماشین بماند، یک جایی یک مریضی‌ای بگیرد، تا آخر عمر بیافتد در زندان، این لاأقل این‌جوری آخرتش از بین نمی‌رود. می‌گوید یک جرمی مرتکب شده یا مضنون شده کشدنش، اتفاقاً ممکن است بهشت هم برود. معتاد شود، از دور خارج شود، یک چیزی نفهمیده، یک جرم شخصی است، هرچند جنبه‌ی اجتماعی هم دارد. ولی این‌که بتواند کسی بیاید جلوی پدر و مادر بایستد، فحش بدهد، بداخلاقی کند، چاقوکشی کند، بقیه را بزند، قلدری کند، تلکه کند، به زور پول بگیرد، این خیلی وحشتناک است.

مثل این‌که ما اصلاً نمی‌فهمیم مفهوم گناه یعنی چه. یعنی جاها عوض شده، رتبه دادن به گناهان عوض شده. برای یک بچه فسادی، گناهی، بالاتر از این‌که نسبت به پدر و مادر بی‌ادب شود و عاق والدین شود وجود ندارد. در روایت داریم بوی بهشت از پانصدسال راه می‌رسد، عاق والدین و کسی که قاطع رحم هست، رابطه‌اش را با فامیل‌هایش و آشنایانش قطع کرده، هرگز بوی بهشت را استشمام نمی‌کند.

این‌ها خط قرمزهای خانه است، نمی‌شود کاری‌اش کرد. باید جلویش را گرفت. این‌جا چیزی نیست که یک پدر یا یک مادر یا یک کسی کوتاه بیاید، به بچه باج بدهد. مسئله‌ی خاص است، مثل مسئله‌ی ناموسی می‌ماند. نمی‌شود او را کاری کرد. باید صددرصد جلویش را گرفت. مصامحه و مداحمه و شل گرفتن، خیانت است به طرف مقابل. به خودِ طرف مقابل خیانت است، جدا از این‌که به خودت هم ظلم می‌کنی. پس ببینید، حضرت می‌فرماید اگر یک کسی برادرش، عزیزش دارد منکر مرتکب می‌شود، می‌تواند جلویش را بگیرد و اگر نگرفت، می‌فرماید «وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ فَقَدْ خَانَهُ» اگر جلویش را نگیرد به او خیانت کرده. به آن بنده خدا خیانت کرده. یعنی هم دارد گناه را مرتکب می‌شود و هم فردا تو به جهنم می‌روی بخاطر این‌که جلوی این را نگرفتی، می‌توانستی،‌ باید صدایت بلند می‌شد. رویم نشد، ترسیدم، نه. این‌جاها اصلاً رویم نشد و ترسیدم نداریم.

بعضی اوقات خودخواهی‌های ما، ضعف‌های ما، اجزهای ما، ترس ما و توکل نداشتن به خدا باعث می‌شود که ما با گناه کنار بیاییم. لذا امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: کسی که با یک گناه کنار بیاید در نامه‌ی عمل او هم می‌نویسند. نمی‌توانی با گناه کنار بیایی. پس این نهی از منکر یک امر واجب است، نباید بترسی. آخر دوستم است ناراحت می‌شود، فامیلم است ناراحت می‌شود،‌ پدرم است ناراحت می‌شود، مادرم است ناراحت می‌شود، ناراحت شود. ما حق نداریم پدر، مادر، همسر، خواهر، برادرانمان را بیش‌تر از خدا و بیش‌تر از آخرتمان دوست داشته باشیم. این دوست داشتن‌ها یعنی من بخاطر این‌ها جهنم بروم. همین بچه‌ای که تو بخاطرش کوتاه آمده‌ای، فردا بیافتی در عذاب، این یک ثانیه می‌آید عذاب تو را تحمل می‌کند؟ فردا همین بچه، همین پدر و مادری که تو ترسیدی حرفت را به او بزنی، همین شوهر و زنی که ترسیدی حرفت را به او بزنی، می‌گویند خدا لعنتت کند. ای کاش به ما می‌گفتی، جلوی ما را می‌گرفتی، چرا جلوی ما را نگرفتی؟

پس در این‌جور جاها نباید ما باج بدهیم. البته شیوه‌ها مهم هست، این شیوه‌ها خیلی چیز مهمی هست. ما با چه شیوه‌ای فرزندانمان را در سنین مختلف به واجبات انس دهیم، واجبات را نزد آن‌ها محبوب کنیم. این‌ها فرق دارد، در هفت سال اول یک‌جور است، در قبل از هفت سال یک جور است، در هفت سال دوم یک‌جور است، در هفت سال سوم یک‌جور است، این‌جور نیست که همیشه با یک شیوه عمل کنیم. گاهی اوقات ما می‌خواهیم بچه‌مان را با یک شیوه متدینش کنیم کاملاً بی‌دینش می‌کنیم، همه‌ی بی‌دینیِ این را با گناهانش در نامه اعمال پدر و مادری می‌نویسند که بلد نبودند با بچه باید چجوری رفتار کنند، نرفتند یاد بگیرند که با این بچه چجوری رفتار کنند.

صدبار ما می‌گوییم برای نماز صبح حق ندارید بچه را بیدار کنید. نه بچه، بزرگترت را هم حق نداری، می‌گوید با شوهرم دعوایم شده می‌گوید تو با نماز من چکار داری، راست می‌گوید. کلاً اساساً واجب نیست کسی، کسی را نماز صبح بیدار کند. بله ظهر و عصر را بیدارند، به بچه‌ات بگو نماز ظهر و عصرت یادت نره عزیزم، آن هم یک‌بار تذکر. نه این‌که بایستی بالای سرش مخش را بخوری. شاید بخواهد امروز نخواند بگذار نخواند، می‌خواهد در برود، تو دیگر نرو مُچش را بگیر، من حواسم به تو بود، تو نماز نخواندی. ما وظیفه نداریم این‌قدر به بچه فشار بیاوریم. بچه باید آهسته آهسته آهسته انس بگیرد، باید به یک تصمیمی برسد. قبلاً قاعده‌اش را گفتیم «الظَّاهِرُ عُنْوانُ البَاطِنِ» بچه باید آن‌قدر خوراک بخورد که خودش عاشق نماز شود، نماز را دوست داشته باشد. عاشق حجاب شود، حجاب را دوست داشته باشد.

تو به جای این‌که از بیرون فشار بیاوری از درون به او غذا بده، البته مراقبت بیرونی هم لازم است. ظهر و عصر حتماً تأکید کن، نمازت را خوانده‌ای پدرجان؟ نمازت را بخوان عزیزم، بلند شو اول نمازت را بخوان. ولی بعد دیگر... شاید الآن حال ندارد، الآن می‌خواهد بخوابد، الآن می‌خواهد کارتون نگاه کند، دلشوره‌ی مشق و امتحانش را دارد می‌خواهد اول دو ساعت مشق بنویسد بعد بلند شود، عیب ندارد. اعصاب بچه را خورد نکنید. مطلقا نمی‌شود بچه را به مستحبات وادار کرد، دوست ندارد انجام دهد.

ما در شخصیت‌های کشوری افرادی را داشتیم، بعداً آدم‌های بی‌دینی درآمدند، آدم‌های ضددین درآمدند، چه قبل از انقلاب چه بعد از انقلاب. حتی روحانیونی داشتیم و داریم که خیلی از شما این‌ها را می‌شناسید که این‌ها روحانی هستند اما دیندار واقعی نیستند، بعداً هم که در بعضی از سمت‌ها مسئول شدند بی‌دین‌ها به این‌ها رأی می‌دهند. شما تابحال دقت کرده‌اید، در کشور ما هر وقت می‌خواهند یک جبهه‌ی بی‌دینی را تقویت کنند به آخوند رأی می‌دهند. تابحال توجه کرده‌اید؟ شخصی‌ها از دین بیش‌تر مراقبت می‌کنند. تابحال این سؤال برای شما پیش نیامده؟ چرا آمریکا، اسرائیل، شیوخ منطقه، بیش‌تر می‌گویند به آخوندها رأی بدهید؟ داستان چجوری است؟ چون بعضی، نمی‌گویم همه. بعض یعنی کمتر، بعضی از آخوندها وقتی می‌خواهند مسئول شوند بی‌دین‌اند و نمی‌خواهند راه دین را بروند، قدرت‌طلب هستند، از صدتا بی‌دین هم بی‌دین‌تر هستند.

آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها، اسرائیل، استکبار معمولاً می‌گویند به شخصی‌ها رأی ندهید، جلوی شخصی‌ها می‌ایستند. حذب‌اللهی‌های حقیقی، آدم‌هایی که می‌خواهند حق مردم را بگیرند، عادل‌اند، کمتر می‌دزدند یا نمی‌دزدند، این‌ها را قبول ندارند. ولی با آخوندها خوب کنار می‌آیند. در این کشور داستانی است. من گفتم چرا چندتا از این‌ها با این‌که مسئول هستند این‌قدر بی‌دین‌اند و وقتی می‌خواهند رأی بیاورند می‌روند دنبال دخترهای آنچنانی؟ ستادهای انتخاباتشان دخترها را بزک می‌کنند؟ از اهل فحشا استفاده می‌کنند؟ از اهل منکرات استفاده می‌کنند؟ از آدم‌های فاسد استفاده می‌کنند؟ این‌ها چجوری است؟ بعد هم به بقیه می‌گویند که اگر ما رأی بیاوریم چشممان را می‌بندیم شما هر کاری دلتان خواست کنید. بقیه هم برای این‌ها به این رأی می‌دهند که اگر این رئیس جمهور شود یا نماینده‌ی مجلس شود، یا عضو شورای شهر باشد چشمش را می‌بندد.

من رفتم زندگی‌نامه‌های چندتایشان را دیدم، دیدم این‌ها در مسائل دینداری پدر و مادرهای سخت‌گیری داشتند. به زور او را می‌برده دعای کمیل، به زور او را می‌برده مسجد، به زور او را می‌برده برو تکبیر بگو، به زور او را می‌برده برو اذان و اقامه بگو، به زور او را می‌برده قرائت قرآن، زوری نمی‌شود. می‌خواهی بچه‌ات برود حافظ قرآن شود، بچه‌ات قاری شود، باید در بچه انگیزه ایجاد کنی. به خصوص هفت سال اول، هفت سال اول شما حق آموزش ندارید مگر عشقی باشد. الآن او را فرستادی رفت مهد کودک چهارتا سوره یاد گرفت خسته شد، نه تو باید حافظ کل قرآن شوی، من می‌خواهم بچه‌ام حافظ کل قرآن شود. (برو بابا دلت خوش است) اگر عرضه داری خودت برو حافظ کل قرآن شو، چرا به بچه‌ات گیر می‌دهی؟ نمی‌خواهد برود ولش کن. می‌خواهد برود کارتون ببیند، برود بازی کند، بگذار برود بازی‌اش را کند، کارتونش را ببیند، برود فوتبال بازی کند. بچه متدین زوری فایده ندارد، این بی‌دین می‌شود. ولی اگر می‌خواهی بی‌دین شود به او زور بگو.

امر به معروف و نهی از منکر قاعده دارد، روانشناسی دارد، فرمول دارد، این‌که می‌گوید اگر دیدی برادرت دارد یک منکری را انجام می‌دهد اولین شرطش را خودش دارد می‌گوید «وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ» اگر می‌دانی می‌توانی جلویش را بگیری، بگیر. نه من نمی‌توانم بگیرم، می‌گوید اگر نمی‌توانی پس در این مورد یک قیچی به رابطه‌ات بزن. در روایت داریم اگر انسان در مجلسی بنشیند که می‌داند در آن مجلس می‌خواهد گناه شود، عروسی است، عقد است، ختنه سوران است، بالأخره یک مراسمی هست، جشن تولدی هست، ولیمه است ولیمه‌ی حجاج، ماشاءالله، ما ولیمه‌ی حجاج داریم چقدر در آن معصیت می‌کنند، مناسبت حاجی شدن این شخص پانصد نفر را جهنمی‌شان کنیم، الآن این اتفاق دارد می‌افتد. می‌گوید که اگر مجلس را ترک نکنید معصیت کرده‌ای، معصیت سختی هم هست. نمی‌توانی عوضش کنی حق نداری در آن معصیت و در آن مهمانی بنشینی. من می‌توانم این مهمانی را عوض کنم، عوض کن. نمی‌توانی باید بلند شوی بیایی بیرون، نمی‌توانی آن‌جا بنشینی. ببین حضرت شرط می‌گذارد، می‌گوید اگر زورت می‌رسد، اگر حرفت را می‌خواند، اگر حرفت تأثیر دارد، جلویش را بگیر. اگر حرفت تأثیر دارد و نگویی خیانت کرده‌ای.

من یک موقع به استادهای خودم اعتراض می‌کردم، البته هنوز هم این اعتراض را دارم، در دانشگاه که من درس می‌خواندم، دانشگاه تهران، به اساتیدم گفتم که شما آدم‌های خیلی بزرگی هستید، دانشجوها حرف‌های شما را می‌خوانند، تو می‌بینی این دانشجو دارد فساد می‌کند، حجابش ضعیف است، اینجوری است، وقتی با او هستی، با او درس داری، با او نمره داری، با او رابطه داری، یک حرف به او بزن، یک تذکر به شاگردت بده. شاید از پدرش، از روحانی، از هیچ‌کس دیگر نخواند ولی علاقه‌ی بین استاد و شاگرد به قدری زیاد است که استاد باید شاگردش را به بلندای ابدیت دوست داشته باشد، باید راضی نباشد، نباید مهرش اجازه دهد که این بچه جهنمی شود. یک کسی که اهل علم است، اهل مطالعه است، اهل فهم است، اهل کلاس است، اهل دین است، این خیلی قیمتی است، پس نگذار جهنمی شود.

متأسفانه ما دچار بی‌غیرتیِ خیلی زیاد در مردها هستیم. خیلی‌ها نسبت به نوامیسشان اصلاً حساس نیستند و بی‌حیاییِ بالا در زن‌ها نسبت به خیلی از معاصی که در خانه‌شان صورت می‌گیرد و بی‌حیاییِ خیلی از مادرها نسبت به فرزندانشان، که این همه فساد دارد انجام می‌شود هیچ چیزی نمی‌گویند. راحت می‌گذارند بچه فساد کند، کمکش هم می‌کنند. اگر بچه می‌خواهد درس بخواند، با حفظ و رعایت مسائل شرعی. این‌که هر کاری دلش خواست کند، چون می‌خواهد درس بخواند جایز است، نه. آخر درس داریم، خب درس اقتضایش فساد است؟ (مرده‌شور دانشگاه را ببرم که قرار است تو داخل او بروی و بی‌حجاب شوی) نمی‌خواهیم بچه لیسانس بگیرد، نگیرد. همین دیپلم بماند. آخر پیشرفت نمی‌کند، پیشرفت نکند. این پیشرفت به سمت کجاست؟ جهنم؟ پیشرفت به سمت جهنم است دیگر. این لیسانس می‌گیرد، دکتری می‌گیرد، می‌رود جهنم. بیش‌تر گناه می‌کند. نمی‌خواهد برود.

فردای قیامت خودش همین را می‌گوید، می‌گوید ای کاش من پایم را در این دانشگاه نمی‌گذاشتم، ای کاش کنکور قبول نمی‌شدم، ای کاش پدرم قلم پایم را می‌شکست، همه در آن‌جا این را می‌گویند. آیات قرآن را نگاه کنید، تا به یک جایی می‌رسد می‌گوید خدایا ای کاش من اصلاً انسان نبودم «»(سوره نبا، آیه 40) ای کاش خاک باشم. به محافظ جهنم می‌گویند تو از خدا بخواه که ما را بکشد، آن‌جا مرگی در کار نیست. همین این که الآن رفت آن‌جا می‌گوید ای کاش قلم پایم می‌شکست هیچ وقت دکتر نمی‌شدم، مهندس نمی‌شدم، هیچ وقت رأی نمی‌آوردم، هیچ وقت کاندید نمی‌شدم، هیچ وقت رئیس نمی‌شدم، هیچ وقت این ازدواج را این‌جوری انجام نمی‌دادم، هیچ وقت با فلانی ازدواج نمی‌کردم. «يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا * يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا»(سوره فرقان، آیات 27 و 28) ای کاش با فلان کس رفیق نمی‌شدم. الآن به او بگویی قبول نمی‌کند، می‌گوید من فقط باید با این ازدواج کنم، من فقط باید با این دوست باشم، من فقط باید با این... بعد می‌گویند که خدا لعنتتان کند. مملو آیات و روایات ما از این برائت‌ها و پشیمانی‌ها پر است.

کلاس زبان بفرستیم، الآن زبان چه ضرورتی دارد؟ بله زبان خوب است، بچه‌ی خود ما هم دارد زبان می‌خواند ولی یک سنی به بعد که می‌تواند تقوا را رعایت کند. زبان سکس مخفی دارد، زبان بی‌حیایی دارد، زبان فساد دارد، در زبان بی‌عفتی هست. چون با زبان فرهنگشان را منتقل می‌کند. شما دقت کرده‌اید چرا کسانی که می‌روند زبان عربی می‌خوانند، نوعاً حتی در دانشگاه متدین در می‌آیند و کسانی که می‌روند زبان انگلیسی می‌خوانند نوعاً ‌گرفتار فساد می‌شوند. چون زبان فرهنگ دارد، آدم را می‌سازد. بچه را بی‌موقع کلاس زبان فرستاده‌ای، برود زبان یاد بگیرد بعد حالا می‌گوید استادمان گفته این را بخوانیم، استادمان گفته این را نگاه کنیم، استادمان گفته بیا کلاس این‌جا، استادمان گفته جشن تولد مختلط، استادمان گفته اردوی این‌چنانی، استادمان گفته... ته قضیه می‌شود نیم من بوق بن پشم پانزده. تمام شد، به درد نمی‌خورد. می‌خواهی درس بخوانی؟ این همه آدم دارند درس می‌خوانند به این خوبی، هیچ طورشان هم نمی‌شود. می‌خواهی کار کنی برو کار کن عیب ندارد، ولی نه باید کار کنم، من باید هفت قلم آرایش کنم بلند شوم بروم سرکار. از فردا که می‌خواهد برود سر کار می‌بینی که همه چیزها تغییر کرد.

این چه جور کاری است؟ چه جور درسی است؟ چه جور دانشگاهی است؟ دانشگاه اقتضای فساد دارد؟ نه. اقتضای بی‌حیایی دارد؟ نه. نه این‌جوری نیست. ما کتابش را هم در مؤسسه داریم، قوانین حجاب در دانشگاه‌های آمریکا. تک‌تک دانشگاه‌های آمریکا را معرفی می‌کند، قواعد حجابش را هم معرفی کرده. قانون دارند، در دانشگاه باید حجاب رعایت شود. آرایش ممنوع است، لباس تنگ پوشیدن ممنوع است، لباس کوتاه پوشیدن ممنوع است، لباس باز پوشیدن ممنوع است، دانشگاه است در دل آمریکا، در دل اروپا، خیلی از آن‌ها قانون دارد. این‌جور نیست که ول باشد، هر کس هر کاری دلش خواست کند. این‌جا ما نمی‌دانیم، خیلی از مسئولین ما که دانشگاه‌دار هستند، خودشان واقعاً بی‌غیرت‌اند. واقعاً بی‌دینی می‌کنند، واقعاً نسبت به جوانان مظلوم، جوانان ناآگاه این کشور بی‌حیایی می‌کنند. این‌ها بندگان خدا جوان‌اند، مسئول باید حواسش باشد، بزرگ‌ترها باید حواسشان باشد، نیست. دانشگاه درست کرده‌اند، به جای دانشگاه فسادکده است. یعنی فارغ‌التحصیل این دانشگاه چه می‌خواهد شود؟ از این می‌خواهد چه دربیاید؟ این فردا می‌رود جهنم، شما را لعنت می‌کند.

دانشگاهی که آخرت من را به خطر بیاندازد، حیات دنیاییِ ما را هم به خطر می‌اندازد. هیچ کس از این راه‌ها دنیایش تأمین نشده، این راه‌ها دنیای انسان را هم خراب می‌کند، فاسد می‌کند. دانشگاهی که دنیا و آخرت من را فاسد کند به چه درد می‌خورد؟ این دانش چه می‌خواهد شود؟ در این لقمه‌اش چه می‌شود؟ این لقمه‌ای که تو داری می‌خوری خون است. این درآمدی که داری، خون داری از او می‌خوری، متوجه نیستی. یا استفاده از همین شبکه‌های مجازی، استفاده از فضاها، غیر از این‌جا من چند جلسه‌ی دیگر، جاهایی که جمعیت‌های زیاد هزار نفر، دو هزار نفر داشتم، با آن‌ها هم کار داشتم، صد بار گفتم جلو و عقب این دوربین‌های تلفن‌هایتان را باید ببندید، در فضاهای این‌جوری از شما فیلم می‌گیرند، از خودت، از ناموست. دو روز پیش دیدید که مسئول پدافند غیر عامل کشور گفت هیچ سرور بک آپی برای این شبکه‌ها در کشور وجود ندارد. یعنی اصلاً معلوم نیست عکس، پیامک، فیلم کجا می‌رود؟ اسرائیل، آمریکا.

چند نفر حیا کردند؟ چند نفر در خانه‌هایشان غیرت کردند موبایل‌هایشان را بستند؟ من که اصلاً داشتم، بسته هم بود ولی رفتم عوض کردم، رفتم یک دانه از همان گازوئیلی‌های قدیمی گرفتم، دیگر به هیچ وجه روحم قبول نمی‌کند. یعنی دستم هست حالم به هم می‌خورد. این‌قدر راحت برویم در شبکه‌ها با یکدیگر... در شبکه‌هایی مثل تلگرام، وایبر، واتس‌آپ، لاین فقط کسانی حق حضور دارند که آن‌جاها کار شخصی ندارند. می‌گوید آن‌جا جلسه گذاشته‌ایم مثلاً برای صلوات، برای یاران امام زمان عجل الله، برای کارهای فرهنگی، خُب این همین. به خانه و کارهای شخصی نباید کشیده شود. این آلودگی می‌آورد. می‌گوید آخر تماسش رایگان است، پیامکش هم رایگان است، نه رایگان نیست. سرمایه‌ی چند میلیارد دلاریِ وایبر، واتس‌آپ، تلگرام، با پیامک‌های شماست. هر تعداد پیامکی که تو رایگان می‌زنی با تو رایگان حساب می‌شود به قیمت آن شرکت اضافه می‌شود. به این چه می‌گویند؟ کمک به دشمن. به این می‌گویند خیانت به امام زمان عجل الله. هر یک پیامکی که شما با تلگرام، وایبر، با واتس‌آپ، لاین می‌زنی داری یک خیانت بزرگ به امام زمانعجل الله می‌کنی، تو داری قیمت یک شرکت صهیونیستیِ آمریکاییِ ضد مسلمان، ضد انسانیت، طرفدارهای داعش، پول‌های این‌ها برای داعش می‌رود، تقویتش می‌کنی.

می‌گوید آزاد است، خیلی راحت است تلفن بزنید. راحت پیام می‌دهد، عکس بفرستیم برود، بیاید، داری قیمتش را زیاد می‌کنی. این وابستگی‌های به عکس فرستادن، عکس گرفتن، پیام فرستادن پیام گرفتن، این‌ها همه‌اش اعتیادهای الکی است. به معتادهای بیچاره نگویید تو چرا تریاک می‌کشی، تو چرا شیشه می‌کشی؟ این اعتیادش از صدتا مواد مخدر بدتر است. بی‌حیایی، بی‌غیرتی، بی‌دینی، خیانت به امام زمانعجل الله، گناه معصیت، این خون‌هایی که در یمن می‌ریزد با استفاده ما از همین شبکه‌های مجازی است. خون‌هایی که در سوریه و عراق و لبنان و آفریقا و جاهای دیگر می‌ریزد با همین شبکه‌های مجازی، بازی‌های ماست، رتبه‌ی اول استفاده از شبکه‌های مجازی در دنیا مال ایرانی‌هاست. به این می‌گویند پیشرفت. طلاق‌هایتان رسیده به 36 درصد پیشرفت است؟ هزاران هزار زن شوهردار آلوده شده‌اند، دارند کثافت‌کاری می‌کنند پیشرفت است؟ این پیشرفت است؟ این علامت رشد است؟ از هر سمی خطرناک‌تر است همین اینترنت بازی‌ها و شبکه بازی‌ها و این را بفرستیم آن را بفرستیم.

من به عنوان یک استاد بین‌المللی (دیگر شما که هیچ‌کدامتان به اندازه‌ی من در داخل و خارج از کشور ارتباط ندارید که) اصلاً نیازی به این کارها ندارم. هیچ وقت هم از این بازی‌ها نمی‌کنم. لازم هم باشد در یک فضای اداری، در یک فضای بسته، در یک چارچوب تقوا انسان کارش را انجام می‌دهد. تو اگر مریض نیستی، مشکلی نداری بلند شو برو در یک کافی‌نت بنشین کارت را انجام بده، خدامات را بگیر، بلند شو برو دنبال کارت. وقت تمام است. من امسال یکی دو تا سخنرانی در مدینه داشتم، راجع به این مطلب هم صحبت کردم. خودم می‌دیدم که حاجی‌ها چقدر بدبخت شده‌اند. روز آخر خیلی‌هایشان در فرودگاه آمدند به من گفتند ما امسال چیزی از حجمان نفهمیدیم چون یکسره داشتیم تلفن‌بازی می‌کردیم. بعد از بیست سال اسممان درآمده، بعد از ده سال اسممان درآمده، بعضی‌هایشان می‌گفتند ما سی میلیون تومان هزینه کرده‌ایم آزاد خریده‌ایم که بیاییم حج خانه‌ی خدا، ولی این وابستگی نگذاشت. امسال ما اصلاً چیزی نه از مکه فهمیدیم نه از مدینه فهمیدیم، نه از شب‌ها فهمیدیم، نه از عرفات فهمیدیم، نه از مشعر فهمیدیم، نه از منا، هیچ چیز.

این اعتیادها چیست؟ بشکن بگذار کنار. ببند بگذار کنار. این دندان طمع از این فساد را بکن بگذارش کنار. به خدا هیچ اتفاقی نمی‌افتد. چشم و هم چشمی و رقابت و مسابقه گذاشتن با یکدیگر و... تو در این شبکه‌ها عضو نیستی؟ نه. یک‌جوری نگاه می‌کنند انگار آدم اگر در این شبکه‌ها جا بماند یک جرم مرتکب شده، انگار گناه کبیره کرده، یک پیغمبری را کشته، یک کاری کرده. یعنی تو الآن در هیچ‌کدام از این‌ها نیستی؟ نه، نیستم. تو عقب مانده‌ای. اتفاقاً در خارج از کشور که من رفتم دیدم چقدر آدم‌های برجسته، اساتید، بزرگان، باسوادها، محققین اصلاً از این شبکه‌ها استفاده نمی‌کنند. با افتخار می‌گفتند، می‌گفتند ما در خانه‌مان ماهواره که هیچ، تلوزیون هم نداریم استفاده کنیم و نمی‌کنیم، عمرمان را از سر راه نیاورده‌ایم که بنشینیم وقتمان را صرف تلوزیون کنیم.

آدمی که شخصیت دارد، آدمی که قیمتش را می‌داند، آدمی که می‌داند برای یک ساعت وقتش باید قیامت در آن صحنه‌ی جهنم باستد، باید روی آتش بایستد بگوید آن یک ساعت را چگونه صرف کرده، این چجوری می‌تواند راحت بگوید؟ تلوزیون هم اگر کسی می‌خواهد نگاه کند، گزینشی نگاه کند، برنامه‌هایی که هدف‌دار می‌خواهد نگاه کند. بله تلوزیون خیلی خیلی خیلی برنامه‌های عالی و خوبی دارد، بله آدم می‌تواند بنشیند نگاه کند، هدف‌دار. همین‌جوری شب تا صبح ول می‌کند، همین‌جوری پرسه بزند، عمر تلف کند؟ اگر یک کسی می‌تواند عزیزانش را از جهنم نجات بدهد و نجات ندهد، اگر می‌تواند بگوید و نگوید، امام صادق علیه السلام فرمود: اگر نگوید به آن‌ها خیانت کرده. شما هم باید به دیگران بگویید.

من یک وقتی در یکی از این مهمانی‌های فامیلی دیدم همه ماشاءالله دارند همین‌جوری از این چیزها استفاده می‌کنند. یکی دو جلسه بحثش را مطرح کردم بعد فهمیدم چقدر از خانم‌ها و آقایان رفته‌اند آن شبکه‌ها را بسته‌اند، تعطیل کرده‌اند، استفاده نمی‌کنند. خیلی‌ها دوربین‌هایشان را بسته بودند که اگر لازم است استفاده کنند، رعایت کنند. همین. ساده، خیلی ساده. بگویید، حرف بزنید، تبلیغ کنید، با مردم صحبت کنید، انسان هر جا می‌شود بگوید. خیلی‌ها واقعاً نمی‌دانند، اگر بدانند این کار را نمی‌کنند. این خانم چادر سرش است، این خانم روسری سرش است، این خانم مقنعه سرش است، یعنی این خانم حیا دارد. یعنی این خانم دین دارد، یعنی عفت دارد. پس اگر بداند نامحرم اسرائیلی و آمریکایی دارد می‌بیندش قطعاً این کار را نمی‌کند. قطعاً کشف حجاب نمی‌کند. به آن‌ها بگویید دیگر، گفتن واجب است. امر به معروف واجب است، نهی از منکر واجب است. باید به این‌ها توجه کنیم.

(عزاداری یک امر مستحب نیست، یادتان باشد عزاداری یک امر واجب است. اگر ما این‌جا نشسته‌ایم هیچ‌کداممان مهمان نیستیم، صاحب مجلس خانواده‌ی آسمانی‌مان هستیم. وظیفه‌مان هست برای فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها، برای زینب کبریسلام الله علیها، برای بچه‌های امام حسین علیه السلام، برای یاران امام حسینعلیه السلام اقامه‌ی عزا کنیم. از پدرمان مهم‌تر ، از عزای پدرمان، مادرمان، فرزندمان، همسرمان، مهم‌تر است. لذا باید حرمت بگذاریم، وظیفه‌مان هم هست این کار را کنیم.)

*******