جلسه 381 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
381
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
5
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 381 - خانواده آسمانی

بحث مان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر رسیده بود به حقوق متقابل اعضای خانواده آسمانی بحث حرمت نفس و مال بحث پاسخ سلام و خیرخواهی و نصرت و اعانت را تقدیم کردیم به محضرتان و از بحث اعانت یک روایتی را در آخر جلسه گذشته تقدیم کردیم که چون خیلی مهم است قاعده خیلی مهمی است می خواهم یک مرتبه دیگر آن را خدمت عزیزان عرض کنم.

حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمود: اخوک فی الله من ... رشادٍ برادر تو در راه خدا کسی است که تو را به رشد هدایت کند به سمت رشد به سمت حق هدایتت کند و نهاک عن فسادٍ و ترا از فساد باز بدارد و اعانک الا اصلاح معاد و کمک کند به تو به اصلاح آخرتت. خوب هداک الی رشاد و نهاک عن فساد یک قید داشت آن اخوک فی الله است. برادری که تو درراه خدا انتخابش می کنی ما یک مسیری داریم به سمت ابدیت و الله در این مسیر احتیاج به یاران و دوستان داریم. در این مسیر هر چقدر انسان دوستان و یاران بیشتر داشته باشد طی یک مسیر برایش آسانتر است شما دیدید عزیزانی که در پیاده روی اربعین چون چند میلیون نفر با هم راه می روند. با هم این مسیر را می روند و یک جمع بسیار باشکوه از مومنین از مومنات و شلوغ است با هم حرف می زنند و این مسیر خوش می گذرد و الا اگر انسان خودش تنهایی این مسیر چند ده کلیومتری را طی کند آنقدر خوش نمی گذشت و شاید اذیت می شد. مسیر آخرت هم احتیاج به دوستانی دارد و انسان باید رفقایی را انتخاب کند که این رفقا این کاره باشند یعنی دوستان ضعیف و شل و بی عرضه و اینکه سرعت تو را بگیرند افراد قدرتمندی باشند که از پس خودشان بر بیایند مثل عملیات نظامی می ماند که انسان ها می روند که عملیات نظامی انجام بدهند یک کسی که شل و ول است واز عهده خودش برنمی آید وبال گردن دیگران می شود دیگران را هم به زحمت می اندازد ولی کسی که گلیم خودش را از آب می کشد بیرون این به درد می خورد در حرکت به سمت آخرت هم انسان به دوستان عملیاتی به دوستان قدرتمند به دوستان باباور با یقین احتیاج دارد و هر کس باید بگردد در زندگی خودش چندتا دوست اینطوری پیدا کند نیاز داریم ما به دوستانی که در مسیر آخرت دل ما را شاد کنند به ما قدرت بدهند و با ما باشند. دوستانی که دنیا را دائماً به یاد ما می اندازند دوستانی که غفلت در ما ایجاد می کنند و ما را شل می کنند سرد می کنند سست می کنند اینها هیچ کدام به درد نمی خورد و مبارک نیستند برای همین وقتی به حضرت مسیح عرض کردن من یجالس فرمود من یذکرکم الله روئته کسی که دیدنش شما را به یاد خدا می اندازد دوست هایی که وقتی می بینید شان شاد شوید جان تان آرام باشد لذت ببرد استراحت وجود شما باشند این دوستان و گپ هاتان و خصوصی حرف زدن هایتان هم راجع به مسائل انسانی و الهی و آسمانی و سالم باشد معصیت گناه هرزگی و غفلت در آن نباشد. اگر کسی عرضه نداشته باشد یک همچین دوستانی داشته باشد معلوم است خودش مشکل دارد که نتوانسته این دوستان را برای خودش تحصیل کند در روایت داریم عاجزترین مردم کسانی هستند که نمی توانند برای خودشان در راه خدا برادر و دوست انتخاب کنند و حضرت فرمود از او عاجزتر کسی است که دوست این طوری داشته باشد و این دوست را از دست بدهد. کمکش هستند یار آخرتی هستند مسئله رفیق راه و دوست ضروری است این دوستی که ما انتخاب می کنیم چطوری معلوم می شود که بر آن اساس انتخاب شده وقتی شما می خواهید راهپیمایی می روید از مسیر اینجا تا کربلا را می روید دوست خوب شما کسی است که در این مسیر همراه شماست و کمک شماست اگر شما با ضعف و مشکل روبرو هستید تذکر می دهد می گوید الان این کوله شما پاره می شود بدوزیم این کفش ما مناسب نیست دائما از ما مراقبت کند ما هم از او مراقبت کنیم در مسیر آخرت اگر کسی عیب های ما را به ما نگوید و ما را از عذاب بازندارد پس معلوم است اساساً رفاقت ما آخرتی نیست کسی که امر به معروف و نهی از منکرش می کنند و به او تذکر می دهند به او بر می خورد این معلوم است که اساساً حرکت آخرتی نمی خواهد داشته باشد دوست آخرتی نمی خواهد باشد که ناراحت می شود از طرف مقابل و الا خوب باید تشکر کند که در این مسیر مسافرتی یک دوست خوب ضعف های ما را می گوید که لاستیک ماشین فرسوده است عوضش کنید آب ماشین و روغن ماشین کم است تذکرات این طوری می دهد به ما که ما بتوانیم سالم و قدرتمندبه مسیرمان ادامه بدهیم در مسیر آخرت هم یک کسی است که باید باشد که ضعف های ما را به ما تذکر دهد عیب های ما را بگیرد برای همین حضرت می فرماید دوست در راه خدا کسی است که هداه الا رشاد هدایتت کند ما به دوست هدایتگر نیاز داریم دوست هایی که معاشرت و رفاقت با آنها به ما کمک می کند. نکته دوم اینکه کسی باشد که ترا از فساد باز بدارد یعنی اگر خواستی گناه کنی جلویت را بگیرد به تو بگوید نهی ات بکند تذکر بدهد این رفیق مبارکی است و رفیقی که حرفی بزند بگوید به تو چه مگر فضولی معلوم است که تو این چنین دوستی نمی خواهی و لذا اگر باشد قطع رابطه می کنی دوستانی که می آیند عیب های ما را می گویند دوست بسیار مبارکی است و باید از او استفاده کنیم. بگردیم از این دوستان را زیاد کنیم.

یک روایت دیگر هم در مورد اعانت خواندیم که امام باقر علی السلام فرمود من بخل بمعونه اخیه المسلم و قیام له .... یک قاعده بود که جلسه قبل گفتیم که خیلی مهم است حضرت اینجا در مورد کمک به برادر گفت کمک به برادر یک روزی است که نصیب ما می شود توضیح دادیم که اگر یک نفر موفق شود به یک نفر کمک کند روزی های زیادی نصیبش می شود ولی بحث سر این است اساساً این قاعده کلی را شما داشته باشید این خیلی کمک می کند به شما اینکه اساساً هر نعمتی که هر ظرفیتی را که تو در راه آخرت الله خانواده آسمانی ات استفاده نکنی جهنم ساز است برایت. این یادتان نرود. یک قاعده کلی است. اگر از این استعدادت در راه الله آسمان و خانواده آسمانی ات و حرکت به سمت آخرت استفاده کردی حالا مقام است پول است تحصیلات است ذهن و هوش است قدرت بدنی است زیبایی است صدای خوش است اعتبار است آبرو است خانه که داری مغازه ای که داری نعمت هایی که به خدا به تو داده اگر اینها به مسیر آخرت برود و اساسا برای جاودان سازی ابدیت هزینه شوند مبارکند هم خیر و برکت دنیایی و آخرتی دارند واگر اینها مصرف نشوند حتماٌ در گناه مصرف می شود این که بلامصرف باشد ما نداریم همچین چیزی. این را می خواستم بگویم کسی که بخل می کند که نعمت هایی که خود خدا به او داده و مما رزقناهم ینفقون چیزهایی که خود ما روزی تان کردیم خودمان به شما دادیم این را برای قرب به ما استفاده کنید برای رسیدن به مقامات عالیه استفاده کنید برای رشدتان استفاده کنید کسی که نعمت های الهی را برای رشدش استفاده نمی کند هدیه نمی دهد برای خانواده آسمانی اش، پای معشوقش نمی ریزد پای دشمنش می ریزد. این قاعده است. جوانی است محبت تان همینطور. یک وقتی می بینی محبتت را از یک آدم لایق، همسرت همسر لایقی است محبتت را برایش هزینه نمی کنی بعداً مجبور می شوی بریزی پای یک کسی که دشمن تو می شود قدر نمی داند این را پای بچه ات نمی ریزی پای پدر و مادرت نمی ریزی این محبت جایی می رود که له ات می کند شخصیتت را خرد می کند احترامت را ادبی را که پای پدر و مادر و همسرو فرزند و پای اعضای خانواده است صرف شود صرف نمی کنی می روی صرف یک رئیس بالاتر و نفر دیگر که اهل دنیاست با مهربانی با تواضع هزینه نمی کنی برای اعضای خانواده ات دیگران نتیجه اش این می شود که تو محروم می شوی از اینها و دیگران تو را تحقیر و توهین می کنند. نعمت ها از تو گرفته می شود لذا هر نعمتی که درست هزینه نشود غلط مصرف می شود یعنی می رود برای جهنم سازی به نحوی که انسان بعداً از داشتن این نعمت خیلی پشیمان و حسرت می خورد که ای چه بود که من داشتم و خوب از آن استفاده نکردم من می توانستم خوب از این نعمت استفاده کنم شد بلای جانم و نکبت زندگی ام و مایه ای عذابم کاشکی نداشتم. این کاشکی نداشتن خیلی خطرناک است. چون اگر داری درست مصرفش کن بگذار برای ابدیت و جاودان سازی و شادی دنیا و آخرتت سلامت و دنیا و آخرتت و آرامشش، ولی اگر آوردی در گناه مصرف کردی بعداً از اینکه این را داشتی خیلی حسرت می خوری. چون با آن جهنم ساختی با آن گناه ساختی می گویی خوب کاشکی نداشتم که گناهی هم ساخته نمی شد. کاشکی پول و زیبایی نداشتم کاشکی صدای خوش و اعتبار نداشتم. کاشکی نعمت زیادی نداشتم همه اش رفته در جهنم سازی. پس این قاعده خیلی مهم است خمس کسی نمی دهد هم عذاب آخرتی دارد هم همین خمسی را که نمی دهد در دنیا صرف عذاب می کند صرف گناه می کند همین پولی که از امام زمان دریغ می کند از مردم دریغ می کند از شیعیان و خانواده آسمانی خودش دریغ می کند صرف عذاب می کند در همین دنیا صرف عذاب می کند در همین جا هدر می رود این طوری نیست که اگر کسی خمس و زکات نداد به نفع مالی اش است. همین جا می شود بدبختی و نکبت برای انسان. برای همین که وقتی حضرت می فرماید خدا لعنت کن، امام زمان علیه السلام فرمود خدا لعنت کند کسی را که ذره ای از خمس را در مال خودش نگهدارد و ندهد. لعنت یعنی دورباد. دور می شوی از خدا با این پولی که نگهداشتی نکبت می گیرد سرطان می شود تصادف می شود بلا می شود، هیچ خمسش نمی کنی حلال نمی دهی بخورند زن و بچه ات فردا می شود مواد مخدر و مشروب نجس و آلودگی های دیگر یک طور دیگر مصرف می شود. پس این یک قاعده خیلی مهم است که ما و مما رزقناهم ینفقون را دقت کنیم. هر چی که خدا داده باید هزینه خدا شود. نه که برای دنیای ما هزینه نکنیم برای عزیزان مان هزینه نکنیم ولی یک نفر خودش حرکتش به سمت آخرت است دنیایش هم آخرتی است. دنیایش هم قشنگ است آن هم آخرت است. پس این خیلی مهم است.

برویم سراغ بخش بعدی، بخش بعدی هم در راستای همین نصرت و اعانت است. خوب پس ما در حالت های قبلی به عزیزی که دوستش داریم در برابر مخالفانش کمک می کنیم. که می شود نصرت. اعانت به او داریم یعنی یاری می کنیم. او را یاری می کنیم حضور داریم در مشکلات دیگرش، نه با دیگران، در سایر مشکلات و صحنه های سخت زندگی اش حضور داریم باز توجه کنیم این را می گویند اعانه. اولی شد نصرت، این شد اعانت الان قضای حاجت را داریم. قضای حاجت یعنی اگر نیازی داشت نیازش را برطرف کنید. این هم از شاخه های اعانت است. اولین فرمایش در این راستا از وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. فوق العاده این فرمایش مهم است یک فرمول خیلی مهم است خوب دقت کنید. متن عربی را می خوانم المومنون اخوه این یک قاعده یقضی بعضهم حوائج بعضٍ این فرع قاعده فبقضاء بعضهم حوائج بعضٍ یقض الله حوائجهم یوم القیامه این هم نتیجه است. همه اش ریاضی است. همه اش قاعده است همه اش فرمول است همانطور که یک کسی بگوید مثلاً آب مولکولش از دو اتم هیدورژن یک اتم اکسیژن تشکیل می شود این هم دارد قاعده بخش معنوی روابط ریاضیات روابط ماست. خیلی تأکید می کنم ریاضیات حساب و قواعد روابط ماست. اصل اول چیست در این فرمایش نبوی، می فرماید که مومنین رابطه اخوت دارند برادری دارند این برادری در کجا بسته شده این برادری از برادر تنی و جسمی و جنسی مهمتر است چون برادر تنی و جنسی و جسمی بر اساس بخش حیوانی ما تعیین شده است. البته مقدم است در کمک، مثل این که پدر و مادر زمینی ات مقدم هستند ولی چه بسا انسان با پدر و مادر زمینی اش نتواند یک ارتباط این طوری نداشته باشد یا برادرش شخصیتاً از او دور باشد فاسق باشد فاسد باشد حقش ضایع نمی شود اما انسان برادرانی در راه خدا دارد ک آنها حقشان بسیار عظیم است همانطور که حضرت علی علیه السلام فرمود چه بسا برادرانی داری که مادر تو آنها را نزاییده است. یعنی برادرت هستند از کجا برادر ما شدند برادر وقتی می گوییم کلمه خواهر یا برادر مثل اب و ام است شما در کتاب لغت که نگاه کنید اب و ام هر دو را پدر و مادر معنا کرده اند یعنی اصل پدر و مادر نوشتند اب یعنی پدر الاصل ام یعنی مادر الاصل. ریشه یک نفر هستند پدر و مادر، پدر ریشه مذکر است مادر ریشه مونث است خوب هر دو ریشه ما هستند اصل ما هستند. تا می گوییم خواهر و برادر معنایش چیست معنایش این است که ما با این شخص برمی گردیم به یک ریشه، یعنی من اصل دارم با این شخص. در مورد خواهر و برادر زمینی و جنسی مان که از اسپرم و تخمکی که پدر و مادر به اشتراک گذاشتند ممکن است یک خواهر یا برادری به دنیا بیاید یا نه همان پدر و مادری که با هم ازدواج کردند چندتا بچه به دنیا آوردند این چندتا بچه با همدیگر خواهر و برادرند این جنبه زمینی و طبیعی است المومنون اخوه برو در بخش انسانی، مومنون در تقسیم های شش گانه در سنگ و کمتر از سنگ حیوان و کمتر از حیوان شیطان و فقط مومن بود که انسان بود. ان الانسان لفی خسر یعنی تقسیم تقسیم انسانی است تقسیم گیاهی و حیوانی نیست. بخش انسانی را دارد می گوید المومنون را گفت یعنی انسانها، آدمها، آن یکی ها آدم نیستند بخش حیوانی هستند یک گروه باطن انسانی دارند و با انسان محشور می شوند آن هم مومن است. شخص مومن در روز قیامت به شکل انسان محشور می شود. انسانها با هم برادر هستند تا انسان مومن شد ریشه دار می شود ریشه همه مومنین محمد و آل محمد علیهم السلام هستند. این مهمتر از ریشه جنسی است که یک بابا و ننه ای ازدواج کنند من و خواهر برادرانم را به دنیا بیاورند این بدن ماست وقتی می گوید المومنون روی بدن کار نمی کند اصلا.

دیگر سفید پوست و سیاه پوست و ایرانی و افغانی و سوری و ندارد. همه یک نفر هستند. چینی باشد ژاپنی باشد آمریکایی اروپایی باشد وقتی آمد روی ساختار شخصیتی به نام مومن می شود خواهر و برادر تو. اصل و ریشه است از یک اصل و ریشه هستید با همدیگر. دیگر فرقی نمی کند آفریقایی باشد عزیز است عزیزتر از برادر می خواهد یک آمریکایی یا اروپایی یا ژاپنی باشد دیگر فرقی ندارد. این همان آیه قرآن هم است قرآن می فرماید انما المومنون اخوه، یقضی حالا این برادری چی کار می کند باعث می شود که اینها روابط برادری داشته باشند. هر کدام به همدیگر نیاز دارند کمک می کنند الان برادران ما در یمن در فلسطین در غزه در افغانستان در عراق در آفریقا در آمریکا و اروپا خیلی از خواهربرادرهای ما هستند که مومن اند و به مساعدت های ما راهنمایی های ما تلاش های ما و دلگرمی های ما نیاز دارند. یقضی برآورده می کند برطرف می کند چون برادر هستند نیازهای همدیگر را برطرف می کنند غریبه اصلاً ما نداریم به من چه نداریم غریبه نداریم اگر مومن هست برادرت است. می خواهد فقیر باشد تو ثروتمند باشی، می خواهد جاهل باشد تو ثروتمند و با سواد باشی فرقی نمی کند اگر مومن است برادرت است و اگر برادرت است واجب الاحترام است قضای حاجتش هم تأمین نیازهایش هم واجب و لازم است. به من چه، من چه کار کنم، این ها حرفهای انسانی نیست.

حالا این ها می خورند به تور همدیگر، مومنین در تور همدیگر می خورند در طول زندگی، هر کسی هم یک کاری برای کس دیگری می کند فرض بفرمایید که یک دختر خیلی خوب است شاید خودش مأخوذ به حیاست من که می توانم به او برادرم یا پسرم را پیشنهاد کنم یا پسر مأخوذ به حیاست می توانم دخترم یا دختر همسایه یا دختر عمویم را پیشنهاد کنم به او. می توانم برایش یک کسی را پیدا کنم که ازدواج کند. وساطت در ازدواج یک امر خیلی لازم و ضروری است. اگر کفویت باشد افراد باید معرفی کنند وساطت کنند بی خیال نباشند. الان دختر دارد طرف خودش غریبه است در محل، آشنا نیست کسی نمی شناسد شما که می شناسی بگرد چهارتا پسر خوب معرفی کن به این دختر. این دختر را به آنها معرفی کن. این یکی از وظایف همیشگی و لازم و واجب است وساطت و شفاعت در ازدواج. از بهترین شفاعت ها شفاعت در ازدواج است. که انسانها دست خیر داشته باشند. خوب می خورند به تور همدیگر یک وقت نیاز مالی است نیاز آبرویی است نیاز علمی است نیاز فرهنگی است نیاز هر چی، یک نیاز است. حالا وقتی می ورند به تور همدیگر به واسطه همدیگر هی استعدادهای خودشان را بروز می دهند اگر من این خواهر مومن و برادر مومن سر راه من سبز نشده بود نیامده بود سر راه من، من آن استعداد مهربانی رحمانیت و رحیمیت این شخص برای من فاش نشده بود آن استعداد ستاریت من بروز نمی کرد. اگر این شخص به من ظلم نمی کرد اگر این شخص بر من بداخلاقی نمی کرد اگر این شخص بلایی سر من نمی آورد استعدادهای مغفرت عفو و بخشش من ظهور نمی کرد. پس آدم ها با خوبی هایشان و بدی هایشان دارند ما را تربیت می کنند چه با خوبی هایشان و چی با بدی هایشان، یکی از چیزهایی که ما را خیلی تربیت می کند این است که دیگران یک نیازهایی به ما دارند از دست ما هم کارهایی بر می آید توانایی هایی داریم هیچ کس هم نیست که بگوید از دست من هیچ کاری بر نمی آید. هر کس ازش کارهای زیادی بر می آید. حالا خدا میگوید من شما را نبلوکم بعضکم ببعض من شما را با همدیگر امتحان می کنم هی شما را سر راه همدیگر قرار می دهم. تا ببینم کدام تان به فکر بقیه هستید. و این استعدادها بروز کند و شما شبیه من خدا شوید. شبیه اهل بیت شوید شبیه خانواده آسمانی تان شوید این یک فرصت است که آدم ها سر راه همدیگر قرار می گیرند. آدم هایی که اهل عزلت و گوشه گیری هستند روابط شان را با همه قطع می کنند در فامیل یک گوشه می افتند اینها هیچ رشدی نمی کنند اینها روز به روز باطن شان خطرناک تر و زشت تر می شود کسی که با مردم ارتباط ندارد با جماعت ارتباط ندارد نماز جماعت را حضرت می گوید کسی نماز جماعت نخواند یهودی یا مسیحی از دنیا می رود. به یکی برو در جماعت می گوید من بروم در نماز جماعت همه یقه من را می گیرند، خوب بگیرند یا داری می دهی یا می گویی شرمنده ام معذورم امکانش نیست. لذا امام حسین علیه السلام فرمود ان حوائج الناس الیکم ... اینکه مردم به شما نیاز دارند یک نعمت خداست. از این نعمت ملول نشوید. عصبانی نشوید عجب مرد پررویی عجب مردم بی حیایی، عجب مزاحم هایی ولم نمی کنند. این که نشد که. این خیلی بد است. خدا می توانست جای شما دوتا را عوض کند تو را بکند نیازمند. حالا که تو الان اینطوری نیست ملول نشوید حوصله تان سر نرود.

خوب حالا ببین چقدر زیباست این کلام، قاعده ریاضی اش را دقت کردید بعد می رویم سراغ نتیجه، فبقضاء بعضهم ... بخاطری که بعضی شان نیازهای بعضی دیگر را برطرف می کنند چه اتفاقی می افتد پشت صحنه را نشان می دهد می گوید اصلاً داستان این بود که من بعضی از انسانها را بگذارم سر راه بعضی ها، که این بعضی های دومی کمک کنند به آن بعضی های اولی. چه اتفاقی می افتد می فرماید یقض الله حوائجهم یوم القیامه هر کس نیازهای دیگران را برطرف کند خدا نیازش را از همان شب اول قبر کمک های خدا می رسد برای این شخص چرا که تو دقیقاً به آن خیلی احتیاج داری. چون که مال و زن و بچه و تحصیلاتت هیچ چیز با تو نیست و تو هستی و یک نفس که یا زشت است یا زیباست. یا آمادگی داری برای ورود به برزخ یا نداری. ولی وقتی که در پرونده یک نفر کمک به دیگران است مهربانی است قایم کردن خود، پنهان کردن مال و امکانات نیست به خدا ندارم، به خدا امکانش نیست، به خدا نمی توانم دروغ می گوید همه اش دروغ است همه اش دریغ. اگر یک کسی نیاز دیگران را برطرف کند خدا نیازش را برطرف می کند آنجایی که انسان خیلی احتیاج دارد خدا به داد انسان می رسد. چی شد می گوید من آن کمکی هستم که تو به برادرت کردی در روایت داریم که یک جاهایی در گردنه های برزخ انسان گرفتار می شود یک جاهایی پر از حیوانات خطرناک برزخی است پر از آتش و کوه ها و دره های پر از حیوانات آخرتی وحشی باید رد شود از داخل اینها، می توانی رد شوی؟ یک دفعه می بینی یک کسی آمد دستت را از روی این دره پروازت داد برد آنطرف دره در بهشت گذاشتت، این چی بود؟ من الان اینجا افتادم به گرسنگی به تشنگی داشتم می مردم، می بینی یک غذای خوب یک نوشیدنی خوب رسید برایت، این چی بود؟ این کاری بود که در فلان تاریخ برای برادرت کردی. تشنگی های آنجا خیلی وحشتناک است. برای همین در روایت یکی از بزرگان اخلاق می گفت خدا رحمتش کند تازگی به رحمت خدا رفت می فرمودند که آدم نیازش را به هیچ کس نگوید و اگر آب خواست بگویید چون آن کسی که می رود برای شما آب می آورد به یک چیز بزرگی می رسد. یک جاهایی تشنگی هایی دارد آدم که بعضی ها روحیه اینطوری دارند در خانه در مهمانی ها در هیئت در جمع روحیه خدماتی دارند این آدم ها که روحیه خدماتی دارند آدم هایی که روحیه مهمانی دارند در هیئت یا جایی می روند می نشینند همه بیایند از آنها پذیرایی کنند در مهمانی کلاس می گذارند می نشینند که دیگران بروند کار کنند ظرف بشویند اینها آدم های بدبخت و تنهایی هستند. هم در دنیا تنها می شوند هم در آخرت. کسانی که دیگران را به استخدام می گیرند ولی خودشان به استخدام کسی در نمی آیند و برای کسی زحمتی نمی کشند. دوست دارند بقیه به آنها خدمت کنند اینها هم در دنیا و هم در آخرت تنها و بدبخت می شوند اما کسانی که روحیه خدمت کردن برای دیگران دارند اینها دور و برشان شلوغ است اینها ثروتمندان آخرت هستند. هم خدا می ریزد سرشان. لذا سیدالقوم خادمهم. سرور هر قوم کی است آنی که در آن گروه بیشتر خدمت می کند.

خوب پس در خانه اگر کار زمین مانده در منزل، اگر کار زمین مانده این زرنگ بازی نیست که بروی در اتاقت در را ببندی که مادر و خواهر و بابایت بروند کار انجام دهند در خانه نان خریداری نشده این زرنگ بازی نیست که کسی با لب تابش بازی کند کس دیگری برود نان بخرد. اگر کاری زمین مانده آنی که می تواند انجام دهد و نمی دهد از خودش یک کار بزرگ آخرتی را دریغ کرده. در خانه باید اعضای خانه رقابت کنند مرد نگوید که من از صبح رفتم کار کردم خب دیگر پول را من آوردم نه سبقت بگیرید مرد خانه است سبقت بگیرد زن خانه است سبقت بگیرد بچه ها هستند سبقت بگیرند هر کس سبقت میگیرد این برد کرده. چون یک چیزی را بر می دارد که آنجا ذخیره آخرتش می شود ما آنجا خیلی به کمک احتیاج داریم آن طرف صد سال و 50 سال و هزار سال نیست بی نهایت سال است می خواهیم آنجا زندگی کنیم پس کی ثروتمندتر است کسی که لطف بیشتری در حق دیگران دارد مهربانی بیشتری در حق دیگران می کند خدمت بیشتری به دیگران می کند هر کاری می تواند به دیگران می کند ذخیره به اندازه کافی دارد. درنامه عمل این یک عالم خدمت است به دیگران. پس نتیجه چی شد هر چه در کار دیگران هستی مثل همان اعانه که هفته قبل گفتیم خدا در کارت است خدا در کارت است. یک جایی به دادت می رسد که اصلاً انتظارش را نداری. یک جایی کمکت می کند که اصلاً توقع نداری. هم دنیایش هم آخرت این طوری است. آنهایی که در دنیا دست دیگران را می گیرند خدا در دنیا هم دست شانرا می گیرد اهل بیت هم دستشان را می گیرد. روایتش را جلسه قبل خواندیم.

روایت بعدی قاعده اش این است خیلی کامل هم است: من کان فی حاجته اخیه فان الله فی حاجته هر کس در فکر حاجت دیگران است در کار حاجت دیگران است فکر می کند به نیازهای دیگران خدا هم دارد به او فکر می کند خدا هم برای او نقشه می ریزد. یک کسی که می نشیند نقشه می ریزد که من چه کار کنم که مشکل دیگران را رفع کنم به دیگران بیشتر خدمت کنم به فلان کس به پدر و مادرم و خواهر و همسرم چطوری خدمت کنم و چطوری زحمت ها و خستگی های خانواده ام را کمتر کنم پدر و مادرم را خوشحالتر کنم خواهر و برادرانم را خوشحالتر کنم الان ازدواج دارند الان کسی مرده، الان مریضی است یک کسی که به این فکر می کند. ما داریم مادر مریض شده 5 تا خواهر ولند یک خواهر همه اش دوندگی می کند برای این مادر یا چند برادر هستند آنها هیچ کاری با نیازهای پدر و مادر ندارند اینها آدم های بدبخت و گرفتارند و آدم های وحشت زده ای می شوند در درون، در درون احساس تنهایی زیادی دارند. اما یک برادر است همه اش می رود می گویند بابا این حالیش نیست خیلی ساده است همین را می اندازیم جلو خودمان می رویم سراغ کارهای خودمان. تو در واقع این را قال می گذاری کی را داری قال می گذاری؟ خودت را. داری خودت را تنها می کنی داری خودت را قال می گذاری این زرنگی ها زرنگی احمقانه است که بعداً می فهمی. که خدا برای من نعمت عظیمی فرستاد من پسش زدم. من یک فرصت عالی داشتم برای اینکه دل خدا را به دست بیاورم دل اهل بیت را به دست بیاورم آسمانی ها به من امتیاز بدهند آخرت بسازم و این فرصت را از دست دادم. الان دیگر کسانی که کارهایی می کنند که مشتری مدار است می گویند دست زیاد شده متأسفانه دست زیاد شده دست زیاد شود برکت هم می آید. می گوید این مشتری را رد نکن این مشتری را معرفی کن به من، برای چی معرفی کردی به داداشم برای من معرفی می کردی چرا فرستادی آن طرف به من می فرستادی. حالا من بگویم خوب تو داشتی در مغازه استراحت می کردی و من نخواستم برای مشتری بفرستم که تو خسته شوی خواب بودی، گفتم بگذار تو بخوابی استراحت کنی برای همین فرستادم برای مغازه بغلی. آیا این استدلال را می پذیرد؟ می گوید این چه حرفی است من اینجام برای همین کار. تا می توانی مشتری بفرست برای ما. الان صاحبان حرف یک گناه بزرگی که می کنند این است میگوید آقا این قطعه را برای من می سازی، این مانتو را برای من می دوزی خیاط است می گوید بله می دوزم می داند نمی تواند دروغ می گوید می داند که نمی رسد ای بنده خدا این را برای عروسی لازم دارد برای مهمانی لازم دارد این چادر و این مانتو را نمی گوید من نمی رسم کارش هم تمیز است من تأیید می کنم به خیاط بغلی نمی دهد عکسش هم است من بارها شده رفتم به این صاحبان حرف گفتم من این کار را دارم آماده می شود می گوید برادر من راست می گویم نمی شود ولی دوستم است کارش هم تمیز است هیچ نقصی ندارد بده به او. یا خودم یکی را پیدامی کنم انجام بدهد نمی گوید که چرا بفرستم پیش آنها، پول مال آنها شود بگذار یک دروغ هم به این بگویم یک کارش را سمبل کنم حالا بعداً می آید می گویم نشد و عذرخواهی می کنم ببخشید چادر و مانتوتان آماده نشد یا ماشین تان آماده نشد، ماشین را الان برای مسافرت لازم دارد الان شرکت های دولتی یا خصوصی که اتومبیل می فروشد چقدر جنایت می کنند در حق مردم، طرف پول ریخته می گویند برو سه ماه دیگر بیا. بعداً بیا برای چی خوب پول مردم را قبول کردی. این بنده خدا همه عشقش این بوده با زن و بچه اش برد شمال، جنوب، عید برود مشهد، دلش خوش بوده با این ماشین برود شرکت دولت خیانت می کند در حق مردم، ظلم می کند شرکت خصوصی ظلم میکند دروغ می گفته اصلاً از اول هم قرار نبوده به او بدهد قرار بوده خرداد ماه بدهند بی خودی گفتند ما فروردین می دهیم این جنایت است. این کاری که مراکز دولتی و خصوصی انجام می دهند این ظلم است بعد هم معطلی دارد قیامت برای هر یک روزش سالها آدم را معطل می کنند برای هر یک روزش که کار مردم را عقب انداختی. چند نفر میگویند که ببخشید من سفارشم پر است برو از بغل دستی برو از آن رستوران، یا خیاطی، یا تعمیرکار همه را جمع میکند مردم را اسکناس می بینند. چرا مردم را معطل می کنید. بازار آخرت کساد است خدا می فرستد مشتری ما هی رد می کنیم خدا می گوید شب اول قبر احتیاج داری شب اول قبر به بعد احتیاج داری تا قیامت تو توشه می خواهی ما هی رد می کنیم. برای همین هم ما معمولاً صندوق صدقات مان پول خرد می اندازیم کمتر کسی می فهمد که باید تراول بیندازد در صندوق، باید درشت ترین اسکناس های جیبی شان را بیندازد وقتی میخواهد هزینه کند برای امام زمان گل مالش را قشنگ ترین بخش مالش را به امام زمان هدیه کند. این را ما نمی فهمیم. خدا و امام زمان نیازشان را بهانه کردند برای اینکه دست ما را بگیرند می گویند به ما کمک کنید. وقتی می دهی دست امام زمان، امام زمان دستت را می گیرد وقتی می دهی دست خدا، خدا دستت را می گیرد. اصلاً این برآوردن نیاز یک وسیله ای است برای اینکه دست من برسد به دست خانواده آسمانی خدا. دست من برسد به دست فرشته های خدا، دست من برسد به دست همه شفیعان عالم، ما اشتباه می کنیم دستمانرا می کشیم همیشه. ما ترس داریم. ما باور نکردیم که خدا می گوید بده من، می ترسیم نکند خدا از من بکند و به من ندهد. خیلی بد است که ما با بانکها با آدمها اعتماد داریم که بگوییم با 20 درصد سود سالیانه می دهد و به خدایی که می گوید 700 برابر سود می دهم باور نداریم. لذا هر وقت خدا و امام زمان می گوید کمک کن می ترسیم. برای نیازهای دنیایی چرا، خانه مان را می فروشیم، اتومبیل مان را می فروشیم. موقع آخرت این کارها از دست کمتر کسی بر می آید که خانه و اتومبیل و طلاها و زمینش را بگذارد وسط. یک ملاقاتی به مناسبت این هدیه بین من و امام زمان و بین آسمان ایجاد می شود. چقدر ما فرهنگ پس زدن ثواب و آخرت را بعدها اینقدر از دست خودمان شاکی می شویم که حد ندارد که چقدرمی توانستیم ثروت داشته باشیم و چقدر بی عرضگی کردیم. می توانستیم جز ثروتمندان آخرت باشیم ولی الان جز گداهای آخرت هستیم کسی هم به داد ما نمی رسد. تزو وازره وزر اخری کسی هم بار کسی را نمی برد. جایی که تو می توانستیم هزاران بارکش و معین داشته باشی بخل ورزیدی. به خانم خودش به شوهر خودش به بچه خودش به پدر و مادر خودش بخل می ورزد چه برسد به غریبه ها.

بعضی ها متأسفانه برای غریبه ها خیلی آشنا اند ولی برای خانواده غریبه اند. این امساک و خودداری که نمی توانی به خانواده همسرت محبت کنی، زن خانه خانواده خودش را دعوت می کند پذیرایی آنچنان می کند بعد که نوبت خانواده همسرش می شود داد و نق و غر و دعوا و اعصاب مرد را خرد میکند. 5 دفعه فامیل های زن می آیند درو می کنند جارو می کنند می روند. یک مرتبه خانواده مرد می خواهد بیاید می بینی خانم بخل می ورزد آی خسته ام آی من نمی توانم حوصله ندارم این زن بدبخت می کند خودش را هم قلب مرد را از دست می دهد که اکثر زنها این عرضه را ندارند دل مرد را نگه دارند. بدنش را چرا، بدنش را سفت، نرود یک زن دیگر بگیرند، دل شان را از دست دادند. محبوب نیست این زن . عرضه نداشت یک مرد را عاشق خودش کند و عاشق خودش نگهدارد. با بدجنسی هایش با بداخلاقی هایش با بخل هایش با حسادت هایش با این. مرد هم همینطور می بینی که شب تا صبح این زن را به کار می گیرد اذیت می کند برای نیازهای مامان و بابایش خانم هم نجابت به خرج می دهد واقعاً برای خانواده همسرش چیزی کم نمی گذارد بعد یکوقتی این خانم هم نیاز دارد مرد می گوید راضی نیستم. بدون اجازه من چرا ... نه نمی خواهم. این هم خیلی نامردی است. خیلی نامردی است این کار. همه را دوست داشته باشید فامیل من و تو ندارد. همه با هم یک نفریم ما، اخوه، همه مان اصلاً یک نفریم. در اکرام می رسیم توضیح می دهیم برای تان.

بدجنسی نکنیم در کمک کردن نه خودمان نه سهل انگاری و تنبلی و بدجنسی کنیم نه مانع کسی شویم خدای ناکرده همسرمان می خواهد خدمتی کند به دیگران مانع نشویم. بچه هایمان می خواهند یک موقع کار خیری کنند مانع نشویم. به به یک فرمایشی است از وجود مقدس امام صادق علیه السلام حیفم می آید این را در این قوت کم بخوانیم بگذاریم برای جلسه بعد. والحمدلله رب العالمین.