بحثمان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی با هم بود آخرین بحث مان درباره خیرخواهی بود که افراد باید خیرخواه دیگران باشند در دلشان خدای ناکرده کینه و بدجنسی و بدخواهی در دلشان نسبت به دیگران نباشد. بحث بعدی نصرت است یاری کردن. ما یک یاری داریم که معادل عربی اش می شود نصرت، و یک کمک داریم که معادل عربی اش می شود اعانه، عون بودن، یعنی کمک کردن، پس نصرت با اعانت، این دوتا در واژه های دینی است هم در قرآن است و هم در روایت، فرقشان را بگویم که چه فرقی دارند نصرت را معمولاً در جایی به کار می برند که شخص مخالف هایی دارد درگیر است دشمن و بدخواه دارد و ما می رویم به کمک او برای اینکه بتواند با بدخواهان با آدم هایی که دوست ما برادر ما را می خواهند آسیب بهش بزنند مشکلی برایش ایجاد بکنند کمک می کنیم که از صدمات دیگران آسیب ها مخالفت های دیگران در امان باشد یا مزاحمت های دیگران. یا سنگ اندازی های دیگران. کمک و اعانت عام تر از نصرت است نصرت فقط در مقابل مخالفت و مخالفان است اما کمک و اعانه در هر زمینه ای است هر جا مشکلی است هر جا کمکی نیاز دارد ما باید آنجا حاضر باشیم. فعلا بحث نصرت را می گوییم.
اولین فرمایش از حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است: من نصر اخاه المسلم و هو یستطیع ذالک نصره الله فی الدنیا و الاخره هر کس بتواند کمک کند یاری کند به برادر مسلمانش، و در حالی که می تواند دقت کنید این قید را دارد در حالی که می تواند سنت الهی است دیگر نصره الله فی الدنیا و الاخره خدا هم در دنیا کمکش می کند و به دادش می رسد در مقابل آزار و اذیت های دیگران و مخالفت های دیگران و هم در آخرت کمکش می کند ما هم در آخرت دشمن داریم کسانی که در حق شان ظلم کردیم صاحبان حق می آیند یقه ی ما را می گیرند چه آنهایی که بیت المال بوده و عمومی بوده کشوری و قبیله ای و گروهی بوده چه آنهایی که فردی بودند. دشمن ما زیاد داریم در قیامت که یقه ما را بگیرد چون حق الناس است کی می خواهد ما را کمک کند در مقابل آن دشمنی که به گردن ما حق دارند. خدا می گوید اگر این آدم آدمی بوده که دردنیا به کمک دیگران می رفته من هم کمکش می کنم خیلی مهم است که انسان پشتیبان داشته باشد در صحنه قیامت از خدا اولیای خدا و معصومین کمک داشته باشد در مقابل کسانی که حق شان را می خواهند و ما در حق شان ظلم کردیم. کی است که بتواند ادعا کند که حق الناس گردن من نیست. ظلمی به کسی نکردم ما اینقدر ظلم های اجتماعی و سیاسی و فردی کردیم. مادی معنوی و ... خیلی است گردن ماها. خودمان هم شاید خبر نداشته باشیم. ظلم است خبرداشته باشیم یا نداشته باشیم مشکلی را حل نمی کند ظلم ظلم است گردن ما است، چون حق الناس است حق الناس هم آگاهی برایش شرط نیست. نماز خواندن نیست که سن تکلیف است شما آگاه باید باشید شما بچگی هم زدید شیشه یک نفر را شکستید بعدا گرفتارید اثر وضعی دارد حق الناس بعداً برای انسان ضمانت می آورد. ما خصیم و دشمن داریم هم در دنیا و هم در آخرت. ما کسانی داریم که هم در دنیا با ما سر ناسازگاری دارند سر جنگ دارند اذیت می کنند یا نه مشکلات برای ما درست می کنند یا نه ما شناخته شده نیستیم بخاطری که شناخته شده نیستیم حقمان به داده نمی شود مثلاً یک پسری علاقه ی به یک دختر دارد می رود می بیند که پدر دختر بی جهت مخالفت می کند این پسر اینجا نیاز به نصرت دارد آنهایی که می شناسند این پسر را تإییدش می کنند بروند با پدر دختر صحبت کنند و خیالش را راحت کنند تضمین ها را بدهد تا این وصلت سر بگیرد یا برعکس یا آقا پسری دختری را می خواهد ولی خانواده پسر مخالف هستند این دختر قابلیت های خودش را دارند و خانواده پسر بی خود گیر می دهند و بهانه تراشی می کنند اینجا این دختر و پسر احتیاج به نصرت دارند باید نصرت شان کرد باید یاری شان کرد این نصرت خود پدر و مادر بهانه گیری دختر و پسر هم است چون آنها با بهانه گیری شان معصیت می کنند وقتی ما می رویم کمک می کنیم در واقع به خود آن خانم و آقایی که بیهوده با این ازدواج مخالفت می کنند کمک کردیم چون آنها را هم از این گیر نجات دادیم بنابراین این می شود نصرت. یا یک کسی شفاعت می خواهد نصرت میخواهد انسان برود شفاعت کند. یک کسی در اداره ی کارش گیر کرده ما می توانیم کمک کنیم به حل مشکل این شخص در اداره و نهاد و سازمانی. شرعا هم وظیفه داریم. در روایت داریم در زندگی امام مجتبی علیه السلام ایشان در اعتکاف بودند کسی آمد به حضرت گفت من خیلی کارم گیر است حضرت خیلی با عجله بلند شدند طوری که لباس شان کشیده می شد رو زمین و گفتند آقا مگر اعتکاف نیست گفت این واجب تر است. به اعتکافم لطمه ای نمی زند وقتی یک قضیه این طوری پیش می آید. حضرت پا شد کار یک نفر به سفارش من گیر است باید او را اعانت کنم. زنگ را الان می خواهد نامه را الان میخواهد تلفن را الان میخواهد بنویس برایش نامه را. وسعت داری باز شرط دارد و هو یتستطیع ذالک اگر می توانی این کار را باید بکنی از دستت بر می آید به من چه نگو تنبلی و بی حوصلگی نکن. به من چه درد سر برای خودت درست می کند یک جاهایی دچار خذلان و بدبختی می شود انسان هم در آخرت و هم دردنیا. مسلمانی گرهی در کارش افتاده باید بروم با یکی صحبت کنم با یکی بحث کنم باید ذهن کسی را قانع کنم باید یک تشری به یک کسی بزنم باید بروم یک دفاعی کنم این نصرت است دارند غیبت یک کسی را می کنند پیش ما ما هم می توانیم دفاع کنیم ولی بنشینیم و گوش کنیم این خذلان و بدبختی می آورد برای ما. غیبت دارد می کند کمکش کنید کارهایش را توجیه کنید خودش نیست از خودش دفاع کند شما کارش را توجیه کن ممکن است کار بدی هم کرده باشد سعی کن به نحو خوبی توجیه کنی حمل بر صحت و حمل بر بهانه کنی بهانه بتراشی برایش. حضرت علی علیه السلام فرمود اگر کار بدی از کسی دیدید تا 70 بار توجیهش کن اگر نتوانستی این ضعف تو است که نمی توانی خوب توجیه کنی و بلافاصله نتیجه بد و قضاوت بد می کنی این ضعف از توست خوب یک کسی یک چیزی گفت از کسی شنیدی اگر می توانی یاری کنی وظیفه ات یاری کردن است. نصرت باید کنی. در یکی از حقوق واجب یک مسلمان به گردن مسلمان دیگر پیامبر فرمود که این است که اگر جایی غیبتش را کردند تو باید دفاع کنی از او در غیابش. اگر خودش نیست باید از خانواده و حریم و فرزندش دفاع کنی. هر کاری و هرچیز که ما بتوانیم کسی را کمک کنیم. درست هم است برادر شما هم یک ظلمی کرده درست هم است الان باید جریمه شود ولی الان برادر شما احتیاج به این ندارد که شما بیایی بزنی در سرش به او بگویی که خوب تو غلط کردی این کار را کردی به سرزنش احتیاج ندارد این برادر دینی ات جرمی را مرتکب شده حالا می خواهند اعدامش کنند فحشایی منکراتی ظلم به نفسی مرتکب شده برادر تو به نصرت تو احتیاج دارد برو آرومش کن توبه اش بده روش های جبران را به او یاد بده نه اینکه تو هم یک نمکی به زخم این بپاشی. و تحقیرش کنی او به حمایت تو احتیاج دارد مگر اینکه این شخص بخواهد روش غلط را ادامه بدهد لازم است که شما با او صحبت کنی و سرزنشش کنی که دست بردارد نصرت این نیست که تإیید کنی نصرت یعنی از کار بد باز بداری یکی از شاخه های خیرخواهی این است که جلسه قبل گفتیم حضرت فرمود و نهاک عن الفساد یا اعتیاد دارد روابط غلط با زیردستانش دارد روابط غلط با فرزندانش دارد روابط غلطی با والدینش دارد بله یک جایی لازم است سرزنش شود توبیخ شود قهر کنی ولی این به نفعش است که این دست بردارد ولی گاهی این شخص متنبه شده و اصراری به ادامه آن گناه و معصیت ندارد و حالا می خواهند اعدامش کنند یک معصیتی کرده حکمش اعدام است این الان اصلاح احتیاج دارد شما باید یک کاری کنی که در دنیا بتوند جبران کند نصرتش کنی الان در فشار روحی است تعادل ندارد سرزنشش کنی کار درست نیست نصرت احتیاج دارد. حالا فرزندت است همسرت است زده به کسی او هم مرده حالا میخواهند از شما دیه بگیرند دیگر یک زن نباید پیش شوهرش بگوید چرا زدی کشتی چرا احتیاط نکردی الان وقت این حرفها نیست الان وقت کمک و یاری است. آرامش کن او الان به اندازه کافی تحت فشار روانی است. مگر اینکه این فرزند چرا همچین کاری کرده و حاضر نیست از روش غلطش دست بردارد خوب می توانی با او تندی کنی. ولی وقتی که خودش پیشمان است هی سرزنش کردن و نمک به زخمش پاشیدن ندارد به اندازه کافی دشمن دارد الان زندانش می برند دیه می خواهند ببرند کسانی که سرش داد بزنند به اندازه کافی است تو دیگر این وسط به دل خودت یک حرفی بزنی و کاری کنی کار غلط است.
یاری و هو تستطیع ذالک اگر می تونی کمکش کنی برو کمکش کن. آبرویش در خطر است آبرویش رفته حالا تو هم بروی بگویی این چه کاری بود کردی آبرو بردی حالا خودش هم میفهمد بابا هی نروی برسرش بزنی و سرزنش کنی. سرزنش باعث می شود که هم خودمان آسیب دنیایی و آخرتی ببینیم و باعث می شود خود ما هم همان گناه را مرتکب شویم. بروم آبرویت را ببرم، پته ات را بریزم رو آب اینها کارهای خشن و غیر الهی است ما ستار هستیم ما که دوست داریم که خدا با ما همان کاری را بکند ما هم با دیگران بکنیم. اگر ما بودیم دوست داشتیم چه کاری بکنیم دوست داشتیم اطرافیان ما چه کار می کردند دوست داشتیم دوست و برادر ما که غیبت ما را می شنود چه کار کند ما هم همان کار را بکنیم. یک کسی غیبت کننده را تشویق می کند یک کسی نه دفاع می کند نصرت می دهد. لذا ما باید این نصرت خیلی مهم است. کسی که دیگران را نصرت می دهد و توانش را هم دارد که این کار را بکند این یاری خدا را هم در دنیا دارد هم در آخرت آنجاییکه کسی نیست از تو دفاع کند خدا دفاع می کند. معامله هم نکنید من فلانی را یاری کردم حالا او باید می آمد من را یاری می کرد او من را یاری نکرد من بروم درگیر شوم ... نه یاری کرد یا نکرد من خدا را دارم. ایاک نعبد ایاک نستعین. از خدا کمک بخواه. این همه اسم خدا دارد خدا اسم ناصر دارد اسم یاناصر را بگو. أنی مغلوب فانتصر خدا در قرآن اسم اعظم را داده من شکست خوردم کمکم کن خدایا من خرد شدم له شدم کمکم کن. تو بیا از فرشته ها آدم می تواند کمک بگیرد از اهل بیت می تواند کمک بگیرد ما تنها نیستیم ما بی یاور نیستیم بی یار نیستیم. چرا باید اینقدر وحشت در زندگی ما باشد اضطرار و ترس و اضطراب در زندگی ما باشد یک عالم ما نصرت داریم. ولی اگر برادر و خواهری کمک احتیاج داشت به کمکش بروید کمک ما اصلاحی باشد نه خرد کننده دیگران.
حالا امام صادق علیه السلام نقطه عکس این فرمایش پیامبر را دارد. این جا پیامبر فرمود اگر کسی می تواند کمک کند و کمک کند این قدرش شد قضایش این می شود این قضای نصرت را انتخاب کردی قضایش می شود جلب نصرت خدا در دنیا و آخرت. آب در صد درجه حرارت ، صد درجه حرارت می شود قدر قضایش می شود جوشش آب. در مباحث اخلاقی هم ما همین مباحث ریاضی را داریم دقیقاً عدد و اندازه دارد. قدر و قضا. کدام قدر را انتخاب می کنیم قدر کنار گذاشتن تنبلی قدر کمک کردن به دیگران خدا می آید پشت تو امام زمان و ملائکه می آید پشتت. نصره الله آن هم کجا؟ هم در دنیا و هم در آخرت. شب اول قبر و برزخ و قیامت گیر است خدا می آید کمکش می کند. چون تو اهل کمک کردن به بندگان خدا بودی در همین کار دنیایی شان خدا در قیامت کمکت می کند می گوید این بنده من اگر بخواهی از او شکایت کنی و ببری اش جهنم من هم گناه ترا نمی بخشم خدا اینطوری کمک می کند. می گوید توگردن بنده من حق داری من هم گردن تو حق دارم بیا مصالحه کنیم تو این را جهنم نبر من هم ترا جهنم نمی برم. خدا کمک می کند. چه خدای مهربانی.
خوب، خیلی خوب است آدم تنبلی ها و بی حوصلگی هایش را کنار بگذارد. نقطه مقابل اگر کمک نکنیم چه اتفاقی می یافتد. مومنُ مومنٍ یخذل اخاه و هو یقدر علی نصرته الا خذله الله فی الدنیا و الاخره خیلی لطافت دارد این کلام. لفظ مومن را به کار می برد یعنی آدم حسابی و انسان حقیقی. مومنی که گفتیم پیش خدا از کعبه عزیزتر است. خدا مخلوقی عزیزتر از یک مومن ندارد. خوب حالا این مومنی که اینقدر عزیز است می فرماید اگر این مومن بتواند کمک کند به یک کسی یک مسلمانی و نکند، بکشد کنار، هیچ مومنی نیست که یخذل اخاه برادرش را یاری اش نکند رهایش کند و هو یقدر علی نصرته می توانسته کمک کند یک موقع است نمی تواند خوب اگر نمی توانی همراهی کن همدلی کن اصلاً پا شو با او برو بیرون از خانه می دانی هم نمی توانی کاری برایش بکنی، در روایت داریم که این وظیفه است که با او راه بیفتی و بروی ولو نمی توانی زنگ بزن بپرس بگو من دعایت می کنم حداقل که دعا می توانی بکنی. این نصرت است دیگر یک دعا می توانی بکنی. این کار را می کنی و کار دیگری نمی توانی بکنی نه آشنایی داری نه توان داری آن بحث دیگر است. دعا کردن از صمیم قلب، این خیلی بد است کسی به ما بگوید من احتیاج به دعا دارم احتیاج به کمک دارم و تو هم سرسری بگیری و بگویی ما محتاجیم به دعا، چشم حتماًدعایت می کنم خدا ان شاءالله لیاقت بدهد روسیاهم بی آبرویم چون دعای ما را خدا برای دیگران می پذیرد. در روایت داریم دعا کنید با دهان پاک گفتند چطوری گفت دعا کنید با دهانی که گناه نکردید گفت با دهان دیگران دعا کنید شما با دهان دیگران گناه نکردید آن دهان نسبت به شما پاک است. دعا ممکن است در حق خودمان نگیرد اما در حق دیگران می گیرد خدا اینقدر حرمت قائل است احترام می گذارد برای بنده اش خدا اینقدر ناز است اینقدر مهربان است اینقدر مهربان است که اگر بنده ای را چهل نفر مومن امضا کنند پای کفنش که اللهم مستحب است که بدهید کفن را امضا کند لا نعلم منه الا خیرا آدم خوبی بوده وما جز خیر از او چیزی ندیدیم. خدا روی این امضاها حساب می کند خودش می داند که این چقدر گرفتار است گناه دارد می گوید چهل نفر امضا کردند. چهل نفر مومن امضا کردند خدا حرمت می گذارد روی چهل امضا. اینقدر دوست داشتنی است این خدا.
برای همین فرمود وقتی کار مهم دارید بدید مومنین دعایتان کنند. بگویید مومنین، این که ما یک مقداری صبر می کنیم بعد کلاس و وظیفه مان است بنشینیم مریض ها را دعا کنیم نیازمندان را دعا کنیم یک وظیفه شرعی است. ارزشش و اهمیتش کمتر از اصل کلاس نیست. اصل کلاس برای این است که ما برای آن 5 دقیقه عمل کنیم. دعا کردن دست به دعا بردن و جدی بودن در دعا یعنی دلت بسوزد برای طرف مقابل. همینطوری نمی شود دلت واقعاً بخواهد ودلت درگیر مشکلات و گرفتاری های دیگران باشد. در روایت داریم داستان تاریخی است در صدر اسلام یک کسی نشسته بود در مسجد یک دفعه آمدند به او گفتند این طلاها برای شما به ارث رسیده از فلان کس وصیت کرده بدهیم به شما، طلاها را گرفت بود نشسته بود بعد تقسیم کرد بین دوستانش یکی گفت چرا تقسیم می کنی گفت من چند دقیقه پیش دعا می کردم که خدایا بهشت را برای اینها بده آن وقت خودم میتوانم یک کمکی بکنم نکنم؟ خوب خودم می توانم الان کمکی کنم. خوب من به خدا می گویم بهشت را به اینها بده خدا می گوید خوب خودت اگر بودی بهشت مال تو بود به اینها می دادی. اگر آدم می تواند کمک کند به کسی اول خودت دست به جیبت، دعا هم می کنیم. کاری می توانیم انجام دهیم احاله ندهد کسی. اول جیب خودت. برای امام زمان می خواهی کار کنی اول جیب خودت و اول مال خودت. وقتی خودت کمک کردی آن وقت می توانی به دیگران هم بگویی که کمک کنند اول ایثار خودت فداکاری خودت، مال خودت را اول بده و بعد به دیگران بگو.
خوب دعایش که می توانی بکنی. یعنی کاری از ما بر نمی آید هیچ چیز. اگر یک کاری از ما بر بیاید و بتوانیم انجام دهیم برویم وساطت کنیم نامه ای بنویسیم آبرو بگذاریم بتوانیم ضمانت کنیم من می دانم این قسطش را نمی تواند بدهد من می توانم قسطش را بدهم برو ضمانتش کن مفتی هم به او نده، صدقه هم نده، نه برو وامش را بگیرد. من می توانم یک میلیون ضمانت کنم ماه 50 هزار یا 100 هزار بروم قسطش را بدهم خوب این کار را بکنم. الان مراکز خیریه است ایتام است ایتام جزو واجبات یک نفر است کسی که در زندگی اش رسیدگی به یتیم نداشته باشد اصلاً نجات پیدا نمی کند. و لا یحض علی طعام المسکین. خیلی حرف سنگین است قرآن می گوید دلیل اینکه افراد جهنمی می شوند برای این است که در زندگی شان به ایتام کاری نداشتند. ایتام مادی و ایتام معنوی. به کسانی که اطلاعات به آنها نمی رسد دین به آنها نمی رسد انسان باید به آنها کمک کند ایتام امام زمان هستند انسان باید کمک کند به آنها. پدر و مادر آسمانی شان دورند کمک کنیم که برسند به پدر و مادر آسمانی شان. این بخش فرهنگی و ایتام معنوی .
حالا ایتام مادی هم داریم گفت من دیدم که خودم اینقدر درآمد ندارم ولی از پدر و مادرم اینقدر می گیرم که موسسه گفته برای هر یتیم 20 هزار تومان می توانم این مبلغ را بدهم خوب چرا ندهم سرپرستی اش را چرا قبول نکنم من می توانم 5 یتیم به عهده بگیرم و ماهی 100 هزار تومان بدهم به جایی بر می خورد. خدا تضمین کرده بین یک برابر تا 700 برابر بر می گردانم. یک موقع نیاز است آدم یک کسی را بیاورد به خانه اش ولی خوب الان اینطوری نیست و آنها دارند از آنها نگهداری می کنند. آنهایی که کار خیریه می کنند روح های بزرگی دارند انسان های بزرگی هستند در مراکز امدادی و هلال احمر. حالا تو هم بیا هزینه اینها را ماهانه بده یک مقداری اینها یتیم بی سرپرست یا نه یک بدسرپرست هستند و پدر و مادر بد هستند نمی توانند سرپرستی کنند این بچه را یا توانش را ندارند یا صلاحیتش را ندارد. طرف میلیون میلیون بچه اش به اندازه صدتا یتیم می خورد مصرف دارد یک دانه یتیم در زندگی این تحت پوشش نیست. درست نیست این. زنت نمی تواند به تو بگوید نکن. بچه هایت هم چنین حقی ندارند من فردای قیامت نسبت به ایتام چه ایتام مادی چه ایتام معنوی مسئول هستم از من سوال می شود یکی از سوالهای روز قیامت سوال از ایتام است. حضرت علی در هنگام شهادتش الله الله فی الایتام. خیلی سخت است مراقب خدا باشید مراقب خدا باشید در مورد یتیم ها. در مورد کسی توانش را ندارد مشکلات دارد سرپرست ندارد کمک کنید حالا یتیم نه یک مسلمانی، این چیزی نیست که من بگویم مستحب است حالا باشد، نه این جز واجب زندگی توست. بخش انسانی تو اقتضا می کند شبیه شدن به الله رحمانیت و رحیمیت می طلبد. یک کسی که خدایا تو خرج می کنی داری که خرج می کنی خدا می گوید من به تو تضمین می دهم که اگر تو هم خرج کنی من از یک برابر تا 700 برابر به تو برگردانم. پس ما هم شبیه خداییم. پس دست جیبت کن بگذار برای ایتام و نیازمندان. قرآن می گوید: وفی اموالهم حق معلوم ... برای نیازمندان سائل و محروم برای کسانی که درخواست می کنند و کسانی که درخواست نمی کنند ولی محروم هستند برای محرومین و مستضعفین جامعه باید کمک کنیم. ما وظیفه داریم این کار را انجام دهیم بعضی از عزیزان که مرتبط اند در کشورهای دیگر در دنیا مثل آمریکا و اروپا و جاهای دیگر می بینم یا از طریق این برنامه که پخش می شود از طریق این شبکه در ارتباطند با موسسه زنگ می زنند می گویند ما برای جهیزیه فلانی شماره حساب بدهید بفرستیم یا پول رامی فرستند کسی دارد می آید برای مریض برای زندانی، آنجا دارند در آمریکا مردم شریف شیعه ایرانی و غیرایرانی دارند زندگی شان را می کنند ولی تمام دغدغه دارند همیشه بخشی از اموال شان را جدا می کنند برای فقرا، یا آن طرف چقدر خوب دارند کمک می کنند در آمریکا در اروپا چقدر نیازمند است استاد دانشگاه هستند شخصیت های بزرگ هستند از بقیه کمک جمع می کنند اصلاً خجالت هم نمی کشند که بگویند من استاد دانشگاه هستم حالا بروم بگویم یک دلار بده دو دلار بده این کارها را می کنند با چه روح الهی جمع می کنند بعد می گویند ما ماه به ماه غذا و لباس می خریم می رویم در اردوگاه های مسلمان های فقیر اعم از شیعه و غیر شیعه آنجا اردوگاه دارند می رویم به آنها کمک می کنیم. اصلاً باید بخشی از ذهن پول و امکانات و زندگی انسان وقف دیگران باشد هیچ کس این وسط حق ندارد امام رضا علیه السلام فرمود که بهترین زندگی زندگی است که دست بیشتری در این زندگی باشد. دیگران هم در این زندگی سهم داشته باشند. علت اینکه بسیاری از مشکلات در زندگی ما است این است که زندگی های ما بی برکت است کسی در آن سهمی ندارد. از عاطفه اش از پولش از معنویتش، از امکاناتش از آبروی این خانواده هیچ کس استفاده نمی کند فقط خودمان استفاده می کنیم. این خیلی بد است که انسان خروجی نداشته باشد جاری و تولید کننده و مولد نباشد. خیرات و برکت از او نیاید. من خدا شاهد است هیچ کس را به اندازه طلبه ها ندیدم که اینطوری باشد طلبه ها را دیدم یک شهریه طلبگی می گیرند خیلی کم به خودشان و زن و بچه شان نمی رسد به والله در این عمرم من هیچ کس را به اندازه طلبه ها ندیدیم که با آن شهریه کم که ما خیلی کوتاهی کردیم در حق طلبه ها و روحانیت در این شهریه ای که می گیرند با اینکه به هزینه خودشان هم نرسد ولی همیشه خروجی برای چند نفر داشتند و این خیر و برکت می آورد. به قول خودشان که می گویند و درست هم می گویند نان طلبگی خیر و برکت دارد. همینطوری هم است فقط خودشان هم مصرف نمی کنند می گویند حالا همین کم هم که است بگذاریم برای دیگران هم برسد. اینجاست که خدا رحمتش را شامل می کند می گوید این چقدر لیاقت دارد دارد شبیه من می شود پس بیشتر کمکش کنم. ولی کسی که از پدر و مادرش خودش دریغ می کند زنی که به شوهرش می گوید هزینه پدر و مادرت نکن یا مردی که مانع می شود از زنش که هزینه پدر و مادر و خواهر برادرهایش بکند بخل می ورزد اجازه نمی دهم راضی نیستم اینها در زندگی عفونت و نکبت می آورد بلا می آورد در زندگی. ما باید کمک کنیم به همه که این زندگی خروجی داشته باشد یک عده ای از قبل این زندگی به یک آرامش و رفاهی برسند بخل نکنیم. چون واقعاً زندگی نکبت می شود در آن تنفر و خشونت و ظلم می آید. مریضی می آید این کار خوب نیست پس نصرت خیلی مهم است حضرت فرمود هیچ مومنی نیست که برادرش را خوار کند و تنها بگذارد برادرش را و او میتواند این کار را کند مگر اینکه خداوند در دنیا و آخرت تنهایش می گذارد اگر خدا نیاید وسط کمک ما و خدا بگوید به من چی، این بنده خدا اگر همه دنیا پشتش باشد بدبخت است. دیدید شما آدم های بزرگ دنیا را که از نظر دنیا بزرگند و در آخر به نکبت و گرفتاری و خواری و ذلت دچار شدند در اوج ثروت و قدرت و اوج محبوبیت به خواری افتادند. برای اینکه اینها و خانواده هایشان آدم های بخیلی بودند. گفت آمدم حج رفتم خدمت امام کاظم حضرت نپذیرفت من را آن آدم حضرت آمد گفت حضرت شما را نمی پذیرد. گفتم من رفیقش هستم خیلی صمیمی هستیم با هم بگو من فلانی هستم این یک پستی هم داشت امام فرمود که یک شخصی آمد در خانه ات از تو کمک خواسته تو کمکش نکردی تا نروی از او معذرت خواهی نکنی کارش را حل نکنی اینجا نیا. امام رضا هم همینطور که اگر کسی بتواند کمکی کند و نکند من نفرینش می کنم. یک شیعه را یک مسلمان را رها کند اگر بتواند کمک کند خدا رحمت کند شهید مظلوم بهشتی را وقتی به نمایندگی از آیت الله بروجردی رفتند آلمان هامبورگ خوب آنجا ولی فقیه آنجا بودند ولایت فقیه یک امری است که در طول اسلام همیشه بوده مال آسمان است چیز زمینی نیست ولایت فقیه را خدا گذاشته نماینده هایی می فرستادند به شهرها، ولی فقیه آنجا جانشین امام در آن شهر بودند ایشان رفت آنجا ولی فقیه آنجا بود، خوب کمک می کرد به شیعیان آنجا دانشجویانی که آنجا درس می خواندند به مسلمانها کمک می کرد. یک نفری گفت که من می رفتم از آقای بهشتی پول می گرفتم بعد از مدتی عذاب وجدان گرفتم رفتم به او گفتم که ببخشید من از شما پول می گرفتم کمک احتیاج داشتم ولی من یک چیزی می خواستم بگویم که من مسلمان نیستم من جز اقلیت های مذهبی هستم شهید بهشتی گفت می دانم اشکالی هم ندارد. حلال است حلال است. انسانها خیلی حرمت دارند. گفت برگشتم رفتم در خانه طرف عذرخواهی کردم گفتم ترا خدا من را حلال کن من اشتباه کردم کمکت می کنم من برگردم امام من را بپذیرد طرف گفت حلال برو بخشیدم. او گفت نه اینطوری نمی شود سرش را گذاشت روی پای طرف و او هم خیلی ناراحت شد سرش را گذاشت گفت پایت را بگذار روی صورت من این صورت من را له کن. آنها هم گفت خجالت بکش این کار را نمی کنم. گفت نه تا این کار را نکنی نمی روم پیش امام. آدم بزرگی بوده که امام با او این طوری کرده. پایش را می گذارد و بعد می رود پیش امام و امام با لبخند از او پذیرایی می کند.
لبخند خدا و لبخند فاطمه زهرا و لبخند اهل بیت را جذب می کنی آدم لبخند آسمان را به چی بفروشد بخل کنیم به دیگران وقتی می توانیم کمکی کنیم و باری از رو دوش کسی برداریم بخاطر تنگ نظری بخاطر حسادت بخاطر بداخلاقی بخاطر نمی دانم دنیا و جهنم دنیا بخل کنیم آن طرف هم اخم می کند به تو. دنیا اخم می کند به تو، آن طرف هم اخم می کند به تو خدا هم تنهایش می گذارد هم در دنیا و هم در آخرت. هر چه تلاش می کند می بیند برکتی نیست بعد می گوید خدایا چرا من مریضی گرفتم بدبخت شدم غم در دلم است چرا اضطراب دارم چرا ناآرامی دارم چرا گریه ام بند نمی آید چرا افسرده شدم چرا حال معنوی ندارم چرا سرطان گرفتم چرا این مشکلات آمده سراغم.... چرا که تو یک آدم بی مصرفی هستی بخیل هستی که آدم های دیگر برای تو ارزش ندارد ما باید از چشم الله به انسانها نگاه کنیم. از چشم یک آقا و یک خانم که این نگاه نگاه حیوانی است نه خدا این بنده را چطوری می بیند ما هم همانطوری ببینیم. این مال دنیایش است که انسان نکبت و بدبختی می آید آخرتش را هم فرمود که اگر این مومن بهشتی هم باشد خدا حتماً یک ماری را می فرستد در بهشت بزند او را. یک بار سهمیه نیش مار دارد در بهشت خیلی عجیب است. یعنی در بهشت صفایش را می کند لذتش را می کند ولی هر روز یک مار می آید و می زندش و آنکه آن نیش مار آنجا چه می کند با آدم.
تو می توانستی فلانی را کمک کنی بخل کردی تنگ نظری کردی خساست به خرج دادی بدجنسی و بدقلقی کردی چرا؟ انسانها حرمت دارند پیش خدا بنده خداست مخلوق خداست برای خدا خیلی عزیز است آیه خداست هر انسانی آیه ی خداست. قاعده که یادتان نرفته هو أنت. هو رسول الله، هو الله، ما با خدا طرفیم در ارتباط مان با آدمها. چرا اینقدر حسادت، چرا اینقدر بخل و بدجنسی و خشونت این اصلا خوب نیست خوب ما قدر خذلان را انتخاب می کنیم یعنی کمک نکردن خوب خدا چه کار می کند؟ خدا در دنیا تنهایت می گذارد این قدر به من چه را انتخاب کردی خدا هم می گوید به من چه. دنیا به من چه آخرت به من چه. آخرت اگر ... دنیا را خدا بگوید به من چه این طرف بیچاره است چه برسد به آخرت که خدا بگوید به من چه این فرد از شب اول قبر گرفتار است. خدا می گوید تو اصلاً تحت ولایت من نیستی تو امامت شیطان است مادرت هم جهنم است. فامه هاویه مادرت جهنم است برو با مادرت و شیطان که ولی ات است کنار بیا. وای به حال کسی که خدا به او بگوید تو بنده من نیستی. خیلی احتیاط بکنیم در ارتباط مان بادیگران. که یکموقع خدا ما را از ولایت خودش خارج نکند. به همسرتان به بچه هایتان به پدر و مادرتان ظلم نکنید به همسایه ها به دیگران به زیردست به همکار، به رئیس به مدیر گاهی وقتها کارمندان به روسای شان ظلم می کنند شاگردها به استادهایشان ظلم می کنند. خدا بگوید تو بنده من نیستی دیگر اوضاع خیلی خراب می شود. خذله الله فی الدنیا و الاخره. این بحث نصرت بود. یک داستان دیگر بخوانم:
داریم که از مهاجر و انصار دوتا جوان به جان هم افتادند اختلاف داشتند یکی شان داد زد آی مهاجران بیایید به داد من برسید یکی دیگرش داد زد آی انصار بیایید به داد من برسید داشتند یار کشی می کردند سر و صدا راه می انداختند پیامبر رسید فرمود این حرفهای جاهلی چیست چرا دارید فتنه انگیزی می کنید چرا دارید جنگ راه می اندازید بعد یک کسی آمد به پیامبر گفت نه جنگ نیست. گفت چیست گفت این دوتا جوان با همدیگر دعوایشان شده حالا یاری می خواهند پیامبر فرمود اشکالی ندارد بعد پیامبر یاری را اینگونه توصیف می کند فلا بعث اشکالی ندارد حتماً باید شخص برادرش را کمک کند چه برادرش ظالم باشد. برادرت بوده شوهرت بوده همسرت بوده اتفاقی افتاده ظلم کرده کمکش باش. ظالم را کمک باش مظلوم هم است کمکش کن، فرمود ان کان ظالماً فلیننه فان له نصرٌ خیلی قشنگ است که اگر این شخص ظالم است ستمکار باشد باید او را باز بدارد این کار رانکن این کارت ظلم است نگذاریم که برادر دینی ات ظلم کند الان دارد به زن و بچه اش ظلم می کند برو نگذار برو به کمک برادرت اینجا یک جنگ نیست با او بنشین با زبان نرم با دوستی و مهربانی با هدیه خریدن این ظلم نکند دختر است دارد در حق شوهرش ظلم می کند به دخترت تذکر بده چون اگر این الان ظلم کند فردا جهنمی می شود. بچه ات است دارد ظلم می کند به کمک بچه ات برو نگذار ظلم کند نه که دفاع کنی از بچه ات نه بچه ام بوده کرده که کرده دفاع بیجا و تعصب بی جا، بگو بله بچه من اشتباه کرده شوهر من اشتباه کرده زن من اشتباه کرده اشتباه از پدر و مادر من بوده برادر من بوده درست است ما هم کمک میکنیم که این ظلم برطرف شود یک ظالم را اینطوری کمک کنید که دوستش داشته باشید. یکی از دوستان یک عزیزی برایت خبر بد آوردند یک گناهی کرده یک معصیتی کرده یک ظلمی کرده تو دیگر کینه اش را به دل نگیر بروی با او بجنگی تو برو رفاقتی و دوستی او را از آن ظلم بازدار. بنشین با مهربانی با او صحبت کن نصیحتش کن خیرخواهی داشته باش. وعده های الهی را بگو آخرت را به او تذکر بده خودت هم کمک کن دلش را به دست بیاور دست از آن ظلم و تجاوزش بردارد. نه اینکه تا این اتفاق افتاد ما بریم و حمله کنیم او را ضایع کنیم. این رواج ظلم است برویم کمک کنیم به حل مسئله. حل مسئله مهم است فرمود بله کار خوبی است اگر ظالم باشد باید به دادش برسی و آن هم با بازداشتنش از ظلم. این هم یک نصرتی است و یاری است. اگر هم که مظلوم است شما باید کمک برادرت بکنی اگر واقعاً یک جایی مظلوم واقع شده وکمک می خواهد برویم کمک عزیزمان. شما در آمریکا دیدید مردم آمریکا و اروپا خیلی هایشان آدم های شریفی هستند آدم های عادی شان آدم های شریفی هستند آنجا کشور خودش است می بینی که برای فلسطینی ها ویمنی ها برای افغانی ها راهپیمایی راه می اندازند پلاکارت می زنند دارند به وظیفه انسانی اش عمل کند و پیش خدا عزیز می شوند. هیچ کس هم نیست به اینها بگوید شما دارید الان در زندگی خودتان چه کار دارید با یمن و افغانستان و عراق چرا علیه دولت خودتان تظاهرات می کنید که جنگ نکند میگوید خوب این ستم و ظلم است آزاده هستند. ما هم در کشور خودمان باید این طوری باشیم. روز قدس راهپیمایی می گیریم میگوید به من چه. کمترین کارت روز قدس این است که بیایی به خیابان. به من چه روز قدس، 22 بهمن به من چه، یک جایی زدند مسلمانها را در عربستان کشتند یک راهپیمایی می خواهیم بکنیم در مجلسی شرکت کنیم می گوید به من چه. خوب خدا هم ترا تنها می گذارد کمک مردم یمن کمک اقتصادی می توانید بکنید بکنید قلم می خواهید بزنید بزنید. یک کار هنری می توانی بکنی یک کاریکاتور می توانی بکشی با این کاریکاتورت یک کمک کن یک تابلو می توانی بکشی یک قطعه موسیقی خوب یک کلیپ خوب می توانی درست کنی برای امام زمانت برای نصرت گرفتارها و مظلومان. و ان کان مظلوماً ... اگر مظلوم است باید به دادش برسی و کمک کنی.
الحمدلله رب العالمین