خانواده آسمانی 21/3/1394
بحث ما درباره ی حقوق اعضای خانواده ی آسمانی نسبت به هم بود،بحث حرمت جان وحال را به طور مختصر عرض کردیم،یکی دیگر از وظایف اخلاقی که ما داریم،از اولیاء دین در مورد آن سفارش شده است،پاسخ سلام هست.اینکه اگر برادری،مسلمانی به ما سلام کرد،واجب است که ما جواب سلام او را بدهیم.ما حالت قهر،حالت اینکه جواب سلام کسی را ندهیم،نداریم.این یک گناه و یک معصیت است.
اگر کسی به ما یک تحیتی فرستاد،سلامی کرد،ما هم باید جواب بدهیم و قرآن می فرمایید که حداقل اگر بهتر از آن نمی توانید جواب بدهید،مثل خودش را جواب بدهید.این یک نکته خیلی خیلی مهم است.یکی از چیزهایی که خیلی زشت است و خطرناک است و فشار قبر زیادی برای انسان می آورد،این هست که اگر کسی به ما رو می کند،به محبت،به عاطفه،به سلام.ما ضعیف تر از او جوابش را بدهیم.مثلا یک کسی به گرمی به ما سلام می کند و ما عادی جواب بدهیم.این خیلی کار خطرناک و زشتی است.بچه ها به پدر سلام بکنند،پدر گرمتر جواب ندهد،یا حداقل به همان اندازه گرم جواب ندهد.هر چه هم که باشد،دلخوری هم که از هم داشته باشند،حق ندارند این کار را انجام بدهند،چون کار بسیار زشت و خطرناکی هست.
خیلی باید حواسمان باشد که از لغزشگاه هایی که انسان فکرش را هم نمی کند که آسیب ببیند از آن،همین مسئله مهم است که اهل بیت انقدر به آن تأکید کرده اند که این مسئله،مسئله مهمی هست.عرض کردم مسئله فقط مسئله سلام نیست،مسئله بازدهی هست،بازدهی یعنی چه؟یعنی آن عاطفه ای که طرف مقابل برای تو خرج می کند،شما باید به اندازه آن برای طرف مقابل خرج بکنی و اگر این کار را نکنی،پایه ی معصیت ها،انحرافات و گناهان زیادی در این قضیه کاشته می شود، واگر قرار باشد این اتفاق نیفتد،ما موظفیم،اگر کسی برای ما هزینه ایی می کند، به همان اندازه برایش هزینه کنیم،و یا بیشتر برای او هزینه کنیم.این خیلی مهم است.
یعنی اگر از طرف کسی،حرکت اولیه صورت می گیرد،پاسخ ما باید حداقل به اندازه ی دهش او یا اراده ی او باشد.این را دقت کنید خیلی مهمه،حالا اول توضیح بدم"ان المسلم اخ المسلم" باز نگاه کنید این رمز و شاه کلید رو پیغمبر چه جوری به ما می گویید که حواست باشد تو با برادرت رو به رو هستی.حالا می گوید برادرت،نه اینکه خواهرت نباشد،اگر خانمی باشد، او هم خواهرت هست،فرقی نمی کند.بالاخره با عضو خانواده ی آسمانی ات روبرو هستی.این را خیلی حواستان جمع باشد،خب "اذا لقی هو رد علیه من السلام بمثل ما حیاهُ به اواحسن من ذلک " شما دینی را دارید که بزرگان این دین انقدر ریاضی و دقیق راجع به تمام مسائل ارتباطی انسانها مهندسی کرده باشند و به ما اطلاعات دقیق بدهند و راهنمایی کنند،اگر کسی سراغ دارد ،بگویید آقا من یک مربی،یک معلم،یک بزرگی، یک فیلسوفی،یک کسی را می شناسم که اینطور بی نظیر است.
پیامبر می گوید حواستان باشد که مسلمان برادر مسلمان است."اذا لقی هو " موقعی که ملاقاتش می کند چه اتفاقی می افتد "رد علیه من السلام " پس بدهد، " رد " یعنی برگرداندن.اگر سلام کرد به او جواب او را باید چه جوری بدهد "بمثل ما حیات به گ حداقل به مثل،به اندازه ایی که او به ما محبت کرده،سلام کرده.تن صدا،آهنگ صدا،عرض کنم خدمتتان که کلماتی که به کار برده،باید پایش بریزی این کلمات را.مثلا بگوید ما عاطفی نیستیم،ما سردیم،ما این جوری تربیت نشدیم.حالا توبی تربیت هستی که نباید بقیهتاوان بی تربیتی تو را بدهند.
خودت را تربیت کن،خودت رااصلاح کن.نمی دونم در خانواده ما این عاطفه ها نبوده،خب مثلا الان تو رفته ای در خانواده ایی ازدواج کرده ای،خانم شما بسیار گرم،بسیار صمیمی،بسیار با عاطفه،خیلی خوب برخورد می کند،مرد خشن،سرد،یخ،این اصلاً نمی شود،در مباحث معنوی توضیح داده ایم،در ملاقات اگر طرف لبخند دارد،تو لبخند نزنی باطن انسان شکل خرابی می شود.یک حیوانیت وحشتناکی بر آدم غلبه می کند.لبخند زد،لبخند بزن.دست بلند کرد به او دست بده.بغلت کرد،بغلش کن،بوسید،ببوسش.در روایت داریم وقتی که دو نفر دست می دهند بهم،گناهانشان می ریزد. وقتی دو نفر همدیگر را بغل می کنند،گناهانشان می ریزد.اینها انقدر در ارتباط مهم است.
بعد می فر ماید،وقتی که به هم دست می دهند،(این را چندین بار در این جلسه گفته ایم) دست خدا،یکی از این دست ها را فقط می گیرد،کدام دست را،آنی را که عاطفه اش بیشتر است، کینه اش کمتر است،مهربانی اش بیشتر است،مهر ورزتر است.وقتی می گوید دست خدا،شوخی نیست این حرفها.اگر یک کسی دستش به دست خدا بخورد خیلی اتفاقات برایش می افتد.ما باطن عرفانی و معنوی این قضیه را نمی دانیم که خدا به ما دست بدهد،یعنی چه؟ دست دادن خدا بیهوده نیست که.دو تا آدم بهم دست می دهند،بیهوده نیست اگر دستهایشان بهم بخورد،دست های هم را بگیرند،بیهوده نیست.خیلی اتفاقات می افتد،چه برسد به اینکه خدا دست انسان را بگیرد،خیلی اتفاقات می افتد اگر خدا دست یک کسی را بگیرد.این را دقت بکنیم،پس مسئله فقط سلام نیست،مسئله تمام بروزهای عاطفی هست که طرف مقابل می دهد.
مثلاً یک کسی با همسرش،با دوستش،با خواهرش، با برادرش،پیامک رد و بدل می کنند،یک کسی می بیند در پیامکش،هزار تا عاطفه ریخته،مهربانی ریخته،شکل های قشنگ ارسال کرده،بوسه ارسال کرده،اون یکی می بینی مثل ماست ،هیچی!خشک و فکر هم می کنند این خیلی خوب است که دیگران مدام پای ما عشق بریزند، محبت کنند،ما هم جواب ندهیم،یا بد جواب بدهیم یا بی خیال باشیم.این خیلی خطرناکه!
این باطن انسان را به وحشی ترین و خشن ترین و زشت ترین حیوانات تبدیل می کند.وقتی می گوید، سلام به شما دادند باید مثل آن یا بهتر جواب بدهی،با تُن قشنگ تر با حالتهای قشنگ تر.حالت بدن خیلی مهم است.یکی از زبان های مهم دنیا،زبان بدن است.یک کسی هست می بیند،سلام هم می کند،اما حالت بدنی اش،حالت نگاهش،حالت چهره اش یک جوری هست که از نخوت،از قهر،از تکبّر،از سردی،از جهنم سخن می گوید،این یعنی جهنم.این یعنی حیوانیت.این یعنی وحشی گری،یعنی خشونت.
می گوید نه من اصلاً هیچ بی احترامی به او نکرده ام،به همسرم هیچ بی احترامی نکرده ام.می گوید خب رابطه ام با او سرد است،این از کتک بدتر است که،این از وحشی ترین رفتارها بدتر است.فحش به او بده ولی اینجوری رفتار نکن.این وحشیانه تر است،این غم انگیزتر است،خشن تراست.نمی دونم،من جوابش را ندادم،باهاش سردم،پدرو مادر،خواهر و برادر،هر کسی که باشد،این رفتار،رفتار وحشیانه ایست.خدا برای ما این را نمی پسندد.می گوید یا مثل عاطفه ای که پای تو می ریزد،پایش بریز،یا باید بهتر جوابش را بدهی.
آدمهای بزرگ بهتر جواب می دهند.آدمهایی که به خدا نزدیک ترند،بهتر جواب می دهند.آدمهایی که فهمیده اند و انسانند،طرف آنها در تمام ارتباطات خداست.آدمهایی که دنیا را باشگاه می بینندو انسان های اطرافشان را حریف های تمرینی خودشان می بینند.آدمهایی که انسان ها را بندگان خدا می بینند " هو انت " را می فهمند که یعنی چه؟ می فهمند هر محبتی را که پای بنده ی خدا بریزی،اول خدا دریافت می کند،اهل بیت دریافت می کنن،بعد خود این طرف.هر نگاه محبت آمیزی،هر کلام محبت آمیزی،هر احترامی،هر ادبی می دهی،اول جذب خدا می شود،در نظام خلقت بهشت برای تو خلق می شود.
اول جذب الله می شود،این محبت تو.اول آن را رسول خدا دریافت می کند،بعد همسرت و پدر ومادرت.وقتی خشونت،سردی،تندی،تلخی داری،اینهایش به خدا می رسد.خیلی خطرناک است که آدم با خدا این جوری برخورد می کند.این را یادتان باشد،برخورد با بندگان خدا،برخورد با خداست،برخورد با اهل بیت است.این را یادتان نرود.خود دانید،حجت تمام.با شوهرت هر جوری رفتار کنی،خدا آن را می گیرد،اهل بیت می گیرند،حضرت زهرا سلام الله علیه می گیرد.با زنت هر جوری رفتار کنی،خدا می گیرد،اهل بیت می گیرند،امیرالمومنین دریافت می کند.خوب بدهی،خوب می گیری.بد بدهی،بد می بینی در دنیا و آخرت.پس سردی بی محلی،تندی،خیلی خطرناک است.زود رنجی ،حساسیت،این ها وحشیانه ترین رفتارهایی است که یک نفر می تواند داشته با شد.
یک موقعی هست یک کسی داد می زند،یه چیزی می گوید،شاید دستی بلند کند ولی مهربان هم هست،با عاطفه و گرم هم هست.یک کسی می بینید نه،کتک هم نمی زند،بی ادبی هم نمی کند،حرف زشت هم نمی زند،اما مرده است!بی عاطفه است پاسخگو نیست،داده های همسر را نمی تواند جواب بدهد.این خیلی آدم وحشی هست،خیلی آدم خطرناکیه!چطور می گویید فلانی برای ما یک ظرف آش آورد،ما هم یک ظرف آش بهش می دهیم.
خانمها را دیده اید،خانمهای مؤدب،که آداب بلدند.همسایه یک ظرف آش آورد،حالا ما که آش نداریم به او بدهیم،ظرفشان را می شویند،تمیز می کنند،خشک می کنند و چهار تا میوه ایی،آجیلی و نباتی،چیزی توی ظرف می گذارند و هدیه می دهند که دست شما درد نکند برای ما غذا آورده اید.می گویدهمیشه تو پاسخ بهتر بده. اگرعزیزی برای توهزینه کرد مثل آن یا بیشتر برایش هزینه کن.
یک هدیه ایی برایت آورد،مثل آن هدیه یا بهتر از آن بهش هدیه بده.صد هزار تومان آورد شما صد هزار تومان بده.نه اینکه نود هزار تومان به او هدیه بدهی،فکر کنی،زرنگی کردی.سر خودت کلاه رفته است.سر خودت را کلاه گذاشته ای.صد هزار تومان بده،یک ذره بیشترش هم کردی بهتر.دستت بازتره،هر چی بیشتر بهتر.هر چقدر که شما وسعت می دهید،هر چقدر با کرامت برخورد میکنید،و هر چه قدر شما بزرگوارانه تر رفتار می کنید،خدا به شما خیر و برکت می دهد. در همه چیز همین طور است.
یک آدمی که لبخند را به دیگران هدیه می کند.یک آدمی که می تواند دیگران را ببوسد،می تواند به دیگران دست بدهد،می تواند در آغوش بگیرد،می تواند لبخند بزند ومی تواند لطیفه بگویید و دیگران را بخنداند.مهم تر از خانواده و پدر و مادر ما چه کسی است که از بذله گویی ما استفاده کند.بخندد.غریبه ها؟!بیرونی ها؟!تو که این همه داری بیرون دیگران رامی خندانی،درخانه باید زن وبچه ات بیشتر ازتو بخندند.خانواده ات باید بیشتر شاد باشند.میبینی خانم با غریبه ها خیلی خوش و بش می کند و راحت است.خیلی متواضع،خوب،بگو بخند،خوش...بعد با شوهرش مثل برج زهر مار می ماند.با خانواده همسرش بد رفتاری می کند.با مادر شوهرش،پدر شوهرش،مادر زن،پدر زن،این ها که حقشان بالاتر است.پدر همسر،مادر همسر،مثل پدر و مادر واجب الاحترام هستند.چرا باید بقیه او را داشته باشند اما داخلی ها نداشته باشند.
خیلی خطرناک است یک همچین وضعیتی پس دقت کنید،مسئله فقط سلام نیست،اگر پیغمبر پایین تر از سلام یک چیزی داشت می گفت.سلام پائین ترین است که اگر یک کسی به شما سلام کرد به اندازه ی سلامش با او گرم برخورد کنید.بیشتر هم کردید بهتر.این ها را عمل می کردند.این ها را تمرین می کردند، اصحاب. گفت، " سلام علیکم" ،تو هم بگو "سلام علیکم و رحمة الله"،گفت "سلام علیکم و رحمة الله" بگو "سلام علیکم و رحمة الله و برکاته".حضرت سلام کرد طرف جواب حضرت را اینجوری داد،گفت:" سلام علیکم و رحمة الله و برکاته" حضرت فرمود: تو دیگه چیزی برای من نگذاشتی،تکمیلش کردی.
خیلی خوبه!شما بیشتر،شما بیشترگرمتر،شما صمیمی تر.چون وقتی کسی خروجی رحمانی بیشتری دارد،به چه کسی نزدیکتر می شود؟به رحمان نزدیکتر می شود.وقتی کسی خروجی رحمانی ندارد،خروجی رحیمی ندارد،چطور می تواند نزدیکتر شود.ماه مبارک دارد می آید حواستان جمع باشد.از الله شما بگیرید تا پایین ترین اسم خدا،هیچ اسمی را شما دریافت نمی کنید،جوشن کبیر را قبلا گفته ایم،اسم های خودتان است.جوشن کبیر را گفته اند مستحب است که شبهای قدر خوانده شود،نه اینکه مخصوص شبهای قدر است.شما غیر ماه رمضان هم بخوانید.خیلی این جوشن کبیر عالیست وقتهای دیگر هم خوانده شود.
خب اینها اسمهای خودت است.شرافت تو به تعداد اسمهایی هست که از خدا داری.چند تا اسم از او داری الان.وقتی بمیری چند تا می بری با خودت.این ها ثروت های توست.وقتی بمیری بچه هایت،همسرت،خانه ات،اتومبیل ،ویلا و مدارک تحصیلی ات و شغل و پولهایت که به دردت نمی خورند.این ها وبال گردنت می شوند.تعداد اسمهایی که شبیه الله هستی و به درد سلطنت در آخرت می خورد و باید با آن در آخرت کار کنی،آنها سرمایه تو هستند.چند تا اسم داری؟این نکته را من قبلا عرض کرده ام،یک رمز خیلی مهمی است.هیچ اسمی از اسماء خدا را انسان نمی تواند دریافت کند،مگر اینکه زمینه بسازد تا آن اسم رویش کند.
زمینی است مثل خاک.شما تا بحال دیده اید که دانه ای در غیر خاک رشد بکند.باید در زمین باشد و باید در ظلمات زمین رشد کند.همین جوری اگر شما یک دانه را در کف دست بگیرید یا در یک لیوان بگذارید،رشد که نمی کند.آن خاکی که همه ی اسماء الله از وجود انسان رویش می کند،باعث می شود که انسان به اسم برسد،رحمانیت است.اگر کسی رحمانیت نداشته باشد،غفور وعفو هم نمی شود،ستار هم نمی شود،کریم و جواد هم نمی شود.اگر می خواهی جواد بشوی اول سعی کن به اندازه ی جواد بودن رحمانیت داشته باشی.این خاکی که تو تهیه کرده ای،خاک مناسبی باشد تا جواد از توی آن دربیاید.رحمان در بیاید،کریم و غفور در بیاید.ستار در بیاید.ولی وقتی که شما خاک آن ها را تهیه نکرده اید.مثل این است که من یک گلدان بگیرم،توی ان بذر بریزم و مدام آب بریزم.فایده ندارد،این خاک ندارد،ظلمات ندارد،این باید برود در ظلمت، در تاریکی قرار بگیردتا بتواند باز شود.شکوفا شود.این خاک می خواهد،رحمت می خواهد.مهربانی باید به پای آن بریزی.
اما تو مهربان نیستی،تو خشنی تو بد دهنی،بد اخلاقی و زمخت،تو برج زهر ماری! می گوید بابای خدابیامرزم هم همینجوری بود.بابای خدابیامرزد تو فشار قبر الان پدرش دارد در می آید.این جوری بوده؟وای به حال بابات که اونجاست،الان مرده،مادرمون اینجوری بوده،اونه هم آدمهای این جوری بوده اند.خب بوده اند که بوده اند،تو نباش. "اولوکان آیائهم لایعقلون شیء ولایهتدون " بابای شما هر خلقی داشت،بگوییم خب وراثتی است به ما هم رسیده است.وراثت چیست؟ ما می توانیم به وراثت غلبه کنیم.
انسان تمام وراثت های منفی خانواده اش را می تواند بگذارد کنار.ما با خدا طرف هستیم.مگر نمی گویید ارث تأثیر دارد؟پس امیرالمومنین مگر بابای شما نیست.امیرالمومنین در شما دمیده نشده؟خب دمیده شده.فاطمه زهرا در شما نیست؟یعنی ما از حضرت زهرا چیزی نداریم؟خدا می گوید،من از حضرت زهرا در شما دمیده ام پس چرا از این ارث نمی برید؟ارث یعنی چه؟یعنی سهمیه ی اسپرم و تخمک دیگر.یعنی DNA,RNA اینهایی که الان هست.خب اینها برای بخش زمینی ماست،من از الله چیزی در وجودم دمیده شده است یا نه،که غلبه کند بر همه ی صفتهای بدی که پدر یا مادرم به من داده،یا محیط به من داده،یا ترک بودن و لر بودن،کرد بودن،بلوچ و عرب بودن به من داده است.همه را می توانم به آن غلبه کنم.
ما عرب هستیم،خب عرب باشید.هستید که باشید.یک کسی بخواهد روی عرب بودن خودش بماند جهنمی می شود! ما تهرانی ها،ما لرها،ما کردها،ما فارس ها،ما نمی دانم... عراقی ها،افغانی ها،ما ایرانی ها،این جور چیزها یک بت است.خیلی خطرناکه!من قبل از اینکه ایرانی و افغانی،زن و مرد،کرد واینها باشم،قبل از اینها من بچه فاطمه الزهرا(سلام الله علیه) هستم.بچه ی امیرالمومنین علیه السلام هستم.من از اینها ارث دارم.خدا خودش در قرآن فرموده است که:من دمش اینها را به شما داده ام.پس چرا از مادرم ارث نمی برم؟!چرا از این پدر آسمانی ارث نمی برم؟!ارث این ها نباید در من فعال باشد؟
آیا ارث این پدر و مادر زمینی که یک نطفه نجسی را به ما تحویل داده اند،تا ما از توش درآمده ایم،این ارث این قدر تأثیر دارد؟ می گوییم،آره،ارثیه دیگه من پدر خدا بیامرزم اینجوری بوده،منم اینجوریم.نه می رود پیش دکتر،نه پیش روانپزشک،نه مشاوره،می رود هم عمل نمی کند،می گوید ارث است.این دیگه اثر می گذارد،ارثی می مانده. نه بابا ! ارث این جوری نیست.ما به ارث می توانیم غلبه کنیم.
لذا حضرت فرمود؛مردم به سلاطین شان،به مدیرشان،به کسانی که به آنها تسلط دارند،بیشتر شبیه هستند تا به پدر و مادرشان.فقط یادتان باشد،من اگر بخواهم به زبان امروز کلام امیرالمومنین را ترجمه کنم،زبان تخصصی به شما بگویم به زبان کاملاًّ تخصصی و ریاضی.امیرالمومنین می گوید؛مردم به الگوهایشان بیشتر شبیه می شوند تا به پدر و مادرهایشان.آدمهایی که الگوهای بد انتخاب می کنند،پدر ومادرهای خیلی خوبی هم داشته باشند،شبیه الگوهایشان می شوند.می بینید،مادر نورانی، پدر نورانی،مگر نوح نبود.حالا همسرش نمونه کفر بود.
امام هادی مگر نیست،یک خانم دارد،همان خانم چند برادر به دنیا می آورد،یکی از آنها امام حسن عسگری علیه السلام می شود،یکی هم می شود جعفر کذاب.الگویت کیست؟رفقایت که هستند؟با چه کسانی می پری؟دوستانت که هستند؟میاد تمام ارث های خوب و قشنگی را که از پرت و مادرت گرفته ای،همه را رفیق بد نابود می کند.دوست بد نابود می کند.همنشین بد ارث را نابود می کند.میراث های قشنگ... ما از خدا میراث داریم.روح خدا در ماست.روح چهار ده معصوم در ما وجود دارد.
وقتی دوست بد؛محیط بد، رفیق بد انتخاب می کنیم؛الگوی بد این روح را خفه می کند.تو رفتی آزاد، وایبر و واتس آپ و همه چیز در خانه داری،استفاده هم می کنی،بچه ات هم دارد استفاده می کند،ماهواره هم گرفته ای،گذاشته ای در خانه،بعد می گویی چرا بچه من اینجوری شده است؟! خب تو داری تمام نور خدا را در بچه ات می کشی.بعد هم می خواهی نورانی باشی،می خواهی سر سجاده ات ایستادی به آسمان بروی!می خواهی وقتی به سجده رفتی،سرت روی پای خدا برود؟نمی رود!چون تو قبل از آن با خودت خیلی بد رفتار کرده ای. درست رفتار نکردی با خودت.این هاست که این ژن های الهی درون ما را دانه دانه،نابود می کند.اسم هایی که شما در جوشن کبیر می خوانید،همه ی چیزهایی هست که ژن آن درون ماست.خب،کو؟پس چرا رویش نمی کند.چون ما خفه اش می کنیم.
ما می رویم برای آن رفقای بد،محیط بد،لقمه ی بد،دوستان بد،دیدنی های بد و شنیدنی های بد،مسافرتهای بد انتخاب می کنیم.خاک نیست در آنجا،پس رویش نمی کند.خاک ها را از بین برده اییم.خب این درون شما هست اما رویش نمی کند.برو خاک آن را تهیه کن.خاک آن رحمانیت است،خاک آن مهربانی است.خشونت،بد اخلاقی،تندی، زود رنجی،حساسیت،عصبانیت،سر دنیا دعوا کردن،دنیا دوستی،دنیا گرایی،اینکه ما زنانگی و مردانگی و دنیایمان را به بخش انسانی مان غلبه بدهیم.خب،باب غصه ها،ناراحتی ها وحوادث ونکبت هم باز می شود.
حالا در قضیه زنانگی و مردانگی شما یا قضیه حیوانی شما،یک اتفاق افتاده است.چیه؟بابام مرده،مادرم مرده،فلان کس ام مرده است.این ها بخش حیوانی است دیگر.مرده دیگر چیست؟مرده که نداریم ما!از دنیا می رود به رحمت خدا،از یک رحمت یک درصدی به یک رحمت نود و نه درصدی می رود.خب آیا جای بدی رفته است؟حالا این می آید در تمام بخش های انسانی و اخلاقی من اثر زشت می گذارد.خب این خیلی خطرناک است.یک طلاقی اتفاق افتاده است.خب حالا افتاده.مال بخش جنسی من است.بخش حیوانی من است.بنشینم هی غصه بخورم. وقتی غصه می خوری یعنی این از داشتن خدا برایت مهم تر است.
تو با داشتن خدا چرا شاد نیستی،تا با داشتن یک زن و شوهر.تو با داشتن مادری مثل حضرت زهرا سلام الله علیه،با داشتن آباء و اجداد،با داشتن رفقایی مثل اهل بیت،با داشتن رفقایی مثل انبیاء که یک میلیارد،بی نهایت بیشتر از یک شوهر،یک زن،پای تو عاطفه می ریزند و دوستت دارند،بیشتر از بچه های زمینی ات پای تو عاطفه می ریزند و دوستت دارند،چرا اگر شوهرت یا زنت بی محلی کرد یا رفت،احساس می کنی،تمام دنیا خراب شده،من حالا باید یه گوشه ای بنشینم و غصه بخورم.این برای این هست که،چرا اینطوری می شود و خدا دیگر به دادت نمی رسد؟
چون خدای تو خدای واقعی نبوده.یک خدای افسانه ای برای خودت ساخته بودی،خدای تو بی عرضه است.آن خانواده ای هم که برای خودت از اهل بیت ساخته بودی،آنها هم همه ساختگی بوده است.حقیقی نیست،حقیقی باشند،اصل باشند،به قول امروزی ها اورجینال باشند،خدای اورجینال،خدای اصل،اهل بیت اصل،اصلا نمی گذارند انسان با یک حادثه ی دنیایی غصه بخورد،عصبانی بشود.گریه بکند،افسردگی و پژمردگی بگیرد.عمراً نمی گذارند.اگر برای تو می گذارند،پس برو آن خداهایی را که داری عوض کن.
امام صادق فرمود:این خداها، "مخلوق لکم،مردود الیکم" این ها توهمات شماست.این خدائی که عرضه ندارد،در غصه ها به دادت برسد.اهل بیتی که درغصه هابه دادت نمی رسند،این یک اهل بیت توهمی است.حضرت زهرات واقعی نیست،یک چیزی خودت از حضرت زهرا ساخته ای،همینجوری.اگر نمی توانی شاد باشی،اگر نمی توانی آرام باشی،اگر نمی توانی نشاط داشته باشی،اگر سر هر حادثه دنیائی عصبانی می شوی،دلشوره می گیری،هی غصه می خوری،نا آرام می شوی،پس دارائیهایت کو؟چون دارائیهایت شب اول قبر،جلوی همه ی عذابها و فشار قبر را می گیرد.غصه فشار قبر است.عزا فشار قبر است.زود رنجی فشار قبر است.عصبانیت فشار قبراست.احساس پوچی فشار قبر است.این ها می رود آنجا می شود،مار و اژدها و عقرب.
وقتی از اینجا می روی،چه کسی می تواند آنجا به دادت برسد؟خانواده آسمانی ات،خدایت. اما این خدا در دنیا هم به داد تو نرسید.این خدا در روابط زناشوئی،در ارتباط با خانواده همسرت،پدر و مادرت،دوستانت،همسایه داری،به دادت نرسید.پس این خدا کو؟می گوید من هر چه دعا می کنم خدا به دادم نمی رسد.پس داری یک خدای قلابی را دعا می کنی.خدای حقیقی اینجوری نیست.برای همین من در برنامه های همه عزیزان نوشته ام،اول روی یاد خدا کار کنند.مراقبت ماه مبارک که به آن اضافه می شود.
اول توحیدتان را قوی کنید.بعد دوره ی اردوی توحید،اردوی نسیم حیات،مباحثی که توحیدی هست.تا یک خدای واقعی اول پیدا کنید،بعد با آن زندگی کنید.بعد با آن عشقبازی کنید.بعد این خدا را عبادت کنید.ببینید جواب می دهد یا نمی دهد.خداهای ما نوعاً قلابی هستند.معصوم است که دارد می گوید:ساخته خودتان است. "مردود الیکم" این خدا به خودت بر می گردد.این خدا آویزان ریش خودت است،این خدا به دردت نمی خورد.خدای حقیقی اصلاً انسان را ول نمی کند.خدای حقیقی در تمام مشکلات می گوید من هستم،بی خیال!خدا رحمت کند استاد ما،آبت الله مجتهدی را.می گفت:آقا رسید،این نیز بگذرد.اینکه بنشینیم عزا بگیریم،چرا من این جوری ام،چرا من بدبختم،چرامن بیچاره ام.چرا فقط من... اینکه همه اش دروغ است.
خدا می گوید تو مرا داری،فاطمه زهرا می گوید تو مرا داری،امیرالمومنین می گوید؛تو مرا داری.دیگر غصه برای چه؟!ناراحتی برای چه؟!چیزی از تو گرفته شده است؟ خب بالاتر از آن به تو برمی گردد.ببینید پیغمبر رحمت است.پیغمبر مهربانی است.بابای ماست،اصل ماست و ریشه ی ماست. می فرماید: "لو تعلمون ماذخر لکم ما حزنتم علی ما ذوی عنکم" اگر شما می دانستید چه چیزهایی برای شما ذخیره شده است هرگز به خاطر چیزهایی که در دنیا به شما داده نشده و از شما گرفته شده است،غصه نمی خورید،هرگز حاضر نبودید غصه بخورید.
می گوید من بدبختم همین که تو می گویی من بد بختم،همین عامل سعادت و خوشبختی توست.چون ذخیره است برای تو.بارها عرض کرده ام ،اگر یک نفر چیزی از دستش رفت،یک ضریب بی نهایت می خورد.برایش می ماند.تا حالا دیده اید یک آدمی یک میلیارد تومان پولش را بردارد،بگذارد در بانک بعد غصه بخورد،بگوید عجب من آدم بد بختی هستم؛یک میلیاردش را گذاشته در بانک،سود روی آن می آید و غصه می خورد! که حالا یک میلیاردم نیست،در بانک دسته بانکی هاست.خب دست بانکی هاست،حالا آنجا چه به او می رسد؟مفتی در بانک گذاشته ایی؟وقتی رفتی سرمایه گذاری کرده ای،چیزی را از دست نداده ای.این را می فهمیم در دنیا،عقل مان می رسد که اگر یک میلیارد تومان،ده میلیارد تومان را برداشتیم،در بانک ریختیم،خودمان ساده تر زندگی کردیم،ولی می گوئیم ده میلیارد تومان در بانک باشد،غصه ندارد.خوشحال هم هستیم.کیف هم می کنیم.ولی وقتی که به خدا می دهیم.اعتماد نداریم،کیف هم نمی کنیم.
لذا حضرت فرمود مردم اکثراً در دنیایشان عاقل هستند،اما در آخرت شان احمق هستند.دقت کنید چه کلمه ای را حضرت به کار می برد .می گوید: در ارتباط با دنیایشان عاقل اند،می فهمند وقتی یک میلیارد تومان رفت آنطرف غصه ندارد.ولی نمی فهمند که اگر بچه اش رفت،اگر مشکلی بوجود آمد،اگر طلاقی اتفاقی افتاد،اگر سرطانی آمد،بیماری آمد،ورشکستگی آمد،مالت رو کسی برد،خب رفت آنطرف می ماند برایت.دیگر غصه چه چیزی را می خوری؟ماها،ایمانمان واقعاً ضعیف است.خداهایمان خداهای حقیقی نیست.با این خداهای ضعیف و قلابی نمی شود عشقبازی کرد،با اینها نمی شود پرواز کرد.
با این ها نمی شود وارد ماه رمضان بشویم.الآن ما به ضیافت کدام خدا می رویم؟ماه رمضان که می آید،چند نفر قند توی دلشان آب می شود؟یعنی انقدر که ازعروسی یکی از فامیل که معلوم نیست در آنجا چه اتفاقی می افتد،خوشحال می شوند،آیا از آمدن ماه رمضان خوشحالند؟الآن شادند که روزه هستند و در مهمانی خدایند؟چرا شاد نیستیم،برای اینکه آن خدایی که ما می خواهیم به مهمانی اش برویم،خدای ضعیف خودمان است.خودمان آن را ساخته ایم.مثل بت هایی است که بت پرست ها آن را می پرستند،مثل همین خدایان آمون که نهایتاً خودشان آن را به پایین پرت می کنند.آن موقع ها خدا را با خرما درست می کردند،یک موقع گرسنه شان می شد خدا را می خوردند!حالا بعداً یکی دیگر با خرما درست می کنیم.
ما همین جوری خدا را قورت می دهیم.ما دین مان را همین جوری قورت می دهیم.حالا قورتش می دهیم،بی خیال،ولش کن،قورتش می دهیم برود،تفش می کنیم برود.این چه جور دینی است؟ چه خدائیه؟چه معنویت ست؟اگر ما خدای حقیقی را شناخته باشیم،وقتی اسم ماه رمضان می آید،می شود ماه عسل. خوشمان می آید که ماه رمضان دارد می آید. از روز و از شب آن لذت می بریم. ماه رمضان دارد می آید.جشن است. یک ماه جشن. نمی گوئیم یک ماه بدبختی و گرسنگی،اَه،دوباره اومد!این برای آن است که خودت را نشناخته ای.لذا اصلاً خروجی نمی تواند داشته باشی.
ما باید خودمان را بشناسیم.وقت بگذاریم روی شناخت خودمان.باور کنیم خودی را که خدا به ما معرفی می کند.قرآن را باور کنیم.اهل بیت را باور کنیم.خانواده آسمانی را باور کنیم.عضویت را باور کنیم.ابدیت را باور کنیم.عشق بورزیم به حیات ابدی خودمان.جاودانگی را دوست داشته باشیم.دلمان باید روزی ده دفعه برای مردنمان تنگ شود.دلمان باید روزی صد دفعه یاد آنجائی که قرار است برویم،بیفتد.قرار است ما چند روز دیگر،چند سال دیگر برویم،اسمش که می آید باید ذوق زده بشویم.آخیش کی می شود؟عروسی است دیگر، "الموت عرس المؤمن" کسی که برای عروسی غصه نمی خورد.ما باور نکرده ایم که موت ما عروسی مان است.از آن می ترسیم چون آنجایی را که ساخته ایم،خراب کرده ایم.خودمان هم می فهمیم که خراب کرده ایم.
ببینید چقدر ساده پیغمبر می فرماید:سلام به تو کردند سلام کن.لبخند زد،لبخند بزن.بعضی ها اصلاً نمی توانند بخندند.اصلاً لبخند ندارند.همه اش زمخت،جدی وتند،همه اش گیر دادن،ایراد گرفتن،همه اش مچ گرفتن و... اینها چه فایده ایی دارد؟خود شخص چقدر آسیب می بینید.چقدر فشار قبر برای خودش ذخیره می کند.گناهی که به دیگران وارد می کند.سرجای خودش،خودش چقدر گرفتاری دارد.کسی که عذر پذیر نیست.فرمود؛بدترین،بدترین،بدترین آدمها کسانی هستند که عذر دیگران را قبول نمی کنند.
نه،دروغ می گوئی،نه اشتباه می کنی،نه من خودم می دانم،دائم می خواهند مچ بگیرند.حضرت فرمود:یکی از حقوق برادران بر تواین است،اگر آمد از تو عذر خواهی کرد،هرچند می دانی دارد دروغ می گوید،خودت را بزن به آن راه که من پذیرفته ام.اِ،فکر کردی من خرم،فکر کردی من نمی فهمه،آره خری!دور از جان خر،خیلی بدتر از خر!خرها مچ بقیه را می گیرند؟دور از جان خرها!البته قیامت خرها یقه ی ما را نگیرند.وحشی ها می روند مچ می گیرند،نه،من می دانم تو یک جور دیگر فکر می کنی،نه... دنبال همین چیزهاست.دنبال مچ گرفتن و خطا گرفتن و ایراد گرفتن وتو سر کسی زدن وهی نصیحت کردن ،هی سرزنش کردن و استاد بازی درآوردن.چه خبر است! داریم با هم زندگی می کنیم.
ببینید پیغمبر دست گذاشته است،چه جوری ما را می سازد.قیمت را آورد پائین،پائین،پائین،پائین.آورد با یک چیزی که البته آن هم قیمت دارد،سلام.سلام را توضیح داده ایم.ان شاءالله می رسیم به جامعه کبیره راجع به سلام خیلی حرف داریم.سلام! گاهی وقتها انسان یک نماز را شروع می کند به خواندن،در آن چقدر لذت و می ومطرب دارد.دل آدم می لرزد برای آنکه برسد به رکعت آخر،که بایستد چشم درچشم پیغمبر بگوید: "السلام علیک ایها النبی".فکر می کنید این سلام دروغ است،پیغمبر روبروی تو نیست و تو را نمی بیند؟یک بار پرده کنار برود،ببینی پیغمبر جلوی تو ایستاده است،توهم می گوئی "السلام علیک ایها النبی"جواب دادنش را بشنو.بخواهی می شنوی.
در تمرینات به شما گفته ام،تمرینات قرب به اهل بیت را شما انجام بدهید،می شنوید.جواب سلام می دهد،شخص دلش می رود برای اینکه کی نماز می شود،می خواهم بروم نماز بخوانم.تو برای پیامک یک نفر داری خودت را می کشی،که یکی به من پیام بدهد،یک کسی به من زنگ نزده،دیر زنگ زده،کی زنگ می زند. بابا! نماز،الآن می خواهی به رسول خدا سلام بدهی و رسول خدا می خواهد به تو علیک سلام بگوید.مگر پیغمبر خودش این حرف را رعایت نمی کند. تو می گوئی السلام علیک ایها النبی،پیغمبر چه می گویدبه تو؟پیغمبر چه می گوید؟بیچاره آن هایی که از نماز فرار می کنند.بعداً می فهمند که چه چیزی را از دست داده اند.نماز چه بوده.
"السلام علینا" به به! به به! آدم به خودش سلام کند،چه می شود." السلام علینا وعلی عبادالله الصالحین" بندگان صالح خدا،به همه آنها سلام. چه اتفاقی می افتد، با این سلامی که تو سر نمازخلق می کنی؟ "السلام علیکم و رحمة الله و برکاته" به به! به به! چقدر قشنگه!دیگر توی یک زندگی که نماز هست.خدا رحمت کند مرحوم آیت الله بهاءالدینی را،استاد ما می فرمود،یک کسی پیش او رفته بود و گله می کرد،از وضعیت زندگی اش،آقای بهاءالدینی ماشاء الله چشم برزخی قوی داشت،آدم باطن بینی بود.رفته بود جمکران یک حاجتی داشت،رفته بودآنجا،نماز امام زمان خوانده بود.در نماز امام زمان هم شما در دو رکعت می گوئید "ایاک نعبد وایاک نستعین"چقدر قشنگه!فقط تو،الگو!حرف و فرمول را از تو می گیریم.از کسی الگو نمی گیریم.سبک زندگی فقط از تو خدایا،کلاسم پائین تر از تو نیست. "ایاک" فقط تو. برنامه زندگی ام را فقط با تو تنظیم می کنم.
من مگر دلقکم،مگر میمونم،مگر نمی دانم آدم بی ارزشی هستم که بخواهم همین جور از این و آن تقلید کنم.نه،اگر بخواهم سبک زندگی بگیرم،خدا و معصوم است،والسلام.کمتر از آن قیمت من نیست.از هرکسی که تقلید کنی،به همان اندازه پائین می افتی.الگوی تو تا قامت و بعد قیامت،رهبر و امام توست.حالا هر کسی را خواستی الگو قرار بده.قیمت تو همان است.خلایق هر چه لایق. "ایاک نعبد و ایاک نستعین" چه آهنگی هم دارد.یک موسیقی خیلی قشنگ است.این ایاک نعبد وایاک نستعین،باهاش راه بیفت.ببین با دلت چه کار می کند.موسیقی آن چه می کند با آدم.
وقتی تسبیح را برمی داریوآن را حرکت می دهی،می گوئی"ایاک نعبد و ایاک نستعین"چه کارمی کندبا آدم.خب،این بنده خدا رفته بود،از اینهایی که می روند کَف می کنند و می گویند ایاک نعبد وایا ک نستعین،نمی فهمند چه می گویند،اصلاً چه شد،بعد هم رفته بود خدمت آیت الله بهاء الدینی گفته بود،من مشکل دارم،زندگی سخت است و...
آقای بهاء الدینی گفته بود،آیا یک کسی که جلوی خدامی ایستد وصد بارمی گوید "ایاک نعبد وایاک نستعین"مگر غصه هم دارد؟! یک کسی که به اجازه داده اند برود پیش خدابایستد وخداراباضمیر(تو)خطاب کند،شوخی نیست.(تو)"ایاک"بایستدجلویخداوبگوید(تو)،تو را،اینجوری حرف بزند.شما به پدرتان بگوئید تو ممکن است به او بر بخورد.آدم به چه کسی می گوید (تو)،هان؟!به که می گوید،تو؟به آنهایی که عزیزند به آنهایی که مثل آدم هستند.به آنهایی که نزدیکند و قرب دارند.(تو)! "ایاک نعبد وایاک نستعین" نماز.آقای بهاء الدینی می گفت،عشق عالم را کردی،پا شدی رفتی جمکران،وایسادی جلوی خدا ودویست بار گفته ای " ایاک نعبد وایاک نستعین" دیگر چه غصه ای داری؟
ما این را نمی فهمیم.بعد می گوید:آره،من واقعاً از دین زده شده ام،من از عقایدم برگشته ام،دیگر آن حس و حال را ندارم. چهل بار رفته ام جمکران دعا کنم،خدا بهم زن بدهد،نداد.دیگه بی خیال جمکران وامام زمان.اصلاً بدبین شدم به امام زمان وامام حسین.رفتم کربلا هر چه گفتم،نداد،اصلاً انگارنه انگار.واقعاً به امام حسین بد بین شدم.آخ،آخ،آخ ! با چه چیزی امام حسین را عوض کردی؟با یک نیاز بخش حیوانی؟!حال رفته گرفته،امام حسین هم به او داده است.سال بعد می رود می گوید،امام حسین من نادان بودم،تو چرا دادی؟کاشکی گوش نمی کردی امام حسین!
" بمثل ما حیاة به اواحسن من ذلک" قشنگتر،این قشنگتر یک رمز دارد،که در کجا می آید؟این قشنگترهبا ما چه کار می کند؟بهتر سلام دادن،بهتر مهرورزی کردن،حرفهای قشنگتر زدن،بهتر خرج کردن،قشنگتر خرج کردن،بیشتر هزینه کردن،خدمت بیشتری کردن به بقیه!این چه کار می کند؟ این نقشش چیست!این ذره ی اضافه چیست؟می گوید مثل آن برابر یا نه،اضافه.این اضافه می خواهد با من چه کار کند؟چه نقشی دارد؟کسی نمی گوید؟این اضافه با ما چه کار می کند؟این اضافه چیست؟ "السابقون السابقون" قرب می آورد برایت.عزیز می شوی پیش خدا.
می گوید این شبیه تر است،از برادرش شبیه تر است.از شوهرش شبیه تر است،از زنش شبیه تر است.از معلمش،از پدرش،از مادرش شبیه تر است به من.به به! اضافه هم قرب می آورد.فرمود:سرعت بگیرید،بعد فرمود چی بگیرید؟سبقت بگیرید. "سابقوا" از یکدیگر سبقت بگیرید.این از هم دیگر سبقت بگیرید،یعنی اضافه خرج کردن،یعنی مهربان بودن.پیامبر فرمود: "سید القوم خادمهم" در یک جمع آن کسی که بیشتر زحمت می کشد،سادات است،آقاست،سرور است.به خدا نزدیکتر است.
یک موقع یک خانم در خانه،از یک شوهر محترم و روحانی و مجاهد و عالم ومبارز،همه فکر می کنند این آقا،خیلی آقای بزرگی ست.اما نمی دانند که همسرش از این آقا خیلی بزرگتر است.شاید این زن خیلی هم نمودی نداشته باشد.معمولاًمردها،اکثر قریب به اتفاق شان،موفقیت شان برای همسرانشان است.چه کسی می تواند این را انکار کند.زن،نمود ندارد،اما در تمام ثواب های مرد شریک است.از خود مرد هم جلوتراست.آره!می گوید؛ما هالوئیم ها!داداشامون هیچ کدام برای پدر ومادرمون خرج نمی کنند،بابام مریض میشود،برادرم نمی برد،خواهرم مریض می شود،هیچ کس کار ندارد.این بابام هم فقط از من توقع دارند. باشد!از تو توقع داشته باشند.
"سید القوم خادمهم" بله "خادمهم".اگر با دیگرانش بود میلی،چرا ظرف مرا بشکست لیلی.برادرانت زرنگترند یا تو؟موقعیت بیشتر برای تو فراهم شده یا برادرانت؟حالا آنها فکر می کنند زرنگند می کشند کنار،تو برو جلو.تو بریز پای مادرت،عشق بریز پای پدرت،سخت هم هست،بله،بالاخره بی سختی که نمی شود.قرب می آورد.این سرعت است دیگر،این سبقت است.کی زمان بیشتری می گذارد برای پدر و مادر؟برای مادر زن،پدر زن،برای پدر شوهر و مادر شوهر؟برای خانواده؟برای همسایه ها؟کی بیشتر فدا می شود،کی بیشتر آب می شود؟این سبقت بیشتری دارد.آن مفت خورها و راحت طلب هاو آنهائیکه به قول خودشان کلاس دارند وخیلی عقب می ایستند تا بقیه همه خدمت بکنند،اتو کشیده می آیند و می روند،آنها که اصلاً قربی ندارند.هزینه نکرده اند و هزینه نشده اند که.
یک مجلس امام زمان می خواهد بر پا شود،دورترین افراد به این مجلس کسانی هستند که برای مجلس هزینه نشده اند وهزینه نکرده اند.آمده ،نشسته،استفاده اش را کرده و رفته است.خودش مسئول نیست که بگویدنسبت به این جمع و محفل،نسبت به این حسینیه یا مسجد،نسبت به این جا،به این میکده،حرمت این میکده را داشته باشم،من هم برای این یک کاری بکنم.یک کسی که می آید و می رود و فقط یک مصرف کننده است.او دورترین آدم است. با کلاس ترهم هست.می آید می نشیند که استفاده کند و برود.
آن کسی که این وسط دارد کفش جفت می کند،آن کسی که چای می آورد،آن کسی که جارو می کند،آن کسی که وقتی همه رفتند،تازه شروع کارش است.آن کسی که نمی دانم،سختی های کار برایش مانده،آن کسی که عرق ریختن های قبل از مجلس برایش است،آنکسی که باید دو ساعت زودتر از بقیه بیایید و دائماً زحمت بکشد،او بهاهل بیت تقرب دارد،فاطمه زهرا دارد.اینها را می بینید،مادر ما دارد می بیند که چه کسی بیشتر می دود،چه کسی بیشتر عرق می ریزد.دارد می بیند این "احسن منه "را.
دقت کنید "احسن" یعنی جلو بزن ،از همسرت،جلو بزن از پدر ومادرت،جلو بزن.پیغمبر فرمود: "خیرکم خیرکم لاهله واناخیر لاهلی" بهترین شما کسی است که برای اهل خودش بهترین باشد.یعنی اگر توی فامیل بگویند چه کسی از همه بهتر است،تو امتیاز بیاوری.توی خانواده اگر گفتند چه کسی از همه بهتر است،اگر تو امتیاز نیاوردی،خب تو عقبتری دیگر.آن کسی که امتیاز می آورد پیش خدا جلوتر است.پس با زنت رقابت راه ننداز،با شوهرت رقابت راه ننداز.روی همدیگر را نمی خواهد کم کنید.علو و برتری جویی و روی دست هم بلند شدن،کار وحشی هاست،کار حیوانات است.زن سالاری کار حیوانات است.مرد سالاری کار حیوانات است.گندگی الکی،علو،مسابقه گذاشتن و روی دست دیگران بلند شدن،این ها کار عقده ای ها،کوچولوها،و حیوانات است.با باجناقت رقابت بگذاری،با پدر زن و برادر زنت رقابت بگذاری،با مادر شوهر و پدر شوهرت رقابت بگذاری،اینها چیست؟
آروم باش.جانت را آرام کن.بنشین لذت زندگی ات را ببر.این هیجانات جهنمی چیست؟!اینها همه شعله های جهنم است.این ها فواره های جهنم است توی این رقابت ها در دل تو.خاموششان کن.همه را خاموش کن،با هیچ کس رقابت راه نینداز.اگر کسی خواست در دنیا جلو بزند،بگو بفرمائید بروید.بفرمائید شما بروید ما بعداً خدمت می رسیم.شما بفرمائید.یک کسی عجله دارد برود سمت جهنم،بگذار برود.بگوئیم آی دارند می روند جهنم!دارند می خورند،آی بخور،بخور است.ماهم بدویم، برویم و بخوریم.ما هم برویم مثل بقیه باشیم.در چه چیزی باید سبقت بگیریم؟اسمهای ما چیست؟الان رقابت سر دنیاست،سر پول است،سر لباس است،سر تلفن همراه است،سر اتومبیل و خانه است،اینکه خانه کجا باشد،سر ابزار خانه و لوازم خانه است.
رقابت در بخش انسانی نیست.در اسماء الله رقابت نیست.در این بخش اصلاً انگار مسابقه ای در کار نیست.مشتری ندارد این بازار.بازار خدا،بازار اهل بیت مشتری ندارد.بهشت مشتری ندارد.این قصه را بگویم و بس است.فرشته خدا گفت: خدایا من می خواهم جهنم را ببینم.گفت دیدنش سخت است.اذیت می شوی.اصرار کرد،دید و حالش خیلی بد شد.گفت خدایا این جهنم است؟مگر کسی هم می آید اینجا؟خدایا قرار است کسی بیاید اینجا؟!خدا گفت خیلی ها می آیند اینجا."لقد زرعنا لجهنم کثیراً،من الجن والانس" الله اکبر،چقدر گریه وار است.چقدر ترسناک است.خیلی ها می آیند جهنم،مشتری زیاد دارد.گول نخور.گفت؛آخر خدایا چه کسی می آید اینجا؟گفت به راهش نگاه کن.راهش را که دید،به!همه اش مفت خوری و راحت طلبی و تنبلی و بی حوصلگی و عشق و حالهای دنیایی،لذت های حیوانی،لذتهای گیاهی،لذتهای جمادی.گفت؛خدایا اگر راهش این است خیلی ها گول می خورند و اینجا می آیند.بهش را دید و گفت؛ به! خدایا همه این جا می آیند.خدا گفت؛نه، به راهش نگاه کن.راهش را نگاه کرد،دید،خب،بله باید بخش های حیوانیت را کنترل کنی.
ماه رمضان باید بخش حیوانی روزه بگیرد،این خوشش نمی آید،روزه هم می گیرد،تا به آخر به خدا نق می زند.یعنی سی روز هم روزه می گیرد،اما از دست خدا عصبانی است.انتقامش را هم سرسفره افطار می گیرد.عصبانی است از دست خدا.می گوید آخر این چه دینی است،چه خدائیست؟من غذا نخورم 17ساعت، 18 ساعت،از خدا عصبانیست.حجاب دارد عصبانیست.این دیگر چیست که خدا روی سر ما انداخته است.ما می خواهیم مثل بقیه آزاد باشیم.خمس است.زکات است.جهاد است.امر به معروف ونهی از منکر است.کار است.زحمت است.شوهرداری شرعی است.زن داری شرعی است.ریاضت است دیگر.
"الشریعة ریاضة النفس" قاعده است.بخش حیوانی هم نمی خواهد زیر بار برود،بخش گیاهی برای خودش مدعی است،بخش جهادی مدعی است،نمی خواهند زیر بار بروند.راهش را که دید گفت؛آره خدایا ،خیلی ها گول می خورند و این جا نمی آیند.خیلی ها گول می خورند.بهشت به این قشنگی،مشتری کم دارد.چرا؟چون اگر کسی بخواهد برودبه بهشت برسد،باید بیاید بخش حیوانی را نه اینکه تعطیل کند،می گوید بخش حیوانیت را تربیت کن،
بخش گیاهی ات را تربیت کن که مزاحم بخش انسانی ات نشود.فقط و گرنه باشد،بخورد،لذت ببرد.هیچ اشکالی ندارد.دنیاداری کند،پول داری کند،هیچ اشکالی ندارد.بد نیست،ولی نگذار این بخش های عقلی و فوق عقلی تو را از بین ببرد.این جور نعمتها،ارتباط با غیب،ارتباط با خانواده ی آسمانی ات،ارتباط با بهشت به آرامشت نباید لطمه بزند.دنیا،اگر دنیا به شادیت لطمه بزند،به آرامشت لطمه بزند،یعنی مهم تر از خودت شده است.مهم تر از خودت است.یعنی سوار توست.قصه شد،توقصه.
یکی بود یکی نبود،غیر از خدا هیچ کس نبود.یک پادشاهی بود،یک بچه ای داشت.این بچه هیچ وقت نمی خندید.افسردگی شدید داشت.هرچی از این دلقک ها آوردند که بگویند ،بخندند،هر کاری می کردند این بچه خنده اش نگرفت.شاه خیلی ناراحت وناامید بود.یک روز دید بچه اش ایستاده کنار پنجره کاخ و می خندد،خوشحال است و می خندد.چی شده که این بچه من دارد می خندد؟! نگاه کرد دید یک آقائی الاغش را سوار خودش کرده است و الاغ سوار آقائه شده و دارد می بردش.خنده دار است،خنده اش گرفته بود.قاعده اش این است وقتی می گوئیم الاغ یعنی مرکب،یعنی ما باید سوار او بشویم.حالا الاغه سوار آقائه شده بود.چسبیده بود واین آقا هم او را می کشید و می برد.می شود خنده دارویعنی بخش های پائینی سوار می شوند،شخص وارونه می شود.
آنها تصمیم می گیرند که چه کار کند.خب اگر اینها تصمیم می گیرند پس خدا دیگر در زندگی ما تصمیم نمی گیرید.به اهل بیت،به فاطمه زهرا می گوئیم خانم درسته شما مادر من هستید،می گوئید تو این عروسی ها نرو،تو این مجالس نرو،اما شما نفر پنجم هستید،من الان بخش حیوانی ام به من می گوید برو.شما دارید می گوئید این طور لباس نپوش،ولی اون الاغه می گوید اینجوری لباس بپوش.الله اکبر.می گوئی این مهمانی ها را نرو،خدایا تو داری می گوئی،امیرالمومنین،تو داری می گوئی،ولی خب،بخش حیوانی ام می گوید،برو.مهمانی را باید بروی نمی شود نروی.می گویند این سفر را نرو،می گویند این لقمه را نخور،ولی خب آنها می گویند ؛بخور.آنها می گویند این سفر را برو،این طور عروسی نگیرید،با این زنها ازدواج نکنید،با این مردها ازدواج نکنید،ولی خب این بخش حیوانی می گوید،چرا،با همین زن ازدواج کن،با همین مرد ازدواج کن.
خب هیچ،یعنی شما کاره ای نیستید،برای من تصمیم بگیرید.بعد هم می آید با پررویی می ایستد سر نماز می گوید: "ایاک نعبد" دروغ!این هم خیلی زشت است."ایاک نعبد و ایاک نستعین" من فقط خدایا از تو دستور می گیرم.به خدا داری دروغ می گویی تو!من از اهل بیت دستور می گیرم، خب داری دروغ می گوئی.مگر اهل بیت نگفته اند این لقمه را نخور،این شغل را نداشته باش،با این آدمها رفت وآمد نداشته باش،این جاها نرو،این ها را نبین.مگر نمی گویند؟این عروسی ها را نروید،این مجالس را نروید،خب،پس کو؟اطاعتت کو؟اطاعت نداری تو؟
چقدر لطیف است این ریاضیات سخن اهل بیت.یادتان نرود.قرآن هم همین را فرموده است دیگر،قرآن فرمود: "اذا حیتیم به تبحیه" اگر کسی به شما سلام کرد،چی فرمود قرآن؟سلام بکنید "اواحسن" به احسن آن سلام کنید.فرمایش قرآن بود که پیامبر فرمود.خدا دارد می گوید،جلو بزنید از بقیه،بخل نکنیم در خروجی های رحمانی و رحیمی.خساست بکنید،آسیب می بینید.
والسلام.