جلسه 360 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
360
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
2
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 360 - خانواده آسمانی

خانواده آسمانی

درباره محبّت اهل بیت فرمایشی رو از نبی اکرم (ص) عرض کردیم که فرموده بودن ((عَدّ بواولادکم ثلاثه خصاله)) حُبِّ نبیکُم و حُبِّ اهب بیت))

فرزندانتون رو تربیت بکنید بر سه خصلت، یکی حُبّ پیامبر و حبّ اهل بیت و دیگری قرائت القرآن، قرائت قرآن و ((و فأن حَقَلت القرآنِ فی فضل لله (...))) این سه خصلت چی شد؟

1- حبّ پیغمبر 2- حبّ اهل بیت 3- قرائت قرآن

اینکه تربیت بکنید، ما دزر مورد چون خصلت هست جلسه قبل هم عرض کردیم خصلت یعنی چیزی که در ذات شخص قرار می گیره، جزو خصوصیت های شخص برای همین معمولا ما قبل ازدواج دختر پسرها، توصیه می کنیم حتماً برنامه بگیرن و روی اون خصوصیت هایی که باید روی اسپرم ها و تخمک ها در روح و روان اون ها استقرار پیدا کنه تمرین بکنن، برنامه هایی برای تقویت بهشون میدیم تا بعد ان شاالله موقع انعقاد نطفه قوی ترین اسپرم و تخمک ها رو به اشتراک بگذارن.

خب وقتی یک یا همچنین کاری می کنه موقع باردار شدن یا بارور ساختن وظیفه اش رو نسبت به نسلش خوب انجام میده، یعنی فردا در مقابل نسلش روسفید هست یعنی من اون چه که تو نیاز داشتی از خصوصیت های سلامت و زیبایی عقل و هوش و دین و اخلاق تلاش کردم و اونها رو به تو دادم، مادر جداگانه و پدر جدا.

هیچ دختر پسری و هیچ پدر و مادری نباید در این زمینه کوتاهی بکنن و خیانت بکنن به نسل خودشون، چون نسل ما این رو از ما میخواد و ما قیامت نسبت به این پنج خصوصیت در مقابل فرزندانمون بدهکار هستیم و سوال میشیم، بنابراین حتما باید این چیزها رو این خصوصیت ها رو در خودمون حتماً تقویت کنیم و خب وقتی که بچه ای با این ژن ها به صورت قدرتمند که مسائل انسانی و معنوی قدرتمنی از طرف پدر و مادر هدیه داده شده بدنیا میاد.

دیگه این خصوصیت ها رو خودش داره تو طول زندگیم پدر و مادر باید مراقبت بکنن هفت سال اول هفت سال دوم و هفت سال سوم که روش هاش با هم متفاوت

بچه ها رو مراقبت بکنن، پیامبر فرمود سه تا هفت سال بچه هاتون رو مراقبت بکنید و بعد، اون ها رو رها بکنید.

خب وقتی که این مراقبت ها انجام بشه این بچه ای که میخواد ازدواج بکنه چه دختر و چه پسر با خصوصیت‌های قدرتمندی به ازدواج میره و شرمنده همسرش و فرزندانش و نسلش نمیشه.

پس ما همیشه باید توجه داشته باشیم که در هر سنی که هستیم امانت دار نسل های بعد هستیم و باید به فکر نسل های آیندمون باشیم.

ما باید نسل های جاودانه نسل های قدرتمند نسل های مهدوی تربیت بکنیم پس این لازم هستش ما، در تربیت فرزندانمون معلول تربیت خودمون و تربیت فرزندانمون دقت بکنیم که بعداً خجالت زده و شرمنده نباشیم از اینکه ژن های ضعیفی رو به فرزندانمون دادیم حالا اگه هم کوتاهی کرد در انعقاد نطفه یا تقویت ژن شد بعداً باید در مراحل تربیت این مسئله جبران بشه که البته قابل جبران هم هست، جبران بشه، اون موقع سرعتمون رو بیشتر بکنیم تا اون کندی ها و سستی های گذشته جبران بشه.

من پس اینو باید حواسمون باشه سه خصلتی که ما در حیات انسانیمون و در حیات جاودانه بهش احتیاج داریم:

حُبِّ پیامبر، حالا حبّ الله که سر جای خودش که دون اصیل واله ماست الله سر جای خودش

حبِّ نبی و حّبّ اهل بیت

این خیلی مهم که بچه ها باید این حُبِ تربیت بشن

و سومین ((قرائت القرآن)) اینکه بچه هامون رو مأنوس کنیم با قرآن و از کودکی با قرآن

خب بعضی از خانم ها و آقایون خودشون چون اهل قرآن هستن اُنس با قرآن دارن و اساساً روی ژن هاشون عشق به قرآن هست و لذا وقتی که انعقاد نطفه ای صورت می گیره، بچه اساساً ژن فوق عقلانی قوی ای داره، ژن جاودانه قوی ای داره و بدنیا هم که میاد کشش هاش کشش های خوبی هست هر چند میتونه در آفت های زمان این ژن آسیب ببینه و این خصوصیت تحت الشعاع تاثیرات زمانی و مکانی قرار بگیره اینم احتیاج به مراقبت داره. ولی خب حالا اگر هم این اتفاق نیفته یعنی ما در این جهت کوتاهی داشتیم بعد از تولد یا سال های بعد از تولد باید تلاش بکنیم که یک انس و علاقه ای نسبت به قرآن کریم در فرزندان ایجاد بکنیم.

خب بعضی از مادرها و پدرها این شرایط رو فراهم می کنن.

در دوران بارداری مثلا مادر روزی یک جزءکمتر یا بیشتر مثلا قرآن میخونه اینها حتماً تاثیرگذار هست روی جنین، بعد از تولد هم همینطور مثلا فرض بفرمائید که میخوان شیربدن وضو می گیرن، مراقبت دارن طهارت دارن، میخوان شیر بدن ذکر میگن، بجای حرص و جوش خورن و شکرهای صنفی و افکار آلوده و این ها فکرهای قشنگ دارن، صلوات میفرستن، دعا میخونن، ذکر میگن ما با این شیر میدن به بچه ...

در مجالس اهل بیت شرکت می کنن، روضه می خونن، عشق بازی با اهل بیت، کلماتی، گریه ای بهرحال خنده ای، شادی ای برای اهل بیت در جشن اون ها ...

اینا همه تاثیرگذار هست

و بچه ها با خودشون به مکان های عبادی، میکده های عبادی که یکی از شیرین ترین خاطرات بچه ها این هستش که پدر و مادرها از کودکی اونها رو تو فضاهای عبادی میبرن در مساجد در مجالس اهل بیته در سینه زنی ها و عزاداری ها در حرم های مطهر و ... اینها بسیار بسیار سازنده هست و روی حیات دنیایی و عاقبت بخیری فرزندان بسیار تاثیرگذار هستش

خب لازمه اش این هست که ما خودمون هم با قرآن انس داشته باشیم

عرض کردم امیرالمومنین (ع) فرمود حداقل بر هر مسلمان واجب است روزی پنجاه آیه قرآن بخونه و بعد هم عرض کردیم هیچ کسی نیست که بگه من وقت ندارم روزی پنجاه آیه قرآن بخوانم این اصلا یک امر غیرقابل تصور که کسی مثلا بگه 15 دقیقه 20 دقیقه وقت ندارم که پنجاه آیه قرآن بخوانم، یک دروغ بزرگه و کسی که فرصت داره حرف بزنه با دیگران با تلفن بدون تلفن روزنامه بخونه تلویزیون تماشا بکنه، معطلی های زیادی داشته باشه تو برنامه های روزانش، برای قرآن اگه کسی بگه وقت ندارم واقعاً صادق نیست چون روزی پنجاه تا آیه اصلا وقتی نمی گیره از انسان که قابل ملاحظه باشه.

ما تو برنامه های عرض کردیم روزی پنجاه آیه قرآن بخونید امّا چون تدّبر در قرآن واجب ست حداقل روزی دو آیه هم تفسیر نگه بکنن عزیزان که اونم ده دقیقه گاهی وقت ها هم پنج دقیقه بیشتر وقت نمی گیره از انسان.

یواش یواش تدّبر در قرآن هم ان شا الله برای ما حاصل بشه

سپس برای قرآن باید وقتی جدی بذاریم.

پیامبر فرمود: ((فضل القرآن علی سایل الکلام فضل الله علی خلقه)) برتری قرآن بر سایر کلام ها بر سایر علوم سار اندیشه ها مثل برتری خود خدا بر بندگانش هست

چقدر تفاوت هست بین خدا و بندگانش، خب قرآن هم با سیار اندیشه ها انقدر متفاوت هستش

خیلی بد که ما به علوم مختلف علاقه داشته باشیم که قرآن کریم است و رشته دانش ها و علوم در این قرآن کریم هست و بزرگترین تجلّی حق تعالی است از نظر لفظی و علمی برای ما، که نامه خواست که برای ما نوشته شده، که یه کسی انسِ با قرآن نداشته باشد خیلی زشت هست که ما به زبان های بیگانه علاقه داشته باشیم وقت بگذاریم برای آموزش زبان های بیگانه ولی زبان دینمون رو خوب یاد نگریم.

این بی صداقتی است که یه کسی بگه من دینم رو دوست دارم عاشق خدا هستم اما زبان خدا و کلام رو وقت ندارم یاد بگیرم یا علاقه ندارم و یاد بگیرم انسن داشته باشد چون

عرض کردن برای بخش های مختلف ما، زبان های مختلف طراحی شده

زبان عربی مخصوص بخش های عقلانی و فوق عقلانی است

قرآن می فرماید ما این قرآن رو عربی نازل کردیم که شما ((لعلکم تعقلون))

بتونید تعقل کنید و پرواز کنید

خب اگر کسی بخواد سیر ابدیش رو با سرعت و قدرت ط بکنه احتیاج به ادبیات داره، احتیاج به گفتگو داره، احتیاج به علم داره و این علم به زبان عربی در اصل نازل شده برای ما برای حال

شما برای قلب، ببینید شما ده ها بلکه برای حالت هایی قلب در زبان های فارسی زبان انگلیسی یا زبان های دیگه برای قلب واژه ندارید، تو فارسی شما فقط یک دل دارید، دل، جان دارید فوقشم نمیدونم چی هستش، دل چیه، جان چیه و همین ولی وقتی میان سراغ زبان عربی می بینید که برای تک تک حالت هایی که نقص داره نزدیک به هفتاد واژه گفته شده که این همه اون حالت هایی که یک نقد توی پرواز احتیاج داره تأمین می کنه براش معادل داریم.

در خیلی از کارها و حرکت هایی که انسان در مسیر عقلانی و فوق عقلانی یا در جنبه های روانشناسی نیاز داره و خودشناسی معادل داریم.

ولی در زبان های دیگه همچنین معادلی نیست

لذا یه کسی که بگه من علاقه ای به زبان عربی ندارم، علاقه ای به زبان قرآن ندارم علاقه ای به یادگیری ندارم.

این همان طوری که قرآن دستور تو آیه 24 می فرماید اگر یه کسی الله، اهل بیت و جهاد براش بالاترین معشوق نباشه، فاسق، این طبیعی نست، طبیعی اش این هستش که الله رو بیشتر از هر چیز دیگه دوست داشته باشه، چون بی نهایت

این هم همینطور، اگر یه کسی واقعاً به زبان عربی انس نداشته باشه شور و شوقی برای یادگیریش نداشته باشه، وقتی نگذاره، این نشون میده این شخص هنوز واقعا بصورت جدی خودشو نشناخته، هنوز بصورت جدی عاشق خودش نشده و هنوز متوجه نشده که در این مسیر جاودانه داره، این مسیر جاودانه حرکت هایی قدرتمند میخواد در زبان عرب قوی ترین مرکب برای حرکت های نفسانی شماست.

دو نفر آدمی که خیلی خوب هستن (دقت کنید) خیلی خوب هستن یکیشون عربی بلده، یکیشون بلد نیست، اونی که عربی بلده قطعا سرعت می گیره و جلو میره حتی یک آدمی که خوبه و یک آدمی که خیلی خوبه جدی باشن که حرکت کنن اونی که که خوبِ با ادبیات عرب از اونیکه خیلی خوب در نهایت بیشتر جلو میزنه.

چون ابزاری که میتونه تبدیل بکنه به روح خودش معادل لفظ هایی که داره خیلی قوی تر است، با یه ادبیات قدرتمندتری میتونه حرکت بکنه.

پس فکر نکنیم ادبیات، وقت گذاشتن روی ادبیات صرفا یک امر ذهنی لفظی هست، ... نه ...

کسی که ادبیات عرب رو خوب میفهمه روحاً هم برای پرواز چیه؟؟؟؟

آماده تره و قدرت بیشتری می داره

مثل یک هواپیامی معمولی و یک هواپیمای پیشرفته است

هر دوشون هم پرواز می کنن ولی تفاوتش خیلی زیاد است خیلی زیاد است

بنابراین ما باید ادبیاتِ قرآن اهمیت بدیم، ترجمه قرآن و مفاهیم قرآن توجه بکنیم

باید حتماً در روز بخشی از مطالعاتمون رو فهم حداقل یک آیه دو آیه رو ما خوب بفهمیم

یک واژ رو یاد بگیریم، وقت زیادی رو واقعا از ما نمی گیره، اگر کسی روزی یک آیه قرآن رو خوب بفهمه و مطالعه کنه زندگیش واقعا نورانی میشه، یک آیه قرآن رو حتّی هر روز وقت بگذاره.

شما فکرکنید چقدر زود میرسه به این معارف

من در برنامه ها، معمولا برنامه اول سوره بفره توصیه کردم چون مهمترین قسمت قرآن هم هست حاوی بیشترین معارف هم هست که شش ماه اول عزیزان همین جوری انس بگیرن پنجاه تا آیه پنجاه تا آیه

چون وقتی شما پنجاه تا آیه پنجاه تا آیه و هر دورخیزند تو این شش ماه فقط در محدوده برنامه هاتون پنجاه تا آیه رو دو آیه شو تفسیر می خونید بعد از مدت ها همین شش ماه که تموم بشه، سوره بفره رو از نظر لفظ مسلط هستید بدون اینکه وقت جدی برای حفظش گذاشته باشید کاملاً مسلط هستید و هم به مفاهیم و معانیش تسلط پیدا می کنید رو این حساب این باعث میشه یک علم بی کرانی از علوم الهی در سینه شما در فاصله شش ماه خوب قرار بگیره

پس برای این بحث قرآن باید جدیّت به خرج بدیم و اگر اگر اگر مطالعه سایر مطالعات به مطالعه قرآن ضربه میزنه قطعا بایدها اون مطالعات رو متوقف کنیم و یا کاهش بدیم یعنی یه کسی که اگه هجده واحد درس می گیره اگه ببینه با قرآن انس بگیره و به قرآن برسه اضافه بر اون مقدار براش حرامِ، داره ظلم می کنه، جنایت می کنه اگر یه کسی مثلا فرض بفرمائید، کادری انرژی نیاز داشته باشه

هزار کالری بخره اسراف کرده ظلم کرده و گناه کرده و تعبیر قرآن این هستش که خدا بهش خشم می کنه، در بحث فعالیت های دیگه ام همین طور

یه کسی که هجده واحد بیست واحد درس دانشگاهی می گیره و به کارهای دیگه اش نمی رسه معین کرده

کی گفته ما حتما باید واحدهای درسیمون 20 واحد 18 واحد باید باشه، ما می تونیم 12 واحد هم بگیریم

من که تو خونه ام تحصیلات دانشگاهیم همیشه همین کارو می کردم واحد 12 واحد و 14 واحد نهایتاً تا به بقیه بخش هامون برسیم

ولی کسی که تا خرخره پر میکنه بعد میگه دیگه وقت ندارم باید درس بخونم طرح دارم پروژه دارم تحقیقات دارم کلاس دارم، اینو باید بخونم، این یک ظلم

کی دنبال ما گذاشته؟؟ کسی بر ما واجب کرده که ما باید حتماً انقدر سریع جلو بریم و به بقیه بخش هامون فشار بیاریم

وقتی عزیزان میان میگن که ما توی حالت انتقال از دیپلم به دانشگاه افسردگی های زیادی جوون ها می گیرن بخاطر کنکور بهشون میگم چه عجله ای که شما حتما امسال برید بیایین واحدهاتون رو کنید فشارتون رو کمتر کنید، به بخش هایی که آرامش و شادی به خودتون میده برسید، یکسال دیرتر برید دانشگاه

هیچ کفری نمیشه، هیچ آسمونی به زمین نمیاد، هیچ مشکلی پیش نمیاد به بخش های دیگه آدم برسه

اما وقتی انسان خیانت می کنه به بخش های دیگه، میگه شما برید بمیرید، شما که برید خفه کنید شماها جهنم و به درک، من فقط خوشم، من فقط میخوام درس بخونم، فقط لیسانس بگیرم، فقط میخوام کنکور قبول شم، این خیانتِ خودش افسردگی میاره خودش پژمردگی میاره

من خواهش می کنم از والدین به بچه هاشون انقدر فشار نیارن سر درس ها چون بچه ها فقط هوش نیستن، بچه ها عقلم هستن، باید کارهای عقلانی هم داشته باشن، بچه ها فوق عقلم هستن باید کارهای فوق عقلانی داشته باشن

این خیانت در حقِ خودمون و نسلمون نکنیم.

اینو باید خیلی جدی باشیم

حال اگه کسایی به فکر نشین ما حداقل خودمون به فکر باشیم، این اشتباه در مقطع کارشناسی تا ارشد، ارشد تا دکترا و در دکتر این اتفاق میفته.

تو طلبه‌ی هم این اتفاق میفته باید خودشون هم خیلی مراقبت بکنن که به بخش های مهم زندگیشون هم اهمیت بدن و جدی بگیرن

و وقتی که خداوند، در روایت داریم هر کس میخواد خدا رو نزد خودش عذر میخوام، خودش رو نزد خدا بدونه، ببینه منزلت خدا نزد خودش حقیره، یه کسی که زبان خدا براش مهم نیست، خب یعنی اینکه خدا براش مهم نیست قطعا، یکی نماز، مراقبات، حضور قلب، خوب نماز خوندن، کیفیت عبادت براش مهّم نیست، همین جوری بخونه و بره، خب معلوم خدا پیشش منزلت نداره یه کسی که به کیفیت غذاهای معنویش فکر نمی کنه جدی نیست یعنی الله و معشوقش براش جدی نیست که دنیا و سرمایه گذاری روی کیفیت ارتباطش بکنه

پس این تا فراموش نکنیم.

بریم سراغ فرمایش بعدی از نبی اکرم (ص):

((دار بعث عن شفیه لهم قیامه)) چهار نفر هستن که من روز قیامت شفاعتشو نکنیم، خیلی مهم که پیامبر مدافع این هاست به شفاعت اینجا صیاد، دستشون رو می گیره کیا هستن؟ این چهار نفر؟؟

((المُکرمُ لِزُریتی)) یه کسی که احترام بذاره الحرام یک شبه به زریّه منو، اهل بیت رو خانواده سادات رو، امام‌زاده‌ها رو پ

کسایی که انتصاء به پیامبر دارن اکرام بکنه

پیامبر فرمود خوبان سادات رو به خدا ببخشید، بدهاشون هم به من ببخشید

گاهی وقت ها انسان با یک ساداتی ممکن است مشکلی پیدا بکنه، همسرش از سادات باشه، سیدی باشه، حرمت رعایت بکنه، اگر رعایت نکنه، رعایت همسرش رو نکنه این گناهش دو برابر است، که یک همسری داره از سادات و این بهش بی احترامی می کنه، فشار روانی بهش میاره، عذاب بهش میاره، شکنجه بهش میده، بی ادبی می کنه، بی عاطفگی می کنه سادات رو فرمود اگر بدم هستن و شما هم دوستشون ندارید بخاطر من بهشون محبّت کنید بهشون حرمت بگذارید، حالا این در مورد اهل بیت و فرزندان پیامبر زرّه یعنی فرزندان من، حالا هم اهل بیت رو می گیره هم امام زاده ها رو می گیره اونهایی که کلاً به عشق پیغمبر احترام میذارن به فرزندان پیغمبر چه اهل بیت (ع) چه سادات اینها پیش پیغمبر یک ارج و قرب دیگری دارن، خیلی این اهمیت داره که انسان به عشق پیغمبر به زریه پیغمبر، خانواده پیغمبر حرمت بگذاره

حالا چه اولیای الهی و امام زادگان و امامان، چه سادات

قطعاً اگر به عشق اون به عشق اهل بیت به عشق پیغمبر این کار انجام بگیره یک عزت و آبرویی و شیره شخص نزد خداوند تبارک و تعالی پیدا خواهد کرد.

خیلی مهّم و اساسً در برخورد با سادات باید دقت بکنیم که بودن یک سادات در کنار ما حالا به عنوان دوست بعنوان شریک بعنوان همسر بعنوان همسفر به عنوان همسایه، بهر عنوان یک فرصت هستش، هر چند میتونه یک تهدید هم باشه

یک فرصت هست برای تقرب به خداوند تبارک و تعالی

پس ما با شخصش کار نداریم با شخصیتش باید کار داشته باشیم

حالا شخصش ممکن است به هر دلیلی ما نتونیم واقعا دوستش داشته باشیم اما به حرمت شخصیتش وقتی احترام بهش بگذارید، بهشون محبّت بکنید یک معامله با مادرمون فاطمه زهرا ما معامله با رئسای قیامت شده

و این یک فرصت بسیار خوبی است که انسان براش تو زندگی بدست میاد که به سادات احترام بگذاره

جلوتر از سادات حرکت نکنه اگر سیری داره حرکت می کنه احترام بگذاره که او جلوتر بره، و بقول یکی از اولیای الهی میگفت اگر شما جلوی سادات بایستید مودّب باشید اگر سادات وارد میشن جایی به احترامشون بایستید، درد کمر و درد بدن نمی گیرید، خب این عقیده است از یک ولی خدا

اینها اثر داره در زندگی انسان، احترام گذاشتن به سادات

پس مُکرم، یه کسی یک امام زاده ای هست کنارش احترام میذاره به حرمش میرسه کمک می کنه، کمکم مادی، کمک معنوی، کمک حضوری، کمک بدنی

اینکه یه کسی میره حرم عبدالعظیم اکرام می کنه، تعظیم می کنه، زیارت می کنه، حرم امام زاده ها میره

اینها بی حساب کتاب نیست و بی جوابم نیست

اینها خیلی ذخیره های بزرگیست این ادب ها این احترام ها این سر زدن ها این شلوغ کردن های اطراف حرم ها این شلوغ کردن های میکده ها

اینها همیشه به بهترین وجه برای ما پاسخ اش انشاالله هم در زندگی دنیا و هم در زندگیِ آخرت برمیگرده به ما

خوش بحال کسی که در زندگیش هزینه زیادی در اکرام و احترام به اهل بیت و سادات کنه و بدا بحال کسی که به این ها بی احترامی بکنه بی ادبی نکنه تحقیرشون بکنه، خدایی نکرده و بی ملاحضگی داشته باشه نسبت به اون ها

خب ... این نکته رو که میگم خیلی دقت کنید، مهّم شخصیت هست من خودم ممکن است سادات باشم، همسرم هم سادات باشد

اما اینکه بگم منم سیدم حالا هر کاری کردم ... نه ...

من باید حواسم باشه سادات بودن خودم خیلی مهّم نیست، مهم این هستش که من باید به یک ساداتی احترام بذارم

به ساداتی که اطرافم هستن به زریّه پیغمبر از سادات امام زاده ها وامّه اکرام کنم هر چقدر سطح اکرام ها ما بالاتر میره اکرامی که از اون طرف به ما میشه بیشته دقت کنید، چی بگم ...

هر چقدر سطح ادب احترام فداکاری هزینه شدن و هزینه کردن بیشتر میشه قُرب ما رد آسمان، محبوبیت ما در آسمان بالاتر میره

هر چقدر سطح ادب ما احترام ما بیشتر میشه، اون طرف نسبت به ما ادب و احترام بیشتری رعایت میشه

چه بسا شخص حجم زیادیم گناه داشته باشه ولی این شخص چون اهل ادب بوده آدم باشعوری بوده، گناه هم داشته، گناه کمیم نیست (کمی ام نیست)

ولی همیشه به اهل بیت احترام گذاشته به سادات احترام گذاشته، اونجایی که میتونسته حاجات اونها رو برطرف می کرده، اگه میدونسته یه کسی هست که نیازی داره و این میتونسته برطرف بکنه تلاش می کرده، چه بسا اصلاً اونجا انقدر حیای خدا زیاده

و او انقدر حیای اهل بیت زیاده، این شخص که به این ها انقدر محبّت کرده گناهشو اصلاً به روش نمیارن که اصلاً بهش بگن تو گناه کردی چرا گناه کردی؟

یا اینکه بیا جواب بده، انقدر این مسئله مهّم است

بنابراین یک فرهنگ ثابت شخصیتی ما این باید باشه که اهل ادب باشیم

اهل احترام به سادات به اهل بیت به ائمه به این ها باشیم

هر چقدر ما مودب تر، متین تر، مهربان تر، اکرام بیشتری در زندگیمون نسبت به این ها باشه،

خودمون از محبّت، احترام، اکرام و رعایت بیشتری در آسمان برخوردار میشیم

هر چقدر سطح محبّت ما به زمینی های بیشتر بشه، سطح محبّت آسمانی ها بیشتر خواهد شد این قاعده یادمون نره که قاعده فوق العاده مهُمی هستش

در رو این داریم به کسی که در زمین هست رحم بکنید تا کسی که در آسمان هاست به شما رحم بکنه

یه کسی که قضاوت داره بی ادبی داره بی حرمتی داره نسبت به اعضای خانواده خودش نسبت به پدر و مادر خودش به فامیل خودش بی ملاحضه است رعایت نمی کنه

اون طرف از خشونت و عذاب بیشتری برخوردار هستش

آدم بی ادب بی ادبی می بینه، آدم صبور، آدم بی عاطفه، آدم بی ملاحضه اونجا رو بهش نخواهد شد

اما هر چقدر رحمتِ ما مهربانیِ ها، ادب ها، ملاحضه ما، فداکاری ما، از خودگذشتگی ما، ندیدن های ما، تغافل و تجاهل بیشتر باشه، ون طرف هم تغافل و تجاهل بیشتری می کنن

اصلاً یکدفعه می بینی شما یک نامه عمل سنگینی داری، میری اونجا الان انتظار داری که نامه عملت رو بیارن جهت رسیدگی کنن، کو پرونده ای نداری اصلاً چیزی نداری، چرا؟؟؟

چون این احترام ها و ادب ها خودش کفّاره گناهِ، خودش پاک کننده گناهان است.

انقدر این مهّمِ که انسان مهربان باشه به اعضای خانواده اش، مهربان باشه به جرم مهربان باشه اهل زمین، اکرام بکنه، بی حرمتی نکنه، خشونت نکنه، بی ادبی نکنه، کندی نکنه

بقول امام رضا همون روایتی هم که خوندیم، دریدگی ایجاد نکنه، نَدَره افرادو پاره پاره نکنه، خشونت نداشته باشه

انقدر این مهّم که یک کافر هم اگه اینجوری باشه خدا بهش رحم می کنه، کارها کافر کفر که جاش جهنم اگر مهربان باشه بهش رحم می کنه

در روایت داریم که کار مهربان بهتر از مومن قصی القلب و نامهربان و خشن کافر سخاوتمند بهتر از مومن بخیل و خسیس این خیلی مهّمِ

چون خلق خداست، به خدا نزدیکتره این کافر تا الان مومنی که ظاهرا مومن اما بداخلاق و بی عاطفه ست، اما سرده، اما بی ادب نسبت به خانواده اش

بی ملاحضه نیست نسبت به اطرافیانش، این از خدا دوره

مهّم اون صفتِ است، این کاف این صفت الهی رو بیشتر دارع، لذا خدا بهش رحم میکنه چون سخنخیّت با خداوند تبارک و تعالی

در رواتی داریم پیامبر دستور اعلام دو تا از کفّاره رو داد که در جنگ دستگیر شده بودن جبرئیل (ع) آور خدم حضرت

عرض کرد یا رسول الله خداوند خود اون یکی رو اعلام نکنید اون مرد خوبیِ

آدم خوش اخلاقی نسبت به خانواده اش، خانواه اش رو دوست داره

پیامبر اعدامش نکرد، او گفت برای چی اعدامم نکردید؟ دوستم که اعدام شد

پیامبر فرمود چون خداوند به من فرموده که تواین چنین هستی

اونم گفت هیچ کس از اخلاقیات من خبر نداشت پس معلوم توام پیغمبری که خبر داری بعدم ایمان آورد و

شد این خُلقش نجاتش داد

من یک قاعده به شما بگم این خیلی مهّم امروز چند تا قاعده مهم گفتیم هیچ چیز مثل مهربانی، رحمت، رافت، ادب نسبت به دیگران، حیا نسبت به دیگران انسن رو نجات نمیده

گاهی وقت ها یک آدمی که خیلی خیلی مذهبی هست، سابقه مذهبی بودن داره پدر مادر مذهبی ریشه دار، بخاطر بی ادبی، خشونت بی عاطفگی ایمانش رو از دست میده و بعد عاقبت به شرّ میشه، زیادم دیدیم آدم های اینجوری

آدم هایی که راحت دیگران را تحقیر می کنن، راحت شخصیت دیگران رو له می کنن

حیا ندارن، بی مبالات هستن، نترسن تو حرف زدن، نترسن توی گفتگوها توی بحث ها، اینها عاقبت به شرّ میشن

سی سال، پنجاه سال بار دینم میکشن آخر عاقبت به شرّ از دنیا میرن بدبخت از دنیا میرن

ولی آدم هایی که مهربون اند، آدم هایی که با ادبن، آدم هایی که با شخصیتن، آدم هایی که حیا دارن در برخورد با دیگران، آدم هایی که مهرورز هستن براش ارزش دیگران شخصیت قائلند به وظیفشون عمل میکنن نسبت به دیگران، هر چند نسبت به اونها علاقه شخصی هم نداشته باشن ولی رعایت میکنن باحیا هستن

اینها خیلی هاشون با اینکه کافر هستن، عاقبت یه خیر میشن، بالاخره یک جایی ایمان میاورند

میشن و با یک وضعیت خوبی .... خداوند اونقدر اینارو دوست داره

که یک توفیق توبه بهشون میده، توفیق ایمان بهشون میده، اینو فراموش نکنیم که خشونت ها بی ادبی که در زندگی ها توفیق توبه رو می گیره، حتی ممکن سلب ایمان بکنه از انسان

در زیارت حضرت معصومه (س) چی میگیم ؟؟؟

((فلاتسلّب مِنّی ما انا مِنی)) اینی که هستم از من نگیر یا از من معرفت رو نگیر از خدا میخوام که معرفت شما رو از من نگیره

به موقع می بینی می گیره از انسان

انسان با سابقه طولانی بی معرفت میشه و بد می میره

یه کسی می بینی نه تازه از گرد راه رسیده اما شخصیتن آدم مهربونی هست، شخصیتن آدم دوست داشتنی ای هست، شخصیتن آدم ملاحضه کاری هست

شخصیتن آدم با رحمتی هستش، این توفیق پیدا می کنه که توبه بکنه

توفیق پیدا می کنه که آشتی بکنه با خداوند و بهشت رو بدست بیاره حتامً اینو بهش دقت بکنیم خیلی خیلی مهّم است

پس اکرام زریّه پیغمبر، اینو تو برنامه هامون بگذاریم اکرام زریّه

یه کسی می بینی تولد امام جواد هیچ هیجانی توش اتفاق نم یافته

(مثل دیشب که تولد بود تبریک عرض می کنیم به همه شما عزیزان)

خب حالا تولد امام جواد باشه، چرا تولد خانواده زمینی اش باشد توجه داره و خودش باشه توجه داره، تولد امام جواد واسش مهّم نیست، حالا باشد

تولد حضرت عبدالعظیم باشد، یکی اینجوریه اکرام نداره

یکی می بینی نه مثلا تولد پاشیم حریم بریم تبریکی بگیم حداقل

سلامی بدیم یک دو رکعت نمازی بخونیم یه چند تا صلوات هدیه کنیم

یک جعبه شیرینی بخرم پخش کنم یکجا، یک مهمانی ای بدم بخاطر امام جواد یه صد نفر یک هیئتی رو غذا بدم

هیئتی رو دعوت کنم منزل خودمون به حرمت امام جواد، تو خونمون هیئت می اندازم و یا یک هیه ای رو وقف امام جواد بکنم

پول ندارم خب عیب نداره میگی حالا خب صفو خانوممو دو نفر هستیم اصلا بچه ام نداریم، بذار حالا که دارم میرم خونه دو تا بستنیبخرم بریم به عشق امام جواد بخوریم

میگم خانم این بستنی ها رو گرفتم به عشق امام جواد به حرمت امام جواد گرفتم با هم بشینیم بخوریم

جشن بگیریم دو نفره با بستنی، برو یک دونه بستنی بخر دو نفره هم بخورید اینم قشنگ

یا نه یه چند تا پیامک بده چند تا تبریک بگو، اینا که دیگه نمی کشه آدمو که، خب آدم از خودش یک هیجانی نشون بده

بذار ثبت بشه تو روح ما که من برای تولد امام جواد رو هم به احتراز در آمده روحم تکون خورده روحم به هیجان اومده برای امام جواد

این یک توکنی بخوره نشون میده نفس اثر می گیره، یه ادب اینجوری انسان رو نجات میده

گاهی وقتها من تو زندگی اهل بیت دیدم

گاهی وقتها یک آدم بخاطر یه بار ملاحضه ائمه نجات پیدا می کنه

حُرّ شما نگاه کنید یک بار ادب بخرج داد

سیدالشهدا بهش گفت مادرت به عزات یعنی بصیری و انم به حرمت حضرت زهرا هیچی نگفت، همین نجات شاد همین یک ادب کوچیک

یه کسی می بینی یک سادات تو خونشون، چند تا سادات تو خنشون اینا رو حسابی اذیت می کنه، ببین خیلی خطرناکهِ

به موقع هم میگی این ساداتِ من به عشق مادرم فاطمه زهرا بهش محبّت می کنم ولو دوستشم ندارم ولی بهش محبّت می کنم چون من به اون عشق دارم این کارو می کنم با این شخص کار ندارم

خیلی قرب پیدا می کنه، فامه زهرا داره این اینو

ما تو محضر اهل بیت داریم زندگی می کنیم ب ما هیچ فاصله ای ندارن

درست، تمام تقسیم ها، فکرها، علاقه ها، دلدادگی ها، خدایی نکرده خشونت ها بی ادبی ها هم در محضر اهل بیت داره انجام میشه

جلوی چشم اونها داره انجام میشه، فاطمه زهرا داره می بینه ما رو که من به عشقِ مادرم فاطمه زهرا به عشق بابام امیرالمونین به بچه شون

حالا یک ساداتی هست که وضعیت خوبی ام نداشته باشه از نظر اخلاقی و ادبی یه حرمتی گذاشتم، گفتم بابا این سیده دیگه حالا

این خیلی تاثیر داره تا نه یک نفر تو پرونده اش تو روحش، اذیت و آزا و بی ادبی نسبت به پیامبر و زریّه پیامبر ثبت شده بود (خیلی بدِ ...)

دیگه ((و لقا منی لهم حوائج هم))

اینکه یه کسی بدنبال برآورده کردن حاجات زریّه من باشد به نیز زریّه من توجه کند

این و انشا الله نداریم برای جلسه بعد در مورد بهتر صحبت بکنیم که حق مطلب ادا بشه ...

پایان