جلسه 359 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
359
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
2
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 359 - خانواده آسمانی

خانواده آسمانی -3/2/1394

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ* بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ* الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الآن إلی قیامِ یَومِ الدّین».

بحثمان در محبت اهل بیتعلیهم السلامو جایگاهش در سعادت دنیا و آخرت بود. فرمایشی از وجود مقدس پیامبر اکرمصلی الله علی و آلهتقدیم محضر شریفتان کردیم که حضرت فرمودند: «ایُّها النّاس عَلَیکُم بِحُبِّ اهل بیتی» مردم بر شما باد به حبّ اهل بیت من «عَلَیکُم بِحُبِّ حَمِلَةِ القُرآن»دلیل محبت را هم حضرت ذکر کرد که این‌ها حاملان قرآن هستند، بر شما باد به محبت حاملان قرآن «عَلیکُم بِحُبَّ علمائِکُم» حب علمائتان یعنی همین اهل بیت علیهم السلام که متخصصان معصوم هستند،آن را در دل داشته باشید «وَ لا تبغضُوهُموَ لا تُحسِدوهُم وَ لا تَتعَنوا فیهِم» بغضشانرا به دل نداشته باشید، به آن‌ها حسادت نکنید و از آن‌ها عیب‌جویی نکنید که «ألا مَن أحَبَّهُم فَقَد أحَبَّنی» تا این‌جا رسیدیم که فرمود: هرکس اهل بیتعلیهم السلامرا دوست داشته باشد ما را دوست داشته. ادامه‌اش را از این‌جا بگوییم: «و من أحَبَّنی فَقَد أحَبَّ الله» هر کس من را دوست داشته باشد حتماً خدا را دوست دارد. (این را دقت کنید)

پیامبر این کلمه فقط را می‌آورد، می‌خواهد قاعده بدهد، می‌خواهد به ما فرمول بدهد.فرمول چیست؟ «مَن أحَبَّهُم فَقَد أحَبَّنی» هر کس اهل بیتعلیهم السلام را دوست داشته باشد قاعدتاً من را دوست داشته و هرکس من را دوست داشته باشد قاعدتاً چه کسی را دوست داشته؟خدا را. یعنی چه؟ یعنی این حبّ‌ها مترتب بر هم هستند.با یکدیگررابطه‌ی ریاضی و علّی و معلولی دارند. اهل بیت چرا عزیزند؟ بخاطر اسلام، بخاطر دین پیغمبر، بخاطر این‌ها هستند که دین پیغمبر را بصورت جاودانه تا قیامت نگه می‌دارند. پیغمبرصلی الله علیه و آلهچرا عزیز است؟ برای این‌که خلیفه‌الله است، مظهر خداست، فرستاده‌ی خداست. خدا چرا عزیز است؟ چون اصل ماست و إلهِ ماست. دوباره پیغمبر برای این‌که مسئله خوب فهمیده شود یک بُعد دیگری را هم ذکر می‌کند.تا الآن سخن از محبت کرد، حالاسراغ بغض می‌رود.(دقت کنید)«وَ مَنْ أَبْغَضَهُم فَقَدْ أَبْغَضَنِي» هر کس اهل بیتعلیهم السلام را دشمن بدارد حتما دشمن من است. در این شک نکنید. نمی‌شود تفکیکشان کرد که بله من اهل بیتعلیهم السلام را دوست ندارم ولی عاشق پیغمبر هستم. این دروغ است.

پیامبر می‌خواهید این توهم را از ذهن بیرون کند، کسی که به اهل بیت احترام نمی‌گذارد، عشق اهلبیتعلیهم السلامرا ندارد، حتماً پیغمبر را هم دوست ندارد. وقتی‌کهشمابه مکه و مدینه، قبر پیامبر اکرمصلی الله علیه و آلهمی‌روید دقیقاً می‌فهمید آن‌هایی که مسئولین آن حرم هستند نسبت به پیغمبر چقدر بغض دارند، ولی آن‌جا دارند تعظیم می‌کنند. می‌فهمید که آن‌ها به بهانه‌ی این‌که این شرک است نمی‌گذارند شما با پیامبر عشق‌بازی کنید. بغضشان رانسبت به پیامبراین‌گونه پیاده کرده‌اند که بله پیامبر از دنیا رفته،نمی‌تواندحاجتی بدهد، پیغمبر اصلاً خاصیتی ندارد، آن‌که از دنیا رفته، قدرتی ندارد که به شما بدهد، اهل بیت هم همین‌طور، توسل شرک است. ولی قرآن ما را به توسل به اهل بیتعلیهم السلامدعوت کرده. یک مشت مضخرفات غیر مورد تأیید قرآن را،طبق قواعدی تنظیم کرده‌اند که ما را از پیغمبرصلی الله علیه و آلهو اهل بیت علیهم السلامجدا کنند، پیغمبر مرده تمام شده، اهل بیت هم هیچ، فقط الله، قرآن بخوانید، نماز بخوانید، دعا بخوانید.

پیامبر این توهم را، این روزها را، انگار می‌دیدیده.نه که انگار میدیده، یقیناً می‌‌‌دیدیده که این‌ها را دقیق می‌گوید. «وَ مَنْ أَبْغَضَهُم فَقَدْ أَبْغَضَنِي»هر کس بغض اهل بیت را داشته باشد، حتماً بغض من هم دارد.باور نکنید یک کسی با اهل بیتخوب نباشد، با پیغمبر خوب باشد.این دروغِ کاملاً آشکار هست چون پیامبر می‌گوید این‌ها جان من، اهل بیت من هستند، شما باید این‌ها را دوست داشته باشید.قرآن تأکید به مودت با اهل بیت کرده. پیامبر می‌فرماید: هر کس می‌خواهد دین من بقا داشته باشد باید مودت اهل بیت علیهم السلام را داشته باشد. قرآن می‌فرماید: هرکس می‌خواهددین پیغمبر بماند، باید مودت اهل بیت علیهم السلام را داشته باشد. تاکید کرده.گفتیممودت از محبت هم بالاتر است. یعنی چه؟؟یعنی محبتی که توأم با اطاعت و فداکاری است. نمی‌شود، این‌ها با هم هستند. پس این‌که یک کسی بگوید من پیغمبر را دوست دارم با ائمه کار ندارم، فقط پیغمبر دروغ است، فقط خدا دروغ است. فقط قرآن دروغ است. همه‌اش دروغ است، همه‌ی این‌ها هوای نفس است. بهانه‌های یک نفس سرکش، یک نفس لجباز، یک نفس متعصب و حسود است«وَ مَن أبغَضَنی فَقَد أبغَضَ الله» محال هست که یک کسی بغض من را داشته باشد، بغض خدا را نداشته باشد.

یک کسی بگوید ما به ادیان احترام می‌گذاریم، به مسیح احترام می‌گذاریم، به پیغمبر اسلام توهین کند، دروغ است. محال است که یک کسی بتواند به مسیح احترام بگذارد به پیغمبر توهین کند. چون مسیح در انجیلی که همین الآن هم هست،به پیامبر بعد از خودشمژده داده، او را ستوده و ستایش کرده، و برتر از خودش دانسته. چطور یک کسی می‌تواند بگوید مسیحی هستم، بیاید علیه پیامبر کاریکاتور بکشد؟ چطور یک کسی می‌تواند بگوید من پیرو موسی هستم، به پیغمبر توهین کند؟ چطور یک کسی می‌تواند بگوید من مسیحی هستم، قرآن‌سوزی کند؟ این‌ها دیوانگی است، این‌ها تعصب است، این‌ها کفر مطلق و محض هست. «وَ مَن أبغَضَنی فَقَد أبغَضَ الله»بعد پیغمبر تمام ابعاد یک قضیه را به ما نشان می‌دهد.ببینیدچقدر مسئله راپیچاند، از چند بُعد مدام او را برد، سه تا حبّ گفت، سه تا بغض گفت،هم محبت‌ها را گفت، هم بغض‌ها را گفت همه‌اش هممی‌خواست یک حرف بزند.

دیده‌اید یک نفرمثلاً یک انگشتر را می‌خواهد به کسی بفروشد، می‌گوید این را بردار برو، همه جایش را ببین، او را زمینبزن، در آب بیاندازش، بده کارشناس او را ببیند، برو همه کاری کن، اگر پسندیدی بیا او را بردار.این حرف منطقی است دیگر. پیامبر حرف را همه جور زد. «علیکم» اول دستور می‌دهد. به چند دستور حب اهل بیتعلیهم السلام را به دلایل منطقی، عقلی، علمی، فوق عقلی‌اش را می‌گوید. بعد می‌گوید هرکس آن‌ها را دوست داشته باشد من را دوست دارد، هرکس من را دوست داشته باشد خدا را دوست دارد، هرکس بغض آن‌ها را داشته باشد بغض من دارد، هرکس بغض من را داشته باشد بغض خدا را دارد. همه را که گفت، حالا ببینید چقدر قشنگ است؟ برای چه این حرف‌ها را زد؟ «ألی»آهای بدانید «هَل بَلَّغتُ» حرفم را زدم؟ حرفم را رساندم یا نه؟ پیغمبر این‌جوری می‌گوید. به قول آن سریالچه می‌گفت؟ افتاد؟ افتاد یا نیفتاد؟ پیامبر می‌گوید: «هَل بَلَّغتُ» گفتم؟ رساندم؟ فهمیدید که دیگر مدام بعداً بهانه نگیرید؟

بگویید نه، ما پیغمبر را خیلی دوست داریم، قربان پیغمبر بروم، آن‌ها را نه. این «هَل بَلَّغتُ»که پیغمبر می‌گوید فقط برای نسل‌های آینده نیست، برای همان اطرافیان خودش که قربان صدقه‌ی پیغمبر می‌رفتند ولی به امیرالمؤمنینعلیه السلامفحش می‌دادند،قربان صدقه‌ی پیغمبر می‌رفتند ولی در مجلس خانوادگی پشتشان را به حضرت زهراسلام الله علیهاو امیرالمومنینعلیه السلاممی‌کردند.قربان صدقه‌ی پیغمبر می‌رفتند ولی وقتی حضرت علیعلیه السلاممی‌رفت در می‌زد یا حضرت زهراسلام الله علیها می‌خواست خانه پیغمبربرود، می‌گفتند نیست. «هَل بَلَّغتُ» یعنی من، هم برای کسانی که زمان خودم هستم و هم تا آیندگان و قیامت اتمام حجت کرده‌ام.هیچ‌کس نمی‌تواند قیامت بگوید من نمی‌دانستم، من نمی‌دانستم باید عشق اهل بیتعلیهم السلامرا داشته باشم، من نمی‌دانستم اهل بیت تنها راه نجات من هستند.

با آیه‌ی مودت که قرآن می‌فرماید هرکس می‌خواهد به راه خدا برود مودت اهل بیت را داشته باشد، حجت بر همه‌ی انسان‌ها تمام شده.بهانه‌ای برای کسی هست؟ بهانه‌ای برای کسی می‌ماند؟ هیچ بهانه‌ای نیست. فردای قیامت خدا می‌گویدمگر من در قرآن به شما نگفتم اگر می‌خواهید دین پیغمبر و دین من و راه من را نگه دارید و به من برسید باید با مودت اهل بیتعلیهم‌السلامباشد؟ یعنی عشقِ همراه با فداکاری و اطاعت. این آیه قرآن هست یا نه؟ یک کسی می‌تواند بگوید ما در قرآن نخواندیم؟ ما در قرآن این آیه را ندیدیم؟ می‌شود یک کسی چنین بهانه‌ای بیارد؟من که گفته بودم اگر شما می‌خواهید به دین پیغمبرتان احترام بگذارید، دین پیغمبرتان را دوست داشته باشید، عشق‌ورزی به دین پیغمبر با مودت اهل بیت امکان‌پذیر است که متخصصان معصوم هستند و عشق‌ورزی به من با پیمودن با مودت اهل بیتعلیهم السلام هست.

«قُل ما‌اَسألُکُم عَلَیهِ مِن اَجر اِلاّ مَن شَاءَ اَن یَتَّخِذَ اِلی رَبِّهِ سَبیلا»(سوره فرقان، آیه57) آن اجری که مودت اهل بیت بود، که خواستم برای کسی است که بخواهد راه رب خودش را برود. پس خدا در قرآن صریحاً چه می‌گوید؟ می‌گوید اگر عشق منِ خدا را دارید باید مودت اهل بیت را داشته باشید.این خیلی صریح است. هیچ دانشمندی، هیچ عاقلی، هیچ‌کسی که کمی از قرآن را بفهمد نمی‌تواند بگوید که این معنی را نمی‌دهد. خدا می‌گوید اگر می‌خواهید راه من را بیایید، با عشق اهل بیت بیایید، عشق اهل بیت، مودت همراه با چه؟ همراه با اطاعت و فداکاری. به این را می‌گویند مودت.ببینید چقدر قشنگ حجت را تمام کرده. خدا رحمت کند امام راسلام الله علیهفرمود: اگر مردم اهل سنت، عوام اهل سنت معذور باشند، قیامت بگویند ما نمی‌دانستیم، قطعاً علمایشان معذور نیستند. چون همه‌ی این حرف‌ها را می‌دانند، چون این حرف‌ها را خوانده‌اند ومی‌دانند.

به به،ببینید رسول خدا برای زندگی ما یک دستورالعمل خیلی زیبا می‌دهد که همه‌ی اهل یک خانواده، بهشتی شوند. همه اهل یک خانواده نجات پیدا کنند، عاقبت بخیر شوند، چقدر قشنگ است. «أدِّبُوا أولادَكُم عَلي ثَلاثَ خِصالٍ» من با علمای اهل سنت هم که صحبت می‌کردم خودشان برای من این حدیث را نقل می‌کردند، که پیامبر امر کرده ما بچه‌هایمان و به سه خصلت تربیت کنیم.می‌گوید می‌خواهی بچه‌ات را تربیت کنی به سه خصلت تربیت کن. اگر یک کسی قراره بچه‌اش را به سه خصلت تربیت کند باید در انتخاب‌هایش هم دقت کند، در روش‌های تربیتی‌اش هم دقت کند، در منِشی که با همسرش دارد دقت کند، که شوهرش، زنش، بتواند این سه خصلت را داشته باشد که به بچه منتقل کند.مرد روی اسپرم‌هایش، زن روی تخمک‌هایش. یا اصلاً ندارند، بعد از ازدواج دارا شوند تا به بچه‌ها بدهند. ما باید خانواده را تغذیه کنیم، موظفیم خانواده را به این چیزها تغذیه کنیم.

لذا پیامبر فرمود: «لا یَلقَی الله سُبحانَه أحَدٌ بِذَنبٍ أعظَمُ مِن جِهالَةِ أهلِهِ وَ أولادِه» روز قیامت هیچ‌کس خدا را به گناهی بزرگ‌تر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمی‌کند. یکی از وظایف قطعی، مسلم و واجب هر زن و شوهری، هر پدر و مادری، هر دختر و پسری که قرار است ازدواج کنند، این هست که اطلاعات لازم در مورد زندگی بهشتی را تحصیل کنند. اطلاعات لازم در مورد تربیت بهشتی فرزندانشان را باید داشته باشند و نباید یک مرد ضعیف باشد که نتواند خانواده‌اش را از نظر اطلاعات آخرتی و مذهبی تأمین کند.و یک زن نباید فقیر باشد، ضعیف باشد و جاهل باشد که نتواند همسر و فرزندانش را تغذیه کند، همه مسئول هستند.پیامبرصلی الله علیه و آلهفرمود: مرد مسئول زن و بچه است. و زن هم مسئول شوهر و بچه است. «كُلُكُّم راعٍ وكُلُكُّم مَسؤولٌ عَن رَعِيَتِهِ»همه شما راعی هستید و مراقبید. و همه شما هم مسئول هستید و حتما هم سوال می‌شود.

قیامت به زن می‌گویند چرا حریم معنوی و پاک خانواده را حفظ نکردی؟ چرا حریم خانواده، عفت خانواده، ادب خانواده، حیای خانواده، تقوای خانواده را حفظ نکردی؟به مرد هم همین را می‌گویند، که چرا حفظ نکردی؟ زن و مرد هر دو مسئول هستند.فرزندان همکهبه بلوغمی‌رسند، آن‌ها هم جداگانهنسبت به حفظ حریم بهشتی خانواده مسئولیت دارند.نباید جهنم در خانه بیاید، آتش در منزل نباید بیاید، هیچ‌کس حق ندارد خانواده‌ را بخاطر خودش آتش بزند. بخاطر امیال خودش، بخاطر بی‌فکری‌های خودش، یک زندگی را به آتش بکشد.یک زن و بچه، یک شوهر و فرزند، یک پدر و مادر را به آتش بکشد.

بچه‌هایتان را به سه خصلت «أدِّبُوا أولادَكُم»،«أدِّبُوا» یعنی ادبشان کنید، یعنی این‌ها به این آداب مؤدب شوند. ادب‌گیر باشند، بتوانند این را داشته باشند.یعنی باید عشق را به آن‌هایاد دهید.یاد بده که وقتی اسم زمانعجل اللهآمد از جایش بلند شود، سلام دهد، یاد بده که آب خورد بگوید السلام علیک یا اباعبداللهعلیه السلام، سلام بر حسینعلیه السلام، لعنت بر قاتلان امام حسینعلیه السلام، این‌ها ادب است.یاد بگیرند که وقتی اسم خانواده آسمانی‌شان می‌آید، اصل و پدر و مادر و خانواده آسمانی‌شان می‌آید، صلوات بفرستند.به آن‌ها یاد بده که به اهل بیتعلیهم السلامحرمت بگذارند، یاد بده پایشان را در مقابل قرآن دراز نکنند،یاد بده کتابی، آیه قرآنی، حتی یک اسکناس در خانه روی زمین نیافتد چون اسم خدا روی آن است،نباید زیر پا باشد. این‌ها ادب است. این آداب است. انسان باید این را یاد بده و دائما مراقبت کند که همه مؤدب باشند. نه این‌که خدایی نکرده در این خانه نسبت به اهل‌بیتعلیهم السلام، اسماء مقدسه‌ی الهی، شعائر الهی، بی‌ادبی شود.خانواده‌ای که در آن نسبت به شعائر الهی بی‌حرمتی می‌شود، درِ جهنم و شیاطین روی آن باز است. شیاطین روی گردن و سر و دل این خانواده می‌ریزند، وقتی شما حرمت را می‌شکنید راه باز می‌شود. دیگر باید یکسره منتظر فتنه و بدبختی غم و غصه و دعوا و درگیری و گرفتاری باشید.

«أدِّبوا» فرزندانتان را بر سه خصلتمؤدب کنید. وقتی می‌گوید خصلت یعنی فیلم نیست، یعنی ظاهرسازی نیست، باید جزء ذات این بچه شود، خصلت پیدا کند. خصلت یعنی همین.یعنی باید در این بچهاین‌جور حرمت‌ها نهادینه شود. دیده‌اید مادرها چادر سرشان می‌کنند، بچه‌ها از پدر و مادر یاد می‌گیرند؟ از مادر این چادر سرکردن را، حیا و عفت را یاد می‌گیرند، از مادر برخورد با نامحرم را یاد می‌گیرند، از مادر، از پدر نماز خواندن را یاد می‌گیرند، پدر دست دخترش را، دست پسرش را می‌گیرد می‌برد مسجد نماز جماعت، بچه‌ها از اولمسجد و نماز جماعت و حسینه و هیئت را می‌شناسند. این‌ها در ذات این بچه می‌رود.می‌بردشان هیئت، می‌بردشان عزاداری، می‌بردشان حرم، می‌بردشان مشهد، می‌بردشان کربلا،این چیزها را یادشان می‌دهند. این‌ها وظیفه‌ی واجب است. مهم‌تر از غذا، مهم‌تر از لباس، مهم‌تر از مدرسه رفتن، مهم‌تر از درس خواندن، مهم‌تر از هر چیزی دیگری این هست که حیات جاودانه‌ی بچه‌هایمان تأمین شود.بچه‌هایمان شخصیت‌های ابدی تربیت شوند، این از همه مهم‌تر است. آن سه خصلت چیست؟ ثلاث خصال. پس معنی خصلت را بفهمیمیعنی چه؟ سه خصلت. یعنی این‌جور چیزهادرذات بچه برود. ذاتی‌اش باشد.

ما آدم‌هایی را داریم که بخاطر مرگ پدر و مادر، بخاطر طلاق پدر و مادر،حتی بخاطر بداخلاقی‌های پدر و مادر، بچه‌هایی داریم که از خانه فراری شده‌اند. بعدها خودشان به مشکلات و فسادها و گرفتاری‌هایی دچار شده‌اند، اما چون در ذاتشان حرمت، حب اهل بیت علیهم السلام،از پدر و مادر رسیده بوده،پدر و مادر وظیفه‌ی اصلی‌شان را انجام داده بودند و در بقیه‌ی وظایف کوتاهی کرده بودند، این حبّ اهلبیت،آن خانم را در حالی که فاحشه شده بود، آن آقا را در حالی که غرق فساد و فحشا بود، آخر نجاتشان داد. آن حبّ آخر کار خودش را می‌کند، آن حبعاقبت‌بخیری می‌آورد. ولو این وسط‌ها آدم لغزش داشته باشد، آن محبت عاقبت‌بخیری می‌آورد. آن محبت نمی‌گذارد بچه‌های ما، خانواده‌ی ما به جهنم بیافتند، محبت کار می‌کند، خیلی کار می‌کند.

حضرت فرمود: محبت ملحق می‌کند، عشق ملحق می‌کند. این وظیفه ماست. در بحث مهارت‌ها گفتیم که یک مرد در درجه اول باید در خانه‌اش سه کار انجام دهد، مرد و زن، اول مرد بعد زن.یک: مهندسی اقتصاد خانواده (این یادتان نرود) گاهی اوقات یک پدر یا یک مادر در اثر یک اشتباه اقتصادی،در برخوردی که با بچه‌شان می‌کنند، بچه‌شان را بی‌دین می‌کنند. یا یک مرد بخاطر خساست یا نفهمیدن و بلد نبودن فرمول‌های اقتصادی خانواده‌اش را متلاشی می‌کند.ما در بحث مهارت‌ها که چهل و دو سه جلسه هست، در بیست جلسه‌اش مهندسی اقتصاد خانواده را گفته‌ایم. اقتصاد ریشه است، این پایه است.

وقتی اقتصاد خانواده خراب شود شما نمی‌توانید سنگ بناهای بزرگی را روی این بگذارید. مثل ستون می‌ماند، درست استستون خودش کم است، صفحه‌ای که ستون را روی آن می‌گذارند کوچک است، پنجاه در پنجاه،ستون می‌آید. اما این ستون قرار است یک ساختمان را تحمل کند. وقتی شما می‌خواهید عشق و عاطفه و اخلاقیاتو معنویت را در خانواده بگذارید و درخت جاودانگی خانواده را بچینید، باید لقمه‌ی حلال باشد، باید روش‌های اقتصادی‌تان این‌جوری باشد.باید بخل، نمی‌دهم، خرج نمی‌کنم، خودتان بروید دربیاورید، به من چه، ندارم، گرفتگی، این‌ها در خانه نباشد. باید کرامت، بزرگواری، محبت در خانواده باشد. نباید سخت‌گیری باشد، تا منع می‌کنی آسمان راه را روی خودت می‌بندد. آسمان زمانیراه را از نظر رزق و روزی‌های مادی و معنویباز می‌کند که شما در راروی مخاطبین، روی نان‌خورها، باز بگذارید. وقتی یک زن به شوهرش می‌گوید که به مادرت کمک نکن، راه خودش را بسته، وقتییک مرداگر می‌تواند به پدر زن و مادر زنِ خودش کمک کند و نکند، رزق را روی خودش می‌بندد، فاجعه اتفاق می‌افتد.

بچه‌هایتان رابه محبت اهل بیتعلیهم السلامتادیب کنید، عشق اهل بیت را در جان بچه‌هایتانبریزید.یکی از عزیزان حرف قشنگی زد. می‌خواستیمکربلا برویم،من پسرم در اوج درس‌هایش بود،گفت می‌خواهم این یک هفته، ده روز را برای راهپیمایی اربعینکربلابیایم، گفتم باشد، بیا. به این دوستمان گفتم شما پسرت می‌آید یا نمی‌آید؟ با این‌که پسرشرا سال قبل هم برده بودند گفت بله، می‌آید. گفتم درس‌هایش چه می‌شود؟ گفت درس‌هایش چه می‌شود؟ این بچه‌ی من را عاقبت‌بخیر می‌کند. حالا بیستش بشودهفده. خیلی حرف قشنگ و زیبایی زد، حرف حکیمانه‌ای زد. راست می‌گوید. حالا بچه من بیست نگیرد،هفده بگیرد، ولی راهپیمایی کربلا و اربعین برود،عشق بریزد، عاقبت‌بخیر شود، بهتر نیست؟ با هر قدمی که در آنجا برای امام حسینعلیه السلامبرمی‌دارددر وجود این بچه عشق می رود. امام حسین علیه السلام خودش را در قطره قطره خون این بچه، سلول به سلول وجود این بچه می‌کند.

عشق روی هواست، شما وقتی سینه را می‌زنی، او را در وجودتمی‌کنی. این سینه‌زدن‌هایی که ما برای امام حسینعلیه السلاممی‌زنیم،هر چه قشنگ‌تر، محکم‌تر، بهتر. نه این اِوا خواهری‌ها،‌ این‌جوری نه. هر چهسینه می‌زنی، با این دست‌ها در وجود یک نفرعشق می‌رود، شور می‌رود، هیجان می‌رود، زندگی می‌رود، در وجود انسان‌ها جاودانگی می‌آید. بگذار این بچه برود سینه‌اش را بزند، بگذار عزاداری‌اش را کند.مدام گیرنده الآن شب امتحان است، تو که می‌دانی این قبول می‌شود، تو که می‌دانی این هفدههجده‌اش را می‌گیرد، بگذار هیئتش را برود. نه، تو الآن کنکور داری، تو الآن درس داری، حالا رفت دکتر و مهندس شد، وقتی بی‌ارادت هست به چه درد می‌خورد؟ این هیئت،این جلسه امام حسینعلیه السلام، از نان، از آب، از هوا برای بچه‌ی من واجب‌تر است. این بسیج رفتن،این پایگاه بسیج رفتن، چرخیدن در آن‌جا، این هیئت رفتن، این گریه‌کردن، این زیارت رفتن، این زیارت دسته جمعی که می‌خواهد با رفقایش برود.مدامبه اعضای خانواده سخت نگیریم.

الآن آمده می‌گوید من می‌خواهم با خانواده، مثلاً با فلانی بروم، می‌دانی آدم‌های مطمئنی هستند؛ نه من راضی نیستم با این‌ها مشهدبروی.بگذار برود، خانمت آمده می‌خواهد با همه فک و فامیل‌ها برود،مطمئن هستند، دخترت می‌خواهد برود،پسرت می‌خواهد برود، برای چه گیر می‌دهی، این‌قدر اذیت می‌کنی؟ یا زن است، می‌گوید تو باید بیست و چهار ساعت بیایی بنشینیپای دل من. اگر مرد می‌گوید من امشب هیئت دارم، مثلاً سه‌شنبه‌ها، چهارشنبه‌ها هیئت دارم. می‌خواهم هیئت بروم می‌گوید نه،تومدام می‌خواهی هیئت بروی بیا بنشین پای دل من، این شوهر وقتی می‌آید می‌نشیند پای دلتوو آن‌جا تغذیه نمی‌شود، تربیت نمی‌شود، غذا نمی‌خورد، فردا شوهر به‌درد بخوری هم برای تو نیست، بابای خوبی هم برای بچه‌هایش نیست. حرمت ارتباط معنوی اعضای خانواده‌مان را با اعضای خانواده آسمانی‌شان داشته باشیم.

راجع به خانواده زمینی چه می‌گویند؟ «الآباءُ ثَلاثَةٌ»پدرها سه تا هستند که حرمت هر سه پدر واجب است. «أبٌ وَلَّدَكَ» پدری که تو را به دنیا می‌آورد،«و أبٌ زَوَّجَكَ» پدری که باعث ازدواج تو می‌شود. پدر شوهر برای زن، پدر زن برای مرد. مثل پدر و مادرحرمتشواجب است. «و أبٌ عَلَّمَكَ» و از این‌ها مهم‌تر معلمت که پدرت است. از این دو تا پدر مهم‌تر است. چطور می‌گوید پدر و مادر، پدر شوهر، مادر شوهر، پدر خودت، مادر خودت، را حرمت بگذار؟ چطور این حرمت‌ها واجب است؟ انتظار داری بچه‌هایت حرمتتو را رعایت کنند، بعد تو به بچه‌ات می‌گویینمی‌خواهد حرمت خانواده‌ی آسمانی‌تان را رعایت کنی؟ باید بگذاری همسرت فرصتی داشته باشد، زنت، بچه‌هایت، شوهرت فرصتی داشته باشد که به خانواده‌ی آسمانی‌اش هم سری بزند، با خانواده آسمانی‌اشیک خلوتی داشته باشد. تو که می‌دانی این هیچ مشکلی برایش پیش نمی‌آید، راضی نیستم بروی، اگراینبرود یک شب بماند،عبادت کند، یک شب به احیاء برود، یک شب به حرم برود، عبادت کند، با خانواده آسمانی‌اش انس بگیرد، این فردا برای تو هم زن بهتری می‌شود. وقتی تغذیه می‌شود، آرامش می‌گیرد، خوش اخلاق‌تر، مهربان‌تر، قوی‌تر می‌شود، مادر خوبی برای بچه‌ها می‌شود، امین‌تر می‌شود، شوهر بهتری برای تو هست.

وقتی ما اساس زندگی و زنانشوئی رافقط براساس منافع خانواده‌ی زمینیمی‌گذاریم و حواسمان به تغذیه‌هانیست و با خانواده‌ی آسمانیارتباط نداریم، آن‌جاراه بسته می‌شود. وقتی بسته شود شما تنها می‌شوی. شما دیگر غیر از همین شوهر هیچ‌کسی را نداری بعد باید مدام ذلیل این شوهر باشی. غیر از این زن و بچه هیچ‌کسی را نداری و بایدفقط ذلیل این‌ها باشی. بگذار خانواده‌تان خانواده‌ی ثروتمندی شود. همه‌ی شما، خودت، شوهرت، زنت، بچه‌هایت، عروست، دامادت، نوه‌هایت، خانواده‌ی همسرت، همه با هم به سراغ خانواده آسمانیبروید. همه باهم با خانواده آسمانی ارتباط داشته باشیم،همه به ضیافت آن‌ها برویم. چطور می‌گویی عید است برویم بزرگ‌ترها را ببینیم، اول برویم پدربزرگ، مادربزرگ‌ها را ببینیم؛ الآن شهادت امام هادیعلیه السلاماست، اول باید کجا برویم؟ باید بروید حرم تسلیت بگویید. باید بروید حسینیه‌ها، باید در مراسم خانواده‌ی آسمانی‌تان شرکت کنید، شما مهمان نیستید، صاحب مجلس هستید،خودتان صاحب مجلس هستید، صاحب مجلس امام هادیعلیه‌السلام است، مجلس پدرتان است، شما صاحب مجلسید، مهمان نیستید. باید از جیبتان هزینه کنید خودتان هم مجلس‌داری کنید.

«ادبوا» چرا این‌قدر مثال می‌زنم؟ برای این‌که بدانیم چه‌جوری باید عشق اهل بیتعلیهم السلامرا در دل بچه‌هایمان کنیم. بچه‌ها رابشناسانیم. چند روز پیش من یک مادری دیدم که یک بچه‌ی خیلی باهوش داشت، چون هوشش زیاد است، هر چه می‌شنود، می‌گوید. دیدم این بچه دارد از حفظ ترانه می‌خواند، بچه‌ی دو سال و یک ماههدارداز حفظترانه می‌خواند. ترانه‌های موزیکال ترانه‌های غیره،حسنک و گربه و بز و ... خیلی خوب یاد گرفته. به او گفتم این بچه‌ای که می‌تواند این‌ها را یاد بگیرد عقایدش را با شعر به او یاددهید. ما این همه شعرهای خوب و عالی در مورد اهل بیتعلیه السلامداریم، نقاشیِ خیلی زیبا، شعرهای خیلی زیبا، شاید مانزدیک به صد جلد کتاببرای خانواده‌ها در موسسه آورده‌ایم. هفته‌ای یک دانه از این کتاب‌ها،هفته‌ای دو تا ازاین‌ها بگیرید. برای بچه‌هاتان از این شعرها بخوانید.در مورد توحید، بچه زود یاد می‌گیرد این شعرها این بچه دیگر از وجودش نمی‌رود پدر موظف است بنشیند با بچه کتاب‌خوانی کند.در تربیت گفته‌ام پدر موظف است بنشیند با بچه شعرخوانی بکند.

حضرت زهرا مادر(سلام الله علیها)وقتی می‌خواست بچه‌ها را حسنین را تربیت کند باشعر بچه را تربیت می‌کرد، برای حسنینشعرمی‌خواند. «اِشْبَهْ اَباکَ یا حَسَنُ» شبیه پدرت شو. با شعر می‌خواند. یعنی چرا با شعر می‌خواند؟ چرا اهل بیت از شعر استفاده می‌کردند؟ چوندر قلب می‌ماند، در حافظه می‌ماند. ماندگارتراست، آهنگین است. اهل بیت علیهم السلامحتی وقتی که می‌خواستند عزاداری کنند یک کسی می‌خواست بیاید ذکر مصیبت کند، حضرت صادقعلیه السلاممی‌گفت نه. همان‌جوریآهنگین که برای مردم می‌خوانید،برای ما با نوا بخوانید. چون اوجگر را آتش می‌زند، می‌سوزاند.نواست که در عمق وجود آدممی‌رود. همین ساده بگوییم بله امام حسینعلیه السلام رفت کربلا، تشنه شد، سرش را بریدند. این‌جوری نه. با نوا، همان‌جوری که مداح‌های عزیز ما رعایت می‌کنند.

نواهای خوب، دستگاه‌های مناسب، نه دستگاه‌هایی که الآن تکنو و... (این‌هایی که هستند) که آدم بجای این‌که گریه‌اش بگیرد می‌خواهد بلند شود، برقصد و الان هم این‌جوری هست.متاسفانه بعضی از دستگاه‌هایی که منتصب به بعضی از روحانیون فاسد هستند، می‌آیند شروع می‌کنند یک گروه تکنو‌خوان قوی را می‌آورند بعد شعرهای درباره اهل بیتعلیهم السلام را تکنو می‌خوانند. دوربین و حرکت‌های بدنی این‌ها انگار دارند می‌رقصند. از این مجلس چه در می‌آید؟ از این مجلس گریه در می‌آید؟الآن هست، شعرها و آهنگ‌هایشان الان هست، درباره امام حسین و اهل بیتعلیهم السلام و ... این مسخره است. نه، سنگین باشد. اگر نوایی هست دستگاهش دستگاه سنگینی باشد. در دستگاه‌های موسیقی،مداح بشناسد و بداند برای این شعر و برای این روضه، برای این مصیبت، کدام دستگاه مناسب است. برود بخواند که حالی ایجاد کند، قدرتی ایجاد کند. ولی وقتی یک مداح نادان یک شعر قوی را می‌برد در یک دستگاه‌ ضعیف می‌خواند، می‌بینید که آدم نه گریه‌اش می‌گیرد، نه هیچ‌چیزی، حالش هم خراب می‌شود وهیچ حسی هم در آدم ایجاد نمی‌شود، فقط قساوت قلب می‌آورد که دارد حرف‌های آتشین می‌شنود ولی با آهنگ‌هایی که مناسب نیست، با نوایی که مناسب نیست.

این کتاب‌ها را عزیزان بگیرند، مادر بگیرد، خواهر و برادرهایی که نسبت به خواهر و برادرهای کوچکترشان مسئول‌اند، قطعاً نسبت به خواهر و برادرهای کوچک مسئول‌اند. پدر و مادر من ممکن است بی‌فکر باشند، حواسشان نیست. من هم که باید حواسم باشد. خواهرم است، برادرم است، ایننباید جهنمی شود. این نیازش عشق به اهل بیتعلیهم السلام است،این اگر عشق به اهل بیت را داشته باشد بیمه می‌شود.با حوصله برای خواهر کوچک، برادر کوچک، بنشینید با حوصله شعر بخوانید، فردا هم یک شعر دیگر، بعد بگو ا این شعر را حفظ کرده‌ای یا نه؟ نقاط غلطش را بگیر. پدر موظف است وقت بگذارد با بچه‌اش شعر خوانی کند، پدر باید با بچه نقاشی کار کند، پدر باید دست دخترش را بگیرد، برای دخترش پدری کند، با دخترش جلسات خصوصی، بیرون روی‌‌های خصوصی، مسجد‌رفتن‌های خصوصی، پارک‌رفتن‌های این‌جوری داشته باشند. که بچه بفهمد بابا دارد، بفهمد برادر دارد، بفهمد مادر یعنی چه؟ مادری که فقط به شکل غذا خوراندن و نظافت باشد... مادر باید وقت بگذارد. بنشیند سر حوصله بگوید عزیزم بنشین این کتاب را، یک بیت شعر را با هم بخوانیم.

مادر همین‌که دارد ظرف می‌شوید شعر را زیبا بخواند، ببین اگر بچه حفظ نکرد؟ اگر بچه یاد نگرفت؟ داری ظرف می‌شویی شعر را قشنگ، آهنگین برای بچه‌اتبخوان تا بچهیاد بگیرد. این همه بزرگان، عزیزان، نویسندگان، شعرا، هنرمندان ما نشسته‌اند،ناشران عزیز زحمت کشیده‌اند،راجع به توحید، نبوت، امامت، عدالت، معاد، اهل بیتعلیهم السلام، نماز، روزه، حجاب،کارهای خوب، اعمال صالح، اخلاق پسندیده، تهیه‌ی محصول کردند. این را بگیر، ببر بگذار در خانه‌ات، بده بچه بخواند.سواد ندارد کافی نیست، خودت برای بچه بخوان. بچه حافظه‌اش را دارد، می‌خواند.این وظیفه ماست.

سی‌دی‌های مناسب، نه آن سی‌دی‌هایی که خیلی تند و موزیکال هستند، نه. سی‌دی‌های مناسب. الآنده‌ها سی‌دی برای بچه‌ها تولید شده. اگر قراراست بچه یک کار کامپیوتری کند این‌جوری بنشینید کنارش به او بگویید اگر می‌خواهی بازی کنی این‌جوری، منچ این‌جوری، جورچین این‌جوری. با احکام و آداب خودش اگر بچه قرار است بازی کند، بازی کند اما در این بازی رشد انسانی کند. بازی‌ها هم قشنگ است، بازی‌هایش هم به انسان رشد می‌دهد. می‌خواهد نقاشی بکشد، ببین چه تصویرهایی باید به او بدهی که بکشد؟ تصویرهای قشنگ بده، به او بگو این تصویرها قشنگ است. اگر طبیعت هم می‌دهی بگو. طبیعت بگو. خیلی هم طبیعت خوب است. بنشین برایش طبیعت بکش، هر چه که می‌خواهد. ولی در همین نقاشی هم خیلی چیزها می‌شود انتقال داد.

خدا آقا سید جمال گلپایگانی را رحمت کند. آقا سیدجمال خودشان غرق مکاشفات بود.یه موقع می‌گفت بهشت را دیدم، دیدم حوری‌های بهشتی نشستند کنار حوض‌های بهشتی و همین‌جوری روی آب‌ها به یکدیگر آب می‌پاشیدند،داشتند با یکدیگر هم‌خوانی می‌کردند. یک تعدادی حوری بهشتی با یکدیگر هم‌خوانی می‌کردند. بعد چه می‌خواندند؟ ترانه می‌خواندند.آن‌جا هم ترانه‌ها هست، بالاخره آن‌جا موسیقی هست، ترانه هست، همه‌چیز، این‌ها هست، بهشتیِ خوب و سالمش هم آن‌جا هست. خیلی قشنگ است که می‌گفت من می‌دیدم این‌ها داستان خلقت و داستان انبیاء و اقوامی که این‌ها داشتند را به شعر می‌خواندند. اگر قرار است آدم شعری هم بخواند این‌جوری بخواند، اگر قرار است آهنگی باشد، موسیقی‌ باشد، یک چیز خوب بخواند. الآن خیلی چیزهای زیبایی از خواننده‌های ما آمده‌اند و هنرمندهای ماآمده‌اند که هم شاد است، هم مسرور کننده است، هم محتواهایش فوق‌العاده عالی است.چرا این‌ها رابرای بچه‌هایمان انتخاب نکنیم؟ این‌ها برای بچه‌هالازم است.

«أدِّبُوا أولادَكُم عَلي ثَلاثَ خِصالٍ: حبّ نبیِّکُموَ حُبِّ أهلِ بَیتِه وَ قِرائَتِالقُرآن» حب پیامبرصلی الله علیه و آلهو اهل بیتعلیهم السلامتوضیح دادم، بچه‌هایتان را به قرائت قرآن مؤدبکنید. به آن‌ها قرآن یاد دهید، مراقبت کنیدکه بچه‌هایتان قرآن خوان باشند، به قرآن احترام بگذارند، قرآن بخوانند، توضیح داده‌ایم تا زیر هفت سال اصلاً اجبار نکنید.می‌خواهمبچه‌امرا ببرم مثل فلان‌کس شود،اودر پنج سالگی حافظ کل قرآن بوده بچه‌ی من هم این‌جوری شود، نه. او پدر ومادرش حافظ کل قرآن بودند،شما هستی؟ بچه‌هایتان را به قرآن خواندن اجبار نکنید.همان‌طور که«لاتُكَرِّهوا إلى أنفُسِكُمُ العِبادَةَ»عبادت را به خودتان تحمیل نکنید. به بچه‌هایتان هم نباید تحمیل کنید.بچه‌ام باید برود مهد قرآن، نه دوست ندارد. این الآن دوست دارد ورزش کند، بگذار ورزشش راکند. یک جور دیگر، آهسته‌تر به این یاد بده. مثل خودت است. ژن‌های خودت و شوهرت است،ژن‌های خودت و زنت است،مجموعش این شده. حالا همین‌جوری قبولش کن. همین جوری دوستش داشته باش.

این آن ژنی که مثل خیلی از بچه‌های دیگر،پنج شش ساله عاشق قرآن شود، ندارد،. بله، خیلی از بچه‌ها هستند که از بچه‌های ما واقعاً قوی‌تر هستند، از بچه‌های ما نورانی‌ترهستند، از بچه‌های ما خیلی دین را سهل‌تر می‌گیرند. پدر و مادر زحمت کشیده‌اند، دعا پشتشان بوده، آن‌ها بیش‌تر از ما مراقبت داشته‌اند. خیلی خوب است. اصلاً بچه‌هایمان را با هیچ‌کسمقایسهنکنیم. هیچ‌کس را با هیچ‌کس نباید مقایسه کنیم،به هیچ‌وجه حق مقایسه نداریم. این می‌خواهد برود مهد قرآن، کشش را هم دارد، دوست هم دارد، حالا رفته قرآن یاد گرفته، به او هدیه بده، تشویقش کن، به او جایزه بده، تا این بچه الهی باربیاید. ولی اگر یک موقعیهم گفت نمی‌خواهم بروم، بی‌خود کرده‌ای که نمی‌خواهی بروی، بهزوراو را برداری ببری، از دین زده می‌شود.نه. تا آن‌جایی که بچه کشش دارد آهسته به او قرآن یاد بده. مراتبش را هم در سی‌دی تربیت گفته‌ایم که مثلاً اگر سه سال شد این را به او بگو، سه سال و چند ماه این را، چهار سال و چند ماه این را، مرحله دارد، پله دارد که در سی‌دی تربیت این‌ها را توضح داده‌ام.

بچه‌ی من ظرفیتش این‌قدر است، طبق ظرفیت چیزهایی که مربوط به محبت اهل بیتعلیهم السلام، محبت پیامبرصلی الله علیه و آلهو محبت قرآن، عشق به قرآن، قرآن خواندن، قرآن فهمیدن است، به او یاد بده.حالا یک بچه‌ای هست که کشش دارد می‌تواند برود قرآن حفظکند، حافظ قرآن شود، خودِ بچه دوست دارد، می‌کشد و می‌رود. تشویقش کنید تا هر جایی که می‌خواهد برود. اما نه برای خودتاناجبار کنید، نه بچه‌هایتان. به هیچ وجه اجبار نکنید. یک مقدار حداقل. بله حضرت فرمود پنجاه آیه واجب است. بچه‌ای که می‌بیند پدرش دارد عمل می‌کند ومادرش عمل می‌کند، دیده پدرش در خانه داردقرآن می‌خواند، مادرش قرآن می‌خواند، قرآن را بغل کرده، بوسیده،روی سینه‌اش گذاشته، بچه هم این را یاد می‌گیرد.این عشق می‌رود، این هم فطرت دارد، این بچه هم با قرآن پیوند دارد، این هم حتماً همین را می‌گیرد، ولی باید ببیند. در جلسات قرائت قرآن ببریدش.

اگر می‌خواهی تشویقش کنی ببر بچه‌هایی را به او نشان بده که دارند قرائت قرآن می‌کنند. من یک موقعی رفتم حرم دیدم ششصد تا بچه‌ی کوچک،خردسال آورده‌اند، همه حافظ قرآن. بله این تشویق ایجاد می‌کند.برود این‌ها را ببیند تشویق شود. دوستان خوب برای بچه‌هایتان انتخاب کنید، هم‌کلاسی‌های خوب انتخاب کنید، مهدهای قدرتمند، دبستان‌های خوب، مدارس خوب انتخاب کنید. این‌ها قشنگ است. این‌ها مراقبت می‌خواهد. بعد راجع به قرآن می‌گوید که من چون وقت کم هست نمی‌خواهم خسته‌تان کنم. آقای اسکندری تذکر بسیار مهمی دادند که خیلی از عزیزان ممکن است روزه باشند. یکی از وظایف معلم این هست که در ایام عبادت ملاحظه‌ی مستمعین را کند. می‌گذاریم إن‌شاءالله برای جلسه‌ی بعد.

*******