بحثمون دربارة محبّتِ خانواده آسمانیمون بود و نقش اوندر سعادت دنیا و آخرت گفتیم که وقتی حرکت از محاسبات عقلانی در صیاد و تبدیل به عشق میشه هم سریع تر انجام میشه و هم وسوسه های انسان از بین میره.
وقتی که انسان شغلی هم که داره دوستشم داره میبینمت که توی اون شغل خیلی موفق تره چون علاوه بر اینکه همّت و تلاش صرف کارش میکنه و عشق هم به کمکش میاد خستگی اش دَر صیره، اصلاَ خسته نمیشه چون به معشوق خودش رسیده و ابتکار، قدرت، سرعت و پرواز توی اون کار نصیب اون شخص میشه
امّا اگر انسان شغلشر دوست نداشته باشد یا رشته اش رو دوست نداشته باشد میبینید تو اون رشته یا تو اون شغل خیلی موفق نیست به سختی باید به وسوسه های دیگرش غلبه کند تا خودش رو پای اون در من بنشونه یا پای اون رشته صرف بکند چون میل نداره بهش، هر وقت می خواد سر کلاس بره اذیت می شه ، هر وقت می خواد درس بخونه زود حوصله اش سر میره و به هر حال کم می یاره
ولی وقتی که رشته شو دوست داره شغلش رو دوست داره به شدّت سرعت و قدرتش بیشتر می شه
اون هایی که آرمان های زندگیشون، اهدافِ آرمان های زندگیشون با عشقشون یکی می شه اینها بیشترین پیشرفت و در حیاط / حیاتِ دنیا می کنند و در حیاتِ آخرت اگر آرمان هاشون، آرمان های چی باشه ؟؟ آخرتی باشه
پس ضمیمه شدنِ یک عشق، ضمیمه شدنِ علاقه و سوسه ها رو از بین می بره، تلخی ها، شیطنت ها، شیطان هایی که سر راه انسان قرار می گیرن، خان ها طاقت فرسایی که سر راه لنسان قرار می گیره همه با اکسیر عشق از بین می رن و انسان مسیرو می تونه خوب طی بکنه
خب، ما یک مسیر زندگیِ دنیایی داریم که اگر با خانواده آسمانیمون همراه باشیم این مسیر زندگیِ بینایی عاشقانه می شه، یعنی دیگه من با توان شخصیِ خودم نمیرم ازدواج بکنم یا فرزند داری بکنم یا شاغل باشم یا کار اجتماعی بکنم یا کارهای دیگه
بلکه چون اساساً با اهداف خانوادة آسمانی پیوند خوردم ازدواج، صرف نظر از این که همسرم کی باشه حتّی، زن داری، شوهر داری، بچه داری خودش یک عبادت برای من می شه، عبادتی که عاشقش هستم ازش لذت می برم ازش بهره برداری می کنم
حال نتیجه چی می شه خیلی برام مهّم نیست، اصل کار همینکه می دونم رضایت و سفارش خانوادة آسمانیم پای اون کار هست دیگه برای من تولید علاقه و عشق و انرژیِ زیاد می کنه
خب وقتی که من با اهداف خانوادة آسمانی خودم پیوند می خورم و هدفم این هستش که به خانوادة آسمانیم ملحق بشم، غایتم، انتمام، حیاتِ جاودانه را بدیم همسایگیم با اینها و کنار اینها بودن در عیش و نوش اونها شریک بودن، در یک عیش و نوش ابدی این عیش و نوش اون چیزی هستش که امام زمان (ع) روش خیلی تأکید داره در دعایی که در ماه رجب هست « الحمد الله اندی اشدنا اشهد اولیاء» اونجا توی اون زیارت ها حضرت سخن از عیش و نوش با بزرگان در بهشت داره می زنه
امام زمان می فرماید: هیچ وقت اینو از جلوی ذهنتون پاک نکنید، از نظر امام زمان ما نباید هیچ لحظه توجه به این که ما باید به خوشی ها و عیش و نوش خانوادة آسمانیمون برسیم از ذهن ما نباید پاک بشه و اِلّا خسته می شیم انرژی برای کار نداریم
شیطان یک جایی ما رو گیر می ندازه و خستگی ها تنبلی ها بی حوصلگی ها ما رو از پای در میاره حتماً خواهش می کنیم، چون من اینو شرح کردم در شبهای احیاء، دیگه الان فرصت نیست، هر چند بدم نیست حالا یک ترجمه ای ازش خونده بشه که این امام زمان (ع) در زیارت ها سخن از عیش و نوش با اهل بیت میگه، میگه شما وقتی دعا می کنید از خدا اینرو بخواین که همراه ما و در عیش ما شریک باشد.
توی اون شراب و توی اون غذاها و توی اون خوشی هایی که اهل بیت دارن و در بهشت هست میگه شما اینو از ما بخواین تا تو اونها باشین
این خیلی شور انگیز که انسان با خانوادة آسمانیش با مادرش فاطمة زهرا با اهل بیت (ع) توی اون عیش و نوش های بهشتی و جاودان سهیم باشه و شریک باشه انها همتش که به یک انسان عشق می ده، قدرت می ده، نیرو می ده به اینکه بتونه به کاراش بپردازه، کارهای سخت و راحت تحمل می کنه، عبادت ها رو خیلی شیرین می پذیره و اجابت دیگه براش تلخی ندارن سختی ندارن لازم نیست هی به خودش فشار بیاره تا واجبات الهی و ...
واجبات از حالتِ تکلیف بودن درحد یاد به عشق تبدیل می شه هیچ واجبی نیست که به عشق تبدیل نشه برای اون اون دیگه اصلاً به این فکر نمی کنه که الان می خوام این کارو انجام بدم حالا بله جنبة حیوانی و بدنی ممکنِ یکذره محدود بشه و شخت باشه ... نه اوشور داره ... مثل عزیزانی که الان شما تو کشور چینید، کم هم نیستن، با عشفق و باشور هزینه های زیادی ممکن تا یک جایی تو یه میکده ای ثبت نامشون بکنن که بتونن سه روز بدن به عیش و نیش معنوی بپردازن
جنبه هایی که خسته شون کرده، جنبه هایی که غم زدشون کرده، جنبه هایی که مریضشون کرده مثل خنبه های جسمی، گیاهی، حیوانی را بزارن کنار یه سه روزی برن به اعتکاف به آرامش به عیش و نوش به خلوتِ با اصلِ خودشون، ریشة خودشون برن
ببین دارن هزینه می کنن بدن به اینجا ها برسن، این خیلی قسمت داره، خیلی قیمت داره خیلی ارزش داره و تا جامعه ای که انسان های اینگونه داره این جامعه هیچ وقت بدبخت نمی شه، این جامعه هیچ وقت شکست نمی خوره، این جامعه هیچ وقت به سقوط کشیده نمی شه این جامعه عُلو داره این جامعه پیشرفت داره این جامعه نورانیت داره، این خیلی اهمیت داره که جامعه این همه جوون های عاشق این همه جوون های فهمیده این همه انسان های با معرفت داره که حس و حالِ اینجور کارها رو دارن، حس و حال خلوت کردن زدن به جادة آسمان رودارن، حس و حال بقول امروزی ها لایی کشیدن از فعالیت های مبادی و گیاهی و حیوانی رودارن، غال گذاشتنِ بخشِ حیوانی رودارن و به خلوتِ بخش انسانی میرن به خلوتِ آسمان میرن.... اینا خیلی قیمت دارن ... خب، اهل بیت اینو از ما خواستن که اینو تو دلمون دائماً زنده کنیم حتماً من خواهش می کنم اون هفته هم من این عرض و کردم که ترجمة دعاهای ماه رجب رو بخونید بخصوص این فرمایشی که از امام زمان (ع) هست اینطور که انسان بخونه می بیند که چه انگیزه های فوق العاده ای برای حیات جاودانه پیدا می کنه، اونوقت زندگی دنیاشیم یه رنگ و بوی قشنگ تری پیدا می کنه دیگه همه چیزش رو فدای اهل بیت می کنه
اگر شوهرداری داره خیلی عاشقانه ست، اگر زن داری داره عاشقنه ست، اگر پدر مادر داری داره عاشقانه ست، اگر خواهر برادری داره عاشقانه ست، اگه شغل هست عاشقانه ست هر کاری می کنه چون عشق بالاتر و برتری در زندگیِ او قرار داره زندگیِ او یک زندگیِ با نشاط می شه، این از این طرف
از اون طرفم خب به آرمان هاش به اهدافش به العاقش می رسه، می رسه به خانوادة آسمانیش ملحق می شه به اون ها (قوائد الحاق رو هم مرتب در این جلسات خدمتتون عرض کردیم) برای همینم تکیه خداوند تبارک و تعالی تو قرآن به این میکه که شما حرکتتون رو به سمت من با عشق بیاین، نه اینکه فقط فکر کنید، بله من اگه نرم مثلاً فردا گیر جهنم میفتم، واجبات و انجام ندم اینجوریه، ... محاسبة اینجوری نه ...
اینا خوبِ، قشنگه، ولی اینا حداقلشه، خدا میگه اگرم می خواین پیش من بیاین باشوق بیاین با عشق بیاین، بادلدادگی و نشاط بیان پیش من ... من بنده ای را دوست دارم که دوست داره لقاء منو./...
و در روایت داریم خداوند می فرماید من لقاء بنده ای که دوستم داره دوستش دارم منم دوست دارم دیدار شو، هر بنده ای که دیدار منو دوست داشته باشه ملاقاتِ با منو دوست باشه، منم ملاقات با اون و دوست دارم
هر بنده ای که خلوتِ با من و دوست داره، منم خلوتِ با او رو دوست دارم هر بنده ای که دوست داره سرشو بزاره رو پای من، منم دوست دارم سرمو بزارم رو پای او منم نوازش او را دوست دارم، خب این خیلی قیمت داره
با دل مردگی با نمیدونم زور کردن، با اجبار با اکراه انسان نره سراغ دین و دستورات دین
با نشاط با شوق با عشق این کارو انجام بده
خب، برای همین خیلی سفارش شده روی تربیت دل، تربیت محبوب ها و چینش محبوب ها، مهندسیِ محبوب ها رو که عرض کردم برای همین عرض کردم که ما درست بچینیم تا بتونیم یک زندگیِ کاملاً قوی و عاشقانه و خوب داشته باشیم
ببینیم نبی اکرم (ص) چه توصیه ای به ما می کنه
« ایها الناس» وقتی میکه ایها الناس یعنی همتون دعوتید، این دعوت این ملاقات، اون مقام ها، اون عیش و نوش ها برای طبقة خاصی نیست همتون رو دعوت می کنیم ایها الناس
شما در خطابِ، ماه شعبان هم که می بینید پیامبر خطبة شعبانیه میخونه و مردم رو به شیعیان دعوت می کنه و ماه مبارک رمضان و اونجایی که به شعبان دعوت می کنه و اونجایی که ماه مبارک رمضان دعوت می کنه باز ایها الناسِ، همتون دعوتید، بیایید همه بیان
همه میان، همه رو دعوت کرده ولی آیا همه دوست دارن برن همه شوق دارن برن به این درجات و مقامات
« ایها الناس علیکم بحّبِ اهل البیت » لازم است بر شما، توصیه می کنم اهل بیت منو دوست داشته باشید، حُبّ داشته باشید نسبت به اونها « علیکم بِحُّبِ حَمَلَتِ القرآن » اهل بیت که مشخص، شیعه و سنی معتقلداند، متفّق هستند که اهل بیت، پنج تن آل ابا (ع) و فرزندان معصوم اونا هستن
خب حالا حداقل روی پنج تن با همدیگه اختلافی نیست « علیکم بِحُّبِ حَمَلَتِ القرآن » ببینید میگه اگه قراره انسان کسی رو دوست داشته باشه باید عشقش صبّا داشته باشه، من برای چی اینو دوست داشته باشم ببینید مادر بخش حسی که کمالاتِ حسی رو دربست داریم، محدود هستن، در بخش گیاهی که کمالات گیاهی دوست داریم اونا هم محدود هستن، بدرد دنیا فقط می خورن در بخش حیوانی هم همین طور، در بخش عقلی هم اگر کاربرد ابدی داشته باشد خوبِ ولی اگر کاربرد دنیایی داشته باشه اونم محدود دیگه و بدرد نمی خوره فقط ما تو بخش فوق عقلانی که انسان هستیم بی نهایت طلبیم
یعنی ما حقیقتاً تک تک ما انسان ها عاشق کمال مطلق و بی نهایتیم ( درست ؟؟)
خب یعنی ما علم مطلق حیاتِ مطلق زیبایی مطلق لذّت مطلق عزّت مطلق رو دوست داریم، همه مون عاشق این هستیم
خب حالا که عاشق این هستیم عشق های ما باید مبتنی باشه تا ما رو به بی نهایت برسونه.
اگر یک عشقی ما رو محدود بکند، قوای ما رو محدود بکند، عشقِ مبارکی نیست خب صحم من کم می شه، حرکت من متوقف می شه، من کوچک می شم و محدود می شم
لذا بریم به سراغ عشق هایی که ما رو جاودانه می کنه، عشق هایی که ما رو ابدی می کنه حالا پیامبر مبنّای عشق اهل بیت و چی میگه؟؟؟
می فرماید: « علیکم بِحُّبِ حَمَلَتِ القرآن » برید کسایی رو دوست داشته باشید که همة قرآن تو سینة این هاست، عاملان قرآن هستن
قرآن با همة محتواش رو ذات مقدس اینا حمل می شه، عالمِ به قرآن هستن
قرآن وقتی می خواد، چون کتاب نجاتِ ماست قرآن، اما این کتاب نجات و کی می تونه تدریس بکنه و پیاده بکنه ؟؟؟
اون کسی که آگاهی با این محتوا داشته باشد
خب قرآنی که قدرتی داره از زمانی که آمده تا قیامت بشر رو هدایت بکنه حتماً مربّی ای به بزرگیِ خودش لازم داره
اگر قرآن از مربّی های خودش بزرگتر باشه، مربّی هاش نمیتونن اینو پیاده اش بکن
حاملِ قرآن یعنی کسی که می تونه که کتابی رو که از زمان نزول تا قیامت می تونه بشر رو هدایت بکنه، همه رو بتونه حمل بکنه و با خودش داشته باشه، بتونه بفهمتش می تونه پیاده اش بکنه این می شه حاصل قرآن
خب خودِ قرآن چه کسی رو به عنوان مُفصّر خودش و مدرسِ خودش معرفی می کنه؟؟
اهل بیت و
فرمود کتابی مکنون لا یَمسَّحُ الی المطهرین » در کتاب پنهانی است که هیچ کس نمی تونه به باطل او راه پیاده کنه « مَسّح » یعنی لمس یعنی نزدیگی، این کارو بهش میگن مسّح، سَحّ کردن یعنی داردش، کاملاً داردش
کسی می تونه مسّح کنه حقیقت قرآن رو بی فاصله ؟؟ در آغوش بگیره او رو ؟؟ « لا یَمَسَّح الی المطهرین » اونهایی که پاک شدن
اسم مفعولِ دیگه، مُطهَّرون، مُطهَّر، مُطَّهِر نیست مُتَّحَر یعنی اسم مفعول، یعنی اونیکه پاک شده به شیوة ویژه ای پاک شده
خب مُطَّهرون کی هستش ؟؟
« اِنَّما یُریدُ الله ؟؟؟؟ عنکم رِجسَ اهل بیت ویُطَهِّروکُم تطهیرا » اهل بیت قرآن میگه فقط اهل بیت ویژه تَطهیر شدن، از هر گونه پلیدی، فقط « اِنَّما » فقط « یُریدُ الله » اراده کرده خداوند که شما اهل بیت رو به طرز ویژه ای پاک بکنه « لِیهبَ عَنکُم رِجسَ اهل البیت » همة پلیدی هر نوع ضعفی رو از شما بر طرف بکنه اهل بیت
« ویُطَهِّروکُم تطهیرا » شما رو پاک کنه، اونم تطهیر ویژه خب قرآن که خودش داره حاملان خودش رو معرفی می کنه
پس ما اگر بخوایم راه الله رو بریم با این کتاب الله باید اُنس بگیریم باید با قرآن اُنس بگیریم باید با قرآن حرکت بکنیم باید با قرآن سیر بکنیم
کی می تونه ما رو با قرآن سیر بده ؟؟ کی می تونه ما رو همراه با قرآن همگام با قرآن محشور با قرآن بکنه ؟؟ کسی که حاملِ قرآن، مفصّرِ قرآنِ، قرآن رو باید حالا نگاه کنید پیامبر مبنّای عشق رو چه جوری بیان می کنه
میفرماید: علیکم بِحُّب حَمَلَتِ القرآن »
کسایی رو دوست داشته باشید که قرآن تو دستشون هست، قرآن تو مشتشون هست، قرآن ناطق هستن
اگر قراره آدم کسی رو دوست داشته باشه، عاشقِ اینا بشه، عشقش رو با قرآن تنظیم بکنه
خب، دیگه چی « علیکم بِحُّبِ عُلَماعکم » علما تونو دوست داشته باشید، علما تونو دوست داشته باشید
خب علما کیا هستن ؟ اهل بیت دیگه، چرا ؟؟ چون گفتیم که برای حرکتِ انسان از دنیا تا آخرت تا دامنِ خدا هفت تا تخصص لازم
هفتا تخصص چیا بود ؟؟؟ شناخت جسم انسان – شناخت روحِ انسان به طور کامل- شناخت رابطه جسم و روح به طور کامل – شناخت عالم طبیعت به طور کامل – و شناخت رابطة جسم و روح با طبیعت به طور کامل – و شناخت مسیر حرکتِ انسان از الله تا زمین و از زمین تا الله مسیر آخرت از کجا و کجا به کجا این سه تا که می شه همون هفت تا تخصص خب این هفت تا تخصص انحصاراً در اختیار خداوند تبارک و تعالی قرار داره
قرآن هم تأکید می کنه که هر تخصصی بخواین اصلش نزد منِ خداست که منشأ همة تخصص هاست و علم ها هستن
« قُل اِنَّما العَلیمُ عند الله » بگو علم دستِ خداست، هیچ کس علمی خارج از علم خدا نداره، هیچ کس نمی تونه بگه من یه چیزی می دونم که خدا نمی دونه، من یه چیزی می فهمم که خدا نمی فهمه، خب تو هر چه بدونی جلوة خدارو فهمیدی، خب حالِ خداست پس هیچ کس از خدا سبقت نمی تونه بگیره
خب خداوند هم این هفت دست اطلاعات تخصصی رو انحصاراً در اختیار کی قرار داده؟ در اختیار متخصص معصوم قرار داده.
« کُلَّ شیٍ احصیناهٌ فی امام مبین » همة محاسبات ابعاد وجودی یک شیء رو با تو امام مبین دادیم
امام مبین هست که همه چیز رو می دونه، امام مبین هست که تخصص در هر زمینه ای داره امام مبین هست که چیزی به اسم جهل در شخصیتش نیست
خب حالا میگه شما ها لااقل علماتون رو دوست داشته باشید، ( حالا کلمة لااقل خوب نیست ) علماتون رو دوست داشته باشید.
« علیکم بِحُّبِ علمائکم » اونیکه متخصص معصومِ و می تونه تورو ببره تا الله اونیکه آدرس الله رو داره، اونیکه ۀدرس بهشت و بالاتر از بهشت رو داره اینها رو دوست داشته باشید، چون این محبّت باعث می شه شما نزدیگ بشید به اهل بیت و از دانش اهل بیت و مرام اهل بیت از کسب زندگیِ اهل بیت برخوردار باشید و این ها شما رو با خودشون می برن
قبلاً هم قاعده شو گفتیم، جلسات گذشته که چی « الفرعٌ مَعَمَن اَحّب »
انسان اگر عاشق کسی باشه همون عشق او رو با اون معشوق همراه میکنه یکسی که عشق خانوادة آسمانی،
محبّت اهل بیت (ع) رو تو وجودش داره، این محبّتِ باعث می شه که ضمیمه بشه، باعث می شه ملحق بشه
به اهل بیت و با اهل بیت بره هر جا هستش
شما کجایید؟ قیمتتون کجاست؟ اونجا که دلتون هست، اونجا که معشوق هاتون هستن، پس من قیامت کجا هستم؟؟؟ من شب اول قبر کجا میرم؟؟؟ اونجا که دلم تو دنیا می رفته، اونجا که دلبرم بوده، دلِ منو می برده دیگه هر جا دلبر تو بره توام شب اول قبر همون جا میری
اگه دلبرت بره جهنم معشوقات از بوی جهنم میرن تو هم میبرن جهنم، شخصیت ها مورد علاقه ی زندگیت، الگوهات، کسایی که دوست سبک زندگیتو مثل اونها بکنی کسایی که دوست داری خودتو شبیه به اونها در بیاری، اگر اونها آبرویی دارن پیش خدا مقامی دارن، جایگاهی دارن، بهشتی دارن، شمارَم با خودشون میبرن، هست مارو میبرن
پس ببین تو زندگیت چه شخصیت هایی رو دوست داری، عاشق کیا هستی، ببین الگوهات و با کیا تنظیم میکنی، الگوهای زندگیت کیا هستن، ببین دوست داری شبیه چه کسانی زندگی بکنی، این اصل اساسیِ
محبّت ما رو میرسونه، میکشونه و میبره
پس ما دل بدیم به اهل بیت،
با کراهت با زور دنبال این نریم، یکسی با زور حجاب رو رعایت میکه امّا دلش با بی حجابیِ، یکسی با زور نماز میخونه اما دلش میخواست نماز نخونه یکسی ماه رمضون رو روزه میگیره اما دلش میخواست میتونست روزه نگیره، یکسی حجُ میره اما دلش میخواست میتونست نره ....... این ملحق نمیشه چون دلش جای دیگه ای هست معشوق هاش شخصیت هایی که دوست داره جای دیگری هست
نمازم خونده، حجابم رعایت کرده، روزه ام گرفته، حجّم رفته، ملحق نمیشه به اهل بیت، ملحق نمیشه، چون دل نداشته، دلبرت هر جا هست توام اونجا هستی ببین چه کسی/ چه کسی دلبر توست؟ دلتو کی میبره؟
خدا میگه لیاقتِ ما کیه؟؟ یک دلبر بیشتر برای ما معرفی نکرد « لااِلهَ اِلّا الله » ما یک اله داریم، اونم کمال مطلق و بی نهایتِ
اهل بیت کی هستن؟؟ اهل بیت مظاهر او هستن، مظاهر و خلیفة کامل او حجّت کامل او هستن که ما رو میبرن به معشوقمون میرسونن
« قل ان کنتم تحبّونَ الله » ببین ذاتیِ، عشقِ خدا ذاتیِ
اگر الله رو دوست دارید « فَتَبِعونی » دنبال من بیاین که محبوب خدا میشید چون خدا شما رو دوست دارید خدا هم شما رو دوست داره
دل بدی به خدا، دل بدی به اهل بیت اونا هم شما رو دوست دارن
خب چقدر خوبِ که انسان شخصیتن اهل بیت دوستش داشته باشن، خداوند ودست داشته باشه انسان رو
پس ببینید صنّا، من چرای عاشق اهل بیتم ؟؟؟ چون اهل بیت هستن من چرا عاشق اهل بیتم ؟؟ چون حاملان قرآن هستند
حالا به شما دلیل میده که چرا شما این اهل بیت و دوست داشته باشید و بیشتر از بقیه دوست داشته باشید
بیشتر از پدر و مادرتون بیشتر از همسرتون بیشتر از کس و کارتون و مالتون و جانتون و هر کس دیگه
« علیکم بِحُّبِ علمائکم » چرا باید اهل بیت و دوست داشته باشیم ؟؟ چون علمای ما هستن اهل بیت، علمای ما هستن
دیگه چی ؟؟ « لا تُبغمِنوهم و لا تهیدوهم » اینا خیلی خطرناک تو مسیری که اهل بیت معرفی شدن به جامعة بشری، عده ای عقل قشنگی های اهل بیت رو نداشتن، شما نگاه کنید نزدیکِ کسانِ پیغمبر، بعضی از همسران پیغمبر اطرافیان پیغمبر به فاطمه زهرا حسادت میکردن، چقدر اذیتش کردن خانم رو به امیرالمومنین حسادت میکردن به حَسنینِ حسادت میکردن
امام صادق فرمود: این که اهل بیت کشته شدن، اینکه نذاشتن بعد از پیغمبر امیرالمومنین تو غدیر خم به اتفاق همة مسلمین منصوب شد بجای پیغمبر طیفة خدا باشه « آیه » کنیه های بدر و خیبرو حُنین جمع شد، زمان پیغمبر نمی تونستن اعمالش کنن چون پیغمبر پشت علی بود بعد از اینکه پیغمبر رفت اون حِدق ها و کنیه ها ریخت رو سر فاطمه زهرا و امیر المومنین و حَسنین و بعد هم
« فَقُتِلً من قُتِل سُبَی من سُبی » اون اتفاقات افتاد
دونه دونه کشتن اینها رو
بعضی وقتها ای اتفاق پیش میاد تو روح انسان میگه که خب فاطمه زهرا هم زن بوده، من برای چی حسادت میکنه به مادر خودش به اصل و ریشة خودش، به اهل بیت حسادت میکنن
انسان هایی که کمال های بالاتری دارن، انسان هایی که پیشترو هستن، انسان هایی که قدرتِ بالاتری دارن میشه موردِ حسادت هستن
دیگران نمیتونن خودشون رو به اون ها برسونن، سعی میکنن اونها رو لکّه دار کنن یه زن و شوهرم که یکی شون از یکی بالاتره اگه تقوا نداشته باشه
یه زن میبینی شوهرش از خودش خیلی بالاتره، تقوا داره بهبه و چهچه میکنه از شوهرش لذت میبره، التماس دعا میگه با شوهرش، سعی میکنه با شوهرش خودشو برسونه بالا ولی وقتی این زن مریضِ، حسودِ، با اینکه میدونه شوهرش از او برتری داره، دوتا داداش یه خواهر و برادر همین طور هستن، با اینکه میدونه از خودش برتری داره یکسره برای اینکه شوهر رو ضایع بکنه، پایین بکشه، چون خودش که نمیتونه بر سه به اون برای اینکه اونو بیاره پایین تا دلش خنک بشه، حس صادقتش ارضاء بشه دائماً شروع میکنه از شوهرش از مادر شوهرش از پدر شوهرش از برادر شوهرش از خواهر شوهرش از رفتارهای از ضعف های او ایراد میگیره و او رو هی مطرح میکنه تا بِکِشتش پایین یا یه مرد میبینه زن خیلی داره خودش و میگیره خیلی داره قوی میشه خیلی خوب داره میره جلو بعد میبینه نمیرسه پابه پای زنِ، این زنِ داره میره با سرعتِ نور داره حرکت میکنه میره جلو، بعد میشه یک چیزی از مادرِ زنِ میگه، از بابای زنِ میگه ، از داداشِ زنِ میگه، از جنبه های گیاهی از قیامش از جنبه های نباتی از جنبه های حیوانیِ همسرش ایراد میگیره، حالا مسئله و حسادت جای دیگه ای، مریضی جای دیگه ست، حدف مالِ جای دیگه ست ولی به اینجا ها دائماً گیر میده، روی ضعف ها میزاره و از اونو فشار میده،دست روی زخم ها چون نمیتونه خودشو به اون بزرگ برسونه، میکشه پایین
در مورد اهل بیت و پیروان اهل بیت، علما مراجع اولیای خدا، بزرگان ... همیشه همین طوری بوده، عده ای اطراف اونها بودن، هر چند با اونها ظاهراً زندگی میکردن، هر چند همسرشون بودن برادشون بودن درساشون بودن، شاگرداشون بودن، همکلاسی هاشون بودن، اما نمیتونستن دبه سرعتِ اونها برن جلو همیشه موردِ حسادت قرار گرفتن
در روایت داریم مؤمن بین پنج شدّت همیشه قرار داره « المؤمن بین حَفسَ شدائد » بین پنج شدّت قرار داره
اولین شدّتی که مؤمن اذیتش میکنه واقعاً، این هستش که مؤمن مسودی اطرافش هستن « مؤمنَ یَحسو دو هو » مؤمنِ حسود
حذب الهی، مؤمن، متّدینِ همة اینها رو هم رعایت میکنه همون دعارم میره زیارتم میره همون حجم میره همون همون کربلا رو هم میره، اما نمیتونه تحّمل یه همچین آدم بزرگی رو کنار خودش بکنه، چون جلوی چشمش نمیتونه یه همچین کسی رو ببینه
و لذّت میبره از دست از دست گذاشتن رو نقاط ضعف، لذّت میبره از خدشه وارد کردن از تهمّت زدن از غیبت کردن از نقدهای بچه گانه و الکی، بهانه ست همش، همش بهانه ست
آدم حسود حتّی محبّت های او کسی رو که بهش حسودی میکنه رو نمیتونه ببینه، با اینکه اون شخص به این محبّتم میکنه ها، بهش خیرم میرسونه، دوستشم داره ولی شخص حسود حتّی نمیتونه محبّت ها، خوبی ها و قشنگی های یک آدم خوب رو ببینه، به اونم حسودی میکنه، میگه این چرا باید انقدر خوب باشه، این چرا میتونه اینقدر مهربون باشه، این چرا میتونه با گذشت باشه این چرا انقدر میتونه حلیم باشه، حتّی بدانیم نق میزنه و غُر داره،
حسود یک بیماری روانی یک بیمار روانی یک دیوانه یک جنایتکار یک ظالم به تمام معنا به تعبیر معصوم یک ظالم به تمام معناست فرد حسود
ما در طولِ .... از زمانی که پیامبر آمد به پیغمبر حسودیش شد به اهل بیت حسودیش شد، کینه به دل گرفتن
« آیه » این کینه ها رو گرفتن و در طول زمان تا الان ادامه داشت و هنوزم ادامه داره این نه تنها در موردِ اهل بیت هست در مورد پیرامون اهل بیتم این حسادت وجود داره در مورد علما و مراجع هم وجود داره
لذا ما تو طول تاریخ دیدیم یه عالمی که درس خونده، هوشش زیادبوده عالم شده ولی عاقل نبوده، با تقوا نبوده، بله مجتهدم شده، خیلی هم سطح عالی ام داشته میبینی که به یک مرجع تقلید حسادت میکرده، علیه یک مرجع تقلید حرف زده، را کی داره میگه این حرفو ؟؟ یک مجتهد داره میگه
این مجتهد تزکیه نکرده، این مجتهد صفا نداره این مجتهد تقوا نداره میاد میشینه علیه یه مرجع تقلید علیه رهبر دینی علیه وحدت اسلامی علیه وحدت جامعه اسلامی حرف های بی ربط میزنه، این تقوا نداره
الان هم که مُد شده، الان هم استکبار، سی سال توی حوضه ها آدم هایی رو با پول خودش میفرسته برن لباس بپوشن برن درسش بخونن وَقتشون رو شب و روز
میگن شما فقط درس میخونید همه چی رو ما تأمین میکنیم
درس میخونن، خب پانزده سال درس میخونن بعد حالا شده مجتهد بهش میگن آیت الله، مجتهدم هست، ولی این عامل دشمنِ، نفوذیِ دشمنِ، نفوذیِ دستگاه های جاسوسیِ، نفوذی آمریکا و انگلیس و نمیدونم خود شیفته است، چون مداح ها هم همینطور هستن، مداح ها هم هستن که خود فروشی میکن
خودِ آمریکایی ها و سازمان سیاه میگن ما برای اینکه بتونیم خاصیت مجالس امام خمینی رو بکگیریم از مداحاهان شهرت طلب و سود جو باید استفاده کنیم، کسایی که دنبال این هستن کعه اسمشون زیاد اینو رو اون باشه، دنبال پول و شهرت هستن توی روحانیت هم از اینا کم نیست نیستن، توی مهندس ها نسبت به مهندس ها
توی دکترا نیست به دکترا، توی علما نسبت به علما
تو مراجع همین طور ... هستن، همة اغشار هستن، کسایی که واقعاً تزکیه نکردن، تخریب نکردن، واقعاً تقوا نداشتن ولی اطلاعاتشون هم اطلاعات خوبی بوده، تخصصی شون خوبِ میبینید که خلافِ جامعة اسلامی، خلافِ وحدت اسلامی، برخلاف مرجعیت اسلامی مرجعیت تشیع، بر خلاف ولیِ فقیه خیلی حرفهایی میزنن، بعدم مردم میگن خب این یک مجتهدِ داری این حرفها رو میزنه ها، این یه مرجع داره این حرفها رو میزنه این یک عالم دینی است داره این حرفها رو میزنه
یکم فکر کن به اندازه هاش، انگیزه هایی که داره، فتنه انگیزی میکنه، اختلافف انگیزی تو جامعه9 میکنه، نظم جامعه، روح و روان جامعه رو بهم میریزه برای چی داره این کارو میکنه ؟ این کجا داره میسوزه ؟؟ این کجا آتیش گرفته ؟؟ این به چه حسادتی به چه نکبتی افتاده که داره حرفهای بیهوده میزنه
اونوقت جالبِ، اونایی که مریضن، مثل خودِ این آقایون هستن، متِدینین مریض مؤمنین حسود، متِدیننین حسود همه جمع میشن معمولاً دور این جور شخصیت ها یعنی میگه حال اگه قراره ما متِدین باشیم بریم با این آقا هماهنگ کنیم دیگه ددینمون رو حالا که قراره ما یک مرجع تقلید داشته باشیم بریم این آقایی که از همه مریض تره، همین جوری ...
یک عده هم البته نادان هستن واقعاً زآدم های مریضی نیستن، نادان هستن و رو نادونی جذی اینجور شخصیت ها و افراد میشن
ولی این خطری است که ممکن سمت هر کسی بیاد
فرمود: « و لا تُبعصوهُم » بغض اهل بیت رو به دل نداشته باشید
خیلی خطرناک یکی نسبت به اهل بیت بغض پیدا بکنه
« وَ لا مَسدوحم » ؟؟؟؟ تشون رو نداشته باشید نسبت به اهل بیت حسادت نکنید
چرا من حسادت کنم به اهل بیت ؟ اهل بیت مگه کی اند ؟ پدر و مادر خودمون یکی اگه پدر و مادرش آدم بزرگی باشه به پدر و مادر خودش حسودی میکنه پدر و مادری که ما رو مثل جان خودشون دوست دارن و ما رو به کمتر از مقام خودشون نمی خوان
ببینید اینا ضمیمه هم حسادت ها رو اهل بیت از بین ِ بُردن
خدا میگه وقتی با امام حسین صحبت میکنی، کمتر از مقام امام حسین رو نخواه
امام حسین دوست داره تو اون مقام خودش باشی
« اسئل الله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله » ای امام حسین من اون مقامی که تو پیش خدا داری رو میخوام
خدا میگه با امام حسین اینجوری حرف بزن، با اهل بیت که صحبت میکنی بگید ما میخوایم به شما برسیم
خدا نیسومده اهل بیت و بگه شما عزیز دوردونه اید بقیه حق ندارن پیش شما بیان 8 ... میگه شما مظاهر من هستید همه باید بیان پیش ما
خدا حتّی نمیگه دعوت بکنه که شما مقام اهل بیت برسید
خدا به ما چی میگه ؟؟؟
میگه همتون بیان نزد کی ؟؟ نزد ما
لذا در روایت داریم علامتِ اینکه یک آدمی معروف داره به معرفت رسیده
« من صَحَّت معرفتهو » کسی که معرفت صحیح نه معرفت قلابی و بدرد نخور ها « عَظُمَ فی ما عند الله رغبتُ » رغبش به خدا و اونچکه نزد خداست زیاد میشه عظیم میشه رغبتش، عاشق میشه، رغبت داره به همة اون اصل کمالاتی که نزد خداست، به کمتر از اون فکر نمیکنه
اهل بیت نگاه کنید ما رو به کجا دعوت میگن، با پدر و مادری که ما رو برای مقام خودش میخواد میشه حسادت کرد ؟؟ میشه بغض پدر و مادری رو در دل داشت ؟ که این هم مهربونن که ما رو با همة گناهامون با همة آلودگی هامون با همة ضعف هامون میپذیرن، آغوششون رو به روی ما باز میکنن و میگن اگر بیاین به دامنِ ما ما گذشتة شمارم جبران میکنیم
در جامعه کبیره چقدر قشنگ میخونیم « بِموالاتکم عَلَم الله معالِمَ دنیا اصلحم ما کانَ فَصَدَ (...) » آدم مست میشه این جمله رو میخونه تو جامعه کبیره
خدا به عشق شما همة معارضی که ما لازم داریم به ما یاد داه که بتونیم یک انسان خودمون رو بشناسیم نه یک زن نه یک مرد نه یک حیوان
بفهمیم که بالاتر از زنانگی مون مردانگی مون جنبه9 های اینجوری مون یه بُعد انسانی داریم بفهمییم که از جنس شماییم
اینا به برکت اهل بیت نصیب ما میشه، و اِلّا همه جای دنیا رو نگاه کنید، اونجاهایی که معارف اهل بیت و ندارن انسانی هم وجود نداره، هیچ باطن انسانی وجود نداره اونجایی که معرفت اهل بیت نیست
حیات ها حالِ این چهار مرحله است یا حبادی یا گیاهی یا حیوانی یا هوشیِ ولی به مقام انسانی نمیرسه
« فَلصَلَعَ فَعَهد من دنیا » خدا به عشق شما ضعف های ما گذشته ی ما رَم جبران میکنه شما وقتی اهل بیت و دوستش دارید مثل مادری هست که حالا یه بچه ای جُرمی مرتکب شده حالا میاد تو آغوش مادر، میگه مادر منو ببخش من معذرت میخوام از الان تصمیم گرفتم بچه ی خوبی باشم، مادر دیگه گذشته اون بچه رو نمیبینه میگه بیا عزیزم، خودمم کمکت کنم یک شروع خوب داشته باشی
پدر همینطور، مادر همینطور
اهل بیت وقتی شما تصمیم میگیری بری تو چادرشون
امام زمان رو شما تصمیم میگیری بری تو چادرش اصلا کاری با گذشته تو نداره
مگه کاری با گذشته حُر داشتن ....؟؟؟ نه
الان تو چادر منی پس با منی، با گذشته دیگه کاری نیست، چقدر قشنگ این خب حالا میشه با پدر و مادری که انقدر ما رو دوست دارن یکسی حسادت بکنه یکسی بغضشون رو داشته باشه
اگر یکسی بغض اهل بیت تو دلش باشه حتما خودش رو نمیشناسه، رابطه خودش با اهل بیت رو نمیشناسه، حتما نمیدونه اینا پدر و مادرهای حقیقی اش هستن
اگر یکسی بدونه اهل بیت پدر و مادران حقیقی اش هستن هیچ کس رو به اهل بیت ترجیح نمیدن، هیچ رهبری هیچ الگویی رو به اهل بیت ترجیح نمیده، هیچ حکمتی رو غیر از مکتب اهل بیت دوست نداره، هیچ سبک زندگیو غیر از سبک زندگی اهل بیت نمی پسنده
این آدمی که کسای دیگه رو به اهل بیت ترجیح میدن، اینا خودشون رو نمیشناسن نمی دونن بچه های اهل بیتند، نمیدونن اهل بیت پدر و مادرهای حقیقی اینها هستن و اهل بیت رو خوب نشناختن
حسادت مال جهالت، بغض مال جهالت، دشمنی مال جهالت، از جهالت ناشی میشه
« و لا تتعنو فیهم» دنبال عیب هاشون نباشید، دنبال عیب هاشون نباشید عیب که ندارن ولی عیب براشون نتراشید
یکسی انقدر احمق که میگه من با پیغمبر کنار نمیام چرا 9 تا زن داشته ببین این مسئله رو از کجا شروع کرده یعنی میاد شخصیت پیغمبر رو بشناسه از کجا شروع کرده؟
از یه پیغمبر تو بعد بخش جنسیش 9 تا زن داشته
خب تو اول پیغمبر رو از بالا بشناس که کیه به عنوان خلیفه الله، پیغمبر بعنوان انسان کامل، بعنوان اولین مخلوق خدا، بعنوان مَثَلِ اعلاء، بعنوان صادر نخستین خدا بشناس پیغمبرو، بعد ببین این پیغمبر بعد بیا پایین ببین پیغمبر ظهور جنسی اش در بخش طبیعی این بوده که ازدواج کرده، خب این ازدواج برای چی کرده؟
من چرا بشینم خودم رو خسته کنم که پیغمبر برای چه یا ائمه برای چی اینجوری ازدواج کردن؟ به من چه، میگه از بالا وقتی نگاه می کنم عصمت دارم میبینم حتما لازم بوده یک معصوم این کتر و انجام بده
من از پایین نگاه می کنم به جنبه گیاهی نگاه می کنم به جنبه های اینجوری نگاه می کنم اونا عین عصمتن
« ما یَنطِقُ عن الهواء هُوَ الا وحیٌ یوها » هرگز هرگز از روی هوای نفس هیچ کاری نمیکنن و هرگز از روی هوای نفس حرف نمیزنن، هر چی میگین وحیِ خب از بالا نگاه کن بعد به توجیهات پایینی هم میرسی که چرا پیغمبر اینجوری بوده، تو عمرش مثلا 9 تا زن داشته، یا چند تا زن همزمان داشته
یک آدمی که نادانِ، نفهمِ، اصلا هدف خلقت رو نمیدونه، نبوت رو نمیشناسه ولایت رو نمیشناسه، معرفت نفس نداره از اینجا شروع میکنه، بعد آدم هایی که این شناخت و ندارن میرن میشینن پای ماهواره ها و اینترنت یه مشت آدم های مریض این سوال ها رو مطرح میکنن، میگه راست میگه ها
پیغمبر خشن بوده یا امیرالمونین خشن بوده ... ما با اصلا بفهم پیغمبر یعنی کی؟ امیرالمومنین یعنی کی؟ بعد ببین امیرالمونین و پیغمبر از جایی شمشیر زدن بر اساس چی شمشیر زدن
یکسی که نمیدونه اینا رو میاد از پایین شروع میکنه
ما همیشه باید ریشه رو اصل رو نگاه بکنیم
اونهایی هم که اینجوری نگاه نمیکردن همیشه میامدن از پایین نگاه میکردن بعد طعنه میزدن، چون حسود بودن اینهارو بهانه قرار میدادن
غربی ها هم الان همین کارو میکنن با احکام اسلامی با فروع دین اسلامی همین بهانه ها همین ایرادهای الکی بچه گانه رو میگیرن
از بالا نگاه کن الله ما رو برای مقام محمود خلق کرده و حالا تو جنبه های جنسی جنبه های گیاهی، جنبه های گیاهی، جنبه های ؟؟؟؟؟؟ اون الله هی که ما رو برای اون مقام آفریده یک سلسله مقررات گذاشته، زن، مرد، روابط زن و مرد، قواعد ازدواج، نمیدونم خرید و فروش نمیدونم اقتصاد، موسیقی، هنر، مسائل سیاسی تنظیم کرده برای ما، کی تنظیم کرده این قانون و ؟؟؟ بله ؟؟ اونیکه خالق کل شی، اونیکه متخصص تر از همه ست، اونیکه عالم، اونیکه ما رو بیشتر از خودمون دوست داره
پس احکام بر اساس عقل ضعیف من تنظیم نشده که با شعور و سواد و علم اندک من که تنظیم نشده که، احکام الهی بر اساس مصلحت همه انسان ها در طول قیامت تنظیم شده، پس من چه حقی دارم ایراد بگیرم
شما وقتی میرید پیش یه دکتری که پانزده سال درس خونده، پیش مهندسی که بیست سال درس خونده، جرات داری بگی برای چی این دارو رو نوشتی، میگه آقا من تخصص دارم تو اصلا چیکاره ای که به من ایراد میگیری، اگه میخوای بدونی برو درستو بخون، ما به خدا ایراد میگیریم ایراد میگیریم به اهل بیت ... تو میفهمی اصلا اینو ؟؟؟
تو اصلا تو سطحی هستی که اصلا بخوای ایراد بگیری؟؟ فهم اونو داری؟؟ تخصص اونو داری؟؟ از اون هفت دسته اطلاعات تخصصی یک آدم سراغ داری غیر از اهل بیت که این هفت دست اطلاعات تخصصی رو داشته باشه؟؟
یه نفر رو شما معرفی کنید بگید ما غیر از اهل بیت یکسی رو سراغ داریم که هفت دست اطلاعات تخصصی رو داره
پس تو چکاره ای؟ چی حالیت میشه تو؟ تو چقدر سواد داری؟ تو چقدر فهم داری؟ تو چقدر معرفت داری که به خودت اجازه میدی؟
این مشکل سواد و فهم تو نیست، مشکل مریضی های توست، مشکل تعلقات توست مشکل این است که تو عضو حذب شیطان شده ای، مشکل این هست که تو میخوای بی دینی کنی دنبال یک بهانه از پیغمبر میگردی، که بگی نه این پیغمبر خوب نیست، امام خوب نیست، منم هر کس دلم بخواد میرم دنبالش
بعضی ها که اصلا شورش رو در آوردن، انقدر نادان اند
میگن من اصلا با اهل بیت کاری ندارم فقط خدا فقط خدا رو قبول دارم
خب خدا اطلاعات تخصصی شو چجوری بهت میرسونه، تو چجوری میفهمی خدا از تو چی میخواد، غیر از طریق اهل بیت؟؟
فقط قرآن .... این هم حرف بیخودی، چون قرآن همه حرفهای مهم رو نداره قرآن کلیات احکام رو داره و السلام
قرآن ؟؟؟؟ جزئیات و تکلیف ما رو تو خیلی از مسائل روشن کرده این گونه نیست
قرآن تبیان لکل شیِ هست اما کلیات رو داره میگه، نماز داره، اما نمیگه دو رکعت، سه رکعت، نمیدونم چهار رکعت
جزئیاتشو معصوم باید بگه ... پس این هایی که مریضن طعنه میزنن به اهل بیت، طعنه میزنن به معصومین، برای اینکه این طعنه زدن ها برای چیه؟؟
برای اینکه بهتر میفهمن از اینا؟؟ ها ؟؟ بهتر از اهل بیت بهتر از خدا میفهمن؟ خیر بهتر از خدا و اهل بیت نمیفهمن، چون مریضن میخوان بی دینی کنن هی گیر میدن
قرآن چقدر قشنگ میگه « یُریدُ الانسان یَفجُرَ اَمامَ یَسئلُ عیانَ یوم القیامه » انسان چون میخواد گناه بکنه «یُرید الانسان» «یفجرُّ» جلوش باز باشه آزاد باشه هر کاری دلش می خواد بکنه، چون میخواد هوس چرانی بکنه، نفس چرانی بکنه میگن کو قیامت کی رفته کی اومده، اینجوری سوال می کنه
من هیچی رو قبول ندارم ... تو اول از این منیّت رو ثابت کن، تو که میگی من هیچی رو قبول ندارم، من اینو قبول ندارم، اول بگو چرا قبول نداری تو چقدر حالیت میشه که قبول نداری؟
یه موقع هست یه پزشک متخصص میگه من این روش این پزشک متخصص رو قبول ندارم چون خودشم پزشک متخصصِ، میگه این روش روشِ درستی نیست
من هم سطح او هستم به اندازه او میفهمم، این روش غلطِ ، منِ بلد حق داره یه ایرادی بگیره، حالا ممکن درست باشه یا غلط باشه
ولی اما وقتی تو میگی من این کار خدا رو این کار اهل بیت این کار اسلام رو قبول ندارم، الان تو بگو ببینم تو از هفت دست اطلاعات تخصصی که اسلام مبتنی بر اون ها اومده توچی شو داری از این هفت دسته؟ چقدرشو می فهمی؟ ها؟ چقدر سواد داری؟ چقدر درک داری که تو میگی من قبول ندارم
قبول نداشتن تو مثل یکی از فیزیک دان های بزرگ دنیا یه موقعی نشسته بود با چند تا فیزیک دان تو خونشون راجع به مسئله فیزیک صحبت می کردن، این فیزیکدان برجسته دنیا گفت که این مسئله خیلی مسئله قامض پیچیده ای، من هنوز نتونستم سر در بیارم، هنوز نفهمیده ام اینرو باید چیکارش بکنم
بچه پنج ساله ای بود تو خونه، گفت آره منم نفهمیدم
نفهمیدن یک فیزیکدان بزرگ با نفهمیدن یک بچه فرق داره
اون میگه فیزیک سرم میشه، اون استعداد فیزیک متخصص فیزیک حالا میگه من اینو نتونستم درک کنم یه بچه پنج ساله چی بگه که حالا سوادم نداره و بگه منم نفهمیدم بله توام نمیفهمی اما نفهمیدن تو با نفهمیدن اون خیلی فرق داره
ما خیلی وقتها ایراد گرفتنمون به اهل بیت به دین به احکام الهی مال این هستش کهنفهمیدن ما از جنس نفهمیدن این بچه است ... من قبول ندارم، خب توجه تخصصی داری؟ تو چه آگاهی ای داری؟ تو چه فهمی از انسان داری؟
چی میدونی که حالا بر اساس تخصص های تو اون کار اشکال داره
من نفهمیدم یعنی من دوست ندارم، خب اینکه دوست نداری یک بحث دیگه ست بله بخش حیوانی هیچ وقت از احکام بخش انسانی خوشش نمیاد
هیچ وقت طبیعت از حجاب خوشش نمیاد؛ بخش حیوانی از حجاب خوشش نمیاد از نماز خوشش نمیاد از روزه خوشش نمیاد از حج و زکات و خمس و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر خوشش نمیاد
طبیعت انسان اینجوری، انسان طبیعتاً خوشش نمیاد از احکام الهی چون حیوانِ، بخش پایینشو میخواد آباد کنه
اون بخش عقلانی و فطری انسان هست که عاشق احکام الهی میشه و میگه این مصلحت جاودانه منو تأمین می کنه
((عَلی مَن اَحبَبَّهُم فَقَد احَبَّی)) هی پیغمبر آب پاکی رو رو دست همه می ریزه، نقشیه بگیم من قربون پیغمبر برم
دیدی بعضی از این شعر (بعضی از این هنرمندا بعضی از این خواننده ها میان راجع به پیغمبر میخونن، امّا هیچی راجع به اهل بیت نمیگن)
پیغمبر دوستت داریم جان ما به فدات، ولی راجع به اهل بیت حرفی نمیزنن پیامبر میگه دروغ میگن، محال هست کسی منو دوست داشته باشه، جانِ منو دوست نداشته باشد
تو قرآن علی (ع) رو به عنوان نَفسِ پیغمبر معرفی می کنه
قرآن ها ... آیه قرآن ... نَفسِ رسول خدا رو میگه علی (ع)
در آیه مباحله وقتی که علمی مسیحی اون زمان زیرا بار نرفتن، پیامبر فرمود دعوتشون کن به مباحله، اونا میگن ما راست میگیم توام میگی ما راست میگیم، بیاین همدیگه و تمرین بکنید
مباحله یک قاعده ای در اسلام =>کسی که معتقد هست حق با اوست میان مباحله می کنن من لعنت می کنم شما هم لغت کیند
تویی که پافشاری می کنی رو فلان مسئله انقدر جیگر داری بری مباحله کنی یا نه ؟؟
میگی آنها این یه همچین چیزیِ ... حاضری بری مباحله اش بکنی یا نه ؟؟
علما جمع شدن
آیه قرآن ((قُل)) بگو همشون بیاید که ما چیکار کنیم؟ ((انفسکم انفسنا)) خودتون و ما هم نفس های خودمون، جان خودمون رو میاریم، زن هاتون وزن هامون، فرزندانتون و فرزندانمون ((ابنائکم و ابنائنا)) بیارید
پسراتون رو بیارید، کیا بودن؟ پیغمبر کی و آورد؟ حسین رو در آورد
زنهاتون ... پیغمبر کیو آورد به عنوان مصداق انفسنا کیو آورد؟ امیرالمونین رو آورد جان پیغمبر امیرالمونین آوردتش اونجا
میشه یکی پیغمبر رو دوست داشته باشه امیرالمونین رو دوست نداشته باشه؟
دروغِ محض، امکان نداره یه کسی بگه من اهل بیت رو دوست دارم، پیغمبر رو دوست دارم و اهل بیت رو دوست نداشته باشد و حسادت کنه به اون ها
در زمان پیغمبر خیلی ها میگفتن پیامبر مخلص شما هم هستیم، خیلی احترام میذاشتن ما دوست داریم، ولی دشمنِ خونینِ امیرالمونین و حضرت زهرا و حسنین (ع) بودن
این دروغ محضِ، مگه میشه آدم مثل یه کسی که به زنش بگه تو رو خیلی دوست دارم ولی متنفر از خانواده ات ... حرفِ غلطیِ
اگر همسر شما خانواده اش رو دوست داره توام باید به خانواده همسرت احترام بذاری مگر دشمنِ خدا باشن
اینک عیب دارن و بعضی وقت ها بداخلاقی دارن و همه ما همین طور هستیم کدوم ما عیب نداریم و بداخلاق نیستیم و نقه ضعف نداریم، هر کس عیب داشت بداخلاق بود باید منفور باشه؟؟ نه
یه کسی میگه هر کسی اگه عیب داره بداخلاقی داره من متنفرم ازش، این آدم خیلی آدمِ بی ظرفیتِ اصلا خودشیفته است این آدم، تو خودتم همین طو مگه توضعف نداری، تو عینِ اخلاقی تو بهشتی تو عسلی چی هستی؟ توام ضعف داری
یک از ما پیدا میشه توش بداخلاقی ضعف نباشه؟؟؟ حالا همه باید متنفر باشن از هم دیگه ... پدر من مادر من، شما پدر و مادر خودت، همون ضعف هایی که پدر زن مادرزنت دارن پدر و مادر توام داره، متنفری از پدر و مادرت؟؟> همون ضعف هایی که پدر و مادر شما دارن، پدر شوهرت مادر شوهرت دارن، پدر و مادر توام دارن باید متنفر باشی از پدرشوهرت مادرشوهرت؟؟؟
نقشیه یه کسی ادعا کنه پیغمبر رو دوست داره و عاشق اهل بیت نباشه
چون اهل بیت میگه من عاشق انبیا هستم، اینا جانِ من نَفسِ من هستن لذا فرمود چی؟؟ ((قن عَلی احَبَّهُم فقدا جّنی)) هر کس اهل بیت رو دوست داشته باشه حتما منو دوست داره، برعکسش امکان پذیر نیست.
پایان