جلسه 356 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
356
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
1
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 356 - خانواده آسمانی

خانواده آسمانی 20/1/1394

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس خانم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) صلوات بلند ختم بفرمائید.

بحثمان درباره معیت با اهل بیت بود و محبت اهل بیت و اینکه جایگاه محبت در نظام و سلوکی انسان چیست. روایتی را نقل کردیم از جابربن عبدالله انصاری که خطاب به عطیه اوفی- شاگرد خودش- گفت که از جز پیغمبر شنیدم که پیامبر فرمود: هر کس کسی را دوست داشته باشی با آنها محشور می شود، و هر کس عمل قومی را دوست داشته باشد شریک در آن عمل هست. بعد سفارش کردند که محبت آل پیامبر را دوست داشته باش و دشمن آل پیامبر را دشمن داشته باش. در بخش بعد که جلسه امروز ما از اینجاست فرمود: «وَارفَق بِمُحِبِّ مُحَمِّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ» رفق یعنی مدارا کردن، دیگر شنیدید رفاقت، مدارا کردن و همراهی کردن، مهربانی با کسی که محبت اهل بیت هست، مهربان باشید، رفق داشته باشید. اگر کسی در دلش محبت اهل بیت هست بخاطر اشتباهاتش یا گناهانش یا حتی خطاهایی که در حق شما کرده به او سخت نگیرید. عذرش را بپذیرید به عشق اهل بیت به عشق خانواده آسمانی تان، به اینکه بالاخره این شخص خواهر برادر حقیقی توست. و چه بسا از خواهر برادر زمینی به تو نزدیکتر باشد. اعضای خانواده زمینی ما از نظر بخش حیوانی با ما انتصاب دارند ولی خود اعضای این خانواده و دیگران از نظر خانواده آسمانی و بخش انسانی ما با ما پیوند دارند، به این خیلی توجه داشته باشیم، حتی به اعضای خانوادمون هم صرفاً به نگاه بخش حیوانی نگاه نکنیم، با تعلقات بخش زمینی بهشون نگاه نکنیم. بلکه حتی اعضای خانواده خودمان و سایرین را هم به عشق خانواده آسمانیمان دوست داشته باشیم. این عشق باعث می شود که زندگی ها پایدارتر باشد، طلاق ها کم بشود یا از بین برود، دعواها، اختلافات خانوادگی به حداقل برسد، کینه ها و کدورت ها از بین برود، جنگ ها، درگیری ها و اختلافات به حداقل برسد. فسادهای جامعه به حداقل برسد وقتی ما همدیگر را به چشم خانواده آسمانی نگاه می کنیم و وقتی ما با همدیگر به چشم اعضای خانواده آسمانی رفتار مکنیم، فسادها واقعا از جامعه می رود. اختلاف ها و بدبختی ها و غم ها و نکبت ها و فقرها از جامعه می رود. وقتی ما درست به همدیگر نگاه بکنیم بعد حضرت یک نکته خیلی مهمی دارد راجع اینکه ما گاهی وقتها یه کسی در حق ما یا در حق خودش یک ظلمی می کند یه گناهی می کند یک فحشایی یک منکراتی یک لغزشی دچار یک آلودگی میشود. میفرماید که: یک طوری با گناهکارها، با کسایی که خطا کردند رفتار نکنید که انگار که اینها ساقطند، انگار که اینها دیگر هیچ راه برگشتی ندارند. خیلی بد است آدم این جوری رفتار کند. بقول خود پیغمبر میفرماید شماها گاهی وقتها خار را در چشم دیگران میبینید، اما درخت رو تو چشم خودتون نمی بینید، یعنی عیب های دیگران خیلی براتون بزرگ می شود. ولی این همه خودتون عیب دارید اصلآ نمی بینید، با خودتون مدارا می کنید مهربانی می کنید سر خودتون را کلاه میزارید، بقول یه روایتی سر خودتون روا روغن مالی می کنید، شیره مالی می کنید، ولی نوبت به دیگران می شود. عیب های دیگران جلوی چشم شما خیلی بزرگ می شود. لغزش های دیگران ،ضعف های دیگران جلوی چشم شما خیلی بزرگ می شود. هیچ وقت ما نباید آدم ها را بخاطر گناهانشون یا حتی خطاهایی که در حق ما کردن تحقیرشون بکنیم، یا به خاطر اشتباهاتشون، گناهاشون و لغزش هاشون سرزنششون بکنیم و تو سرش بزنیم، ببینید چقدر پیامبر رحمت ...آدم چقدر باید شکر کند یه همچین پیغمبری دارد، چقدر باید شاد باشد که یه همچین پیغمبری دارد بالاتر از این ثروتی خدا به ما داده؟؟؟؟ «فَإِنَّهُ إن تَزِلَّ لَهُ قَدَمٌ بِكَثرَةِ ذُنوبِهِ ثَبَتَت لَهُ اُخرى بِمَحَبَّتِهِم» هم میگه اینو در مورد دیگران رعایت کنید هم در مورد خودتان به خودتون هم رحم کنید، به خودتون هم رحم کنید. میفرماید که محب آل پیامبر و باهاشون مدارا کنید، سخت نگیرید بخاطر اشتباهاتشون هی تا یه چیزی میشود. قیچی دستتون نگیرید، هی با این قهر کنید هی با آن قهر کنید با این دعوابا آن دعوا ...چرا؟ اگر به خاطر کثرت گناهاش یک قدمش بلغزه یک پایش از روی صراط بلغزه بخاطر کثرت گناهانش ولی یک پای دیگرش محکم می ماند روی صراط «ثَبَتَت لَهُ اُخرى بِمَحَبَّتِهِم» با محبتی که به اهل بیت دارد یک پایش محکم در صراط می ماند. اگر یه پاشم با گناه یا کثرت گناه ،(جانب پیغمبر کثرت گناه را میگوید) می گوید اگر شما یک نفر را دیدید که دچار کثرت گناه و آلودگی هست هی تو سرش نزنید هی تحقیرش نکنید، آبروش را نبرید، غیبتش را نکنید، مدارا کنید باهاشون، با گناهکارها هم مدارا بکنید، رفق داشته باشید. نه به این معنا که امربه معروف و نهی از منکر نکنیم ها نه... خشونت به خرج ندیم باها شون، چرا یک موقع هست که حق الناس مرتکب شده، طبق قانون باید بره خداش را ببیند، آن بحث دیگری است ولی من قبلا هم گفتم حتی موقعی که جزاش هم می بیند ما نباید باهاش تحقیر آمیز و بی ادبانه صحبت بکنیم، بی شخصیتش بکنیم از نگاه خودمون نه حالا پاش لغزیده گناهی کرده، حالا باید حدش بخورد، جزاش هم بخوره، سر جای خودش ولی ما تحقیر نکنیم، کوچک نشماریم، مدارا بکنیم هر کس هست هر کس می خواهد باشد از اعضای خانواده خودمان یا غریبه ها مدارا بکنیم باهاشون، مهربانی بکنیم چرا؟ میفرماید اگر کثرت گناهش، آلودگی هاش یه پاش بلغزه، یک پای دیگرش محبت محکم میشه «بست لهو اخرا» اون پای دیگرش محکم مانده رو محبت، درست الان گناهکاره، درست الان معصیت کاره ولی هنوز محبت اهل بیت دارد.

نگاه کنید چند میلیون جمعیتی که روی زمین هست چندتاشون محبت اهل بیت رو دارن ،به همه داده شده؟ همه به این دل رسیدند! همه قلبشون لایق تابش نور محبت اهل بیت شده یا نه؟ نه. همه اینجوری نیستند پس این تعداد اندکی که روی زمین هستند از بین این چند میلیارد، بابا قدر همدیگر را بدانید، هوای همدیگرو داشته باشید هی سر همدیگر داد نزنیم، هی با هم اختلاف نکنیم، هی آبروی همدیگر را نبریم، بقول امام رضا هی همدیگر را ندرید، هی پشت سر همدیگر حرف نزنید، هی اختلاف انگیزی نکنید، دوست داشته باشید همدیگر را به هم کمک کنید، مگر ما چند نفر در این چند میلیارد جمعیت داریم که اینجوری باشند. این حداقلی هم که هستند باید خیلی هوای همدیگر را داشته باشند به هم کمک کنند و همین حداقل اگر هوای همدیگروداشته باشند. والله بالله میتوانند موانع ظهور امام زمان رو بر طرف کنند اساسا علت اساسی اینکه امام زمان تا الان ظهور نکرده این هستش که محبین و شیعیانبه همدلی نرسیدند، همان طور که خود امام زمان فرمود،یعنی به همدیگه توجه ندارن اگر با هم همدلی داشته باشن محبت و مودت داشته باشن ،موانع ظهور امام زمان رو کاملا میتوانند برطرف کنند. چون همهی ما یک بابا داریم، یک بابا داریم آن هم امام زمان . خب اگر ما حواسمون باشد که همه ما بچه های این بابا هستیم و بر اساس پدرمان همدیگر را دوست داشته باشیم به هم کمک کنیم، در لغزش ها، در اشتباهات، در شکست ها، در مشکلات به داد هم برسیم، هی بر سر همدیگر نزنیم، هی لغزش های همدیگر را بزرگ نکنیم، هی آبروی همدیگر را نبریم، دست به دست هم بدیم کمک بکنیم موانع ظهور امام زمان به سرعت بر طرف می شود. ائمه این را از ما خواستند که ما با هم دعوا نکنیم که ما با هم اختلاف نداشته باشیم که ما بر اساس محبت خانواده آسمانیمون به هم نگاه کنیم با هم رفتار کنیم و همدیگر را دوست داشته باشیم، این را از ما خواستند. دستور آنهاست، و وظیفه ی ماست که درست انجام بدیم خب حضرت فرمود پس با هم مدارا کنید هی بهم سخت نگیرید هی بهم گیر ندید هی همدیگرو ندرید هی مچ همدیگرو نگیرید هی زیر پای همدیگرو خالی نکنید. نسبت به هم هی قهر و عصبانیت، بد جنسی، بدخواهی نداشته باشیدم. خیلی زشت آدم در محضر امام زمان، در محضر آقا امام رضا در مورد شیعیانش و فرزندانش بد نیت، بدجنس، خشن باشد، خب حالا یک گناهی کرده یک معصیتی کرده مبتلا شده من ندیدم کسی، کسی رو بخاطر گناهی سرزنش بکنه و خودش قبلا به بدتراز اون نشه من ندیدم. محال جزو سنت الهی است، اجازه نمیدهد یه کسی، یه کسی رو سرزنش کند، تحقیر بکند، مذمت بکند به خاطره اشتباهاتش، بخاطر ضعف ها ، مگر اینکه حتما خودش به بدتر از آن دچار می شود. ما حق نداریم بدی های همدیگر را ببینیم فقط باید نگاهمان به خوبی های همدیگر باشد این آموزه ای است که اهل بیت به ما یاد داده اند . با ضعف های همدیگر زندگی نکنیم یا ضعف شوهر زندگی نکنیم با ضعف زنت زندکی نکن، میخواهی با بچه ات زندگی کنی، همش به ایراد های بچت نگاه نکن، این قشنگی هاشم ببین صد بار هم این قشنگی هاشم بگو، حالا یک بار هم ضعفشو بگی به جایی بر نمی خورهد. مگر می شود بچه ی ما، همسر ما، دوست ما ضعفی داشته باشد و محاسن نداشته باشد. بله ممکن یکی یا دو تا ضعف داشته باشه ولی محاسنی که شما نگاه کنی اساساً در مقابل ضعف هاش قابل مقایسه نیست. چرا ما خوبی های همدیگر را نمی بینیم. آیا بزرگتر از محبت اهل بیت خوبی کسی وجود دارد؟ اگر کسی که محب اهل بیت شد همه ی خوبی ها رو داره ... و یکی محبت اهل بیت را نداشت همه ی خوبی هایی را که ما تصور می کنیم خوبه، داشته باشه جهنمیه.. همین که محبت اهل بیت را نداره باخته...تمام ... ساقطه. پس یه کسی که محبت اهل بیت را دارد بهترین خوبی ها رو داره، پس ما به این خوبی دوستش داشته باشیم همش دنبال ضعف و لغزش ها و گناها و عیب هاش نباشیم. ما اگر همون کاری که پیغمبر فرمود: بهش گفتن شما چطوری این همسرت را تحمل می کنی «یکی از همسرهای پیامبر». پیامبر از دست بعضی از همسر هاش خیلی آزار دید یعنی به جایی رسید که تصمیم گرفت طلاقم بده و طلاقم داد؛ یعنی یکیشون اینجوری بودن اینقدر اذیت کردند، پیغمبر طلاق داد. ولی می گفت شما نمی توانید با من زندگی کنید، او هم نمیخواست تموم شد رفت بعضی هاشون که خیلی اذیت می کردند... به پیغمبر میگفتند شما چطوری تحمل میکنید؟ میگفتند من به خوبی هاشونم نگاه میکنم. خب چه خوبی پیغمبر میدیده؟ خود پیغمبر را اذیت میکرده، حضرت زهرا را اذیت میکرده، امیرالمومنین رو اذیت می کرده، حسی را اذیت می کرده، باز پیغمبر میگفته حالا یه خوبی هایی دارد. یاد بگیریم از پیغمبر. می بینی با خاله اش درگیره، با دختر خاله اش در گیره، با خواهرش در گیره با داداشش در گیره، با باجناقش در گیره، نمیدونم با جاریش در گیره با داییش در گیره، با همسایشون در گیره، همه بد هستند! همه مشکل دارند؟ همه گناه دارند؟ همه آلوده اند؟ بابا این داره سینه میزند. این عشق اهل بیت تو سینه اش هست، این زائر امام رضاست.. این زائر امام حسینه.. این خیلی شرافت. نگاه کنید در این هفت میلیارد جمعیت چند نفر به این شرافت رشیده اند، مگر چیز کمی است! این ررا قدر بدونید تو سینه های همدیگر اینو بزرک بزارین تو سینه های همدیکه به همدیکه محبت خواهر برادری آسمانی داشته باشید، همدیگر را دشمن، رقیب همدیگه ندونیم، وقتی دشمن ندیدیم، رقیب ندیدیم، دیگه من نمیتونم برم سر اینو کلاه بزارم، گرون بفروشم بهش، جنس بد بفروشم، جنس قاچاق بفروشم، نمیتونم جنس قلابی بفروشم، داروی قلابی بدم بهش که بره عمل کنه بنده خدا، حالا الان دچار نقص عضو شده، بخاطر دارویی که فروختی بهش، حالا باید بره قطع عضو بکند. تو بخاطر چقدر پول رفتی و حاضر شدی خواهر برادر خودتو اینطوری بفروشی، فرزند خودت را بفروشی. داروی خراب فروختی، این باید الان بره چشمشو در بیارن و در آوردن چطوری آدم حاضر میشود این کار را بکند؟ ما چرا باید نسبت به همدیگر اینقدر خشونت داشته باشیم، اینقدر بدجنس باشیم؟ در خودمون ببینیم که یکی را اذیت بکنیم؟ در خودمون ببینیم که یه کسی را تحقیر کنیم یا آزار بدهیم، یا گیر بدیم به یک نفر. پس وقتی محبت اهل بیت رو داره سابت می ماند، حالا ممکن کثرت گناهی هم داشته باشه یه چند تایی آلودگی داشته باشد دچار یه فحشا، یا منکراتی هم باشد ولی آخرش برمی گردد. آخرش آشتی می کند. آخرش خوب می شود. ببینید «فَإِنَّ مُحِبَّهُم» پیامبر داره می فرماید: «فَإِنَّ مُحِبَّهُم يَعودُ إلَى الجَنَّةِ ومُبغِضَهُم يَعودُ إلَى النّارِ» محبت آنها، محب اهل بیت هر جا باشد بالاخره برمیگردد به بهشت و دشمن اهل بیت بالاخره برمی گردد به جهنم. بازگشتش به جهنم. خب این هم یک نکته.

این روایت از امام باقر به محضر مقدسشون صلوات.. «أنَّ قَوما أتَوهُ مِن خُراسانَ» یک قومی آمدن خدمت امام باقر ( از خراسان آمدند. «فَنَظَرَ إلى رَجُلٍ مِنهُم» امام باقر نگاهش افتاد به یه آقایی در بین آقایون «قَد تَشَقَّقَتا رِجلاهُ» پایش شقه شقه شده بود. پیاده مسیر و رفته بود خودشو رسونده بود به امام باقر . آنهایی که میرن پیاده کربلا قدر خودشان را بدانند، خسته می شون، اذیت میشوند، پاهاشون اذیت می شود، کمرشون اذیت می شود، تشنگی میکشند، سختی می کشند، گرسنگی میکشند در راه... هر چی... هر آزاری که می بینند... «فَقالَ لَه:ُ ما هذا؟» امام باقر فرمود این چیه می بینیم؟ چیه این؟ به پاهاش اشاره کرد. «فَقالَ: بُعدُ المَسافَةِ يَابنَ رَسولِ اللّه ِ» بعد مصافت، راه طولانی بود پاهام اینجوری شد. «ووَاللّه ِ ما جاءَ بي مِن حَيثُ جِئتُ إلاّ مَحَبَّتُكُم أهلَ البَيتِ» بخدا قسم من را تا اینجا نیاورده از آنجایی که آمدم، جز محبت شما، عشق شما من و تا اینجا کشونده تا اینجا بیام شما رو ببینیم «إلاّ مَحَبَّتُكُم أهلَ البَيتِ» محبت شما اهل بیت باعث شده من تا اینجا بیام «قالَ لَهُ أبو جَعفَرٍ عليه السلام» امام باقر چی گفت بهش؟ (این انگار برای امروز ما آمده که اربعین رو داریم پیاده روی ها رو داریم مسیرهای خسته کننده ای) بعضی از عزیزها را من می بینم که می بینند شلوغ نمیرند حرم. خوب می گویند شلوغه، نریم حرم شلوغه یا هوا گرمه یا هوا سرده، واقعا اگر بچه ات بود، نامزدت بود، زن و بچه ات بود، همین حرف ها را میزدی؟ خانواده زمینیت بود همین حرف ها را می زدی؟

خدا رحمت کند حضرت امام را ایشان موقعی که مرجع تقلید بود. آن موقع که در نجف بودند مثل بقیه مردم میرفتند زیارت خیلی هم از این آقایون اعتراض می کردند چرا مثلا کلاس نمیزاری یه موقع خلوتی بری. میرفت وسط جمعیت بعد مثل بقیه عزاداری هم میکرد، سینه میزد، میزدند عباش می افتاد، عمامش می افتاد. امام اینجوری بود در شلوغی ها.

آقا مصطفی خدا رحمتش کند میگوید من به امام گفتم آقا شما امشب مریضید، حرم هم شلوغ است صلاح نیست برید، فرمود: مصطفی هر چی به هر کی میدهند، در شلوغی می دهند. در همان ازدحام، در همانجایی که داری له میشی... همان وسط اصلا لازم نیست برسی به حرم همان خیابان که دارند فشارت میدهند بگو: یا امام رضا وصل.. اصلاً دعایت را هم همان جا بکن. توسلتم همان جا بکن. امام رضا در وسط جمعیت، در آن لاماها هست امام رضا با شما فشار تحمل می کند، با شما پاهایش را له می کنند، با شما میزنند به سینش، با شماها اذیت میشود ...امام زمان هم همینطور. شما پیاده می روید اربعین، پاهاتون اذیت می شود، والله امام زمان هم همین طور هست. فکر نکنید طی العرض از اینجا پا میشود میرود کربلا، نه پیاده می رود، آفتاب می خورد، سرما می خورد، زمین می خورد، تشنگی می کشد، گرسنگی میکشد.

الان یادم افتاد این را یک شبی که من سرطان گرفته بودم خواب حضرت عسکری را دیدم. من والله یک ثانیه،

نه ناراحت بودم نه غمگین بودم، نه اضطراب داشتم... هیچی ولی خیلی سخت بود شرایط شیمی درمانی شرایط راحتی نبود. در آن اوج سختی حضرت به من فرمود: سخته. هان! بعد فرمود: که به فکر آنهایی که شیمیایی شدن باش. آنها چقدر سختی میکشند. واقعا عزیزانی که شیمیایی شدن 15 سال، 20 سال، 30 سال الان بعضی هاشون را می بینم واقعا خیلی اذیت می شوند. بعد فرمود تو از کجا میدانی که امام زمانت هم با بقیه رزمنده ها تو جبهه ها مجروح نشده، سختی نکشیده. او هم همین بلاها سرش آمده.

امام نمیتوند با بچه رزمنده های خودش نباشد. یک جا خدا رحمت کند آیت الله بهاءالدینی فرمودند که من وقتی در خونه ام روضه بود. خسته شده بودم گفتم برم در آن اتاق بغلی بنشینم. رفتم در آن اتاق بغلی دیدم همه معصومین آنجا هستند. آیت الله بهاءالدینی هیچ کسی در این حوزه در این کشور بهش شک ندارد.. مجسمه تقوا و اخلاص. گفت: اهل بیت به ما گفتند ما هممون در جبهه هستیم و هر کدام به اندازه ی صد هزار نفر می جنگیم. می شود امام بچه هایش را بکند؟ امیرالمومنین میگوید وقتی جنگ به ما فشار می آورد به پیغمبر پناه می بریم، چون پیغمبر نزدیک ترین فرد به دشمن بود همیشه. هیچکس به دشمن نزدیکتر نبود. میگفت یه موقع هایی که به ما فشار می آمد سختمون میشه که دشمن هجوم می آورد به پیغمبر پناه می بردیم، پیغمبر جلو از ما دفاع می کرد، در جنگ، در رزم و پیغمبر چقدر مجروح می شد؟ امیرالمومنین در یک جنگ 70 مرتبه 70 تا زخم تو بدن حضرت بود. ائمه اینجوری هستند. همه جا هستند. با شیعیانشون با غم ها (حالا بعدا میرسیم در توضیحات جامعه انشاءالله) تو مریضی های ما. فرمود: شما هر وقت مریض می شوید این فشار به من میاد. آن درد را هم ما می کشیم. ببین چقدر باید درد بکشند. اینها ؟ گناهانمون که اذیتشون می کند، ما چقدر باید شرمنده گناهانمون باشیم وقتی آدم یکدفعه یادش میآید که چیکار کرده با گناهاش با روح امام زمان، همین یادش میاد که من با جنایت هام، با گناهام، با مفاسدم چه به روز امام زمانم آوردم؟ امام زمان از دست ماها چقدر گریه کرده، یه موقع هایی آدم واقعا قرارش نمیگیره یعنی اگر می شد جون آدم دربیاد از خجالت درمیامد، اگر خدا تقدیر نکرده بود آدم جا داشت بمیرد. من چقدر امام زمان را اذیت کردم، امام زمان چقدر از دست من تنها گریه کرده. تا بحال هم ننگ ها و گناهای ما آزارش میدهد. چون دوستمون دارد سختی هامون آزارش میدهد. چه مژده خوبی. پس این داستان یک تصویری از زندگی امروز ماست که عشق اهل بیت را داریم. بخاطرشون می دوئیم. بخاطرشون پول خرج می کنیم، بخاطرشون خسته می شویم، بخاطرشون بیداری می کشیم، بخاطرشون تنهایی می کشیمو یک تصویری از زندگی ماست، خیلی خوش حال کننده است. خوش به حال کسی که اینجوری خسته اهل بیت باشد. چقدر افتخاره یک نفر در بیست سال عمرش سی سال از عمرش یادش بیاد ساعت ها، هفته ها، ماه ها و سال هایی برای اهل بیت دوئیده و خسته شده و جنگیده، رزمیده، آسیب دیده به عشق اهل بیت. چقدر قشنگ این زندگی، چقدر این زندگی قیمت دارد که آدم خسته اهل بیت، زخم خورده برای خدا باشد. قرآن چقدر قشنگ گفته «وَ أُوذُوا فِي سَبِيلِي» تو راه من اذیت می شوند. خدا میگوید. چقدر زیباست این. مژده را بهتون بدهم: «أبشِر» اصلا پیغمبر خودش میگه «أبشِر» مژده بدم بهت بخاطر ما آمدی این مسیره.

یکی از عزیزان تعریف می کرد که پیارسال در مسیر کربلا یک آدم پول داری زیارت رفته بود، به عشق امام حسین زیارت رفته بود. تو راه یک رفیقی پیدا میکند یک جوانی همین جوری هی احوال همدیگر را می پرسیدند، آن هم که نمیدانسته که این بنده خدا وضع مالیش خوبه و کی هست شرح حالش را می گوید، میگوید من مستاجرم، در فشارم، اینجوریم، اونجوریم ... همین جوری با هم صحبت می کردند، این پول داره میگوید بیا با هم یک معامله بکنیم، من یک خونه بهت میدهم تو ثواب این زیارت را این زخم ها تو بده من، ثوابش مال من، برگشتیم تهران یک خونه بهت میدم دیگر از مستاجری راحت می شی. اگر به ما میگفتند ما چی می گفتیم؟ یه کسی بیاد به ما بگوید ثواب این زیارتت را به ما بده من مشکل مستاجری تو را حل می کنم تا آخر عمرت صاحب خانه باش این یه فکری کرده بود عشق این جوری وقتی عاشق باشد این جوری است.. گفته بود نه تا آخر عمرم مستاجر بمانم نمیدهم این را، عشق یعنی این، باید ثابت بشود، حضرت فرمود: ثابت کنید عشق هایتان را. حالا آنهایی که برای پول سر همدیگر داد می زنند، دعوا می کنند، سر مادیات، خواهر و برادر، سر ارث میفتن دبه جون هم ....الله اکبر ....

گفت هر کاری کردم قبول نکرد بعد شب خواب حضرت را می بیند. بهش می گوید که خوب کاری کردی نفروختی ما خیلی گرونتر از این میخریم این را، می خریم خیلی گران. نگاه کنید قیمت را.. «أبشِر ، فَأَنتَ وَاللّه ِ مَعَنا تُحشَرُ» تو بخدا، -گفتم هر وقت گفت به خدا یعنی چه؟ دفعه قبل گفتیم دو هفته قبل ، یعنی چه ؟؟ قسم اومد یعنی چه؟؟؟ یعنی فرمول یعنی قاعده است- تو والله قسم با ما محشور می شوی. بعضی از عزیزان میگویند اربعین شلوغ نرویم. بعضی ها هم می گویند من که یک بار رفتم توبه که این بار نمیرم بعد میبینی که دو هفته مانده به اربعین افتاد به جونش. هر سال دارم من می بینم کسایی دارند میرند که توبه کار بودن، توّاب بودن در واقع از توبشونم توبه می کنند. می گویند نمی رویم ولی دم اربعین که میاد دوباره عشق میاد سراغشون، میگوید ولش کن پاشو بریم بابا. مگر میتوانم من نروم، من میتوانم نروم؟ البته این را که می گویم مطلق نیست، حقوقت را باید رعایت کنید، همسران باید از خانم ها اجازه بگیرند و خانم ها از آقایونشون و آقایانی که میخواهند بروند باید خیلی ملاحظات را بکنند یا باید بعضی از پدر و مادرهاشون اجازه داشته باشند، پدر و مادر هم سخت نگیرند. به یک عزیزی می گفتم پسر تو میخواهی با خودت ببری؟ موقع امتحانات است، حالا من که پسرم با خودم آمده بود ولی به او گفتم تو میخواهی پسرت را ببری؟ گفت: آره حالا 20 بشود 17 حالا دوباره امتحان بدهد،... این وقتی با من بیاد کربلا بیمه است. و واقعا هم راست میگفت. یه نفر میگوید نرود یا موقع 20 نشود 19 و یک نفر هم میگوید میره بیمه اش می شود و آنجا امام حسین دستی به سر و گوشش میکشد و واقعا هم بیمه میشود «فَأَنتَ وَاللّه ِ مَعَنا تُحشَرُ» تو به خدا با ما محشور میشوی. و این تویی که دارد میگوید امام باقر به کی میگوید؟ به همه شما که دارد میگوید چه مژده ای از این بزرگتر، قربون همچین بابا هایی بروم، جان ما فدای پدرهامون « بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي وَ مَالِي وَ أُسْرَتِي» چه قدر کیف دارد آدم بنشیند کیف دارد، بشیند جلوی معصوم اینجوری باهاش حرف بزند. «بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي وَ مَالِي وَ أُسْرَتِي» جانم به فدای شما، همه چیزم به فدای شما، پدران عزیزم «فقال مَعَكُم يَابنَ رَسولِ اللّهِ» با شما ما محشور می شویم یا بن رسول الله «قالَ: نَعَم» بله «ما أحَبَّنا عَبدٌ إلاّ حَشَرَهُ اللّه مَعَنا» هیچ بنده ای ما را دوست نمی دارد مگر اینکه با ما محشور بشود. «وهَلِ الدّينُ إلاَّ الحُبُّ» آیا دین جز محبت جز عشق، چیز دیگری هست؟ دین یعنی عشق شما شعار دینتون یک شعار عاشقانه است تا حالا فکر کردید؟« لا اله الا الله»

خیلی چیزهایی دیگر را می توانست انتخاب کند ولی اله را انتخاب کرد. هیچ محبوبی، هیچ معشوقی جز الله نیست برای شماها. خودتان را به کمتر از الله نفروشید حتی به بهشت. امام کاظم فرمودند: بهشت پاداش بدن های شماست، خود شما قیمتتان چیز دیگری است. بهشت بدن هاتون است، بهشت خونتون است ولی خودتان قیمتتان چیز دیگری است. بعد حضرت آیه را می خواند. پس این را دقت کنید. دین یعنی عشق مسلمانی که دلش به عشق الله اهل بیت و جهاد نمی تپد مسلمان شناسنامه ای است باید یک بار تجدید نظر کند، دینش را دوباره انتخاب کند ولی این بار با عشق. مسلمانی که وقتی بهش میگویند دین. میگوید یعنی فشار یعنی محدودیت، این حتما دینش شناسنامه ای است باید برود تجدیدنظر کند در دین خودش باید یک مرتبه دینش را بشناسد، بفهمد دین هیچ محدودیتی ندارد، دین ما را آزاد می کند. دین محدودیت بخش های حیوانی، دین بخش های انسانی را اصلا محدود نمی کند، بخش حیوانیه ماست میگوید من محدود شدم، نق و غر میزند. حضرت میگوید: « قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي...» (سوره آل عمران/آیه 31) بگو اگر الله را دوست دارید دنبال من بیاید. تا چه اتفاقی بیفتد؟ خدا شما را دوست داشته باشد. نمی گوید شما به محبوبتان می رسید. باز تاکید می کنم برای چندمین بار در این آیه نمی گوید شما به محبوبتنون می رسید. اگر خدا را دوست دارید دونبال من بیاید تا به خدا برسید. نه خیلی بالاتر از این حرف هاست. میگوید شما اگر خدا را دوست دارید دنبال من بیاید همین تبعییت باعث می شود که محبوب خدا بشوم. شما محبوب خدا می شوید. الله اکبر که والله نمی فهمیم خدا به یه کسی بگوید دوستش دارم یعنی چی؟ یه چند لحظه فکر کنیم به این.خدا، الله، رب العالمین، به یه کسی بگوید من دوستت دارم، ما چون عادی شده برامون، متوجه داستان نیستیم اصلاً، هی به گوشمان می خورد رد می شویم، برید در خلوت، در سکوت، یه چند ساعت به این مسئله فکر کنید: فکر، فکر.. فکر کن که خدا بگوید دوست دارم چی میشود. آن بزرگ گفت چی؟ اگر یک بار بگویید بنده من / تا آسمان میرود خنده من. اگر خدا به یه کسی بگوید بنده من امام صادق می گوید خدا وقتی هم میخواهد حرفاش را بزند، یه جوری میزند که اصلاً آن خستگی آدم را در میکند. یه عالمه عشق به آدم میدهد، بعد دعوت میکند به یه کاری، هر وقت میخواهد دستور بدهد حرفای عاشقانه اش را میزند «یا ایُّها الّذین آمَنُوا» حضرت می گوید این خطابه امام صادق فرمود تمام سختی عمل با این خطاب از بین میرود. ای مومن ، ... خدا اگر به یه کسی بگوید تو مومنی درجه داده، درجهی حقیقی داده. اگر خدا به یه کسی بگوید تو بنده منی، تو مومنی، من دوستت دارم، چیزی از این بالاتر قابل تصور هست بگوید برای یک بنده! پس چرا وقتی که میخواهیم یک وظیفه ای در مورد پدر و مادرمون، همسرمان، خواهر و برادرمون، در مورد خدا انجام بدهیم اینقدر سختمون هست. این قدر تنبلی می کنیم، اینقدر میگیم من از پسش بر نمی آئیم من نمی تونم. یک حجاب میخواهد رعایت کند، چقدر خودش را اذیت میکند. چقدر فرشته ها را اذیت میکند یه نماز میخواهد بخواند، یه حج می خواهد برود، یه خمس میخواهد برود، ببین چقدر سختی به خودش میده خمس یعنی چی؟یعنی خدا میکه که من بهت اجازه دادم که به عشق من خرج کنی، اگر خدا خمس را نگذاشته بود ما چه جوری پای معشوقمون خرج می کردیم. خمس، صدقه، انقاق فرصتی است. هدیه خریدن برای معشوق. ببین فردا روز مادر است بچه کوچک ها را دیدید تحمل نمی توانند بکنند که برای مادرشون هیچی نخرند، ولو شده بروند از خود مادر بگیرند، از خود پدر پول بگیرند، میگوید پول بده که دوست دارم برای تو پول خرج کنم، پول بده به من برات خرج کنم. باور میفرمائید کسی بره پیش مادرش بگوید مادر به من پول قرض بده، بهت میدم بعداً. نمی گوید هم برای چی، میگوید بهم قرض بده، چرا! چون دوست دارد برای مادرش هزینه کند. اصلا نیاز هست که این اتفاق بیفتد. اگر یه کسی این نیاز را احساس نمیکند دل مرده است، خشن، بی رحم، خدا فرصت داده میگوید «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ» (سوره بقره/آیه 3) خودمان بهتون دادیم، رزق و روزیتون کردیم همه چیز را. خودمون بهتون دادیم، خودم بهت دادم، تو خودت از منی، جانت را، توانت را، قوتت را خودم دادم، حیات و قدرت و خودم دادم، ثروت را خودم دادم، نعمت را خودم دادم، رزق را خودم دادم، همه اش را خودم دادم، از آن بیا یه چیزی به من هدیه کن، به من قرض بده. اصلا خدا میگوید اگر نمیخواهی خرج کنی، قرض بده «مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا» (سوره بقره/آیه 254) الله اکبر. دیدید چه جوری ما را با عشق تربیت می کنند. «فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ» (سوره آل عمران/آیه 31) یک روایت خیلی خیلی شیرینی به چشمم خورد. یعنی درنظر داشتم بخوانم ولی وقت تنگ است، یه کسی عاشق پیغمبر است یک حرفهای عاشقانه ای با پیغمبر میزند. از شدت دلتنگی اش یک نگرانی هایی دارد که می ترسد در این عشق بازی اش فاصله ای بین او و پیغمبر بیفتد. بعد از شدت ناراحتی به خود پیغمبر میگوید این عشقش را، دغدغه هاش را می گوید. داستان خیلی قشنگی است. برای جلسه بعد بگذاریم ان شاالله.

خواهر محترممان سرکار خانم حبیب پور از خواهران اسلامشهری که سالها هم زحمت کشیدند در مؤسسه اسلام شهر و بچه ای را بدنیا آوردند که مریض است، بچه خیلی سخت مریض است. پیغام فرستادند که از شما خواهش کنیم برای فرزندشان با نفس های پاکتان از صمیم قلب دعا کنید برای ایشان و همه مریضان و مریضان اهل اسلام، برای سلامتی و فرج آقا امام زمان و رفع مشکلات کشورمان، سلامتی رهبرمان، نابودی دشمنان مان، نابودی کفر جهانی، نابودی موانع ظهور حضرت، و آنهایی که این موانع را ایجاد کردند، برای شادی همه اموات، اموات مومنین و مومناتف مسلمین و مسلمات، بدوارثان و بی وارثان، و رفع اضطرار از زندگی همه مسلمین جهان، و رفع اضطرار از زندگی های خودمان با همدیگر پنج مرتبه دعای «امن یجیب» را می خوانیم. بخصوص مریضان و این مریض منظور را مدنظر داشته باشید.

دعای مضطر پنج مرتبه خوانده شد.