سلام علیکم و رحمۀ الله.@ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدآئهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره عوامل آسانی سکرات موت بود که گفتیم که انس با حقتعالی مهمترین عامل آسانی سکرات موت هست که در اینباره باز هم توضیح خواهیم داد دوستی پیامبر و آل هم بعد از توحید مهمترین چیزی هست که در آسانی جان دادن بیشترین نقش را دارد.@ هر چقدر انس انسان محبت انسان شیفتگی انسان رفاقت و صمیمیت انسان با پیامبر و اهل بیت(ع) بیشتر باشد انسان هنگام جان دادن آسانتر و شیرینتر قبض روح میشود و وفات مییابد.@ در روایتی داریم از نبی اکرم(ص) میفرماید که(مَن أَحَبَّ عَلیّاً هَوَّنَ اللهُ عَلَیهِ سَکَراتَ المَوت) هر کس که علی را دوست داشته باشد خداوند بر او سکرات موت را آسان میکند پس هر چقدر این محبت عمیقتر باشد صمیمیت بیشتر باشد آسانی جان دادن هم بیشتر خواهد شد.@ در جلسه گذشته روایتی را خواندیم که خداوند تبارک و تعالی وقتی که ملک الموت را برای قبض روح مومن میفرستد با تشریفات و ادب خاصی به سراغ یک مومن میرود و خود حضرت هم، امام صادق(ع) میفرماید پیامبر و پنج تن کلا در موقع احتضار بالای سر مُحتضر میآیند به سراغ محتضر میآیند و محتضر مومن آنها را میبیند و با دیدن آنها و بهشت به آسانی جان میدهد.@ این الحاق یعنی اینکه انسان ختمش آخرش منجر به ملحق شدن به پنج تن میشود در قرآن هم مورد تأکید قرار گرفته. الحاق ما به پنج تن اینکه ما ملحق به آنها شویم چیزی هست که ما دائما در نماز آن را میخواهیم.@ (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) یعنی ما دائما در نماز میخواهیم که به راه مستقیم و راه کسانی که خداوند تبارک و تعالی به آنها نعمت داده هدایت شویم این الحاق که انسان زندگیش انتهایش به پیوند با پنج تن ختم میشود این چیزی هست که ما در دنیا این الحاق را داشتیم.@ یعنی در دنیا با آنها زندگی کردیم بر اساس عشق به آنها دستورات آنها روش و منش و نوع زندگی آنها و بدیهی است که انسان موقع وفات هم به معشوقهای خودش ملحق میشود نه فقط معشوقهای فطری و الهی، بلکه معشوقهای طبیعی شیطانی هم همینطور هستند.@ انسان به تعبیر پیامبر فرمایش مهمی دارند(المَرءُ مَعَ مَن اَحَب) انسان با کسی محشور میشود که دوستش دارد این یک قاعده است. شخصی آمد خدمت نبی اکرم(ص) عرض کرد من خیلی دوست دارم نماز بخوانم اما نوع کارم طوری است که به واجبات بیشتر نمیرسم خیلی دوست دارم روزههای مستحبی بگیرم نوع شغلم به گونهای هست که به جز روزههای واجب را نمیتوانم بگیرم خیلی دوست دارم واقعا از صمیم قلب صدقه بدهم اما وسعم نمیرسد خیلی صدقه بدهم.@ حضرت فرمود که(المَرءُ مَعَ مَن اَحَبِّ) انسان با آنچه که دوست دارد محشور میشود ممکن است ما در عمل خیلی موفق باشیم خیلی از واجبات و طاعات را انجام بدهیم اما اگر خداوند بداند ببیند که واقعا در قلب ما اینگونه هست ما صدق نیت داریم او را به ما خواهد. داد اجر او را به ما خواهد داد.@ علامتش چیست؟ علامتش این است که انسان هر وقت مشکلاتش برطرف میشود موانع برطرف میشود آن را واقعاً انجام میدهد برای همین هم امام باقر(ع) فرمود(مَن طَلَبَ شَهادَۀَ بِصِدقِ النِیَّۀ ماتَ شَهیداً وَ لَو کانَ عَلی فِراشِه) کسی که به صدق نیت از روی حقیقت از صمیم دلش شهادت را بخواهد او شهید از دنیا میرود حتی اگر در رختخوابش بمیرد.@ این شخصی است که اگر موقعیت جهاد پیدا میکرد حتما جانش را در راه خدا میداد حتما به جهاد میرفت حتما هم جان دادن در راه خدا برای او آسان بود پس نیت فوقالعاده مهم است که انسان محشور میشود با محبوبهایی که ذاتاً دوستشان دارد عاشقشان هست خیلی مهم است.@ لذا در قرآن یکی از چیزهایی که در نماز از ما خواستند ما دائما ملحق شدن به معشوقهایمان را بخواهیم خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی قرآن هم این را به ما مژده داده سوره نساء آیه 69 (وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ) این چقدر زیباست مژده خوبی است هر کس که خدا و رسول را اطاعت بکند.@ ببینید معیت را به عنوان معلول اطاعت ذکر میکند. میگوید شما با هر کس که میخواهید محشور بشوید باید منش و روشش را قبول داشته باشید آن نحو زندگی کنید و با آنها محشور میشوید و این در قلب انسان یک قاعده است.@ از نظر انسانشناسی آدمهایی که منش یک آدم را دوست دارند خداوند این را با آن آدمها محشور میکند الآن خیلیها هستند که ممکن است کار گناهکارها را نکنند کار آدمهای بیحیا و معصیتکار را نکنند اما از آن کارها خوششان میآید از شیوه زندگی آنها خوششان میآید کار ظالمان را نمیکنند اما دوست دارند.@ حضرت میفرماید خدا اینها را با آنها محشور میکند و گناه آنها را هم به اینها خواهد داد چون راضی بودند(مَن رَضِی بِفِعلِ القَوم کَالدّاخِلِ فیهِم) کسی که به روش و رفتار گروهی راضی باشد خداوند این را با آنها محشور میکند.@ آنهایی که از نظر لباس پوشیدن از نظر قیافه از نظر رفتارهای فردی و خانوادگی و اجتماعی مقلد کسی میشوند با آنها محشور میشوند. (مَن تَشَبَّه بِقَومٍ فَهُوَ مِنهُم) قاعده هست، پیامبر فرمود هر کس خودش را شبیه هر گروهی دربیاورد با همانها محشور میشود.@ آنهایی که در نماز میگویند ما میخواهیم به راه کسانی که تو به آنها نعمت دادی برویم و صدق نیت دارند آنها در دنیا همان مسیر را طی میکنند و لازمهاش هم این است که شیوههای زندگی آنها را تبعیت کنند و این باعث الحاق میشود پس شباهت و سنخیت باعث الحاق میشود.@ دائما در نماز به ما گفتند که اوج شما، غایت شما آن که سعادت شما را تأمین میکند آن که واقعا شما بعدا بخاطرش احساس بالاترین خوشبختی را میکنید این است که شما با کسانی که من به آنها نعمت دادم محشور شوید و لازمهاش این است که از خدا و رسول تبعیت بکنید.@ (وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ) کسی که خدا و رسول را اطاعت میکند(فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ)ِ این آدمهایی که اهل اطاعت خدا و رسول هستند اینها کسانی هستند که(فأُولئِکَ مَعَ) معیت را توضیح دادیم(مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ)ِ اینها همیشه همراه کسانی هستند که خداوند به اینها نعمت داده.@ حالا چه کسانی هستند؟ (مِنَ النَّبِيِّينَ) اولین گروهی که ما میخواهیم با آنها محشور شویم انبیاء هستند و در رأسشان حضرت محمد مصطفی(ص) (وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ). قرآن میگوید آنهایی که اوج شماست لیاقت شماست غایت شماست آرزوی شماست و شما در این صورت خوشبخت میشوید که با آنها باشید عبارتند از این 4 گروه: نبیین صدیقین شهداء صالحین با اینها محشور میشوید.@ این که انسان موقع مُردن موقعی که از این دنیا وفات میکند به اینها ملحق شود لازمهاش اطاعت خدا و رسول است لازمهاش این است که راه انبیاء صدیقین شهدا و صالحین را برود با دلدادگی برود نه با اجبار و اکراه با دلدادگی این مسیر را برود یقینا با معشوقهای خودش هم محشور میشود.@ چون قاعده چه بود؟ قاعده این بود که(المَرءُ مَعَ مَن اَحَب) انسان با کسی که دوستش دارد محشور میشود پس آن کسی که سلطان روح ما و قلب ما هست عشق ماست محبت ماست شما عاشق هر چیزی و هر کسی باشید با او محشور خواهید شد.@ لذا انسان بیش از آن که بخواهد روی عملش سرمایهگذاری کند باید روی چه چیزی سرمایهگذاری کند؟ روی نظام محبتی سرمایهگذاری کند او بیشتر میبَرد. در نظام قلبش در نظام محبتیاش باید سرمایهگذاری کند باید واقعا به عشقش بپردازد به دلش بپردازد.@ اینکه بچههای بسیج با عمل کم 13، 14، 15، 20 سالشان بود اکثر قریب به اتفاق رزمندگان و شهدای ما همین فاصله بین 15 تا 30 سال را داشتند 30 سال به بالا کم بود 15 سال به پایین هم خیلی خیلی کم. رزمندگان ما در این فاصله سنی بودند.@ امام میفرماید ره صد ساله را یک شبه طی کردند چگونه طی کردند؟ روی دلشان کار کردند روی ضمیرشان کار کردند عشق داشتند این عشق آنقدر زیاد بود که وقتی تیر و ترکش میخوردند معشوقهایشان را صدا میکردند یا حسین، یا زهرا، یا مهدی، تا لحظهای که جان میدادند آه و آخ و مُردم و دردم آمد و آی دستم و آی پایم، وجود نداشت یا حسینش را میگفت یا زهرایش را میگفت با معشوقش بود خدا هم اینها را با آنها محشور میکند.@ پس اینکه انسان در لحظه وفات پنج تن آل عبا(ع) بالای سرش بیایند و چه بسا چهارده معصوم سایر انبیاء شهدا از شهدایی که انسان با آنها دوست بوده صمیمیت داشته راهی با آنها داشته، از صالحین و امامزادهها و اولیاء و مومنین همه میآیند بسته به این است که در طول زندگی نوع رابطه ما با اینها چگونه بوده.@ فرق دارد کسی که با حضرت عبد العظیم با حضرت امامزاده حمزه با حضرت امامزاده طاهر بن زین العابدین(ع) ارتباط دارد صمیمیت دارد رفت و آمد دارد اینها موقع مُردن قطعا به زیارت او میآیند میگویند.@ این که در زندگیش دهها و صدها بار به ملاقات ما آمده یقینا بهترین موقعی که لازم است برویم بازدید را پس بدهیم موقعی است که قرار است به این عالم بیاید یعنی عالم برزخ. اینها حتما بالای سر یک محتضر میآیند حتما مهمانیهایی در آنجا داده میشود.@ اینکه مرحوم حائری(ره) بعد از فوتش به یکی از بزرگان که به خوابش آمده بود میگوید که من حسرت میخورم که پنجاه و سه بار یا پنجاه و دو بار زیارت امام رضا(ع) رفتم گفته بود دوست داری برگردی؟ گفته بود بله دوست دارم برگردم دوست دارم بیشتر بیایم بروم زیارت امام رضا چون هر پنجاه و چند باری که من زیارت رفتم حضرت آمد بازدید پس داد.@ شما هر چقدر زیارت شهدا میروید همین بهشت زهرا، جاهای دیگر قبور شهدا هر چقدر انسان به امامها به امامزادهها به اولیای الهی به صالحین مومنین مومنات سرمیزند آنها کمترین ادب است که انسان باید دیدار را بازدید داشته باشد.@ کسی که یک عمر با پیامبر و آل با پنج تن رابطه داشته چقدر زیارت عاشورا خوانده چقدر زیارت سایر معصومین(ع) را خوانده چقدر با اینها دلدادگی داشته این طبیعی است که موقع مُردن اینها بالای سر انسان میآیند از عزیزترین کسان او بودند معشوقهای حقیقی او بودند محبوبان حقیقی او بودند.@ این خیلی لذتبخش است برای مومنی که با پیامبر و آل زندگی کرده لذا این قاعده را قرآن اینطور به ما میگوید(وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ) کسی که اهل اطاعت خدا و رسول است با پنج تن زندگی کرده و روش اینها را در زندگی داشته(فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ) بعدش خیلی زیباست(وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً) اینها رفیقهای خوبی هستند.@ ببینید خداوند چطور حرف میزند از بس خدا خودش رفیقباز است اصطلاحاتی که به کار برده ببینید چگونه است(حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً) یعنی میخواهد بگوید اینها رفیقهای خوبی هستند تو در دنیا با آنها زندگی کنی.@ ما یکی اینکه بگوید پیغمبر آن بالاست امیر المومنین آن بالاست مثلا اولین اختر آسمان امامت و ولایت، ببری او را اختر بکنی، آن ستاره خیلی از تو دور میشود تا اینکه بگویید امیر المومنین پدر من است و رفیق من است آدم با اینها رفاقت بکند و بر اساس رفاقت با اینها زندگی بکند(حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً).@ نه اینکه آنها ارباب تو هستند تو هم سگ آنها هستی مثل بعضی از افرادی که شناختی نسبت به اهل بیت ندارند مثلا میگویند ما سگ امام حسین هستیم سگ اهل بیت هستیم قلاده گردنشان میاندازند از این کارهای بد اینطور نه، ما رفیقشان هستیم پدرمان هست ما فرزندان آنها هستیم صمیمت بین ماست آنها خانواده اصلی ما هستند.@ انسان واقعا خودش را عضو خانواده اهل بیت بداند و به عنوان یک عضو رفاقت برقرار کند رفتار بکند وفاداری یک عضو خانواده را نسبت به آنها داشته باشد احساس تکلیف و از روی تکلیف عمل نکند از روی رفاقت و صمیمیت عمل کند. دو نفر که با هم رفیق هستند رفیقهای جانجانی هستند شما نگاه کنید در بیدینها هم وقتی دو نفر با هم رفیقاند بر اساس رفاقت جانشان را برای همدیگر میدهند چون با هم رفیقاند.@ اصلا بحث تکلیف و احساس وظیفه و این چیزها نیست خیلی بالاتر است یک عشق است یک محبت است یک دلدادگی است ورای تکلیف و احساس کلفت و سنگینی و سختی است. هر چقدر رفاقت ما احساس صمیمیت ما دلدادگی ما به اهل بیت(ع) بیشتر باشد چرتکههای مادی در ارتباط و کار برای آنها نیندازیم.@ وقتی میخواهیم فداکاری بکنیم خودمان را وقف بکنیم برای آنها در زندگیمان وقتی میخواهیم سرمایهگذاری برای آنها بکنیم وقتی میخواهیم برنامهریزی کنیم برای ارتباط با محمد و آل محمد(ع) انگیزهمان از دلدادگی از محبت از صمیمیت بیشتری برخوردار باشد یقینا نوع منتقل شدن ما به آنها هم از یک درجه خیلی بالا و صمیمیت و شیرینی بالا برخوردار است.@ کسی میخواهد به خودش زور بگوید برود زیارت بگوید بالاخره بد است زشت است ما چند وقتی است زیارت امام رضا نرفتیم یک زیارت هم برویم بله این ادبی هم هست ثوابی هم دارد سر جای خودش، این کجا آن این است که اصلا انسان تند و تند دلتنگ امام رضا است و یک صمیمت خاصی با امام رضا دارد که بر اساس عشق و صمیمیت این ملاقاتها تکرار میشود.@ رفتن به حرم رفتن به محضر حضرت معصومه(س) و دیگر امامزادهها دیگر شهدا دیگر اولیاء الهی که الحمد لله ما در این شهر یکی از الطاف بزرگ خداوند تبارک و تعالی این هست که خداوند این عزیزان و اولیا و شهدا از بزرگترین اولیای خودش را نصیب ما کرده.@ الحمد لله در کشور ما یک امام رضا هست که مردم هم خیلی خوب قدرش را میدانند این خیلی برای ما ارزش دارد ثروت بسیار بسیار بزرگی برای ما هست. پس این را ما خیلی باید قدر بدانیم.@ پس هر کس میخواهد جان دادنش یک جان دادن شیرینی باشد یک جان دادن عالیای باشد عالی که میگویم از نظر آن تشریفات باعظمت، شما نگاه بکنید ببینید که اینکه امیر المومنین تنها بیاید رسول الله تنها بیاید یا خانم فاطمه زهرا هم با آنها میآید در هنگام جان دادن ما.@ مادرمان خانم فاطمه زهرا میآید به ما سر بزند یا نه؟ حسنین هم میآیند یا نمیآیند؟ غیر از پنج تن سایر ائمه میآیند یا نه؟ انبیا شهدا صدیقین شما در زیارتها نگاه بکنید کسی که وقتی میرود زیارت حضرت عبد العظیم زیارت حضرت معصومه(س) با انبیا انس دارد با انبیا غریبه نیست.@ در مقابل قبله میایستد قبل از ارتباط با پیغمبر یعنی با چهارده معصوم اول با انبیا ارتباط دارد و چه ارتباط صمیمی هم هست(السَّلامُ عَلی آدَمَ صِفوَۀِ الله السَّلامُ عَلی نُوحٍ نَبیِّ الله) با محبت با صمیمیت با ادب(السَّلامُ عَلی إِبراهیمَ خَلیلِ الله السَّلامُ عَلی مُوسی کَلیمِ الله) چقدر احترام ادب با انبیای بزرگ. (السَّلامُ عَلی عیسی رُوحِ الله).@ آیا بالاخره انبیا میآیند نمیآیند؟ شهدا صدیقین صالحین یا اصلا رفیقانت(حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً) رفیقانِ خوبی هستند رفیقان موقع نیاز یک نفر نمیآیند به او سربزنند؟الآن یک رفیقی کربلا میرود رفقایش میآیند یک رفیقی حج میرود رفقایش میآیند سر میزنند یک رفیقی عروسی دارد رفقا میروند در جشنش شرکت میکنند رفیقی مراسم مصیبت دارد مشکلی دارد همه میروند سرمیزنند اصلا رفاقت یعنی همین.@ این بسته به این است که تو چقدر واقعا با اینها صمیمی هستی و رفاقت برقرار میکنی یک موقع هست زورت میکنند در محیطی قرار میگیری که مجبوری به این روابط تن بدهی این دلدادگی نیست.@ یک موقع هست نه اصلا تو در هر شرایطی این دلدادگی را داری اینها را دلت میخواهد اصلا کاری نداری دیگران هم نخواهند نخواهند، کسان دیگر حتی سایر اعضای خانوادهات هم با تو راه نیایند اینکاره نباشند این محبت در آنها نباشد در تو هست دیگر عشق ما به یک نفر ربطی به سایر انسانها که ندارد ما دوستش داریم پیامبر را دوست داریم اهل بیت را دوست داریم خودمان رفت و آمد میکنیم خودمان صمیمی هستیم.@ ما الآن خانوادههایی داریم که مرد به شدت شیفته اهل بیت هست زن خانه اصلا رغبتی ندارد زن خانه به شدت شیفته اهل بیت هست مرد اصلا رغبتی ندارد پدر و مادر اینطور هستند بچهها رغبتی ندارند بعضی از خانوادهها بچهها درست تربیت شدهاند در محیطهای اجتماعی تحت نفوذ مربیان خوب، پدر و مادر اصلا اینکاره نیستند اصلا آن صمیمیت را ندارند این دلدادگی ما به کس دیگر ربطی هم ندارد.@ پس عزیزم به دلت مراجعه کن به باطن خودت ببین این عقربه دل تو کجاها میپَرد؟ به چه چیزهایی علاقه دارد؟ به چه چیزهایی شیفتگی پیدا میکند؟ به چه آدمهایی تمایل پیدا میکند؟ به چه شخصیتهایی گرایش پیدا میکنی؟ چه کسانی الگوهای زندگیت هستند؟ چه کسانی را دوست داری؟ برای چه کسانی دلت تنگ میشود؟ چه کسانی را میخواهی ببینی؟ به چه کسانی میخواهی سربزنی؟@ از نظر شخصیتی قیمتت هم همانهاست یادتان باشد قیمت آدم شخصیتهایی هست که در زندگی انتخابشان میکند دوستشان دارد و از آنها تقلید و تبعیت میکند روش و منش آنها را دوست دارد و موقع مُردن هم با همین شخصیتها محشور میشود حالا معشوقت هر کس هست قیمتت هم همان است با همینها هم محشور میشوی.@ در روایت داریم چون گفتیم اولین چیزی که در شیرینی و آسانی وفات تأثیر دارد انس با حقتعالی است بعد هم انس با پیامبر و آلش. من فقط یک روایت برای شما بخوانم که تأثیر این انس را ببینید.@ در روایتی است که میفرماید عزرائیل(ع) وقتی برای گرفتن جان مومن میآید مومن یک مقدار احساس عدم آمادگی ممکن است برایش دست بدهد یا یک مقدار حالت غافلگیری برایش داشته باشد نه اینکه بدش بیاید همان تعبیر حالت غافلگیری بهتر است بکار ببریم یک ذره تأنی تأمل معطلی احساس سنگینی دارد خداوند تبارک و تعالی چگونه این را میبَرد؟@ به عزرائیل(ع) میفرماید کف دستت بنویس(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) نشانش بده میگوید این مومن تا این کلمه(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) را میبیند، خوش به حال کسانی که با(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) محشور هستند انس دارند.@ یکی از ذکرهای مهمی که اولیای خدا، بزرگان و عرفا به شاگردانشان توصیه میکنند ذکر(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) هست. بخصوص صبحها بعد از نماز که 19 بار مستحب است انسان این ذکر را بگوید که خودش یک دوره آموزشی خاص دارد که انسان با(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) در دنیا محشور و مأنوس باشد.@ نه اینکه(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) را فقط موقع کارها بگوید هر چند این هم خیلی ارزش دارد که انسان هر کاری میخواهد بکند مادی یا معنوی با(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) شروع کند این خیلی ارزش دارد.@ اما نه خود(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) یک مقام است یک مقام سلوکی است که انسان باید طی بکند تا به این حقیقت(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) نائل شود با(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) محشور شود.@ من یادم است یکی از اساتید ما سالها این را درس میداد تا شاگردان به حقیقت(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) نائل شوند هر کس به اندازه سعه وجودی خودش. حالا نگاه کنید آنهایی که از(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) لذت میبَرند چه مژده خوبی برای اینهاست.@ اینطور نیست که یک نفر در دنیا هیچ انسی با(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) یا اذکار طیبه یا پنج تن آل عبا نداشته باشد موقع مُردن دیدن اینها برایش اشتیاق بیاورد، نه، یا اسم اینها برایش اشتیاق بیاورد اصلا حالش خراب میشود اگر انس نداشته باشد. کسی که با(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) انس نداشته باشد شما قرآن برایش بگذارید آنقدر حالش بد میشود که حد ندارد.@ دیشب یک آقایی تعریف میکرد میگفت یکی از اقوام ما اصلا با مقدسات راه خوبی نداشت بدش هم میآمد از مقدسات و این موقع مُردن هر چه به او تلقین میکردند اسم هر کدام از ائمه را میآوردند یک نعره میکشید اصلا برایش بد بود آرامش نداشت.@ اینها اگر که با این چهارده نور مقدس انس ندارند یا با خود خدا انس ندارند یا با نشانههای خدا انس ندارند شما موقع مُردن هر چه میخواهی آن را نزدیک او بیاوری او حالش بدتر میشود.@ مثل همان داستانی است که در مثنوی شخصی از روستا آمده بود هیچ ارتباطی هم با شهر تا به حال نداشته در روستا فقط با گاو و گوسفند و پهن و این چیزها ارتباط داشته آمده بود شهر رفته بود در بازار عطارها بوی عطر به او خورده بود بیهوش شده بود.@ میخواستند به هوشش بیاورند گلاب سرش میریختند او بدتر میشد چون اصلا او با این بو تا حالا آشنا نشده بود میگفت یک نفر که حال او را میفهمید چه هست یک مقدار پهن جلوی بینیاش گرفت او به هوش آمد.@ خیلی از آدمها هستند موقع مُردن(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم)برایشان بگویی آیه برایشان بخوانی قرآن برایشان بخوانی اسم پنج تن را بیاوری حالشان خراب میشود نعره میکِشند فریاد میکِشند قرآن بالای سرش بخوانی حالا مرده بالای سرش قرآن بخوانی اصلا از این حرفها متنفر بوده هر چه شما قرآن بخوانی.@ بزرگانی که در کتابهایشان را آوردهاند مکاشفاتی که کردهاند یکی از آنها مرحوم حاج شیخ عباس قمی(ره) صاحب مفاتیح هست که میگفت در یک قبرستان من صدای نعره یک شتر میشنیدم وقتی رفتم فکر کردم یک شتر است میخواهند بکُشندش جیغ میزند داد میزند رفتم دیدم نه یک مُردهای است آوردهاند من صدای نعره را از او میشنوم هر چه این قرآن میخواند او بیشتر داد میزد.@ حالا این مقام چقدر مقام بالایی است چقدر این شخص محترم است چقدر این شخص مأنوس است چقدر باشرافت است که وقتی میخواهد بمیرد خداوند به عزرائیل(ع) میفرماید که(بِسمِ الله) را کف دستت بنویس به او نشان بده.@ میفرماید او تا(بِسمِ الله) را میبیند یک دفعه متوجه میشود که در بهشت است یعنی اصلا مسیر را متوجه نشده تا در بهشت آمده انتقال را نفهمیده همین(بِسمِ الله) را دیده با(بِسمِ الله) آمده بیرون یعنی این روح با(بِسمِ الله) آمده بدن را رها کرده یک لحظه تا چشمش به(بِسمِ الله) میخورد میبیند در بهشت است.@ حالا افرادی را دیدید چگونه هستند؟ در خانه مثلا خانم خانهداری کار میکند تلویزیون شبکه قرآن یا شبکههای دیگر مثلا اذان پخش میکنند قرآن پخش میکنند یک تواشیح زیبا پخش میکنند این خانم خانهدار اصلا از خود بیخود میشود مشغول ظرف شستن است مشغول جارو کردن اصلا اشک از چشمانش میآید. این خیلی مقام خوبی است.@ یک آقایی در اتومبیلش مثلا نوع نوارهایی که میگذارد نشان میدهد که او با چه محشور است شخصی نوع موسیقیهایی که گوش میکند نوع نواهایی را که گوش میکند انسان با شخصیتش این کار را میکند به قیمت خودش این کار را میکند.@ کسی را میبینید تا قرآن میشنود اصلا روحش انبساط پیدا میکند با قرآن با اسم خدا با صلوات با(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) با ادعیه چشمش به مسجد میخورد چشمش به حسینیه میخورد چشمش به گنبد حرم میخورد اشک از چشمانش میآید در حرم میرود میبینی انگار اصلا در بهشت است.@ میگوید در روایت مومن داریم(المُومِنُ فِی المَسجِد کَاسَّمَکِ فِی الماء) مومن در مسجد مثل ماهی در آب میماند یعنی وقتی وارد مسجد میشود انقدر احساس نشاط و آرامش به او دست میدهد که حد ندارد. این است که موقع مُردن اگر یکی از نواها و یکی از علائم و نشانههای حقتعالی را ببیند با دیدن آن بدون اینکه اصلا انتقال را متوجه شود یک لحظه میبیند در بهشت است.@ چقدر خوب است انسان با حقیقت خودش، اینها همه حقائق خودمان است(لا إله إلّا الله) حقیقت خود ماست این اذکار طیبه، خمسه طیبه(ع)، چهارده معصوم(ع)، نشانه-های مقدس، شعائر الهی همه آن چیزهایی هست که یک فطرت پاک با آن سنخیت دارد اصلا بر اساس آنها خلق شده خلقت یک انسان بر اساس همین مقدسات است.@ با این انوار طیبه انسان خلق شده است چقدر خوب است انسان در دنیا واقعا با اینها انس بگیرد رفاقت برقرار بکند با اینها زندگی بکند انگیزهها آرمانها دغدغههایش اینها باشند. ببینید الآن به یک نفر بگویند 20 تا از آرزوها و دغدغههایت را بنویس به ما یک کاغذی بدهند بگویند 20 تا از آنها را بنویسد بزرگترین آرزوهای شما در این دنیا چیست؟ آدمها از نوع آن آرزوهایی که مینویسند قیمتهایشان درمیآید.@ شما در زیارت عاشورا وقتی میروید در محضر سید الشهداء آرزوهایت را که بیان میکنی میبینی آرزوهایت اصلا زمینی نیست(اَسئَلُ الله) به امام حسین میگوید، روبهروی امام حسین هستی چشم تو چشم سید الشهدا زیارت و ملاقات است.@ او واقعا حقیقتا همان لحظه پیش ما هست ما را میبیند ما فقط یک مقدار مشکل آلودگی داریم این دیدار را احساس نمیکنیم سختمان است. (اَسئَلُ الله أَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِک) دغدغه را نگاه کنید انس چقدر است محبت چقدر است میگوید ای امام حسین من از خدا میخواهم که نصیبم کند انتقام تو را بگیرم.@ وقتی آرزوها را بیان میکند(اَسئَلُ الله أَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخِرَۀ) ببینید آدمها از نوع دغدغهها و اهداف زندگیشان بزرگی روحشان شخصیتشان قیمتشان شناخته میشود از نوع دغدغهها و آرمانهای زندگیشان معلوم است که این شخص روز قیامت با چه کسی محشور میشود؟ موقع مُردن با چه کسی محشور میشود؟ در قبرش چه وضعیتی دارد؟ اینها همه روشن میشود.@ آرزوها و دغدغهها را شما نگاه کنید چقدر قشنگ است شما الآن در زندگیات چه آرزویی داری؟ چه دغدغهای داری؟ معشوقهایت چه چیزهایی هستند؟ آن چیزهایی که اگر داشته باشی خوشبختی و اگر نداشته باشی احساس خوشبختی نمیکنی چه چیزهایی است؟ قیمت تو با همینها معلوم میشود.@ این شخصیت خیلی بزرگ است خیلی آدم باشرافتی هست به تعبیر پیغمبر، که دیدن یک(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) او را کاملا از دنیا غافل میکند یک دفعه دنیا را ول میکند جانش را رها میکند طبیعت را رها میکند راحت میآید میرود در بهشت پس این باید در دنیا اینطور باشد.@ و إلّا عزرائیل(ع) اینطور نیست که بالای سر هر کسی بیاید کف دستش(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) بنویسد نشانش بدهد شاید اگر بخواهد عذابش بکند اینطور بکند آنهایی که سنخیت نداشته باشند اینها را بشنوند خیلی عذاب میکشند. کما اینکه آنهایی که سنخیت ندارند موقع مُردن اینها هم پنج تن را میبینند اما دیدن پنج تن برای اینها عذابآور است.@ پس این در مورد نحوه جان دادن مومن هست یک مومن خوب یک مومن پاک یک مومن عاشق حالا بحثم را خاتمه میدهم به یک نکته اینکه بعضی از مومنین موقع مُردن راحت جان نمیدهند آدم خوبی هم بوده در زندگیش هم خیلی آدم خوبی بوده اعمال صالح داشته اهل ارتباط بوده این موقع مُردن راحت جان نمیدهد این برای چیست؟@ آنهایی که اینطور با(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم) و با آن تشریفاتی که خدمتتان عرض کردم عزرائیل(ع) را میبیند با تشریفات سراغش میآید پنج تن را میبیند اینها آدمهایی هستند که پاک پاک زندگی کردهاند.@ بعضی از مومنین هستند که یک مقدار گناه دارند و خداوند تبارک و تعالی میگوید این حیف است که در قبر برود گرفتار قبر و گرفتاریهای قبر و عالم برزخ بشود میگوید این را همینجا با سکرات موت پاکش میکنیم خداوند تبارک و تعالی از روی لطف و محبت با سختیِ جان کندن او را پاک میکند.@ لذا در روایت از نبی اکرم(ص) داریم میفرماید که(المَوتُ کَفّارَۀٌ لِذُنُوبِ المُومِنین) موت کفاره است برای گناهان مومنین، یعنی مومنینی هستند که یک مقداری گناه دارند تصفیه نکردند پاک نشدند توبه نکردند در گردنشان مانده به هر حال یک مقدار گناههایی هست که با فشار مُردن با سکرات و غمرات موت پاکِ پاک میشوند.@ این سختی باعث میشود اینها وقتی که آن طرف میروند دیگر پاک شوند. روایتی از امام کاظم(ع) برایتان بخوانم و یک حدیث قدسی هم بخوانم بحثمان را تمام کنیم. امام کاظم(ع) میفرماید که(المُوتُ هُوَ المُصَفّا) موت تصفیهکننده است یعنی سکرات موت تصفیه کننده است.@ لذا اگر یک موقع میبینید یک نفر در اعضای خانواده فامیل سخت جان میدهد اینطور نباشد خدای ناکرده ما فکر کنیم آدم بدی بوده نه آدم محبوبی بوده خدا هم دوستش داشته یک مقدار تصفیهاش کرده، همون لحظه در دستگاه تصفیه موت گذاشته که او میخواهد آنطرف راحت باشد.@ (المُوتُ هُوَ المُصَفّا تُصَفِّی المُومِنینَ مِن ذُنُوبِهِم) مومنین را از گناهانشان پاک میکند این فشار مرگ پاک میکند. (فَیَکُونُ آخِرُ أَلَمٍ یُصیبُهُم) آخرین دردی که به مومن میرسد که بعد از آن دیگر مومن هیچ وقت درد احساس نمیکند چیست؟ (کَفّارَۀُ آخِرِ وِزرٍ بَقِیَ عَلَیهِم) کفاره آخرین گناهی است که به آنها باقی مانده.@ خدا میگوید چند گناه مانده این هم از تصفیه موت رد میشود دیگر پاکِ پاک میرود که حالا در بحث قبر میگوییم بعضیها این بد جان دادن برایشان کافی نیست یعنی حجم گناهانشان طوری است که بد جان دادن هم کافی نیست اینها بعدا میروند در فشار قبر که عوامل فشار قبر را إن شاء الله جلسه بعد میشماریم که بعضیها باید در دوران قبر و برزخ هم یک گرفتاریهایی داشته باشند تا پاک شوند.@ خدا نکند انسان برای آنجا بگذارد مثلا آدمهای بداخلاق آدمهای غرغرو اینها آدمهایی هستند که خیلی وقتها فشار مُردن برایشان کافی نیست که حالا بعدا توضیح میدهم اینها در قبر میروند آنجا یک مقدار گرفتاری دارند تا تصفیه بشوند که حالا این مقدارش و چقدر و چگونه است را بعدا عرض میکنیم.@ اما حدیث قدسی را هم از امام صادق(ع) بخوانم از فرمایشات حقتعالی است از زبان خداوند میفرماید که(ما مِن عَبدٍ أُریدُ أَن اُدخِلَهُ الجَنَّۀ) هیچ بندهای نیست مگر اینکه من بخواهم او بهشتی شود.@ خواستن خدا چگونه است؟ ابتدا به ساکن است؟ یعنی خداوند عشق میکِشدبعضیها را بِبَرد بهشت بعضیها را بِبَرَد جهنم؟ نه بلکه این بنده است که اینطور انتخاب میکند یعنی نوعی از رفتار را در پیش میگیرد که لایق بهشت یا جهنم میشود.@ لذا خداوند میفرماید اگر بنده یک کاری بکند که من بخواهم او را به بهشت ببرم به این صورت است: (ِإلّا اِبتَلَیتُهُ فی جَسَدِه) مریضش میکنم مریضی یکی از دستگاههای تصفیه بسیار خوب در زندگی است لذا یک نفری که همیشه مریضی دارد سختی دارد گرفتاری دارد درد دارد این را بد نداند بشرطی که در معالجه خودش کوتاهی نکرده باشد.@ کسی که مسواک نمیزند دندانهایش کرم میزند دنداندرد میگیرد این خودش خودش را به درد انداخته مسواک میزد. ولی نه بهداشت را رعایت بکند ولی با این حال جبهه بوده مجروح شده تصادف بوده دست خودش نبوده کسی به او زده است تصادف کرده.@ بهرحال حوادثی که در خانه اتفاق میافتد جاهایی که ناخودآگاه اتفاق میافتد در اثر غفلت سهلانگاری بیاحتیاطی سهوی بوده سرطانی دچار شده خودش مسئول این کار نبوده بالأخره برایش شده است.@ این بیماری برای مومن بد نیست میفرماید که(اِبتَلَیتُهُ فی جَسَدِه) در بدنش بالاخره یک مریضی به او میدهند این مریضی مبارک است چرا؟ چون دائما آن را تصفیه میکند(اِبتَلَیتُهُ فی جَسَدِه فَإِن کانَ ذلِکَ کَفّارَۀٌ لِذُنُوبِه) خدا میگوید اگر این کفاره گناهانش شد که شد.@ ولی بعضیها حجم گناهکاری و غفلتشان طوری هست که اینها با مریضیهم آدم نمیشوند، با مریضی هم درست نمیشوند مریض هست گناهکار حرفهای هم هست معصیت میکند دائما گرفتاریهای دیگر دارد.@ بخصوص گرفتاریهای اخلاقی مثل تکبر مثل تمسخر دیگران نیش زدن به دیگران مثل تحقیر دیگران مثل حسادت مثل انواع بداخلاقی گرفتاریهای دیگر بخصوص چیزهای اخلاقی غیبت چیزهایی که خیلی آزاردهنده است برای دیگران، از این گناهها، که باید به خداوند پناه ببریم.@ میگوید اگر این بیماری او کفاره گناهش شد که شد اما اگر نشد چه؟ (و إِلّا سَلَّطتُ عَلَیهِ سُلطانَه) من یک سلطانی را به او حاکم میکنم یک آدم بدی را، یک فرمانروای بدی را، یک حاکم بدی را، یک رئیس بدی را، یک مدیر بدی را، به او حاکم میکنم.@ انسان گرفتار ظلمه میشود گرفتار قلدرها میشود خیلی به او ظلم میشود زورگویی میشود میگوید گرفتار آدمهای بَدَت میکنم. بعضیها در زندگیشان سر راهشان کسانی قرار میگیرند که دائما در حق آنها ظلم میکنند اینها یا کفاره گناه است البته ممکن است مقام هم باشد کما اینکه بیماری هم همینطور است.@ بیماری گاهی وقتها کفاره گناه است گاهی وقتها کفاره مقام است کما اینکه در روایت هم داریم درجاتی در بهشت هست که انسان جز با بیماری به آنها نمیرسد اینطور نیست که اگر هر کس مریض شد پس معلوم است که حتما گناهکار است خیر ممکن است خداوند برایش درجات بالایی در نظر گرفته باشد باید حجمی از طبیعتش در فشار قرار بگیرد به درجات عالی میرسد.@ لذا انسان وقتی گرفتار آدمهای بد میشود یا خودش گناهکار است معصیت کرده یا اینکه نه به هر حال این هم یک درجهای هست برای آخرت او. (فَإِن کانَ ذلِکَ کَفّارَۀٌ لِذُنُوبِه) اگر این کفاره گناهانش شد که شد، اما اگر حجم گناهانش بیشتر از این بود چه؟@ (وَ إِلّا ضَیَّقتُ عَلیَهِ فی رِزقِه) روزیاش را کم میکنم مشکلات اقتصادی پیدا میکند روزیاش کم میشود هی تلاش میکند میبیند آنقدر که میدود گیرش نمیآید آسیبهای اقتصادی آسیبهای مالی میبیند که این کفاره گناهانش میشود، اگر نشد چه؟@ (فَإِن کانَ ذلِکَ کَفّارَۀٌ لِذُنُوبِه) اگر کفاره گناهانش شد که شد(وَ إِلّا شَدَّدتُ عَلَیهِ عِندَ المَوت) موقع مُردن به او سخت میگیرم در فشار قرار میگیرد(حَتّی یَأتِیَنی وَ لا ذَنبَ لَهُ ثُمَّ اُدخِلُهُ الجَنَّۀ) به او سخت میگیرم موقع مُردن تا اینکه تمام گناهانش آمرزیده شود پاک پاک شود بعد وقتی که موقع موت دچار شدت شد(ثُمَّ اُدخِلُهُ الجَنَّۀ) او را داخل بهشت میکنم.@ بنابراین نباید بدمان بیاید که یک موقعهایی گرفتاریهای اینچنینی آزمایشاتی سختیهایی بیماریهایی چیزهایی که با طبیعت ما سازگاری ندارند طبیعت ما حیوانیت ما را در فشار قرار میدهد برای ما لازم هست.@ خودمان هم این را میپسندیم اگر قرار باشد انسان بین عذاب قبر و این نوع مشکلات یکی را انتخاب کند دنیایی و آخرتی کدام را انتخاب میکند؟ دنیاییها را انتخاب میکند چون آن طرف خیلی سخت است بسیار سخت است. برای امشب کافی است إن شاء الله از جلسه بعد بحثمان را دراینباره ادامه خواهیم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمدٍ و آله الطاهرین.@
جلسه 006 - انسان در گستره منازل آخرت
متن کامل (خام) جلسه 006 - انسان در گستره منازل آخرت