جلسه 341 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
341
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
11
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 341 - خانواده آسمانی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان درباره آخرین فقرات فرمایش امام رضا(ع) بود دیدیم که حضرت بعد از اینکه از شیعیان و محبین و از بداخلاقیها و اذیت و آزاهای یکدیگر نهی کردند دو تهدید کردند یک تهدید این هست که هر کس که شیعیان و محبین را اذیت بکند بداخلاقی داشته باشد در ارتباطش با دیگران، بدجنسی داشته باشد در روابطش با دیگران.@ نیت سوء نسبت به کسی داشته باشد روح ایمان از او میرود اول فرمود که او را نفرین میکنم بعد فرمود اگر توبه کرد که هیچ، و اگر توبه نکرد روح ایمان از او میرود و بعد فرمودند که از ولایت ما اهل بیت هم خارج میشود که برای درک عظمت این کلام حضرت به مسأله ولایت تا حدودی پرداختیم.@ باید متوجه بود که چرا امام رضا(ع) اینقدر موضعگیری تندی نسبت به بدجنسیها و بداخلاقیهایی که ممکن است بین مسلمین و شیعیان نسبت به همدیگر باشند گرفتند یک واقعیت تلخی که در بین اهل محبت نسبت به اهل بیت(ع) وجود دارد.@ این هست که گاهی وقتها محبین این محبت و رابطه دوستی با اهل بیت را بهانهای قرار میدهند برای بعضی از بداخلاقیهای خودشان یا بدجنسیهای خودشان، به صرف اینکه حالا اهل خدمت به اهل بیت هستند مجالسی را در منازلشان، تکایا و حسینیهها و مساجد برقرار میکنند به زیارتها میروند زیارت قبور اهل بیت و اولیاء الهی میروند.@ یک مقدار این نوع خدمات و روابط آنها را لوس و جری میکند نسبت به اینکه بعضی از بداخلاقیها و بدجنسیها را اِعمال کنند و از این جهت هم ناراحت نمیشوند و فکر میکنند که مثلاً اگر یک رابطه خدماتی و محبتی خوب دارند دیگر حالا حتماً همه مسائل حل هست و اشکالی ندارد که این نوع بدجنسیها و بداخلاقیها یا بیمبالاتیها در آنها باشد.@ یک بیتقواییهایی هست که به سراغ آنها میاید بیتوجهی هست به بعضی از واجبات الهی، در واجبات سهلانگاری میکنند در پرهیز از محرمات سهلانگاری میکنند و به این عنوان که نباید سخت بگیریم اهل بیت و خدا کریم هستند و اینگونه توجیه میکنند.@ برای همین وجود مقدس امام رضا(ع) آن تعابیر تکاندهنده را میاورد که من نفرین میکنم یا از ولایت ما خارج میشود روح ایمان از او میرود تا شخص آن حالت بیخیالی و بیمبالاتی از روحیهاش بیرون برود یعنی فکر نکند که حالا اگر با اهل بیت یک رابطه خوب دارد خودش را لوس بکند و جسارت و بیادبی کند.@ در روایت ما داریم پدر و مادری که به بچههایشان آنقدر محبت میکنند که بچهها به آنها بیادبی میکنند و لوس میشوند یا اجازه میدهند که بچههایشان به آنها بیادبی کنند مورد لعنت خدا قرار میگیرند فرمود خدا لعنت کند پدر و مادری را که اجازه بیادبی به بچههایشان میدهند ما باید دقت کنیم که جایگاه معصومین جایگاه عالین هست.@ جایگاهی هست که بعد از خداوند اولین و عظیمترین مخلوقات حق تعالی هستند نزدیکترین موجودات و شبیهترین موجودات به حق تعالی هستند و علی(ع) فرمود درباره ما خدا نگویید ولی هر چه که بگویید اشکالی ندارد یعنی هر چقدر بگویید به اوج ما نمیرسید.@ در زیارت هم میگوییم که من هرگز نمیتوانم به غایت مدح شما برسم فقط خدا نگویید که ما هستیم چون ما بندگان خداییم ولی غیر از آن هر چه که بگویید(وَ قُولُوا فینا ما شِئتُم) و فرمود(لا یُقاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ أحَدٌ) هیچ کس قابل مقایسه نیست از نظر علو مقام و درجات با آل پیامبر.@ بنابراین یک موقعی باید دقت بکنیم که بیادبی و جسارت به خاطر روابط صمیمانهای که ممکن است با آنها داشته باشیم یا خدماتی که نسبت به آنها انجام دادیم که آن هم لطفی هست از ناحیه آنها به ما، ما طلبی به واسطه خدماتی که انجام میدهیم نداریم.@ آنها هستند که منتی به گردن ما میگذارند و به ما این توفیق را میدهند که بتوانیم خدمتی به دین و آنها بکنیم بهانهای به دست ما میدهند که ما به وسیله آن بهانهها به آنها نزدیک بشویم خودشان این توفیق را میدهند و الا ما حقی به گردن آنها پیدا نمیکنیم ما چیزی از خودمان نداریم که بخواهیم حقی پیدا کنیم.@ لذا باید خیلی مراقب باشیم که به سمت بیادبی و جسارت نرویم در قرآن میفرماید وقتی میخواهید با پیامبر سخن بگویید صدایتان را بلند نکنید کسانی که صدایشان را بلند میکنند هنگامی که دارند با پیامبر صحبت میکنند شعور ندارند(لا تَشْعُرُونَ).@ خیلی مهم است بیادبی، حرف زدن با پیامبر و اهل بیت، یک موقع نشود ما ولایت اهل بیت و دوستی با اهل بیت را بهانهای قرار بدهیم برای معصیتهایمان این خطرناک است حالا خود اهل بیت(ع) هم بارها با همین چیزهایی که عرض کردم به ما این هشدار را دادند.@ یک روایتی هست از امام باقر(ع)، باز این فرمایش امام باقر(ع) هم مثل فرمایش امام رضا پیغامی هست پیامی هست به جابر جعفی میگوید تو به شیعیان من سلام برسان همانطور که امام رضا اول همین فرمایش فرمودند که به شیعیان من سلام برسانید و از طرف من این را به آنها بگویید که آنها را آگاه کن.@ ببینید چقدر مسأله مهم بوده که حضرت به جابر میگوید به شیعیان سلام برسان و این مطلب مهم را به آنها بگو(أعلِمُهُم) اینها را آگاهشان کن(لا قَرابَۀَ بَینِنا وَ بَینَ الله عَزَّوَجَلّ) بین ما و خدا هیچ قرابتی وجود ندارد ما فامیل خدا نیستیم ما قرابتی و خویشی با خدا نداریم.@ (وَ لا یُتَقَرَبُّ إلَیهِ إلاّ بِالطاعَۀِ لَه) نمیشود به خدا نزدیک شد مگر با اطاعت از خدا، ما یک رابطه لوسبازی شخصی نعوذبالله حیوانی با کسی نداریم یعنی با الله یا با اهل بیت، یک موقع هست یک کسی میگوید این پدرم است میخواهم خودم را برای پدرم لوس کنم.@ قرب به اهل بیت یعنی سنخیت و شباهت نسبت به اهل بیت(ع)، مثل یک استاد میماند هیچ کس نمیتواند خودش را برای یک استاد لوس بکند بخواهد به استاد نزدیک بشود و یک رابطه شخصی و عاطفی با او برقرار کند بدون اینکه بخواهد به حرفهایش گوش بکند و نسبت به او اطاعت داشته باشد.@ این رابطه اینطوری هیچ کمکی به شاگرد نمیکند برای پیشرفتش، برای تربیتش، هدایتش، قدرتش هیچ کمکی به او نمیکند فرزندان یک عالم، یک پیغمبر یک امام هم نمیتوانند از این طریق به او نزدیک بشوند بچه یک امام بگوید پدر جان من تو را خیلی دوست دارم ولی دستورات شما را اجرا نمیکنم با برنامه شما نمیخواهم جلو بروم رشدی نمیکند.@ همسر یک پیغمبر بگوید ما در قرآن نمونههای کفر را همسران انبیاء داریم همسر یک پیغمبر بگوید این شوهر من است حالا پیغمبر است من هم با او نجات پیدا میکنم و به بهشت میروم، اصلاً همچین خبری نیست شوهرت است اگر اطاعتش میکنی و به دینش ایمان میاوری دستوراتش را اجرا میکنی به او نزدیک میشوی.@ ولی اگر قرار باشد به صرف اینکه بگویی این شوهر من است پس من روز قیامت به او نزدیک میشوم یا الان یک تقربی دارم، نه یک تقرب زناشویی است یعنی تقرب بدنی و جنسی و حیوانی، تقرب انسانی وجود ندارد.@ حالا ممکن است یک کسی با یک استاد قرابت شخصی هم داشته باشد فرزندش، همسرش، دوستش، فامیلش باشد مثلاً استاد خط و نقاشی و زبان و ورزش است حالا اگر این استاد یک رشته هنری هست زنش هم هنرمند میشود؟@ اگر بخواهد هنرمند بشود بگوید چون من زنش هستم پس هنرمند میشوم اینطوری میشود؟ چون من زنش یا شوهرش هستم من هم حتماً دانشمند میشوم؟ نه، این نوع روابط شخصی و نزدیکیها اساساً کاری برای انسان نمیکند اینکه اهل بیت این همه اصرار دارند که مشهد بیایید و ما را بغل کنید و ضریح را ببوسید.@ ولی اصلاً شباهتی به ما نداشته باشید و اساساً نخواهید دستورات ما را اجرا بکنید نخواهید شبیه ما بشوید تقربی حاصل نمیشود باید این توجه در ما بیاید تقرب به الله یعنی شباهت به الله، قرب است قرب یعنی نزدیکی.@ گفتیم همانطور که نسبت به استاد آن شاگردی نزدیکتر است که درسها را بیشتر گوش میکند و آن کمال استاد را دریافت میکند حالا هر رشتهای باشد فرق نمیکند شبیه به استاد میشود و خودش هم یک موقعی استاد میشود در مورد اهل بیت و حق تعالی هم اینطوری است.@ یعنی ما باید دقت کنیم که روابط عاطفی که داریم باید به ما کمک بکند به احترام به اهل بیت، اگر امام زمان پدر من هست پس بیشتر تأکید میشود که شما چون پدرت هست بیشتر باید به او شبیه بشوید حرمتش را باید بیشتر داشته باشید چون فرزندش هستید فاطمه زهرا مادر من هست.@ اما صرف یک رابطه عاطفی برقرار کردن با حضرت زهرا بدون اینکه من بخواهم مسیر حضرت زهرا را طی بکنم حضرت زهرا را الگوی خودم قرار بدهم در سبک زندگی من را نزدیک به حضرت زهرا نمیکند یا شبیه به حضرت زهرا نمیکند.@ لذا خود حضرت زهرا فرمود بعضی از شما در زندگیتان با ما آنقدر فاصله میگیرید، از نظر سبک زندگی عرض میکنم، که من قیامت وقتی میخواهم بیایم شما را نجات بدهم از جهنم و آتش یعنی گرفتار آتش که میشوید من وقتی میخواهم بیایم شما را نجات بدهم 300 هزار سال طول میکشد تا پیدایتان بکنم.@ این نشان میدهد که خیلیها در عین حالی که میگویند به اهل بیت علاقه داریم ولی مسیر اهل بیت را طی نمیکنند در قسمهایشان میگویند به فاطمه زهرا، به امام زمان، به خدا به قرآن، یعنی وقتی میگوید به فاطمه زهرا به حضرت عباس، به اباالفضل به امام زمان به خدا به قرآن یعنی اینها برای من مقدس هستند.@ اما در عمل نه، در شوهرداری، زنداری، حجاب، در روابط زن و مرد، حیا، در کار اقتصادی، اجتماعی، هنری، سیاسی الگوی من نیستند پس تقربی حاصل نمیشود صرفاً خودمان را بچسبانیم و لوس کنیم بدون اینکه بخواهیم مسیری را طی کنیم و به دستوراتشان عمل کنیم.@ مثل اینکه یک استادی الان میخواهد نمره بدهد بعد یک کسی نمرهاش صفر یا دو بشود بعد برود به استاد بگوید استاد ما مثلاً فامیل یا همسایه هستیم حالا فامیل یا همسایه باشی این نمره مهم است باید درس بخوانی حالا همسایه، فامیل، پسر، دخترم هستی باشه یک ملاحظه میکنم ولی بالأخره تو باید نمره قبولی بگیری یا نه.@ نمیشود فاصله زیاد باشد بعد بگویی چون فامیل و دوست هستیم یک کسی نه شوهرداری، زنداری، بچهداری، تربیت، حجاب، سبک زندگی، کار هنری، کار اقتصادی، کار بازرگانی، کار اجتماعی و سیاسیاش هیچی به پیغمبر و فاطمه زهرا نمیخورد بعد بگوید من بچه آنها هستم کمک میکنند.@ نه آنها میگویند ما پدران و مادران شما هستیم دوستتان داریم کمکتان هم میکنیم به شفاعتتان هم میاییم ولی بالأخره یک حداقلی را شما باید داشته باشید.@ من یادم هست یک موقعی دانشگاه تدریس داشتم مثلاً حدود 20 ـ 25 سال پیش برای خلبانها و اساتید زبان دورهای داشتیم یک خلبانی آمد به من گفت، من امتحان گرفته بودم و نمرهها رد کرده بودم ایشان آمد گفت استاد من درگیر ازدواج و نامزدی بودم درس را نخواندم شما یک ارفاقی به من بکنید که من از این مرحله رد شوم و درجهام را بگیرم.@ گفتم باشه کار خیر کردی رفتی ازدواج کردی ثواب داشته، باشه من فلان روز دفتر میایم ببینم چکار میکنم، آمدم دفتر به مسئول آموزش گفتم برگه این آقا را بیاورید نمره قبولی در خلبانی 12 بود بعد ورقه این آقا را دیدم 2 شده بعد گفتم یعنی چی.@ یعنی شما الان توقع داری من ده نمره به شما ارفاق کنم ده را میگرفتی من دو نمره را ارفاق میکردم یازده را میگرفتی یک نمره ارفاق میکردم تو 2 گرفتی الان به من میگویی من ده نمره به تو بدهم این ظلم به دیگران و هم ظلم به خودت است روی چه حسابی تو از من توقع داری که من به شما یک همچین نمرهای را بدهم نمیشود.@ شفاعت یعنی قرب میاید نزدیکی است وقتی میگویند اهل بیت شفاعت میکنند شفع است شفع یعنی جفت(وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ) یعنی تو باید از نظر شخصیتی نزدیک بشوی تا او بتواند دستت را بگیرد ولی وقتی تو با یک استاد، مربی، پیغمبر، امامزاده، الله فاصلهات زیاد است اصلاً تو نزدیکش نیستی که شفاعت بکند.@ برای همین حضرت میفرماید شما قیامت خودتان را به ما برسانید ما شفاعت میکنیم ولی اینکه یک کسی یک جایی افتاده خودش اصلاً سبک زندگیاش هیچی شبیه فاطمه زهرا و اهل بیت و انبیاء نیست فاصله دارد همه افکار و اندیشهها و ارتباطات و رفتارها، انتخابها، چینشهای فکریاش فاصله دارد.@ الگوها، علاقهها، کششهایش همه با اهل بیت فرق دارد آن چیزهایی که اهل بیت دوست دارند این خوشش نمیاید آن چیزهایی که اهل بیت بدشان میاید این دوست دارد بعد هم میگوید حالا شفاعت صورت بگیرد شفاعت ریاضی است مثل هر چیز دیگری که ریاضی است شفاعت یک کار گترهای و اضافی و خارج از قاعده نیست فرمول و قاعده دارد.@ باید شخص یک حداقلهایی را به دست بیاورد حالا یک گیرهایی دارد که آن گیرا را اهل بیت برطرف میکنند اما اینکه اندیشه، عقائد، افکار، مرام، ارتباطات، سبک زندگی این هیچ کدام قرابتی به اهل بیت ندارد.@ وقتی وارد زندگی این آقا یا خانم میشوید نه ازدواجش نه انتخاب همسرش نه شوهرداری، نه زنداری، نه بارداری، نه تربیت بچهاش نه بچهداریش نه دیدنیها و شنیدنیهای خانهاش، نه غذایی که میخورند از نظر معنوی، هیچ شباهتی به اهل بیت ندارد این چطوری میتواند نزدیک شود و چطوری میشود شفاعتش کرد.@ لذا حضرت میفرماید که به شیعیانی من بگو که میان ما و خدا هیچ قرابتی و خویشاوندی نیست و کسی مقرب درگاه خدا نشود جز با فرمانبرداری از او، نمیشود به خدا بگویی که من خمس و زکات و حجاب و نماز و شوهرداری و زنداری اسلامی را قبول ندارم تربیت بچه را قبول ندارم مسائل سیاسی اسلام را قبول ندارم.@ ولی خودمان را به خدا بچسبانیم، یا نه خدایا من نمازنش را قبول دارم روزهاش را قبول ندارم حجابش را قبول دارم خمسش را قبول ندارم نماز و روزه و حجش را قبول دارم زکاتش را قبول ندارم هیچ فرقی نمیکند.@ ما در اسلام(نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ) نداریم اینطور نیست که بگوییم بعضی از چیزها را قبول داریم بعضیها را قبول نداریم اگر یک چیزی را قبول نکنی خدا میگوید کافر هستی و همه به درد نمیخورد مثل یک کشتی هست که همه جایش سالم باشد و فقط یک سوراخ داشته باشد همان یک سوراخ باعث میشود که کشتی غرق شود فرقی نمیکند.@ لذا امام صادق(ع) فرمود اگر کسی روی یک گناه، اینکه یک کسی بنای گناه ندارد گناه بکند آمرزیده میشود توبه میکند و جبران میکند اما یک کسی که یک کاری را میداند معصیت است رویش اصرار بکند میداند این کار گناه و حرام است و اصرار دارد این کار را ادامه بدهد نمیخواهد توبه بکند نمیخواهد جبران بکند.@ نمیخواهد خودش را اصلاح بکند نمیخواهد روش و منشش را عوض بکند میخواهد به همین معصیت و همین گناه ادامه بدهد فرمود قسم به خدا هیچ یک از عبادات او با اصرار بر یک گناه پذیرفته نیست آدم نباید روی گناه اصرار بکند و نباید با خدا لجبازی بکند بله انسان پرهیز میکند.@ حالا یک موقع دچار فاحشه و ظلم به نفس و لغزشی پیدا میکند ولی یک کسی که جسور است در مقابل خدا میایستد و مقاومت میکند این ساقط میشود برای همین یک کسی که زنا بکند روز قیامت شفاعت میشود یکدفعه از دستش در رفته یکجا زنا کرده مشروب خورده یک فاحشه و ظلمی، آدم کشته حالا توبه کرده ممکن است این روز قیامت شفاعت بشود.@ ولی یک کسی که نمازش را سبک شمرده اصلاً شفاعت نمیشود این روز قیامت هم شفاعت نمیشود چون این بیادب است وقتی خدا صدایش میکند میگوید بیا نمازت را بخوان نمیرود، نه اینکه نماز نمیخواند نماز نخواند کفر است آن هیچی، (ما بَینَ الکُفرِ وَ الإیمان إلاّ تَرکَ الصَّلاۀ) بین کفر و ایمان فاصلهای جز ترک نماز نیست.@ نه نماز میخواند ولی وقتی اذان میگوید خدا صدایش میکند این گذاشته 4 بعدازظهر، حالا هر وقت وقت کردم میخوانم 11 شب وقت کردم میخوانم این خیلی خطرناک است لذا صاحبان گناهان کبیره ممکن است شفاعت بشوند ولی کسی که بیادب است نه.@ این کار حرام است میدانی این کار حرام است داری انجام میدهی، برایش مهم نیست موسیقی حرام است شما گوش میکنی این روش در زندگی غلط است این ماهواره را که به خانه آوردی نگاه کردن آن حرام است این برنامههایی که میشنوید حرام است، اصلاً انگار نه انگار، این لقمهای که میخوری حرام است این معامله اینطوری حرام است.@ بعد میبینی ادامه میدهد اصلاً انگار نه انگار، بعد هم از همان لقمه حرام میگوید حالا بگذار یک میلیارد در آوردیم دوزار از آن را برای حضرت عباس هزینه کنیم یک مکه، کربلا برویم یک مهمانی بدهیم یک زیارتی، روضهای خانهمان بیاندازیم هیچ فایدهای ندارد با این پولهای حرام.@ بعضیها دقیقاً مثل شیوه غلط مسیحیت هر کاری دلشان میخواهد میکنند سالی یکبار هم مشهد میروند میگویند برویم تسویهاش کنیم بیاییم مسیحیها هر کاری دلشان بخواهد میکنند حالا به کلیسا میروند به کشیش میگویند این دو دلار پنج دلار شما ما را ببخش او هم میگوید من بخشیدم یک پولی در صندوق بیانداز و برو آمرزیده شدی.@ از طرف چه کسی آمرزیده شدی؟ ای جابر هر کس خدا را فرمان برده و ما را دوست بدارد(مَن أطاعَ الله وَ أحَبَّنا فَهُوَ وَلِیُّنا) واقعاً دوست ما میشود ما هم دوستش داریم و هر کس خدا را نافرمانی کند محبت ما سودش نمیرساند.@ (وَ مَن عَصَی الله لَم یَنفَعهُ حُبُّنا) اگر که معصیت خدا بکند با دوستی ما نمیتواند خدا را دور بزند نمیشود پس یادمان نرود عمداً نرویم سمت یک کاری که میدانیم حرام است عمداً یک واجبی را ترک نکنیم و بگوییم که اهل بیت به دادمان میرسند.@ اهل بیت هرگز مهربانتر از خدا نیستند آنها اگر محبتی هم دارند اگر شفاعتی هم دارند خدا به آنها این محبت و شفاعت را داده پس خدا خودش مهربانتر است خدا خیلی مهربان است ولی باید به خدا نزدیک بشویم.@ نمیشود جلوی خدا بایستیم و با او مبارزه و جنگ کنیم دینش را مسخره کنیم آمدن پیامبران، میلیونها شهیدی که برای اسلام داده شده دهها هزار پیغمبری که کشته شدند قواعد و دینش و قواعد اسلام را مسخره کنیم انگار نه انگار، انگار یک همچین واجبی وجود ندارد یک همچین محرمی نیست اینطوری نمیشود.@ باز ایشان یک فرمایش دیگری از روی دلسوزی دارند چقدر اینها نسبت به ما دلسوز بودند که چقدر نسبت به ما دلشوره داشتند که مدام به ما هشدار دادند(یا مَعشَرَ الشّیعَۀ) ای گروه شیعیان.@ (وَ الله ما مَعَنا مِنَ اللهِ بَرائَۀٌ وَ لا بَینَنا وَ بَینَهُ قَرابَۀٌ وَ لا لَنا عَلَی اللهِ حُجَّۀ وَ لا نَتَقَرَبُ إلَی اللهِ إلاّ بِالطّاعَۀ فَمَن کانَ مِنکُم مُطیعً لله تَنفَعُهُ وِلایَتُنا وَ مَن کانَ مِنکُم عاصِیاً لله لَم تَنفَعهُ وِلایَتُنا وَیحَکُم لا تَخطَّرُوا) ای گروه شیعیان ای جماعت شیعه حواستان باشد به خدا قسم ما از طرف خدا برائتی از دوزخ نداریم.@ یعنی اگر کسی قرار است جهنمی باشد ما نمیتوانیم برویم نجاتش بدهیم و ما را با خدا خویشاوندی نیست و ما را بر خدا حجتی نیست که بگوییم خدایا ما داریم میگوییم، ما اهل بیت به خدا نزدیک نمیشویم جز با اطاعت او، هر کدام از شما که مطیع خدا باشد ولایت ما برای او سودمند خواهد بود اگر اطاعت بکند و هر کدام شما که گناهکار باشد ولایت ما به او نفعی نخواهد بخشید.@ وای بر شما فریب مخورید گول نخورید یک موقعی لوس بشوید کسی نیاید به خاطر ولایت ما شما را گول بزند بگوید هر گناهی کردید کردید اگر یک قطره اشک برای امام حسین بریزید دریا دریا آتش باشد گناه کرده باشد همه بخشیده میشود، نه.@ در کتاب عزادار حقیقی توضیح دادیم که گریه بر امام حسین چگونه روح انسان را پاک میکند منظور از اینکه پاک میکند و ما را از جهنم نجات میدهد یعنی چی، ولی یک کسی اصرار بر گناه دارد بعد هم یک مجلسی برود چهار قطره اشک هم بریزد بعد دوباره برود همان گناه و معصیت را انجام بدهد توهین کند به آن چیزی که امام حسین بخاطرش شهید شد.@ امام حسین شهید داد که نماز اول وقت به جماعت فوت نشود تو نه نماز جماعت میروی و نه نماز اول وقت میخوانی پس چه قرابتی با امام حسین داری این گریهاش چیست امام حسین میگوید من جهاد کردم برای امر به معروف و نهی از منکر.@ تو یک آدمی هستی که نه امر به معروف میکنی و نه نهی از منکر، اگر هم یک کسی به تو امر به معروف و نهی از منکر بکند ناراحت میشوی و به تو برمیخورد به جای تشکر، آنقدر غرور داری اگر همسرت یک چیزی بگوید این روشت غلط است.@ از دست همسرت ناراحت میشوی فرزندت، پدر و مادرت، معلمت، خواهر و برادرت بگویند ناراحت میشوی یک امام حسین با آن همه جماعت از اشراف عشاق خدا همه کشته شدند خاندان حضرت به اسارت رفتند با آن همه سختی برای امر به معروف و نهی از منکر، برای این فریضه، ولی هیچی از ما شبیه به آنها نیست بعد برای امام حسین گریه کن.@ اگر هم کسی گفت حالا این کار غلط است روشت را اصلاح کن به او برمیخورد طرف گردنبند طلا گردنش انداخته انگشتر طلا دستش کرده برای مرد حرام است یقهاش را هم تا نافش باز کرده دارد سینه و زنجیر میزند یا همان انگشتر و گردنبند طلا که برایش حرام است رفته حرم زیارت، ضریح را بغل میکند و میبوسد.@ محرم که میشود نماز میخواند وقتی تمام شد نماز را کنار میگذارد ماه رمضان میشود میگوید شوهرم، پسرم ماه رمضان روزه میگیرند ولی نماز نمیخواند یا نماز میخواند ولی روزه نمیگیرد یا نماز میخواند روزه هم میگیرد واجب الحج است حج نمیرود.@ اینقدر دارد که راحت حج برود آزاد راحت میتواند برود دولتی هم میتواند برود میگوید دولتی ثبتنام نمیکنم آزاد که تو وضع مالیات خوب است خانم الان نیم کیلو طلا به تو آویزان است راحت میتوانی بروی یک فیش بخری آزاد مکه بروی و حج را انجام بدهی.@ نه من این طلاها را گذاشتم برای بعداً ممکن است نیاز بشود برای بچهام، ارث به او رسیده حج نرفته از پدر و مادرش ارث رسیده واجب الحج هستی، نه آخه مبل، خانهمان را عوض کنیم نقاشی کنم، مرد داری میرود عوض میکند هوسهایت را کم کن رقابتهایت را کم کن توقعاتت را از زندگی پایین بیاور قناعت کن برو واجب الهی را انجام بده.@ ما چقدر آدمهای واجب الحج داریم که حج نمیروند و حضرت فرمود کسی که عمداً حج نرود دیگر فرقی نمیکند که چطوری بمیرد مسیحی یا یهودی میمیرد میتوانسته حج برود و نرفته سهلانگاری در واجبات الهی، یا جهاد، جبههای، جنگی پیش میاید میگوید ما نماز و روزه را قبول داریم ولی جنگ، جبهه اصلاً برای ما واجب نیست.@ آنوقت شما نگاه کنید که آدم چقدر خودشیفته است پسر همسایه رفت پیرزن یک پسر داشت تنها مونسش رفت کشته شد این آقا یک پسر داشت فرستاد رفت این خانم شوهرش رفت شهید شد این بچه پدرش رفت شهید شد.@ بعد ما همینطوری راست راست در خیابان راه برویم و اینها را ببینیم که دارند میروند کشته میشوند یعنی من از اینها مهمتر هستم خون من از اینها رنگینتر است به شوهرش، بچهاش، پسرش میگوید نرو به بقیه هم میگوید نروید.@ این چطوری به خداوند نزدیک میشود همه آنها به خاطر این هست که ما واقعاً خودمان را نمیشناسیم و چسبیدیم به این دنیا و فکر میکنیم که این دنیا برای ما میماند خانواده، شوهر و فرزند و همسر و پدر و مادر میمانند، جالب است میبینیم از بقیه گرفته شد الان یک میلیون زن الان شوهر ندارند آنهایی که داشتند مُرد بچهها یتیم شدند.@ پدر و مادرها بدون فرزند شدند جلوی چشم خودمان میبینیم ولی میگوییم نه اینها مال ما نیست ما که نباید اینطوری بشویم اگر مرگومیری هست سرطانی هست هر چه هست مال بقیه است، نه.@ همین عزیزمان جناب آقای صلاحی که پنجشنبهها هر هفته شما میدیدید اینجا فیلمبرداری میکند هفته گذشته زنگ زد گفت نمیتوانم بیایم خواهرزادهام یک پسر است 19 سالش بود دانشجو بود با موتور با دوستش با یک آقای دیگری که آن هم آدم مسنی بودند سوار دوتا موتور به همدیگر میخورند هر سه تا به رحمت خدا میروند به همین راحتی.@ یک پدر و مادری 19 سال بچهای را بزرگ کرده دانشگاه فرستاده حالا به او امیدی دارد برزخ رفت اینها مال بقیه است مال ما نیست، بله مال ماست ما هم میرویم این اتفاق میافتد نوبت ما هم میشود هیچ قولی هم به ما ندادند ما هم به برزخ میرویم ما باور نکردیم جدی نیستیم.@ غفلت و مستی ما را دور کرده از جدی زندگی کردن درست زندگی کردن درست تصمیم گرفتن قاطع تصمیم گرفتن توبه کردن آشتی کردن، فکر میکنیم حالا حالاها هستیم حالا حالاها هم جوان هستیم و میمانیم.@ ما به خدا نزدیک نمیشویم جز با طاعت او هر کدام از شما که مطیع خدا باشد ولایت ما برای او سودمند خواهد بود و هر کدام شما که گنهکار باشید ولایت ما روی او نفعی نخواهد بخشید وای بر شما فریب نخورید وای بر شما فریب نخورید.@ پس ببینید اهل بیت(ع) چقدر نسبت به ما مهربان هستند و به ما هشدار میدهند که ما سبک زندگیمان را دقیق و درست کنیم آخرت اصلاً شوخی نیست شب اول قبر شوخی نیست سؤالات شوخی نیست نکیر و منکر شوخی نیست در زیارت آل یس میخوانیم(ناکر و نکیر حق و الصراط حق) قبر حق است.@ ما زمانی تنها میشویم کسی با ما نیست خودت تنهای تنها باید جواب بدهی فرمود وقتی که میخواهد بمیرد سه چیز برایش تمثل پیدا میکند مال، خانواده و عملش، به مالش میگوید من خیلی به خاطر تو خیلی کارها کردم که تو را به دست بیاورم تو به من چه میدهی؟@ میگوید کفن، من فقط یک کفن میتوانم به تو بدهم بقیهاش را وراث میخورند، شعر بسیار حکیمانه و زیبایش را هم که هفته گذشته جناب استاد نیکنام برایتان خواندند من چقدر به بعضی از آقایان و خانمهایی که پولدار بودند به آنها گفتم قبل از اینکه از دنیا بروید خودتان برای آخرت خودتان یک فکری بکنید.@ بفرست برای خودت میخواهی بهرهمند بشوی اصلاً دلشان نیامد از مالشان بگذرند، میخواستند وصیت هم بنویسند به آنها میگفتیم حالا که داری وصیت مینویسی رد مظالم بنویس برای آمرزش گناهان خودت است.@ میترسد بنویسد پسری که خانه دارد دختری که خانه دارد دختر و پسری که ازدواج کرده سر خانه و زندگیاش است اینها را برای چه کسی میگذاری ساختمان و خانه و زمین و طلا و اتومبیل و ویلای اضافه، برای چه کسی؟@ دهها بار دیدم نوشتند فلانی، دخترم، پسرم، دامادم وصی من، با این چشم خودم دیدم خوردند و اصلاً هم یک ریالش را برای او مصرف نکردند حالا اصلاً به آنها هم برسد به آنها برسد بهتر است یا خودت شب اول قبر نیازت بشود ما تا قیامت نیاز به توشه داریم برای چه میگذاری بقیه بخورند مگر تو خودت چطوری زندگی کردی.@ خودت با سختی زندگی کردی این ثروت را به دست آوردی حالا برای چه بقیه بخورند به سهم یک سوم را لااقل وصیت کن یا زودتر اموال خودت را آنطرف بفرست خودت بیشتر به آن نیاز پیدا میکنی.@ از شب اول قبر آدم آن چیزی که بیشتر از هر چیزی انسان را اذیت میکند اینکه تازه میفهمد دستش خالی است آنهایی که میترسند انفاق کنند و وصیت بنویسند و اموالشان را بدهند یک دقیقه بروید در قبرها بخوابید بعد ببینید که چطوری باید زندگی کرد چند دقیقه آدم را نمیکُشد.@ چقدر با آنها فاصله داریم خیلی زور دارد آدم جان بکَند مال را به دست بیاورد یک کس دیگر بخورد و لذت را کس دیگر ببرد بعد جهنمش را ما برویم و گرفتاریاش را ما داشته باشیم به یک ریالش نیاز داشته باشیم خانواده دریغ میکنند.@ یک بنده خدایی بود خیلی وضعش هم خوب بود من خیلی به او اصرار کردم که به فکر خودت باش بفرست برای آخرت خودت برود حداقل یک وصیت خوب برای خودت بنویس، مُرد.@ حالا باور کن الان ایشان شاید 20 سال است که فوت شده سالی چند بار به خواب من یا خواب دوستان میاید که من گرسنهام است برای من یک غذا بدهید من نیاز دارم اینجا من زخمی هستم به من برسید چرا به من غذا نمیدهید تو الان باید آنجا بهشت درست کنی.@ اکثر مردم در قضیه مال دچار غرور و اشتباه میشوند تازه تو اگر مالت را به آخرت بفرستی مگر خدا تضمین نکرده که من در همین دنیا یک تا هفتصد برابر میدهم پس دیگر چه تردیدی داری که اینقدر میترسی مالت را آخرت بفرستی علت ترس این هست که ما باور نکردیم که آخرتی هست در این قضیه جدی نیستیم به حرفهای خدا اعتماد نداریم.@ بعد خانواده میایند به خانواده میگوید که من برای شما خیلی زحمت کشیدم شما برای من چکار میکنید؟ آنها هم میگویند ما فقط تا دَم قبر میتوانیم تو را ببریم که آن را هم خیلیها تا دم قبر نمیبرند زنگ میزنند میگویند از بهشت زهرا بیایید بردارید ببرید.@ اینقدر من دیدم یک کسی موقع دفن دو نفر پنج نفر آمدند آن هم دوستان و فامیلهای دور، بچهها کسی کاری ندارد این هم خانواده که تو خودت را برای آنها کُشتی به خاطر اینها جلوی خدا ایستادی به خاطر اینها معصیت کردی به خاطر اینها برای خودت جهنم درست کردی.@ این برادرم است امشب عروسیاش عیب ندارد اگر ما معصیت کردیم به خاطر همین برادر من معصیت کردم به خاطر جشن تولد بچهام به خاطر عروسی خودم، معصیت کردیم، اینها میایند به داد ما برسند؟ اینها خودشان گرفتار هستند هیچ کس هم به کار ما کاری ندارد.@ شما بروید یک سر به این قبرستانها بزنید ببینید شبهای جمعه بیشتر قبرها کسی نمیاید به آنها سر بزند یادم رفته پدرم و برادرم شاید شب جمعه یادم بیاید یک صلواتی برایشان بفرستم نوبت به عمل میرسد به عمل میگوید من در مورد تو خیلی بیمیل بودم و همیشه از تو فرار میکردم نسبت به تو خیلی بیرغبت بودم تو چکار میکنی؟@ عمل میگوید من با تو هستم تا قیامت با تو هستم خوب یا بد ترکت نمیکنم رفیق ما اینها هستند عمل، پس ما به سراغ عمل برویم به سراغ آخرتی شدن و عمل و آباد کردن خانه جاودانگیمان، مثل آبادانی خیلی مهم است چون فرمود بهشت شما به اندازه همه آسمانها و زمین است.@ معنایش این هست که یک سرزمین بزرگ بینهایت در اختیارت قرار میدهند یا در آن را پر از آتش و حیوانات و درههای وحشتناک و باتلاقهایی از مس مذاب از حمیم و زقوم و از این چیزها درست کردی یا در آن درخت کاشتی و کاخ درست کردی و خالی هم به تو بدهند حسرت میخوری این مال تو بود پس این هیچی ندارد.@ این وحشتناک و تاریک است این نه نور و نه جا و نه سبزه و درخت دارد من چطوری در این زندگی کنم تازه این خوبها هستند وقتی آنجا میروند میگویند این بهشت شما ولی هیچی ندارد ما به آخرت میرویم ما میمیریم آنجا میرویم ما از اینجا فوت میکنیم انتقال پیدا میکنیم آنجا هم ابزار و لوازم میخواهد.@ به خدا آنجا خانه، مسکن، آب، غذا، شربت میخواهد سلامتی، دانشگاه، حوزه، مدرسه، مهمانی، گردش، تفریح، شادی دارد وقتی تو هیچی با خودت نبردی آنجا فقیر میشوی غم، غصه، عذاب، ناراحتی، تنهایی میشوی، ما الان چقدر آنجا مونس داریم؟ اگر من آنجا بروم چند نفر من را تحویل میگیرند؟ چقدر رفیق و دوست دارم؟@ ما باید برای اینها فکر بکنیم اینها امکانپذیر نیست مگر اینکه واقعاً انسان سبک زندگیاش را و شیوه زندگیاش را درست بکند این اصل اساسی است یک توضیحی میخواهم بدهم راجع به نوع نگاه اهل بیت، اهل بیت چطوری ما را دوست دارند که اینطوری با ما حرف میزنند نوع محبت اهل بیت به ما چگونه است که این را برای جلسه بعد میگذاریم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@