أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره سکرات موت بود و قرار شد که عواملی را که سکرات موت را، جان دادن انسان را آسان میکنند به مهمترینشان بپردازیم. مهمترین عاملی که مُردن را برای انسان آسان میکند انس با حقتعالی است هر چقدر انسان با(الله) با خداوند تبارک و تعالی انس بیشتری داشته باشد موقع لقاء الله با شیرینی و راحتی بیشتری به این سفر میرود.@ مهمترین سعی ما در دنیا باید اصلاح نوع نگاهمان به خدا و انس با حقتعالی باشد با خود خداوند تبارک و تعالی. کما اینکه شما میبینید بعدا إن شاء الله در وظیفه ما در مقابل محتضر توضیح میدهیم که دستور دادند کسی که در حال احتضار و جان دادن است به او ذکر شریف(لا إله إلّا الله) را تلقین بکنید.@ هر چقدر ما با (لا إله إلّا الله) بخصوص عملا انس بگیریم با خود خداوند تبارک و تعالی، وفات ما شیرینتر و آسانتر خواهد شد هر چقدر محبت خداوند در دل ما بیشتر باشد و ما رابطه شخصی با خدا برقرار بکنیم و در زندگی به این رابطه اهمیت بدهیم و احترام بگذاریم سفر ما شیرینتر و آسانتر خواهد بود.@ هرکس باید به تنهایی به من و خدا فکر بکند اگر محبت پیامبر و آل نجاتدهنده است نباید خدا را ما دور بزنیم بلکه باید به پیامبر و آل از دریچه حقتعالی نگاه بکنیم آنها مظاهر خداوند تبارک و تعالی هستند و خلیفۀ الله هستند. مهمترین اصلی که ما باید با آن پیوند بخوریم توحید هست و با توحید به سراغ سایر اصول و ارزشهای دینی برویم.@ پس یک توصیه بسیار اکید و کلیدی این است که ما روی توحید زیاد کار بکنیم روی نوع نگاهمان، عقیدهمان به خداوند تبارک و تعالی و اصلاح عقیدهمان اصلاح نگاهمان کار بکنیم بعد از این مسئله روی برقراری ارتباط شخصی انس خصوصی با حقتعالی کار ویژه بکنیم این یک مسئله.@ نکته دوم دوستی پیامبر و آل هست که بعد از توحید از اهمیت بسیار زیادی برخوردار هست هیچ چیز بعد از توحید به اندازه محبت پیامبر و آل به داد انسان نمیرسد کمک انسان نمیکند و نقش در سعادت انسان ندارد.@ هر چقدر دوستی ما با پیامبر و و آل بیشتر باشد سفر ما خوشتر و با آرامش بیشتری خواهد بود کما اینکه هر چقدر این دوستی بیشتر باشد زندگی دنیایی ما هم مقرون به خوشی و آرامش بیشتری خواهد بود.@ در فرمایشی از نبی اکرم(ص) هست میفرماید: سوگند به خدایی که جانم به دست اوست روح انسان از او جدا نمیشود مگر اینکه هنگام مرگ ملک الموت را میبیند مرا و علی و فاطمه و حسن و حسین را نیز میبیند این قسم پیغمبر است که این اتفاق برای همه میافتد.@ این چطور دیدنش خیلی مهم است که دیشب توضیح دادم در رابطه با دیدن حضرت عزرائیل(ع) گفتیم فرشته مرگ با باطن ما به سراغ ما میآید چهرهای که ما از عزرائیل(ع) و فرشتهها و برزخ میبینیم باطن ارتباط با ماوراء طبیعت است.@ نحوه ارتباط ما با امیرالمومنین از هنگام وفات، قبل از وفات که ما ایشان و پنجتن را میبینیم البته در مورد امیرالمومنین(ع) صددرصد قطعیت دارد(یا حارُ مَن یَمُت یَرَنی) به حارث همدانی میفرماید که هرکس بمیرد من را میبیند چون علی یعنی ملاک و مبنای انسانیت. میزان الأعمال است(السَّلامُ عَلَیکَ یا میزانَ الأعمال) ولی هر کس علی خودش را میبیند.@ یعنی آن امیر المومنین با چهره باطن ما با چهره تواناییها و قوت و قدرت ولایت ما به سراغ ما میآید یا خندان یا خشمگین چگونه ما پنجتن را میبینیم؟ خندان میبینیم یا خشمگین؟ این بسته به این است که پنجتنی که تو الآن با آنها ارتباط داری به تو میخندند یا به تو خشمگیناند، رابطه تو با آنها یک رابطه دوستانه و باصفا است؟ توأم با صفاست؟ توأم با مهربانی و گرمی است؟ یا نه رابطه تو یک رابطه بیادبانه غریب ضعیف و خدای ناکرده بیعاطفه و خشن است؟@ میفرماید که پس اگر از دوستداران ما بود اگر از دوستان ما باشد ما را میبیند اما اگر از دوستان من باشد من به او میگویم که ای ملک الموت با ایشان مدارا کن دوست ماست چقدر خوب است سفارش آدم را پیغمبر بکند. که او مرا و اهل بیتم را دوست میداشت. چقدر ارزش دارد.@ من چیزی بگویم دربست.این یک بحث تخصصی دارد مباحثش را الآن نمیتوانیم بگوییم در انسانشناسی مفصل توضیح دادیم در شرح زیارت عاشورا هم اینها را توضیح دادیم به آن مباحث مراجعه کنند. هیئتیها بدعاقبت نمیشوند اکثر قریب به اتفاق هیئتیها بدعاقبت نمیشوند بخصوص سینهزنها بدعاقبت نمیشوند.@ آنهایی که اهل هیئت نیستند ولو ارادت هم دارند اهل مشکی پوشیدن، هیئت، سینهزنی، گل مالیدن، روزه خواندن، تظاهرات عشقی و عاطفی نیستند اینان موقع مُردن کم میآورند و لو آدم باسواد و تحصیلکرده و دانشمندی هم باشد موقع مُردن خیلی لغزش دارد خیلی سخت جان میدهد.@ اما هیئتیها اهل گریهای برای أبا عبد الله بخصوص وجود مقدس برای آقا أبا عبدالله(ع) آنهایی که عرض ارادت دارند آنهایی که(إن قُلت) ندارند روشنفکربازی درنمیآورند دلداده هستند و اهل بیت واقعا در دل اینان سلطنت دارند اینان خیلی شیرین میمیرند خیلی خوب می-میرند.@ عزادارن گریهکنان هیئتیها آنها که اهل نذر هستند وفاتها تولدها اینها برایشان موضوعیت دارد از خودشان وقتشان خانوادهشان استعدادشان آبرویشان پولشان برای اهل بیت سرمایهگذاری میکنند اینان خوشعاقبت میشوند.@ آنهایی که خیلی هم از نظر ارتباطشان حتی با حقتعالی خیلی هم خوب هستند در زمینه ولایت ضعیف هستند خیلی تزلزل پیدا میکنند که اینها در انسانشناسی دلایل تخصصی خاصی برای خودش دارد که الآن فرصتش نیست اینها را بیان بکنیم من یک فرمول کلی خدمت شما عرض کردم.@ لذا تا میتوانید به جای اینکه خیلی تلاش کنید با عقلتان در این ارتباط وارد شوید عقل نقش مهمی دارد شناخت و معرفت حرف اول را میزند اما شناخت و معرفت بعد از اینکه حاصل شد با عقلانیت انسان به سراغ اهل بیت رفت ارتباط را باید با دل برقرار بکند.@ وقتی با دل ارتباط را برقرار کرد دلدادگی پیدا کرد و دیوانگی پیدا کرد آن دیوانگیای که عقل و شناخت و معرفت پشتیبانیش میکند نه این دیوانگیها و دلدادگیهایی که اصلا ادعا میکنند که ما دیوانه حسینیم و دیوانه اهل بیت هستیم ولی در جهات اجتماعی سیاسی اخلاقی عبادت نماز ارتباط با خدا فوق العاده ضعیف عمل میکنند این فایده ندارد.@ نه دیوانگی و دلدادگی که از روی معرفت باشد از روی شناخت باشد عقل شناسایی کند بعد هم دل شروع به ارتباط برقرار کردن بکند. خدا رحمت کند حضرت امام(س) را، یکی از مظاهر یک دلداده ایشان بود که 15 سال هر روز میرفت حرم امیرالمومنین(ع) جامعه کبیره میخواند در عزاداریها، خیلی از مراجع این کار را نمی-کردند به ما پیغام میدادند که مثلا برای مرجع خوب نیست همچنین کارهایی را بکند.@ امام اصلاً کاری با این چیزها نداشت در دستجات عزاداری میرفت با همان هیبت سینهزنی میکرد یک موقعهایی میزدند عمامهاش میافتاد هولش میدادند عبایش میافتاد حتی دوروبریها به او میگفتند شما در خلوت بروید موقعهایی که خلوت است حرم بروید میفرمود نه هر چه به هر کس میدهند در شلوغی میدهند.@ درست هم هست چون بچههای بیشتری از اهل بیت آمدهاند اهل بیت عنایت بیشتری دارند شلوغیها عنایت آنها خیلی بیشتر است تا خلوتها. آنهایی که در خلوتی میروند فکر میکنند زرنگاند آنهایی که در شلوغی میروند هولشان میدهند پایشان را له میکنند با آرنج به صورتشان میزنند فلان چیزشان میافتد، عینکش میافتد به او فشار میآید آن یک مزه دیگری دارد در آن شلوغی خیلی چیزها به آدم میدهند.@ نه اینکه انسان عمدا برود یک جا شلوغ کند مثل یک موقعها بیادبیهایی هست که انسان دور ضریح انجام میدهد جسارت و توهین و بیادبی و آزار زائرین، این خوب نیست. اما دلدادگی و در وسط جمعیت رفتن وسط عزادار رفتن وسط محبین رفتن در آن شلوغیها خیلی مزه دارد.@ خوش به حال آنهایی که شناخت پیدا میکنند و بعد با دل ارتباط برقرار میکنند اهل بکاء گریه دلدادگی شعار دادن اظهار عاشقانه عشقشان. دیدید یک موقعی افراد صلوات میفرستند عوام چگونه صلوات میفرستند؟@ آنهایی که دلداده نیستند اصلاً داد نمیتواند بزند فریاد نمیتواند بزند صلواتهایش همیشه یواش است اصلا روی دلدادگی نیست حالا روی ادب روی اینکه واجب هست گفتن باید حتی سر نماز هم اسم پیغمبر بیاید باید صلوات بفرستید صلوات را میفرستد ولی دلداده نیست.@ چقدر عوامی اینجور جاها خوب است چقدر هم موقع مُردن نجاتبخش است. عوام عاشقانه فریاد میزنند یک عده هستند اینطور نیستند اینها مثلا میخواهد گِل امام حسین را به لباسش بزند میگوید متشکرم فاتحهاش را میفرستم میخواهد پرچم دستش بگیرد خجالت میکشد میخواهد داد بزند عشقش را اعلام بکند.@ شما الآن بروید در این ورزشگاهها طرف برای تیمش چکار میکند برای تیمش چند متر بالا پایین میپرد داد میزند اربده میکشد چقدر برای تیم مورد علاقهاش فریاد میکند چطور عشقش را ابراز میکند.@ ما یکموقعهایی برای اهل بیت میخواهیم کاری بکنیم میبینیم خیلیها خجالت میکشند خیلیها نمیتوانند آنطور ظهور داشته باشند صلواتهایشان ضعیف است دلدادگیهایشان ضعیف است خجالت میکشد مشکی بپوشد خجالت میکشد ابراز علاقه کند خجالت میکشد اعلام صلوات بکند اگر جایی هم اعلام صلوات کنند خجالت میکشد صلوات بفرستد.@ اینجا کلاس دارد اینجا خوب نیست. مگر از عشق پیامبر و آل قشنگتر در عالم وجود دارد؟ انسان باید فریاد بزند باید اعلامش بکند از این قشنگتر مگر ما داریم که خجالت بکشیم صلوات اعلام کنیم یا صلوات بفرستیم؟@ دلدادهها اصلا کاری ندارند هر جا هستند اعلام صلواتشان را میکنند صلواتشان را هم بلند میفرستند چون عشق دارند معرفت دارند عشق متکی به معرفت دارند ما فکر میکنیم که صلوات فرستادن، عشقبازی، اظهار عشق مال هیئت و حسینیه و مسجد و اینجاست در حرم.@ حالا اگر موقعی رفتیم در هواپیما اگر کسی چنین کاری را بکند خیلی کلاس کار را به هم زده است در آنجا هم اگر یک نفر پیدا شود یک دلدادهای مثلا بخواهد پرواز کند صلواتی بخواهد اعلام بکند خیلیها هستند در مسجد ممکن است صلوات بلند بفرستند در هواپیما اینکار را نمیکنند.@ چه چیزی باعث شده ما نتوانیم در اینجا ابراز عشق و علاقه بکنیم؟ لذا خیلیها که در کشور نماز میخوانند خارج از کشور میروند دیگر آنجا هم نماز نمیخوانند، حجاب را رعایت میکنند بیرون میروند انگار که آنجا خدا نیست آنجا دیگر همه به آدم محرم میشوند.@ دینداریهای شُل دینداریهای ضعیف موقع مُردن کَنده میشود میرود هول و سکرات مرگ غمرات موت اینها را آدم میکَند آدم دیگر اصلا چیزی یادش نمیماند هر چه میگویند(مَن رَبُّک؟ مَن نَبیُّک؟ مَن اِمامُک) یادش نمیآید چون در دنیا هم در یک جوی که قرار میگرفت این چیزها یادش میرفت فراموشش میشد دلدادگی یک چیز دیگر است.@ مرحوم راشد را خدا رحمت کند قدیمیها یادشان است تلویزیون رادیو زمان رژیم گذشته سخنرانیهای راشد را میگذاشتند سخنرانیهای مذهبی داشت خدا رحمتشان کند مرحوم عباس تربتی پدرشان از اولیای خدا، آقای راشد میگوید سحری بود نماز صبحش را خواند و یکی دو ساعت بعد رو به موت بود.@ گفت همه من مادرم بقیه دیدیم که یک لحظه این پارچهای که ایشان روی خودش کشیده بود تا وقتش فرا برسد تمام این اتاق و آن پارچه روشن شد دیدیم پدرمان بلند شد به رسول خدا سلام کرد آقا به این نوکرتان آمدید سرزدید خیلی ممنون بعد یکی یکی سلام کرد امیر المومنین آمد حضرت زهرا آمد به حضرت زینب سلام کرد یکی یکی تا آقا امام زمان(ع). این یک عالم دینی است.@ یکی از مراجع کربلا برای من تعریف میکرد که سی سال خودش مرجع تقلید کربلا الآن هم زنده است در قم، میگفت ما یک شیخ علی داشتیم شمالی بود از شمال آمده بود کربلا ماندگار شده بود آبدارچی هیئت بود آبدارچی هیئت یعنی آبدارچی سلطان آخرت سلطان ابدیت، آبدارچیاش ببینید چه مقامی دارد.@ میگفت مُحرّم شده بود من هم به عنوان مرجع وظیفهام این بود پنج دقیقه ده دقیقه در تک تک مجالس شهر بروم بنشینم آنها ادب میکنند و رسمی دارند که علما به مجالس میروند سر میزنند یک موقعی به من گفتند این شیخ علی دارد از دنیا میرود.@ گفتم من که نمیرسم بروم سر بزنم من الآن باید بروم مجالس امام حسین. گفتند آقا اگر نروی او را دیگر نمیبینی او دیگر دارد میمیرد چند لحظهای بیا او را ببین گفت من چند لحظهای رفتم ببینمش او یک مرجع تقلید با یک هیبت و عظمتی آن هم یک آبدارچی یک هیئت خیلی با هم رابطه داشتند برای مرجع خیلی احترام قائل بود با همدیگر انس داشتند.@ میگفت من رفتم اصلا از جایش تکان نخورد انقدر حالش بد بود مرا دید شناخت ولی اصلا نتوانست از جایش بلند شود گفت من چند دقیقهای بالای سرش نشستم یک دفعه دیدم این شیخ علی مثل فنر بلند شد ایستاد دستش را روی سینهاش گرفت گفت(السّلام عَلیک یا رَسول الله).@ آقا خیلی لطف کردید تشریف آوردید آقا امیرالمومنین شما هم تشریف آوردید خیلی ممنون، یا حضرت مجتبی، یا ابا عبدالله اینها میگویند نوکرشان است خیلی نوکرنواز و شیعهنواز هستند برای عالمش میآیند برای آبدارچیشان هم میآیند، همهشان. گفت ایستاد به همه یکی یکی سلام کرد بعد مودب نشست صحیح و سالم ما هم هاج و واج نگاه میکردیم چند دقیقه بعد هم دراز کشید و تمام شد.@ کسانی که یک عمر ارتباط دارند رفت و آمد دارند انس دارند دلدادگی دارند و در عمل دلدادگیهایشان را اثبات میکنند وقت میگذارند قلم میگذارند ذهن میگذارند آبرو میگذارند اعتبار میگذارند در این راه هنرشان را هزینه میکنند صدایشان را هزینه میکنند هنرشان را هزینه میکنند پولشان را هزینه میکنند اینها هیچ کدامشان نادیده نیست هیچ کدامشان، ائمه همه را حساب میکنند.@ میفرماید و اگر از دشمنان ما بود میگویم ای ملک الموت بر او سخت بگیر زیرا او مرا و اهل بیت مرا دشمن میداشت. لذا یادتان باشد تنفرها کار دست آدم میدهد. طرف الآن میخواهد برای بچهاش اسم بگذارد این همه اسمهای قشنگ ما از حضرت زهرا داریم دهها اسم از حضرت زهرا داریم چقدر از ائمه اسم داریم میبینید وقتی اسم اینها را میگویی بدش میآید اصلا حالش به هم میخورد میخواهد یکی از این اسمها را بگذارد.@ بعضیها که اسمهایشان را بردند عوض کردند زهرا بوده عوض کرده فاطمه بوده عوض کرده طیبه بوده برده عوض کرده اصلاً خوشش نمیآید این کار دست آدم میدهد انسان امتحان میشود.@ ما در جامعه داریم(فَما أحلا أسمائَکُم و أعظَمَه) چقدر قشنگ است زیارت جامعه(فَما أحلا أسمائَکُم) چقدر اسمهای شما شیرین است این شیرینی واقعا برای کسی که ذائقهاش سالم است قشنگ ادراک میشود.@ کسی که اسمهای مقدس در ذائقهاش تلخ میآید این موقع مُردن مشکل پیدا میکند. کسی که آیات الهی شعائر الهی واجبات الهی مقدسات چیزهای مقدس در ذائقهاش شیرین نیست موقع مُردن چطور میتواند با اینها انس بگیرد؟ اصلا آن موقع وقتی نشانش میدهند این حالش به هم میخورد.@ حتی در بحث أسماء الله توضیح دادیم که اگر یک نفر مُرد باید ببینید با کدامیک از أسما خدا انس دارد با کدام انس ندارد با شعائر الهی آنهایی که انس ندارد برایش خیرات نکنید این فایده ندارد به او جذب هم نمیشود.@ اصلا قرآن خوشش نمیآمده بخواند شما هر چه میروید بالای سر این میت سر قبرش قرآن میخوانید اعصابش خورد میشود بیشتر به او فشار میآید عذاب بیشتری میگیرد ولی مثلا صلوات خوشش میآمده از روضه امام حسین خوشش میآمده زیارت عاشورا خوشش میآمده شما همانها را فقط برایش خیرات بکنید.@ در چهارده معصوم مثلا با امام حسین رابطهاش خیلی خوب بوده ولی با بقیه ائمه خیلی انسی نداشته شما حالا بروید روضه امام رضا برایش بخوانید اصلا نمیتواند جذب بکند روحش هم تکان نمیخورد ولی برایش روضه امام حسین بخوانید جذبش میشود آرامش پیدا میکند.@ در بحث تغذیههای معنوی و گفتن ذکرها مفصل در أسماء الله توضیح دادیم که ما باید هر کس اسمهای ویژه خودش را پیدا بکند ببیند با کدام اسمها سنخیت دارد از همان خوراکها استفاده کند و بعد یواش یواش توسعه اسمی پیدا بکند که حالا به این بحث ربطی ندارد الآن فقط داخل پرانتز این را عرض کردم.@ اگر کسی با شعائر الهی انس نداشته باشد با ظواهر دینی مسائل مقدس، از حجاب بدش میآید از ذکر بدش میآید از مسائل معنوی بدش میآید این موقع مُردن مشکل پیدا میکند جذب نمیکند وقتی ملک الموت را میبیند اصلا هیچ کدام از مقدسات به داد او نمیرسد وقتی هم میخواهی به او تلقین بگویی قبول نمیکند.@ این با مظاهر دنیایی با شعائر زمینی انس داشته با تجملات دنیا انس داشته با آنها لذت میبرده این موقع مُردن خیلی بد میمیرد بد جان میکَنَد تازه این شروعش است وقتی آن طرف میرود که دیگر تازه مصیبت شروع میشود مصیبتهای بالاتر.@ لذا در یک پیام کلی این است که ما باید شعائر الهی اول خوشمان بیاید و مقدمه خوش آمدن اول معرفت است(اوّلُ عِبادَتِ الله مَعرِفَتُه) امام رضا(ع) فرمود آغاز بندگی خدا شناخت خداست شناخت پیغمبر است شناخت اهل بیت است اول شناخت بعد انس گرفتن لذت بردن رابطه برقرار کردن صمیمی شدن.@ کسی که نمیشناسد دستوری هم آمده در جمعیت نشسته ما هم حرفها را میزنیم او اصلا متوجه حرفهای ما هم نمیشود این حرفهای ما اصلا به دلش به مغزش هم نمیرسد چون شناخت ندارد اگر شناخت بیاید عاشقی هم میآید عاشقی با شناخت خوب است مبتنی بر شناخت عشق پایدار است.@ ما حتی در مشاوره های ازدواج هم اول میگوییم تا شناخت پیدا نکردید با شناخت همدیگر را انتخاب نکردید ازدواج، ارتباط همهاش بیخود است چون بعد منجر به تنفر میشود اما اگر با شناخت با معرفت با مبنا بود با فرمولهای یک عشق پایدار بود بله این ازدواج پایدار میماند.@ در ارتباط با خدا هم همینطور است آغاز بندگی خدا شناخت خداست خدا را بشناس بعد عاشقش میشوی نسبت به اهل بیت هم همینطور آنهایی که دلدادگی با معرفت دارند و انس دارند اینها موقع مُردن خیلی شیرین میمیرند حالا الآن برایتان میخوانم ببینید موقع مُردن اینها چقدر شیرین است.@ اما آنهایی که از تظاهرات مذهبی و اسماء الهی تجلیات الهی شعائر دینی علائم و نشانههای مذهبی در درونشان متنفر هستند و لو ظاهرا هم حفظ میکنند ظاهرا هم بعضیهایشان مقید هستند ولی باطناً نه، باطنا خوششان نمیآید.@ مثل خانمهایی که خودشان حجاب دارند بچههایشان را همه بیحجاب بارمیآورند آقایانی هستند که خودشان نماز میخوانند بچههایشان همه بینمازند افرادی هستند که مسجد میآیند خانهشان ماهواره دارند و باطنا هم خودشان بدشان نمیآید اما این ظواهر را هم رعایت میکنند.@ همه اینها موقع مُردن مشکل پیدا میکنند سخت میمیرند قبرشان هم قبر سخت و وحشتناکی است که حالا در عالم قبر اینها را توضیح میدهم لذا ارتباط ضعیف ارتباطهای قلابی که در باطن انسان ارتباط نداشته باشد کار دست انسان میدهد حالا نگاه کنید این روایت را برایتان بخوانم.@ امام عسکری از پدران خودش از رسول خدا نقل میکند که گفته؟ رسول خدا. ناقل کیست؟ امام عسکری. میفرماید هیچ زن و مردی نیست که در ظاهر با امیر المومنین(ع) بیعت کرده باشد ولی در باطن آن بیعت را نقض کرده باشد.@ مثل خیلی از ما که در ظاهر دینداری میکنیم ولی باطنمان بیدینی را دوست دارد باطنمان بیحجابی و بینمازی را دوست دارد باطنمان موسیقیهای حرام را خوشش میآید باطنمان فسق و فجور و آزادیهای نامشروع را خوشش میآید.@ این به دین نچسبیده و موقع مُردن بر اساس چه قضاوت میشود؟ جبرئیل و عزرائیل(ع) و پیغمبر و اهل بیت بر اساس چه بالای سر ما میآیند؟ بر اساس باطن ما میآیند. ولی در باطن آن بیعت را نقض کرده و در نفاق بماند نفاق خیلی هم خطرناک است آدم در ظاهر ابراز علاقه بکند در باطن خوشش نیاید بخواهد فرار بکند.@ نماز را مزاحم میداند نماز برایش دردسر است حجاب برایش دردسر است آرزو میکند ای کاش میشد این نماز را بردارند گفته بود درد و بلای این روزه بخورد بر سر نماز، این روزه یک ماهی هست ول میکند میرود این نماز همیشه هست ول نمیکند. حجاب را دارد ولی متنفر است.@ این نچسبیده، اصلا اهل این کار نیست برای همین هم در روایت داریم بسیاری از نمازخوانها و با حجابها روز قیامت به جرم بینمازی و بیحجابی به جهنم میروند میگویند شما اهل این کار نبودید رعایت هم کردید فایده نداشت خوشت نمیآمد متنفر بودی از علائم الهی، بدت میآمد.@ مگر اینکه در هنگام آمدن ملک الموت برای قبض روحش شیطان و اعوان و انصار او برایش متوسل میشوند و نمایان میگردند و همچنین آتش جهنم و انواع عذاب آن در جلوی چشمش مجسم میشود. دیگر آدم آن موقع میتواند بگوید(لا إله إلّا الله)؟ چون در دنیا در تمام عمرش(لا إله إلّا الله) اش قلابی بوده.@ اما اگر به آدم بچسبد اگر دلدادگیش واقعی باشد برایتان بخوانم ببینید چقدر صفا دارد. امام صادق(ع) فرشته مرگ در موقع قبض روح مومن میگوید: امام صادق میگوید وقتی فرشته مرگ بالای سر مومن میآید مومن را کمی هول برمیدارد کمی اضطراب دارد این فرشته آمده بالاخره عاقبت من چه میشود؟@ تا حضرت عزرائیل(ع) میبیند که مومن محبّ اهل بیت هست اضطراب دارد به او میگوید: آرام باش پیامبر میفرماید مثل یک غلام در مقابل اربابش به مومن اینطور احترام میگذارد میگوید بیادب در حریمش نمیآید از او فاصله میگیرد خودش را نشان میدهد ولی با فاصله.@ چه میگوید؟ سوگند به خدایی که محمد(ص) را به حق مبعوث کرد من برای تو از پدری مهربان مهربانترم با آن قیافه جذاب با آن قیافه خوشکلش میآید بعد اینطور عزرائیل(ع) حرف میزند. دیدگانت را بگشای و بنگر نگاه کن سپس پیامبر و علی و حسن و حسین و سایر ائمه(ع) برای شخص مجسم میگردد.@ همه را میبیند استقبال بچهشان آمدند ما در انسانشناسی اینها را توضیح دادیم ما همه فرزندان حقیقی اهل بیت هستیم آنقدر که آنها پدران ما هستند پدر و مادر طبیعیمان که پدرمان نیستند.@ ما در دنیا خطاب به پدران حقیقیمان در زیارت امام حسین و سایر معصومین چه میگوییم؟ میگوییم(بِأَبی أنتَ وَ اُمّی) پدر و مادر زمینیام فدای تو شود که تو پدر و مادر اصلی من هستی پدر و مادر حقیقی من شمایی.@ و این در شناخت و انسانشناسی خیلی مهم است که انسان بداند خانواده اصلیش که هستند با خانواده آسمانیش انس بگیرد و این را انسان باید بداند که خانواده آسمانی دارد. میبینی پدرت آمده حضرت زهرا(س) مادرت آمده همه آمدهاند بالای سرت، خانواده اصلیات آمدهاند بالای سرت.@ چقدر صفا دارد انسان خانوادهاش در چنین سفری جلوتر رفتهاند آماده کردهاند خانوادهای که خودشان سلطان و ابدیت آخرتاند رئیس و فرمانروای آنجا هستند حالا بچهشان میخواهد برود آمدهاند استقبال بچه.@ دیدید پدر و مادر فامیلها وقتی یک بچه میخواهد از رحم دنیا متولد شود چقدر برایش سیسمونی تهیه میکنند جشن میگیرند مناسبت میگیرند ما هم وقتی میخواهیم از رحم دنیا متولد شویم آنجا خانوادهمان برایمان جشن میگیرند ولی ای کاش ما خجالتزدهشان نکنیم سالم برویم ناراحتشان نکنیم بدقیافه نرویم که آنها هم خجالت بکشند.@ برای همین هم در دعاهایمان داریم(اللّهُمَّ اَخرِجنی مِنَ الدُّنیا سالِما) خدایا من را از دنیا سالم خارج کن این سلامت خیلی خوب است حالا اینها آمدند ملک الموت آنان را معرفی میکند یکی یکی معرفی میکند چه جلسه باشکوهی است این مُردن چه مُردن باصفایی است شروعش این باشد ببینیم بعدش چه خبر است.@ میگوید اینان همنشینان توأند به به چه مژدهای در این هنگام نداگری از جانب حق او را میخواند و میگوید، یک آیهای در سوره فجر داریم(يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي).@ عین این آیه را آن منادی که از طرف حق هست برای مومن ولایتی میخواند چگونه میخواند؟ آن آیه شرحش این است: ای نفسی که به واسطه محمد و اهل بیتش(ص) آرامش یافتی خوش به حال کسی که در عمرش به پیامبر و اهل بیتش آرامش پیدا کند با آرامش در کنار آنها زندگی بکند.@ بازگرد به سوی پروردگارت در حالی که ولایت ائمه را پذیرفته و بدان خرسندی. خوش به حال همچنین آدمی بپذیرد و خرسند باشد و بداند بهترین چیز را در دنیا به او دادند بهتر از این امکان ندارد به کسی بدهند و مورد رضای خدا نیز قرار گرفتهای پس داخل شو در زمره بندگانم و داخل شو در بهشتی که مهیا ساختهام. این را خدا میگوید(فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي).@ آن گاه ملک الموت به او میگوید: من مأمورم، به او میگوید حالا دیدی؟ ولی مأمورم که جانت را هم نگیرم میخواهی میبرمت میخواهی نبرمت چه میگویی؟ حالا اینطرف را به او نشان دادند.@ من مأمورم که تو را بین بازگشت به دنیا و بردن به آنجا مخیر سازم کدام را میخواهی؟ چه کسی میگوید میخواهم برگردم؟ هیچ کس. در آن حال هیچ چیز در نزد او بهتر از خارج شدن جان نیست.@ لذا هی نگویید ما برای فلانی دعا کردم هفتاد حمد برایش خواندیم که شفا بگیرد نشد، چیزی به او نشان دادند که هفتاد که هیچی هفتصد حمد هم بخوانی او نمیآید اینهمه ما دعا کردیم که فلانی نمیرد چرا رفت؟ یک چیزهایی دیده مگر آن را ببیند برمیگردد؟@ چهارده معصوم را ببینی ائمه آمدند انبیاء آمدند شهداء آمدند رفیقانت آمدند صالحین آمدند حالا اینها را إن شاء الله یکی یکی میگویم اینها همه آمدند بهشت را هم که نشانش دادند خدا هم صدایش میکند صدای خدا را هم میشنود آنطور دعوتش میکند او برمیگردد؟ دیگر برنمیگردد! این عظمت ولایت است عظمت دلدادگی به پیامبر و آلش هست.@ چند روایت شیرین دیگر داشتیم که إن شاء الله بماند برای فردا شب. خدایا به حق محمد و آل محمد ما را عاقبت به خیر بفرما. خدایا به حق محمد و آل محمد اولیاء ما را با صورت زیبا و لب خندان هنگام مردن ما به بالین ما برسان.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 005 - انسان در گستره منازل آخرت
متن کامل (خام) جلسه 005 - انسان در گستره منازل آخرت