اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان در توضیح فقره شانزدهم فرمایش وجود مقدس امام رضا(ع) رسید به اینکه اگر کسی از بداخلاقیها و آزار دیگران توبه نکند روح ایمان از او جدا میشود روح ایمان از او کَنده میشود.@ در مورد روح ایمان توضیح دادیم که ما روحی داریم اساساً که همان روح ایمان هست در اطرافش توضیح دادیم و از خاصیتها و اثر وجودی این روح این هست که ایمان در نزد شخص محبوب هست.@ انسان دوست دارد الله را خانواده آسمانیش را مظاهر خانواده آسمانی مظاهر الهی شعائر الهی هر چیزی که رنگ و بوی خدا را میدهد دوست دارد به آن علاقه دارد قلباً با آنها پیوند دارد هر چیزی که زیاد هستند مظاهر الهی و اگر که یک مقدار دقت بکنیم میبینیم که اساساً همه اطراف ما را شعائر الهی علامتهای خدا نشانههای خدا رنگ خدا و بوی خدا پر کرده.@
انسانی که روح ایمان دارد با دنیا در صلح هست انسانی که روح ایمان دارد با بندگان خدا در صلح هست انسانی که روح ایمان دارد از تمام نشانهها و علائم خلقت لذت میبرد با دیدنش همه طبیعت خلقت و مظاهر الهی برای او مثل زیارتگاه میمانند همه آنها وسیلهای برای مهرورزی و عشقورزی به خداوند تبارک و تعالی هستند هر چیزی از مظاهر خلقت کسی که روح ایمان دارد را به یاد الله میاندازد.@
این هر چه که نگاه میکند این مظاهر را میبیند مسائل مذهبی هم همینطور علائم مذهبی علائم مشخصی که به خدا مربوط هست مثل مساجد عبادتگاهها مثل علائمی که با زیارتگاهها حسینیهها هر چیزی که رنگ و بوی اهل بیت را رنگ و بوی خانواده آسمانی را رنگ و بوی بهشت را دارد برای کسی که روح ایمان دارد جذاب و دوست داشتنی است.@ در نقطه مقابل این روح ایمان ضمن اینکه یک علائقی دارد یک تنفرهایی هم دارد قبلاً هم توضیح دادیم محبت و تنفر تولی و تبری دو روی یک سکه هستند امکان ندارد جایی عشق باشد و تنفر نباشد حتماً هر جا عشق و علاقه هست تنفر هم هست.@ اگر میگوییم عشق هست همیشه کنارش تنفر وجود دارد و هر چه عشق بالاتر میرود تنفر هم بیشتر میشود تنفر از آن چیزهایی که انسان را از معشوقش جدا میکند تنفر از چیزهایی که معشوقش را به خطر میاندازند حالا چه در خارج چه در دل او آن شخص از اینطور چیزها متنفر است.@ بنابراین این که گفتند دستگیرههای ایمان تولی و تبری است یک امر درستی است انسان نمیتواند عاشق الله و اهل بیت باشد دشمنان الله حزب الشیطان و دشمنان اهل بیت را هم دوست داشته باشد و با آنها هم کنار بیاید، نمیشود هم مظاهر خدا را در دل محبوب داشت و هم مظاهر شیطان را.@ اگر یک کسی از مظاهر الهی لذت میبرد آنها را دوست دارد و به آنها عشق میورزد قطعاً از مظاهر شیطان متنفر است نمیشود یک نفر فرهنگ خدا فرهنگ نور فرهنگ بهشت فرهنگ اهل بیت را دوست داشته باشد و در دل هم عاشق فرهنگ دشمنانشان باشد.@ نمیشود یک نفر رنگ خدا را دوست داشته باشد و رنگ شیطان را هم دوست داشته باشد این اصلاً امکانپذیر نیست یک کسی صبغه و رنگ الهی شکل خدا شدند شبیه حضرت زهرا شدن شبیه امیرالمؤمنین شدن را دوست داشته باشد ولی در دلش مظاهر شیطانی را هم عشق بورزد و به آنها علاقه پیدا بکند.@ برای اینکه این قضیه خوب روشن بشود همیشه در کنار محبت خداوند تبارک و تعالی مسئله بغض، دشمنی و تبری را ذکر کرده یعنی این دو همیشه کنار هم میایند تا مکمل هم بشوند.@ چون شیطان میتواند فریب بدهد بخصوص از طریق حمله سمت راست به شخص این تلقین را بکند که تو خیلی آدم خوبی هستی آدم پاکی هستی آدم درستی هستی آدم مؤمنی هستی ممکن است اینطوری به انسان اینها را تلقین بکند برای اینکه شخص بتواند خوب بفهمد که آیا واقعاً مؤمن است یا نه واقعاً محب است یا نه واقعاً عاشق است یا نه واقعاً شیعه است یا نه همیشه کنارش مسئله تبری آمده.@ یعنی اگر دوست داری باید خلافش را متنفر باشی و اگر از خلافش لذت میبری بدان که این دوستی تو دوستی ضعیفی هست عمیق نیست جدی نیست پس ما با تضاد میتوانیم خودمان را شناسایی بکنیم علی(ع) فرمود(فی تَقَلُّبِ الاَحوال عُلِمَ جَواهِرُ الرِجال) در تغییر حالتها جوهره و باطن آدمها شناخته میشود.@ یعنی الان شما مکه کربلا مشهد میروید همچین دلدادگی دارید اشک میریزید احساس علاقه میکنید احساس محبت میکنید بعد یک دفعه یک سفر خارجی هم به یک کشور اروپایی دبی کیش پیش میاید میروید آنجا میبینید که آنجا هم به مظاهر شیطانی خیلی با علاقه و ولع و حرص توجه دارید.@ این نشان میدهد که آن علاقه که آنجا داشتید در مکه و کربلا و مشهد از خودت نشان میدادی علاقه قدرتمندی نیست چون مظاهر آن چیزهایی که مخالف آن علاقه هستند هم در دل تو جا دارند و آنهایی که مخالف معشوق تو هدف تو غایت تو جاودانگی تو هستند هم برای تو عزیز و دوست داشتنی هستند.@ دوست داری آن شکلی هم باشی دوست داری آن چیزها را هم داشته باشی فرهنگهای غلط ضعیف و زشت را هم میپذیری و دوست داری این غلط است نمیشود یک نفر بگوید من خیلی علاقه دارم میبینی در حسینیه میرود هیئت میرود عزاداری میکند خیلی پرشور و سرشار.@ بعد یک دفعه میبینی فردا شبش هم یک عروسی دعوت میشود خیلی راحت شرکت میکند در عروسی که فسق و فجور است با آدمهایش راحت بگو و بخند دارد اصلاً هیچ نوع موضعگیری نسبت به فساد گناه و معصیت ندارد این معلوم است که اگر ادعای محبت میکند تبری او ضعیف است و اتفاقاً در روایت مسئله تبری خیلی تعیینکننده هست.@ یعنی اینکه واقعاً شرط میگذارند که تو چقدر دشمنی داری و چقدر تنفر از معصیت تنفر از مظاهر باطل داری، نمیشود یک نفر را صرفاً با ابراز عشق و علاقه با ابراز دلدادگیها شناخت اگر اینطوری باشد خیلی از اهل باطل هم این شکل را میتوانند به خودشان بگیرند.@ آن که خیلی مهم است و تعیینکننده است این هست که تو اگر ابراز عشق و علاقه به الله میکنی میگویی(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) سبک زندگی که تو برایم تعیین کردی من دوست دارم آیینها و روش تو را دوست دارم آن چیزی که تو برای من تعیین کردی محبوب من است(وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ).@ این در عمل باید ببیند که آیا سبکهای زندگی دیگران سبکهای غلط زندگی دیگران را میپذیرد یا نمیپذیرد نسبت به آن چه موضعی دارد یک کسی که میگوید(انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم) من در سلم هستم با کسی که با شما در سلم است و در جنگ هستم با کسی که با شما در جنگ است.@ بعد بیایید بینید خیلی راحت با فرهنگ دشمن با فرهنگ بیگانه در زندگیش سازش میکند با اهل فسق و فجور سازش میکند با معصیتکاران قشنگ سازش میکند قرآن میفرماید هرگز شما مؤمن نیستید که اگر حتی پدر مادرتان خانوادهتان خواهر و برادرتان فرزند و همسرتان اهل فسق و فجور هستند آنها را بیش از الله و مظاهر الهی دوست داشته باشید.@ سوره توبه که یادمان نرفته هشت معشوق را آورد(قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ) پدران و مادران، پسران و دختران، خوهران و برادران، همسران کیش و خانواده و ملیت، اموال، شغل، مسکن، گفت اگر اینها محبوبتر هستند نزد شما از الله، رسول اهل بیت و جهاد در راه خدا شما فاسق هستید.@ مسیر انسانی را دیگر طی نمیکنید اگر آنها برای شما محبوبتر هستند بنابراین در مسئله تبری و برائتجویی این یک حقیقتی است که کنار عشق و محبت است اگر یک طرف سکه وجود انسانیت عشق است یک طرفش باید تنفر از هر چیزی باشد که معشوق را به خطر میاندازد یا بین من و معشوقم فاصله میاندازد.@ همه میگویند قربان امام حسین بروم فدای امام حسین بشوم تا میگویند دو بیشتر است یا سه گریه بکنم و اشک بریزم بعد هم خیلی راحت اشکهایم را پاک کنم بروم در یک مجلس فسق و فجور هم شرکت بکنم اصلاً اینطور نیست آدم باید در این محبت خودش تجدیدنظر بکند شک بکند ببینید مشکل کار کجاست.@ امام حسین برای همین چیزها کشته شد(لَأَن آمُرَ بِالمَعرُوف وَ اَنهی عَنِ المُنکَر) که امر به معروف و نهی از منکر بکنم حالا شما میروید در مجلسی که سر تا پایش منکر است، میشود؟ میگوید عروسی دخترم است عروسی پسرم است عروسی خودم است باید اینطوری باشد نمیشود اصلاً جور در نمیاید.@ قرآن میفرماید ایمان را در نزد شما محبوب کرده(حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ) ایمان را در نزد شما محبوب کرده(وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ) مکروه کرد منفور دل شما کرد خداوند کفر، فسق، نافرمانی، کلهشقی کردن، تبعیت نکردن، زیر پا گذاشتن احکام دین، زیر پا گذاشتن دستورات دین، اینها را در نزد شما منفور کرده.@ ملاک خیلی مهمی هست یک آینه جلوی شما گذاشته شما در این آینه خودت و دیگران را نگاه کن ببین ایمان و مظاهر ایمان پیش شما عزیز و دوست داشتنی هستند یا نه ببین از مظاهر ایمان خوشت میاید یا نه از نشانههای الله خوشت میاید یا نه.@ یک کسی که میترسد یا بدش میاید از اینکه اسم خودش اسم فرزندش یا اسمهایی که مربوط به او میخواهد اسمگذاری بکند اسمهای اهل بیت و قرآنی باشد میرود اسمهای ضعیف انتخاب میکند معلوم است باطناً این شکلی خوشش نمیاید.@ یک کسی که از چادر از حجاب یک آقایی که از هیئت اسلامی متنفر است معلوم است که این مشکل دارد یک کسی که از پرچم از روحانیت از لباس از حسینیه از مظاهر الهی قلبش فراری است معلوم است که واقعاً روح ایمان نیست.@ روح ایمان اگر آمد عشق است روح ایمان یعنی روح انسانیت اگر آمد عشق به مظاهر معشوق همه چیز در وجود شخص هست(وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ) خداوند منفور کرده در نزد شما کفر، کفر هم دو جور است کفر عقیدتی اینکه انسان زیر بار پذیرش عقائد دینی نرود یکی کفر عملی.@ یعنی میداند دستور خداست نماز گفتند باید بخوانید فلان کار حرام است فلان کار واجب است ولی زیر بار نمیرود در عمل حاضر نیست انجام بدهد و رعایت بکند این را کفر عملی میگویند. این متن رساله تعیینکننده است در این رساله آمده که شما چطوری زندگی بکنید.@ یک کسی که عمل کردن به رساله برایش سخت است یعنی کفر عملی دارد یک جاهایی خوشش نمیاید هنوز هماهنگ با الله نشده هماهنگ با دین نشده این آدم هنوز تکلیف زندگی خودش را نفهمیده این هنوز راه و سبک زندگی انسانی خودش را پیدا نکرده.@ مثل خاشاک روی آب است یک روزی خوب است یک روزی بد است یک روزی جوگیر میشود خیلی حالتهای مذهبی و دینی زیادی دارد یک روز هم در یک جو دیگر قرار بگیرد همان رنگ قرار میگیرد به آن شکل در میاید تکلیف خودش را نمیداند راه ندارد مسیر ندارد صراط ندارد مقصد ندارد مربی ندارد استاد ندارد هر روز به یک رنگی در میاید.@ هر جا برود همان شکلی میشود معلوم است که تکلیف خودش را با خودش نمیداند اینطور نیست که یک روش مشخص یک برنامه معین یک سبک زندگی منظمی داشته باشد حالا الان میخواهد ازدواج بکند خواستگار آمده میداند باید به کدام خواستگار جواب بدهد کدام را جواب ندهد چون برای خودش سبک دارد.@ اگر این خواستگار در سبک زندگی این هست و اگر هیچ مانعی برای حرکت به سمت ابدیت نمیشود میپذیرد ولو شرائط مالیش شرائط دنیاییش ضعیف باشد این یعنی ایمان، ولی اگر یک کسی بیاید شرائط مالی و دنیاییش خیلی هم خوب است.@ ولی میداند اگر با این شخص ازدواج بکند قطعاً سنگاندازی میشود در مسیر حرکتش به سمت الله سرعتش کم میشود مانع ایجاد میشود یا انحراف خدای نکرده ایجاد میشود امکان ندارد اگر تا آخر عمر تنها زندگی بکند هرگز با یک همچین همسری زندگی نمیکند با یک همچین کسی ازدواج نمیکند چه دختر چه پسر هیچ فرقی نمیکند اصلاً تفاوت نمیکند.@ آدم به کسی که خواستگاریش میاید یا یک کسی که نامزدش میکنند به او معرفی میکنند که با این شخص ازدواج کن از حرف زدن با او میفهمد که آیا من قرار است پا روی اصولم بگذارم یا نه، من قرار است چکار بکنم.@ الان به من پیشنهاد یک شغل دادند آدم میفهمد اگر بخواهد در این شغل برود با روح ایمانش سازگاری دارد یا نه پیشنهاد یک جای جدید برای تحصیلات دادند رشته تحصیلی جای جدید یک سفر هر چیزی اول روح ایمان.@ حرکت من به سمت جاودانگی به سمت الله به سمت بهشت با این انتخاب این ارتباط این پیوند یا این رفتار به خطر میافتد یا نمیافتد، نه آقا پول خوبی در آن هست، میگویم شما برای چی این رشته را انتخاب کردی؟ چون پول در این رشته است کلاس در این رشته است.@ حالا اگر تو رفتی دنبال پول و کلاس به تو غلبه کرد فردا هزار تا امتیاز دادی در مسیر انسانیت میارزید؟ حالا هم به پول رسیدی هم به کلاس رسیدی آدمیتت هم توانستی حفظ بکنی یا نه روح ایمانت را توانستی حفظ بکنی یا نه این مبناست این خیلی مهم است.@ ما در خیلی از خانوادهها الان سراغ داریم دو تا زن و شوهر پدر با فرزندان مادر با فرزندان خواهر برادران با هم درگیر هستند سر روح ایمان و کفر، آن که روح ایمان دارد میگوید این مظاهر کفر عصیان و فسوق در خانه ما نباید باشد.@ او که روح کفر دارد روح فسوق دارد روح عصیان دارد به شدت با این فرد مخالفت میکند که نه اینها باید در خانواده ما و زندگی ما باشد من دوست دارم همین یک کلمه خوشم میاید دوست دارم وقتی میگویی دوست دارم خیلی خطرناک میشود تا گفتی دوست دارم قیمت مشخص میشود.@ چون قرآن میگوید قیمت هر آدمی به محبوبهایش هست به اینکه چه چیزهایی را دوست داری اگر انسان از یک چیزی که مظهر فساد مظهر گناه مظهر دوری از الله هست مظهر جهنم هست خوشش بیاید یک موقع انجام میدهد و خوشش نمیاید یک بحث دیگر است که بعد این را توضیح میدهم یک موقع نه آن شکل را دوست دارد آن هیئت را دوست دارد.@ این شکلی گشتن این شکلی رفتار کردن این سبک زندگی را اصلاً دوست دارد اینطور لباس پوشیدن اینطور رفتار کردن این عکسها این تابلوها این نوع موسیقیهای خاص که مناسب مجالس فسق و فجور است اصلاً دوست دارد این فامیلهای خاص که اهل فسق و فجور هستند از فامیلهای اینطوری خوشش میاید خودش اصلاً آن کارها را نمیکند ولی با اینها عشق میورزد هیچ فرقی نمیکند.@ (اَلراضی بِفِعلِ القَوم کَالداخِلِ فیهِم) حضرت فرمود کسی که به رفتار یک قومی راضی هست مثل این هست که قاطی آنها است ولو خودش هم آن کارها را نکند دیگر فرقی نمیکند وقتی از آن کار خوشت میاید در قلبت مینویسند قلبت شکل آن میشود خوش آمدن ملاک است.@ دل انسان نامه عمل انسان است هر چیزی را که خوشت میاید در نامه عملت یعنی در دلت مینویسند وقتی تو عاشق یک چیزی میشوی یا یک کسی یا یک کاری یا یک فعلی یا یک هیئتی یا یک شکلی یا یک اسمی میشوی با این عشق داری روی سینهات مینویسی و وقتی متنفر میشوی در سینهات نمینویسند یعنی در نامه عملت نمینویسند.@ خدا رحمت کند میرزا میفرمود مؤمن وقتی گناه هم بکن گناه را در نامه عملش نمینویسند چون آن لحظهای که این گناه را داشت میکرد به شدت خودش هم ناراحت و عصبانی و غمگین و متنفر و حالت ترس و حالت خجالت و حالت انزجار داشت.@ ممکن است پای مؤمن یک جایی بلغزد یک جایی یک دفعه قرآن میگوید دچار فحشار یا ظلم به نفس بشود(وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) ولی(یَتُوبُونَ مِن قَریب) زود توبه میکند ما دو تا آسیب داریم یک فحشا داریم یک ظلم به نفس.@ ظلم به نفس آنجایی هست که شخص کاری با خودش میکند یک گناهی میکند آسیبش دارد به خودش میرسد فحشا آنجایی هست که گناه یک ناهنجاری است یک بیعفتی خارجی است وقتی فحشا میگوید زنا در ذهن ما نیاید فحشا یعنی هر چیزی که آسیبش به دیگران میرسد.@ موادفروشی گرانفروشی فحشا است قاچاق فحشا است یک خانمی که خودش را هفت قلم آرایش میکند بزک میکند میرود در خیابان بقیه را به خطر میاندازد فحشا است یک کسی که صدای موسیقی حرام را زیاد میکند به گوش بقیه هم برسد فحشا است چون به دیگران هم دارد آسیب میزند.@ لذا قرآن میفرماید(وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً) دچار یک کار زشت بیعفتی یک کار خطرناکی میشود که به بقیه هم آسیب میزند(أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) یا اینکه به خودش یک ظلمی میکند بین خودش و خدا است مؤمن ممکن است اینطوری هم بشود ولی مؤمن از این کار متنفر است.@ ممکن است یک جایی تحت یک شرائط خاصی به او تحمیل بشود غفلت بکند به او فشار بیاید پایش بلغزد آسیبی ببیند اما همان موقع هم این گناه داشت کوفتش میشد هر وقت یادش میافتد اصلاً تشنج او را میگیرد ناراحت میشود که من چه کاری کردم مؤمن وجدان دارد مؤمن عذاب وجدان دارد مؤمن نفس لوامه دارد یعنی نفس ملامتگر دارد.@ علامت روح ایمان این هست مثل یک بدن سالم است که وقتی بدن سالم یک میکروبی میاید یک مریضی میاید آژیر میکشد درد علامت سلامت یک بدن هست که این بدن یا تب علامت سلامت است نشان میدهد که دارد مبارزه میکند دارد به تو نشان میدهد که با یک چیزی درگیر هستی یک دشمن داری.@ روح سالم اینطوری هست که وقتی به گناه میخورد به هم میریزد احساس بدی به او دست میدهد احساس کثیفی به او دست میدهد احساس آلودگی به او دست میدهد دردش میاید عذاب وجدان دارد گریه میکند ناراحت است بالا و پایین میرود آه و ناله دارد که چرا من یک همچین گناهی از من سر زد.@ اصلاً اینطوری نیست که اگر از او سر بزند بعد هم با لذت قورتش بدهد برود پی کارش مثل آب خوردن مثل یک غذای خوشمزه آن را بخورد بعد هم تمام بشود برای مؤمن هرگز گناه این شکلی نیست اگر گناه هم بکند مؤمن متنفر است(كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ) از کفر متنفر است بدش میاید کراهت دارد.@ از فسق از مظاهر فسق از بیعفتی از بیمبالاتی متنفر است از نافرمانی یک جا نافرمانی کرده باشد عذاب وجدان دارد دیدید یک بچه خیلی خوب یک بچه عاقل یک بچه با شخصیت وقتی خلاف پدر مادرش یک کاری را انجام میدهد خودش ناراحت است.@ همان لحظهای که پدر مادرش به او یک دستوری دادند میخواهد خارج از منزل آنجایی که پدر مادر نیستند خلاف رفتاری که آنها دستور دادند عمل میکند خودش هم ناراحت است اینها ارزش دارد این ناراحتی این عذاب وجدان این گریه این ناله این روح توبه این حالتهای پشیمانی این ملامت کردن خود همه قیمت دارد خیلی قیمت دارد.@ خدا فقط بندگانی را که گناه نمیکنند دوست ندارد آنها را دوست دارد ولی بندهای که گناه کرد و خودخوری دارد ناراحتی دارد مثل مار به خودش میپیچد این هم محبوب خداست لذا حضرت در دعا خیلی زیبا میگوید بزرگان دین بارها این نکته را گفتند حتی بعضیها لحظات آخر بعضیها میگویند در وصیتنامهها.@ حضرت میگوید خدایا من موقعی که داشتم معصیت میکردم برای این نبوده که میخواستم با تو جنگ بکنم معصیتم از روی مخالفت و جنگ با تو انکار با تو نبود شیطانی غلبه کرد شهوتی غلبه کرد پاهایم لغزید به ما یاد میدهند با خدا اینطوری سخن بگوییم من جهود و انکار و کفر نداشتم آن موقع که داشتم گناه میکردم ای خدا.@ تو خودت میدانی آن موقعی که من آلوده شدم تو را هم دوست داشتم با تو سر جنگ نداشتم از روی لج و لجبازی با تو دین تو احکام تو این گناهان از من سر نزد من برای اینکه بخواهم مقاومت و لجبازی بکنم با احکام تو و آن را مسخره بکنم کوچک بشمارم اینطوری نبود گول خوردم شیطنت کردم بچگی کردم خامی کردم ضعیف بودم شیطان فریبم داد که اینطوری شدم.@ خدا هم در قرآن خیلی زیبا میگوید خدا مفسد و مصلح را میشناسد خدا میداند کدام بندهاش با لج و لجبازی دارد جلویش میایستد و کدام بندهاش روی ناآگاهی روی سادگی روی ناشیگری معصیتش را میکند خدا مصلح را از مفسد میشناسد(رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما فِي نُفُوسِكُمْ).@ پس ملاک این هست که تو چقدر از بدی بدت میاید یک کسی که عصبانی میشود و عذاب وجدان ندارد یک کسی که بداخلاق است عذاب وجدان ندارد یک کسی که حسود است عذاب وجدان ندارد یک کسی که بدبینی دارد نسبت به اعضای خانوادهاش و دیگران و عذاب وجدان ندارد.@ یک کسی که شرائط زنداری را رعایت نمیکند تربیت بچه را رعایت نمیکند رفتار با فرزند را رعایت نمیکند شوهرداری را رعایت نمیکند عذاب وجدان ندارد این خیلی خطرناک است این یعنی دائماً جهنم را با میل دارد میخورد شکل اژدها شکل مار شکل عقرب را راحت دارد میپذیرد مؤمن اینطور نیست.@ مؤمن ضمن اینکه شکل انسانی دارد در باطنش وقتی که شکلهای حیوانات دیگر به او عرضه میشود مقاومت دارد جنگ دارد که اینها را کنار بگذارد این اگر یکبار در خانه عصبانی بشود اگر یک حرف زشت از دهانش بیرون بیاید اگر با فرزندش با همسرش خوب تا نکند اگر یک جا بداخلاقی بکند.@ اگر یک جا حس حسادت در دلش آمد اگر یک جا حس خودبزرگبینی سراغش آمد اگر یک جا حس رقابت سراغش آمد که بخواهد از کسی جلو بزند در اینطور چیزها خودش ناراحت است میگوید اصلاً من چرا یک همچین حسی به من دست داد.@ تا ناراحت شد یعنی قلب ناراحت میشود چون مظهر خوش آمدن و تنفر قلب است شما وقتی قلباً از عملی که کردی متنفر بودی قلب جذب نمیکند لذا فرمود برای مؤمن خدا نمینویسد به فرشتهها هم میگوید ننویسید این خودش وقتی که داشت این کار را میکرد خودش از این کار منزجر بود.@ یک دفعه عصبانی شد اما از اینکه عصبانی شده خیلی ناراحت است یک دفعه یک حرف زشتی از دهانش بیرون رفت ولی خودش خیلی ناراحت است یک دفعه دچار یک فحشا یا ظلم به نفس شد اما الان بنده من دارد مثل مار به خودش میپیچد خیلی ناراحت است.@ قلبش این معصیت را نپذیرفته شرمنده است ناراحت است اشک دارد سوز دارد آه دارد یک کسی که راحت فسق و فجور انجام میدهد بعدش هم قورت میدهد هیچ مشکلی هم ندارد هیچ عذاب وجدان و ناراحتی هم ندارد به او برنمیخورد در وجودش که چرا من یک همچین چیزی از من سر زد خواب به سرش نمیزند خودش خودش را ملامت نمیکند آن موقع هست که یعنی سیستم دیگر حالت دفاعی ندارد.@ پزشکان وقتی که یک بدنی تب دارد تلاش میکنند این بدن را نجات بدهند اما وقتی عفونت و آلودگی آنقدر زیاد میشود و بدن نمیتواند مقاومت بکند بدن تبش از کار میافتد آن بدن عادی است پر از عفونت است ولی دیگر تب ندارد پزشک اینجا میفهمد که این بدن کارش تمام است مردنی است برای همین میگوید دیگر کار به آن نداشته باشید چون بدن دیگر قادر به دفاع از خودش نیست.@ انسان تا عذاب وجدان دارد تا نفس ملامتگر دارد تا تنفر از گناه دارد تا تنفر از کفر دارد تا تنفر از نافرمانیهایی که کرده نسبت به خداوند در او هست امید نجاتش هست یعنی هنوز نمیشود از این بنده ناامید شد هنوز فرصت توبه بازگشت اصلاح وجود دارد.@ اما زمانی که این کار را میکند دلم میخواهد، کردم که کردم، خوشم میاید، اینطوری دوست دارم، به کسی ربطی ندارد، برو ببینیم بابا، اینطوری قلدری میکند این یعنی به سرعت دارد میرود به سمت جهنم به سمت نابودی.@ علی(ع) یک جمله دارد(کَیفَ یَنتَفِعُ بِنَصیحَه مَن یَلتَذُّ عَنِ الفَضیحَه) چطوری سود میبرد از خیرخواهی و نصیحت کسی که از فضیحت لذت ببرد میگوید شوهرم معتاد است برادرم معتاد است، میشود حلش کرد؟ دخترم معتاد است میگوییم ببین حاضر است ترک کند میگوید بله خودش آنقدر ناراحت است آنقدر معذب است که نگو خیلی هم تلاش میکند که این بشود.@ این یعنی مقاومت دارد با اینکه اعتیاد دارد اما امیدی به او هست این شاید اگر برود در کمپی جایی به او ترک بدهند شاید امیدی باشد که دیگر برنگردد به آن اعتیاد.@ الان آمار میگوید کمتر از 10% کسانی که از صد نفری که میروند ترک میکنند کمتر از ده نفر در این ترک میمانند نود و چند درصد دوباره برمیگردد همان کار، چون(یَلتَذُّ عَنه) لذت میبرد از آن گناه، از آن اعتیاد از آن مواد، میگویی ترک کن میگوید چه چیزی را ترک کنم من عشقم این هست میگویی برایت ضرر دارد میگوید من کلی با این کیف میکنم.@ حالا شما یک کسی که این کار را یک پُز میداند یک لذت میداند یک کلاس میداند مثل کسی که حجاب را رعایت نمیکند که اصل فسق و فجور است تقوا را رعایت نمیکند بعد این را یک کلاس میداند یک امتیاز میداند از آن لذت میبرد این(کَیفَ یَنتَفِعُ بِالنَصیحَه) چطوری میشود این را نصیحت کرد امر به معروف و نهی از منکر روی این اثر دارد؟.@ مگر نگفتیم دو روی یک سکه عشق و محبت است وقتی یک نفر عاشق گناه است شما میخواهی بروی نهی از منکر بکنی او شما را به صورت یک اژدها یک دیو میبیند که این آمده معشوق من را از من بگیرد من اصلاً همینطوری دوست دارم من اینطوری لذت میبرم او آمده من را از معشوقم جدا بکند یعنی متنفر میشود.@ ولی یک کسی که دارد این کار را خودش میکند معصیت دارد گناه دارد فحشا دارد ولی خودش هم شبها در خانه کلی عذاب وجدان و بیخوابی و ناراحتی و مثل مار به خودش پیچیدن و درد دارد ولی فردا باز همانطوری هست ولی ناراحت است.@ این وقتی یک نفر میاید با او حرف میزند آرام میشود خوشش میاید میگوید یک کسی آمده به من کمک بکند من هم والله خودم از این اخلاق خودم بدم میاید من هم خودم از این حالت خودم بدم میاید حالا من چکار کنم به نظر تو که من از این حالت در بیایم چکار کنم که خوب بشوم تو میایی کمک من بکنی من دست از این گناه دست از این اعتیاد بردارم.@ شما نگاه کنید به آدمهای شکمو بیایید به آنها بگویید رژیم بگیر این عاشق پرخوری و غذا و چربی و شیرینی است حالا مثلاً بیا با او حرف بزن حالتهایشان خیلی حالتهای باحالی است حالا از روی ادب گوش میکنند مثلاً اینطوری میکنند بله واقعاً درست است.@ یک کسی هم خودش را خسته میکند نیم ساعت به این رژیم غذایی میدهد این در آن مدت حالش هم به هم میخورد دارد این رژیم را میشنود حالا رفتی دکتر، دکتر گفته این کارها برایت ضرر دارد خطرناک است فرزندش هم بوده زنش یا شوهرش هم بوده.@ این به دکتر میگوید دکتر این حرفها را جلوی اینها نزن یعنی من خیال ندارم حرفهای تو را گوش کنم یعنی بنایش این هست یعنی دکتر به اینها نگو اینها فردا شاهد میشوند در خانه برای من شاخ میشوند خصوصی به من بگو که چه کارهایی نباید بکنم حالا الان زن یا شوهر شنیده بچه هم شنیده.@ بابا مگر دکتر نگفت نمک نریز، به تو چه بچه پررو تو باز فضولی کردی حالا کافی است یک آدم اینطوری کسی بخواهد سر سفره یک کسی بخواهد او را امر به معروف یا نهی از منکر بکند آقا این را نخور برایت ضرر دارد این خطرناک است کلی هم متنفر میشود.@ ممکن است در رودربایستی یا روی ضعف هم اجرا بکند مثلاً یک آدم مثبت بشود رعایت بکند بعد میگوید من با اجازتان کاری دارم بیرون میروم بعد میبینی در ساندویچی است غذا هم خورده حالا همان که خورده میبینی رفت در یک فستفودی آنجا یک غذای چرب و خیلی خوشمزه هم سفارش دارد دارد دو لپی میخورد.@ یا میبیند اگر بخواهد در خانه ببرد با این بچهها جنگ اعصاب دارد اول قبل از اینکه خانه بیاید میرود یک فستفود میزند بعد میاد خانه میگوید میل ندارم یا حالا میگوید باشد یک دستی به غذا میزند بعد هم خیلی کم میخورد چون قبلاً به شکمش رسیده چه خوب شده آدم مثبت شده این همه رژیمها را دارد رعایت میکند ساعت 10 رفته زده کلهپاچه را صبح زده حالا هم آمده.@ آدمی که از گناه بدش میاید و ناراحت است که این اخلاق بد را دارد یک جایی که چیزی میشنود علیه آن اخلاق خودش خوشش میاید میگوید من از این کلاس خوشم میاید چون دست میگذارد روی دردهای من و من یواش یواش راههای تسکین را پیدا میکنم.@ یک پدری یک زنی یک شوهری فرزندش شوهرش زنش را برمیدارد میبرد سر یک کلاسی در آن کلاس هم استاد دارد صحبت میکند درست علیه همان حالتهایی که این فرزند این زن این شوهر این پدر دارند این وقتی آن یک ساعتی که آنجاست انگار دارد همینطوری نیزه در قلبش میکنی.@ بعد هم بلند میشود میگوید این چرت و پرتها چه بود یا به استاد یک عالم فحش مید یا به شاگردان آن کلاس یک چیزی را بهانه میکند چون تحمل شنیدن آن چیزها را ندارد مثل بعضی از کسانی هستند که به آنها برنامه میدهیم نمیروند اجرا بکنند.@ من یک موقعی یکی از آنها را که میتوانستم با او حرف بزنم به او گفتم که چرا کوتاهی میکنی؟ گفت من دیدم اگر بخواهم این برنامه را اجرا بکنم باید با خودم درگیر بشوم باید خیلی از اخلاقهایم را کنار بگذارم نمیخواهم کنار بگذارم خیلی صادقانه این حرف را زد.@ کتاب به او میدهی نمیخواند، میگوید آقا من از الان بگویم من اهل کتاب و سیدی و کلاس و جلسه نیستم یعنی من خیال هیچ نوع تغییری ندارم بیخود زحمت نکشید وقتتان را تلف نکنید، پس خصوصیت روح ایمان چیست؟ ضمن اینکه عاشق الله و مظاهر دین عاشق بهشت است از جهنم هم متنفر است از مظاهر جهنم متنفر است.@ یک موقعی من با اتوبوس میآمدم تهران من روی صندلی نشسته بودم که صندلی کناری من خالی بود یک آقایی هم آدم دوست داشتنی بود او هم هم عرض من نشسته بود صندلی کناری او هم خالی بود نفر پشت سریمان هم او هم همانطوری بود صندلی کناریش خالی بود.@ یک خانم جوان بدحجابی آمد در ماشین، راننده به او گفت خانم برو آنجا بنشین سمت ما بود باید میآمد پیش یکی از ما سه نفر مینشست این خانم بعد آمد رفت نشست کنار این پشت سری ما، این آدم باحال که کنار من بود سرش را تکان داد چقدر وجدان خوب است این آدم یعنی روح فعالی دارد.@ سرش را تکان داد گفت اَه اَه گفتم چیه؟ گفت یک لحظه گفتم خدایا کاش این خانم بیاید پیش ما بنشیند بعد هم نیامد یک ذره در دلم ناراحت شدم بعد یک دفعه از خدا خجالت کشیدم گفتم تو اگر آدم سالم و پاکی هستی برای چی در دلت یک دفعه خوشت آمد یک نامحرمی بیاید کنار تو بنشیند و چرا وقتی نیامد بنشیند ناراحت شدی این آدم زیرکی هست.@ داشت سوار الاغ از روستا میآمد آدم مقید و متدینی هم بود دزدها او را گرفتند حمله کردند این همان روی الاغ فهمیدند این از آن مذهبیها است به او گفتند یا تو را میکشیم یا این شراب را بخور بعد میگذاریم بروی این هم دید چه توفیق خوبی دست داده.@ از این طرف خدا هم که دیگر با او کاری ندارد قیامت میتواند بگوید ما مجبور بودیم آمد شراب را گرفت بخورد الاغ سرش را بلند کرد زد شراب ریخت یکی زد در سر الاغ گفت یک شراب حلال هم خواستیم بخوریم تو نگذاشتی این نشان میدهد که این شخص قلباً به این کار گرایش دارد روی تقوا نمیخورد ولی باطناً از شراب بدش نمیاید این خطرناک است.@ یک موقع هست انسان فحشایی را مرتکب نمیشود ولی در دلش دوست دارد آن فحشا را مرتکب بشود و اگر به او عرضه بشود میپذیرد این خطر دارد این یعنی سیستم آسیب زیاد به او میرسد سیستم دفاعی ندارد آدم خوبی است آدم مؤمنی است آدم اهل رعایتی است به زور هم دارد رعایت میکند.@ ولی این اگر یک سفر خارجی برود اگر یک دبی کیشی برود یک عروسی برود سیستم دفاعی ندارد این اگر یک شوهر ضعیف بکند میرود این اگر یک خواستگار ضعیف بیاید میپذیرد این اگر عاشق یک زن ضعیف بشود که دینش را میخورد راحت میپذیرد چون سیستم دفاعی ندارد سبک ندارد اصول ندارد.@ پس این که گناه نمیکنیم یک داستان است گناه نمیکنیم خیلی خوب است اینکه از گناه هم متنفر هستی یا نه(وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ) روح ایمان این تشکیلات را دارد وقتی امام رضا(ع) میفرماید یک آدمی که توبه نمیکند روح ایمان از او میرود چون خیال ندارد با بدی ارتباط برقرار کند.@ یک کسی که روح ایمان دارد به شدت توبهکننده است تواب است روزی صدبار هزار بار استغفار دارد یکی از لذتبخشترین ذکرهای یک آدمی که سالم است استغفار است استغفار مثل کسی هست که آدم تمیزی هست حداقل هر روز یا یک روز در میان حمام میرود این از عرق از چربی از آلودگی بدش میاید همیشه دوست دارد نظیف و پاک باشد استغفار خیلی مهم است.@ استغفار حمام نفس انسان است یک کسی که صد مرتبه در روز استغفار نداشته باشد روحش آلودگی جمع میکند شکلش دارد شبیه حیوانات میشود باطنش خطرناک میشود این آدم میرود به سمت عصبانیت میرود به سمت غصه میرود به سمت اضطراب میرود به سمت ناآرامی.@ یک کسی در روز از خدا معذرتخواهی نمیکند به خاطر کششها و گرایشات و آلودگیها و کسراتی که به آن آلوده شده یعنی اینها را دوست دارد بیشتر دارد جذب میکند بعد هم ضخیم میشود به راحتی هم پاک نمیشود.@ پس مهم این هست که انسان کفر، فسق و نافرمانی را از آنها متنفر باشد از گناه بدش بیاید این یعنی سلامت، تکلیفش با اهل کفر و فسوق مشخص باشد اگر در فامیلش یا در خانهاش آدمهای فاسق وجود دارد دوستشان دارد ولی خودش با آنها اینقدر ارتباط برقرار نمیکند که آلوده بشود در فسقهای آنها شرکت نمیکند.@ حضرت فرمود شایسته است فرد جاهل با عاقل مثل طبیب با مریض باشد طبیب هر چقدر مریض آلوده است از مریض بدش نمیاید بیشتر دلش هم میسوزد به او مهربانتر هم هست ولی اصلاً طبیب مریضی مریض را جذب نمیکند اینقدر مجهز هست که آن مریضی را جذب نمیکند.@ دستکش دارد ماسک دارد وقتی میخواهد به او دست بزند به راحتی به او دست نمیزند با عفونیترین مریض هم سروکار دارد ولی خودش آلوده نمیشود الان برادر من پدر و مادر من همسر من فرزندم آلوده است روحش با من اصلاً سازگاری ندارد در خانه هم من مجبور هستم با اینها زندگی کنم باید دوستشان داشته باشم اما در انتخابها و عملکردها هرگز از آنها خط نمیگیرم.@ فامیلهایم را دوست دارم در مراسمهایشان هم شرکت نمیکنم اگر مراسم فسق و فجور داشته باشند اما دوستشان هم دارم این خوب است بد نیست خودم را هم بهتر از آنها هرگز نمیدانم خودم که آن کارها را نمیکنم خودم از آن کارها بری هستم با این حال خودم را بهتر از آنها هم نمیدانم یعنی انسان حق ندارد خودش را بهتر از آنها بداند.@ خیلی خطرناک است اگر خودش را بهتر از آن اهل گناه بداند این خوب است ولی اگر دعوتم بکنند و بخواهند به فسق و فجوری دعوتم بکنند آنجا نمیروم پس این ملاک را دقت بکنید در قلب تو چه میگذرد آیا واقعاً از معصیت بدت میاید واقعاً متنفر از کفر و کافران هستی؟.@ واقعاً از نافرمانی نسبت به دین خدا ناراحت هستی که چرا من تقوا ندارم چرا من مقید نیستم چرا راحت گول میخورم چرا راحت میپذیرم حرف شیطان را، این علامت مبارکی هست اگر اینطوری باشی یعنی این آدم هنوز روح ایمان دارد.@ گاهی وقتها روح ایمان کاری میکند که شخص ممکن است پنج سال ده سال بیست سال گناه بکند اما آن یک ذره ناراحتی و وجدان کار خودش را میکند مثل حُر مثل خیلی از کسانی که دو روز پنج روز ده روز یک ساعت قبل از مرگشان توبه کردند در حالی که نمیدانستند میمیرند توبه کردند گفتند خدایا ما پشیمان شدیم خدایا ما از گذشتهمان منزجر هستیم این خیلی ارزش دارد.@ به حضرت آیت الله شیخ جواد انصاری همدانی(ره) گفتند این جوان خیلی دچار فسق و فجور است یک نگاهی به او کرد گفت این فلان سال برمیگردد میاید مثل سرماخوردگی میماند که یک دوره 21 روزه دارد بعد خوب میشود اگر داروهایش را بخورد.@ گاهی وقت طبیعتگرایی آدمها اینطوری است آدمها یک موقعهایی میروند در طبیعتگرایی ولی دورش را میزند برمیگردد میاید توبه میکند الان درست است افتاده در مسیر اینطوری ولی قلبش منقبض است قبول نمیکند دارد انجام میدهد ولی ناراحت است.@ یکی از همین خانمهایی که هنرپیشه تلویزیون هست خانم بسیار خوبی هم هستند گفت من در یکی دو سالی که حجاب چادر را انتخاب کردم 3900 نفر از دوستان همکاران کسانی که با حجاب کامل مشکل داشتند را به این حجاب دعوت کردم این 3900 نفری که قبول کردند هیچ کدام آدمهای بدی نبودند که توانستند بپذیرند.@ ولی یک کسی که لذت میبرد از اینکه مخالفت با خدا بکند این خیلی خطرناک است میداند سبک زندگی خانواده آسمانیش پدرش مادرش حیثیت انسانیش این شکلی نیست اینطوری نیست اگر به لجبازی بیفتد این خیلی خطرناک است.@ روح ایمان یک نقطه اوج دارد که اوجش را میگذاریم برای جلسه آینده، انشاالله در مورد اوج روح ایمان آن مایه اصلی روح میخواهیم صحبت بکنیم که این مایه اصلی اگر باشد انسان باید خیلی خوشحال باشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ دعای امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان، رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین عالم، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، حل مشکلاتمان، سلامتی رهبرمان، نجات کشورمان، دفع دشمنانمان، و نجات همه اموات مؤمنین و مؤمنات مسلمین و مسلمات بدوارثان و بیوارثان بخصوص اموات خودمان.@ (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان خشنودیشان از همه ما و اینکه همه انشاالله مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@