أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بخش پانزدهم از فرمایشات وجود مقدس امام رضا(ع) تمام شد که درباره توبه و ضرورت توبه از اخلاق ناپسند، بدجنسی و آزار دیگران بود اینکه انسان اگر بخواهد سالم متولد به آخرت بشود و در دنیا شادی و آرامش داشته باشد و وفاتش برایش مبارک باشد.@ وقتی که میخواهد وارد فضای بینهایت زیبا، کامل، جذاب و پیشرفته آخرت بشود با خوشحالی وارد آخرت بشود صحنههای بدی را نبیند و آنجا یک آسایش ابدی را به دست بیاورد باید روح آزار دیگران را از وجود خودش دور کند و اخلاق بد را در درون خودش درمان بکند هیچ عبادتی بالاتر از این نیست که انسان رذائل خودش، خلقیات بد خودش را برطرف بکند.@ هر چقدر انسان روح آزار و اذیت دیگران و خلقیات زشت را از خودش دور میکند درونش معطرتر و نورانیتر و قویتر میشود و عبادتهای او اعمال صالح او در وجود او بیشتر اثر میگذارد و خیر کارهای خیر، خیر عبادتها و اذکار خودش را این شخص بیشتر میبیند اولویت برای هر کسی در زندگیاش خودسازی هست.@ ما برای خودسازی به دنیا آمدیم دنیا همانطور که بارها و بارها معصومین فرمودند ما هم در رابطه ریاضیاش گفتیم مثل رحم مادر هست دنیا برای آخرت خلق شده یک وسیله است یک جایی هست برای ساختن ما، ما مهمترین رسالتمان این هست که خودمان را برای حیات جاودانه آماده کنیم.@ هیچ مسئولیت و کاری ما مهمتر از این در دنیا نداریم اینکه یک عده میگویند من شوهر کردم وقت ندارم زن گرفتم وقت ندارم درس میخوانم وقت ندارم کارم یکطوری هست که اجازه نمیدهد من به خودسازی برسم سرم شلوغ است نمیتوانم به کارهای تربیتی خودم و فرزندانم برسم وقت ندارم به عبادت برسم.@ وقت ندارم به خودسازی برسم فرصت ندارم گناهان و اخلاق رذیله را از خودم دور کنم این شخص وقتی که این بهانهگیریها را میکند یعنی اصلاً نفهمیده برای چه به دنیا آمده اصلاً هدف از خلقت را نفهمیده اصلاً متوجه نیست که به عنوان یک انسان یک همچین رسالتی را دارد چون اساساً خودش را انسان نمیبیند.@ بنابراین عمر و وقت و استعدادهایش صرف کارهایی میشود که برای آنها خلق نشده برای آنها به دنیا نیامده میگوید من شوهر، زن، بچه، درس و کار، باشگاه، ورزش دارم نمیرسم اصلاً این شخص متوجه نیست که چرا به این دنیا آمده هدف از خلقتش چه هست.@ هیچ چیزی در دنیا وجود ندارد که بهانهای باشد برای اینکه ما خودسازی نکنیم بهانهای باشد برای اینکه ما به تربیت خودمان نرسیم هیچ چیز در دنیا وجود ندارد برای اینکه بهانهای باشد که ما معصیت کنیم دستور خدا را اجرا نکنیم.@ حتی قرآن کریم در مورد دستهای از جهنمیها که میگویند ما در محیط بد زندگی میکردیم آن محیط بدی که ما در آن زندگی میکردیم پر از گناه و معصیت بود ما هم نمیتوانستیم جلوی خودمان را بگیریم.@ آنجا محیط محیط آلوده و پر از معصیت بود فرهنگشان اینطوری بود سبک زندگیشان اینطوری بود ما هم نمیتوانستیم یک اقلیتی بودیم(كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ) ما در آن محیط ضعیف بودیم نسبت به جمع، نسبت به اکثر مردمی که فاسد بودند و گناه و معصیت میکردند ما ضعیف بودیم نتوانستیم به هر حال به وظائف دینی و مذهبی و به وظائف خودسازیمان عمل کنیم.@ فرشتهها میگویند(أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها) آیا زمین خدا آنقدر وسیع نبود که شما هجرت بکنید بروید جایی که بتوانید دینتان را نگه دارید بتوانید خودسازی کنید بتوانید به هدف خلقتتان نائل بشوید هیچ چیز برای انسان بهانه نیست که بگوید شغلم اقتضا میکرد.@ یکی از واجبات الهی هجرت هست هجرت از جمله واجبات الهی است که اگر کسی نتواند در یک محیطی در یک شهری در یک کشوری دین خودش را حفظ بکند حق ندارد در آنجا زندگی بکند میگوید برای چه در آن محیط ماندید آیا آن دلبستگی به آن محیط و فضا از دلبستگی به خانواده آسمانیتان، خاندان آسمانیتان، اصل و ریشه، آسمان، الله، غیب، حیات جاودانهتان بیشتر بوده؟@ اگر یک کسی بهشت را ابدیت را آخرت را خانواده آسمانیاش را کنار بگذارد و دلبستگیاش به محیطها، آدمها و افرادی بیش از اینها بشود قرآن میگوید این از حالت انسانی دیگر خارج شده چون قرآن میگوید اصل شما آسمانی است.@ خانواده اصلی شما اهل بیت هستند خانه شما آخرت است جایگاه شما خانه شما حداقل بهشت است و مقام بالاتر از بهشت هم دارید یک کسی بگوید من یک جایی زندگی میکردم که نمیتوانستم دینم را حفظ کنم.@ در یک شرائطی بودم نمیرسیدم به کارهای اخلاقی و معنویام، قرآن میگوید باید تغییراتی در خودتان ایجاد کنید اگر شغلت مزاحمت دارد عوضش کن اشتهایت را کم کن توقعات را از زندگی پایین بیاور تا به این کارها هم برسی به گونهای به زندگی اکتفا کن که دینت را بتوانی حفظ بکنی.@ هوسهایت را کم کن آمال و آرزوهای طبیعیات را کم کن میلهایت را کنترل کن آرزوهایت را مدیریت کن که طوری نشود که نتوانی به آخرت و حیات جاودانهات برسی که اگر مرگی فرارسید جهنم بروی این خیلی خطرناک است.@ انسان یک چیزهایی در زندگی برایش مهمتر باشد که خودش را یادش برود آخرت یادش برود ابدیت خودش را فراموش کند جاودانگی خودش را فراموش کند و یادش برود به بازیهایی سرگرم بشود هر چند بازیهای اهل دنیا خیلیهایش هم معقول باشد.@ ولی اگر مزاحمت ایجاد بکند برای خودسازی ما، برای زدودن رذائل، برای توبه کردن مزاحمت ایجاد کند جهنم هست هر چه میخواهد باشد لذا انسان قبل از اینکه بخواهد دست به هر انتخابی بزند قبلش باید حساب کند که من اگر این چیز را انتخاب کردم موفق میشوم با انتخاب این چیز که به اطاعت خدا برسم معصیت نکنم جهنم نروم آلوده نشوم.@ اگر موفق نیستی حق نداری انتخابش بکنی یک همسر است میگویی اگر من با این ازدواج کنم میدانم با ازدواج کردن با این آدم جهنمی میشوم حق نداری با او ازدواج کنی تنها زندگی کن بهتر از این هست که با یک آدم احمق و به قول علی(ع) جلیس نامتناسب، یک همراه و همسر نامناسب انسان ازدواج بکند حق نداشتی انتخاب بکنی.@ حق نداری محل زندگی را انتخاب بکنی که در آن موفق نشوی وظائف و طاعتت را انجام بدهی یا رفتم در محیطی که آن محیط طوری بود که نمیتوانستم نماز بخوانم، وظائف شرعی را رعایت کنم، بیخود کردی.@ اصلاً آنجا رفتی فرشتهها میگویند برای چه آنجا رفتی چه حقی داشتی یک همچین محیطی را به خاطر میلت انتخاب بکنی که نمیتوانی در آنجا دینت را حفظ بکنی یا دوست، این دوستانم نمیگذاشتند.@ چرا این دوستان را انتخاب کردی چرا اصلاً با اینها دوست شدی چرا رهایشان نکردی محل زندگی محیط زندگی ما یک محیط فاسدی بود بالأخره ما هم فاسد و خراب شدیم حق نداشتی شما باید از آن محیط هجرت میکردی باید میرفتی یک محیطی که غنا داشته باشد.@ الان اگر یک نفر از محیط سالم برود در یک محیط شهری ناسالم که در آن آلودگی هوا و انواع مریضیها و خطرهای جسمی هست میگویند این کار غیربهداشتی و غیرعاقلانه است.@ یک کسی هم که فضای زندگیاش در جایی قرار دارد که در آن فضا آلودگی معنوی وجود دارد آلودگی انسانی وجود دارد آدمهای بهشتی کم هستند نوعاً آلوده، منحرف، غافل یا جهنمی هستند برای چه رفتی این محیط را برای خودت انتخاب کردی؟@ به شهوت و به عشق چه چیزی رفتی واقعاً میارزید؟ هیچ چیز ارزش اینکه ما بخواهیم جهنم برویم معصیت خدا را بکنیم نافرمانی بکنیم یا واجباتمان را کنار بگذاریم نداریم امتحان هم انسان زیاد میشود.@ گاهی وقتها وسوسههایی میشود فضاهایی برای انسان فراهم میشود خدا فراهم میکند ببیند آیا تو واقعاً راست میگویی یا نه، قاعده ابتلا و بلا و امتحان الهی یک قاعده عمومی هست استثناء ندارد.@ همانطور که همه انسانها در هوا و اکسیژن قرار میگیرند همه انسانها باید هوا تنفس کنند همه خون دارند همه سهمی از امتحان و آزمایشها را دارند برای انسان از این امتحانها زیاد فراهم میشود شرائطی فراهم میشود خیلیها هم ممکن است قند در دلشان آب شود ولی یک کسی که خودش را به عنوان یک انسان میشناسد هرگز یک همچین انتخابهایی را انجام نمیدهد.@ میگوید درست است وسوسهانگیز هست و خیلیها هم ممکن است برایش سر و دست بشکنند ولی من یک همچین چیزی را انتخاب نمیکنم چون میدانم نمیتوانم به آزادی فطریام برسم آزادی فطریام را از دست میدهم زندانی میشوم.@ پر و بال آسمانیام شکسته میشود حضورم در غیب کم میشود از غیب از خانواده آسمانی بیرونم میاندازند مجبورم با یک مُشت آدم غافل و جهنمی و تاریک سر و کله بزنم دیگر ارتباطم با خانواده آسمانی با غیب با فرشتهها با بهشت با اولیا، با انبیاء، با ائمه با خدا ضعیف میشود من حاضر نیستم همچین قیمتی را بپردازم.@ چطور اگر یک بچهای بخواهد یک چیزی را انتخاب کند که باعث بشود از پدر و مادرش کَنده و دور بشود این کار اشتباه است این انتخاب انتخاب غلطی است یا یک زن شوهردار مجبور است یک شغلی را انتخاب کند که مجبور است خیلی از زمانهای روز و شب را در خانه نباشد این کار غلط است.@ چون اصل خانواده و ریشه و پدر و مادر است در ارتباط با خانواده آسمانی هم انسان هر جا که هست نوع انتخابها و ارتباطاتش باید یک گونهای باشد که از خانواده آسمانیاش و از غیب جدا نشود چون به زودی با وفات به آنها ملحق میشود و اگر نتوانسته باشد ارتباط را حفظ بکند خیلی برایش بد میشود.@ پس این یک اصل هست که ما باید خودمان را بسازیم باید رذیلههای اخلاقی را کنار بگذاریم باید روح بدجنسی و آزار و اذیت دیگران را از خودمان دور کنیم اینها اگر با ما باشد و ما با اینها وارد برزخ بشویم برای ما دردسرساز است.@ پس اصل این است یک کسی نگوید من به خودسازی نرسیدم سرم شلوغ بود کارم زیاد بود درس داشتم، درس را نمیخواندی یا کمتر میخواندی چه کسی گفته درس واجب است ولی خودسازی واجب نیست، چه کسی گفته کار واجب است خودسازی واجب نیست.@ عده زیادی به بهانه تحصیل و درس خودشان را جهنمی میکنند نه درس اینقدر هم واجب نیست من تدریس میکنم یک موقع دانشگاه برای اساتید دانشگاه یا برای مقطع کارشناسی ارشد، میبینم خیلی وقتها اساتید دانشگاه میایند گله میکنند از وضعیت روحی خودشان، یا دانشجوهای دکترا، دانشجوهای ارشد، میگویم چه کسی به شما گفته که شما با این سرعت بخواهید ارشد یا دکترا را بخوانید حتماً واحدتان را کمتر کنید.@ یکسال دیرتر دانشگاه بروید یا مقطع بعدی که میخواهید بروید دیرتر بروید با یک سرعت کمتر، اما سالم، شاد، آرام به همه ابعاد وجودیتان برسید اینکه درس، دانشگاه، دکترا و ارشد بخوانم چه کسی گفته که اینقدر واجب شده.@ اگر کسی میتواند آنها را بخواند به خودسازی هم برسد حرکت کند با سرعت هم بخواند ولی یک کسی که میگوید اینها به من فشار میاورد دارد اذیت میکند به عبادتم نمیرسم حضور قلب و سحر و شب و ذکر و تعقیبات ندارم روزی 50 آیه قرآن را نمیتوانم بخوانم.@ علی(ع) فرمود روزی 50 آیه قرآن خواندن بر هر مسلمانی واجب است قرآن روز قیامت شکایت میکند میگوید خدایا این بنده تو با من قهر بود انس نداشت من را ضایع کرد در زندگیاش به من توجه نکرد تو هم ضایعش کن و دعای قرآن و نفرین قرآن رد نمیشود.@ چرا یک سبک زندگی را انتخاب کردی 114 سوره امام باقر(ع) فرمود این سورهها تکتکشان شخصیتهای حقیقی هستند یعنی ظهور شخصیتی روز قیامت پیدا میکنند حتی نمازها هم شخصیت پیدا میکنند.@ چرا انسان باید یکطوری سبک زندگیاش را تنظیم بکند که انسش با قرآن از بین برود انسش با آسمان از بین برود انسش با خانواده آسمانیاش از بین برود یک بچهای بگوید که من اینقدر سرم شلوغ است که وقت ندارم به پدر و مادرم سر بزنم.@ وقت ندارم بروم یک رابطه عاطفی خوب با پدر و مادرم داشته باشم غلط است یک آقایی بگوید من اینقدر سرم شلوغ است که به همسر و فرزندانم نمیرسم، غلط است، یک خانمی بگوید من اینقدر مشغلههای بیرونی دارم که به نیازهای همسر و فرزندانم نمیرسم.@ این شیوه غلط است و یک کسی بگوید من اینقدر سرم شلوغ است به خانواده زمینیام مشغول هستم که به خانواده آسمانیام نمیرسم این هم غلط است این یعنی محرومیت ابدی از سعادت، این یعنی بدبختی، هلاکت، نکبت، غصه و غم دائمی، لذا ما در برنامهریزیها میبینیم خیلی وقتها شخص میگوید اینقدر برنامه سنگین است نمیرسم.@ الان خیلی از عزیزان میایند از این برنامهها میگیرند ما به آنها برنامه شش ماهه میدهیم میگوییم شما اگر این برنامه شش ماهه را عمل کنید حتماً حالت خوب میشود حتماً به آرامش میرسی حتماً به پاسخ سؤالاتت میرسی حتماً از سردرگمی در میایی حتماً به شادی و آرامش میرسی حتماً غصههایت تمام میشود.@ شش ماه روی برنامه وقت بگذار میگوید نمیرسم اینقدر کار دارم، برو آنها را کم کن برو شش ماه مرخصی تحصیلی بگیر برو یکذره مرخصی کاری بگیر برو یکذره ساعت کاریات را کم کن که به روحت به ابدیت و جاودانگی و نشاطت برسی.@ نمیشود که همه اینها را فدا کنی که من همیشه دارم کار میکنم ما اینجا برای کار کردن که نیامدیم توقعات از زندگی، توقعات شکمی و غذایی، لباسی، اسباب و اثاثیه منزل، اتومبیل توقعات دیگرت را کم کن که وقت داشته باشی به خودت هم برسی.@ آن موقع خدا به تو برکت اقتصادی بیشتری هم میدهد چه فایده که ما در مسائل دنیایی رشد پیدا کنیم اما از مسأله جاودانگی و ابدی بیافتیم از آخرت بیافتیم این به چه درد میخورد موفقیت واقعاً چه ارزشی دارد باید روی برنامه وقت گذاشت باید آخرت و ابدیت را جدی گرفت.@ امام امت فرمود برای طلبهها گفت دو قدم در اخلاق و تهذیب یک قدم در علم، یا به طلبه میگفت مواظب باش علمزده نشوی درس بخوانی و از خودسازی بیافتی دانشجو که به مراتب ممکن است بدتر بشود.@ چون طلبه یک فضای بهشتی لااقل دارد آدمهای بهشتی اطرافش زیاد هستند غذاهای قدرتمند زیاد دارد انسان باید جدی بگیرد مسأله ابدیت و آخرت را، به وظائفش باید درست برسد بگوید من به تربیت فرزندم و همسرم نرسیدم در قاعده سه انگشت در مهارتهای یک توضیح دادیم سه وظیفه هست که هر کس دارد.@ تأمین اقتصادی یعنی مرد موظف است زن هم همینطور که به سیاستهای اقتصادی خانهشان را درست برسند که لقمه پاک و طیب و حلال داشته باشند نه فقط لقمه داشته باشند هر غذایی گیرشان بیاید هر چیزی بخورند، نه غذای حلال و طیب.@ رشد اقتصادی خوب است ولی از آن مهمتر رشد تغذیه عاطفی است باید عشق و محبت در اعضای خانواده زیاد باشد بیشتر از مسائل اقتصادی باشد وقتی که محبت بیشتر از مسائل اقتصادی شد دعوا در خانواده ایجاد نمیشود سر دنیا، اعضای خانواده همه با هم راحت هستند همه با هم لذت میبرند.@ هیچ کدامشان با هم سر دنیا عصبانی نمیشوند دروغ نمیگویند به هر حال به خاطر دنیا به جان هم نمیافتند پیامبر هم دست گذاشته روی همین نکته که میفرماید هر کس برای دنیا گریه میکند جهنمی میشود(مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار).@ دنیا نباید یک کسی را عصبانی و غمگین و ذلیل و خوار بکند اگر یک چیز دنیا یک انسان را کوچک کرد یعنی این کوچکتر از دنیاست که دنیا میتواند به او غلبه کند و تحقیرش کند در سرش بزند و او را به گریه بیاندازد به اسارت بگیرد که به خاطر این نیاز دنیایی بیافتد به گریه کردن و التماس کردن، این خیلی بد است.@ بنابراین این تأمین خیلی مهم است و تأمین مهمتر در محیط خانه و اجتماع تأمین معنوی بود اصل، ابدیت، معنویت که اگر این تأمین نشود شما هر موفقیتی داشته باشی شکست است موفقیتهایت شکست است چه برسد به شکستهایت، موفقیتها هم بد است.@ پس باید به این رسیدگی بشود من وقت نداشتم به تربیت فرزندم برسم وقت نداشتم مهارتهای زندگی با همسرم را یاد بگیرم وقت نداشتم مهارتهای جنسی را یاد بگیرم وقت نداشتم مهارتهای عاطفی را یاد بگیرم وقت نداشتم مهارتهای کلامی را یاد بگیرم وقت نداشتم مهارتهای اخلاقی را یاد بگیرم، پس برای چه زندگی تشکیل دادی.@ اگر نمیتوانی اداره کنی برای چه زندگی تشکیل دادی؟ تشکیل زندگی، زن شدن و شوهر شدن یعنی من میتوانم این زندگی را با سه شاخصه اداره بکنم به این مهارت خودم را رساندم میتوانم هم تأمین اقتصادی کنم در حداقل مطلوب، تأمین عاطفی کنم.@ در خانه دعوا و درگیری راه نیاندازم بداخلاقی نداشته باشم عشق و محبت و دوستی و خوش اخلاقی باشد و هم میتوانم فضای خانه را بهشتی کنم نیاز معنوی خانواده را تأمین کنم بچهها و همسرم را میتوانم تأمین کنم چه زن چه مرد.@ پیامبر فرمود زن مسئول مرد و بچههایش هست مرد هم مسئول زن و بچههایش هست هر دو باید مراقبت کنند از بهداشت خانواده از محیط خانواده در این سه عرصه، این اساس برنامهریزی در زندگی است.@ بقیه چیزهای زندگی که من دیگر حالا باید حتماً لیسانس و ارشد و دکترا بگیرم و حتماً باید شاغل باشم حتماً باید انقدر درآمد داشته باشم اینها دیگر در اولویتهای بعدی هست اگر با حفظ تعادل در این سه انگشت میتوانی رشد بکنید هر چقدر میخواهید درس بخوانید هیچ اشکال ندارد شغل و درآمد داشته باشد رشد اقتصادی داشته باش.@ کار و تجارت کن مهمانی و مسافرت برو ولی وقتی نمیتوانی حق نداری دست بزنی به یک همچین انتخابهایی که نمیتوانی خودت را بسازی درست است الان وضع مالیاش خوب شده خیلی رشد کرده ولی میبینی که اصلاً از نظر اخلاقی کاملاً آسیب دیده.@ از نظر ارتباط با خدا آسیب دیده دچار محرمات و معصیت و گناه است روابط غلط و آلوده، افکار غلط، دیدنیهای حرام، شنیدنیهای حرام، دائماً دارد حرام میخورد این چه زندگی است میارزد این درس و دکترا و موقعیت اجتماعی و شغل میارزید.@ این مقامی که تو برایش کشتی دست و پا زدی خودت را به این مقام برسانی میارزید خودت را به اینجا برسانی در حالی که به ابعاد دیگر نمیرسی آدم با چه قیمتی رئیس و سرگرد و سرهنگ و دکتر و مهندس و وزیر و رئیس جمهور و نماینده مجلس بشود به قیمت از دست دادن ابدیتش و انس با آخرتش، چه ارزشی دارد.@ یک زندگی ساده معمولی ولی با ثروت آخرتی و ابدی خیلی بالاتر از این هست که انسان یک زندگی سطح بالا داشته باشد اما از نظر عاطفی و معنوی و انس با غیب گدا باشد فقیر باشد در ارتباط با الله، چه ارزشی دارد این زندگی به چه درد میخورد.@ پس نتیجهای که داریم میگیریم از بحث پانزدهم که میخواهیم الان وارد بحث شانزدهم بشویم این هست که توبه یک اصل هست انسان اگر مسیرش غلط است برگردد هر جا هست برگردد بگوید من این مسیر را اشتباه رفت هیچ اشکالی هم ندارد.@ گاهی اوقات بعضی از عزیزان میایند میگویند من رشته دانشگاهی را اشتباه انتخاب کردم رفتم الان نمیتوانم ارتباط بگیرم پژمرده و افسردهام کرده استعدادم را کور کرده به واسطه این دارم انسم را با آخرت از دست میدهم میگویم برگرد اشکال ندارد دیگر دانشگاه نرو برو انصراف بده یک رشته دیگر انتخاب کن.@ خود من در دانشگاه همین کار را کردم یک موقعی درس میخواندم در یک رشتهای یکسالی هم درس خواندم بعد دیدم در این رشته نمیتوانم کار کنم برایم ضرر دارد رها کردم یک سال دیگر درس خواندم یک رشته دیگر رفتم چه اشکال دارد.@ توبه یعنی همین یعنی اگر مسیرت غلط است دست بردار برگرد برو یک مسیر دیگر را انتخاب کن نگویید حالا من قبول شدم حالا من رفتم اینجا مشغول به کار شدم پس همینطوری ادامه بدهیم تا آخر برویم، غلط است دارد به سمت جهنم میرود، حالا دیگر شروع کردیم ولش نکنیم بگذار تا آخرش برویم.@ آخرش جهنم است خوب نیست آخرش این هست که تو یک عالم مریضی جمع میکنی آخرش سرطان است این به دردت نمیخورد رهایش کن با شجاعت بگو این مسیر مسیر من نیست میروم مسیر درستی را انتخاب میکنم توبه یعنی این.@ اینکه حضرت فرمود توبه یعنی(وَ إضمارُ أن لا یَعُود) آخرین چیز این بود که(التَوبَۀُ نَدَمٌ بِالقَلب) انسان واقعاً در قلبش پشیمانی داشته باشد بگوید مسیر را اشتباه رفتم واقعاً پشیمان بشود(و إستِغفارً بِاللِّسان) زباناً از خدا معذرتخواهی کند واقعاً عذرخواهی کند.@ (وَ تَرکٌ بِالجَوارِح) ارتباط فیزیکیاش را با محیطهای گناه و آلوده قطع کند دیدنیها و شنیدنیها و لقمههای حرام را قطع کند اگر خدای نکرده سال خمسی ندارد زکات ندارد زود خمسش را بپردازد که لقمه حرام به خودش و زن و بچهاش ندهد به همه آتش بخوراند.@ (وَ تَرکٌ بِالجَوارِح) یعنی این، دوستانی دارد که ارتباط با آن انسان را آلوده میکند محیطی دارد که آن محیط انسان را ضعیف بار میاورد زود ارتباطش با آن محیط را قطع کند(وَ إضمارُ أن لا یَعُود) و اینکه واقعاً نخواهد برگردد به آن محیط، به آن وضعیت، این توبه میشود برمیگردد بازسازیها صورت میگیرد شخص درمان میشود.@ 30 سال هم که گناه کرده باشد درست میشود خدا میپذیرد وقتی انسان برگردد مسیر درست را میرود وقتی افتادی در مسیر درست اگر هم مُردی خدا میگوید این در مسیر درست مرده ولی اگر کسی در مسیر غلط و جهنم بمیرد این خیلی بد است.@ در محیط غلط و فضای غلط و سبک زندگی غلط انسان بمیرد این خیلی بد است چون سبک زندگی غلط یعنی من خیال داشتم این مسیر غلط را بروم میخواستم این گناهان را ادامه بدهم میخواستم این آلودگیها و انحرافات را حفظ بکنم خیلی خطرناک است در قهر با خدا در سبک غلط زندگی انسان بمیرد خیلی غلط است لذا حضرت رضا(ع) فرمود زود توبه کنید.@ بخش شانزدهم: (فَإن رَجَعَ) اگر برگشت که خدا او را میپذیرد برایش جبران میکند و به او کمک میکند اگر برگشت خوب است و الا لجبازی کرد برنگشت توبه نکرد مسیر را ادامه داد با اینکه میدانست شیوه و سبک زندگیاش غلط است مسیر را ادامه داد.@ شهوتهای سیاسی، اجتماعی، درسی و علمی، وهمی، دوستی و رفاقتی، قومی و قبیلگی، جنسی، خوراکی نگذاشت که اگر من بخواهم این مسیر را بروم از این غذاها گیرم نمیاید بعضیها به خاطر شکم جهنم میروند من اگر بخواهم توبه کنم دیگر این مقام و موقعیت اجتماعی را نمیتوانم داشته باشم شهوتهای اینطوری.@ (وَ إلاّ نُزِعَ رُوحُ الإیمانِ عَن قَلبِه) کَنده میشود از این شخص روح ایمان از قلبش، پس معلوم است انسان جدای از مغز و عقل یک بخشی دارد در وجودش اسمش قلب است که آن قلب روح ایمان احتیاج دارد میوه این قلب یعنی بخش فوق عقلانی و فوق تجرد ما.@ ما یک بخش حیوانی داریم که بخش جنسی ماست زنانگی و مردانگی و احکامی که مربوط به بحث زنانگی و مردانگی است مثل ازدواج و تشکیل خانواده و محیط اجتماعی و جامعه مدنی، یک بخش عقلی داریم که بخش درس و علم و یادگیری و مسائل دیگر هست این روح جدایی دارد یک بخش فوق عقلانی و انسانی داریم که این روحی که مربوط به این بخش هست روح ایمان میگویند.@ ایمان مخصوص انسان هست ایمان به خودمان به عنوان یک انسان، ایمان به الله، ایمان به جاودانگی و ابدیت خودمان، ایمان به آخرت، ایمان به مرگ، ایمان به سؤال و جواب قبر، ایمان به محاسبه برزخ، و ایمان به بهشت و جهنم و ایمان به قیامت و مسائل دیگر و بعد از قیامت، اینها روح ایمان را تشکیل میدهد در یک نفر.@ حضرت میفرماید یک کسی که لجبازی میکند توبه نمیکند مسیرش را ادامه میدهد از او روح ایمان کنده میشود میشود یک آدم پوست کلفت که راحت گناه میکند معصیت میکند با گناهکاران میتواند زندگی بکند میداند روش و مسیرش غلط است اما توبهای هم نمیکند این مسیر را ادامه میدهد.@ (نُزِعَ رُوحُ الإیمانِ عَن قَلبِه) روح ایمان از قلب این شخص کنده میشود دیگر قلب ندارد، وقتی قلب نداشت چه اتفاقی میافتد؟ قلبش بیروح شد فطرت را دارد لیاقت را دارد ولی روح ندارد مناسب با این لیاقت خودش روحی برای این بخش ندارد.@ قرآن فرمود هیچ چیز در آخرت به درد نمیخورد(إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) این دیگر قلب ندارد قلب سالم برای کسی نمیماند وقتی کسی مسیرش را غلط انتخاب کرد انحراف در او ایجاد شد توبه نکرد رفتارها و اخلاقهای زشت خودش را در خانواده کنار نگذاشت.@ روش غلط شوهرداری، زنداری، ارتباط با پدر و مادر، با فرزندانش را کنار نگذاشت روش غلط با مردم را کنار نگذاشت روح ایمان از او میرود یک کسی که الان در کار قاچاق مواد مخدر و محصولات هست یک کسی که در مافیهای دارو هست.@ الان نگاه کنید چه جمعیتی مشغول داروهای تقلبی هستند داروهای تقلبی درست میکنند به مردم میدهند آمپولها و داروهای تقلبی، با جان مردم بازی میکنند پول کلان میگیرند به مردم سمّ میخورانند.@ یک شخصی که شغل غلط و شغل حرام و درآمد غلط دارد خمس ندارد زکات ندارد دارد مسیر غلط را میرود این میتواند بگوید من مؤمن هستم یک کسی که سبک زندگی دشمن را بیشتر دوست دارد از سبک زندگی خانواده آسمانیاش، یک کسی که عضویت در آدمهای منحرف برایش مهمتر هست تا عضویت در خانواده آسمانی، یک کسی که ننگش میاید که شبیه اهل بیت باشد از نظر ظاهر و باطن خجالت میکشد.@ میگوید من نمیتوانم مثل اینها بگردم نمیتوانم مثل اینها باشم من نمیتوانم مثل مادرم فاطمه زهرا و اهل ایمان باشم اینها را کوچک میبیند و دشمن و دیگران و غریبهها را دوست محسوب میکند سبک زندگی آنها را انتخاب میکند یعنی نمیخواهد با خانواده آسمانیاش باشد.@ میگوید من آن سبک را بیشتر دوست دارم تا این سبک زندگی، پس تو با آنها محشور میشوی قیامت هم هر جا آنها رفتند تو هم همانجا میروی نمیشود یک کسی در زندگی سبک غلط داشته باشد بعد بخواهد آخرت از مرگ به بعد با اهل بیت زندگی بکند همچین چیزی محال هست این شیوه شیوه غلطی است.@ مسیر غلطی را انتخاب میکند بعد میگوید من اگر مُردم بهشت بروم اصلاً همچین چیزی نیست یک کسی که عمداً دارد مسیر غلطی را میرود روح ایمان ندارد حالا میرسیم الان قرآن روح ایمان را که تعریف میکند یا در جلسه بعد توضیح میدهم خیلی مهم هست.@ بخصوص مباحث جلسه بعد خیلی مهم هست که چرا امام رضا(ع) میفرماید یک کسی که توبه نمیکند روح ایمان از او کنده میشود(نُزِعَ رُوحُ الإیمانِ عَن قَلبِه) دیگر در قلب این روح ایمان نیست یعنی میداند جهنمی است میداند دارد به سمت جهنم میرود.@ میداند با مار و عقرب روبهروست و این مسیر را ادامه میدهد میداند فشار قبر دارد این اخلاقی که دارد میداند غصه خوردنهای بیخود، فشار آوردن به زن و بچه، بداخلاقی در محیط خانه، قهر و نق و غر زدن در خانه، اینها فشار قبر میاورد ولی باز هم بداخلاقی میکند ادامه میدهد این قطعاً ایمان ندارد.@ اگر ایمان داشت میترسید اگر ایمان داشت مسیرش را درست میکرد ایمان یعنی باور کرده باشد چون ایمان اینکه انسان عمل به ارکان داشته باشد و باور داشته باشد اگر باور داشته باشد که این مسیر را نمیرود این لقمهها را نمیخورد این اخلاقها را ندارد این روشهای غلط را انتخاب نمیکند.@ این وضع لباس و حجاب و دیدنیها و شنیدنیها و ارتباطاتش نیست قطعاً این ایمان ندارد که مسیر را اینطوری غلط میرود با سرعت هم میرود به بقیه هم توجهی ندارد اگر ایمان داشت نماز و روزهاش به جا بود اول وقت بود واجباتش را انجام میداد از محرماتش تا حد توانش پرهیز میکرد، نه اینکه گناه نمیکرد.@ ما نمیتوانیم بالأخره ما معصوم نیستیم ممکن است گناه بکنیم قرآن میفرماید افراد باتقوا هم ممکن است گناه بکنند(وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) یک مؤمن ممکن است به یک فحشایی دچار بشود یک گناهی انحرافی پیدا بکند یا ظلم به نفس بکند به دیگران ظلم بکند ولی میفهمد اشتباه کرده زود توبه میکند.@ بحث سر توبه نکردن و ادامه دادن هست یک کسی که توبه نمیکند و مسیر غلط را ادامه میدهد این روح ایمان از او کنده میشود پس در واقع حضرت دارد یک اتمام حجت با ما میکند که اگر کسی رذیلهها را کنار نگذارد چه خطراتی دچارش میشود.@ دارد برای ما زمینهسازی میکند که به چه خطراتی دچار مشود چه نکبتهایی چه آثار خطرناکی به سراغ انسان میاید روح ایمان غیر از روح بخش حیوانی است انسان در بخش حیوانی یک روح دارد که با آن تمایل به جنس مخالف پیدا میکند ازدواج میکند.@ مهر و محبت خانوادگی پیدا میکند عواطف خانوادگی دارد به بچهاش به خانوادهاش به همنوعش، به غیر همنوعش، زندگی اجتماعی پیدا میکند در اجتماع خوب هست این را روح بخش حیوانی میگویند به مقام به ریاست، شغل، تفریح، کار اجتماعی، کار سیاسی اینها بخشهای حیوانی ماست.@ یک روح عقلانی دارد که اگر در کسی نباشد علاقه به مطالعه، کلاس رفتن، استاد، شنیدن در او نیست میگوید من حوصله درس و کلاس و استاد و مطالعه را ندارم یکجایی یک شغلی داشته باشم درآمدی داشته باشم با کسی ازدواج کنم صبح سر کار بروم.@ یک لقمهای در بیاورم بعدازظهر شب هم خانه برگردم شامی بخوریم ناهاری بخوریم مهمانی برویم مسافرتی برویم بچهدار بشویم بچهبازی کنیم بچهها را بزرگ کنیم زنشان بدهیم شوهرشان بدهیم پیر بشویم و بمیریم اما اینکه من حوصله کنم بروم یکجا بشنوم، نه، برای همین مولانا فرمود:@
آدم است که علاقه به شنیدن دارد در بخش عقلانی شخص شنیدن برایش دردآور نیست لذتبخش است خواندن و مطالعه برایش لذتبخش است درس خواندن و کلاس رفتن برایش لذتبخش است کشف کار علمی برایش لذتبخش است یاد گرفتن برایش خوب است این را میگویند بخش عقلانیاش کار میکند.@ یک روح هم داریم که این روح مخصوص بخش انسانی و جاودانه ماست که حیات مخصوص خودش هم دارد پس انسان وقتی روح حیوانی دارد حیات حیوانی دارد وقتی روح درس و کار علمی دارد حیات فرشتهای دارد.@ اما وقتی روح انسانی و ایمان پیدا کرد حیات ایمانی هم دارد این حیات را فقط تحت تربیت متخصص معصوم انسان میتواند به دست بیاورد در سوره انفال آیه 29 میفرماید(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ).@ اجابت کنید اطاعت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت میکنند به چیزی که آن چیز به شما حیات میدهد یعنی اگر شما خدا و رسول را اطاعت نکنید آن حیات را ندارید حیاتهای دیگر را دارید.@ میتوانید دانشمند، دکتر، مهندس باشید حیات اینطوری را دارید حیات حیوانی هم دارید زندهای، زن و مرد هستی شوهر میکنی زن میگیری بچهدار میشوی در اجتماع هستی این حیات بخش حیوانی است حیات ابدی و جاودانه و انسانی نداری برای همین خطاب را روی مؤمن برد روح ایمان است.@ (یا أیها الناس) نگفت، گفت(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) ای انسانها اجابت کنید خدا و رسول را هر چه به شما میگویند قبول کنید و عمل کنید چانه نزنید مقاومت نکنید پوست کلفتی نکنید لجبازی نکنید هر چه گفتند عمل کنید که این روح ایمان باعث میشود شما وقتی هر چه میگویند میپذیرید به یک حیات جدید نائل میشوید.@ آن حیات دیگر حیات معمولی نیست و الا کافران هم حیات دارند و زندگی میکنند منافقین، مشرکین، کفار، دشمنان خدا دارند زندگی میکنند حیات هم دارند آن حیات را نمیگوید آن حیات انسانی نیست حیات حیوانی است(لِما يُحْيِيكُمْ) به شما حیات میدهد.@ این حیات حیات ویژه است حیات طیبه و پاک و انسانی است حضرت میفرماید یک کسی که اهل توبه نیست لجبازی میکند مسیر غلط را اصرار دارد طی بکند این روح بخش انسانیاش از بین میرود دیگر به عنوان یک انسان باطن انسانی ندارد.@ این وقتی محشور میشود موقع مردن در قبر میرود یا به صورت سگ وارد میشود همانطور که پیغمبر فرمود یا به صورت خوک، میمون، گرگ، انواع و اقسام شکلهای حیوانی، چون فقط حیات حیوانی داشته شکل انسانی دیگر ندارد.@ به صورت یک انسان وارد برزخ نمیشود به صورت یک حیوان وارد میشود چون حیاتش هم حیات حیوانی است حیات انسانی نداشته دریافت نداشته روزه و نماز و حج نداشته واجبات دینی را نداشته ولایت را نداشته ارتباط با خانواده آسمانی را نداشته این زنده هست دارد زندگی میکند اما حیات انسانی ندارد.@ پس حضرت میفرماید اگر کسی بخواهد مسیر غلط را طی بکند دیگر فرصت حیات انسانی را ندارد این فرصت را ندارد که بهشتی باشد این فرصت را ندارد که حیات جاودانه خودش را تحصیل بکند.@ یک زندگی خوب و شیرین داشته باشد و چون آرامش و شادی مربوط به روح ایمان هست شما یک نفری که روح ایمان ندارد هرگز نمیتوانید ببینید که شادی و آرامش همیشگی داشته باشد الکی خوشی بله، اما در وجودش پر از اضطراب است.@ شما سبک زندگیهای غربی را نگاه کنید بیشترین خودکشی، طلاق، مصرف مواد مخدر، مصرف مواد ضد افسردگی، قتل، جنگ، زندانی، بیمار جسمی و روحی را دارد چون روح انسانی در آن نیست دعوا و درگیری است اختلاف زیاد میشود.@ در کشور ما هم اگر این چیزها افزایش پیدا میکند برای این هست که سبک زندگیها از سبک زندگیهای ایمانی دارد فاصله میگیرد حرام در زندگی آمده و افراد اصرار دارند این حرام را ادامه بدهند مثل بقیه میشوند مثل الگوهای خودشان باید این مصیبتها را تحمل کنند دیگر از شادی و آرامش دنیایی هم محروم میشود.@ چون حضرت فرمود هر چقدر ایمان افزایش پیدا میکند شادی و آرامش بیشتر میشود هر چقدر ایمان افزایش پیدا میکند عشق به همسر و خوش اخلاقی و آرامش و مهربانی بیشتر میشود روح ایمان که رفت خشونت، اختلاف، بیوفایی، قدرنشناسی، بداخلاقی، غصه و غم و افسردگی و پژمردگی سراغ انسان میاید این قانونش هست.@ خداوند سیستم خلقت را اینطوری خلق کرده یک کسی بگوید مثلاً من نمیخواهم غذا بخورم، نخوری آسیبهای خاص خودش را دارد، نمیخواهم ورزش کنم، ورزش نکنی گرفتاریهای خاص خودش را دارد همه ریاضی است تمام نظام خلقت عدد و اندازه و قاعده و ریاضیات دارد.@ پس فعلاً تا اینجا یادمان نرود که ما اگر موفق نشویم به اینکه این مسیر را طی کنیم توبه نکنیم روشهای غلط را در زندگیمان کنار نگذاریم اخلاق بد را کنار نگذاریم دیگر از روح انسانیت و ایمان و حیات طیبه و انسانی خبری نیست.@ (نُزِعَ عَن قَلبِه) از قلب ما این کنده میشود حالا یک مقدار احتیاج داریم که راجع به این روح ایمان یک چیزهایی را بدانیم که اصلاً این روح ایمان چه هست و باطنش چه هست به چه شکل هست که این را برای جلسه بعد میگذاریم که بحث مهمتری را تقدیم خواهیم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ دعا کنیم با هم پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را بخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین و مستضعفین جهان، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، حل مشکلات جوانهایمان، شادی همه اموات مؤمنین و مؤمنات مسلمین و مسلمات، بدوارثان و بیوارثان.@ (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@