أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره منازل آخرت بود در جلسه گذشته از خطبههای امیرالمومنین(ع) که امشب شهادت حضرت است سلام الله تعالی علیه خطبه 109 و 28 قسمتهایی را درباره سکرات موت و غمرات موت خواندیم که حضرت مراحل جان کندن یک انسان را تشریع کردند که در آن مراحل چه اتفاقاتی برای انسان میافتد.@ به هر حال آن حالتها حالتهای بسیار شدیدی هست که بیماری و درد از یک سو فهم اینکه دست ما از دنیا کوتاه شده و ما تا دقائق دیگری به عالم جدیدی پا میگذاریم که هیچ شناختی از آن نداریم و چه بسا اصلا آمادگی برای آن نداشته باشیم.@ از طرفی نگرانیها و گریههای اعضای خانواده از طرفی به هم خوردن برنامهها و آمال و آرزوهای انسان نقشههایی که داشت ناکام بودن در آنها از طرفی اموالی که انسان جمع کرده و برای کسانی میگذارد که لذتش با آنهاست و حسابش با انسان هست.@ گناهانی که از حق الله و حق الناس توبه نکرده و به گردن اوست و هول ملک الموت دیدن فرشته مرگ و همچنین دیدن صحنههای آنسویی صحنههای برزخی همه اینها در سکرات موت و غمرات موت انسان را محاصره میکنند.@ و حالت غیر قابل وصفی به تعبیر امیر المومنین(ع) فرمود(إنَّ لِلمَوتِ لَغَمَراتٍ) مرگ غمراتی دارد سختیها و گردابهایی دارد که(أفزَعُ مِن أن تُستَغرَقَ بِصِفَۀ) بسیار ترسناکتر از آن است که بشود وصفش کرد انسان در این حالت قرار میگیرد هنگام سکرات و لحظات آخر خودش، و انسان باید انصافاً از بدعاقبتی و بد مُردن به خدا پناه ببرد.@ یکی از چیزهایی که انسان همیشه باید نگرانش باشد مُردن بد است مُردن بد یعنی اینکه انسان آماده نباشد و لحظه تولدش به نظام ابدی او آغاز شود اگر انسان آماده نباشد شما تصور کنید یک جنینی را طبق نسبتی که گفتیم موقع تولد آماده تولد نباشد وقتی به دنیا میآید چقدر ناراحتکننده است اگر ناقص باشد تا دنیا دنیاست عذاب میکشد و اگر بیمار باشد بسته به تعداد و نوع و شدت بیماری باید رنج درمان را تحمل بکند.@ خیلی سخت است مرگ انسان برسد و انسان برای نظام قبر و برزخ آماده نباشد، خیلی سخت است. لذا از دعاهای خیلی مهم مهمترین دعا بخصوص در این شبها دعای برای عاقبتبخیری انسان است که انسان باید دعا بکند که عاقبت بخیر شود در شبهای ماه مبارک میبینید که ما چقدر در این رابطه دعا داریم و طول عمر و عاقبتبخیری خواسته میشود.@ (وَ قَتلاً فی سَبیلِک فَوَقِّق لَنا) خدایا کشته شدن در راه خودت را نصیب ما بفرما در مورد زندگیمان دعایمان مماتمان خیلی دعا داریم در زیارت عاشورا این دعای بسیار جذاب را داریم(اللّهمَّ اجعَل مَحیایَ مَحیا مُحمّدٍ و آلِ مُحمّد و مَماتی مَماتَ مُحمَّدٍ و آلِ مُحمِّد).@ ما خیلی باید دلنگران بدمُردن باشیم عاقبت به شری با توجه به آنچه که ما در تاریخ اسلام میبینیم یک موقعی شمشیر زبیر را برای امیر المومنین آوردند زبیری که جزء اصحاب ویژه پیغمبر بود.@ در یک صحنهای رسول الله زبیر را میبیند که با امیر المومنین تنها هستند و زبیر به چهره امیر المومنین میخندد با خوشحالی و رضایت به چهره امیر المومنین(ع) نگاه میکند پیامبر میفرماید علی را دوست داری؟ عرض میکند مگر میشود کسی علی را دوست نداشته باشد؟ میگوید تو بدان یک روزی به روی همین علی شمشیر خواهی کشید.@ انسان اینگونه است یک زمانی عاشق امیر المومنین یک زمانی شمشیر به روی امیر المومنین میکشد. شمر یک زمانی افسر لشکر امیر المومنین در جنگ صفین است، در آن جنگ جانباز هم هست مجروح هم میشود اینجا در لشکر امیر المومنین هست و حر در همان جنگ در لشکر معاویه هست به کربلا میرسد شمر به سینه ابا عبد الله مینشیند و سر سید الشهدا را میبُرد و حر به کمک سید الشهدا میآید و به عالیترین درجات انسانی میرسد.@ زیاد بودند کسانی که اطراف پیغمبر بودند از خاندان و خانواده پیغمبر بودند و عاقبت به خیر نشدند در خانواده و نزدیکان ائمه هم ما کسانی داشتیم که اینگونه بودند.@ در تاریخ انقلاب خودمان که بسیار شبیه انقلاب پیغمبر هست و تاریخ رسول الله و امیر المومنین باز ما چقدر از کسانی را میبینیم که در دوران انقلاب زحمت کشیدند جزء مبارزین بودند.@ در دوران دفاع مقدس به قول حضرت امام(س) از پیشکسوتان جهاد و خون بودند اما بعد از ارتحال امام در دوران ولایت جانشین حضرت امام دیدیم که همان برنامههایی که اطرافیان پیغمبر با امیر المومنین کردند بسیاری از مبارزین و انقلابیون با ولایت کردند که در این ایام هم شما خیلی میبینید از کسانی که جزء پیشکسوتان بودند سر از ارتباط با بیگانگان و همراهی با بیگانگان و همراهی با جاسوسان درآوردند.@ امیرالمومنین(ع) وقتی شمشیر زبیر را میبیند در روایت داریم گریه میکند و میفرماید که(خدا میداند این شمشیر چه غمهایی را از چهره رسول خدا برطرف کرد) این شمشیر بعد سر از کجا درمیآورد؟ سر از مقابله با امیرالمومنین(ع) درمیآورد.@ روی این حساب به انسان نباید به هیچ وجه غرور دست بدهد و فکر بکند که اگر بیست سال سی سال وضع خوبی دارد زندگی خوبی دارد اهل اطاعت است اهل عبادت است اهل خیر است حتما عاقبت به خیر میشود این لوس شدن این مغرور شدن کار دست انسان میدهد بسیار خطرناک است.@ لذا در روایت داریم از نبی اکرم(ص) میفرماید: (إنَّ الرَّجُلَ لَیعَمَلُ الزَّمَنَ الطَّویل بِعَمَلِ أهلِ الجَنَّۀ) انسان یک زمان طولانی اعمالش اعمال بهشتی هست اهل بهشت است(ثُمَّ یُختَمُ لَه بِعَمَلِ أهلِ النّار) ولی خاتمه کارش عمل جهنمیهاست.@ اگر کسی شک دارد به تاریخ انقلاب اسلامی به تاریخ انقلاب رسول خدا نگاه بکند ببیند چه کسانی با پیامبر بودند و بعد عملشان در سالهایی که با رسول الله بودند عمل اهل بهشت بود و بعد از رسول الله به سوء عمل، به عمل اهل جهنم، اهل نار دچار شدند و عاقبت به شر شدند.@ سالهای سال انسان کار بهشتی بکند و بعد تصمیمهای خطرناکی میگیرد میافتد در اعمال شر، (و إنَّ الرَّجُلَ لَیعَمَلُ الزَّمَن الطَّویل بِعَمَلِ أهلِ النّار ثُمَّ یُختَمُ عَمَلُهُ بِعَمَلِ أهلِ الجَنَّۀ).@ در مقابل شخصی را میبینید که آن موقعهایی که شما کارهای خیر و خوب انجام میدهید کارهای انقلابی انجام میدهید او اهل فسق و فجور است اهل گناه است تحقیرش هم میکنید که ای بدبخت ای جهنمی ای غافل ای دشمن خدا ای فاجر ای فاسق بعد میبینید که سالهای سال میگذرد تو از گذشته خودت پشیمان میشوی او هم از گذشته خودش پشیمان میشود او عاقبت به خیر میشود و تو عاقبت به شر میشوی یک.@ زمانی تو او را تحقیر میکردی بخاطر فسق و دوری از خدا یک زمانی او دلش به حال تو میسوزد. اصلاً معلوم نیست البته این یک سازمان، یک نظامی دارد مثل شیطان شیطان هم شش هزار سال که به تعبیر علی(ع) در نهج البلاغه میفرماید معلوم نیست شش هزار سال دنیایی بوده یا شش هزار سال آخرتی. عبادت خدا را میکند.@ ولی قرآن میگوید تمام این شش هزار سال هم که عبادت مرا میکرد(كانَ مِنَ الْكافِرِينَ) جهنمی بود کما اینکه شمر همان موقع که در لشکر امیر المومنین بود باطن جهنمی داشت و حر همان موقع که در لشکر معاویه بود باطن بهشتی داشت.@ یک زمانی آن باطن بالا میآید چه بسا شخص برای اینکه آن باطن بدش بالا بیاید و به لجبازی با خدا و دین خدا بیفتد احتیاج به سالها عبادت دارد احتیاج به سالها مبارزه دارد تا آن باطن خبیث بالا بیاید.@ و یک نفر باطن خوبی دارد مثل حر که برای اینکه آن باطن خوب بالا بیاید و غلبه کند و منجر به انفجار و توبه بشود احتیاج به گناه دارد و سالها گناه میکند تا آشتی بکند.@ لذا هیچ وقت هیچ آدم مسلمان و مومنی نباید هیچ گناهکاری را ریز و کوچک ببیند تحقیرش بکند سرزنشش بکند ما باید امر به معروف و نهی از منکر بکنیم این هیچ شکی نیست که باید امر به معروف و نهی از منکر کنیم که وظیفه ظاهری شرعی ماست.@ این درست، ولی یک موقعی کسی در خیال خودش خودش را بهتر از یک گناهکار ببیند اینجاست که شروع خطرناکی است و فکر بکند خودش وضعش بهتر از آن گناهکار است. یک آدمی که اهل دین نیست یک خانم بیحجاب و بدحجابی یک شخص اهل فسق و فسادی را انسان ببیند.@ ما در این انقلاب دیدیم کمونیستها بیخداها کسانی که سی سال چهل سال با خدا جنگیده بودند چقدر زیبا توبه کردند و کسانی که سی سال چهل سال زحمت کشیده بودند برای دین و حرف خدا را زدند چگونه اعلام برائت از دین و دینداری کردند.@ چگونه میشود آدم اینطور میشود واقعا آدم باید از عاقبت خود بترسد واقعا باید وقتی دست بالا میبرد با دلنگرانی دست بالا ببرد که خدایا عاقبت من را ختم به خیر کند این خیلی مهم است.@ دعاهایی که افراد برای همدیگر میکنند بخصوص شما در لسان افرادی که سنشان بالاست، پیرترها میگویند الهی که عاقبت به خیر شوی خدا عاقبتت را به خیر بکند خیلی دعای خوبی است.@ و هر کس که در مظان اجابت دعاست باید بگویید برای عاقبت به خیری من دعا کن و خود انسان هم دائما دعا بکند که خدایا مرا عاقبت به خیر کن نشود مثل شیطان عبادتهایم برای من غرور بیاورد و پشتوانهای برای گناهان بعدی من بشود.@ لذا شما میبینید ائمه را یک کافر نکُشته، البته به ظاهر کافر، کسانی که ائمه را کشتند همهشان به پشتوانه عبادتها و سوابق دینیشان ارتباطشان، با رسول خدا و مجاهدتهایشان دردوران رسول خدا، سوابق انقلابیشان و سوابق دینیشان به جنگ ائمه آمدند با صورتهای مقدس.@ در لشکر عمر سعد همه نماز میخوانند بعضیها هستند که پنجاه بار حج رفتهاند. لذا آدم باید خیلی بترسد خیلی حواسش را جمع بکند و از خدا بخواهد که خدایا مرا عاقبت بخیر کن.@ با ترس بگوید و این ترس خیلی مبارک است کسی را کوچک نمیکند گناهکاری را ریز نمیبیند از کسی طلبکار نیست منت سر کسی نمیگذارد کسی را به خاطر اشتباهات گذشتهاش سرزنش نمیکند. نشان یک آدم خوب که قرار است عاقبت به خیر شود این است که هیچ وقت بدتر از خودش را سراغ ندارد.@ گناهکارتر و آلودهتر از خودش بدبختتر از خودش محتاجتر از خودش سراغ ندارد دست خالیتر از خودش سراغ ندارد اصلا کسی را ریز نمیبیند کسی را کوچک نمیبیند کسی را تحقیر نمیکند.@ میگوید از کجا معلوم شاید این عاقبت به خیر شد و ما مثل خیلی از کسان دیگر که از ما خیلی بهتر بودند باسوادتر بودند بیشتر درس خوانده بودند بیشتر از ما عبادت کرده بودند بیشتر از ما سابقه دینی و انقلابی داشتند بیشتر از ما به پیغمبر و ائمه نزدیک بودند مثل آنها به عاقبت به شر بشویم.@ و این خیلی به انسان کمک میکند که متعادل باربیاید و جرأت به گناه پیدا نکند مغرور نشود حسن عاقبت از بزرگترین نعمتهای الهی است که باید در رأس دعاهای ما قرار بگیرد خدایا ما عاقبت به شر نشویم.@ لذا علی(ع) میفرماید که(إنَّ حَقیقَۀ السَّعادَۀ أن یُختَمَ لِلمَرِء عَمَلُهُ بِالسَّعادَۀ وَ إنَّ حَقیقَۀَ الشَّقاوَۀ أن یُختَمَ لِلمَرءِ عَمَلُهُ بالشَّقا) حقیقت سعادت این است که عمل انسان به یک عمل سعادتمندانه ختم شود و حقیقت شقاوت و بدبختی این است که انسان به عمل اهل شقا عملش ختم بشود. میزان و مبنا آن آخر است در سکرات در غمرات آنجا مبنا است که آنجا انسان چکار میکند.@ حالا ما توصیف نکنیم باید راهکار بدهیم این راهکارها خیلی مهم است چکار بکنیم إن شاء الله عاقبت به خیر شویم؟ اینها خیلی اهمیت دارد چه چیزهایی باعث میشود آدم عاقبت به خیر نشود؟ اینها خیلی مهم است که انسان اینها را بشناسد باید یک مقدار در اینباره إن شاء الله صحبت بکنیم.@ لذا رسول اکرم(ص) میفرماید(لا یَزالُ المُومِنُ) این مبنا خیلی مهم است چون خیلی از عزیزان هم طلبههای جوان هم دانشجویان از خواهران و برادران به من میگویند یا نامه مینویسند یکی از دغدغههایشان این است که ما از کجا بدانیم که وضعیتمان چگونه است؟ سعادتمند میشویم نمیشویم عاقبت به خیر میشویم نمیشویم؟@ اینجا رسول خدا در یک فرمایش بسیار بلند این را پاسخ داده است البته قرار شد که ما در همین جلسه مبناهایی را ذکر کنیم که از الآن بتوانیم بفهمیم در قبر ما چه خبر است در برزخ ما چه خبر است که إن شاء الله اگر رسیدیم امشب، نرسیدیم فردا شب حتما این مبانی را توضیح خواهیم داد، وارد عالم قبر که بشویم إن شاء الله توضیح میدهیم.@ میفرماید که(لا یَزالُ المُومِنُ خآئِفاً مِن سُوءِ العاقِبَۀ) مؤمن همیشه از سوء عاقبت میترسد پس اگر کسی خواست به شما اطمینان بدهد این فریب است. در روایت دیگری داریم(المُومِنُ یُصبِحُ وَ یُمسی وَ هُو ظَنُونٌ عِندَ نَفسِه) مومن صبح و شب میکند به خودش بدبین است.@ پیامبر میفرماید مومن دائما به خودش بدبین است از سوء عاقبت میترسد(لا یَتَقَیَّنُ الوُصُولَ إلی رِضوانِ الله) یقین ندارد که به رضوان الهی و به رضای الهی عاقبت به خیر شود کارش به آنجا ختم بشود(الوُصُول إلی رِضوانِ الله) یقین ندارد به رضای الهی میرسد. مومن اینگونه است.@ مومن به همین اندازه که از بدعاقبتی خودش میترسد به همان اندازه هم امیدوار هست ترس و امیدش برابر است نسبت به گناهکارها هم همینطور هست یعنی اینطور نیست که به کسی بگوید تو حتما عاقبت به شر میشوی.@ بله اگر کسی به کار خاصی مشغول باشد و به آن کار ادامه بدهد بله او عاقبت به خیری نمیآورد مثلا عاق والدین است و بدون رضای پدر و مادر از دنیا برود یقینا این شخص عاقبت به خیر نیست.@ یک کسی کاهلنماز است یا نسبت به نماز اول وقت که بعدا توضیح خواهیم داد سهلانگاری میکند این خیلی خطرناک است این مُردنش مُردن سختی خواهد بود حالا دلایلش را هم بعدا توضیح میدهیم اگر بماند، ولی ما چه میدانیم شاید توبه کرد شاید دست از آن عمل برداشت.@ (حَتّی یَکُونَ وَقتُ نَضعِ رُوحِهِ وَ ظُهُورِ مَلَکُ المَوت لَه) تا چه موقع مومن معلوم میشود؟ تا وقت جان کندنش برسد و موقعی که ملک الموت به او ظهور میکند توضیح دادیم ملک الموت به چه چهرههایی میآید چهره ملک الموت در آن لحظه میفهماند این عاقبت به خیر است یا نیست، آنجا معلوم میشود.@ ما کسانی داشتیم در جبهه میجنگیدند خطشکنی میکردند من خودم کامل سراغ دارم کسانی را که با خود من بودند خط میشکستند الآن از جنگ و جبهه و امام و دین و نماز اعلام برائت کردند میگویند ما اصلا پشیمان شدیم اشتباه کردیم.@ معصیتکارهای حرفهای گناهکارهای حرفهای هم میشناختیم آمدند توبه کردند در همین سالهای آخر جنگ به لقاء الله رفتند لقاء الله میدانید یعنی چه؟ در مورد هیچ کس چنین تعبیری ندارد.@ (وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ) کجا؟ (عِنْدَ رَبِّهِمْ) تعبیر خیلی بلند است مقام عندیّت، در بهشت نه، خیلیها را خدا در قرآن گفته اینها در بهشتند تعبیر(عِنْدَ رَبِّهِمْ) مال آدمهای خیلی ویژه و خاص است که پیش خود خدا باشند همسایه خدا باشند(عِنْدَ رَبِّهِمْ). مگر شوخی است؟@ کسی را دیدید که چقدر زیبا توبه کرد و بعد از مقام عندیت سر درآورد، نزد خدا. لذا اگر کسی گفت من میخواهم بدانم وضعیتم چطور میشود چیز خوبی نیست ما چه میدانیم؟@ مومن باید به خودش بدبین باشد این دلشوره دلشوره مبارکی است این اضطراب اضطراب مبارکی است ما باید وظیفهمان را انجام دهیم و مواظب باشیم از این مسیری که میرویم از اصولی که انتخاب کردیم برنگردیم.@ محیط اجتماع دوستان بد ما را نگرداند استقامت کنیم(الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا) پایداری در دین درد دین داشتن استقامت در دین عاقبت به خیری برای انسان میآورد.@ لذا امیرالمومنین یک جملهای دارد میفرماید که: (کُلُّ مَخلُوقٍ یَجری إلی ما لا یَدری) هر مخلوقی به یک طرفی میرود که خودش هم نمیداند کدام طرف است یعنی نمیداند عاقبت چه خواهد شد، خودش هم نمیداند.@ برای همین انسان باید یک دلشوره حقیقی داشته باشد و دائما از خدا عاقبت به خیری بخواهد لذا شما میبینید با این که الحمد لله روی صراط مستقیم هستید و در صراط امیر المومنین هستید لذا خداوند میگوید به این بسنده نکنید هر روز سر نماز دائما بگویید(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) دائما انسان این را بخواهد که عاقبت به شر نشود.@ این مقدمه را عرض کردم که برویم سراغ عواملی که مُردن را خوب میکند یعنی برای انسان حسن عاقبت میآورد سکرات موت را آسان میکند و عواملی که سکرات موت را برای انسان سخت میکند.@ من اول از یکی دو تا از آفتها بگویم بعد به عواملی برسیم که آسان میکند یکی از مهمترین آفتهایی که نمیگذارد انسان عاقبت به خیر شود این است که در دلش پیوند حقیقی با اهل بیت علیهم السلام نداشته باشد یعنی ولایتش ضعیف باشد.@ کسی که ولایتش ضعیف هست پیوند حقیقی ندارد اهل بیت را خوب نمیشناسد با آنها پیوند حقیقی برقرار نکرده محبت اهل بیت(ع) در دلش به معنای حقیقی جا نکرده این عاقبت به خیر نمیشود.@ یکی از عواملی که نمیگذارد انسان عاقبت به خیر شود که بعداً إن شاء الله برایتان توضیح میدهم شیطان است که امام صادق(ع) میفرماید هیچ کس نیست مگر اینکه شیطان موقع مُردن به او حمله میکند چه مومن باشد چه غیر مومن، ولی مومن را خدا از او دفاع میکند که حالا همین امشب توضیح خواهم داد و اجازه نمیدهد حمله شیطان در او تأثیر بگذارد.@ ولی کسی که سفت نباشد آدمهای شل آدمهای ضعیف آدمهای بیعرضه شیطان مثل همان نمونهای که عرض کردم که هر چه آن عالم دینی سعی کرد زبانش را موقع مُردن باز کند باز نشد به لا إله إلّا الله و بعد هم مُرد.@ امامت امت فرمود من بالای سر دانشمندی رفتم هر چه کردم که بگو(لا إله إلّا الله) نگفت با دشمنی خدا از دنیا رفت، میگفت با بغض خدا مُرد اهل علم هم بوده دانشمند بوده.@ چطور میشود آدم اینگونه میشود؟ إن شاء الله در این رابطه هم توضیح خواهیم داد که وابستگیها و دلبستگیها با انسان کاری میکند که انسان موقع جان کندن اصلا آماده دیدن خدا نیست اصلا خوشش نمیآید پیش خدا برود. میفرمود من هر چه به او گفتم که(أشهدأن لا إله إلّا الله) بگو گفت ظلمی که خدا در حق من کرده هیچ کس نکرده.@ با بیاعتقادی با کفر به خدا از دنیا رفت چرا؟ میگفت میخواهد مرا از زن و بچهام جدا بکند من حالا که بعد از مدتها خانهای ساختم و میخواهم در خانهام راحت باشم و حالا میخواهم کنار زن و بچهام باشم میخواهد مرا جدا کند.@ این نشناختنِ خود باعث میشود که انسان چقدر بدعاقبت شود چون چنین شخصی از خودش فقط یک حقیقت حیوانی و زمینی میبیند یک بدن و جنسیت میبیند فکر میکند بدن است طبیعت است و جنسیت است زن دارد بچه دارد نه خود حقیقیاش را میشناسد نه خانواده آسمانیاش را میشناسد. لذا تمام تعلقش به من زمینیاش است به من جنسیاش است.@ در این رابطه نمیخواهم خیلی بسته سخن بدهم که ولایت نداشتن، نشناختن اهل بیت، مودت نداشتن، محبت نداشتن چقدر میتواند انسان را بدعاقبت بکند چون میخواهم نقطه مقابلش را در عوامل آسانی بگویم آنجا آن را هم بگویم این بیشتر مشخص میشود.@ یکی دیگر از عواملی که باعث بدعاقبتی انسان میشود برای مردن مسئله نماز هست. آنهایی که در نماز سهلانگار هستند بخصوص نماز اول وقت، نماز جماعت اینها موقع مُردن راحت جان نمیدهند چرا؟.@ برای اینکه وقتی دنیا جلوههای دنیا طبیعت میتواند به انسان بگوید در مقابل خدا مقاومت کن،نماز اول وقت. شما در اذان و اقامه دوازده مرتبه(حیَّ) دارید(حیَّ) یعنی چه؟ یعنی بشتاب بدو بیا خدا صدا میکند مگر شوخی است؟@ وقتی ما خود زمینیمان را میشناسیم اصلا حواسمان نیست که مال خدا هستیم(إنّا لله) عبد خدا هستیم ما اصلا هدف خلقتمان عبودیت است غیر از عبد خدا بودن وظیفه دیگری نداریم وقتی خدا صدایمان میکند پشت گوش میاندازیم نماز را، عبادت، را، واجبات الهی را، حالا نه نماز اول وقت هر واجب الهی را.@ الآن ما چقدر آدم داریم مستطیع است حج نرفته است پول داشته برود حج واجب را انجام بدهد نرفته است کربلا میتوانسته برود نرفته است حالا کربلا واجب نیست ولی همان هم دردسرساز است برای موقع مُردن کسی که میتواند برود نرود.@ حج واجبش را نرفته است سهلانگاری میکند یعنی دین خدا برایش مهم نیست کسی که واجبات الهی را سهلانگاری میکند یعنی جلوههای دنیا میتواند به او بگوید خدا را بیخیال دستورات خدا را بیخیال.@ این موقع مُردن با آن حالتهایی که ملک الموت میآید فشار و سکرات دارد غمرات دارد چه کسی یادش میافتد بگوید(لا إله إلّا الله)؟ نمونهاش را امام میگوید. خدا رحمت کند حضرت آیت الله گلپایگانی را، در مورد یک بنده خدایی از دوستان خودش میگفت.@ شما ببینید آدم چطور میشود؟ کسی که نسبت به واجبات الهی سهلانگار است و دنیا و کارهای دنیایی و مشغلههای دنیایی میتواند به او بگوید که واجب را بیخیال، خدا صدایت میکند بیخیال، نماز حالا بماند چند ساعت دیگر، این موقع مُردن نمیتواند راحت جان بدهد این اصلا موقع مُردن خدا یادش نمیآید.@ فشار کار دنیا خیلی خیلی کمتر از فشار مرگ است خیلی کمتر از سکرات و غمرات موت است آنجا چه کسی میتواند یادش بیاید بگوید(لا إله إلّا الله)؟ چه کسی یادش میآید؟ کسی(لا إله إلّا الله) یادش میآید که یک عمر تمرین کرده باشد که وقتی بین کار دنیا و خدا میماند بگوید خدا. بگوید خدا صدایم میکند برود نماز اول وقتش را بخواند.@ آنکه اصلاً نماز نمیخواند که تکلیفش معلوم است این چطور میخواهد عاقبت به خیر شود؟ نماز هست که(إِن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها و إِن رُدَّت رُدَّ ما سِواها) اگر قبول شد بقیه اعمال قبول است و اگر قبول نشد هیچ عملی از کسی پذیرفته نیست.@ کسی که اصلاً نماز نخوانده فرمود(ما بَینَ الکُفرِ وَ الإیمان إلّا تَرکَ الصَّلوۀ) هیچ فاصلهای بین کفر و ایمان نیست مگر ترک نماز، نماز را ترک بکند انسان کافر است کافر نظری هم نباشد کافر عملی است هر چند کفر عملی به کفر نظری هم برمیگردد. اصلا قبول ندارد جدی نیست باورش نکرده لذا انسان بد میمیرد مُردنش مُردن خیلی خطرناکی است.@ دیگر از جمله کسانی که بد میمیرند کسانی هستند که عاق والدیناند ارتباطشان با پدر و مادرشان بد است پدر و مادر از آنها راضی نیستند پدر مادر و لو کافر هم باشند انسان موظف است به آنها خوشرفتاری بکند. در واجبات الهی لازم نیست از پدر مادر بیدین اطاعت کند اما حق بداخلاقی حق تندی حق تحقیر ندارد.@ چند وقت پیش یک جوانی آمده بود مشاوره در موسسه جلوی پدر و مادرش به مشاور ما میگفت من انقدر از این مادرم بدم میآید که نگو، اصلا دوست ندارم مادرم را ببینم مادر مومن مادر متدین.@ اگر کسی قدر ربهای کوچک خودش را که پدر و مادرش هستند نزدیکترین ربّ خودش که پدر مادر هستند نداند قدر خدا را هم نمیداند لذا فرمود(رِضَا الله فی رِضَا الوالِدَین) رضایت خدا در رضایت والدین است.@ (یُقالُ لِلآق إِعمَل ما شِئت فإِنّی لا أغفِرُ لَکَ أبَدا) به عاق گفته میشود که هر کاری میخواهی انجام بدهی انجام بده من هرگز تو را نخواهم آمرزید عاق یعنی کسی که پدر مادرش را به خشم میآورد.@ لذا آنهایی که میبینند چنین وضعی هست حتما در زندگیشان تجدید نظر کنند مغرور به عبادت و نماز و جنگ و جبهه جهاد و کارهای خیر و کارهای دیگرشان نشوند اگر والدین راضی نیستند امکان ندارد انسان رستگار شود.@ اگر مُردند و مدتها فراموشش کردید و آن زمان مُردنشان از شما راضی بودند ولی سالهاست که به آنها سرنمیزنی و توجه نمیکنی در قبر هم آنها میتوانند انسان را عاق بکنند خیلی انسان باید حواسش باشد که عاق والدین نشود اینها نمیگذارند انسان راحت بمیرد.@ من یکی دو روایت در این زمینه بخوانم: در جنبههای مثبت قضیه روایتی بخوانم که إن شاء الله آنجا مفیدتر باشد، پس این تحقیر واجبات بخصوص نماز اول وقت خطرناک است.@ دیگر از چیزهایی که میتواند در بدعاقبتی موثر باشد این است که انسان قطع رحم بکند ارتباطش با خویشانش ضعیف باشد خویشان و فامیلی که میتواند دستشان را بگیرد میتواند کمکشان بکند برای آنها کاری از دستش برمیآید انجام ندهد میداند احتیاج دارند میداند کمک میخواهند ولی کمک نکند.@ حداقل سرکشی خبر داشتن از همدیگر تلفن زدن ارتباط داشتن با اینها، اینها خیلی موثر است. کسانی که قطع رحم میکنند اینها هم سکرات مرگشان سکرات بسیار بسیار دردآور و خطرناکی است که إن شاء الله اینها را در جنبههای مثبت هم توضیح خواهیم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطّاهرین.@
جلسه 004 - انسان در گستره منازل آخرت
متن کامل (خام) جلسه 004 - انسان در گستره منازل آخرت