جلسه 325 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
325
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
9
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 325 - خانواده آسمانی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی به این کلام امام رضا(ع) رسیده بود که اگر کسی در درون خودش یک نیت بدی را نسبت به یکی از دوستان من یعنی از شیعیان و محبین حضرت داشته باشد این در ردیف شرک به خداست و مشمول نفرین حضرت قرار میگیرد کسی که در درون خودش نسبت به کسی نیت بدی داشته باشد.@ یکی از مصادیق مهمش کینه بود که دربارهاش سخن گفتیم و گفتیم که این مسأله فقط انحصار به کینه هم ندارد حسادت و خشم و بدبینی و مسائلی از این قبیل هم بسیار برای انسان خطرناک است.@ در جلسه گذشته آخرین دقائق جلسه گذشته یک راهکاری را وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) خواندیم که حضرت فرموده بود خودتان را از تندی بخل و کینهتوزی و خشم و حسد نگه دارید و برای مبارزه با هر کدام از آنها اسلحهای مانند اندیشیدن در عاقبت آنها، و مبارزه با رذیلت و طلب نمودن فضیلت و اصلاح کار آخرت و لزوم بردباری فراهم آورید.@ عرض کردیم اینها ابعاد مختلف یک مراقبت هست انسانی که میخواهد یک رذیله را از خودش دور کند باید با جامعیت به ابعاد آن بیماری و تبعاتش نگاه بکند مهمتر از اینکه انسانها حالا به خود آن بیماری نگاه بکند.@ گاهی وقتها بیماریها به گونهای هستند که انسان عاشق آن بیماریها میشود شیفته آن مریضیها میشود با آن مریضیها خو میگیرد مثل وسواس، گاهی وقتها افراد که بیماری وسواس دارند در مقاطع درمان که قرار میگیرند.@ یک استاد ماهر و خبره وقتی که آنها را میرساند به این نتیجه که باید دست بردارند از این حالت زیادهرویشان چون انس گرفتند با بیماری وسواس به خاطر این انس حاضر نیستند که آن حالتها و عادتهای خودشان را کنار بگذارند در روایت داریم(لِکُلِّ عادَۀٍ عَلَی الإنسانِ سُلطان) هر عادتی بر انسان تسلطی دارد.@ گاهی وقتها انسان حتی میفهمد که یک بیماری چقدر خطرناک است اما انسی که با آن دارد یا لذتی که از آن میبرد باعث میشود که رهایش نکند به خصوص اگر از آن لذت ببرد(کَیفَ یَنتَفِعُ بِالنَّصیحَۀ مَن یَلتَذُّ عَنِ الفَضیحَۀ) علی(ع) فرمود چگونه میتواند از یک خیرخواهی و نصیحت سود ببرد کسی که از یک فضیحت لذت میبرد.@ مهمتر از اینکه انسان بخواهد با خود آن بیماری شناخت داشته باشد یا سروکار داشته باشد و این دستورالعملها را رعایت بکند برای بار چندم عرض میکنم که باید انسان خودش را خوب بشناسد و عاشق خودش باشد خود جاودانه و ابدی خودش را بشناسد و باور بکند که یک موجود جاودانه است.@ انسان باید آخرت را و زندگی ابدی خودش را باور بکند انسان باید بهشت را باور بکند و انسان باید جهنم را باور بکند مهمتر از اینکه باید جهنم را باور بکند باید بهشت را باور بکند چون حیات ماست زندگی ما در آنجاست حالت طبیعی زندگی ما آن هم در یک وضعیت حداقلی، اکثرش بالاتر از بهشت است.@ ما بالاتر از بهشت هم داریم ولی دیگر حداقل یک زندگی خوب آخرتی بهشت هست انسان باید به این اصالت بدهد و باور بکند و بپذیرد باید به این بهشت عشقبازی کند و لذت ببرد باید این بهشت را مال خودش بداند.@ در جلسه گذشته سخنی از بیداری به میان آمد گفتیم بیداری زمانی است که انسان آخرت را از آن خودش میداند و خودش را آخرتی میداند بیداری زمانی است که انسان باور میکند که فقط یک مرد یا زن نیست.@ آرزوهایش، آرمانهایش، هوسهایش، دغدغههایش، میلهایش فراتر از یک جنس قرار میگیرد فراتر از یک مرد یا یک زن، آرزوهای او دیگر آرزوهای جنسی و طبیعی نیست در حیطه مسائل خانواده و ازدواج و فرزندان و مسکن و بیماری و سلامت و مسائل سیاسی و اجتماعی نیست.@ آرزوی او یک آرزوی بزرگ الهی است که به بلندای حقیقت خودش یعنی به بلندای ابدیت در دل او زنده هست و جریان دارد انسانی که خودش را درست میشناسد همیشه در درونش یک عشق یک امید یک نشاط یک سازندگی جریان دارد او به چنبره غم و اضطراب و خودکمبینی نمیافتد.@ چطور اگر الان به شما زنگ بزنند بگویند مثلاً در فلان جابهجایی مالی که کردید این برنامههایی که در تلویزیون نشان میدهند رفتید یکجا کارت کشیدید یک جایزه برنده شدید رفتید یک چیزی خریدید یکی از این اتوموبیلهایی که تلویزیون تبلیغ میکند به اسم شما درآمده یک اتومبیل 500 میلیون تومانی به اسم شما درآمده.@ اگر به شما زنگ بزنند بگویند این اتومبیل مال شماست به اسم شما درآمده شما مثلاً 15 روز دیگر بیایید اتومبیل را تحویل بگیرید چه احساسی دارید؟ میگویید این مال من است از الان آن را مال خودتان میدانید بخشی از خودتان میدانید و رویش حساب میکنید.@ یک کسی که زنده است بیدار است آخرت و ابدیت و بهشت را مال خودش میداند و با آن زندگی میکند یعنی این را مایملک خودش میداند الله، آسمان، خانواده آسمانی را مال خودش میداند همانطور که(إنا لله) ما مال خداییم خدا هم مال ماست و در روایت داریم کسی که خدا را انتخاب میکند خدا هم او را انتخاب کرده.@ ما با معشوقی سروکار داریم که لازم نیست موافقتش را برای پیوند با او بگیریم به این معنا که بگوییم خدایا ما تو را انتخاب کردیم تو هم ما را انتخاب کن، نه او نسبت به بندگانش رئوف و رحیم هست.@ شنیدید یک کسی میگفت من دختر پادشاه را میخواهم میخواهم خواستگاریاش بروم 50% قضیه هم حل است 50% قضیه حل نیست 50% قضیه که حل است این هست که من او را میخواهم 50% که حل نیست این هست که آنها اصلاً به من نمیدهند.@ حالا در مورد حق تعالی اینطور نیست(مَن کانَ لله کانَ الله لَه) هر کس مال خدا بشود خدا هم مال اوست اگر یک کسی در دلش هوس خواستگاری از خدا از بهشت از محتوای بهشت از خانواده آسمانی بیاید یعنی آنها پذیرفتند.@ یعنی این روح که من آن طلب در دلم ایجاد بشود هوس امام زمان اگر در دل یک نفر بیاید عشق و دلتنگی حضرت اگر در دل یک نفر بیاید معنیاش این هست که امام زمان هم خیلی دلتنگ این شخص هست.@ آن موقعهایی که دل شما میگیرد دل او هم گرفته این شدت اتصال بین عاشق و معشوق هست که به اصطلاح علمیاش میگویند اتحاد عشق و عاشق و معشوق، که همهاش یک چیز هست بنابراین اگر یک کسی در دلش چنین عشقی چنین هوسی آمد یعنی این دلش خیلی قیمت دارد.@ این باور و این بیداری در دل کسی اگر آمد آن موقع متوجه قیمت اصلی خودش و حقیقت خودش میشود خودش را به بلندای ابدیت میبیند آنگونه عاشق خودش و حیات جاودانه خودش هست بنابراین اساساً هر چیزی که بخواهد آن مایملک آخرتی او را حیات جاودانه او را به خطر بیاندازد از آن متنفر میشود.@ عشق و تنفر یک حقیقت هست دو روی یک سکه هست هر جا عشقی هست تنفری وجود دارد و هر جا تنفری هست عشقی وجود دارد. شما اگر بچهات را خیلی دوست داری حتماً از چیزهایی که برای بچهات ضرر دارد متنفری.@ اگر یک حیوانی یا کسی بخواهد به بچه شما آسیب بزند شما او را از بین میبرد این از بین بردن به خاطر عشقی هست که به بچهات داری آن درجه از خشونت و نفرت به خاطر وجود یک عشق هست.@ الان هم شما در حیات طبیعی خودتان اگر یک چیزی یکی از مسائل طبیعی زندگی شما را بخواهد تهدید بکند شما از آن متنفر میشوید بدت میاید بنابراین اگر کسی خودش را به بلندای ابدیت دید و عاشق خودش شد امکان ندارد با چیزهایی که میتواند بهشت او را نابود بکند کنار بیاید به شدت متنفر است.@ این شخص نیازی ندارد برای مبارزه با گناه یعنی برای گناه نکردن با گناه مبارزه کند با خودش مبارزه کند چون تنفر آنقدر سراسر وجود او را نسبت به گناه گرفته که میداند یک عصبانیت چه حجمی از بهشت او را نابود میکند بعداً به او هم نشان میدهند.@ تلخیاش هم همین است که بهشت را به او نشان میدهند و بعد به او میگویند این عصبانیت تو این میلیارد هکتار بهشت را از بین برد بهشتهایی که از کره زمین هزاران برابر بزرگتر است میگوید ببین این گناه تو همه اینها را نابود کرد.@ گاهی وقتها انسان را میبرند سر سوخته آن بهشت به او نشان میدهند میگویند ببین تو یک سرزمینی داشتی به این عظمت و به این شکل آن را به این روز انداختی یک سرزمین سوخته به درد کسی نمیخورد چون مصالح ساختن یک بهشت باید از دنیا بیاید.@ وقتی که نبی اکرم(ص) در معراج بودند فرمود دیدم در بهشت ملائکه قصرهایی میساختند گاهی وقتها متوقف میشدند، گفتم چرا اینها متوقف میشوند؟ در جواب حضرت به حضرت عرض کردند که این مصالحش از دنیا میاید مؤمن دارد کاری انجام میدهد و فرشتهها مصالح را دریافت میکنند و این قصرها را میسازند.@ اما وقتی متوقف میشوند یعنی او از حرکت ایستاده مصالحی نفرستاده این قصر همینطوری مانده تا چه موقع مصالحی بیاید وقتی یک کسی میفهمد که مصالح ابدیت حداقل زندگی بهشتی او و جاودانگی او باید از دنیا برود ببرند انسان را و بعداً به آدم نشان بدهند که این بهشت نابود شده واقعاً چکار میشود کرد جز حسرت.@ شخص میفهمد آتش عصبانیت، کینه، حسادت، بدبینی، غمهای الکی دنیا، غمهای دنیایی همهاش الکی است میفهمد که چه حجمی از بهشتها را نابود میکند چه حجمی از دوستان بهشتی او را از بین میبرد دوستانی که برای او خلق شدند.@ لذا از اخلاق بد از تکبر، منیت، حسادت، گناه بسیار متنفر است از گناه لذتی نمیبرد آنهایی که از گناه و معصیت، تخلف از احکام الهی لذت میبرند اینها کسانی هستند که اصلاً خودشان را به بلندای ابدیت دوست ندارند.@ چون نمیشناسند و باور نکردند که یک موجود جاودانه هستند و اساساً شناختی از خودشان اینگونه افراد ندارند به عنوان یک موجود ابدی، لذا عاشق خودشان هم نیستند لذا مثل بچهای که نمیفهمد دارد چکار میکند یا چیزی که برایش ضرر دارد دائم بهانهاش را میگیرد اینگونه هست.@ از گناه از معصیت، نافرمانی لذت میبرد دچار توهم و خیال میشود لذتهای خیالی و لذتهای وهمی و حیوانی و شیطانی، اما اگر یک کسی خودش را به بلندای ابدیت دید عاشق خودش شد او اساساً از چیزی که مزاحم حیات جاودانهاش هست متنفر است از غیبت متنفر است از بدبینی و حسادت و خودکمبینی متنفر است.@ از اینکه روحش کوچک باشد متنفر است از اینکه دچار شرک بشود متنفر است از اینکه تسلیم نباشد راضی نباشد به احکام و کارهای الهی متنفر است میفهمد که اینها با وجودش چکار میکند میفهمد که اینها حیات جاودانه او را چقدر به خطر میاندازد.@ اگر اول ما باورمان نسبت به خودمان از بین برود این درسها دیگر فایدهای نخواهد داشت بیشتر حوصله را سر میبرد تا اینکه بخواهد اثری داشته باشد و قدرتی یا نورانیتی در شخص ایجاد بکند ما باید اول آن عشقمان به خودمان و جاودانگیمان در ما زنده باشد.@ این باور در ما باشد و اینکه ما بزودی وارد نظام جدید برزخی خواهیم شد اینجا خیلی نخواهیم بود در یک جای محدودی به نام دنیا(وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِينٍ) یک استقرار و بهرهمندی موقت داریم و بعد(إلیه راجعون) برمیگردیم و ما دیگر از دنیا میرویم.@ اینکه میگوییم از دنیا رفت یعنی از این فضای دنیا خارج میشویم به یک فضای جدیدی به نام ملکوت و برزخ که میلیاردها، بینهایت برابر از اینجا زیباتر، پیشرفتهتر، کاملتر، ماندگارتر هست وارد میشویم.@ و تلخیاش این هست که انسان آماده نباشد برای یک جایی به آن پیشرفتگی اگر آماده نباشد عذابش عذاب سختی خواهد بود حسرتش حسرت فوقالعاده زیادی خواهد بود.@ حالا امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که در مورد یک بیماریهای روحی به چند چیز فکر کنید 1 ـ اندیشیدن در عاقبت آنها اینکه این بیماری با ما چه خواهد کرد. مثلاً الان میگویند به یک شخص سرطان دارد یک کسی به سرطان چطوری نگاه میکند وقتی میگویند سرماخورده دست و پایش شکسته نگرانی ندارد.@ ولی اگر بگویند سرطان دارد با اینکه الان 50% سرطانها حدوداً قابل درمان هست اینطور نیست که اگر کسی سرطان داشت یعنی میمیرد حالا فرض بگیریم که قابل درمان هم نیست این شخص چرا غصهدار میشود؟ میگوید پس من دیگر میمیرم.@ وقتی میمیری کجا میروی؟ تهاش چه هست؟ قرار است چه اتفاقی برایت بیفتد؟ وقتی بمیری از اینجا میروی به کجا میروی؟ این خیلی مهم است اگر کسی درست معنا بکند میبیند که سرطان خبر بدی نیست یعنی وفاتی است که میخواهد اتفاق بیفتد و ورودی است به جایی بینهایت زیباتر و به نزد کسانی که بینهایت بیشتر از دنیا ما را دوست دارند، چه چیزی ترسناک است؟ فقط یک چیز، آن هم عدم آمادگی برای آنجاست.@ اینکه انسان آماده باشد میخواهد آنجا برود و الا ترسی ندارد ما به عاقبت یک بیماری درست فکر بکنیم این چه میشود اگر من حسود و بدبین و بداخلاق و زورگو باشم چه اتفاقی میافتد.@ اگر من در روابط خانوادگی حقوق اعضای خانوادهام، همسرم و پدر و مادرم و فرزندم را رعایت نکنم قلدر و خودمحور و خودشیفته باشم بیانصاف باشم لوس باش تنپرور و تنبل باشم در مراعات مسائل خانوادگی.@ بسیاری از موارد من در اختلافات بین اعضای خانواده دیدم اعضای خانواده درست است به هم ظلم میکنند و میفهمند که دارند به هم ظلم میکنند اما دلیل اصلی اینکه نمیتوانند دست از ظلمشان بردارند تنبلی و بیحوصلگی است.@ تنبلی و بیحوصلگی در اجرای وظائفی که نسبت به بقیه اعضای خانواده دارند مرد میخواهد مردی نکند میخواهد از وظائف مردانگیاش فرار کند تنبل و تنپرور است زن هم همینطور لوس و نُنُر و کمطاقت و ضعیف هست سر از اختلاف و خدای نکرده چیزهای بالاتر در میاورد.@ عاقبت بیماریها چه خواهد شد؟ حسادت و بداخلاقی و بدبینی و زودرنجی و حساسیت با من چه میکند رعایت نکردن حقوق پدر و مادر با من چه میکند؟ انسان به عاقبتش فکر بکند اول از این برای انسان دنیا نمیگذارد.@ یعنی واقعاً وقتی که انسان بد هست و بدجنس هست اولین کسی که آسیب میبیند خودش است چون مریضی به روح آسیب میرساند خود روح دیگر تعادل ندارد نمیتواند به شادی و آرامش برسد و ملاک انسانیت شادی و آرامش است.@ اگر من شاد و آرام نیستم اگر حوادث دنیا میتواند من را مچاله کند پس من یک مشکل دارم که اینقدر کوچک و ضعیف هستم که یک غم دنیایی میتواند من را بدبخت کند یک محدودیت دنیایی یک محرومیت دنیایی میتواند فلسفه حیات را از من بگیرد.@ معنی خدا را از من بگیرد معنی ابدیت را از من بگیرد معنی خانواده آسمانی را از من بگیرد فلسفه خلقت و هدف خلقت را از من بگیرد مثلاً بچهدار نمیشود، نتوانسته ازدواج بکند ازدواج کرده به نحوی همسرش را از دست داده، ورشکست شده.@ مریض شده به چیزهای حیوانی یا گیاهی یکی از این حوادث، گاهی وقتها کسی که خودش را نمیشناسد یکی از این حوادث میتواند او را از چرخه حیات انسانی خارج کند اینقدر برایش غم بیاورد که اصلاً یادش میرود کیست.@ اگر کسی یادش نرفت کیست این چیزها نمیتواند برایش غم بیاورد آنقدر مؤمن دلخوشی دارد آنقدر معشوق دارد آنقدر دوست دارد آنقدر رفت و آمد دارد آنقدر سرش شلوغ است که وقت جدی فکر کردن به مشکلات دنیایی را ندارد تلاشش را میکند با حفظ آرامش و رضا، اما اینطور نیست که به هم بریزد و پژمرده و افسرده شود.@ به عاقبت بیماری فکر بکنیم که چه خواهد شد دنیا را خراب میکند آخرت را خراب میکند شادی و آرامش را از من میگیرد بنابراین به سمت برطرف کردن این مشکلات و بیماریها برویم و جدی اینها را کنار بگذاریم.@ نمیگویم با آنها مبارزه کنیم حضرت لفظ جنگافزار و اسلحه را به کار برده در رابطه با اینها، (تُجاهِدُونَهُوا بِها) با آنها بجنگید با عشق به خودمان، آدم همیشه لازم نیست برای جنگیدن اسلحه دستش باشد.@ گاهی وقتها برای جنگیدن با یک چیزی عشق به خود کافی هست انسان وقتی عشق به خودش داشته باشد به راحتی با شیطان و بیماریهایش میجنگد و آنها را از بین میبرد.@ مبارزه با رذیلت: مبارزه با رذیلت یک وظیفه است پیامبر فرمود شما باید با شیطان و نفستان جهاد کنید انسان در مبارزه رشد میکند اصلاً انسان اگر مبارزه نداشته باشد و جهاد در زندگیاش نباشد انسان نیست پیامبر فرمود(المُؤمِنُ بَینَ خَمسَ شَدائِد) مؤمن همیشه بین پنج شدت هست این شدتها مورد نیاز ماست.@ 1 ـ مؤمن حسود، انسان گاهی وقتها با مؤمنینی برخورد دارد که با اینکه مؤمن هستند و آدمهای خوبی هستند ولی حسود هستند و این حسادتشان انسان را اذیت و آزار میدهد(مُؤمِنُ یُحسِدُه) مؤمنی که حسادت میکند، و کافری که با آن جنگ میکنید.@ انسان به دشمن احتیاج دارد انبیاء هم همه دشمن داشتند چون مسیری که انسان باید طی کند با مبارزه و جهاد و تلاش باید به دست بیاید(لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏) انسان با تلاشهایش به قیمت میرسد لذا خداوند میفرماید برای انبیاء هم ما دشمن خودمان میگذاشتیم تا اینکه انبیاء بزرگ و قوی شوند و به کمال برسند.@ انسان بدون درگیری استعدادهای بینهایتش شکوفا نمیشوند هزاران اسم از خدا در انسان هست که برای شکوفایی هر کدامشان نیاز به این دارد که جایی درگیر باشد یا مؤمن حسود، یا کافری که با آن مقابله میکنی، یا منافقی که بغض او را در دل دارد، و یا شیطانی که گمراهی او را آرزو میکند دنبال گمراهی او هست و نفسی که با آن منازعه دارد.@ انسان با نفس و شهوتهای خودش هم دائماً درگیر است این پنج درگیری مبارک باعث میشود که پنج تا باشگاه قوی و قدرتمند هست که باعث میشود نفس انسان دائماً به سمت الله حرکت میکند روزبهروز خوشگلتر و زیباتر و ورزیدهتر و خوش هیکلتر و قویتر میشود و به خانواده آسمانیاش شبیهتر میشود.@ پس وقتی رذیله آمد باید با آن جنگید اگر بماند او ما را نابود میکند رذیله یعنی اژدها و مار و عقرب خیلی خطرناک است رذیله یعنی جهنم، فشار قبر، هزاران سال تنهاییهای کشنده، ما که اینجا یک روز تنهایی را تحمل نداریم آنجا چطور میتوانیم تنهایی را در قبر تحمل کنیم.@ آن هم تنهایی که توأم با عذاب و بدبختی و غصه است لذا انسان باید با رذیله بجنگد، نگوید من همین که هستم من حسودم من لوسم من پدر و مادرم یادم ندادند، ندادند که ندادند خودت با آن مبارزه کن اگر میدانی مشکلی داری با آن جنگ کن.@ اگر میدانی در خانواده در فامیل در محل کار در نظام درونیات اگر میدانی در ارتباطت با خانواده آسمانیات دچار ضعف و مشکلات هستی آن را برطرف کن دنیا همین است دنیا را به ما ندادند که ما خالهبازی و مامانبازی و شوهربازی و بچهبازی و زنبازی و دنیابازی کنیم تلویزیون تماشا کنیم.@ نه دنیا را به ما دادند چون ما در نظام رحمی هستیم جنین را نگاه کنید یک ثانیه وقتش را تلف نمیکند خودش را دائماً دارد حرکت میکند برای تولد آماده میکند اگر استراحتی هم دارد استراحتش هدفمند است از وظیفه اصلیاش غفلت نمیکند که من خودم را برای بهشت و بالاتر از بهشت باید آماده کنم و وقت زیادی هم ندارم.@ به زودی فرشته مهربان وفات من حضرت عزرائیل(ع) میاید و من را با خودش میبرد پس تا آن فرشته عزیز میاید که ما نمیدانیم چه موقع قرار است نزد ما بیاید من وقت زیادی ندارم که بخواهم وقتم را تلف کنم با کسی درگیر شوم ذهنم را به این و آن بدهم.@ ذهنم را به مسائل دنیایی بدهم ذهنم را بدهم به بچهبازیهای دنیا و کارهای دنیایی، اصلاً وقتش را ندارم من هر چه که در دنیا آرزو داشته باشم بینهایتش برایم آماده و مهیا هست با زینتهای اینجا که نمینشینم خودم را مشغول کنم و عمرم را تلف کنم اصلاً وقتش را ندارم. پس این دوتا نکته را خوب دقت کنید که علی(ع) برای ما خوب بیان فرمودند سه نکته مانده که برای جلسه بعد میگذاریم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ پنج مرتبه با هم آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان، رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین عالم، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، سلامتی رهبرمان، نابودی دشمنانمان، آمرزش همه اموات، اموات خودمان(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).@ هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@