بأعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ در جلسه گذشته درباره روش درمان بیماریهای روحی، اخلاقی، قلبی یک راهکار بسیار ارزنده از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) را با هم خواندیم که حضرت فرمود به کوچکی دنیا فکر بکنید(الدُّنیا أصغَرُ وَ أحقَرُ وَ أنظَرُ مِن أن تُتاعَ فیهِ الأحقاد) دنیا کوچکتر، پستتر، و کمتر از آن هست که در آن کینهها تبعیت بشود.@ این هشدار بسیار جدی است به اینکه اگر ما در چنین دنیایی به سر میبریم وقتی که تابع کینهها، حسادتها، بدبینیها، بداخلاقیها، بدجنسیها، مشکلات روحی خودمان، زودرنجیها و حساسیتهای خودمان میشویم چقدر ما کوچک و تحقیر شدیم.@ چون وقتی که نفس عظمت داشت قدرتمند شد مثل یک بدن قدرتمند است یک آدمی را نگاه کنید مثلاً 40 سالش است خیلی قوی است ورزش کرده هیکل فوقالعاده قوی دارد بعد به کوچه برود و یک بچه 5 ساله او را بزند بیشتر از ضربههایی که خورده برایش آبروریزی دارد که از یک بچه 5 ساله خورده کسی اصلاً باور میکند.@ یک آدم 40 ساله قدرتمند قوی بیرون رفته باشد و یک بچه 5 ساله او را زده باشد و بعد بیاید گریه کند و بگوید بچه من را زده. ما حالتمان وقتی دنیا ما را میزند اینقدر تحقیرآمیز است وقتی برای دنیا غصه میخوریم وقتی قهر میکنیم نق و غر میزنیم.@ وقتی تیرگیها در روابطمان سایه میاندازد اینقدر حقارت گیر ما آمده اینقدر پست و کوچک شدیم چون حضرت میفرماید آن چیزی که تو برایش گریه میکنی دنیاست.@ یکی از معیارهای فوقالعاده مهم که انسان را قوی میکند از نظر شخصیتی و به شادی و آرامش میرساند به استحکام شخصیتی میرساند این هست که چیزی که تو الان ذهنت را مشغول کرده و نگرانت کرده مقولهاش قیمتاً چقدر است.@ شما فکر کنید یک کسی خانه شما هراسان آمده و بگوید مالم را بردند و گریه میکند و تو میگویی حالا چه بوده چقدر بوده؟ میگوید کفشم را بردند کفش بابابزرگم بوده آن را پوشیده بعد به پدرم داده پدرم هم چند سال پوشیده او هم به من داده و حالا یک کفش اینطوری را دزدیدند، این حقارت میاورد.@ اگر یک کسی ناراحتت کرده نگاه کن ببین دنیاست یا آخرت است اگر آخرت است خوش به حالت که ناراحت هستی ناراحتی برای آخرت خوشحالی و شادی میاورد حتی ناراحتیاش انبساط و شادی قدرت روحی میاورد ناراحتی برای آخرت انسان را قوی و پاک میکند.@ اما اگر مقولهاش مقوله دنیایی است یا مقوله وهمی است یا مقوله خیالی است یا مقوله حسی است یا حیوانی یا گیاهی یا جمادی است اگر مقولههای اینطوری هست خودت را کوچک نکن تو بزرگ هستی تو سلطان هستی تو فوق عقل هستی تو از جنس خدایی.@ (نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) خدا میگوید من از روح خودم در تو دمیدم و دنیا را هم برای تو آفریدم، خیلی بد است، بعد از خدا ما نفر دوم عالم وجود هستیم بعد از ما زیر ما تازه فرشتهها آفریده شدند یعنی اول حقیقت انسان آفریده میشود و بعد تازه فرشتهها و پایینتر میاید هر چه که پایینتر هست حتی فرشتهها به خاطر ما خلق شدند.@ بنابراین اصلاً آن چیزی که ما باید غصهاش را بخوریم نگاه کنیم ببینیم به آن میرسیم یا نمیرسیم بالای سر ماست یعنی الله است برای همین هم برای انسان اساساً معشوقی جز الله نیست لا إله إلا الله، إله ما پایین ما نیست إله ما زیر ما نیست.@ آنها همه وسائلی هستند که برای ما خلق شدند ما چیزی نداریم غیر از الله که بخواهیم حرصش را بخوریم بهشت هم حتی نه، ولی بهشت هم درمان خوبی است لااقل اگر انسان میخواهد برای یک چیز لذتبخشی غیر از خدا غصه بخورد برای بهشت غصه بخورد.@ امام صادق(ع) فرمود(إن کُنتُم راغِبینَ لا مَحالَۀ فَارغِبُوا فی جَنَّۀٍ عَرضُهَا السَّماواتِ وَ الأرض) اگر قرار است برای یک چیزی رغبتی داشته باشید دلشوره داشته باشید به یک چیزی دل بدهید اقلاً به یک بهشتی دل بدهید که به اندازه همه آسمانها و زمین است.@ چرا به پایینتر از آن نگاه میکنید که غصه بخورید تازه آن بهشتی هم که به اندازه آسمانها و زمین است وجود مقدس امام کاظم(ع) فرمود پاداش بدنهای شماست پاداش خود شما نیست شما خیلی بزرگ هستید لذا روی این تمرین کار کنید.@ اینطور نیست که امشب من بگویم شما هم بگویید حالا ما گوش کردیم و خوب میشویم البته استثنائاً پیش میاید و بعضی از عزیزان هستند که با شنیدن شدن هم در آنها اتفاق میافتد یعنی وقتی میشنوند همان اتفاق در آنها میافتد و از آن به بعد اینها با شنیدن قوی میشوند.@ ولی گاهی وقتها انسان پوستکلفتی و مقاومت میکند و گاهی وقتها باور نمیکند گاهی وقتها باید تمرین کند گاهی وقتها باید آنقدر بشنود هر بار شنیدن مثل یک قلمی هست که شما با آن روی سنگ را میزنید هر بار که میزنید یکذره از این سنگ میتراشد تا یواش یواش در وجود ما رسوخ پیدا کند و ثابت بشود و ما به باور برسیم.@ آن لحظهای که ما به باور میرسیم در بحث قم که موضوع بحث قم غفلت است آنجا توضیح دادیم لحظهای که انسان به باور میرسد به اصطلاح علما میگویند شخص بیدار شد انسان لحظهای که خودش را باور کرد که من جاودانه هستم من بهشت هم پاداشم نیست.@ من قیمتم فقط خداست من قیمتم خانواده آسمانیام است من جاودانه و ابدی هستم اگر این لحظهای که انسان این را باور کرد یعنی قبول کرد و این را پذیرفت لحظهای است که علما در اصطلاح میگویند به این یقضه دست داده بیدار شد تازه شخص بیدار شده حالا باید حرکت کند.@ ولی تا وقتی که این باور را ندارد خودش را یک زن، خانم، دختر، شوهر، مرد، آقا، عمو، خاله، دایی، رئیسجمهور، نماینده مجلس، سفیر میبیند تمام اینها شئون حیوانی هست به درد نمیخورد قیمتها خیلی کم است.@ اما اگر گفت من انسان هستم دیگر غصه از او برداشته میشود تا گفت من انسان هستم من إلهام الله است یعنی برای پایینتر دیگر غصه نمیخورد من را کوچک میکند اگر برای پایینتر غصه بخورم اگر قرار است غصه بخورم برای بالاتر غصه بخورم.@ چرا برای پایینتر غصه بخورم چرا چیزی که از من کوچکتر هستند همه برای من آفریده شدند من هدف خلقت اینها هستم اینها هدف خلقت من نیستند من به اینها ارزش میدهم وجود من هست که به اینها ارزش میدهد همه اینها خادم من خلق شدند من برای اینها چرا غصه بخورم لحظهای که شخص میرسد به این باور، نه اینکه بفهمد شما همه این را میفهمید و عقلاً هم این را قبول دارید، باور غیر از عقل است.@ شما عقلاً میدانید که مرده کاری ندارد اما باور زمانی است که بروی به آن دست بزنی و نترسی آن باور میشود باور لحظهای هست که کنار مرده مینشینی باور لحظهای است که آب میگیری او را میشویی انگار که داری یک سنگ را میشویی مثل مردهشورها، باور آن لحظهای است که دیگر جزء وجود توست.@ تو آن لحظه میگویی من جاودانه هستم آنوقت هر وقت میخواهی به هر کسی یا هر چیزی نگاه کنی هر انتخابی بکنی هر ارتباطی برقرار کنی هر رفتارت با قیمت انسانیات برقرار میکنی انتخابهایت رنگ انسانی دارد میخواهی لباس انتخاب کنی.@ حجاب انتخاب کنی دوست انتخاب کنی میخواهی با همسرت حرف بزنی رفتار کنی رفتارت با قیمت انسانی است دیگر به عنوان یک مرد و جنس مخالف با هیچ کس حرف نمیزنی به عنوان یک انسان برخورد میکنی خیلی مهم است.@ بچههایت هم دیگر به عنوان اینکه بچههای من که من یک حیوان هستم و این بچه را زاییدهام یا پدر این بچه هستم نگاه نمیکنی این بچه را هم به عنوان یک آدم نگاه میکنی همانطور که خدا نگاهش میکند وقتی به بچهات اینطوری نگاه کردی نوع رفتارت با این بچه هم کاملاً متفاوت است از آن زمانی که میگویی فقط این بچهام است خیلی این نوع رفتار تفاوت دارد.@ اصلاً این دو فرهنگ بینهایت با هم تفاوت دارد لحظهای که آدم باور میکند آدم و انسان است جاودانه است از جنس خداست با لحظهای که میگوید نه من زن هستم ولی مسلمان هم هستم یعنی در واقع یک حیوان مسلمان، من یک مرد هستم که مسلمان هم هستم میشود یک حیوان مسلمان.@ در عرفان و در اخلاق اولین قدم بیداری است اینکه آدم همینطوری با حالت حیوانی بیاید اطلاعات هم یاد بگیرد فایده ندارد ده سال 30 سال کلاس بیایی بیدار نشوی باز خواب هستی یعنی همه چیز در خواب هست یعنی انسان اگر مسلمان هم باشد این خواب اسلام را دارد.@ اگر آدم ظاهراً مؤمنی هم باشد در خواب مؤمن است خوابهای مؤمنی است یعنی مثل یک کسی هست که خواب میبیند مؤمن است مسلمان است ولی چون خودش خواب بوده قلبش بیدار نشده این وقتی وارد برزخ میشود میبیند این یک هیولاست حسادت و تکبر و بداخلاقی و بدبینی و زودرنجی و حساسیت داشته ظلم کرده که باطنش یک شتر گاو پلنگی هست.@ اینکه پیغمبر میفرماید امت من روز قیامت به صورت ده حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند شوخی نیست شخص خواب بوده در خواب میدیده که مسلمان است نماز میخواند الان ما خیلی وقتها نماز میخوانیم نمازمان خوابی است بیداری نیست.@ بیدار لحظهای است که تو میفهمی نماز، الله، معصوم، چهارده معصوم، خانواده آسمانی، حجاب، خمس، زکات یعنی چی تازه این شخص بیدار شده وقتی بیدار شد نمازش هم در بیداری میخواند در بیداری نماز خواندن خیلی فرق دارد تا در خواب نماز خواندن.@ برای همین هم ما وقتی نماز میخوانیم حواسمان به نماز نیست چون در خواب داریم نماز میخوانیم وقتی خواب است حواسش نیست اگر حرف هم میزند میگویی دارد خواب میبیند بیدار هم که میشود میگوید هر چه دیدیم خواب بود.@ 40 سال است زیارت عاشورا میخواند مکه و مدینه میرود همهاش خواب است این بنده خدا اصلاً بیدار نیست هیئت میرود در خواب هیئت میرود دقیقاً مثل یک کسی که خواب میبیند بعداً وقتی بیدار میشود یعنی به برزخ میرود میگوید همه اینها را من داشتم خواب میدیدم(النّاسُ نِیامٌ إذا ماتُوا إنتَبَهُوا) مردم خوابند هر وقت مردند بیدار میشوند.@ یعنی وقتی وارد برزخ میشوند میفهمد ای بابا اینجا چه خبر است من باید چه چیزهایی را اینجا میاوردم من باید چه کارهایی میکردم من چرا شکل و قیافهام اینطوری است تازه بیدار میشود آنوقت دیگر فایدهای ندارد(وَ أَنَّى لَهُ الذِّكْرى) الان دیگر به چه درد میخورد.@ (إذا ماتُوا إنتَبَهُوا) میگوید مردم با مردن بیدار میشوند یعنی این بخشها را بمیرانید نگذارید برایتان گردنکلفتی کنند این بخش را بر آنها حاکم کنید آن موقع است که تو تازه بیدار میشوی(ماتوا) یعنی این بخشها بدون اجازه این بخش آب نمیخورند بدون بخش فوق عقلانی نفس نمیکشند.@ انتخابها، ارتباطات، رفتارها، چینشهای فکری، یک عروسی، یک ازدواج، یک مسافرت، یک رفتار با همسر، یک رفتار با پدر و مادر، یک رفتار با دوست، یک رفتار با همسایه، با هر کس که انجام میدهد فقط به فرمان فوق عقل است.@ این کیلویی است که میگویند ما تُرکها ما لرها ما فارسها ما ایرانیها ما افغانیها ما اینطوری عادت داریم سنت خانوادگی، این بنده خدا هنوز خواب است لذا میبینی 50 سال هم که نماز میخواند خواب است.@ چون اگر آدم در بیداری نماز بخواند که میگوید(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) میبیند دارد با چه کسی حرف میزند رکوع و سجده و قنوت و حمد را میخواند میبیند قرآن میخواند صدای خدا را میشنود بیدار است کاملاً با فرشتهها انس دارد با اهل بیت و خانواده آسمانی و شهدا و صدیقین و شهدا و صالحین ارتباط دارد این آدم زنده است.@ اما اگر وقتی که خودش را نمیشناسد با بُعد حیوانیاش اسلام میاورد یعنی نماز را این زن میخواند نماز را این مرد میخواند آدم نمیخواند چون آدم وقتی نماز بخواند نماز خوراکش است از خوراک لذت میبرد.@ ولی این الان 40 سالش است وقتی نماز چهار رکعتیاش دو رکعت میشود خوشحال است پس معلوم است حیوان داشته نماز میخوانده خانم و آقا داشته نماز میخوانده این آدم نمیخوانده چون آدم اینطوری است.@ شما الان حیوان هستید در موطن حیوانی خودت طبیعی عمل میکنی الان به عنوان یک حیوان سر سفره مینشینی چون ما حیوان هستیم که غذا میخوریم البته غذا خوردن ما شأن گیاهی است اما چون اشتها و شهوت در آن هست میگوییم حیوانی است این الان نشسته به طور طبیعی دارد غذا میخورد.@ بخش حیوانی را میگویم اصلاً شما فکر نکنید که انسان است دوتا شیر، دوتا گرگ، دوتا شغال، دوتا مرغ دارند غذا میخورند یک حیوان دیگر بیاید بخواهد غذایش را بخورد او را پس میزند و با هم دعوایشان میشود این حیوان وقتی نشسته دارد چلوکباب میخورد به او بگو یکی از کبابهایت را به پدرت بده عمراً اگر بدهد.@ ممکن است از روی احترام بدهد پدر دارد غذا میخورد اگر بچهاش بخواهد دوباره بیاید غذایش را بخورد به او برمیخورد چون سر غذاست این دارد از غذایش لذت میبرد با زنش با دوستش با نامزدش هست یک کسی بخواهد بیاید در این خلوت مزاحمت درست کند به او برمیخورد.@ میگوید من الان غذایم بودن با این است لذت بردن از این آدم است انس عاطفی و حیوانی داریم کسی نباید مزاحم ما بشود دارد تلویزیون نگاه میکند حاضر نیست کسی مزاحمش بشود لذت میبرد دارد فوتبال نگاه میکند لذت میبرد دوست ندارد کسی صدایش بکند.@ اگر شأن عقلیاش دارد درس میخواند مطالعه میکند دوست ندارد کسی وسط مطالعهاش مزاحمش بشود دارد لذت میبرد به طور طبیعی، اگر این بخش بیدار باشد دارد نماز میخواند اصلاً دوست ندارد از نماز برگردد دارد روزه میگیرد و قرآن میخواند برنمیگردد.@ پس آدم تا نیفتد به لذت با الله هنوز این بخش بالغ نشده بلوغ پیدا نکرده بچه است ادا در میاورد به درد نمیخورد خدا به تو ثواب میدهد که همینطوری یک کاری کردی ولی زندگی نیست حیات نیست عشق نیست حیات انسانی نیست لذت بردن از آسمان نیست زندگی کردن با آسمان نیست آدم خوب است با خدا زندگی بکند.@ شما فرهنگ ما را نگاه کنید یک جوان مثلاً 27 سالش است خیلی عمر است زن نگرفته مرده، نوشتند جوان ناکام، ناکامیاش کجاست؟ مال بخش حیوانیاش است حالا اگر این امشب عروسی بکند و فردا بمیرد دیگر ناکام نمینویسند یک کام حیوانی بوده.@ ما هم خیلی ناکام از دنیا میرویم باید سر سنگ قبرمان چه 70 سالت هم باشد بچهای وقتی از خدا کام نگرفتی بالغ نشدی جوان ناکام زیاد است باید کودک ناکام بنویسند.@ اصلاً بزرگ نشده که یک کام از خدا بگیرد من با خدا دو روز زندگی کردم 70 سال عمرم بوده ولی درست با خدا زندگی کردم دو روز من و خدا بودیم هیچ کس با ما نبوده در خانه که هیچ کس نبود من و خدا نشستیم با هم صفایی کردیم من بودم و خدا.@
ما میدانیم یواشکی میخانه کجا باید برویم بقیه اصلاً راه مخفی را بلد نیستند طرف با خدا زندگی نکرده اصلاً لایی کشیدن به خاطر خدا، قال گذاشتن دیگران به خاطر خدا، در رفتن به خاطر خدا، یواشکی با خدا قرار گذاشتن آن همه کرشمهها و عشوههای آنچنانی اصلاً در زندگی ما از این شورها نیست اصلاً انگار حافظ مُرد.@ یک موقع آدم این غزلها را میخواند میگوید این را برای چه کسی گفته آدمهای اینطوری یک موقعی پیدا میشوند؟ هفته دفاع مقدس است یاد کنیم هفته بسیج یاد کنیم از آنهایی که اینطوری رند بودن آنها خیلی لایی کشیدن و زود رفتن تا(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) آنطرف بهشت رفتن غصهاش دارد امثال من را خفه میکند.@ وقتی یادم میافتد من با اینها سالها جنگیدم در عملیاتها و الان جا ماندیم خیلی غصه دارد و این عقده همیشه با ما هست گاهی وقتها فقط خاطراتش ما را یکذره شنگول میکند یک موقع تلویزیون وقتی نشان میدهد به خدا قسم من از شما غریبهتر به اینها نگاه میکنم.@ انگار دفعه اولم هست دارم این بچهها را میبینم هیچ صحنهای برای ما لذتبخشتر از این صحنهها نیست اینها که دارند رژه میروند و در کوه میروند این صحنههایی که فرصتهای رسیدن به الله و خانواده آسمانی بوده توهمی از فوتبال لذت میبریم چه کسی به چه کسی گُل بزند اینها تا کجا رفتند خیلی آدم حسرت میخورد.@ خدا رحمت کند امام را که برای صدها هزار نفر میکده باز کرد که یک مشت عاشق بودند هیچ وقت کره زمین به اندازه این 35 سال، هیچ وقت از زمان خلقت آدم تا الان کره زمین به اندازه این 35 سال کره زمین آدم تربیت نشده.@ هیچ وقت کره زمین اینقدر آدم خروج نداد صادرات نکرده آنطرف بهشت، بهشتیها، فرشتهها، حوریان بهشتی، انبیاء، صدیقین هزاران سال منتظر بودند یک ورودی اینطوری به بهشت بیاید یک حجم اینطوری به بهشت بیاید لحظهای که تو نماز را میخوری و قرآن را میخوری مثل کباب مثل وقتی که با همسرت هستی لذت میبری میگویی حقم است آن موقع است که تو بزرگ شدی تازه بالغ شدی باید برایت جشن تولد بگیرند.@ من بچهای دیدم از اقوام بود شاید 10 ـ 12 سال داشت در یک احیا که داشتیم دیدم دوید آمد بغل من من را بغل کرد، گفتم چه شده؟ گفت گریه کردم گفت امشب توانستم بعد از این همه سال آدمها را میدیدم گریه میکردند نمیدانستم گریه چیست من هم امروز گریه کردم.@ بچه بالغ شده، گفتم کجای دعا بود چه میخواندند که یکدفعه گریهات گرفت؟ گفت در دعای جوشن کبیر گریهام گرفت فسقلی به کجا زده. آن لحظهای که حس میکنی از غیب خوشت میاید از الله خوشت میاید آن لحظهای که دوست داری احساس میکنی بزرگ شدی.@ بالغ شدی و اشک داری آن لحظهای میدانی که تو میتوانی بدون هیچ کس و تنهایی در خانه روی سجاده بروی و بالا بکشی مثل لحظهای که بچه دوچرخهسواری دارد ولش میکنی خودش میرود یک کسی که میتواند خودش رانندگی کند چه لذتی میبرد.@ لحظهای که خودم میتوانم روی سجاده بنشینم و بالا بکشم لحظهای که خودم میتوانم بدون هیچ کس هوس امام رضا به سرم بزند بدون هیچ کس حرم امام رضا بروم خودم بروم یک ماشین بگیرم قطاری، هواپیمایی منتظر هیچ کس نیستم عاشقی یعنی تنهایی رفتن.@ آدم وقتی میخواهد نامزدبازی برود رفیقهایش را که با خودش نمیبرد میخواهم خودم بروم یعنی این خودش بزرگ شد خودش میتواند روی سجاده برود و حرم برود دلش میاید که من باید حرم بروم این یعنی بزرگ شدن این بزرگی خیلی مهم است.@ اگر انسان به لحظه بیداری رسید بیدار شد تا بیدار نشود حالا این حرفها را هم که ما میزنیم آخر هم این حرفها را میشنود باز میبینی که کینهها از دلش نرفته دعوا دارد و حسادت و زودرنجی و حساسیت دارد باز عقده حقارت اینکه فلانی به من محبت نکرد.@ فلانی را از دست دادم کسی به من محل نمیگذارد باز همیشه کوچک، باز طلاق دارد دیوانه و خفهاش میکند چه زنش را طلاق داده چه از شوهرش طلاق گرفته باز دارد له میشود باز یک مریضی میتواند اعصابش را خورد میکند باز فلان کس به من همچین حرفی زد باز کوچک و بچه است.@ یقضه که اتفاق اتفاد بیداری که اتفاق اتفاد زودرنجیها و حساسیتها و قهر و ناز کردنها، غیبت کردن، تهمت زدن، پچپچ کردن فضولی در کار مردم همه از بین میرود چون قیمت دست طرف هست حاضر نیست پایین بیاید.@ اصلاً احساس بیشرمی و بیآبرویی میکند اگر برای دنیا غصه بخورد خودش احساس میکند به فحشا و لجن کشیده شده وقتی پایین میاید و برای این چیزها غصه میخورد واقعاً احساس فحشا میکند احساس که هزاران برابر از زنا کثیفتر و آلودهتر است.@ من برای چه غصه خوردم برای چه عصبانی شدم به چه چیزی حسادت کردم برای چه بدبین شدم برای چه به هم ریختم خودش احساس فحشا میکند من قیمتم فوقالعاده بالاست اصلاً برای من زشت است اینقدر کوچک ماندن.@ من کسی هستم که پیامبرم، عزیزم، محبوبم، حبیبم گفته اگر برای دنیا غصه بخوری جهنمی هستی(مَن بَکی علَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) من هم نمیخواهم جهنم بروم پس این مسأله را خواهش میکنم حتماً تمرین کنید مخصوصاً به نهجالبلاغه مراجعه کنید فرمایشاتی که از امیرالمؤمنین(ع) هست در غررالحکم خیلی حدیث هست.@ آنجایی که راجع به حقارت و پستی دنیا آیاتی را که مربوط به پستی دنیاست وقت بگذارید عبادت است در قرآن، در معجم راهنماهای موضوعی قرآن، بردارید کتابهایی که در کتابهای اخلاق در بخش دنیا و حقارت دنیاست واقعاً انسان مطالعه بکند و باورش بشود که نباید برای هر چیز کوچک بشود و دنبال عقده و حقد و کینه و ناراحتی با کسی بشود.@ در فرمایشات بعدی علی(ع) پنج تا راهکار دیگر به ما داد اولین راهکار اینکه به حقارت دنیا نگاه کنیم که دنیا کوچکتر از آن هست که بخواهد من را اذیت و تحقیر و عصبانی و غصهدارم بکند پنج تا راهکار دیگر داده اینها معرکه است ما خیلی باید مفتخر باشیم همچین امامانی داریم.@ هیچ کس رهبرانی که ما داریم پدرانی که ما داریم و خانواده آسمانی ما را اینگونه ندارند هر چند اینها خانواده آسمانی همه انسانها هستند اما مهم داشتن است معرفت است بشناسی که مال توست احساس تعلق به این خانواده مهم است.@ حالا یک کسی پدرش پادشاه عالم باشد وقتی خودش نمیداند فقیر دارد یکجا زندگی میکند به چه دردش میخورد اما وقتی بفهمی که پادشاه کره زمین پدر توست آنوقت میگویی من پسرت هستم و من ولیعهد میشوم تو بزرگ میشوی.@ ما وقتی خانواده آسمانی را داشته باشیم و آنها را نشناسیم نمیتوانیم به آنها خودمان را معرفی کنیم و با آنها سلام علیک کنیم و بگوییم ما هستیم و آنها هم بیایند کمک ما کنند مهم این است که بفهمی امام زمان پدرت است و خودت را به او برسان و خودت را معرفی کن آدم بفهمد که من فرزند اهل بیت هستم باورت بشود این خیلی مهم است.@ والا وقتی که باورت نیست کوچک میمانی آسیبپذیر هستی غصه میخوری ضربه میبینی باورش کن آن موقع است که تمام غصههایت میرود اصلاً دیگر بچهبازیهای دنیا و خالهبازیهای دنیا پچپچهای دنیا کوچکت نمیکند و ذهنت را هم مشغول نمیکند.@ (إحتَرِسُوا مِن ثَورَۀِ الجَمد وَ الحِقد وَ الغَضَب وَ الحَسَد وَ أعِدُّوا لِکُلِّ شَیءٍ مِن ذلِکَ عُدَّۀً تُجاهِدُونَها بِها مِنَ الفِکر فی العاقِبَۀ وَ مَنعِ الرَّذیلَۀ وَ طَلَبِ الفَضیلَۀ وَ صَلاحِ الآخِرَۀ وَ لُزُومِ الحِلم).@ میفرماید خودتان را نگه دارید از تندی بخل و کینهتوزی و خشم و حسد و برای مبارزه با هر کدام از آنها جنگافزاری همانند، میگوید برای مبارزه با این نوع بیماریها چون یکی از آنها با آدم بماند شخص را بیچاره میکند به خاک سیاه مینشاند.@ باید با این حالتها بجنگی با اخلاق بد با غصه خوردن با اضطرابت باید بتوانی بجنگی باید بجنگی طوری که دیگر مضطرب نشوی برای چه من مضطرب شوم برای چه من بای غصه بخورم من هیچ بهانهای برای غصه خوردن ندارم من هیچ دلیلی برای اضطراب ندارم.@ من هیچ دلیلی برای حسادت، سوءظن، دلشوره ندارم وقتی که این را باور کردی گفتی که من نمیخواهم اینطوری باشم میگوید برایش اسلحه تهیه کن با او بجنگ و دورش کن البته راهکار اولی که حضرت گفت من تکمیلش کردم آن از همه بهتر است اینکه آدم خودش را بشناسد.@ اگر کسی خودش را شناخت جنگ هم نمیخواهد اصلاً دیگر جنگ ندارد که بخواهد بکند با صفت بد درگیر نیست اصلاً سراغش نمیاید خودبهخود از روی آن صفت بد پرواز میکند بهترین شیوه در خودسازی و عرفان در اخلاق این هست که انسان زمینهای را فراهم بکند که اساساً با رذیله اصلاً درگیر نشود که بخواهد انرژی هم بگذارد.@ اصلاً سراغش نیاید خودبهخود برود هر کدام از شما خوبیهایی دارید که در آن خوبیها جنگ نکردید برای اینکه آن خوبی را بدست بیاورید الحمدلله دارید یا ژنتیکی به شما رسیده یا خودتان لیاقت داشتید میبینید که من اصلاً اینطوری که خیلیها درگیر خیلی چیزها هستند نیستم.@ اینطوری که خودشان را میکشند من اصلاً از این حسها ندارم این قشنگ است دیدید برایش هم نجنگیدید خیلی از بیماریهایی که در خیلی هست شما میبینید، میبینید که این در شما نیست همه شما هم اینطوری هستید.@ نگاه کنید میبینید خیلی از چیزهایی که خیلیها الان درگیرش هستند به آن نیاز دارند ولی برای شما اصلاً مهم نیست تو خیلی قوی هستی قدرتهایت را نگاه کن بعضیها الان اینقدر درگیر هستند که بتوانند شرابخوری را کنار بگذارند به شرابخوری اعتیاد پیدا کرده غصه دارد میخورد که از این شرابخوری فرار کند ولی نمیتواند.@ یا اصلاً غصه هم نمیخورد آلوده است، ولی شما میبینید که من اصلاً آن شهوتها را ندارم من از آن گناهی که او انجام میدهد من حالم به هم میخورد اصلاً از آن کاری که او میکند من متنفرم یعنی تو خیلی قدرت داری و عصمت داری.@ حالا حضرت راهکار بهترش این هست که انسان به یک مسیری برود که خیلی درگیر با این اژدها و عقربها نشود اصلاً این عقربها و اژدها دستش به این نرسد از یک مسیری برود که اصلاً با اینها روبهرو نشود با یک افق بلندی پرواز کند که از آن بالا که پرواز میکند آن پایین جهنم را ببیند و بگوید آن جهنم است ولی خودش دارد در بالا پرواز میکند.@ خودش آنقدر افقش بلند است بُرد بلند انتخاب کرده از اول یکطوری بُرد بلند را برای پروازش انتخاب کرده که اصلاً درگیر نیست که بخواهد حالا به خودش غلبه کند مثل یک آقایی که اعتیاد دارد در حجاب مرد، مردها هم بدحجابی و بیحجابی دارند.@ یک کسی میبینی از اول آنقدر عاشق حجاب هست مرد حجاب خودش را دارد زن حجاب خودش را دارد بعد این اصلاً در این مقوله درگیر نیست تا یک آقایی که میخواهد با خودش کشتی بگیرد ده سال باید بگوییم آستین کوتاه نپوش زشت است در مروت مردانه نیست که مرد آستین کوتاه بپوشد در خیابان برود یا لباس زشت بپوشد یا لباس چسبان بپوشد برود.@ میبینی که نمیتواند نپوشد شلوارهایی که مد شده چسبانی که مردها میپوشند اینها عین بیحجابی است لباس ننگ است سیدالشهداء فرمود لباس تنگ لباس ننگ است این یک مرد هنوز 40 سال 50 سال دارد هنوز حریف لباس خودش نیست.@ مثلاً من از این لباسهای زشت، بد، خارج از مروت و مردانگی نپوشم میبینی باید به او بگویی تا این مرد به حیا برسد که لباس اینطوری نپوشد ولی یک کسی میبینی 18 سالش است 20 سالش است خیلی هم خوشتیپ و خوشقیافه است.@ ولی اصلاً شهوت لباس اینطوری ندارد مثل این لباسهای جلف و قرتیبازی و نامشروع و نامعقول بپوشد اصلاً دنبال این نیست اصلاً در مخیلهاش نمیاید که این چیزها را بپوشد این خیلی خوب است خوب است آدم اینطوری پرواز بکند در خانمها هم همینطور.@ 1 ـ اندیشیدن(الفِکر فی العاقِبَۀ) عاقبت این اخلاق چه میشود الان من غصه خوردم حسادت کردم من بداخلاقی کردم من الان کینه در دلم ماند، این کینه با دل من چکار میکند؟ این حسادت با من چکار میکند؟ به عاقبتش فکر کن.@ 2ـ مبارزه با رذیلت، من باید با رذائل چون نمیخواهم همراهم بیایند نمیخواهم این سگها و گرگها و خوکها و شیرها و پلنگها بیایند در قبر شب اول قبر با من باشند که بدبختم دیگر فرشتهها و امام حسین در آن قبر نمیایند اهل بیت آنجا نمیایند من بدبخت میشوم با همینهایی که ماندم لذا باید با آن مبارزه کنم.@ 3ـ طلب نمودن فضیلت: من باید آدم بافضیلتی باشم من باید آدم بزرگی باشم من باید آدم ثروتمندی باشم چطور در دنیا میگوییم من باید ثروت باشم اگر میتوانم ثروتمند باشم باید ثروت داشته باشم اگر میتوانم درس بخوانم به موقعیت بالای اجتماعی برسم باید درس بخوانم کار کنم موقعیتیم بهتر شود پول بیشتری داشته باشم چرا میگویی اینها حقم است؟@ آخرت و بهشت و بالاتر از بهشت هم حقت است با فضیلت زندگی کن بگو آن بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است حق من هم هست من میخواهم آن را داشته باشم فضیلت و برتری و بزرگی و بافضل بودن.@ 4ـ اصلاح کار آخرت است من اگر اصلاحش نکنم چه اتفاقی میافتد باید آخرتم را اصلاح کنم و بسازم و 5 ـ لزوم بردباری اگر من بردبار نباشم اگر تحمل نداشته باشم چه اتفاقاتی برای من میافتد این پنج تا چیزهایی هست که وقتی انسان در موردش فکر میکند هیچ رذیلهای سراغش نمیاید پس مبارکی در فکر است.
بشنو وقت بگذار خوب بشنو و فکر کن، عزیزانی که سیدی گوش میکنند یا کتاب میخوانند و با تأمل میخوانند و فکر میکنند و خوب میشنوند اینها زود تبدیل میشوند ولی یک کسی که میگوید همینطوری یک گوشی گرفتم در گوشم گذاشتم.@ همینطوری که دارم درس میخوانم سر کلاس، در خیابان، در اتوبوس، در تاکسی، در آشپزخانه دارم کار میکنم این سیدیها را گوش کردم اصلاً این رشدها را نکردم، چون فکر ندارد این خیلی بتواند تمرکز کند میبیند چه دارد میگوید چهارتا از یادش میرود تلفن زنگ بخورد، اصلاً رشدی حاصل نمیشود.@ من به عزیزان میگویم، میگوید من در خیابان میروم گوش میکنم، میگویم تو در خیابان میروی یک ساندویچ میخوری؟ یک ساندویچ میخواهی بخوری میگویی یک گوشه بنشینم به من لذت بدهد یک نوشابه بنشینم با تمرکز تبدیل بشود.@ بعد چطور میگویی من روی موتور در ترافیک در رانندگی در آشپزخانه، اصلاً اینطوری نیست در آشپزخانه و رانندگی خوب است ولی برای دفعه دوم به بعد، تکرارش خوب است ولی دفعه اول که قرار است گوش بکنی باید مثل همین الان اینطوری با تمرکز بنشینی برای خودت حرمت قائل باش با تمرکز بنشین به خودت احترام بگذار.@ این بیاحترامی و توهین به خودمان است که میگوییم این نوع غذاها که عالیترین غذاهاست را یک موقعی که کارهای دیگر داریم ضمن کارهای دیگر انجام بدهیم این یعنی قیمت خود را ندانستن این یعنی فحش دادن به خودمان این یعنی تحقیر قیمت غذاهای آسمانی.@ چطور برای غذاهای زمینی نمیگویی وقتم تلف میشود چهار ساعت وقت گذاشته فسنجان درست کرده یا سوپ درست کرده این همه برای یک ربع خوردن که از این دهان پایین رفت دیگر فرقی نمیکند خانم برای چه این همه وقت گذاشتی این همه غذا.@ با این همه تجهیزات و سفرهآرایی و تربش اینطوری، سالادش اینطوری، کاهو اینطوری، سس اینطوری، سرکه اینطوری، غذایش اینطوری، چقدر عمر خانمها و آقایان سر غذا تلف میشود سر کیفیت، وقتی میخواهد غذای معنوی بخورد میگوید وقت ندارم.@ چرا وقت نداری؟ من یک حیوان هستم آدم نیستم که از این غذا بخورم حالا زوری به ما گفتند اگر نخوریم جهنم میرویم پس باید نماز را بخوانیم اگر انسان آدم باشد باور کند که آدم است آنقدر که وقت دارد برای خلوتهای آسمانی و غذاهای انسانی.@ غذاهای طبیعیاش را خیلی سادهتر میگذراند خیلی سادهتر سفرههایش را میگذراند یک چیزی در شکمش بریزد سیر بشود مفید باشد مضر نباشد برای کافی است اصلاً دنبال مزه نیست دنبال شهوتهای غذایی خیلی نیست ساده رد میکند میرود.@ برای همین مهندسی فکر را که گفتیم و سیدی تفکر دوره نسیم حیات، یک عزیزی الان آمده به من میگوید من این سیدیها را گوش کردم، چطوری این همه سیدی را گوش کردی در دو هفته، اصلاً تبدیلی صورت نگرفته.@ مثل یک کسی هست که غذا بخورد یا اسهال داشته باشد که غذایش نماند همینطوری رد بشود برود یا اینکه بخورد و دست در حلق خودش بکند و استفراغ کند اینطوری تبدیل نمیشود این میگوید من راهشناسی و دشمنشناسی و غضب و حلم را گوش کردم اینها به تو نمیخورد که اینها را گوش کرده باشی اگر خورده باشی و فکر کرده باشی الان باید خیلی وضعت بهتر باشد.@ دشمنشناسی، حلم، غضب، کینه، محبت، جهاد، مقام محمود کار کردم بعد وقتی زیر برنامهاش را میخوانی نوشته که چه مشکلاتی دارد میبینی که اصلاً، من هم رویم نمیشود که بگویم دوباره این سیدیها را گوش کن دوباره یک چیز جدید برایش مینویسم یا یکذره تغییر میدهم دوزش را عوض کنم.@ ولی آنهایی که عاقل هستند ما الان اینجا اساتیدی داریم بزرگانی داریم جلسات داریم خودشان استاد هستند ده بار یاد خدا کار کرده هر بحث را پنج بار شش بار جدی کار کرده اصلاً نمیگویند تکرار شد هر بار هم که گوش میکنند چیزهای جدیدی از آن در میاورند با اثر جدید.@ ولی من جرأت نمیکنم در برنامه اگر بنویسم برای یک نفر، میگوید جسارتاً شما مثل اینکه حواست نبوده جسارتاً داشتی برای یک نفر دیگر برنامه مینوشتی برای من اشتباه نوشتی که یکبار دیگر این سیدی را نوشتی ببخشید شما حواستان نبوده من نوشتم که سیدی یاد خدا را گوش کردم دشمنشناسی گوش کردم برای چه دوباره این را برای من نوشتی.@ میگویم نه عزیزم دوز آن باید تو را درمان کرده باشد وقتی میبینم تو نوشتی من اینها را گوش کردم و در برنامه نوشتی من این مشکلات را دارم معلوم است یا دروغ میگویی یا آن را باکیفیت نخواندی اگر تو 30 جلسه 40 جلسه دشمنشناسی کار کرده باشی الان باید خیلی حال و روزت بهتر باشد.@ مثل همین کاری هست که ما با پزشکان خودمان میکنیم سر دکترمان را کلاه میگذاریم، دکتر میگوید دوا خوردی؟ میگوییم بله خوردیم، چه موقع خوردی؟ همان شب اول یکبار، دارو را باید آنقدر تکرار کنی بخوری تا بتواند اثر بگذارد و درمان کند، بله من خوردم ولی نامنظم، اکثر کسانی که از پزشکان بد میگویند واقعاً بیانصاف هستند.@ دکتر برایت نوشته میداند این دوز را در 20 روز اگر مرتب بخوری خوب میشوی، میگوید آقای دکتر اصلاً اثر نگذاشته، آی حقهباز تنبل، دارو را نخورده تلخ بوده شهوت مزهای دارد میگوید تلخ است نمیخورم یک آدم عاقل هیچ وقت به خاطر مزه درگیر نمیشود اگر لازم است بخورم تلخترین چیزها را خیلی شیرین میخورد از مزهاش خوشم نمیاید نمیخورم.@ ما آدم هستیم ما هر چیزی که لازم هست بخوریم باید با عقل بخوریم نه با میل و شهوت، این را قرار است من بخورم دکتر و طبیب و پزشک سنتی گفته بخور نباید با مزه کار داشته باشم این باید خورده بشود در دهانم بگذارم و قورتش بدهم.@ حالا اینقدر شکلک در میاورد میخواهد بخورد انگار که دارند جانش را میگیرند شکنجهاش میدهند همه دارند نگاهش میکنند پدر و مادر و شوهرش و زنش دارد به او میگوید، یعنی من دیگر جانم دارد در میاید با ادا و اطفار، برای اینکه کوچک ماندی باید این را برایت شیرین کنند اینقدر عسل در آن بریزند.@ حکیم میگوید اسطوخودوس بخورید ولی یک قاشق هم عسل در آن بریزید، حالا شاید عسل ممکن است کلی برایت ضرر داشته باشد بیست نوع اسید دارد قند دارد ممکن است برایت ضرر داشته باشد اگر مفید است بخور تمرین کن میخواهی بزرگ و عاقل بشوی باید این نفس را بمیرانی که بتوانی رشد پیدا بکنی.@ این اسطوخودوس تلخ است تلخ بخور بارها من عزیزان گفتم تمرین کنید گهگاهی به غذایتان نمک نزنید این چه وابستگی است که من حتماً باید نمک سر غذایم باشد اگر نباشد نمیخورم تو دیگر بزرگ هستی 50 سالت است 40 سالت است یکبار هم بگو من بینمک بخورم یکبار هم بیگوجه و بیسبزی و بیسس بخور بخور ببین چطور میشود.@ برای چه ما مشروط هستیم کسی که دائماً مشروط است یعنی اصلاً به درد نمیخورد بد است بگو حالا من امروز این غذا را جلویم گذاشتند همین را میخورم اصلاً صدایم در نمیاید چایی جلویت گذاشتند میگوید قندش کجاست.@ حالا یکبار بیقند بخور خانمت یا دخترت چایی آورده با چه عشقی، در ذوقش نزن که این چیه این سرد است مثل آب حمام میماند، چایی دستت داد نوش جان صدایت در نیاید بخور سرد است بخور خجالتش نده بد است برای یک آدم که اینطوری حرف بزند.@ میگوید اَه اَه این که یخ است برایش آب آوردند این آب که گرم است برو یک آب یخ برای من بیاور، این آب را گرم بخور اصلاً تابستانها تمرین کنید یک مدت آب یخ نخورید برو از شیر بخور به بچهات بگو از شیر برای من آب بیاور.@ این چیه که ما اینقدر خودمان را گرفتار کردیم فکر یعنی با تمرکز این را بگیرید و نوش جان کنید یک کسی که داروی طبیب را بیشهوت و بدون بچهبازی مرتب وفادار به طبیب میخورد میگوید دکتر به من گفته 40 روز 40 روز، برایم نوشته این کپسول را سه بسته سه بسته میخورم اصلاً شک نمیکنم به نفسم اجازه نمیدهم پررویی بکند.@ بگوید بیخیال سیدی، کتاب، غذا، نه گفته باید این را بخوری میخورم و اجازه نمیدهم نفسم و شیطان بیاید من را بازی بدهد که ولش کن بیخیال و بیکیفیت ردش بکنم گفته این دارو را بخور مرتب هر روز این ساعت بخور و مطمئن باش آن اتفاقات قشنگی که منتظرش هستی در استقامت به شما میرسد.@ (وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً) اگر استقامت بکنی آن اتفاقات زیبا میافتد یک آدمی که شُل است تنبل است بیحوصله است استقامت ندارد الان من برایش برنامه شش ماهه نوشتم میاید میگوید خوب نشدم، میگویم چه موقع برنامه گرفتی؟@ میگوید دو ماه است من گفتم شش ماه برو روی این سیدی و کتابها کار کن با هم سه تا چهارتا موضوع را با موازات جلو برو کتابها را هم بخوان این ذکرها را هم انجام بده مرتب، ببین بعد از شش ماه اتفاق خوب میافتد یا نه، فقط دو ماه انجام داده یا من از شما برنامه گرفتم خوب نشدم، میگویم چه موقع گرفتی؟@ میماند نمیتواند جواب بدهد، چه موقع؟ پیارسال، حالا آن را عمل کردی شش ماه باید عمل کردی؟ میگوید نه یکذره را کار کردم دیگر نشد پس دارویت را نخوردی.@ فکر یعنی خوردن یعنی جذب کردن یعنی شدن. حالا حضرت میگوید در این پنج مقوله فکر بکنید مگر نمیخواهید از جهنم نجات پیدا کنید جهنمی که یکی از این گناهان با شما باشد حضرت فرمود چند قرن از قرنهای آخرتی در جهنم آدم گیر میکند.@ پس واقعاً نمیارزد آدم برایش فکر بکند و وقت بگذارد و رویش تمرکز بکند؟ آدم باید برایش وقت بگذارد، کار دارم، نمیرسم، درس دارم، دکترم، طلبهام، مهندسم، شوهر دارم، زن دارم، بچه دارم، همه از همین بهانههای اینطوری و همه هم دروغ است چون برای کارهای طبیعی و دنیای همیشه ما وقت داریم.@ یک کسی بگوید من برای آدمیت خودم وقت ندارم دروغ میگوید مشکلش این نیست که دروغگوست مشکلش این است که اگر باور کرد که انسان است دیگر دروغ نمیگوید اگر باور کرد که انسان است برایش وقت پیدا میکند ولی چون باور نکرده که آدم است به این چیزها نیاز دارد میگوید وقت ندارم، نمیرسم.@ حوصلهاش را ندارم چون جدی نیست مثل خیلی از کسانی که کلاس اول را نمیایند کلاس دوم را میایند، یا کلاس اول میایند دوم را نمیایند، یا میگوید من کلاس اول را نمیایم بعداً خودم حتماً سیدیش را تا هفته دیگر میگیرم کار میکنم چون جدی است میخواهد غذایش را بخورد.@ یا میگوید کلاس دوم را نمیرسم باشه در جلسه بعد میگیرم سفارش میدهم گوش میکنم باز هم خوب است ولی اینکه سر خودت را کلاه بگذاری و اینطوری درس بخوانی فایده ندارد اولی را بیایی دومی را نیایی، یا دومی را بیایی اولی را نیایی، این فایده ندارد باید آدم مستمر فرمولها را بگیرد و عمل بکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@