جلسه 002 - انسان در گستره منازل آخرت
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
6
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - انسان در گستره منازل آخرت

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره منازل آخرت بود در جلسه قبل عرض کردیم که ما چهار منزل به طور کلی یعنی چهار منزل اصلی برای حرکت آیندهمان و زندگی ابدیمان داریم. منزل اول وفات بود یا همان موت، منزل دوم ملکوت یا قبر عالم قبر، منزل سوم قیامت است که عرض کردیم خود قیامت پنجاه هزار سال است.@ و در روایتی به فرموده امام صادق(ع) هر هزار سال یک ایستگاه و یک سئوال برای حساب ما محاسبه ما نسبت به نوع زندگیمان و نوع انتخابها و ارتباطات و رفتارها و افکارمان در دنیا اختصاص داده شده پنجاه سئوال اساسی در قیامت هست و منزل آخر بعد از قیامت دوران حیات ابدی زندگی ماست.@ از منزل اول إنشاء الله میخواهیم شروع کنیم درباره وفات با هم صحبت بکنیم درباره وفات ما تعابیر مختلفی در قرآن داریم تعبیر خود وفات(اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها، الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ، تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا) کلمه وفات را داریم.@ کلمه موت را داریم(حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) این وفات و موت حالت بسیار بسیار سخت و خطرناکی هست اگر انسان آماده نباشد به تعبیر امام رضا و امام سجاد(ع) جزء هولناکترین لحظات انسان هستند.@ انسان زندگیاش را میکند ما الآن در کشوری زندگی میکنیم که نزدیک به سی هزار نفر وقتی سوار اتومبیل میشوند شما فکر کنید شما سوار اتومبیل میشوید چه فکرهایی دارید یک آدم وقتی سوار اتومبیل میشود به چه فکر میکند تنها چیزی که کسی که سوار اتومبیل میشود فکر نمیکند این است که در اتومبیل به برزخ ملحق شود، همه فکر میکنند از اتومبیل پیاده میشوند.@ در سال نزدیک به سی هزار نفر در کشور ما وقتی سوار اتومبیل میشوند دیگر پیاده نمیشوند از همانجا به برزخ میروند. انسان افکاری برای خودش دارد، برنامهریزی میکند که من الآن پیاده شدم چه کار بکنم نقشهها برای خودش دارد.@ اما نه از همان اتومبیل وارد یک فضای دیگر یک عالم دیگر اشخاص دیگر و قوانین و مقررات دیگری میشود که اصلا آنجا ندیده انس ندارد آن را نمیفهمد کما اینکه بزرگان فرمودهاند بعضیها مدتها بعد از انتقال به برزخ یواشیواش میفهمند که مردهاند از مستی به هوش میآیند.@ حضرت رضا(ع) میفرماید که هولناکترین لحظات برای انسان سه لحظه است 1: لحظهای که به دنیا میآید و از رحم مادر خارج میشود و دنیا را میبیند فکر کنید نُه ماه در رحم مادر یک محیط تاریک آبی یک غذای خاص هم خون ناگهان با یک فشار از رحم بیرونش میکنند.@ وارد یک عالمی میشود سیستم تنفسیاش فرق میکند آنجا در محیط آبی بوده در یک لحظه باید دستگاه تنفسیاش کار بکند هوا استنشاق بکند چیزهایی میبیند چیزهایی میشنود چیزهایی را لمس میکند خیلی برایش عجیب و ناشناس و غریب است. لذا ببینید بچه وقتی میآید با گریه میآید با خنده نمیآید کسی ندیده یک بچه به دنیا بیاید نیشش باز باشد مثلا بخندد. همه با گریه میآیند برایشان خیلی هول دارد.@ 2: لحظهای که میمیرد و برزخ و اهل آن را مشاهده میکند یعنی تولد دوم که اصلا آنجا فضا یک فضای دیگر است، موجودات یک موجودات دیگر هستند، شرایط زیستیاش اصلا با اینجا متفاوت است، عظمتش، قوانینش، فرمولهای زندگی، میلیاردها برابر پیچیدهتر از دنیاست.@ دنیا چقدر پیچیدهتر از رحم است چقدر بزرگتر است رحم است چقدر عجیبتر از رحم است چقدر پیشرفتهتر و قویتر است به همان اندازه ملکوت و برزخ اینطور هستند نسبت به دنیا. انسان وارد فضایی، عالمی میشود که اصلا برایش قابل تصور نیست.@ خیلی انسان را هول برمیدارد بخصوص که حالا در تعریف این هول میرسیم که اصلا آماده نباشد بدون انس برود خداوند مومن را برای اینکه هول برندارد یک تمهیداتی میچیند که حالا نحوه جان دادن مومن را برایتان توضیح میدهم. یک تمهیداتی برایش میچیند که قبل از اینکه از اینجا برود به یک آرامش و سکون و شهود میرسد با شیرینی میرود.@ حضرت میفرماید که(حَرامٌ عَلی کُلِّ رُوح) حرام است بر هر روحی که قبل از اینکه، برای مومن این گونه است، که قبل از اینکه پنج تن را ببیند، حالا بعد روایتش را مفصل میگویم قبل از اینکه پنج تن را ببیند از اینجا برود. خداوند انقدر مومن را دوست دارد انقدر مومن پیش خدا عزیز است که امام صادق(ع) فرمود(المُؤمِنُ أعظَمُ حُرمَۀً مِنَ الکَعبَۀ) مومن حرمتش از کعبه بالاتر است.@ خدا میگوید او را اینطور نیاورید با ترس و اضطراب نیاورید حالا توضیح میدهیم عزرائیل(ع) میآید چگونه میآید چه حرفهایی زده میشود با چه تشریفاتی، با چه تشریفات با عظمتی با چه شیرینیای با چه لذتی مومن را وارد آنجا میکنند.@ یکی از آنها این است که تا میبینند مومن یک کمی میترسد عزرائیل(ع) حرفهای خیلی آرامبخشی به او میزند، حالا میگویم چه میگوید، بعد پنج تن را نشانشان میدهد میگوید اینها همراهان تو هستند همنشینان تو هستند و منتظر تو هستند بعد هم برای اینکه دلش را آب کند امام صادق میفرمایند عزرائیل میگوید میخواهی هم جانت را نمیگیرم اگر میخواهی برگرد اصلا جانت را نگیرم نه من حاضرم، اصلا به هیچ وجه دیگر حاضر نیستم برگردم.@ خدا میگوید برو نشان بده اگر برگشت! تو این جا را به او نشان بده امکان ندارد برگردد. امام صادق(ع) میفرماید که جبرئیل میگوید من مخیرم به من گفتند اگر نخواست نیاورش، میخواهی بروی یا نه، میگوید با سر میآیم، اصلا حرف برگشت را نزن. حالا به این مطلب میرسیم، برای مومن جور دیگری است که حالا توضیح میدهیم.@ ولی برای کسی که اصلا فاسق است با پنج تن آل عبا اصلا انسی نداشته با ایشان زندگی نکرده رغبتی به دیدنشان نداشته در دنیا شیفتگی دلتنگی دلدادگی احساس عضویت در خانواده اهل بیت این بنده خدا اصلا نداشته، رفتوآمدی برقرار بکند انسی داشته باشد کیفی بکند، تعلق خاطری داشته باشد، دلدادگی داشته باشد، اصلا نداشته.@ این وقتی امیر المومنین را میبیند خیلی حالش بد میشود چون حضرت علی(ع) فرمود(مَن یَمُت یَرَنی) کافر مومن فرق نمیکند مرا خواهند دید، اما اینکه چگونه میبینند خیلی فرق میکند إنشاء الله راجع به این مفصل توضیح میدهیم.@ و لحظهای که در قیامت از قبرها برانگیخته میشود و سنتها و احکامی را میبیند که در دنیا ندیده بود یک ماجرای دیگر، یک داستان دیگر، یک فضای دیگر در آخرت هست در قیامت اگر انسان آماده نباشد خیلی خیلی به انسان فشار میآید.@ ترکیب نفس را از امام سجاد(ع) بشنویم میفرماید که شدیدترین لحظات فرزند آدم سه لحظه است لحظهای که در آن ملک الموت را میبیند ملک الموت حضرت عزرائیل(ع) که از فرشتگان الهی است به چهره باطن هرکس میآید در مقابل او قرار میگیرد یعنی تصویر روح شما روی صورت ایشان میافتد، روی صورت و هیکل ایشان میافتد، هرشکلی باطنت باشد عزرائیل(ع) همان شکلی میآید.@ نه فقط عزرائیل(ع)، تمام خصوصیتهای حالت مردن که الآن توضیح میدهم، همه چیزهایی که انسان یک دفعه چشمش باز میشود میبیند با عینک باطن خودش نگاه میکند. مثل جنین، جنین وقتی در دنیا میآید اگر کور باشد دنیا کسی را کور نمیکند کسی هم جنین را کور نمیکند کوری را با چه کسی میآورد؟با خودش آورده.@ و هر چه از کوری زجر میکشد برای اینکه خودش چشم نیاورده، اگر نمیشنود برای اینکه گوش نیاورده، اگر درد دست، درد پا، درد قلب دارد برای اینکه با خودش آنجا درست اینها را درست نکرده، در این شرایط میآید با شرایط اینجا سازگار نیست دردش میگیرد.@ آنجا قلب نمیخواست دست نمیخواست پا نمیخواست چشم نمیخواست گوش نمیخواست دردی هم نداشت اینجا که آنها را لازم دارد تا متولد میشود ماجرا شروع میشود لذا میبیند ای بابا با چقدر نارسایی و بیماری اینطرف آمده چقدر دردسر دارد.@ عزرائیل(ع) نه فقط عزرائیل تمام خصوصیتهای لحظه مردن به بعد با باطن شما تفسیر میشود دریافتهای وجود خودت است دنیا مگر کمردرد میآورد برای کسی؟ نه، دنیا مگر چشم درد دارد؟ نه، پا درد دارد؟نه.@ دردی که الان ما میکشیم، کسی الآن چشمش درد بکند ایراد از طول موج دنیاست یا ایراد از چشم اوست؟ چشم او نمیتواند با طول موج ارتباط برقرار کند عینک را اینجا میزنند عینک را که به بیرون نمیزنند عینک را به چشممان میزنیم برای اینکه این چشم نمیتواند با طول موج ارتباط برقرار کند تازه به کمک عینک مساوی میشود.@ مشکل از گوش است یا از فرکانس؟ مشکل از گوش است گوش هماهنگ نیست لذا احساس سختی به آدم دست میدهد وقتی خوب نمیشنود یا اصلا نمیشنود برای همین نیاز به سمعک پیدا میکند.@ وقتی ما پا درد داریم مشکل از پای ماست نه از دنیا. اصلا در آخرت درد نیست همهاش یک تکه بهشت است درد و جهنم و سوختن و احساس آتش گرفتن و مار و عقرب برای این است که شما از اینجا با خودتان همهاش را میبرید که حالا در بخش قبر میگوییم حالا به قبر نرسیدیم چند شبی بیرون قبر بمانیم بعد إنشاء الله چند شب دیگر در قبر میرویم.@ ما همه چیز با خودمان از اینجا میبریم ملک الموت را دیدن، اگر انسان آماده نباشد حضرت ابراهیم(ع) وقتی ایشان را زیارت کرد فرمود من میخواهم ببینم تو جان کافر را میگیری چگونه میگیری قیافهات را میخواهم آنطور ببینم.@ عزرائیل(ع) عرض کرد آقا حالا به قول خودمان بیخیال شو نمیخواهد ببینی نه میخواهم ببینم میخواهی ببینی جگرش را داری نگاه کنی؟ میتوانی؟ بله نگاه میکنم تا نشان میدهد حضرت بیهوش میافتد ابراهیم(ع) با آن قدرتش، به هوش میآید میگوید اگر کسی جهنم هم نرود همین یک قیافه را ببیند بسش است حضرت میفرمایند اگر این ترس و این عذاب دیدن این بین بهشتیان تقسیم شود هیچ بهشتیای دیگر نمیتواند لذت ببرد.@ میگوید حالا میخواهم آن موقع که جان مومن را میگیری، به قدری زیبا و جذاب میآید باز هم حضرت طاقت نمیآورد میگوید این برای جزای یک مومن کافی است همین دیدن یک لحظه قیافه تو.@ حالا بعدا روایتش را برایتان میخوانم إنشاء الله ببینید چه زیبا چه با تشریفات چه با احترام چقدر زیبا و دلنشین به سراغ مومن میآید ملک الموت دیدن با باطن خودت سراغت میآید که إنشاء الله اگر کسی میخواهد این را خوب بفهمد باید صبر کند به بحث قبر برسیم آنجا توضیح بیشتری میدهم که قبر اصلا یعنی چه.@ إنشاء الله در این بحثها حتما در دو سه جلسه آینده تمرینهایی خواهیم کرد در همین جلسه که همهتان بفهمید قبرتان چه شکلی است، همه قبرشان را ببینند، فقط این بحث را دنبال بکنید دو سه جلسه دیگر إنشاء الله به قبر برسیم هر کس میتواند بفهمد قبرش چه شکلی است.@ میتواند بفهمد پنج تن چگونه به قبرش میآیند و قبر او چه وضعیتی دارد، به معیارها و مبناها برسیم آنجا همه این را متوجه میشوند نیاز نیست بمیریم ببینیم همین جا هم میتوانیم بفهمیم و ببینیم إنشاء الله به آن میرسیم.@ و لحظهای که در آن، این از همه بدتر است، از همه سختتر است، و لحظهای که در آن از قبر به پا میخیزد، این لحظه دوم است، از قبر بیرون میآید با آن هول و ولا میخواهد وارد صحنه قیامت بشود.@ سوم لحظهای که در پیشگاه الهی حاضر میگردد و در قبضه قدرت الهی قرار میگیرد و به بهشت یا جهنم روانه بشود سختترین حالت که بعضی از روایات میگویند این حالت زمان موت اتفاق میافتد یعنی تا مُرد اول پیش خدا میبرندش قبل از اینکه بیایند برود سراغ نکیر و منکر در بعضی از روایات اینگونه گفتهاند در بعضی از فرمایشات هم فرمودهاند که قیامت، البته هردو هم درست است.@ یک ملاقات خصوصی و حضوری بین شما و خدا، الله اکبر دیگر هیچ کس نیست یک ملاقات چشم تو چشم حضوری و یک مکالمه. خدا سئوال میکند اگر آدم آماده برود میفرماید خدا خیلی ناز و نوازشش میکند خیلی به او میرسد آفرین، خوش آمدی، احسنت فعلا برو در بهشت.@ ولی اگر آدم آماده نباشد خدا با آدم حرف میزند، چکار کردی با خودت؟ آن امانتی که از خودم به تو داده بودم، آن کودک عزیز روان، آن نفخه خدایی، آن روحی که از خودم به تو دادم با آن چکار کردی؟ امانت را آوردی یا نیاوردی؟ خیلی سخت است خدا امانتش را میخواهد.@ (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که هیچ چیزی از تو نمیخواهند جز همان امانت سالم را. میگویند یک امانت که بیشتر ما به تو ندادیم همان روح خدا، نفخه الهی، سالم آوردی یا نیاوردی؟@ یک جنین اگر سالم به دنیا نیامده باشد چه بلایی سرش میآید؟ اگر مریض باشد به تعداد مریضیها، اینها را در راهشناسی و معاد مفصل توضیح دادیم به تعداد بیماریها بسته به تعداد، نوع و شدت بیماری، این سه عامل، باید برود در مریضخانه، باید درد بکشد و رنج درمان را تحمل کند، اما اگر ناقص به دنیا آمده باشد تا دنیا دنیاست باید عذاب بکشد.@ خدا نکند خدا به آدم بگوید سالم آمدی یا نه؟ چگونه آمدی؟ امانت را سالم آوردی؟ و آدم نداند چه بگوید گفتن ندارد اصلا کتبی و شفاهی نیست اصلا شما وقتی وارد میشوی مثل یک جنین وقتی وارد میشود همه چیزش معلوم است نمیتواند بگوید من سالمم دنیا خودش تفسیر میکند.@ بنده خدایی میگفت من خوشکلم، زشت بود میگفت من خوشکلم در بیمارستان عوض شدم نمیشود سر کسی را کلاه گذاشت آنجا جایگاه جایگاه حقیقت است اعتبار نیست که بخواهید زینت کنید بزک کنید دروغ بگویید کسی را نمیتوانید فریب دهید.@ جنین وقتی میآید اگر چهار پا داشته باشد نمیتواند دو پایش را قایم کند معلوم است با چهار پا آمده است اگر دُم آورده باشد عکسهایش است، جنین دُم آورده، این دم را چکار کند، یک سر اضافه آورده میخواهی سر اضافه را چکار کنی یک غده به اندازه سرش در پشت گردن درآورده این را حالا میخواهد چکار کند.@ اگر آدم بیمار متولد شده باشد صحنه سختی است که خدا از انسان بخواهد بپرسد در دنیا چکار کردی امانتی که به تو دادیم کجا بردی، چقدر هم بد است آدم وقتی با خدا روبرو میشود خدا از ایشان میپرسد چکار کردی بگوید خب مگر میخواستی چکار کنم زندگی کردیم دیگر، اصلا نداند برای چه دنیا آمده است نداند برای چه آفریده شده است و نداند از او چه میخواهند این را مستی میگویند.@ لذا در قرآن ما دو تعبیر در مورد لحظه وفات داریم به نام سکرات و غمرات، سکرات مرگ شنیدید دیگر؟ سکرات مرگ سکرات موت و یکی غمرات. سکرات یعنی چه؟ یعنی مستیها، حالا تفسیرش را الآن از امیر المومنین(ع) میخوانیم.@ آدم وقتی که در آن لحظات قرار میگیرد یک دفعه متوجه میشود که اصلا ماجرا به ته خط رسیده پایان خط است سوت پایان را زدند اصلا ماجرا دارد عوض میشود همه افکار و اندیشهها و نقشههایی که من داشتم تمام شد قیچی میزنند در خودش میرود.@ این اتفاق شاید برای خیلی از ما افتاده باشد حالت مرگ حالتهای بیهوشی حالتهای کما حتی خواب، موقعهایی که خواب میبینیم میمیریم چه بسا خواب میبینیم رفتیم در قبر، خواب میبینیم رفتیم برزخ خواب دیدیم میکشندمان، خواب دیدیم اعداممان میکنند آن لحظات را دیدید؟@ لحظهای که با اتومبیل در دره سقوط میکنی میدانی که تمام است ولی حالا لطف خدا فرشتهها نمیگذارند تمام شود بعد در کما میروی و به هوش میآیی. سکرات، مستیها، شخص در خودش میرود در آن لحظه که یک دفعه میفهمد همه چیز تمام شده گیج میشود تمام شد من میروم جای دیگر، پس این همه نقشه، برنامه، افکار، آینده تمام است، سکرات، مستی، به قدری آدم گیج میشود در فکر میرود که بالاخره پس این اموال خانه خانواده.@ از یک طرف مریضی درد اذیتش میکند از یک طرف هیاهوی اعضای خانواده داغونش میکند گیجش کرده از یک طرف به قول علی(ع) چشمش باز شده آنطرف را میبیند فرشته مرگ را میبیند ماجراهای دیگر را میبیند.@ از آن طرف فکر میکند پس ماجراهای زندگیم، این همه داستانها، برنامهها، نقشهها، تازه دکترا را گرفتم تمام شده، تازه ازدواج کردم، تازه خدا به من بچه داده، تازه صاحب خانه شدم، تازه کارخانهدار شدم، فکر میکند، برو تمام است.آن قیافههای هولناک آن سمت را میبیند، ماجراهای آن سمت، آدم از چند طرف در فشار قرار میگیرد، میخواهی مست نشود؟ گیج نشود؟ مگر شوخی است؟@ بگذارید فرمایش علی(ع) را برای شما بخوانم میفرماید که: (إنَّ لِلمَوتِ لَغمرات) تعبیر بعدی غیر از مستیها، غمرات است غمرات یعنی فرورفتن، در گرداب رفتن، و سختی. حالتی به آدم دست میدهد که آدم در خودش فرومیرود و همه افکارش متوجه باطنش میشود که من دست خالی هستم این جا یک چیز دیگر میخواهد و من هم هیچ چیزی ندارم.@ این حالت خیلی سخت است خوب است در این شبها کمی به این حالتها فکر کنیم سری به قبرستان بزنیم کمی فکر کنیم. غمرات(إنَّ لِلمَوتِ لَغمرات) موت غمراتی دارد گردابهایی دارد فشارها و سختیهایی برای انسان دارد. (هِیَ أفضَعُ مِن أن تُستَغرَقَ بِصِفَۀٍ أو تَعتَدِلَ عَلی عُقُولِ أهلِ الدُّنیا) خیلی وحشتناکتر خیلی بزرگتر از آن هست که بشود وصفش کرد و خیلی بزرگتر از آن است که عقل اهل دنیا بتواند آن حالت غمرات را درک کند.@ حالتهای مختلف، گیجیهای مختلف، مستیهای مختلف، هجوم افکار از بیرون یک سلسله ماجرا دارد از درون یک سلسله ماجرا دارد به خودش نگاه میکند در عین حال که به خودش توجه دارد بیرونیها یک پیامهایی برایش دارند، گریه، داد بیداد.@ از یک طرف خودش درگیر خودش است و کارهای گذشتهاش و ارزیابی خودش از یک طرفی هم چشمش باز شده علی(ع) میفرماید که باز میشود و یک چیزهایی را آن طرف میبیند خیلی حالت شکننده است.@ فرمودند اگر به کوه این حالت فشار بیاید کوه ذوب میشود، غمرات. در مورد سکرات فرمودند که(وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ) قرآن میفرماید سوره ق آیه 19 (وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ) خدا میگوید مستی مرگ به حق رسید(جاءَتْ) آمد و این همان چیزی است که تو از آن بیزار و فراری بودی.@ در مورد غمرات میفرماید که(وَ لَوْ تَرى‏ إِذِ الظَّالِمُونَ) آدمهای بد را وقتی نگاهشان میکنی(فِي غَمَراتِ الْمَوْتِ) در سختیهای مردن افتادند قرآن میگوید(وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ) پاهایش را به هم میزند پیچ میدهد به همدیگر، جان که راحت در نمیآید، چقدر سخت، به خودش میپیچد.@ (فِي غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ) فرشتهها دستهایشان را باز کردند صدایش میکنند بیایید عزرائیل(ع) فرمود من صدایتان میکنم. (أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ) امروز جان بکنید بیایید (أَخْرِجُوا) یعنی خودتان جان بدهید بیایید، جان بده بیا. فرشتههای آن طرف هم برای ظالم خیلی هم زشت هم بداخلاق هم خشن و بی رحم هستند.@ قرآن میفرماید با پسگردنی میزنند از آن طرف یک عده فرشته با سیلی استقبال میکنند حالا توضیحش را میخوانیم که چگونه از اینها استقبال میشود. جان بکن بیا(أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما) امروز جزایتان چیست؟(تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ) عذاب خوارکننده آخر.@ بعضی از عذابها هست خوار نمیکند فقط عذاب است درد دارد ولی در آن تحقیر نیست، این میگوید یک عذابی هست که آدم ضمن اینکه این عذاب را میبیند در آن خوار میشود فکر کنید با پس گردنی به یک نفر بزنند از یک طرف، از آن طرف یک عده با سیلی استقبال کنند.@ (أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ) حرفهای مفت میزدید در مورد خدا، حرفهای نادرست در مورد خدا میزدید، مردم را گمراه میکردید، با دین مردم بازی میکردید، پیامهای غلط، عقاید غلط اینها را ترویج میکردید، این حرفها را میزدید.@ الآن شما در تهران را نگاه کنید ما چقدر کلاسهایی داریم که مکاتب غیر دین، غیر شرع، غیر از حق را رواج میدهند، در تمام دنیا هست در کشور ما هم زیاد است در این تهران ما هم زیاد است در اینترنت إلی ماشاء الله، جوانها بدبختها پول میدهند برای جهنم رفتن پول میدهند سر کلاسهای این آقایان مینشینند تا جهنم بروند.@ (بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَ كُنْتُمْ عَنْ آياتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ) هر چه علامت و نشانه من بود به شما میرسید شما بدتان میآمد آدم ریشدار میدیدید به شما برمیخورد آخوند میدیدید تکبر میگرفتتان، زن با حجاب میدیدید رویتان را آن طرف میکردید تسبیح و مهر و مسجد میدیدید یک جور دیگر بودید.@ هر نشانهای که برایتان میفرستادم تکبر میکردید اسم پیامبر میآمد زورتان میآمد صلوات بفرستید زورتان میآمد نماز بخوانید زورتان میآمد نماز بخوانید، تکبر، دستتان را میخواستید ببرید بالا زورتان میآمد، در مقابل خدا میخواستید تعظیم کنید و به رکوع بیاورید تکبر میکردید یکسره قیافه میگرفتید عذاب آدمهای متکبر خوارکننده است.@ پس ما دو حالت داریم سکرات موت که مستیهاست و غمرات موت. سختیهایی که آن لحظه به سراغ انسان میآید این که در دعاها ما دائما به خدا پناه میبریم ازاین حالتها برای اینکه فوقالعاده این حالت انسان را شکننده و داغون میکند خیلی سخت است باید انسان دائما پناه ببرد به خداوند تبارک و تعالی.@ خدایا به حق محمد و آل محمد مرگ ما را مرگ محمد و آل محمد قرار بده، خدایا به حق محمد و آل محمد حیات ما را حیات محمد و آل محمد قرار بده.@ الحمد لله رب العالمین و صلی الله محمد و آله الطاهرین.@