أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ ما بحثمان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی به آنجا رسید که حضرت رضا (ع) فرمود خداوند افراد محسن را که مورد ظلم سایر مردم قرار میگیرند مشمول مغفرت قرار میدهد و معنایش را توضیح دادیم و از بدکاران آنها هم خواهد گذشت که توضیح دادیم به این معنا که اگر توبه کنند و دیگر به سمت اذیت و آزار کسی پیش نروند.@ بحث حقالناس بحث مهمی هست که انسان اگر در زندگیاش ظلمی به دیگران بکند این ظلمها در حقالناس غیر از حق الله هست پرونده ارتباط انسان با خداوند غیر از پرونده ارتباط انسان با مردم هست انسان ممکن است در پرونده ارتباطی خودش با خداوند موفق و خوب باشد اما در پرونده ارتباطیاش با بندگان خدا خوب عمل نکند و دچار ظلمها و حقالناسها باشد.@ حقالناسها هم چند جور هست مادی و معنوی و هر کدام از آنها فردی و اجتماعی است این چهار حقالناس را خیلی باید جدی گرفت وقتی خداوند تبارک میفرماید که خداوند از بدکار میگذرد یعنی جزایی که به خداوند مربوط هست از آن گذشت میشود.@ اما این مسأله چون یک جنبه حقالناسی هم دارد اینجا خیلی خطرناک است شما فرض بفرمایید در نظام حقوقی در کشور اگر کسی یک ظلم و جرمی مرتکب بشود یک بخشش حق اجتماع است یک بخشش حقالناس است.@ از آن جهت که مثلاً یک کسی با کسی زنا کرده تجاوز کرده یک کسی که مورد تجاوز قرار گرفته بگوید من راضی هستم از حق خودم میگذرم نسبت به حق خودش قوه قضائیه دیگر این شخص را جزا نمیدهد ولی از آن جهت که این کار یک عمل خلاف اجتماعی هست و به اجتماع هم صدمه میزند حق اجتماع ثابت میماند.@ یعنی از آن جهت قابل جزا هست در درگاه الهی هم همینطور هست اگر کسی نعوذ بالله زنا کرد کسی نمیتواند بگوید من راضی هستم اگر با من زنا شده یا با ناموس من، یک بخشی هم مربوط به خود خداوند هست.@ خداوند آن بخشی را که مربوط به خودش هست را میبخشد اما آن بخشی که مربوط به حق مردم هست به گردن یک انسان بدکار و بداخلاق و متجاوز که دیگران را مورد آزار و اذیت قرار میدهد باقی میماند.@ پس در ارتباطاتمان دقت کنیم ما اگر خداوند فرمود من میبخشم این آن بخشی هست که مربوط به خداوند هست و بخشی که مربوط به مردم هست سر جای خودش باقی میماند مگر اینکه آن شخص واقعاً حلال بکند.@ بعد حضرت فرمود که هر چند خداوند بدکار و نیکوکار را مورد مغفرت و یا گذشت خودش قرار میدهد اما یک گروه را استثناء کرد و آن کسانی بودند که مشرک بودند(إلاّ مَن أشرَکَ) مشرک را توضیح دادیم که نظام خلقت یک خداوند بیشتر ندارد یک خالق دارد.@ اساساً هستی یک وجود بینهایت و یکپارچه است که تمام مخلوقات جلوهها و ظهورات یک نفر و یک شخص هستند به نام الله، و هیچ مخلوقی نیست مگر اینکه در اصل وجودش و آثار وجودش وابسته به خداوند هست رابطه اشیاء با خداوند مثل رابطه وجود ذهنی ما با ما میماند.@ ما اگر یک چیزی را تصور کردیم در ذهن خودمان به آن قدرت و شکل و نیرو دادیم همهاش وابسته به خود ماست بنابراین ما آن کسی را که در ذهنمان تصور کردیم به آن قدرت و شکل و نیرو دادیم زنده کردیم جریان با آن ساختیم همهاش وابسته به خودمان است.@ شما همین که فکرت را قطع بکنی آن موجود از بین میرود رابطه ما با خداوند همینگونه است یعنی یک رابطه وجودی که همه چیز قائم به الله هست لذا خدا یک لحظه ارادهاش را بردارد ما هیچ هستیم جمع میشویم در اصل وجود.@ پس شرک اساساً یک دروغ است وجود شریک ندارد هستی شریک ندارد ما دو هستی نداریم یک عالم وجود بینهایت داریم که دویی ندارد چون بینهایت است و بینهایت اجازه یک وجود دوم در کنار هستی بینهایت و مطلق نمیدهد و این هستی قائم به خودش هست.@ ازلی و ابدی و صمد و یگانه است که الله تبارک و تعالی میگویند و هستیهای محدود جلوههای هستی نامحدود هستند ما همه مخلوق خداوند تبارک و تعالی و ظهورات و جلوهها و نزولات الهی هستیم و همه قائم به او، بنابراین اینکه یک کسی گمان کند که کسی جز خدا یک قدرت مستقلی هست یک وجود مستقلی هست یک تأثیر مستقلی دارد این شرک و دروغ است.@ شرک گاهی وقتها به این معنا هست که شرک در طاعت هست یکی شرک در عبادت، ما معمولاً شرک در عبادت نداریم یعنی همه ما خدا را قبول داریم و خدا را میپرستیم و جز خدا را نمیپرستیم ولی شرک در عبودیت و شرک در اطاعت از جمله شرکهایی هست که در زندگی ما خیلی نفوذ میکند و این بسیار بسیار خطرناک است.@ شرک عملی است و به میزانی که انسان آلوده به این شرک هست از حق و توحید جدا میشود وقتی که جان کسی با شرک پیوند خورد در نظام آخرتی وقتی وارد میشود مثل یک جنینی هست که وارد شده از رحم مادر به دنیا غیر از هیکل مناسبی که باید داشته باشد یک چیزهایی با خودش اضافه دارد.@ حالا عکسهایش را من یک موقعی به خاطر تحقیق روی موضوع تحقیقی همین رابطه دنیا با آخرت جمع میکردم ولی دیدنش هم سخت است مثلاً یک جنینی آمده هیکل کامل و خوب ولی یک غده سه چهار کیلویی پشت گردن به او آویزان هست یا سر اضافه یا دست اضافه یا چند انگشت اضافه آورده این اضافه است.@ وقتی یک کسی شرک به خداوند دارد یعنی یک عقده باطلی را پذیرفته این عقده باطل جزء وجودش است از اینجا که وارد نظام برزخی میشود باطن این قیافه این یک قیافه سالمی نیست غیر از آنچه که باید داشته باشد.@ یک چیزهایی هم زائد دارد مثل بچهای که به دنیا آمده بچه به دنیا میخورد سیستمش و ساختارش ولی چیزهای اضافه دارد که باید بُرش داده بشود این بچه را بیمارستان میبرند بُرش میدهند اذیت هم میشود باید رنج درمان را تحمل کند تا اینها از بدنش بُرش بخورد.@ انسانی هم که عقائد باطل دارد چیزهایی را که نباید معتقد باشد به آنها اعتقاد دارد چیزهایی که دروغ است شرک است خرافه است حقیقت ندارد منشأ اثر نیست این اینها را قبول کرده به عنوان یک امری که منشأ اثر است.@ این با خودش این شکل بد را میبرد و شکل بد وقتی بخواهند آنجا شکل انسان را صافکاری و نقاشی کنند باید به جهنم ببرند در جهنم شخص باطلهایش ذوب میشود این ما هستیم که باید در نظام دنیایی خودمان باطلها و شرکهایی را که با آنها پیوند خوردیم از وجود خودمان ذوب کنیم و از بین ببریم.@ اعتقادات غلط در مورد خداوند، کارهای خداوند، در مورد پیامبر، خانواده آسمانی، معاد هر چه که اشتباه هست را باید از دایره عقیده خودمان کنار بگذاریم تا یک موحد باشیم تا یک مسلمان و مؤمن موحد باشیم.@ پس این یک کار علمی میطلبد که من در نظام علمی خودم به چیزی که نباید معتقد باشم معتقد نشوم و چیزی را که باید اعتقاد داشته باشم بپذیرم و به آن اعتقاد داشته باشم این کار میبرد هر کس باید یک زحمت یک ریاضت یک تلاش علمی بکند خرافات را از زندگی خودش دور کند چیزهایی که نباید بپذیریم.@ در نظام عملی هم همینطور در نظام عملی با اینکه انسان میداند که جز خداوند تبارک و تعالی چیزی منشأ اثر نیست بسیاری از موارد از امور موهوم میترسد از اموری که حقیقت ندارند در زندگیاش ترس دارد آنها را در زندگی خودش منشأ اثر میداند و سبک زندگیاش را از سبک زندگی الهی دور نگه میدارد.@ مثل اینکه خیلی وقتها به خاطر حرف این و آن از انجام وظائف خودش سر باز میزند به خاطر اینکه مردم اینطوری نگویند مردم اینطوری فکر نکنند چون میخواهد مردم راجع به او اینطوری فکر نکنند چون میخواهد مردم راجع به او اینطوری فکر نکنند یا فلان حرف را نزنند به گونهای که خدا راضی نیست عمل میکنند این شرک میشود.@ اینکه رویم نشد خجالت کشیدم اینها شرک است یعنی این آدم این جو این جماعت از الله برای من مهمتر هستند که من حیا نکردم گناه کردم به خاطر اینکه جلوی اینها رویم نمیشد مثلاً جلوی اینها نماز نخواندم عروس خانم شب عروسیاش هست میگوید جلوی اینها که نمیتوانم لاک را پاک کنم با این آرایش چطوری نماز بخوانم عیبی ندارد نماز را بعداً میخوانم این یک شرک و معصیت است.@ حالا من در این جمع که نمیتوانم بلند شوم نماز بخوانم حالا عیبی ندارد امشب نمازم قضا شود فردا بعداً میخوانم به خاطر اینکه در جمعی هست که در آن جمع میگوید اگر بلند شوم نماز بخوانم برایم بد میشود این شرک میشود.@ یعنی دیگران را در آبروی خودش آرامش خودش و سعادت خودش مؤثر میداند بسیار خطرناک است من انواعش را مبسوط دارم باز میکنم پس ما شرکهای علمی داریم و شرکهای عملی داریم که اینها اقسام دارد.@ یکی از آن اقسام شرکهای خطرناک شرک در عبودیت هست یعنی انسان غیر از الله را اطاعت بکند و سبک زندگی غیر از زندگی که خداوند تبارک و تعالی برایش ترسیم کرده پیروی بکند اینجا انسانشناسی خیلی به درد ما میخورد که ما بتوانیم با قدرت از شرکهای علمی و عملی خودمان را دور نگه داریم.@ در مبحث انسانشناسی گفتیم که انسان یک بخش حسی دارد یک بخش خیالی دارد یک قوه وهمی دارد یک قوه عقلی دارد و یک قوه فوق عقلانی که به خاطر سه بخش اولش حیوان است به خاطر بخش چهارم فرشته است و به خاطر بخش پنجم انسان است اصل شخصیت انسان را این بخش پنجم تشکیل میدهد.@ یعنی بخش فوق عقلانی که عاشق کمال مطلق و بینهایت میشود و انسان در بخش پنجم شعارش و معشوقش الله است ما در حس چیزی را که میطلبیم محسوسات است یعنی با محسوسات سروکار داریم با خیال با مخیلات، در وهم با موهومات، آنها را دوست داریم در عقل با علم، اطلاعات و معقولات سروکار داریم در فوق عقل با الله سروکار داریم.@ شعار اساسی اسلام مبتنی است بر بخش پنجم انسان، پایهایترین و اساسیترین شعار اسلام مبتنی است تابع هست با اصلیترین بخش شخصیت انسان که بخش فوق عقل اوست که میگوید(لا إله کمال مطلق) یعنی همان الله، در بخشهای پایینی(لا إله إلا الله) درست نیست یعنی اله بخش عقلی ما الله نیست اله بخش حیوانی ما هم الله نیست.@ ما فقط بخش اصلیمان یعنی بخش انسانیمان الهاش الله هست پس کسی که الان دلتنگ خدا نیست دلش برای خدا تنگ نمیشود به دنبال یک رابطه عاشقانه با الله نیست لذتی از الله نمیبرد لذتی از معنویت نمیبرد.@ این معلوم هست این بخشش که بخش کودک عزیز روانش هست این بخشش هنوز فعال نیست هنوز طفولیت را میگذراند این هنوز به عنوان یک انسان بالغ نشده به عنوان یک انسان شکوفا نشده.@ این کار چکار میکند؟ بخش فوق عقلانی ما ما را فقط به سمت بینهایت شدن میکشد عشق به الله ما را به این سمت میکشاند که قابلیت، چون قوه فوق عقل برای انسان قابلیت تربیت نامحدود میاورد قوه عقلانی تربیت عقلانی میاورد اما قوه فوق عقلی یا فوق تجرد باعث میشود که انسان قابلیت پیدا بکند بینهایت رشد بکند رشد انسان بینهایت بشود.@ پس عشق به کمال مطلق یا عشق به الله باعث میشود که انسان شبیه الله بشود مثل الله بشود کار انسان این است انسان تا در رشد به این مرحله نرسد ناآرام است انسان میخواهد یک کسی شبیه الله بشود باز روی این کلمات دقت کنید شبیه الله نه اینکه شرک داشته باشیم یعنی اینکه قائم به الله هست.@ ظهور مظهر قائم به الله هست لذا در نامهای که خداوند در بهشت میفرستد برای همه شما برای مؤمنین میفرستاد خدا میخواهد مؤمنین را خطاب کند اینگونه خطاب میکند(مِنَ الحَیِّ القَیُومِ الذّی لا یَمُوت إلی الحَیِّ القَیُومِ الذّی لا یَمُوت) از زنده پایداری که هرگز نمیمیرد به زنده پایداری که هرگز نمیمیمیرد.@ میگوید بنده با خطاب الهی با خداوند تبارک و تعالی اینگونه شده میگوید من خدایی هستم که هر چه اراده کنم همان خواهد شد و امروز(وَ جَعلتُکَ الیَوم تَقُولُ للشَیء کُن فَیَکُون) و امروز من تو را مثل خودم قرار میدهم که تو هر چه که اراده کنی همان خواهد شد.@ پس انسان میخواهد برسد به یک جایی که مثل خود خداوند دستور بدهد خلق کند بیافریند حاکمیت داشته باشد برای همین بهشت هر یک انسان بینهایت است بهشت هر یک انسان به اندازه همه آسمانها و زمین نص قرآن هست وجود دارد انسان در این بهشت به اینجا میرسد و تا به اینجا نرسد آرامش ندارد.@ پس غرض از تربیت و خلقت انسان بخش پنجم اوست بخش فوق عقلانی او غرض خلقت هست و بقیه بخشهای خلقت و بخشهای انسان مقدمه هستند برای اینکه هر انسانی بتواند تشبه به حق تعالی پیدا بکند حالا اگر قرار است تشبه به حق تعالی پیدا بکند الگویش کیست؟@ در بحثهای اولیه خانواده آسمانی گفتیم الگو میخواهد فرض بفرمایید یک کسی میخواهد برود شبیه فلان هنرپیشه و فلان ورزشکار و شبیه فلان پزشک و مهندس بشود میخواهد به آن برسد پس مسیری که او آنگونه شده باید برود شما میخواهید بروید در باشگاه ورزشی ثبتنام کنید میخواهید مثل این استاد و توانا بشوید.@ پس الگویتان این استاد است مهارتهایی که ایشان میگوید را اطاعت میکنید تا شبیه او شوید اگر قرار است من انسان بشوم و رشد کنم الگویم فقط خود الله است و چون الله هم بینهایت است و گفتیم که بینهایت با ظهورش قابل شناسایی هست یعنی معصومین(ع)، معصومین ظهور کامل خداوند تبارک و تعالی هستند.@ معصومین انسانهای کامل هستند و خداوند بدون طریق معصومین قابل شناسایی نیست به معنای حقیقی و معنای کاملش، و قابل عبادت هم نیست بدون معصومین(ع)، معصوم هست که ظهور کامل الله و مَثَل اعلی است به قول قرآن، یعنی کاملترین و عالیترین نمونه از خداوند تبارک و تعالی است.@ حالا شما وقتی که جلو میروید خدا میگوید شما باید شبیه من بشوید اگر میخواهید شبیه من بشوید من برایتان یک کسی را مثل خودم قرار میدهم که شما به او نگاه کنید مثل او بشوید چون شما که دسترسی به خدا ندارید که خدا در زندگی چکار میکند فرمود(تَخَلَقُوا بِأخلاقِ الله) متخلق به اخلاق الهی بشوید.@ اخلاق الهی چطوری است من از کجا بدانم من باید یک کسی که خُلق به او تعلق میگیرد بشناسم تا بتوانم او انسان کامل میشود لذا قرآن فرمود(لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) در وجود رسول خدا برای شما الگوی کامل هست اسوه حسن هست ائمه(ع) اسوه حسن ما هستند.@ بنابراین اگر انسان بخواهد به هدف خلقتش نائل شود سر از جهنم در نیاورد باید الگوی زندگیاش را از خود الله یا معصومین(ع) بگیرد به همین جهت هم پیامبر فرمود(إنّی تارِکُم فیکُمُ الثِّقلَین کِتابَ الله وَ عِترَتی) بیشتر از این هم ما نیاز نداشتیم الله، قرآن کریم و عترت پیغمبر، معصومین و خدا.@ حالا اگر کسی بخواهد سبک زندگی خودش را بر اساس غیر از سبکی که خدا و معصومین میگویند طراحی بکند بنیان بگذارد دچار شرک است این دیگر آن را به الله نمیرساند او را به جهنم میبرد پس در شرک در طاعت وقتی شما نماز میخوانید میگویید(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) من فقط عبد تو هستم و فقط هم از تو کمک میخواهم.@ وقتی که دیگران را قبول داری به عنوان اینکه سبک زندگی تو را تعیین بکنند این شرک میشود و این(إِيَّاكَ نَعْبُدُ) دروغ است(إِيَّاكَ نَعْبُدُ) یعنی من از هیچ کس دستورالعمل زندگی جز خود خدا و معصومین نمیگیرم یعنی نه کسی میتواند به من الگو بدهد و نه کسی در قد و اندازه این هست که به من الگو بدهد.@ من الله و معصوم، ما اگر ولی فقیه هم داریم که اطاعت او مثل اطاعت معصوم واجب است و معتقد هستیم به خاطر اینکه خود معصوم فرمود در زمان غیبت ما شما از فقهایی که این شرائط را دارند باید تبعیت کامل بکنید آن هم چون معصوم دستور داده ما ولایت فقیه را میپذیریم و حکم او را مثل حکم خداوند و الله قبول داریم.@ چون فقیه علمش را از ناحیه الله آورده نه از ناحیه زمین، فقه ریاضیات خلقت هست که توسط معصومین در اختیار ما قرار گرفته و قرآن کریم، بنابراین ما در سبک زندگی از هیچ کس نمیتوانیم تبعیت کنیم شما اگر گفتی که فلان کس الگوی من است به همان اندازه سقوط میکنی.@ وقتی میگویی یک ورزشکار یک هنرپیشه یک شاعر یک فیلسوف دیگر این تو را شبیه الله نمیکند شبیه خودش میکند همان قدر کوچک، این فسق میشود یعنی تو الگوی نامحدود شدن را کنار میگذاری و الگوی محدود شدن را میپذیری.@ پس در شرک در عبودیت و طاعت توجه بکنیم ما فقط تنها کسی که میتواند در زندگی به ما دستور بدهد اصالتاً الله است و معصومین هم اگر میگویند به خاطر اینکه خلیفۀ الله هستند برای همین به آنها میگویند اولوالأمر صاحب امر هستند کارها به دست آنهاست.@ صاحب امر هستند هم میتوانند دستور بدهند هم کارها به دست آنهاست و اگر به ولی فقیه هم میگویند ولی امر مسلمین یعنی او از طرف خداوند و از طرف معصوم به عنوان نائب عام حاکم بر مردم هست و مردم وظیفهشان هست که از او تبعیت بکنند و اگر نکنند معصیت کردند.@ پس شرک در اطاعت و عبودیت، ما هیچ کس نمیتواند به ما دستور بدهد حتی پدر و مادر هم که قرآن میگوید اگر به شما دستور دادند دستور آنها را اطاعت بکنید میفرماید اگر دستور پدر و مادر با دستور خداوند منافات نداشت باید قبول کنی و اگر منافات داشت حق نداری قبول کنی(فَلا تُطِعْهُما) حق نداری اطاعت کنی.@ ما در ادارهای کار میکنیم در وزارتخانهای کار میکنیم مدیرکل ما رئیس اداره ما به ما میگوید بروید فلان کار را انجام دهید این کار خلاف است شرعاً اشکال دارد من به شما دستور میدهم این دستور غلط است هیچ کس نمیتواند به دیگران دستور گناه و تخلف و معصیت بدهد اگر کسی پذیرفت گفت فلان کس دستور داده این شرک است.@ ما به دستور فلان کس فلان کار را کردیم نه این غلط است حاکم شرع حتی ولی فقیه و معصوم هم انسان را حکم به خلاف شرع نمیکنند و اگر بکنند ولایتشان ساقط است بنابراین باید مواظب باشیم اگر کسی گفت فلان کار را بکنید گفتیم چشم، باید ببینیم که واقعاً این چشم را خدا هم راضی است یا نه.@ اگر خدا راضی نباشد شما بپذیرید کاری را انجام بدهید که خدا راضی نیست این شرک میشود یا الگویی را قبول کنید که خدا آن را برای شما الگو قرار ندهد خدا در قرآن چهارتا الگو برای ما قرار داده انبیاء، شهداء، صدیقین، صالحین، میگوید اینها دوستان خوب و رفقای خوبی برای شما هستند.@ سر نماز دائماً به خدا میگوییم(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) راه راست بعد میگوییم(صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ) ما فقط این سبک زندگی را قبول داریم یک کسی که سبک زندگیاش او را به سمت انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین نمیبرد این مشرک است.@ این در زندگی، سبک زندگی، لباس پوشیدن، آرایشش، خرید و فروشش، غذا خوردنش، انتخابش، ارتباطش رفتارها و چینشهای فکریاش غیر از این طریق هست این شرک میشود لذا قبل از اینکه انسان بخواهد فکر این باشد که چکار بکند اول باید الگویش را در دین مشخص کند.@ اینکه خداوند در بدو کار ما میگوید اول شهادت بده که من اله تو هستم تو میخواهی شبیه من بشوی من الگوی تو هستم(أشهد أن لا إله إلا الله) من شهادت میدهم که من مقصودی، معبودی، معشوقی جز او ندارم و من میخواهم در ذات و هستی خودم به او نزدیک شوم این خیلی افتخار بزرگی است.@ چقدر انسان قیمت پیدا میکند که میگوید من به جز الله معشوقی ندارم میخواهم شبیه او بشوم مَثَل الهی بشوم متخلق به اخلاق الهی بشوم یعنی قدرتهای الهی همه را داشته باشم، الگویتان کیست؟ (لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) (أشهد أن محمد رسول الله و أشهد أن أمیرالمؤمنین علی ولی الله) اسلام بعد از توحید بلافاصله الگوها را چیده.@ شما توحید داشته باشید اما الگو نداشته باشید هیچ وقت راه به خدا کسی پیدا نمیکند بدون الگوی انسانی و شخصی خارجی هیچ کس متخلق به اخلاق الهی نمیتواند بشود هیچ کس به معنای حقیقی توحید را نمیتواند رعایت بکند الله بدون معصوم اگر کسی بخواهد عبادتش بکند سر از شرک در میاورد.@ اگر کسی بخواهد توحید خالص را رعایت بکند باید به ظهور کامل الله خلیفۀ الله و انسان کامل توجه داشته باشد برای همین هم مودت اهل بیت در قرآن واجب شده بر همه مسلمانها، مودت یعنی محبت همراه با اطاعت واجب است بدون او شما به الله نخواهید رسید.@ به همین جهت در روایت داریم خداوند میفرماید من هر مسلمانی را که امامی را پیروی کند که من انتخابش نکردم و معرفیاش نکردم(لَأُعَذِّبَنَّهُ) نون تأکید ثقیله آورده لام تأکید هم اولش آورده یعنی حتماً حتماً حتماً عذاب میکنم اصلاً کسی شک نکند که جهنمی است که دنبال امامی باشد که من خدا معرفی نکردم.@ الگویی را انتخاب بکند که من خدا به او معرفی نکردم نگفتم این الگوی شماست شما نگاه کنید چقدر ما شعبه در شیعه داریم یا در مسیرهای دیگر، الگوی معصوم ندارند هر جا که الگو معصوم نیست آنجا انسان دچار شرک میشود دراویش، صوفیه، این پیر ماست از این چیزها ما اصلاً نداریم دروایش و صوفیهای که فقه اهل بیت را کنار گذاشتند خودشان برای خودشان برای پیروانشان رساله نوشتند.@ میگویند شما از این به بعد اینطوری عبادت کنید ذکر بگویید این شرک است تو تخصص نداری در حرکت به سمت الله گفتیم هفت دسته تخصص لازم است و این هفت دسته اطلاعات تخصصی اگر رعایت نشود شما هر کاری بکنید شرک است.@ تخصص اول اینکه انسان از کجا آمده چون ما جایی بودیم اینجا آمدیم مگر نمیگوییم معاد داریم یعنی قبلاً جایی بودیم حالا آمدیم میخواهیم برگردیم 1 ـ انسان از کجا آمده 2 ـ انسان در کجا هست 3 ـ انسان به کجا میرود جاودانگی او چگونه است این انسان در کجا هست هم گفتیم پنج تا اطلاعات تخصصی دارد.@ روح انسان چیست؟ جسم انسان چگونه است؟ شناخت کامل روح و جسم، رابطه بین جسم و روح چیست؟ عالم طبیعت چیست و رابطهاش با روح و جسم انسان چگونه است؟ تا کسی هفت دسته اطلاعات تخصصی نداشته باشد حق ندارد خودش را معلم یا مربی انسانها معرفی کند.@ فقط خداوند تبارک و تعالی و معصومین هستند که صرفاً این هفت دسته اطلاعات تخصصی را دارند حتی بشر با تمام پیشرفتهای علمی که کرده یکی از این تخصصها را الان ندارد شما یک انسان را پیدا کنید که بگویید از این هفت دسته اطلاعات تخصصی یکی را دارد بگوید من همه جسم یا روح را میشناسم محال است کسی پیدا نشده و نمیشود.@ بنابراین اگر کسی گفت من الگو هستم بیایید مردم از من تبعیت بکنیم من شما را به معنویت میرسانم این همه عرفانهای قلابی که درآمده تمامش شرک به خداست سبکهایی که آدمهای غیر معصوم درست کردند اوشو، عرفان سرخپوستی، کریشتامولتی، پائولوکوئیلو، اینجا در کشور خودمان هم که جدیداً راه افتاده انواع و اقسام عرفانها، اینها تمامش باطل، حماقت و شرک است.@ اگر کسی دنبالش راه بیفتد چون باید حجت داشته باشید از طرف خدا، خدا روز قیامت طبق اصل اصالت تخصص انسان را محاکمه میکند میگوید شما که در دنیا بودید موی سرتان را به غیر آرایشگر نمیسپردید لباستان را به غیر خیاط نمیسپردید چشمتان را به غیر چشمپزشک نمیسپردید بخاری خانهتان را به غیر متخصص نمیسپردید.@ اتومبیلتان را به غیر متخصص نمیسپردید کفشتان را به غیر متخصص نمیدادید در مورد خودتان متخصصی که تعیین تکلیف میکرد برای شما، حدود زندگی شما را تعیین میکرد به شما دستورالعمل میداد آیین زندگی برای شما مشخص میکرد سبک زندگی طراحی میکرد چه کسی بوده؟@ این مهمترین سؤال خداست در قیامت، یعنی با این شاخصه افراد تقسیم میشوند آی جمع شوید اهل محشر آنهایی که من خدا و معصومین الگویشان بودیم یکجا، آنها که غیر ما بودند جهنم بروند اصلاً معطلی ندارد چون بیشعوری کامل است که یک کسی بگوید من چشمم را به غیر چشمپزشک نمیسپارم.@ ولی روحم که تخصصیترین مخلوق خداست هر کسی میتواند بیاید در مورد دستورالعمل بدهد و برای من استاد و الگو و مراد من بشود ما اصلاً از این حرفها نداریم فقط الله و معصوم، خدا از هر چیزی ممکن است بگذرد غیر از شرک.@ لذا میگوید من هر مسلمانی را که امامی را پیروی کند که من معین نکرده باشم هر چند در اعمالش باتقوا و نیکوکار باشد عذابش میکنم میگوید تو روی چه حسابی رفتی سراغ یک کسی غیر معصوم، من که این را امام معرفی نکردم من که نگفتم این امام و الگوی شماست برای چه رفتی دینت را از این گرفتی که هزاران اشتباه در دین دارد.@ این حجت بالغه الهی است در روز قیامت، هیچ کس هم نمیتواند حرفی بزند میگوید تو یک لباست را به غیر خیاط نمیدادی حالا چه شده که رفتی در مورد مسأله وجود و هستی و دنیا و آخرت خودت یک الگوی غیر معصوم انتخاب کردی که اشتباه میکند از طرف من هم نیست من هم معرفیاش نکردم.@ شما اگر تلفن همراهتان مال شرکت الف باشد ببرید بدهید شرکت ب تعمیر بکند فردا اگر خراب از کار در بیاید حق نداری به شرکت الف زنگ بزنی که تلفنم درست نشد میگوید درست نشد که نشد ما که نگفتیم آنجا بروی ما خودمان نمایندگی مجاز داریم به نمایندگی مجاز ما باید مراجعه میکردی رفتی به یک شرکت و مهندس دیگر دادی تقصیر خودت است به ما ربطی ندارد.@ خدا روز قیامت همینطوری با ما استدلال میکند شما به چه حقی سراغ غیر معصوم رفتید در روزنامه یک الگو دیدم در مجله یک کتاب و رمان خواندم یک فیلم سینمایی دیدم یک سریال دیدم این را الگوی خودم کردم یک داستان پلیسی خواندم در اینترنت یک الگو پیدا کردم.@ یک آدم بدبخت و بیچاره و فقیری که اصلاً هیچ کس را ندارد نه خودش را میشناسد هر کسی میتواند الگویش باشد امروز این، فردا آن، یک روز لباسش را اینطوری میکند یک روز لباسش را آنطوری میکند یک روز مویش را اینطوری میکنید.@ در خانه همینطور، چون یک سبک زندگی و الگوی مشخصی ندارد قرآن میگوید کسانی که فکر نمیکنند و جهنم جای کسانی است که(لا يَعْقِلُونَ) تعقل نمیکنند خدا میگوید یکذره فکرت را راه بیانداز تو واقعاً در دنیا حاضر بودی چشمت را به یک پزشک قلب جراحی کند؟@ این کار را نمیکردی چطور حاضر شدی یک غیر متخصص را روح جاودانهات را دست یک غیر متخصص بسپاری حق نداشتی این کار را بکنی در قسمت اول حدیث میگوید من اگر یک کسی را که از غیر از امامی که من مشخص کردم پیروی کند عذابش میکنم هر چند آدم خوبی باشد و میبخشم هر رعیت و مسلمانی را که از امامی که من معین کردم تبعیت بکند.@ اگر گناه هم کرده باشد گناهانش را هم میبخشم وقتی سبک الگوی اصلی زندگی یک نفر معصوم شد این وسط ممکن است گناهانی هم مرتکب شود خداوند میگوید آنها را من میبخشم چون او الگوی اصلیاش معصوم و متخصص معصوم بوده این آدم آدم درستی بوده که به غیر از متخصص معصوم اعتماد نکرده.@ داشتن متخصص معصوم به قول یکی از بزرگان مثل این هست که انسان سوار یک کشتی امن باشد در امواج دریا به سمت ساحل حرکت میکند حالا اگر این در کشتی هم چهارتا تخلف کرده باشد به ساحل که برسند تنبیهاش هم میکنند ولی نجات پیدا کرده.@ ولی اگر یک کسی امام نداشته باشد از طرف خدا، الگو و متخصص معصوم نداشته باشد مثل کسی است که هیچ کار بدی هم نکرده ولی کشتی ندارد در دریا افتاده در اقیانوس، وسط یک اقیانوس پرتلاطم افتاده روی یک تکه چوبی این به سمت ساحل حرکت نمیکند این در نهایت به نجات نمیرسد.@ برای همین این کلمه سُفُن نجات در مورد معصومین به کار برده شده این حرف خیلی تخصصی است سفینههای نجات، همه معصومین سفینه نجات هستند پس مرز شرک با توحید را دقت کنید یعنی چی، اگر بدون متخصص معصوم انسان بخواهد به الله نزدیک بشود به وادی شرک و خرافه میافتد حتی قرآن بدون معصوم هم انسان را به شرک میرساند.@ اگر یک کسی بگوید قرآن کافی است مفسر و معلم نمیخواهیم خود قرآن میگوید نه، قرآن میگوید ما این کتاب را بر تو نازل کردیم(لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ) تو برای مردم این را بیان کنی قرآن کلی است احکامش کاملاً کلی است احتیاج به مفسر دارد قرآن به تنهایی کسی را هدایت نمیکند اگر معصوم پایش نباشد.@ شما یک حکم الهی را بگویید که در قرآن کامل بیان شده باشد، نماز کامل بیان شده؟ کجای قرآن داریم که بگوید نماز صبح دو رکعت است چطوری باشد نماز ظهر و عصر نداریم این را معصوم بیان میکند حج، زکات، خمس، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر همه اینها بدون معصوم امکان ندارد.@ قرآن کلی فقط بیان کرده قرآن قانون اساسی است چارچوبها و اصول را بیان میکند قانون اساسی احتیاج به مجری دارد بدون مجری قانون اساسی نمیتواند نجاتبخش مردم باشد لذا خود قرآن میگوید اگر کسی بخواهد راه پیغمبر را برود باید مودت اهل بیت را داشته باشد.@ یعنی محبت توأم با اطاعت از معصوم، کاملاً ریاضی و دقیق هم هست به قدری مهم است میگوید شما الگوی معصوم داشته باش اینکه آدم یک مربی خوب داشته باشد اگر اشتباه هم کند مربی بالأخره کار را درست میکند ولی اگر انسان برود زیر نظر کسی که اصلاً مربی نیست مثلاً لباس پزشکی پوشیده واقعاً هم پزشک نیست دروغی بگوید من پزشک هستم.@ این هر دستورالعملش میتواند شخص را بکشد و خطرناک است اصل اصالت تخصص یک اصل عقلی و فطری است و خداوند روز قیامت ما را بر اساس این محاکمه میکند میگوید اگر از یک نفر تبعیت کردی به چه حجت و دلیلی تبعیت کردی من خدا گفته بودم؟ این آدم متخصص بود؟ معصوم بود؟@ اینکه ما الان علاقهای به علمای اسلام و روحانیون و مراجع داریم به خاطر اینکه انتساب به معصوم دارند و این عالم این روحانی میاید گزارش میکند راهکارهایی را که خدا و معصوم میگویند اما اگر یک کسی آمد اینها را کنار گذاشت و شروع کرد گفت به نظر من، مردم وقتشان خیلی عزیزتر از این هست که بروند بنشینند نظر یک کسی را بخواهند.@ ما الان وقت این حرفها را نداریم خدا و معصومین نظرشان را دادند ما به غیر از خدا و معصوم به کسی احتیاج نداریم این مسأله فوقالعاده دقیق است که ما نباید شرک در عبودیت و اطاعت داشته باشیم، چه کسی میتواند به من دستور بدهد که برو این کار را انجام بده گناهش گردن من، نه اصلاً همچین حرفی نیست.@ من شوهرت هستم به تو میگویم تو باید این کار را بکنی، شوهر یک حد ولایتی دارد در اسلام شوهر یک ولایتی دارد زن باید بعضی از کارهای مباحی را که میخواهد انجام بدهد به اذن شوهرش باشد درست است ولی آیا شوهر میتواند به زن بگوید حجابت را کنار بگذار من راضی نیستم؟ نه، در خانه من نماز نخوان؟ نه، پدر میتواند به بچه بگوید؟ نه.@ خدا رحمت کند امام را، یک پسری نامه نوشته بود در استفتائاتش جلد یک هست نوشته بود که من پدرم راضی نیست گفته من راضی نیستم در خانه من نماز بخوانید تکلیف من چیست؟ امام نوشته بود بسمه تعالی غلط کرده است نمیتواند بگوید حکم خداست شوخی نیست.@ یکی از مسئولین سیاسی آن زمان نوشته بود به یکی از این دیپلماتها که ما وقتی در کشور خارجی میرویم در جلسات وزارت خارجه آنها شرکت میکنیم آنها تابع ما که نیستند مشروب میچینند بساط دارند ما اگر شرکت نکنیم به اینها برمیخورد ناراحت میشوند.@ نوشته بود بسمه تعالی به جهنم، به جهنم که ناراحت میشوند شما حق ندارید اگر یکجایی معصیت خدا میشود اگر بخواهید جلسه بروید ما در جلسهای شرکت میکنیم که آنجا معصیت نباشد سر سفرهای بنشینیم که مشروب باشد آنجا نشستنش حرام است در سیاست خارجی آنطوری است.@ حالا یکی میگوید ما خانه عمو رفتیم ماهواره است رویمان نمیشود بگوییم خاموش کن این شرک و بزدلی و کفر به خداوند میشود فامیل است خانهشان رفتید دارد معصیت میکند دوستش هم داری برادر، خواهر، عمو، دایی به هر حال رابطه عُلقه دارید آدم نمیتواند بیعاطفه باشد بالأخره دوستش داری.@ خوب هست انسان دوست داشته باشد هیچ اشکالی ندارد اما الان دارد معصیت میکند میگوید خانهام است دلم میخواهد زنم بیحجاب بگردد پس ما نیستیم، دلم میخواهد خانم و دخترهایم همینطوری جلوی نامحرم بیایند، نه.@ ما شما را دوست داریم علاقه داریم به رفت و آمد فامیلی، دوست داریم عروسی شما بیاییم اما وقتی که معصیت خداست جهنم است ما آنجا نمیاییم که بسوزیم، نه تو اگر ما را دوست داشتی مجلس ما میامدی.@ هر موقع کسی به شما اینطوری گفت که اگر به من علاقه داشتی من پدرت هستم مگر من پدرت نیستم گفتم که باید عروسی برادرت بیایی، عزیز من پدر جان تو اگر میگویی علاقه، میگوید آخه پدرم گفت بیا رفتم در آن مجلس نشستم، پدرت اگر یک کبریت روشن کند بگوید دستت را روی کبریت بگیر یک کبریت چقدر طول میکشد که بسوزد چند ثانیه، بگوید دستت را زیر این آتش بگیر، میگیری؟@ به خدا اگر بگیری به پدرت میگویی بابا چکار میکنی میخواهی من را بسوزانی به اندازه یک کبریت، آنوقت پدرت میگوید بیا در جهنم خدا بسوز میگویی باشه به خاطر شوهر و زنم، اینطوری نمیشود این شرک میشود ما به خاطر دیگران جهنم میرویم اینطوری است یا فلانی ناراحت میشود اگر نرویم به او برمیخورد.@ بفرما زده بود اگر گوش نمیکردیم لوتیگری نبود، این حرفها چیه، گفتیم مجلسان به هم نخورد گفتیم ناراحت نشوند، نه خداحافظ شما ما رفتیم. من امام زمان را ناراحت کنم به خشم بیاورم مادرم فاطمه زهرا را به خشم بیاورم.@ آباء و اجداد طاهرینم را به خشم بیاورم خدا را به خشم بیاورم که یک آدم عاجز معصیتکار گناهکار احمق و نادان و جاهل میخواهد ناراحت نشود میخواهد پدرم یا مادرم یا هر کس دیگر باشد قرآن میگوید(أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ) اگر پدرتان تعقل نمیکنند و هدایتیافته نیستند شما میخواهید همان مسیر پدرتان را بروید.@ بله کار آبا و اجدادی هست ما نمیتوانیم دست از سنت پدران برداریم، سنت پدران چیه اگر یک سنتی غلط است باید کنار گذاشته شود رسم و رسوممان است ما گفتیم که باید مهریه اینطوری باشد ما رسممان هست شیربها بگیریم، شیربها حرام است.@ آخه جد در جد ما همهشان این رسم را در فامیل داشتند جد در جد شما همه اشتباه و گناه و معصیت کردند آنها نمیدانستند خدا رحمتشان کند خدا انشاء الله آنها را ببخشد شاید آنها تقصیری نداشتند یک رسمی بوده حالا کسی ابداع کرده، تو دیگر نمیتوانی این مسیر را بروی اگر این مسیر را بروی شرک هست.@ این کلیت بحث شرک دستمان باشد ببینیم ما در زندگی روزانه در زندگی اجتماعی و سیاسی چقدر دچار شرک هستیم میگوید من دوست دارم هنرپیشه شوم خیلی خب هنرپیشگی هم یک شغل است بالأخره آدم یک چیزی را به مردم آموزش میدهد به هنر علاقه داری میخواهم بروم تئاتر بازی کنم.@ وقتی میخواهی بروی تئاتر بازی کنی و هنرپیشگی بکنی یک خانم میگویی گفتن آخه اینطوری نمیشود یک نقشی به من دادند که در این نقش من باید موهایم اینقدر معلوم باشد باید آرایش کنم، این نمیشود، این کسی که به خاطر هنر معصیت میکند هنر اینطوری اقتضاء میکند هنر شرک است.@ ما طبق قاعده هنری باید این نقش را بازی کنم این نقش حرام است خدا نگفته این کار را بکن چه کسی گفته ما هنرمند بشویم به قیمت اینکه جهنمی بشویم میگوید اگر بخواهی بیایی بازیگر بشوی باید حیا را کنار بگذاری موهایت را نامحرم ببیند، اینطوری نمیشود.@ خدا رحمت کند امام را اول انقلاب که آمده بود یک سریالی داشتند پخش میکردند امام تیتراژش را دیده بود بعد نوشته بود گریمور فلان، امام گفته بود خانمها را مرد گریم میکند؟ گفتند بله، برای خانمها گریمور زن باید بیاورند اقتضای هنر است برویم هر نقشی بازی کنیم هنر تقدسی ندارد وقتی انسان را به جهنم بکشد امام فرمود تنها هنری مورد قبول قرآن است که جلادهنده اسلام ناب محمدی(ص) باشد.@ میارزد ما برویم در وادی هنر وارد شویم و هر غلطی دلمان خواست آنجا انجام بدهیم هر معصیتی خواستیم بکنیم بگوییم اقتضای هنر بود، هنر هم یک بت شد؟ بله واقعاً یک بت و اله است.@ (أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ) خیلیها هوای نفسشان الهشان است آنها تعیین میکنند که این کدام مسیر را برود میلهای شخصی، این شرک به خداوند تبارک و تعالی میشود که حالا انشاء الله بعضی از مصادیق و توضیحاتش را انشاء الله جلسه بعد توضیح خواهم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 307 - خانواده آسمانی
متن کامل (خام) جلسه 307 - خانواده آسمانی