جلسه 303 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
303
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
6
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 303 - خانواده آسمانی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر به بخش نهم فرمایش امام رضا(ع) رسیده بود که درباره اختلافات و تفرقه و جدایی بود که توضیحاتی را دادیم یک تتمهای از این بحث باقی مانده که آن را انشاالله این جلسه خدمتتان عرض میکنم.@ یک فرمایش خیلی مهمی درباره ریشه اختلافات هست که آن را من توضیح بدهم که چه میشود انسان اهل جدال و جدل و اختلاف و دریدن یکدیگر میشود اولین عامل این را همیشه در ذهنتان باشد که هر جا با یک بدی روبرو شدید اولین عامل و ریشه اصلی را انسان باید ضعف معرفت و جهل بداند.@ (اَلجَهلُ مَعدَنُ الشَرّ) (اَلجَهلُ اَصلُ کُلِّ فَساد) (اَلجَهلُ اَصلُ کُلِّ شَرٍّ) جهل هر شر ریشه هر شر و معدن فساد هست این ریشه اصلی هست که انسانها دچار انواع و اقسام گرفتاریها و مفاسد با آن میشوند مشکلات در هر جهت از جهل ناشی میشود و جهل به معنای ضعف معرفت و ضعف عقلانی است.@ گاهی وقتها علم هست اطلاعات هست اما عقلانیت کم است و اینکه انسان عالم باشد و باهوش باشد و اهل مطالعه باشد غیر از این هست که عاقل باشد و شخص فهمیدهای باشد امام باقر(ع) فرمود که اگر آدمها میدانستند از کجا آمدند هیچ وقت با هم اختلاف پیدا نمیکردند.@ روح اختلاف و درگیری دریدن یکدیگر اینکه انسان یک شخصی را پیدا میکند که احساس میکند با او تقابل دارد و باید او را بدرد گاهی وقتها نعوذبالله انسان حتی نسبت به پدر مادر خودش هم اینگونه میشود نسبت به فرزند خودش به کینه میافتد نسبت به همسر خودش حالت درندگی پیدا میکند.@ اینکه انسان این حالت را پیدا میکند به خاطر این هست که نمیفهمد اصل همه آدمها واحد است قبلاً گفتیم این قاعده(هو انت) او خود تو هستی اگر این جا بیفتد و شهود بشود انسان باورش بکند همان لحظهای که دارد روی یک نفر چنگ میکشد دارد یک نفر را سرزنش میکند دارد یک نفر را له میکند دارد انتقاد میکند که یک نفر را تحقیر بکند میفهمد که دارد این کار را با خودش میکند.@ این درندگیها این اذیت کردنها این عصبانیتها این خشونتها حسادتها همه به خود انسان برمیگردد اگر انسان این حالت را پیدا بکند میبیند که ریشه این حالت را پیدا بکند یعنی اینکه بفهمد از کجا آمده این را اگر کسی بفهمد که قبلاً کجا بوده از نزد خدا آمده آدمها کجا بودند ما اختلافمان فقط به خاطر بدنهایمان هست و همه ما یکی هستیم اگر این را انسان بفهمد هیچ وقت دیگر به وادی که امام رضا(ع) میفرماید(وَ لا یَشتَغِلُ اَنفُسَهُم بتَمزیقٍ بَعضِهِم بَعضا) نمیافتند.@ مشغول دریدن همدیگر غیبت از همدیگر ضایع کردن همدیگر از دور خارج کردن همدیگر اصلاً نمیافتند این فقط به خاطر این هست از کجا آمدیم و فکر میکنیم که یک مشت آدمهایی هستیم که در این طبیعت از اینجا به دنیا آمدیم در دنیا ریشه قبل هم نداریم آدمهایی هستیم که کاملاً با هم مختلف هستیم و در این عالم محدود میافتیم به جان همدیگر و سعی در ضایع کردن همدیگر حذف همدیگر میکنیم.@ پس این مشکل معرفتی مشکل مهم هست که اگر برطرف بشود به قول امام باقر(ع) دیگر آدمها با همدیگر اختلاف پیدا نمیکنند اگر بداند این کینهای که داشتی به دیگران میورزیدی غیبتی که داشتی میکردی تهمتی که داشتی میزدی حسادتی که داشتی میکردی تمامش داشتی هزاران سال عذاب برای خودت درست میکردی در واقع آن کسی که تو فکر میکردی آن نبوده و خود تو بودی و داشتی با خودت دشمنی میکردی انسان هیچ وقت این کار را با خودش نمیکند.@ اگر انسان این را بفهمد که هر بدی بکند به خودش کرده و به خودش برمیگردد هرگز راضی نمیشود در دلش یک ذره بدجنسی وجود داشته باشد خیرخواهی را نسبت به هیچ کس از دست نمیدهد این علت مهم هست نبودن معرفت منشأ همه فسادها هست.@ وقتی معرفت نبود وحشیگیری میاید وقتی معرفت نبود گندیدگی روح میاید خباثت و ناپاکی و آلودگی وجود انسان را میگیرد آنچه که درون انسان را پاک میکند و انسان را به معصومین به الله به خانواده آسمانی نزدیک میکند معرفت هست آن آب طهور معرفت هر جا که برود انسان را پاک و آرام و شاد میکند.@ وقتی که علی(ع) ریشه درندگیها را دارد بیان میکند ریشه اختلافات را میگوید ببینید به کجا برمیگردد ایشان میفرماید که(اِنَّما اَنتُم اِخوانٌ عَلی دینِ الله) شما همه با هم برادر هستید در دین خدا این را پدر همه ما دارد به ما میگوید که بچهها شما همه یک نفر هستید با هم برادر هستید وقتی میگوید برادر هستید این قاعده برادری را بگویم.@ حضرت میفرماید انسان باید برای برادرش هر چه که برای عزیزترین کسش میخواهد برای برادرش بخواهد و هر چیزی را که برای عزیرترین کسش دوست ندارد برای برادرش هم دوست نداشته باشد این وقتی که در روح انسان آمد که برادر یعنی چه کسی برادر یعنی عزیزتر از خودت، برادر یعنی عزیزترین کس تو، وقتی این آمد وقتی دارد میگوید(اَنتُم اِخوانٌ عَلی دینِ الله) شما برادر هستید در دین خدا.@ وقتی میگوید دین خدا یعنی ریشه شما یک ریشه واحد هست یعنی براساس جنس و بدن شما را برادر و خواهر نمیگویند بلکه آنچه که مهم هست با ساختار نفسانی شما ساختار روحانی شما به شما خطاب برادر میکنند قرآن هم فرمود(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ) مؤمنین برادر هستند با همدیگر(ما فَرَّقَ بَینَکُم) چیزی بین شما اختلاف نمیاندازد.@ (اِلاّ خُبثُ السَرائِر وَ سُوءُ الضَمائِر) خبث یعنی ناپاکی، آلودگی، خباثت، اختلافات ریشهاش خباثت است سرائر یعنی درون انسان و باطن انسان آن ذاتتان خبیث شده آن باطن شما(وَ السُوءُ الضَمائِر) ضمیر شما به بدی افتاده درون شما پلید شده و ضمیر شما به بدی کشیده شده یعنی آدم بدجنس میشود آدم بدذات میشود.@ برای همین هم میفرماید که(فَلا تَواذَرون وَلا تَناصَحون وَ لا تَباذَلون وَ لا تَوادُون) خیلی عجیب است این فرمایشی را که حضرت میفرماید، میفرماید این درون پلید و این نهاد بدی که شما پیدا کردید باعث شده که شما بار یکدیگر را برنمیدارید یعنی مشکل دیگران مشکل شما نیست کمک به همدیگر نمیکنید به خاطر اینکه خبث درون انسان پیدا کرده.@ انسانی که باطنش باطن الهی است واقعاً انسان است یعنی باطن انسانی است تحمل دیدن گرفتاریها و مشکلات دیگران را ندارد یک حریم دور خودش بپیچد یا دور خانواده خودش یا چیزهایی که به خودش مربوط هست و کاری با دیگران نداشته باشد اصلاً همچین چیزی نیست.@ قرآن میفرماید(وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها) سؤال میکند شما را چه شده که نمیروید بجنگید در راه خدا و مستضعفین، مستضعفین چه کسانی هستند؟ مردان و زنان و کودکانی که دارند میگویند(رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها) خدایا ما را از این شهر نجات بده از این کشور نجات بده از دست این ظالمین نجات بده هیچ کس هم نیست که به داد اینها برسد.@ یک کسی که برایش غزه و لبنان و افغانستان و عراق و آفریقا و جاهای دیگر مهم نیست این اصلاً انسان نیست یقیناً انسان نیست(وَ ما لَكُمْ) قرآن دارد سؤال میکند حضرت میفرماید شما چون افتادید به خبث باطن، باطن شما آلوده شده بدجنس و بدذات شدید.@ روح کمک به همدیگر از شما رفته به همدیگر کمک نمیکنید برای هم خیرخواهی نمیکنید و به هم بذل و بخشش نمیکنید از همدیگر دریغ میکنید کاری اگر بتوانید بکنید بخل میورزید و با هم دوستی نمیکنید.@ پس تمام اختلافات درگیریها کش مکشها بدجنسیها بدبینیها روح له کردن دیگران، حذف دیگران، ندیدن دیگران، تحقیر دیگران از اینجا ناشی میشود که انسان نمیفهمد کیست نمیفهمد از کجا آمده و نسبتش را با دیگران نمیفهمد.@ رابطه مادرشوهر و عروس و داماد و مادرزن باجناق و باجناق جاری و جاری رابطههای پرکِشمکش همه اینها سناریوهای شیطان هست که برای افراد مینویسد و این را در سر همه میکند یک کسی که همیشه با یک کس یا با کسانی همیشه مسئله دارد.@ این باید اول بره باطن خودش را شستشو بده و وقتی که این شخص را شناسایی میکنند در فامیل میخواهند در موردش حرف بزنند بگویند این آدم با هیچ کس مشکل نداشت با هیچ کس سر دعوا نداشت با هیچ کس بگو مگو نداشت با هیچ کس اصلاً جنگ نداشت.@ ولی ما الان میبینیم 70 ـ 80% ازدواجها زن و شوهرها با هم دعوا و درگیری و اختلاف و بدجنسی دارند رقابت با همدیگر دارند این خیلی خطرناک است زن و شوهر به فکر پیشی گرفتن از همدیگر، رقابت با همدیگر ضایع کردن همدیگر جلو زدن از همدیگر.@ میگفت من در خواب دیدم با شیطان درگیر هستم گلویش را گرفتم دارم فشار میدهم ولی خودم از درد از خواب بلند شدم دیدم دارم گلوی خودم را دارم فشار میدهم برتریجویی علو است بر فرزندان بر همسر بر باجناقها بر خانواده همسر بر همسایهها و دوستانی که من بالاتر باشم من جلوتر باشم این هست که انسان با خودش کشتی بگیرد خودش را حذف بکند.@ این روح بچهبازی این توهم را انسان باید از خودش دور بکند یک کسی که از جلو افتادن در مظاهر مادی از دیگران لذت میبرد این آدم بدبخت است یک آدم عقدهای است یک آدم کوچک هست که از اینکه از دیگران بالاتر باشد جلوتر باشد نسبت به دیگران علو داشته باشد بتواند لذت ببرد.@ حضرت فرمود اگر کسی با بند کفشش حتی احساس برتری بکند فخر بفروشد بعضیها با لباس بعضیها با پول بعضیها با همسر بعضیها با فرزند بعضیها با مدرک تحصیلی بعضیها با محل منزل بعضیها با اتومبیل بعضیها با اموال بعضیها با سواد بعضیها با صور مذهبی و مقدس خودفروشی میکنند و خودبرتربینی دارند.@ هر چه که انسان باعث بشود در روحش این احساس علو دست بدهد که از دیگران یک ذره بالاتر است با آن بتواند یک ذره پز بدهد حضرت فرمود دیگر به بهشت راه پیدا نمیکند مگر اینکه واقعاً توبه بکند فخرفروشی نمیگذارد انسان وارد بهشت بشود به یک انگشتر به یک تسبیح به یک عینک به یک لباس علو اینطوری است فخر اینطوری است.@ اینکه انسان خیال کند بالاتر میرود و بالاتر بشود یک کسی که دائماً میخواهد به دیگران بگوید من از شما بهتر هستم من از شما بالاتر هستم به همسرش میخواهد ثابت بکند که من از شما بالاتر و بهتر هستم به بچههایش میخواهد ثابت بکند بعضیها اینقدر کوچک هستند که در همین مایهها ثابت کنند که برتر از همه هستند ولو در محیط خانواده، اینقدر کوچک.@ اگر انسان بفهمد که کیست از کجا آمده اگر انسان خانواده خودش اصل و نسب حقیقی خودش را بشناسد اصلاً با هیچ کس به رقابت به علو به کلکل کردن به گُندگی نسبت به هیچ کس، به هیچ کس اصلاً دلش مشغول نیست خیلی بد است این که میگویم خیلی بد است نمیتوانم بگویم چقدر، خیلی به توان خیلی که اهل بیت به دل من و شما نگاه بکنند ببینند ما داریم با یکی از بچههایشان کلکل میکنیم و رقابت میکنیم.@ میخواهیم حال یکی از بندگانش را بگیریم میخواهیم پوز یک کسی را بزنیم به قول معروف، میخواهیم حال یک نفر را بگیریم خیلی بد است وقتی ما را نگاه کنند انسان جلوی چشم اهل بیت تحقیر میشود کوچک میشود ضایع میشود.@ جلوی اهل بیت اصلاً آبروی آدم میرود که یک موقعی امام رضا(ع) مادرمان فاطمه زهرا امیرالمؤمنین به دل ما نگاه کنند ببینند در دل ما با یک نفر مسئله است ما با یک نفر مشکل داریم با یک نفر مسئله داریم این خیلی بد است این دل ناپاک است این دل خُبث باطن دارد ولو خودش هم نفهمد.@ به قول استاد ما میفرمود شما گاهی وقتها فکر میکنید خیلی آدمهای خوبی هستید هر چه هم میگردید و هر چه هم دیگران میبینند دیگران هم از شما تعریف میکنند خودت هم که نگاه میکنی میبینی چیزی واقعاً در قلبت نیست ولی میروی میبینی در پانصد متری باطنت یک دفعه یک چیز خیلی زشت بالا میاید.@ شرائطش که فراهم میشود میبیند ای بابا گند زد یک صحنههای پررقابت صحنههای پرتلاطم به قول خود علی(ع) فرمود(فی تَقلُبِ الاَحوال عُلِمَ جَواهِرُ الرِجال) در تغییر حالتها آن باطن آدمها روشن میشود آدمها وقتی با آدمهای مختلف شرائط مختلف محیطهای مختلف روبرو میشوند تازه معلوم میشود که این آدم چه دارد.@ یک کسی در محیط مذهبی میبینید که اصلاً با کسی مشکلی ندارد ولی میرود در یک محیط فساد میبینید تمام آن فسادهایی که در این نهفته بود یک دفعه بالا میزند میبینی که از آن محیط فاسد این خودش اهل همان محیط است.@ پایش را از همین شهر مذهبی یا کشور مذهبی میگذارد در یک کشور خارجی، از این شهرری و قم و تهران میرود کیش میرود دبی میرود ترکیه میرود یک کشور دیگر، این خودش ختم کار بوده تا الان معلوم نبود تغییر حالتها باطن انسان را نشان میدهد به انسان که چگونه هست.@ امیرالمؤمنین(ع) پدرمان هست دارد با ما سخن میگوید، میگوید اگر شما به همدیگر کمک نمیکنید دست همدیگر را نمیگیرید بار همدیگر را برنمیدارید به همدیگر بذل و بخشش ندارید نسبت به همدیگر بخل دارید بدانید که دچار فساد باطن هستید فساد باطن یعنی قلب خراب است.@ یعنی این آدم دیگر تولد سالم نمیتواند داشته باشد به آخرت، این آدم بیمار متولد میشود بیمار هم یعنی باید برود در بیمارستان بهشت یعنی جهنم درمان بشود تا این خُبثها در جهنم درمان نشود کسی راه به بهشت پیدا نمیکند خوش به حال کسی که در دنیا خودش خودش را درمان میکند و این بدیها و بدجنسیها را از خودش بیرون میریزد.@ عزیزان بارها عرض کردم ما بیش از آنکه برای فحشاهای ظاهری نگران باشیم باید برای فحشاهای باطنی نگران باشیم آن خیلی بدتر از فحشاهای ظاهری هست برای این انسان باید دلشوره بگیرد برای این باید خیلی ناراحت بشود و بترسد که مبادا آدم بدجنسی، بداخلاقی، حسودی، بدبینی، زودرنج و حساسی باشد که تا بگویند دو بیشتر است یا سه عصبانی بشود گریه بکند ناراحت بشود به او بربخورد یک آدم اینطوری مریض است باید برود خودش را درمان بکند.@ این ریشه اساسی اختلافات بود پس ضعف معرفت بدجنسی و بدباطنی میاورد و آن که گفتم جهل منشأ همه بدبختیها است گاهی وقتها آدمهای جاهل فسادآفرینی میکنند یعنی خودشان آتش بیار معرکه میشوند این روایت را دقت کنید سعی کنید همیشه این مدنظرتان باشد.@ (لَو سَکَتِ الجاهِلُ مَختَلَفَ النّاس) اگر ساکت میشد جاهل حرف نمیزد هیچ وقت مردم با هم درگیر نمیشدند یک موقعی میبینی یک زن و شوهر با هم مشکلی دارند مشکلشان اینقدر حاد نیست که سر از طلاق و دادگاه و مسائل اینطوری در بیاورند.@ میبینی دو تا آدم نادان در فامیل این پسر یا دختر میافتند هی شروع میکنند آتش بیار معرکه میشوند یک دفعه فاجعه درست میشود گاهی وقتها خانواده نیست گاهی وقتها در یک محیط در یک اداره در یک سازمان دو تا سه تا آدم نفهم وجود دارند جلوی دهانشان را نمیتوانند بگیرند یک دفعه یک جمع را به آتش میکشند.@ گاهی وقتها در کشور اینطوری میشود شما الان در وضعیت کشور همه جای دنیا هست در کشور خود ما هم هست چهار تا آدم نفهم در رسانه در یک روزنامه در یک برنامهای چهار تا حرف ناجور میزنند یک ملت به جان هم میافتند یک نظام دچار دردسر میشود چون یک نفر نتوانسته جلوی دهانش را بگیرد.@ امام سجاد(ع) فرمود یکی از چیزهایی که ما از دست شیعیانمان شاکی هستیم چند تا از ائمه این جمله را دارند که شیعیان خیلی به ما ضربه زدند و شیعهای که اینطوری هست بدتر از کسی هست که با شمشیر با ما میجنگند همین شیعهای هست که نمیتواند جلوی دهانش را نگه بدارد خیلی چیزها به ما مربوط نیست و ما در موردش حرف میزنیم.@ خیلی چیزها وقتی داریم سؤال میکنیم خودمان هم میدانیم به ما ربطی ندارد ولی شهوتمان، فضولیمان، اسم آن را هم کنجکاوی میگذاریم سؤال حرف زدن یک جاهایی هم مینشینیم راجع به این و آن در صورتی که اصلاً این حرفها به ما هیچ ربطی ندارد مسائل مردم زندگی مردم هیچ ربطی به ما ندارد مینشینیم در موردش حرف میزنیم.@ اظهارنظرهای غیر تخصصی اظهارنظرهایی که اصلاً عالمانه نیست تخصصی نیست از روی اطلاعات و آگاهی نیست یک چیزی گفته میشود یک فتنهای درست میشود این خیلی برای یک جامعه فاجعه و خطرناک است فرمود این جاهلان هستند که خیلی وقتها آتشبیار معرکه هستند اینها مقیاسها و ملاکهایی هست که ما با آنها میتوانیم خودمان را بسنجیم.@ 1 ـ ما چطوری ارزیابی میشویم در چشم مردم در محیط کار در جامعه در محیط فامیلی به عنوان یک آدم مسئلهساز هستیم یا نه، یعنی میگویند این آدم هر جا هست آنجا دعواست آنجا اختلاف است آنجا فتنه است آنجا فساد است آنجا درگیری است اگر اینطوری هست معلوم است ما هیزم جهنم شدیم انسان هیزم میشود.@ چون قرآن میفرماید(وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ) دو دسته هیزم جهنم هستند سنگها را میسوزانند که آتش جهنم تأمین بشود و مردم، چرا میگوید(وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ) اولش مردم میگوید بعد سنگ، یعنی آتش جهنم از روح این آدم تأمین میشود خود آدم چقدر باید بدبخت باشد که روحش تأمینکننده آتش جهنم باشد.@ اصحاب تابوت که 12 نفر هستند شش نفر قبل از پیغمبر مثل قابیل و مثل نمرود و مثل فرعون و کسان دیگر و شش نفر هم بعد از پیغمبر هستند از زمان پیغمبر به بعد این شش نفر به وجود آمدند این 12 نفر را در روایت داریم در تابوتی از آتش قرار میگیرند در دورترین و پایینترین نقطه جهنم و قبر اینها آنجایی که اینها دارند عذاب میشوند تأمینکننده آتش همه جهنم هست.@ اگر یک کسی شخصیتشناسی بکند از نظر تاریخی و جامعهشناشی میفهمد چه خصوصیاتی در این آدمها بوده که جهنم را اداره میکند و تاریخ را پر از آتش کرده بعضی از مردم خودشان آتش جهنم هستند یعنی هر جا هستند عصبانیت سوختن حسادت بدبینی، بدجنسی هر جا هستند مسئله درست میکنند نمیشود این آدمها یک جایی بروند و حرف و اختلافی نشود نمیشود یک جایی بروند آنجا تشنج درست نشود.@ هر مسئلهای در فامیل در سازمان در اداره در وزارتخانه در یک جایی هست آن آدم اسمش مطرح است آتشبیار معرکه است و بعضیها چه با عشق و لذت و شهوت این کار آتشبیاری را انجام میدهند(وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ) هیزم جهنم مردم و سنگ هستند.@ خیلی حرف است سنگ هیزم بشود یعنی چه آتشی هست که وقتی سنگ را میسوزاند سنگ هیزم بشود مثل ذغالسنگ مثلاً خیلی حرارت میخواهد که این سوخت بشود و این مردم این شخص این روح چه روحی هست که روحش تأمینکننده آتش است این در خانه که هست زنش را میسوزاند شوهرش را میسوزاند بچههایش را آتش میزند دائماً کنایه و نیش و قهر، غر، نق، تحقیر، توهین این آدم هیزمبیار جهنم است الان نمیفهمد.@ مثل یک جنینی که در رحم مادر است درد ندارد الان اگر چشم ندارد پا ندارد گوش ندارد الان متوجه نیست وقتی وارد فضای جدید میشود تمام معلولیتها دردها ضعفها و بیماریها یک دفعه بیرون میزند حالا متأسفانه جنس ما اینطوری است یعنی در ذات ما آدمها چیزهایی هست که آتشگیرنده است آتشزننده است.@ اولین کاری که ما باید بکنیم این هست که ما اگر خودمان آتش هستیم این آتش را در خودمان کنترل بکنیم دیگران را حداقل آتش نزنیم اگر فرد عصبانی هستی عصبانیتت را کنترل کن اگر حسود هستی حسادت را کنترل کن اگر بدجنسی داری اگر بدبینی داری اگر زودرنجی و حساسیت داری اول در خودت این آتش را کنترل کن بگذار فقط خودت را بسوزاند.@ در درجه بعدی این هست که این آتش را در خودت هم خاموش بکن نگذار کس دیگر را آتش بزنی نگذار تو تحقیرکننده و لهکننده دیگران باشی آتشزننده دیگران باشی چون هر کس را آتش بزنی به تعداد آدمهایی که آتش زدی باید عذاب بکشی آن هم عذابهای آخرتی.@ به تعداد آدمهایی که تحقیرشان کردی در سرشان زدی دلشان را سوزاندی کینهورزی کردی حسادت کردی با آنها بدجنسی کردی غیبتش را کردی در موردش اینطرف و آنطرف شایعهپراکنی کردی هر چه به تعداد آدمها جهنم دارد ما باید بسوزیم خیلی این سخت است خدا هم با هیچ کس شوخی ندارد سیستم را اینطوری خلق کرده که آتش بزنی آتش میگیری.@ پس 1 ـ دیگران را آتش نزن خودت را کنترل کن 2 ـ سعی کن آتش در وجود خودت را هم کنترل کنی و آرام آرام به مرور این آتش را در درون خودت سرد بکنی یعنی این هیجانهای حسادتورزانه کینهتوزانه رقابت چشم و همچشمی بدبینی اینها در وجودت خاموش بشود چون بماند دردسرساز است.@ یک کسی که از آتش میترسد همه جا وارسی میکند که مبادا یک ذره هم آتش مانده دیدید یک کسی در جنگل هست آدم مسئولی هست یا یک جایی هست که حساس هست همیشه میگردد چیزی درز پیدا نکند نگاه میکند ببیند این لوله گاز یک جایش کف میزند در فشار میگذارد کف صابون و مایع میمالد ببیند یک جایی این نکند سوراخ داشته باشد گاز نشتی بکند چون یک ذره نشتی بکند کافی است برای انفجار.@ در خودش خیلی وارسی میکند نگاه میکند ببیند اگر در خودش بدجنسی هست حسادت هست اگر در خودش بداخلاقی و زودرنجی و حساسیت هست خاموشش میکند همیشه انسان باید خودش را وارسی بکند محاسبه نفس داشته باشد امام کاظم(ع) فرمود از ما نیست کسی که خودش را محاسبه نکند.@ نگاه کند ببیند الان من جهنمی با خودم دارم یا ندارم عذابی با خودم دارم یا ندارم در ظاهر من در باطن من چیزی هست که جهنمی باشد و سوزاننده باشد یا نه این را انسان باید با خودش بررسی بکند و عجیب است کسانی که هم میدانند ظاهرشان و هم باطنشان جهنم دارد اینقدر آرام هستند آرام که نیستند بیخیال هستند یک کسی با خودش آتش داشته باشد و بیخیال باشد.@ به مرور زمان ما باید با تمرین با زحمت با عبادت با معرفت این آتش را در وجود خودمان خاموش بکنیم هیچ آتش زیر خاکستری نداشته باشیم این مرحله بعد، و در مرحله آخر که خیلی مهم است این هست که انسان خودش را چنان خنک بکند و قوی بکند که دیگران به راحتی نتوانند او را آتش بزنند.@ خیلی وقتها کسانی هستند که با ما ارتباط دارند از پدر مادر بگیرید ممکن است پدر مادر یک حرف بیربطی بزنند حقش را نمیگویم گاهی وقتها اینکه آدم از حرف حق پدر مادرش عصبانی میشود به او برمیخورد این معلوم است که چقدر خطرناک است.@ یک موقع هست پدر حرف باطل میزند مادر یک حرف بیربطی میزند حق هم با فرزند است فرزند باید خیلی هوشیار باشد و آتش نگیرد همسر انسان فرزند انسان پدر انسان مادر انسان دوست انسان خانواده همسر زیردستان بالادستان یک موقعهایی یک چیزهایی میگویند یا حق یا باطل مهم این هست که تو به هم نریزی مهم این هست که تو آمپرت بالا نرود و آتش نگیری این مهم است.@ انسان باید دائماً خودش را وارسی بکند و اجازه ندهد جهالتهای دیگران و آتشهای دیگران او را بسوزاند حالا یک موقع هست پدر انسان است بزرگتر است یک حقی گردن انسان دارد الان آتش گرفته به تو نزدیک شده اگر تو مواد منفجره همراهت باشد اگر تو مواد سوختی همراهت باشد تو هم آتش میگری.@ بنابراین تو باید مال خودت را خاموش بکنی که اگر تیری شلیک شد در وجود تو خاموش بشود هر تیری که شلیک شد باید خاموشش بکنی ولی یک کسی که خودش آتش دارد یعنی دائماً در ناآرامی در اضطراب در عصبانیت در پرخاشگری در حسادت در بیظرفیتی در مقایسه کردن در بدجنسی قرار دارد و دیگران را هم دارد آتش میزند این چه وضعی خواهد بود.@ این خاطره را چند بار عرض کردم که یکی از اقوام را یک شبی خواب دیدم خیلی این شخص را دوست داشتم بعد برایم خیلی سخت بود این صحنه آدم کسی را که دوست دارد اینطوری ببیند دیدم یک اژدهایی از آتش خیلی خشن با نعره خوابیده روی این و این را در بغل گرفته و این چنگالهای آتشینش را کرده در قلب و صورت این و این جیغ و فریاد میزد.@ من خیلی برایم دردآور بود که داشتم این صحنه را میدیدم وقتی به او نزدیک شدم گفتم دستت را به من بده من نجاتت بدهم از دست این اژها بیرون بکشمت همانطور که داشت میسوخت و نعره میزد به من گفت این همیشه با من است این دیگر من را رها نمیکند من فهمیدم که اخلاقش هست یادم افتاد این بنده خدا خیلی در خانه خانوادهاش را دیگران را اذیت میکرد خیلی نق و غر و قهر و بداخلاقی داشت این باطن انسان است آن اژدها خود آدم اژدها میشود.@ اگر نسوختی و دیگران را نسوزاندی و آتش دیگران تو را نسوزاند آن موقع هست که تازه انسان یک خنکهای بهشتی دارد این هم کار راحتی نیست باید بسوزی باید تحمل داشته باشی باید با آتش معرفت با آتش عشق الهی به آن باطل غلبه بکنی و بسوزانی تا تو به یک جایی برسی که نه بسوزی و نه دیگران را بسوزانی آتشبیار معرکه هیچ کجا نباشی.@ کار راحتی نیست این تغذیه میخواهد تقوا میخواهد ایمان میخواهد عبادت میخواهد تمرکز میخواهد تمرین میخواهد تا انسان خودش را به آرامش برساند کار راحتی نیست ولی چارهای هم نداریم ما نمیتوانیم با آتش وارد برزخ بشویم نمیتوانیم با آتش وارد نماز بشویم نمیتوانیم با آتش وارد حرم امام رضا بشویم نمیتوانیم با آتش وارد کعبه بشویم.@ ما باید این آتشها را در وجود خودمان خاموش بکنیم باید خودمان را آرام بکنیم باید کسی از ما نسوزد کسی از ما اذیت نشود کسی از دست ما تحقیر نشود کسی از ما نق و غر نشنود با کسی قهر نشویم باید خودمان را تربیت بکنیم پس یکبار دیگر بخوانم(لَو) یعنی اگر(سَکَتَ) ساکت باشد(اَلجاهِلُ مَختَلَفَ النّاس) اگر جاهل ساکت میشد مردم با هم اختلاف پیدا نمیکردند.@ الان تقریباً رمز آنچه که امام رضا(ع) در فقرات قبلی فرمودند میفهمیم که حضرت فرمود توصیه میکنم دوستانم را به سکوت(وَ أمُرهُم بِالسُکُوت) به حضرت عبدالعظیم گفت به مردم بگو سکوت بکنند جلوی دهانشان را بگیرند راحت حرف نزنند راحت اظهارنظر نکنند.@ این چه شهوتی است این چه حماقتی است که انسان فکر کند همه چیز به او مربوط است همه مردم به او مربوط هستند این باید راجع به هر کس حرف بزند میرود در خانه راجع به باجناق حرف میزند راجع به خواهرزن حرف میزند راجع به مادرزن حرف میزند راجع به پدرزن حرف میزند همه را ارزیابی میکند و راجع به همه اظهارنظر و قضاوت میکند.@ در بچهاش خورد میشود و از بچهاش ایراد در میاورد در همسرش خورد میشود و از همسرش ایراد در میاورد خوبیها قشنگیها کمالات را اصلاً نمیبیند و فقط مثل مگس که فقط روی زباله مینشیند این فقط ذهنش میرود روی ضعفهای آدمها، برای همین هم نمیتواند با افراد زندگی بکند میبینی با باجناق، پدرزن، مادرزن، همسر، زن و بچه مشکل پیدا میکند در محل کار با رئیس، کارمندها مشکل پیدا میکند این آدم با همه مشکل دارد.@ خیلی وقتها ما باید بگوییم خیلی چیزها به ما ربطی ندارد پیغمبر فرمود با خوبیهای مردم زندگی بکنید نه با ضعفهایشان، اگر دیگران هم میخواستند با ضعفهای ما زندگی بکنند والله نزدیکترین کسان ما نمیتوانستند ما را تحمل کنند سیدالشهدا در دعای عرفه میگوید اگر پدر مادرم اگر زمین اگر نزدیکترین کسانم میدانستند من چه کسی هستم موقع مردن من را دفن نمیکردند اگر باطنمان را میدانستند دفنمان هم نمیکردند.@ رمزش این هست که امام صادق فرمود اگر کسی خودش را حتی بهتر از یک نفر بداند آدم مستکبری است آدم خودشیفتهای است رمزش این هست که حواست باشد هیچ کس بدتر از تو نیست از خودت بدتر سراغ نداشته باشد اگر انسان این در روحش بیفتد که از خودش بدتر سراغ نداشته باشد دیگر آرام است دیگر نه آتش میگیرد و نه آتش میزند.@ (طوبی لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ النّاس) خوش به حال کسی که اینقدر به عیبها و ضعفهای خودش مشغول است که اصلاً عیبهای دیگران را نمیبیند یک کسی میگوید من با این آدم مسئله دارم با او قهر هستم این اینطوری است این یعنی خیلی از خودش غافل است.@ (اَلخائِنُ) خائن کسی است که خودش را(مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِغَیرِ نَفسِه) خائن کسی است که بجای اینکه به خودش مشغول باشد و رفع ضعفهای خودش چشمش عیبهای دیگران را ببیند پیامبر فرمود من تعجب میکنم شما درخت را در چشمهای خودتان نمیبینید چطوری خار را در چشم دیگران میبینید.@ من الان نماز نمیتوانم بخوانم تعقیب ندارم گریه ندارم حضور قلب ندارم اشک ندارم رغبت به خانواده آسمانی ندارم رفت و آمد با غیب ندارم رفت و آمد با خانواده آسمانیم ندارم با قرآن انس ندارم از آن لذت نمیبرم قرآن شرابم نشده هزار تا عیبهای بزرگ ما داریم خیلی این عیبها بزرگ هست.@ حسود هستم بداخلاق هستم زودرنج هستم بدبین هستم چرا آدم به خودش مشغول نباشد قیامت که میشود میگوید وقتی که همه مردم عریان محشور میشوند هیچ کس عریان بودن دیگران را نمیبیند چون آنقدر ذهنش مشغول خودش است که اصلاً متوجه نیست چه کسی هست و آیا عریان هست یا عریان نیست میفهمد که فقط مشغول خودش است.@ (ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلاَّ أَحْصاها) این چه نامه عملی هست دست من دادند همه چیز را ریز نوشتند و حساب کردند آدم الان قیامت را ببیند خیلی خوب است آن موقع دیدنش فایده ندارد آن موقع هیچ ارزشی ندارد(يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ وَ أَنَّى لَهُ الذِّكْرى) متذکر میشود ولی دیگر اینجا بدردش نمیخورد وقتی فهمید فهمش به درد نمیخورد الان آدم باید بفهمد چکار بکند.@ همین الان قیامت است الان ما داریم میمیریم الان صراط است ما روی صراط هستیم همین الان مشکل را یک طوری حلش بکنیم اگر افراد به خودشان مشغول باشند راحت میتوانند کنار همدیگر زندگی بکنند اگر افراد به خودشان مشغول باشند 95% طلاقها اتفاق نمیافتد ما 5% طلاقها فقط طلاق حقیقی و درست است و باید بشود ولی 95% طلاقها اتفاق نمیافتد اگر هر کس به خودش مشغول باشد.@ خدایا به حق محمد و آل محمد ریشه همه اختلافات تفرقهها بدجنسیها خبث سرائر را در ما از بین ببر، خدایا همه این آتشها را در وجود ما خاموش بفرما، خدایا به ما در تربیت خودمان کمک کن.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس حضرت، رفع اضطرار از همه شیعیان مسلمین مستضعفان عالم رفع اضطرار از زندگیهای خودمان حل مشکلات جوانانمان، برای نجات و شادی روح همه اموات با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم.@ (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاالله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم و برای اجابت همه دعاها سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@