أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ ما چون در ماه مبارک هستیم جلسه گذشته را درباره ماه مبارک و آمادگی برای ماه مبارک سخن گفتیم و روند اصلی بحثمان را ادامه ندادیم این جلسه هم به خاطر اهمیت این ماه شریف بحثمان را در ادامه همان بحث تقدیم میکنیم.@ گفتیم که ما در ماه مبارک وارد یک ضیافت میشویم و ضیافت و مهمانی همانطور که از اسمش مشخص هست در آن لذت و انس وجود دارد فراموش کردن غمها و شادی و مشغول شدن به میزبان، میزان لذت هر کسی و میزان انس هر کسی به سنخیت آن شخص مربوط هست.@ هر چقدر شخص سنخیت بیشتری داشته باشد با صاحبخانه با آن مجلس حالا هر مجلسی میخواهد باشد لذت و شادی او بیشتر میشود فراموش کردن غمها هم بیشتر هست ما در این ماه به سفرهای مینشینیم که قرآن کریم هست و کلام خداست که ما متأسفانه با حجاب عادت از این سفره خودمان را خیلی محروم کردیم.@ و در روایت داریم که اگر دوست داشتید با من سخن بگویید نماز بخوانید و اگر دوست داشتید من با شما سخن بگویم قرآن بخوانید کلام الله به خصوص اگر انسان عادت بکند و تمرین داشته باشد که با صدای خداوند بشنود میبیند که خداوند تبارک و تعالی لذیذترین چیزی که در دنیا نصیبش کرده همین قرآن کریم است.@ در روایت داریم قرآن شراب مؤمن هست شراب یعنی آنچه که وقتی مصرف میشود انسان غافل از همه مشکلات و گرفتاریها و غمهای او میشود آیا قرآن برای ما اینگونه هست یا نه یعنی آیا ما با قرآن سرمست میشویم و اگر قرآن میخوانیم به این لذت میرسیم یا نه خیلی مهم هست.@ ما با خودمان چکار کردیم که او میگوید من شراب برای شما فرستادم و این شراب هم شراب پاککننده است بر خلاف شرابهای دیگر که نجس هست و نجسکننده این شراب پاک هست و پاککننده یعنی اگر بخورید اگر جذب شما بشود به لذت به آرامش و به پاک شدن از رجسها و پلیدیها از گناهان میرسید.@ سفره دیگری که قرار داده شده دعاهاست ادعیه است که فوقالعاده لذتبخش هست قرآن غذای کسانی هست که از یک قدرت بالایی برخوردار هستند قرآن مثل یک کلهپاچه میماند برای یک آدم بزرگ که خوب میخورد و از آن لذت میبرد مثل گوشت و انواع کبابها میماند کسانی که در طفولیت به سر میبرند و بچه هستند نمیتوانند از این غذا لذت ببرند یا استفاده کنند.@ مثل نماز، قرآن هم فرمود نماز(وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعِينَ) نماز سنگین است مگر برای کسانی که به خشوع رسیده باشد که بتوانند با آن انس بگیرند و لذت ببرند و با آن پرواز کنند اینها خوراکهای انسانی است ادعیه کار راحتتری هست.@ ادعیه از بچهها را هم میگیرد تا قویترین انسانها و هر مقدار انسان قویتر میشود دعاهای قدرتمندتر با مضامین عالیتری برای او هست بعضی از دعاها هست که هر کسی نمیتواند از آن مست شود و لذت ببرد مثل دعای سحر که مضامینش فوقالعاده قوی هست چون شخص دائماً در دعای سحر به بینهایت میزند.@ یعنی چندین بار میزند به بینهایت(اللهم إنی أسئلک من بهائک کله عظمتک کلها) همهاش با(کل) سروکار دارد یعنی شخصی که میتواند به(کل) بزند وقتی کسی که آنقدر اشتهای(کل) دارد که این اشتها زیاد است آدم بااشتها یکدفعه از عظمت(کل) را میخواهد از بها(کل) را میخواهد از علم(کل) را میخواهد از نور(کل) را میخواهد همهاش به(کل) میزند.@ این آدمی که میتواند اینطوری با خدا حرف بزند که من(أسئلک کل) این آدم آدم خیلی قَدَری هست یک آدم خیلی پراشتها و قدرتمند و با یک سطح پرواز و افق پرواز بلند هست حتی پروازهای متوسط هم به(کل) نمیرسد چه برسد.@ کسانی مثل بنده که به سطح پرواز کوتاه هم راه ندارند خیلی اشتهای بلندی میخواهد که یک کسی دعای سحر بخواند نزدیک به دعای سحر را هم در دعای روز داریم در دعاهای روزهای ماه مبارک باز بخشی را داریم که شخص به(کل) میزند و در آنجا اسماء دیگری را غیر از اسمائی که تقریباً در دعای سحر هست.@ بخش اشتراکیش خیلی کم هست و در دعای روز هم آنهایی که دعای روز را انس دارند میدانند که آنجا هم یک دعا شبیه به این دعا هست که انسان در روز هم به این حرکتهای بزرگ دست میزند و به هر حال فوقالعاده این غذاها غذاهای قدرتمند و مهمی هست.@ برای ما این غذاها قرار داده شده یکی از حسرتهای انسان در قیامت این هست که بعداً میفهمد که خداوند چقدر خودش را راحت در اختیار ما قرار داده بود چقدر عریان چقدر عالی چقدر بیمانع و ما اصلاً از خدا استفاده نکردیم از خدا لذت نبردیم با خدا انس نگرفتیم.@ در حالی که عمر و فرصت خیلی زیادی برای انس با حضرت حق با خداوند تبارک و تعالی و انس با خانواده آسمانیمان در اختیار ما قرار داده شده. میزان دارایی و شرافت حقیقی هر انسانی به میزان انسش با خداوند تبارک و تعالی هست.@ چقدر به آسمان، خانواده آسمانی و به حق تعالی انسان انس دارد این حقیقت یک انسان و سیر درست زندگی یک انسان را میرساند.@ مثلاً ما یک دعایی داریم به نام دعای سحر دعای ابو حمزه دعاهایی که با زیباترین کلمات و عاشقانهترین کلمات همراه هستند شروعشان با زیباتر کلمات است(الهی) شما وقتی میگویید(الهی) باید ببینیم آن کسی که این کلمه را به کار میبرد یعنی اله من، عزیز من، معبود من، معشوق من، این باید قبلاً تکلیف خودش را با(لا إله إلا الله) مشخص کرده باشد.@ (لا إله إلا الله) از اول میاید انسان را میگذارد سر خط انسانیت، (لا إله إلا الله) با انسان دقیقاً همان کاری را میکند که خداوند با نطفه انسان میکند خداوند میفرماید ما نطفه را کجا میگذاریم؟ (ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ) او را در یک قرار مکینی میگذاریم که رشد به سمت تولد میسر باشد اگر در قرار مکین قرار نگیرد بچه سقط میشود و از بین میرود.@ اما وقتی رفت در آن مکان مستحکم و محکم قرار گرفت هیچ کس نمیتواند به او آسیبی برساند آنجاست که جنین محکم در رحم مادر قرار میگیرد و حرکتش را به سمت تولد آغاز میکند(لا إله إلا الله) آن قرار مکینی هست.@ تعیین نوع معشوق از بین معشوقهای پنجگانه تعیین نوع معشوق که هیچ کدام از این چهار معشوقهای پایینی معشوق اصلی تو نیستند و فقط تو یک معشوق بیشتر نداری به معنای حقیقی، از اول دل به معشوقت بده.@
با صاحب دلت با دلبر اصلی از اول پیوند برقرار کن سایر معشوقهایت را با معشوق اصلیات تنظیم کن یعنی باید تو همیشه الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا طبق آیه 24 سوره توبه همیشه معشوقترین محبوبترین معشوقها و محبوبهای تو باشند در اصل قرار بگیرند.@ وقتی تو به این شخصیت نائل شدی در قرار مکین قرار میگیری اگر کسی از اول معشوقهایش را درست بچیند مهندسی معشوق و محبوبها را درست انجام بدهد گناهانش به ثواب تبدیل میشود و غلط و اشتباهات و شکستهایی که در زندگی میخورد تمامش پیروزی برای او محسوب میشود.@ یک کسی که از اول معشوقهایش را خوب میچیند اگر در مراحل چهارگانه پایینی دچار یک شکستی بشود ورشکسته مالی شود ازدواج موفقی نداشته باشد طلاق بدهد طلاق بگیرد معلول شود سرطان بگیرد هر بلایی سرش بیاید این آدم آدم پیروزی هست چون دلش از دستش نرفته.@
اگر کسی دلش را از دست نداده باشد و الله از دستش نرفته باشد در تمام شرائط حتی اگر گناه بکند حتی اگر این آدم آدمی باشد که گناه بکند گناهانش تبدیل به عبادت میشود و این همیشه از نورانیت و قدرت برخوردار هست.@ اما اگر کسی معشوق اصلیاش را از دست داد و الله، چهارده معصوم و جهاد جزء معشوقهای اصلی او نبودند این عبادت هم که بکند باز تبدیل به جهنم میشود موفقیت داشته باشد تبدیل به جهنم میشود بهترین شوهر، بهترین زن، بهترین بچهها، خدمت بکند اینطرف و آنطرف باز تبدیل به جهنم میشود.@ چون فاسق است واژگونه است سقوط کرده و این آدم منکوس هست، چرا؟ وقتی الله زیر رفت اهل بیت و جهاد در راه خدا پایین رفت شما هر چقدر هم آدم خوبی باشید باز سر از جهنم در میاورید هیچ وقت به بهشت راه پیدا نمیکنید.@ ولی انسان اگر معشوقش را درست انتخاب کرد با الله بود در این حرکت اگر دچار لغزش، سقوط، دچار مشکلات، گرفتاریها و انواع مصائب بشود هر تلخی و تلخکامی برای او شیرینی، پیروزی، موفقیت خواهد بود.@ پس مهمتر از اینکه ما چه کارهای خوبی انجام بدهیم یا چه کارهای قشنگی انجام بدهیم یا چه عبادتهایی را انجام بدهیم مهمتر از همه اینها این هست که شما اول معشوق خودت را بچینی اگر معشوقت را درست چیدی صادق میشوی صدق داری یعنی تعادل داری همه چیز سر جای خودش هست و تو همه کارهایت بر اساس صدق و درستی انجام میشود.@ همیشه الله، همیشه چهارده معصوم و همیشه جهاد در رأس همه معشوقهای تو قرار دارد و تو هیچ وقت قیمتت از اینها پایینتر نمیافتد ولی به محض اینکه الله آمد درجات بعدی، به محض اینکه اهل بیت رفت در درجات بعدی معشوقها قرار گرفت تو شکست خوردی و سقوط کردی.@ پس این اصل یادمان نرود که ما قبل از هر کاری باید چینش معشوق و محبوب بکنیم مهمتر از هر نوع برنامهریزی برای زندگیشان این هست که اول ببینند که معشوقها و محبوبهایشان را درست چیدند یا نچیدند این خیلی مهم است.@ در این چینش هست که شما وقتی با الله حرف میزنی میگویی(الهی) درست در میاید یعنی داری راست میگویی وقتی داری حرف میزنی(الهی) الهی راست است دروغ نمیگویی وقتی میگویی(لا إله إلا الله) یک عمر به خدا دروغ نگفتی ما خیلی آدم دارم مکه و کربلا و زیارت میرود.@ هیئتی هست مسجدی هست نماز میخواند همیشه هم این ذکر را میگوید همیشه هم وقتی سرش را از سجده برمیدارد در رکعت دوم و چهارم یا رکعت سوم نماز مغربش میگوید(أشهد أن لا إله إلا الله) من شهادت میدهم ای خدا که من هیچ کس برایم عزیزتر از تو نیست.@ ولی دارد دروغ میگوید چون همان موقع هم که دارد این کلمات را میگوید به خدا توجهی ندارد همان موقع هم که دارد نماز میخواند دلش پیش معشوقهای دیگر است قبل از نماز و بعد از نماز دلش یاد معشوقهای دیگر است اگر اتفاقی بیفتد یکدفعه در این اتفاقها بیفتد در بغل خدا دادش در میاید از دست خدا و از دست روزگار برای مسائل معشوقهای دیگر.@ من بارها شده از کسانی که اصلاً توقع ندارم مثلاً نوشته من در زندگیام یک همچین مشکلی پیش آمد دیگر به خدا شک کردم حالا مورد زناشویی است راجع به بچه است راجع به خواهر و برادر است به خاطر مسائل اقتصادی است.@ یعنی برای خاطر یک امر حیوانی با خدا درگیر میشود یعنی خدا معشوق به ذات او واقعاً نیست این دارد دروغ میگوید یک کسی که مسائل روزگار بتواند او را از خدا بکَند و لذت معنویت انس با خداوند لذت بودن با خانواده آسمانی را از او بگیرد و احساس کند با وجود اینها بدبخت و بیچاره است این قطعاً باطن انسانی ندارد.@ این قطعاً انسش با محبوبهای دیگر بیش از خداوند و خانواده آسمانیاش هست لذا آن موقع که دارد کلمه(الهی) را به کار میبرد دروغ میگوید یعنی الهی هیچ حس قشنگی در دل این ایجاد نمیکند بالأخره آدم وقتی یک کسی را دوست دارد عاشقش هست.@ کلماتی که درخطاب به کار میبرد از تمام وجودش دارد میاید وقتی میگوید عزیزم، جانم، الهی، هر چه که میگوید از تمام جانش میگوید یک مادر وقتی بچهاش را صدا میکند یا بچه وقتی مادر را صدا میکند مادر دارد جواب میدهد از عمق وجودش جواب میدهد درست در میاید.@ دارد راست میگوید وقتی میگوید جانم، عزیزم، درست در میاید ما وقتی داریم میگوییم(الهی) باید ببینیم در دعایی که داریم میخوانیم یا میگوییم(أشهد أن لا إله إلا الله) ببینیم حسی در ما واقعاً ایجاد میشود یا نمیشود اینجاست که ما باید بفهمیم مفهوم گناه یعنی چی.@ ما آمدیم گناه را محدود کردیم تا گفتیم گناهکار یاد زنا و لواط و قمار و آدمکُشی و شراب افتادیم گفتیم ما الحمد لله اصلاً اهل این کارها نیستیم پس ما اصلاً گناهکار نیستیم ما اصلاً از خدا طلبی داریم ما یک آدم سالم و پاک و خوب هستیم و با گناهکاران ما فرق داریم وقتی میگوید معصوم مینشیند مناجات گناهکاران و توابین را میخواند.@ ما میگوییم معصوم چرا اینطوری میکرده به ما چه، صحبت از گناهکاران میشود ما همیشه بقیه یادمان میافتد کلمه گناهکار، گناهکار حرفهای، کلمه عاصی انگار به ما نمیچسبد هیچ معصیتی بزرگتر از این نیست که انسان نتواند معشوقهایش را بچیند.@ شما وقتی که زناکار و لواطکار باشی دزد باشی یا قمارباز با وقتی که خدا را دوست نداری و کسان دیگر را بیشتر از خدا دوست داشته باشی هیچ فرقی نمیکند این گناهان به مراتب زشتتر و فحشایش به مراتب بالاتر از زمانی هست که انسان دارد گناه و فساد و شراب میخورد یا قمار میکند یا زنا میکند.@ ما گناهکاران را نبریم یک گروه خاصی قرار بدهیم و خودمان را همه آدمهای پاک و سالم و باتقوا و حزب اللهی و مسلمان و مؤمن بدانیم، نه تو وقتی در چینش معشوقهایت شکست خوردی ساقط هستی دیگر فرقی نمیکند.@ لذا اولیاء الهی، مؤمنین وقتی اسم گناه و معصیت میامد همین که در دلشان میافتاد چند بار دیگران و چیزهای دیگر و معشوقهای پایینی را به خدا ترجیح دادند لرزه به اندامشان میافتاد که من کجاها خدا را فروختم کجاها به زنم، به شوهرم، به نامزدم، به بچهام، به پول، به درآمد، به دنیا، به دیدنیها، به شنیدنیها، الله و خانواده آسمانیم را فروختم.@ وقتی یادش میاید که با خودش چکار کرده و یک عمر هم دارد این کار را تکرار میکند و انجام میدهد آن موقع است که تمام وجودش را غصه و غم میگیرد میفهمد گناه یعنی چی، آنوقت دیگر پررو نیست که برود در حرم و نماز بایستد از خدا هم طلبی داشته باشد.@ دیگر اینقدر بدبخت نیست که تا وقتی یک آدم بیحجابی را ببیند تا یک آدم گناهکاری را که معصیت ظاهری دارد را ببیند فکر کند که او یک آدم بدبختی است و این آدم خیلی موفقی است که میتواند چند تا از این ظواهر را رعایت کند اصلاً اینطور نیست.@ امام(ع) بابت همین مسأله است که میگوید اگر کسی فکر کند که از یک نفر بهتر هست این آدم آدم متکبری است(فهو مستکبر) این آدم آدم بدبختی است که اینطوری فکر میکند که من خیلی آبرودارتر از بقیه هستم ولو از یک نفر، ما داریم دروغ میگوییم ما سالهاست داریم دروغ میگوییم و ماه رمضان دروغهای آدمها را بالا میاورد.@ ماه رمضان میگوید تو در این یازده ماه سرت شلوغ بود وقت نکردی پیش من بیایی من حالا خودم برایت قُرُق کردم خدا میگوید معشوق است میگوید من همه کارها را خودم برایت کردم جا را فراهم کردم خودم را آرایش کردم فراغت برایت ایجاد کردم.@ تمام چیزهایی که میتوانست مزاحمت باشد از جلو سر راهت برداشتم با وضع روزه، خوردنیها، نوشیدنیها، صحنههای بد، دیدنیها، فضای ماه مبارک فضای پاکی است شما آمار نیروی انتظامی را که نگاه کنید میگوید به شدت جرائم و بزهکاری در ماه مبارک کم میشود چون شیاطین در بند هستند.@ خدا میگوید من شیاطین را برایت بستم خودم را برایت فارغ کردم حالا ببینم الان واقعاً میتوانی با من صحبت بکنی میتوانی از من لذت ببری میتوانی از اهل بیت لذت ببری میتوانی به آسمان و غیب بزنی، حالا چی؟@ آن یازده ماه میگفتی سرم شلوغ است نمیرسم گرفتارم الان که خودم را برایت فارغ کردم این همه شبهای قشنگ این همه سحرهای خوب، چکار کردی؟ ما هنوز همینطوری خر در گِل ماندیم باز همان آدمی که نمیتواند حرکت کند باز همان آدم گرفتار، باز همان آدم دروغگو، میبینی باز شبهایش طور دیگری دارد میگذرد.@ از شب تا صبح در فراغ خوردنیها میسوزد و از افطار هم تا سحر انتقام از خدا میگیرد باز میبینی همین است اینکه بکشد به سجاده و سحر و خلوت و دعا و حکمت و فهم، میبینی که این اتفاق نمیافتد اکثرا همین اتفاق است.@ لذا یک کلمه خیلی تلخی است میخواهم برایتان بگویم خودم هر وقت یادم میافتد زبان روزه هستم به خود خدا هم سوگند میخورم وقتی یادم میافتد غم وجودم را میگیرد و این کلمه خیلی عجیب است قرآن میگوید(وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ) شما رزقتان را دروغ قرار دادید.@ خیلی حرف حرف عجیب است خدا چطوری با تأثر اینطوری حرف میزند(وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ) سوره واقعه، رزقتان همه دروغی است الهتان رزق شما نیست من رزق شما نیستم شما اصلاً از من هیچی استفاده نمیکنید شما اصلاً از من لذت نمیبرید من اهل بیت را رزق شما قرار دادم و شما از این رزق نمیتوانید لذت ببرید رزقهای دیگر را به این رزقها ترجیح میدهید.@ من علم و علم دین و قرآن و حکمت را رزق شما قرار دادم شما از علوم دیگر خیلی بیشتر لذت میبرید تا از علم دین، من زبان عربی را گذاشتم(لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ) بتوانید اوج بگیرید شما زبانهای دیگر را به زبان عربی بیشتر ترجیح میدهید من معارف الهی و انسانی برای شما گذاشتم شما اصلاً از این معارف لذت نمیبرید.@ خوشتان نمیاید بخوانید خوشتان نمیاید دریافت کنید هیچ اوجی با او نمیگیرد هیچ حسی با او ندارید من خودم را رزق شما کردم شما از من خوشتان نمیاید از من فراری هستید رزقتان همه قلابی است این چهارتا تمامش رزقهای قلابی است.@ نمیگوید اینها را دوست نداشته باش خدا حسود نیست میگوید اینها را دوست داشته باش ولی اینها هر کدام شأنهایش پایین است حس، جنبه گیاهی، حیوانی، عقلی، بعد فوق عقلی بخش بالایی که بینهایت است شما دارید دروغ میگویید، میگویید ما بینهایت را دوست داریم اما محدودها را به بینهایت بیشتر ترجیح میدهید.@ برای همین رزقهای شما همهاش دروغ شده شما واقعاً ته قلبتان چیزهای موقت، چیزهای دنیایی، چیزهایی جهنمی را بیشتر از من دوست دارید بیشتر از اهل بیت که اصل شما و خانواده شما هستند دوست دارید شما خانواده زمینیتان را بیشتر از خانواده آسمانیتان دوست دارید و این دروغ است.@ رزق دروغی هست که شما نصیب خودتان کردید مگر نه این هست که ما در رحم باید سالم متولد به آخرت شویم باید از اول پیوند بخوریم با بینهایت و الله. من الان 40 سال 50 سالم شدم میبینم که الله، خانواده آسمانیم و جهاد در راه خدا برایم عزیزتر از همه کَس من نیست.@ لذا حاضرم به خاطر خانوادهام معصیت کنم به خاطر روزی معصیت کنم به خاطر کمالات پایینی دروغ بگویم و گناه کنم و حاضرم خانواده آسمانیم را ترک کنم حاضرم با انها انس نداشته باشم رهایشان کنم رضایت آنها برایم مهم نیست.@ سبک زندگی که ما انتخاب کردیم سبک زندگی دروغی هست(وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ) معیارهامان برای انتخاب همسر، شغل، رشته، دوست، سبک زندگی با معیارهای الله و اهل بیت و خانواده آسمانیم جور در نمیاید.@ نوع مطالعات، کتابهایی که انتخاب میکنم دوستانی که انتخاب میکنم مجالسی که انتخاب میکنم مسافرتهایی که میخواهم بروم همهاش دروغ است بر اساس بهشت و بالاتر از بهشت روابطم را تنظیم نکردم لذا وقتی میگویم(الهی) اصلاً به من مزه نمیدهد.@ وقتی قرآن میخوانم هیچ شرابی هیچ لذتی از این شراب در ذائقه من نمیاید میگوید من الان 60 سال دارم ولی هنوز روخوانی قرآن هم بلد نیستم حضرت میگوید چقدر قبیح است برای یک مسلمان که قرآن را نمیتواند بخواند نمیتواند قرآن را بفهمد بعد میبینی پنج تا زبان بلد است ولی اصلاً از قرآن سر در نمیاورد از کلام معشوق.@ مگر میشود آدم عاشق یک نفر باشد و او الهاش باشد و انسان زبانش را دوست نداشته باشد و کلمات او را دوست نداشته باشد بفهمد چه میگوید، جملات او، کلمات او، طرز فکری که او به ما منتقل میکند را انسان با آن انس نداشته باشد، واقعاً میشود؟ دروغ است.@ (وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ) شما رزقتان را این قرار دادید که یک عمر دارید به من دروغ میگویید یک عمر دارید به من میگویید(لا إله إلا الله) و همه شما دروغ میگویید یک عمر میگویید اهل بیت فلان، ولی آنها را همینطوری مثل آب دهان کنار دهانتان هست هر وقت خواستید قورتش میدهید و به معشوقهای دیگر میپردازید.@ زندگیتان را با اهل بیت با سبک زندگی معصوم تنظیم نکردید الان داریم میگوییم ضیافت، شما ناراحت هستید در این ضیافت قرار دارید از آن لذت نمیبرید شما باید اوج شادی شما ماه مبارک باشد ماه عسل هر مؤمنی ماه رمضان هست میبینیم نه.@ نه حالت سرور و آرامش دارد حرصها و حسادتها و بدبینیها و بداخلاقیها سر جایش است اینها خیلی خطرناک است با ما هست یک دعایی امام دارد شما حداقل یکبار هم که شده خدا در این غذای ما چه گذاشته این دعای سحر دعای ابوحمزه را یکبار فقط ترجمهاش را بخوانید رزق ماست.@ هفته قبل گفتم تمام دعاهای ماه رمضان مگر چقدر وقت میگیرد انسان این رزق را نگاه کند حداقل از نمایشگاه این رزق استفاده کنید ببینید خدا چه خوراکهایی گذاشته حالا میخورید یا نمیخورید یک مسأله دیگر است به خودتان مربوط است به اشتهایتان، به لیاقتتان، به اُنستان، به سنخیتتان مربوط است.@ ولی حداقل آدم بداند که خداوند در ماه رمضان چه رزقی را غیر از قرآن کریم که شراب اعظم هست برای انسان ببین چه قرار داده برای ما، یکبار این را نگاه کنیم این ابوحمزه را سحرها نگاه کنید ببینید حداقل چه میگوید.@ اینقدر این شراب ریخته در این آنقدر در این ابو حمزه لذت ریخته که نگو، آنقدر در آن آرامش، شادی، قدرت، انس هست که نگو. (اِلهی لا تُؤَدِّبنی بِعُقُوبَتِک وَ لا تَمکُر بی فی حیلَتِک) اول میاید تمام ترسهایش را انسان در این دو جمله از بین میبرد خدایا من آمدم آشتی کنم من آمدم با شما حرف بزنم.@ اما حالا که آمدم آشتی کنم ادبم نکن طوری ادبم نکن که دیگر نتوانستم سرپا بایستم با تو حرف بزنم(وَ لا تَمکُر بی فی حیلَتِک) با من مکر نکن وقتی داری من را از بقیه معشوقهایم جدا میکنی با خودت انس میدهی وقتی داری من را از بقیه معشوقها میکَنی و میخواهی من را با خودت انس بدهی با من مکر نکن.@ این یعنی چی با من مکر نکن؟ خدا میداند که خودش فقط لایق دل ماست او که آسمان و زمین را بر اساس(لا إله إلا الله) خلق کرده بر اساس اینکه جز الله معشوق دیگری ندارید تمام برخوردهای خداوند در طول روزگار با ما این هست که هی به ما میگوید اشتباه نکن.@ این زن این شوهر این مادرشوهر این پدرشوهر این بچه این باجناق این خانه این پُست این مقام این رشته تحصلی این مدرک تحصلی اینها معشوقهای تو نیستند مواظب باش این ریاست جمهوری، وزارت، وکالت، سفارت اینها هیچ کدام آنهایی نیستند که لایق تو باشند.@ بعد در طول روزگار ما را به در و دیوار میزند که ما بفهمیم اینها به در ما نمیخورند مکر یعنی اینکه من دائماً خیر نمیبینم از کسانی که اطرافم هستند دائماً ضربه میخورم از عزیزترین کسانم، دائماً همه آنها به من اعلام میکنند که تو تاریخ مصرف داری و یکسره در سرم میزنند و آخر به همینها میچسبم.@ فقط مدل و شخصش را میخواهم عوض کنم آخر سراغ خدا نمیروم این یعنی مکر، خیلی بد است آدم هی تو سری میخورد هی به بنبست میخورد هی به در و دیوار میخورد آخر هم نمیفهمد که باید سراغ چه کسی برود وقتی میگوید(الهی لا تَمکُر بی فی حیلَتِک) یعنی خدایا وقتی میخواهی به من بفهمانی بفهمان.@ یعنی بفهمم که من باید سراغ تو بیایم سراغ هیچ کس دیگر من نباید بروم من تا حالا اشتباه کردم که اینها برای من عزیزترین کسان زندگی من بودند خدایا من این را بفهمم این را درک کنم که هیچ کس جای تو را نمیگیرد(لا إله إلا الله) (وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ).@ ما نمیفهمیم ما هی به در و دیوار میخوریم به طلاق میخوریم به درگیری میخوریم به غصه میخوریم به دعوا میخوریم از بچه خیر نمیبینیم از خانه خیر نمیبینیم از ماشین خیر نمیبینیم از داماد و عروس خیر نمیبینیم همه هم در ذوقمان میزنند ولی آخر هم میرویم مدل ماشین را عوض میکنیم.@ میرویم همسر را عوض میکنیم میرویم رفیقها و دوستان را عوض میکنیم داریم چنگ میزنیم اینطرف و آنطرف روی زمین که بین این چهار دسته معشوق یک معشوقی را پیدا کنیم که باز با همینها آرام شویم باز هم گدای این و آن، باز هم التماس این و آن، باز هم آویزان این و آن، که یکذره جانمان آرام شود.@ در حالی که فرمود(لا إله إلا الله) من دارم به شما میگویم(وَ لا تَدْعُ) دنبال معشوق دیگری نباش اگر میخواهی آرامش داشته باشی فقط من خدا میتوانم تو را آرام کنم تو فقط در کنار من در آغوش من هستی که میتوانی شاد و آرام باشی.@ هر جا بزنی نکبت و جهنم است هر جا بزنی دعوا و درگیری و اختلاف است هر جا بزنی زیر پایت خالی میشود سراغ کس دیگری نرو. یک قسمتی دارد میگوید(الحَمدُ للهِ الذّی) اگر کسی یکذره جان داشته باشد میفهمد این الحمد لله یعنی شادی و جشن یعنی خدا رو شکر یعنی خیلی خبر خوبی است.@ خدایا من خیلی خوشحالم که تو هستی خدایا خیلی خوشحالم که تو را دارم اوائل این دعا را بخوانید تمام خبرهای قشنگ و خوش است همه چیزهایی که اگر انسان بفهمد یک عمر شاد است یک عمر لذت میبرد(الحَمدُ للهِ الذَّی اَسئَلُهُ فَیُعطینی) خدا را شکر که وقتی از او میخواهم به من میدهد ولی چه چیزی را میخواهیم ما یک عمر از خدا چه خواستیم.@ به دعاهایمان نگاه کنیم دعاهای یک آدم شخصیت یک آدم را نشان میدهد قیمت یک آدم را دعاهای آدم نشان میدهد که از خدا چه میخواهی حالا که پیش من آمدی از من چه میخواهی؟ خودم را میخواهی، خانواده آسمانیات را میخواهی، بودن کنار اینها را میخواهی یا نه بهشت را میخواهی یا نه دنیا و جهنم را میخواهی.@ از من چه میخواهی، ببین نوع درخواستهای ما از خدا چیست نوع غصهها و گریهها و شادیهای ما، قیمت آدمها معلوم میشود با نوع غصهها و شادیهایشان، ولی یک نفر وقتی درست نگاه میکند اینقدر شاد است(الحَمدُ للهِ الذَّی اَسئَلُهُ فَیُعطینی) ولی آدم به بدبختی خودش هم یکجا پی میبرد.@ حضرت میگوید(وَ اِن کُنتُ بَخیلاً حینَ یَستَقرِضُنی) من هر وقت هر چه خواستم به من داده هر چند من آدم بخیلی هستم وقتی خدا میخواهد از من چیزی را قرض بگیرد، من همه وجودم مال خداست همه هستی من مال خداست مالم، همسرم، فرزندم، آبرویم، سوادم، علمم، فهمم، هر چه دارم مال خداست.@ وقتی خدا از من یک چیزی قرض میخواهد(وَ اِن کُنتُ بَخیلاً) بخیل هستم وقتی خدا از من چیزی را میخواهد قرض بگیرد. قرض خدا برای چه بود؟ قاعده قرض چه بود؟ (مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) چه کسی هست که به خدا قرض حسن بدهد که خدا قرض بگیرد که(فَيُضاعِفَهُ) بیشتر به او بدهد.@ یعنی چه کسی است که از خدا کمها را میدهد که خدا به او بالاتر بدهد خدا به این وسیله شما را به جریان میاندازد یعنی شما را از حالت یک فرد بودن در میاورد و تبدیل به خودش میکند شبیه به خودش میشوید میگوید از این چیزی که خودم به تو دادم.@ (أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ) از چیزی که خودم به تو دادم انفاق کن بده نگذار عفونت شود ولی ما میترسیم ما به خدا اعتماد نداریم ما بخیل هستیم ما وقتی خدا میخواهد از ما جان و مال و وقت و آبرو بگیرد میترسیم ما از اینکه خودمان را به خد تحویل بدهیم تا خدا ما را بزرگ کند میترسیم.@ میگوید بده جریان بیفت، این را بده من دارم از تو میگیرم زمینه را من خودم برایت فراهم کردم جریان بیفت ما ترس داریم از اینکه به جریان بیفتیم، فقط مال نیست بخشهای دیگر هم هست که اضطراب و ترس در زندگی دارد ما را خفه میکند.@ ما دائماً در زندگیهایمان دلشوره داریم دیگر نمیتوانم به جریان بیفتم میگوید تو خودت را ول کن اعتماد کن نترس، دیدید مربی وقتی میخواهد شنا یاد بدهد در استخر میگوید دستت را از کنار استخر ول کن در آب بیا من دستم به تو هست نترس بیا وقتی یک نفر میترسد نمیتواند دستش را ول کند اعتماد ندارد.@ تا وقتی خودت را ول نکنی روی پای خودت نمیایستی حرکتی هم اینجا نیست مادر یا پدر وقتی میخواهد بچه را راه بیاندازد دست بچه را ول میکند یکذره نگهاش میدارد بعد دستش را ول میکند ببین چقدر تعادل داری بعد میگویند بلند شو یک قدم پیش ما بیا این بچه باید بتواند بلند شود یک قدم و دو قدم بیاید میافتد.@ بعد یواش یواش سه قدم چهار قدم راه میافتد ما به خدا اعتماد نداریم خدا میگوید هر چیزی که اضافه هست بنشین حساب کن بیرون بریز تا من چند برابر به تو برگردانم با مالت تمرین کن مالت را حساب کن ببین چه چیزهایی در زندگی داری آن قسمتهایی که واجب است نگه داری نگهدار مازاد را در راه من بیرون بریز.@ ما میترسیم ما ذخیره کردیم کنز کردیم انبار کردیم میترسیم لذا نمیتوانیم ثروتمند هم بشویم خدا میگوید تو اگر بدهی من به تو یاد میدم که چطوری ثروتمند بشوی تو این مال را بده بیاید من یک تا هفتصد برابر در همین دنیا به تو مال میدهم ما میترسیم بدهیم.@ یک آدمی که به خدا اعتماد دارد یک چرتکه میاندازد آن چیزی که باید نگه دارد خود خدا میگوید حداقل است باید نگه داری نگه میدارد ما بقی را همه را بیرون میدهد هیچی دست خودش نگه نمیدارد میگوید میخواهم چکار کنم این آویزان من باشد این پول میخواهد در بانک باشد میخواهد اینجا چهار چیز به اسمم ثبت باشد میخواهم چکار، بگذار رد کنم برود.@ حتی نه برای اینکه بیشتر بشود فقط برای اینکه اعتماد به خدا دارد میخواهد پای معشوقش بریزد. ما شوهرداریمان را حاضر نیستیم به خدا بدهیم خدا میگوید نترس شوهرداری با همه سختیهایش را به من بده الان ما چقدر خانم داریم نمیتواند برای خدا شوهرداری بکند ما از زنداری میترسیم به خاطر خدا.@ الان خیلی از افراد هستند که به یک بچه اکتفا کردند چون آدمهای ترسویی هستند یک بچه دوتا بچه، این جهنمیترین فکری هست که یک نفر در زنداری و شوهرداری میتواند بکند یک بچه و دوتا بچه کافی است و این باعث شده که ما داریم دروغ میگوییم.@ شبهای ماه مبارک رمضان به خدا میگوییم(اَللّهُمَّ إنّا نَشکُو إلَیکَ فَقدَ نَبِیِنا وَ غَیبَۀَ وَلِیِنا وَ کَثرَۀَ عَدُوِنا وَ قِلَۀَ عَدَدِنا) خدایا ما شاکی هستیم از اینکه تعدادمان در مقابل دشمنان کم است بعد به خانم میگوییم فرصت داری تو الان سه تا بچه میتوانی داشته باشی میگوید نه همان یک بچه کافی است ما از بچهداری میترسیم ما از زحمت بچهداری میترسیم.@ چون نمیتوانیم به خدا بدهیم اگر یک کسی یاد بگیرد که چطوری بچههایش را به خدا بدهد تعداد بچهها را به خدا هدیه کند رنج بچهداری و پرستاری و پذیرایی از بچه اداره بچه و اداره همسر را به خدا هدیه کند خدا به او قدرت و برکت میدهد ما از بچهدار شدن میترسیم.@ ای بابا چه کسی حوصله بچهداری دارد، همان سبک جهنمی زندگی غربی هر کس حتی وقتی شوهر و زن دارد مشغول خودش است باز هم خودخواهی دارد رفاه و آسایش خودش را میخواهد حتی زمانی سراغ یک زن و شوهر میرود که باز برای رفاه دارد میرود.@ هیچ کس نمیگوید من میخواهم زنداری کنم تا رنج زنداری را ببرم و به خدا هدیه کنم ما حاضر نیستیم این کار را بکنیم من بیکارم بروم شوهر کنم بیکارم بروم زن بگیرم اینطوری راحتتر هستم، این راحتی یعنی عفونت یعنی در جا ماندن یعنی پوسیدن یعنی مرداب شدن و متعفن شدن.@ خدا رحمت کند مرحوم آقا شیخ مرتضی انصاری را که امام فرمود اگر خدا ما را با آقا شیخ مرتضی محشور کند بسمان است آقا شیخ مرتضی یک مادر پیر و غرغرو داشت این شیخ مرتضی یک مرجع کل شیعیان جهان، همه جوره هم به این مادر میرسید آخر هم میگفت من انگار بچه ندارم من اجاق کور هستم همهاش نق میزد.@ این مرجع تقلید هر روز صبح که خانه میامد پیش مادر مینشست آنقدر لطیفه میگفت و بازی در میاورد تا این مادر را بتواند بخنداند بعد مادر که میخواست حمام برود مادر را کول میکرد حمام زنانه میبرد دم در حمام به یک خانمی تحویل میداد وقتی او را میشستند تحویل ایشان میدادند و ایشان دوباره کول میکرد خانه میاورد.@ یک مرجع تقلید اینطوری برای مادرش سرمایهگذاری میکرد یا برای پدرشان، بعد وقتی این مادر مُرد آنقدر مرحوم شیخ مرتضی گریه کرد گفت خدایا یک راه خیر به روی من بسته شد این یک راهی برای من بود اینجا تا مادر و پدر آخ میگوید بدو خانه سالمندان بگذار من حوصله ندارم پدر و مادرداری کنم من حوصله مریضداری ندارم.@ تا یکذره زندگی سخت میشود برویم طلاق بگیریم من حوصله ندارم بچهداری چیز بدی است همهاش اذیت میشویم همهاش بیخوابی و اذیت و سروصدا و شلوغ، این بچهها همهاش با هم دعوا میکنند دیوانهام کردند، من هر مادری که میاید میگوید میگویم دعوای بچهها یکی از لذات مادر و پدر باید باشد.@ چون خداوند مخصوصاً اینها را به جان هم میاندازد که اینها همدیگر را کتک بزنند سر همدیگر داد بزنند به همدیگر فحش بدهند چون اینطوری اجتماعی بار میایند قدرتشان خالی میشود تربیت میشوند حد و حدودشان شناخته میشود.@ یک بچهای که تک بچه است خیلی بد بار میاید دختر باشد یا پسر باشد لوس بار میاید بعداً نه ظرفیت رفاقت با کسی را دارد نه ظرفیت شوهرداری دارد نه ظرفیت زنداری دارد برای همین هم میگویند نگذارید فاصله سنی بچهها بیشتر از سه سال بشود، چرا؟@ چون اینها باید به سن همدیگر نزدیک باشند این برود مشقهای او را پاره کند او برود به این زور بگوید غذای این را بخورد این بیاید سر او داد بزند او بیاید حال این را بگیرد سر کانال تلویزیون دعوایشان بشود این خیلی لذت دارد یک مادر و پدر باهوش و با فهم میفهمد که دعوای بچهها چقدر لذتبخش است و خود خدا اینها را دارد به جان هم میاندازد.@ وقتی خدا به جان هم انداخته من برای چه حرص و جوش بخورم وقتی خدا میگوید این اذیت بکند شیطنت بکند از دیوار صاف بالا برود بشکند، بریزد، بپاشد من چرا غصه بخورم خدا به او دستور داده این کار را بکند این شلوغیها لذت دارد.@ این سروصدای بچه، گریه بچه، داد بچه، شیطنت بچه در خانه، دعواهایشان با همدیگر، یک آدم عاقل نباید بگوید اعصابم خورد شد، چقدر بیسلیقه، همین آدم وقتی بچه ندارد میرود چند میلیارد تومان هزینه کند که بچهدار شود الان که هست سالمند دارد در سروکله هم میزنند چرا قدرشان را نمیدانید.@ الان که سالم است الحمد لله این بچه دارد شیطنت میکند از این شیطنتش لذت ببر کیف کن از اینکه میتواند یک پارچ را بشکند از اینکه میتواند حال تو را بگیرد از اینکه میتواند سفره را به هم بریزد از اینکه میتواند غذا را در هیکل خودش بریز کیف کن حالا اگر فلج بود یک گوشه افتاده بود خوب بود.@ لال بود نمیتوانست حرف بزند خوب است، حالا که هست لذتش را ببر ما همه بیسلیقه شدیم مانه شغلمان را میتوانیم به خدا بدهیم نه زنداری، نه شوهرداری، نه پولمان را میتوانیم به خدا بدهیم همهاش بخیل همهاش ترسو، راحتطلب، عافیتطلب، چطوری میتواند شبیه خدا بشود.@ کسی که اینطوری است ما نمیتوانیم اینطوری شبیه خدا بشویم، میگوید سخت است نق و غر در آن هست، نق و غر میزنند که تو حلیم بشوی شبیه خدا بشوی صبور و صبار شوی این نق و غرها را بخر و به خدا هدیه کن این زحمت است.@ این مریضداری، این فقر این گرفتاری این اختلافات، یکی را میگذارم حالت را بگیرد یک کسی میگذارم به تو فحش دهد یک کسی را میگذارم غیبتت را بکند تا تو شبیه من بشوی ما حاضر نیستیم در رنج باشگاه خدایی بیاییم اصلاً اگر کسی عاشق خدا باشد عاشق دنیاست واقعاً اگر یک کسی عاشق الله باشد دنیا برایش خیلی لذتبخش است.@ زنداریش لذتبخش است شوهرداریش لذتبخش است بیمارداریش لذتبخش است فقر مالیاش لذتبخش است بچهداریش لذتبخش است کارش لذتبخش است گرما و سرمایش لذتبخش است کار کردن و تلاشش لذتبخش است این همهاش دارد شبیه الله میشود.@ کدام باشگاه از این قشنگتر، مگر وجود دارد جایی بهتر از دنیا، اینکه علی(ع) میفرماید من یک ساعت دنیا را به هزاران سال آخرت نمیدهم منصوب به ایشان است برای اینکه دنیا فقط جایی است که تو میتوانی قشنگترین جای خلقت همین کره زمین است.@ از بهشت زیباتر و قشنگتر، همینجاست که تو میتوانی و فرصت داری عاشقی بکنی همینجاست که تو فرصت داری میتوانی به الله نزدیک بشوی از اینجا پای ما قطع شود در بهشت هم بگذارند تو سر جای خودت ساکن هستی در بهشت هم که هستی نانخور هر کاری هستی که قبلاً کردی دیگر تمام است.@ الان تو میتوانی رشد کنی حرکت کنی جریان داشته باشی در تمام کارهایت با خدا معامله کنی شوهرداریات را به خدا بفروش ببین چقدر لذتبخش میشود کارهایی که در خانه انجام میدهی به خدا بفروش نه به همسرت، مرد کارهایی که بیرون میکند.@ وقتی به خدا فروختی دیگر حاضر نیستی که وقتی خانه آمدی هی نق و غر بزنی اعصابم بیرون خورد شد هیچ کس با من حرف نزند دارم دیوانه میشوم، نه رفتی معامله کردی داری بزرگ میشوی مفت که نبوده هیچی مفت نیست ما در دنیا اصلاً کار مفت نداریم یک کسی بگوید من برای شوهرم کار کردم شوهرم قدر ندانست.@ اشتباهت این بوده که داشتی برای شوهرت میکردی اگر برای خدا میکردی که همه چیز سر جای خودش است درست است خدا هم قدر تک تک کارهایت را میداند مگر نمیگوید اگر یک بچه یکبار سینه مادر را بمکد این مکیدن ثواب آزاد کردن یک بنده از فرزندان حضرت اسماعیل را خدا به او میدهد هر یکبار مکیدن.@ یک زن باید دیوانه باشد که این را به کس دیگری بفروشد یعنی هر بار که بچه میمکد و هر بار که بچه سینه او را گاز میگیرد با خدا معامله میکند میداند که پشت این گاز گرفتن و این مکیدن و خستگی این کارهایی که در منزل دارد انجام میدهد چه رضایتی از الله خوابیده به هیچ کس نمیفروشد.@ زحمت زنداری، تلاش برای خانواده(الکادُ لِعَیالِه کَالمُجاهِدِ فِی سَبیلِ الله) مثل جهادگری است که در راه خدا جنگیده کسی که دارد برای زن و بچهاش کار میکند زحمت میکشد یک لقمه به دست میاورد به خدا میفروشد این هیچی هدر نرفته برای چه اینقدر اعصابت خورد است.@ خجالتزدگیها، شرمندگیها، پول کم آوردنهایش، مستأجریها، غرغر و نقنق صاحبخانه قشنگ است برای چه ما میترسیم میگوید من الان هشت سال است ازدواجم را عقب انداختم که ماشیندار شوم این آدم منگولی است خانهدار شوم ماشیندار شوم که بعداً راحت زندگی کنم برای چه راحتی را میخواهی.@ وقتی میگویی راحت باشم این راحتی یعنی از باشگاه در بیایم مثل این است که من بخواهم بروم در باشگاه ورزش کنم بعد میخواهم بروم در صف بچه کوچکها آن ورزشی که به بچه کوچکها دارند میدهند من هم همان ورزش را کنم نمیخواهم بروم ورزش بزرگها را انجام بدهم.@ تا میگویی آسایش، ما بچههایمان را بر اساس آسایش تربیت میکنیم نمیخواهیم بچه زجر بکشد زحمت بکشد خودش تلاش بکند بچهام اینطوری نشود بچهام آنطوری نشود به بچهام فشار نیاید این بچه اصلاً آدم نمیشود بچهای که به او فشار نمیاید و اذیت نمیشود هم خودمان و فرزندانمان را داریم اینطوری تربیت میکنیم راحتطلبی و فرار از شدنها، از باشگاه خدا داریم فرار میکنیم.@ نتیجه: الان در تمام دنیا همینطور است بیشتر بیماریهای روحی و روانی و جسمی مال کسانی هست که از آسایش بیشتری برخوردارند هر چقدر سطح آسایش و ثروت بیشتر شده مریضیهای جسمی و سرطانها و سکتهها مریضیهای پوستی، قلبی، عروقی و بیماریهای روحی و روانی غیر از بیماریهای معنوی که سر جای خودش هست همهشان مال خانوادههایی هست که مرفه هستند.@ تکان ندارند حرکت ندارند آسایش بیشتری دارند هر چقدر شما سطح آسایش را در خانواده بالا میبرید خانواده را برای مریض شدن و بدبخت شدن و برای گرفتاری بیشتر داری آماده میکنید خانواده باید تلاش و زحمت داشته باشد باید شببیخوابی داشته باشد آشپزخانه با همه زحماتش یک عبادتگاه و یک باشگاه بزرگی است که ما داریم این را از خانوادهها جدا میکنیم.@ هی فستفودی آن معضلات و بیماریهای وحشتناک را دارد ایجاد میکند این همه حجم سرطانهای ما سالی نود هزار تا به سرطانهای ما دارد اضافه میشود و کارهای دیگر همهاش آسان و راحت باشد ما بخل داریم از شدن، میترسیم از زندگی، با اینکه آسایشمان بالا رفته ترس و اضطرابمان بیشتر شده.@ خدا رحمت کند شهید مطهری داستان آورده در تربیت اسلامی میگوید طرف یک عمر برای اینکه مجبور نشود یک موقعی نان و سبزی بخورد از ترسش یک عمر نان و سبزی میخورد که مبادا من یک عمر فقیر شوم و مجبور شوم نان و سبزی بخورم.@ میخواهد ازدواج کند 35 سالش شده میگوید هنوز نتوانستم انتخاب کنم 40 سالش شده هنوز من نتوانستم آن کسی که میخواهم، برای چی؟ ترس، آخه من میترسم نکند اینطوری باشد نکند آنطوری باشد، باشد زن بدی باشد تا اوج خدا میبرد عقلت را کار بیانداز گفت برای ازدواج دوتا چیز را اول احراز کن، نه کیلویی و خیالی، یکی خوش اخلاقی یکی دینداری.@ بعد برو در زندگی وارد شو نه من باید تحقیق بیشتری کنم بعد میبینی 80 سالش است عصا دستش است میگوید دارم مطالعه میکنم که با چه کسی زندگی کنم، میگوید من با این طرف به هم زدم دیگر از هر چه زن است بدم میاید از هر چه مرد است متنفرم.@ همهاش حرفهای شیطانی است این یکی بد بود عرضه داشتی با این بد میساختی میساختی عرضه نداشتی تمام شد، یکی دیگر، برو یک تحقیق بیشتر کن شروع کن اگر تلخی و سختی هم باشد تو رشد میکنی هی امروز و فردا میکند شغلهایمان هم همینطور.@ میبینی مرد 25 سالش است چهل تا شغل عوض کرده برای اینکه تنبل است خانه دارند از هر جهتی راحت است ولی زن در آن آسایش ندارد اینجایش اینطوری است آنجایش اینطوری است کاشکی اینجایش اینطوری میشد این که دارد را نمیتواند لذت ببرد.@ همهاش در حسرت چیزهایی هستیم که نداریم و شیطان ما را همیشه با این داشتنها و نداشتنها سرگرم میکند هیچ وقت روح انسانی در ما رشد نمیکند ما هیچ وقت با الله دلخوش نیستیم و هیچ وقت به اهل بیت دلخوش نمیشویم هیچ وقت با جهاد در راه خدا سرمست نمیشویم هیچ وقت به سجاده به سحر به قرآن سرمیت نیستیم.@ چون همهاش در حسرت معشوقهای پایینی هستیم که نداریم یا کیفیت بالاتری از آنها بخواهیم برای همین هم یک مُشت آدمهای دروغگو بار آمدیم که همهاش به خدا 40 سال 50 سال است به خدا میگوییم تو عزیز ما هستی تو معشوق ما هستی ولی همهاش دروغ است.@ چون واقعاً اگر ما خدا را عزیز خودمان داشتیم هیچ وقت از دنیا غصه نمیخوردیم فرمود(مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) کسی که دنیا میتواند ناراحتش بکند و به گریه بیاندازد جهنمی است و ما واقعاً ببینیم که دنیا میتواند ما را گریه بیاندازد یا نه اگر توانست غصهدار کند و گریه بیاندازد بدانید شما دلخوشیهای بالاتری نداشتید.@ اگر ما دلخوشیهای بالاتر از دنیا داشتیم هیچ وقت دنیا ما را نمیتوانست تحقیر و خوار بکند هیچ وقت ما آویزان کسی نمیشدیم هیچ وقت ما التماس کسی را نمیکردیم ولی ما دلخوشیهای بالاتر نداریم لذا دنیامان یکذره جابهجا بشود اضطراب و ترس و غصه تمام وجودمان را میگیرد.@ خدایا به حق محمد و آل محمد به همه ما خودت را عطا کن به حق محمد و آل محمد ما را با خانواده آسمانیمان انس بده خدایا به حق محمد و آل محمد به همه ما قدم صدق عنایت بفرما خدایا لذت داشتن خودت، اهل بیت و جهاد در راه خودت را در کام ما روزبهروز عظیمتر بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، شیعیانشان، مسلمین و مستضعفین عالم، نابودی دشمنان اسلام، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان و جوانهایمان.@ (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@