جلسه 273 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
273
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
2
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 273 - خانواده آسمانی

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان درباره معنای تقرب به معصوم بود و رسیدیم به اینجا که قرآن کریم تأکید زیادی روی مودت اهل بیت کرده و در مقام تخاطب ما باید دقت داشته باشیم کسی که دارد با ما سخن میگوید چه واژهای را به کار میگیرد واژه مودت به معنای محبت همراه با فداکاری و اطاعت هست که بعضی از نمونههایش را هم عرض کردیم.@ و گفتیم که قرآن چندین آیه را اختصاص داده به فقط مودت اهل بیت و الا به قول امام باقر(ع) یک چهارم قرآن درباره اهل بیت هست(رُبُعُ القُرآنِ فینا) ولی در خصوص مودت چند آیه را اختصاص داده که برایتان عرض کردم خدمتتان تقدیم کردیم که آخرین آیه این بود که(قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبِيلاً).@ آنچه که به عنوان اجر رسالت پیغمبر یعنی معادل رسالت پیامبر که همان شدن انسان و کمال انسانی است از شما خواستم برای کسانی هست که میخواهند به الله برسند(إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبِيلاً) و این نکته عرض شد که تنها راه تقرب حقیقی به حق تعالی و رسیدن به کمال انسانی ارتباط با معصوم هست.@ ارتباطی که در آن تو عضو خانواده او هستی فرزند او هستی و سرباز و یار او هستی همه نکبتها و بدبختیهایی که در دنیا و آخرت به سر انسان میاید به خاطر فاصله گرفتن از حجت خداست چون او مجرای فیض الهی است محوری است که همه فیض الهی از ناحیه او به همه مخلوقات میرسد و معدن علم خداست.@ قرآن کریم میفرماید(كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ) همه محاسبات الهی همه ریاضیات خلقت در نهاد امام انجام میشود بنابراین شما هر چقدر به محور نزدیکتر باشید خوشبختتر هستید و هر چقدر از محور در زندگیتان دور باشید.@ سختیها و گرفتاریها و غمها و مصبتها به زندگی انسان سرازیر میشود پس این نکته را خیلی دقت کنید ملاک و میزان میزان قرابت هر کس به معصوم هست قرابت به معنای حقیقی خدمتتان عرض کردم یعنی آن مودتی که خالص هست و توأم با کمک و یاری حضرت هست که متعاقباً دریافت کمک و یاری را هم از معصوم در پی دارد.@ این شاید گفتنش یا شنیدنش آسان باشد اما برای شدنش انسان باید اول تعمق بیشتری کند و بعد باید برایش تلاش بکند یعنی همانطور که یک نفر تلاش میکند خودش را به یک درجه عالی در موقعیتهای اجتماعی برساند یا به یک درجه عالی در موقعیتهای علمی برساند.@ برای مودت اهل بیت باید تلاش بکند و سعی کند خودش را به معصوم برساند خودش را به حضرت نزدیک کند یعنی برنامه داشته باشد برای آوردن حضرت به دلش، چرا؟ چون معشوقهای زیادی در دل انسان هست.@ مثل معشوقهای حسی، خیالی، وهمی و عقلی، این معشوقها در دل غوغا میکنند حسود هستند و هووی دل انسان هستند یک هووهای خیلی وحشتناکی برای بخش فوق عقلی و بخش انسانی ما هستند که وقتی شما میخواهی معشوق اصلی را با او ازدواج بکنی یعنی ازدواج اصلیات که ازدواج با خاندان اصلیات هست ازدواج با معشوقت یعنی الله هست انجام بدهی.@ این معشوق را میخواهی در وجودت بیاوری خیلی سرکشی میکنند بخشهای ذهنی، بخشهای وهمی، بخشهای خیالی و بخشهای جمادی ما سرکشی زیاد میکنند که تو این معشوق را نیاوری لذا کمتر کسی موفق میشود که این مودت را به معنای حقیقی در دلش بیاورد.@ چون شما باید مبارزه کنی یک سلسله معشوقهای قلابی و وهمی را از دلت بیرون کنی و او را بتوانی بکشانی داخل بیاوری و این کار راحتی نیست که انسان بتواند دوست امام زمان باشد باز کلمه را دقت کنید دارم به معنای حقیقی میگویم دوست امام زمان باشد.@ یک رابطه صمیمی فردی، عاشقانه و شخصی، کلمات خیلی دقیق هستند دقت کنید این را بتواند برقرار کند طوری که امام زمان(ع) تأیید بکند موقع مردن ما، که حالا بعداً میگویم این چقدر به دردمان میخورد یعنی امام بیاید تأیید بکند که این واقعاً دوست من بوده این واقعاً با من ارتباط داشت با من صمیمی بوده خیلی مهم است.@ یک جایی که ممکن است خیلی شلوغی و بلبشو و سختی داشته باشد شما یک نفر که مدیر آنجا هست اگر بشناسید در آن شلوغیها میروی به او از دور دست تکان میدهی که من هستم اگر همه پشت در هستند همه ماندند من آشنا هستم در را برای من باز کن که او بگوید این دوست ماست این را بگذارید بیاید.@ در آن بلبشو بتواند امام زمان بگوید که این شخص تو مال ما هستی تو دوست ما هستی پیش ما بیایی این احتیاج هست که شما خصوصیبازی بکنی، خصوصیبازی بکنی یعنی چی؟ یعنی در بین همه معشوقهایت امام زمان را جداگانه در دلت راه بدهی هر کس میخواهد خصوصی بشود باید خصوصی بشود.@ یعنی اگر توانستی عرضه داشتی با غیب خصوصیبازی در بیاوری غیب هم خصوصیبازی در میاورد اگر تو رفتی گفتی ما هستیم هی سر زدی هی چاپلوسی کردی هی ناز کشیدی آن موقع است که تو دل آنها را بدست میاوری وقتی دل را به دست آوردی مَحرم میشوی.@ من یادم هست یک جایی خدا رحمت کند یکی از شهدای اسلام را در یک مجموعهای من فعالیت میکردم زمان جنگ یک جوان شوخ و شیطون و خرابکار بود این را از آن مجموعه اخراجش کرده بودند به خاطر اینکه خیلی شیطان بود اخراجش کردند مدیر قبلی این را اخراج کرده بود.@ من آن موقع عضو بودم فرمانده نبودم بعد که خودم فرمانده شدم دیدم این با آن شیطونی و تخسی یک موقع پیش ما آمد من هم دیدم آنها خیلی سلیقه نداشتند این را چطوری آرام کنند به این شیطنت با او رفیق شدیم با او سلام علیک کردیم رفیق شدیم تحویلش گرفتیم سوابقش را ندید گرفتیم بعد یواش یواش به او کار دادیم.@ او هم میامد کارها را انجام میداد بعد هم میگفت کار بیشتری اگر هست من هستم خیلی بیشتر از خود من میدوید بیشتر از من کار میکرد زودتر از من میامد دیرتر از من میرفت بعداً ما اسم این را مامان گذاشتیم این ماند آنقدر این وفاداری به خرج داد فداکاری کرد آنقدر ایستاد زحمت کشید و کار کرد.@ اصلاً از آن آدم شیطان و تخس و بیقانون خبری نبود یک آدم منظم، مقید، یک آدم پرکار، بعد رسید به جایی که فاصله ما و او هم زیاد بود یک موقعی به من اینطوری کرد، من توقع داشتم از خیلی از کسانی که اهل ادعا بودند خیلیها بودند ادعا میکردند میگفتند ما همه کاره هستیم ما چنین هستیم ما چنان هستیم ما سابقهمان بیشتر هست.@ ولی خیلیها هستند همیشه در مجموعهها اینطوری هست که آدمهایی هستند که مدعی، پرحرف، پرتوقع و کم کار زیاد هستند در همه مجموعهها هستند پیش میاید ولی من میدیدم آنهایی که من توقع داشتم مثلاً بیایند تا مقام معاونت من خودشان را برسانند آنطوری نبودند کار کنند.@ آدمهایی بودند تنبل بودند خیلی پرمدعا بودند خیلی خودشیفته بودند این نه این با تواضع کار میکرد بعد عملاً کارها دست این میافتاد چون کار میکرد ما هم به او کار میسپردیم چون ایستاده دارد کار میکند ما هم به او کار میدادیم یک موقعی یکدفعه به من اینطوری کرد گفت میخواهی من معاونت بشوم.@ همه تعجب کرده بودند که این چطور جرأت کرده یک همچین حرفی بزند بگوید که من معاون بشوم من هم گفتم بله خیلی هم خوب هست طوری که مقامات بالا دست من همه ناراحت شدند شاکی شدند که چرا ما این را معاون خودمان کردیم.@ گفتیم برای اینکه این بلد بود چکار بکند کار کرد زحمت کشید تا کجا آمد با قابلیت هم آمده و بعداً هم خیلی به من اعتراض میکردند که این چرا معاون است؟ میگفتم برای اینکه این فداکاری میکند زحمت میکشد کار میکند، سابقه دارد؟ گفتم سابقه داشته باشد مگر قرار است کسی سابقه دیگران را در نظر بگیرد ملاک حال افراد است.@ این حالش الان خوب است کار کرده خلاصه رسید به اینجا خیلی هم سروصدا شد که چرا ما را انتخاب نکردند گفتم این دارد کار میکند این دارد زحمت میکشد خالصانه و در این کاری که ما میخواستیم بکنیم کار مقدسی هم بود فداکاری، کار، زحمت، اخلاص، اینها مهم بود نه ادعا و گندگی و خودشیفتگی، بله ایشان ماند و ما همیشه با این نق و غر طرف بودیم که چرا این شده که بعد هم در یکی از عملیاتها به شهادت رسید.@ بعداً همه فهمیدند که چقدر در حق این اشتباه کردند آنهایی که خیلی مدعی بودند به هیچ جا نرسیدند و این رسید به آن جایی که هم رتبه کاری خودش را به دست آورده بود و هم اینکه آخر به شهادت رسید و رفت امام زمان(ع) با آدمی که مدعی است کاری ندارد با آدمی که ظاهرسازی میکند وراجی دارد پرحرفی دارد ادعا دارد کاری ندارد.@ امام زمان با این کار دارد که در این لشکر طرف چه جایگاهی دارد چقدر میتواند در این لشکر مفید باشد این خیلی مهم است این خود تو هستی که میتوانی در لشکر امام زمان و در دل امام زمان جا باز کنی.@ یک کسی که صبح جمعه واقعاً عشق امام زمان دارد بلند میشود به ندبه میزند از خوابش میگذره یک کسی که صبح و ظهر و شب برای امام زمان دعا میکند یک کسی که در هیچ قنوتی از قنوتهای نمازش نیست مگر اینکه برای حضرت دعا میکند یک کسی که صبح و شب برای امام صدقه میدهد.@ یک کسی که فکر سلامتی حضرت هست یک کسی که فکر خشنودی حضرت هست یک کسی که فکر غربت و آوارگی و طردشدگی حضرت هست شخصاً غصه میخورد نه جمعاً، شخصاً خودش مسأله دارد شخصاً دلش یک جایگاهی از پدر آسمانیاش هست با این پدرش توانسته ارتباط شخصی برقرار بکند.@ هر چقدر شما اختصاصیتر برای حضرت باشید حضرت هم اختصاصیتر مال تو میشود با فاطمه زهرا شما هر چقدر با این مادرت اختصاصیتر میشوی آن هم اختصاصیتر میشود هر چقدر خودت را نزدیک کنی جلوی چشمش بیایی آن هم تو را بیشتر میپذیرد.@ پس این را خوب دقت کنید قاعدهاش را ما قبلاً توضیح دادیم ما باید اهل مودت باشیم یعنی در لشکر باشیم فداکاری کنیم وقت بگذاریم کار کنیم و تلاش کنیم تا جدی باشد خودمان هم این را یواش یواش باور کنیم اگر قرار باشد هولمان بدهند هی به ما بگویند هی ما را بکشند در عشق این اصلاً به درد نمیخورد یعنی اصلاً عشقی نیست تکلیف است کلفت است برای اینکه من جهنم نروم باید یک کاری بکنم اصلاً اینطوری نیست.@ بارها هم من گفتم امام زمان خودش در نامهای که در همین کتاب آشتی هم آوردیم حضرت میگوید علت اینکه من شما را به خودم فرامیخوانم این نیست که من به شما احتیاج دارم احتیاج حضرت مثل احتیاج خداست، خدا چطوری احتیاج خودش را در قرآن بیان میکند؟@ میگوید(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) چه کسی به من خدا قرض میدهد، حالا خدا احتیاج دارد یا ندارد؟ ندارد، ولی چرا میگوید به من قرض بدهید؟ برای اینکه ما تربیت بشویم احتیاج امام زمان برای شخص خودش نیست برای تربیت خود ماست.@ لذا در آن نامه میفرماید ما به شما احتیاجی نداریم اگر ما داریم میگوییم شما به ما کمک بکنید به خاطر خود شماست که داریم میگوییم و آن جمله بلندشان را آنجا میفرماید(نَحنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الخَلقُ بَعدُ صَنائِعُنا) خیلی حرف بلند است خدا همه چیز را از نور ما خلق کرده ما به کسی احتیاجی نداریم.@ پس وقتی میگوییم حضرت آواره و طردشده و تنها و یگانه است واقعاً اینطوری هست اما حضرت به خاطر ما دارد این آوارگی را تحمل میکند ما آوارهاش کردیم ما طردش کردیم و تنها گذاشتیم یعنی حضرت باید اینطوری باشد که در آن تنهایی وقتی میگوید من کدام یکی از بچههایم کمکم هستند واقعاً پای کار هستند اسم شما را بیاورد یاد شما بیفتد این خیلی مهم است.@ گاهی وقتها شما سر درددل پدر و مادرها مینشینید میگوید همه بچههایم من را تنها گذاشتند دخترها پسرها هر کدام گوشهای رفتند فقط فلان پسرم یا فقط فلان دخترم اسم میاورد میگوید فقط این است که وفادار است به فکر من است.@ یا گاهی وقتها من پای درددل پیرمردها و پیرزنها مینشینم میگویند دختر و پسرهایم که هیچ کدام ولی یک نوه دارم در آن نوهها این فقط به من اهمیت میدهد ببینید اگر حضرت آواره است طردشده است و تنهاست.@ در آن تنهایی وقتی دارد فکر میکند اسم تو یادش میاید یا نه، دلخوش شخص تو هست یا نه، اگر دلخوش شخص تو باشد که خیلی خوب است واقعاً خوش به حالت، این فلانی واقعاً پای کار هست این فلانی همه هم که من را تنها بگذارند این من را تنها نمیگذارد عشق شخصی که میگویم یعنی این یعنی با جمع عاشق نشوید.@ از جمع در عشق کمک بگیر ولی خودت ارتباط را برقرار کن شخصاً برو به شکار امام زمان، شخصاً برو اگر همه عقب کشیدند بگو نه من دوستش دارم پایش میایستم همه جوره پایش میایستم وفاداری در عشق یعنی این، یعنی شخصی.@ همه مردم وقتی فراموش کردند تو حضرت را تنها نگذاری و تو پایش بایستی و ببینی از تو چه توقع و انتظاری دارد آن معنای مودت هست پس اگر میخواهی خصوصی بشوی باید خصوصی بشوی دارم دستتان را میگیرم مرحله به مرحله بالا میاورم یعنی دارم راهکار عملی به شما یاد میدهم که چکار کنید این حس باید به خودت دست بدهد.@ چند وقت پیش بود یک چندتا از طلبهها میخواستند برسند خدمت یکی از اولیاء خدا به من گفتند ما پیشش برویم گفتم بروید ببینم اگر فرصت بکند خوب است اگر ایشان را ملاقات بکنید بعد رفته بودند ایشان هم اصلاً حالشان خوب نبود نتوانسته بودند یعنی گفته بودند کسی نیاید کسی را نمیتوانند بپذیرند.@ یکی از این طلبهها گفته بود من میروم و من را میپذیرد رویتان را هم کم میکنم به بقیه گفته بود اگر شما هیچ کدام را نپذیرد من بروم خودم را نشان بدهم میپذیرد این اطمینان خیلی خوب است اینقدر اعتماد به نفس.@ آدم بگوید من اگر بروم پیش فلانی درست است هیچ کسی را نمیپذیرد به کسی وقت نمیدهد ولی اسم من را بیاورید بگویید فلانی هست میپذیرد یعنی تو خبر از دل طرف داشته باشی و آنقدر اطمینان داشته باشی که اگر بگویی فلانی، میگوید بگذارید آن داخل بیاید با امام زمان باید اینطوری باشی.@ گفت اتفاقاً همینطوری شد آن نگهبانها و محافظان و هر کس که آنجا بود گفتن بگویید فلانی آمده بعد رفتند و گفتند آقا گفته بود شما داخل بیا این خیلی مهم است با امام زمان خصوصی هستی یا نیستی پس به قول حافظ:@

کارگاه هستی، این هستی به این بزرگی برای این ساخته شده که تو خصوصی امام زمان بشوی بعضیها عشق میکنند که من اگر بروم پیش فلان نماینده مجلس من را میپذیرد بروم پیش فلان فرماندار، استاندار من را قبول میکند.@ فلان استاد فلان پزشک اگر من زنگ بزنم خارج از نوبت به من وقت میدهد من با رئیس جمهور چنین و چنان هستم افتخارشان به این چیزهاست عزیزم ببین اگر پیش امام زمان اسمت را بردند میگوید این خصوصی است یا نه، این فلانی داخل بیاید اگر گفت خیلی خوب است عُرضه همین است.@ تو هر جای دیگری آبرو به دست بیاوری آبروها ذرهای ارزش ندارد چون توهمی است بله من الان 40 سال عمر کردم الان مثلاً همه تجار من را میشناسند وزیر من را میشناسد رئیس جمهور من را میشناسد نماینده مجلس من را میشناسد اینها همه توهمی است.@ چون مقام امر حیوانی و توهمی بود ببین فاطمه زهرا اسمت را ببرند میشناسد یا نه خانم فاطمه زهرا خصوصی تو را میشناسد یا نه، این خیلی خوب است اگر نمیشناسند به خاطر این نیست که ما را رد کردند:@

امام زمان خیلی خوشش میاید که تو بیایی خصوصی بشوی ولی تو نخواستی اگر نشدی برای اینکه نخواستی برای اینکه وقت نگذاشتی برای اینکه وقت امام زمان را نگذاشتی خودت وقت نگذاشتی در این شلوغیها خودت را گم کردی و خود اصلیات این وسط گم است.@ وقت خصوصیبازی برای حضرت را نداری اختصاصی نیست از خانه بیرون بزنی شبی، سحری، صبحی، دعایی، تمرکزی، هزینهای، کاری، نه اختصاصی نیستی خودت وقت امام را نداشتی نه اینکه نطلبیند بعضیها دروغ میگویند ما را نطلبیدند، چند وقت است حرم نرفتی؟@ میگوید ما را نطلبیدند، این نطلبیدن یعنی تو نطلبیدی طلب از طرف آنها همیشه دائمی است طلب از طرف خدا برای خصوصی پذیرفتن شما دائمی است ما وقت آسمان را نداریم یعنی این لابهلای این چهارتا معشوق معشوقهای حسی، خیالی، وهمی و عقلی جایی برای امام زمان جایی برای اهل بیت و خانواده آسمانی نداریم.@ مثل بچههایی هستند که با پدر و مادر بزرگ میشوند بعد یواش یواش ازدواج میکنند بعد یواش یواش پدر و مادر از دور مشغلههای بچهها خارج میشود بعد بچه وقت پدر و مادرش را ندارد ازدواج کرده میگوید یک ماه است به پدر و مادرم سر نزدم اصلاً از آنها خبر ندارم پدر مریض است مادر مریض است.@ اصلاً معلوم نیست چی به چی هست این هیچ خبری از پدر و مادر ندارد یواش یواش آن پدر و مادری که بزرگترین حق را روی زمین گردن این بچه دارند از دور مسائل زندگی این بچه به خاطر مشغلههایی که دارد خارج میشود چقدر هم زشت است.@ یک کسی با پدر و مادر زمینیاش این کار را بکند جایی برای پدر و مادر آسمانیاش ندارد به هیچ وجه وقت ندارد برای همین هم در دعا داریم(اَللّهُمَّ مَکِّنِ الیَقینَ فی قَلبی) خدایا بیا این یقین و باور را در دل من جا بده خودم زورم نمیرسد یک کاری کن خدایا یکذره این معشوقها را جابهجا کن بتوانم یکطوری امام زمان و اهل بیت و خانواده آسمانی را جا بدهم.@ یک وقتی برایشان بگذارم اگر بشود خوب است اگر ما امام زمان را به اندازه نامزد و همسر و بچههایمان پدر و مادرمان دوست داشته باشیم باز هم خیلی است در حالی که قرآن میگوید اگر بیشتر دوست نداشته باشی فاسق هستی اول باید جایش بدهیم همردیف قرار بدهیم بعد یواش یواش امام زمان وسط بیاید ما اصلاً جا نداریم.@ یعنی برای این کار وقت نداریم هر وقت میگویند امام زمان، جهاد، جبهه، یقین، قیام، قیام لله، میبینیم ما واقعاً جدی جدی وقت نداریم آنقدر اطرافمان شلوغ است این حرفهایی که میزنید مال یک آسمانیهایی هست مال عرش هست آدمهای خاص هستند ما که اینکاره نیستیم.@ این داستان همه ماست که ما وقت آسمان و وقت غیب را متأسفانه نداریم سرمان خیلی شلوغ است. مودت مساوی است با پیمودن راه خدا، این آیه قرآن که برایتان خواندم سوره فرقان آیه 57 مودت مساوی است با راه خدا، جای دیگر از راه و صراط خبری نیست.@ لذا وقتی سر نماز داری میگویی(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) اگر راست بگویی یعنی من را بیانداز در راه آقا امام زمان(ع)، خارج از آنجا اصلاً راهی وجود ندارد صراط مستقیمی خارج از راه امام زمان وجود ندارد بیخود خودت را معطل نکن(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) مشخص است برای همین هم بعدش بلافاصله معرفی میکند(صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ).@ یک روایت میخواهم برایتان بخوانم فوقالعاده این روایت شیرین است یک حدیث قدسی است که امام صادق(ع) از قول رسول خدا نقل کرده وقتی میگوییم قدسی یعنی حدیثی است که خداوند دارد صحبت میکند.@ این حدیث از احادیث معتبر شیعه است یعنی از نظر سندی مو لای درزش نمیرود بسیار معتبر است بعد ناقلش حضرت عبدالعظیم(ع) هست یعنی سندش به عبدالعظیم(ع) میرسد عبد العظیم این را نقل میکند چون ایشان با چهارتا امام تقریباً همزمان بوده نقل میکند از ابن یسرا.@ ابن یسرا میگوید به امام صادق(ع) عرض کردم رسول خدا فرموده است کسی که از دنیا برود و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است احادیث زیادی در این کتاب بود من نیاوردم چون این کتاب نامه امام رضا به حضرت عبدالعظیم است یا خطاب امام رضا به حضرت عبدالعظیم هست.@ در تکمیل مخصوصاً فقط از احادیثی سعی کردم استفاده کنم که ناقلش هم خود حضرت عبدالعظیم باشد لذا دو سه تا روایت هست که از ایشان نقل شده فوقالعاده شیرین و ناب است واقعاً این روایات شرابی هست البته این حدیث قدسی که گفتم مال حدیث بعدی است.@ قبل از آن این حدیث را برایتان بخوانم فرمود به امام صادق(ع) عرض کردم که رسول خدا فرموده است کسی که از دنیا برود و امام زما خود را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است(مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیتَۀً جاهِلِیَه) به مرگ جاهلیت مرده اگر کسی امام زمانش را نشناسد یعنی مسلمان نمرده.@ بشناسد یعنی چی یعنی بگوید حجۀ ابن الحسن است پسر نرجس خاتون امام عسکری است 255 متولد شده 69 سال غیبت صغری بوده الان هم در غیبت کبری است، این شناخت امام زمان نیست این را که دشمنان ما هم میشناسند شناخت امام زمان یعنی تو یقین بکنی که حجت خداست و با او این ارتباط و مودت را بتوانی برقرار کنی.@ امام صادق(ع) میفرماید(أهوَجُ ما یَکُونُ إلی مَعرِفَتِهِ إذا بَلَغَ نَفسُهُ هکَذا وَ أشارَ بِیَدِهِ إلی صَدرِه فَقال لَقَد کُنتُ عَلی أمرٍ حَسَن) چه مژده خوبی است خوش به حالتان واقعاً این روایت یکی از بشارتها برای شماست امام صادق(ع) در توضیح این فرمایش پیامبر میفرماید که بیشترین زمانی که بنده به چنین شناختی نیاز دارد خیلی کمکش میکند.@ این امامشناسی کمکش میکند چون گفتیم خصوصی شدن میگوییم این آشناست امام زمان را میشناسی برایت آشناست تو هم برای او آشنایی میگوید شناس است بگو داخل بیاید او را میشناسم بگو داخل بیاید آشنا بودن یعنی آشنا داری شنیدی میگویند پارتیبازی یعنی فلان جا آشنا داری کار ما را راه بیاندازد.@ فلان جا آشنا داری آشنا یعنی کسی که حرفت را بخواند بتواند کارسازی بکند چقدر قشنگ میگوید، میگوید بیشترین زمانی که بنده به چنین شناختی نیاز دارد آشنابازی اینطوری است زمانی است که جانش با اینجا برسد.@ بعد حضرت ادامه میدهد و به سینه شریفش(أشارَ بِیَدِهِ إلی صَدرِه) جانش به اینجا برسد این دارد میمیرد بهترین جایی که شناخت امام زمان به کار آدم میاید موقع ورود به عالم جدید است که آن لحظه بسیار حالت حساسی است ما چون فکر نمیکنیم هیجانش به سراغمان نمیاید.@ خدا رحمت کند عزیزمان را همان عزیزی که به همه شما نان و پنیر میداد همین چند هفته پیش بود در ایام تعطیلات آخرین کلاسمان هم بود آقای کریمی(ره) که اینجا بعد از کلاس نان و پنیر پخش میکرد چقدر هم علاقه و جدیت برای این کار داشت.@ حتی بعضی از رفقا حسرت میخوردند به این حالت ایشان، به ایشان میگفتند آقای کریمی بگذار ما هم یک پولی بدهیم یک پنیری هم ما بگذاریم گفت نه همه را باید خودم بدهم ایشان آن روز کلاس آمد شب خانه رفته بود به رحمت خدا رفته بود.@ فردا به ما خبر دادند که آقای کریمی به رحمت خدا رفته حالا شما نگاه کنید اگر من بدانم این پنجشنبهای که سر کلاس آمدم بالأخره برای بچههای کلاس ما چندین بار از این اتفاقات افتاده که بعد از کلاس رفتند یک روز دو روز بعد سر کلاس بودند مردند بالأخره از دنیا رفتند.@ حالا شما فکر کنید که این پنجشنبه نوبت کدام ماست اگر آدم اینطوری فکر کند خیلی هیجان خاصی دارد که من دقائقی دیگر، 24 ساعت دیگر، چند روز دیگر قرار است وارد برزخ بشوم وارد برزخ یک عالم دیگر، یک داستان دیگر است یک ماجرای دیگر است یک قوانین دیگر است.@ یک نیازهای آنجا میخواهیم بسیاری از چیزهایی که تو تلاش کردی و جمعشان کردی آنجا اصلاً مفت نمیارزد آنجا فقط آشنا میخواهد الان شما میگویید میخواهید ژاپن بروید همینطوری بلند شوید بروید دلت میگیرد ولی اگر کسی بیاید فرودگاه شما را ببرد میگویی آشنا دارم میایند من را میبرند خانه.@ دور میزنم آشنا هستند زبان بلند هستند از حس غریبی در میایی طرف میخواهد وارد برزخ بشود برزخی که انبیاء، ائمه یادش میافتادند ترس به وجودشان میافتاد مادرمان فاطمه زهرا وقتی اسم آنجا میامد چه حالی به او دست میداد ما نمیفهمیم مشکل هم نداریم ناراحت هم نیستیم.@ چون نمیفهمیم داستان چیه آنجا آشنا میخواهد آن لحظه خاص لحظه حساس احتیاج به آشنا دارید حضرت میفرماید بیشترین زمانی که بنده به چنین شناختی نیاز دارد زمانی است که جانش به اینجا برسد و به سینه شریفش اشاره نمود و سپس فرمود، حالا شما لحظهای هست که به سینهات رسیده.@ چون در روایت داریم که وقتی این اتفاق میافتد شخص دارد میمیرد آن لحظه چشمش باز میشود انتقال قطع که میشود شما هر وقت انصراف بدهید چشم باز میشود، انسان چه موقع خواب میبیند حالا خواب خوب یا بد؟ زمانی که از بدنش غافل میشود در خواب میرود و کلاً از بدن غافل میشود اصلاً حواسش نیست که این بدن را دارد.@ شما به محض اینکه از بدن غفلت کنید چشم برزخی باز میشود خداوند هزاران بار در طول عمرتان این مردن را به شما تمرین میدهد در قرآن میگوید ما مردن را به شما تمرین میدهیم(اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها) خدا دائماً شما را موقع موت و آنها که در خواب هستند مرگشان نرسیده خدا همه را میگیرد.@ تا از بدن غفلت کنی چشم باز میشود حالا این لحظهای هست که شخص دارد میرود کاملاً قطع است مراحلش را گفتم اول از پا شروع میشود در انسان در گستره منازل آخرت مفصل این را توضیح دادیم که شخص یواش یواش از پا میاید از کار میافتد تا بعد به دهانش، گوشش، چشمش و بعد تمام.@ حالا این لحظه آخر انقطاع حاصل شده چشم باز میشود حالا چشم که باز بشود آشنا را میبیند اولین کسی را که میبیند آشناست شما وقتی یک کشور خارجی میروید یک کسی قرار است استقبالتان بیاید اصلاً با جمعیت و فرودگاه کاری ندارید.@ همین میگردید در جمعیت که آشنا را ببینید چشم در چشم او میشوید دست تکان میدهید دلتان هم آرام میشود ولی اگر نیامده باشد که شما را ببرد در ترافیک مانده باشد یادش رفته باشد در فرودگاه بیایی اضطراب تو را میگیرد من الان کجا بروم چکار کنم خیلی حس و حال عجیبی است.@ انسان تا آن لحظه که میخواهد برود انقطاع که حاصل میشود اولین کسی که میبیند آشنایش است خدا نکند که آشناهایش بدجنس باشند و بدقیافه باشند آنهایی که در نفس خودش پرورانده هر کس را پرورانده باشد در عشق و مودت خودت آشنایت همان است.@ در روایت داریم یک عده وقتی این لحظه چشمشان باز میشود جیغ و داد و فریاد خدایا اینها را از اطراف من دور کن خدایا من اینها را نمیخواهم این صورتها را از من دور کن دیدید بعضیها میافتند در حالتهای کُما یا حالتهای نزدیک اینطوری، هی دائماً میگویند ما صورتهای وحشتناک میبینیم تو رو خدا اینها را از من دور کنید.@ اطرافیان میگویند بیچاره دارد هزیون میگوید خیالاتی شده نه خیالاتی نیست هزیون نمیگوید دارد خودش را میبیند چون گفتیم عزرائیل به شکل خودت و معشوقهایت میاید کدام معشوق دل تو را پر کرد عزرائیل با همان شکل سراغت میاید.@ حضرت عزرائیل خیلی زیباست هم خیلی هم مهربان است خیلی باصفا و مهربان و دوستداشتنی است به شکل خودت میاید به شکل باطنت، بعد میفرمایند وقتی میاید آنقدر مهربان میاید پرده را باز میکند میگوید نگاه کن این پیامبر است این امیرالمؤمنین است این فاطمه است این حسن است این حسین است آمدند تو را ببرند.@ چون یک عمر این در دلش اینها را پرورش داده یک عمر با اینها عشقبازی کرده یک عمر در خانه اینها کار کرده در قرارگاه اینها زندگی کرده واقعاً سبک زندگیاش با اینها هماهنگ بوده شبیه فاطمه زهرا زندگی کرده فاصله نگرفته بعضی از بانوان ما خیلی کیفشان و افتخارشان این است که شبیه فاطمه زهرا نیستند.@ پزشان این است بعضی از آقایان پزشان این است که شبیه امیرالمؤمنین نباشند شبیه امام حسین نباشند شبیه امام زمان نباشند این را کلاس میدانند یک افتخار میدانند خیلیها کلاسشان این است که اسمشان اسم اهل بیت نیست اسم بچههایشان را کلاس میگذارند که اسم اهل بیت و اسم انبیاء و اولیاء نگذارند.@ یعنی حاضر است برود از جمادات، گیاهان، حیوانات اسم انتخاب کند یا اسم آدمهای بد را میگذارند ما الان آدمهایی را داریم که اسم آدمهای بد تاریخ را روی بچه خودشان گذاشتند آدمهای قلدر، آدمهای قاتل، آدمهای طاغوت، سلاطین جور و ستم را انتخاب کردند این اسمها را روی خودشان و بچههایشان گذاشتند.@ ولی خیلیها پزشان هست که شبیه حضرت زهرا لباس نپوشند شبیه حضرت زهرا حیا نداشته باشند شبیه امیرالمؤمنین غیرت نداشته باشند قیافهشان شبیه امیرالمؤمنین نباشد ظاهرشان شبیه پدرشان و خانواده آسمانیشان نباشد اصرار دارند که شبیه آنها نباشند.@ یعنی وقتی به قیافه این آدم نگاه میکنی هیچ امامی یادت نمیاید وقتی به قیافه این آدم نگاه میکنی هیچ ولی خدایی یادت نمیاید وقتی به حضرت عیسی(ع) گفتند(مَن نُجالِس یا رُوحَ الله) ای روح خدا ما با چه کسانی مجالست بکنیم؟ فرمود(مَن یُذَکِرُکُمُ الله رُؤیَتُه) کسی که وقتی نگاهش میکنی یاد خدا میافتی.@ (وَ یَزیدُ فی عِلمِکُم مَنطِقُ) وقتی حرف میزند شما علمتان اضافه بشود با اینها رفاقت و دوستی بکنید ما خیلی وقتها اصرار داریم شبیه اهل بیت نباشیم نه سبک زندگیمان، نه خانهمان، نه لباس پوشیدنمان، نه غذا خوردنمان، نه مهمانیهایمان، نه عروسیهایمان، نه جشن تولدهایمان.@ دیروز آنقدر کیف کردم یکی از این دوستان طلبهام بود خودش جنوبی بود رفته بود به سختی یک دختر شمالی را انتخاب کرده بود یعنی به سختی به این داده بودند بعد برادرزن تعریف میکرد برادرزن طلبه بود گفت رفته بودم برای رفیق خواهرم را بگیرم مادرم قبول نمیکردند.@ خودم نشستم توسل کردم که خدا به دل پدر و مادرم بیاندازد که خواهرم را به این رفیقام بدهند خیلی دل پاک، بعد در شمال یک رسم خوبی هست یک تعدادی از شمالیها اینطوری هستند که خیلی از جشنها و مراسمشان را من زیاد شرکت کردم عقد دارند ختنهسران دارند در فضاهای مقدس میگیرند در مساجد خیلی این رسم هست.@ رسم خوبی هم هست که بهترین مراسمها باید در مقدسترین جاها باشد اینجا میگویند تالار بگیریم باید حتماً شبیه جهنم بشود در آن فسق و فجور و گناه و زن و مرد با هم قاطی بشوند هزارتا زنای چشمی و لمسی و غیره بکنند که این جشن مبارک بشود اگر بگویی عروسیات را در مسجد بیانداز برایش اُفت دارد.@ غربیها با این همه فسق و فجورشان ازدواجشان در کلیساست این را مقدس میدانند نمیاندازند در جاهای خیلی بد و زشت، میگویند هر کس هر طوری هست ولی ازدواج باید یک جای مقدسی باشد پیوند مقدس است دعای انبیاء سر راهمان باشد دعای خدا دعای آن روحانی آن کشیش پشت سرمان باشد.@ اینجا نمیدانم چرا اینطوری است اینجا همه ادعا دارند ولی اگر به آنها یک همچین پیشنهادی بدهی انگار فحش ناموسی به آنها دادی که یک همچین چیزی بگویی خیلی ناجور است گفت بالأخره من توسل کردم مادرم غیر منتظره اول رد کرد بعد گفت بگو پسر بیاید پذیرفتن و انجام شد.@ گفت شب خواب دیدم که دوتا خانم دارند سمت مراسم میایند به آنها گفتم خانم شما کجا میروید؟ گفتند داریم عروسی میرویم مگر خودت ما را دعوت نکردی؟ گفتم شما چه کسی هستید؟ گفت من معصومه هستم ایشان هم حضرت زهراست.@ یک عروسی پاک یک عروسی خوب حضرت زهرا حتماً در عروسیهای شما میاید امام زمان حتماً میاید به شرطی که ما جا برایشان باز کرده باشیم یعنی کارت دعوت داده باشیم ما اصلاً از سبک این عروسی معلوم است کارت دعوت برای فرشتهها نیست کارت دعوت برای امام زمان صادر نشده برای حضرت زهرا برای اهل بیت نیست.@ هیچ کس در این مراسم نمیاید در این فقط طاغوتها و گناهکاران و فاسقان و فاجران و مجرمان در این عروسی میایند این عروسی در بهشت برگزار نمیشود در جهنم برگزار میشود و هنوز که هنوز است خیلیها افتخارشان این هست که حتماً عروسی باید جهنم باشد.@ حتماً باید در آن معصیت و فسق و فجور، تجاوزهای چشمی و زناهای چشمی و لمسی و غیر لمسی انجام بشود تا این عروسی بالأخره از نظر آنها عروسی باشد خیلیها افتخارشان این هست که شبیه اهل بیت نباشند کیفشان و پزشان این هست که هیچ نوع سبک زندگیشان آنطوری نباشد.@ لحظهای که جان دارد در میاید آشناها جلوی چشمت میایند آنهایی که یک عمر با آنها پیوند خوردی الگوها و به تعبیر قرآن ائمه تو میایند، امام یعنی آن کسی که تو در تمام عمرت الگوی تو بوده الگوی عملی، الگوی ادعایی نه، الگوی عملی تو بوده.@ حالا فکر کن این شب جمعه نوبت ماست که برویم اگر قرار باشد این شب جمع ما برویم ببین آن لحظه چه کسی جلوی چشمت میاید آشنای تو کیست باید با یک آشنا انس داشته باشی همین الان در دلت برو ببین رفیقهایت چه کسانی هستند معشوقهایت، رفیقهایت، الگوهایت، کسانی که با آنها رفت و آمد داری دوستت دارند دوستشان داری.@ تنهاییهایت را دوست داری با آنها پر کنی ببین چه کسانی هستند قشنگ نشان میدهد موقع مردن چه کسی بالای سر آدم میاید همین یک مبنا که من میگویم، من هر دفعه بحثهای کاربردی و عملیاش را به شما میگویم ببین دوست داری وقتی تنها هستی با چه کسانی رفت و آمد کنی.@ یک ملاک خوبی است یک جمعه است الان دلت گرفته دوست داری چه کسانی الان پیشت بیایند و تو پیش چطور آدمهایی بروی میخواهی مسافرت بروی ببین دوست داری چه کسانی با تو باشند یک مهمانی میخواهی بروی ببین چطور مهمانی دوست داری تمام شخصیت تو در همین انتخاب به تو نشان داده میشود.@ آینه است یک هوس مسافرتی کردی ببین در مسافرتها کجا را هوس میکنی دستت میاید خیلی حرف است چقدر روانشناسی این دقیق است حضرت در خال زده میگوید بیشترین جایی که شناخت امام زمان به درد میخورد موقع رفتن از اینجا و ورود به برزخ است بیشترین جا اینجا حضرت به کارت میاید.@ خدا کند ما آشنا بشویم خدا کند با جبرئیل با عزرائیل با ملائکۀ الله آشنا بشویم خدا کند ما با امامزادهها رفیق باشیم خدا کند ما با همین حضرت عبدالعظیم، حضرت طاهر، حضرت حمزه رفیق باشیم اینها میایند خدا کند ما با شهدا رفیق باشیم چون میگوییم(صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) خدا کند اینها آشنای ما باشند و همه هم میایند.@ خدا کند ما با انبیاء رفت و آمد داشته باشیم اینها همه میایند و مژده بزرگی حضرت دارد به ما میدهد که انسان رفیقهایش آنهایی که با آنها دلبسته بوده برایشان تلاش کرده مودتشان را داشته در زندگی عاشقشان بوده اینها بالای سر آدم میایند اینها سراغ آدم میایند.@ الان وقت داری رفیقهایت را انتخاب کنی الان فرصت داری ببینی با چه کسانی میخواهی آنجا زندگی بکنی انتخابشان کن پس خیلی ما فرصت داریم برای تنظیم این رابطه، بجنبیم یک کاری بکنیم حالا این لحظه چه میگوید؟@ میگوید این لحظه طرف میگوید من بر طریق نیکویی بودم یکی از علما اینجا نوشته خدا را شکر خوب شد من اینها را انتخاب کرده بودم این لحظه اگر قیافههای وحشتناک جهنمی را به قول خدا رحمت کند استاد امام را مرحوم میرزا جواد آقای ملکی که فرشتهها با گرزهای آتشین بالای سر آدم بیایند چی.@ اگر اینها بخواهند سر وقت آدم بیایند چه میشود خوب است آدم برود اخلاقش را درست بکند سگیهایش را در بیاورد هر چه سگی و وحشیگری دارد در وجودش در بیاورد چون اینها خیلی کار دست آدم میدهد تندیها و تیزیها و زودرنجیها و حساسیتها و عصبانیتها و بدجنسیها و حسادتها، اینها وحشیگری است.@ اینها خیلی خطرناک است اینها را از خودش در بیاورد چون خیلی کار دست آدم میدهد گرفتار میکند میگوید این لحظهای که میاید حضرت چقدر قشنگ کار کرده تمام تصویری است این تا چشمش باز میشود آشناها را میبیند.@ میگوید عجب کار خوبی من کردم من راه خوبی را داشتم در زندگی رفتم با خوب کسانی رفیق شدم این خیلی قشنگ است امیدوارم انشاء الله همه ما مشمول این حدیث شریف باشیم که آن لحظه بگوییم خدایا من همیشه اینطوری بودم.@ (لَقَد کُنتُ عَلی أمرٍ حَسَن) من اصلاً کار درست بودم کارم قشنگ بود که با اینها رفاقت کردم سلیقهام خوب بود خوب کسانی را شکار کردم با خوب کسانی رفیق شدم خدایا به حق محمد و آل محمد ما را با محمد و آل محمد محشور بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@