اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ قرآن بعضی از انسانها را دسته اول را به عنوان سنگ معرفی میکند میگوید قلبهای بعضی از انسانها مثل سنگ هست دسته دوم را میفرماید از سنگ هم پستتر هستند دسته سوم را فرمود مثل حیوانات و چهارپایان هستند دسته چهارم را فرمود از چهارپایان هم پستتر هستند دسته پنجم را فرمود(شیاطین الانس).@ انسانهایی هستند که هر جا هستند باعث گمراهی دیگران و غفلت دیگران هستند اگر شوهر کسی باشد همسر و فرزندانش را اگر زن کسی باشد شوهر و فرزندانش را اگر دوست کسی باشد دوستش را اگر معلم کسی باشد شاگردانش را اگر مدیر و رئیس و فرمانده و فرمانروای جایی باشد زیرمجموعه خودش را از خداوند غافل میکند و مثل یک شیطان عمل میکند.@ از نظر قرآن هر چه که انسان را از هدف خلقتش دور میکند شیطان هست چه انسان میخواهد باشد چه جن باشد فرقی نمیکند و گفتیم خداوند تبارک و تعالی استثنائاً یک گروه را به عنوان انسان قبول دارد و آن فقط و فقط مؤمن هست(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) همه انسانها در حال از دست دادن اصل سرمایه انسانیشان هستند.@ (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) استثنائاً تنها کسی که اهل خسران نیست و سعادتمند به آخرت وارد میشود و دنیای سعادتمندی دارد شخص مؤمن هست آن هم با نه فقط ایمان خالی(إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) ایمان و عمل صالح(وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) توصیه یکدیگر به حق و توصیه یکدیگر به صبر.@ قدرت دادن انرژی دادن توان دادن به یکدیگر هستند مؤمنین پس فقط فرد مؤمن هست که انسان هست با باطن انسانی این که پیامبر فرمود روز قیامت امت من به صورت ده حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند با اینکه مسلمان هستند اهل نماز و قبله و روزه و قرآن هستند.@ این به این خاطر هست که انسان تا معشوقش الله چهارده معصوم و جهاد در راه خدا در رأس سایر معشوقاتش قرار نگیرد و اینها معشوق اصلیش نشود به باطن انسانی راه پیدا نمیکند این نص قرآن هست که توضیحات این را ما در جلسات گذشته مفصل خدمت همه عزیزان عرض کردیم.@ بعد از این شروع کردیم به این که علامت یک انسان حقیقی یعنی مؤمن را خدمت شما عرض بکنیم چند علامت ذکر کردیم از تعریفات ایمان شروع کردیم که ایمان حقیقتش چیست توضیح دادیم ایمان غیر از تسلیم عقلی است.@ گاهی وقتها ذهن انسان و عقل انسان تسلیم میشود نسبت به خداوند یعنی باور میکند عقل انسان میپذیرد عقل انسان که خداوندی هست قیامتی هست معادی هست جاودانگی و ابدیتی هست اما دل انسان نمیپذیرد و گفتیم ایمان یعنی پذیرش دل.@ مثالی که زدیم مثل مردهشور بود با آدمهای معمولی آدمهای معمولی عقلشان و ذهنشان میپذیرد که مرده با انسان کاری ندارد میپذیرد که تاریکی ترس ندارد تنهایی ترس ندارد اما مردهشور نه دلش باور میکند قلبش به این شناخت میرسد که مرده کاری ندارد میرود دست میزند به مرده با مرده هم راحت هست هیچ دلشوره و ناآرامی ندارد هیچ اضطرابی ندارد.@ باور دل غیر از باور ذهن و عقل هست افرادی هستند که در کتاب در درس سر جلسه با مطالعه راجع به آخرت خداوند ایمان میرسند به این که اینها هست ثابت هم میتوانند بکنند ولی قلب خودشان باور نمیکند.@ گفتیم علامت اینکه یک نفر قلبش باور کرده که الله هست ایمان آورده واقعاً آخرت هست این هست که شخصی که باور کرده الله هست همیشه شاد است و همیشه آرامش دارد و توضیح دادیم میزان ایمان هر شخص از میزان آرامش و شادی آن شخص معلوم میشود.@ این از نظر نظام فردی و روحی و روانی و از نظر نظام ارتباطی گفتیم که ایمان هر شخص هر چقدر افزایش پیدا میکند علاقهاش به همسرش خانوادهاش خانواده همسرش اطرافیان فامیلها دوستان مردم مسلمانها و حتی غیر مسلمانها و همه اشیائی که در اطرافش هستند حتی حیوانات حتی جمادات بیشتر میشود.@ عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست انسانی که به الله نزدیک میشود روزبهروز اسم رحمان خدا را بیشتر دریافت میکند و مهربان میشود ما مؤمن بداخلاق مؤمن زودرنج مؤمن حسود مؤمن بدبین مؤمن اخمو نداریم مؤمن اصلاً از این صفات خودبهخود بری است.@ اگر ما ایمان آوردیم ولی با این حال این صفتها در ما هست حسادت هست بدبینی هست زودرنجی هست دلشوره هست دلنگرانی هست اضطراب هست این نشان میدهد که ایمان ما ایمان ضعیفی هست اگر بگوییم قلابی نیست قلابی هست اگر این را نگوییم باید بگوییم که ایمان ضعیفی هست.@ حالا دو تا تعریف دیگر از ایمان خدمتتان عرض بکنم از وجود مقدس نبی اکرم(ص) میفرماید که(اَلاِیمانُ مَعرِفَۀٌ بِالقَلب وَ القَولٌ بِلِسان وَ عَمَلٌ بِالاَرکان) در تعریف ایمان میگوید ایمان شناخت قلبی است شناخت ذهنی و عقلی نیست انسان چه بسا عقلش باور کند چیزی را اما دلش نپذیرد.@ ما الان اساتیدی داریم که در دانشگاه همین چند وقت پیش بحث میکردیم با اساتید دانشگاه جلسهای من داشتم یک دوره سبک زندگی داشتیم با اساتید دانشگاه یک چند روزی من برایشان درس داشتم بعد رسیدیم به اینجا که انسان میتواند ذهنش و عقلش چیزی را بپذیرد اما دلش باور نکند.@ صریح بعد از جلسه این چند روزی که ما داشتیم یکی از اساتید آمد گفت که آقا من خودم همینطوری هستم من خودم میروم سر کلاس به مردم بحثهای معنوی و عرفانی درس میدهم خودم نماز نمیخوانم میشود اینطوری بشود آدم عقلش یک چیزی را میپیذیرد قبول دارد انکار هم نمیکند اگر کسی بخواهد با او مقابله بکند محکم میایستد در مقابلش ایستادگی میکند.@ ولی در مقام عمل چون خودش باور نکرده منشأ عمل نیست مؤمن چه موقع میتواند با خدا شاد بشود؟ مؤمن چه موقع میتواند خوشاخلاق باشد؟ مؤمن چطوری هست که نمیتواند از کسی بدش بیاید؟ مؤمن چطوری میشود که همه اطرافیان را دوست دارد؟ این آن زمانی هست که قلبش باور کند الله و غیب را تا از غیب قدرت بگیرد.@ (الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) مؤمن دلش امنیت پیدا میکند با غیب یعنی میداند هست الان که شما در مرقد حضرت جعفر بن موسی(ع) نشستید شخصی که میرود کنار ضریح یک کسی میرود کنار ضریح با جعفر بن موسی برادر امام رضا پسر امام کاظم سخن میگوید به همین عنوان دلش هم باور دارد با این سخن میگوید.@ یک کسی با الله سخن میگوید دلش باور کرده و قدرت میگیرد و شادی و نشاط میگیرد یک کسی نه عقلش باور کرده اما دلش باور نکرده حضرت میفرماید ایمان شناخت با قلب هست(مَعرِفَۀٌ بِالقَلب) یعنی یک شناخت قلبی است قلب پذیرفته قلب میبیند دل انسان باور میکند.@ (وَ قَولٌ بِاللِسان) مرحله بعدی این هست که آنچه که ایمان آورده و باور کرده حاضر است به زبان بیاورد پنهان نمیکند خجالت نمیکشد از اینکه بگوید من مسلمانم من شیعه هستم من چنین باورهایی دارم یک کسی که دلش آرامش پیدا کرده راحت میتواند حرف بزند حرفهایش را پنهان نمیکند عقائدش را پنهان نمیکند اینها را راحت میتواند بگوید ابراز میکند.@ (اشهد ان لا اله الا الله)ابراز میکند فریاد میزند نبوت و ولایت و عقائدش را بیان میکند(وَ عَمَلٌ بِالاَرکان) اینکه آنچه را که باور کرده در عمل او ظهور دارد یعنی میبینید این چون الله و قیامت را باور دارد شادی دارد آرامش دارد قدرت دارد نشاط دارد خوشاخلاقی دارد حسادت نمیکند چون میترسد از حسادت چون باور کرده که حسادت چقدر خطرناک است.@ ما در بحثهای عصبانیت و غضب توضیح دادیم هر بار زودرنجی حساسیت و غضب حجم زیادی فشار قبر برای انسان ذخیره میکند یک کسی که مؤمن هست که فشار قبر میاورد عصبانیت چون باور کرده در عملش ظهور میکند عصبی نمیشود به این راحتی.@ گفتم حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) ایشان یکبار سر درس عصبانی شده بود نذر میکند آنقدر ناراحت میشود آنقدر خودش از این عصبانیت خودش ترس برش میدارد چون ایمان دارد که عصبانیت چقدر خطرناک است.@ نذر میکند که اگر یکبار دیگر عصبانی بشود یکسال روزه بگیرد برای تنبیه نفس خودش و اتفاقاً عصبانی هم میشود یک طلبهای ایشان را عصبانی میکند و ایشان یکسال روزه میگیرد چون فشار یکسال روزه خیلی کمتر از عذاب یکبار عصبانی شدن هست.@ زودرنجی عصبانیت حسادت اینها خیلی خطرناک است بیماریهای خطرناکی است وسواس اینها خوب نیست مؤمن چون میداند اینها بد است به اندازهای که انسان از یک مار از یک حیوان وحشی میترسد از این اخلاق خودش ترس دارد یعنی نمیگذارد که سمتش بیاید فرار میکند از اینکه یکبار این خلقیات سراغش بیاید.@ اصلاً احساس بیحیایی میکند یک مؤمن وقتی که اینطوری است کمااینکه در مباحث غم اینها را توضیح دادیم یک مؤمن احساس فحشا میکند اگر غمگین بشود احساس میکند به لجن کشیده شده وقتی برای دنیا غمگین بشود برای دنیا عصبانی بشود برای دنیا غصه بخورد احساس میکند چقدر پست شده که دنیا توانسته او را ریزش بکند دنیا توانسته او را تحقیرش بکند.@ مؤمن قوی است اینطوری نیست که دنیا بتواند تحقیرش بکند پیامبر فرمود(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که گریه میکند به دنیا جهنمی است دنیا میتواند یک کسی را تحقیر بکند میتواند یک نفر را له بکند.@ یک کسی که الله را کنارش دارد چهارده معصوم را کنارش دارد آخرت و ابدیت را کنارش دارد با مسائل دنیایی اگر عصبانی بشود ناراحت بشود گریه بکند این شخصیتش واقعاً یک شخصیت ضعیفی هست خودش باید خجالت بکشد.@ شما یک موقع هست این را در بحث غمهای مثبت توضیح دادم بعضی از غمها هستند غمهای الهی هستند غمهای مثبت هستند شما گاهی وقتها مثلاً یک جوانی را میبینید هیکلدار است آدم قوی است میرود با یک کسی درگیر میشود کتککاری میکنند با همدیگر چهار تا این میزند چهار تا او میزند ولی بالاخره کتک را میخورد مغلوب میشود.@ این خیلی ناراحتی ندارد مغلوب شده ولی میگوید حالا من هم مغلوب شدم چهار تا به طرف مقابل زدم به راحتی مغلوب نشدم این غصه ندارد یک بار هم میرود درگیر میشود ولی هیچی نمیتواند بزند تا میاید تکان بخورد کتک مفصل را خورده ضربه را خورده له میشود ولی باز هم میگوید طرف قوی بود که من را زد.@ حالا فکر کن این آدمی که خیلی قوی است برود یک بچه کوچک پنج ساله آن هم نه پسر بچه دختر بچه بزندش یک دختر بچه پنج ساله بگیرد این مرد قوی را زیر بار کتک بزند و لِهِش بکند این چقدر احساس حقارت به او دست میدهد.@ مؤمن چون اتصال به قدرت الهی دارد وقتی دنیا میتواند عصبانیش بکند خودش باید در درون خودش شرمش بیاید خجالت بکشد آخر این چه بود من برای غذا برای شکم برای لباس برای مسائل خاله خالهبازیهای زندگی برای خرید برای مال دنیا اینقدر عصبانی شدم ریختم به هم گریه کردم.@ یک طلاق افتاده یک مؤمنی که در زندگیش خدای نکرده طلاق اتفاق بیفتد یا کسی از او بمیرد یا خودش مریض بشود یا سرطانی بگیرد یا مریضی بگیرد اصلاً حاضر نیست به دنیا باج بدهد که بیفتد به چنبره غصه و ناراحتی و اعصاب خورد کردن اینقدر مؤمن شخصیتش قوی هست(اَلمُؤمِنُ کَالجَبَلِ الراسِخ).@ اینطوری نیست که با یک چیزی در زندگیش اتفاق بیفتد یک کسی به او بیمحلی بکند یک کسی دعوتش نکند یک کسی به او سلام نکند روحیهاش بریزد به هم و احساس حقارت بکند چون مؤمن اساساً شخصیتش حقیر نیست مؤمن اساساً قابل تحقیر کردن نیست.@ مثل زینب کبری است که بعد از آن همه مصائب گفت(و ما رأیت الا جمیلا) جز زیبایی هیچی ندیدم. مؤمن چون ایمان دارد ایمانش در عملش ظاهر میشود نمیشود مؤمن باشد و نماز نخواند فرمود(ما بَینَ الکُفرِ وَ الاِیمان اِلاّ تَرکَ الصَلوۀ) فاصله بین کفر و ایمان ترک نماز است یک کسی که نماز نمیخواند قطعاً ایمانش یا ندارد یا خیلی ضعیف است.@ مسلمان شده قرآن میگوید این مسلمان هست قبول داریم ولی مؤمن نیست مؤمن نمیشود نماز نخواند یک کسی که مؤمن هست امکان ندارد حجاب را رعایت نکند یک کسی که مؤمن هست امکان ندارد اهل فحشا و منکرات باشد ولی مسلمان است تسلیم شده ولی ایمان نیاورده ایمان وقتی آمد در عمل ظاهر میشود.@ نمیشود خمس ندهد نمیشود سال خمسی نداشته باشد نمیشود به کمک امام زمانش نرود نمیشود امام زمان غریب و آواره و تنها و مظلومش را فراموش بکند یک مؤمن یک مؤمن کسی نیست که وقتی میشنود امام زمانش هر روز دارد میگوید(هل من ناصر ینصرنی) این خودش را به کری بزند و نشوند.@ امام زمان ما هر روز دارد ما را صدا میکند به کمک مؤمن حتماً وقتی از وقتهایش ساعتی از ساعتهایش در اختیار امام زمانش برای برطرف کردن موانع ظهور امامش و مولایش صرف میشود مؤمن نمیتواند دلش برای قرآن تنگ نشود مؤمن نمیتواند دلش برای خدا تنگ نشود.@ مؤمن نمیتواند دلش برای مادرش فاطمه زهرا تنگ نشود مؤمن نمیتواند دلش برای خانواده آسمانیش تنگ نشود مؤمن چون از آنجا آمده از خانواده اصلیش آمده به زمین قبلاً توضیح دادم در بحث انسانشناسی که یادتان نرفته انشاء الله گفتیم ما زن نیستیم و مرد هم نیستیم هیکلهایی که به ما داده شده بدنهای زنانه و مردانه کجا داده شده به ما؟ در زمین داده شده ولی ما اهل زمین نیستیم ما قبلاً پیش خدا بودیم بدن نداشتیم.@ انسان نه زن است و نه مرد زنانگی و مردانگی جنبه جنسی و حیوانی ماست مؤمن بدنش اسیرش نمیکند جنبه جنسی و زنانگی و مردانگیش او را تحقیر نمیکند حرمت این بخش را دارد اما خودش بالاتر از این مسائل هست مؤمن اهل عمل است(عَمَلٌ بِالاَرکان) عمل میکند حتماً مؤمن.@ آخرت را باور کرده شب اول قبر را باور کرده پنجاه تا سؤال روز قیامت را مؤمن باور کرده مؤمن باور میکند وقتی قرآن را میخواند که قیامت پنجاه هزار سال هست باور میکند باور میکند وقتی امام صادق میفرماید هر هزار سال یک سؤال میکنند او به دنبال سؤالها هست.@ مؤمن دلشوره آخرت و برزخ را دارد مؤمن در عمل امکان ندارد وظائف شوهرداریش را انجام ندهد و کوتاهی بکند مؤمن امکان ندارد وظائف زنداریش را انجام ندهد و کوتاهی بکند مؤمن امکان ندارد در تربیت بچههایش سهلانگاری بکند مؤمن در عمل همه چیزش ظهور میکند آنچه که باور کرده و آنچه که میفهمد را در عمل زود انجام میدهد.@ باز برویم سراغ یک فرمایش دیگری از وجود مقدس نبی اکرم(ص) میفرماید(اَلاِیمانُ بِالقَلب وَ اللِسان) ایمان ملاکش قلب انسان هست و زبانش، انسان چیزی را که باور کرد پذیرفت در زبان هم با قلبش یکی هست با قلب و زبانش یکی است.@ (وَ الهِجرَۀُ بِالنَفسِ وَ المال) این هم از علامتهای یک مؤمن هست یکی از علامتهای مؤمن هجرت است هجرت یعنی چی؟ هجرت یعنی اینکه مؤمن اگر ببیند آخرتش دارد جایی به خطر میافتد حیثیت انسانیش دارد به خطر میافتد باید آنجا ترک بکند هر چیزی که ممکن است.@ یک خانمی مثلاً میخواهد برود یک جایی کار بکند میبیند آنجا از او بیعفتی میخواهند بیحیایی میخواهند بیحجابی میخواهند لباس تنگ و آرایش میخواهند از او، خب نمیرود کار بکند میگوید دینم را اینجا من این کار را نمیکنم آخرت و دینم را نمیگذارم بروم به خاطر اینکه میخواهم یک حقوقی در بیاورم بیایم پا روی ایمانم بگذارم.@ جایی که شما سلامت جسمیتان به خطر بیفتد حرام است بروید حتی روزه که واجب الهی است روزه خدا روزه ماه مبارک رمضان وقتی ضرر دارد برای بدن آدم انجام نمیدهد مؤمن اگر روحش به خطر بیفتد به هیچ وجه هیچی را تحمل نمیکند هجرت میکند حتماً.@ مکانی که زندگی میکند اگر به ضررش باشد میگوید آقا این محیط این محله محله فاسدی است من اینجا بخواهم زندگی بکنم خودم و بچههایم خراب میشوم نمیدانم محله آبا و اجدادیمان هست به محلهمان انس داریم خانه پدر خدابیامرزم هست اصلاً این چیزها را ندارد.@ مؤمن میبینید یک موقعی از یک کشور به یک کشور دیگر میرود به خاطر حفظ ایمانش، من الان در قم که تدریس دارم تقریباً بیش از 100 کشور طلبه دارند آنجا طلبههایی هست از آمریکا از اروپا تمام کشورهای اروپایی آمریکا آفریقا آسیا طلبههای دختر و پسر زن و مرد هستند آمدند از تمام دنیا در قم دارند درس میخوانند.@ میگویند ما ایمانمان اقتضا میکند که بیاییم دینمان را یاد بگیریم بیاییم اینجا خودمان را بسازیم و در صورت توان برویم با مردم خودمان هم اسلام را تبلیغ بکنیم خیلیهایشان رفاه کشورهای خودشان را رها کردند با سختترین شرایط آمدند در قم دارند درس میخوانند.@ هجرت یعنی این هجرت یعنی اگر یک رفیقی دارد فاسدت میکند یک فامیلی دارد خرابت میکند بتوانی بکنی بروی کنار هجرت یعنی دور شدن هجران است دیگر دور شدن میروی یک جا عروسی مبتذل هست معصیت خدا میشود در محضر امام زمان دارد معصیت میشود زن و مرد حیا و حجاب را رعایت نمیکنند.@ مؤمن یعنی کسی که زود هجرت میکند در آن مجلس اصلاً نیست فرمود اگر کسی ایمان آورده باشد به خدا و روز قیامت هرگز در مجلسی که معصیت خدا میشود و نمیتواند آنجا را تغییر بدهد نمینشیند این یعنی مؤمن، پایش را که نمیگذارد آنجا هیچی اگر رفت دعوتی شد دید آنجا معصیت است هرگز نمیایستد اگر معصیت باشد.@ یا تغییرش میدهد یا اینکه خودش میاید بیرون این یعنی مؤمن، دوستی هست سالها هم میشناسدش با او رفیق است ولی بعد میبیند که کافر دارد میشود یا کافر است میخواهد این را منحرف بکند رهایش میکند میرود کنار اصلاً رابطه را قطع میکند.@ قرآن میگوید ابراهیم(ع) تا فهمید پدرش آزر بعضی از تفاسیر گفتند عمویش هست حالا عمویش یا پدرش فرقی نمیکند کافر هست ایمان به خدا ندارد رهایش کرد و آمد تبری جست از او، خواهرش برادرش همسرش هر کس هست رهایش میکند فرزندش هست رهایش میکند.@ چون این ارتباطات ارتباطات حیوانی است پدری مادری شوهری همسری خالهای دایی اینها روابط جسمی و جسدی است مؤمن چون اساساً عضو خانواده محمد آل محمد هست با خانواده حیوانی و زمینیش اصلاً حاضر نیست به خاطر خانواده زمینی و حیوانیش رابطهاش را با پدر مادر آسمانی خودش و اهل بیت قطع بکند.@ مؤمن چون از آنجا آمده و اهل بیت حقیقت او هستند هیچ وقت حاضر نیست که به خاطر این چیزها به معصیت بیفتد این فقط مؤمن هست که وقتی با خانواده آسمانیش روبرو میشود میگوید(بابی انت و امی بابی انتم و امی) پدر و مادرم همه کس من فدای شما باشد فدای کی؟ فدای خانواده آسمانی خودش فدای اصل و ریشه خودش.@ ما قبل از اینکه فرزند کسی باشیم فرزند اهل بیت هستیم خداوند نور ما را و روح جاودانه ما را از اهل بیت خلق کرده ما قبل از اینکه همسر کسی باشیم تعلق به خانواده آسمانیمان داریم لذا شما در فقه هم میبینید که اگر یک موقعی یک کسی رابطه همسریش منجر به خیانت به خانواده اصلیش بشود خانواده اهل بیت خانواده آسمانیش بشود رابطه همسریش باطل میشود اصلاً.@ مؤمن تُرک بودن لر بودن ایرانی بودن افغانی بودن عرب بودن عجم بودن برایش هیچ اهمیتی ندارد وقتی قرار است این امور او را در مقابل دینش قرار بدهد این امور باعث بشود اخلاق را زیر پا بگذارد هجرت یعنی هر چیزی که رابطه من با خانواده آسمانیم و با معشوقم الله را به هم میزند برایم ارزش ندارد.@ هجرت یعنی ترک کردن سبک زندگی حرام هجرت یعنی ترک کردن حرامها هجرت یعنی انسان اینقدر پول دوست نیست که نتواند خمسش را بپردازد اینقدر مال دوست نیست که نتواند زکاتش را بپردازد و با نپرداختن خمس و زکات مورد لعنت امام زمان قرار بگیرد.@ مؤمن به هیچ چیز علاقهای ندارد که آن علاقه باعث بشود از اهل بیت جدا بشود از خانواده آسمانیش جدا بشود مؤمن هر چیزی از دنیا را که بپذیرد اول رنگ خدایی به آن میدهد به رنگ اهل بیت درش میاورد بعد میپذیردش و اگر نخورد این رنگ با آن رنگها این را نمیپذیرد.@ مؤمن لباسی را نمیپوشد که او را از خانواده آسمانیش جدا بکند حجاب و سبک زندگی ندارد که او را از خانواده آسمانیش جدا بکند مؤمن رفیقهایی ندارد دیدنیها و شنیدنیهایی ندارد که او را از اهل بیت جدا بکند مؤمن در خانهاش ماهواره نیست مؤمن در خانهاش یعنی استفاده نادرست از ماهواره نیست استفاده نادرست از اینترنت نیست.@ مؤمن دیدنیهای حرام ندارد مؤمن شنیدنیهای حرام ندارد مؤمن مجلس حرام و رفیق فاسد ندارد مؤمن لقمه حرام ندارد اهل هجرت است مؤمن هر چیزی که او را از بهشت و بالاتر از بهشت جدا بکند مؤمن از آن متنفر است چون دشمن مؤمن هست اینطور چیزها.@ هجرت یعنی فرار از جهنم هر چیزی که بوی جهنم رنگ جهنم داشته باشد برای مؤمن تنفرانگیز است ممکن است برای دیگران لذتبخش باشد ولی برای او تنفرانگیز است مؤمن شامهاش خیلی قوی است بو میکشد هر چیزی را خوردنیها را اگر حرام باشد میگوید من آتش نمیخورم شنیدنیها از شنیدنیهای حرام فرار میکند دیدنیهای حرام را کنار میگذارد و فرار میکند.@ مؤمن اهل هجرت است هر چیز فاسد مثل بدن معصوم بدن سالم هر چیز مضر را کنار میگذارد روح سالم هم که ملاک انسانیت هست نمیتواند سالم باشد اگر چیزهای آلوده را کنار نگذارد قرآن میفرماید ملاک انسانیت انسان داشتن قلب سلیم هست در قلب سلیم یعنی قلب سالم روح سالم، آخرت فقط قلب سلیم بدرد میخورد موقع وفات به بعد قلب سلیم به درد میخورد.@ (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) مگر قلب سالم نه مال و نه فرزند نه هیچ چیز دیگر بدرد نمیخورد مگر قلب سلیم، در قلب سلیم نمیشود چیز بیمار باشد مؤمن عشقهایش نجس نیست آلوده نیست مؤمن عشقهایش متجاوزانه نیست.@ مؤمن عشق زمینی دارد میتواند عاشق یک جنس مخالف باشد میتواند با آن ازدواج بکند میتواند عشق به پدر مادر خواهر برادر عمو عمه دایی داشته باشد اما هیچ وقت این عشقها و محبتها قرآن سوره توبه آیه 24 فرمود از سه تا عشق بالا نمیزند در دل مؤمن اگر بزند مؤمن ساقط میشود مؤمن فاسق میشود.@ مؤمن همیشه سه تا عشق در دلش از همه عشقها بالاتر است عشق به الله عشق به چهارده معصوم و عشق به جهاد سوره توبه آیه 24 مؤمن هر کس و هر چیزی را دوست دارد بعد از این سه عشق است هیچ وقت دوست داشتن هیچ چیز و هیچ کس از این سه عشق در دل مؤمن بالاتر قرار نمیگیرد و اگر گرفت مؤمن فاسق میشود مؤمن سقوط میکند.@ لذا مؤمن همیشه مهندسی عشق را در دلش انجام میدهد مهندسی آرزوهایش دقیق است آرزوها و عشقهایی را میپذیرد که هیچ وقت بالاتر از این سه عشق نباشد.@ شما فکر کنید این ساختمان ستون دارد این مسجد این عبادتگاه ستونها به زیر سقف نرسد کمتر از سقف باشد سقفف فرومیریزد مهندسی یعنی همین یعنی دقیقاً در چینش دل یک مؤمن عشقها طوری طراحی شده که او همیشه شادی و آرامش دارد.@ هیچ وقت دنیا برای مؤمن عزیزتر از این سه تا نیست برای همین هم هیچ وقت غصهاش را نمیخورد با مریضی با سکته و سرطان با از دست دادن کسی با رفتن کسی با بیمحلی کسی با مشکلات اقتصادی با مصائب و بلاها مؤمن هیچ وقت به غصه نمیافتد چرا؟ چون معشوقهای اصلی او همیشه در کنارش هستند او همیشه سرشار از عشق است.@ هجرت با چه چیزی صورت میگیرد؟ فرمود(وَ الهِجرَۀُ بِالنَفس) هجرت با نفس انسان، انسان باید با نفسش یک کسی میبنی خیلی ثروتمند است اما دلش به این ثروت نچسبیده از این ثروت هجرت کرده یک کسی میبینی وضع مالیش خیلی خراب است اما دلبسته پول است.@ من گاهی وقتها میروم خارج از کشور برای تبلیغ دختران اروپایی پسران اروپایی هستند خدا شاهد است بعضی از این دختران میگویند استاد ما حسرت یک چادر سر کردن چند روز پیش یک خانمی از کانادا به من زنگ زد گریه میکرد.@ میگفت حسرت یک چادر سر کردن روی سر من مانده اینجا شوهرم اجازه نمیدهد مصیبت دارم با اینها، فضای اینجا اینطوری اقتضا میکند از یک کشور اروپایی آمده بودند یک شب منزل ما خانم بنده یک چادر به یکی از این خانمهای اروپایی داد این اینقدر این چادر را بغل کرد و گریه کرد بعد سرش کرده بود نماز بخواند دیگر هم در نمیاورد حاضر نبود این چادر را در بیاورد.@ این باطنش ممکن است امکان چادر سر کردن حتی امکان حجاب گاهی وقتها نداشته باشد ولی باطنش محجوب و باحیا است بعضیها برای همین روز قیامت کسانی هستند که یک عمر چادر سرشان کردند روز قیامت بیحجاب محشور میشوند چون در تمام مدت عمرشان از این حجابشان بیزار بودند.@ نمازخوانهایی هستند که روز قیامت بینماز محشور میشوند چون از نمازشان متنفر بودند ولی به خاطر شرائط و عادت به قول حضرت فقط نماز خواندند ولی خودشان دوست نداشتند.@ هجرت یعنی دل آدم کنده بشود از معصیت و دل انسان تقوا و حیا را دوست داشته باشد دل انسان خوبی را دوست داشته باشد دین و الله را دوست داشته باشد و از هر چیزی که بوی بیدینی و جهنم میدهد کنده شده باشد.@ ما گدایی داریم چون عاشق پول و مال هست بیش از خدا بیش از اهل بیت بیش از جهاد جهنمی میکند خودش را، ثروتمندانی داریم با اینکه در اوج ثروت هستند اما هیچ وقت دلشان به این ثروت بسته نیست آنها معشوقشان الله چهارده معصوم و جهاد در راه خدا است از ثروتشان هم در این راه استفاده میکنند.@ لذا فرمود(وَ الهِجرَۀُ بِالنَفس) هجرت با نفس و مال است علامت اینکه یک نفر مؤمن است این هست که مالش را در راه معشوقش خرج میکند یک پدر خوب یک برادر خوب یک دوست خوب کسی هست که اگر فرزندش برادرش دوستش به پول احتیاج داشت بیدریغ در اختیارش قرار بدهد.@ دوستش را همسرش را شوهرش را زنش را بچهاش را بیشتر از دنیا دوست دارد من در کلاسهایی که داریم به زن و شوهرها میگویم شما همدیگر را اگر بخواهید موفق باشید باید بیش از دنیا دوست داشته باشید یک کسی که همسرش را بیشتر از دنیا دوست داشت حاضر نیست به خاطر دنیا سر همسرش داد بزند با همسرش قهر بکند.@ چه بسا نعوذبالله بخواهد دست بلند کنند روی همدیگر، این معلوم است اگر کسی به خاطر دنیا با کسی درگیر شد یعنی دنیا برایش عزیزتر از آن شخص است دوست داشتنیتر از آن شخص هست مؤمن امکان ندارد جای دینش امام زمانش تبلیغ دینش بقای دینش به پول او احتیاج داشته باشد و او بترسد پول خرج بکند.@ مؤمن به این کلام خدا اطمینان دارد که اگر در راه خدا انفاق بکنی در همین دنیا یک تا هفتصد برابر به شما پولش برمیگردد او ترسی ندارد از خرج کردن او عاشقانه خرج میکند برای الله و دینش اینطور نیست که اگر به یک فقیر رسید بگردد دنبال پول خورد اگر پول خورد هم نداشت بگوید ببخشید من پول خورد ندارم.@ مؤمن وقتی دست میکند در جیبش دنبال پول خورد نمیگردد چون میداند پول درشت هم بدهد خدا یک تا هفتصد برابر به او برمیگرداند اصلاً ترس ندارد از اینکه با یک فقیر روبرو بشود ترس ندارد از اینکه در راه دینش هزینه بکند.@ (وَ الهِجرَۀُ بِالنفسِ وَ المال) هجرت به معنای حقیقی دور شدن از عواملی که ما را به سمت جهنم میکشاند با جانت هست و با مالت هست انسان حاضر است پول خرج کند که جهنم نرود مؤمن حاضر است پول خرج کند بهشت و بالاتر از بهشت را بخرد.@ چطور اگر یک کسی رفت اتومبیل 700 ـ 800 میلیونی خرید میگویند پول داشته خریده رفت یک خانه خرید چند میلیارد تومان میگویند پول داشته خریده یک کسی حاضر نیست برای بهشت پول بپردازد برای کاخهای بهشت که هر یک دانهاش بزرگتر از کل این کره زمین است حاضر نیست پول بپردازد.@ برای نجات امام زمانش از تنهایی و آوارگی و طردشدگی حاضر نیست پول بپردازد چطور برای خانواده زمینیت اگر سرطانی داشته باشد مریضی داشته باشد پول خرج میکنی ولی برای امام زمانت که تنهاست نمیتوانی پول خرج بکنی برای آخرتت نمیتوانی خرج بکنی.@ برای آخرت خودت برای خودت برای تنهایی شب اول قبر و بدبختیهای قیامتت آن که مؤمن است خیلی خوب خرج میکند اویی که میترسد خرج بکند مؤمن نیست اویی که به همسر و فرزندانش سخت میگیرد قطعاً مؤمن نیست اویی که بخیل است خسیس است مؤمن نیست.@ (وَ الهِجرَۀُ بِالنَفسِ وَ المال) این هم علامت دیگر ایمان فکر کنم بس است برای این جلسه انشاء الله جلسه بعد مطالب دیگری از حقیقت انسانیت و ایمان را خدمتتان عرض خواهیم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سؤال زیاد کردند آن جلسه از من عزیزانی که یعنی توصیه کردم بدون استثناء کسی در جلسه بدون برنامه نباشد حتماً جدولهای سبزرنگ و پاکتهای سبزرنگ را بگیرند عزیزان اطلاعاتش را تکمیل کنند تا من برنامهریزی بکنم برایشان.@ جهت ازدواج دوران عقد نامزدی بارداری مراقبتهای قبل از بارداری انعقاد نطفه تربیت بچه از 1 تا 27 سال مسائل زناشویی مسائل اخلاقی و مسائل معنوی گفتیم همه محصولاتش هم که هست هم میتوانند تهیه بکنند آن جدول محصولات را و هم اگر سؤال دارند و مشکلی دارند در جدولها آن پاکتهای سبزرنگ بنویسند مثل خیلی از عزیزانی که نوشتند پر کنند به بنده بدهند تا من برایشان برنامهریزی در این زمینه بکنم.@ با هم پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم از نفس پاک شما استفاده میکنیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیان مسلمین و مستضعفین عالم حل مشکلات کشورمان سلامتی رهبرمان حل مشکلات زندگی خودمان شفای مریضانمان بخصوص و مریضان منظور که به نفس پاک شما عزیزان احتیاج دارند.@ (اعوذبالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان و خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم و همچنین هدیه به محضر مقدس حضرت جعفر بن موسی(ع) صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 006 - انسان و ایمان
متن کامل (خام) جلسه 006 - انسان و ایمان