جلسه 262 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
262
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
12
روز
1
متن کامل (خام) ‌ جلسه 262 - خانواده آسمانی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان درباره ارتباط اعضای خانواده آسمانی با هم رسید به فرمایش بسیار گرانقدری از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) که فرمودند(عَلَیکُم بِالتَّواصُل وَ المُوافَقَه وَ إیّاکُم وَ المُقاطَعَه وَ المُهاجَرَه) بر شما باد به اینکه با هم پیوند داشته باشید و با هم موافقت داشته باشید.@ بحثمان درباره موافقت بود عرض کردیم که ما در برخوردهایمان با دیگران چون بنده خدا باید باشیم بنده یعنی کسی که یک هدفی دارد و آن خشنودی سرور و مولایش هست یعنی خداوند تبارک و تعالی و او رب ماست رب یعنی مالکی که تدبیر میکند بندهاش را و مملوک خودش را، مربی شاگردهایش را به چه نیست ربوبیت میکند؟@ برای اینکه او شبیه خودش بشود یک مربی کارش این هست که مربوب خودش را متربی خودش را شبیه خودش بکند میخواهد به توانمندیها و قابلیتهایی که خودش دارد شاگردش هم برسد خداوند ما را ربوبیت میکند که هر کدام از ما مظهر او بشویم خلیفۀ الله بشویم تشبه به حق تعالی پیدا بکنیم.@ بنابراین هر چقدر ما اطاعتمان بیشتر باشد قدرتمان هم بیشتر خواهد شد شباهتمان هم بیشتر خواهد شد در این راه انسان چون دار دارد تضاد منافع هست و انسان هم به این تضاد منافع نیاز دارد یعنی انسان باید با تضاد رشد بکند.@ انسانی که تضاد ندارد مقابلی ندارد امتیاز رشدی هم معنا ندارد برای موجود مختار که انسان هست مختار یعنی بتواند راههای مختلفی سر راهش باشد خودش عاشقانه با میل خودش با نیت خودش انتخاب بکند اگر یک کسی الله را انتخاب میکند با نیت الهی برای خدا برای تشبه به حق تعالی کارهایش را انجام میدهد.@ مثل کسی است که میگوید من میخواهم باشگاه بروم کاری ندارم که مربیمان خارجی است ایرانی است مسلمان است غیر مسلمان است من میخواهم این تخصص و مهارتی را که این دارد از این یاد بگیریم مربی است هر چه میخواهد باشد من میخواهم شبیه به این بشوم آن شبیه شدن برایش اصل است.@ بنابراین باید دقیقاً دستورات مربیاش را اجرا بکند وقتی یک کسی میگوید من میخواهم شبیه الله بشوم کارهایش هم باید الهی باشد باید زیر نظر الله برای رسیدن به الله عشق الله این کار را اصل برای خودش قرار بدهد، سر این راه چه چیزهایی ممکن است برای ما مشکلساز بشود؟@ در پنج بخش ما یک بخش اصالت دارد اصل است بخش فوق عقل یا بخش انسانی که عاشق الله است میگوید(لا إله إلا الله) اما بخش عقلیمان میگوید(لا إله إلا علم) اطلاعات تخصص بخش وهمیمان میگوید(لا إله إلا موهومات) همان طبیعت و مسائل دیگر.@ بخش خیالیمان میگوید(لا إله إلا مخیلات) بخش حسیمان هم میگوید(لا إله إلا محسوسات) الان اله چشم شما چیست؟ فقط طول موج است رنگ چشم از این دنیا فقط چه میطلبد چه میخواهد؟ دیدنیها را میخواهد چیز دیگری نمیخواهد، گوش چه میخواهد؟.@ فرکانس را میخواهد یعنی صدای مناسب را دوست دارد الهاش هم همین است قوه لامسه یک ملموس را میخواهد دهان ما یک غذای مخصوص خودش را میخواهد بینی الهاش یک بوی خوب و خوش هست هر کدام از بخشهای ما پوست ما هوای مناسب خودش را میخواهد این الهاش میشود ولی بخش انسانی الهاش کمال مطلق و بینهایت و الله است.@ حالا ما باید اصالت را بدهیم به الههای بخش انسانیمان، در این راه اگر اینها هم باید به الههای خودشان برسند چون اینها مقدمه و وسیله هستند حس باید با محسوسات خوب ارتباط برقرار بکند خیال با مخیلات خوب، وهم با موهومات پاک و طیب.@ عقل هم با معقولات پاک و طیب ارتباط برقرار بکند تا فوق عقل بتواند با اله خودش ارتباط برقرار بکند یعنی مبناست از پایین شروع میشود از لقمه، یک کسی که لقمه حرام میخورد خمس ندارد زکات ندارد این اله هم ندارد.@ برای همین شما در روابط عاشقانه با الله میگوید(أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ) یعنی امکان ندارد یک نفر بخواهد به خدا نزدیک بشود و به فکر نیازمندان نباشد همیشه نماز کنار زکات آمده با خدا میخواهی رفیق بشوی باید بندگان خدا را داشته باشی.@ نمیتوانی با دور زدن بندگان خدا با ندیدن بندگان خدا با ندیدن مشکلاتشان گرفتاریهایشان معذوراتشان نیازهایشان به خدا برسی هر جا اقامه نماز هست زکات هم هست باید حتماً به فکر بقیه باشید یک کسی که خروجی زکات ندارد نمازهایش فقط برایش قساوت میاورد.@ یک کسی که از نماز بعد از 40 سال زده میشود عرض کردم هزار بار کمتر از هزار بار نماز چهار رکعتیاش دو رکعت میشود خوشحال میشود این نشان میدهد نمازش با زکات نبوده خروجی نداشته حالا زکات فقط پول دادن نیست زکات یعنی نسبت به همه کمالاتی که در بخشهای پایینی داریم زکات دارد عقل زکات دارد.@ بخشهای وهمی زکاتهای خاص خودش را دارد بخشهای خیالی و حسی هم زکاتهای خاص خودش را دارد پس ما باید به غذای این چهار بخش برسیم اما به گونهای که با رشد طبیعی و مناسب فوق عقلی منافات نداشته باشد.@ الان ما به عنوان بندگان خدا چون هر بخشی هم بندگی دارد این بخش باید بنده خدا باشد تا شبیه خدا بشود مثل یک متربی که باید بنده مربیاش باشد حرف گوش بکند این را بندگی میگویند حرف مربیاش را گوش بکند شبیه به او بشود عبودیت، اطاعت باید داشته باشد.@ بنابراین آنچه که اصل است عبودیت هست گاهی وقتها عبادتها هم مزاحم عبودیت میشود ما کارمان این هست که هر چه خدا گفت ما باید چشم بگوییم چون ما باید شبیه به او بشویم در این راستا خداوند تبارک و تعالی یک سلسله دستورات به ما میدهد بخشهای عقلی یک ساز میزنند بخشهای وهمی و حیوانی خودشان یک ساز جدا میزنند.@ بخشهای پایینی هم یک ساز میزنند مثلا میگوید روزه بخش شکمی اعصابش خورد است ناراحت است بخش حیوانی میگوید روزه دیگر کیلو چی است این چه حرفی است من برای چه باید روزه بگیرم چرا نباید بخورم.@ خدا میگوید نمیگویم نخور میگویم سحرت را بخور افطارت را بخور در این فاصله باید به احترام بخش فوق عقل ساکت بشوی سر جایت بنشینی تا این یکذره به خودش برسد بخش حیوانی به شدت در ماه رمضان عصبانی هستند آدمهای عاشق هستند آدمهایی که واقعاً فوق عقلشان حاکم است.@ این وقتی ماه رمضان میاید خیلی خوشحال است ماه رمضان یعنی قال گذاشتن همه معشوقها به نفع فوق عقل این خوشحال است ماه رمضان هم میرود چون دیدار و خلوت و مناجات با حق تعالی دارد تمام میشود این ناراحت است اما حیوان اینطوری نیست حیوان وقتی که ماه رمضان میاید ناراحت است ماه رمضان میرود خوشحال است.@ از حجاب چه کسی متنفر است از حجاب بدش میاید چه در مردان چه در زنان؟ آنها که بخش حیوانیشان استقلال دارد قر میزند نق میزند، چه کسی از خمس بدش میاید چه کسی زکات میترسد بدهد چه کسی اعتماد به خدا ندارد؟@ بخشهای پایینی هست اعتماد به خدا ندارند خدا را قبول ندارند میگوید من اگر خمس بدهم پولم کم میشود اگر خمس بدهم خودم چی اگر زکات بدم خودم چی میترسد بدهد اگر بدهد خدا میگوید همان لحظه من یک تا هفتصد برابر را برایش تضمینی میکنم ولی این ترس دارد کار ما عبودیت است.@ عبودیت یعنی هر چه خدا گفت من جنبههای پایینی را نگذارم مقاومت بکنند این پوست کلفتها در مقابل دستور خدا، باید کارم را انجام بدهم غذایشان را به اندازه حلال و به اندازه به آنها بدهم اما اصالت در تغذیه با بخش فوق عقلی بخش انسانی است.@ الان خداوند تبارک و تعالی به ما دستور میدهد میگوید حواستان باشد شما باید با همدیگر تواصل داشته باشید به همدیگر وصل بشوید(عَلَیکُم بِالتَّواصُل وَ المُوافَقَه) وفق داشته باشید با همدیگر، با همدیگر موافقت بکنید، کدام بخش ما مخالفت میکند؟ الان یک عروسی میخواهد با مادرشوهرش موافقت بکند.@ یک خانمی میخواهد با عروسش موافقت داشته باشد بخشهای زنانگی خالهخالهبازیهای و بخشهای جنسی و زنانگی باعث میشود که نتواند موافقت داشته باشد لذا دعوایشان میشود یعنی بخشهای حیوانی همیشه خرابکاری میکند یک مرد همینطور میخواهد با زنش موافقت بکند.@ یکسری غرورهای بیجای مردانه میاید جلویش را میگیرد این بخش جنسی است دخالت میکند در کاری که نباید دخالت بکند کار را خراب میکند هر جا بخش جنسی یعنی بخش بدنی زنانگی مردانگی بخش جنسی میگویند بخش جنسی پایش وسط میاید ایستادگی در مقابل خدا بیشتر میشود.@ ما نباید بگذاریم اجازه ندهیم این بخشها کار را خراب بکند بنابراین ما باید نوع نگاهمان به انسانها و نوع رفتارمان با انسانها بر اساس نیازهای بخش طبیعی نباشد حالا مثلاً من شوهر میخواهم چه فرق میکند چه کسی باشد از همین آقا خوشم آمده با آن ازدواج کنم.@ میگوید نه این شوهر باید مزاحم تغذیه بخش فوق عقلانی نشود و الا این با این نباید ازدواج بکند این خانم را رفتم در خیابان دیدم در اینترنت با هم آشنا شدیم سر کلاس آشنا شدیم فلان کس معرفی کرده خوشم میاید با این ازدواج کنم عیبی ندارد ولی این خوش آمدن نباید مزاحم تغذیه بخش فوق عقلانی بشود.@ این دختری که تو میخواهی با آن ازدواج بکنی نه مادر خوبی میتواند باشد نه بچهها را میتواند به فوق عقلانیت برساند چون مال خودش هم فعال نیست لذا مادر خوبی نمیشود بچهها را به بهشت نمیتواند برساند این پدر هم همینطور این هم عرضه ندارد بچهها را برساند به فعالیتهای فوق عقلانی.@ این فقط فکر میکند وظیفهاش این هست که شب تا صبح کار بکند پول در خانه بیاورد اگر مستأجر است صابخانه بشود اگر فرشهایش ماشینی است دستباف بشود اگر خانهاش 80 متر است 180 متر بکند اگر ماشین ندارد ماشین بخرد.@ ماشین خریده مدل ماشین را بالا ببرد خانه پایین است بالا ببرد همین کارها صبح تا شب فقط همین را بلد است اما عرضه یک کار تربیتی این ندارد این نمیتواند بچه قدرتمند بسازد یا تربیت بکند میخواهی انتخاب رشته بکنی میگوید عیبی ندارد عقلت است دوست دارد برود کار مطالعاتی بکند کار تحقیقاتی بکند.@ ولی این رشتهای که انتخاب میکنی اگر قرار باشد اینقدر سنگین بشوی اینقدر وقتگیر باشد که نتوانی پرواز فوق عقلانی داشته باشی رشته مبارکی نیست هیچ کس هم نمیتواند بگوید جامعه ما نیاز دارد دیدید این توجیهی که الان میکنند جامعه ما نیاز دارد من باید بروم این رشته را بخوانم.@ اصلاً جامعه ما اینقدر میلیونها آدم پشت کنکور هستند میماند اینقدر داوطلب هست در این رشتهها، هیچ کس نباید بگوید جامعه ما نیاز دارد من بروم خودم را جهنمی بکنم چون جامعه ما نیاز دارد حرف بیخودی است جامعه چه موقع نیاز دارد تازه نیاز داشته باشد من که نمیتوانم به هوای جامعه جهنم بروم.@ چون جامعه نیاز دارد بروم یک رشتهای را انتخاب بکنم که همهاش در آن معصیت باشد نه من آخه از این رشته خوشم میاید هوس این رشته را کردم تو آمدی در این دنیا برای هوسبازی نیامدی مثل بچهای که دارد مسافرت میرود وسط راه از این مغازه از آن مغازه خوشش میاید.@ بابا نگه دار ما این کار را بکنیم بابا نگه دار این را برای من بخر مسیر داریم وقتمان هم زیاد نیست ما اینجا نیامدیم که از این چیز خوشمان بیاید این چهارتا چیز باید خوش آمدنشان تابع فوق عقل باشد رفتارها هم همینطور.@ یک کسی میگوید من چون با الله روبهرو هستم قرار است شبیه الله بشوم اسم الله را دریافت بکنم حالا الان با همسرم با فرزندم با پدرم با مادرم با خانواده همسرم بر اساس عشق خودم با الله ارتباط برقرار کنم نه بر اساس اینکه من یک مرد هستم یک پدرزن دارم نه بالاتر از این نگاه میکنم آن حرمت پدرزنی سر جای خودش در دل این هست.@ من به عشق الله موافقت با همسرم فرزندانم دارم دوستشان دارم این عشق زمینی را هم تقویت میکند همیشه هر وقت انسان میخواهد عشقهای زمینیاش با دیگران تقویت بشود عشق پدر مادری خواهر و برادری زن و شوهری باید از عشق بالاتر کمک بگیرد.@ یک کسی که از عشق بالاتر خودش را محروم میکند در عشقهای پایینی تضاد و منافع دارند زن و شوهر هی با هم دعوا میکنند قدرت توافق دیگر نیست پس آن قدرتی که به ما قدرت تواصل و توافق میدهد یک عشق بالاتر از ارتباطات جنسیمان با آدمهاست.@ ارتباطات زنی مردی خواهر و برادری، هممیهنی، کیشی، اینها نمیتواند جان ندارد به ما توافق خیلی قدرتمند بدهد اما الله چرا شما وقتی به عشق الله هستی راحت میتوانی دست از خودخواهیهایت برداری هر وقت پای یک عشق متعالی عشق فوق عقلانی وسط میاید عشق زمینی شوریدگی بیشتر ماندگاری بیشتر پاکی بیشتر و قدرت بیشتر دارند.@ اما وقتی ما از عشقهای متعالی خودمان را محروم میکنیم هر چقدر لیلی و مجنون باشیم با طرف مقابل آخر دعوایتان میشود چون اختلاف است خدا میگوید اختلافتان لازم است چون باید اسم دریافت بکنید زن و مرد باید اختلاف داشته باشند.@ اصلاً بیمزه است زن به مرد شبیه باشد مرد به زن شبیه باشد خیلی بیمزه است زندگی که اینطوری باشد زندگی که در آن تضاد نداشته باشد تخالف نداشته باشد زندگی بیمزهای است اما دعوا نباید باشد ما از همین تضادها استفاده میکنیم اسم دریافت میکنیم.@ الان من یک کاری باجناقم کرده خوشم نیامده از این کارش، یک کاری مادرزنم پدرزنم کرده اینجا اختلاف ایجاد میشود اختلافات همیشه در بخش حیوانی است یک اختلافی ایجاد شده الان میخواهم اسم دریافت کنم اگر بخش مردانگی و دامادی این کلمات وهمی داماد بودن عروس بودن زن بودن شوهر بودن اینها بخشهای وهمی است.@ اصالت انسانی که ندارد توهمی است بخش حیوانی است بزرگ بودن بالا بودن پایین بودن از این چیزها را در نظر بگیرم سن من بالاتر است چرا به من سلام نکرد من بزرگتر هستم همه اول باید بیایند خانه ما، من چرا بلند شوم بروم خانه کوچکتر این توهمی است ارزش انسانی ندارد.@ وقتی من در این تعارضها قرار میگیرم الله را که در نظر میگیرم دیگر تعارض پیدا نمیکنم به کوچکتر سلام میکنم زودتر از کوچکتر، خانه کوچکتر هم میتوانم بروم عید دیدنی نمیایستم آقا ما بزرگتریم اول آنها بیایند بعد ما برویم.@ چه کسی این حرف را میگوید از کجا این آمده بله کوچکتر وظیفهاش هست زودتر برود اما نرفت به بزرگتر نباید بربخورد کوچکتر باید سلام بکند نکرد بزرگتر باید بکند پیغمبر اجازه ندارد هیچ کوچکی به او سلام بکند همیشه سبقت سلام داشت میگفت من تا آخر عمرم سلام به کودکان را رها نمیکنم به کوچکترها به بچهها، ما قرار است آدم بشویم.@ نیامدیم اینجا شوهر کسی بشویم زن کسی بشویم مادر کسی بشویم پدر کسی بشویم رئیس جمهور بشویم اینها هیچ کدام اصالتی ندارد هیچ ارزشی ندارد در راه انسان شدن در درجه اول ما آمدیم عبد خدا باشیم عبودیت داشته باشیم.@ هر چیزی که بر سر راه عبودیت ما باید غلط است من مرد بودم به من برخورد به غرور زنانگی من برخورده این غرورها فقط جهنم درست میکند یک کسی وقتی که در مقابل دین خدا قرار میگیرد میگوید این دین با زنانگی من مخالف است این دین با مردانگی من مخالف است یعنی با حیوانیت من مخالف است.@ دین هم کارش همین است دین برای تقویت بخشهای بالایی این تعارضها لازمش هست این تعارض ایجاد میشود من بخش انسانی را انتخاب میکنم امتیاز میگیرم اگر بخش حیوانی را در نظر گرفتم از امتیاز الهی و انسانی محروم میشوم باطن انسانیام را از دست میدهم.@ فقط به جنبه جنسیام رسیدم به جنبه طبیعام رسیدم پس بخشهای توهمی که خیلی است در درسها گفتیم زیاد است این بخش توهمی دهها نوع معشوق دارد که در آیه 24 سوره توبه هشتتا را گفته و الا خیلی بیشتر از اینهاست معشوقهای بخش توهمی، اینها همیشه میایند سر راه من قرار میگیرند من باید اینها را کنار بگذارم.@ ما لُریم ما ترکیم ما عرب هستیم ما فارسیم ما چنین هستیم ما چنان هستیم اینها همهاش توهم است گاهی وقتها هم مقدس میشود ما سادات هستیم دختر به غیر سادات نمیدهیم این دختر حالا یک ساداتی آمده خواستگاری دختر تو نمرهاش 20 است.@ یک غیر ساداتی آمده نمرهاش 100 است شخصیتش شرافتش قدرتش این هم بچه فاطمه زهراست سیادت یک جنبه ژنتیکی و طبیعی است شخصیتاً اینکه غیر سادات است خیلی به حضرت زهرا فرزندتر هست نسبت به حضرت زهرا، حضرت زهرا خیلی بیشتر دوستش دارد تا ساداتی که امتیازش فقط 20 است.@ آن به حضرت زهرا محرمتر و نزدیکتر هست قیمتها را خوب در نظر داشته باشیم حواسمان باشد پس ما آمدیم بندگی خدا را بکنیم بنابراین هر هنجاری که از نظر بخشهای پایینی هنجار است ولی از نظر بخشهای الهی ناهنجار است باید کنار بگذاریم آدابمان است رسم و رسوممان هست ما اینطوری عادت کردیم ما اینطوری نمیپسندیم.@ بزرگان ما این کار را کرده بزرگان شما هم اشتباه کردند(أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ) اگر پدرهایتان تعقل نمیکردند عقل نداشتند هدایت یافته نبودند شما میخواهید همان روش پدر و مادرتان را ادامه بدهید آنها روششان اشتباه بوده ما ترکها ما لرها ما فارسها اینطوری رسم است.@ ما افغانیها اینطوری رسم است ما عربها اینطوری هستیم اینها اشتباه است توهم است وقتی که یک چیزی معقول نیست و خدا قبولش ندارد همهاش توهم است و وسیلهای است در مقابل خداوند باید کنار بگذارید این دیگر قیمت ندارد پس وقتی میگوید(عَلَیکُم بِالتَّواصُل وَ المُوافَقَه) با هم وصل بشوید نگذارید بینتان اختلاف بیفتد.@ با هم موافقت داشته باشید با هم جر و بحث نکنید با هم مخالفت نکنید سطح توافقاتتان را در زندگی بالا ببرید و سطح تخالفاتتان را پایین ببرید این یعنی من به عشق الله این کار را میکنم حالا با مردانگی ما هم جور در نمیاید.@ خدا رحمت کند امام را فرمود حرف مرد یک کلام نیست آن کسی که میگوید حرف مرد یک کلام است مرد نیست اگر بگوید حرف مرد یک کلام است من مرد هستم این را گفتم باید بشود این اصلاً خوب نیست من مرد هستم چیه بگو آدمم، ما قبل از اینکه ما مرد باشیم مرد بودن حیوانیتمان است ما آدم هستیم ما بنده خدا هستیم.@ این اصالت دارد من مرد هستم چیه زن هستم چیه کسانی که در قید این چیزها هستند دیگر نمیتوانند عبودیت بکنند این تا آخر عمر فقط عزادار همین بخشهای اینطوری است چون چیزهای بالاتر ندارد اما کسی که معشوق بالاتر دارد اصلاً در بخشهای پایینی گرفتار نیست.@ الان طلاق گرفته یک کسی طلاق میگیرد افسرده میشود یک کسی طلاق میگیرد اصلاً ککش هم نمیگزد میگوید طلاق لازم بوده گرفتم که گرفتم من آدمم من زن نیستم شوهر نیستم مرد نیستم که فقط اگر طلاقی اتفاق افتاد هیچ حیثیتی نداشته باشم.@ نه این طلاق گرفته نمیشود با آن ازدواج کرد این دختر نیست آن سنش اینطوری است آن ترک است آن فارس است اینها که اصلاً اعتبار ندارد به درد نمیخورد اگر در زندگی ما یک شکستی افتاد چیزی از قیمت انسانی ما کم نمیکند ما با بخشهای انسانی و انسانیتها و روحها ازدواج میکنیم با شخصیتها نه با شخصها.@ هر کس با شخص ازدواج بکند شکست میخورد چون گفتم کارکردهای شخصی بین یک ماه تا 15 ماه بعد از 15 ماه هر چه که دل تو را برده به این طرف که تو میخواهی با آن ازدواج بکنی بعد از 15 ماه دیگر کارآیی ندارد هیچ به درد نمیخورد.@ ولی اگر با شخصیت زندگی کرده باشی و ازدواج کرده باشی با یک روح این جاودانه است میماند این عشق ماندگار است خیلی از آدمها شخصیتهای همسرشان را نمیبینند قیمتها را نمیبینند با شخص کار دارند آنوقت گرفتار میشوند در طبیعت و دعوایشان میشود با بچهتان به شخصیتش اهمیت بدهید تا شخصش.@ آره من اصلاً از این بچه از اول هم بدم میامد چون اصلاً دختر نمیخواستم این هم دختر شد من بدم آمد این احمقی به تمام معناست دختر و پسر یعنی چی، پیغمبر دختر نداشت خیلی از اولیاء الهی اصلاً بچه نداشتند بچه خدا نخواست اصلاً خدا به آنها بچه نداده من اگر بچه نداشتم قیمتم پایین میاید.@ من همه بچههایی که روی زمین هستند میتوانند بچههای من باشند من یک نیت کنم همهشان بچه من هستند خدا روز قیامت میگوید تو قبول کردی اینها همه بچههای تو هستند؟ بله خدایا همه بچههای مردم بچههای من هستند خیلی خب روز قیامت شخص محشور میشود یک میلیون بچه دارد.@ یعنی نامه عمل همه کارهای خوب یک میلیون بچه در نامه عمل این هم ثبت میشود میگوید مگر من یکی دوتا بچه خدا به من داده دوتا بچه داشتم یک بچه داشتم سهتا بچه داشتم اصلاً بچه نداشتم ولی اینها بچههای من هستند من معلم هستم میروم سر کلاس مثل بچههایم دوستشان دارم به آنها خدمات میدهم.@ پول دارم کمک میکنم یکجا بچهها رشد بکنند یکجا برای جایی که بچهها رشد میکنند سرمایهگذاری میکنم همه اینها جزء نامه عمل من هستند روز قیامت من کم نمیاورم از بچهدار شدن که حالا این بچه داشت من بچه نداشتم ناراحتی ندارد خداست دوست داشت از خدا بخواه نداد هر باری که خواستی و ندادی خدا جبران میکند به بهترین وجه.@ هر بار گفتی خدایا بچه بده بچه نداد خدا میگوید چه میخواهی من به تو نمیدهم میخواهم ببینم عرضه داری من را دوست داشته باشی بدون بچه یا نه، اگر شوهرت مُرد اگر شوهرت طلاقت داد باز رابطهات با من خوب است یا نه اگر شوهرت طلاقت داد با من هم رابطهات قطع میشود.@ اینقدر بیعرضه و بیوجود هستی که رابطهات با من قطع میشود اگر به تو بچه ندادم با من رفیق هستی یا نه، نه خدایا اگر بچه بدهی دمت گرم خیلی دوستت دارم اما بچه ندهی از تو دلگیر میشوم من اصلاً نمیخواهم تو ثروتمند بشوی کار خیر بکنی این کار خیرت در سرت بخورد.@ همینطوری فقیر باش ولی راضی باش عرضه داری راضی باشی؟ نه خدایا من دوست دارم ثروتمند بشوم به مردم خدمت بکنم من خدمتت را نمیخواهم من خدا درنماندم برای بندگانم، محتاج تو هم نیستم من از تو عبودیت میخواهم میگویم تو فقیر بمان نمیخواهد ثروتمند بشوی ولی بلد هستی در این حالت از من خوشت بیاید یا نه؟@ نه خدایا تو اول باید به حیوانیت ما برسی یک حالی به ما بدهی تا ما از تو خوشمان بیاید اگر نه از تو خوشم نمیاید شخصاً با تو هیچ کاری ندارم اگر شوهر میدهی خوشم میاید نمیدهی نه، زن میدهی خوشم میاید نمیدهی نه، پول میدهی خوشم میاید نمیدهی نه، میگویم مگر تو نمیگویی من اگر سالم باشم عبادت میکنم.@ نماز شب میخوانم سینه میزنم من تمام ثواب عبادتها سینهزنیهایت را به تو میدهم چند برابر هم میدهم در روایت داریم خدا بیشتر میدهد ولی نمیخواهد تو بروی سینه بزنی تو نمیخواهد نماز شب بخوانی تو نمیخواهد دائم الوضو باشی مریض یک کاری میکند خدا دائم الوضو نمیتوانی باشی.@ من نمیگذارم تو مکه بروی کربلا بروی نمیخواهم بروی میتوانی راضی باشی یا نه؟ میتوانی بدون کربلا و مکه دوستم داشته باشی؟ کربلا و مکه برایت بت نشود خدایا آخه این هم معرفت شد این باجناق ما چهل دفعه رفته حج و کربلا و سوریه یکبار ندادی ما برویم امام حسین مگر زیارت بد است که ما بیاییم؟@ میگوید نه تو همانجا هم که به من بگویی(السلام علیک یا أبا عبد الله) تمام است همین در رختخواب بگو من همه جا هستم مگر من کربلا هستم امام حسین مگر کربلاست یک موقعی امام حسین در خانه تو هست در اتومبیل تو هست و در کربلا گیرش نمیاوری.@ وقتی میروی من گاهی وقتها بعضی از عزیزان به من میگویند ما این دستورالعملها که شما دادید در حرم اجرا کردیم رفتیم مثلاً جامعه کبیره خواندیم خیلی حال میدهد ما با این چهارده معصوم صفا میکنیم گفتیم برویم مشهد پیش خود امام رضا الان یک جامعه کبیره بخوانیم سقف را سوراخ میکنیم میرود.@ میبیند همان زیارت جامعه کبیره میگوید(السلام علیکم یا أهل بیت النبوۀ) خوابش برد چرت میزند آخرش هم نمیفهمد چه میخواند حضرت عبد العظیم خیلی حال بیشتری میداد حضرت عبد العظیم نیست حضرت عبد العظیم(قبورکم فی القبور انفسکم فی النفوس).@ شما میروی پیش حضرت عبد العظیم همه چهارده معصوم اینجا با تو هستند میروی امام رضا خود امام رضا اصلاً آنجا نیست برای اینکه تو خودخواهانه میخواهی بروی حرم زیارت بکنی تو الان برادرت لنگ است خواهرت لنگ است باجناقت لنگ است خواهرزنت لنگ است مادرزنت لنگ است.@ پدرزنت لنگ است دوستت لنگ است باید به اینها کمک بکنی پولت را جمع میکنی من کربلا بروم هی مشهد بروم این مشهدها به چه درد میخورد هیچی، انفاقهایت را کردی یا نه، انفاقهای واجب انفاقهای مستحب ضروریات را انجام دادی هی آنجا برو خبری نیست عبودیت غیر از عبادت است.@ ما خیلی وقتها عبادت میکنیم اما عبودیت نداریم حرف گوش کنی نداریم خدا میگوید من گفتم دو بار آب بریزی پاک است نه خدایا من باید ده دفعه بریزم این عبودیت ندارد آدم وسواسی مقابل خدا میایستد من گفتم این پاک است.@ من به دلم نچسبید این دلم دیگر عبودیت در آن نیست دوبار آب پاک است برو کارت را انجام بده نمیتواند وسواسی در مقابل خدا میایستد این دایی محرمش است برادرش محرمش است عمویش محرمش است آمدند خانه شما زن تو را میبوسند نه من غیرت قبول نمیکند این خریت است غیرت نیست.@ جلوی خدا ایستادن است خدا میگوید محرم میتوانی بغلش بکنی ببوسی حرام که نمیخواهد انجام بدهد کار حرام که نیست اگر کار حرام بود بایست نه من نمیتوانم قبول بکنم این من کیست؟ طبیعت حیوانیت تعصب، نه من اصلاً دارم مُرمُرم میشود دارم میمیرم وقتی میبینم این شوهرم میرود مادرش را میبوسد.@ خواهرش را بوسیده به آنها مهربان است اصلاً تحمل ندارم شوهرم به یک نفر مهربانی کند این من تحمل ندارم یعنی آن حیوان آن وحشی جلوی خدا میایستد این من دیگر بخش جنسی است بخش زنانگی است در مقابل خدا میایستد ما عبد هستیم بنده خدا هستیم.@ بنده خدا یعنی هر جا خدا گفت این این آن آن چشم تمام شد هر چه خدا گفت(عَلَیکُم بِالتَّواصُل وَ المُوافَقَه) با هم موافقت بکنید اگر بخواهم موافقت بکنم باید پا بگذارم روی زنانگیام، بگذار برای خدا بگذار امتیاز میگیری پیش خدا عزیز میشوی بیا از زنانگیات بگذر به خاطر خدا.@ از مردانگیات بگذر به خاطر خدا، بیا بخش جنسی و حیوانیات بگذر به خاطر خدا، میگوید من نمیتوانم من تحمل نداریم خب نداری پس بایست برو جهنمش را بکش این پوست کلفتیها در مقابل خدا بیحیاییها و پرروییها در مقابل خدا، خدایا ما زن هستیم ما مرد هستیم.@ برو بابا تو آدم هستی تو از جنس من هستی تو نه زن نیستی مرد هم نیستی عجب خدای بیرحمی است اصلاً زنانگی من را در نظر نگرفته غرور من را در نظر نگرفته مردانگی من را در نظر نگرفته نه خدا تو را نه زن میبیند نه مرد، تو را یک انسان از جنس خودش میداند(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از روح خودش دمیده تو زن نیستی.@ تو اصلاً قبلاً پیش خدا که بودی مگر زن بودی؟ مگر ما نمیگوییم معاد داریم یعنی بازگشت به سوی خدا، قبلاً پیش خدا بودیم که میخواهیم برگردیم آن موقع که پیش خدا بودیم هیچ کداممان بدن نداشتیم نه خبری از زنانگی بود نه خبری از مردانگی بود.@ نه خبری از جنس مخالف بود نه خبری از ریاست جمهوری و نماینده مجلس و مدیرکلی و این حرفها نبود ما آن بالا که بودیم از جنس خدا با خدا داشتیم حال میکردیم صفا میکردیم آمدیم اینجا گرفتار بدن شدیم نگذاریم این چیزها لر بودن فارس بودن ایرانی بودن افغانی بودن عرب بودن عجم بودن.@ بالا شهری پایین شهری اینها که همهاش مزخرفات است واقعاً مزخرف است یک کسی جلوی خدا بایستد به خاطر اینطور چیزها، برای همین میگوید اگر این هشت تا معشوق پدر و مادرها پسر دخترها خواهر و برادرها همسرها قوم و قبیله اموال شغل و تجارت و خانههایتان از الله چهارده معصوم و جهاد در راه خدا برایتان عزیزتر است.@ شما آدمهای فاسقی هستید یعنی آدمهای کمخواهی هستید فاسق یعنی آدمی که طبیعی عمل نمیکند تو طبیعتت ذاتت بینهایتطلب است افتادی به چیزهای محدود و عاشق چیزهای محدود شدی تو خودت را با این چیزهای محدود داری سرگرم میکنی بینهایت را نمیخواهی خانواده آسمانیات را هم نمیخواهی.@ جهاد هم حس و حال جهاد را نداری همین فسق باعث شده امام زمان ما 1180 سال بیشتر در آوارگی و تنهایی باشد هنوز هم ما داریم فسق میکنیم ما میترسیم به چادر حضرت برویم ما میترسیم به قرارگاه حضرت برویم ما از هجرت میترسیم ما از رفتن به خدمت حضرت از اینکه وقف حضرت بشویم ترس داریم.@ ما خیلی جاها هم اگر بچهمان دارد کاری انجام میدهد همسرمان دارد کاری انجام میدهد به آن میگوییم برای چه میروی یکی از آقایان میگفت همسر من میگوید تو اصلاً برای چه میروی برای امام زمان کار میکنی یعنی چی.@ تو شوهر منی مال منی، شوهر توست یک ساعتهایی شوهر توست یک ساعتهایی مال توست درست هم هست باید هم باشد اما این میتواند برای امام زمان کار بکند فرمود اگر دین به خطر افتاد دفاع بر زن و مرد واجب است اصلاً زنانگی و مردانگی ندارد اگر دفاع دفاع است زن و مرد واجب است دفاع بکنند.@ امام زمان آواره است طرد شده است تنهاست احتیاج دارد زن و مرد پیر و جوان همه کمک کنند موانع ظهور حضرت را برطرف کنند برای چه مقاومت میکنی پوست کلفتی میکنی این خیانت نیست به امام زمان، به پدر آسمانیت خیانت نیست.@ تو میگویی مادر من مریض است باید بیایی به مادر من کمک بکنی پدر من الان احتیاج دارد بعد به خانمش میگوید حقی هم ندارد زن وظیفهای شرعاًًٌ ندارد مرد میگوید باید بیایی به پدر و مادر من کمک بکنی در مورد خودت هم وظیفه کاری شرعاً ندارد این وظایف اخلاقی است شرعاً وظیفهای نیست.@ اگر کسی وادار کند همسرش را به این چیزها قلدر است وظیفهای نیست ولی میگوییم اخلاقاً خیلی کار درستی است میتوانی انجام بدهی باید انجام بدهی باید اخلاقی دارد امام زمان در آوارگی طرد شدگی در خطر، من الان بچهام میتواند کمک بکند به او بگویم کمک نکن برو فکر خودت باش حالا امام زمان را ول کن.@ بسیج به چه درد تو میخورد هیئت به چه درد تو میخورد این باید سرباز بشود این باید قدرتمند بشود این باید کاری برای امام زمانش بتواند بکند این صرفاً بخواهد برود کار بکند درس بخواند دکتر و مهندس بشود این نمیتواند همه کاری انجام بدهد.@ به بچهاش میگوید تو برای چه میخواهی بروی طلبه بشوی طلبگی چیه به چه درد میخورد طلبگی، نان در آن هست آب در آن هست برو برای خودت یک کارهای بشوی پس تو نسبت به خانوادهات غیرت نداری نسبت به فاطمه زهرا نسبت به پدر آسمانیات هیچ غیرتی نداری که به بچهات به همسرت میگویی کمک نکن.@ نمیخواهد بروی به امام زمان کمک بکنی نمیخواهد به دین خدا کمک بکنی ما اینطوری میافتیم دچار تقابل قرار میگیریم اینطوری گرفتار میشویم جلوی تواصل گرفته میشود میگویی بیا برو دید و بازدید، میگوید ما را عروسیشان دعوت نکردند ما را دعوت نکردند.@ یعنی چی دعوت کردند یا نکردند شما دعوت کن تو با خدا طرف هستی مگر با بنده خدا طرف هستی ما اصلاً کاری نداریم این بنده خدا ما را دعوت کرده یا دعوت نکرده داییام است پدرم هست رفیقم هست دوستم هست دعوت نکرده خدا به من میگوید دعوت کن یا دعوت نکن؟@ دعوت کن ما دعوت کردیم نیامدند حالا اینها دعوت کردند ما نمیرویم خدا اینطوری میگوید، خدا گفت اگر کسی دعوت کردی خانهات نیامد تو هم خانهاش نرو؟ نه، (صِل مَن قَطَعَک) هر کس قیچی زد تو پیوند بده وظیفه اخلاقی است وظیفه شرعی است وظیفه الهی است وظیفه انسانی است.@ (صل) وصل بکن به کسی که از تو بریده، نه این خانه برادر کوچک است نیامده خانه من بیادبی کرده ما برادر بزرگ هستیم به برادر بزرگی ما بد برخورد کرده برادر بزرگی را جهنم بفرست خاموشش کن بگو من آدم هستم برادر بزرگ دیگر چیه تو بلند شو برو خانه برادر کوچک هدیه را هم ببر نگذار قطع بشود.@ هر کس عامل قطع باشد جهنمی است فرمود بوی بهشت از 500 سال راه میرسد قاطع رحم و عاق والدین بوی بهشت را استشمام نمیکنند کسی قیچی دستش هست در روابطش همیشه قطع و قهر از طرف آن است این خیلی خطرناک است.@ قهر ممنوع قطع ممنوع، زن قهررو، مرد قهررو، برادر قهررو، خواهر و برادر قهررو این خوب نیست این بوی جهنم دارد قطع از طرف ما نباید باشد عامل قطع نه خودمان با امام زمانمان باشد امام زمان فرمود من بالاترین رحم شما هستم من پدر آسمانی اصل ما هست.@ یک کسی که با امام زمانش قطع است یا دیگران را قطع میکند خیلی این کار خطرناکتر از قطع رحم مادی و طبیعی است قاطع رحم نباشیم چه در نظام حیوانی طبیعیمان چه در نظام آسمانیمان قاطع رحم نباشیم با امام زمان وصل شویم اینکه میگوید(عَلَیکُم بِالتَّواصُل وَ المُوافَقَه) وصل شو با امام زمانت برو در چادرش.@ برو در قرارگاهش ببین چکار میتوانی برایش بکنی هر کاری میتوانی بسم الله معطل نکن منتظر کسی هم نباش خدا میگوید من یک موعظه بیشتر شما را نمیکنم(قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ) یک موعظه، همین یک موعظه را هم خدا در قرآن کرده همین یک موعظه را اگر کسی عمل بکند تمام گناهانش آمرزیده میشود.@ همه عیبهایش پوشیده میشود همه ضعفهایش را خدا ندید میگیرد و به آن قدرت میدهد و عزت میدهد همین یک موعظه را اگر کسی انجام بدهد خدا با همه ضعیفهایش با آن کنار میاید و به عالیترین درجات میرساند آن قیام است بایست سرپا برای امام زمان قیام کن قائم باش نشسته نباش شُل نباش محتاج این نباش کسی هلت بدهد.@ محتاج این نباش کسی بیاید به تو بگوید ما الان در مؤسسه خودمان خَیر داریم خیلیها هستند عزیزان خیر هستند میایند کمک میکنند خدا انشاء الله به مالشان برکت بدهد برای آخرتشان هم ذخیره میشود بالأخره هر هدایتی که در این مؤسسه دارد برای میلیونها انسانی که سراسر کشور انجام میدهد در نامه عمل اینها هم هست.@ بالأخره سرمایهگذاری جاودانه است آخرتی است ولی ما بعضی از خیرها هستند اینها میدوند دنبال ما میایند یکسره میاید میگوید جایی لنگ نیست کاری نیست ما انجام بدهیم ما به وسع خودمان انجام بدهیم.@ یک خیر هم تا به آن زنگ نزنی تا سراغش نروی تا هلش ندهی تا فشارش ندهی بالا نمیاید خیر هم هست یعنی انگار خودش برای امام زمانش حس ندارد یک کسی باید بیاید به او بگوید پدرت است خیلی زشت است یک کسی بیاید بگوید پدرت در زندان باشد در بیمارستان باشد یکسری به پدرت بزنی.@ برو یکسر پدرت مریض است بیمارستان، این زشت نیست پدرت تنهاست برو کمکش کن این خجالتآور شرمآور نیست باید بیایند به ما بگویند، به مادرت به زنت این زنت است باید به آن کمک بکنی این بچهات است به آن کمک کن ما رحم بالاتر از زن و بچه داریم اصلاً نباید معطل شویم در این جهات، اصلاً تردید نباید بکنیم.@ نباید هی بیایند به ما بگویند اگر کسی احتیاج به تشویق دارد در عشق یک کسی بخواهی تشویق بکنی ببین برو دوستش داشته باش برو بغلش کن برو ببوسش برو دست گردنش بیانداز این چه عشقی است هی بیایند من را تشویق بکنند که من بروم ابراز علاقه اینطوری بکنم.@ عاشق اصلاً منتظر هیچ کس نیست عاشق عاشق است این اصلاً منتظر نیست کسی بخواهد به او بگوید این تازه بقیه را راه میاندازد این بقیه را سروسامان میدهد این بقیه را تجهیز میکند این به بقیه عشقورزی و مهرورزی یاد میدهد اصلاً لازم نیست کسی بیاید به او بگوید.@ قرآن که میگوید(أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏) دو نفره یک نفره بلند شوید هر جا هستید یک نفره قیام کنید برای امام زمانتان برای خدا، هر جا شد در دانشگاه هستی در حوزه هستی در خانه هستی در محله هستی هر جا هستی ببینم عرضه داری پرچم دستت باشد برای امام زمان یا نه.@ (وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ) جریانساز هستی میتوانی راه بیاندازی بیست نفر دو نفر سه نفر ده نفر پنجاه نفر را نیست خودت تنهایی قیام کن اما قیام کن وای به حال کسی که امام زمانش در آوارگی و طردشدگی و تنهایی و یگانگی و غربت و مظلومیت باشد روز قیامت وای به حالش و او یکجا نشسته باشد.@ وای به حال کسی که امام زمانش میگوید(هل من ناصر ینصرنی) کسی هست کمکم بکند و او هنوز نشسته باشد و حالا بنشینم فکر کنم ببینم حالا چه میشود تمام میشود کربلا رد میشود و تو میمانی شاید مُردی شاید فرصت از دست رفت هی باید بیایند ما را هل بدهند.@ هی باید بیایند به ما بگویند، امام زمان تنهاست هزارتا کار میشود برای امام زمان کرد چندتا را دستت گرفتی الان در زندگی خودت خانمت شوهرت بچههایت چندتا کار هست دارید برای امام زمان دارید انجام میدهید یعنی از زندگی شما چیزی از موانع ظهور برطرف میشود یا نه.@ یعنی حضرت اگر تو را ببیند به تو میگوید فلانی بارک الله تو به من کمک کردی تو یار من و ناصر من بودی سربار من نبودی که مصرفکننده باشی خودت تولیدکننده بودی هی احتیاج به اینکه تو را بگیرند کمکت کنند سرپا نگهات دارند انرژی به تو بدهند نداشتی.@ بعضیها اینطوری هستند تا ولشان کنی از دامن امام زمان فرار میکنند به کوچکترین بهانهای از چادر حضرت در میروند نمیخواهد اینجا بایستد یک شوهر بکند یک زن بگیرد یک دکتری قبول بشود یک دانشگاه قبول بشود مریض شود یک سرطانی بگیرد یک طلاق در خانهاش اتفاق بیفتد.@ همین به یک بهانهای میگوید حس و حال ندارم امام زمان دیگر چیه آخرت دیگر چیه خدا دیگر چیه تنهایی امام زمان یعنی چی ول کن این حرفها چیه به یک بهانهای در میرود هیچی ندارد بماند از اول هم مودتی نبود اِ نگو من دوستش دارم این محبت است کافرها هم دوستشان دارند.@ ببین یهودیها، مسیحیها، ببین آنهایی که دین ندارند کافر هستند برای امام حسین چکار میکنند آنهایی که دین ندارند برو ببین سیکها هندوها بوداییها برای امام حسین چطوری خودشان را میکشند این اسمش محبت است قرآن فرمود امام شما و پدر شما به مودت احتیاج دارد.@ مودت یعنی محبتی که در آن محبت هست اقدام و فداکاری هست در حد عالیاش، اقدام و فداکاری این را مودت میگویند قرآن میگوید زن و شوهر مودت میخواهند محبت نیاز ندارند محبت باشد اینها اینطوری میمیرند پدر و مادر بگوید من بچهام را خیلی دوست دارم اما به آن نمیرسم این اسمش محبت است.@ محبت حیوانی است مودت میخواهد بچه بزرگ بشود بین زن و شوهر مودت میخواهد زن و شوهر باید همدیگر را دوست داشته باشند و برای هم حاضر باشند فداکاری بکنند برای هم حاضر باشند خودشان را به زحمت بیاندازند.@ با مریضی با درد با سختی با شببیداری برای همدیگر و اعضای خانواده فداکاری کنند این را مودت میگویند برای امام زمان چی ما فقط همین دوستشان داریم اما زندگیات کارت شغلت قلمت استعدادت هنرت آبرویت اعتبارت پولت هوشت تخصصی که درس خواندی چه چیزی به حضرت میرسد؟@ هیچی، فقط مصرف داخلی دارد برای زن و بچهام به درد میخورد پس آقا امام زمان پدر هیچی، آدمی که راکد است میگندد رکود گندیدگی میاورد هی نگو چرا من رابطهام خراب است چرا با خانمم مشکل دارم با شوهرم مشکل دارم با بچههایم مشکل دارم چرا با آسمان مشکل دارم چرا خدا من را نمیپذیرد تو نپذیرفتی عزیزم.@ تو با آنها قهر هستی راه بیفت قیام کن ببین همه درها به رویت باز میشود یا نه، چرا خواب نمیبینم چرا اینطوری نمیشود چرا من هی عبادت میکنم ذکر میگویم اتفاقی نمیافتد عزیزم تو در چادر نیستی بیرون چادر هستی این اسمش محبت است.@ آن چیزی که تو را وصل میکند به خانواده آسمانی و آن آثار شگفتانگیز را میاورد مودت است(قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏) مودت خاندان، باید برای امام زمان خاصیت داشته باشی باید به درد لشکر بخوری یک خاصیتی در این لشکر باید داشته باشی چه خاصیتی داری تو الان برای سرورت چکار میکنی؟@ ما نقشمان این هست که به جای خدمت به امام زمان شیعیان را بدبخت بکنیم اختلاف راه بیاندازیم، این وسط که امام زمان تنهاست دعوا و درگیریهای ما چیست؟ بدترین چیزی که در روایات وجود دارد که تمام اینها شما اگر یک نخ تسبیح را در نظر بگیرید که این همه دانه دارد آن نخ تسبیح این هست که ما نباید اختلاف داشته باشیم.@ امام زمان تنهاست ما نشستیم شیعه و سنی میکنیم امام زمان تنهاست ما داریم جناحبازی میکنیم امام زمان الان آواره است دارد داد میزند(هل من ناصر ینصرنی) بیایید کمکم کنید ما افتادیم به جان هم، یک کسی که امام زمانش را دوست دارد زن و شوهری که امام زمانشان را دوست دارند خانواده آسمانیشان را به جان هم نمیپرند.@ زن میگوید پدرم سکته کرده خواهش میکنم الان خانه پدرم هستیم خواهش میکنم دو ساعتی خودت را نگه دار پدرم سکته میکند ناراحتی قلبی دارد آرام باشد مرد به زن میگوید مادرم مریض است خواهش میکنم خانه مادرم رفتیم دیگر نق و قر نکن یکذره موافقت کن.@ یکذره راه بیا این مادر من مریض است آمدیم خانه هر کاری دلت خواست بکن این یعنی موافقت، ما الان امام زمانمان تنهاست، زن و شوهری که عاشق امام زمانشان باشند هیچ وقت سر مسائل دنیایی با هم دعوا ندارند ما شرمآور است آمار طلاقمان الان، آمار درگیری و اختلافات.@ اگر امام زمانت را دوست داری با بچهات راه بیا دختر را بغل کن ببوس پسرت را بغل کن ببوس به خاطر امام زمانت نگذار خانوادههایتان سرد بشوند نگذار دعوا و درگیری بشود نگذار افراد از هم متنفر بشوند الان وقت این حرفها نیست امام زمانت تنهاست.@ خدا رحمت کند امام را فرمود امروز بر سر ولایت حضرت امیر هم نباید دعوا کرد دعوای شیعه و سنی دیگر چیه این چه مزخرفاتی است ما به آن افتادیم الان امام زمان تنهاست الان به وحدت احتیاج هست الان شیعه و سنی باید دست به دست هم بدهند دشمنان مشرک داریم کفار هستند منافقین هستند وهابیت هست بهائیت هست سلفیها هستند یهود است صهیونیسم یهود است.@ نه یهودیهای متعبد یهودیهای صهیونیسم اینها هستند ابرقدرتها هستند چرا باید شیعه و سنی به جان هم بیفتند ما متوجه نیستیم امام میگوید مکه رفتید پشت سرشان اقتدا کنید نمازهایتان هم اعاده ندارد آن درست است همان پشت سر آن عالم با آنها در جماعتهایشان باشید امام نیست.@ ائمه دین میگفتند بروید در جماعتهایشان شرکت بکنید تشییع جنازههایشان بروید مهمانیهایشان بروید برادرهایتان هستند اینها دستورات ائمه است، نه، این که نشد امام میگوید تو کوتاه بیا ما کوتاه نمیاییم کاسه داغتر از آش، باید مالک اشتر باشی که وقتی علی به تو گفت برگرد نگویی من الان بزنم معاویه را کشتم علی میگوید برگرد برگرد اطاعت بکن.@ ما باید عبد باشیم از خودمان حرف در نیاوریم نگذاریم بخشهای تعصبهای اقلیمی حتی تعصبهای دینیمان جلوی عبودیت خدا را بگیرد عبادتها جلوی عبودیت را نباید بگیرد اِ آقا مگر در رساله ننوشته اگر یک کسی گفت آمین یا دستش را گذاشت روی دستش نمازش باطل است این مال عبادت فردی است.@ عبودیت میگوید یک جایی که دشمن مشترک دارید اصل دین خدا در خطر است از این عبادت از این ظاهر بگذر من خدا دارم میگویم مگر من نمیگویم این ناموست است؟ بله، مگر نمیگویم این شوهرت است؟ بله، مگر من نگفتم زن باید حجابش گردی صورت باشد و اگر آرایش دارد یا تحریککنندگی دارد یا زیبایی خاص دارد بیش از حد گردی صورت واجب است بپوشد؟ بله.@ حالا میگویم وقتی مکه آمدید این دیگر زن تو نیست ولش کن این هم شوهر تو نیست، چشم، وقتی گفتی لبیک یعنی بخش حیوانی تعطیل، این خانم زن تو نیست این آقا شوهر تو هم نیست بخش انسانی باید کعبه بیاید برای همین هم به خانمها میگوید حجاب اسلامی نمیخواهد رعایت کنید.@ دیدید مردها دور خانه خدا نصف بدنشان لخت است بعد هم میگوید زن و مرد قاطی باید بشوند بروند، به هم میخورد مگر نامحرم نیست؟ میگوید نامحرم و محرم نداریم دور خانه خدا، من اصلاً زن و مرد را دعوت نکردم یک کسی اینجا چشمش به نامحرم بخورد حجش باطل است بیخود است.@ اگر کسی احساس بکند یک جنس مخالف را چشمش به یک جایی زُل بزند حس اینطوری داشته باشد لبیکهایش دروغ بوده ما اینجا زن نداریم مرد نداریم من آدمها را دعوت کردم بروید در هم بلولید اگر عشق خدا را داشته باشید هیچ اتفاقی نمیافتد ولی اگر نه لبیکت آنجا دروغ بوده بیایی اینجا دور خانه خدا همهاش چشمت به نامحرم است.@ اِ این چرا بدنش معلوم است این چرا مویش معلوم است این الان به من خورد من به این خوردم اصلاً اینطوری نیست خداست میگوید تو را مکه میاورم تمام جنبههای جنسی طبیعی حیوانی و هر چی حتی عالم بودن و آیت الله بودن را همه را باید کنار بگذاری.@ همه یک لباس به اندازه هم، رئیس جمهور هستی پادشاه هستی با آن فقیر یک لباس تنتان میکنید اینجا اصلاً این حرفها نیست بخش حیوانی بخشهای توهمی این چهارتا بخش تعطیل فقط بخش انسانی حج بیاید حج اینطوری آدم را میسازد.@ حج به ما یاد میدهد وقتی میگوید 24 چیز را به عشق معشوق حرام کن در تمام طول زندگیات مواظب باش این 24 چیز مزاحم عبودیتت و عشقبازیات با خدا نشود سخت است؟ بله سخت است باید سختی باشد مگر دین بدون سختی میشود مگر رسیدن به معشوق بدون سختی میشود.@ خود خدا میگوید من بهشت را مفت به کسی نمیدهم اصلاً مفتی نداریم دنبال بهانه هم نمیگردم ناز کسی را هم نمیکشم خواستید بیایید تشریف بیاورید نخواستید تشریف نیاورید(أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ) آیا فکر میکنید همهتان وارد بهشت میشوید در حالی که همه امتحانهایی که از گذشتهها گرفتم از شما نگیریم.@ امکان ندارد از هر بلایی سر امام حسین آوردم سر شما هم میاورم مگر شما از امام حسین عزیزترید مگر از پیغمبر عزیزترید مگر از حضرت زهرا که ناموس من بود عزیزترید دادم ناموسم را دم چَک، ناموسم را دادم زدنش، دادم نامحرم زدش، ناموسم را دادم بین در و دیوار لهاش کردم چون آن بدن است.@ اگر زهرا حاضر نباشد به خاطر من از همسر علی بودن از مادر حسن و حسین بودن از باردار بودنش از اینکه چهارتا بچه قد و نیمقد دارد اگر حاضر نباشد به خاطر من از آنها بگذرد و دفاع از امام زمانش به جهاد نرود زهرای من نیست ولی زهرا حاضر است این کار را بکند.@ بفهمیم ایام فاطمیه دارد میاید ببینیم مادرمان چه زنی بوده چه عشقی به خدا داشته این چقدر عاشق بوده اصلاً الان علی را از دست میدهم کتک میخورم آخه من زن هستم آخه من باردار هستم آخه من چهارتا بچه قد و نیمقد دارم الان من باید در خانه بمانم و اینطوری بکنم.@ اصلاً امام زمان تنهاست غریب است باید بیرون بزنم اگر شده بروم بین در و دیوار بمانم باید بروم و اگر باید این بدن مجروح را بلند کنم تا مسجد بروم باید بروم اگر لازم است سر طناب را بکشم با این دستهای شکسته و با این بازوی شکسته نگذارم ببرند.@ همین نگه دارم تا دوباره به بازویم بزنند میایستم یعنی اینقدر بزنند تا از رمق بیفتم تا طناب از دستم برود میایستم امام زمانم است ایام فاطمیه یعنی ما از مادرمان یاد بگیریم غیرت را، مردانگی را از مادرمان یاد بگیریم شجاعت، قیام، دل نبستن به این دنیا و حطام دنیا دل نبستن به تعلقات دنیا را از مادرمان یاد بگیریم.@ از اینکه هیچ شأنی از شئون مانع اینکه من را به چادر حضرت برساند وجود ندارد ما باید این را از فاطمه زهرا یاد بگیریم نزدیک فاطمیه هستیم دیگر داریم یواش یواش وارد میشویم درس باید یاد بگیریم پس قدرت تواصل توافق بپرهیزید.@ از(مقاطعه) قطع کردن(و الهجره) قهر کردن طلاق و قهر دادن و قهر کردن و من دیگر مسجد نمیایم من دیگر حسینیه نمیایم من دیگر مؤسسه نمیایم من دیگر فلان جا نمیروم من دیگر قهر میکنم من دیگر خانه نمیایم همه اینها جهنمی است من دیگر پیش پدر و مادرم نیستم من دیگر اینطوری نیستم اینها همهاش جهنمی است.@ کسی که قهر میکند قطع میکند در وجودش جهنم دارد، قدرتش را از کجا بیاورم؟ چطوری بتوانم به این حس گند زنانه به این حس گند مردانهام غلبه کنم به این غرور جهنمی مردانهام چطوری غلبه کنم حالا که به من برخورده؟ میگوید مردانگیات را ذبح کن.@ مگر حج نرفتی آنجا چطوری گفتی این ناموس من نیست مردانگیات را ذبح کردی در راه خدا یاد بگیر چند دفعه حج رفتی چند بار کربلا رفتی یاد بگیر مردانگیات را ذبح کن غرور مردانگیات را بکش سر در راه معشوقت خداوند، حسهای مادرانهات را بکش در راه خدا، حسهای برادرانه خواهرانه بکش در راه خدا.@ مگر امام حسین غیر از این بود مگر کربلا غیر از این بود از اینها یاد بگیریم هی فقط روضه بخوانیم و درس نگیریم روضه بخوانیم و آدمهای خودخواهی باشیم هی داستان کربلا را بشنویم و هیچ وقت تحولی در ما اتفاق نیفتد، قدرت برای این دستورات از کجا میاید؟@ از اینکه من آدم هستم من زن نیستم و مرد نیستم من ایرانی نیستم من افغانی نیستم من عرب نیستم من عجم نیستم من سفیدپوست نیستم من سیاهپوست نیستم اینها همه مال بخشهای طبیعی و جنسی ماست اصلاً ربطی ندارد من از جنس خدا هستم من فرزند حقیقی محمد و آل محمد هستم من باید به خانواده آسمانیم برسم.@ من وقت این زمینیبازیها را ندارم من مال این کره نیستم من مال این ارض نیستم من اصلاً اینجا نبودم یک جای موقتی آوردند ما را زندانی کردند من مال این زندان نیستم که دلبستهاش باشم باید بکَنم بالا بیایم خدایا به حق محمد و آل محمد ما را به انجام وظائفمان قدرتمند بفرما.@ پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین جهان رفع اضطرار از زندگیهای خودمان حل مشکلات زندگیمان حل مشکلات جوانهایمان شفای مریضان و مریضان منظوری که بخصوص به نفس پاک شما عزیزان احتیاج دارند.@ اموات را یاد کنید اهل قبور را گرفتارها را یاد کنید اموات خودتان همه بدوارثان بیوارثان را یاد کنید با همدیگر پنج مرتبه این آیه را میخوانیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم اجابت همه دعاهایی که گفتیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@