جلسه 004 - انسان و ایمان
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
9
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - انسان و ایمان

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس سیدالشهدا(ع) و همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا صلوات ختم بفرمایید.@ بحثمان در انسانشناسی به اینجا رسید که خداوند تبارک و تعالی چون خودش خالق انسان و جهان هست و خالق همه چیز هست(اللهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ) خالق همه چیز هست همه چیز را هم با اندازهها و قیمتها و خواص و آثار معین خلق کرده(إِنَّا كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ) ما هر چیزی را با اندازه خلق کردیم.@ لذا قیمت همه موجودات ارزش همه موجودات را خدا بهتر از هر کس دیگری میداند این خداست که تعیین میکند که چه چیزی چقدر اندازه دارد چقدر قیمت دارد چقدر اهمیت دارد چقدر کم اهمیت هست خداست که منشأ ارزشها و هنجارهاست و چون خودش منشأ حیات هست منشأ وجود هست و منشأ خلقت هست.@ بنابراین بهتر از هر کس دیگری میداند که موجودات و مخلوقات کدامشان چقدر قیمت دارند گفتیم که خداوند انسانها را براساس کششهای قلبیشان خواستهها و هوسها و آرمانهایشان به شش گروه تقسیم کرد.@ گروهی را فرمود معادل سنگ هستند گروهی از سنگ هم پایینتر گروهی معادل حیوانات هستند گروهی از حیوانات پایینتر و دسته پنجم فرمود(شَياطِينَ الْإِنْسِ) انسانهایی هستند که باطنشان شیطان هست و هم حزبی شیطان هستند.@ و اینها کسانی هستند که دیگران در نزدیک شدن به آنها در رفاقت با آنها گمراه میشوند و از خداوند غافل میشوند از زندگی انسانی و حیات انسانیشان غافل میشوند اینها را خداوند فرمود(شَياطِينَ الْإِنْسِ) دسته ششم را استثنائاً خداوند تبارک و تعالی فقط رستگار میدانست مؤمن و انسان میدانست.@ (وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) که سوگند یاد میکند خداوند که همه انسانها در حال خسران هستند یعنی دارند اصل سرمایه انسانیشان را از دست میدهند مگر مؤمن آن هم نه هر مؤمنی، چه مؤمنی؟ مؤمنی که عمل صالح انجام میدهد.@ تنبل نیست بیحوصله نیست و دیگران را توصیه به حق میکند آدم بیخیالی نیست نسبت به دیگران، نسبت به بهشت و جهنم دیگران هدایت و انحراف دیگران بیخیال نیست و توصیه به صبر میکند دیگران را، یعنی به دیگران قدرت میدهد به دیگران توان میدهد مؤمن.@ قرار شد که این جلسه راجع به خود ایمان هم مقداری توضیح بدهیم چون موضوع بحثمان انسانشناسی است و فرعمان انسان و ایمان هست که انسان فقط با ایمان انسان هست ایمان از ماده امن، دیگر امن شما میدانید یعنی چی، امنیت یعنی دل انسان به جایی برسد که نسبت به یک موضوعی آرام بشود امنیت داشته باشد و بپذیرد آن چیز را دل انسان یک امری را باور کند.@ این غیر از عقل و ذهن انسان هست گفتیم که انسانها یک حس دارند یک خیال دارند یک وهم دارند یک عقل دارند که شناخت نظری هست و یک باور دارند یعنی فوق عقل که حالا توضیح میدهیم ایمان یعنی باور نه فقط ذهنی و عقلی بلکه باور قلبی و دینی باور دلی.@ انسان به یک چیزی اگر دلش پذیرا شد میگویند این به آن چیز ایمان آورده این آن چیز را به آن گرویده در فارسی به آن گرایش میگویند یا گرویدن مثالش هم یادتان هست زدیم مثال ایمان یادتان هست؟@ گفتیم مثلاً شما عقلتان به شما میگوید مُرده با شما کاری ندارد این را عقل فقط میگوید شما از نظر عقلی این را قبول کردید، اما چه کسی ایمان میاورد؟ کسی که بتواند به آن دست بزند از مرده نترسد بتواند مرده را بشوید و الا یک کسی میگوید عقلاً مرده کاری با کسی ندارد حتماً کاری ندارد میتواند حتی برایش مقاله هم بنویسد ثابت هم بکند.@ ولی اگر به او بگویی خودت الان برو به مرده دست بزن پیش مرده بخواب مرده را بشوی دلش قبول نمیکند میترسد یعنی هر لحظه الان فکر میکند که مرده الان بلند میشود یقه این را میگیرد میخواهد برود قبرستان میترسد هر لحظه فکر میکند الان یک کسی از داخل قبر در میاید یقیه این را میگیرد.@ قلبش ایمان نیاورده ایمان باور قلبی است یعنی دل آدم آرام میشود و یک چیزی را میپذیرد ولو حالا ذهن هم عقل هم از جزئیاتش سر در نیاورد مؤمن یعنی کسی که به الله ایمان آورده دلش الله را باور کرده و خودش را شناخته به خودش هم ایمان دارد یعنی خود آسمانی و خود الهی خودش را میشناسد.@ یعنی مؤمن کسی هست که علاوه بر اینکه در خودش بخش حسی و خیالی و وهمی را قبول دارد چون اینها را دیگر نمیتواند قبول نداشته باشد بخش حیوانیش است بخش عقلی را قبول دارد بخش فوق عقلانی و جاودانه خودش را هم پذیرفته ایمان آورده که خودش یک موجود جاودانه است پذیرفته که مرگی برای او وجود ندارد.@ قلبش این را پذیرفته پذیرفته عمرش به اندازه عمر خداوند هست پذیرفته جاودانه است پذیرفته بعد از این عالم بدنش این جا میماند و او وفات میکند مرگی وجود ندارد وفات یعنی انتقال، انتقال را باور کرده نه مرگ را، و حیات برزخی را پذیرفته قیامت را پذیرفته حیات بعد از قیامت را پذیرفته.@ فرشتگان را قبول داره عالم غیب را قبول داره به هر حال قرآن مؤمن را این میداند کسانی که غیر از این ظاهر طبیعی و ظاهر مادی یک باطنی را هم برای این عالم میشناسند(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) غیب یعنی آن چیزی که شما نمیتوانید ببینید هر چیزی را که نتوانید از نظر حسی ادراکش بکنید ولی باورش داشته باشید به این غیب میگویند الان دسترسی حسی به آن ندارید.@ غیب یعنی اینکه من بدانم که خداوند و فرشتگانی هستند که دارند این عالم را اداره میکنند این عالم عالم ماده است خودبهخود توان اداره خودش را ندارد یک دانهای را که ما در زمین میکاریم خودش نمیتواند خودش را رشد بدهد از دل زمین بیرون بیاید یک نطفهای که در رحم زن قرار میگیرد نه پدر و نه مادر و نه هیچ نیرویی نمیتواند آن را به یک بچه تبدیل بکند.@ لذا قرآن سؤال میکند در سوره واقعه(أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ) آن دانهای که شما در خاک میکارید آن را شما رویش میدهید یا ما؟ یک سؤال است یک سؤال منطقی هم خدا دارد میکند بشر باید جواب بدهد، این دانه را چه کسی تبدیل به گُل میکند؟ این دانه را چه کسی تبدیل به میوه میکند؟ این کار را انسان میکند؟@ هیچ انسانی یک همچین ادعایی ندارد خود ماده هم که نمیتواند خودش را اینطوری تبدیل بکند پس اویی که این را تبدیل به میوه میکند مثلاً شما میبینید به اندازه این فرش بزرگتر کوچکتر خاک دارید تخمهای مختلف بذرهای مختلف همان خاک و همان ماده را میگیرند آب را میگیرند خاک را میگیرند.@ ولی میوههای مختلف با ساختار شگفتانگیز ریاضی بیرون میاید که هنوز که هنوز است هزاران سال است دانشمندان دارند مطالعه میکنند هنوز نتوانستند یک دانه از این مخلوقات را به طول کامل بشناسند اینقدر پیچیدگی ریاضی و خلقتی دارد.@ هنوز نتوانستند به همه آثار و خواص یکی از این مخلوقات به طور کامل پی ببرند خدا سؤال میکند، چه کسی این را رویش داده؟ اویی که دارد این کار را میکند ما به او غیب میگوییم در ورای این عالم ما نمیبینیم ولی یک کسی دارد این کار را انجام میدهد فرشتگان عالم که باید به آنها ایمان بیاورید.@ خداوند تبارک و تعالی دارد این کار را انجام میدهد، چه کسی کره زمین را میچرخاند؟ کره زمین که خودش قادر نیست یک همچین حرکت نیازی بکند ماه و خورشید که خودشان نمیتوانند خودشان را نگه بدارند ماده است دیگر این نیرویی که این را نگه داشته و دارد حرکتش میدهد چه کسی است؟@ باز سؤال میکند خدا(أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ) آن منی را که شما امناء میکنید آن منی را شما به یک انسان تبدیل میکنید یا ما این کار را میکنیم چه کسی را دارد آن جنین را در رحم مادر شکل میدهد بزرگ میکند میسازد.@ طوری که هنوز بعد از 8000 سال حداقل تاریخ پزشکی هنوز هیچ دانشمندی نمیتواند ادعا بکند که من میتوانم یک عضو از اعضای بدن انسان را بگویم کامل شناختم سؤال خیلی شفاف و دقیق خدا دارد میکند عقلتان را کار بیندازید چه کسی دارد این را خلق میکند؟@ این موز و سیب و انگور و درختان و گیاهان و بدن انسان و ستاره و کیهان و کهکشان چه کسی آفریده، دیگر سؤال است وقتی انسان میفهمد که کسی باید این را آفریده باشد یک شعوری دارد این کار را انجام میدهد آن شعور مرموزی که ما آن را نمیفهمیمش به آن الله میگویند.@ یک کسی آمد به امام صادق(ع) گفت آقا این طبیعت است حضرت فرمود شما قبول دارید که یک شعوری هست که دارد این کار را انجام میدهد به قول امروزی ما مغز متفکر ولی حالا که مغز نیست یک شعور است یک قدرت است یک نیرو است یک حی است یک موجود با حیات و با شعور و با علم هست یک موجود قدرتمند هست که دارد این کارها را انجام میدهد؟@ گفتند بله ما قبول داریم حضرت فرمود ما همان که شما میگویید اسمش طبیعت است ما به آن الله میگوییم همان شعور را ما قبول داریم یک شعوری هست که ما به آن قدرت بینهایت میگوییم که حاکم براین طبیعت هست مدیر این طبیعت هست رب این طبیعت هست مدبر این طبیعت هست به آن الله میگوییم.@ مؤمن به این اعتقاد دارد این را قبول میکند پذیرفته است مؤمن قبول میکند که دستانی در کار هستند که دارند به هر جنینی هر گلی هر بذری را روی آن کار میکنند و به آن شکل میدهند اینها را فرشتگان عالم میگویند قوای عالم یا همان فرشتگان عالم، مؤمن جاودانگی را میپذیرد(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) این را مؤمن میگویند.@ ایمان چند مرحله دارد مرحله اول این هست که انسان این چیزی را که صحبتش را کردیم اقرار بکند به زبان بیاورد یعنی آن چیزی را که در جلسات قبل از نفس خودمان استخراج کردیم چه بود این را استخراج کردیم که(اَشهد ان لا اله الا الله) ما شهود کردیم که عاشق کمال مطلق و جاودان هستیم همه انسانها هم این را میفهمند.@ اینکه امام فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست اگر شما به رئیس جمهور آمریکا بگویید که آقا شما قدرت مطلق را دوست داری؟ میگوید بله حیات مطلق را بله لذت مطلق را بله علم مطلق را دوست داری این الله میشود حیات مطلق علم مطلق لذت مطلق حیات جاودان این را الله میگویند وجود مطلق پس همه انسانها عاشق الله هستند.@ پس(اشهد ان لا اله الا الله) گفتیم لا اله الا الله مال کدام مرحله از وجود ماست؟ مرحله حس نیست چون در حس ما فقط محسوسات را دوست داریم در مرحله خیال فقط مخیلات را دوست داریم در مرحله وهم موهومات را دوست داریم در مرحله عقل معقولات را دوست داریم.@ در مرحله فوق عقل و فوق تجرد در بخش انسانی در بخش قلبی و روحیمان عاشق کمال مطلق و بینهاتیم پس گزاره لا اله الا الله مال بخش انسانی ماست مؤمن این را به زبان میاورد میگوید من خدا را قبول دارم قیامت را قبول دارم پیامبر را قبول دارم امامت را قبول دارم قبول دارم یک معلم متخصص لازم دارم.@ قبول دارم که برای حرکت به سمت الله احتیاج به یک متخصص معصوم دارم کمتر از آن نمیتواند من را به سمت الله و قیامت هدایت بکند این را مؤمن میگویند این را پذیرفته(وَ عَمَلٌ بالاَرکان)این اولیش(اِقرارٌ بِالِسان) بود اولین مرحله ایمان که مجموعش میشود ایمان.@ اول به زبان بیاورد بعد با عمل هم انجام بدهد یعنی وقتی که تو میدانی یک قیامتی داری یک آخرتی داری باید به وزان آن آخرت حرکت بکنی یعنی باید ببینی رهبران دینی به تو چه میگویند میگویند تو اگر بخواهی سالم متولد به آخرت بشوی باید چکار بکنی.@ تو اگر بخواهی در دنیا خوشبخت بشوی در آخرت خوشبخت بشوی باید چکار بکنی آن دستورالعملها را اجرا بکن شما اگر الان باشگاه میروید برای چی باشگاه میروید؟ میگویید میخواهم بدنم را بسازم پس باید به مربی ایمان بیاوری.@ یعنی دلت آرام باشد که این مربی است بعد میبینی که آنجا گواهینامهاش را زدند عکسش را زدند مثلاً میگوید این مربی کمربند سیاه دارد دان 10 فلان رشته است مدرکش را آنجا زدند که شما متوجه بشوید که این این تخصص را آنجا دارد پس به او ایمان میاوری قلبت قبول میکند.@ میروی پیش پزشک قرار است خودت را به او بسپاری جراحی بکند روی مغزت روی قلبت اول باید به او ایمان بیاوری حالا به او ایمان آوردی باور کردی که این پزشک متخصص است حالا راحت قلبت را به او میسپاری میگویی بیا قلب من بشکاف هر کاری میخواهی بکنی مغز من را بشکاف هر کاری میخواهی بکن و وقتی خودت را به او سپردی دستوراتش را اجرا میکنی.@ ولو فلسفه کارهای دکتر و دستورات دکتر را هم متوجه نمیشوی ولی چون به او ایمان داری میدانی متخصص است دیگر هیچی نمیگویی لذا پیامبر فرمود ای مردم شما همچون بیمارانید و رب العالمین همچون طبیب است پس مصلحت بیمار در آن چیزی است که طبیب تشخیص میدهد نه آنچه که مریض خود میگوید و به زور از طبیب میخواهد.@ ما باید ببینیم که خدا ما را چطوری نگاه میکند خدا ما را به عنوان یک موجود جاودانه با همین قوا نگاه میکند و رب ماست میخواهد ما را شبیه به خودش تربیت بکند ما مَثَل اعلی باشیم ما خلیفۀ الله باشیم حالا اگر ما خدا را ایمان آوردیم که او رب ماست اله ماست خالق همه چیز هست حالا من به این خدا خودم را تسلیم میکنم.@ پس وقتی تسلیم میکنیم میگوییم تو هر چه بگویی ما همان را انجام میدهیم سر نماز هم ما همین را میگوییم یعنی اول میگوییم برای چی ما جلوی چه کسی ایستادیم اول میگویی الله اکبر، الله اکبر یعنی چی؟ گفتیم الله یعنی وجود چی؟ جلسات گذشته راجع به این صحبت کردیم.@ الله یعنی هستی مطلق و بینهایت اگر بینهایت است اکبر است دیگر اکبر است یعنی چی؟ یکی آمد خدمت امام صادق عرض کرد الله اکبر حضرت فرمودند که الله اکبر یعنی چی؟ گفت خدا از هر چیزی بزرگتر است حضرت فرمود مگر چیزی غیر از خدا هم هست که خدا از آن بزرگتر باشد.@ توضیح دادیم که همه عالم وجود یک هستی بیشتر نیست که همه ما ظهورات یک هستی هستیم جلوههای یک هستی هستیم اصلاً جز الله و ظهوراتش چیز دیگری نیست فرمود غیر از خدا چیزی نیست که تو خدا را با چیزی مقایسه بکنی گفت پس الله اکبر یعنی چی؟ حضرت فرمود الله اکبر یعنی(الله اکبرُ مِن اَن یُوصَف) خدا بزرگتر از آن است که توصیف بشود.@ چون بینهایت است قابل توصیف نیست ما احاطه نمیتوانیم به آن داشته باشیم بینهایت است دیگر ما چطوری بینهایت را اتراکش بکنیم که بتوانیم همه چیزش را توصیف بکنیم به همه کمالاتش و همه صفاتش را مگر ما میتوانیم احاطه داشته باشیم که توصیفش بکنیم لذا نمیتوانیم توصیف بکنیم لذا همین که میگوییم نمیتوانیم میگوییم سبحان الله.@ سبحان الله یعنی چی؟ تو منزهی از اینکه من توانم تو را توصیفت بکنم الله اکبر که شما میگویید اول میگویید الله اکبر پس الله اکبر یعنی من یک وجود مطلق بینهایت هستی مطلق و بینهایت را میپذیرم که بزرگتر از آن است که وصف بشود.@ بعد میگویید بسم الله الرحمن الرحیم این الله هم رحمان است و هم رحیم هست یعنی هم رحمت عام دارد به همه موجودات و مخلوقات همه موجودات و مخلوقاتش را دوست دارد و هم مؤمنین را دوست دارد رحیم ویژه مؤمنین هست ویژه کسانی هست که خداوند حیوانات را هم دوست دارد گیاهان را هم دوست دارد سنگها را هم دوست دارد.@ اما در بین اینها چه کسی بیشتر محبوب خداست؟ از آن شش گروه چه کسی محبوب خداست؟ مؤمن چون با اختیار خودش به الله ایمان آورده و خودش را در اختیار الله قرار میدهد این محبوبترین فرد هست این رحمت ویژه را رحیم بودن میگویند.@ استاد همه شاگردها را دوست دارد یا دوست ندارد؟ همه شاگردهایش را دوست دارد، بعد از یک مدت در بین شاگردها چه کسی عزیزتر میشود برای استاد؟ آن که سنخیت بیشتری دارد شباهت بیشتری دارد حرفها را گوش میکند درسها را خوب یاد میگیرد و بعد یواش یواش دارد با یاد گرفتن اینها شبیه استاد میشود.@ این محبوبتر است مقربتر است تقرب هم تقرب فیزیکی نیست تقریب یعنی این دارد از نظر کمالات به استاد شبیه میشود و نزدیک میشود این تقرب ما به خدا هم همینطور هست رحیم هست(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) حمد یعنی چی؟ یعنی آن تعریف و تمجید و ستایشی که شما میکنید.@ میگوید شما از هر چیزی که دارید تعریف میکنید در واقع مخصوص کیست این تعریف در واقع از خدا دارید تعریف میکنید شما میگویید این فرش چقدر قشنگ است چقدر توازن دارد این گُل چقدر زیباست چقدر لطیف است چقدر خوشبو است در واقع دارید از چه کسی تعریف میکنید؟ چون این هیچ کدام از کمالاتش مال خودش نیست.@ همه موجودات چون مخلوقات خداوند هستند هیچ کدامشان کمالاتشان مال خودشان نیست همه قائم و وابسته به خدا هستند شما الان حیاتتان فکرتان قدرت فکرتان قدرت اختراعتان برای همین هم خداوند در قرآن میفرماید شما همان چیزی هم که اختراع میکنید مال من است.@ چون قدرت اختراع و حیات و ذهن را خداوند به شما داده پس شما وقتی میگویی بهبه عجب کامپیوتری عجب تلفن همراهی عجب اتومبیلی داری تعریف میکنید در واقع داری الله را تعریف میکنی این الله هست که به بشر یک همچین قدرتی داده.@ لذا میگوید(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) تمام قشنگیها تمام کمالات تمام تعریفات در واقع مال الله هست چون وجود مطلق اوست ما ظهورات او هستیم چیزی از خودمان نداریم این الله خودش رب العالمین هم هست، رب العالمین یعنی چی؟ رب یعنی مالک مدبر هم مالک ماست ما را خودش خلق کرده صاحب همه چیز هست.@ صاحب زمین و آسمان و کرات و کیهان و کهکشان کیست خداوند است چون خودش ظهور داده خودش خلق کرده ما را هم او خلق کرده مالک ماست و تدبیرکننده هم هست چه کسی الان دارد ما را اداره میکند؟ خداوند، اداره کره زمین اداره موجودات اداره مخلوقات با کیست؟ با خداست خدا دارد همه را اداره میکند عجب اللهی است.@ تمام ستارهها کیهانها کهکشانها موجوداتی که در این عالم هستند میلیاردها میلیارد موجودی که در این عالم هستند خداوند دارد همه را اداره میکند خیلی حرف است از کنارش راحت رد نشویم یک اتم از دست خدا خارج نمیشود یک هسته یک اتم یک الکترون یک نوترون یک پروتون از توجه خداوند دور نمیشود خدا آنجا هم حضور دارد.@ (وَ بِاَسمائِکَ الّتی مَلِئَت اَرکانَ کُلِّ شَیء) در دعای کمیل میگوییم خداوند همه اشیاء را پر کرده خداوند هستی است هستی در همه جا حضور دارد این را آدم باید راحت از کنارش رد نشود ساده از کنار اینها نباید رد بشود تدبیر میکند اداره میکند روزیش را میرساند حیاتش با اوست.@ یک اتم یک الکترون یک نوترون یک پرتون بیا پایینتر تا برو بالاتر تا عظیمترین کیهانها و کهکشانها او دارد اداره میکند رب العالمین کلمه تکاندهندهای است عادت نکنیم همینطوری هی بگوییم متوجه نشویم یعنی چی.@ وقتی میگوییم(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) یعنی همه قشنگیها همه زیباییها همه کمالات همه قدرتها همه علم همه حیات مال اللهی هست آن وجود مطلق و بینهایتی است که مالک و مدبر همه موجودات و همه عالمین است عالمین هم جمع است یعنی همه عوالم، هزاران هزار عالم داریم که خدا دارد اداره میکند.@ در عالم ماده در عالم برزخ در عالم بالاتر از برزخ همه را خدا دارد اداره میکند(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) این الحمد لله این رب العالمین دوباره اینقدر قشنگ است الله مهربان دوباره میگوید(الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) یک همچین اللهی که من دارم قیامت هم مال اوست دنیا مال اوست قیامت هم مال اوست(مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ).@ حالا که این الله اینطوری هست میگوییم(إِيَّاكَ نَعْبُدُ) پس إیاک دلیلهایش را قبلاً گفت چون الله است اکبر است رحمن است رحیم است رب العالمین است و مالک یوم الدین چون این هست من فقط از این خدا دستور میگیرم(إِيَّاكَ نَعْبُدُ) یعنی خدایا من فقط از تو یک همچین اللهی از تو تبعیت میکنم.@ عبودیت من مال توست نه اینکه فقط تو را نماز میخوانم یا سجده میکنم نه، عبادت و عبودیت یعنی بندگی کردن یعنی اطاعت کردن یعنی دستور زندگیت برای ازدواج برای تربیت برای اخلاق برای خرید و فروش اقتصاد مسائل اجتماعی مسائل سیاسی مسائل معنوی و همه چیز را از او میگیریم.@ از هیچ کس غیر از خدا ما برای زندگیمان برای خورد و خوراک برای حجاب برای هر چیز دیگر بانوان عزیز با حجابی که اینجا هستند بانوان محترمی که اینجا هستند ایمان آوردند به الله که حجاب را پذیرفتند الله به ما گفته باید اینگونه زندگی کنیم پس ما این را میپذیریم.@ الله به ما میگوید اینگونه ازدواج کنید الله به ما میگوید اینگونه با یکدیگر رفتار بکنید الله به ما میگوید این افتخار یک انسان در همین هست که من کمتر از الله را نمیپرستم و کمتر از الله مربی ندارم اگر انسان این را درک بکند که ربش الله هست قیمت هر آدمی به ربش است این را یادتان نرود این فرمول خیلی مهم هست قیمت هر آدمی به مربیش هست.@ دیدید بعضی از این دانشگاهیها اساتید میایند مثلاً میخواهند بگویند ما خیلی آدمهای مهمی هستیم میگوید من شاگرد فلانی و فلانی و فلانی بودم چه کسانی را مطرح میکند؟ مربیهایش و اساتیدش را من زیر نظر فلان کس درس خواندم هنر را با این استاد یاد گرفتم خط را زیر نظر این استاد بودم زیر دست این استاد من نقاشی یاد گرفتم زیر دست این استاد رانندگی یاد گرفتم زیر نظر این استاد فلان شغل را یاد گرفتم.@ مؤمن افتخارش عزتش سرمستیش شادیش به این هست که الله مربیش هست میگوید الله رب من است لذا با افتخار وقتی خم میشود جلوی این الله یک الله به این عظمت رکوع میاورد برای آدم، رکوع یعنی چی؟ رکوع یعنی خضوع تو خم شدن تو در مقابل همچین قدرتی، خم میشوی با عزت با لذت خم میشوی در مقابل یک همچین عزتی.@ در مقابل انسان کیفی ندارد لذا ما در مقابل انسانها نه رکوع داریم و نه سجود داریم مخصوص الله است خم میشود آدم با عشق با لذت با احترام در مقابل یک همچین اللهی بعد میگوید سبحان ربی با افتخار میگوید ربی یعنی چی؟ مربی من، منزه است مربی من و من به حمد او مشغول هستم.@ ربی الاعلی یعنی رب اعلی من عالیترین رب من رب یعنی پرورنده یعنی میپروراند من در مقابل رب اعلای خودم رکوع میکنم و با لذت انسان به سجده میرود یعنی خودش را میاندازد امام صادق(ع) فرمود وقتی که انسان سجده میکند یعنی خودش را میاندازد روی پای خدا، سجده روی پای خدا افتادن است.@ در رکوع میگوییم سبحان ربی العظیم و بحمده عظمت خداوند تو را به رکوع وامیدارد بعد میروی در سجود میگویی سبحان ربی الاعلی و بحمده رب اعلای من چقدر آدم لذت میبرد.@ دیدید یک بچه میگوید این باباجان خودم است این برادر خودم است این خواهر خودم است این ماشین خودمان است این خانه خودمان است انتساب میدهد به خودش که پزش را بدهد شما وقتی میروی به رکوع میگویی این الله عظیم خودم است ربی چقدر قشنگ است ربی پروردگار خودم رب خودم من شاگرد یک همچین موجودی هستم.@ پرورشدهنده من یک همچین موجودی است ربی چقدر کیف دارد آدم میگوید اصلاً آدم یک موقعی خستگیش را میخواهد در ببرد یک ذره میخواهد به رقص بیاید یک ذره میخواهد کیف بکند همین فقط بگوید ربی ربی ربی چقدر قشنگ است.@ ربی العظیم ربی الاعلی و بحمده من یک همچین کسی، من مقلد کسی نیستم من از ماهواره که نمیروم دستورالعمل بگیرم مگر من حیوان هستم که بروم از آدمهای کوچک که فقط جنبه حیوانیشان فعال هست دستور العمل بگیرم چون گفتیم قیمت هر انسانی به الهش هست به معشوقهایش به مربیش است به الگویش است الگوی زندگی تو هر کس هست قیمت تو هم همان است.@ اگر یک کسی قیمتش الگویش الله است قیمتش هم مثل الله قیمت دارد لذا فرمود(اَلمُؤمِنُ اَعظَمُ حُرمَۀً مِنَ الکَعبَه) مؤمن حرمتش از کعبه هم بالاتر است از خانه خدا هم بالاتر است مؤمن، آدم باید به مؤمنین احترام بگذارد حرمت بگذارد به انسانهای مؤمن(اَعظَمُ حُرمَۀً مِنَ الکَعبَه) از کعبه هم بالاتر است مؤمن عزیزترین محبوبترین مخلوق خداوند تبارک و تعالی است.@ قدر خودتان را بدانید هی شیطان نیاید بین شما و خدا را شکرآب بکند هی نیاید بگوید مثلاً شما ارزشی ندارید خدا دوستتان ندارد حالا ممکن است چهار تا گناه هم بکند شیطان میاید گذشته آدم را در حمله سمت عقب گفتیم اینها را توضیح دادیم در دشمنشناسی گاهی وقتها انسان ممکن است مؤمن یک موقعی آلوده بشود.@ قرآن هم میگوید ممکن است یک موقعی پایش بلغزد دچار فحشایی بشود دچار منکری بشود دچار گناهی بشود شیطان نیاید یک دفعه بگوید که تو بیآبرو شدی تو دیگر بدبخت شدی خدا دیگر دوستت ندارد خدا تو را قبول نمیکند نه شما مؤمن هستید مؤمن همیشه پیش خدا عزیز است.@ شما دیدید یک بچه برای پدر مادرش خیلی عزیز است حالا ممکن است یک اشتباهی هم بکند ولی هیچ وقت از محبوبیت نمیافتد مواظب باشید هیچ وقت شما از محبوبیت پیش خدا و اهل بیت نمیافتید هیچ وقت از چشم اهل بیت نمیافتید هیچ وقت از چشم خدا نمیافتید شیطان یک موقعی نیاید گولتان بزند بگوید که تو دیگر پیش خدا ارزشی نداری چون فلان گناه را کردی.@ نه، آن گناه سر جای خودش آدم توبهاش را میکند اگر هم توبه نکند جزایش را میدهد اما هیچ وقت محبوبیتش پیش خدا از بین نمیرود انسان زمانی محبوبیتش پیش خدا از بین میرود که کافر بشود فاسق بشود نعوذبالله که دشمنی کند با بندگان خدا که شیطان بشود که جزء(شیاطین الانس) بشود.@ انسانی باشد که دیگران را به حرام به گناه و به معصیت وادار بکند سبحان ربی الاعلی پس ببینید شما در نماز علت اینکه میگویی من چرا مسلمانم چرا از قرآن تبعیت میکنم چرا از اهل بیت تبعیت میکنم دلائلش را قبلش خودتان اول میگویید چون تو با یک الله سروکار داری که اکبر است رحمن است رحیم است.@ تازه رحمان و رحیمش را هم دوبار گفته از بس خدا مهربان است این را دوبار آورده بقیه را یک بار آورده ولی رحمان و رحیم را دوبار آورده اکبر است رحمان و رحیم است رب است یعنی مالک همه چیز و تدبیرکننده همه چیز است اگر همه چیز را دارد تدبیر میکند بهتر است من تدبیر خودم را به خدا بسپارم.@ آنهایی که تدبیر خودشان را خودشان دستشان میگیرند حجابشان و لباسشان را شوهر کردنشان و زن گرفتنشان و تربیت بچهشان و کار اقتصادی و خرید و فروششان را اخلاقشان را میخواهند خودشان به عهده بگیرند و دست خدا نمیدهند تابع خدا نیستند.@ خدا میگوید کسی که تابع من نیست نمیخواهد زیر نظر من تربیت بشود خب نشود من به او اختیار دادم هیچ اشکالی ندارد خودش میخواهد هر جا برود ولی من فقط مربی چه کسانی هستم؟ سرپرستی چه کسانی را به عهده میگیرم؟ فقط مؤمنین(اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا) خدا سرپرست و ولی و هدایتگر مؤمنین است آنهایی که خودشان ایمان میاورند.@ میگوید(آمنوا) یعنی اختیار با خودشان بوده ایمان آوردند حالا خدا با اینکه اینها وقتی خودشان را سپردند با اختیار دست خدا، خودشان دوست داشتند که خدا راهنمایشان باشد الله مربیشان باشد قیمت خودشان را شناختند اول، مباحث انسانشناسی را جلسه قبل گفتیم فهمیدند قیمتشان چقدر زیاد است فهمیدند جاودانه هستند فهمیدند از فرشتهها برترند.@ حالا میگوید یک همچین موجودی حیف است من غیر از خدا مربی من باشد من که نمیایم از هر کسی فلان شاعر و فلان نویسنده و فلان هنرپیشه و فلان ورزشکار و فلان کسی که در ماهواره و در اینترنت و در فلان روزنامه و در فلان مجله اینها که نمیتوانند الگوی من باشند من اگر اینها را به عنوان الگو انتخاب بکنند در واقع خودم را پست کردم خودم را کوچک کردم.@ آنها چه کسانی هستند که بخواهند مربی من باشند آنها چه کسانی هستند که بخواهند به من سبک زندگی یاد بدهند آنها چه کسانی هستند که به من روش زندگی یاد بدهند من اصلاً از آنها تبعیت نمیکنم من فقط از الله چقدر هم قرآن قشنگ میگوید اصلاً آدم کیف میکند آیه را میشنود(قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ) بگو خدا بقیه را ول کن بیخیال بشو فقط خدا.@ (اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا) چکار میکند خدا، حالا ولیشان هست چکارشان میکند(يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) یواش یواش از تاریکیهای جهالت کفر ضلالت بداخلاقی محدودیت غم غصه از محدودیتها و تاریکهای مختلف یواش یواش اینها را خارج میکند به نور میرساندشان.@ گفتیم به کجا میرسد جلسه قبل گفتیم به جایی میرسد که وقتی میرسد در بهشت خداوند اینگونه خطابش میکند وقتی نامه برایش مینویسد(مِنَ الحَیِّ القَیُّومِ الَّذی لا یَموت) از زنده پایداری که هرگز نمیمیرد، به چه کسی خطاب میکند(اِلَی الحَیِّ القَیُّومِ الَّذی لا یَموت) بندهاش را چگونه خطاب میکند مثل خودش، میگوید از زنده پایداری که هرگز نمیمیرد به زنده پایداری که هرگز نمیمیرد.@ آدم به اینجا میرسد که مَثَل خدا میشود مثل الله میشود خلیفۀ الله میشود مظهر خداست لذا در ادامه نامه یادتان هست که چه میگفت(عَبدی عَلَیکَ مِنّی السلام) بنده من از من به تو سلام باد بعد میگوید من اللهی هستم خدایی هستم که هر چه که اراده کنم (اِذا اَقولُ لِشُیء کُن فَیَکون) و هر چه بگویم همان میشود.@ (وَ جَعَلتُکَ الیَوم تَقولُ لِشَیء کُن فَیَکون) امروز هم من تو را طوری خلق کردم که تو هر چیزی را میخواهی خودت در این بهشت میآفرینی خودت در این بهشت به اذن من هر چیزی دلت میخواهد خودت خلق کن میتوانی اینطوری باشی.@ پس تحت تربیت قرآن قرار گرفتن انسان را به اینجا میرساند مؤمن بودن حزب اللهی بودن در حزب خدا بودن انسان را به این قدرت میرساند به این عظمت میرساند که در دنیا(اعظم حرمۀً مِنَ الکَعبَه) احترامش از کعبه بالاتر است و در آخرت هم به آن درجه میرسد این کم چیزی است که یک نفر یک عمر اصلاً به غیر از خدا خودش را نسپارد.@ کسی هم که خودش را به الله نمسپارد خودش را به الله کجا میرود؟ میرود میسپارد به شیطان(وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ) طاغوتها و شیاطین ولی آنها هستند چون خدا دو تا حزب بیشتر معرفی نمیکند حزب الله و حزب الشیطان انسان یا تحت ولایت الله هست دارد زندگی میکند الگویش معیارهای زندگیش هنجارهای زندگیش سبک زندگیش زیر نظر الله است که توسط چهارده معصوم ابلاغ میشود.@ و یا تحت ولایت شیطان است یک کسی میگوید قرآن کتاب من هست قرآن برنامه زندگی من هست قانونش هست معصومین هم مجریش هستند و شارح این قرآن هستند من با اینها کار میکنم به کمتر از اینها اصلاً اعتماد ندارم لیاقتم کمتر از اینها نیست.@ یک کسی میگوید قرآن چیست این حرفها چیست دلت خوش است بابا، حالا قرآن را ول کردی اهل بیت چی هستند امامان چی هستند مراجع چه میگوید خوب اینها را ول کن اهل بیت و علما و مراجع را رها کن زیر نظر چه کسی قرار میگیری الگوی تو کیست از این به بعد کسی غیر از اینها باشد شیاطین میشود شیاطین الانس و شیاطین الجن هر دو.@ لذا میگوید(مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ) پناه ببر به خدا از اینکه مبادا تحت وسوسههای انسانها و وسوسههای شیاطین قرار بگیری هر روز این سوره را بخوانیم مؤمن یعنی این لذا قیمت هر آدمی به این هست که مؤمن است یا مؤمن نیست نه اینکه دکتر است یا مهندس است سرلشکر است یا وزیر یا رئیس جمهور است گفتیم مقام جزء کمالات حیوانی است حیوانات هم مقام داشتند.@ مقام کمال انسانی نیست یک کسی با مقام انسانتر از کسی که مقام ندارد نیست مقام منشأ انسانیت نیست منشأ ارزش نیست لذا خداوند تبارک و تعالی چقدر قشنگ میگوید امام معصوم(س) میگوید روز قیامت خدا انسانها را با این مقامها صدا میکند.@ میگوید(يا أَيُّهَا الَّذِينَ کَفَروا) (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) قیمتها اینطوری خطاب میکند روز قیامت یک جا میگوید(يا أَيُّهَا النّاس) مردم، همه مردم را میگوید یعنی آن شش گروه را خدا دارد صدا میکند سنگها آنهایی که قیمتشان به اندازه سنگ است کمتر از سنگ به اندازه حیوانات و کمتر از حیوانات شیطان و مؤمنین همه را صدا میکند.@ ولی وقتی گفت(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) یعنی فقط شاگردان خدا، خدا معلمشان است فقط معصومین معلمشان هستند خیلی این قیمت دارد عزیزم اگر در دنیا به شما مؤمن گفتند و واقعاً هم مؤمن بودید این بزرگترین افتخار و درجهای هست که یک انسان میتواند به آن برسد.@ خاک بر سر کسانی که مؤمن بودن را کنار میگذارند تا خطابهای دنیایی به آنها بکنند خطابهای حسی و خیالی به آنها بکنند برای یک مقام برای یک ریاست برای یک شهوت دنیا اینقدر خودشان را پست میکنند که از مؤمن بودن در میایند.@ فاجر میشوند فاسق میشوند مشرک میشوند ریاکار میشوند دروغگو میشوند شیطان میشوند این خیلی زشت است که انسان خودش را اینقدر سقوط بدهد امام صادق میفرماید وقتی خداوند در قرآن آدم را صدا میکند(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) امام صادق میگوید این لذت خطاب تمام خستگی کار و عمل و دستور را از بین میبرد اگر خدا یک نفر را اینطوری صدا بکند آدم به قول آن شاعر میگوید تا عرش میرود خنده من.@

اگر یک کسی خدا صدایش کرد گفت مؤمن خیلی افتخار بزرگ است دیدید الان در اعتبارات دنیایی به یکی میگویند این لیسانس است ارشد است دکتر است صدایش میکنند دکتر خیلی بال در میاورد خطابهای دنیایی است مهندس اوستا اینها اعتبارات دنیایی است.@ اما در اعتبارات انسانی خداوند میگوید(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) اگر خدا یکی را صدا کرد آی مؤمن وای چقدر آدم کیف میکند اگر خدا صدایش بکند لذا امام صادق(ع) میگوید وقتی خدا دستوری میخواهد بدهد اول خستگی آدم را در میبرد اول قیمت آدم را به او میگوید بعد دستور را میدهد(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا).@ دستورات قرآن را نگاه کنید به مؤمنین که خطاب میکند همین که گفت مؤمن دیگر مؤمن همین کلمه را که از زبان خدا میشنود هر دستوری که خدا بگوید برایش دیگر راحت است انجام دادنش یعنی تو در مدرسه من داری درس میخوانی در مکتب من هستی تو شاگرد مکتب اهل بیتی خیلی قیمت دارد.@ یعنی واقعاً آدم یک ذره فکر بکند ببیند از این چیزی بالاتر هست یا نه که انسان تابع اهل بیت باشد تابع خداوند تابع قرآن کریم باشد مقامی ارزشی لذتی از این بالاتر وجود دارد یا نه (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) لذا وقتی خدا اینطوری صدا میکند خستگی آدم در میرود.@ پس چرا بقیه بیحجابی بکنند فسق و فجور بکنند بقیه بروند هر غلطی دلشان خواست بکنند ما چرا محدودیم اگر یک کسی این حرف را بزند یعنی حتماً خودش را نشناخته مثل اینکه یک دانشجوی پزشکی بگوید چرا بقیه درس نمیخوانند من همیشه باید درس بخوانم خوب تو قرار است پزشک بشوی تو قرار است مهندس بشوی پزشک بشوی نابرده رنج گنج میسر نمیشود.@ یک کسی که شاگرد مدرسه خداست دیگر نباید حسرت و افسوس کسی که شاگرد نیست را بخورد مثل بعضی از افرادی که میروند مدرسه میگویند خوش به حال آنهایی که پول ندارند مدرسه نمیایند خوش به حال آنهایی که درس نمیخوانند این خوش به حالی دارد یا ندارد اگر کسی که موفق میشود درس بخواند به یک نفری که درس نمیخواند بگوید خوش بحالش یعنی قدر درس خواندن خودش را نمیداند.@ جاهل به اینکه چه نعمتی نصیبش شده دارد کفران میروزد به اینکه چه نعمتی نصیبش شده لذا یک کسی که در مدرسه خدا دارد تعلیم میبیند در مکتب خداست به هیچ وجه حسرت زندگی دیگران را نمیخورد میگوید من کلاسم بالاتر است من رتبهام بالاتر است.@ اگر انسان قدر این را نداند و ایمان نیاورده باشد به خودش همین ظاهری حجاب را رعایت بکند ظاهری نماز بخواند بدرد هم نمیخورد دیدید آنهایی که ظاهری هستند ایمان نیاوردند تا محیطشان تغییر میکند عملشان هم تغییر میکند.@ الان اینجا مثلاً خیلی چادری خوب مذهبی آقا مثلاً خیلی مذهبی خوب، میروند در کیش میبینی همه چیز عوض شد میروند دبی میبینی همه چیز عوض شد مگر خدا اینجا نیست اسلام خدا ائمه امام زمان فرشتهها دیگر اینجا کسی چیزی نمینویسد پس چی شد.@ این نشان میدهد از اول هم آن موقعی هم که این داشته رعایت میکرده آن که داشته را قدرش را نمیدانسته عقده داشته عقده بیسوادها عقده کسانی که در شیطان هستند را داشته عقده کسانی را داشته که در مدرسه خدا درس نخواندند در مدرسه اهل بیت نیستند لذا همیشه با حسرت میگوید آخ خوش بحال اینها اینها آزاد هستند و راحت هستند.@ اینها آزاد و راحت هستند در حیوانیت آزاد هستند در طبیعت آزاد هستند فطرتشان را در زندان بردند بخش فوق عقل و کودک عزیز روانشان را اینها زندان کردند خوش به حال اینها، این دیگر خیلی بیلیاقتی است واقعاً خیلی بیسعادتی است انسان بگوید خوش به حال فاسقها خوش به حال گناهکارها خوش به حال آنهایی که آزاد هستند این آزادی نیست که زندان بودن است.@ مؤمن کدام بخشش را محدود میکند در بند نمیکند فقط محدود میکند کدام بخش را؟ بخش حیوانیش را یعنی بخش طبیعتش را، کدام بخش مؤمن آزاد آزاد است هر کاری دلش بخواهد میکند؟ بخش انسانیش لذا شما دستورات خدا را نگاه بکنید در قرآن به هیچ وجه با خود شما خدا کاری ندارد.@ اصلاً راجع به خود شما که از جنس الله هستید روح خدا هستید اصلاً خدا به این بخش نمیگوید کاری بکن یا کاری نکن محدودیتها و احکام روی بخش حیوانی ماست این بخش ما محدود میشود ولی بخش انسانیمان آزاد است راحت هر کاری دلش بخواهد میکند هر وقت خواست میرود پیش خدا هر وقت خواست میرود پیش یکی از معصومین هر وقت خواست برود پیش یکی از انبیاء آزاد آزاد است.@ غذا میخورد پر پر پرواز میکند راحت هر وقت دلش خواست رشد میکند بخش حیوانی باید محدود بشود که مانع رشد بخش انسانی نشود گفتیم وقتی ما نماز میخوانیم یک بخشمان خوشحال است یک بخشمان غمگین است آن بخشی که خوشحال است کدام بخش است؟ در نماز خواندن کدام بخش نشاط دارد؟ بخش انسانی یا فطرت.@ کدام بخش ناراحت است میخواهد زودتر در برود؟ بخش حیوانیت، در حجاب کدام بخش خوشحال است؟ فطرت بخش انسانی، کدام بخش ناراحت است؟ بخش حیوانی، در خمس وقتی دارید خمس میدهید زکات میدهید کدام بخش خوشحال است؟ بخش انسانی و فطرت، کدام بخش ناراحت است میترسد؟ بخش حیوانی، پس دین محدودیت کدام بخش است؟ حذف نه محدودیت و تربیت کدام بخش است؟ بخش حیوانی است.@ ولی بخش انسانی آزاد آزاد راحت هر کاری بخواهد میکند. پس قدر ایمان را بدانیم هیچ چیز مثل ایمان نیست. خدایا به حق محمد و آل محمد همه ما را از مؤمنین قرار بده خدایا روزبهروز ایمان ما را افزایش بده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@